بهترین روش‌های یادگیری تحلیل تکنیکال چیست؟

علاوه بر الگوهای نموداری و اندیکاتورها، تحلیل تکنیکال شامل بررسی مسائلی مختلف از اقتصاد رفتاری (Behavioral Economics) گرفته تا مدیریت ریسک (Risk Management) می‌شود.

هدف تحلیل تکنیکال به‌طور معمول، یافتن موقعیت‌های معاملاتی و کسب سود از آن‌ها با استفاده از یک روش منظم، و براساس قوانین تعیین‌شده می‌باشد که می‌تواند در طولانی‌مدت، میزان سود را افزایش دهد.

در این مقاله، ما به بررسی چند مورد از بهترین راه‌ها برای شروع یادگیری تحلیل تکنیکال می‌پردازیم. راه‌هایی که شما می‌توانید از آن‌ها، بدون قراردادن سرمایه‌تان در معرض ریسک، بهره ببرید.

نکات کلیدی:

• تحلیل تکنیکال، مطالعهٔ نمودارها و الگوها می‌باشد. اما می‌تواند شامل بررسی جنبه‌هایی از اقتصاد رفتاری و مدیریت ریسک نیز باشد.
• معامله‌گران تازه‌کار می‌توانند از کتاب‌ها و یا دوره‌های آنلاین برای یادگیری تحلیل تکنیکال استفاده کنند.
• بسیاری از کلاس‌های معامله‌گری آنلاین از تاکتیک‌های فروش استفاده می‌کنند، اما معمولاً نمی‌توانند نتایج مورد انتظار را حاصل کنند.
• معامله‌گری شبیه‌سازی شده می‌تواند به معامله‌گران نحوهٔ کار اندیکاتورهای تکنیکالی در بازارهای زنده را آموزش دهد.

اساس تحلیل تکنیکال

اولین قدم در یادگیری تحلیل تکنیکال، به‌دست آوردن درک بنیادی از مفاهیم پایه می‌باشد. می‌توان این درک را از طریق خواندن کتاب‌ها، شرکت در کلاس‌های آنلاین و حضوری، یا مطالعه در وب‌سایت‌های آموزشی که این موارد را پوشش داده‌اند، به‌دست آورد. بسیاری از این منابع رایگان هستند، اما برخی هزینه دارد.

در حالی که کتاب‌های معامله‌گری بی‌شماری نگاشته شده‌اند، بسیاری از آن‌ها توانسته‌اند در گذر زمان اعتبار خود را حفظ کرده و به‌عنوان منابعی مفید برای معامله‌گران تازه‌کار، مورد استفاده قرار گیرند. از این منابع می‌توانیم به کتاب‌های زیر اشاره کنیم:

• Technical Analysis of the Financial Markets: A Comprehensive Guide to Trading Methods and Applications by John J. Murphy
• Market Wizards, Updated: Interviews with Top Traders by Jack D. Schwager
• Reminiscences of a Stock Operator by Edwin Lefevre
• Way of the Turtle: The Secret Methods that Turned Ordinary People into Legendary Traders by Curtis Faith
• Expert Advisor Programming for MetaTrader 5: Creating Automated Trading Systems in the MQL5 Language by Andrew R. Young

همچنین می‌توان از دوره‌های آنلاین و حضوری زیر، استفاده کرد:
• Investopedia Academy’s Technical Analysis
• Udemy’s Technical Analysis Courses
• CMT Association Certifications

بهترین روش‌های یادگیری تحلیل تکنیکال چیست؟
اولین قدم در یادگیری تحلیل تکنیکال، به‌دست آوردن درک بنیادی از مفاهیم پایه می‌باشد. می‌توان این درک را از طریق خواندن کتاب‌ها، شرکت در کلاس‌های آنلاین و حضوری، یا مطالعه در وب‌سایت‌های آموزشی که این موارد را پوشش داده‌اند، به‌دست آورد.

نکتهٔ مهمی که باید در نظر داشته باشید این است که بسیاری از این کلاس‌ها، به شما وعدهٔ کسب سود بالا را داده و از تاکتیک‌های فروش محصول بهره می‌برند، اما نتایج مدنظر را حاصل نمی‌کنند.

معامله‌گران تازه‌کار ممکن است بخواهند که از چنین کلاس‌هایی دوری کنند تا انتظارات غیرواقعی از بازار نداشته باشند، به‌جای آن، آن‌ها به‌دنبال اساتیدی هستند که بتواند به آن‌ها مفاهیم پایه تحلیل تکنیکال را آموزش دهند.

هفت کتاب برتر تحلیل تکنیکال

بسیاری از معامله‌گران، سیستم معاملاتی مُختص به خودشان را در طی زمان تکمیل کرده و می‌سازند. گذشته از همهٔ این‌ها، برخی از شرکت‌ها سیستم‌های معاملاتی‌ای را به شما معرفی می‌کنند که وعدهٔ سودسازی مکرر را به شما می‌دهند.

اگر چنین وعده‌هایی حقیقت داشتند، آن شرکت‌ها دست به فروش این سیستم‌ها نمی‌زدند و چنین رازی را برای خود محفوظ نگه می‌داشتند.
در نهایت، وب‌سایت‌های مختلفی هستند که دیدی کلی از مفاهیم تحلیل تکنیکال را به‌صورت رایگان به شما می‌آموزند، مانند استراتژی های تحلیل تکنیکال برای تازه کاران که در مقاله «استراتژی های تحلیل تکنیکال برای تازه کاران» منتشرشده است و می‌تواند نقطهٔ شروعی مناسب برای معامله‌گران مشتاق باشد.

تمرین برای توسعه مهارت‌هایتان

پس از یادگیری ریزه‌کاری‌های تحلیل تکنیکال، قدم بعدی استفاده از این قواعد در معاملات آزمایشی (paper trading) می‌باشد.
معامله‌گرانی که سیستم‌های معاملاتی خودکارشده برای بررسی نحوهٔ عملکرد قوانین توسعه داده‌اند، عملکردشان را براساس اطلاعات تاریخی قیمت سنجیده‌اند.

برای مثال، یک معامله‌گر ممکن است یک استراتژی تقاطع میانگین متحرک (moving average crossover strategy) را توسعه داده باشد که پس از گذر میانگین متحرک کوتاه‌مدت به سطح بالای میانگین متحرک بلندمدت، یک سیگنال خرید را صادر کرده و در صورت گذر میانگین متحرک کوتاه‌مدت به سطوح زیرین میانگین متحرک بلندمدت، سیگنال فروش صادر کند. پس از این، این معامله‌گر باید سیستم خود را آزمایش کند و نحوهٔ عملکرد آن را در طی سال‌های گذشته، بررسی نماید.

برای یادگیری و استفاده از میانگین‌های متحرک برای خرید سهام مقاله آموزشی «چگونه از میانگین‌های متحرک برای خرید سهام استفاده کنیم؟» را مطالعه نمایید.

مهم است به یاد داشته باشید که عملکرد سیستم‌های معاملاتی، براساس اطلاعات تاریخی قیمت‌ها به‌دست آمده است و آن‌ها، هیچ‌گونه تضمینی برای عملکرد مشابه سیستم، در بازار زنده نمی‌دهند. در واقع، سیستم‌های معاملاتی پیچیده ممکن است با اطلاعات تاریخی قیمت عملکردی عالی داشته باشند، اما نتوان به‌خوبی از آن‌ها در آینده استفاده کرد.

بهترین سیستم‌های معاملاتی، از یک سری قوانین ساده استفاده می‌کنند تا در عین سوددِه بودن، به اندازه‌ای منعطف باشند که بتوانند در آیندهٔ بازار  هم عملکرد مناسبی را داشته باشند.

معامله‌گرانی که می‌خواهند خودشان دستورات معاملاتی را در بازار قرار دهند و سیستم‌های خودکار معاملاتی استفاده نکنند ممکن است تا مدتی، به تمرین برای تقویت مهارت‌هایشان بپردازند. هرچند، به‌جای یادداشت سریع معاملات بر روی کاغذ، معامله‌گر می‌تواند با استفاده از حساب‌های آزمایشی (demo accounts)، با قرار دادن دستورهای معاملاتی، نحوهٔ عملکرد آن در طی زمان را مشاهده کنند.

مهم است که معامله‌گران، به بررسی دقیق عملکرد معاملاتشان برای تشخیص میزان موفقیت استراتژی در طی زمان، بپردازند و از تایم فریم‌های معاملاتی مناسب استفاده کنند.

شرکت‌های کارگزاری و دیگر شرکت‌های مالی، پلتفرم‌های متفاوتی را پیشنهاد می‌کنند که معامله‌گران می‌توانند با استفاده از آن‌ها، سیستم معاملاتی خودکار شده خود را توسعه داده یا به معاملات آزمایشی بپردازند، که از آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

• Interactive Brokers
• TradeStation
• TDAmeritrade’s thinkorswim
• MultiCharts
• MetaTrader

جمع‌بندی

بهترین راه برای یادگیری تحلیل تکنیکال، به‌دست آوردن درک عمیق از مفاهیم پایه و استفاده از آن مفاهیم در معاملات آزمایشی می‌باشد.

با کمک تکنولوژی که امروزه در دسترس ما می‌باشد، بسیاری از کارگزاری‌ها و وب‌سایت‌ها، پلتفرم‌های معاملاتی الکترونیکی را به ما پیشنهاد می‌کنند که معامله‌گری شبیه به بازارهای زنده را شبیه‌سازی می‌کنند.

با وجود اینکه هیچ مسیر کوتاهی برای موفقیت وجود ندارد، معامله‌گران تازه‌کار می‌توانند پایهٔ دانشی خود را ساخته و به‌مرور زمان و با کسب تجربه،‌ به سوددهی برسند.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

دانشکده کسب و کار هاروارد چیست؟

دانشکده کسب و کار هاروارد (Harvard Business School – HBS) یکی از بهترین دانشکده‌های کسب‌وکار در ایالات متحده آمریکا می‌باشد. این دانشکده در دانشگاه هاروارد بوستون، ایالات ماساچوست، قرار گرفته و به‌عنوان دانشکدهٔ پذیرندهٔ افراد فارغ‌التحصیل شده در دانشگاه هاروارد عمل می‌کند.

این دانشکده در سال 1908 تأسیس شد و به‌عنوان یکی از بهترین دانشکده‌های کسب‌وکار در سراسر جهان در نظر گرفته می‌شود. این دانشکده همچنین صاحب شرکت انتشاراتی دانشکده کسب و کار هاروارد (Harvard Business School Publishing Corporation) می‌باشد، که تعداد زیادی از کتاب‌های مرتبط با کسب‌وکار، موارد کسب‌وکاری و همچنین مجلهٔ معروف «Harvard Business Review» را منتشر می‌کند.

