نقش شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

در بازارهای نوسانی معامله‌گران می‌توانند از جهش‌های بزرگ در قیمت دارایی‌ها استفاده کنند. شکاف‌های قیمتی مناطقی در نمودار هستند که قیمت سهم (یا هر ابزار مالی دیگر) به‌شدت به سمت بالا یا پایین حرکت می‌کند بدون این‌که هیچ معامله‌ای در آن میان انجام شود.

در نتیجه، نمودار دارایی یک شکاف قیمتی در الگوی معمولی قیمت را به‌نمایش می‌گذارد. یک معامله‌گر خلاق می‌تواند از این شکاف‌های قیمتی تفسیر خود را داشته باشد و از آن‌ها برای کسب سود استفاده کند.

برای درک بهتر این مقاله بهتر است قبل از خواندن ادامه متن، مقاله آموزشی «شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

این مقاله به شما کمک می‌کند تا درک کنید که چرا این شکاف‌های قیمتی رخ می‌دهند و چگونه می‌توانید از آن‌ها برای انجام معاملات سودمند استفاده کنید.
نکات کلیدی:

  • شکاف‌های قیمتی فضایی در نمودار هستند که در نتیجهٔ حرکت قیمت یک ابزار مالی به سمت بالا یا پایین، بدون هیچ‌گونه معامله‌ای در آن بازهٔ زمانی، شکل می‌گیرد.
  • شکاف‌های قیمتی به‌صورت غیرمنتظره و در نتیجهٔ تغییر ارزش سرمایه‌گذاری تشکیل می‌شوند و می‌توانند نتیجهٔ فاکتورهای فاندامنتالی یا تکنیکالی بازار باشند.
  • شکاف‌های قیمتی به‌شکل شکاف شکست (breakaway gaps)، شکاف خستگی (exhaustion gap)، شکاف معمول (common gap) و یا شکاف ادامه‌دهنده (continuation gap) بسته به محل شکل‌گیری آن‌ها در الگوی قیمتی و سیگنالی که صادر می‌کنند، طبقه‌بندی شده‌اند.

مبانی شکاف‌های قیمتی

شکاف‌های قیمتی در نتیجهٔ فاکتورهای بنیادی یا تکنیکالی شکل می‌گیرند. برای مثال، اگر میزان درآمد یک شرکت بسیار بیشتر از آن چیزی باشد که مورد انتظار بود سهام این شرکت با یک شکاف قیمتی به سمت بالا در روز معاملاتی بعدی باز می‌شوند. این بدین معنی است که قیمت سهم در نقطه‌ای بالاتر از نقطهٔ بسته شدن (close) روز قبل باز شده است.

اتفاقی که باعث شکل‌گیری یک شکاف قیمتی شده است. در بازار فارکس، شایعاتی به‌وجود می‌آید که باعث ایجاد فاصله در نرخ (spread) می‌شود تا جایی که یک شکاف قابل‌توجه می‌تواند دیده شود. به‌طور مشابه، قیمت سهمی که توانسته است یک قلهٔ جدید در روز معاملاتی کنونی ثبت کند می‌تواند در روز معاملاتی بعدی بالاتر از این نقطه باز شود. بنابراین این شکاف قیمتی حاصل فاکتورهای تکنیکالی بوده است.

شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

شکاف‌های قیمتی می‌توانیم به چهار دسته طبقه‌بندی کنیم:

  • شکاف شکست (breakaway gap) در انتهای یک الگوی قیمتی رخ می‌دهد و سیگنال از شروع یک روند تازه می‌دهد.
  • شکاف خستگی (exhaustion gap) در نزدیکی در انتهای یک الگوی قیمتی رخ داده و سیگنال آخرین تلاش بازار برای ثبت یک قله یا کف جدید را صادر می‌کند.
  • شکاف‌های معمول (common gap) نمی‌توانند در الگوهای قیمتی تشکیل شوند – آن‌ها تنها نشان‌دهندهٔ مناطقی هستند که حرکات بازار شکاف ایجاد کرده است.
  • شکاف ادامه‌دهنده (continuation gap) که همچنین با نام شکاف فرار (runaway gap) نیز شناخته می‌شود در میانهٔ الگوی قیمتی تشکیل شده و نشان‌دهندهٔ هجوم خریداران و فروشندگان به سهم است. خریداران و فروشندگانی که باور دارند که قیمت دارایی در آینده به جهتی مشخص حرکت خواهد کرد.

پر کردن شکاف و یا عدم پر کردن آن

وقتی یک شخص می‌گوید که شکاف قیمتی پر شده است حرف او بدین معنی است که قیمت توانسته است به سطح قیمتی پیش از شکل‌گیری شکاف بازگردد. پر شدن شکاف‌های قیمتی اتفاقی نسبتاً معمول است و به دلایل زیر رخ می‌دهد:

  • شور و نشاط غیرمنطقی (Irrational exuberance): جهش اولیهٔ قیمت ممکن است ناشی از دیدگاه خوش‌بینانه یا بدبینانه افراطی در بازار باشد، بنابراین امکان شکل‌گیری یک حرکت اصلاحی (correction) وجود دارد.
  • مقاومت تکنیکالی (Technical resistance): وقتی که قیمت با حرکتی تند به سمت بالا یا پایین حرکت می‌کند، نمی‌تواند هیچ سطح حمایتی یا مقاومتی را پشت سر بگذارد.
  • الگوی قیمتی (Price pattern): از الگوهای قیمتی برای طبقه‌بندی شکاف‌های قیمتی استفاده می‌کنند و با استفاده از این الگوها به بررسی این مطلب می‌پردازند که آیا امکان پر شدن این شکاف‌های قیمتی وجود دارد یا خیر. شکاف‌های خستگی معمولاً پر می‌شود زیرا که آن‌ها نشان‌دهندهٔ انتهای روند قیمت می‌باشند در حالی که شکاف‌های ادامه‌دهنده و شکاف فرار احتمال پایین‌تری برای پر شدن دارند زیرا که آن‌ها تأییدیه‌ای بر ادامه جهت روند کنونی می‌باشند.

زمانی ‌که شکاف‌های قیمتی در همان روز معاملاتی که شکل گرفته‌اند پر می‌شوند، اصطلاحاً آن را محوشدگی شکاف قیمتی (fading) می‌نامیم.

برای مثال، در نظر بگیرید که یک شرکت توانسته است میزان سود به‌ازای هر سهم (Earnings Per Share – EPS) بالایی برای سه ماه خود اعلام کند بنابراین قیمت سهام این شرکت به سمت بالای شکاف ایجاد می‌کنند (بدین معنی که قیمت سهام این شرکت با فاصله‌ای زیاد بالاتر از قیمت بسته شدن روز قبلی باز شده است).

تحلیل تکنیکال چیست

حال در نظر بگیرید که در طی روز مردم با بررسی صورت جریان نقدی (cash flow statement) یک سری ضعف در عملکرد شرکت تشخیص می‌دهند، بنابراین آن‌ها شروع به فروش سهم می‌کنند.

در نهایت قیمت به محدودهٔ بسته شدن روز قبل خود رسیده و شکاف قیمتی را پر می‌کند. بسیاری از معامله‌گران روزانه (day traders) از این استراتژی در فصل انتشار گزارش‌های درآمدی یا دیگر اوقاتی که در آن‌ها شور و نشاط غیرمنطقی در بازار وجود دارد استفاده می‌کنند.

چگونه از شکاف‌های قیمتی استفاده کنیم؟

راه‌هایی زیادی برای بهره بردن از شکاف‌های قیمتی وجود دارند که البته چند استراتژی محبوب‌تر از بقیه آن‌ها است. برخی از معامله‌گران زمانی که فاکتورهای تکنیکالی یا بنیادی احتمال شکل‌گیری گپ در روز معاملاتی بعد را افزایش می‌دهد به خرید می‌پردازند.

برای مثال، پس از انتشار گزارش‌های مثبت درآمدی آن‌ها در ساعات تعطیلی بازار خرید می‌کنند و امیدوارند که قیمت در روز معاملاتی بعدی یک شکست به سمت بالا ایجاد کند. ممکن است معامله‌گران وارد موقعیت‌های معاملاتی خرید یا فروش نقدینه یا غیرنقدینه (illiquid) در شروع حرکات قیمتی شوند، به این امید که شکاف قیمتی پر شده و روند ادامه‌دار باشد.

برای مثال، معامله‌گران ممکن است ارزی را که هیچ‌گونه مقاومت مهمی را پیش روی خود ندارد و یک شکاف قیمتی به سمت بالا ایجاد کرده است را به سرعت و با نقدینگی پایین خریداری کند.

سطوح مقاومت

برخی از معامله‌گران پس از شکل‌گیری قله یا کف قیمتی در نمودار باعث محو شدن شکاف‌های قیمتی می‌شوند (و از دیگر شکل‌های تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند).

برای مثال، اگر قیمت سهام یک شرکت در نتیجهٔ گزارش‌های نظری (speculative report) یک شکاف قیمتی روبه‌بالا بسازد معامله‌گران باتجربه ممکن است با قرارگیری در موقعیت فروش، این شکاف قیمتی را محو کنند.

در آخر، معامله‌گران می‌توانند پس از رسیدن قیمت به سطح حمایتی سابق و پر شدن شکاف قیمتی خرید کنند. مثالی از این استراتژی در زیر آورده شده است.

در ادامه نکات کلیدی را می‌بینید که باید به‌هنگام معامله با استفاده از شکاف‌های قیمتی به‌خاطر بسپارید:

  • زمانی که قیمت سهم شروع به پر کردن شکاف قیمتی کرد به‌ندرت در آن نقطه توقف می‌کند زیرا معمولاً هیچ‌گونه سطح حمایتی یا مقاومتی نزدیک به آن وجود ندارد. شکاف‌های خستگی و شکاف‌های ادامه‌دهنده حرکت قیمت در دو جهت متفاوت را پیش‌بینی می‌کنند – بنابراین از طبقه‌بندی نوع شکافی که می‌خواهید از آن استفاده کنید اطمینان داشته باشید.
  • سرمایه‌گذاران خرد (retail investors)‌ کسانی هستند که معمولاً از شور و نشاط افراطی بازار استفاده می‌کنند هرچند مؤسسات سرمایه‌گذاری نیز ممکن است از این شکاف‌ها برای کمک به پرتفوی خود استفاده کنند. بنابراین زمانی که از این اندیکاتور استفاده می‌کنید هوشیار بوده و پیش از ورود به هرگونه پوزیشن معاملاتی، صبر کنید تا قیمت بتواند شکست را انجام دهد.
  • حتماً به بررسی حجم معاملاتی بپردازید. در شکاف‌های فرار حجم معاملاتی باید بالا باشد در حالی که در شکاف‌های خستگی باید با حجم معاملاتی پایینی روبه‌رو شویم.

مثالی از معامله با استفاده از شکاف قیمتی

برای جمع‌بندی ایده‌ها و مفاهیم ذکر شده بیایید به یک سیستم معاملاتی شکاف‌های قیمتی که برای بازار فارکس طراحی شده است نگاهی بیاندازیم. این سیستم از شکاف قیمتی برای پیش‌بینی بازگشت به سطوح قبلی قیمت استفاده می‌کند. قوانین این سیستم در ادامه آمده است.

  1. معامله باید همواره در جهت روند اصلی قیمت انجام شود (نمودار ساعتی بررسی شود)
  2. ارز مورد نظر باید یک شکاف قیمتی مهم به سمت بالا یا پایین یک سطح مقاومتی کلیدی در نمودار 30 دقیقه‌ای داشته باشد.
  3. قیمت باید به سطح مقاومت اصلی برگردد. این نشان می‌دهد که شکاف قیمتی پر شده است و قیمت به سطح مقاومت پیشین خود بازگشته و آن را تبدیل به یک حمایت کرده است.
  4. باید کندلی شکل بگیرد که نشان‌دهندهٔ ادامهٔ حرکت قیمت در جهت شکاف قیمتی باشد. این موضوع به ما کمک می‌کند تا از قدرت منطقهٔ حمایتی اطمینان بیشتری حاصل کنیم.

به دلیل اینکه بازار فارکس یک بازار 24 ساعته است (از ساعت 5 عصر به وقت شرقی آغاز شده و تا ساعت 4 عصر در روز جمعه به وقت شرقی باز می‌ماند) شکاف‌های قیمتی در بازار فارکس به‌شکل کندل‌های بزرگ به‌نمایش درمی‌آیند.

این کندل‌های بزرگ معمولاً به‌خاطر انتشار یک گزارش که سبب حرکات تند قیمت با نقدینگی پایین می‌شوند شکل می‌گیرند. در بازار فارکس تنها شکاف‌های قیمتی قابل مشاهده زمانی هستند که بازار پس از تعطیلات آخر هفته دوباره باز می‌شود.

بیایید نگاهی به این سیستم در نمودار زیر بیاندازیم:

نقش شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟
کندل بزرگی که با فلش سمت چپ مشخص شده است نشان‌دهندهٔ یک شکاف قیمتی در نمودار جفت ارز پوند بریتانیا به دلار آمریکا (GBP/USD) در بازار فارکس است.

کندل بزرگی که با فلش سمت چپ مشخص شده است نشان‌دهندهٔ یک شکاف قیمتی در نمودار جفت ارز پوند بریتانیا به دلار آمریکا (GBP/USD) در بازار فارکس است.

