راهنمای نحوه مبادله قراردادهای اختیار معامله بایننس برای iOS و اندروید

بایننس مشتاق است تعداد زیادی از خدماتی که می‌توانید از آن‌ها برای ایجاد انقلاب در دنیای رمز ارزها استفاده کنید را به شما معرفی کند.

شما باید انتخاب کنید که در بازار مبادلات لحظه‌ای (spot exchange)، مارجین (margin) یا در بایننس دکس (Binance DEX) معامله کنید.

اگر به دنبال راه‌های غیرفعال برای افزایش دارایی‌هایتان هستید، می‌توانید دارایی‌هایتان را با استفاده از سرویس Binance Savings قرض داده، رمز ارز استیک (stake) کرده یا موارد بی‌شمار دیگری انجام دهید.

شما می‌توانید مشتقات را در بازار آتی بایننس (Binance futures) معامله کنید. اکنون شما می‌توانید به مبادلهٔ قراردادهای اختیار معامله (options) نیز بپردازید!

برای آشنایی بیشتر با معاملات آتی بایننس پیشنهاد می کنیم مقاله آموزشی «راهنمای جامع معامله قراردادهای آتی در معاملات آتی بایننس» را مطالعه نمایید.

این مقاله به شما نحوهٔ انجام معامله قراردادهای اختیار معامله با استفاده از اپ موبایل ما – که برای سیستم عامل‌های اندروید و iOS در دسترس است – را آموزش می‌دهد.

مقداری به قراردادهای اختیار معامله می‌پردازیم و نحوهٔ کار آن‌ها را بررسی می‌کنیم. اگر شما علاقه دارید تا بیشتر در خصوص این قراردادها بدانید، مقاله آموزشی «قراردادهای اختیار معامله چیست؟» را بخوانید.

قرارداد اختیار معامله چیست؟
بایننس مشتاق است تعداد زیادی از خدماتی که می‌توانید از آن‌ها برای ایجاد انقلاب در دنیای رمز ارزها استفاده کنید را به شما معرفی کند. شما باید انتخاب کنید که در بازار مبادلات لحظه‌ای (spot exchange)، مارجین (margin) یا در بایننس دکس (Binance DEX) معامله کنید. اگر به دنبال راه‌های غیرفعال برای افزایش دارایی‌هایتان هستید، می‌توانید دارایی‌هایتان را با استفاده از سرویس Binance Savings قرض داده، رمز ارز استیک (stake) کرده یا موارد بی‌شمار دیگری انجام دهید.

قرارداد اختیار معامله چیست؟

قراردادهای اختیار معامله نوعی از مشتقات هستند که به شما حق (و نه الزام) خرید یا فروشی دارایی با یک قیمت خاص را می‌دهد.

وقتی شما قراردادهای اختیار معامله خریداری می‌کنید، شما در مورد حرکت قیمت در یک جهت معامله انجام می‌دهید.

دو نوع از قراردادهای اختیار معامله وجود دارند، قرارداد اختیار معامله خرید (buy options) و قرارداد اختیار معاملهٔ فروش (put options).

در یک قرارداد اختیار معامله خرید، شما انتظار دارید که قیمت افزایش پیدا کند و در قرارداد اختیار معامله فروش، شما انتظار دارید تا قیمت‌ها افت کنند.

به بیانی دیگر، قرارداد اختیار معامله خرید این حق (و نه الزام) را به شما می‌دهند تا دارایی پایه را با قیمتی مشخص (و از پیش تعیین‌شده) خریداری نمایید.

یک قرارداد اختیار معاملهٔ فروش نیز به شما حق (و نه الزام) فروش دارایی پایه با قیمتی مشخص می‌دهد.

قرارداد اختیار معامله آمریکایی چیست؟

بایننس به شما اجازهٔ مبادلهٔ قراردادهای اختیار معامله آمریکایی (American options) را می‌دهد. این بدین معنی است که شما می‌توانید قراردادهای اختیار معامله را پیش از تاریخ انقضای‌شان (expiration date) به اجرا بگذارید.

صرافی بایننس

نوع دیگری از قراردادهای اختیار معامله محبوب، قرارداد اختیار معاملهٔ اروپایی (European options) است. این قراردادها باید در روز انقضا و یا در بازهٔ زمانی کوتاهی از تاریخ انقضا اجرایی شوند.

از قراردادهای اختیار معامله چه استفاده‌هایی می‌شود؟

ممکن است از قراردادهای اختیار معامله برای اهداف معامله‌گری نیز استفاده شود اما بیشتر استفاده از این قراردادها مربوط به پوشش ریسک (hedging) است. Hedging یک استراتژی مدیریت ریسک است.

زمانی که معامله‌گران یا سرمایه‌گذاران از استراتژی پوشش ریسک استفاده می‌کنند، آن‌ها سعی در محافظت از سرمایه‌گذاری‌هایشان در برابر حوادثی با اثر منفی داشته و تلاش می‌کنند تا زیان خود را حداقل کنند.

حال شما یک درک مختصر از قراردادهای اختیار معامله به‌دست آورده‌اید. هر چند باید بدانید استفاده از این قراردادها بسیار پیچیده است. پیش از ورود به این حوزه اطمینان حاصل کنید که به‌اندازهٔ کافی با مفاهیم آن آشنایی پیدا کرده‌اید.

چیزهایی که باید پیش از معامله در بازار قراردادهای اختیار معامله بایننس بدانید
قراردادهای اختیار معامله نوعی از مشتقات هستند که به شما حق (و نه الزام) خرید یا فروشی دارایی با یک قیمت خاص را می‌دهد. وقتی شما قراردادهای اختیار معامله خریداری می‌کنید، شما در مورد حرکت قیمت در یک جهت معامله انجام می‌دهید. دو نوع از قراردادهای اختیار معامله وجود دارند، قرارداد اختیار معامله خرید (buy options) و قرارداد اختیار معاملهٔ فروش (put options). در یک قرارداد اختیار معامله خرید، شما انتظار دارید که قیمت افزایش پیدا کند و در قرارداد اختیار معامله فروش، شما انتظار دارید تا قیمت‌ها افت کنند.

چیزهایی که باید پیش از معامله در بازار قراردادهای اختیار معامله بایننس بدانید

نکتهٔ مهمی که باید پیش از شروع به یاد داشته باشید این است که عملکرد مبادلاتی شما در قراردادهای اختیار معامله به‌حساب مبادلات آتی بایننس شما متصل است این بدین معنی است کاری که شما با قراردادهای اختیار معامله انجام می‌دهید ممکن است بر موقعیت‌های معاملاتی باز شما در بازار قراردادهای آتی اثرگذار باشد.

هنگام مبادله قراردادهای اختیار معامله دقت مضاعف به‌کار ببرید تا از هرگونه نتیجهٔ ناخواسته در خصوص پوزیشن‌های آتی خود پیشگیری کنید.

لطفاً به‌خاطر داشته باشید که هیچ دفتر سفارشاتی (order book) در بازار قراردادهای اختیار معامله بایننس وجود ندارد.

راهنمای معامله با مارجین در بایننس

اگر شما یک قرارداد اختیار معامله را خریداری کنید، این قرارداد تا زمانی که شما آن را اجرایی کنید (و تا پیش از تاریخ انقضا) معتبر خواهد ماند، البته در صورت عدم اجرا نیز این قرارداد تا تاریخ انقضای خود اعتبارش را حفظ خواهد کرد.

بیایید به بررسی یک سری از عوامل بنیادی که شما باید پیش از معاملات از آن‌ها اطلاع داشته باشید بپردازیم:

  • قیمت پرداختی (premium): این مبلغ پولی است که شما برای خرید یک قرارداد اختیار معامله پرداخت می‌کنید. این هزینه از حساب کیف پول آتی بایننس شما کسر خواهد شد.
  • تاریخ انقضا (expiry date): مدت‌زمانی که تا تاریخ انقضای قرارداد اختیار معامله باقی مانده است. شما می‌توانید بین گزینه‌هایی مانند 10 دقیقه، 30 دقیقه، 1 ساعت، 8 ساعت و قرارداد اختیار معامله 1 روزه انتخاب کنید. پس اگر شما یک قرارداد اختیار معامله 30 دقیقه‌ای خریداری نمایید، شما یک بازهٔ زمانی 30  دقیقه‌ای برای اجرایی کردن آن قرارداد فرصت دارید. اگر این قرارداد منقضی شود، شما تنها مبلغ قیمت پرداختی‌تان را از دست داده‌اید.
  • قیمت توافق شده (strike price): قیمتی است که شما در آن قرارداد اختیار معامله را خریداری کرده‌اید.
  • قیمت بسته شدن (closing price): قیمتی است که شما در آن قیمت، قرارداد را اجرایی کرده‌اید. این قیمت را با نام قیمت تسویه (settlement price) نیز می‌شناسند.

چگونه قراردادهای اختیار معامله را با استفاده از اپلیکیشن موبایل بایننس مبادله کنیم

1. اپ بایننس را دانلود کنید

اگر هنوز اپ بایننس را دانلود نکرده‌اید، می‌توانید آن را از این صفحه دانلود کنید. امکان مبادله قراردادهای اختیار معامله برای اندروید و iOS وجود دارد.

2. حساب آتی خود را فعال کنید

حساب کاربری قراردادهای اختیار معامله بایننس شما با حساب قراردادهای آتی مرتبط است. پس اگر هنوز حساب قراردادهای آتی ندارید، آن را فعال کنید. حال، شما آماده‌اید که قراردادهای اختیار معامله را مبادله کنید!

3. شروع به مبادله قراردادهای اختیار معامله کنید

به زبانه (tab) traders مراجعه کرده و در بالا بر روی گزینه Options کلیک کنید.

راهنمای نحوه مبادله قراردادهای اختیار معامله بایننس برای iOS و اندروید

از وجود وجه در حساب آتی خود اطمینان حاصل کنید. اگر وجهی ندارید، بر روی آیکون فلش در بالا سمت راست کلیک کرده تا مقادیری وجه از کیف پولتان در صرافی را به کیف پول آتی خود انتقال دهید.

شما می‌توانید قراردادهای اختیار معامله‌ای با تاریخ انقضای 10 دقیقه، 30 دقیقه، 1 ساعت، 8 ساعت و قرارداد اختیار معامله 1 روزه انتخاب نمایید.

انتخاب کنید که قصد خرید کدام یک را دارید. در این مثال ما می‌خواهیم قرارداد اختیار معامله خرید 1 ساعته خریداری نماییم، پس قاعدتاً ما انتظار داریم که قیمت طی یک ساعت آینده رشد کند.

در ادامه، سایز قرارداد را در بخش مقدار (quantity) مشخص نمایید.

راهنمای نحوه مبادله قراردادهای اختیار معامله بایننس برای iOS و اندروید

به یاد داشته باشید که شما دارایی پایه را مشخص می‌کنید که در این مثال بیت کوین (BTC) است. هر چند قیمت پرداختی (PREMIUM) باید با واحد تتر (USDT) پرداخت شود.

حالا که آماده شده‌اید، بر روی گزینه خرید (buy call) کلیک کنید.

راهنمای نحوه مبادله قراردادهای اختیار معامله بایننس برای iOS و اندروید

در ادامه یک پنجره می‌بینید که تأییدیه‌ای (confirmation) به شما نمایش می‌دهد. اگر همه‌چیز درست و مناسب بود، بر روی گزینه تأیید (confirm) کلیک کنید.

ایمن کردن حساب کاربری بایننس

خب، در اینجا چه اتفاقی می‌افتد؟ ما در حال خرید یک قرارداد اختیار معامله خرید 1 ساعته BTCUSDT به‌اندازه 0.1 BTC با قیمت 7069.75 هستیم. قیمت پرداختی 2.18 USDT از کیف پول حساب آتی شما کسر خواهد شد. اگر قیمت بیت کوین تا 7091.58 بالا برود ما به نقطه سربه‌سر (break even) می‌رسیم.

4. رصد و بستن موقعیت معاملاتی

شما می‌توانید موقعیت‌های باز خود را در «زبانه موقعیت‌ها – positions tab» مشاهده نمایید. در ادامه آنچه پیش‌تر گفتیم، شما می‌توانید مقدار زمان باقی‌مانده تا انقضای قرارداد اختیار معامله را مشاهده کرده و تخمینی از سود/زیان تحقق‌نیافته (unrealized PnL) خود داشته باشید.

راهنمای نحوه مبادله قراردادهای اختیار معامله بایننس برای iOS و اندروید

اگر علاقه به بستن موقعیت معاملاتی (اجرایی کردن قرارداد) دارید، بر روی گزینه «اجرا – settle» در سمت راست positions tab کلیک کنید.

راهنمای نحوه مبادله قراردادهای اختیار معامله بایننس برای iOS و اندروید

پس از کلیک بر روی گزینهٔ تأیید، قرارداد اختیار معامله شما اجرایی می‌شود.

شما می‌توانید مبادلات اخیر خود را در «زبانه تاریخچه – history tab» رصد نمایید.

راهنمای نحوه مبادله قراردادهای اختیار معامله بایننس برای iOS و اندروید

سخن پایانی

قراردادهای اختیار معامله مشتقاتی هستند که به معامله‌گران حق (و نه الزام) خرید یا فروش یک دارایی در آینده – بدون توجه به قیمت بازار – را می‌دهند.

اما برخلاف قراردادهای آتی (Futures contract)، معامله‌گران می‌توانند از اجرایی کردن این قرارداد خودداری نمایند.