بررسی جزئیات دانشکده کسب و کار هاروارد

دانشکدهٔ کسب‌وکار هاروارد چیست؟

دانشکده کسب و کار هاروارد یکی از رقابتی‌ترین دانشکده‌های کسب‌وکار در ایالات متحده آمریکا محسوب می‌شود. دانشکده کسب و کار هاروارد یک برنامهٔ تمام‌وقت MBA، برنامه‌های دکتری (Doctoral Programs) و تعداد زیادی آموزش‌های جامع را پیشنهاد می‌دهد.

این دانشکده همچنین برنامهٔ کسب مدتارک متصل با دیگر دانشکده‌های هاروارد، شامل دانشکدهٔ سیاست جان اف کندی (John F. Kennedy School of Government) و دانشکدهٔ حقوق هاروارد (Harvard Law School) می‌شود.

در سال2016، 9543 نفر به‌منظور شرکت در دورهٔ MBA این دانشکده ثبت‌نام کردند، که تنها 12٪ آن‌ها موفق به کسب پذیرش و ورود به این دانشکده شدند. در حالی که در سال 2014، تنها 4٪ از 792 نفری که به‌منظور شرکت در برنامهٔ دکتری این دانشکده ثبت‌نام کرده بودند، پذیرفته شدند.

تعداد کل ثبت‌نام‌ها تقریباً برابر با 1870 دانشجو بوده، و هزینهٔ متوسط یک سال تحصیل در این دانشکده برابر با مبلغ 61000 دلار می‌باشد.

تا سال 2016، این دانشکده شامل 234 نفر کارمند به‌صورت تمام‌وقت، و تعداد کارکنان کلی بالغ بر 1400 نفر بود. از این دانشکده به‌عنوان یکی از پیشگامان در زمینهٔ تحقیقات، با داشتن اعضای هیئت‌علمی‌ای که به نوشتن تعداد زیادی از کتاب‌ها، تألیف و مقاله‌ها در زمینهٔ کسب‌وکار و دیگر انتشاراتی‌ها مشغول می‌باشند، یاد می‌شود.

فارغ‌التحصیلان دانشکده کسب و کار هاروارد

دانشکدهٔ کسب‌وکار هاروارد چیست؟

دانشکده کسب و کار هاروارد مأموریت خود را تعلیم رهبرانی که آینده جهان را تغییر می‌دهند، قرار داده است. برخی از فارغ‌التحصیلان مشهور این دانشکده شامل آقای Jeffrey R. Immelt، رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل شرکت جنرال الکتریک (General Electric)، خانم Meg Whitman، رئیس سابق و مدیرعامل شرکت e Bay، و آقای James D. Wolfensohn، رئیس سابق بانک جهانی (The World Bank) را شامل می‌شود.

فارغ‌التحصیلان و دوستداران این دانشکده در طی این سال‌ها سطح بالایی از حمایت را نسبت به این دانشکده از خود نشان داده‌اند.- تا سال 2014، بیش از 107000 نفر از دانشکدهٔ کسب‌وکار هاروارد فارغ‌التحصیل شده‌اند، که در حال حاضر بیش از 76000 نفر از آن‌ها زنده می‌باشند، و حدود یک‌سوم از آن‌ها در خارج از ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند. حدود یک‌چهارم فارغ‌التحصیلان این دانشکده در زمینهٔ مالی (Field of Finance)، و یک‌چهارم دیگر آن‌ها نیز در زمینهٔ خدمات حرفه‌ای (Professional Services) به‌فعالیت مشغول‌اند.

رده‌بندی جهانی دانشکده کسب و کار هاروارد

دانشکده کسب و کار هاروارد به‌طور مداوم در بالاترین سطوح رده‌بندی‌های دانشکده‌های کسب‌وکار برتر قرار می‌گیرد. این دانشکده در سال 2016 توسط U.S. News and World Reports به‌عنوان دانشکدهٔ اول کسب‌وکار در ایالات متحده آمریکا انتخاب شد.

همچنین بلومبرگ (Bloomberg) نیز این دانشکده را در سال 2015 به‌عنوان بهترین دانشکدهٔ کسب‌وکار آمریکا انتخاب کرده بود. Poet’s and Quants، نهادی که به‌عنوان جمع‌کنندهٔ رده‌بندی‌های دانشکده‌ها به فعالیت می‌پردازد، دانشکده کسب و کار هاروارد را در رده‌بندی سال 2015 در برنامه‌های MBA ایالات متحده آمریکا در ردهٔ اول قرارداد.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

استراتژی‌هایی برای معامله با سطوح فیبوناچی اصلاحی

لئوناردو پیزانو که با نام مستعار فیبوناچی نیز شناخته می‌شود، یک ریاضی‌دان مشهور ایتالیایی بود که در سال 1170 در شهر پیزا ایتالیا به دنیا آمد.

پدر او گوگولیمو بوکاچیو در یک پست بازرگانی در شهر بوچیا که امروزه با نام بِجایا (Béjaïa) شناخته می‌شود – بندری بازرگانی در شمال شرق الجزایر – کار می‌کرد.

به‌عنوان یک مرد جوان، فیبوناچی به تحصیل ریاضیات در بوچیا پرداخته و در طی سفرهای بی‌شمارش مزایای سیستم رقمی هندی – عربی را آموخت.
نکات کلیدی:

  • در توالی اعداد فیبوناچی، بعد از اعداد 0 و 1 تمامی دیگر اعداد حاصل جمع دو رقم پیشین می‌باشند.
  • در حوزهٔ معاملات، اعداد استفاده‌شده در سطوح فیبوناچی اصلاحی (Fibonacci retracement) اعدادی نیستند که در توالی فیبوناچی وجود دارند. بلکه به‌جای آن‌ها از اعدادی استفاده شده است که از روابط ریاضیاتی موجود در این توالی نشأت گرفته‌اند.
  • سطوح فیبوناچی اصلاحی با انتخاب نقاط سقف و کف در یک نمودار و استفاده از ابزار مرتبط نمایش داده می‌شوند. از سطوح فیبوناچی برای یافتن نقاط بازگشت احتمالی قیمت استفاده می‌شود.

نسبت طلایی

در سال 1202 پس از بازگشت به ایتالیا، فیبوناچی آنچه آموخته بود را در کتاب آباسی (Liber Abaci) مستند کرد. در کتاب آباسی، فیبوناچی توالی اعدادی را تشریح کرد که امروزه به نام او شناخته می‌شود.

توالی اعداد فیبوناچی بعد از اعداد 0 و 1، شامل اعدادی است که تمامی آن‌ها برابر جمع دو رقم پیشین خود می‌باشد. بنابراین این توالی به‌شکلی که در ادامه آمده می‌باشد:

0, 1, 1, 2, 3, 5, 8, 13, 21, 34, 55, 89, 144, 233, 377, 610 و … که تا بی‌نهایت ادامه دارد. هر عدد تقریباً 1.618 برابر عدد قبلی خود است.

برای یادگیری خطوط و اعداد فیبوناچی مقاله آموزشی «خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

عدد 1.618 با نام پی (Phi) یا نسبت طلایی (golden ratio) شناخته می‌شود. نسبت طلایی به‌شکلی مرموز در تمامی جهان اطراف ما دیده می‌شود.

در مهندسی، هنر و زیست‌شناسی. برای مثال، این نسبت در معماری ساختمان مشهور پارتنون (Parthenon)، در نقاشی مشهور لئوناردو داوینچی – مونالیزا، در گل‌های آفتاب‌گردان، گلبرگ‌های گل رز، پوسته صدف‌ها، شاخه‌های درخت‌ها، صورت انسان‌ها، گلدان‌های یونانی قدیمی و حتی در کهکشان‌های مارپیچی دیده ‌شده است.

0.618

نسبت عکس نسبت طلایی، 0.618 است که از این نسبت نیز به‌طور گسترده در معامله‌گری با استفاده از فیبوناچی استفاده می‌شود.

سطوح فیبوناچی به‌کاررفته در بازارهای مالی

در حوزه معامله‌گری، اعداد استفاده‌شده در سطوح اصلاحی فیبوناچی اعدادی نیستند که در توالی فیبوناچی وجود داشته باشند. بلکه، آن‌ها از روابط ریاضی موجود بین اعداد این توالی حاصل شده‌اند.

پایه و اساس نسبت طلایی فیبوناچی که عدد 61.8 ٪ است، از تقسیم یک عدد در این توالی بر عدد بعدی خود به‌دست می‌آید. برای مثال: 0.6180 = 144 / 89

نسبت 38.2 ٪ از تقسیم یک عدد در توالی فیبوناچی بر دومین عدد سمت راست خود به‌دست می‌آید. برای مثال: 0.3819 = 233 / 89

نسبت 23.6 ٪ از تقسیم یک عدد بر عدد دیگری که سه واحد با آن فاصله دارد حاصل می‌شود. برای مثال: 0.2360 = 377 / 89

سطوح اصلاحی فیبوناچی (Fibonacci retracement levels) با مشخص کردن نقاط کف و سقف در نمودار و استفاده از ابزار فیبوناچی به‌نمایش در می‌آیند.

ابزاری که نسبت‌های مهم فیبوناچی مانند 23.6 ٪، 38.2 ٪ و 61.8 ٪ را به‌صورت افقی به‌نمایش می‌گذارد. این خطوط افقی، محدوده‌های بازگشت احتمالی قیمت به‌شمار می‌روند.

سطح فیبوناچی 50 ٪ نیز به‌طور معمول در سطوح فیبوناچی دیده می‌شود. با وجود اینکه سطح 50 ٪ براساس اعداد فیبوناچی به‌دست نیامده است، این سطح را یکی از سطوح مهم در بازگشت قیمت‌ها به‌شمار می‌آورند. از این سطح به‌طور ویژه در تئوری داو (Dow theory) یاد شده و همچنین در کارهای آقای گان (W.D. Gann) دیده می‌شود.

استفاده از سطوح اصلاحی فیبوناچی به‌عنوان استراتژی معامله‌گری

سطوح اصلاحی فیبوناچی معمولاً به‌عنوان بخشی از استراتژی‌های معامله‌گری روند (trend trading strategy) مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در این سناریو، معامله‌گران یک اصلاح در روند را مشاهده کرده و سعی می‌کنند تا با استفاده از سطوح فیبوناچی ورودی کم‌ریسک در جهت روند اولیه داشته باشند.

معامله‌گرانی که از این استراتژی استفاده می‌کنند، احتمال می‌دهند که قیمت در یکی از سطوح فیبوناچی به حرکت در جهت روند اولیه ادامه داده و به همین جهت، به معامله وارد می‌شوند.

سطوح بازگشتی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

برای مثال، نمودار روزانه جفت‌ارز یورو به دلار آمریکا (EUR/USD) را در شکل زیر می‌بینید. می‌توانید مشاهده کنید که یک روند نزولی اصلی در تاریخ ماه مِی سال 2014 شکل‌ گرفته است (نقطه A). قیمت در ماه ژوئن به کف رسیده (نقطه B) و حدود 38.2 ٪ از سطوح اصلاحی فیبوناچی را (نقطه C) به‌عنوان اصلاح طی کرده است.

