چگونه کانال های قیمتی را بکشیم؟

کانال یک الگوی نموداری موفق و قدرتمند – اما در عین حال نادیده گرفته‌شده – است که با بسیاری از روش‌های تحلیل تکنیکال ترکیب شده و به معامله‌گران در یافتن نقاط احتمالی ورود یا خروج از معاملات و کنترل ریسک کمک می‌کنند.

برای خواندن این مقاله ابتدا باید مطلب آموزشی «کانال قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

قدم اول، پیدا کردن کانال‌ها است. قدم بعدی، یافتن نقطه‌ای برای ورود به معامله، یافتن مکانی برای قرار دادن دستورهای استاپ حفاظتی و پیدا کردن نقطه‌ای برای جمع‌آوری سود و خروج از بازار می‌باشد.
نکات کلیدی:

  • کانال های معاملاتی می‌توانند در نمودارهای سهام، کالاها اساسی (Commodities)، صندوق‌های قابل معامله در بازار بورس (Exchange-،raded ّunds, ETFs) و یا جفت ارزهای فارکس (FOREX) رسم شوند.
  • معامله‌گران از کانال‌ها برای پیدا کردن نقاط خریدوفروش احتمالی، و یافتن اهداف قیمتی و نقاط حد ضرر استفاده می‌کنند.
  • کانال های صعودی در حین روندهای صعودی شکل می‌گیرند و کانال های نزولی، با شیبی منفی و در روندهای نزولی دیده می‌شوند.
  • مدت‌زمان برقراری یک کانال، نشان‌دهندهٔ قدرت روند می‌باشد.

ویژگی‌های کانال

در تحلیل تکنیکال، یک کانال زمانی شکل می‌گیرد که قیمت یک دارایی بین دو خط روند موازی حرکت کند. خط روند بالایی، نقاط بازگشتی سقف (swing highs) را به یکدیگر متصل می‌کند، در حالی که خط روند پایینی، نقاط بازگشت قیمتی کف (swing lows) را به یکدیگر متصل می‌کنند. این کانال‌ها می‌توانند صعودی، نزولی و یا افقی باشند.

اگر قیمت، کانال معاملاتی را به سمت بالا قطع کند، این حرکت نشان‌دهندهٔ یک رالی قیمتی باشد. برای مثال، نمودار زیر نشان‌دهندهٔ یک شکست کانال قیمتی، در سهام شرکت (Hyatt Hotels Corporation – H) است. اگر قیمت، کانال را به سمت پایین بشکند، این حرکت نشان‌دهندهٔ آغاز یک روند نزولی احتمالی می‌باشد.

چگونه کانال‌های قیمتی را بکشیم؟

کانال معاملاتی یک تکنیک کاربردی است که در سهامی با میزان نوسان متوسط  به‌خوبی کار می‌کند و می‌تواند در تعیین میزان سود احتمالی، کاربردی باشد.

بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

برای مثال، اگر میزان نوسان بازار پایین باشد، کانال معاملاتی ما چندان بزرگ نخواهد بود، موضوعی که خود نشان‌دهندهٔ احتمال سود کمتر می‌باشد.

کانال های بزرگ‌تر، با میزان نوسان بیشتری در بازار شکل می‌گیرند. در این حالت می‌توانیم انتظار سود احتمالی بیشتری را داشته باشیم.

انواع کانال‌ها

یک کانال قیمتی از حداقل چهار نقطه تشکیل شده است. در یک کانال ما نیاز به دو نقطهٔ سقف و دو نقطهٔ کف داریم. به‌طور کلی، انواع کانال‌ها به شرح زیر می‌باشند:

  1. کانال هایی که شیب مثبت دارند و با نام کانال بالارونده (Ascending Channel) شناخته می‌شوند.
  2. کانال هایی که شیب نزولی دارند و تحت عنوان کانال پایین‌رونده (Descending Channel) شناخته می‌شوند.

کانال های بالارونده و پایین‌رونده تحت عنوان کانال های روندی (Trend Channels) نیز شناخته می‌شود. زیرا که قیمت در آن‌ها، به حرکت در جهتی مشخص تمایل دارد.