این به‌شکل یک شکاف قیمتی معمول نیست اما عدم وجود نقدینگی بین قیمت‌ها آن را شبیه به شکاف‌های معمول می‌کند. توجه کنید که چگونه این سطوح به‌عنوان حمایت‌ها و مقاومت‌های قدرتمند ایفای نقش می‌کنند.

می‌توانیم در شکل فوق ببینیم که قیمت یک شکاف قیمتی به بالای یک محدودهٔ قدرتمند تثبیتی مقاومتی ایجاد کرده، به آن سطح برگشته و آن را پر کرده است و در نهایت، مسیر خود به سمت بالا پیش از تغییر جهت حرکت ادامه داده است.

سطوح حمایت و مقاومت

می‌توانیم ببینیم که یک سطح حمایتی کوچک در پایین شکاف قیمتی وجود دارد، که این حمایت کوچک تا محدودهٔ حمایتی پیشین (جایی که ما وارد معامله خرید شدیم) ادامه پیدا کرده است.

یک معامله‌گر می‌تواند همچنین از نقطهٔ چرخش حرکات قیمت تا محدودهٔ حمایتی مورد نظر وارد یک معامله فروش شود، اگر بتواند شکل‌گیری نقطهٔ قله در قیمت را تشخیص دهد.

نکتهٔ مهم: شکاف‌های قیمتی به دلیل نقدینگی پایین و نوسانات بالا ریسکی می‌باشند اما اگر به‌درستی برای معامله مورد استفاده قرار بگیرند می‌توانند فرصت‌هایی برای کسب سود سریع را در اختیار ما قرار دهند.

جمع‌بندی

افرادی که به بررسی و مطالعهٔ فاکتورهای ایجادکنندهٔ شکاف‌های قیمتی پرداخته و می‌توانند این شکاف‌ها را به‌درستی تشخیص دهند احتمال بالایی از موفقیت را پیش روی خود می‌بینند. هرچند، همواره یک معامله وجود دارد که مطابق میل شما پیش نخواهد رفت.

برای اینکه از چنین حالاتی پیش‌گیری کنید باید ابتدا به بررسی شبکه ارتباطات الکترونیک (electronic communication network – ECN) و حجم معاملاتی (volume) بپردازید. این دو مورد به شما اطلاعاتی در خصوص محل قرارگیری معاملات مختلف می‌دهد.

اگر یک مقاومت با حجم معاملاتی بالا را می‌بینید که از پر شدن شکاف قیمتی جلوگیری می‌کند، به بررسی دوبارهٔ معاملهٔ خود بپردازید و اگر در خصوص این موقعیت مطمئن نیستید وارد هیچ معامله‌ای نشوید.

شما باید از پایان یافتن رالی قیمتی نیز اطمینان حاصل کنید. شور و نشاط غیرمنطقی شکل‌گرفته در بازار لزوماً توسط بازار اصلاح نمی‌شوند.
ممکن است برخی از سهام‌ها سال‌ها به حرکت صعودی خود ادامه داده، ارزشی بیشتر از ارزش واقعی خود داشته باشند و شایعات اثر زیادی بر میزان معاملهٔ آن‌ها داشته باشند بدون آنکه هیچ‌گونه حرکت اصلاحی‌ای در بازار شکل بگیرد.

پیش از ورود به موقعیت‌های معاملاتی مطمئن شوید که افت حجم معاملاتی در بازار صورت پذیرفته است. در آخر، همواره از یک دستور استاپ حفاظتی (stop-loss order) در معاملات‌تان استفاده کنید.

یکی از بهترین مکان‌ها برای قرار دادن دستور استاپ حفاظتی سطوح پایینی نقاط حمایت کلیدی است. البته شما می‌توانید از درصدها نیز استفاده کنید برای مثال می‌توانید دستور استاپ حفاظتی را 8% پایین‌تر از نقطه ورود قرار دهید.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

الگوی هارامی صعودی چیست؟

الگوی هارامی صعودی (bullish harami) یک الگوی ساده در نمودارهای کندلی می‌باشد. این الگو نشان می‌دهد که احتمال وقوع بازگشت (Reversal) در روند نزولی بازار وجود دارد.

مبانی الگوی هارامی صعودی

الگوی هارامی صعودی یک الگوی کندلی می‌باشد که امکان پایان یافتن قریب‌الوقوع یک روند نزولی را بیان می‌کند. برخی از سرمایه‌گذاران، االگوی هارامی صعودی را یک نشانهٔ خوب برای خرید یک دارایی (ورود به پوزیشن لانگ) در نظر می‌گیرند.

نکات مهم:

  • همان طور که گفته شد، الگوی هارامی صعودی یک الگوی کندلی است که نمایان‌گر وقوع برگشت حرکت نزولی قیمت (Downtrend Reversal) می‌باشد.
  • الگوی هارامی صعودی عموماً با یک افزایش قیمت جزئی (کندل سفیدرنگ) نمایان می‌شود که می‌تواند شامل حرکت نزولی قیمت سهام (کندل سیاه‌رنگ) طی چند روز اخیر باشد.

نمودار کندلی نوعی از نمودار است که برای بررسی عملکرد قیمتی سهام از آن استفاده می‌شود.  نام‌گذاری آن به سبب شکل مستطیلی کندل‌ها  و خطوط بیرون‌زده از بالا و پایین آن است که شباهت زیادی به شمع (candlesticks) و سایه‌ها (فتیله شمع یا wicks) دارد.

کندل‌ها معمولاً نمایان‌گر اطلاعات قیمت سهام مرتبط با یک روز شامل قیمت آغازین (Opening Price – Open)، قیمت پایانی (Close)، سقف قیمتی (High) و کف قیمتی (Low) در آن روز است.

تحلیل تکنیکال چیست

سرمایه‌گذارانی که قصد شناخت الگوی هارامی را دارند در وهلهٔ اول باید به دنبال عملکرد روزانهٔ بازار در نمودارهای کندلی باشند. الگوهای هارامی طی دو یا چند روز معاملاتی پدیدار می‌شوند.

یک الگوی هارامی صعودی به کندل‌های اولیه برای نشان دادن ادامهٔ روند نزولی قیمت تکیه دارد. هر چند روند نزولی بازار در این حالت نیز همچنان سعی در پایین‌تر بردن هر چه بیشتر قیمت خواهد داشت.

الگوی هارامی صعودی در کنار یک بدنهٔ کوچک‌تر به نام دوجی (doji) قرار دارد که در بازهٔ قیمتی همان کندل قبلی می‌باشد. اگر دور این دو کندل یک خط بکشیم، شکلی همچون یک زن باردار نمایان می‌شود. هارامی از یک واژهٔ  قدیمی ژاپنی به معنای باردار نشأت می‌گیرد.

الگوی هارامی صعودی در تحلیل تکنیکال چیست؟
این نمودار نشان‌دهندهٔ یک الگوی هارامی صعودی است. دو کندل سیاه اول یک روند دو روزهٔ نزولیِ قیمت سهم را نشان می‌دهند و کندل سفید که در محدودهٔ کندل قبلی قرار می‌گیرد، شروع یک روند آهسته اما روبه‌بالا در روز سوم را نمایش می‌دهد. سرمایه‌گذاران این الگوی هارامی  صعودی را نشانهٔ بازگشت قیمتی می‌دانند.

برای ظاهر شدن یک الگوی هارامی صعودی، بدنهٔ کوچک‌تر کندل دوجی تشکیل شده باید در محلی بالاتر از کندل روز قبلی بسته شود. در این حالت به احتمال قوی بازگشت روند رخ می‌دهد.

نمودار بالا نشان‌دهندهٔ یک الگوی هارامی صعودی است. دو کندل سیاه اول یک روند دو روزهٔ نزولیِ قیمت سهم را نشان می‌دهند و کندل سفید که در محدودهٔ کندل قبلی قرار می‌گیرد، شروع یک روند آهسته اما روبه‌بالا در روز سوم را نمایش می‌دهد. سرمایه‌گذاران این الگوی هارامی  صعودی را نشانهٔ بازگشت قیمتی می‌دانند.

الگوی هارامی صعودی (bullish harami)، هارامی نزولی (bearish harami) و الگوهای کندلی پیشرفته

تحلیل‌گرانی که به دنبال سریع‌ترین راه برای تحلیل اطلاعات عملکرد روزانهٔ بازار هستند، به الگوهای کندلی برای تسریع درک و تصمیم‌گیری تکیه می‌کنند.
در حالی که الگوهای هارامی صعودی و هارامی نزولی، احتمال رخداد بازگشت در قیمت را پیش‌بینی می‌کنند، نمودارهای کندلی اما گسترهٔ وسیعی از الگوها را برای پیش‌بینی روند بازار در آینده فراهم می‌کنند.

الگوی هارامی صعودی و هارامی نزولی مانند الگوهای ستاره‌های عصرگاهی (Evening Stars)، سه صعود و الگوهای پوشاننده (Engulfing Patterns) در دستهٔ الگو های کندلیِ اصلی قرار می‌گیرند.

تحلیل‌هایی با عمق بیشتر با استفاده از الگوهایی پیشرفته‌تر مانند بازگشت جزیره‌ای (Island Reversal)، بازگشت گیره‌ای (Hook reversal) و الگوهای سان-کو ( san-ku ) یا Three gaps patterns انجام‌پذیر می‌باشند.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

الگوی تقاطع طلایی چیست؟

الگوی تقاطع طلایی (golden cross) یک الگوی نمودار (chart pattern) می‌باشد که نشان‌دهندهٔ یک سیگنال صعودی در بازار (bullish signal) می‌باشد که در آن یک میانگین متحرک با بازهٔ زمانی کوتاه‌مدت یک میانگین متحرک با بازهٔ زمانی بلندمدت‌تر را قطع می‌کند.

تقاطع طلایی یک الگوی شکست قیمتی با ماهیت صعودی در بازار می‌باشد. این الگو در قیمت یک اوراق بهادار گذر میانگین متحرک کوتاه‌مدت (مانند یک میانگین متحرک پانزده‌روزه) به سطحی بالاتر از میانگین متحرک بلندمدت‌تر (میانگین متحرک پنجاه‌روزه) یا یک سطح مقاومتی تشکیل می‌شود.

از آنجا که اندیکاتور‌‌های بلندمدت دارای وزن بیشتری نسبت به اندیکاتورهای کوتاه‌مدت‌تر می‌باشند، الگوی تقاطع طلایی یک حرکت روبه‌بالا را برای بازار نشان می‌دهد و با انجام معاملاتی با حجم بالا، بیش از پیش تقویت می‌شود.

نکات کلیدی

  • الگوی تقاطع طلایی، یک الگوی نموداری تکنیکال می‌باشد که نشان‌دهندهٔ احتمالی وقوع یک رالی قیمتی بزرگ است.
  • الگوی تقاطع طلایی زمانی در نمودار‌ها دیده‌ می‌شود که میانگین‌ متحرک کوتاه‌مدت یک سهم، به‌سطحی بالاتر از میانگین متحرک بلندمدت آن سهم برود.
  • الگوی تقاطع طلایی می‌تواند به‌عنوان متضاد الگوی تقاطع مرگ محسوب شود که نشان‌دهندهٔ یک حرکت قیمتی به سمت پایین می‌باشد.

الگوی تقاطع طلایی چه چیزهایی را به شما می‌گوید؟

در الگوی تقاطع طلایی شاهد سه سطح می‌باشیم. در سطح اول، نیازمندیم که یک روند نزولی به کف خود برسد و در آن نقطه از نیروی فروش تخلیه شود.

در سطح دوم، میانگین متحرک کوتاه‌مدت، میانگین متحرک بلندمدت را به سمت بالا می‌شکند و باعث رخ دادن یک شکست قیمتی شده و همچنین تأییدیه‌ای بر بازگشت روندی می‌باشد.

تحلیل تکنیکال چیست

در سطح آخر، با حرکتی روبه‌بالا، قیمت مسیر خود را به سمت اهداف بالاتر ادامه می‌دهد.

میانگین‌های متحرک به‌عنوان سطوح حمایتی در حین انجام پولبک‌ها (pull-backs) ایفای نقش می‌کنند، تا زمانی که میانگین متحرک کوتاه‌مدت، میانگین متحرک بلندمدت را به سمت پایین قطع کند که باعث رخ دادن یک تقاطع مرگ (death cross pattern) می‌شود، که این الگو می‌تواند سیگنالی از شروع یک روند نزولی احتمالی در بازار باشد.

الگوی تقاطع مرگ در مقابل الگوی تقاطع طلایی قرار می‌گیرد.

الگوی تقاطع طلایی در تحلیل تکنیکال چیست؟

معمول‌ترین میانگین‌های متحرک استفاده شده در این الگو، میانگین‌های متحرک پنجاه‌روزه (50days Moving average) و میانگین‌های متحرک دویست‌روزه (200days moving average) می‌باشند.

این بازه‌های زمانی نشان‌دهندهٔ مدت‌زمان در نظر گرفته شده می‌باشند. به‌طور کلی، هرچه این بازه‌های زمانی بلندمدت‌تر باشند، سیگنالی قوی‌تر را صادر می‌کنند.

برای مثال، گذرکردن میانگین‌های متحرک پنجاه‌روزه به سطحی بالاتر از سطح میانگین متحرک دویست‌روزه در یک شاخص مانند شاخص S&P500 یکی از معروف‌ترین سیگنال‌های شروع روند روبه‌بالا در بازار می‌باشد.