استراتژی‌هایی برای معامله با سطوح فیبوناچی اصلاحی
نمودار روزانه جفت‌ارز یورو به دلار آمریکا (EUR/USD) را در این شکل می‌بینید. می‌توانید مشاهده کنید که یک روند نزولی اصلی در تاریخ ماه مِی سال 2014 شکل‌ گرفته است (نقطه A). قیمت در ماه ژوئن به کف رسیده (نقطه B) و حدود 38.2 ٪ از سطوح اصلاحی فیبوناچی را (نقطه C) به‌عنوان اصلاح طی کرده است.

در این حالت، سطح 38.2 ٪ یک سطح عالی برای ورود به یک موقعیت معاملاتی فروش (Short position) و کسب سود از حرکات نزولی روند بوده است.

شکی وجود ندارد که بسیاری از معامله‌گران سطح 50 ٪ و 61.8 ٪ را نیز زیر نظر خود داشته‌اند. اما در این نمودار می‌بینیم که بازار آن‌قدر از قدرت صعودی برخوردار نبوده است که بتواند به آن نقاط برسد. به‌جای آن، جفت ارز EUR/USD از نقطه C، حرکت به سمت پایین را آغاز کرده و توانسته با حرکتی نسبتاً روان، کف قیمتی ایجادشده در نقطهٔ B را بشکند.

احتمال بازگشت قیمتی زمانی افزایش می‌یابد که یک سری از سیگنال‌های تکنیکال پس از رسیدن قیمت به‌سطحِ مشخصی از فیبوناچی‌ها، با یکدیگر تلاقی داشته باشند.

دیگر اندیکاتورهای تکنیکالی محبوب که در کنار سطوح فیبوناچی استفاده می‌شوند شامل الگوهای کندلی (candlestick patterns)، خط روند (trendlines)، حجم معاملاتی (trading volume)، نوسان‌سنج‌های شتاب قیمت (momentum oscillator) و میانگین‌ متحرک (moving averages) می‌باشند. دستهٔ زیادی از تأییدیه‌های اندیکاتوری وجود دارند که می‌توانند سیگنال بازگشت قیمتی صادرشده را تقویت کنند.

سطوح اصلاحی فیبوناچی در بسیاری از ابزارهای مالی مانند سهام (stocks)، کالاها (commodities) و بازار مبادلات ارزهای خارجی فارکس (Foreign Currency Exchanges – FOREX) مورد استفاده قرار می‌گیرند.

همچنین می‌توان از آن‌ها در تایم فریم‌های متفاوت استفاده کرد. هرچند، به‌مانند دیگر اندیکاتورهای تکنیکال قدرت پیش‌بینی ابزار فیبوناچی نیز نسبی بوده و بستگی به تایم فریم مورد استفاده دارد.

هرچه تایم فریم بلندمدت‌تر باشد، احتمال صحیح بودن پیش‌بینی‌ها نیز افزایش پیدا می‌کند. به‌عنوان مثال، یک سطح اصلاحی 38.2 ٪ در یک نمودار هفتگی بسیار مهم‌تر از یک سطح اصلاحی 38.2٪ در یک نمودار پنج دقیقه‌ای است.

استفاده از فیبوناچی گسترشی

در حالی که می‌توان از سطوح اصلاحی فیبوناچی برای پیدا کردن نقاط احتمالی حمایت و مقاومت در بازار – محل‌هایی که معامله‌گران می‌توانند با امید گرفتن کل روند وارد معاملات شوند – استفاده کرد، فیبوناچی گسترشی (Fibonacci extension) می‌تواند این استراتژی را با مشخص نمودن اهداف سود، تکمیل کند.

برای یادگیری بیشتر فیبوناچی گسترشی مقاله آموزشی «فیبوناچی گسترشی یا انبساطی در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

سطوح فیبوناچی گسترشی شامل تعدادی از سطح‌های قیمتی می‌باشد که فراتر از سطح استاندارد 100 ٪ ترسیم شده و توسط معامله‌گران برای یافتن نقاط خروج مناسب، مورد استفاده قرار می‌گیرند. سطوح اصلی فیبوناچی گسترشی شامل 161.8 ٪، 261.8 ٪ و 423.6 ٪ می‌باشند.

حال با نگاه کردن به نمودار جفت‌ارز یورو به دلار آمریکا (EUR/USD)، به بررسی یک مثال می‌پردازیم:

استراتژی‌هایی برای معامله با سطوح فیبوناچی اصلاحی

به سطوح فیبوناچی گسترشی رسم شده در نمودار بالا نگاهی بیاندازید. می‌توانیم یک هدف قیمتی (Price Target) احتمالی را برای معامله‌گری که معامله‌اش را از سطح اصلاحی 38.2 ٪ مثال قبلی نگه داشته است مشاهده کنیم. معامله‌ای که تا سطح 161.8 ٪ در قیمت 1.3195 حرکت کرده است.

جمع‌بندی

سطوح اصلاحی فیبوناچی می‌تواند نقاط بازگشت قیمتی را با دقتی بالا به‌نمایش بگذارند. هرچند معامله با استفاده از آن‌ها راحت نمی‌باشد. بهترین روش برای استفاده از این سطوح،‌ به کارگیری آن‌ها در یک استراتژی معاملاتی می‌باشد.

به‌طور ایدئال، این استراتژی به‌دنبال تلاقی‌ای از سیگنال‌های چندین اندیکاتور جهت تشخیص نقاط احتمالی بازگشت قیمتی می‌باشد. مناطقی که ورودی کم‌ریسک (Low-risk entry) با سود بالا محسوب می‌شوند.

هرچند ابزارهای معاملاتی فیبوناچی، از مشکلی مشابه با تمامی استراتژی‌های معامله‌گری– حتی تئوری امواج الیوت – رنج می‌برند. با این حال، بسیاری از معامله‌گران با استفاده از نسبت‌های فیبوناچی (Fibonacci ratios) و سطوح اصلاحی توانسته‌اند به موفقیت‌های خوبی در روندهای طولانی‌مدت قیمت دست پیدا کنند.

سوالات و نظرات در خود را در مورد این مقاله در قسمت دیدگاه‌ها با دیجی کوینر به اشتراک بگذارید. در سریع ترین زمان ممکن پاسخگوی شما عزیزان هستیم.

چه افسانه هایی درباره تحلیل تکنیکال وجود دارد؟

برخی معامله‌گران و سرمایه‌گذاران، تحلیل تکنیکال را به‌عنوان مطالعه‌ای سطحی از نمودارها و الگوها بدون هیچ‌گونه پایه و اساسی می‌شناسند که نمی‌تواند نتایج قاطع یا سودهی تولید کند.

دیگران باور دارند که تحلیل تکنیکال به‌مانند جام مقدسی است که زمانی که در آن به استادی رسیدند، سود بی‌حد و حصری را برای شما آزاد خواهد کرد.

این نقطه‌نظرهای متضاد باعث ایجاد باورهای غلط در خصوص تحلیل تکنیکال و نحوهٔ استفاده از آن شده است.

برخی از این باورهای اشتباه در خصوص تحلیل تکنیکال ریشه در آموزش و تمرین دارد. برای مثال، معامله‌گری که تنها به تمرین با استفاده از موارد بنیادی (fundamentals) پرداخته است ممکن است هیچ‌گاه به تحلیل تکنیکال اعتماد نکند. اما این لزوماً به این معنی نیست شخصی که توانسته است تحلیل تکنیکال را بیاموزد نتواند از آن کسب سود کند.

دیگر افسانه‌ها به روی مقدار تجربه تمرکز دارند. برای مثال، اشتباه استفاده از اندیکاتورهای تکنیکالی معمولاً منجر به ضرر و زیان می‌شود. این لزوماً به این معنی نیست که این مِتُد بد است – بلکه شخص مدنظر تنها نیاز به تمرین و ممارست بیشتری برای یادگیری استفاده از اندیکاتورها دارد.

برای یادگیری قوی‌ترین الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال مقاله آموزشی «پنج مورد از قوی‌ترین الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال کدامند؟» را مطالعه نمایید.

دیگر افسانه‌ها از تبلیغات نشأت می‌گیرند، تبلیغاتی که به شما قول یک شبه ثروتمند شدن با استفاده از یک اندیکاتور ساده را می‌دهند. به‌ندرت کاری به این میزان آسان است.
نکات کلیدی:

  • تحلیل تکنیکال سعی در بررسی روان‌شناسی بازار (market psychology) و احساسات (market sentiment) با بررسی روندهای قیمتی و الگوهای نموداری برای یافتن موقعیت معاملاتی دارد.
  • برخلاف تحلیل بنیادی، تحلیل‌گر تکنیکال لزوماً اهمیت زیادی به شرکت صاحب سهم نشان نمی‌دهند.
  • برخی باور دارند تحلیل تکنیکال بهترین روش برای معامله است در حالی‌که برخی دیگر آن را گمراه‌کننده خوانده و فاقد پایه و اساسِ علمی و نظری می‌خوانند. در ادامه ما در خصوص اشتباهات هر دو طرف، ابهام‌زدایی‌هایی انجام می‌دهیم.

رفع ابهام‌های موجود در خصوص تحلیل تکنیکال

در ادامه 8 ابهام معمول در خصوص تحلیل تکنیکال را بررسی می‌کنیم. نقطه نظرات مقابل را بخوانید و ببینید که چرا این ابهامات صحیح نمی‌باشند.

چه افسانه هایی درباره تحلیل تکنیکال وجود دارد؟

1. تحلیل تکنیکال تنها برای معامله‌گری کوتاه‌مدت و یا معامله‌گری روزانه کاربرد دارد.

این یک ابهام معمول است که تحلیل تکنیکال تنها برای معامله‌گران کوتاه‌مدت (short-term traders) و یا معامله‌گری با استفاده از سیستم‌های کامپیوتری (computer-driven trading)، مانند معامله‌گری روزانه و معامله‌گری متناوب (high-frequency traders) کاربرد دارد.

تحلیل تکنیکال پیش از ظهور کامپیوترها مورد استفاده قرار می‌گرفت و برخی از پیشگامان در زمینهٔ تحلیل تکنیکال از سرمایه‌گذاران بلندمدت محسوب شده و در دستهٔ معامله‌گران روزانه قرار نمی‌گرفتند.

تحلیل تکنیکال توسط معامله‌گرانی در تمامی بازه‌های زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. از نمودارهای یک‌دقیقه‌ای گرفته تا نمودارهای هفتگی و ماهانه.

2. تنها معامله‌گران منفرد از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند.

با وجود اینکه معامله‌گران منفرد از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند، صندوق‌های سرمایه‌گذاری پوشش ریسک (hedge funds) و بانک‌های سرمایه‌گذاری (investment banks) نیز از تحلیل تکنیکال بهره می‌برند.

