Skip to main content

چگونه از حجم معاملاتی برای بهبود معامله گری خود استفاده کنید؟

حجم معاملاتی (trading volume)، اندازه‌گیری‌ای از میزان معامله یک دارایی مالی (financial asset)، در یک بازهٔ زمانی مشخص می‌باشد. در خصوص سهام، حجم معاملاتی از طریق تعداد سهام مبادله شده، و در مورد قراردادهای آتی و یا قراردادهای اختیار خرید، حجم معاملاتی براساس تعداد قراردادهایی که در آن‌ها تغییر مالکیت رخ‌داده است، محاسبه می‌شود. اعداد و دیگر اندیکاتورهایی که از اطلاعات حجمی استفاده می‌کنند، توسط نمودارهای آنلاین تأمین شده‌اند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد حجم معاملات می‌توانید از مطلب آموزشی «حجم معاملات در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

نگاه به حجم‌های معاملاتی و الگوهای حجمی در طی زمان، می‌تواند میزان قدرت هر یک از حرکات صعودی و یا نزولی قیمت را نمایش دهد. این مورد در خصوص معامله‌گران قراردادهای اختیار معامله (options) نیز صدق می‌کند. در این نوع از قراردادها، حجم معاملاتی به‌عنوان اندیکاتوری از میزان علاقه‌مندی بازار به قرارداد، محسوب می‌شود. در واقع، حجم معاملاتی نقشی مهم در تحلیل تکنیکال ایفا می‌کند و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اندیکاتورهای تکینکال، شناخته می‌شود.

نکات کلیدی:

  • حجم معاملاتی، اندازه‌گیری‌ای از میزان سهام مبادله شده در بازار، قراردادهای معامله‌شده در بازار، قراردادهای معاملات آتی (futures)، و قراردادهای اختیار معامله (options) می‌باشد.
  • حجم می‌تواند اندیکاتوری از میزان قدرت بازار باشد. بازارهایی که روند صعودی داشته و میزان حجم در آن‌ها نیز در حال افزایش است، به‌طور معمول به‌عنوان بازارهایی سالم و قدرتمند شناخته می‌شوند.
  • زمانی که قیمت با حجم معاملاتی بالا، به سمت پایین حرکت می‌کند، روند در حال جمع‌آوری قدرت برای آغاز حرکت نزولی خود می‌باشد.
  • زمانی که قیمت با کاهش حجم، به قله‌های قیمتی جدیدی می‌رسد، باید توجه مضاعفی داشته باشیم. زیرا ممکن است یک بازگشت قیمتی در این ناحیه شکل بگیرد.
  • حجم در تعادل (On Balance Volume)، و اندیکاتور کلینگر (Klinger Indicator)، مثال‌هایی از ابزارهای استفاده‌کننده از اطلاعات حجم می‌باشند.

بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

راهنمایی‌هایی در خصوص استفاده از حجم معاملاتی برای بهبود معامله گری

راهنمایی‌هایی در خصوص استفاده از حجم معاملاتی

زمانی که به بررسی حجم معاملاتی می‌پردازید، رهنمودهایی برای تشخیص میزان قدرت و یا ضعف یک حرکت قیمتی وجود دارند. به‌عنوان معامله‌گر، ما علاقه‌مند هستیم که به حرکات قیمتی قدرتمند وارد شویم و زمانی که ضعف در روند دیده می‌شود، در بازار شرکت نکنیم – و یا حتی منتظر یک نقطهٔ ورود مناسب، برای ورود به جهتی مخالف با حرکت ضعیف قیمت، باشیم. این نکات در تمامی موارد و شرایط، درست نمی‌باشند، اما می‌توانند راهنمایی‌هایی کلی برای اتخاذ تصمیم‌های معاملاتی به‌شمار روند.

