پنج رمزارز برتر در حفظ حریم خصوصی کدامند؟

عوامل متعددی در محبوبیت و شهرت رمز ارزها دخیل بوده‌اند. از جملهٔ این دلایل می‌توان به داشتن حریم خصوصی و ناشناس بودن این رمز ارزها اشاره کرد. برخی از این رمز ارزها به کاربران در پنهان کردن هویت‌ و معاملات خود کمک می‌کنند. در میان نگرانی‌های موجود در خصوص ناشناس بودن رمز ارزهای اولیه‌ای چون بیت کوین، کاربران در حال جستجو برای یافتن گزینه‌های جدید هستند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد رمز ارزها ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «رمز ارز چیست؟» را مطالعه نمایید.

اکنون نگاهی به پنج رمز ارز برتر در زمینهٔ حفظ حریم خصوصی (مرجع) می‌اندازیم. این رمز ارزها دارای چندین ویژگی در زمینهٔ حریم خصوصی هستند که در ساختار آنها تعبیه شده است. پدیدآورندگان این رمز ارزها ادعا کرده‌اند که رمز ارزهای آن‌ها دارای ویژگی‌های امنیتی خاصی بوده که به کاربران در زمینهٔ پنهان نگه داشتن هویت و فعالیت‌های آن‌ها کمک می‌کنند.

   1. مونِرو (XMR)

پنج رمزارز برتر در حفظ حریم خصوصی کدامند؟

رمز ارز مونرو در صدر فهرست رمز ارزها‌ی برتر در زمینهٔ حریم خصوصی قرار گرفته است. شهرت و محبوبیت این رمز ارز در حال افزایش است. دلیل اصلی افزایش شهرت و محبوبیت این رمز ارز، کمک به ناشناس ماندن کاربران بوده است. تراکنش‌های مونرو بسیار دشوار هستند، زیرا این رمز ارز از امضای حلقه (نوعی امضای دیجیتالی است که توسط هر عضو دارای کلید قابل انجام است) و آدرس‌های مخفیانه استفاده می‌کند. این روش‌ها به پنهان ماندن هویت فرستنده و گیرنده کمک می‌کنند. علاوه بر این، تراکنش‌های محرمانهٔ حلقه یا RingCT به پنهان نگه‌داشتن مبلغ تراکنش کمک کرده و باعث افزایش حریم‌ خصوصی می‌شود.

در 23 مه سال 2020 میلادی هر رمز ارز مونرو با قیمت 64.19 دلار معامله شده است. این رمز ارز در رتبه 16ام بزرگترین رمز ارزها قرار دارد. گفتنی است که ارزش بازار این رمز ارز 1.13 میلیارد دلار می‌باشد.

   2. زِدکَش  (ZEC)

پنج رمزارز برتر در حفظ حریم خصوصی کدامند؟

زِدکَش این‌گونه خود را تعریف می‌کند: “اگر بیت کوین مانند پول http (با امنیت پایین‌تر) است، زِدکَش همان https (با امنیت بالاتر) است”. این تعریف بر افزایش یافتن ویژگی‌های امنیتی و حریم خصوصی این رمز ارز تأکید دارد. زِدکَش یک ابزار رمزنگاری با نام Zero-Knowledge Proof را پیاده‌سازی و اجرا کرده است. این ابزار مانند یک سپر از معاملات شرکت‌کنندگان محافظت می‌کند. همچنین این ابزار این امکان را فراهم می‌کند تا شرکت‌کنندگان بدون نشان دادن آدرس خود به دیگران اقدام به معامله کنند. در ابزار Zero-Knowledge Proof همچنین مقدار معاملات (تراکنش) نیز مخفی باقی می‌ماند.

Zcash در رتبه 26ام رده‌بندی برترین رمز ارزهای جهان قرار داشته و ارزش بازار آن به 435 میلیون دلار می‌رسد. گفتنی است که در تاریخ 23 مه سال 2020 میلادی هر Zcash با قیمت 47.22 دلار داد و ستد شده‌است.

 

3. کُمُدو (KMD)

پنج رمزارز برتر در حفظ حریم خصوصی کدامند؟

رمز ارز کُمُدو با یک فورک (انشعاب) از زِدکَش جدا شد، و بسیاری از ویژگی‌های Zcash از جمله پروتکل Zero-Knowledge Proof را به ارث برده است. کُمُدو از این ویژگی برای محافظت از حریم خصوصی بهره‌برداری کرده است. رمز ارز کُمُدو بر روی ایمنی بیشتر معاملات تمرکز دارد. شاید بتوان از پروتکل تبادل (معامله) اتمی DEX به‌عنوان مهمترین پیشرفت حاصل شده در رمز ارز کُمُدو یاد کرد که منجر به توانمندسازی تبادل P2P AtomicDEX می‌شود. تبادل اتمی این امکان را در اختیار کاربران قرار می‌دهد تا بدون کنترل متمرکز و به‌طور مستقیم به تبادل دارایی‌های دیجیتالی مختلف بپردازند. در حالی که تمرکز توسعه دهندگان این رمز ارز بر روی کاهش مسائل امنیتی شناخته شده در زمینهٔ تبادلات رمز ارزها در صرافی‌ها معطوف بود، تبادل اتمی منجر به بهبود حریم خصوصی نیز شده است.

رمز ارز Komodo در حدود 58.84 سنت قیمت‌گذاری شده و ارزش بازار آن به 71.8 میلیون دلار می‌رسد. در 23 مه سال 2020 میلادی و با توجه به ارزش بازار، این رمز ارز در رتبه 77ام برترین رمز ارزهای جهان قرار گرفت.

   4. وِرج (XVG)

پنج رمزارز برتر در حفظ حریم خصوصی کدامند؟

به جای تکیه بر روی تکنیک‌های رمزنگاری، Verge بر روی تکنولوژی‌های موجود و آزمایش شده  The Onion Router یا TOR و پروژه اینترنت نامرئی (12P) تمرکز کرده است. این رمز ارز از این تکنولوژی برای محافظت از هویت کاربران استفاده می‌کند. در این تکنولوژی، TOR ارتباطات یک کاربر را در یک شبکه توزیع‌شده از رله‌ها و تونل‌ها برگشت می‌دهد. این شبکه توسط داوطلبانی از سراسر جهان اداره شده و منجر به پنهان ماندن هویت کاربر می‌شود. به‌عبارت دیگر، در 12P داده‌های یک کاربر قبل از ارسال آن از طریق یک مسیر ناشناس، پایاپای (P2P) و شبکه توزیع شده – که توسط داوطلبانی از سراسر جهان اداره می‌شود – رمزگذاری می‌شود. این کار باعث مخفی ماندن موقعیت‌ (مکان)ها و آدرس‌های IP معامله‌گران می‌شود.

زمانی که یک وب‌سایت محبوب، خبر تصویب پرداخت‌های رمز ارزی با وِرج را مخابره کرد، Verge به سر خط خبرها تبدیل شد. دلیل اصلی این انتخاب امنیت بالای شبکه وِرج بود.

در 23 مه سال 2020 میلادی، Verge به‌عنوان 85امین رمز ارز برتر در جهان معرفی شد. ارزش بازار این رمز ارز به 63.3 میلیون دلار بوده و نرخ مبادله آن به 0.39 سنت می‌رسد.

5. هورایزِن (ZEN)

پنج رمزارز برتر در حفظ حریم خصوصی کدامند؟

رمز ارز Horizen آدرس‌های Z محافظ حریم خصوصی و آدرس‌های T عمومی که مشابه با بیت کوین عمل می‌کنند را ارائه می‌دهد. با این وجود، اگر وجهی از آدرس Z به آدرس T ارسال شود، مقدار مبلغ دریافتی نشان داده خواهد شد. این رمز ارز دارای یک شبکهٔ گره گسترده نیز بوده که به بهبود وضعیت ناشناس بودن کمک می‌کند.

در 23 مه سال 2020 میلادی، Horizen با قیمت 6.58 دلار معامله شده است. ارزش بازار این رمز ارز به 60.1 میلیون دلار می‌رسد. همچنین این رمز ارز در رتبهٔ 88 بزرگترین‌ رمز ارزهای‌های جهان قرار دارد.

جمع‌بندی

به‌علت اینکه امنیت در دنیای مجازی اهمیت بیشتری دارد، با خود خطرات بزرگ‌تری نیز به‌همراه می‌آورد. توسعه‌دهندگان رمز ارزها باید تعداد زیادی حملات هکینگ که از طرف هکرها می‌باشد را خنثی کنند. مراجع قانونی و تنظیم‌کنندگان و ناظران امور مالی، احتمالاً افراد با تراکنش‌های بالا را مورد تحقیق و بررسی قرار دهند و چون بیت کوین مشهورترین رمز ارز می‌باشد به‌شدت زیر ذره‌بین مراجع دولتی است. ارگان‌های دولتی به‌راحتی می‌توانند تراکنش‌های بیت کوین را پیگیری کنند و این موضوع انگیزهٔ خوبی برای استفاده از رمز ارزهایی می‌باشد که حریم خصوصی را بیشتر رعایت می‌کنند.

الگوی شمعی بچهٔ رها شده صعودی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی شمعی بچه رها شده صعودی (bullish abandoned baby) نوعی الگوی شمعی است که توسط معامله‌گران به‌عنوان هشداری برای بازگشت قیمتی در روند نزولی استفاده می‌شود. این الگو در روند نزولی شکل می‌گیرد و از سه کندل تشکیل شده است. اولین کندل، کندل بزرگ تیره می‌باشد، پس از آن یک کندل دوجی داریم که در محدودهٔ پایینی کندل اول قرار می‌گیرد و با آن فاصله دارد. کندل بعدی بالاتر از دوجی باز می‌شود و با قدرت به سمت بالا حرکت می‌کند.

با ظهور این الگو انتظار می‌رود که قیمت به حرکت صعودی خود ادامه بدهد زیرا این الگو نشان می‌دهد که فشار فروش (حداقل به‌طور موقت) از بین رفته است.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد الگوهای نمودار ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال» را مطالعه نمایید.

چگونه مفهوم الگوی شمعی بچهٔ رها شده صعودی را درک کنیم؟

معامله‌گران الگوی شمعی بچهٔ رها شده صعودی (مرجع) را رصد می‌کنند تا از پایان بالقوه روند نزولی آگاه شوند. این الگو نسبتاً کمیاب است زیرا تحرکات قیمت برای ایجاد الگو باید معیارهای خاصی را رعایت کنند.

  1. کندل اول یک کندل استیک بزرگ نزولی است که در ادامهٔ یک روند نزولی قرار دارد.
  2. کندل دوم یک کندل دوجی است (قیمت باز شدن در این کندل تقریباً برابر با قیمت بسته شدن می‌باشد). این کندل با فاصله نسبت به کندل نزولی اول و در زیر آن باز می‌شود و به اصطلاح گَپ دارد.
  3. کندل سوم، کندل صعودی بزرگی است که بالای کندل دوم (دوجی – Doji) باز می‌شود.

الگوی شمعی دوجی در تحلیل تکنیکال چیست؟

برخی از معامله‌گران تغییرات جزئی در معیارهای فوق را مجاز می‌دانند. به‌عنوان مثال، کندل دوجی ممکن است در زیر کندل اول هیچ‌گونه شکاف قیمتی (Gap) نداشته باشد، بلکه، نزدیک قیمت بسته شدن کندل قبلی باز شده و در همان محدوده نیز بسته شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد  شکاف قیمتی (Gap) می‌توانید از مطلب آموزشی «شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

گاهی قبل از اینکه قیمت حرکت صعودی خود را انجام دهد، دو یا سه کندل دوجی تشکیل خواهد شد. این امر برای برخی از معامله‌گران قابل قبول است زیرا این الگو هنوز هم افت قیمت، تعادل و در نهایت افزایش شدید قیمتی را نشان می‌دهد.