با اینکه که از آن‌ها برای اهداف معامله‌گری استفاده می‌شود اما قراردادهای اختیار معامله بایننس می‌توانند در استراتژی‌های مدیریت ریسک مانند hedging (پوشش ریسک) کاربردی باشند.

ممکن است همچنان قراردادهای اختیار معامله برای معامله‌گران کم‌تجربه و تازه‌کار گیج‌کننده باشد، پس مهم است پیش از عهده‌گیری هرگونه ریسک مالی در مورد آن‌ها اطلاعات کافی و لازم را جمع‌آوری کرد.

معامله با مارجین چیست؟

معامله با مارجین یکی از روش‌های معامله با استفاده از وجوهی است که توسط یک طرف سوم تأمین می‌شود. در مقایسه با حساب‌های عادی معاملاتی، حساب‌های مارجین به معامله‌گران این اجازه را می‌دهد تا به مقادیر بیشتری از سرمایه دسترسی پیدا کرده و از عامل اهرمی در معاملاتشان استفاده کنند.

معامله با مارجین این امکان را به معامله‌گران می‌دهد که با کسب سود بیشتر نتایج معاملات خود را تقویت کنند. امکان وسعت‌بخشی به نتایج معاملاتی معامله با مارجین را به یک روش محبوب در بازارهایی با نوسان کم کرده است، به‌خصوص در بازار بین‌المللی فارکس.

هر چند از معامله با مارجین در بازار سهام (stocks)، کالا (commodity) و بازار مبادلات رمز ارزها (cryptocurrency markets) استفاده می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازارفارکس می‌توانید از مطلب آموزشی «بازار مبادلات ارزهای خارجی (فارکس) چیست؟» دیدن نمایید.

در بازارهای سنتی، مقادیر وجه قرض گرفته‌شده معمولاً توسط یک بروکر سرمایه‌گذار تأمین می‌شود. در مبادلات رمز ارزها اما این وجوه توسط دیگر معامله‌گران تأمین می‌شوند، که براساس میزان تقاضا برای وجوه مارجین در بازار بهره کسب می‌کنند.

برخی از صرافی‌های رمز ارز نیز وجوه مارجین برای کاربران خود فراهم می‌کنند هر چند این مورد کمتر معمول است.

معامله با مارجین چگونه کار می‌کند؟
معامله با مارجین یکی از روش‌های معامله با استفاده از وجوهی است که توسط یک طرف سوم تأمین می‌شود. در مقایسه با حساب‌های عادی معاملاتی، حساب‌های مارجین به معامله‌گران این اجازه را می‌دهد تا به مقادیر بیشتری از سرمایه دسترسی پیدا کرده و از عامل اهرمی در معاملاتشان استفاده کنند.

معامله با مارجین چگونه کار می‌کند؟

وقتی یک معامله مارجین شروع می‌شود، معامله‌گر موظف است درصدی از ارزش کل معامله را تسلیم کند. این سرمایه‌گذاری اولیه با نام مارجین شناخته می‌شود و ارتباط نزدیکی با مفهوم لوریج (عامل اهرمی – leverage) دارد.

به بیان دیگر، از حساب‌های معامله با مارجین برای ایجاد معاملات اهرمی استفاده می‌شود و این اهرم برابر با نسبت وجه قرضی به مارجین پرداخت شده است.

به عنوان مثال برای بار کردن یک معامله 100000 دلاری با لوریج 10:1 معامله‌گر با مبلغ 10000 دلار از حسابش را تسلیم نماید.

خرید با مارجین چیست؟

طبیعتاً پلتفرم‌های معاملاتی مختلف و بازارهای گوناگون قوانین و نرخ‌های لوریج متفاوتی را پیشنهاد می‌کنند. برای مثال نسبت 2:1 در بازار سهام نسبت معمولی است، در حالی که بیشتر قراردادهای آتی نسبت لوریج 5:1 دارند.

بروکرهای فارکس معاملات مارجینی با نسبت 50:1، 100:1 و 200:1 را پیشنهاد می‌دهند. لوریج 50:1 معمول‌ترین نوع لوریج است هرچند از دو نوع دیگر نیز در مواردی استفاده می‌شود.

در بازارهای رمز ارز از نسبت‌هایی بین 2:1 تا 100:1 استفاده می‌شود و معمولاً جامعه کاربران از اصطلاح x استفاده می‌کنند (مانند 2x، 5x، 10x، 50x و ….)

معامله با مارجین می‌تواند برای ورود به موقعیت‌های معاملاتی خریدوفروش مورد استفاده قرار بگیرد. موقعیت خرید بیانگر این فرض است که قیمت به سمت بالا حرکت می‌کند و موقعیت معاملاتی فروش نیز نمایانگر عکس مورد فوق است.

وقتی موقعیت معاملاتی مارجینی باز است، دارایی‌های معامله‌گر، نقش وثیقه برای وجوه قرضی بازی می‌کنند. این یک موضوع مهم است که معامله‌گران باید آن را درک کنند.، زیرا اکثر بروکرها حق فروش این دارایی‌ها در صورتی که بازار در خلاف جهت مدنظر حرکت کند را دارند (البته پس از گذر بازار به سطوح بالاتر – پایین‌تر نقطه آستانه).

قراردادهای آتی چیست؟

برای مثال اگر معامله‌گر وارد یک موقعیت معاملاتی خرید با لوریج شود، در صورت افت چشم‌گیر بازار امکان مارجین کال (margin call) شدن آن‌ها وجود خواهد داشت.

مارجین کال زمانی اتفاق می‌افتد که از معامله‌گر خواسته شود که مقادیر بیشتری وجه به‌حساب مارجینی خود واریز کرده تا موجودی حساب او به حداقل مارجین معاملاتی تعیین‌شده برسد.

اگر معامله‌گر نتواند این خواسته را محقق کند، دارایی‌های آن‌ها به‌صورت خودکار جهت جبران ضرر تسویه می‌شود. به‌طور معمول این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که ارزش دارایی‌های حساب مارجین (که با نام مارجین تسویه نیز شناخته می‌شود) به حد کمتر از مارجین کل مورد نیاز آن صرافی یا بروکر برسد.

مزایا و معایب
وقتی یک معامله مارجین شروع می‌شود، معامله‌گر موظف است درصدی از ارزش کل معامله را تسلیم کند. این سرمایه‌گذاری اولیه با نام مارجین شناخته می‌شود و ارتباط نزدیکی با مفهوم لوریج (عامل اهرمی – leverage) دارد. به بیان دیگر، از حساب‌های معامله با مارجین برای ایجاد معاملات اهرمی استفاده می‌شود و این اهرم برابر با نسبت وجه قرضی به مارجین پرداخت شده است.

مزایا و معایب

بزرگ‌ترین مزیت معامله با مارجین این است که شما می‌توانید با کنترل مقادیر بیشتر دارایی وارد موقعیت‌های معاملاتی بزرگ‌تری شده و سود بیشتری کسب کنید.

به‌غیر از این مورد، معامله با مارجین می‌تواند در تنوع‌بخشی به سرمایه‌گذاری‌ها کمک کند، از آنجایی که معامله‌گران می‌توانند به چندین موقعیت معاملاتی و با مقادیر اندک سرمایه‌گذاری وارد شوند.

در نهایت، داشتن یک حساب مارجین می‌تواند ورود به موقعیت‌های معاملاتی را برای معامله‌گران آسان‌تر کند زیرا دیگر نیازی به وارد کردن حجم زیاد پول به‌حساب وجود ندارد.

در کنار تمامی این مزایا، معامله با مارجین معایب آشکاری هم دارد که یکی از آن‌ها افزایش میزان زیان درست مانند افزایش میزان سود است.

برخلاف معاملات لحظه‌ای، در معامله با مارجین ریسک از دست رفتن کل سرمایه‌گذاری اولیه وجود دارد و به همین دلیل یک روش سرمایه‌گذاری با ریسک بالا به‌شمار می‌آید.

بسته به میزان ضریب اهرمی دخیل در یک معامله، حتی یک افت کوچک در قیمت می‌تواند منجر به ضرر معامله‌گران شود. به همین خاطر، مهم است که سرمایه‌گذارانی که تصمیم به استفاده از مارجین برای معاملات خود می‌گیرند از استراتژی‌های مناسب ریسک و ابزارهای حداقل‌رسانی ریسک به‌خوبی استفاده کنند، ابزارهایی مانند دستور حد ضرر (stop-loss order).

معامله با مارجین در بازارهای رمز ارز

معامله با مارجین به‌طور ذاتی ریسکی‌تر از معاملات عادی می‌باشد، اما در مورد رمز ارزها میزان این ریسک بیشتر هم می‌شود.

طبق میزان بالای نوسان که در این بازار به‌کرات دیده می‌شود، معامله‌گران مارجین رمز ارزها باید بسیار مراقب باشند. با وجود اینکه استراتژی پوشش ریسک (hedging) و دیگر استراتژی‌های مدیریت ریسک می‌توانند به ما در این خصوص کمک کنند اما لازم است دوباره تکرار کنیم که معامله‌گران تازه‌کار قطعاً نباید به سمت معامله با مارجین بروند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد پوشش ریسک می‌توانید از مطلب آموزشی «پوشش ریسک چیست؟» دیدن نمایید.

توانایی بررسی نمودار، تشخیص روند و تعیین نقاط ورود و خروج ریسک موجود در معامله با مارجین را از بین نمی‌برد، بلکه می‌تواند به شما در تخمین میزان ریسک مورد انتظار کمک کرده و منجر شود که مؤثرتر معامله کنید.

پس پیش از استفاده از لوریج در معاملات رمز ارزی، کاربران باید در ابتدا درکی عمیق از تحلیل تکنیکال به‌دست آورده و تجربهٔ زیادی در معاملات لحظه‌ای به‌دست آورده باشند.

تأمین وجه مارجین

برای آن دسته از سرمایه‌گذارانی که قادر به تحمل ریسک ناشی از معامله با مارجین را ندارند، یک راه دیگر برای کسب سود از معاملات اهرمی وجود دارد.

برخی از پلتفرم‌های معاملاتی و صرافی‌های رمز ارز ویژگی‌ای به نام «تأمین وجه مارجین – Margin funding» را به کاربران‌شان پیشنهاد می‌کنند. در اینجا کاربران می‌توانند از پول خود جهت تأمین وجه مورد نیاز معاملات مارجینی دیگر کاربران استفاده کنند.

به‌طور معمول این پروسه دارای شروط مشخصی بوده و میزان بهرهٔ متفاوتی تولید می‌کند. اگر معامله‌گر شرایط را قبول کرده و با این پیشنهاد موافقت کند، تأمین‌کنندهٔ وجوه مستحق دریافت وام پرداختی به‌علاوهٔ مقدار بهرهٔ توافقی می‌شود.

با وجود اینکه این مکانیسم از یک صرافی به دیگری متفاوت است، ریسک تأمین وجه مارجین نسبتاً پایین می‌باشد. با علم بر این واقعیت که موقعیت‌های معاملاتی اهرمی می‌توانند برای جلوگیری از زیان بیش از اندازه، به اجبار تسویه شوند. پس مهم است که ریسک موجود را در نظر گرفته و از نحوهٔ کار این ویژگی در صرافی مدنظر اطلاعات کسب کنیم.

سخن پایانی

قطعاً معامله با مارجین یک ابزار مفید برای کسانی است که به دنبال افزایش میزان سود معاملات موفقشان هستند. اگر این ابزار به شکلی مناسب مورداستفاده قرار بگیرد، میزان لوریج معاملاتی‌ای که توسط حساب‌های مارجین تأمین می‌شوند، می‌توانند به سوددهی و وسعت‌بخشی به پرتفوی کمک کند.

هر چند همان طور که اشاره شد این روشِ معامله‌گری می‌تواند بر میزان ضرر و زیان نیز بیفزاید. این روش دارای درجات بالاتری از ریسک است. بنابراین تنها معامله‌گران حرفه‌ای و خبره باید از این روش استفاده نمایند. حتی در حوزه رمز ارزها باید در استفاده از معاملات مارجینی احتیاط بیشتری لحاظ شود زیرا میزان نوسان‌ها در این بازار بالا است.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

HODL چیست؟

HODL عبارتی است که بین آن دسته از سرمایه‌گذارانی که از فروش رمز ارزهایشان – بدون توجه به افزایش یا کاهش قیمت آن‌ها – خودداری می‌کنند، مرسوم می‌باشد.

از این عبارت بیشتر در بازارهای نزولی (bear markets) و زمانی که مردم از فروش دارایی‌هایشان – سوای از اینکه قیمت آن‌ها افت کرده – خودداری می‌کنند استفاده می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد رمز ارز می‌توانید از مطلب آموزشی «رمز ارز چیست؟» دیدن نمایید.

HODL بعدها به‌عنوان یک مخفف برای «Hold On for Dear Life» یا «برای زندگی عزیزت نگهدار» تبدیل شد. این مخفف به نفروختن، حتی در زمان نوسان بالا و عملکرد ضعیف بازار اشاره می‌کند.

مبدأ پیدایش HODL
HODL عبارتی است که بین آن دسته از سرمایه‌گذارانی که از فروش رمز ارزهایشان – بدون توجه به افزایش یا کاهش قیمت آن‌ها – خودداری می‌کنند، مرسوم می‌باشد. از این عبارت بیشتر در بازارهای نزولی (bear markets) و زمانی که مردم از فروش دارایی‌هایشان – سوای از اینکه قیمت آن‌ها افت کرده – خودداری می‌کنند استفاده می‌شود.

