مشاور مالی کیست؟

مشاور مالی (Financial Advisor) کسی است که به مشتریان خود مشاوره‌های مالی و یا راهنمایی‌هایی در‌‌‌‌ این زمینه‌ ارائه می‌دهد.

یک مشاور مالی می‌تواند سرویس‌های گوناگونی را ارائه دهد؛ مانند مدیریت ‌‌سرمایه‌گذاری، برنامه‌ریزی مالیاتی و همچنین برنامه‌ریزی برای ارث و میراث. به‌علاوه، مشاوران مالی گستره وسیعی از سرویس‌ها، از مدیریت سبد سهام (Portfolio) تا ارائه محصولات بیمه‌‌ای را ارائه می‌دهند.

مشاوران مالی در ایالات متحده آمریکا باید اجازه‌نامه سری 65 (Series 65 License) را داشته باشند تا بتوانند با عموم مردم کار کنند، گسترهٔ وسیعی از‌‌‌‌ این اجازه‌نامه‌ها وجود دارد که یک مشاور مالی باید‌ آن‌ها را داشته باشد.

نکات مهم:

  • یک مشاور مالی، متخصصی است که تصمیمات تخصصی در مورد مسائل پولی (Money matters) مسائل مالی شخصی (Personal Finances) و همچنین ‌‌سرمایه‌گذاری‌ها ارائه می‌دهد.
  • مشاوران مالی ممکن است به‌صورت مستقل کار کرده و یا در یک شرکت مالی بزرگ‌تر استخدام شده باشند. مشاوران باید مدرک و اجازهٔ کار داشته باشند تا بتوانند با مشتریان همکاری کنند.
  • برخلاف کارگزاران سهام که به‌سادگی دستورات شما را در بازار اجرا می‌کنند، مشاوران مالی تصمیمات سنجیده‌‌ای می‌گیرند و به مشتریان خود راهنمایی‌های ارزنده‌ای ارائه می‌دهند.

درک مفهوم مشاور مالی

مشاور مالی، یک لغت کلی است که هیچ مفهوم دقیقی در صنعت ندارد، و بسیاری از متخصصان در صنایع مالی را می‌توان در ‌‌‌‌ این دسته‌بندی کلی قرار داد.

تحلیل مالی چیست؟

کارگزاران سهام (Stockbrokers)، مأموران بیمه (Insurance agents)، مأموران مالیاتی، مدیران ‌‌سرمایه‌گذاری (Investment managers) و همچنین برنامه‌ریزهای مالی همگی عضوی از اعضای ‌‌‌‌این گروه محسوب می‌شوند. همچنین کسانی که در زمینهٔ برنامه‌ریزی برای ارث و میراث مشاوره می‌دهند و بانکدارها نیز می‌توانند زیر چتر ‌‌‌‌ این گروه قرار بگیرند.

مشاور مالی کیست؟
مشاور مالی (Financial Advisor) کسی است که به مشتریان خود مشاوره‌های مالی و یا راهنمایی‌هایی در‌‌‌‌ این زمینه‌ ارائه می‌دهد. یک مشاور مالی می‌تواند سرویس‌های گوناگونی را ارائه دهد؛ مانند مدیریت ‌‌سرمایه‌گذاری، برنامه‌ریزی مالیاتی و همچنین برنامه‌ریزی برای ارث و میراث. به‌علاوه، مشاوران مالی گستره وسیعی از سرویس‌ها، از مدیریت سبد سهام (Portfolio) تا ارائه محصولات بیمه‌‌ای را ارائه می‌دهند.

با‌‌‌‌ این وجود، برخی از افراد بین‌ آن‌ها و یک مشاور مالی، فرق می‌گذارند و‌‌‌‌ این ایجاد تفاوت نیز به علت انجام راهنمایی و توصیه توسط مشاوران مالی می‌باشد. بنابر‌‌این، یک مشاور مالی می‌تواند از یک کارگزار سهام که تنها دستورات مشتریانش را اجرا می‌کند و یا یک حسابدار مالیاتی که تنها برگه‌های مالیات را بدون راهنمای خاصی آماده می‌کند، متفاوت شمرده می‌شود.

مثال‌هایی از مشاوران مالی

ممکن است در نگاه اول یک مشاور مالی مثل یک فروشنده، یک کارگزار سهام و یا یک مأمور بیمهٔ عمر شناخته شود. اما یک مشاور مالی حقیقی در واقع یک فردِ تحصیل‌‌کردهٔ باتجربهٔ متخصص در زمینهٔ مالی و همچنین دارای اعتبار می‌باشد که برای منفعت مشتریان خود، و نه منافع مؤسسات مالی کار می‌کند.

مدیریت دارایی چیست؟

به‌طور کل، یک مشاور مالی یک شخص مستقل است که همواره به‌صورتی عمل می‌کند که ترجیح مشتریانش را مقدم بر ترجیح خود می‌بیند.

تنها، مشاورانِ مالیِ ثبت‌شده (Registered investment advisors – RIA) – که توسط قانون مشاوران ‌‌سرمایه‌گذاری در سال 1940 (Investment advisers act of 1940)  اداره می‌شوند – هستند که به سطح استاندارد و معتبری رسیده‌‌‌اند. همچنین تعدادی از افراد و کارگزاران نیز سعی می‌کنند تا به‌‌‌‌ این سطح از اعتماد برسند. با‌‌‌‌ این وجود، ساختار جبران خسارتی‌ آن‌ها به‌گونه‌‌ای است که‌ آن‌ها توسط شرکتی که برایش کار می‌کنند محدود شده‌‌‌اند.

تشخیص معتبر بودن

از زمان تصویب قانون مشاوران ‌‌سرمایه‌گذاری در سال 1940، دو رابطه در مورد واسطه‌های مالی و مشتریان‌ آن‌ها حاصل شده است. یکی از‌‌‌‌ این روابط، روابط Arm’s Length می‌باشند که نشان‌دهندهٔ مبادلات بین یک نماینده ثبت شده و مشتریان در فضای کارگزاری می‌باشد.

همچنین یک رابطه تحت عنوان رابطه معتبر بودن (Fiduciary relationship) نیز ثبت شده است که‌‌‌‌ این نوع از ضوابط نیازمند مشاوران ثبت‌شده با کمیسیون اوراق بهادار و سهام (Securities and Exchange Commission – SEC) می‌باشد که‌‌‌‌ این افراد را به‌عنوان مشاوران مالی ثبت شده برای انجام وظایف با رعایت وفاداری، توجه و اهمیت، و همچنین سخن گفتن بی‌پرده در روابط‌شان با مشتری الزام می‌کند.