بهترین روش‌های یادگیری تحلیل تکنیکال چیست؟

بانک‌های سرمایه‌گذاری از تیم‌های تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند. معامله‌گری متناوب (HFT) که حجم زیادی از معاملات سهام را دربرمی‌گیرد به‌شدت بر مفاهیم تکنیکالی وابسته می‌باشد.

3. تحلیل تکنیکال نرخ موفقیت پایینی دارد.

با بررسی لیست معامله‌گران موفق بازار که دهه‌ها تجربه معامله‌گری دارند، این مورد خودبه‌خود از بین می‌رود. مصاحبه‌های معامله‌گران موفق به‌وضوح تعدادی از آن‌ها که موفقیت خود را مدیون تحلیل تکنیکال و الگوها بودند نشان می‌دهند.

برای مثال، کتاب جادوگران بازار: مصاحبه‌هایی با معامله‌گران حرفه‌ای (Market Wizards: Interviews with top traders) نوشتهٔ جک شواگر (Jack D. Schwager)، ذکر می‌کند که بسیاری از معامله‌گران سوددِه تنها از تحلیل تکنیکال استفاده کرده‌اند.

4. تحلیل تکنیکال سریع و آسان است.

اینترنت مملو از دوره‌های آموزش تحلیل تکنیکال است که به شما قول موفقیت در معاملات را می‌دهد. با وجود اینکه بسیاری از اشخاص با انجام یک معامله براساس اندیکاتورهای تکنیکالی ساده وارد دنیای معامله‌گری می‌شوند، ادامهٔ موفقیت آن‌ها در معامله‌گری نیازمند یادگیری عمیق، تمرین، مدیریت پول خوب (good money management)، به‌علاوهٔ نظم و انضباط (discipline) می‌باشد.

دیجی کوینر مجموعه‌ای از بهترین کتاب‌ها در زمینه تحلیل تکنیکال را گردآوری کرده است. برای یادگیری و معرفی آن‌ها مقاله «هفت کتاب برتر برای یادگیری تحلیل تکنیکال کدامند؟» را مطالعه نمایید.

تحلیل تکنیکال نیازمند وقف زمان، به‌دست آوردنِ علم و توجه فراوان می‌باشد. تحلیل تکنیکال تنها یک ابزار است، تنها یک بخش از پازل معامله‌گری.

5. نرم‌افزارهای آمادهٔ تحلیل تکنیکال می‌توانند به معامله‌گران کمک کنند تا به آسانی کسب پول کنند.

متأسفانه این موضوع حقیقت ندارد. بسیاری از تبلیغ‌های آنلاین را می‌بینید که به شما نرم‌افزارهای ارزان یا گران‌قیمت را معرفی می‌کنند؛ نرم‌افزارهایی که ادعا می‌کنند همهٔ تحلیل بازار را برای شما انجام می‌دهند.

به‌علاوه، معامله‌گران کم‌تجربه ممکن است ابزارهای معاملاتی ارائه‌شده توسط کارگزاری‌ها را با مدل‌های معاملاتی که تولید سود می‌کنند، اشتباه بگیرند.

برای آشنایی با بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال مقاله «بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال برای معامله‌گران کدامند؟» را مطالعه نمایید.

با وجود اینکه ابزارهای تحلیل تکنیکال بینشی مفید در خصوص روندها و الگوها به ما می‌دهند، لزوماً کسب سود را تضمین نمی‌کنند. در چنین حالاتی تفسیر روندها و اطلاعات بازار تماماً برعهدهٔ معامله‌گر می‌باشد.

6. اندیکاتورهای تکنیکال می‌توانند در تمامی بازارها مورد استفاده قرار بگیرند.

با وجود اینکه این موضوع در برخی از مواقع حقیقت دارد اما همیشه و در همهٔ بازارها صدق نمی‌کند. دسته‌های دارایی متفاوت نیازمندی‌های خاص خودشان را دارند.

دارایی‌ها (equities)، قراردادهای آتی (futures)، قراردادهای اختیار معامله (options)، کالاهای اساسی (commodities) و اوراق قرضه (bonds) هر یک از این دارای‌ها نیازمندی‌های خاص خود را دارند که با دیگری متفاوت است.

ممکن است الگوهای وابسته به زمان (time-depended patterns) مانند دوره‌ها در معاملات آتی و قراردادهای اختیار معامله نزدیک به تاریخ انقضا یا الگوهای فصلی (seasonal pattern) در بازار کالاها وجود داشته باشند.

برای یادگیری استراتژی هایی که برای افراد تازه وارد مناسب است مقاله آموزشی «استراتژی‌های تحلیل تکنیکال برای افراد تازه‌کار کدامند؟» را مطالعه نمایید.

پس به یاد داشته باشید که هرگز از اندیکاتورهایی که در یک دسته دارایی استفاده می‌کنید برای دیگر دسته‌های دارایی استفاده نکنید.

7. تحلیل تکنیکال می‌تواند پیش‌بینی‌هایی بسیار دقیق در خصوص قیمت انجام دهد.

بسیاری از افراد تازه‌کار از تحلیل تکنیکال و یا الگوهای نرم‌افزاری انتظار دارند تا 100% صحیح و دقیق باشند. برای مثال، معامله‌گران بی‌تجربه ممکن است انتظار یک پیش‌بینی با دقت بالا مانند مورد زیر داشته باشند.

«سهام شرکت ABC در طی دو ماه به سطح قیمتی 62 دلار خواهد رسید.» هرچند، تحلیل‌گران تکنیکالِ باتجربه معمولاً قیمت‌ها را به این شکل مشخص نمی‌کنند. بلکه آن‌ها معمولاً یک محدودهٔ قیمتی را مثال می‌زنند. مثلاً آن‌ها می‌گویند «سهم A می‌تواند در طی دو یا سه ماه آینده به محدودهٔ قیمتی 59 تا 64 دلار برسد». معامله‌گرانی که براساس پیشنهادات تکنیکالی برای ورود به معاملات استفاده می‌کنند باید آگاه باشند که از تحلیل تکنیکال تنها یک محدودهٔ احتمالی – و نه یک قیمت دقیق – را مشخص می‌کند.

همچنین باید بدانید که تحلیل تکنیکال احتمالات را نیز دربرمی‌گیرد و هیچ تضمینی انجام نمی‌دهد. اگر چیزی در بیشتر مواقع کار کند، حتی اگر در تمامی مواقع نیز کارا نباشد باز هم می‌تواند در کسب سود بسیار مؤثر باشد.

8. نرخ معاملات موفق در تحلیل تکنیکال باید بالاتر باشد.

این یک ابهام معمول است که برای سودآور بودن، باید درصد معاملات برندهٔ بالایی داشته باشیم. هرچند این موضوع همواره صحیح نیست.

فرض کنید که پیتر (Peter) از هر پنج معامله در چهار معامله موفق است، در حالی که مالی (Molly) از هر پنج معامله تنها در یکی از آن‌ها موفق می‌شود. چه کسی موفق‌تر است؟ بیشتر مردم می‌گویند که پیتر موفق‌تر است، اما ما تا زمان کسب اطلاعات بیشتر نمی‌توانیم نظر دقیقی بدهیم.

ساختار معاملاتی مناسب به شما اجازه می‌دهد تا با درصد برد پایین نیز سوددِه باشید. سوددهی ترکیبی از نرخ برد (win-rate) و میزان ریسک به سود (risk/reward) می‌باشد.

اگر پیتر در هر برد خود 20 دلار به‌دست آورده و در معاملهٔ شکست‌خوردهٔ خود 80 دلار از دست بدهد، او در نهایت 0 دلار به دست آورده است. اگر مالی در معاملهٔ موفق خود 50 دلار به‌دست آورده و در معاملات ناموفق خود 10 دلار از دست بدهد، او در همین بازه توانسته است 10 دلار سود کند. بنابراین او توانسته است با تعداد معاملات موفق کمتر، کسب سود کند.

جمع‌بندی

تحلیل تکنیکال سبدی از ابزارها و مفاهیم برای معامله‌گری فراهم می‌کند. معامله‌گرانی وجود دارند که از آن‌ها استفاده نمی‌کنند و همچنین معامله‌گرانی نیز هستند که از آن‌ها بهره می‌برند.

در نهایت، جست‌وجو در دنیای تحلیل تکنیکال و بررسی اینکه آیا این روش از تحلیل برای شخص مناسب است یا خیر، تماماً به‌عهدهٔ معامله‌گر می‌باشد.

این روش از تحلیل دقت 100% یا سود سریع را تضمین نمی‌کند اما برای افرادی که با پشتکار بالا تمرین کنند، شانس بالایی برای موفقیت وجود دارد.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

آیا تحلیل تکنیکال پیشگویی کامبخش است؟

این موضوع یکی از داغ‌ترین بحث‌های شکل‌گرفته پیرامون تحلیل تکنیکال از زمان پیدایش این حوزه می‌باشد. قدرت پیشگویی کامبخش (self-fulfilling prophecy)، پیش بینی بر اساس اطلاعات گذشته در خصوص آینده می‌باشد.

از سویی، ابزاری که در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می‌گیرند، مانند سطوح حمایت و مقاومت (support and resistance levels)، خط روند (trendlines)، میانگین‌های متحرک روزانه (moving averages) و دیگر ابزارهای تکنیکالی – به نظر قدرت پیش‌بینی را دارند. زیرا قیمت معمولاً در جهتی که توسط اندیکاتورها پیش‌بینی شده است حرکت می‌کند.

هر چند افرادی که تحلیل تکنیکال را دارای قدرت پیشگویی کامبخش می‌دانند، دلیل درستی این ابزار را تنها به‌خاطر استفادهٔ آن‌ها توسط تعداد زیادی از مردم – که براساس آن سیگنال‌ها عمل می‌کنند – می‌دانند.

بنابراین، استفاده از اطلاعاتی مشابه مردم را وادار کرده تا وارد موقعیت‌های معاملاتی مشابهی شوند و به همین دلیل قیمت‌ها در جهت پیش‌بینی شده حرکت داده می‌شوند.

بررسی تحلیل تکنیکال

برخی دیگر ادعا می‌کنند از آن‌جایی که پایه و اساس‌ اندیکاتورهای تکنیکالی براساس مفهوم تکنیکال بنا شده است، این ابزارها می‌توانند اطلاعاتی واقعی و معتبر در خصوص بازار و نیروهای ذاتی‌ای که آن‌ را حرکت می‌دهد به ما ارائه دهتد. هر دو گروه در بخشی از صحبت‌هایشان حقیقت را می‌گویند.

آیا تحلیل تکنیکال پیشگویی کامبخش است؟

این موضوع واقعیت دارد که سیگنال‌های تولیدشده توسط اندیکاتورهای تکنیکالی می‌توانند نقش پیشگویی کامبخش را داشته و باعث حرکات قیمت سهم به سطوح بالاتر یا پایین‌تر شوند.