مبدأ پیدایش HODL:

HODL در ابتدا یک املای کاربری به نام GameKyuubi در BitcoinTalk بود. در رشته مطالبی که او در BitcoinTalk با تیتر «I AM HODLING» درج شده بود.

HODL از آن زمان تبدیل به یک استراتژی شده است که توسط افرادی که مهارت کافی برای معامله‌گری کوتاه‌مدت – مانند اسکالپینگ، معامله‌گری روزانه یا معامله سوئینگ‌ها – را نداشته و به آن اقرار می‌کنند مورد استفاده قرار می‌گیرد.

عبارت HODL باعث ایجاد یک عبارت مشابه با نام BUIDL نیز شده است. معمولاً از این عبارت در جوامع رمز ارزی برای اشاره به انواع کاربری‌هایی که در صنعت بلاک چین در حال ساخته شدن هستند استفاده می‌شود.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

شاخص میانگین صنعتی داوجونز چیست؟

شاخص میانگین صنعتی داوجونز (Dow Jones Industrial Average – DJIA) که همچنین به‌عنوان (Dow 30) نیز شناخته می‌شود یک شاخص بازارهای مالی است که شامل حرکات قیمتی و قیمت‌های سهام 30 شرکت برتر و بزرگ در بازارهای سرمایه است.

این شرکت‌ها هم در بازار بورس نیویورک (New York Stock Exchange – NYSE) و هم در بازار نزدک (NASDAQ) فعالیت می‌کنند. نام داوجونز از نام چارلز داو (Charles Dow) کسی که این شاخص را در سال 1896 به همراه همکارش ادوارد جونز (Edward Jones) طراحی کرد، گرفته شده است.

وقتی که گزارشگران شبکه‌های تلویزیونی برای توصیف بازار از جملاتی مانند «بازار امروز خوب بوده است» و یا «بازار امروز روندی صعودی را طی کرده است» استفاده می‌کنند معمولاً منظورشان حرکات شاخص داوجونز است.

شاخص میانگین صنعتی داوجونز به‌عنوان دومین شاخص قدیمی بازار در ایالات متحده شناخته می‌شوند. شایان ذکر است که نام اول این شاخص در بازارهای آمریکا شاخص میانگین ترابری و حمل‌ونقل (Dow Jones Transportation Average) بوده است.

همچنین شاخص میانگین صنعتی داوجونز به‌گونه‌ای طراحی شده است تا به‌عنوان معیاری برای سنجش سلامت اقتصاد کلی ایالات متحده آمریکا در نظر گرفته شود.
نکات کلیدی

  • شاخص میانگین صنعتی داوجونز (DJIA) به‌عنوان یک معیار تحت بررسی در بازار شناخته شده و سهام شرکت‌های برتر و معتبر بازار را دربرمی‌گیرد. سهام این شرکت‌ها می‌توانند در بازار بورس نیویورک یا در بازار NASDAQ معامله شوند.
  • شاخص میانگین صنعتی داوجونز به‌عنوان یک شاخص وزن‌دار شناخته می‌شود که وزن این شاخص از قیمت 30 شرکت بزرگ که سهام‌شان به‌طور عمومی در بازارهای بورس نیویورک یا نزدک معامله می‌شود به‌دست می‌آید.
  • این شاخص توسط چارلز داو و همکارش ادوارد جونز در سال 1896 به‌عنوان معیاری برای سنجش سلامت اقتصاد کلان در ایالات متحده آمریکا طراحی شد.

 

درک مفهوم شاخص میانگین صنعتی داوجونز

به شاخص میانگین صنعتی داوجونز به‌طور خلاصه (the Dow) نیز می‌گویند. این شاخص یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها در بازارهای مالی در سرتاسر دنیا است.

شاخص میانگین صنعتی داوجونز شامل 30 شرکت می‌شود که هر کدام از آن‌ها از بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان به‌شمار رفته و درآمدی بسیار بالا دارند. از این کمپانی‌ها می‌توان به شرکت والت دیزنی، اکسون موبیل (Exxon Mobil) و مایکروسافت اشاره کرد.

زمانی که این شاخص برای اولین بار در سال 1896 به بازار معرفی شد، تنها شامل سهام 12 کمپانی می‌شد. هر یک از آن کمپانی‌ها به‌عنوان شرکت اصلی در صنعت خود فعالیت می‌کردند، برای مثال اصلی‌ترین شرکت‌ها در صنایع ریل‌سازی، بافت و کتان، گاز، شکر، تنباکو و صنایع نفتی برای اندازه‌گیری این شاخص انتخاب شدند.

در واقع شاخص میانگین صنعتی داوجونز نسخه‌ای کامل‌تر از شاخص میانگین حمل‌ونقل داوجونز بود، که این باعث شد که این شاخص (منظور شاخص صنعتی داوجونز) دومین شاخص قدیمی در ایالات متحده آمریکا باشد.

تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟

در ابتدای قرن بیستم عملکرد کلی شرکت‌ها ارتباط زیادی با رشد کلی و اخبار مربوط در آن صنعت داشتند. در نتیجه، رابطهٔ مستقیمی بین شاخص عملکردی داو و رشد یا ریزش اقتصادی در آن بخش از صنعت وجود داشت.

حتی امروزه، یک شاخص قوی و قدرتمند داوجونز نشان‌دهندهٔ یک اقتصاد قوی و سرپا است، در حالی که شاخص ضعیف داوجونز نشان‌دهنده یک اقتصاد روبه‌پایین و در حال تضعیف است.

با توجه به تغییرات رخ داده در اقتصاد در طی زمان، اجزای تشکیل‌دهندهٔ این شاخص نیز تغییر می‌کند. شاخص داوجونز معمولاً شرکت‌هایی که از اهمیت کمتری در حالت کنونی بازار برخوردارند را از محاسبات حذف کرده و شرکت‌های دیگری را جایگزین آن‌ها می‌نماید.

همچنین در صورت ایجاد تغییرات بزرگ و اثرگذار در اقتصاد کلان، اجزای این شاخص به‌گونه‌ای تغییر می‌کنند تا بتوانند به‌خوبی بازتاب این تغییر بزرگ را نمایان سازند. برای مثال، یک شرکت که درصد بسیار بزرگی از سرمایه‌هایش در بازار را در نتیجهٔ عدم‌ثبات مالی (financial distress) از دست داده ممکن است از شاخص داوجونز حذف شود.

میزان سرمایه بازار (market capitalization) به‌عنوان روشی برای اندازه‌گیری ارزش یک شرکت در نظر گرفته می‌شود. در این روش ارزش کنونی هر سهم شرکت در تعداد سهام منتشرهٔ آن شرکت ضرب می‌شوند.

سهامی با ارزش سهم بالاتر اثر بیشتری در این شاخص خواهند داشت یا به قولی از وزن بیشتری برخوردار خواهند بود. بنابراین، هرچه درصد تغییرات چنین سهمی (که از اثر زیادی در محاسبه شاخص برخوردار است) بیشتر باشد شاهد تغییر بیشتری نیز در مقادیر محاسبه‌شدهٔ نهایی خواهیم بود.

در ابتدا، چارلز داو این میانگین صنعتی را با جمع قیمت سهام 12 شرکت برتر و تقسیم کردن آن‌ها بر عدد 12 انجام می‌داد. نتیجهٔ نهایی به‌دست‌آمده در چنین حالتی یک میانگین ساده بود.

با گذر زمان، این فرمول تکمیل‌تر شده و مقادیری به آن اضافه شده و مقادیری نیز از آن کم شده‌اند. از این مقادیر می‌توان به جدا شدن دو شرکت و در نتیجه جدایی سهام آن‌ها یا ادغام شدن دو یا چند شرکت اشاره نمود. در این مرحله، با محاسبات ساده‌ای می‌توانیم متوجه شویم که روش محاسباتی گذشته در بازار امروز کاربردی ندارد.

فاکتور داو و نحوهٔ محاسبهٔ این شاخص

بعدها عددی به نام فاکتور داو (Dow divisor) نیز به وجود آمد. فاکتور داو یک عدد ثابت است که برای محاسبهٔ مقدار اثر حرکت یک واحدی قیمت در هر یک از سهام 30 شرکت تشکیل‌دهندهٔ شاخص میانگین صنعتی داوجونز در نظر گرفته شد.

همچنین تغییراتی نیز در این عدد ثابت داده شد تا با توجه به تغییرات شاخص میانگین صنعتی داوجونز بتواند ثبات خود را حفظ نماید. عدد کنونی شاخص میانگین صنعتی داوجونز برای فاکتور داو، طبق روزنامهٔ وال استریت ژورنال برابر با 0.14748071991788 است.

شاخص میانگین صنعتی داوجونز چیست؟

شاخص میانگین صنعتی داوجونز یک شاخص وزن‌دار نبوده و براساس مقدار سرمایهٔ شرکت‌هایش (مانند) طبقه‌بندی نشده است. بنابراین، این شاخص مجموعی از قیمت‌های یک سهم برای تمامی شرکت‌های سازندهٔ آن را نمایش می‌دهند که بر عدد مذکور (فاکتور داو) تقسیم می‌شود. عدد به‌دست‌آمده برابر با مقدار تغییری است که حرکت یک واحدی قیمت سهام هر یک از شرکت‌های تشکیل‌دهندهٔ این شاخص را بررسی می‌نماید.

فاکتور داو / قیمت ترکیبی سهام = قیمت شاخص میانگین صنعتی داوجونز

اجزای شاخص میانگین صنعتی داوجونز

این شاخص مرتباً به‌روزرسانی می‌شود و شرکت‌هایی که دیگر مطابق با دستورالعمل ذکر شده برای حضور در این شاخص نیستند از آن کنار گذاشته می‌شوند.

تا سال 1928، این شاخص به محدودهٔ کنونی‌اش رسیده بود. ترکیب آن شرکت‌ها از آن زمان تاکنون حدود 60 بار تغییر کرده است. اولین بار تنها 3 ماه پس از رونمایی از 30 سازندهٔ این شاخص، انجام گرفت. در سال‌های اولیهٔ این شاخص بحران اقتصادی آمریکا در سال 1929 اتفاق افتاد که در آن زمان طبعاً تغییرات زیادی در اجزای تشکیل‌دهندهٔ این شاخص صورت گرفت.

اولین تغییر وسیع در این شاخص در سال 1932 به انجام رسید، زمانی که تعداد 8 سهم از سازندگان این شاخص با سهام شرکت‌های دیگر تعویض شدند.

آخرین تغییرات گسترده در ترکیبات این شاخص در سال 1997 رخ داد. در این زمان، تعداد 4 شرکت از اعضا تشکیل‌دهندهٔ این شاخص جایگزین شده‌اند. Travelers Group با شرکت Westinghouse Electric و Johnson & Johnson با شرکت Bethlehem Steel جایگزین شد؛ شرکت Hewlett-Packard نیز جای Texaco را گرفت و شرکت Wal-Mart به‌جای Woolworths آمد.

دو سال بعد در سال 1999، 4 عضو دیگر از این شاخص تغییر کردند. در آن زمان شرکت‌های Chevron، Sears Riebuck، Union Carbide و Goodyear Tire از لیست خارج شدند و جای آن‌ها را شرکت‌های Home Depot، Intel، Microsoft و SBC Communications گرفته و در شاخص حاضر شدند.

آخرین تغییر بزرگ صورت گرفته در سال‌های اخیر به تاریخ 26 ماه ژوئن سال 2018 برمی‌گردد، زمانی که شرکت Walgreens Boots Alliance به‌جای شرکت General Electric Company وارد محاسبات شاخص شد. به‌علاوه، United Technologies با شرکت Raytheon Company ادغام‌شده و شرکت جدیدی تحت عنوان Raytheon Technologies ایجاد کردند.

همچنین در سال 2020 نیز DowDuPont تجزیه شده و Dow Chemical Company جای آن را گرفت. در 24 اوت سال 2020،‌ شرکت‌های Salesforce، Amgen و Honeywell جای ExxonMobil، Pfizer و Raytheon Technologies را در شاخص داو گرفتند.