روانشناسی (ایده) پشت این الگو، این است که در کندل اول قیمت با افت شدید روبرو شده است و یک کندل نزولی قوی را ساخته است.  قیمت سپس یک کندل دوجی تشکیل می‌دهد، که نشان می‌دهد فشار فروش (Selling Pressure) در حال کاهش است زیرا قیمت‌‌های باز و بسته شدن در کندل دوجی تقریباً یکسان می‌باشند. دوجی‌ها معمولاً نشانگر وجود شک و تردید در بازار و بین معامله‌گران می‌باشند. در این حالت، دوجی به این معنی است که ممکن است فروشندگان فشار فروش را کاهش داده باشند یعنی دیگر میلی به فروش زیر محدودهٔ قیمتی خاصی را نداشته باشند و خریداران شروع به مداخله کنند. کندل دوجی یا دوجی‌ها سپس توسط یک کندل صعودی قوی دنبال می‌‌شوند که شکافی قیمتی با سطح قیمتی کندل دوجی دارد. این نشان می‌دهد كه خریداران كنترل بازار را به دست آورده‌اند و فشار فروش (حداقل به‌طور موقت) از بین رفته است.

معامله‌گران ممکن است خود به دنبال این الگو بگردند و یا هنگام مشاهدهٔ آن، معاملهٔ خود را انجام دهند، اما امکان جستجو و یافتن این الگو ها توسط نرم‌افزارهای معاملاتی نیز وجود دارد.

الگوی متضاد الگوی بچهٔ رها شده صعود، الگوی بچهٔ رها شدهٔ نزولی (bearish abandoned baby) است. این الگو پایان احتمالی یک روند صعودی را نشان می‌دهد.

نکات مهم:

  1. الگوی بچهٔ رها شده صعودی الگویی ساخته شده از سه کندل می‌باشد و در یک روند نزولی ظاهر می‌شود. این الگو شامل یک کندل نزولی بزرگ، یک کندل دوجی، و سپس یک کندل صعودی قوی رو به بالا است. دو کندل صعودی و نزولی با کندل دوجی شکاف قیمتی (Gap) دارند.
  2. این الگو نشانگر پایان احتمالی روند نزولی و شروع حرکت قیمت به سمت بالا است.
  3. برخی از معامله‌گران تغییرات جزئی را مجاز می‌دانند. ممکن است بیش از یک کندل دوجی وجود داشته باشد، و یا ممکن است شاهد شکاف قیمتی بین کندل (های) دوجی با دو کندل صعودی و نزولی نباشیم. اما روانشناسی کلی الگو هنوز باید وجود داشته باشد.

چگونه با استفاده از الگوی شمعی بچهٔ رها شده صعودی معامله کنیم؟

در حالی که روش‌های مختلفی برای معامله با الگوی بچهٔ رها شده صعودی وجود دارد، در اینجا چند ایدهٔ کلی در مورد چگونگی انجام آن ارائه شده است.

نقطهٔ ورود: برخی از معامله‌گران در شکست رخ داده بالای کندل استیک سوم با استفاده از دستور حد ضرر (Stop-limit Order) وارد معامله می‌شوند. انتظار می‌رود که افزایش قیمت ادامه یافته و به سمت بالاتر حرکت کند، بنابراین اگر این اتفاق بیفتد، با حرکت بالاتر از بالای کندل سوم، می‌توان از آن به‌عنوان یک فرصت خرید استفاده نمود.

محل استاپ حفاظتی (Stop-Loss): برای جلوگیری از بسته شدن ناخواسته پوزیشن باز شده بهتر است معامله‌گران استاپ را در محدوده‌ای در زیر سایهٔ پایینی کندل دوجی قرار دهند.

معامله‌گرانی که مایل به ریسک کمتری هستند، می‌توانند استاپ حفاظتی را درست در زیر کندل سوم الگو قرار دهند. افزایش نوسانات اغلب با بازگشت قیمتی در روند همراه است. این را در هنگامی که مکان stop loss  را انتخاب می‌کنید، در نظر بگیرید.

بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

سود هدف: این الگو هدف قیمتی‌ای را به‌عنوان نقطهٔ سود تعیین نمی‌کند. برای تحقق سودهای احتمالی استفاده برخی از روش‌های دیگر لازم است.

می‌توان از تعیین اهداف قیمتی با استفاده  بازگشت‌های فیبوناچی (Fibonacci retracement) استفاده کرد. به‌عنوان مثال، معامله‌گران ممکن است یک هدف قیمتی  را با استفاده از برگشت (retracement) 50٪ تعیین نمایند و تصمیم به خروج در آن نقطه از بازار بگیرند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد  سطوح بازگشتی فیبوناچی می‌توانید از مطلب آموزشی «سطوح بازگشتی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

حالات دیگر می‌تواند شامل تعیین هدف با استفاده از نرخ ریسک / پاداش (risk/reward ratio) باشد. به‌عنوان مثال، با یک ریسک 500 دلاری، می‌توان هدف سود را 1000 و یا 1500 دلار تعیین نمود. یک معامله‌گر می‌تواند از اندیکاتورهای تکنیکال استفاده کند، و هنگامی که قیمت به‌سطح زیر میانگین‌های متحرک (moving averages) رسید از معامله خارج شود.

مثالی از الگوی شمعی بچهٔ رها شده صعودی

این الگو نسبتاً نایاب است زیرا دارای الزامات سختگیرانه‌ای می‌باشد. برخی از معامله‌گران اجازه می‌دهند تعداد محدودیت‌‌های مورد نیاز برای تأیید و تشکیل این الگو تعدیل یابد و بدین ترتیب الگوهای بیشتری با شکلی شبیه به بچهٔ رها شده صعودی پیدا می‌شود. البته هنوز هم می‌توان به‌نتایج خوبی با استفادهٔ این روش دست پیدا کرد.

چند نوع متفاوت از این الگو در نموادر شرکت Macy’s Inc دیده می‌شود. پس از کاهش قیمت‌ها، در چند نوبت، الگوی بچهٔ رها شده صعودی تشکیل شده است. این الگوها سپس با حرکت‌های شدیدی به سمت بالا دنبال شده و قیمت پس از تشکیل این الگو ها، جهش قابل توجهی را در سه نوبت تجربه نمود.

مثال الگوی بچه رها شده صعودی
الگوی Bullish Abandoned Baby در نمودار روزانه. منبع: Trading view

الگوی شمارهٔ یک، شامل یک تغییر جزئی از الگوی سنتی است، زیرا کندل دوجی هیچ شکاف قیمتی‌ای در زیر سطح قیمت بسته شدهٔ کندل نزولی قبلی خود ندارد. همچنین در اینجا دو دوجی تشکیل شده است. با این حال روان‌شناسی این الگو هنوز هم یک تغییر روند صعودی (bullish) را نشان می‌دهد. این الگو دارای مراحل افت شدید، تردید و مرحلهٔ صعودی می‌باشد و به همین سبب پس از تشکیل دوجی‌ها قیمت شدیداً به سمت بالا میل می‌کند.

الگوی دو، الگویی سنتی‌تر می‌باشد. البته فرق این الگو با الگوی کلاسیک، وجود دو کندل دوجی شکل به‌علاوهٔ کندل صعودی ضعیف می‌باشد. در حالت کلاسیک، شاهد یک کندل دوجی هستیم و کندل صعودی نیز کندلی پُرقدرت می‌باشد.

الگوی سه نیز دارای تغییراتی جزئی می‌باشد، کندل دوجی در زیر سطح قیمت بسته شدهٔ کندل قبلی قرار نگرفته و هیچ شکاف قیمتی‌ای بین آن‌ها وجود ندارد. هرچند قیمت پس از تشکیل کندل دوجی افزایش یافته و روند صعودی در پس آن آغاز شده است.

چرا مدیریت رمزارزش‌ها اهمیت ویژه‌ای خواهند یافت؟

اینترنت ورای نقشی که در متحول ساختن ارتباطات داشت، نیروی محرکه‌ای بود که سرمایه‌گذاری را به فضای مجازی آورد و به صاحبان کسب‌وکارهای مختلف نیز اجازهٔ استفاده از این قابلیت را داد. اینترنت این امکان را ایجاد کرد که افراد بیشتری به بازارهای معامله دسترسی داشته باشند، همچنین سرعت انجام معاملات را افزایش داد و کارمزدها را نیز کاهش داد.

از زمان ورود اینترنت به بازارهای مالی، نرم‌افزارهایی مانند eTrade به گسترش بیشتر بازارهای معامله بین مردم کمک کرده‌اند و کلاس‌های دارایی مختلف، ابزارها و مطالب آموزشی را در اختیار تعداد بیشتری از معامله‌گران خُرد قرارداده‌اند. علاوه بر این، این پلتفورم‌ها بسیاری از عملیات را در خود جای دادند و امکان معامله در بازارهای مختلف را در اختیار کاربران خود قرار دادند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد  بازارهای مالی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازارهای مالی چیست؟» دیدن نمایید.

نکات مهم:

  • هر روزه سرمایه‌گذاران بیشتری با اکوسیستم رمزارزها آشنا می‌شوند و برای افزایش تنوع دارایی‌های خود علاقمندند که مقداری رمزارز مانند بیت‌کوین را به پورتفوی خود اضافه کنند و از پتانسیل‌هایی که این بازار دارد هم استفاده کنند.
  • اما دنیای رمزارزها ممکن است برای تازه‌واردها کمی عجیب و غریب به‌نظر برسد و موارد به‌نظر ساده‌ای مانند ایجاد یک والت و انتقال ایمن توکن‌ها ممکن است برای این افراد دشوار باشد.
  • به همین دلیل، روش‌های مدیریت دارایی‌های رمزنگاری شده در حال توسعه می‌باشند که به شرکت‌ها و افراد امکان بهره‌مند شدن از اکوسیستم رمزارزها، بدون درک کامل جزئیات این حوزه را بدهند.

رمز ارز چیست؟

مدیریت رمزارزش‌ها چیست؟

بعد از اینکه داراریی‌های تحت مدیریتِ مشاور مدیریت دارایی آنلاین Nutmeg در انگلیس از یک میلیارد پوند فراتر رفت، گام بزرگ دیگری در حوزه ورود اینترنت به بازارهای مالی برداشته شد. اما این حجم از مشاوره و معامله متمرکز در حوزهٔ رمزارزها هنوز انجام نشده است. علت این است که مشکلات و حواشی موجود در این حوزه، از جذابیت آن برای سرمایه‌گذاران کاسته است.

چرا مدیریت رمزارزش‌ها اهمیت ویژه‌ای خواهند یافت؟

با نیاز بالایی که در بازار برای مدیریت دارایی‌های رمزنگاری شده وجود دارد، این ابزار به‌سرعت در حال توسعه می‌باشند. مشوق کمپانی‌هایی که در حال توسعهٔ ابزاری برای مدیریت رمزارزش‌ها هستند، چیزی نیست جز بازار 400 میلیارد دلاری بازار رمزارزها.

با پخته‌تر شدن این بازار، سرمایه‌گذاران بیشتری به دانش خود در این حوزه خواهند افزود و به کمک پلتفورم‌هایی که دسترسی راحت‌تری به اکوسیستم رمزارزها ایجاد می‌کنند، وارد دنیای رمزارزها خواهند شد.

چرا مدیریت ساده‌تر رمزارزش‌ها جذابیت دارد؟

امروزه خرید رمزارزها از خرید سایر دارایی‌ها مانند طلا یا ارزهای سنتی مثل دلار دشوارتر می‌باشد. با افزایش تعداد کاربران اکوسیستم رمزارزها، افراد و مؤسسات بیشتری به فکر ایجاد ابزارهای ساده‌تر که برای مدیریت پورتفوی دارایی‌های دیجیتال شده‌اند خواهند افتاد.

در حال حاضر، تازه‌واردها به اکوسیستم رمزارزها، ابتدا باید یک والت تهیه کنند که قابلیت ذخیره رمزارز مورد نظرشان را داشته باشد، سپس باید صرافی‌ رمزارزی را بیابند که کوین آنها در لیست رمزارزهای قابل معامله آن باشد و در انتها وارد پروسهٔ چندمرحله‌ای تأیید هویت شوند تا اجازهٔ فعالیت داشته باشند.