صندوق‌های سرمایه گذاری چیست؟

در حالی که موارد ذکر شده در سطوح قبلی بر اصل Caveat Emptor (مشتری باید دقت کافی داشته باشد) پایه‌گذاری شده بودند که توسط قوانینی مانند مناسب بودن (suitability) و همچنین معقول بودن (reasonableness) در استراتژی ‌‌سرمایه‌گذاری پیشنهادی لحاظ شده‌‌‌اند، مورد اخیر توسط قوانین فدرال به‌عنوان بالاترین استانداردهای اخلاقی شناخته می‌شود.

در اصل، رابطهٔ اطمینان بین مشاور مالی و مشتری بر‌‌‌‌ این ضرورت استوار است که مشاور مالی باید دقیقاً با مشتری خود به نحوی رفتار کند که خود مشتری در صورت داشتن آن اطلاعات، و یا آن مهارت‌ها؛ همان انتخاب را انجام می‌داد.

برای انتخاب یک مشاور مالی یا یک شرکت مدیریت سرمایه حتما قبل از انتخاب با افراد با تجربه مشورت کنید تا بهترین شخص یا شرکت را انتخاب نمایید. مدیریت سرمایه همواره با ریسک همراه است پس بهتر است شخص یا شرکتی را انتخاب نمایید که از نظر سابقه و کارایی در بالاترین سطح ممکن قرار داشته باشد.

اگر در مورد مقاله «مشاور مالی کیست؟» نقطه نظر یا سوالی دارید حتما در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید.

تحلیل مالی چیست؟

تحلیل مالی (Financial Analysis) روند بررسی کسب‌وکارها، پروژه‌‌ها، بودجه‌‌ها و دیگر مبادلات مربوط به زمینهٔ مالی است که به منظور بررسی عملکرد و همچنین مناسب بودن‌‌ آن‌ها برای آن کسب‌وکار انجام‌‌ ‌‌می‌شود.

به‌طور معمول، تحلیل مالی، به‌منظور بررسی اینکه یک واحد تجاری ثبات دارد یا خیر، قادر به پرداخت بدهی‌‌هایش‌‌ می‌باشد، نقدینگی دارد، و یا به‌اندازهٔ کافی سود‌ده است تا بتواند یک ‌‌سرمایه‌گذاری مالی را گارانتی کند؛ استفاده ‌‌‌‌می‌شود.

نکات کلیدی:

  • اگر تحلیل مالی به‌صورت داخلی انجام شود،‌‌ ‌‌می‌تواند به مدیران یک کسب‌وکار کمک کند تا بتوانند تصمیمات آینده را راحت‌‌‌تر گرفته و یا بر روندهای موفقیت‌آمیز گذشته خود مروری داشته باشند.
  • اگر این تحلیل و بررسی به‌صورت خارجی انجام گیرد، به ‌‌سرمایه‌گذاران این اجازه را‌‌ ‌‌می‌دهد تا بتوانند بهترین فرصت‌‌های ‌‌سرمایه‌گذاری را انتخاب کنند و در‌‌ آن‌ها ‌‌سرمایه‌گذاری نمایند.
  • دو روش اصلی برای تحلیل وجود دارد: تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال
  • تحلیل بنیادی از نسبت‌‌ها و همچنین گزارشات مالی و اطلاعات‌‌ آن‌ها به‌منظور بدست آوردن ارزش ذاتی یک سهم استفاده‌‌ ‌‌می‌کند.
  • تحلیل تکنیکال این موضوع را در نظر‌‌ ‌‌می‌گیرد که تما‌‌می اطلاعات و ارزش یک سهم از قبل در قیمت آن لحاظ شده‌اند، و در این تحلیل به الگوهای نموداری و همچنین ارزش سهام تمرکز‌‌ ‌‌می‌کنیم.

درک مفهوم تحلیل مالی

تحلیل مالی ‌‌می‌تواند به‌منظور بررسی روندهای اقتصادی، تنظیم نمودن سیاست‌‌های مالی، ایجاد نقشه‌‌های بلندمدت برای فعالیت کسب‌وکارها و همچنین یافتن پروژه‌‌ها برای شرکت‌‌هایی به‌منظور ‌‌سرمایه‌گذاری مورد استفاده قرار گیرد.

تما‌‌می موارد فوق از ‌‌‌‌‌‌ ترکیب اطلاعات و ارقام مالی ناشی‌‌ ‌‌می‌شوند. یک تحلیل‌گر مالی به بررسی موبه‌موی گزارش‌‌های مالی شرکت‌‌ها – مانند صورت سود و زیان، ‌‌‌ترازنامه و همچنین گزارشات جریان نقدی ‌‌می‌پردازد. تحلیل مالی می‌تواند هم به‌صورت شرکتی و هم به‌منظور ‌‌سرمایه‌گذاری انجام شود.

تحلیل مالی چیست؟
تحلیل مالی (Financial Analysis) روند بررسی کسب‌وکارها، پروژه‌‌ها، بودجه‌‌ها و دیگر مبادلات مربوط به زمینهٔ مالی است که به منظور بررسی عملکرد و همچنین مناسب بودن‌‌ آن‌ها برای آن کسب‌وکار انجام‌‌ ‌‌می‌شود. به‌طور معمول، تحلیل مالی، به‌منظور بررسی اینکه یک واحد تجاری ثبات دارد یا خیر، قادر به پرداخت بدهی‌‌هایش‌‌ می‌باشد، نقدینگی دارد، و یا به‌اندازهٔ کافی سود‌ده است تا بتواند یک ‌‌سرمایه‌گذاری مالی را گارانتی کند؛ استفاده ‌‌‌‌می‌شود.

یکی از مرسوم‌‌‌ترین روش‌‌ها برای تحلیل اطلاعات مالی بدست آوردن و محاسبهٔ نسبت‌‌های موجود از اطلاعات این گزارشات مالی‌‌ ‌‌می‌باشد تا بتوان‌‌ آن‌ها را با شرکت‌‌های دیگر و حتی گذشتهٔ همین شرکت مقایسه کرد و عملکرد‌‌ آن‌ها را در برابر یکدیگر سنجید.

مشاور مالی کیست؟

برای مثال، بازده دارایی‌‌ها یک نسبت معمول است که به‌منظور بررسی‌‌ میزان استفادهٔ بهینهٔ شرکت از دارایی‌‌هایش به‌منظور کسب سود استفاده‌‌ ‌‌می‌شود. این نسبت‌‌ ‌‌می‌تواند برای چند کمپانی در یک زمینهٔ صنعتی یکسان مورد محاسبه قرار گیرد و با یکدیگر مقایسه شود تا‌‌ میزان عملکرد بهتر هر یک از این شرکت‌‌ها مشخص شوند.