جدول زیر نشان‌دهندهٔ فهرستی مرتب شده برحسب الفبا است که کمپانی‌هایی که در سال 2020 در شاخص میانگین صنعتی داوجونز لحاظ شده‌اند را نشان می‌دهد:
اجزای تشکیل‌دهندهٔ شاخص میانگین صنعتی داوجونز

Company Symbol Year Added
3M MMM 1976
American Express AXP 1982
Amgen AMGN 2020
Apple Inc. AAPL 2015
Boeing BA 1987
Caterpillar CAT 1991
Chevron CVX 2008
Cisco Systems CSCO 2009
The Coca-Cola Company KO 1987
Dow Inc. DOW 2019
Goldman Sachs GS 2013
The Home Depot HD 1999
Honeywell HON 2020
IBM IBM 1979
Intel INTC 1999
Johnson & Johnson JNJ 1997
JPMorgan Chase JPM 1991
McDonald’s MCD 1985
Merck & Co. MRK 1979
Microsoft MSFT 1999
NIKE NKE 2013
Proctor & Gamble PG 1932
Salesforce CRM 2020
The Travelers Companies TRV 2009
UnitedHealth Group UNH 2012
Verizon VZ 2004
Visa V 2013
Walmart WMT 1997
Walgreens Boots Alliance WBA 2018
The Walt Disney Company DIS 1991

مراحل مهم تاریخی شاخص میانگین صنعتی داوجونز

آنچه در ادامه آمده مراحل مهمی از دوران تاریخی شاخص میانگین صنعتی داوجونز هستند و دستاوردهای این شاخص را نشان می‌دهند:

  • 15 مارس سال 1993: بیشترین میزان افزایش واحد در یک روز در تاریخ این شاخص در روز 15 مارس سال 1993 رخ داد. در آن زمان، بازار روندی نزولی داشت و این روند نزولی، روندی قوی به‌شمار می‌رفت. اما در آن روز شاخص میانگین صنعتی داوجونز 34% رشد را تجربه کرده است این بدین معنی است که شاخص میانگین صنعتی داوجونز، در آن روز 8.26 واحد رشد کرده و در سطح 62.10 بسته شد.
  • 19 اکتبر سال 1987: در این روز شاخص داوجونز شاهد بزرگ‌ترین افت قیمتی یک‌روزهٔ خود بود. این روز هم‌زمان با روز دوشنبه سیاه (Black Monday) رخ داد. شاخص میانگین صنعتی داوجونز در این روز 22.61٪ افت کرد. جالب‌تر آنکه هیچ توضیح منطقی در پس این افت بازار وجود نداشت. هرچند عده‌ای اشتباهات کامپیوتری و معامله‌گری کامپیوتری را یک عامل اساسی در رخداد این سقوط قیمتی می‌دانند.
  • 17 سپتامبر سال 2001: افت قیمتی که در این روز رخ داد در کل تاریخ شاخص میانگین صنعتی داوجونز در رتبه چهارم قرار گرفته اما در زمان رخدادش بزرگ‌ترین آن‌ها به‌شمار می‌رفت. این افت قیمتی و سقوط شاخص میانگین صنعتی داوجونز در پی حملات 11 سپتامبر در شهر نیویورک اتفاق افتاد. در این روز شاخص میانگین صنعتی داوجونز 684.81 واحد یا 7.1٪ افت کرد. هرچند باید در نظر داشته باشیم که شاخص بیش از افت قیمتی‌اش در 17 سپتامبر نیز افت را تجربه نموده بود. برای مثال، این شاخص بیش از 1000 واحد را در بین تاریخ‌های 2 ژانویه تا 10 سپتامبر سال 2001 از دست داده بود. شاخص میانگین صنعتی داوجونز، پس از این افت قیمتی شروع به رشد کرده و تا آخر سال 2001، 10000 واحد رشد را تجربه نمود.
  • 3 ماه مِی سال 2013: در این روز شاخص داوجونز برای اولین بار در تاریخ 15000 واحد را رد کرد.
  • 25 ژانویه سال 2017: در این روز شاخص داوجونز برای اولین بار در سطحی بالاتر از 20000 واحد در تمامی تاریخش بسته شد.
  • 4 ژانویه سال 2018: شاخص در سطح 25075.13 واحدی بسته شد، این اولین بسته شدن شاخص در سطحی بالاتر از 25000 واحد بود.
  • 17 ژانویه سال 2018: شاخص برای اولین بار در سطح قیمتی 26115.65 بسته شد، که این اولین بسته شدن این شاخص در سطحی بالاتر از 26000 واحد بود.
  • 5 فوریه سال 2018: شاخص داوجونز سقوطی 1175.21 واحدی را تجربه کرد.
  • 21 سپتامبر سال 2018: شاخص به بالاترین سطح قیمتی خود برابر با 26743.50 واحد رسید.
  • 26 دسامبر سال 2018: شاخص میانگین صنعتی داوجونز در این روز بیشترین میزان حجم رشد روزانه‌اش را با 1086.25 واحد ثبت کرد.
  • 11 ماه جولای سال 2019: شاخص داوجونز برای اولین بار در تاریخش به سطحی بالاتر از 27000 واحد رسید.
  • روز 12 فوریه سال 2020: شاخ میانگین صنعتی داوجونز به بالاترین میزانش در تمامی تاریخ رسید. در این روز این شاخص به 29551 واحد رسید.
  • ماه مارس سال 2020: شاخص میانگین صنعتی داوجونز در طی این ماه به‌صورت متوالی رکوردهای افت را ثبت نمود. این رکورد در نتیجهٔ همه‌گیری و دنیاگیری ویروس کرونا ثبت شده‌اند. این افت‌ها باعث شدند تا شاخص میانگین صنعتی داوجونز به سطحی زیر 20000 واحد برسد و حتی طی یک روز ما شاهد افت 3000 واحدی در این شاخص نیز بودیم. هرچند در این میان نیز چندین بار شاهد بالا رفتن و پایین آمدن این شاخص با مقادیر بزرگ 2000 و 1500 واحدی نیز بودیم.

محدودیت‌های شاخص میانگین صنعتی داوجونز

بسیاری از منتقدان بر این باورند که شاخص میانگین صنعتی داوجونز به‌درستی تمامیت اقتصاد ایالات متحده آمریکا را نشان نمی‌دهد زیرا که تنها از 30 شرکت بزرگ تشکیل شده است.

آن‌ها باور دارند که تعداد این شرکت‌ها برای بازتاب وضعیت کلی اقتصاد در آمریکا بسیار کم بوده و عنوان می‌کنند که تعداد این شرکت‌ها باید بیشتر شوند تا شامل شرکت‌های کوچک یا شرکت‌هایی با اندازه‌های متفاوت شود تا بتواند وضعیت اقتصاد کلان در ایالات متحده را به‌خوبی منعکس کند.

بسیاری از منتقدان بر این باورند که شاخص (S&P 500) وضعیت اقتصادی ایالات  متحده آمریکا را بسیار بهتر نمایش می‌دهد زیرا این شاخص شامل 500 شرکت است. 500 شرکت در برابر تنها 30 شرکتی که در شاخص میانگین صنعتی داوجونز در نظر گرفته شده‌اند. طبیعی است که شاخص S&P 500 دارای گستردگی بیشتری بوده و می‌تواند وضعیت اقتصادی را بهتر نمایش دهد.

در ادامه منتقدان بر این باورند که در نظر گرفتن صرف قیمت سهام یک کمپانی نمی‌تواند به‌خوبی وضعیت آن را شرح دهد، همان طور که میزان سرمایهٔ کل کمپانی در بازار سرمایه نمی‌تواند به‌خوبی وضعیت کل آن کمپانی را نمایش دهد.

در این روش شرکتی با قیمت سهام بالاتر اما با سرمایهٔ بازاری کمتر وزن بیشتری نسبت به شرکتی با قیمت سهام کمتر اما با سرمایهٔ بازاری بیشتر خواهد داشت که این موضوع خود یک ضعف در نمایش وضعیت اصلی و اندازه واقعی این شرکت‌ها است.

دانشکده کسب و کار هاروارد چیست؟

دانشکده کسب و کار هاروارد (Harvard Business School – HBS) یکی از بهترین دانشکده‌های کسب‌وکار در ایالات متحده آمریکا می‌باشد. این دانشکده در دانشگاه هاروارد بوستون، ایالات ماساچوست، قرار گرفته و به‌عنوان دانشکدهٔ پذیرندهٔ افراد فارغ‌التحصیل شده در دانشگاه هاروارد عمل می‌کند.

این دانشکده در سال 1908 تأسیس شد و به‌عنوان یکی از بهترین دانشکده‌های کسب‌وکار در سراسر جهان در نظر گرفته می‌شود. این دانشکده همچنین صاحب شرکت انتشاراتی دانشکده کسب و کار هاروارد (Harvard Business School Publishing Corporation) می‌باشد، که تعداد زیادی از کتاب‌های مرتبط با کسب‌وکار، موارد کسب‌وکاری و همچنین مجلهٔ معروف «Harvard Business Review» را منتشر می‌کند.

بررسی جزئیات دانشکده کسب و کار هاروارد

دانشکدهٔ کسب‌وکار هاروارد چیست؟

دانشکده کسب و کار هاروارد یکی از رقابتی‌ترین دانشکده‌های کسب‌وکار در ایالات متحده آمریکا محسوب می‌شود. دانشکده کسب و کار هاروارد یک برنامهٔ تمام‌وقت MBA، برنامه‌های دکتری (Doctoral Programs) و تعداد زیادی آموزش‌های جامع را پیشنهاد می‌دهد.

این دانشکده همچنین برنامهٔ کسب مدتارک متصل با دیگر دانشکده‌های هاروارد، شامل دانشکدهٔ سیاست جان اف کندی (John F. Kennedy School of Government) و دانشکدهٔ حقوق هاروارد (Harvard Law School) می‌شود.

در سال2016، 9543 نفر به‌منظور شرکت در دورهٔ MBA این دانشکده ثبت‌نام کردند، که تنها 12٪ آن‌ها موفق به کسب پذیرش و ورود به این دانشکده شدند. در حالی که در سال 2014، تنها 4٪ از 792 نفری که به‌منظور شرکت در برنامهٔ دکتری این دانشکده ثبت‌نام کرده بودند، پذیرفته شدند.

تعداد کل ثبت‌نام‌ها تقریباً برابر با 1870 دانشجو بوده، و هزینهٔ متوسط یک سال تحصیل در این دانشکده برابر با مبلغ 61000 دلار می‌باشد.

تا سال 2016، این دانشکده شامل 234 نفر کارمند به‌صورت تمام‌وقت، و تعداد کارکنان کلی بالغ بر 1400 نفر بود. از این دانشکده به‌عنوان یکی از پیشگامان در زمینهٔ تحقیقات، با داشتن اعضای هیئت‌علمی‌ای که به نوشتن تعداد زیادی از کتاب‌ها، تألیف و مقاله‌ها در زمینهٔ کسب‌وکار و دیگر انتشاراتی‌ها مشغول می‌باشند، یاد می‌شود.

فارغ‌التحصیلان دانشکده کسب و کار هاروارد

دانشکدهٔ کسب‌وکار هاروارد چیست؟

دانشکده کسب و کار هاروارد مأموریت خود را تعلیم رهبرانی که آینده جهان را تغییر می‌دهند، قرار داده است. برخی از فارغ‌التحصیلان مشهور این دانشکده شامل آقای Jeffrey R. Immelt، رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل شرکت جنرال الکتریک (General Electric)، خانم Meg Whitman، رئیس سابق و مدیرعامل شرکت e Bay، و آقای James D. Wolfensohn، رئیس سابق بانک جهانی (The World Bank) را شامل می‌شود.

فارغ‌التحصیلان و دوستداران این دانشکده در طی این سال‌ها سطح بالایی از حمایت را نسبت به این دانشکده از خود نشان داده‌اند.- تا سال 2014، بیش از 107000 نفر از دانشکدهٔ کسب‌وکار هاروارد فارغ‌التحصیل شده‌اند، که در حال حاضر بیش از 76000 نفر از آن‌ها زنده می‌باشند، و حدود یک‌سوم از آن‌ها در خارج از ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند. حدود یک‌چهارم فارغ‌التحصیلان این دانشکده در زمینهٔ مالی (Field of Finance)، و یک‌چهارم دیگر آن‌ها نیز در زمینهٔ خدمات حرفه‌ای (Professional Services) به‌فعالیت مشغول‌اند.

رده‌بندی جهانی دانشکده کسب و کار هاروارد

دانشکده کسب و کار هاروارد به‌طور مداوم در بالاترین سطوح رده‌بندی‌های دانشکده‌های کسب‌وکار برتر قرار می‌گیرد. این دانشکده در سال 2016 توسط U.S. News and World Reports به‌عنوان دانشکدهٔ اول کسب‌وکار در ایالات متحده آمریکا انتخاب شد.

همچنین بلومبرگ (Bloomberg) نیز این دانشکده را در سال 2015 به‌عنوان بهترین دانشکدهٔ کسب‌وکار آمریکا انتخاب کرده بود. Poet’s and Quants، نهادی که به‌عنوان جمع‌کنندهٔ رده‌بندی‌های دانشکده‌ها به فعالیت می‌پردازد، دانشکده کسب و کار هاروارد را در رده‌بندی سال 2015 در برنامه‌های MBA ایالات متحده آمریکا در ردهٔ اول قرارداد.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

رکود بزرگ چیست؟

رکود بزرگ (Great Depression) بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین رکود اقتصادی در تاریخ مدرن جهان است. این رکود بزرگ با درهم شکستن بزرگ بازار سهام در سال 1929 (Stock Market crash of 1929) آغاز شد و تا پایان سال 1946، یک سال پس از پایان جنگ جهانی دوم ادامه یافت. اقتصاددانان و تاریخ‌دانان، معمولاً این واقعه را به‌عنوان فاجعه‌آمیزترین رخداد اقتصادی در قرن 20 توصیف می‌کند.

درهم شکسته شدن بازار سهام

در دوران رکود کوتاه‌مدت که از سال 1920 تا 1921 به طول انجامید، (که به آن  رکود فراموش‌شده (forgotten depression) نیز گفته می‌شود)، بازار سهام ایالات متحده آمریکا نزدیک به 50 درصد سقوط کرد، و مجموع سود بازار تا سطح 90 درصد افت کرد. هرچند، اقتصاد ایالات متحده آمریکا در ادامهٔ دهه رونق گرفت و موفق بود. در دورانی تحت عنوان (roaring twenties) عموم مردم با بازار سهام آشنایی پیدا کردند و با سرعت به آن ورود کردند.