1 . تأییدیه روند

یک بازار صعودی باید شاهد افزایش حجم معاملاتی باشد. خریداران برای افزایش قیمت‌ها، باید شاهد افزایش میزان اشتیاق خرید بازار باشند. افزایش قیمت در عین کاهش حجم معاملاتی، می‌تواند نشان‌دهندهٔ کاهش میزان علاقهٔ مردم به آن دارایی باشد. و این، یک نشانه از بازگشت روند احتمالی می‌باشد. ممکن است هضم این موضوع برای شما در ابتدا مشکل باشد، اما حقیقت این است که افزایش و یا کاهش قیمت‌ها با حجم معاملاتی پایین، سیگنالی قوی به‌شمار نمی‌رود. کاهش و یا افزایش قیمت‌ها با حجم معاملاتی بالا، سیگنالی قوی‌تر بوده و نشان‌دهندهٔ یک تغییر در موارد بنیادی سهم می‌باشد.

2. حرکات بدون انرژی در بازارها و حجم معاملاتی

در یک بازار صعودی و یا نزولی، شما می‌توانید حرکات فرسودگی/خستگی (Exhaustion Moves) را مشاهده کنید. این حرکات، حرکات تیز قیمتی‌ای هستند که با یک افزایش شدید در حجم معاملاتی همراه می‌شوند که نشان‌دهندهٔ احتمال پایان روند موجود می‌باشند. در این حالت، شرکت‌کنندگان بازار صبر کرده و می‌ترسند که حرکات صعودی بیشتری از قیمت از دست بدهند، موضوعی که خود باعث خستگی خریداران می‌شود.

در کف یک بازار، قیمت‌های در حال سقوط باعث خروج دسته‌ای بزرگ از معامله‌گران می‌شود. که خود باعث ایجاد نوسان در بازار و افزایش حجم معاملاتی می‌گردد. معمولاً پس از رخ دادن این اتفاق، شاهد کاهش حجم معاملاتی هستیم. اما نحوهٔ ایفای نقش حجم معاملاتی در روزهای آتی، هفته‌ها و ماه‌های آینده است که باید مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.

3. نشانه‌های صعودی

حجم می‌تواند در یافتن نشانه‌های صعودی (bullish signs) بسیار کاربردی باشد. برای مثال، در نظر بگیرید که میزان حجم معاملاتی پس از حرکت نزولی قیمت، افزایش پیدا کرده است. قیمت در ادامه به سمت بالا حرکت کرده، و سپس حرکتی به سمت پایین خواهد داشت. اگر حرکت نزولی قیمت نتواند به کف قبلی برسد و حجم معاملاتی در طی حرکت نزولی دوم کم شده باشد، می‌توان این موارد را جزو نشانه‌های صعودی تفسیر کرد.

4. حجم و بازگشت‌های قیمتی

پس از یک حرکت صعودی – نزولی طولانی‌مدت، ممکن است قیمت شروع به حرکت در یک محدودهٔ مشخص (رِنج) کند. رِنجی که در آن میزان حرکات قیمتی کم بوده، و حجم معاملاتی سنگین می‌باشد. این می‌تواند نشان‌دهندهٔ یک بازگشت قیمت احتمالی باشد، و در صورت رخ دادن این بازگشت قیمتی، جهت حرکت قیمت تغییر خواهد کرد.

5. حجم و شکست‌های قیمتی در برابر شکست‌های قیمتی کاذب

در ابتدای یک شکست از محدودهٔ رِنج در نمودار، افزایش حجم معاملاتی می‌تواند نشان‌دهندهٔ قدرت حرکت قیمت باشد. تغییری کوچک در حجم معاملاتی و یا کاهش حجم معاملاتی در یک شکست قیمتی، می‌تواند نشان از عدم تمایل شرکت‌کنندگان و احتمال کاذب بودن شکست قیمتی را بدهد.

6. تاریخچهٔ حجم معاملاتی

باید حجم‌های معاملاتی را نسبت به اطلاعات ثبت شده تاریخی آن، بررسی کنیم. بررسی حجم معاملاتی امروز و حجم معاملاتی 50 سال پیش، کمکی به ما نمی‌کند، زیرا اطلاعات 50 سال گذشته امروزه دیتاهایی غیرمرتبط محسوب می‌شوند. هر چه دیتاهای حجمی استفاده شده نزدیک‌تر به زمان حال باشد، ارتباط بیشتری با وضعیت فعلی خواهد داشت و کاربردی‌تر خواهد بود.