چگونه از تحلیل مالی استفاده‌‌ ‌‌می‌شود؟

تحلیل مالی شرکت‌‌ها (Corporate financial analysis)

در تحلیل مالی شرکت‌‌ها، این تحلیل به‌صورت داخلی و توسط بخش حسابداری با مشارکت بخش مدیریت به‌منظور بهبود تصمیم‌گیری‌‌های کسب‌وکاری انجام‌‌ ‌‌می‌شود. این نوع از تحلیل داخلی ممکن است نسبت‌‌هایی مانند ارزش خالص فعلی (Net present value –NPV) و همچنین نرخ داخلی سوددهی (Internal rate of return – IRR) را بررسی کند تا بتوانند به‌کمک‌‌ آن‌ها پروژه‌‌هایی را پیدا کنند که ارزش اجرا شدن داشته باشند.

تحلیل مالی چیست؟
در تحلیل مالی شرکت‌‌ها، این تحلیل به‌صورت داخلی و توسط بخش حسابداری با مشارکت بخش مدیریت به‌منظور بهبود تصمیم‌گیری‌‌های کسب‌وکاری انجام‌‌ ‌‌می‌شود. این نوع از تحلیل داخلی ممکن است نسبت‌‌هایی مانند ارزش خالص فعلی (Net present value –NPV) و همچنین نرخ داخلی سوددهی (Internal rate of return – IRR) را بررسی کند تا بتوانند به‌کمک‌‌ آن‌ها پروژه‌‌هایی را پیدا کنند که ارزش اجرا شدن داشته باشند.

بسیاری از شرکت‌‌ها فروش قرضی را به مشتریان خود انجام‌‌ ‌‌می‌دهند. در نتیجه، پول دریافت شده به‌منظور این فروش‌‌ها ممکن است برای مدت زمانی با تأخیر به شرکت برسد.

برای شرکت‌‌هایی که دارای حساب‌‌های دریافتنی بزرگی هستند، کاربردی است که از‌‌ میانگین دوره وصول مطالبات (Days sell outstanding – DSO) استفاده کنیم، که به شرکت کمک‌‌ ‌‌می‌کند تا بتواند متوجه مقدار زمانی که طول‌‌ ‌‌می‌کشد تا بتواند پول فروش‌‌هایش را پس بگیرد شود. متوسط دوره وصول مطالبات (Average collection period) همچنین یک دیدگاه مهم در چرخه تبدیل نقدینگی در شرکت‌‌ ‌‌می‌باشد.

یک ناحیه کلیدی در بررسی مالی شرکت‌‌ها، پیش‌بینی عملکرد آینده این شرکت از طریق بررسی عملکرد گذشته شرکت و مواردی مانند مقدار درآمد خالص (net earning) و یا حاشیه سود (profit margin)،‌‌ ‌‌می‌باشد. این نوع از بررسی روندهای گذشته سودمند است و‌‌ ‌‌می‌تواند منجر به پیدا کردن روندهای فصلی در شرکت شود.

برای مثال، خرده‌فروشان ممکن است مقدار قابل‌توجهی افزایش فروش را در ماه‌‌های باقیمانده به کریسمس پیدا کنند. این به کسب‌وکارها اجازه‌‌ ‌‌می‌دهد تا بتوانند بودجه‌ای را پیش‌بینی نمایند و تصمیماتی برای کسبِ سودِ بیشتر در آن زمان بگیرند. این تصمیمات شامل تعیین حداقل موجودی کالای مورد نیاز‌‌ آن‌ها‌‌ ‌‌می‌باشد که تما‌‌می این اطلاعات از اتفاقات گذشته بدست آمده‌اند.

تحلیل مالی به منظور ‌‌سرمایه‌گذاری (Investment financial analysis)

در تحلیل مالی به‌منظور ‌‌سرمایه‌گذاری، تحلیل‌گری که خارج از شرکت قرار دارد شرکت را به‌منظور انجام ‌‌سرمایه‌گذاری‌‌ها تحلیل‌‌ ‌‌می‌کند.

تحلیل‌گر‌‌ ‌‌می‌تواند یکی از روش‌‌های ‌‌سرمایه‌گذاری از بالا به پایین (Top – Down Investment) و یا ‌‌سرمایه‌گذاری از پایین به بالا (Bottom – up investment) را اجرا کند.

روش از بالا به پایین (Top – down approach) در نگاه اول به بررسی فرصت‌‌های اقتصاد کلان‌‌ ‌‌می‌پردازد، مانند بخش‌‌هایی از اقتصاد که عملکرد بهتری دارند؛ و سپس به‌سمت پایین حرکت‌‌ ‌‌می‌کند تا بتواند بهترین شرکت را  در آن بخش اقتصادی پیدا کند. از این نقطه به‌بعد،‌‌ آن‌ها بیشتر به بررسی سهام شرکت‌‌های خاص‌‌ ‌‌می‌پردازند تا بتوانند در آن‌ها ‌‌سرمایه‌گذاری موفقی داشته باشند و‌‌  این کار را با بررسی مقادیر بنیادی یک شرکت انجام‌‌ ‌‌می‌دهند.

در روش پایین به بالا (Bottom – top approach) تحلیل‌گر ابتدا به بررسی یک شرکت و به‌دست آوردن نسبت‌‌های مالی آن شرکت‌‌ ‌‌می‌پردازد. و سپس‌‌ آن‌ها را با عملکرد گذشتهٔ این شرکت و همچنین عملکرد شرکت‌‌هایی که با این شرکت در یک حوزه صنعتی قرار دارند، مقایسه‌‌ ‌‌می‌کند. ‌‌

سرمایه‌گذارانی که از این روش استفاده‌‌ ‌‌می‌کنند در ابتدا فاکتورهای اقتصاد خُرد را در نظر‌‌ ‌‌می‌گیرند و سپس به بررسی دیگر موارد‌‌ ‌‌می‌پردازند. این فاکتورها به‌طور کلی شامل وضعیت سلامت کلی مالی یک شرکت، بررسی گزارشات مالی، سرویس‌‌ها و محصولات تولید شده،‌‌ میزان عرضه و تقاضا، و دیگر اندیکاتورهای منفرد نشان‌دهندهٔ عملکرد یک شرکت در طول زمان‌‌ ‌‌می‌باشند.