رکود بزرگ چیست؟

هیجان معامله‌گران، هم بر روی بازارهای املاک (Real State Markets) و هم بر روی بازار اوراق بهادار نیویورک (New York Stock Exchange – NYSE) تأثیر گذاشت. سست شدن میزان عرضهٔ پول و سطوح بالای معامله با مارجین توسط سرمایه‌گذاران باعث شدند تا رشد بیش از اندازه در قیمت دارایی‌ها همچنان افزایش پیدا کند. این رشد بی‌سابقه تا ماه اکتبر سال 1929 ادامه یافت تا جایی که قیمت‌ها به بالاترین سطح خود، که بیش از 30 برابر بیشترین مقدار بود، برسند؛ و شاخص میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones Industrial Average – DJIA) نیز به میزان 500 درصد در طی تنها 5 سال رشد نمود. مجموعهٔ تمامی این فاکتورها در نهایت باعث شدند که بازار سهام درهم بشکند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شاخص میانگین صنعتی داوجونز می‌توانید از مطلب آموزشی «شاخص میانگین صنعتی داوجونز چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • رکود بزرگ، بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین رکود اقتصادی در تاریخ مدرن جهان است.
  • در دههٔ 1920، جامعهٔ ایالات متحده آمریکا با هیجان به سرمایه‌گذاری و معامله‌گری در بازار سهام مشغول بود.
  • شکست بازار در سال 1929، بخش بزرگی از ارزش اسمی سرمایهٔ افراد و کسب‌وکارها را به کلی نابود کرد.
  • فاکتورهای دیگری شامل عدم فعالیتی که به دنبال فعالیت بیش از حد فدرال رزرو صورت گرفته بود نیز بر رکود بزرگ تأثیر داشتند.
  • هر دو رئیس‌جمهور آمریکا در این دوران، رئیس‌جمهور هووِر و روزولت سعی کردند تا با استفاده از سیاست‌های دولتی، تأثیر این رکود اقتصادی را به حداقل برسانند.
  • نمی‌توان هیچ‌یک از سیاست‌های دولت و یا شروع جنگ جهانی دوم را به‌طور خاص در پایان یافتن این رکود اقتصادی مؤثر بدانیم.
  • مسیرهای معاملاتی که در طی جنگ جهانی دوم باز شدند، پس از اتمام جنگ نیز باز نگه داشته شدند و به بازار کمک کردند تا بتواند خود را بازیابی کند.

حباب بازار بورس نیویورک در روز 24 ماه اکتبر سال 1929 به نحوی شدید ترکید، روزی که از آن به‌عنوان پنجشنبه سیاه (Black Thursday) نام برده می‌شود. یک رالی قیمتی کوتاه در روز 25 اکتبر، روز جمعه صورت گرفت که این رالی کوتاه تا نیمه‌های روز شنبه 24 اکتبر نیز ادامه داشت. هرچند، در هفتهٔ بعد شاهد وقوع دوشنبه سیاه (Black Monday) در روز 28 اکتبر و سه‌شنبه سیاه (Black Tuesday) در تاریخ 29 اکتبر سال 1929 بودیم. شاخص میانگین صنعتی داو جونز (DJIA) تنها در طی دو روز بیش از 20 درصد افت کرد و بازار نیز در نهایت تقریباً 90 درصد از بالاترین نقطه‌ای که در سال 1929 به آن رسیده بود، سقوط کرد.

امواج این شکست اقتصادی در تمامی اقیانوس آتلانتیک تا اروپا ادامه داشت و باعث ایجاد بحران‌های مالی مانند ورشکستگی بانک «Boden – Kredit Anstalt»، مهم‌ترین بانک اتریش در آن زمان شد. در سال 1931، فاجعهٔ اقتصادی پیش‌آمده، اقتصاد هر دو قاره را درهم کوبید.

سقوط بازار ایالات متحده آمریکا

سقوط بازار سهام در سال 1929 باعث از بین رفتن بخش عظیمی از ثروت اسمی (Nominal Wealth) شد، چه ثروت اسمی شرکت‌ها و چه ثروت اسمی‌ای که افراد صاحب آن بودند، که این مسئله خود اقتصاد ایالات متحده آمریکا را رو به ‌زوال برد. در ابتدای سال 1929، نرخ بیکاری در ایالات متحده آمریکا برابر با رقم 3.2 درصد بود، و در سال 1933، این رقم تا عدد 24.9 بالا رفته بود. با وجود اقدامات بی‌سابقه دولت و دخالت‌های آن در بخش اقتصادی که توسط هر دو رئیس‌جمهور هربرت هوور (Herbert Hoover) و فرانکلین دلانو روزولت (Franklin Delano Roosevelt) انجام شد، نرخ بیکاری همچنان در بالای سطح 18.9 درصد در سال 1938 باقی مانده بود. میزان تولید ناخالص داخلی سرانه (Per Capita Gross Domestic Product – GDP) نیز همچنان در سطحی پایین‌تر از سطح سال 1929 باقی مانده بود. تا زمانی که ژاپنی‌ها بندر پرل هاربر (Pearl Harbor) را در اواخر سال 1941 میلادی بمباران کردند.

رکود بزرگ چیست؟

در حالی که این درهم شکستگی اقتصادی منجر به نزول اقتصاد به طول 1 دهه شد، بیشتر تاریخ‌دانان و اقتصاددانان با یکدیگر هم‌نظرند که این شکست اقتصادی به تنهایی موجب وقوع رکود بزرگ نشد. آن‌ها نیز نمی‌توانند توضیحی بدهند که چرا این سقوط این‌قدر عمیق بود و چرا ماندگاری بسیار طولانی‌ای داشت. انواعی از وقایع خاص و سیاست‌هایی که در طی دوران رکود بزرگ اتخاذ شده بودند باعث شدند تا این واقعه در تمامی دههٔ 1930 گریبان‌گیر اقتصاد آمریکا باشد.

اشتباهاتی که توسط فدرال رزرو جوان انجام شد

فدرال رزرو جوان (New Federal Reserve – the Fed) نتوانست به‌درستی میزان عرضهٔ پول و اعتبارات را، چه پیش و چه پس از شکست بازار در سال 1929 کنترل کند. این سخنان توسط افرادی از مکتب پول‌گرایی (Monetarist) مانند میلتون فریدمن (Milton Freidman) عنوان شدند و توسط رئیس سابق فدرال رزرو، بن برنانکه (Ben Bernanke) نیز مورد تصدیق قرار گرفتند.

با وجود تأسیس فدرال رزرو ایالات متحدهٔ آمریکا در سال 1913، در طی 8 سال اولیه به وجود آمدنش فعالیتی نکرد. پس از آنکه اقتصاد توانست خود را از رکود رخ‌داده در سال‌های 1920 تا 1921 رها کند، فدرال رزرو اجازهٔ اجرای سیاست‌های گسترشی پول را (سیاست‌های انبساطی – Monetary Expansion) را صادر کرد. سطح عرضهٔ پول تا 28 میلیارد دلار بالا رفت. این اتفاق در طی سال‌های 1921 تا 1928 رخ داد، باعث افزایش 61.8 درصدی در عرضهٔ پول شد. سپرده‌های بانک‌ها تا سطح 51.1 درصدیِ ذخایر رسید و مقادیر وام داده‌شده تا سطح 224.3 درصد افزایش پیدا کرد؛ و طبق سیاست‌های جدید، ذخایر بیمه‌های عمر نیز تا سطح 113.8 درصدی نیز جهش داشتند. تمامی این‌ها زمانی رخ دادند که فدرال رزرو مقادیر ذخیره‌شدهٔ مورد نیاز (required reserves) را به سطح 3 درصدی در سال 1917 کاهش داد. این اتفاقات در حالی بود که ذخایر طلا‌یی که توسط خزانه‌داری و فدرال رزرو اداره می‌شدند در آن زمان تنها برابر 1.16 میلیارد دلار بود.

با افزایش میزان عرضهٔ پول و همچنین پائین نگه‌داشتن نرخ بهره در طی این دهه، فدرال رزرو باعث تحریک رشد بسیار سریع و گسترش اقتصادی شد که خود پیش درآمدی برای فروپاشی اقتصادی شد. بسیاری از پول‌های مازاد عرضه‌شده باعث رشد تورم در بازار سهام و همچنین ایجاد حباب‌هایی در بازار مسکن شدند. پس از ترکیدن این حباب‌ها و شکست در بازار سهام، فدرال رزرو مسیری عکس را انتخاب کرد و میزان عرضه پول را تا سطح 1/3 پائین آورد. این کاهش شدید منجر به رخ دادن مشکلات نقدینگی زیادی برای بسیاری از بانک‌های کوچک شد و همچنین باعث از بین رفتن امیدها به‌منظور یک بهبود سریع در بازار گشت.

فدرال رزرو خسیس در دهه 30 میلادی

همان طور که نوشته‌های برنانکه در ماه نوامبر سال 2002 نشان می‌دهد، پیش از  وجود فدرال رزرو ، هراس‌های بانکی به وجود آمده در جامعه در طی چند هفته برطرف می‌شدند. مؤسسات بزرگ مالی خصوصی نیز مقادیری پول به قدرتمندترین شرکت‌ها و مؤسسات کوچک به‌منظور حفظ تمامیت سیستم وام می‌دادند. چنین سناریویی در 2 دههٔ قبل، در دوران وحشت سال 1907 (Panic of 1907) نیز رخ داده بودند.

پس از فروش‌های دیوانه‌وار صورت گرفته در طی روند نزولی بازار بورس نیویورک، بسیاری از بانک‌ها فاقد نقدینگی شدند، که این خود باعث شد بانکدار سرمایه‌گذار جِی ‌پی مورگان (J.P. Morgan) وارد بحران وال استریت شده و مقادیر مشخصی از سرمایه‌ را به بانک‌هایی که فاقد هیچ‌گونه پولی بودند انتقال دهند. نکتهٔ کنایه‌آمیز آن‌جاست که ترس از این سرمایه‌گذاران بود که باعث شده بود دولت به دنبال تشکیل فدرال رزرو برود، تا بتواند اِتکای خود را بر سرمایه‌گذاران منفرد مانند جِی ‌پی مورگان را از بین ببرد.

پس از وقوع پنجشنبه سیاه، مدیران و رؤسای بسیاری از بانک‌ها در نیویورک تلاش کردند تا با خرید بلوک‌های بزرگی از سهام شرکت‌های برجسته (Blue-chip stocks: به سهام انواعی از ابرشرکت‌ها در بازار بورس نیویورک اطلاق می‌شود، که از نظر کیفیت، اطمینان و توانایی سودآوری از شهرتی ملی برخوردارند.) آرامش را به بازار اِلقا کنند. آن‌ها این سهم‌ها را با قیمت‌هایی بالاتر از قیمت‌های بازار خریداری می‌کردند. در حالی که این اَعمال باعث وقوع یک رالی قیمتی کوتاه در روز جمعه شدند، فروش‌های وحشت‌زده مردم تا روز دوشنبه ادامه یافت. در طی دهه‌هایی که پس از سال 1907، بازار سهام به بالاتر از سطحی رسیده بود که چنین افرادی بتوانند با اتخاذ این سیاست‌ها، آن را کنترل کنند. حال، تنها فدرال رزرو آن‌قدر بزرگ بود که بتواند سیستم مالی ایالت متحده آمریکا را سرپا نگه دارد.

هر چند، فدرال رزرو در انجام این کار با تزریق پول نقد (Cash Injection) به بازار در طی سال‌های 1929 تا 1932 شکست خورد. به جای آن، فدرال رزرو تماشا کرد که مقدار عرضهٔ پول درهم شکسته شده و هزاران بانک از ادامهٔ فعالیت بازماندند. در آن زمان، قوانین بانکداری این موضوع را برای مؤسسات بسیار سخت کرده بودند تا رشد کرده و به‌اندازه‌ای گسترش یابند تا بتوانند از چنین بحران‌هایی به سلامت خارج شوند.

واکنش تند فدرال رزرو، در حالی که درک آن سخت می‌باشد، ممکن است به این خاطر رخ‌داده باشد تا کمک‌های انجام‌شده بیش از حدّ بانک‌ها برای جلوگیری از فروپاشی‌شان، در آینده منجر به عدم پذیرش مسئولیت مالی نشود. برخی تاریخ‌دانان باور دارند که فدرال رزرو در اصل موجب ایجاد شرایطی شد که باعث برافروختگی بیش از حدّ اقتصاد گردید و شرایط وخیم اقتصادی را بیش از پیش بدترکرد.

هووِر، رئیس‌جمهوری که قیمت‌ها را بالا نگه داشت

با وجود اینکه معمولاً از هربرت هوور به‌عنوان رئیس‌جمهوری که هیچ‌کاری انجام نمی‌دهد یاد می‌شود، او اقداماتی را پس از وقوع شکست در بازار انجام داد. در بین سال‌های 1930 تا 1932، او مخارج فدرال (Federal Spending) را تا 42 درصد افزایش داد و عموم را در برنامه‌هایی مانند «همکاری به‌منظور ساخت دوباره اقتصاد مالی» (Reconstruction Finance Corporation) درگیر کرد و مالیات‌ها را نیز به‌منظور تحقق این مهم، افزایش داد. همچنین رئیس‌جمهور از برنامهٔ جذب مهاجران در سال 1930 جلوگیری به عمل آورد تا بتواند از سرازیر شدن کارگرانی با مهارت پایین به بازار کار جلوگیری کند. متأسفانه، بسیاری از مداخلات او و کنگره پس از وقوع شکست اقتصادی در زمینه‌های دستمزدها، نیروی کار، تجارت و همچنین کنترل قیمت‌ها به بازار و توانایی آن به‌منظور تنظیم و جابه‌جا کردن منابعش آسیب رساند.