نکتهٔ مهم: حجم معاملات، معمولاً به‌عنوان یک اندیکاتور نقدینگی بازار (indicator of liquidity) در نظر گرفته می‌شود. زیرا سهام یا بازارهایی که بیشترین حجم معاملاتی را دارند، دارای بیشترین میزان نقدینگی نیز هستند و بهترین گزینه برای معامله گری کوتاه‌مدت (short-term trading) به‌شمار می‌آیند، زیرا که بسیاری از خریداران و فروشندگان آمادهٔ معامله در قیمت‌های مشخص می‌باشند.

سه اندیکاتور حجم معاملاتی

سه اندیکاتور حجم معاملاتی

اندیکاتورهای حجم، فرمول‌های ریاضی هستند که به‌صورت بصری در پلتفرم‌های نموداری، به نمایش گذاشته می‌شوند. هر اندیکاتور از فرمولی متفاوت استفاده می‌کند، و معامله‌گران باید اندیکاتوری ر ا پیدا کنند که بتوانند بیشترین بهره را از آن ببرند. اندیکاتورها ضروری نیستند، اما می‌توانند کمک شایانی در پروسهٔ تصمیم‌گیری به شما کنند. بسیاری از اندیکاتورهای حجم وجود دارد که می‌توانید از بین آن‌ها انتخاب کنید. در ادامه با چند مورد از آن‌ها آشنا خواهید شد.

1 . اندیکاتور حجم تعادلی

چگونه از حجم معاملاتی برای بهبود معامله‌گری خود استفاده کنید؟

اندیکاتور حجم تعادلی (On Balance Volume – OBV)، یک اندیکاتور ساده اما مؤثر می‌باشد. به‌صورت قراردادی، در صورت بسته شدن بازار در سطوحی بالاتر، به حجم اضافه‌شده و در صورت بسته شدن بازار در سطوحی پایین‌تر، از میزان حجم کاسته می‌شود. این اندیکاتور مجموعه‌ای از کل حجم بازار را به شما ارائه کرده و میزان انباشتگی در هر یک از سهام را نشان می‌دهد. این اندیکاتور می‌تواند واگرایی‌ها (divergences) را نیز به نمایش بگذارد. مانند زمانی که قیمت در حال افزایش بوده، اما حجم معاملاتی یا با سرعت کمتری رشد کرده – یا شروع به سقوط کرده است.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد واگرایی می‌توانید از مطلب آموزشی «واگرایی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

2. اندیکاتور جریان پول چایکین (Chaikin Money Flow)

چگونه از حجم معاملاتی برای بهبود معامله‌گری خود استفاده کنید؟

افزایش قیمت‌ها باید با افزایش میزان حجم همراه شوند. به‌همین دلیل اندیکاتور جریان نقدی چایکین، بر روی افزایش حجم – به هنگام افزایش قیمت‌ها – توجه می‌کند و یا بر روی بخش انتهایی رنج معاملاتی روزانه تمرکز کرده و به بررسی قدرت حرکت مربوط می‌پردازد. زمانی که قیمت بسته شدن در محدودهٔ بالایی رنج روزانه قرار گیرد و حجم معاملاتی نیز در حال افزایش باشد؛ ارزش سهم در حال افزایش می‌باشد. زمانی که قیمت بسته شدن در بخش پایین رنج روزانه باشد، ارزش در سهم، منفی خواهد بود. اندیکاتور جریان پول چایکین می‌تواند به‌عنوان یک اندیکاتور کوتاه‌مدت استفاده شود، زیرا این اندیکاتور نوسانی بوده و بیشتر برای بررسی واگرایی‌ها به‌کار می‌رود.