انواع تحلیل‌‌های مالی

دو نوع تحلیل مالی وجود دارد:

  • تحلیل بنیادی (Fundamental analysis)
  • تحلیل تکنیکال (Technical Analysis)

تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis)

تحلیل بنیادی از نسبت‌‌های به‌دست آمده از اطلاعات موجود در گزارشات مالی، مانند مقدار درآمد شرکت به‌ازای هر سهم (Earnings per share – EPS) به‌منظور بدست آوردن ارزش کسب‌وکار استفاده‌‌ ‌‌می‌کند.

استفاده از تحلیل‌‌های نسبتی به‌علاوه نگاهی به اقتصاد و وضعیت مالی این شرکت، تحلیل‌گر را قادر‌‌ ‌‌می‌سازد تا بتواند ارزش ذاتی سهام (Intrinsic Value) را مشخص کند.

تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال چیست؟

هدف نهایی این است که ‌‌سرمایه‌گذار به عددی برسد که آن را بتواند با قیمت کنونی سهم مقایسه کند تا ببیند که ارزش سهم در حال حاضر بیش از اندازهٔ واقعی خود (Overvalued) یا کمتر از اندازهٔ واقعی خود (Undervalued) ‌‌می‌باشد.

تحلیل تکنیکال (Technical Analysis)

تحلیل تکنیکال از اطلاعات ثبت‌شده توسط فعالیت‌‌های ‌‌معامله‌گری، مانند اطلاعات ثبت‌شده در‌‌ میانگین‌‌های متحرک (Moving averages- MA’s) استفاده‌‌ ‌‌می‌کند.

لزوماً تحلیل‌گران تکنیکال بر این عقیده هستند که قیمتِ سهم از پیش، تما‌‌میِ ‌اطلاعاتِ موردِ نیاز و همچنین اطلاعات عمو‌‌می‌ منتشر شده در مورد قیمت یک سهم را در خود نمایش‌‌ ‌‌می‌دهد.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل‌گر تکنیکال تلاش‌‌ ‌‌می‌کند تا احساسات بازار در پس هر روند با نگاه کردن به الگوهای تشکیل شده در نمودار و همچنین بررسی دقیق ویژگی‌‌های بنیادی هر سهم تشخیص دهد.

مثال‌‌هایی از تحلیل‌‌های مالی

به‌عنوان مثالی از تحلیل بنیادی، در نظر بگیرید که شرکت سرویس‌‌های مالی دیسکاور (Discover financial services (مقدار سود به‌ازای هر سهم خود را در سه ماهه دوم سال 2019 برابر با 2.32 دلار اعلام نموده است. که این‌‌ میزان بیشتر از سود به‌ازای هر سهم اعلام شده در سه ماهه اول سال 2019 (که رقم 2.15 دلار بود)‌‌ ‌‌می‌شود.

یک تحلیل‌گر مالی که از روش تحلیل بنیادی به‌منظور بررسی بازار استفاده‌‌ ‌‌می‌کند این مورد را به‌عنوان یک نشانهٔ مثبت برای افزایش ارزش ذاتی سهم در نظر‌‌ ‌‌می‌گیرد.

پیش‌بینی eps

بنابراین، EPSهای پیش‌بینی شده برای آینده نیز افزایش‌‌ ‌‌می‌یابند. برای مثال، بر طبق اطلاعاتی که از سایت (Nasdaq.com) بدست آمده است، مقدار سود به ازای هر سهم پیش‌بینی شده این شرکت در سه ماههٔ سوم تا قیمت 2.29 دلار بالا‌‌ ‌‌می‌رود که بیشتر از مقدار پیش‌بینی شده در سه ماهه دوم سال 2019 و سطح قیمتی 2.11 دلار و همچنین بیشتر از مقدار پیش‌بینی شده در سه ماههٔ اول سال 2019 در سطح قیمتی 2 دلار‌‌ ‌‌می‌باشد.

همچنین در نظر بگیرید مقدار سود به‌ازای هر سهم (EPS) گزارش شده در دو ماههٔ اول سال 2019 از مقدار سود به‌ازای هر سهم پیش‌بینی شده برای آن تاریخ‌‌ها نیز بیشتر بوده است.

از سویی دیگر، تحلیل تکنیکالی که بر روی جفت ارز پوند بریتانیا  به دلار آمریکا (GBP/USD) پس از رأی به خروج این کشور از اتحادیه اروپا (Brexit) در ماه ژوئن سال 2016 انجام شد، نشان از افت شدید ارزش پوند بریتانیا داشت و این افت قیمتی به پایین‌‌‌ترین سطح خود در 31 سال اخیر رسید، که این خود در مقابل دلاری قرار‌‌ ‌‌می‌گیرد که پس از انجام این رأی روندی افزایشی را تجربه کرد.

برای یادگیری تحلیل مالی نیاز به تجربه و علم و ابزار مخصوص به آن است. اگر تاکنون هیج سابقه‌ای در زمینه بازارهای مالی و سرمایه‌گذاری ندارید بهتر است وارد این حوزه نشوید و یا برای شروع، مطالعات خود را از «درخت یادگیری» دیجی کوینر آغاز نمایید.

بازار گاوی در تحلیل تکنیکال چیست؟

بازار گاوی وضعیتی از یک بازار مالی است که در آن قیمت‌ها در حال افزایش هستند یا اینکه انتظار می‌رود افزایش یابند.

واژهٔ «بازار گاوی» اغلب اوقات در ارتباط به بازار بورس استفاده می‌شود ولی می‌توان دربارهٔ هرچیزی که معامله می‌شود مانند اوراق قرضه، مسکن، ارز ها و کامودیتی‌ها (مواد اولیه) به‌کار برد.

از آنجایی که قیمت‌های اوراق بهادار در معاملات اساساً به‌طور مداوم افت و خیز دارند، واژهٔ «بازار گاوی» معمولاً مختص بازه‌های طولانی است که قیمت بخش بزرگی از اوراق بهادار دارند افزایش می‌یابند. بازارهای گاوی تمایل دارند تا ماه‌ها و حتی سال‌ها ادامه یابند.

 

درک بازارهای گاوی

بازار گاوی با خوش‌بینی، اعتماد به نفس سرمایه‌گذار و انتظاراتی که باید برای مدت زمان طولانی با نتایج قوی ادامه یابند، توصیف می‌شود. پیش‌بینی مداوم اینکه روند بازار چه زمانی ممکن است تغییر کند، دشوار است. بخشی از این دشواری این است که تأثیرات روانی و حدس و سفته‌بازی‌ها ممکن است نقش مهمی را در بازار ایفا کنند.