شعار معروف ( بالا آمدن آب در جزر و مد همهٔ قایق‌ها را بلند می‌کند) با ظهور تقاطع طلایی، در بازار اعمال می‌شود. زمانی که تقاطع طلایی باعث تشدید خرید در تمامی اجزای شاخص یا تمامی بخش‌های بازار می‌گردد.

تقاطع در تحلیل تکنیکال

معامله‌گران روزانه (Day traders) معمولاً از بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت‌تری برای میانگین‌های متحرک، مانند میانگین‌های متحرک پنج‌روزه و میانگین‌‌های متحرک پانزده‌روزه به‌منظور تشخیص تقاطع‌های طلایی در بازهٔ معاملاتی میان‌روزی (intra-day) استفاده می‌کنند.

بازهٔ زمانی در نمودارها می‌توانند از یک دقیقه تا هفته‌ها و ماه‌ها تغییر یابند. همان طور که هرچه بازهٔ زمانی طولانی‌مدت‌تر باشد سیگنال‌های قوی‌تری نیز صادر می‌گردند، این مثال در مورد بازه‌های زمانی در نمودارها نیز صادق است.

هرچه بازهٔ زمانی انتخاب شده در نمودار بزرگتر باشد، در صورت وقوع شکست تقاطع طلایی، سیگنال قوی‌تری صادر می‌شود.

به‌عنوان یک مثال فرضی، میانگین‌های متحرک 50 دوره‌ای و میانگین‌های متحرک 200 دوره‌ای در یک نمودار ماهانه، سیگنال‌هایی به‌‌وضوح قوی‌تر را نسبت به میانگین‌های متحرک با بازهٔ 50 و 200 دوره‌ای در یک نمودار 15 دقیقه‌ای صادر می‌کند.

سیگنال‌های صادرشده از شکست تقاطع طلایی می‌توانند به‌همراه انواع مختلفی از مومنتم اسیلاتورها (Momentum oscillators) در بازار مانند (Stochastic) ،(Moving average convergence divergence – MACD) و همچنین شاخص قدرت نسبی (Relative Strength Index – RSI) استفاده شوند تا مقادیر خرید افراطی (Overbought) و فروش افراطی (Oversold) را در یک روند تشخیص دهند. تشخیص این موارد به ما کمک می‌کند تا بتوانیم نقاط ایده‌آل ورود و خروج را پیدا کنیم.

تفاوت بین یک تقاطع طلایی و یک تقاطع مرگ

الگوی تقاطع طلایی و تقاطع مرگ دقیقاً در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. الگوی تقاطع طلایی نشان‌دهندهٔ یک بازار صعودی بلندمدت می‌باشد، در حالی که یک الگوی تقاطع مرگ نشان‌دهندهٔ احتمال شروع یک بازار بلندمدت نزولی می‌باشد.

برای آشنایی کامل با الگوی تقاطع مرگ مقاله آموزشی «الگوی تقاطع مرگ» را مطالعه نمایید.

هر دوی آن‌ها نیز تائیدیه‌شان با حرکت میانگین متحرک کوتاه‌مدت به سمت بالا یا پایین میانگین متحرک بلندمدت نشان می‌دهند.

الگوی تقاطع طلایی زمانی رخ می‌دهد که میانگین متحرک کوتاه‌مدت به سمت یک میانگین متحرک بلندمدت مهم حرکت کرده و توسط تحلیل‌گران و معامله‌گران بازار به‌عنوان سیگنالی قطعی از شروع روند صعودی در بازار در نظر گرفته می‌شود.

به‌طور عکس، همین تقاطع به سمت پایین، الگوی تقاطع مرگ را تشکیل می‌دهد و به‌عنوان سیگنالی جهت شروع حرکت نزولی در بازار در نظر گرفته می‌شود.

البته به‌خاطر داشته باشید که این کراس‌های قیمتی زمانی قابل‌توجه‌تر می‌شوند که با حجم معاملاتی بالا همراه باشند. زمانی که یک تقاطع رخ می‌دهد، میانگین متحرک بلندمدت به‌عنوان یک سطح حمایتی قابل‌توجه (major support level) (درمورد تقاطع طلایی) و به‌عنوان یک سطح مقاومتی قابل‌توجه (major resistence level) (درمورد تقاطع مرگ) محسوب می‌شود که بازار از آنجا، حرکتش به سمت بالا یا پایین را ادامه می‌دهد.

هر یک از این تقاطع‌ها می‌تواند به‌‌عنوان سیگنالی از یک تغییر روند دیده شوند، اما معمولاً زمانی رُخ می‌دهند که یک تأییدیهٔ قدرتمند از تغییر در روند پیش‌تر اتفاق افتاده باشد.

محدودیت‌های استفاده از الگوی تقاطع طلایی

تمامی اندیکاتورها دارای تأخیر می‌باشند، و هیچ اندیکاتوری نمی‌تواند به‌درستی آینده را پیش‌بینی کند. در بسیاری از دفعات، یک الگوی تقاطع طلایی، سیگنالی غلط را تولید کرده و معامله‌گری که با استفاده از این سیگنال وارد موقعیت معاملاتی خرید شده، می‌تواند خود را در ضرر ببیند.

با وجود قدرت پیش‌بینی و نشان دادن احتمال رُخ دادن حرکات بزرگ صعودی در بازار، الگوهای تقاطع طلایی در بسیاری از موارد شکست می‌خورند. بنابراین، یک الگوی تقاطع طلایی باید همواره با استفاده از دیگر سیگنال‌ها یا اندیکاتورها پیش از ورود به یک معامله تأیید شود.

کلید استفادهٔ صحیح از الگوی تقاطع طلایی (با استفاده از فیلتر‌های اضافه و اندیکاتورها) این است که همواره به پارامترهای ریسک و نسبت‌های معاملاتی‌تان توجه کنید.

به یاد داشته باشید که همیشه نسبت ریسک به سود (risk to reward ratio) خود دقت کرده تا بتوانید معاملهٔ خود را در زمانی مناسب انجام دهید و نتایج بهتری کسب کنید تا کورکورانه از این الگوهای تقاطعی در نمودار پیروی نکنید.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

چگونه از الگوی رول سوشی در تشخیص بازگشت های قیمتی در تحلیل تکنیکال استفاده کنیم؟

استفاده از حرکات قیمتی سهام یا دیگر دارایی‌ها می‌تواند سودآور باشد. هرچند، گیر افتادن در یک بازگشت قیمتی چیزی است که بیشتر معامله‌گران از آن می‌ترسند.

بازگشت قیمتی، زمانی رخ می‌دهد که جهت روند قیمت سهام یا هر دارایی دیگری، تغییر کند. یافتن سیگنال‌هایی از بازگشت قیمتی، به معامله‌گر این هشدار را می‌دهد که او باید از معامله‌اش خارج شود، زیرا شرایط دیگر مطلوب نیست.

سیگنال‌های بازگشت قیمتی می‌توانند برای شروع معامله‌هایی جدید استفاده شوند، زیرا که این بازگشت ممکن است خود شروع یک روند تازه باشد.

برای یادگیری بیشتر در مورد بازگشت قیمتی مقاله آموزشی «بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

مارک فیشر در کتاب خود به نام «معامله‌گر منطقی – The logical trader»، تکنیک‌هایی را برای یافتن نقاط احتمالی قله و کف بازار معرفی کرده است.

اگرچه تکنیک‌های فیشر نتایجی مشابه با الگوهای نموداری سقف یا کف دوقلو (Double top – double bottom) یا الگوی سر و شانه (Head and shoulders pattern) دارند، متودهای فیشر در یافتن سریع‌تر سیگنال‌ها مؤثر می‌باشند، سیگنال‌هایی که به معامله‌گر هشدار احتمال بازگشت روند کنونی را می‌دهد.

یکی از تکنیک‌هایی که فیشر در مورد آن بحث کرده است، رول سوشی (Sushi roll) نام دارد. با وجود اینکه تکنیک الگوی رول سوشی هیچ ربطی به غذا ندارد، اما او این مفهوم را پس از نهار و هنگامی که معامله‌گران در مورد ستاپ‌های بازاری (Market setups) صحبت می‌کردند، درک کرد.

نکات کلیدی:

  • الگوی رول سوشی، یک الگوی تکنیکالی می‌باشد که برای یافتن زودهنگام سیگنال تغییر روند بازار، از آن استفاده می‌شود.
  • زمانی که الگوی رول سوشی در یک روند نزولی تشکیل می‌شود، به معامله‌گران هشدار بازگشت احتمالی قیمت و تبدیل آن به یک روند صعودی را می‌دهد. و به آن‌ها هشدار می‌دهد تا از موقعیت‌های معاملاتی فروش خود (Short position) خارج شوند.
  • زمانی که الگوی رول سوشی در یک روند صعودی پدیدار شود، به معامله‌گران هشدار احتمال بازگشت قیمتی به سمت پایین را می‌دهد، بنابراین آن‌ها باید از معاملات خرید خود خارج شده و یا وارد موقعیت‌های معاملاتی فروش شوند.
  • در یک آزمون، الگوی رول سوشی در مقابل استراتژی سنتی خرید و نگه‌داری (buy-and-hold strategy)، در معاملات شاخص ترکیبی نزدک در طی دوره 14 ساله مقایسه شد. نتایج حاصله نشان داد که الگوی رول سوشی سودی معادل 29.31 درصد را نصیب معامله‌گران کرد، در حالی که استراتژی سنتی خرید و نگه‌داری تنها 10.66 درصد سود، نصیب سرمایه‌گذار کرده است.

الگوی بازگشتی رول سوشی

فیشر الگوی بازگشتی رول سوشی را به‌شکلِ ده میله در نمودار تعریف می‌کند که پنج میله اول (میله‌های درونی – Inside bars) در یک محدوده از قله‌ها و کف‌ها محصور شده، و پنج میله دوم (میله‌های بیرونی – Outside Bars) میله‌های اول را با قله‌های بالاتر و کف‌هایی پایین‌تر، می‌پوشانند.

این الگو شبیه به الگوی پوشانندهٔ صعودی یا نزولی (Bullish or bearish engulfing pattern) می‌باشد، و تفاوت آن‌ها در این است که به‌جای دو میلهٔ ساده، رول سوشی از چندین میله تشکیل شده است.

برای یادگیری بیشتر در مورد الگوی پوشاننده صعوی مقاله آموزشی «الگوی شمعی پوشاننده صعودی در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

زمانی که الگوی رول سوشی در یک روند نزولی تشکیل می‌شود، هشدار یک بازگشت احتمالی قیمت را می‌دهد که نشان‌دهندهٔ پتانسیل خرید و هشداری برای خروج از موقعیت‌های معاملاتی فروش، می‌باشد.

اگر الگوی رول سوشی در طی یک روند صعودی شکل بگیرد، معامله‌گران باید از موقعیت‌های معاملاتی خرید خود خارج شده یا به موقعیت‌های معاملاتی فروش وارد شوند.

با وجود اینکه فیشر الگوی رول سوشی را به‌شکل یک الگوی پنج تا ده میله‌ای معرفی کرده است، اما نَه تعداد این میله‌ها مهم است و نه مدت‌زمان این میله‌ها تعیین‌شده می‌باشند.

هدف اصلی، تشخیص یک الگو است که در آن تعدادی از میله‌ها به‌شکل میله‌های درونی و تعدادی از آن‌ها به‌شکل میله‌های بیرونی شکل گرفته‌اند، به‌نحوی که این الگو را بسازند. همچنین شما می‌توانید در حین استفاده از این تکنیک، از تایم فریم مورد علاقه‌تان برای معامله‌گری بهره ببرید.

تحلیل تکنیکال چیست

دومین الگوی بازگشت روندی که فیشر در مورد آن صحبت کرده است، و برای معامله‌گران بلندمدت مناسب می‌باشد، هفتهٔ بازگشت قیمتی خارجی (Outside reversal week) نام دارد.

این الگو مشابه با الگوی رول سوشی است، اما از دیتاهای قیمتی روز دوشنبه تا جمعه، استفاده می‌کند. این الگو 10 روز به طول می‌انجامد و زمانی به‌طور کامل شکل می‌گیرد که یک هفته (با تعداد روزهای معاملاتی 5) توسط یک هفته دیگر – که میله‌های آن، مشخصات ذکرشده برای الگوی رول سوشی را دارند – دنبال شود.

تست الگوی برگشتی رول سوشی

در بین سال‌های 1990 تا 2004 – که یک بازه زمانی 14 ساله است – از الگوی رول سوشی برای تشخیص نقاط برگشتی قیمت در شاخص ترکیبی نزدک (NASDAQ Composite Index) استفاده شد.

با دو برابر کردن بازهٔ زمانی این الگو، و تبدیل آن از یک الگو با ده میله (پنج میله درونی و پنج میله بیرونی)، به یک الگوی بلندمدت‌تر با بیست میله (ده میله درونی و ده میله بیرونی)، سیگنال‌ها کمتر شده اما از صحت بیشتری برخوردار شدند.

با تشکیل یک نمودار با استفاده از اطلاعات دو هفتهٔ معاملاتی پیاپی – به‌شکلی که الگو در روز دوشنبه شروع شده و میانگینی از چهار هفته را برای کامل شدن نیاز داشته باشد – این الگو به‌شکل یک بازگشت (Rolling inside/outside reversal – RIOR) تلقی شد.

هر یک از بخش‌های دو هفته‌ای این الگو (دو میله بر روی نمودار هفتگی، که معادل 10 روز معاملاتی می‌باشند) به‌شکل یک مستطیل مشخص شده است.