حرکاتی که به تقویت سیگنال صادر شده منجر می‌شود. اما این موضوع می‌تواند برای مدت زمان کوتاهی به طول بیانجامد، زیرا هدف بسیاری از سرمایه‌گذاران و معامله‌گران شرکت‌کننده در بازار با یکدیگر متفاوت بوده و همچنین تعداد بالای اندیکاتورهایی که این موضوع را به اطلاع شرکت‌کنندگان بازار می‌رساند – بدون توجه به نیروهای فاندامنتالی مؤثر در بازار – این موضوع که «تحلیل تکنیکال می‌تواند قدرت پیشگویی کامبخش در طولانی مدت را داشته باشد» را غیرممکن می‌سازد.

چه کسی قیمت‌ها را حرکت می‌دهد؟

برای مثال، بسیاری از تحلیل‌گران تکنیکال یک دستور استاپ حفاظتی (stop-loss order) را در زیر یک میانگین متحرک 200 روزه از سهام یک شرکت قرار می‌دهند.

اگر تعداد زیادی از معامله‌گران چنین کاری را انجام داده باشند، زمانی‌که قیمت سهم به چنین منطقه‌ای برسد با حجم زیادی از دستورهای فروش مواجه خواهد شد. دستوراتی که باعث حرکت قیمت به سطوح پایین‌تر شده و شرکت معامله‌گران در این حرکت قیمتی تأیید می‌شود.

تحلیل بنیادی

سپس، بقیه معامله‌گران شاهد نزول قیمت‌ها بوده و آن‌ها نیز موقعیت‌های معاملاتی‌شان را می‌فروشند. اتفاقی که باعث قدرتمندتر شدن روند می‌شود.

این فشار فروش کوتاه‌مدت می‌تواند کامبخش باشد اما مدت زمان زیادی مانند هفته‌ها و یا ماه‌ها به‌طول نخواهد انجامید. در کل، اگر تعداد کافی از افراد از سیگنال‌های مشابه استفاده کنند آن‌ها می‌توانند حرکتی که سیگنال پیش‌بینی کرده است را در بازار انجام دهند.

اما در طولانی‌مدت این معامله‌گران نمی‌توانند قیمت‌ها را به خودی خود حرکت دهند و قیمت‌ها در نهایت با عرضه و تقاضا متعادل خواهد شد.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

کِلی لوفلِر – مدیرعامل سابق Bakkt، سناتور جورجیا

«مسیر توسعهٔ بازارهای نو به‌ندرت خطی است: پیشرفت معمولاً جایی در میان ابتکار، طرد، بازآفرینی و در نهایت پذیرش، به تعادل می‌رسد. هر قدم، خواه بخشی از کشف باشد، خواه بخشی از دشواری، سرانجام محصول نهایی را تقویت خواهد کرد.‌»

زندگینامه:
کِلی لوفلِر پس از یک دورهٔ کاری 15 ساله در صرافی اینترکانتیننتال (Intercontinental Exchange) که گردانندهٔ مبادلات عظیم و کنترل‌شده‌‌ای مانند بورس نیویورک است با انتصاب به‌عنوان مدیرعامل شرکت بکت (Bakkt) وارد صنعت رمز ارزها شد.

کِلی لوفلِر پروژهٔ راه‌اندازیِ به تأخیرافتادهٔ Bakkt را سرپرستی نمود که با وجود استقبال سرد اولیه، کارآمدی و در نتیجه ضرورت آن برای بازار رمز ارزها محرز گشت.

در اواخر سال 2019 کِلی لوفلِر به‌عنوان نخستین زن جمهوری‌خواه، نمایندگی ایالت جورجیا را در کنگره آمریکا برعهده گرفت، جایی که انتظار می‌رود به‌حمایت از قوانین همسو با رمز ارزها بپردازد.

سال 2019 برای کلی لوفلر:

در اوایل سال 2019، جف اسپِرِچر مدیرعامل صرافی اینترکانتیننتال (ICE) خبر داد که پلتفرم دیجیتالِ تبادل دارایی این شرکت در اواخر سال 2019 افتتاح خواهد شد.

از زمان انتشار خبر راه‌اندازی، بکت توجه صنعت رمز ارزها را به خود جلب کرده است، چرا که معرّف اهتمام جدیِ بزرگ‌ترین صرافی دنیا برای ملحق کردن مؤسسات سرمایه‌گذاری به طبقهٔ در حال رشد دارایی‌های رمزپایه است.

کِلی لوفلِر – مدیرعامل سابق Bakkt، سناتور جورجیا

در ماه سپتامبر، این شرکت پلتفرم معاملات فیوچرزِ بیت کوین (BTC futures trading platform) خود را که چشم‌انتظاران بسیاری داشت، راه‌اندازی کرد.

در حالی که انتشار اولیهٔ دلسردکننده بود و به‌رغمِ هیاهوها حجم نسبتاً کمی داشت، بکت از ارائهٔ محصولات جدیدی در ماه‌های آینده خبر داد.

محصولاتی از قبیل معاملات آپشنز بیت کوین پروانه‌دار (regulated BTC options trading)، معاملات فیوچرز پول پایه (cash-settled futures)، و همچنین شراکت با استارباکس.

در ماه دسامبر، افزون بر انتشار دو محصول معاملاتی بزرگ توسط بکت، مدیرعامل آن کِلی لوفلِر، از سوی برایان کِمپ، فرماندار جورجیا یک کرسی در مجلس سنای آمریکا دریافت کرد.

پیش‌بینی‌های کوین تلگراف برای سال 2020 چه هستند:

با وجود آن که کِلی لوفلِر هم‌اکنون پشت سکان بکت قرار ندارد، این شرکت با وعدهٔ ساخت یک اپلیکشین خدماتی موبایل در سال 2020 با همکاری استارباکس، در حال بهره بردن از شتاب اولیهٔ خود است.

با آنکه کِلی لوفلِر اکنون به حرفهٔ سیاسی خود متعهد است، تقریباً شکی نیست که سناتور تازه‌وارد برای سیاست‌هایی که جامعه رمز ارزها را تقویت کند مبارزه خواهد کرد.

دفتر کار جدید کِلی لوفلِر در حوزهٔ سیاست، وی را به یکی از بلندپایه‌ترین مدافعان رمز ارز در دولت آمریکا تبدیل کرده است. سال جاری نشان خواهد داد که سناتور جدید تا چه اندازه خواهان به‌عهده گرفتن این نقش است.

به نظر شما کِلی لوفلِر چقدر در آینده صنعت رمز ارزها می‌تواند اثر گذار باشد؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

تقاطع در تحلیل تکنیکال چیست؟

تقاطع (Crossover) نقطه‌ای از نمودار است که در آن یک اندیکاتور تکنیکال و قیمت دارایی با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کنند، یا زمانی رخ می‌دهد که دو اندیکاتور یکدیگر را قطع می‌کنند.

تقاطع‌ها معمولاً جهت تخمین عملکرد یک ابزار مالی و یا پیش‌بینی در خصوص تغییرات آیندهٔ روند، مانند بازگشت‌ روند (reversals) یا شکست‌های قیمتی (breakouts) استفاده می‌شوند.

مثال‌های معمول تقاطع‌ها، شامل تقاطع طلایی (golden cross) و تقاطع مرگ (death cross) می‌باشند که در میانگین‌های متحرک متفاوت، دیده می‌شوند.
نکات کلیدی:

  • یک تقاطع اشاره به تلاقی یک اندیکاتور با قیمت یا تلاقی چند اندیکاتور با یکدیگر دارد. این اندیکاتورها می‌توانند یکدیگر را قطع کرده یا باهم هم‌پوشانی داشته باشند.
  • تقاطع‌ها در تحلیل تکنیکال به‌منظور تأیید الگوها و اتفاقات روندها، از جمله بازگشت‌های روندی و شکست‌های قیمتی استفاده‌شده و سیگنال‌های خریدوفروش صادر می‌کنند.
  • تقاطع میانگین‌های متحرک مانند تقاطع مرگ یا تقاطع طلایی، به‌طور معمول مورد استفاده قرار می‌گیرند.

درک مفهوم تقاطع

تقاطع در تحلیل تکنیکال برای پیش‌بینی نحوهٔ عملکرد قیمت سهام در آینده‌ای نزدیک استفاده می‌شود. در بیشتر مدل‌ها، یک تقاطع سیگنالی برای خرید یا فروش دارایی پایه صادر می‌کند.

سرمایه‌گذاران از تقاطع‌های شکل‌گرفته در کنار دیگر اندیکاتورها برای یافتن نقاط برگشت قیمت (turning points)، روندهای قیمتی (price trends) و جریان پول (money flow) استفاده می‌کنند.

تقاطع در تحلیل تکنیکال چیست؟
تقاطع در تحلیل تکنیکال برای پیش‌بینی نحوهٔ عملکرد قیمت سهام در آینده‌ای نزدیک استفاده می‌شود. در بیشتر مدل‌ها، یک تقاطع سیگنالی برای خرید یا فروش دارایی پایه صادر می‌کند.

تقاطع‌ها نشان‌دهندهٔ دلیل شکست‌های قیمتی به سمت بالا یا پایین (breakouts or breakdowns) هستند. میانگین‌های متحرک می‌توانند تغییرات در روند قیمتی را با تقاطع‌ها به نمایش بگذارند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شکست قیمتی مقاله آموزشی «شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

برای مثال، یک تکنیک برای تشخیص بازگشت روند، استفاده از یک میانگین متحرک ساده با بازهٔ زمانی 5 در کنار یک میانگین متحرک ساده با بازهٔ زمانی 15 می‌باشد. هرگونه تقاطع بین این دو میانگین متحرک، سیگنال یک بازگشت احتمالی در روند را به ما می‌دهد یا می‌تواند سیگنال شکست قیمتی به سمت بالا یا پایین را صادر کند.

شکست قیمتی به سمت بالا، با حرکت میانگین متحرک 5 روزه به بالای میانگین متحرک 15 به نمایش گذاشته می‌شود. این مورد نشان‌دهندهٔ یک روند صعودی می‌باشد، که از قله‌ها و کف‌های بالارونده تشکیل شده است.

یک شکست قیمتی به سمت پایین می‌تواند با حرکت میانگین متحرک 5 روزه به زیر میانگین متحرک 15 روزه نمایش داده شود. این اتفاق نمایش‌دهندهٔ یک روند نزولی می‌باشد، روندی که از سقف‌ها و کف‌های پایین‌رونده تشکیل شده است.

تایم فریم‌های طولانی‌مدت‌تر سیگنال‌های قوی‌تری صادر می‌کنند. برای مثال، یک نمودار روزانه وزن بیشتری نسبت به یک نمودار یک دقیقه‌ای دارد. به‌طور عکس، تایم فریم‌های کوتاه‌مدت‌تر سیگنال‌ها را سریع‌تر صادر کرده، اما سیگنال‌های صادرشده توسط این میانگین‌های متحرک احتمال خطای بالاتری دارند.