بازار گاوی در تحلیل تکنیکال چیست؟
بازار گاوی وضعیتی از یک بازار مالی است که در آن قیمت‌ها در حال افزایش هستند یا اینکه انتظار می‌رود افزایش یابند. واژهٔ «بازار گاوی» اغلب اوقات در ارتباط به بازار بورس استفاده می‌شود ولی می‌توان دربارهٔ هرچیزی که معامله می‌شود مانند اوراق قرضه، مسکن، ارز ها و کامودیتی‌ها (مواد اولیه) به‌کار برد.

هیچ سنجه مشخصی و جهانی برای تشخیص بازار گاوی (مرجع) وجود ندارد. با این حال، شاید متداول‌ترین تعریف برای بازار گاوی وضعیتی هست که در آن ارزش سهام‌ها معمولاً بعد از افت 20 درصدی و قبل از یک افت 20 درصدی دیگر، 20% افزایش می‌یابند. چون پیش‌بینی کردن بازار گاوی کار سختی است، تحلیل‌گران معمولاً تنها بعد از آنکه این پدیده رخ داد، آن را تشخیص می‌دهند.

یک بازار گاوی جالب توجه در سال‌های اخیر بازهٔ بین 2003 تا 2007 بود. در این زمان، مارجین (حاشیه) شاخص S&P 500 بعد از یک افت، به‌طرز چشم‌گیری افزایش یافت، زمانی که بحران اقتصادی 2008 رخ داد، کاهش‌های بزرگی بعد از بازار گاوی، دوباره اتفاق افتاد.

ویژگی‌های بازار گاوی

بازارهای گاوی معمولاً وقتی اقتصاد رو به رشد است یا وقتی که قبلاً تقویت شده، صورت می‌گیرد. بازار گاوی تمایل دارد که هم راستا با تولید ناخالص داخلی (GDP) قوی و افت نرخ بیکاری رخ دهد و غالباً با افزایش سود شرکت‌ها مصادف می‌شود.

اعتماد به‌نفس سرمایه‌گذار تمایل دارد که در زمان بازار گاوی بالا برود. تقاضای کلی برای خرید سهام همراه با حال‌وهوای بازار، مثبت خواهد بود. به‌اضافه اینکه در بازار گاوی رشد کلی در میزان فعالیت IPO وجود خواهد داشت.

بازار گاوی در تحلیل تکنیکال چیست؟
بازارهای گاوی معمولاً وقتی اقتصاد رو به رشد است یا وقتی که قبلاً تقویت شده، صورت می‌گیرد. بازار گاوی تمایل دارد که هم راستا با تولید ناخالص داخلی (GDP) قوی و افت نرخ بیکاری رخ دهد و غالباً با افزایش سود شرکت‌ها مصادف می‌شود.

شایان ذکر است که بعضی از عوامل بالا نسبت به بقیه راحت‌تر قابل سنجش هستند. مثلاً در حالی که سود شرکت‌ها و نرخ بیکاری قابل سنجش‌اند، اندازه گرفتن وضعیت روانی حاکم بر بازار ممکن است سخت‌تر باشد.

عرضه و تقاضا برای اوراق بهادار بالا و پایین خواهد شد: عرضه ضعیف خواهد بود در حالی که تقاضا قوی خواهد بود. سرمایه‌گذاران برای خرید اوراق بهادار مشتاق خواهند بود حال آنکه تعداد کمی تمایل به فروش دارند. در بازار گاوی، سرمایه‌گذاران برای سود بیشتر، بیشتر راغب هستند تا در بازار (سهام) شرکت داشته باشند.

بازار گاوی در مقابل بازار خرسی

برعکس بازار گاوی، بازار خرسی است که با ریزش قیمت‌ها توصیف می‌شود و معمولاً با بدبینی پوشیده شده است.

در مورد منشأ این اصطلاحات، اعتقاد رایج این است که استفاده از «خرس» و «گاو» برای توصیف بازار از شیوهٔ حملهٔ این حیوانات به حریفان خود نشأت می‌گیرد.

گاو وحشی شاخ‌هایش را به سمت هوا پرتاب می‌کند در حالی که خرس با پنجه‌هایش به سمت پایین ضربه می‌زند. این اعمال تشبیهی برای روند یک بازار هستند. اگر روند رو به افزایش است، بازار گاوی است. اگر روند رو به کاهش است، بازار خرسی است.

بازار خرسی در تحلیل تکنیکال چیست؟

بازارهای گاوی و خرسی غالباً با چرخهٔ اقتصادی هم راستا هستند که شامل 4 مرحله است: توسعه، قله، رکود و دره.

شروع بازار گاوی اغلب شاخص برجسته‌ای برای توسعه اقتصادی است. چون احساسات عمومی دربارهٔ وضعیت اقتصادی آینده باعث افزایش ارزش سهام می‌شود، بازار همواره رشد می‌کند؛ حتی قبل از اینکه معیارهای گسترده‌تر اقتصادی مانند تولید ناخالص داخلی (GDP) شروع به رشد کنند.

به همین ترتیب، بازار خرسی قبل از آغاز رکود اقتصادی، شروع می‌شود. نگاهی به یک رکود اقتصادی معمولی در ایالات متحده آمریکا، سقوط بازار سهام را چندین ماه پیش از کاهش تولید ناخالص داخلی (GDP) نشان می‌دهد.

چگونه می‌توان از بازار گاوی بهره برد

سرمایه‌گذارانی که می‌خواهند از بازار گاوی سود ببرند، باید زودتر سهام بخرند تا از افزایش قیمت‌ها منفعت کنند و زمانی که قیمت به نقطهٔ اوج رسید آن‌ها را بفروشند.

با اینکه سخت است تعیین کنیم نقطهٔ اوج و فرود چه زمانی است، بیشتر ضررها حداقلی و موقتی هستند. در زیر، ما چند مورد از برجسته‌ترین استراتژی‌هایی که سرمایه‌گذاران موقع بازار گاوی استفاده می‌کنند را بررسی می‌کنیم اما چون که ارزیابی وضعیت بازار همان طور که الان وجود دارد دشوار است، این استراتژی‌ها تا حد کمی ریسک هم دارند.

بازار گاوی در تحلیل تکنیکال چیست؟
سرمایه‌گذارانی که می‌خواهند از بازار گاوی سود ببرند، باید زودتر سهام بخرند تا از افزایش قیمت‌ها منفعت کنند و زمانی که قیمت به نقطهٔ اوج رسید آن‌ها را بفروشند.

اگر از آن دسته افراد هستید که به تازگی با استراتژی‌های بازارهای مالی آشنا شده‌اید پیشنهاد میکنیم مقاله «استراتژی‌های تحلیل تکنیکال برای افراد تازه‌کار کدامند؟» را حتما مطالعه نمایید.