یکی از موضوعات اصلی مدنظر هوور این بود که دستمزد کارگران باید در دوران رکود اقتصادی قطع شود. تا از پرداخت چک‌های حقوقی در تمامی صنایع اطمینان حاصل شود، او دلیل آورد که بدین سبب، قیمت‌ها باید همچنان بالا بمانند. برای بالا نگه داشتن قیمت‌ها، مصرف‌کنندگان مجبورند تا مقدار بیشتری پول بپردازند. از آنجایی که اموال بیشتر مردم در طی این رکود آسیب شدیدی دیده بود، بسیاری از افراد آن حجم از دسترسی به منابع مالی را نداشتند تا بتوانند آن را خرج کالاها و خدمات‌ کنند. همچنین شرکت‌ها نیز نمی‌توانستند بر روی معاملات بین‌المللی خود حساب کنند، زیرا کشورهای خارجی علاقه‌ای نداشتند تا کالاهای بیش از حد قیمت‌گذاری شدهٔ آمریکایی را خریداری کنند و خود آمریکایی‌ها نیز تمایلی به انجام این کار نداشتند.

سیستم حمایت از تولیدات داخلی درایالات متحده آمریکا (U.S. Protectionism)

این واقعیت ناراحت‌کننده باعث شد تا هوور دست به تصویب قانونی بزند که در آن، به‌منظور بالا نگه داشتن قیمت‌ها و همچنین دست‌مزدها، رقیبان ارزان‌تر خارجی باید از بازار خارج می‌شدند. به دنبال انجام این کار، و با وجود اعتراضات بیش از هزاران اقتصاددان در سراسر کشور، هوور این قانون را در «Smoot-Hawley Tariff Act of 1930» تصویب نمود. این قانون ابتدا به‌منظور حفاظت از صنایع کشاورزی بود، اما به‌سرعت به صنایع مختلف وارد شد و تعرفه‌های گمرکی سنگینی بر 880 نوع از کالاهای خارجی اعمال شد. نزدیک به 36 کشور نیز این اقدام را تلافی کردند و مقدار واردات از 7 میلیارد دلار در سال 1929 به تنها 2.5 میلیارد دلار در سال 1932 رسید. تا سال 1934، سطح معاملات بین‌المللی ایالات متحده تا 66 درصد کاهش داشت. جای تعجبی هم نیست که با این اتفاقات، اقتصاد بین‌المللی در سرتاسر جهان روبه‌ زوال گذاشت.

میل هوور در نگه‌داشتن شغل‌ها و همچنین سطوح درآمدی اشخاص و شرکت‌ها قابل درک بود. هر چند، او کسب‌وکارها را تشویق کرد تا دستمزدها را بالاتر برده، از اخراج کارگران و تعدیل نیرو خودداری کنند، و قیمت‌ها را در زمانی که قاعدتاً باید سقوط می‌کردند، همچنان بالا نگه دارند. با وقوع چرخهٔ پیشین رکود در بازار، ایالات متحده آمریکا 1 تا 3 سال از دستمزد کم و بیکاری رنج کشید تا زمانی که کاهش قیمت‌ها منجر به بهبودی اوضاع شد. نگهداری از چنین سطوح مصنوعی‌ای (Artificial Levels) سخت بود، و ایالات متحده آمریکا نتوانست از این سطوح حمایت کند، تمامی این موارد در کنار تأثیرات قطع شدن مبادلات بین‌المللی، باعث شد تا وضعیت اقتصاد ایالات متحده آمریکا از حالت کسادی، وارد فاز رکودی شود.

قرارداد جدید بحث‌برانگیز

در سال 1933، رئیس‌جمهور فرانکین روزولت پس از انتخاب به این سِمت، قول تغییرات عظیمی را داد. قرارداد جدید او، شامل یک سری از اعمال نوآورانه و بی‌سابقه به‌منظور تقویت اقتصاد ایالات متحده آمریکا، کاهش نرخ بیکاری و همچنین محافظت از جامعه بود.

این مفاهیم با وجود اینکه ارتباط زیادی به اقتصاد کِینِزی (Keynesian Economics) نداشتند، بر آن بودند که دولت باید به تحریک اقتصادی (Economic Stimulating) بپردازد. توافق جدید اهداف والایی را برای ساختن و حفظ زیرساخت‌های ملی (National Infrastructure)، ایجاد مشاغل برای همهٔ افراد (Full Employment)، و ایجاد دستمزدهای سالم (healthy wages) تعیین کرد. دولت به دنبال دستیابی به این اهداف با استفاده از قیمت‌ها، دستمزدها و همچنین کنترل سطوح تولیدی بود.

برخی از اقتصاددانان ادعا می‌کنند که روزولت، دخالت‌های هوور را در مقیاسی بزرگ‌تر ادامه داد. او همچنان تمرکزی شدید بر روی حمایت از قیمت‌ها داشت و دستمزدها را تا حدّ ممکن پایین آورد و همچنین استانداردهای طلا (Gold Standard) را از قوانین کشوری حذف کرد، این خود منجر شد تا افراد نتوانند به احتکار سکه‌های طلا و یا شمش‌های طلا (Gold Bullion) بپردازند. او قوانین انحصارطلبانه (Monopolistic) و رقابتیِ کسب‌وکارها را منع نمود، و ده‌ها برنامهٔ کار عمومی جدید (Public Works) و آژانس‌های ایجاد شغل (Job-creation Agencies) را تأسیس کرد.

در دوران دولت روزولت، او به کشاورزان و دامداران مبالغی پرداخت کرد تا از تولید اضافه‌تر جلوگیری کند. یکی از دردناک‌ترین واقعه‌های روی‌داده در این دوران، از بین بردن محصولات کشاورزی اضافه بود، در حالی که بسیاری از مردم (بالغ بر هزاران نفر) در آمریکا دسترسی به غذای مورد نیازشان را نداشتند.

مالیات‌های فدرال (Federal Taxes) در بین سال‌های 1933 تا 1940 به‌منظور تأمین هزینه‌های مالی انجام این کارها، 3 برابر افزایش یافتند و در کنار آن‌ها، برنامه‌های جدیدی مانند برنامه تأمین اجتماعی (Social Security) نیز کلید خوردند. این افزایش‌ها شامل افزایش مالیات بر مصرف، مالیات اعمال‌شده به درآمدهای شخصی، مالیات‌ ارث، مالیات‌ به درآمدهای شرکت‌ها و همچنین مالیات‌ سود مازاد بودند.

موفقیت‌ها و شکست‌های قرارداد جدید

توافق جدید باعث تثبیت دوبارهٔ اعتماد عمومی شد، و همچنین نتایج قابل لمسی را نیز تولید کرد، که شامل بازیابی و ثبات دوبارهٔ سیستم مالی می‌شدند. روزولت اعلام کرد که بانک‌ها به مدت یک هفته در ماه مارس سال 1933 برای جلوگیری از هرگونه فروپاشی سازمانی به علت برداشت‌های وحشت‌زدهٔ مردم (panicked withdrawals) تعطیل می‌شوند. همچنین برنامه‌هایی به‌منظور ساخت شبکه‌ای از سدها، پل‌ها، تونل‌ها و جاده‌ها ادامه یافته‌اند. این پروژه‌ها خود منجر به ایجاد شوق برای هزاران نفر از طریق برنامه‌های کار فدرال شدند.

با وجود اینکه اقتصاد تا حدی بازیابی شد، اما این بازیابی ضعیف‌تر از آن بود که سیاست‌های قرارداد جدید را به‌صورت بی‌پرده، در بیرون کشیدن آمریکا از دوران رکود بزرگ موفق بدانیم.

تاریخ‌دانان و اقتصاددانان در مورد دلیل اختلاف‌نظر دارند. معتقدان به نظریهٔ کِینِزی، عدم وجود مخارج فدرال در این حالت را سرزنش می‌کنند که روزولت در نقشه‌های بازیابی‌اش که به‌صورت دولتی انجام شده بود، به اندازهٔ کافی جلو نرفت. بالعکس، دیگران ادعا می‌کنند که تلاش او به‌منظور ایجاد جرقه‌ای برای بازیابی سریع اقتصاد، به‌جای اینکه اجازه دهند تا اقتصاد و یا چرخه‌های کسب‌وکاری روند اصلی خود را طی کنند و طی دو سال به نقطه کف رسیده (hitting bottom) و دوباره شروع به بهبود پیدا کنند، روزولت نیز مانند هووِر، باعث شد این رکود اقتصادی مدت طولانی‌تری ادامه پیدا کند.

چرخه اقتصادی به چه معناست؟

مطالعاتی که توسط دو اقتصاددان در دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس در سال 2004 در ژورنال «Journal of Political Economics» منتشر شد، تخمین زد که قرارداد جدید روزولت، باعث شد تا رکود بزرگ دست‌کم 7 سال بیشتر ادامه پیدا کند. هر چند، این احتمال نیز وجود دارد که بازیابی سریع – مشخصه‌هایی از دیگر بازیابی‌های سریع اقتصادی – امکان وقوع پیدا کردن در سال‌های پس از سال 1929 نداشته‌اند، و این اتفاق نیز به این دلیل بود که در آن زمان، اولین باری بود که عموم مردم، و نه تنها افراد حاضر در وال‌استریت، مقادیر زیادی از پول را در بازار سهام از دست می‌دادند.

رابِرت هیگز (Robert Higgs)، یک اقتصاددان و تاریخ‌شناس آمریکایی، استدلال کرد که قوانین جدید و قوانین نظارتی روزولت بسیار سریع انجام شده و بسیار هم نوآورانه بودند که باعث شدند که کسب‌وکارها از استخدام و یا سرمایه‌گذاری هراس داشته باشند. فیلیپ هاروی (Philip Harvey)، پروفسور قانون و اقتصاد در دانشگاه راتگرز (Rutgers University) می‌گوید که روزولت، بیشتر به دنبال نشان دادن رفاه اجتماعی (Social Welfare) بود تا اینکه بخواهد یک پکیج تحریک اقتصاد کلان به سبک اقتصاد کِینِزی (Keynesian – style macroeconomic stimulus package) را معرفی کند.

بحران بزرگ اقتصادی سال 2007 چیست؟

تأثیرات جنگ جهانی دوم

با استناد به مدارک ثبت‌شده در مورد تولید ناخالص داخلی (Gross domestic product – GDP) و آمار اشتغال، شاهد هستیم که رکود بزرگ در سال‌های 1941 تا 1942، دقیقاً سال‌هایی که ایالات متحده آمریکا وارد جنگ شده بود به نحوی ناگهانی پایان یافت. نرخ بیکاری از 8 میلیون نفر در سال 1940 زیر 1 میلیون نفر در سال 1943 رسید. هرچند، بیش از 16.2 میلیون آمریکایی مشمول شده‌اند تا در نیروهای مسلح به نبرد بپردازند. در بخش خصوصی، نرخ واقعیِ بیکاری در طی جنگ افزایش داشت.

طبق کمبودهای ایجادشده در دوران جنگ که به دلیل جیره‌بندی ایجادشده بودند، استاندارد سطح زندگی کاهش پیدا کرد، و میزان مالیات‌ها نیز برای تأمین مخارج جنگی به مقدار زیادی افزایش پیدا کرده بودند. سرمایه‌گذاری‌های خصوصی تا سطح 17.9 میلیارد دلار در سال 1940 به سطح 5.7 میلیارد دلار در سال 1943 رسیده، و میزان کل تولیدات بخش داخلی تا بیش از 50 درصد اُفت نمودند.

با این ‌وجود، این تصور که جنگ موجب پایان یافتن دوران رکود بزرگ شد یک مغلطه و broken window fallacy (این جمله،‌ مثالی است که می‌گوید در برخی شرایط گفته می‌شود که ورود به یک جنگ، برای مردم آن کشور مفید می‌باشد. در حالی که این اتفاق می‌تواند دارای پیامدهای به‌شدت منفی برای اقتصاد داشته باشد) می‌باشد، هرچند که این درگیری‌ها منجر به قرارگیریِ ایالات متحده آمریکا در مسیر بازیابی اقتصادی شدند. زیرا جنگ باعث باز شدن کانال‌های معاملاتی بین‌المللی شد و باعث کاهش قیمت‌ها و کاهش میزان کنترل بر روی دستمزدها گردید. در نهایت، نیاز دولت به تولیدات غیر گران‌قیمت بود که حجم بزرگی از تقاضا را پدید آورد که خود باعث ایجاد یک تحریک مالی عظیم در بازار شد.

زمانی که جنگ پایان یافت، مسیرهای معاملاتی بین‌المللی همچنان بازماندند. در طی 12 ماه پس از اتمام جنگ، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی از 10.6 میلیارد دلار به 30.6 میلیارد دلار رسیدند. همچنین بازار سهام نیز وارد یک حرکت قوی روبه‌بالا که چند سال به طول انجامید، شد.

جمع‌بندی

رکود بزرگ نتیجهٔ ترکیب چند عامل بود، یک فدرال رزرو ناکارآمد، ایجاد تعرفه‌های ورودی به‌منظور حمایت از صنایع داخلی (protectionist tariffs)، و دخالت‌های متناقضی که دولت در اقتصاد انجام می‌داد. در صورت عدم رخ‌دادن هر یک از موارد ذکر شده، این دوره رکودی می‌توانست کوتاه‌تر باشد و یا هرگز رخ ندهد.