  1. کانال هایی که خطوط روند آن‌ها، خط‌هایی افقی می‌باشند و با عنوان کانال های افقی (Horizontal Channels) ،(Trading Ranges) یا مستطیل (Rectangle) شناخته می‌شوند.

چگونه کانال‌های قیمتی را بکشیم؟

خریدوفروش در کانال قیمتی

کانال‌ها می‌توانند نقاط خریدوفروش احتمالی را به ما پیشنهاد دهند. همچنین باید بدانید که قوانین متعددی در خصوص ورود به موقعیت‌های معاملاتی خرید/فروش وجود دارد. از این قوانین می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • زمانی که قیمت به سقف کانال برخورد می‌کند، موقعیت معاملاتی خرید خود را فروخته و یا وارد یک موقعیت معاملاتی فروش شوید.
  • زمانی که قیمت در میانهٔ کانال قرار دارد. اگر وارد معامله‌ای نشده‌اید، همچنان به بازار ورود نکنید و اگر در یک معامله حضور دارید، موقعیت خود را نگه دارید (hold the current position).
  • اگر قیمت به کف کانال برخورد کند، شما باید موقعیت‌های معاملاتی فروش خود را بسته و یا وارد یک موقعیت معاملاتی خرید شوید.

همچنین دو استثنا در خصوص این قوانین وجود دارند:

  1. اگر قیمت، کانال را از نقاط بالا یا پایینی شکست، کانال قیمتی دیگر سالم نخواهد بود. دیگر معامله‌ای را آغاز نکنید تا زمانی که یک کانال قیمتی جدید شکل بگیرد.
  2. اگر قیمت به حرکت در محدودهٔ کانال در یک بازهٔ زمانی طولانی‌مدت ادامه دهد، می‌توانیم از یک کانال قیمتی جدید با محدوده‌ای باریک‌تر استفاده کنیم. در این مرحله، هرگاه قیمت به محدوده‌های کانال باریک‌تر رسید، از معاملات خارج شده و یا به آن‌ها ورود کنید.

در یک کانال صعودی، بر خرید در نزدیکی کف کانال و خروج از بازار در نزدیکی سقف کانال، تمرکز کنید. در مورد موقعیت‌های معاملاتی فروش بسیار محتاطانه عمل کنید، زیرا روند در این حالت صعودی است. برای مثال، به کانال صعودی رسم‌شده در نمودار سهام شرکت (NVIDIA Corporation – NVDA) توجه کنید.

چگونه کانال‌های قیمتی را بکشیم؟

در یک کانال نزولی، بر ورود به موقعیت‌های معاملاتی فروش در نزدیکی سقف کانال، و خروج در نزدیکی کف کانال توجه کنید. در خصوص ورود به موقعیت‌های معاملاتی خرید محتاطانه عمل کنید زیرا که روند کلی بازار در این حالت، نزولی است.

گاهی اوقات، از دیگر انواع تحلیل تکنیکال برای بهبود دقت سیگنال صادرشده از سوی کانال‌ها و تأیید قدرت کلی حرکت استفاده می‌شود. بعضی از ابزاری که می‌توانید از آن‌ها در معامله‌گری کانال‌ها استفاده کنید، شامل موارد زیر می‌شود:

  • اندیکاتور مکدی (Moving Average Convergence Divergence – MACD) در کانال های افقی، معمولاً در سطحی نزدیک به صفر قرار می‌گیرد. در صورت گذر خط مکدی از خط سیگنال (signal line)، می‌توانیم موقعیت معاملاتی خرید یا موقعیت معاملاتی فروش را در نظر داشته باشیم.
  • تقاطع استوکاستیک (Stochastic Crossover) می‌تواند سیگنال موقعیت معاملاتی خرید یا فروش را بدهد.
  • استفاده از حجم معاملاتی می‌تواند در معامله‌گری کانال‌ها، مفید باشد. حجم در کانال‌ها معمولاً پایین است، به‌خصوص زمانی که قیمت در میانهٔ کانال قرارگرفته است. شکست‌های قیمتی معمولاً همراه با حجم معاملاتی بالا می‌باشند. اگر حجم معاملاتی در حین یک شکست افزایش پیدا نکند، احتمال کاذب بودن آن شکست و ادامهٔ حرکت قیمت در کانال موجود وجود دارد.