خرید و نگهداری

یکی از اساسی‌ترین راهبردهای سرمایه‌گذاری، روند خرید یک اوراق خاص و نگه‌داشتن آن برای فروش احتمالی در یک زمان دیگر است. این استراتژی نیازمند اطمینان از سمت سرمایه‌گذار است: چرا یک اوراق بهاداری را نگه دارم مگر آنکه انتظار دارم ارزش آن در آینده افزایش یابد؟ به همین دلیل، خوش‌بینی‌ای که همراه بازار گاوی می‌آید، کمک می‌کند تا رویکرد خرید و نگهداری را تقویت کند.

خرید و نگهداری افزایش یافته

خرید و نگهداری افزایش یافته گونه‌ای از استراتژی سر راست خرید و نگهداری است و شامل ریسک مضاعفی می‌شود. فرضیهٔ پشت رویکرد خرید و نگهداری افزایش یافته است، این است که یک سرمایه‌گذار تا زمانی که به رشد ارزش خود ادامه می‌دهد به افزودن موجودی خود در اوراقی به‌خصوص، ادامه دهد.

یک روش متداول برای افزایش موجودی این است که یک سرمایه‌گذار به‌ازای میزان از پیش تعیین‌شده‌ای که قیمت سهام افزایش می‌یابد، مقدار ثابت اضافی‌ای از سهام را خریداری کند.

افزودن در زمان اصلاح

«اصلاح» بازهٔ زمانی کوتاهی است که روند معمول قیمت یک سهام وارونه می‌شود. حتی در زمان بازار گاوی، بعید است که قیمت سهام فقط افزایشی باشد. بلکه محتمل هست که مواقع کوتاهی از زمان وجود داشته باشد که در آن افت کوچکی نیز رخ دهد حتی با اینکه روند کلی روبه‌بالا است.

استراتژی‌هایی برای معامله با سطوح فیبوناچی اصلاحی

برخی سرمایه‌گذاران در بازار گاوی به دنبال زمان اصلاح هستند و در این موقع برای خریدن اقدام می‌کنند. تفکر پشت این استراتژی این است که به‌فرض ادامهٔ بازار گاوی قیمت سهام مورد نظر خیلی سریع دوباره بالا برود، که در واقع پیش از افزایش، قیمت خرید پایین‌تری را برای سرمایه‌گذار فراهم می‌کند.

معامله کردن نوسانی (سوئینگ ترید) کامل

شاید تهاجمی‌ترین روش برای سرمایه‌گذاری در بازار گاوی پروسه‌ای به نام معاملهٔ نوسانیِ (سوئینگ ترید) کامل است. سرمایه‌گذارانی که از این روش استفاده می‌کنند نقش بسیار فعالی را برعهده می‌گیرند و با فروش استقراضی (Short-Sell) یا تکنیک‌های دیگر تلاش می‌کنند با تغییراتی که در چارچوب بازار گاویِ بزرگتر اتفاق می‌افتد، حداکثر سود را بیرون بکشنند.
نکات کلیدی

  • بازار گاوی بازهٔ زمانی از بازارهای مالی است که در آن  قیمت دارایی‌ها یا اوراق بهادار به‌طور مداوم افزایش می‌یابد.
  • تعریف متداول پذیرفته شده از بازار گاوی زمانی است که پس از دو کاهش 20 درصدی قیمت سهام، قیمت سهام 20% افزایش یابد.
  • معامله‌گران برای سودآوری از بازارهای گاوی از استراتژی‌های مختلفی از جمله «خرید و نگهداری افزایش یافته» و «اصلاح» استفاده می‌کنند.

نمونه بازار گاوی

پُربارترین بازار گاوی در تاریخ مدرن آمریکا در اواخر دوران رکود تورمی سال 1982 آغاز شد و هنگام ترکیدن حباب دات کام در سال 2000 به پایان رسید.

در این بازار گاوی سکولار (طولانی) – این اصطلاح (سکولار) به معنی بازار گاوی است که برای سالیان زیادی دوام داشته است – میانگین صنعتی داو جونز (DJIA) به‌طور متوسط 16.8 درصد بازدهی سالانه داشته است.

ارزش شاخص نَزدَک (NASDAQ) که بورسی غالباً تکنولوژی محور است بین سال‌های 1995 تا 2000 پنج برابر، از 1000 تا 5000، افزایش داشت. به دنبال بازار گاوی 2000-1982، یک بازار خرسی طولانی مدت وجود داشت. از 2000 تا 2009، بازار برای ایجاد جای پا در حال تقلا بود و متوسط 6.2- درصد بازدهی سالانه داشت. اما سال 2009 شاهد شروع یک بازار گاوی 10 ساله بود.

تحلیل‌گران بر این باورند که آخرین بازار گاوی در 9 مارچ 2009 آغاز شد و عمدتاً با صعود سهام شرکت‌های تکنولوژی‌محور هدایت می‌شد.

برای آشنایی با استراتژی های تحلیل تکنیکال و یادگیری دیگر شاخه‌های مربوط به آن پیشنهاد می‌کنیم حتما از «درخت یادگیری» دیجی کوینر دیدن نمایید.

چه افسانه هایی درباره بیت کوین وجود دارد؟

مانند بسیاری از زمینه‌های جدید سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران بالقوه در زمینهٔ رمز ارزها نیز در برخورد با این اکوسیستم جدید، سؤال‌های زیادی مطرح کرده‌اند. در چند سال گذشته، رمز ارزها بسیار مشهور شده‌اند، اما شهرت رمز ارزها همواره با دروغ‌ها، افسانه‌ها و شایعات همراه بوده است. در ادامه به برخی از افسانه‌های مشهور دربارهٔ رمز ارزها می‌پردازیم و میزان صحت آنها را بررسی می‌کنیم.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بیت کوین ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بیت کوین چیست؟» را مطالعه نمایید.

1. رمز ارزها اساساً برای فعالیت‌های غیرقانونی می‌باشند!