در حالی که بحث در مورد اینکه آیا دخالت‌های انجام‌شده به‌جا بودند یا خیر تا به امروز ادامه‌ دارند، بسیاری از اصلاحاتی که قرارداد جدید انجام داد، مانند تأمین اجتماعی (social security)، بیمه بیکاری (unemployment insurance) و همچنین پرداخت یارانه‌های کشاورزی (agricultural subsides)، تا به امروز ادامه ‌دارند. این فرض که دولت فدرال باید در زمان‌های بحران‌های اقتصادی دخالت نماید امروزه به نحوی جدی حمایت می‌شود. این میراث به‌جامانده خود یکی از دلایلی است که  رکود بزرگ، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اتفاقات در تاریخ مدرن آمریکا تلقی شود.

بیت کوین آنلیمیتد چیست؟

بیت کوین آنلیمیتد (Bitcoin Unlimited) نسخهٔ به‌روزشدهٔ Bitcoin Core است که بلاک­‌های بزرگ‌تر را فراهم می­‌کند. بیت کوین آنلیمیتد به‌منظور بهبود سرعت تراکنش­‌ها در مقیاس بزرگ طراحی شده است.

نکتهٔ مهم: یکی از اهداف بیت کوین آنلیمیتد دموکراتیزه کردن فرآیند توسعهٔ نرم‌افزاری می‌باشد.

توضیح بیت کوین آنلیمیتد

توسعهٔ بیت کوین توسط ساتوشی ناکاموتو آغاز شد. او در سال 2008  مقاله‌­ای با عنوان “بیت­ کوین: سیستم پولی الکترونیکی پایاپای” منتشر کرد. او در این مقاله از شبکهٔ پایاپای به‌عنوان راه‌حلی برای مشکل دوبار خرج کردن (double spending) نام برده است.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بیت کوین می‌توانید از مطلب آموزشی «بیت کوین چیست؟» دیدن نمایید.

بیت‌ کوین ­آنلیمیتد چیست؟

مشکل استفاده از یک رمز ارز یا توکن در بیش از یک تراکنش، در ارزهای فیزیکی مشاهده نمی­‌شود. یک سکه یا یک اسکناس، طبق ماهیت خود تنها در یک مکان و زمان واحد وجود دارد. اما رمز ارز ماهیت فیزیکی ندارد و استفاده از آن در معاملات، آن را از تملک شخص خارج نمی­‌کند.

رمز ارز چیست؟

به استانداردهای نرم‌افزار بیت کوین که توسط ناکاموتو ساخته ­شده، بیت کوین یاBitcoin Core گفته می‌­شود که در زمان راه‌اندازی آن تعدادی اصلاحات در نرم‌­افزار ایجاد شده است. این اصلاحات غالباً بر روی افزایش تعداد تراکنش­‌ها، سرعت انجام آن و یا افزایش سایز بلاک بیت کوین متمرکز است.

نکات کلیدی:

  • بیت کوین آنلیمیتد به‌منظور بهبود سرعت معاملات در مقیاس بزرگ طراحی شده­ است.
  • پیشنهاد این طرح آن است که اندازهٔ بلاک­‌ها افزایش پیدا کرده و استخراج­‌کنندگان نیز ظرفیت خود را افزایش دهند.
  • نگرانی در مورد فورک شدن یکی از دلایلی است که چرا بیت کوین آنلیمیتد به یک استاندارد جدید تبدیل نشده است.

هارد فورک چیست؟

مثال واقعی بیت کوین آنلیمیتد

بلاک‌­ها، فایل­‌هایی هستند که داده­‌های شبکهٔ بیت کوین دائماً در آن ضبط می­‌شوند. یک بلاک تراکنش‌­های اخیر بیت­ کوین را مانند کتاب‌­های ثبت اسناد ضبط می­‌کند. هر بار که بلاکی کامل می‌­شود، جای خود را به بلاک بعدی در بلاک­ چین می‌­دهد. بلاک‌­ها در Bitcoin Core محدود به 1 مگا بایت هستند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بلاک چین می‌توانید از مطلب آموزشی «بلاک چین چیست؟» دیدن نمایید.

بیت کوین آنلیمیتد این نظریه را مطرح می‌­کند که ظرفیت بلاک­‌ها باید افزایش پیدا کند و استخراج­‌کنندگان نیز برای افزایش ظرفیت­‌ها اقدام کنند.

از آنجایی که بیت کوین توسط یک نهاد واحد کنترل نمی­‌شود تصمیم­‌گیری در مورد به‌روزرسانی آن با توافق عمومی صورت می‌گیرد. یکی از دلایل اصلی این رویکرد آن است که اگر سازمانی با تغییر و تحولاتی روبه‌رو شود که سایرین با آن موافقت نکرده­ باشند منجر به فورک شدن بیت کوین می­‌شود. با این وجود، رویکرد مبتنی بر توافق عمومی موضوعاتی که با تصویب بیت کوین روبه‌روست را سخت‌تر می­‌کند.

نگرانی‌­های بیت کوین آنلیمیتد

نگرانی در مورد فورک شدن یکی از دلایلی است که چرا بیت کوین آنلیمیتد به یک استاندارد جدید تبدیل نشده است. نگرانی‌های دیگری که در مورد بیت کوین آنلیمیتد وجود دارد آن است که استخراج­‌کنندگانی که قدرت پردازش بالایی دارند به سود هنگفتی برسند و استخراج­‌کنندگان با منابع محدودتر از چرخه بیرون رانده شوند.

اگر ظرفیت استخراج به دست تعداد کمی از استخراج­‌کنندگان باشد می­‌تواند منجر به افزایش هزینه‌­ها شود. طرفداران بیت کوین آنلیمیتد معتقدند که با کنار گذاشتن محدودیت اندازهٔ بلاک، استخراج­‌کنندگان می­‌توانند انتخاب کنند که چه مقدار از بلاک را می‌خواهند، که این امر سیستم را عمومی­‌تر می­‌کند.

پول دیجیتال چیست؟

به هر روش پرداختی که صرفاً به سبک الکترونیک باشد اطلاق می‌گردد. پول دیجیتال، مانند اسکناس دلار و یا سکه قابل لمس نیست. پول دیجیتال، تنها از طریق کامپیوترها انتقال پیدا می‌کند. موفق‌ترین و پُراستفاده‌ترین شکل پول دیجیتال، رمز ارز بیت کوین است. پول دیجیتال، با استفاده از فناوری‌هایی نظیر گوشی‌های هوشمند، کارت‌های اعتباری و مراکز مبادلهٔ ارز رمزنگاری شده مبادله می‌شود. در برخی موارد، پول دیجیتال می‌تواند به پول فیزیکی تبدیل شود. برای مثال، می‌توان از دستگاه‌های ATM برای دریافت مبلغ مدنظر استفاده کرد.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده‌اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بیت کوین ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بیت کوین چیست؟» را مطالعه نمایید.

نکات کلیدی:

  • پول دیجیتال ارزی است که تنها به‌شکل دیجیتال وجود دارد و یک دارایی قابل لمس مانند پول نقد و کالاهای دیگر مانند طلا یا نفت به‌شمار نمی‌آید.
  • پول دیجیتال می‌تواند شامل ارزهای رمزنگاری شده باشد، اما صرفاً محدود به آن‌ها نیست. بیشتر تملک پول دیجیتال در جهان، تحت تملک مؤسسات بانکداری قرار دارد.
  • بانک‌ها توانستند به لطف پول دیجیتال، هزینهٔ تجارت‌شان را پایین‌تر بیاورند. از آنجایی که دیگر مجبور به پرداخت هزینهٔ اجاره مکان‌های فیزیکی و پرداخت حقوق کارمندانی که نیازی به آنها نمی‌باشد، نیستند.

درک مفهوم پول دیجیتال

پول دیجیتال از آغاز عصر اینترنت، در حال متحول شدن بوده است. شرکت‌های پول دیجیتال (مرجع) زیادی در ابتدای دهه 90 میلادی تأسيس شدند. اولین و شناخته‌شده‌ترین آن‌ها، شرکت digi cash بود. با این حال، بیشتر پیشگامان این عرصه، شکست خوردند یا خیلی زود به‌دلیل یکپارچه نبودن اینترنت و تجارت الکترونیک، و تعدادِ کم معامله‌گرانی که حاضر به پذیرفتن ارزهای دیجیتال بودند، اعلام ورشکستگی کردند. ظهور (pay pal) موجب پیشبرد ایدهٔ تراکنش‌های مالی دیجیتال شد.

شرکت‌های ارائه‌دهندهٔ سرویس‌های مالی، انتقال پول دیجیتال را آسان کرده‌اند و تراکنش‌های آنلاین بین دو شخص کاملاً در فواصل دور را ممکن کرده‌اند. بدون پول دیجیتال، بسیاری از سایت‌های خرده‌فروشی با کاهش چشم‌گیری در بهینگی کار خود مواجه خواهند شد. همچنین پول دیجیتال، امکان انجام معاملات بانکی را به‌صورت آنلاین یا از طریق گوشی هوشمند با حذف نیاز به استفاده از پول نقد، یا رفتن به بانک ممکن می‌سازد.

پول دیجیتال چیست؟

بانک‌ها، تأثیر دسترسی آسان به پول دیجیتال را احساس کردند و در پاسخ، بسیاری از شعبه‌های خود را تعطیل کرده و بسیاری از کارمندان‌شان را اخراج کردند. می‌توان به این مسئله به‌عنوان یک تیغ دولبه نگاه کرد. از آنجایی که دیگر نیازی به کارمندان نیست، بانک می‌تواند ساختار هزینه‌های خود را اصلاح کرده و کاهش دهد تا در نهایت، هزینه کل خود را کاهش دهد. با این حال، بعد از این بانک‌ها دیگر توانایی فروش به مشتریانی که برای مسائلی مانند وام ماشین، خدمات برنامه‌ریزی مالی و موقعیت‌های فروش دیگر به آن‌ها مراجعه می‌کردند، نیستند.

مثال‌هایی از پول دیجیتال که تا به حال نمی‌دانستید؟

رایج‌ترین مثال مربوط به پول دیجیتال، پولی است که در اختیار مؤسسات بانکی قرار داشته و به‌صورت الکترونیکی نگهداری می‌شود، که یا با آن معامله‌گری شده و یا سرمایه‌گذاری می‌شود. بانک‌ها شرطی به نام شرط نقدینگی دارند که به این معناست که باید مقدار مشخصی از پول فیزیکی در محل وجود داشته باشد، ولی هیچ شرطی برای پول‌های دیجیتال وجود ندارد. بنابراین پول دیجیتال گردش بسیار بیشتری دارد. بسیاری از مؤسسات مالی، بخش‌هایی برای مدیریت مجموعه حساب‌ها، در مقادیر میلیونی و گاهی اوقات میلیاردی و بدون مشاهدهٔ هیچ پول نقد فیزیکی دارند.

مثال دیگر از پول دیجیتال، رمز ارز (crypto currency) است. رمز ارز نوعی از پول دیجیتال است که در شبکه بلاک چین، (شبکه‌ای که بسیاری آن را از آنجایی که هیچ نظارتی از سوی مقامات مالی وجود ندارد، امن‌تر از بقیه می‌دانند) وجود دارد.

رمز ارز چیست؟

رمز ارزهای استخراج، معامله یا خریداری شده و در کیف پولی دیجیتال (Digital wallet) تا زمانی که مالکان آماده به خرج یا نقد کردن آن باشند، نگهداری می‌شوند. انواع رایج رمز ارزها شامل بیت کوین (Bitcoin) اتریوم (Ethereum) لایت کوین (Litecoin) و ریپل (Ripple) هستند.

 

پول الکترونیکی چیست؟

پول الکترونیکی (eCash) یک سیستم دیجیتالی بود که نقل‌‌وانتقالات مالی را به‌صورت ناشناس آسان کرده بود. سیستم پول الکترونیکی به‌عنوان یک پیشگام در صنعت رمز ارزها شناخته می‌شود، و هدف اصلی آن ایجاد امنیت و حریم خصوصی برای افرادی بود که ریز پرداخت‌های اینترنتی (Micropayments) را انجام می‌دادند. (ریز پرداخت‌ها به هرگونه پرداختی کمتر از یک دلار اطلاق می‌گردد).

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد رمز ارز ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «رمز ارز چیست؟» را مطالعه نمایید.

پول الکترونیکی توسط دکتر دیوید ‌چاوم (Dr. David Chaum) در سال 1990 خلق شد. با وجود علاقه از سمت بانک‌های بزرگ به این پلتفورم، پلتفورم پول الکترونیکی (eCash) هرگز وارد مرحله توسعه نشد و شرکت دیوید چاوم یعنی دیجی­‌کَش (Digicash) در سال 1998 ورشکستگی خود را اعلام نمود. دیجی‌­کَش، و تمامی ثبت‌های اختراعاتش از جمله پول الکترونیکی (eCash)، فروخته شدند. در سال 2018، ‌چاوم یک شرکت جدید را با هدف تمرکز بر علم رمز‌نگاری (Cryptography) تأسیس نمود.