بهترین صرافی‌های رمز ارز کدامند؟

این افراد بعد از ورود به بازار رمزارزها باید حوزهٔ فعالیت خود را گسترش دهند و برای ایجاد تنوع در دارایی‌های رمزنگاری شده خود از والت‌ها و صرافی مختلف استفاده کنند. اگرچه این کارها شدنی است، پیچیدگی این پروسه همچنان سدی در برابر ورود افراد جدید به این حوزه می‌باشد. خیلی از افراد که در صنعت رمزارزها فعالیت می‌کنند این مشکل را درک کرده‌اند. آلِن مورچ، مدیر وب‌سایت مدیریت دارایی‌های رمزنگاری شده Blox در این باره می‌گوید: “مدیریت دارایی‌های رمزنگاری شده حتی برای معامله‌گران حرفه‌ای هم کار راحتی نیست. دانستن اینکه کوین‌هایتان کجاست، پوزیشن‌هایی که باز کردید چه عملکردی داشتند و وضعیت‌شان چه کیفیتی دارد ممکن است برای خیلی‌ها پیچیده باشد.”

کیف پول بیت کوین

به همین دلیل، بعضی از کمپانی‌ها برای آسایش کاربرها در مدیریت دارایی‌هایشان در بازارهای مالی، ابزاری معرفی کردند که امروزه در بازارهای سنتی جاافتاده‌ هستند. به‌جای مدیریت چندین حساب و والت، با استفاده از پلتفورم‌های مدیریت رمزارزش‌ها به‌راحتی می‌توان این کار را انجام داد.

در حال حاضر، چندین صندوق سرمایه‌گذاری وجود دارند که مدیریت رمزارزش‌ها را برای مشتریان خود انجام می‌دهند. تاکنون، این مدل، نتایج خوبی به‌همراه داشته است. به‌عنوان مثال، کمپانی Bitwise Asset Management بعد از ایجاد یک صندوق سرمایه‌گذاری برای رمزارزها، در چهار ماه سود 51 درصدی داشته است. با افزایش شهرت و محبوبیت رمزارزش‌ها، مؤسسات سرمایه‌گذاری توجه بیشتری به این حوزه خواهند کرد و تحقیقات نشان می‌دهد که تعداد صندوق‌های سرمایه‌گذاری رمزارزش‌ها در سال 2018 تقریباً دوبرابر شده است.

هنوز بیشتر معامله‌گرها در اکوسیستم رمزارزها خودشان سرمایه‌های خود را مدیریت می‌کنند و چندین پلتفورم‌ هم وجود دارد که به‌عنوان مرجع جا افتاده‌اند که به این افراد از آنها برای یافتن پاسخ سؤالات خود استفاده می‌کنند.

بررسی بازار نوظهور پلتفورم‌های مدیریت رمزارزش‌ها

تاکنون در اکوسیستم رمزارزها چندین صرافی تأسیس شده و همهٔ این صرافی‌ها فقط تعدادی از رمزارزها را پشتیبانی می‌کنند و لیست کاملی وجود ندارد. این موضوع که بسیاری از صرافی‌ها با همهٔ والت‌ها سازگار نیستند، سرمایه‌گذاران را به‌خطر می‌اندازد و مدیریت رمزارزش‌های متنوع را دشوارتر می‌کند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نحوه انتخاب صرافی‌‌‌‌‌‌های‌‌‌ رمزارز مناسب می‌توانید از مطلب آموزشی «صرافی رمز ارز مناسب را چگونه انتخاب کنیم؟» دیدن نمایید.

برای حل این مشکل، پلتفورم‌های مدیریت رمزارزش‌ها در تلاش هستند این پروسه را بدون اینکه به‌شخص ثالث نیاز باشد، ساده‌تر کنند. برای معامله‌گران غیرحرفه‌ای که دانش کاملی از این حوزه ندارند، این ابزار روش بهتری برای ورود و موفقیت می‌باشد.

چندین پلتفورم وجود دارند که هدف‌شان مدیریت ساده و مؤثر رمزارزش‌های معامله‌گرها می‌باشد و خیلی از آنها هم بازدهی خود را ثابت کرده‌اند. به‌عنوان مثال، وب‌سایت Blox این امکان را به کاربران خود می‌دهد که چندین والت و حساب کاربری چندین صرافی را به‌آسانی از یک مکان مدیریت کنند.

این پلتفورم‌ها به کاربران در مدیریت هم‌زمان چند پورتفوی کمک می‌کنند و آنها را قادر می‌سازند به‌راحتی با چندین والت و در چندین صرافی مختلف معامله کنند. حتی برخی از این پلتفورم‌ها توکن‌‌های خاص خود را ایجاد کرده‌اند و کاربران می‌توانند با استفاده از این توکن‌ها به ‌قابلیت‌های ویژهٔ این پلتفورم‌ها دسترسی بیابند. یکی از این پلتفورم‌های مدیریت رمزارزش‌ها، Blox می‌باشد که به توکن CDT کار می‌کند.

توکن های رمزگذاری شده چه هستند؟

پلتفورم‌های دیگری مانند Iconomi به معامله‌گرها  امکان ایجاد گروه‌ها و ترکیبات دارایی‌های مختلف را می‌دهد. پلتفورم Blackmoon، پلتفورم دیگری است که براساس تکنولوژی بلاک چین کار می‌کند و به مدیران این اجازه را می‌دهد که سرمایهٔ مشتریان را مدیریت کنند و به معامله‌گران خرد نیز در نظارت بر سرمایه‌شان کمک می‌کند. بعضی کمپانی‌های دیگر مانند Melonport، حتی پا را از این فراتر گذاشته‌اند و روش‌های دموکراتیک‌تری به کاربران خود ارائه می‌دهند و اجازهٔ سرمایه‌گذاری در پورتفوی دیگر کاربران را نیز به مشتریان خود می‌دهند.

آیندهٔ پلتفورم‌های مدیریت رمزارزش‌ها چگونه است؟

چرا مدیریت رمزارزش‌ها اهمیت ویژه‌ای خواهند یافت؟

اگر راه‌های آسان‌تری برای استفاده عموم از این اکوسیستم ایجاد شود رشد و نمو اکوسیستم رمزارزها با ورود کاربران جدید تضمین خواهد شد. ابزارهای مدیریت رمزارزش‌ها به تریدرها با سطوح مختلف، روش‌های ساده‌ای برای مدیریت رمزارزش‌هایشان می‌دهد که بتوانند از یک مکان حساب‌ها و والت‌های مختلف خود را زیرنظر داشته باشند. با توسعهٔ این‌گونه ابزارها، تازه‌واردها انگیزهٔ بیشتری برای ورود خواهند داشت.

با گذر زمان، روزبه‌روز اهمیت و محبوبیت این ابزارها افزایش می‌یابد. علاوه بر این، این ابزارها به تفکیک بخش‌های مختلف اکوسیستم رمزارزش‌ها کمک خواهد کرد و دید وا‌ضح‌تری از این حوزهٔ نسبتاً پیچیده به کاربران عرضه خواهد کرد و همین باعث توسعهٔ بیشتر این اکوسیستم خواهد شد. بنابراین وظیفهٔ ابزارهای مدیریت رمزارزش‌ها تنها فراهم آوردن مکانی برای زیر نظر داشتن رمزارزش‌ها نیست، بلکه این پلتفورم‌ها ابزاری برای درک بهتر کل این اکوسیستم نیز خواهند بود.

با آشکار شدن محدودیت‌های این پلتفورم‌ها ممکن است مدتی شاهد ایده‌های جدید در این حوزه نباشیم. اما با رقابت ایجاد شده بین پلتفورم‌های مختلف، مطمئناً آیندهٔ درخشانی در انتظار این‌گونه پلتفورم‌هاست. در نهایت بعد از اینکه این پلتفورم‌ها از این مرحله عبور کردند و پخته‌تر شدند، جماعت بسیار گسترده‌تری را به اکوسیستم رمزارزش‌ها جذب خواهند کرد.

اولین قدم در ورود به اکوسیستم رمزارزش‌ها چیست؟

چرا مدیریت رمزارزش‌ها اهمیت ویژه‌ای خواهند یافت؟

اگرچه روش‌های متعددی برای به‌دست آوردن رمزارزها‌ وجود دارد، خرید رمزارزها از طریق پلتفورم‌هایی مانند بایننس، یکی از راحت‌ترین روش‌ها می‌باشد. با این پلتفورم به‌راحتی به رمزارزهای مختلف مانند بیت‌کوین و اتریوم دسترسی دارید و می‌توانید سبد متنوعی از رمزارزش‌ها برای خود ایجاد کنید.

به انتهای مقاله «چرا مدیریت رمزارزش‌ها اهمیت ویژه‌ای خواهند یافت؟» رسیدیم، برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نحوه انجام معاملات در صرافی بایننس می‌توانید از مطلب آموزشی «انجام معاملات در صرافی بایننس چگونه است؟» دیدن نمایید.

توکن تضمین (Security Token) چیست؟

توکن تضمین، یک وسیلهٔ قابل حمل برای تأیید هویت یک فرد به‌صورت الکترونیکی می‌باشد که بعضی اطلاعات شخصی را در خود ذخیره می‌کند. صاحب توکن تضمین، وسیله‌ای که توکن تضمین در آن ذخیره شده را به سیستم متصل می‌کند و سپس سیستم اجازهٔ استفاده از سرویس شبکه را به او می‌دهد. در حقیقت این توکن جایگزینی برای پسورد می‌باشد و سرویس‌های توکن تضمین (STS)، این توکن‌ها را برای تأیید هویت افراد عرضه می‌کنند‌.

اصول اولیه توکن تضمین چیست؟

توکن‌های تضمین انواع مختلفی دارند، از جمله توکن‌های سخت‌افزاری، که شامل چیپست‌ها و توکن‌های USB که به درگاه‌های USB متصل می‌شوند، و توکن‌های بیسیم بلوتوث یا ریموت‌های قابل برنامه‌نویسی که بدون اتصال فعال می‌شوند.

توکن تضمین (Security Token) چیست؟

همچنین سرویس‌های ورود یکپارچه (Single Sign-On) هم با استفاده از توکن‌های ضمانت (مرجع) به‌راحتی به کاربر اجازهٔ استفاده از وب‌سایت‌های دیگر را می‌دهد. دو مورد توکن‌های ضمانتی که به شبکه یا کامپیوتر متصل نمی‌باشند، کاربر باید اطلاعات توکن را به‌صورت دستی وارد کند. توکن‌های ضمانت متصل به‌صورت خودکار اطلاعات را انتقال می‌دهد.

نکات مهم:

  • توکن‌های ضمانت، هویت کاربر را به‌صورت الکترونیکی تأیید می‌کنند. این توکن‌ها بعضی اطلاعات کاربران را ذخیره می‌کنند.
  • این توکن‌ها توسط سرویس‌های توکن تضمین (STS) که هویت فرد را تأیید می‌کنند، ارائه می‌شوند.
  • این توکن‌ها ممکن است به‌جای یا به‌همراه پسورد برای تأیید هویت افراد به کار روند.
  • توکن‌های ضمانت همیشه ایمن نیستند و ممکن است گم، دزدیده یا هَک شوند.

مثال واقعی از یک توکن تضمین

ممکن است فردی برای دسترسی به حساب بانک خود از توکن تضمین استفاده کند تا یک لایهٔ حفاظت بیشتر ایجاد کرده باشد. در این حالت، توکن تضمین به‌همراه پسورد و سایر موارد حفاظتی برای تأیید هویت صاحب حساب استفاده خواهد شد.

همان‌طور که توکن‌های ضمانت اطلاعات هویتی افراد را ذخیره می‌کنند، قابلیت ذخیرهٔ کلیدهای رمزنگاری شده که در اکوسیستم رمز ارزها استفاده می‌شود را نیز دارند. بعضی از این سیستم‌ها از پسوردهای حساس به زمان استفاده می‌کنند که در آن توکن و شبکه در بازه‌های زمانی ثابت رمز را تغییر می‌دهند. سیستم‌های دیگری نیز وجود دارند که اطلاعات بایولوژیک، مانند اثر انگشت را ذخیره می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که فقط صاحب توکن تضمین به اطلاعات حفاظت شده دسترسی دارد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد  رمز ارزها می‌توانید از مطلب آموزشی «رمز ارز چیست؟» دیدن نمایید.