چه افسانه هایی درباره بیت کوین وجود دارد؟

یکی از قدیمی‌ترین و معمول‌ترین افسانه‌ها دربارهٔ رمز ارزها این است که از این نوع ارزها بیشتر برای فعالیت‌های غیرقانونی استفاده می‌شود. اگرچه نمی‌توان استفاده از رمز ارزها را در فعالیت‌های مجرمانه انکار کرد، اما این مجرمان، پول‌های سنتی را نیز در راستای اهداف شوم خود استفاده می‌کنند و برای آنها فرقی نمی‌کند. یکی از دلایلی که به این افسانه دامن زده است، ناشناس بودن فعالیت‌ها در اکوسیستم رمز ارزها می‌باشد که جزء جدانشدنی دنیای رمز ارزها می‌باشد. بیت کوین به‌عنوان اولین رمز ارز، شهرت زیادی در بازارهای سیاه مانند وب‌سایت Silk Road به‌دست آورد. اگرچه ناشناس بودن فعالیت‌ها در دنیای رمز ارزها ممکن است برای تبهکاران جذاب باشد، باید توجه کرد که فقط این‌گونه نقل‌وانتقال‌ها هستند که غیرقانونی می‌باشند و نه خود رمز ارزها. خلافکارها برای انجام فعالیت‌های خود از پول‌های سنتی نیز استفاده می‌کنند اما کسی خود این پول‌های سنتی را عامل خلاف نمی‌داند.

2. رمز ارزها هیچ ارزشی ندارند!

چه افسانه هایی درباره بیت کوین وجود دارد؟

دسته‌بندی رمز ارزها کار بسیار سختی است. در ایالات متحده آمریکا، سازمان دولتی IRS که وظیفهٔ خدمات درآمد حکومت فدرال ایالات متحده آمریکا را برعهده دارد، برای تعیین میزان مالیات رمز ارزها، چندین سال برای دسته‌بندی آنها وقت صرف کرده است. سرمایه‌گذاران به‌خوبی نمی‌دانند چگونه باید مالیات دارایی‌های خود را حساب و پرداخت کنند و یا از آنها در تراکنش‌های روزانه استفاده کنند. مطمئناً این موارد در شکل گرفتن این ذهنیت که رمز ارزها یک ایده و اختراع زودگذر هستند و به‌زودی نابود خواهند شد، مؤثر بوده است. اما در عمل، نه تنها شهرت رمز ارزها به‌طور کلی در حال افزایش بوده است، بلکه نحوهٔ عملکرد و سازماندهی آنها به‌صورتی است که وقوع این موارد را حداقل می‌کند. درست مانند سایر انواع پول‌ها، رمز ارزها در خرید کالا و خدمات به کار می‌روند و استفاده از آنها رو به افزایش می‌باشد. علاوه بر این، برخی هم از ویژگی دیگر این نوع ارزها استفاده می‌کنند و با خرید و نگه‌داشتِ رمز ارزها به‌دنبال حفظ ارزش دارایی و گاهاً کسب سود می‌باشند.

آیا رمز ارزها برای همیشه نابود خواهند شد؟

3. رمز ارزها امن نیستند!

چه افسانه هایی درباره بیت کوین وجود دارد؟

با افزایش شهرت و محبوبیت رمز ارزها، چندین کلاه‌برداری و دزدی در اکوسیستم رمز ارزها رخ داده است که در بین مردم این ذهنیت را ایجاد کرده که رمز ارزها ایمن نیستند. باید توجه داشت که در بسیاری از موارد، صرافی‌های رمز ارزها هدف اصلی حملات بوده‌اند و نه خود رمز ارزها. در دیگر موارد، هکرها از نقایص والت‌ها و سایر جنبه‌های اکوسیستم رمز ارزها برای پیشبرد اهداف شوم خود بهره برده‌اند. سرمایه‌گذارانی که دربارهٔ امنیت دارایی‌های دیجیتال نگران هستند، باید آگاه باشند که مانند بسیاری از دارایی‌های دیگر، خطراتی مانند هک، دزدی و کلاهبرداری در کمین داراریی‌های دیجیتال نیز می‌باشد اما با گذشت زمان، روش‌های متعددی برای افزایش امنیت دارایی‌های دیجیتال ایجاد شده است. علاوه بر این، بسیاری از دولت‌ها و سایر مؤسسات دولتی به تکنولوژی بلاک چین علاقه‌مند شده‌اند، یکی از دلایلی که این سازمان‌ها و نهادها به تکنولوژی بلاک چین روی آورده‌اند ایمنی بالا و پتانسیل‌های متعدد این تکنولوژی می‌باشد.

چگونه بیت کوین های خود را در برابر سرقت و هک حفاظت کنیم؟

4. رمز ارزها تأثیر مخربی روی محیط زیست می‌گذارند!

چه افسانه هایی درباره بیت کوین وجود دارد؟

نگرانی‌های محیط زیستی در استفاده از رمز ارزها شاید کمی عجیب به‌نظر برسد. با افزایش محبوبیت رمز ارزها، فعالیت ماینرها نیز در سراسر دنیا افزایش یافته است. هر حلقه استخراج بیت کوین، به توان محاسباتی بالایی نیاز دارد و تجهیزات استخراج با انرژی الکتریکی کار می‌کند. نکتهٔ مهم این است که اغلب، ارزش رمز ارزهای استخراج شده از هزینهٔ استخراج آنها بیشتر می‌باشد. به‌علاوه، بسیاری از رمزازها، مانند بیت کوین، تعداد کوین‌ها و توکن‌های قابل استخراج محدود می‌باشد. بعد از استخراج آخرین کوین یا توکن، ماینرها دیگر برای آنها رقابت نخواهند کرد و توان محاسباتی بالایی نیاز نمی‌باشد و در نتیجه انرژی مصرفی تجهیزات استخراج به‌شدت کاهش خواهد یافت.

بعد از استخراج تمام 21 میلیون بیت کوین چه خواهد شد؟

5. رمز ارزها یک کلاهبرداری می‌باشند!

چه افسانه هایی درباره بیت کوین وجود دارد؟

سرمایه‌گذاران در مورد کلاه‌برداری‌های احتمالی در اکوسیستم رمز ارزها باید بسیار با احتیاط عمل کنند. تعداد زیادی از عرضه اولیه کوین‌ها (ICO) با مقاصد کلاه‌برداری انجام شده‌اند اما سرمایه‌گذارارن هوشیار، در بازار رمز ارزها نیز مانند هر سرمایه‌گذاری دیگر با مقداری بدبینی و مقدار زیادی تحقیق و احتیاط عمل می‌کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد عرضه اولیه سکه می‌توانید از مطلب آموزشی «عرضه اولیه سکه (ICO) چیست؟» دیدن نمایید.

اگر سرمایه‌گذاران، وقت کافی برای تحقق و مطالعه دربارهٔ سرمایه‌گذاری خود صرف نکنند، ممکن است در دنیای اقتصاد سنتی هم گرفتار فعالیت‌های کلاه‌بردارانه و تقلب شوند. درست مانند اقتصاد سنتی، سرمایه‌گذاران در بازار رمز ارزها نیز باید به دقت موارد مشکوک را شناسایی و از آنها دوری کنند. اگرچه حذف کامل این فعالیت‌های تبهکارانه و تقلب‌ها غیرممکن است، اما می‌توان با تدابیری آنها را به‌شدت کاهش داد.