3. نوسان سنج کلینگر (Klinger Oscillator)

چگونه از حجم معاملاتی برای بهبود معامله‌گری خود استفاده کنید؟

نوسانات انجام‌شده در سطوح بالایی و پایینی خط صفر، می‌تواند به‌عنوان کمکی جهت دریافت سیگنال‌های معاملاتی استفاده شود. اسیلاتور کلینگر میزان جمع‌شدگی (خرید – Accumulation) و میزان پخش‌شدگی (فروش – Distribution) و حجم آن‌ها را، در طی بازهٔ زمانی داده شده می‌سنجد.

جمع‌بندی

حجم معاملاتی یک ابزار کاربردی برای بررسی روندها می‌باشد و همان طور که در این مقاله مشاهده کردید؛ راه‌های زیادی برای استفاده از آن وجود دارد. می‌توان از دستورالعمل‌های ساده‌ای برای بررسی میزان قدرت و یا ضعف حرکات بازار، استفاده کرد. همچنین می‌توان از این دستورالعمل‌ها برای بررسی این موضوع که آیا حجم، در حال تأیید یک حرکت قیمتی می‌باشد و یا سیگنال از یک بازگشت قیمتی می‌دهد نیز، به کار رود.

اندیکاتورهایی که براساس حجم معاملاتی ساخته شده‌اند، در برخی از مواقع می‌توانند در پروسهٔ تصمیم‌گیری به شما کمک کنند. به‌طور خلاصه، با وجود اینکه حجم معاملاتی یک ابزار دقیق نیست، سیگنال‌های ورود و خروج به بازار می‌توانند از طریق بررسی حرکات قیمت (price action)، حجم معاملاتی و اندیکاتورهای حجمی، به‌دست آیند.

به انتهای مقاله چگونه از حجم معاملاتی برای بهبود معامله گری خود استفاده کنید؟ رسیدیم، اگر شما هم تجربه ای در خصوص استفاده از حجم معاملاتی در معامله دارید لطفا با دیجی کوینر به اشتراک بگذارید.

الگوی جهش گربه مرده در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی جهش گربه مرده (Dead Cat Bounce) یک بهبود موقتی در قیمت دارایی‌هایی می‌باشد که مدتی طولانی را در نزول قیمتی به سر برده‌اند و یا بازارهای خرسیای (نزولی) که توسط یک روند نزولی ادامه یافته است. الگوی جهش گربه مرده یک بهبود کوتاه و موقتی در قیمت در حال کاهش یک دارایی مانند سهام می‌باشد.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بازار خرسی ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بازار خرسی در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

روندهای نزولی به‌طور متناوب توسط دوره‌های بهبودی کوتاهی – رالی‌های کوچک و کوتاه‌مدت قیمتی – مختل می‌شوند. در این مدت قیمت به‌مرور افزایش می‌یابد. نام «جهش گربه مرده» از این موضوع نشأت می‌گیرد که حتی یک گربه مرده هم پس از پرتاب‌شدن از ارتفاع کافی و با سرعت کافی پس از برخورد با زمین خواهد جهید.

نکات مهم:

  • الگوی جهش گربه مرده یک بهبود موقت طی یک افت قیمتی طولانی‌مدت و یا طی یک بازار نزولی است که توسط یک روند نزولی ادامه پیدا کرده است.
  • این الگو به‌عنوان یک الگوی ادامه‌دهنده (Continuation Pattern) محسوب می‌گردد. در ابتدای امر ممکن است این الگو به‌شکل یک بازگشت قیمتی از روند غالب دیده شود. اما در واقع این الگو ادامه‌ای بر روند نزولی سابق خود خواهد بود.
  • الگو های جهش گربه مرده معمولاً پس از تکمیل‌شان مشخص می‌شوند.