رمزنگاری چه نقشی در صنعت رمز ارزها ایفا می‌کند؟

نکات کلیدی:

  • پول الکترونیکی (eCash) یک پلتفرم الکترونیکی بود که برای نقل‌وانتقال مبالغ پول به‌صورت غیرآشکار طراحی شده بود. این سیستم یک پیشگام در عرصه رمز ارزها بود.
  • پول الکترونیکی (eCash) توسط دکتر دیوید ‌چاوم (David Chaum) طراحی و توسعه یافته بود و توسط شرکت‌اش دیجی‌کَش، در سال 1990 مورد استفاده قرار گرفت.
  • پول الکترونیکی بر پایه و اساس امضاهای مخفی (Blind Signatures) طراحی شده است. در این روش، تمامی ‌پیام‌ها تا پیش از ورود به سیستم غیرقابل دیدن می‌باشند. در نتیجه هیچ کاربری نمی‌تواند لینک ورود به آنها را به‌دست آورده و یا از آن مبالغ برای انجام تراکنش‌ها استفاده نماید.
  • با وجود علاقه اولیهٔ بانک‌های بزرگ به استفاده از این سیستم، پول الکترونیکی (eCash) هرگز نتوانست به‌طور کامل موفق شود و شرکت دیجی‌­کَش نیز در سال 1998 اعلام ورشکستگی نمود.
  • دیوید ‌چاوم در سال 2018 یک شرکت جدید را با هدف تمرکز بر علم رمزنگاری تأسیس نمود.

درک مفهوم پول الکترونیکی (eCash)

پول الکترونیکی چیست؟

ایده پول الکترونیکی (eCash) توسط دکتر دیوید ‌چاوم در سال 1983 مطرح شد. او به زمانی فراتر از دوران خویش فکر می‌کرد و نگران حریم شخصی افراد در زمان فراگیری اینترنت و انجام پرداخت‌های اینترنتی بود. او نه تنها به‌عنوان مدافع حریم خصوصی افراد به‌شمار می‌رود، بلکه باید گفت که او چند قدم اساسی برای ایجاد این حریم شخصی را با تأسیس شرکت دیجی­‌کَش برداشت. شرکت دیجی‌­کَش در سال 1990 تأسیس شد، حدود چهار سال پیش از همه‌گیری جهانی اینترنت. بنابراین در سال 1990 بود که ‌چاوم، توانست ایدهٔ پول الکترونیکی (eCash) را عملی سازد.

ایدهٔ اصلی که تکنولوژی پول الکترونیکی براساسِ آن استوار شده بود، استفاده از امضاهای مخفی (Blind Signatures) بود. یک امضاهای مخفی نوعی از امضاهای دیجیتالی محسوب می‌گردد که با استفاده از آنها، پیام‌ها پیش از ورود به سیستم غیرقابل خواندن می‌باشند. در این روش، هیچ کاربری نمی‌تواند وارد این لینک شده و از مبالغ موجود در آن برای انجام تراکنش‌های خود استفاده کند. واحد پولی که در این سیستم استفاده می‌شد، سایبرباک (CyberBucks) نام داشت.

ظهور و نزول پول الکترونیکی (eCash)

شرکت دیجی‌­کَش توانست در دههٔ نود میلادی و در زمان شکل‌گیری بسیاری از کمپانی‌های اینترنتی توجه زیادی را به خود جلب کند. این شرکت قراردادهایی بسیاری را با بانک‌هایی که قصد استفاده از این سیستم داشتند امضا کرد. این بانک‌ها شامل بانک آلمان (Duetsche Bank – DB)، بانک اعتباری سوئیس (Credit Suisse)، و دیگر بانک‌ها در سراسر جهان بودند. همچنین شرکت مایکروسافت نیز به استفاده از پول الکترونیکی (eCash) برای نسخه ویندوز 95 علاقمند بود. اما دو شرکت نتوانستند با یکدیگر به توافقی در این زمینه برسند.

بانک‌هایی که این سیستم را خریداری کرده بودند، شروع به استفاده از آن کردند اما هرگز محصولی را از طریق این سیستم به مشتریان خود نفروختند. تنها بانک‌هایی که واقعاً از این سیستم استفاده نمودند، بانک مارک تواین در شهر سنت لوئیس، میزوری (Mark Twain Bank in Saint Louis, Missouri) بود. استفاده از این سرویس برای خریداران مجانی، اما برای فروشندگان همراه با مبلغی کارمزد بود. بانک مارک تواین بیش از سیصد کسب‌وکار و پنج‌هزار نفر را برای استفاده از این پلتفورم ثبت‌نام کرد اما این پلتفورم هرگز نتوانست برای دیگران جذابیتی ایجاد کند. چاوم (Chaum) در این مورد گفته بود: «همچنان که وب (Web) گسترش می‌یافت، میزان شک‌وتردید مردم نسبت به آن کمتر می‌شد. در چنین شرایطی، توضیح اهمیت خصوصی بودن اطلاعات و حریم شخصی به افراد بسیار سخت بود.»

شرکت دیجی­‌کَش در نهایت در سال 1998 اعلام ورشکستگی نمود. این شرکت حق امتیاز پول الکترونیکی (eCash) و دیگر تکنولوژی‌هایش را فروخت. نام تجاری کنونی این شرکت، Due Inc می‌باشد.

پول الکترونیکی و امنیت پرداخت‌های آنلاین در جهان امروز

پول الکترونیکی چیست؟

با وجود شکست شرکت دیجی­‌کَش و اختراع‌ این شرکت یعنی پول الکترونیکی (eCash)، امنیت آنلاین، امروزه به یک موضوع مهم در دنیای دیجیتال تبدیل شده است. اطلاعات مالی‌ای که در کامپیوترها و دستگاه الکترونیکی ذخیره می‌شوند، و یا حتی در اینترنت طبقه‌بندی و ذخیره می‌گردند، هدفی مورد علاقه برای هکرها می‌باشند. رمز ارزهایی مانند بیت‌کوین، بسیار محبوب شده‌اند، آن‌ها پایه و اساسِ کار خود را مدیون پول الکترونیکی دکتر چاوم (eCash) می‌دانند. در واقع، بسیاری از مردم باور دارند که دیوید ‌چاوم پدر دنیای رمز ارزها می‌باشد.

بیت کوین چیست؟

در سال 2018، ‌چاوم یک شرکت جدید به نام الیکسیر (Elixxir) تأسیس نمود، که هدف اصلی آن فعالیت در زمینهٔ رمزنگاری و شبکه‌های رمزنگاری شده می‌باشد. این شبکه‌ها توسط کاربران‌اش کنترل می‌شوند تا بتوانند از اطلاعات خود محافظت نمایند. در نقطه مقابل، بسیاری از شرکت‌ها به اطلاعات بسیار جزئی از کاربران خود دسترسی دارند تا بتوانند از آنها به‌عنوان اهدافی تبلیغاتی و منابع کسب درآمد استفاده نمایند.

آینده یادگیری پایاپای آنلاین در میان همه‌گیری جهانی ویروس کووید – 19

همه‌گیری ویروس کرونا، نیاز به ایده‌های نوآورانه در زمینهٔ آموزش را به ما نشان داده است و تکنولوژی بلاک چین می‌تواند یک راه حل باشد.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بلاک چین ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بلاک چین چیست؟» را مطالعه نمایید.

همه‌گیری ویروس کرونا در حال تغییرِ بخش آموزش به همان اندازه‌ایست که بخش‌های دیگر زندگی ما را تغییر داده است. بخش عظیمی از آموزش و یادگیری به پلتفورم‌های دیجیتالی منتقل شده است، زیرا بسیاری از شهرها در قرنطینه هستند و یا با سرعت کمی شروع به برداشتن محدودیت‌ها کرده‌اند. اما باید بگوییم که بخش آموزش هرگز به‌شکل سابق برنخواهد گشت.

یادگیری به سبک پایاپای چیست؟

آموزش در حال تجربه تغییر و توسعه‌هایی اساسی بوده و این تغییرات در ماه‌های اخیر و با همه‌گیری ویروس کووید – 19 شتاب گرفته است. هرچند، ویروس جدید به‌نحوی آشکار نتوانست جلوی سیستم آموزشی را بگیرد. صرفاً نیاز به راه‌های جدید برای رساندن و دریافت کردن خدمات آموزشی حس شد. یکی از این راه‌ها، یادگیری به سبک پایاپای است، سبکی از یادگیری که مدتی است که به فعالیت می‌پردازد.

در کلاس‌های درس سنتی، یک آموزگار اطلاعات خودش را با دانشجویان به اشتراک می‌گذاشت. اما در یادگیری پایاپای، دانشجویان اطلاعات خودشان را با دیگر دانشجویان به اشتراک می‌گذارند. یادگیری پایاپای باعث افزایش کارگاه‌ها و صنایع می‌شود. اما باید به‌خاطر داشته باشیم که سبک یادگیری P2P یک آموزش تکمیلی برای کلاس درس است و نمی‌تواند به‌طور کامل جایگزین آن بشود.

مزایای یادگیری به سبک پایاپای

یادگیری به سبک پایاپای (مرجع) باید برای کسانی که اطلاعات را به اشتراک می‌گذارند و یا دریافت می‌کنند مفید باشد. دانش‌آموزان باید به‌همان اندازه که در کلاس‌های معمولی مطلب می‌آموختند، در روش پایاپای نیز بیاموزند. همین موضوع برای کارگرانی که باید از یک متخصص استخدام شده مطلب می‌آموختند نیز صدق می‌کند. برخی از مزایای این نوع یادگیری عبارتند از:

  1. پژوهشی که توسط Degreed انجام شد، نشان داد که کارکنان ترجیح می‌دهند تا موضوعات جدید را از همکاران‌شان یاد بگیرند تا از رئیس‌شان.
  2. آموزگاران هم‌رده متوجه مسائل و مشکلات روزمره شاگردان خود می‌شوند. آنها از تجربیاتی که شاگردان‌شان به‌صورت روزانه دارند اگاه شده و این موضوع به آنان کمک می‌کند تا تبدیل به آموزگارانی بهتر شوند.

یادگیری پایاپای با رشد هرچه بیشتر آموزش‌های آنلاین در حال تغییر است. بعضی از دانشجویان تماشای ویدیوها را به یادداشت‌برداری ترجیح می‌دهند. همین موضوع در مورد متخصصان تازه‌کار نیز صدق می‌کند که به دنبال تماشای پروژه‌های کاربردی به‌منظور پیشرفت در شغل خود هستند. هدف پلتفورم‌های یادگیری به سبک پایاپای تبدیل شدن به پُلی برای پُرکردنِ این فاصله با فراهم کردن مطالب کاربردی و آموزش قدم‌به‌قدم است. آموزش‌هایی که در قالب ویدئو تهیه می‌شوند.

ظهور بلاک چین در عرصه آموزش

توانایی تکنولوژی بلاک چین در حل مشکلات نوظهور در بسیاری از صنایع، باعث شده در بسیاری از زمینه‌ها دیگر نیز به‌عنوان راه‌حل مشکلات مطرح شود. اهمیت استفاده از تکنولوژی بلاک چین در آموزش به‌اندازهٔ اهمیت آن در صنایع مالی می‌باشد. از موارد مصرف این تکنولوژی در صنعت آموزش می‌توان به‌مدیریت هویت، تأیید کردن درجات و اسناد، ذخیره‌سازی ابری، مدیریت اطلاعات ثبت‌شده، محافطت از حقوق دیجیتالی، امنیت و پیگیری کمک‌های انجام شده به مؤسسات آموزشی اشاره کرد.

تعداد فزاینده‌ای از دانشجویان در حال حاضر در کلاس‌های آنلاین شرکت می‌کنند. بیش از 6 میلیون آمریکایی از کلاس‌های آنلاین استفاده کرده و به دنبال اخذ مدرک خود می‌باشند. بعضی از این دانشجویان متخصصانی می‌باشند که به دنبال تغییر شغل و یا سریع‌تر طی کردن مسیر ترقی‌شان هستند. این تعداد فزایندهٔ دانشجویان آنلاین می‌تواند راه را برای جعل مدارک تحصیلی و اسناد هموار کند. دانشگاه سنت گالن در سوئیس از یک پروژه آزمایشی بلاک چینی رونمایی کرد تا در آن مدارک تحصیلی مورد تأیید قرار بگیرند. استفاده از این سیستم مدت زمان مورد نیاز برای تأیید مدارک تحصیلی را از چند روز به چند ثانیه کاهش می‌دهد.

دانشجویان اطلاعات زیادی دارند که باید آنها را ثبت کرده و از آنها نگهداری کرد، از این اطلاعات می‌توان به اطلاعات حضور و غیاب، واحدهای درسی، نمرات و یا حتی سوابق پرداخت شهریه اشاره کرد. به‌جای ثبت این اطلاعات نزد مؤسسه، این اطلاعات بر روی شبکهٔ بلاک چین ذخیره خواهند شد. جایی که اطلاعات تغییرناپذیر خواهند بود. دانشجویان می‌توانند به این اطلاعات بدون هیچ‌گونه تلاشِ اضافه برای تماس با مؤسسهٔ مربوطه و در زمان مورد نیازشان دسترسی داشته باشند. دانشگاه نیکوزیا در قبرس نیز یک سیستم بلاک چین توسعه داده است که اطلاعات دانشجویان از قبیل نمرات، مدارک تحصیلی و غیره را ذخیره می‌کند.

بلاک چین همچنان یک تکنولوژی نوپا است و پتانسیل واقعی و البته محدودیت‌های آن هنوز به‌طور کامل مورد ارزیابی قرار نگرفته است. این تکنولوژی در آیندهٔ صنعت آموزش کاربردهای بیشتری خواهد داشت. قضیهٔ مهم این است که همه‌گیری ویروس کرونا نیاز ما به ایده‌های تازه و نوآورانه برای آموزش را به روشنی نشان داده است. دانشجویان نیاز به راه جدیدی برای آموختن دارند و کارکنان نیز می‌توانند از پلتفورم‌های آنلاین جهت پیشرفت در مسیر شغلی خود بهره ببرند.