همبستگی در بورس و سایر بازارهای مالی چیست؟

همبستگی (Correlation) در صنایع مالی و سرمایه‌گذاری، یک مقدار آماری محسوب می‌گردد که میزان حرکت اوراق قرضه را نسبت به یکدیگر می‌سنجد. از همبستگی در سیستم‌های پیشرفته مدیریت سبد سهام (پورتفوی) استفاده می‌شود. همبستگی را با ضریبی به نام ضریب همبستگی می‌سنجند که عددی بین 1,0 ( همبستگی کامل) و 1,0- (همبستگی کاملاً عکس) می‌باشد.نکات مهم همبستگی در بورس:

  • همبستگی، مقداری آماری می‌باشد که درجهٔ حرکت دو متغیر را نسبت به یکدیگر می‌سنجد.
  • در امور مالی، همبستگی می‌تواند حرکت یک سهم را با شاخص معیار بازار بسنجد، مانند S&P500
  • همبستگی، میزان پیوستگی را می‌سنجد ولی نشان نمی‌دهد که X موجب رخ دادن وضعیت Y می‌شود یا بالعکس، و یا نشان نمی‌دهد که این شرایط توسط فاکتورهای شخص سومیِ غیرقابل مشاهده رخ می‌دهند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بازارهای مالی ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بازارهای مالی چیست؟» را مطالعه نمایید.

 

درکِ مفهوم همبستگی در بورس

همبستگی، میزان قدرت رابطه بین دو متغیر است و به‌صورت عددی، توسط ضریب همبستگی نشان داده می‌شود. مقادیر ضریب‌های همبستگی در بین محدوده 1.0 و 1.0- قرار دارند. یک ضریب همبستگی کامل دقیقاً 1 است. این به آن معناست که اگر ارزش اوراق قرضه حرکت کند، ارزش اوراق دیگر نیز به تبعیت از آن و در مسیر مشابه به سمت بالا یا پایین حرکت می‌کند.  اما یک همبستگی منفی (navigate correlation ) به آن معنا است که دو دارایی، در جهت‌های مخالف یکدیگر حرکت می‌کنند، هنگامی که عدد ضریب همبستگی 0 باشد، بر این موضوع دلالت دارد که هیچ‌گونه ارتباط خطی‌ای بین دو نمودار در کار نمی‌باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بورس می‌توانید از مطلب آموزشی «بورس چیست؟» دیدن نمایید.

همبستگی در بورس و سایر بازارهای مالی چیست؟

به‌عنوان مثال، صندوق سرمایه‌گذاری شرکت‌هایی که سهم‌شان سهم زیادی از بازار بورس را دارد و سرمایه‌شان در بازار بورس درصد و رقمی قابل‌توجه است، عموماً میزان همبستگی مثبت بالایی را با شاخص (S&P500) دارد. در این موارد ضریب همبستگی تقریباً یک می‌باشد.

سهام شرکت‌هایی که ارزش سهام آن‌ها در بازار زیاد نیست و سرمایهٔ قابل‌توجهی در بورس ندارند نیز همبستگی مثبتی نسبت به شاخص (S&P500) دارند ولی این میزان به‌طور تقریبی رقمی بالاتر از 0.8 نمی‌باشد.

با این حال، قیمت‌های قرارداد اختیار فروش و قیمت دارایی پایه آنها، تمایل به داشتن همبستگی منفی نسبت به هم دارند. برای مرور، قرارداد اختیار فروش این حق را به مالک می‌دهد تا مقداری مشخص از سهام پایه را به قیمتی از پیش تعیین‌شده و در یک چارچوب زمانی معین بفروشد. قراردادهای اختیار فروش (Put Options) به هنگامی که ارزش سهام پایه کاهش پیدا کند، به سوددهی می‌رسند. به‌عبارتی دیگر، از آنجایی که قیمت سهام افزایش می‌یابد قیمت قرارداد اختیار فروش کاهش پیدا می‌کند، که این نشان‌دهندهٔ یک همبستگی منفی قوی (Negative Correlation) می‌باشد.

فرمول همبستگی به شرح زیر است:

مثالی از همبستگی در بورس:

مدیران سرمایه‌گذاری، معامله‌گران و تحلیل‌گران، محاسبهٔ مقدار همبستگی را امری مهم می‌دانند. زیرا مزایای کاهش ریسک سبدهای سهام مختلف به این اعداد بستگی دارند.

فایل‌های اکسل مالی و نرم‌افزارها می‌توانند به‌سرعت مقدار همبستگی را محاسبه کنند.

به‌عنوان یک مثال فرضی، تصور کنید یک تحلیل‌گر نیاز به‌حساب همبستگی برای این دو مجموعه داده دارد:

(X: (41, 19, 23, 40, 55, 57,33

(Y: (94, 60, 74, 71, 82, 76, 61

‌ سه قدم برای پیدا کردن میزان همبستگی وجود دارد. اولین قدم، جمع تمام ارقام  X برای پیدا کردن مجموع (X)ها و بعد، جمع تمام ارقام Y برای گردآوری مجموع (Y) و ضرب ارقام X  در ارقام متناظر در مجموعه Y و در نهایت جمع کردن آنها با یکدیگر برای به‌دست آوردن مجموع (X, Y) می‌باشد.

SUM(X) = (41 + 19 + 23 + 40 + 55 + 57 + 33) = 268

SUM(Y) = (94 + 60 + 74 + 71 + 82 + 76 + 61) = 518

SUM(X,Y) = (41 x 94) + (19 x 60) + (23 x 74) + … (33 x 61) = 20,391

قدم بعدی این است که باید هر رقم X را به توانِ 2 برسانیم و مجموع این ارقام  را برای پیدا کردن مجموع X^2) ) با هم جمع کنیم. عمل مشابه باید برای ارقام مجموعه Y اجرا شود.

SUM(X^2) = (41^2) + (19^2) + (23^2) + … (33^2) = 11,534

SUM(Y^2) = (94^2) + (60^2) + (74^2) + … (61^2) = 39,174

با توجه به اینکه تعداد داده‌های ما 7 می‌باشد (n=7) ، از فرمول زیر می‌توان برای محاسبهٔ ضریب همبستگی (r) استفاده شود:

در این مثال میزان ضریب همبستگی برابر خواهد بود با:

r = (7 x 20,391 – (268 x 518) / [SquareRoot((7 x 11,534 – 268^2) x (7 x 39,174 – 518^2))] = 3,913 / 7,248.4 = 0.54