الگوی ادامه دهنده روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی جهش گربه مرده چه چیزهایی را به شما می‌گوید؟

الگوی جهش گربه مرده (مرجع) یک الگوی قیمتی در تحلیل تکنیکال می‌باشد که توسط تحلیل‌گران تکنیکال مورد استفاده قرار می‌گیرد. این الگو در دستهٔ الگوهای ادامه‌دهنده قرار می‌گیرد. حرکت جهشی این الگو ممکن است در ابتدا این تصور را به‌وجود بیاورد که بازگشت قیمتی و تغییر روند قیمتی در راه است؛ اما این جهش به‌سرعت توسط ادامهٔ روند نزولی غالب به‌سمت پایین حرکت خواهد نمود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد روند می‌توانید از مطلب آموزشی «روند در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

پس از این که قیمت ناحیه‌ای پایین‌تر از کف سابق خود رسید، الگوی جهش گربه مرده ما به‌طور کامل تشکیل شده و قابل مشاهده می‌باشد. معامله‌گرانِ کوتاه‌مدتی (Short term Traders) می‌توانند از این رالی کوچک قیمتی برای کسب سود استفاده نمایند. همچنین سرمایه‌گذاران و دیگر معامله‌گران می‌توانند از این رالی کوچک به‌عنوان یک نقطهٔ ورودی مناسب برای ورود به معاملات فروش (Sell) استفاده نمایند.

نمودار الگوی جهش گربه مرده
نمودار الگوی جهش گربه مرده

روندهای نزولی مرتباً توسط رالی‌های کوچک و حرکات کوتاه‌مدت قیمت به سمت بالا منقطع می‌گردند. این می‌تواند نتیجهٔ بسته شدن معاملات فروش توسط معامله‌گران و باز کردن معاملات خرید با این فرض که روند نزولی پایان یافته است (و این نقطه، نقطهٔ کف – Bottom – نمودار است) باشد.

الگوی جهش گربه مرده یک الگوی قیمتی است که معمولاً پس از شکل‌گیری کامل شناخته می‌شود. تحلیل‌گران بازار ممکن است از برخی از ابزار های تحلیل تکنیکال و فاندامنتال (بنیادی) جهت پیش‌بینی موقتی بودن این الگو استفاده نمایند. یک الگوی جهش گربه مرده می‌تواند در سطوح گستردهٔ اقتصادی، مانند اعماق یک دورهٔ رکودی، و یا در قیمت یک سهم و یا گروهی از سهام مشاهده شود.

تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال چیست؟

به‌مانند تشخیص قله یا قعر بازار (Markets Peak or Trough) تشخیص یک الگوی جهش گربه مرده زودتر از رخ دادن کامل آن، حتی برای سرمایه‌گذاران با تجربهٔ مملو از دشواری می‌باشد. برای مثال در ماه مارس سال 2009، نوریِل روبینی (Nouriel Roubini) از دانشگاه نیویورک مراحل ابتدایی بهبود بازار (پس از بحران سال 2008) را یک الگوی جهش گربه مرده نامید و بیان داشت که سقوط قیمتی به سمت پایین ادامه خواهد داشت. در واقعیت اما، ماه مارس سال 2009 آغاز یک روند ممتد و طولانی مدت صعودی بود که در نهایت، از بالاترین قلهٔ ثبت‌شدهٔ سابق بازار نیز گذر نمود.

مثالی از یک الگوی جهش گربه مرده

بیایید یک مثال تاریخی را در نظر بگیریم. قیمت سهام شرکت سیسکو سیستمز (Cisco Systems Inc. – NASDAQ: CSCO) تا قلهٔ 82 دلاری به‌ازای هر سهم تا قبل از سقوط تا سطح 15.81 دلاری به‌ازای هر سهم در ماه مارس سال 2001 (که نتیجهٔ ترکیدن حباب دات کام بود) صعود نموده بود. در این زمان قیمت سهام سیسکو شاهد رخ دادن تعداد زیادی الگوی جهش گربه مرده بود.

قیمت سهام تا سطح 20.44 دلاری تا ماه نوامبر سال 2001 صعود نمود، سپس دوباره تا سطح 10.48 دلاری تا ماه سپتامبر سال 2002 سقوط نمود. تا ماه ژوئن سال 2016، سهام سیسکو با قیمت 28.47 دلار به‌ازای هر سهم مبادله می‌شد؛ که این میزان تقریباً برابر با 1/3 قله قیمتی دوران حباب تکنولوژیکی اوایل هزاره (سال 2000) بود. در سال 2019 اما، قیمت سهام سیسکو قلهٔ جدیدی را در سطح 47.50 دلاری ثبت نمود.