تقاطع‌های استوکاستیک

یک تقاطع استوکاستیک (stochastic crossover) شتاب حرکت قیمتی ابزار مالی پایه را اندازه‌گیری می‌کند. این تقاطع به‌عنوان یک ابزار جهت سنجش خرید افراطی یا فروش افراطی در بازار، استفاده می‌شود.

زمانی که تقاطع استوکاستیک باند 80 را رد می‌کند، ابزار مالی در وضعیت خرید افراطی (overbought) قرار می‌گیرد. زمانی که تقاطع استوکاستیک به سطح زیرین باند 20 حرکت می‌کند، ابزار مالی پایه در وضعیت فروش افراطی (oversold) قرار می‌گیرد. این اتفاق یک سیگنال فروش را صادر می‌کند. سیگنال خرید زمانی صادر می‌شود که تقاطع استوکاستیک به سطوح بالاتر از باند 20 برگردد.

تقاطع در تحلیل تکنیکال چیست؟
یک تقاطع استوکاستیک (stochastic crossover) شتاب حرکت قیمتی ابزار مالی پایه را اندازه‌گیری می‌کند. این تقاطع به‌عنوان یک ابزار جهت سنجش خرید افراطی یا فروش افراطی در بازار، استفاده می‌شود.

مانند تمامی استراتژی‌های معامله‌گری و اندیکاتورهای تکنیکال، این روش پیش‌بینی حرکات قیمت نیز تضمین‌شده نیست. اما ابزارهای مکملی وجود دارند که می‌توانید از آن‌ها برای بررسی فعالیت‌های معاملاتی استفاده کنید.

هر چند تغییرات غافلگیرکننده در بازار می‌توانند تمامی این یافته‌ها را نادرست یا بلااستفاده جلوه دهند. همچنین، ممکن است سرمایه‌گذاران در ورود اطلاعات اشتباه کنند. بنابراین اطلاعات ایجادشده توسط این تقاطع‌ها نیز از دقت کافی برخوردار نخواهند بود.

مثال: تقاطع طلایی

تقاطع طلایی (golden cross pattern) الگویی کندلی بوده و سیگنالی صعودی به‌شمار می‌رود. در این وضعیت یک میانگین متحرک کوتاه‌مدت به سطح بالای میانگین متحرک بلندمدت حرکت می‌کند.

الگوی تقاطع طلایی، یک الگوی شکست صعودی است که از تقاطع دو میانگین متحرک کوتاه‌مدت و بلندمدت ایجاد می‌شود که در آن میانگین متحرک کوتاه‌مدت (مانند میانگین متحرک 15 روزه) میانگین متحرک بلندمدت را (مانند میانگین متحرک 50 روزه) به سمت بالا می‌شکند.

همان طور که اندیکاتورهای بلندمدت دارای وزن بیشتری می‌باشند، تقاطع طلایی نیز نشان‌دهندهٔ افقی صعودی برای بازار می‌باشد، حجم‌های معاملاتی سنگین نیز به تحقق این پیش‌بینی کمک می‌کنند. نقطهٔ مقابل الگوی تقاطع طلایی، الگوی تقاطع مرگ (death cross) می‌باشد.

استخراج اتریوم چگونه است؟

اکنون که با نحوهٔ کار استخراج اتریوم آشنا شدید، ممکن است بخواهید بدانید که چگونه می‌توانید در مسابقهٔ استخراج اتریوم به رقابت بپردازید.

به‌طور خلاصه، استخراج مانند یک چسب است که فروشگاه اپ غیرمتمرکز اتریوم را در کنار یکدیگر نگه می‌دارد. این کار از طریق اجماع نظر در خصوص اعمال تغییر در اپلیکیشن‌هایی که در حال اجرای شبکه هستند، صورت می‌گیرد.

برای به‌دست آوردن اتریوم، ماینرها کامپیوترها را برای حل معماهای رمزنگاری تنظیم کرده و برای باز کردن قفل یک دستهٔ جدید از دارایی‌ها می‌بایست تعداد زیادی مسائل محاسباتی را امتحان کنند.

از لحاظ تئوری، یکی از نکات جذاب در مورد بلاک چین‌های باز این است که هرکسی می‌تواند کامپیوتر خود را به‌گونه‌ای تنظیم کند تا با تمرکز بر روی این معماهای رمزنگاری شده برندهٔ پاداش‌ شود.

برای آشنایی با نحوه‌ی کارکرد اتریوم می‌توانید مقاله «اتریوم چگونه کار می‌کند؟» را مطالعه نمایید.

نکتهٔ جالب اینجاست که استخراج در بلاک چین‌های بزرگ به‌مرور زمان به انرژی بیشتر و بیشتری نیاز دارد، زیرا افراد بیشتری در سخت‌افزارهای قدرتمندتری سرمایه‌گذاری می‌کنند.

امروزه علی‌رغم اینکه افرادی که با توان کامپیوتری کم اقدام به استخراج می‌کنند شانس کمی برای پیروزی دارند اما هنوز هم استخراج اتریوم یک تفریح قدیمی و قابل‌اجرا برای علاقه‌مندان محسوب می‌شود.

انتخاب سخت‌افزار استخراج

قبل از شروع، به سخت‌افزار کامپیوتری ویژه‌ای نیاز دارید تا بتوانید به‌صورت تمام‌وقت به استخراج بپردازید.

دو نوع سخت‌افزار استخراجی وجود دارد: CPUها و GPUها.

GPUها به دلیل نرخ هش بالاتر به خود می‌بالند. این موضوع بدین معناست که این سخت‌افزارها می‌توانند پاسخ‌های معما را سریع‌تر حدس بزنند. در زمان نگارش این مقاله، در حال حاضر GPUها تنها گزینه برای استخراج اتریوم هستند.

استخراج اتریوم چگونه است؟
دو نوع سخت‌افزار استخراجی وجود دارد: CPUها و GPUها. GPUها به دلیل نرخ هش بالاتر به خود می‌بالند. این موضوع بدین معناست که این سخت‌افزارها می‌توانند پاسخ‌های معما را سریع‌تر حدس بزنند. در زمان نگارش این مقاله، در حال حاضر GPUها تنها گزینه برای استخراج اتریوم هستند.

راه‌اندازی کارت گرافیک کار پیچیده‌ای است. شما می‌توانید تعداد زیادی از حالت‌های راه‌اندازی را مرور و بررسی کنید. با این کار شما می‌توانید سودمندترین گزینه را براساس بازدهی نرخ هش، مصرف برق و هزینهٔ اولیهٔ کارت گرافیک انتخاب کنید.

شاید شما بخواهید یک دکل استخراجی راه‌اندازی کنید. دکل استخراجی، ماشینی است که از چندین GPU تشکیل‌شده و ممکن است ساخت آن یک هفته به‌طول بینجامد.

چگونه از اتریوم استفاده کنیم؟

ماشین‌حساب محاسبهٔ سود ماینینگ، با توجه به نرخ هش و هزینه‌های مرتبط با مصرف برق مقدار احتمالی درآمد شما را محاسبه می‌کند.

برخلاف بیت‌ کوین، ‌در حال حاضر دستگاه‌های اسیک قدرتمند و سریع به‌منظور استخراج اتریوم در دسترس نیست.

نصب نرم‌افزار

پس از انتخاب سخت‌افزار استخراج اتریوم، مرحله بعد نوبت نصب نرم‌افزار است.  ابتدا برای اتصال به شبکه، ماینرها می‌بایست با یک کلاینت به شبکه متصل شوند.

برنامه‌نویسان آشنا به خط دستور (راهی مؤثر برای برقراری رتباط با سرور) می‌توانند geth را نصب کنند. این برنامه با استفاده از زبان برنامه‌نویسی “Go” نوشته شده و یک گره اتریوم را اجرا می‌کند. از این برنامه به‌عنوان رابطی بین کامپیوتر و سخت‌افزار شما با مابقی کامپیوترهای درگیر در شبکهٔ اتریوم یاد می‌شود. شما می‌توانید برنامه Geth را متناسب با سیستم عامل خود (ویندوز، مک OS یا لینوکس) دانلود کنید.

برای دریافت قیمت‌آنلاین اتریوم از صفحه «قیمت اتریوم» دیدن نمایید.

زمانی که این برنامه را نصب کردید، گرهٔ شما می‌تواند با سایر گره‌ها در تعامل باشد و به شبکهٔ اتریوم متصل شود. علاوه بر استخراج اتریوم، این برنامه رابطی را جهت راه‌اندازی قرادادهای هوشمند و ارسال تراکنش‌ها به شما فراهم می‌آورد.

آزمایش

با استفاده از این برنامه، امکان استخراج اتریوم بر روی شبکهٔ شخصی به‌صورت آزمایشی وجود دارد. با این کار، شما می‌توانید قراردادهای هوشمند و اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز (فعالیت‌هایی که به استفاده از توکن نیاز دارند) را تجربه و آزمایش کنید.

برای استخراج در شبکهٔ آزمایشی به‌هیچ سخت‌افزار خاصی نیاز ندارید. برای این کار شما تنها به یک کامپیوتر خانگی که geth یا کلاینت دیگری بر روی آن نصب شده باشد نیاز دارید. ولی بدیهی است که استخراج اتریوم تقلبی خیلی سودآور نخواهد بود.

نصب Ethminer

اگر به استخراج اتریوم واقعی علاقه دارید، می‌بایست نرم‌افزار استخراج را نصب کنید.
اکنون که یک کلاینت دانلود کرده‌اید‌ و گرهٔ شما به بخشی از شبکه مبدل است، می‌توانید Ethminer را دانلود کنید. پس از نصب، گرهٔ شما رسماً در ایمن‌سازی شبکهٔ اتریوم نقش مهمی ایفا خواهد کرد.

ملحق شدن به یک استخر استخراج

به‌عنوان یک ماینر، بعید است که خود به تنهایی قادر به استخراج اتریوم باشید.

به‌همین دلیل است که ماینرها توان کامپیوترهای خود را تجمیع کرده و استخرهای استخراجی را تشکیل می‌دهند. این کار باعث می‌شود تا شانس این افراد برای حل معماهای رمزنگاری و کسب اتریوم افزایش یابد. سپس این افراد متناسب با نیرویی که ماینر آن‌ها برای کار استخراج تخصیص داده است، در سود کسب‌شده سهیم می‌شوند.

عوامل زیادی در عضویت به استخر استخراج دخیل هستند. هر استخر برای همیشه پابرجا نبوده و نیروی محاسباتی هر استخر دائماً در حال تغییر است، بنابراین برای عضو شدن در یک استخر می‌بایست چند عامل را در نظر گرفت.

خالق اتریوم

یکی از نکاتی که می‌بایست به ذهن بسپارید این است که هر استخر ساختار پرداختی متفاوتی دارد.

استخرهای استخراج بر روی وب‌سایت خود دارای چند نوع فرآیند ثبت‌نام هستند. بنابراین ماینرها می‌توانند به استخر پیوسته و فرآیند استخراج را آغاز کنند.