خطوط روند صورتی‌رنگ، نشان‌دهندهٔ روند قالب بازار می‌باشد. این الگو معمولاً به‌عنوان یک تأییدیه مناسب در خصوص بازگشت روند، عمل می‌کند و مدتی کوتاه پس از تأییدیه بازگشت، خط روند اصلی شکسته می‌شود.

زمانی که این الگو شکل بگیرد، می‌توان از یک دستور استاپ حفاظتی (Stop loss order) در بالای این الگو (برای ورود به موقعیت‌های معاملاتی فروش) یا در زیر این الگو (برای ورود به موقعیت‌های معاملاتی خرید) استفاده کرد.

چگونه از الگوی رول سوشی در تشخیص بازگشت های قیمتی در تحلیل تکنیکال استفاده کنیم؟

این تست برای مقایسه عملکرد بازگشت (RIOR) در مقابل استراتژی سنتی خرید و نگه‌داری (buy-and-hold strategy) انجام شد.

با وجود اینکه شاخص ترکیبی نزدک، در ماه مارس سال 2000 به 5132 واحد رسیده بود، خرید در روز 2 ژانویه سال 1990، و نگه‌داری تا روز 30 ژانویه 2004، به سرمایه‌گذاری که از استراتژی خرید و نگه‌داری استفاده می‌کرد، حدود 1585 واحد در طی 3567 روز معاملاتی (14.1 سال) سود داد. بدین ترتیب سرمایه‌گذار به‌طور متوسط، سالانه 10.66 درصد از سرمایه‌گذاری‌اش را سود کرده است.

معامله‌گری که پس از صادر شدن سیگنال بازگشت روند، در روز بیست‌ویکم شکل‌گیری الگو، وارد موقعیت معاملاتی خرید شده یا معامله‌گری که پس از صدور سیگنال بازگشت روند نزولی، وارد موقعیت معاملاتی فروش شده‌اند، اولین معامله‌شان را در تاریخ 29 ژانویه سال 1991 انجام داده‌اند، و در آخرین روز معاملاتی که همان 30 ژانویه سال 2004 بود، خارج شدند.

خط روند چیست

آن معامله‌گرها در طی مدت 1977 روز معاملاتی (7.9 سال)، حدود یازده معامله انجام داده‌اند با در نظر گرفتن این نکته که، آن‌ها حدود 55.4 درصد از کل بازه زمانی 14 ساله را، در بازار سپری کردند.

با این وجود، این معامله‌گران عملکردی بهتری داشتند، و توانستند 3531.94 واحد – که 225 درصد از استراتژی خرید و نگه‌داری بهتر است – را کسب کنند.

اگر زمان حضور در بازار را در نظر بگیریم، معامله‌گرانی که از تکنیک بازگشتی (RIOR) استفاده کرده‌اند، سالانه حدود 29.31 درصد سود کردند. البته در نظر بگیرید که هزینهٔ کمیسیون در این محاسبات، لحاظ نشده است.

استفاده از دیتاهای هفتگی

آزمونی مشابه با مورد ذکرشده با استفاده از شاخص ترکیبی نزدک (NASDAQ Composite index) اما این بار با استفاده از اطلاعات هفتگی انجام شد.

تفاوت این آزمون با آزمون پیشین، تنها در استفاده از دیتاهای ده هفته به‌جای دیتاهای ده‌روزه (یا دو هفته) بود. این بار، مستطیل داخلی (inside rectangle) اطلاعات ده هفته، و مستطیل خارجی (Outside rectangle) اطلاعات هشت هفته را دربرداشتند، استفاده از این ترکیب برای تولید سیگنال‌های فروش، بهتر از ترکیب دو مستطیل پنج هفته‌ای یا دو مستطیل ده هفته‌ای بود.

در کل، پنج سیگنال تولید شده‌اند که سودی معادل 2923.77 واحد دربر داشته‌اند. در این حالت معامله‌گر در 381 هفته از مجموع 713.4 هفته آزمایش (7.3 سال از 14.1 سال کل) – یا 53 درصد از کل زمان – را در بازار حضور داشته است. و با استفاده از این روش، سود سالانه 21.46 درصدی را کسب کرده است.

سیستم هفتگی (RIOR) یک سیستم معاملاتی خوب به‌شمار می‌رود اما بیشتر ارزش آن، تولید سیگنال‌های کمکی برای سیستم روزانه‌ای است که در این مثال، توضیح دادیم.

تأییدیه بازگشت روند

در استفاده از نمودارهای ده دقیقه‌ای یا حتی نمودارهای هفتگی، سیستم معامله‌گری بازگشت روند به‌خوبی آزمون‌ها را پشت سر گذاشت، شایان ذکر است که این آزمون شامل روندهای صعودی و نزولی قابل‌توجه‌ای بود.

هرچند، استفاده از هر اندیکاتور به‌صورت منفرد، می‌تواند معامله‌گر را به دردسر بیاندازد. یکی از ستون‌های اصلی تحلیل تکنیکال، اهمیت دریافت تأییدیه (Confirmation) می‌باشد. استفاده از اندیکاتور ثانویه برای تأییدیه سیگنال دریافت‌شده، می‌تواند اطمینان شما از تحلیل‌تان را بالاتر ببرد.

با توجه به ریسکی که در یافتن نقاط سقف یا کف در بازار وجود دارد، مهم است که حداقل، معامله‌گر از شکست خط روند به‌عنوان تأییدیه‌ای برای سیگنال صادرشده استفاده کند و همواره از یک دستور استاپ حفاظتی (Stop loss order)، برای احتیاط بیشتر بهره ببرند.

در آزمایش‌های ما، اندیکاتور شاخص قدرت نسبی (Relative Strength Index – RSI) توانست تأییدیه‌های مناسبی را در بسیاری از نقاط برگشتی با استفاده از واگرایی منفی (Negative Divergence) صادر کند.

بازگشت‌های قیمتی از حرکات قیمت به سطوح سقف بالاتر یا کف پایین‌تر، ایجاد می‌شوند. بنابراین، این الگوها در آیندهٔ بازار نیز شکل خواهند گرفت. یک سرمایه‌گذار باید این الگوها را در کنار تأییدیه‌ای از دیگر اندیکاتورها را در حین بررسی نمودار در نظر بگیرد.

جمع بندی

زمان‌بندی معاملات، ورود به بازار در نقاط کف یا خروج از بازار در نقاط سقف، همواره شامل ریسک می‌باشد. تکنیک‌هایی مانند الگوی رول سوشی (Sushi Roll)، هفتهٔ برگشتی بیرونی (Outside Reversal Week)، یا الگوی بازگشتی (RIOR) – زمانی که در کنار یک اندیکاتور استفاده شوند – می‌توانند استراتژی‌های معامله‌گری کاربردی‌ای باشند، و به معامله‌گران در جهت حداکثرسازی سود و کاهش میزان ریسک، کمک کنند.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

بهترین روش‌های یادگیری تحلیل تکنیکال چیست؟

علاوه بر الگوهای نموداری و اندیکاتورها، تحلیل تکنیکال شامل بررسی مسائلی مختلف از اقتصاد رفتاری (Behavioral Economics) گرفته تا مدیریت ریسک (Risk Management) می‌شود.

هدف تحلیل تکنیکال به‌طور معمول، یافتن موقعیت‌های معاملاتی و کسب سود از آن‌ها با استفاده از یک روش منظم، و براساس قوانین تعیین‌شده می‌باشد که می‌تواند در طولانی‌مدت، میزان سود را افزایش دهد.

در این مقاله، ما به بررسی چند مورد از بهترین راه‌ها برای شروع یادگیری تحلیل تکنیکال می‌پردازیم. راه‌هایی که شما می‌توانید از آن‌ها، بدون قراردادن سرمایه‌تان در معرض ریسک، بهره ببرید.

نکات کلیدی:

• تحلیل تکنیکال، مطالعهٔ نمودارها و الگوها می‌باشد. اما می‌تواند شامل بررسی جنبه‌هایی از اقتصاد رفتاری و مدیریت ریسک نیز باشد.
• معامله‌گران تازه‌کار می‌توانند از کتاب‌ها و یا دوره‌های آنلاین برای یادگیری تحلیل تکنیکال استفاده کنند.
• بسیاری از کلاس‌های معامله‌گری آنلاین از تاکتیک‌های فروش استفاده می‌کنند، اما معمولاً نمی‌توانند نتایج مورد انتظار را حاصل کنند.
• معامله‌گری شبیه‌سازی شده می‌تواند به معامله‌گران نحوهٔ کار اندیکاتورهای تکنیکالی در بازارهای زنده را آموزش دهد.

اساس تحلیل تکنیکال

اولین قدم در یادگیری تحلیل تکنیکال، به‌دست آوردن درک بنیادی از مفاهیم پایه می‌باشد. می‌توان این درک را از طریق خواندن کتاب‌ها، شرکت در کلاس‌های آنلاین و حضوری، یا مطالعه در وب‌سایت‌های آموزشی که این موارد را پوشش داده‌اند، به‌دست آورد. بسیاری از این منابع رایگان هستند، اما برخی هزینه دارد.

در حالی که کتاب‌های معامله‌گری بی‌شماری نگاشته شده‌اند، بسیاری از آن‌ها توانسته‌اند در گذر زمان اعتبار خود را حفظ کرده و به‌عنوان منابعی مفید برای معامله‌گران تازه‌کار، مورد استفاده قرار گیرند. از این منابع می‌توانیم به کتاب‌های زیر اشاره کنیم:

• Technical Analysis of the Financial Markets: A Comprehensive Guide to Trading Methods and Applications by John J. Murphy
• Market Wizards, Updated: Interviews with Top Traders by Jack D. Schwager
• Reminiscences of a Stock Operator by Edwin Lefevre
• Way of the Turtle: The Secret Methods that Turned Ordinary People into Legendary Traders by Curtis Faith
• Expert Advisor Programming for MetaTrader 5: Creating Automated Trading Systems in the MQL5 Language by Andrew R. Young

همچنین می‌توان از دوره‌های آنلاین و حضوری زیر، استفاده کرد:
• Investopedia Academy’s Technical Analysis
• Udemy’s Technical Analysis Courses
• CMT Association Certifications

بهترین روش‌های یادگیری تحلیل تکنیکال چیست؟
اولین قدم در یادگیری تحلیل تکنیکال، به‌دست آوردن درک بنیادی از مفاهیم پایه می‌باشد. می‌توان این درک را از طریق خواندن کتاب‌ها، شرکت در کلاس‌های آنلاین و حضوری، یا مطالعه در وب‌سایت‌های آموزشی که این موارد را پوشش داده‌اند، به‌دست آورد.

نکتهٔ مهمی که باید در نظر داشته باشید این است که بسیاری از این کلاس‌ها، به شما وعدهٔ کسب سود بالا را داده و از تاکتیک‌های فروش محصول بهره می‌برند، اما نتایج مدنظر را حاصل نمی‌کنند.

معامله‌گران تازه‌کار ممکن است بخواهند که از چنین کلاس‌هایی دوری کنند تا انتظارات غیرواقعی از بازار نداشته باشند، به‌جای آن، آن‌ها به‌دنبال اساتیدی هستند که بتواند به آن‌ها مفاهیم پایه تحلیل تکنیکال را آموزش دهند.

هفت کتاب برتر تحلیل تکنیکال

بسیاری از معامله‌گران، سیستم معاملاتی مُختص به خودشان را در طی زمان تکمیل کرده و می‌سازند. گذشته از همهٔ این‌ها، برخی از شرکت‌ها سیستم‌های معاملاتی‌ای را به شما معرفی می‌کنند که وعدهٔ سودسازی مکرر را به شما می‌دهند.

اگر چنین وعده‌هایی حقیقت داشتند، آن شرکت‌ها دست به فروش این سیستم‌ها نمی‌زدند و چنین رازی را برای خود محفوظ نگه می‌داشتند.
در نهایت، وب‌سایت‌های مختلفی هستند که دیدی کلی از مفاهیم تحلیل تکنیکال را به‌صورت رایگان به شما می‌آموزند، مانند استراتژی های تحلیل تکنیکال برای تازه کاران که در مقاله «استراتژی های تحلیل تکنیکال برای تازه کاران» منتشرشده است و می‌تواند نقطهٔ شروعی مناسب برای معامله‌گران مشتاق باشد.

تمرین برای توسعه مهارت‌هایتان

پس از یادگیری ریزه‌کاری‌های تحلیل تکنیکال، قدم بعدی استفاده از این قواعد در معاملات آزمایشی (paper trading) می‌باشد.
معامله‌گرانی که سیستم‌های معاملاتی خودکارشده برای بررسی نحوهٔ عملکرد قوانین توسعه داده‌اند، عملکردشان را براساس اطلاعات تاریخی قیمت سنجیده‌اند.

برای مثال، یک معامله‌گر ممکن است یک استراتژی تقاطع میانگین متحرک (moving average crossover strategy) را توسعه داده باشد که پس از گذر میانگین متحرک کوتاه‌مدت به سطح بالای میانگین متحرک بلندمدت، یک سیگنال خرید را صادر کرده و در صورت گذر میانگین متحرک کوتاه‌مدت به سطوح زیرین میانگین متحرک بلندمدت، سیگنال فروش صادر کند. پس از این، این معامله‌گر باید سیستم خود را آزمایش کند و نحوهٔ عملکرد آن را در طی سال‌های گذشته، بررسی نماید.