تعیین سطوح دستور حد ضرر (stop-loss) و حد سود (take-profit)

کانال‌ها دارای توانایی ذاتی مدیریت پول (money-management) با استفاده از سطوح حد سود و حد ضرر می‌باشند. در ادامه به بررسی قوانینی پایه در خصوص تشخیص این سطوح، می‌پردازیم:

  • اگر شما در کف یک کانال خرید کرده‌اید، پس از رسیدن قیمت به سقف کانال باید از موقعیت معاملاتی خود خارج شده و سود خود را کسب کنید. اما شما باید یک دستور استاپ حفاظتی را در محدوده‌ای، اندکی پایین‌تر از کف کانال قرار دهید و به کانال، فضای کافی برای نوسان عادی‌اش را بدهید.
  • اگر شما در سقف یک کانال وارد یک موقعیت معاملاتی فروش شده‌اید، پس از رسیدن قیمت به کف کانال از موقعیت خود خارج شده و سود خود را کسب کنید. همچنین، یک دستور استاپ حفاظتی را اندکی بالاتر از سقف کانال قرار دهید و به کانال فضای کافی برای نوسان عادی را بدهید. در ادامه، نمودار شرکت (BCE Inc. – BCE) را می‌بینید که در آن، یک کانال نزولی و نقاط احتمالی خروج و حد ضرر مشخص شده‌اند.

چگونه کانال‌های قیمتی را بکشیم؟

تعیین اعتبار معامله

کانال‌ها می‌توانند احتمال موفقیت یک معامله را مشخص کنند. این موضوع با رخ دادن تأییدیه (Confirmation) اتفاق می‌افتد. تأییدیه نشان‌دهندهٔ تعداد دفعاتی است که قیمت به سقف و یا کف کانال برخورد کرده و از آن‌ها بازگشته است. سطوح تأییدیه مهمی که باید به خاطر بسپارید، در ادامه آورده شده‌اند:

1- 2: کانال ضعیف (غیرقابل معامله)

3- 4: کانال متناسب (قابل معامله)

5- 6: کانال قدرتمند (قابل اتکا)

6+: کانال بسیار قدرتمند (اتکاپذیری بیشتر)

تخمین مدت‌زمان معامله

مدت‌زمانی که یک معامله، از نقطهٔ خرید به نقطهٔ فروش خود می‌رسد، می‌تواند با استفاده از کانال های قیمتی محاسبه شود. این محاسبات، با تعیین مدت‌زمانی که قیمت حرکات مشابهی را در گذشته تکمیل کرده، انجام می‌شود.

چگونه با شکست های قیمتی در تحلیل تکنیکال معامله کنیم؟

سپس از تمامی موارد به‌دست آورده شده، میانگینی گرفته می‌شود و این میانگین را می‌توانیم به حرکات آیندهٔ قیمت تعمیم دهیم. این تخمین براساس این فرضیه است که حرکات قیمت به مانند گذشته ثابت می‌مانند، چه از لحاظ زمانی و چه از لحاظ قیمتی. هر چند، این تنها یک تخمین است و همواره دقیق نخواهد بود.

نکتهٔ مهم:
معامله‌گری کانال های قیمتی می‌تواند براساس تایم فریم انتخاب شده، متفاوت باشد. برای مثال، یک کانال که در نمودار هفتگی مشاهده شده است، ممکن است در نمودار روزانه قابل مشاهده نباشد.

جمع بندی

کانال‌ها روشی برای خریدوفروش در حینِ حرکات قیمت بین دو خط روند را ارائه می‌دهند. با محصور کردن حرکاتِ قیمت در بین دو خط موازی، می‌توانیم سیگنال‌های خریدوفروش، و نواحی قراردهی دستور استاپ حفاظتی و هدف قیمتی را تخمین بزنیم.