محدودیت‌های الگوی جهش گربه مرده

همان طور که بالاتر اشاره شد، در بیشتر اوقات، الگوی جهش گربه مرده تنها پس از تشکیل شدن کامل آن دیده می‌شود. این بدین معنی است که معامله‌گران ممکن است ادامهٔ شیب نزولی پس از این جهش را دیده و جهش قیمتی رخ داده را الگوی جهش گربه مرده تشخیص دهند. در حالی که در واقعیت، جهش قیمتی ثبت شده و نزول قیمتی اندک پس از آن، نشان از برگشت روندی در بازار (Trend Reversal) بوده است و نه یک جهش قیمتی کوتاه مدت. در چنین حالتی معامله‌گران ممکن است سیگنال یک روند صعودی بلندمدت و قدرتمند را با یک الگوی جهش گربه مرده اشتباه بگیرند.

چگونه معامله‌گران می‌توانند تفاوت بین یک تغییر روند در بازار و یک الگوی جهش گربه مرده را تشخیص دهند؟ اگر می‌توانستیم به این سؤال به‌سادگی پاسخ دهیم، می‌توانستیم سودهای زیادی را به‌دست بیاوریم. در واقع هیچ روش ساده‌ای برای یافتن نقطهٔ کف بازار و تشخیص دادن دو مورد فوق از یکدیگر وجود ندارد.

اندیکاتور وسعت بازار در تحلیل تکنیکال چیست؟

اندیکاتورهای وسعت بازار (Breadth Indicators) فرمول‌های ریاضی‌ای هستند که تعداد سهام‌های روبه‌بالا و روبه‌پایین و یا حجم آنها را محاسبه می‌کنند تا مشارکت در تغییرات قیمت شاخص سهام را محاسبه کنند. با ارزیابی اینکه چه تعداد سهام در حال افزایش یا کاهش قیمت هستند و اینکه چه میزان از این سهام‌ها معامله می‌شوند، اندیکاتورهای وسعت بازار به تأیید روند شاخص قیمت سهام کمک می‌کنند یا می‌توانند نسبت به بازگشت قریب‌الوقوع قیمت هشدار دهند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد تحلیل تکنیکال ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

نکته‌های مهم:

  • اندیکاتورهای وسعت بازار معمولاً به‌خودیِ خود سیگنال‌های معاملاتی ارائه نمی‌دهند، بلکه تصویر کلی از بهبود بر روی شاخص را ارائه می‌دهند.
  • معمولاً، وقتی اندیکاتور وسعت بازار و شاخص بورس در حال رشد هستند، نشان‌دهندهٔ این است که مشارکت جدی‌ای در افزایش قیمت وجود دارد. این بدان معنی است که احتمالاً افزایش قیمت ادامه خواهد داشت.
  • همین مفهوم در مورد اندیکاتور وسعت بازار در حال سقوط و شاخص سهام در حال افت اعمال می‌شود.
  • هنگامی که اندیکاتور وسعت بازار و شاخص سهام واگرایی نشان دهند، ممکن است اخطار بازگشت داده شود. سهم‌های کمتری در جهت رشد شاخص سهام حرکت می‌کنند. این بدان معناست که شاخص بورس می‌تواند در حال تغییر جهت باشد.

محاسبهٔ اندیکاتورهای وسعت بازار

تعدادی اندیکاتورهای وسعت بازار وجود دارد که هر کدام فرمول و روش محاسبه خود را دارند. برخی از اندیکاتورهای وسعت بازار تجمعی هستند و ارزش روزانه به مقدار قبلی اضافه می‌شود یا از آن کم می‌شود. برخی دیگر غیرتجمعی هستند و روزانه یا دوره‌ای امتیاز دادهٔ خود را ارائه می‌دهند.

اندیکاتور وسعت بازار در تحلیل تکنیکال چیست؟

یکی از ساده‌ترین اندیکاتورهای وسعت بازار، Advance/Decline Line (خط پیشرفت-پسرفت) است. این اندیکاتور یک اندیکاتور تجمعی است که در آن پیشرفت‌های خالص (تعداد سهام در حال پیشرفت – تعداد سهام رو به کاهش) از یا به مقدار قبلی کم یا اضافه می‌شود.