برای یادگیری و استفاده از میانگین‌های متحرک برای خرید سهام مقاله آموزشی «چگونه از میانگین‌های متحرک برای خرید سهام استفاده کنیم؟» را مطالعه نمایید.

مهم است به یاد داشته باشید که عملکرد سیستم‌های معاملاتی، براساس اطلاعات تاریخی قیمت‌ها به‌دست آمده است و آن‌ها، هیچ‌گونه تضمینی برای عملکرد مشابه سیستم، در بازار زنده نمی‌دهند. در واقع، سیستم‌های معاملاتی پیچیده ممکن است با اطلاعات تاریخی قیمت عملکردی عالی داشته باشند، اما نتوان به‌خوبی از آن‌ها در آینده استفاده کرد.

بهترین سیستم‌های معاملاتی، از یک سری قوانین ساده استفاده می‌کنند تا در عین سوددِه بودن، به اندازه‌ای منعطف باشند که بتوانند در آیندهٔ بازار  هم عملکرد مناسبی را داشته باشند.

معامله‌گرانی که می‌خواهند خودشان دستورات معاملاتی را در بازار قرار دهند و سیستم‌های خودکار معاملاتی استفاده نکنند ممکن است تا مدتی، به تمرین برای تقویت مهارت‌هایشان بپردازند. هرچند، به‌جای یادداشت سریع معاملات بر روی کاغذ، معامله‌گر می‌تواند با استفاده از حساب‌های آزمایشی (demo accounts)، با قرار دادن دستورهای معاملاتی، نحوهٔ عملکرد آن در طی زمان را مشاهده کنند.

مهم است که معامله‌گران، به بررسی دقیق عملکرد معاملاتشان برای تشخیص میزان موفقیت استراتژی در طی زمان، بپردازند و از تایم فریم‌های معاملاتی مناسب استفاده کنند.

شرکت‌های کارگزاری و دیگر شرکت‌های مالی، پلتفرم‌های متفاوتی را پیشنهاد می‌کنند که معامله‌گران می‌توانند با استفاده از آن‌ها، سیستم معاملاتی خودکار شده خود را توسعه داده یا به معاملات آزمایشی بپردازند، که از آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

• Interactive Brokers
• TradeStation
• TDAmeritrade’s thinkorswim
• MultiCharts
• MetaTrader

جمع‌بندی

بهترین راه برای یادگیری تحلیل تکنیکال، به‌دست آوردن درک عمیق از مفاهیم پایه و استفاده از آن مفاهیم در معاملات آزمایشی می‌باشد.

با کمک تکنولوژی که امروزه در دسترس ما می‌باشد، بسیاری از کارگزاری‌ها و وب‌سایت‌ها، پلتفرم‌های معاملاتی الکترونیکی را به ما پیشنهاد می‌کنند که معامله‌گری شبیه به بازارهای زنده را شبیه‌سازی می‌کنند.

با وجود اینکه هیچ مسیر کوتاهی برای موفقیت وجود ندارد، معامله‌گران تازه‌کار می‌توانند پایهٔ دانشی خود را ساخته و به‌مرور زمان و با کسب تجربه،‌ به سوددهی برسند.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

استراتژی‌هایی برای معامله با سطوح فیبوناچی اصلاحی

لئوناردو پیزانو که با نام مستعار فیبوناچی نیز شناخته می‌شود، یک ریاضی‌دان مشهور ایتالیایی بود که در سال 1170 در شهر پیزا ایتالیا به دنیا آمد.

پدر او گوگولیمو بوکاچیو در یک پست بازرگانی در شهر بوچیا که امروزه با نام بِجایا (Béjaïa) شناخته می‌شود – بندری بازرگانی در شمال شرق الجزایر – کار می‌کرد.

به‌عنوان یک مرد جوان، فیبوناچی به تحصیل ریاضیات در بوچیا پرداخته و در طی سفرهای بی‌شمارش مزایای سیستم رقمی هندی – عربی را آموخت.
نکات کلیدی:

  • در توالی اعداد فیبوناچی، بعد از اعداد 0 و 1 تمامی دیگر اعداد حاصل جمع دو رقم پیشین می‌باشند.
  • در حوزهٔ معاملات، اعداد استفاده‌شده در سطوح فیبوناچی اصلاحی (Fibonacci retracement) اعدادی نیستند که در توالی فیبوناچی وجود دارند. بلکه به‌جای آن‌ها از اعدادی استفاده شده است که از روابط ریاضیاتی موجود در این توالی نشأت گرفته‌اند.
  • سطوح فیبوناچی اصلاحی با انتخاب نقاط سقف و کف در یک نمودار و استفاده از ابزار مرتبط نمایش داده می‌شوند. از سطوح فیبوناچی برای یافتن نقاط بازگشت احتمالی قیمت استفاده می‌شود.

نسبت طلایی

در سال 1202 پس از بازگشت به ایتالیا، فیبوناچی آنچه آموخته بود را در کتاب آباسی (Liber Abaci) مستند کرد. در کتاب آباسی، فیبوناچی توالی اعدادی را تشریح کرد که امروزه به نام او شناخته می‌شود.

توالی اعداد فیبوناچی بعد از اعداد 0 و 1، شامل اعدادی است که تمامی آن‌ها برابر جمع دو رقم پیشین خود می‌باشد. بنابراین این توالی به‌شکلی که در ادامه آمده می‌باشد:

0, 1, 1, 2, 3, 5, 8, 13, 21, 34, 55, 89, 144, 233, 377, 610 و … که تا بی‌نهایت ادامه دارد. هر عدد تقریباً 1.618 برابر عدد قبلی خود است.

برای یادگیری خطوط و اعداد فیبوناچی مقاله آموزشی «خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

عدد 1.618 با نام پی (Phi) یا نسبت طلایی (golden ratio) شناخته می‌شود. نسبت طلایی به‌شکلی مرموز در تمامی جهان اطراف ما دیده می‌شود.

در مهندسی، هنر و زیست‌شناسی. برای مثال، این نسبت در معماری ساختمان مشهور پارتنون (Parthenon)، در نقاشی مشهور لئوناردو داوینچی – مونالیزا، در گل‌های آفتاب‌گردان، گلبرگ‌های گل رز، پوسته صدف‌ها، شاخه‌های درخت‌ها، صورت انسان‌ها، گلدان‌های یونانی قدیمی و حتی در کهکشان‌های مارپیچی دیده ‌شده است.

0.618

نسبت عکس نسبت طلایی، 0.618 است که از این نسبت نیز به‌طور گسترده در معامله‌گری با استفاده از فیبوناچی استفاده می‌شود.

سطوح فیبوناچی به‌کاررفته در بازارهای مالی

در حوزه معامله‌گری، اعداد استفاده‌شده در سطوح اصلاحی فیبوناچی اعدادی نیستند که در توالی فیبوناچی وجود داشته باشند. بلکه، آن‌ها از روابط ریاضی موجود بین اعداد این توالی حاصل شده‌اند.

پایه و اساس نسبت طلایی فیبوناچی که عدد 61.8 ٪ است، از تقسیم یک عدد در این توالی بر عدد بعدی خود به‌دست می‌آید. برای مثال: 0.6180 = 144 / 89

نسبت 38.2 ٪ از تقسیم یک عدد در توالی فیبوناچی بر دومین عدد سمت راست خود به‌دست می‌آید. برای مثال: 0.3819 = 233 / 89

نسبت 23.6 ٪ از تقسیم یک عدد بر عدد دیگری که سه واحد با آن فاصله دارد حاصل می‌شود. برای مثال: 0.2360 = 377 / 89

سطوح اصلاحی فیبوناچی (Fibonacci retracement levels) با مشخص کردن نقاط کف و سقف در نمودار و استفاده از ابزار فیبوناچی به‌نمایش در می‌آیند.

ابزاری که نسبت‌های مهم فیبوناچی مانند 23.6 ٪، 38.2 ٪ و 61.8 ٪ را به‌صورت افقی به‌نمایش می‌گذارد. این خطوط افقی، محدوده‌های بازگشت احتمالی قیمت به‌شمار می‌روند.

سطح فیبوناچی 50 ٪ نیز به‌طور معمول در سطوح فیبوناچی دیده می‌شود. با وجود اینکه سطح 50 ٪ براساس اعداد فیبوناچی به‌دست نیامده است، این سطح را یکی از سطوح مهم در بازگشت قیمت‌ها به‌شمار می‌آورند. از این سطح به‌طور ویژه در تئوری داو (Dow theory) یاد شده و همچنین در کارهای آقای گان (W.D. Gann) دیده می‌شود.

استفاده از سطوح اصلاحی فیبوناچی به‌عنوان استراتژی معامله‌گری

سطوح اصلاحی فیبوناچی معمولاً به‌عنوان بخشی از استراتژی‌های معامله‌گری روند (trend trading strategy) مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در این سناریو، معامله‌گران یک اصلاح در روند را مشاهده کرده و سعی می‌کنند تا با استفاده از سطوح فیبوناچی ورودی کم‌ریسک در جهت روند اولیه داشته باشند.

معامله‌گرانی که از این استراتژی استفاده می‌کنند، احتمال می‌دهند که قیمت در یکی از سطوح فیبوناچی به حرکت در جهت روند اولیه ادامه داده و به همین جهت، به معامله وارد می‌شوند.

سطوح بازگشتی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

برای مثال، نمودار روزانه جفت‌ارز یورو به دلار آمریکا (EUR/USD) را در شکل زیر می‌بینید. می‌توانید مشاهده کنید که یک روند نزولی اصلی در تاریخ ماه مِی سال 2014 شکل‌ گرفته است (نقطه A). قیمت در ماه ژوئن به کف رسیده (نقطه B) و حدود 38.2 ٪ از سطوح اصلاحی فیبوناچی را (نقطه C) به‌عنوان اصلاح طی کرده است.

استراتژی‌هایی برای معامله با سطوح فیبوناچی اصلاحی
نمودار روزانه جفت‌ارز یورو به دلار آمریکا (EUR/USD) را در این شکل می‌بینید. می‌توانید مشاهده کنید که یک روند نزولی اصلی در تاریخ ماه مِی سال 2014 شکل‌ گرفته است (نقطه A). قیمت در ماه ژوئن به کف رسیده (نقطه B) و حدود 38.2 ٪ از سطوح اصلاحی فیبوناچی را (نقطه C) به‌عنوان اصلاح طی کرده است.

در این حالت، سطح 38.2 ٪ یک سطح عالی برای ورود به یک موقعیت معاملاتی فروش (Short position) و کسب سود از حرکات نزولی روند بوده است.

شکی وجود ندارد که بسیاری از معامله‌گران سطح 50 ٪ و 61.8 ٪ را نیز زیر نظر خود داشته‌اند. اما در این نمودار می‌بینیم که بازار آن‌قدر از قدرت صعودی برخوردار نبوده است که بتواند به آن نقاط برسد. به‌جای آن، جفت ارز EUR/USD از نقطه C، حرکت به سمت پایین را آغاز کرده و توانسته با حرکتی نسبتاً روان، کف قیمتی ایجادشده در نقطهٔ B را بشکند.

احتمال بازگشت قیمتی زمانی افزایش می‌یابد که یک سری از سیگنال‌های تکنیکال پس از رسیدن قیمت به‌سطحِ مشخصی از فیبوناچی‌ها، با یکدیگر تلاقی داشته باشند.

دیگر اندیکاتورهای تکنیکالی محبوب که در کنار سطوح فیبوناچی استفاده می‌شوند شامل الگوهای کندلی (candlestick patterns)، خط روند (trendlines)، حجم معاملاتی (trading volume)، نوسان‌سنج‌های شتاب قیمت (momentum oscillator) و میانگین‌ متحرک (moving averages) می‌باشند. دستهٔ زیادی از تأییدیه‌های اندیکاتوری وجود دارند که می‌توانند سیگنال بازگشت قیمتی صادرشده را تقویت کنند.

سطوح اصلاحی فیبوناچی در بسیاری از ابزارهای مالی مانند سهام (stocks)، کالاها (commodities) و بازار مبادلات ارزهای خارجی فارکس (Foreign Currency Exchanges – FOREX) مورد استفاده قرار می‌گیرند.

همچنین می‌توان از آن‌ها در تایم فریم‌های متفاوت استفاده کرد. هرچند، به‌مانند دیگر اندیکاتورهای تکنیکال قدرت پیش‌بینی ابزار فیبوناچی نیز نسبی بوده و بستگی به تایم فریم مورد استفاده دارد.

هرچه تایم فریم بلندمدت‌تر باشد، احتمال صحیح بودن پیش‌بینی‌ها نیز افزایش پیدا می‌کند. به‌عنوان مثال، یک سطح اصلاحی 38.2 ٪ در یک نمودار هفتگی بسیار مهم‌تر از یک سطح اصلاحی 38.2٪ در یک نمودار پنج دقیقه‌ای است.

استفاده از فیبوناچی گسترشی

در حالی که می‌توان از سطوح اصلاحی فیبوناچی برای پیدا کردن نقاط احتمالی حمایت و مقاومت در بازار – محل‌هایی که معامله‌گران می‌توانند با امید گرفتن کل روند وارد معاملات شوند – استفاده کرد، فیبوناچی گسترشی (Fibonacci extension) می‌تواند این استراتژی را با مشخص نمودن اهداف سود، تکمیل کند.