مدت‌زمانی که قیمت در محدودهٔ کانال حرکت کرده است، به‌قدرت و اعتبار آن کانال می‌افزاید. همچنین مدت‌زمانی که طول می‌کشد تا قیمت از یک نقطهٔ سقف به یک کف در کانال برسد، می‌تواند به ما در تخمین زمان مورد نیاز برای تکمیل معاملات، کمک کند.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

خط روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

خط روند (Trendlines) خطی است که می‌توان آن‌ را به‌سادگی تشخیص داد، زیرا معامله‌گران این خط را با متصل کردن یک سری از نقاط قیمتی به‌یکدیگر رسم می‌کنند. خطوط تشکیل‌شده، به معامله‌گر یک ایدهٔ کلی در خصوص جهت حرکت ارزش سرمایه‌گذاری‌شان می‌دهد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد روند می‌توانید از مطلب آموزشی «روند در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

خط روند، خطی است که در بالای نقاط برگشت سقف (pivot highs) و یا در پایین نقاط برگشت کف (pivot lows) رسم می‌شود و نشان‌دهندهٔ جهت حرکت روند است. خطوط روند، نمایشی بصری از سطوح حمایتی و مقاومتی در هر بازهٔ زمانی می‌باشند. آن‌ها جهت و سرعت حرکت قیمت را نشان می‌دهند، همچنین می‌توانند الگوهای قیمتی شکل‌گرفته در حین تراکم قیمت را به نمایش بگذارند.

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟

نکات کلیدی:

  • خطوط روند با استفاده از یک خط ساده یا منحنی، نشان‌دهندهٔ رابطهٔ داده‌های قیمتی می‌باشند.
  • رسم یک خط روند ساده، می‌تواند تصویری واضح‌تر از جهت روند را به ما ارائه دهد.
  • خطوط روند می‌توانند نقاط سقف و کف قیمتی را به یکدیگر متصل کند و یک کانال قیمتی تشکیل دهند.
  • بازهٔ زمانی که بررسی در آن انجام‌شده و نقاط قیمتی‌ای که از آن‌ها برای رسم خطوط روند استفاده می‌شود، از یک معامله‌گر به دیگری فرق می‌کند.

خطوط روند چه چیزهایی را به شما می‌گویند؟

خطوط روند در بین مهم‌ترین ابزارهای به‌کار گرفته‌شده توسط تحلیل‌گران تکنیکال، قرار می‌گیرند. به‌جای بررسی عملکرد گذشته بازار و یا دیگر موارد بنیادی، تحلیل‌گران تکنیکال به‌جهتِ حرکتِ روند در حرکت قیمت یا  پرایس اکشن (Price Action) نگاه می‌کنند. خط روند به تحلیل‌گر تکنیکال در تشخیص جهت روند فعلی بازار کمک می‌کند. تحلیل‌گران تکنیکال باور دارند که روند دوست شماست (trend is your friend) و تشخیص جهت روند اولین گام برای انجام یک معامله خوب به‌شمار می‌آید.

برای رسم یک خط روند، یک تحلیل‌گر باید حداقل دو نقطهٔ قیمتی در نمودار را به یکدیگر متصل کند. برخی تحلیل‌گران علاقه دارند تا از تایم فریم‌های متفاوت، مانند یک دقیقه‌ای و یا پنج دقیقه‌ای استفاده کنند. برخی دیگر به نمودارهای روزانه و یا هفتگی نگاه می‌کنند. برخی از تحلیل‌گران به زمان توجه نمی‌کنند و تنها روندها را براساس بازه‌های تغییر ایجادشده (tick intervals) به جای بازه‌های زمانی بررسی می‌کنند. آن چیزی که خطوط روند را به این سطح از کاربرد در بین تحلیل‌گران رسانده، توانایی آن‌ها در تشخیص روندها بدون توجه به بازهٔ زمانی، تایم فریم و بازهٔ معاملاتی است.

اگر شرکت الف، سهامی داشته باشد که در سطح قیمتی 35 دلار معامله شده و در طی دو روز معاملاتی به قیمت 40 و پس از سه روز به قیمت 45 دلار برسد، تحلیل‌گر دارای سه نقطهٔ قیمتی در نمودارش می‌باشد. نقاطی که با قیمت 35 دلار شروع شده است، سپس به 40 دلار حرکت کرده است و در آخر به سطح قیمتی 45 دلار رسیده است. اگر تحلیل‌گر یک خط بین این سه نقطه رسم کند، شاهد یک روند صعودی خواهد بود. خط روند رسم شده در این حالت دارای یک شیب صعودی بوده و به تحلیل‌گر نشان می‌دهد که خرید در چنین شرایطی مناسب می‌باشد. اما اگر قیمت سهام شرکت الف از 35 دلار به 25 دلار برسد، خط روند رسم شده دارای شیب منفی بوده و تحلیل‌گر باید فروش در جهت روند را مدنظر داشته باشد.