ضعف‌های توکن‌های تضمین چیست؟

توکن تضمین (Security Token) چیست؟

توکن‌های تضمین نیز نقطه ضعف‌هایی دارند. اگر این توکن‌ها گم شود یا به سرقت برود و یا به هر دلیل در اختیار صاحب آن نباشد، نمی‌توان به سرویس حفاظت شده به این طریق دسترسی یافت. به هر حال، کاربر این سیستم‌ها می‌توانند با گام‌هایی مانند قفل گذاشتن یا آلارم، دزدیده شدن یا گم شدن آنها را به‌حداقل برسانند. همچنین می‌توان با استفاده از تأیید هویت دو مرحله‌ای که به حضور صاحب توکن برای دسترسی به سرویس نیاز می‌باشد، توکن را برای دزد احتمالی غیرقابل استفاده کرد.

توکن‌های ضمانت همچنین قابل هَک می‌باشند. این موضوع زمانی اتفاق می‌افتد که صاحب توکن به اشتباه اطلاعات حساسی را در اختیار شخص ناشناسی قرار می‌دهد و او با ورود این اطلاعات به شبکه متصل می‌شود. به این روش هَک، کلاهبرداری واسطه‌گر می‌گویند که در هر شبکه متصل به اینترنت ممکن است رخ دهد.

قرارداد اختیار معامله دیجیتالی (باینری آپشنز) چیست؟

قرارداد اختیار معامله دیجیتالی (باینری آپشنز)  نوعی از قرارداد های اختیار معامله می باشد که در صورت گذر قیمت از سطح از پیش تعیین شده و یا گذر قیمت از قیمت ورودی (Strike Price)، دارای میزان مشخصی پرداختی خواهد بود. در قرارداد های اختیار معامله دیجیتالی هزینه ای به عنوان هزینه کل (Premium) وجود دارد، که حداکثر میزان ضرر در این قرارداد اختیار معامله می باشد.

بر خلاف قرارداد های اختیار معامله سنتی، قرارداد های اختیار معامله دیجیتالی توانایی تبدیل شدن به سهام دارایی های پایه خود را ندارند. به جای آن، در صورت قرار گرفتن قیمت دارایی در بالا یا پایین قیمت ورودی (بسته به نوع قرارداد)،‌ میزان مبلغ ثابتی را تحت عنوان سود (Reward) پرداخت می کنند. قرارداد های اختیار معامله دیجیتالی را با نام های « باینری آپشنز – Binary Options »‌ یا « قرارداد های اختیار معامله همه چیز یا هیچ چیز – All or nothing options » نیز می شناسند.

توضیحاتی در مورد قرارداد های اختیار معامله (Options)

قرارداد های اختیار معامله از مشتقات مالی محسوب می گردند. آن ها ارزش خود را از ارزش دارایی یا سهام پایه خود بدست می آورند. قرارداد های اختیار معامله سنتی به خریداران این اختیار – و نه الزام – را می دهد تا دارایی های پایه را با قیمتی از پیش تعیین شده و یا قیمت ورودی (Strike price)، در انتهای قرارداد خریداری نمایند.

قرارداد اختیار معامله دیجیتالی (باینری آپشنز) چیست؟

قرارداد های اختیار معامله دارای هزینه کل (Premium) نیز می باشند. این هزینه در اصل، ارزشی است که خریدار این قرارداد تمایل به پرداخت آن دارد. رقم این هزینه کل می تواند در طی زمان دچار نوسان شده و یا از قراردادی اختیار معامله به اختیار معامله ای دیگر، بسته به ارزش سهام پایه؛ متفاوت باشد. همچنین عواملی مانند نزدیک بودن قرارداد اختیار معامله به تاریخ انقضای خود، قیمت ورودی و سطح تقاضا برای آن قرارداد اختیار معامله در بازار، همگی از عوامل تعیین کننده هزینه کل می باشند.

ارزش هزینه کل (Premium Value) همچنین می تواند به ما بینشی بر ارزش گذاری سرمایه گذاران بازار بر روی هر قرارداد اختیار معامله و دارایی پایه آن در اختیار ما بگذارد. یک قرارداد اختیار معامله که ارزش بالاتری دارد طبعاً دارای هزینه کل بالاتری نسبت به یک قرارداد اختیار معامله می باشد که در نزدیکی تاریخ انقضای خود قرار دارد و انتظار سود دهی ای نیز از آن نمی رود. قرارداد های اختیار معامله برای بسیاری از اوراق بهادار (Securities) شامل سهام، ارز ها مانند یورو، و کالا هایی مانند نفت خام (Crude Oil)، ذرت (Corn) و گاز طبیعی (Natural Gas) وجود دارند.

نکات مهم:

  • قرارداد اختیار معامله دیجیتالی نوعی از قراردادهای اختیار معامله می باشد که در صورت گذر قیمت از یک سطح از پیش تعیین شده و یا گذر قیمت از قیمت ورودی – قیمت خرید (Strike Price) – دارای میزان مشخصی از پرداختی خواهد بود.
  • در قرارداد های اختیار معامله دیجیتالی هزینه ای تحت عنوان هزینه کل (Premium) وجود دارد، که حداکثر میزان ضرر در این قرارداد اختیار معامله می باشد.
  • بر خلاف قرارداد های اختیار معامله سنتی، قرارداد های اختیار معامله دیجیتالی توانایی تبدیل شدن به سهام دارایی های پایه خود را ندارند.

ویژگی های منحصر به فرد قرارداد های اختیار معامله دیجیتالی (باینری آپشنز)

تفاوت قرارداد های اختیار معامله دیجیتالی (مرجع) با قرارداد های اختیار معامله سنتی، در عدم انتقال مالکیت سهام بعد از اعمال شدن قرارداد در تاریخ انقضا می باشد. به جای آن، قرارداد های اختیار معامله دیجیتالی رقمی ثابت را به سرمایه گذار در صورت بالاتر / پایین تر قرار گرفتن قیمت سهام پایه نسبت به قیمت ورودی (Strike Price) در تاریخ انقضای قرارداد (Expiration Date) پرداخت می نماید. ارزش این پرداخت ها در ابتدا مشخص شده و به مقدار حرکات قیمتی دارایی پایه بستگی نخواهد داشت.

قرارداد اختیار معامله دیجیتالی (باینری آپشنز) چیست؟

اگر دارایی پایه بالاتر از ارزش ذاتی خود و به صورت in – the – money) ITM) منقضی شود، (بدین معنی که قرارداد اختیار معامله سود ده می‌باشد)؛ میزان این سود به صورت خودکار به سرمایه گذار اختصاص خواهد یافت. اگر قراردادهای اختیار معامله به صورت Out – of – the – money منقضی گردند (سود ده نباشند)؛ حداکثر زیان سرمایه گذار محدود به هزینه کل پرداختی، بدون توجه به مقدار حرکات قیمت خواهد شد.

یک قرارداد اختیار معامله دیجیتال به مانند یک قمار یا شرط بندی بر روی قیمت دارایی های پایه می باشند. شرط بندی بر روی این که قیمت این دارایی در زمانی مشخص و تاریخی مشخص چقدر خواهد بود، و آیا این قیمت، بالاتر از قیمت ورودی خواهد بود و یا به سطحی پایین تر نزول خواهد کرد؟ اگر سرمایه گذاری بر این باور است که قیمت دارایی پایه به سطحی بالاتر از سطح کنونی (قیمت ورودی) خواهد رسید، می تواند یک قرارداد اختیار معامله دیجیتال را خریداری نماید. در حالت عکس، اگر سرمایه گذاری باور داشته باشد که قیمت دارایی در آینده به زیر قیمت ورودی خواهد رسید، قرارداد اختیار معامله خود را خواهد فروخت.

قوانین و مقررات قرارداد های اختیار معامله دیجیتالی

بر خلاف قرارداد های اختیار معامله عادی، فروش یک قرارداد اختیار معامله دیجیتال بدین معنی نیست که معامله گر در حال حاضر هزینه کل را دریافت می نماید (و یا به اصطلاح، Writing an option را انجام می دهد.) و به عبارتی، فروشنده قرارداد اختیار معامله دیجیتالی در حال حاضر هیچ مبلغی را دریافت نخواهد کرد. در بیشتر مواقع، سرمایه گذارانی که قرارداد های اختیار معامله کلاسیک را می فروشند از آن ها به عنوان یک استراتژی درآمدی استفاده می کنند و امیدوارند که قرارداد اختیار معامله اجرا نشود تا آن ها بتوانند هزینه کلی که از خریدار دریافت کرده اند را نزد خود نگهدارند و بدین ترتیب کسب سود کرده باشند.

فروش یک قرارداد اختیار معامله دیجیتال به مانند خرید یک قرارداد اختیار معامله فروش (Put Option) می باشد. در این حالت سرمایه گذار انتظار دارد تا قیمت دارایی پایه در سطح قیمتی پایین تر از قیمت ورودی (قیمت خرید قرارداد اختیار معامله) در تاریخ انقضای قرارداد باشد. برخی از کارگزاران ارائه دهنده قرارداد های اختیار معامله دیجیتالی این قرارداد ها را به دو بخش قرارداد های خرید (Calls) و قرارداد های فروش (Puts) تقسیم بندی می کنند.

قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) چیست؟

در حالی که دیگر کارگزاری ها تنها یک نوع قرارداد اختیار معامله دارند که معامله گران می توانند آن ها را – بسته به حرکت مورد انتظار قیمت ها در آینده – خرید و فروش کنند.

قرارداد های اختیار معامله خرید هنگامی خریداری می گردند که انتظار افزایش قیمت دارایی پایه وجود دارد. قرارداد های اختیار معامله فروش نیز هنگامی خریداری می گردند که انتظار افت قیمت دارایی های پایه وجود دارد.

ممکن است قرارداد های اختیار معامله دیجیتال شبیه به قرارداد های اختیار معامله استاندارد به نظر برسند، اما ممکن است این قرارداد ها در پلتفورم هایی کنترل نشده مبادله گردند؛ این خود باعث می شود که این قرارداد های دیجیتالی دارای ریسک کلاه برداری بالاتری نسبت به قرارداد های اختیار معامله استاندارد داشته باشند. سرمایه گذارانی که به معامله گری این نوع از قرارداد های اختیار معامله علاقمندند بایستی از پلتفورم های معاملاتی ای استفاده کنند که تأییدیه های کمیسیون بورس و ارواق بهادار (Securities and Exchange Commission – SEC) و کمیسیون معاملات آتی کالا (Commodity Futures Trading Commission – CFTC) را داشته باشند.

قراردادهای آتی چیست؟

NADEX یک کارگزاری کنترل شده و دارای تأییدیه انجام معاملات قرارداد های اختیار معامله دیجیتال در ایالات متحده آمریکا می باشد. این پلتفورم معاملاتی قیمت ورودی و تاریخ منقضی شدن قرارداد های اختیار معامله انواع مختلفی از دارایی های پایه را فراهم می نماید. حداکثر پرداختی انجام شده برابر با  100 دلار می باشد. هزینه کل قرارداد نیز بستگی به قیمت ورودی (یا همان قیمت خرید) و قیمت دارایی پایه دارد. بنابراین، اگر هزینه کل یک قرارداد برابر با ۵۰ دلار باشد، حداکثر پرداختی انجام شده نیز برابر با 50 دلار خواهد بود زیرا سقف پرداختی تعیین شده در این پلتفورم، عدد ۱۰۰ دلار می باشد. اگر هزینه کل یک قرارداد دیگر برابر با 30 دلار باشد، پرداخت کل قابل انجام برای آن قرارداد رقم 70 دلار (100-30=70 $) خواهد بود.