به‌یاد داشته باشید که جهان استخراج در معرض تغییرات شدیدی قرار دارد. ابزاری که امروز انتخاب می‌کنید ممکن است سال بعد منسوخ شوند.

همچنین ممکن است برخی از استخرهای استخراج از بین بروند و چندین استخر جدید به‌وجود آیند. بنابراین بهتر است که نسبت به تغییرات این صنعت آگاه و هشیار باشید.

اگر سوال یا ابهامی در مورد نحوه‌ی استخراج اتریوم دارید در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید. در سریع‌ترین زمان ممکن پاسخگوی شما عزیزان هستیم.

مقیاس پذیری اتریوم چگونه است؟

مانند سایر بلاک ‌چین‌های عمومی، اتریوم قصد دارد تا جایی که می‌تواند از کاربران بیشتری پشتیبانی کند. مشکل آنجاست که محدودیت‌های این پلتفرم را نمی‌شناسیم. به دلیل محدودیت زیاد محاسبات بلوک، بلاک‌ چین اتریوم در حال حاضر به‌سختی از 15 تراکنش در هر ثانیه پشتیبانی می‌کند. این در حالی است که پلتفرم ویزا در هر ثانیه از 45,000 تراکنش را پشتیبانی می‌کند.

مدت زمان زیادی است که بحث در خصوص سیستم‌های اتریوم و سایر بلاک ‌چین‌ها به‌موضوع مورد بحث توسعه‌دهندگان و دانشگاهیان تبدیل شده است. در حالی که توسعه‌دهندگان اتریوم قصد برجسته کردن تفاوت‌های پلتفرم قراردادهای هوشمند و بیت کوین را دارند، اما باید گفت که قراردادهای هوشمند از لحاظ مقیاس پذیری منحصربه‌فرد نیستند.

نکتهٔ ناامیدکننده در خصوص این راه‌حل‌های پیشنهادی، آن است که این ایده‌ها تاکنون به یک نرم‌افزار رسمی تبدیل نشده‌اند.

چرا مقیاس پذیری اتریوم دشوار است؟

بدون نظارت مراجع مرکزی، اتریوم و بیت کوین از ترفندهای فنی و مشوق‌ها برای اطمینان از ثبت دقیق میزان مالکیت افراد استفاده می‌کنند.

مشکل اینجاست که حفظ این تعادل و در عین حال افزایش تعداد کاربران کار دشواری است. به همین دلیل اتریوم به شبکه‌ٔ گره‌ها وابسته است. هر یک از این گره‌ها کل تاریخچهٔ تراکنش‌های اتریوم و وضعیت فعلی حساب، قراردادها و حالت ذخیره‌سازی را ذخیره می‌کنند که کار بسیار پُرزحمت و دشواری به‌حساب می‌آید.

اتریوم چگونه کار می‌کند؟

از زمانی هم که تعداد کل معاملات در هر 10-12 ثانیه به‌ازای هر بلوک جدید افزایش یافته، کار دشوارتر نیز شده است.

مقیاس‌پذیری اتریوم چگونه است؟
نگرانی آنجاست که اگر توسعه‌دهندگان ابعاد هر بلوک را به‌منظور پوشش تراکنش‌های بیشتر افزایش دهند، داده‌‌های مورد نیاز گره برای ذخیره‌سازی نیز بسیار افزایش یافته و باعث بیرون راندن مردم از شبکه می‌شود. اگر هر گره به‌اندازهٔ کافی بزرگ شود، تنها تعداد کمی از شرکت‌ها از منابع کافی برای ران کردن آن‌ها برخوردار خواهند بود.

نگرانی آنجاست که اگر توسعه‌دهندگان ابعاد هر بلوک را به‌منظور پوشش تراکنش‌های بیشتر افزایش دهند، داده‌‌های مورد نیاز گره برای ذخیره‌سازی نیز بسیار افزایش یافته و باعث بیرون راندن مردم از شبکه می‌شود.

اگر هر گره به‌اندازهٔ کافی بزرگ شود، تنها تعداد کمی از شرکت‌ها از منابع کافی برای ران کردن آن‌ها برخوردار خواهند بود.

علی‌رغم این آسیب‌ها، بهترین راه برای کاربران، اجرای یک گرهٔ کامل به‌منظور بهره‌مندی از مزایای رعایت حریم خصوصی و امنیت است.

اجرای گره‌های کامل، کمتر افراد را محدود می‌کند. به عبارت دیگر، در حال حاضر غیرمتمرکزسازی و مقیاس پذیری از یکدیگر متفاوت‌اند اما توسعه‌دهندگان در حال جستجوی راهی برای کنار آمدن با این موضوع هستند.

خرد کردن چیست؟

در حال حاضر تعداد کمی پروژه مقیاس پذیری اتریوم در حال فعالیت بوده که هر یک از آن‌ها با یک مشکل مقایس‌پذیری متفاوت روبه‌رو هستند.

همان طور که ذکر شد، هر گره می‌بایست حالت بروزرسانی‌شدهٔ هر حساب را در شبکه ذخیره کند. “خرد کردن” از یک تکنیک مقیاس پذیری سنتی به نام “خرد کردن پایگاه داده” سرچشمه گرفته است.

چگونه از اتریوم استفاده کنیم؟

این روش داده‌ها را به چند قطعه تقسیم کرده و هر بخش را روی یک سرور جداگانه قرار می‌دهد. هدف از خرد کردن، عدم نیاز به گره‌های کامل است. این گره‌های کامل به ذخیره‌سازی وضعیت کامل شبکه و هر تراکنشی که انجام می‌شود می‌پردازد. در عوض، هر گره یک زیرمجموعه از این داده‌ها را ذخیره‌ کرده و تنها همان تراکنش‌ها را تأیید می‌کند.

اگر یک گره به کسب اطلاعات در خصوص تراکنش‌ها یا بلوک‌هایی که ذخیره نکرده است نیاز داشته باشد، آن‌گاه گره‌ای دیگر که دارای اطلاعات مورد نیاز خود باشد را می‌یابد. مشکل آنجاست که این فرآیند کاملاً غیرقابل اعتماد نیست، زیرا در این مدل، گره‌ها می‌بایست به گره‌های دیگر اعتماد کنند.

اتریوم قصد دارد این مشکل را با استفاده از مشوق‌های اقتصادی رمزنگاری که بازیگران را به سمت انجام یک شیوهٔ خاص سوق می‌دهد، حل کند. در این حالت اتریوم اطمینان می‌یابد که گره‌ها اطلاعات معتبر را به گره‌های دیگر منتقل می‌کنند.

تراکنش‌های خارج از بلاک چین چگونه انجام می‌شود؟

لایه بالایی پیشنهادی به شبکهٔ بلاک چین که عملکرد اینترنت چندلایه را منعکس می‌کند، باعث ایجاد فناوری بلندپروازانه‌تر و ظرفیت‌پذیرتر از بیت کوین می‌شود. تراکنش‌های خارج از بلاک چین شبکه لایتنینگ می‌تواند ظرفیت‌های فناوری را از آنچه که به کاربران گفته شده بود بیشتر کند. عرضهٔ سریع و نامحدود کاربران را ملزم به اعتماد به‌واسطه‌ها نکرد.

براساس این چشم‌انداز، بیشتر تراکنش‌ها بر روی شبکه‌های ریزپرداخت خارج از شبکه انجام شده و بار از روی بلاک‌ چین اصلی برداشته خواهد شد. از نظر تئوری، دلیل اینکه این ایده مؤثر واقع می‌شود آن است که هر شخص هر زمان که بخواهد می‌تواند تراکنش را به بلاک ‌چین برگرداند.

قیمت اتریوم

با این کار هر دو طرف قادر به اتمام تعامل خواهند بود. با افزودن این قابلیت، دیگر نیازی به افزایش بیش از حد محدودهٔ محاسباتی اتریوم نبوده و می‌توان امیدوار بود که این روش برای علاقمندان معمولی اتریوم به‌منظور ران کردن یک گره کامل کافی خواهد بود.

مقیاس پذیری اتریوم چقدر طول خواهد کشید؟

این سؤال صحیحی نیست زیرا برای انجام این کار می‌بایست آزمایشات بسیار زیادی صورت پذیرد. بنا به گفتهٔ ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin)، هدف بلندمدت این پلتفرم آن است که بتواند در حد پلتفرم ویزا یا فراتر از آن پردازش‌ها را انجام دهد.

با این وجود، همان طور که ناظران اشاره می‌کنند، این موضوع براساس تحلیل بوترین و تکنیک‌هایی انجام شده که هنوز در یک زنجیرهٔ بلاک چین گسترش نیافته است. اگرچه در حال حاضر اتریوم قابلیت اداراه و مدیریت تعداد انگشت‌شماری از تراکنش‌ها را در هر ثانیه دارد، اما سازندگان این پلتفرم آرزوهای بلندپروازانه‌ای برای مقیاس پذیری اتریوم در سر داردند.

به طور مفصل در مورد مقیاس پذیری اتریوم صحبت کردیم اگر به نحوه استخراج اتریوم هم علاقه‌مند هستید پیشنهاد می‌کنیم مقاله «استخراج اتریوم چگونه است؟» را مطالعه نمایید.

فروش افراطی در تحلیل تکنیکال چیست؟

واژه فروش افراطی (oversold) اشاره به‌حالتی دارد که در آن یک دارایی، در محدودهٔ قیمتی‌ای پایین‌تر از ارزش واقعی خود معامله می‌شود.

یک وضعیت فروش افراطی می‌تواند برای زمان زیادی به‌طول بیانجامد، همچنین در نظر داشته باشید که قرارگیری یک دارایی در وضعیت فروش افراطی، لزوماً به این معنی نیست که قیمت آن دارایی، می‌تواند به‌زودی روند صعودی خود را آغاز کند.

بسیاری از اندیکاتورهای تکنیکالی، می‌توانند در تشخیص وضعیت خرید افراطی یا فروش افراطی به ما کمک کنند. این اندیکاتورها، ارزیابی خود را با استفاده از سنجش سطوح فعلی قیمت در مقایسه با سطوح پیشین آن، انجام می‌دهند.

همچنین می‌توان از تحلیل بنیادی (fundamentals) برای ارزیابی وضعیت قیمت یک دارایی، و انحراف آن از قیمت‌های معمولش استفاده کرد.