برای یادگیری بیشتر فیبوناچی گسترشی مقاله آموزشی «فیبوناچی گسترشی یا انبساطی در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

سطوح فیبوناچی گسترشی شامل تعدادی از سطح‌های قیمتی می‌باشد که فراتر از سطح استاندارد 100 ٪ ترسیم شده و توسط معامله‌گران برای یافتن نقاط خروج مناسب، مورد استفاده قرار می‌گیرند. سطوح اصلی فیبوناچی گسترشی شامل 161.8 ٪، 261.8 ٪ و 423.6 ٪ می‌باشند.

حال با نگاه کردن به نمودار جفت‌ارز یورو به دلار آمریکا (EUR/USD)، به بررسی یک مثال می‌پردازیم:

استراتژی‌هایی برای معامله با سطوح فیبوناچی اصلاحی

به سطوح فیبوناچی گسترشی رسم شده در نمودار بالا نگاهی بیاندازید. می‌توانیم یک هدف قیمتی (Price Target) احتمالی را برای معامله‌گری که معامله‌اش را از سطح اصلاحی 38.2 ٪ مثال قبلی نگه داشته است مشاهده کنیم. معامله‌ای که تا سطح 161.8 ٪ در قیمت 1.3195 حرکت کرده است.

جمع‌بندی

سطوح اصلاحی فیبوناچی می‌تواند نقاط بازگشت قیمتی را با دقتی بالا به‌نمایش بگذارند. هرچند معامله با استفاده از آن‌ها راحت نمی‌باشد. بهترین روش برای استفاده از این سطوح،‌ به کارگیری آن‌ها در یک استراتژی معاملاتی می‌باشد.

به‌طور ایدئال، این استراتژی به‌دنبال تلاقی‌ای از سیگنال‌های چندین اندیکاتور جهت تشخیص نقاط احتمالی بازگشت قیمتی می‌باشد. مناطقی که ورودی کم‌ریسک (Low-risk entry) با سود بالا محسوب می‌شوند.

هرچند ابزارهای معاملاتی فیبوناچی، از مشکلی مشابه با تمامی استراتژی‌های معامله‌گری– حتی تئوری امواج الیوت – رنج می‌برند. با این حال، بسیاری از معامله‌گران با استفاده از نسبت‌های فیبوناچی (Fibonacci ratios) و سطوح اصلاحی توانسته‌اند به موفقیت‌های خوبی در روندهای طولانی‌مدت قیمت دست پیدا کنند.

سوالات و نظرات در خود را در مورد این مقاله در قسمت دیدگاه‌ها با دیجی کوینر به اشتراک بگذارید. در سریع ترین زمان ممکن پاسخگوی شما عزیزان هستیم.

چه افسانه هایی درباره تحلیل تکنیکال وجود دارد؟

برخی معامله‌گران و سرمایه‌گذاران، تحلیل تکنیکال را به‌عنوان مطالعه‌ای سطحی از نمودارها و الگوها بدون هیچ‌گونه پایه و اساسی می‌شناسند که نمی‌تواند نتایج قاطع یا سودهی تولید کند.

دیگران باور دارند که تحلیل تکنیکال به‌مانند جام مقدسی است که زمانی که در آن به استادی رسیدند، سود بی‌حد و حصری را برای شما آزاد خواهد کرد.

این نقطه‌نظرهای متضاد باعث ایجاد باورهای غلط در خصوص تحلیل تکنیکال و نحوهٔ استفاده از آن شده است.

برخی از این باورهای اشتباه در خصوص تحلیل تکنیکال ریشه در آموزش و تمرین دارد. برای مثال، معامله‌گری که تنها به تمرین با استفاده از موارد بنیادی (fundamentals) پرداخته است ممکن است هیچ‌گاه به تحلیل تکنیکال اعتماد نکند. اما این لزوماً به این معنی نیست شخصی که توانسته است تحلیل تکنیکال را بیاموزد نتواند از آن کسب سود کند.

دیگر افسانه‌ها به روی مقدار تجربه تمرکز دارند. برای مثال، اشتباه استفاده از اندیکاتورهای تکنیکالی معمولاً منجر به ضرر و زیان می‌شود. این لزوماً به این معنی نیست که این مِتُد بد است – بلکه شخص مدنظر تنها نیاز به تمرین و ممارست بیشتری برای یادگیری استفاده از اندیکاتورها دارد.

برای یادگیری قوی‌ترین الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال مقاله آموزشی «پنج مورد از قوی‌ترین الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال کدامند؟» را مطالعه نمایید.

دیگر افسانه‌ها از تبلیغات نشأت می‌گیرند، تبلیغاتی که به شما قول یک شبه ثروتمند شدن با استفاده از یک اندیکاتور ساده را می‌دهند. به‌ندرت کاری به این میزان آسان است.
نکات کلیدی:

  • تحلیل تکنیکال سعی در بررسی روان‌شناسی بازار (market psychology) و احساسات (market sentiment) با بررسی روندهای قیمتی و الگوهای نموداری برای یافتن موقعیت معاملاتی دارد.
  • برخلاف تحلیل بنیادی، تحلیل‌گر تکنیکال لزوماً اهمیت زیادی به شرکت صاحب سهم نشان نمی‌دهند.
  • برخی باور دارند تحلیل تکنیکال بهترین روش برای معامله است در حالی‌که برخی دیگر آن را گمراه‌کننده خوانده و فاقد پایه و اساسِ علمی و نظری می‌خوانند. در ادامه ما در خصوص اشتباهات هر دو طرف، ابهام‌زدایی‌هایی انجام می‌دهیم.

رفع ابهام‌های موجود در خصوص تحلیل تکنیکال

در ادامه 8 ابهام معمول در خصوص تحلیل تکنیکال را بررسی می‌کنیم. نقطه نظرات مقابل را بخوانید و ببینید که چرا این ابهامات صحیح نمی‌باشند.

چه افسانه هایی درباره تحلیل تکنیکال وجود دارد؟

1. تحلیل تکنیکال تنها برای معامله‌گری کوتاه‌مدت و یا معامله‌گری روزانه کاربرد دارد.

این یک ابهام معمول است که تحلیل تکنیکال تنها برای معامله‌گران کوتاه‌مدت (short-term traders) و یا معامله‌گری با استفاده از سیستم‌های کامپیوتری (computer-driven trading)، مانند معامله‌گری روزانه و معامله‌گری متناوب (high-frequency traders) کاربرد دارد.

تحلیل تکنیکال پیش از ظهور کامپیوترها مورد استفاده قرار می‌گرفت و برخی از پیشگامان در زمینهٔ تحلیل تکنیکال از سرمایه‌گذاران بلندمدت محسوب شده و در دستهٔ معامله‌گران روزانه قرار نمی‌گرفتند.

تحلیل تکنیکال توسط معامله‌گرانی در تمامی بازه‌های زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. از نمودارهای یک‌دقیقه‌ای گرفته تا نمودارهای هفتگی و ماهانه.

2. تنها معامله‌گران منفرد از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند.

با وجود اینکه معامله‌گران منفرد از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند، صندوق‌های سرمایه‌گذاری پوشش ریسک (hedge funds) و بانک‌های سرمایه‌گذاری (investment banks) نیز از تحلیل تکنیکال بهره می‌برند.

بهترین روش‌های یادگیری تحلیل تکنیکال چیست؟

بانک‌های سرمایه‌گذاری از تیم‌های تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند. معامله‌گری متناوب (HFT) که حجم زیادی از معاملات سهام را دربرمی‌گیرد به‌شدت بر مفاهیم تکنیکالی وابسته می‌باشد.

3. تحلیل تکنیکال نرخ موفقیت پایینی دارد.

با بررسی لیست معامله‌گران موفق بازار که دهه‌ها تجربه معامله‌گری دارند، این مورد خودبه‌خود از بین می‌رود. مصاحبه‌های معامله‌گران موفق به‌وضوح تعدادی از آن‌ها که موفقیت خود را مدیون تحلیل تکنیکال و الگوها بودند نشان می‌دهند.

برای مثال، کتاب جادوگران بازار: مصاحبه‌هایی با معامله‌گران حرفه‌ای (Market Wizards: Interviews with top traders) نوشتهٔ جک شواگر (Jack D. Schwager)، ذکر می‌کند که بسیاری از معامله‌گران سوددِه تنها از تحلیل تکنیکال استفاده کرده‌اند.

4. تحلیل تکنیکال سریع و آسان است.

اینترنت مملو از دوره‌های آموزش تحلیل تکنیکال است که به شما قول موفقیت در معاملات را می‌دهد. با وجود اینکه بسیاری از اشخاص با انجام یک معامله براساس اندیکاتورهای تکنیکالی ساده وارد دنیای معامله‌گری می‌شوند، ادامهٔ موفقیت آن‌ها در معامله‌گری نیازمند یادگیری عمیق، تمرین، مدیریت پول خوب (good money management)، به‌علاوهٔ نظم و انضباط (discipline) می‌باشد.

دیجی کوینر مجموعه‌ای از بهترین کتاب‌ها در زمینه تحلیل تکنیکال را گردآوری کرده است. برای یادگیری و معرفی آن‌ها مقاله «هفت کتاب برتر برای یادگیری تحلیل تکنیکال کدامند؟» را مطالعه نمایید.

تحلیل تکنیکال نیازمند وقف زمان، به‌دست آوردنِ علم و توجه فراوان می‌باشد. تحلیل تکنیکال تنها یک ابزار است، تنها یک بخش از پازل معامله‌گری.

5. نرم‌افزارهای آمادهٔ تحلیل تکنیکال می‌توانند به معامله‌گران کمک کنند تا به آسانی کسب پول کنند.

متأسفانه این موضوع حقیقت ندارد. بسیاری از تبلیغ‌های آنلاین را می‌بینید که به شما نرم‌افزارهای ارزان یا گران‌قیمت را معرفی می‌کنند؛ نرم‌افزارهایی که ادعا می‌کنند همهٔ تحلیل بازار را برای شما انجام می‌دهند.

به‌علاوه، معامله‌گران کم‌تجربه ممکن است ابزارهای معاملاتی ارائه‌شده توسط کارگزاری‌ها را با مدل‌های معاملاتی که تولید سود می‌کنند، اشتباه بگیرند.

برای آشنایی با بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال مقاله «بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال برای معامله‌گران کدامند؟» را مطالعه نمایید.

با وجود اینکه ابزارهای تحلیل تکنیکال بینشی مفید در خصوص روندها و الگوها به ما می‌دهند، لزوماً کسب سود را تضمین نمی‌کنند. در چنین حالاتی تفسیر روندها و اطلاعات بازار تماماً برعهدهٔ معامله‌گر می‌باشد.

6. اندیکاتورهای تکنیکال می‌توانند در تمامی بازارها مورد استفاده قرار بگیرند.

با وجود اینکه این موضوع در برخی از مواقع حقیقت دارد اما همیشه و در همهٔ بازارها صدق نمی‌کند. دسته‌های دارایی متفاوت نیازمندی‌های خاص خودشان را دارند.

دارایی‌ها (equities)، قراردادهای آتی (futures)، قراردادهای اختیار معامله (options)، کالاهای اساسی (commodities) و اوراق قرضه (bonds) هر یک از این دارای‌ها نیازمندی‌های خاص خود را دارند که با دیگری متفاوت است.

ممکن است الگوهای وابسته به زمان (time-depended patterns) مانند دوره‌ها در معاملات آتی و قراردادهای اختیار معامله نزدیک به تاریخ انقضا یا الگوهای فصلی (seasonal pattern) در بازار کالاها وجود داشته باشند.

برای یادگیری استراتژی هایی که برای افراد تازه وارد مناسب است مقاله آموزشی «استراتژی‌های تحلیل تکنیکال برای افراد تازه‌کار کدامند؟» را مطالعه نمایید.

پس به یاد داشته باشید که هرگز از اندیکاتورهایی که در یک دسته دارایی استفاده می‌کنید برای دیگر دسته‌های دارایی استفاده نکنید.

7. تحلیل تکنیکال می‌تواند پیش‌بینی‌هایی بسیار دقیق در خصوص قیمت انجام دهد.

بسیاری از افراد تازه‌کار از تحلیل تکنیکال و یا الگوهای نرم‌افزاری انتظار دارند تا 100% صحیح و دقیق باشند. برای مثال، معامله‌گران بی‌تجربه ممکن است انتظار یک پیش‌بینی با دقت بالا مانند مورد زیر داشته باشند.

«سهام شرکت ABC در طی دو ماه به سطح قیمتی 62 دلار خواهد رسید.» هرچند، تحلیل‌گران تکنیکالِ باتجربه معمولاً قیمت‌ها را به این شکل مشخص نمی‌کنند. بلکه آن‌ها معمولاً یک محدودهٔ قیمتی را مثال می‌زنند. مثلاً آن‌ها می‌گویند «سهم A می‌تواند در طی دو یا سه ماه آینده به محدودهٔ قیمتی 59 تا 64 دلار برسد». معامله‌گرانی که براساس پیشنهادات تکنیکالی برای ورود به معاملات استفاده می‌کنند باید آگاه باشند که از تحلیل تکنیکال تنها یک محدودهٔ احتمالی – و نه یک قیمت دقیق – را مشخص می‌کند.

همچنین باید بدانید که تحلیل تکنیکال احتمالات را نیز دربرمی‌گیرد و هیچ تضمینی انجام نمی‌دهد. اگر چیزی در بیشتر مواقع کار کند، حتی اگر در تمامی مواقع نیز کارا نباشد باز هم می‌تواند در کسب سود بسیار مؤثر باشد.