معامله گران قراردادهای اختیار معامله را زمانی خریداری می نمایند که اعتقاد به قرارگیری قیمت دارایی پایه در سطحی بالاتر از قیمت خرید در تاریخ انقضای قرارداد را داشته باشند. به همین ترتیب زمانی تصمیم به فروش قرارداد اختیار معامله می گیرند که پیشبینی کنند که قیمت دارایی پایه در تاریخ انقضای قرارداد در سطحی پایین تر از سطح قیمت خرید قرار خواهد گرفت.

مزایا و معایب قرارداد های اختیار معامله دیجیتال

نقاط قوت:

  1. قرارداد های اختیار معامله دیجیتال در صورت گذر قیمت دارایی پایه از آستانه ای که از پیش تعیین شده است ( و یا قیمت خرید) مبلغی را به صورت ثابت و بدون توجه به قیمت دارایی پایه یا میزان حرکت قیمتی این دارایی به خریدار قرارداد پرداخت می نماید.
  2. حداکثر ضرر ممکن در قرارداد های اختیار معامله دیجیتال، به میزان هزینه کل پرداختی و یا هزینه پیش پرداخت (Upfront Fee) محدود شده است.
  3. برخلاف قرارداد های اختیار معامله سنتی، در نوع دیجیتال آن ها شاهد واگذاری سهام دارایی های پایه به خریدار قرارداد نخواهیم بود.

نقاط ضعف:

  1. سود قرارداد های اختیار معامله دیجیتال به مبلغ ثابت پرداختی شان محدود شده است.
  2. قرارداد های اختیار معامله دیجیتال در صورت معامله شدن در پلتفورم های کنترل نشده و ریسکی می‌توانند خطرکلاهبرداری داشته باشند.
  3. سرمایه گذاران افزایش های قیمتی پس از انقضای این قراردادها را از دست می‌دهند زیرا هیچ‌گونه دارایی پایه‌ای طی این قرارداد اختیار معامله دیجیتال به تملک آنها در نمی‌آید.

مثال های واقعی از یک قرارداد اختیار خرید در حالت صعودی

در نظر بگیرید که شاخص Standard and Poor’s 500 Index ) S&P 500) در تاریخ 2 ژوئن در سطح قیمتی 2795 دلاری معامله می گردد. سرمایه گذاری باور دارد که شاخص S&P 500 تا پیش از پایان زمان معاملاتی روز 4 ژوئن از سطح قیمتی 2800 دلاری عبور کرده و در بالای این سطح قیمتی معامله خواهد شد. این معامله گر تعداد 10 عدد از قرارداد های اختیار معامله شاخص S&P 500 را با قیمت ورودی 2800 دلار و برای کسب سود 40 دلاری به ازای هر قرارداد خریداری می نماید. ممکن است یکی از دو سناریوی زیر برای معامله گر ما رخ دهد:

سناریو اول: شاخص S&P 500 در پایان روز تعیین شده (4 ژوئن)، در سطح قیمتی بالاتر از 2800 دلار بسته شود. در این صورت معامله گر 100 دلار به ازای هر قرارداد دریافت می کند، که سودی برابر با 60 دلار به ازای هر سهم و سود کل 600 دلاری (60 × 10) خواهد بود.

سناریو دوم: این است که شاخص S&P 500 در تاریخ 4 ژوئن در سطحی زیر قیمت 2800 دلار بسته شود. در این صورت معامله گر هزینه کل پرداختی اش (40 دلار به ازای هر سهم و مجموعاً 400 دلار) را از دست می دهد.

مثال واقعی از یک قرارداد اختیار معامله دیجیتال در حالت نزولی

در نظر بگیرید که طلا در حال معامله در سطح قیمتی 1251 دلار می باشد، و یک سرمایه گذار باور دارد که قیمت طلا تا پایان روز به زیر 1250 دلار افت خواهد نمود. این سرمایه گذار قرارداد اختیار معامله دیجیتالی طلا را با تاریخ انقضای پایان روز می فروشد و در صورت اعمال شدن این شرایط، 65 دلار بدست می آورد. از آنجایی که قرارداد های اختیار معامله دیجیتالی، ارزش حداکثری 100 دلاری دارند؛‌ هزینه کل پرداخت شده در صورت ضرر برابر با 35 دلار خواهد بود. (35=65-100). در این حالت نیز با دو سناریوی زیر مواجه می شویم:

سناریو اول: قیمت طلا تا انتهای روز افت می کند و در سطح 1150 دلاری معامله می شود. در این حالت  سرمایه گذار ۶۵ دلار به ازای قرارداد بدست می آورد.

سناریو دوم: پیشبینی سرمایه گذار اشتباه از آب در می آید و قیمت طلا تا پایان روز به محدوده 1300 دلاری می رسد.. در این صورت، سرمایه گذار مبلغ 35 دلار ضرر می کند.

قرارداد اختیار معامله طلا چیست؟

مهم است بدانید که کارگزاری NADEX به معامله گران قرارداد های اختیار معامله دیجیتال اجازه خروج پیش از موعد از معامله را با دریافت سود کسب شده و یا متحمل شدن زیان می دهد. البته این مورد به محدوده معاملاتی دارایی پایه نیز بستگی دارد. هرچند، باید خریداران و فروشندگان در بازار حاضر باشند. به بیانی دیگر، نقدینگی – تمایل به خرید و فروش – در بازار وجود داشته باشد تا فرد بتواند از قرارداد های اختیار معامله دیجیتالی خود با موفقیت خارج شود.

دستور روزانه در معامله‌گری چیست؟

دستور یا سفارش روزانه (Day Order) یک دستور شرطی می باشد که توسط مشتری اعمال می گردد و شرط اجرا شدن این دستور، رسیدن قیمت به سطح خاصی می باشد. این دستور ها در صورت اعمال نشدن، منقضی می شوند و اگر در طی روز معاملاتی ای که سفارش دستور قرار داده شد، قیمت به سطح مد نظر نرسد؛ به صورت خودکار منقضی می شود. یک دستور روزانه می تواند یک دستور محدود کننده (Limit Order) برای خرید یا فروش یک سهم باشد، اما در هر صورت این دستور در همان روز معاملاتی در صورت عدم رخداد شرایط اجرا منقضی خواهد شد.

نکات مهم:

  1. دستورات روزانه، دستورات محدود کننده ای به شمار می روند که تنها یک روز معاملاتی پس از سفارششان مهلت دارند و پس از آن باطل می شوند.
  2. اگر شرایط اعمال دستور پیش نیاید، دستور خالی (Unfilled) مانده و پس از رسیدن به زمان منقضی شدن خود از بین می رود.
  3. معامله‌گران امکان استفاده از دستور هایی با زمان انقضایی متفاوت را نیز دارند، اما بیشتر دستور های محدود کننده تاریخ انقضای روزانه دارند.

درک کامل مفهوم دستورات روزانه

دستورات روزانه یکی از انواع دستورات مدت دار (Duration Type Orders) به شمار می آیند. دستورات مدت دار دستوراتی هستند که نشان می دهند که دستور چه مدتی پیش از منقضی شدن قابل اجرا می باشد. در مورد دستورات روزانه، این مدت زمان یک روز معاملاتی می باشد. به بیان دیگر، در صورت عدم اجرایی شدن این دستور در همان روزی که سفارش شده؛ این دستور به صورت خودکار لغو می گردد. در مورد دستورات مدت دار می توانیم از دو مثال زیر استفاده کنیم. یکی از آنها دستورات مدت دار «Good ‘til Canceled – GTC» با ترجمه «خوب تا زمانی که لغو شوند.» می باشد. این دستورات تا زمانی که به صورت دستی (Manually) لغو نگردند، فعال باقی می مانند و منقضی نمی شوند. از انواع دیگر این دستورات مدت دار می توان به دستور «Immediate or Cancel – IOC» با ترجمه «بی درنگ (فوری) یا لغو» اشاره نمود. در این نوع از دستورات، آن بخش از سفارش که شرایطش رخ داده «فوراً»‌ اجرایی شده و مابقی اجرا نشده در صورت عدم اجرایی شدن لغو می گردند.

دستورات روزانه به عنوان دستورات مدت دار اصلی در پلتفورم های معاملاتی (Trading Platforms) استفاده می شوند. به همین سبب، معامله‌گر باید بازه زمانی های متفاوت برای انقضای این دستورات را مشخص کنند، در غیر این صورت این دستورات به طور خودکار در پایان روز معاملاتی (در صورت عدم اجرایی شدن) لغو خواهند شد. معامله‌گران روزانه می توانند از انواع مختلف این دستورات برای قرار دادن موقعیت های معاملاتیشان استفاده کنند. هرچند، تمامی دستورات مدت دار در بازار به صورت پیش فرض، به صورت دستورات روزانه (Day Order) می باشند.

معامله گر روزانه در بازارهای مالی به چه کسی گفته می شود؟

استفاده کردن از دستورات روزانه

استفاده از دستورات روزانه (مرجع) می تواند در حین معامله یک سهم در یک قیمت خاص مفید باشد،  در این حالت معامله‌گر دیگر نیازی به رصد سهم در طی روز برای اجرایی کردن این دستور را ندارد. این موضوع به معامله‌گران روزانه کمک می کند تا بتوانند چند سهم را در طی روز معامله نمایند. قبل از باز شدن بازار، معامله‌گران سهم های مد نظر خود را تحلیل می کنند و دستورات روزانه را با توجه به استراتژیشان قرار می دهند. معامله‌گر می تواند اَعمال بیشتری را پس از اِعمال شدن هر دستور در بازار انجام دهد.

معامله‌گرانی که در بازه های زمانی کوتاه معامله می‌کنند (intraday trader)، معمولا از استراتژی‎هایی استفاده می‎کنند که پیش از بسته شدن بازار باید پوزیشن خود را ببندند. بدین ترتیب، اگر شرایط مورد نیاز معامله تا آخر روز رخ نداد، معامله‌گر آن دستور را لغو خواهد کرد. چون این اتفاق بصورت خودکار در مورد دستورات روزانه می‌افتد، معامله‌گرانی که در بازه‌های کوتاه مدت و در طول روز معامله می کنند، به آن علاقمند هستند.

نظارت بر دستورات روزانه

دستورات روزانه می توانند عاملی استرس زا به خصوص برای معامله‌گران غیر حرفه ای باشند. اگر یک معامله‌گر قیمت سهم را در طی روز رصد نکند، ممکن است یک دستور محدود کننده (Limit Order) بدون اطلاع او اعمال گردد. اگر معامله‌گر قصد اجرای دستور روزانه فروش را داشته باشد و قیمت سهم یک افت قیمتی پیش بینی نشده را انجام بدهد؛‌ معامله‌گری که از این رخداد اطلاعی ندارد دچار ضرری بیش از حد انتظار می گردد. در این حالت، ممکن بود که معامله‌گر ترجیح به نگهداری (و نه فروش سهام خود) داشته باشد (البته با توجه به علت این افت قیمتی). به عنوان یک قانون کلی، خوب است زمانی که به صورت فعال دستور های خرید و فروش را قرار می دهید، به حرکات قیمتی بازار توجه کافی را داشته باشید.