نکات کلیدی:

  • فروش افراطی، مسئله‌ای انتزاعی است. از آنجایی که معامله‌گران و تحلیل‌گران از ابزارهای متفاوتی استفاده می‌کنند، برخی از آن‌ها قیمت یک دارایی را در وضعیت فروش افراطی دانسته، در حالی که دسته‌ای دیگر از آن‌ها افت قیمتی بیشتری را برای دارایی، متصورند.
  • وضعیت فروش افراطی می‌تواند مدت‌زمانی طولانی ادامه داشته باشد، بنابراین معامله‌گران محتاط صبر می‌کنند تا قیمت خود را تثبیت کرده و حرکاتی صعودی پیش از ورود آن‌ها به بازار را داشته باشد.
  • می‌توان وضعیت فروش افراطی در بازار را با استفاده از اندیکاتورهای تکنیکالی مانند شاخص قدرت نسبی (Relative Strength Index – RSI) یا نوسان‌سنج استوک استیک (stochastic oscillator) تشخیص داد.
  • موارد بنیادی می‌توانند وضعیت فعلی یک دارایی و ارزش آن را با مقایسه مقادیر فعلی قیمت به درآمد کسب‌شده (Price/earnings, P/E) و همچنین قیمت به درآمد کسب‌شده سلف (forward P/E) بسنجند.

وضعیت فروش افراطی چه چیزی را به شما می‌گوید؟

برای یک معامله‌گر بنیادی، وضعیت فروش افراطی بدین معنی است که یک دارایی، در ارزشی پایین‌تر از ارزش خود معامله می‌شود.

زمانی که تحلیل‌گران تکنیکالی از فروش افراطی صحبت می‌کنند، معمولاً به اطلاعات نمایش داده‌شده توسط اندیکاتورها، اشاره می‌کنند. هر دو روش صحیح می‌باشند، اما هر یک از این دو دسته، از ابزارهای متفاوتی برای رسیدن به این نتیجه بهره می‌برند.

فروش افراطی بنیادی

فروش افراطی بنیادی در سهام (و یا هر دارایی دیگری) زمانی رخ می‌دهد که سرمایه‌گذاران، احساس کنند که یک دارایی، پایین‌تر از ارزش واقعی خود در حال معامله است.

این وضعیت می‌تواند در نتیجهٔ اخبار منفی منتشرشده در مورد یک شرکت، چشم‌انداز ضعیف شرکت در آینده، قرار داشتن شرکت در صنایعی ضعیف، یا وضعیت تضعیف‌شده کلی بازار باشد.

به‌طور سنتی، اندیکاتوری که برای ارزش‌یابی قیمت سهام از آن استفاده می‌کنیم، نسبت قیمت به درآمد کسب‌شده (P/E) بوده است.

تحلیل‌گران و معامله‌گران از اسناد مالی منتشرشده رسمی، یا گزارش‌های تخمینی میزان درآمد، برای به‌دست آوردن قیمت مناسب یک سهم استفاده می‌کنند.

اندیکاتور شاخص جریان پول در تحلیل تکنیکال چیست؟

اگر نسبت قیمت به درآمد کسب‌شدهٔ یک سهم، به پایین‌ترین حد تاریخی خود برسد، یا به سطح زیرین نسبت P/E صنعت مربوطه حرکت کند، ممکن است سرمایه‌گذاران سهام این شرکت را کم‌ارزش شده (Undervalued) بدانند. چنین وضعیتی ممکن است نشان‌دهندهٔ یک فرصت خرید، برای سرمایه‌گذاری بلندمدت باشد.

برای مثال، سهامی که به‌طور تاریخی از نسبت P/E بین 10 تا 15 برخوردار بوده است، و در حال حاضر دارای نسبتی برابر با 5 می‌باشد، این سیگنال را به سرمایه‌گذاران می‌دهد تا با دقت بیشتری به شرکت نگاه کنند.

اگر شرکت همچنان قوی باقی مانده است، ممکن است سهام آن در وضعیتی فروش افراطی باشند و به‌عنوان گزینه‌های خرید مناسبی، ارزیابی شوند. با این وجود باید تحلیل را با دقت زیادی انجام داد، زیرا ممکن است متوجه دلایل عدم علاقهٔ سرمایه‌گذاران به سرمایه‌گذاری در این شرکت شویم.

فروش افراطی تکنیکالی

معامله‌گران می‌توانند از اندیکاتورهای تکنیکال برای معین نمودن سطوح فروش افراطی استفاده کنند. اندیکاتورهای تکنیکالی تنها به قیمت کنونی و رابطهٔ آن با قیمت‌های پیشین توجه می‌کنند و از اطلاعات بنیادی استفاده نمی‌کنند.

اندیکاتور ساخته‌شده توسط جورج لین با نام استوک استیک (Stochastic Oscillator) که او آن را در دههٔ 50 میلادی توسعه داد، حرکات اخیر قیمتی را سنجیده و تغییرات به‌وجود آمده در سرعت تغییرات قیمت سهام و جهت آن را بررسی می‌کند. اندیکاتور RSI قدرت حرکتی موجود در پس حرکات قیمتی در طی یک دورهٔ زمانی، که معمولاً 14 روزه است، را می‌سنجد.

یک RSI در سطح پایین (معمولاً سطحی زیر 30) سیگنال فروش افراطی را به معامله‌گران می‌دهد. در چنین شرایطی، اندیکاتور می‌گوید که قیمت کنونی سهم، در یک سوم پائینی رِنج قیمتی سابق آن، در حال معامله است.

تحلیل تکنیکال چیست؟

البته تمامی این گفته‌ها، بدین معنی نیست که قیمت حرکت صعودی خود را به‌سرعت آغاز خواهد کرد. بسیاری از معامله‌گران صبر می‌کنند تا اندیکاتورها نیز شروع به حرکت به سمت بالا کنند و سپس وارد معاملات خرید شوند. زیرا شرایط فروش افراطی در بازار می‌توانند برای مدتی طولانی ادامه داشته باشند.

برای مثال، یک معامله‌گر ممکن است تا رسیدن RSI به بالای سطح 30، از هرگونه خریدی اجتناب کند. حرکت RSI به بالای سطح 30 نشان می‌دهد که قیمت سابقاً در وضعیت فروش افراطی بوده، و هم‌اکنون شروع به رشد کرده است.

برخی از معامله‌گران از کانال‌های قیمتی مانند باند بولینگر (Bollinger bands) برای شناخت نواحی فروش افراطی استفاده می‌کنند.

در یک نمودار، باندهای بولینگر، به شکل باندهایی که با ضریب انحراف معیار خاصی از یک میانگین متحرک نمایی جدا شده‌اند، نمایش داده می‌شوند.

زمانی که قیمت به باندهای پائینی می‌رسد، ممکن است که سهام، در وضعیت فروش افراطی قرار داشته باشند. در اینجا نیز، معامله‌گران صبر می‌کنند که قیمت شروع به حرکت به سمت بالا کرده و سپس وارد به معاملات خرید شوند.

مثال‌هایی از اندیکاتورهای فروش افراطی و موارد بنیادی

نمودار فوق، دو اندیکاتور را در پایین حرکات قیمتی نمایش می‌دهد. اندیکاتور بالایی RSI بوده و اندیکاتور پائینی تغییرات نسبت P/E را نمایش می‌دهد.

فروش افراطی در تحلیل تکنیکال چیست؟
در این نمودار، دو اندیکاتور را در پایین حرکات قیمتی نمایش می‌دهد. اندیکاتور بالایی RSI بوده و اندیکاتور پائینی تغییرات نسبت P/E را نمایش می‌دهد.

در اندیکاتور RSI، فلش‌ها در محل‌های قرار گرفته‌اند که RSI به زیر سطح 30 رسیده، و دوباره به سمت بالا حرکت کرده است. از این مناطق می‌توان به‌عنوان نقاط احتمالی خرید استفاده کرد، زیرا که نشان‌دهندهٔ ریکاوری قیمت از یک وضعیت فروش افراطی می‌باشند.

برخی از سیگنال‌های صادرشده باعث افزایش قیمت‌ها شدند، در حالی که دستهٔ دیگر از آن‌ها، تغییری در قیمت ایجاد نکرده و قیمت همچنان حرکت خود به سطوح پایین‌تر را ادامه داده است.

سطوح فروش افراطی نسبت (P/E)، بسته به نوع سهام تفاوت دارد، ازآنجایی که هر سهم دارای محدودهٔ (P/E)‌ مشخصی است که در بین آن حرکت می‌کند. برای این سهم، خرید در نزدیک ناحیهٔ 10، به‌طور معمول یک فرصت خرید خوب در نظر گرفته می‌شود زیرا که قیمت حرکات صعودی خود را از آنجا آغاز کرده است.

تفاوت بین فروش افراطی و خرید افراطی

اگر فروش افراطی، معامله یک دارایی در سطحی پایین‌تر از رِنج قیمتی معمول و یا نزدیک به کف، طبق اطلاعات بنیادی باشد، پس خرید افراطی، در نقطهٔ مقابل آن قرار می‌گیرد.

اندیکاتورهای تکنیکالی مربوطه، خرید افراطی را از طریق حرکت اندیکاتور در سطوح بالایی رِنج قیمتی گذشته، نمایش می‌دهند. به‌طور مشابه، اطلاعات بنیادی بازار در زمان خرید افراطی، معامله دارایی در سطوح بالای بنیادی را نمایش می‌دهند. این بدین معنا نیست که دارایی باید به فروش برسد، بلکه هشداری است که به شما می‌گوید که بازار در حال حاضر، در چه وضعیتی می‌باشد.

محدودیت‌های استفاده از اطلاعات فروش افراطی

وضعیت فروش افراطی در بازار، توسط برخی از معامله‌گران و به اشتباه به‌عنوان یک سیگنال خرید در نظر گرفته می‌شود. در حالی که، این وضعیت بیشتر یک هشدار محسوب می‌شود.

این وضعیت به معامله‌گران اطلاع می‌دهد که یک دارایی، در محدوده‌ پایین رِنج قیمتی خود در حال معامله است، و یا در حال معامله شدن در محدوده‌های پائینی نسبت‌های بنیادی می‌باشد. این لزوماً بدین معنی نیست که دارایی باید خریداری شود. زیرا بسیاری از سهم‌ها و دارایی‌ها، به حرکت نزولی خود ادامه می‌دهند.

این اتفاق رخ می‌دهد زیرا وضعیت فروش افراطی، بسته به عملکرد گذشتهٔ قیمت آن‌ها می‌باشد. اگر سرمایه‌گذاران، آینده‌ای ناخوشایند برای یک سهم و یا یک دارایی متصور باشند، همچنان به فروش آن ادامه می‌دهند، حتی اگر طبق استانداردهای تاریخی آن سهم، قیمت حال حاضر آن ارزان تلقی شود.

اندیکاتور ATR یا محدوده متوسط واقعی در تحلیل تکنیکال چیست؟

حتی اگر یک سهم یا دارایی خرید مناسبی تلقی شود، ممکن است برای مدت‌زمان طولانی در وضعیت فروش افراطی باقی بماند و سپس قیمت شروع به‌حرکت به‌سطوح بالاتر کند. به‌همین دلیل است که بسیاری از معامله‌گران اطلاعات فروش افراطی را زیر نظر دارند، اما آن‌ها صبر می‌کنند تا قیمت حرکات صعودی خود را آغاز کرده و سپس براساس سیگنال صادرشده از وضعیت فروش افراطی، به خریداری می‌پردازند.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)