8. نرخ معاملات موفق در تحلیل تکنیکال باید بالاتر باشد.

این یک ابهام معمول است که برای سودآور بودن، باید درصد معاملات برندهٔ بالایی داشته باشیم. هرچند این موضوع همواره صحیح نیست.

فرض کنید که پیتر (Peter) از هر پنج معامله در چهار معامله موفق است، در حالی که مالی (Molly) از هر پنج معامله تنها در یکی از آن‌ها موفق می‌شود. چه کسی موفق‌تر است؟ بیشتر مردم می‌گویند که پیتر موفق‌تر است، اما ما تا زمان کسب اطلاعات بیشتر نمی‌توانیم نظر دقیقی بدهیم.

ساختار معاملاتی مناسب به شما اجازه می‌دهد تا با درصد برد پایین نیز سوددِه باشید. سوددهی ترکیبی از نرخ برد (win-rate) و میزان ریسک به سود (risk/reward) می‌باشد.

اگر پیتر در هر برد خود 20 دلار به‌دست آورده و در معاملهٔ شکست‌خوردهٔ خود 80 دلار از دست بدهد، او در نهایت 0 دلار به دست آورده است. اگر مالی در معاملهٔ موفق خود 50 دلار به‌دست آورده و در معاملات ناموفق خود 10 دلار از دست بدهد، او در همین بازه توانسته است 10 دلار سود کند. بنابراین او توانسته است با تعداد معاملات موفق کمتر، کسب سود کند.

جمع‌بندی

تحلیل تکنیکال سبدی از ابزارها و مفاهیم برای معامله‌گری فراهم می‌کند. معامله‌گرانی وجود دارند که از آن‌ها استفاده نمی‌کنند و همچنین معامله‌گرانی نیز هستند که از آن‌ها بهره می‌برند.

در نهایت، جست‌وجو در دنیای تحلیل تکنیکال و بررسی اینکه آیا این روش از تحلیل برای شخص مناسب است یا خیر، تماماً به‌عهدهٔ معامله‌گر می‌باشد.

این روش از تحلیل دقت 100% یا سود سریع را تضمین نمی‌کند اما برای افرادی که با پشتکار بالا تمرین کنند، شانس بالایی برای موفقیت وجود دارد.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

آیا تحلیل تکنیکال پیشگویی کامبخش است؟

این موضوع یکی از داغ‌ترین بحث‌های شکل‌گرفته پیرامون تحلیل تکنیکال از زمان پیدایش این حوزه می‌باشد. قدرت پیشگویی کامبخش (self-fulfilling prophecy)، پیش بینی بر اساس اطلاعات گذشته در خصوص آینده می‌باشد.

از سویی، ابزاری که در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می‌گیرند، مانند سطوح حمایت و مقاومت (support and resistance levels)، خط روند (trendlines)، میانگین‌های متحرک روزانه (moving averages) و دیگر ابزارهای تکنیکالی – به نظر قدرت پیش‌بینی را دارند. زیرا قیمت معمولاً در جهتی که توسط اندیکاتورها پیش‌بینی شده است حرکت می‌کند.

هر چند افرادی که تحلیل تکنیکال را دارای قدرت پیشگویی کامبخش می‌دانند، دلیل درستی این ابزار را تنها به‌خاطر استفادهٔ آن‌ها توسط تعداد زیادی از مردم – که براساس آن سیگنال‌ها عمل می‌کنند – می‌دانند.

بنابراین، استفاده از اطلاعاتی مشابه مردم را وادار کرده تا وارد موقعیت‌های معاملاتی مشابهی شوند و به همین دلیل قیمت‌ها در جهت پیش‌بینی شده حرکت داده می‌شوند.

بررسی تحلیل تکنیکال

برخی دیگر ادعا می‌کنند از آن‌جایی که پایه و اساس‌ اندیکاتورهای تکنیکالی براساس مفهوم تکنیکال بنا شده است، این ابزارها می‌توانند اطلاعاتی واقعی و معتبر در خصوص بازار و نیروهای ذاتی‌ای که آن‌ را حرکت می‌دهد به ما ارائه دهتد. هر دو گروه در بخشی از صحبت‌هایشان حقیقت را می‌گویند.

آیا تحلیل تکنیکال پیشگویی کامبخش است؟

این موضوع واقعیت دارد که سیگنال‌های تولیدشده توسط اندیکاتورهای تکنیکالی می‌توانند نقش پیشگویی کامبخش را داشته و باعث حرکات قیمت سهم به سطوح بالاتر یا پایین‌تر شوند.

حرکاتی که به تقویت سیگنال صادر شده منجر می‌شود. اما این موضوع می‌تواند برای مدت زمان کوتاهی به طول بیانجامد، زیرا هدف بسیاری از سرمایه‌گذاران و معامله‌گران شرکت‌کننده در بازار با یکدیگر متفاوت بوده و همچنین تعداد بالای اندیکاتورهایی که این موضوع را به اطلاع شرکت‌کنندگان بازار می‌رساند – بدون توجه به نیروهای فاندامنتالی مؤثر در بازار – این موضوع که «تحلیل تکنیکال می‌تواند قدرت پیشگویی کامبخش در طولانی مدت را داشته باشد» را غیرممکن می‌سازد.

چه کسی قیمت‌ها را حرکت می‌دهد؟

برای مثال، بسیاری از تحلیل‌گران تکنیکال یک دستور استاپ حفاظتی (stop-loss order) را در زیر یک میانگین متحرک 200 روزه از سهام یک شرکت قرار می‌دهند.

اگر تعداد زیادی از معامله‌گران چنین کاری را انجام داده باشند، زمانی‌که قیمت سهم به چنین منطقه‌ای برسد با حجم زیادی از دستورهای فروش مواجه خواهد شد. دستوراتی که باعث حرکت قیمت به سطوح پایین‌تر شده و شرکت معامله‌گران در این حرکت قیمتی تأیید می‌شود.

تحلیل بنیادی

سپس، بقیه معامله‌گران شاهد نزول قیمت‌ها بوده و آن‌ها نیز موقعیت‌های معاملاتی‌شان را می‌فروشند. اتفاقی که باعث قدرتمندتر شدن روند می‌شود.

این فشار فروش کوتاه‌مدت می‌تواند کامبخش باشد اما مدت زمان زیادی مانند هفته‌ها و یا ماه‌ها به‌طول نخواهد انجامید. در کل، اگر تعداد کافی از افراد از سیگنال‌های مشابه استفاده کنند آن‌ها می‌توانند حرکتی که سیگنال پیش‌بینی کرده است را در بازار انجام دهند.

اما در طولانی‌مدت این معامله‌گران نمی‌توانند قیمت‌ها را به خودی خود حرکت دهند و قیمت‌ها در نهایت با عرضه و تقاضا متعادل خواهد شد.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

تقاطع در تحلیل تکنیکال چیست؟

تقاطع (Crossover) نقطه‌ای از نمودار است که در آن یک اندیکاتور تکنیکال و قیمت دارایی با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کنند، یا زمانی رخ می‌دهد که دو اندیکاتور یکدیگر را قطع می‌کنند.

تقاطع‌ها معمولاً جهت تخمین عملکرد یک ابزار مالی و یا پیش‌بینی در خصوص تغییرات آیندهٔ روند، مانند بازگشت‌ روند (reversals) یا شکست‌های قیمتی (breakouts) استفاده می‌شوند.

مثال‌های معمول تقاطع‌ها، شامل تقاطع طلایی (golden cross) و تقاطع مرگ (death cross) می‌باشند که در میانگین‌های متحرک متفاوت، دیده می‌شوند.
نکات کلیدی:

  • یک تقاطع اشاره به تلاقی یک اندیکاتور با قیمت یا تلاقی چند اندیکاتور با یکدیگر دارد. این اندیکاتورها می‌توانند یکدیگر را قطع کرده یا باهم هم‌پوشانی داشته باشند.
  • تقاطع‌ها در تحلیل تکنیکال به‌منظور تأیید الگوها و اتفاقات روندها، از جمله بازگشت‌های روندی و شکست‌های قیمتی استفاده‌شده و سیگنال‌های خریدوفروش صادر می‌کنند.
  • تقاطع میانگین‌های متحرک مانند تقاطع مرگ یا تقاطع طلایی، به‌طور معمول مورد استفاده قرار می‌گیرند.

درک مفهوم تقاطع

تقاطع در تحلیل تکنیکال برای پیش‌بینی نحوهٔ عملکرد قیمت سهام در آینده‌ای نزدیک استفاده می‌شود. در بیشتر مدل‌ها، یک تقاطع سیگنالی برای خرید یا فروش دارایی پایه صادر می‌کند.

سرمایه‌گذاران از تقاطع‌های شکل‌گرفته در کنار دیگر اندیکاتورها برای یافتن نقاط برگشت قیمت (turning points)، روندهای قیمتی (price trends) و جریان پول (money flow) استفاده می‌کنند.

تقاطع در تحلیل تکنیکال چیست؟
تقاطع در تحلیل تکنیکال برای پیش‌بینی نحوهٔ عملکرد قیمت سهام در آینده‌ای نزدیک استفاده می‌شود. در بیشتر مدل‌ها، یک تقاطع سیگنالی برای خرید یا فروش دارایی پایه صادر می‌کند.

تقاطع‌ها نشان‌دهندهٔ دلیل شکست‌های قیمتی به سمت بالا یا پایین (breakouts or breakdowns) هستند. میانگین‌های متحرک می‌توانند تغییرات در روند قیمتی را با تقاطع‌ها به نمایش بگذارند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شکست قیمتی مقاله آموزشی «شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

برای مثال، یک تکنیک برای تشخیص بازگشت روند، استفاده از یک میانگین متحرک ساده با بازهٔ زمانی 5 در کنار یک میانگین متحرک ساده با بازهٔ زمانی 15 می‌باشد. هرگونه تقاطع بین این دو میانگین متحرک، سیگنال یک بازگشت احتمالی در روند را به ما می‌دهد یا می‌تواند سیگنال شکست قیمتی به سمت بالا یا پایین را صادر کند.

شکست قیمتی به سمت بالا، با حرکت میانگین متحرک 5 روزه به بالای میانگین متحرک 15 به نمایش گذاشته می‌شود. این مورد نشان‌دهندهٔ یک روند صعودی می‌باشد، که از قله‌ها و کف‌های بالارونده تشکیل شده است.

یک شکست قیمتی به سمت پایین می‌تواند با حرکت میانگین متحرک 5 روزه به زیر میانگین متحرک 15 روزه نمایش داده شود. این اتفاق نمایش‌دهندهٔ یک روند نزولی می‌باشد، روندی که از سقف‌ها و کف‌های پایین‌رونده تشکیل شده است.

تایم فریم‌های طولانی‌مدت‌تر سیگنال‌های قوی‌تری صادر می‌کنند. برای مثال، یک نمودار روزانه وزن بیشتری نسبت به یک نمودار یک دقیقه‌ای دارد. به‌طور عکس، تایم فریم‌های کوتاه‌مدت‌تر سیگنال‌ها را سریع‌تر صادر کرده، اما سیگنال‌های صادرشده توسط این میانگین‌های متحرک احتمال خطای بالاتری دارند.

تقاطع‌های استوکاستیک

یک تقاطع استوکاستیک (stochastic crossover) شتاب حرکت قیمتی ابزار مالی پایه را اندازه‌گیری می‌کند. این تقاطع به‌عنوان یک ابزار جهت سنجش خرید افراطی یا فروش افراطی در بازار، استفاده می‌شود.

زمانی که تقاطع استوکاستیک باند 80 را رد می‌کند، ابزار مالی در وضعیت خرید افراطی (overbought) قرار می‌گیرد. زمانی که تقاطع استوکاستیک به سطح زیرین باند 20 حرکت می‌کند، ابزار مالی پایه در وضعیت فروش افراطی (oversold) قرار می‌گیرد. این اتفاق یک سیگنال فروش را صادر می‌کند. سیگنال خرید زمانی صادر می‌شود که تقاطع استوکاستیک به سطوح بالاتر از باند 20 برگردد.

تقاطع در تحلیل تکنیکال چیست؟
یک تقاطع استوکاستیک (stochastic crossover) شتاب حرکت قیمتی ابزار مالی پایه را اندازه‌گیری می‌کند. این تقاطع به‌عنوان یک ابزار جهت سنجش خرید افراطی یا فروش افراطی در بازار، استفاده می‌شود.

مانند تمامی استراتژی‌های معامله‌گری و اندیکاتورهای تکنیکال، این روش پیش‌بینی حرکات قیمت نیز تضمین‌شده نیست. اما ابزارهای مکملی وجود دارند که می‌توانید از آن‌ها برای بررسی فعالیت‌های معاملاتی استفاده کنید.

هر چند تغییرات غافلگیرکننده در بازار می‌توانند تمامی این یافته‌ها را نادرست یا بلااستفاده جلوه دهند. همچنین، ممکن است سرمایه‌گذاران در ورود اطلاعات اشتباه کنند. بنابراین اطلاعات ایجادشده توسط این تقاطع‌ها نیز از دقت کافی برخوردار نخواهند بود.

مثال: تقاطع طلایی

تقاطع طلایی (golden cross pattern) الگویی کندلی بوده و سیگنالی صعودی به‌شمار می‌رود. در این وضعیت یک میانگین متحرک کوتاه‌مدت به سطح بالای میانگین متحرک بلندمدت حرکت می‌کند.