الگوی مثلث نزولی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی مثلث نزولی، یک الگوی نزولی در نمودار قیمت می‌باشد که در تحلیل تکنیکال مورد استفاده تحلیل‌گران بازار قرار می‌گیرد. این الگو با رسم یک خط روند که یک سری از قله‌های پایین رونده (Lower Highs) را به هم متصل می‌کند و یک خط افقی که یک سری از دره‌ها (lows) را به یکدیگر متصل می‌کند تشکیل می‌شود. بیشتر اوقات معامله‌گران حرکت قیمتی به‌سمت کف این الگو را  رصد می‌کنند زیرا نشان‌دهندهٔ شروع روند نزولی و تغییر روند می‌باشد. البته در صورتی که قیمت کف الگوی مثلث نزولی را بشکند و بتواند در زیر سطح آن پایدار بماند. در این صورت است که شکست قیمتی قریب‌الوقوع می‌باشد. زمانی که یک شکست قیمتی رخ می‌دهد، معامله‌گران وارد معاملات فروش (Short positions) شده و باعث افت شدیدتر قیمت می‌شوند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد الگوی مثلث ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «الگوی مثلث در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

نکات مهم:

  • یک الگوی مثلث نزولی به معامله‌گران سیگنال ورود به معاملات فروش را می‌دهد. ورود معامله‌گران به معاملات فروش بر شتاب افت قیمت تأثیر مستقیمی می‌گذارد.
  • یک الگوی مثلث نزولی از طریق رسم خط‌های روندی که سقف‌های پایین‌تر و کف‌ها را به هم متصل می‌کنند قابل تشخیص می‌باشد.
  • الگوی مثلث نزولی دقیقأ عکس الگوی مثلث صعودی (Ascending Triangle Pattern) می‌باشد. الگوی مثلث صعودی نیز یک الگوی تکنیکال مبنی بر خطوط روند (Trend Lines) محسوب می‌گردد که توسط تحلیل‌گران تکنیکال برای تحلیل بازار استفاده می‌شود.

الگوی مثلث صعودی در تحلیل تکنیکال چیست؟

یک الگوی مثلث نزولی چه چیز هایی را به شما می‌گوید؟

الگو های مثلث نزولی از محبوب‌ترین الگوهای نموداری در بین معامله‌گران می‌باشند زیرا به روشنی افت تقاضا را برای یک دارایی، مشتقات و یا کالا را نمایش می‌دهند. وقتی که قیمت سطح حمایتی موجود در کف این الگو را می‌شکند، نشانگری آشکار از آغاز روند نزولی و یا حتی شدت گرفتن آن می‌باشد. الگوی مثلث نزولی به معامله‌گران تکنیکال فرصت رسیدن به سودی قابل توجه در مدت زمان کوتاهی را می‌دهند. الگوی مثلث نزولی می‌تواند به‌عنوان یک الگوی بازگشتی در پی یک روند صعودی تشکیل شود؛ اما در اغلب مواقع به‌عنوان الگوهای ادامه‌دهندهٔ روند نزولی تشکیل می‌گردد.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

چگونه با استفاده از الگوی مثلث نزولی معامله کنیم؟

بیشتر معامله‌گران به دنبال ورود به یک معاملهٔ فروش پس از رخ دادن شکست خط حمایت الگوی مثلث نزولی (مرجع) با حجم معاملاتی بالا (High volume Breakdown) می‌باشند. به‌طور کلی، هدف قیمتی این الگوی نموداری برابر با قیمت ورودی منهای فاصلهٔ عمودی بین دو خط روند در زمان رخ دادن شکست می‌باشد. خط روند بالایی که نقش ناحیه مقاومتی را ایفا می‌کند همچنین می‌تواند به‌عنوان منطقه‌ای برای قرار دادن استاپ حفاظتی (Stop-loss) مورد استفاده قرار گیرد.

حجم معاملات در تحلیل تکنیکال چیست؟

مثالی از یک الگوی مثلث نزولی

نمودار زیر نشان‌دهندهٔ یک الگوی مثلث نزولی در نمودار سهام شرکت PriceSmart Inc. می‌باشد.

مثال_الگوی_مثلث_نزولی
نمودار سهام شرکت PriceSmart Inc.. منبع: Investopedia

در این مثال، سهام شرکت PriceSmart Inc یک سری از دره‌های پایین‌رونده (Lower highs) و یک سری از کف‌های هم‌سطح را تجربه کرده است. که این دو با هم یک الگوی مثلث نزولی را تشکیل داده‌اند. معامله‌گران پیش از ورود به معاملات فروش این سهم، منتظر ایجاد شکست در کف این الگو (خط حمایت) با حجم معاملاتی بالا می‌مانند. اگر شکست قیمتی رخ دهد، هدف قیمتی از تفاضل بین خط روند بالایی و پایینی تعیین خواهد شد (8.00 دلار). می‌توان از یک دستور استاپ حفاظتی (Stop – loss order) در سطح قیمتی 80 دلار برای جلوگیری از زیان در صورت ایجاد خطا در تکمیل شکست قیمتی استفاده شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد  شکست قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

تفاوت بین الگوی مثلث نزولی و الگوی مثلث صعودی

الگوی مثلث نزولی و الگوی مثلث صعودی هر دو از ردهٔ الگو های ادامه‌دهنده (continuation patterns) می‌باشند. الگوی مثلث نزولی دارای یک خط افقی به‌عنوان خط روند پایینی و یک خط با شیب منفی به‌عنوان خط روند بالایی می‌باشد؛ در حالی که در الگوی مثلث صعودی (Ascending Triangle Pattern)، شاهد یک خط روند افقی به‌عنوان خط روند بالایی و یک خط روند با شیب مثبت (رو به بالا) به‌عنوان خط روند پایینی هستیم. این خط روند کف‌های بالاتر (Higher lows) را به هم متصل می‌کنند. به‌علاوه، مثلث‌ها فرصت‌هایی برای ورود به معاملات فروش یا خرید را در اختیار ما قرار می‌دهند و هدف قیمتی نیز برای خود تعریف می‌کنند. الگوی مثلث صعودی می‌تواند به‌شکل یک الگوی بازگشتی در انتهای یک روند نزولی ظاهر شود اما معمولاً در ادامهٔ روند صعودی ظاهر شده و بیانگر پتانسیل ادامهٔ روند می‌باشد.

محدودیت‌های استفاده از الگوی مثلث نزولی

یکی از محدودیت‌های الگوهای مثلثی، احتمال رخ دادن شکست کاذب (False Breakdown) در آن‌ها می‌باشد. حتی مواقعی نیز پیش می‌آید که طبق آنها باید نسبت به رسم و تنظیم دوبارهٔ خطوط روند اقدام شود زیرا حرکات قیمتی از کارایی خطوط روند پیشین کاسته است. به یاد داشته باشید که هیچ الگوی نموداری‌ای عالی و بی‌نقص نیست! اگر یک شکست رخ ندهد (و شکست ما کاذب باشد) آنگاه قیمت برای شکستن مجدد خط روند بالایی (سطوح مقاومت) خود اقدام خواهد نمود و این خط را دوباره تست خواهد کرد؛ پیش از آن که دوباره به سمت پایین حرکت کند و خط روند پایینی (سطوح حمایتی) را برای شکست آزمایش کند. هر چه تعداد نقاط تماس قیمت با خطوط حمایت و مقاومت بیشتر شود، الگوی ما از اعتبار بیشتری برخوردار خواهد بود.

پتانسیل های رمزارز نئو چیست؟

با توجه به ممنوعیت‌های اعمال شده از طرف چین در حوزه رمزارزها، رمزارز نئو (NEO) پتانسیل این را دارد که در کشورهایی با مقررات دست‌وپاگیر در اکوسیستم رمزارزها، به‌خوبی بدرخشد. از بدو شروع به‌کار، تکنولوژی آنچِین نئو طوری طراحی شده بود که با قوانین و مقررات مشکلی نداشته باشد. روش متمرکز نئو هم با بیشتر رمزارزها کاملاً متفاوت است.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد رمز ارز ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «رمز ارز چیست؟» را مطالعه نمایید.

نئو (NEO) چیست؟

پتانسیل های رمزارز نئو چیست؟

NEO ابتدا با نام AntShares توسط دا هونگ‌فی و اِریک ژان در سال 2014 در چین تأسیس شد و در ژوئن 2017 به نام “NEO” تغییر نام داد. نئو یک پلتفورم است که براساس تکنولوژی بلاک چین کار می‌کند که رمزارز نئو (NEO) را پشتیبانی می‌کند و قابلیت توسعهٔ دارایی‌هایی دیجیتال و قراردادهای هوشمند را دارا می‌باشد.

هدف شبکه نئو این است که مدیریت دارایی‌های دیجیتال را با استفاده از قراردادهای هوشمند به‌صورت خودکار انجام دهد که در نهایت به یک شبکه توزیع شده براساس سیستم اقتصاد هوشمند منجر خواهد شد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بلاک چین می‌توانید از مطلب آموزشی «بلاک چین چیست؟» دیدن نمایید.

معادل دیجیتال پلتفورم نئو (NEO)

نئو (NEO) سیستم اقتصاد هوشمند خود را به‌صورت زیر تعریف کرد:

سیستم اقتصاد هوشمند = قرارداد هوشمند + هویت دیجیتال + داراریی دیجیتال

دارایی‌ها، به‌راحتی در شبکه بلاک چین نئو که شبکه‌ای متن باز، غیرمتمرکز، قابل اعتماد، قابل رهگیری و بدون هزینه‌های واسطه‌گری، قابلیت دیجیتال شدن را دارند.

پتانسیل های رمزارز نئو چیست؟

کاربرها در این شبکه می‌توانند دارایی‌های مختلف را ذخیره کنند و خرید و فروش کنند. پلتفورم نئو این قابلیت را ایجاد می‌‌کند که برای هر دارایی فیزیکی یک معادل دیجیتال یکتا ایجاد شود. نئو همچنین قابلیت حفاظت از دارایی‌ها را دارد. دارایی‌های ثبت شده در پلتفورم نئو یک هویت دیجیتال تأیید شده می‌باشد و از طریق قانون حفاظت شده است.

هویت دیجیتال قابلیت تأیید اطلاعات کلیدی و مهم افراد، مؤسسات و سایر نهادهای موجود در فضای دیجیتال را فراهم می‌سازد.

قراردادهای هوشمند، قابلیت اجرای تراکنش‌ها و توافق میان طرف‌های متفاوت را بدون کنترل و نظارت هیچ سیستم قانونی یا یک مکانیزم مرکزی فراهم می‌کند. اجرای این قرارداد براساس کد برنامه‌نویسی شبکه می‌باشد و این کدنویسی قابلیت تراکنش‌های قابل ردیابی، شفاف و غیرقابل بازگشت را فراهم می‌کند.

قرارداد هوشمند چیست؟

شبکه نئو از دو کوین NEO و GAS حمایت می‌کند. شبکه نئو همچنین از تمام زبان‌های برنامه‌نویسی رایج مانند C#, Java, Go, Python و Kotlin پشتیبانی می‌کند که کار را برای جامعهٔ توسعه‌دهندگان نرم‌افزارها تسهیل خواهد کرد.

 آیا شبکه نئو با قانون‌گذاری از طرف دولت‌ها و سایر نهادها مشکلی ندارد؟

وقتی بحث تنظیم مقررات برای رمزارزها می‌شود، شبکه نئو با سایر شبکه‌ها تفاوت ویژه‌ای دارد. در حالی که دارایی‌های دیجیتال و قراردادهای هوشمند در سایر پلتفورم‌هایی که براساس تکنولوژی بلاک چین کار می‌کنند، مانند اتریوم نیز معروف هستند، قابلیت “هویت دیجیتال”، شبکه نئو را از سایر شبکه‌ها متمایز می‌سازد.

هر فرد، کسب‌وکار یا هر نهادی که روی پلتفورم نئو فعالیت می‌کند، هویت دیجیتال یکتایی دارد که قابل تأیید می‌باشد. این افراد، کسب‌وکارها و نهادها تنها وقتی می‌توانند در شبکه نئو با دیگران تراکنش داشته باشند که هویت دیجیتال ثبت‌شده داشته باشند که این ویژگی، شبکه نئو را با مقررات، همسو می‌سازد.

حتی ممکن است نودهای مختلف در شبکه نئو برای تأیید تراکنش‌ها و سایر فعالیت‌های حساب‌داری و بایگانی، نیاز به هویت دیجیتال داشته باشند.

ورود به Onchain

دا هونگ‌فی و اِریک ژان که مؤسسان نئو می‌باشند، هنگام کار بر روی شبکه نئو از ایده‌های نوظهوری که در آن زمان مطرح بود استفاده کردند. شرکت تکنولوژی Onchain که در سال 2014 ظهور کرد، یک کمپانی در حوزهٔ تکنولوژی بود که با نهادهای مختلف مالی و قانونی همکاری داشت تا برای کسب‌وکارهای مختلف راه‌حل‌های بلاک چین ‌محور ارائه دهد.