اندیکاتور وسعت بازار به شما چه می‌گوید؟

اندیکاتورهای وسعت بازار، معامله‌گران و سرمایه‌گذاران را با نمای کلی از بازار مجهز می‌کند. “بازار سهام” معمولاً با استفاده از شاخص‌های بورس بررسی می‌شود.

به‌عنوان مثال، خط پیشرفت -پسرفت (خط AD) شاخص S&P 500 یک راهنمای تجمعی برای این است که آیا سهام‌های بالاتر در حال افزایش یا کاهش در طول زمان هستند. این محاسبه تمایل کلی سرمایه‌گذار را در کلیه سهام‌های موجود در این شاخص نشان می‌دهد.

اندیکاتورهای وسعت بازار در درجه اول برای دو هدف استفاده می‌شوند:

  • تمایل بازار (رویکرد به بازار) – اندیکاتورهای وسعت بازار می‌توانند به تعیین اینکه احتمالاً بازار بالا می‌رود (رشد می‌کند) یا سقوط می‌کند، کمک کنند.
  • قدرت روند – اندیکاتورهای وسعت بازار می‌توانند به‌تعیین قدرت یک روند صعودی یا نزولی کمک کنند.

اندیکاتورهایِ وسعتِ بازارِ مختلفی وجود دارد که معامله‌گران و سرمایه‌گذاران می‌توانند در تحلیل خود از آنها استفاده کنند.

برخی از اندیکاتورهای وسعت بازار مشهور دیگر، جدا از خط پیشرفت -پسرفت (خط AD) شامل موارد زیر می‌باشند:

  • اندیکاتور حجم تعادلی (On Balance Volume) که با توجه به اینکه آیا سهام یا شاخص، بالاتر یا پایین‌تر از قیمتِ بسته شدن قبلی بسته شده است، مقدار حجم را به مقدار قبلی اندیکاتور اضافه یا از آن کم می‌کند.
  • شاخص McClellan Summation
  • شاخص (Arms Index (TRIN که نسبت سهم‌های افزایشی به کاهشی را در بازار نشان می‌دهد و از تقسیم سهم‌های افزایشی یه کاهشی در بازار به‌دست می‌آید.
  • نوسانگر چایکین (Chaikin Oscillator) که براساس تغییر حجم و قیمت نوسان می‌کند.
  • Up/Down Volume Ratio (نرخ حجم بالا/پایین) که برابر است با نسبت حجم سهم‌های افزایشی به حجم سهم‌های کاهشی.
  •  Up/Down Volume Spread (نرخ گسترش بالا/پایین) که برابر با حجم بالای معاملات منهای حجم پایین است.

اندیکاتور A/D در تحلیل تکنیکال چیست؟

اندیکاتورهای وسعت بازار دیگری نیز وجود دارند.

معامله‌گران و سرمایه‌گذاران ممکن است از اندیکاتورهای وسعت بازار مختلف برای اهداف مختلف استفاده کنند. به‌عنوان مثال، اندیکاتور حجم تعادلی (On Balance Volume) در بررسی فشار خرید و فروش، حجم را هم مدنظر قرار می‌دهد و فقط نشان‌دهندهٔ قیمت نمی‌باشد، در حالی که شاخص McClellan Summation شامل یک فرمول پیچیده‌‌تر است که باعث تولید سیگنال‌های خریدوفروش واقعی می‌شود.

برخی از اندیکاتورهای وسعت بازار، از جمله نوسان‌گر چایکین (Chaikin Oscillator) و اندیکاتور حجم تعادلی (On balance volume) می‌توانند برای تک سهم‌ها یا حتی دارایی‌های دیگر اعمال شوند. سایر اندیکاتورهای وسعت بازار (از جمله خطAD  یا (Arms Index  فقط براساس شاخص‌ها محاسبه می‌شوند.