الگوی تقاطع طلایی، یک الگوی شکست صعودی است که از تقاطع دو میانگین متحرک کوتاه‌مدت و بلندمدت ایجاد می‌شود که در آن میانگین متحرک کوتاه‌مدت (مانند میانگین متحرک 15 روزه) میانگین متحرک بلندمدت را (مانند میانگین متحرک 50 روزه) به سمت بالا می‌شکند.

همان طور که اندیکاتورهای بلندمدت دارای وزن بیشتری می‌باشند، تقاطع طلایی نیز نشان‌دهندهٔ افقی صعودی برای بازار می‌باشد، حجم‌های معاملاتی سنگین نیز به تحقق این پیش‌بینی کمک می‌کنند. نقطهٔ مقابل الگوی تقاطع طلایی، الگوی تقاطع مرگ (death cross) می‌باشد.

فروش افراطی در تحلیل تکنیکال چیست؟

واژه فروش افراطی (oversold) اشاره به‌حالتی دارد که در آن یک دارایی، در محدودهٔ قیمتی‌ای پایین‌تر از ارزش واقعی خود معامله می‌شود.

یک وضعیت فروش افراطی می‌تواند برای زمان زیادی به‌طول بیانجامد، همچنین در نظر داشته باشید که قرارگیری یک دارایی در وضعیت فروش افراطی، لزوماً به این معنی نیست که قیمت آن دارایی، می‌تواند به‌زودی روند صعودی خود را آغاز کند.

بسیاری از اندیکاتورهای تکنیکالی، می‌توانند در تشخیص وضعیت خرید افراطی یا فروش افراطی به ما کمک کنند. این اندیکاتورها، ارزیابی خود را با استفاده از سنجش سطوح فعلی قیمت در مقایسه با سطوح پیشین آن، انجام می‌دهند.

همچنین می‌توان از تحلیل بنیادی (fundamentals) برای ارزیابی وضعیت قیمت یک دارایی، و انحراف آن از قیمت‌های معمولش استفاده کرد.

نکات کلیدی:

  • فروش افراطی، مسئله‌ای انتزاعی است. از آنجایی که معامله‌گران و تحلیل‌گران از ابزارهای متفاوتی استفاده می‌کنند، برخی از آن‌ها قیمت یک دارایی را در وضعیت فروش افراطی دانسته، در حالی که دسته‌ای دیگر از آن‌ها افت قیمتی بیشتری را برای دارایی، متصورند.
  • وضعیت فروش افراطی می‌تواند مدت‌زمانی طولانی ادامه داشته باشد، بنابراین معامله‌گران محتاط صبر می‌کنند تا قیمت خود را تثبیت کرده و حرکاتی صعودی پیش از ورود آن‌ها به بازار را داشته باشد.
  • می‌توان وضعیت فروش افراطی در بازار را با استفاده از اندیکاتورهای تکنیکالی مانند شاخص قدرت نسبی (Relative Strength Index – RSI) یا نوسان‌سنج استوک استیک (stochastic oscillator) تشخیص داد.
  • موارد بنیادی می‌توانند وضعیت فعلی یک دارایی و ارزش آن را با مقایسه مقادیر فعلی قیمت به درآمد کسب‌شده (Price/earnings, P/E) و همچنین قیمت به درآمد کسب‌شده سلف (forward P/E) بسنجند.

وضعیت فروش افراطی چه چیزی را به شما می‌گوید؟

برای یک معامله‌گر بنیادی، وضعیت فروش افراطی بدین معنی است که یک دارایی، در ارزشی پایین‌تر از ارزش خود معامله می‌شود.

زمانی که تحلیل‌گران تکنیکالی از فروش افراطی صحبت می‌کنند، معمولاً به اطلاعات نمایش داده‌شده توسط اندیکاتورها، اشاره می‌کنند. هر دو روش صحیح می‌باشند، اما هر یک از این دو دسته، از ابزارهای متفاوتی برای رسیدن به این نتیجه بهره می‌برند.

فروش افراطی بنیادی

فروش افراطی بنیادی در سهام (و یا هر دارایی دیگری) زمانی رخ می‌دهد که سرمایه‌گذاران، احساس کنند که یک دارایی، پایین‌تر از ارزش واقعی خود در حال معامله است.

این وضعیت می‌تواند در نتیجهٔ اخبار منفی منتشرشده در مورد یک شرکت، چشم‌انداز ضعیف شرکت در آینده، قرار داشتن شرکت در صنایعی ضعیف، یا وضعیت تضعیف‌شده کلی بازار باشد.

به‌طور سنتی، اندیکاتوری که برای ارزش‌یابی قیمت سهام از آن استفاده می‌کنیم، نسبت قیمت به درآمد کسب‌شده (P/E) بوده است.

تحلیل‌گران و معامله‌گران از اسناد مالی منتشرشده رسمی، یا گزارش‌های تخمینی میزان درآمد، برای به‌دست آوردن قیمت مناسب یک سهم استفاده می‌کنند.

اندیکاتور شاخص جریان پول در تحلیل تکنیکال چیست؟

اگر نسبت قیمت به درآمد کسب‌شدهٔ یک سهم، به پایین‌ترین حد تاریخی خود برسد، یا به سطح زیرین نسبت P/E صنعت مربوطه حرکت کند، ممکن است سرمایه‌گذاران سهام این شرکت را کم‌ارزش شده (Undervalued) بدانند. چنین وضعیتی ممکن است نشان‌دهندهٔ یک فرصت خرید، برای سرمایه‌گذاری بلندمدت باشد.

برای مثال، سهامی که به‌طور تاریخی از نسبت P/E بین 10 تا 15 برخوردار بوده است، و در حال حاضر دارای نسبتی برابر با 5 می‌باشد، این سیگنال را به سرمایه‌گذاران می‌دهد تا با دقت بیشتری به شرکت نگاه کنند.

اگر شرکت همچنان قوی باقی مانده است، ممکن است سهام آن در وضعیتی فروش افراطی باشند و به‌عنوان گزینه‌های خرید مناسبی، ارزیابی شوند. با این وجود باید تحلیل را با دقت زیادی انجام داد، زیرا ممکن است متوجه دلایل عدم علاقهٔ سرمایه‌گذاران به سرمایه‌گذاری در این شرکت شویم.

فروش افراطی تکنیکالی

معامله‌گران می‌توانند از اندیکاتورهای تکنیکال برای معین نمودن سطوح فروش افراطی استفاده کنند. اندیکاتورهای تکنیکالی تنها به قیمت کنونی و رابطهٔ آن با قیمت‌های پیشین توجه می‌کنند و از اطلاعات بنیادی استفاده نمی‌کنند.

اندیکاتور ساخته‌شده توسط جورج لین با نام استوک استیک (Stochastic Oscillator) که او آن را در دههٔ 50 میلادی توسعه داد، حرکات اخیر قیمتی را سنجیده و تغییرات به‌وجود آمده در سرعت تغییرات قیمت سهام و جهت آن را بررسی می‌کند. اندیکاتور RSI قدرت حرکتی موجود در پس حرکات قیمتی در طی یک دورهٔ زمانی، که معمولاً 14 روزه است، را می‌سنجد.

یک RSI در سطح پایین (معمولاً سطحی زیر 30) سیگنال فروش افراطی را به معامله‌گران می‌دهد. در چنین شرایطی، اندیکاتور می‌گوید که قیمت کنونی سهم، در یک سوم پائینی رِنج قیمتی سابق آن، در حال معامله است.

تحلیل تکنیکال چیست؟

البته تمامی این گفته‌ها، بدین معنی نیست که قیمت حرکت صعودی خود را به‌سرعت آغاز خواهد کرد. بسیاری از معامله‌گران صبر می‌کنند تا اندیکاتورها نیز شروع به حرکت به سمت بالا کنند و سپس وارد معاملات خرید شوند. زیرا شرایط فروش افراطی در بازار می‌توانند برای مدتی طولانی ادامه داشته باشند.

برای مثال، یک معامله‌گر ممکن است تا رسیدن RSI به بالای سطح 30، از هرگونه خریدی اجتناب کند. حرکت RSI به بالای سطح 30 نشان می‌دهد که قیمت سابقاً در وضعیت فروش افراطی بوده، و هم‌اکنون شروع به رشد کرده است.

برخی از معامله‌گران از کانال‌های قیمتی مانند باند بولینگر (Bollinger bands) برای شناخت نواحی فروش افراطی استفاده می‌کنند.

در یک نمودار، باندهای بولینگر، به شکل باندهایی که با ضریب انحراف معیار خاصی از یک میانگین متحرک نمایی جدا شده‌اند، نمایش داده می‌شوند.

زمانی که قیمت به باندهای پائینی می‌رسد، ممکن است که سهام، در وضعیت فروش افراطی قرار داشته باشند. در اینجا نیز، معامله‌گران صبر می‌کنند که قیمت شروع به حرکت به سمت بالا کرده و سپس وارد به معاملات خرید شوند.

مثال‌هایی از اندیکاتورهای فروش افراطی و موارد بنیادی

نمودار فوق، دو اندیکاتور را در پایین حرکات قیمتی نمایش می‌دهد. اندیکاتور بالایی RSI بوده و اندیکاتور پائینی تغییرات نسبت P/E را نمایش می‌دهد.

فروش افراطی در تحلیل تکنیکال چیست؟
در این نمودار، دو اندیکاتور را در پایین حرکات قیمتی نمایش می‌دهد. اندیکاتور بالایی RSI بوده و اندیکاتور پائینی تغییرات نسبت P/E را نمایش می‌دهد.

در اندیکاتور RSI، فلش‌ها در محل‌های قرار گرفته‌اند که RSI به زیر سطح 30 رسیده، و دوباره به سمت بالا حرکت کرده است. از این مناطق می‌توان به‌عنوان نقاط احتمالی خرید استفاده کرد، زیرا که نشان‌دهندهٔ ریکاوری قیمت از یک وضعیت فروش افراطی می‌باشند.

برخی از سیگنال‌های صادرشده باعث افزایش قیمت‌ها شدند، در حالی که دستهٔ دیگر از آن‌ها، تغییری در قیمت ایجاد نکرده و قیمت همچنان حرکت خود به سطوح پایین‌تر را ادامه داده است.

سطوح فروش افراطی نسبت (P/E)، بسته به نوع سهام تفاوت دارد، ازآنجایی که هر سهم دارای محدودهٔ (P/E)‌ مشخصی است که در بین آن حرکت می‌کند. برای این سهم، خرید در نزدیک ناحیهٔ 10، به‌طور معمول یک فرصت خرید خوب در نظر گرفته می‌شود زیرا که قیمت حرکات صعودی خود را از آنجا آغاز کرده است.

تفاوت بین فروش افراطی و خرید افراطی

اگر فروش افراطی، معامله یک دارایی در سطحی پایین‌تر از رِنج قیمتی معمول و یا نزدیک به کف، طبق اطلاعات بنیادی باشد، پس خرید افراطی، در نقطهٔ مقابل آن قرار می‌گیرد.

اندیکاتورهای تکنیکالی مربوطه، خرید افراطی را از طریق حرکت اندیکاتور در سطوح بالایی رِنج قیمتی گذشته، نمایش می‌دهند. به‌طور مشابه، اطلاعات بنیادی بازار در زمان خرید افراطی، معامله دارایی در سطوح بالای بنیادی را نمایش می‌دهند. این بدین معنا نیست که دارایی باید به فروش برسد، بلکه هشداری است که به شما می‌گوید که بازار در حال حاضر، در چه وضعیتی می‌باشد.

محدودیت‌های استفاده از اطلاعات فروش افراطی

وضعیت فروش افراطی در بازار، توسط برخی از معامله‌گران و به اشتباه به‌عنوان یک سیگنال خرید در نظر گرفته می‌شود. در حالی که، این وضعیت بیشتر یک هشدار محسوب می‌شود.

این وضعیت به معامله‌گران اطلاع می‌دهد که یک دارایی، در محدوده‌ پایین رِنج قیمتی خود در حال معامله است، و یا در حال معامله شدن در محدوده‌های پائینی نسبت‌های بنیادی می‌باشد. این لزوماً بدین معنی نیست که دارایی باید خریداری شود. زیرا بسیاری از سهم‌ها و دارایی‌ها، به حرکت نزولی خود ادامه می‌دهند.

این اتفاق رخ می‌دهد زیرا وضعیت فروش افراطی، بسته به عملکرد گذشتهٔ قیمت آن‌ها می‌باشد. اگر سرمایه‌گذاران، آینده‌ای ناخوشایند برای یک سهم و یا یک دارایی متصور باشند، همچنان به فروش آن ادامه می‌دهند، حتی اگر طبق استانداردهای تاریخی آن سهم، قیمت حال حاضر آن ارزان تلقی شود.

اندیکاتور ATR یا محدوده متوسط واقعی در تحلیل تکنیکال چیست؟

حتی اگر یک سهم یا دارایی خرید مناسبی تلقی شود، ممکن است برای مدت‌زمان طولانی در وضعیت فروش افراطی باقی بماند و سپس قیمت شروع به‌حرکت به‌سطوح بالاتر کند. به‌همین دلیل است که بسیاری از معامله‌گران اطلاعات فروش افراطی را زیر نظر دارند، اما آن‌ها صبر می‌کنند تا قیمت حرکات صعودی خود را آغاز کرده و سپس براساس سیگنال صادرشده از وضعیت فروش افراطی، به خریداری می‌پردازند.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)