در حالی که شبکهٔ نئو مانند شبکه بیت کوین و اتریوم کار می‌کند، Onchain بر روی خلق بلاک چین‌های خصوصی و ائتلافی (بنگاهی) متمرکز بود که نیازهای خاصی را در کسب‌وکارهای مختلف پاسخگو باشد.

محصول اصلی شرکت Onchain ساختار شبکه‌های توزیع‌شده (DNA) بود که با استفاده از دارایی‌های دیجیتال، در کسب و کارهای مختلف، به خلق بلاک چین‌های خصوصی و عمومی کمک می‌کرد. گمان می‌رود DNA، پلتفورم بلاک چینی باشد که قابلیت سفارشی شدن برای حل همهٔ مشکلات بخش‌های خصوصی و عمومی را دارد.

تفاوت NEO و Onchain

NEO و Onchain شرکت‌های مستقلی هستند و هیچ‌کدام مالک دیگری نیستند. NEO روی بخش کسب‌وکار و مشتری (B2C) متمرکز شده است، در حالی که Onchain روی خدمات بین کسب‌وکارهای مختلف تمرکز کرده است.

هر دو این شبکه‌ها به‌صورت مجزا تأمین مالی شده‌اند. شبکه NEO توسط یک انجمن عمومی تأمین مالی شده ولی حامی شبکه Onchain بزرگترین شرکت خصوصی چین، Fosun می‌باشد.

وقتی از دا هونگ‌فی دربارهٔ اینکه چرا شرکت بزرگی مثل Fosun را به‌عنوان شریک سرمایه‌گذاری انتخاب کردی، پاسخ داد: “سه بخش اصلی فعالیت ین شرکت عبارتست از فایننس، علوم پزشکی و بازی و سرگرمی که هر سه هماهنگی خوبی با تکنولوژی بلاک چین دارند. دلیل اصلی که ما شرکت Fosun را به‌عنوان شریک سرمایه‌گذاری انتخاب کردیم این است که این شرکت امکانات مورد نیاز ما را فراهم می‌کند، یک پلتفورم برای تکنولوژی Onchain برای نمایش تکنولوژی بلاک چین.”

افق دید شرکت‌های NEO و Onchain

هدف اصلی که مؤسسان NEO و Onchain در سر می‌پروراندند، ایجاد قابلیتی برای بهره‌مندی و همکاری بین شبکه‌های بلاک چین مختلف در آینده بود. به این صورت که مکانیزمی توسعه یابد که اطلاعات را بین شبکه‌های بلاک چین مختلف به اشتراک بگذارد، و شبکه‌های بلاک چین عمومی مانند NEO (مرجع) یا شبکه‌های خصوصی که در کسب‌وکارهای مختلف استفاده می‌شود را بهم متصل کند.

پتانسیل های رمزارز نئو چیست؟

با افزایش تعداد سیستم‌های بلاک چین محور در هر دو بخش عمومی و خصوصی، در نهایت نیاز خواهد بود که این شبکه‌های بلاک چین با هم همکاری داشته باشند. تیم‌هایی که در NEO و Onchain کار می‌کنند امیدوارند این گپ را با تلاش خود پُر کنند.

به هر حال، برای ایجاد همکاری بین شبکه‌های بلاک چین مختلف، بحث اعتماد و هویت بسیار مهم است. این گپ با ویژگی ذاتی “هویت دیجیتال” که یک بخش پلتفورم بلاکچین NEO است، پُر خواهد شد.

اساساً NEO و Onchain ممکن است پُل ارتباطی مورد نیاز برای ایجاد ارتباط بین شبکه‌های بلاک چین کاملاً غیرمتمرکز، بدون مقررات و ناشناس مانند بیت کوین و شبکه‌های معمولی شناسایی مشتری (KYC) که امروزه در بانک‌ها و شرکت‌های کارت‌ اعتباری استفاده می‌شود ار فراهم آورده‌اند.

با در پیش گرفتن روشی جامع که به نیاز همه بخش‌ها – کاربران، کسانی که در شبکه فعالیت می‌کنند مثل ماینرها، افرادی که تراکنش‌ها را انجام می‌دهند، کسب‌وکارهای خصوصی و شاید قانون‌گذاران و ناظران – پاسخ می‌دهد، NEO و Onchain ممکن است در دعوای بین طرفداران اقتصاد بستهٔ مقررات محور و حامیان سیستم‌های باز مانند اکوسیستم رمزارزها، بهترین گزینه باشند.

آیا NEO و Onchain در چین قابل استفاده می‌باشند؟

پلتفورم NEO اساساً شبیه ساختار DNA شبکه Onchain کار می‌کند. NEO بلاک چین عمومی و غیرمتمرکز فراهم می‌کند، در حالی که ساختار DNA شبکه Onchain نیاز به شبکه‌های بلاک چین خصوصی را مرتفع می‌سازد. اتصال این دو سیستم شاید مزایای هر دو پلتفورم را در خود جای دهد.

شرکت Onchain تا بحال برای ساختار DNA خود، موافقت دولت شهر گوئیانگ، مرکز استان گوئیژو در جنوب غربی چین را کسب کرده است. هر دو پلتفورم نسخه 2.0 قرارداد هوشمند و تکنولوژی‌های بلاک چین دیگر چینی را در اوایل 2017 عرضه کردند.

در اواسط 2017، شرکت Onchain جزو اولین شرکت‌هایی بود که با موفقیت تست بلاک چین چین را پاس کرد که با سرمایه‌گذاری گروه فوسان در این شرکت همراه بود. با وجود فشار چین بر اکوسیستم رمزارزها و ممنوع اعلام کردن آنها، قبول تکنولوژی بلاک چین از طرف چینی‌ها می‌تواند نوید بخش شروع عصر جدیدی در این حوزه باشد.

در اواسط 2017، دولت چین در گزارشی، اعلام کرد که در حال آزمایش برای ایجاد یک رمزارز ملی می‌باشد.

علی‌رغم موضع سختگیرانه دولت چین در حوزهٔ رمزارزها و عرضه اولیه کوین‌ها (ICOs)، شایعاتی مطرح است که شاید دولت چین به‌دنبال راه‌حلی جایگزین می‌باشد و به‌همین خاطر با شرکت‌هایی که تمایل به‌همکاری و کار کردن با قوانین دولت را دارند چراغ سبز نشان می‌دهد. NEO و Onchain ممکن است رقبای بزرگی در این زمینه باشند.

اگر تکنولوژی Onchain از طرف دولت چین پذیرفته شود و سایر کسب‌وکارها نیز به آن اعتماد کنند، این تکنولوژی یک راه‌حل همه جانبه خواهد بود و بنابراین استفاده از NEO بسیار گسترش خواهد یافت.

جمع‌بندی

مفهوم NEO-Onchain بنیه تکنیکی مستحکمی دارند و روش متمرکز آنها، این دو را نه تنها برای دولتمردان چین بلکه برای سایر کشورها که با ذات غیرمتمرکز و ناشناس بودن بازار ارزهای مجازی مشکل دارند، گزینه‌های جذابی کرده است.

صرافی چیست؟

صرافی کسب‌وکاری است که اجازهٔ قانونی تبدیل یک ارز به ارزهای دیگر برای مشتریانش را دارا می‌باشد.

صرافی‌ها پول‌های فیریکی (اسکناس‌ها و سکه‌ها) را تبدیل می‌کنند و این کار را معمولاً با یک دستگاه پول شمار انجام می دهند. صرافی تراکنش ها را در انواع شکل ها و مکان ها انجام می دهند. صرافی‌ها می‌توانند تک‌نفره باشند، دفتری کوچک با چند کارمند و یا زنجیره‌ای از اتاقک‌های سرویس‌های کوچک باشند که در فرودگاه‌ها نصب شده‌اند.

بانک‌های بزرگ بین‌المللی خود خدمات تبدیلات ارزی را در دستگاه‌های خودپرداز خود انجام می‌دهند. در مقیاس‌های بزرگ‌تر، از این تبدیل قیمتی تحت عنوان «بازگرداندن (به کشور مبدأ) – Repatriation » یاد می‌شود.

همچنین صرافی‌ها را می‌توان در کسب‌وکارهایی که این خدمات را به‌صورت آنلاین ارائه می‌دهند یافت. این خدمات ممکن است توسط یک بانک، یک کارگزاری فارکس (FOREX) و یا انواع دیگری از مؤسسات مالی ارائه شوند. صرافی‌ها از طریق اضافه کردن مبلغی تحت عنوان کارمزد و یا دریافت هزینه از مشتریان سود خود را کسب می‌نمایند.

از صرافی‌ها همچنین تحت عناوین Foreign Exchange Market و Bureau De Change نام برده می‌شود.

نکات مهم:

  • صرافی‌ها انواع مختلفی دارند و از یک مغازهٔ کوچک گرفته تا بانک‌های بزرگ را شامل می‌شوند. صرافی‌ها پول را از یک واحد ارزی به دیگری تبدیل می‌نمایند.
  • در برخی مواقع، عملیات تبدیل ارزها به یکدیگر به‌صورت آنلاین ساده‌تر و سریع‌تر انجام می‌گیرد.
  • نرخ کارمزد صرافی‌ها می‌تواند متفاوت از یک دیگر باشد. تا جایی که گاهی کارمزد خدمات یک کارت اعتباری از کارمزد عملیات صرافی کمتر می‌باشد.

صرافی‌ها چگونه کار می‌کنند؟

هر دو نوع آنلاین و فیزیکی صرافی‌ها به شما اجازه تبدیل ارز یک کشور به ارز کشوری دیگر را با انجام تراکنش‌های خرید و فروش (Buy and Sell Transactions) می‌دهند. برای مثال، شما دلار آمریکا (US Dollar) دارید و می‌خواهید آن‌ها را به دلار استرالیا (Australian Dollar) تبدیل کنید.

شما دلارهای آمریکایی خود را همراه‌تان (یا در کارت بانکی‌تان) به صرافی آورده و با استفاده از آن‌ها دلار استرالیا خریداری می‌نمایید. مقدار دلار استرالیایی‌ای که می‌توانید با استفاده از دلار آمریکایی خود خریداری نمایید بسته به نرخ لحظه‌ای (Spot Rate) متفاوت خواهد بود. این نرخ به‌صورت روزانه توسط شبکه‌ای از بانک‌ها که ارزها را معامله می‌کنند تعیین می‌شوند.

صرافی چیست؟
شما دلارهای آمریکایی خود را همراه‌تان (یا در کارت بانکی‌تان) به صرافی آورده و با استفاده از آن‌ها دلار استرالیا خریداری می‌نمایید. مقدار دلار استرالیایی‌ای که می‌توانید با استفاده از دلار آمریکایی خود خریداری نمایید بسته به نرخ لحظه‌ای (Spot Rate) متفاوت خواهد بود. این نرخ به‌صورت روزانه توسط شبکه‌ای از بانک‌ها که ارزها را معامله می‌کنند تعیین می‌شوند.

علاوه بر نرخ گفته شده، صرافی (مرجع) نیز خود مقداری به این مبلغ می‌افزاید تا از تراکنش شما سود کسب نماید. برای مثال، در نظر بگیرید که نرخ لحظه‌ای مبادلهٔ دلار آمریکا (United states of America Dollar – USD) به دلار استرالیا (Australian Dollar – AUD) عدد 1.2500 تعیین شده است. یعنی شما به ازای هر یک دلار آمریکایی که خرج می‌کنید، می‌توانید 1.25 دلار استرالیا را به‌دست آورید. اما ممکن است صرافی این نرخ را از 1.25 به 1.20 تغییر دهد، حال شما به‌ازای هر دلار آمریکا 1.20 دلار استرالیا به‌دست خواهید آورد. با این تغییر نرخ فرضی، صرافی به‌ازای هر دلار مبلغی برابر با 5 سنت (0.05 دلار) سود کسب نموده است.