معامله‌گران از اندیکاتورهای وسعت بازار در رابطه با دیگر روش‌های تحلیل تکنیکال مانند الگوهای نمودار و شاخص‌های تکنیکال استفاده می‌کنند تا شانس موفقیت را به حداکثر برسانند. به‌عنوان مثال، اگر خط AD کاهشی شود در حالی که S&P 500 همچنان در حال افزایش باشد، معامله‌گران شاخص S&P 500 را زیرنظر می‌گیرند تا روند صعودی آن متوقف شود و خط روند خود را بشکند. این امر، تأییدیهٔ خوبی برای شروع کاهشی شدن روند قیمت می‌باشد. بنابراین معامله‌گر می‌تواند از موقعیت خرید  (longs) خارج شود و یا موقعیت‌های فروش (Short) را آغاز کند.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

مثال از اندیکاتورهای وسعت بازار

نمودار زیر دو اندیکاتورهای وسعت بازار، حجم تعادلی (on balance volume) و شاخص تحمیلی بازار (Force Index)  را در نمودار SPDR S&P 500 ETF (SPY) نشان می‌دهد.

مثال از اندیکاتورهای وسعت بازار

شاخص تحمیلی (Force Index) (در پایین نمودار) در اوایل فوریه در طی افت بازار، روند نزولی سریعی را نشان می‌دهد و صعود نسبتاً ضعیفی در سرتاسر دوره دارد. On Balance Volume حجم صعودی در طی دورهٔ بهبودی فوریه و مارس و حجم متوسط در ماه‌های بعد را نشان می‌دهد. این اندیکاتورها نشان می‌دهند که بازار بین ماه آوریل و ژوئن نسبتاً خنثی است.

تفاوت بین اندیکاتورهای وسعت بازار و سایر اندیکاتورهای تکنیکال

اندیکاتورهایِ وسعتِ بازار، زیرمجموعه‌ای از حوزهٔ بزرگ‌ترِ اندیکاتورهای تکنیکال هستند. در حالی که اندیکاتورهای وسعت بازار تلاش می‌کنند میزان مشارکت و استحکام را در حرکات سهام یا شاخص نشان دهند، اندیکاتورهای تکنیکال اهداف وسیع‌تری دارند. اندیکاتورهای تکنیکال می‌توانند برای تحلیل حجم یا قیمت، تولید سیگنال‌های معاملاتی یا تعریف کردن محدودهٔ حمایت و مقاومت – support and resistance – استفاده شوند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سطوح حمایت و مقاومت می‌توانید از مطلب آموزشی «سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

محدودیت استفاده از اندیکاتورهای وسعت بازار

اندیکاتورهای وسعت بازار همیشه هشدار بازگشت نمی‌دهند. همچنین آنها همیشه حرکت قیمتی را تأیید نمی‌کنند، حتی اگر قیمت در همان جهت حرکت کند.

بیشتر اندیکاتورهای وسعت بازار مستعد ابتلا به برخی ناهنجاری‌های موقعیتی هستند. در حالی که معامله‌گران معمولاً با افزایش قیمت به دنبال افزایش حجم معاملات هستند، اما این اتفاق همیشه نمی‌افتد. روندهای بازار ممکن است مدت زیادی در حجم کاهشی یا حتی مشارکت کاهشی باقی بمانند، که منجر به واگرایی اندیکاتورهای وسعت بازار خواهد شد اما لزوماً منجر به بازگشت قیمت نمی‌شود.

برخی از اندیکاتورهای وسعت بازار نیز ممکن است به‌خاطر روش محاسبهٔ آنها، خوانش‌های عجیب ایجاد کنند. برای مثال، اندیکاتور حجم تعادلی – On Balance Volume، ممکن است در روزی با حجم (معاملاتی) بالا، پرش یا سقوط چشم‌گیری داشته باشد، اما قیمت فقط با اندک اختلافی از قیمت باز شدن بازار بسته شود. در این حالت قیمت به‌سختی جابه‌جا می‌شود، اما اندیکاتور حرکت بزرگی را نشان می‌دهد.