با توجه به اینکه صرافی‌ها دقیقاً به نرخ لحظه‌ای توجهی نمی‌کنند و هزینهٔ کارمزدشان با توجه به سودی که می‌خواهند کسب کنند متفاوت است، مشتریان ترجیح می‌دهند تا هزینهٔ کارمزد استفاده از یک دستگاه ATM و یا کارمزدهای کارت‌های اعتباری (Credit Cards) را در مقصد بپردازند و در مبدأ به سراغ صرافی‌ها نروند.

به مسافران توصیه می‌شود که مقدار پول مورد نیازشان طی سفر را تخمین زده و سپس هزینهٔ مقدار پولی که باید با استفاده از این روش‌ها تبدیل کنند را می‌شود با یکدیگر مقایسه کنند.

نرخ تبدیل در صرافی ها چیست؟

فرودگاه‌ها نیز جایی برای مشاهده صرافی‌ها می‌باشند. در فرودگاه‌ها می‌توانید مسافرانی را ببینید که پول‌هایشان را به واحد پولی مقصدشان تبدیل می‌کنند و یا باقی‌ماندهٔ پول‌شان را به واحد پولی کشور خود، پیش از بازگشت به آنجا تبدیل می‌نمایند.

با توجه به اینکه پس از فرودگاه‌ها دیگر هیچ صرافی‌ای تا رسیدن به مقصد وجود ندارد، نرخ‌های کارمزد در آنجا با دیگر مکان‌ها متفاوت بوده و گران‌تر از صرافی‌های شهر و یا بانک‌های دارای خدمات صرافی می‌باشد.

سفر کردن بدون پول (Cashless) نیز اخیراً جاافتاده است زیرا برخی از بانک‌ها کارت‌هایی را ارائه می‌دهند که می‌توان از چند ارز مختلف در آنها با هزینهٔ کارمزد پایین و یا صفر استفاده نمود. به‌علاوه، شعبه‌های ATM بانک‌های بین‌المللی نیز در این زمینه کمک‌کننده خواهند بود. برای مثال، ATMهای گروه بانکداری HSBC در نیویورک، لندن و بیشتر شهر های بزرگ آسیایی در خدمت مشتریان خود می‌باشند.

نکته: وقتی به خارح از کشور خود سفر می‌کنید، به هزینه‌های خاص کشور مقصد توجه نمایید. برای مثال، مسافران آمریکایی‌ای که به کوبا سفر می‌کنند بهتر است دلارهای آمریکایی خود را به یوروی اتحادیه اروپا (Euro – EUR) و یا دلار کانادا (Canadian Dollar – CAD) تبدیل نمایند. زیرا استفاده از دلار آمریکا در کوبا برای خرید پِزوی تبدیل‌پذیر کوبایی (Cuban Convertible Peso – CUC) (واحد پول کشور کوبا) ۱۰ سنت به‌ازای هر دلار کارمزد دارد.

حتما به نکات ارائه شده در متن برای تبدیل پول‌هایتان در مقصد توجه فرمایید و در آخر هر گونه سوال و نظری در مورد تبدیل پول‌هایتان در صرافی‌ها دارید در قسمت نظرات بیان کنید.

تقاضا در بازارهای مالی به چه معناست؟

تقاضا (Demand) یک اصل اقتصادی است و نشان‌دهندهٔ تمایل مشتری به خرید کالا و خدمات و پرداخت پول در ازای استفاده از آن کالاها و خدمات می‌باشد. با ثابت در نظر گرفتن بقیهٔ فاکتورهای موجود، افزایش قیمت کالا و خدمات باعث کاهش میزان تقاضای آن کالا و خدمات می‌شود و بالعکس. یعنی کاهش در قیمت کالا و خدمات موجب افزایش تقاضا برای آن‌ها خواهد شد. تقاضای بازار (Market Demand) برابر با مجموعه تقاضاهای تمامی مشتریان آن بازار برای یک نوع کالا یا خدمات در طی بازهٔ زمانی مشخص می‌باشد. تقاضای کل (Aggregate Demand) برابر با میزان کل تقاضا برای تمامی کالاها و خدمات در یک اقتصاد می‌باشد. معمولاً به استراتژی‌های زیادی برای کنترل میزان تقاضا در بازار نیاز است.

نکات مهم:

  • تقاضا نشان‌دهندهٔ تمایل مشتریان به پرداخت پول در ازای کالاها و خدمات می‌باشد.
  • تقاضا (Demand) هم می‌تواند به معنای تقاضای بازار (Market Demand) برای کالایی خاص باشد و هم می‌تواند به‌معنای تقاضای کل (Aggregate Demand) به معنای تقاضایی برای کل کالاها و خدمات جامعه باشد.
  • تقاضا به همراه عرضه (Supply) قیمت واقعی کالاها و حجم کالاهای مهم در بازار را تعیین می‌نمایند.

اطلاعات بنیادی در بازار های مالی چیست؟

درک کامل مفهوم عبارت تقاضا (Demand)

کسب‌وکارها معمولاً میزان قابل توجهی پول را برای یافتن میزان تقاضای جامعه برای کالاها و خدماتشان هزینه می‌کنند. آن‌ها چه مقدار از کالاها / خدمات‌شان را می‌توانند با هر قیمتی بفروشند؟ برآورد اشتباه به دو حالت می‌انجامد. 1. سود زیادی که به دلیل برآورد کم (Underestimate) از تقاضای بازار از دست شرکت رفته است و 2. زیانی که به شرکت به دلیل برآورد بیش از حد (Overestimate) از تقاضای بازار وارد شده است. تقاضا به مانند سوخت یک اقتصاد است، بدون تقاضا، کسب‌وکارها هیچ تولیدی نخواهند داشت.

چرخه اقتصادی به چه معناست؟

تقاضا به‌شدت به عرضه وابسته است. زمانی که مشتریان به‌دنبال پرداخت کمترین پول به‌ازای دریافت کالاها و خدمات هستند، عرضه‌کنندگان به دنبال حداکثرسازی سود خود (Maximizing the profit) می‌باشند. اگر عرضه‌کننده‌ای قیمت کالاهایش را بسیار زیاد کند،‌ تقاضا برای آن کالا کم شده و عرضه‌کنندهٔ مذکور نمی‌تواند به‌اندازهٔ کافی از کالای تولیدی‌اش را بفروشد تا بتواند کسب سود کند. همچنین در حالت عکس اگر عرضه‌کننده‌ای قیمت بسیار پایینی برای فروش کالاهایش در نظر بگیرد، میزان تقاضا بالا می‌رود اما قیمت پایین‌تر کالای عرضه‌شده ممکن است هزینه‌های صرف‌شده برای تولید آن را پوشش ندهد و بدین ترتیب عرضه‌کننده هیچ سودی را تجربه نمی‌کند (و یا سود اندکی نصیبش می‌شود.). از برخی فاکتورهای مؤثر در میزان تقاضای بازار می‌توان به تمایل (بازار) نسبت به یک کالا یا خدمات،‌ در دسترس بودن کالاها و خدمات رقیب، امکان سرمایه‌گذاری در بازار و همچنین اطمینان از موجود بودن کالاها یا خدمات اشاره کرد.

منحنی‌های عرضه و تقاضا (Supply and Demand Curves)

تقاضا در بازارهای مالی به چه معناست؟

فاکتورهای عرضه و تقاضا برای هر کالا یا خدمات، ویژه و به‌خصوص می‌باشند. این فاکتورها معمولاً به‌صورت منحنی‌های نموداری جمع بسته شده و به نمایش گذاشته می‌شوند. در چنین نمودارهایی، محور عمودی بیانگر قیمت محصول و محور افقی بیانگر میزان کالای تقاضا شده و یا میزان کالای عر ضه‌شده می‌باشد. یک منحنی تقاضا شیبی رو به پایین (منفی) دارد، یعنی از سمت چپ نمودار به سمت راست، خط منحنی به سمت پایین حرکت می‌کند. به این معنی که با افزایش قیمت‌ها، مشتری‌ها مقدار کمتری از آن کالا یا خدمات را درخواست خواهند داد. در یک منحنی عرضه، شاهد شیب رو به بالا (صعودی) هستیم. بدین معنی که با افزایش قیمت‌ها، توزیع‌کنندگان مقدار بیشتری از کالا را فراهم خواهند کرد.

تعادل در بازار (Market Equilibrium)

تقاضا در بازارهای مالی به چه معناست؟

نقطه‌ای که دو منحنی عرضه و تقاضا با یکدیگر تلاقی دارند نشان‌دهندهٔ نقطهٔ تعادل (Equilibrium Point) در بازار می‌باشد. محور عمودی در این حالت بیانگر میزان عرضه / تقاضای تعادلی و محور افقی نیز بیانگر قیمت تعادلی (Equilibrium Price) در بازار می‌باشد. افزایش در تقاضا (مرجع) باعث انتقال منحنی تقاضا به سمت راست می‌شود. سپس دو نمودار عرضه و تقاضای جدید در نقطه‌ای بالاتر از نقطهٔ تعادلی پیشین با یکدیگر برخورد می‌نمایند. در حالت جدید مصرف‌کنندگان مجبورند تا قیمت بیشتری را برای خرید محصولات یا بهره‌گیری از خدمات بپردازند. قیمت تعادلی معمولاً در حالتی شناور برای بیشتر کالاها و خدمات ثابت می‌ماند زیرا فاکتورهای اثرگذار بر مقدار عرضه و تقاضا همواره در حال تغییر می‌باشند. بازارهای رقابتی و آزاد تمایل به هل دادن قیمت‌ها به سمت سطح تعادلی بازار دارند.

محرک های اقتصادی چه هستند؟

تقاضای بازار در برابر تقاضای کل

بازار هر یک از کالاها در یک اقتصاد با موقعیت‌های گوناگونی روبه‌رو می‌شوند که این موقعیت‌ها در نوع و درجه سختی از یک دیگر متفاوت می‌باشند. در اقتصاد کلان،‌ ما می‌توانیم به تقاضای کل (Aggregate Demand) در بازار نگاه کنیم. تقاضای کل به تعداد کل تقاضاهای تمامی مشتریان برای همهٔ کالاها و خدمات ارائه‌شده در یک اقتصاد و در تمامی بازار ها اشاره دارد. از آنجایی که تقاضای کل، کل کالاهای موجود در یک اقتصاد را دربرمی‌گیرد؛ دیگر نسبت به رقابت و یا تعویض کالاها در بازار و یا تغییرات ترجیح مصرف‌کنندگان بازار نسبت به کالاهای مختلف حساس نمی‌باشد و مانند تقاضا در بازار کالای منفرد عمل می‌کند.

سیاست‌های اقتصادی کلان و تقاضا

قانون‌گذاران مالی و پولی، مانند فدرال رزرو (Federal Reserve – بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا) بخش اعظمی از سیاست‌های اقتصادی کلان خود را در راه مدیریت تقاضای کل (Aggregate Demand) می‌کنند. اگر فدرال رزرو بخواهد که از میزان تقاضا بکاهد، قیمت‌ها را با محدود کردن رشد عرضهٔ پول در بازار و کاهش میزان اعتبارات (Credit) بازار به همراه افزایش در نرخ بهره (Interest rate) افزایش می‌دهد. در حالت عکس،‌ فدرال رزرو می‌تواند با پایین آوردن نرخ بهره و افزایش عرضهٔ پول در سیستم اقتصادی، منجر به افزایش میزان تقاضا در بازار شود. در این حالت، مردم و کسب‌وکارها پول بیشتری برای خرج کردن دارند و در نتیجه تقاضا در جامعه رشد می‌یابد. اما در حالات به‌خصوصی، حتی سیاست‌های فدرال رزرو (و یا هر نهاد تنظیم‌کنندهٔ پولی در هر کشوری) نیز نمی‌تواند بر میزان تقاضا تأثیرگذار باشد. زمانی که نرخ بیکاری (Unemployment Rate) در جامعه بالا باشد، ممکن است مردم با وجود دسترسی راحت‌تر به پول، کاهش نرخ بهره و در نظر گرفتن اعتبارات ارزان‌تر نیز نتوانند از عهده مخارج برآیند.