مثالی از نحوهٔ استفاده از خط روند

استفاده از خطوط روند آسان است. برای رسم آن‌ها، یک معامله‌گر باید نقاط قیمتی مانند قیمت باز شدن (Open) قیمت بسته شدن (Close) بالاترین قیمت طی روز (High) و یا پایین‌ترین قیمت یک روز (Low) را به یکدیگر متصل کند. در نمودار زیر، اطلاعاتی در خصوص شاخص «Russell 2000» می‌بینیم. نمودار زیر یک نمودار کندلی بوده و در آن، خط روندی را می‌بینیم که سه نقطهٔ کف را در یک بازهٔ زمانی دو ماهه به یکدیگر متصل کرده است.

خط روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

خط روند رسم شده، نشان‌دهندهٔ یک روند صعودی در شاخص «Russell 2000» است و می‌تواند به‌عنوان یک سطح حمایتی، در حین ورود به معاملات از آن استفاده شود. در این حالت، معامله‌گر ممکن است در قیمتی نزدیک به خط روند، وارد یک موقعیت معاملاتی خرید (long position) شود و منتظر افزایش قیمت‌ها در آینده بماند. اگر حرکات قیمت خط روند را به سمت پایین بشکنند، معامله‌گر می‌تواند از این سیگنال برای بستن موقعیت معاملاتی‌اش استفاده کند. این به معامله‌گر اجازه می‌دهد تا پیش از تضعیف و یا بازگشت روند، از معامله خود خارج شود.

خطوط روند، محصول بازهٔ زمانی می‌باشند. در مثال فوق، معامله‌گر نیازی به رسم مجدد خطوط روند ندارد. هرچند در نمودارهای دقیقه‌ای، خطوط روند باید به‌صورت مداوم تنظیم شوند.

تفاوت بین خطوط روند و کانال‌های قیمتی

امکان استفاده بیش از یک خط روند در نمودار وجود دارد. معامله‌گران معمولاً از خطوط روندی که نقاط سقف را به یکدیگر متصل می‌کنند، در کنار خطوطی که نقاط کف را به یکدیگر متصل می‌کنند بهره می‌برند تا یک کانال قیمتی (Channel) را تشکیل‌ دهند. یک کانال قیمتی، یک نمایش بصری از سطوح حمایتی و مقاومتی در بازهٔ زمانی مدنظر را می‌سازد. مانند خطوط روند ساده، معامله‌گر در این حالت نیز به دنبال یک شکست قیمتی و یا یک جرقه به سمت محدودهٔ خارج کانال خواهد بود. آن‌ها ممکن است از این شکست به‌عنوان یک نقطهٔ خروج و یا یک نقطهٔ ورود – بسته به نحوهٔ معاملهٔ مدنظرشان – استفاده کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شکست قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

محدودیت‌های استفاده از خط روند

خطوط روند نیز به‌مانند دیگر ابزارهای نموداری، دارای محدودیت‌هایی می‌باشند که از اصلی‌ترین این موارد، می‌توان به نیازمندی آن‌ها به تنظیم دوباره پس از اضافه شدن اطلاعات قیمتی جدید اشاره کرد. یک خط روند ممکن است مدت زمان زیادی معتبر باشد، اما ناگهان جهت حرکت قیمت آن‌قدر منحرف می‌شود تا نیاز به به‌روزرسانی خط روند احساس گردد. علاوه بر این، معامله‌گران از نقاط قیمتی متفاوتی برای رسم این خطوط استفاده می‌کنند. برای مثال، برخی از معامله‌گران از پایین‌ترین نقاط کف قیمت استفاده می‌کنند، در حالی که دستهٔ دیگر از آن‌ها به دنبال پایین‌ترین قیمت‌های بسته‌شده (lowest closing prices) می‌باشند. در آخر، خطوط روندی که در تایم فریم‌های کوچک‌تر رسم می‌شوند به حجم معاملاتی حساس می‌باشند. خطوط روندی که در هنگام کاهش حجم معاملاتی تشکیل شده‌اند، می‌توانند به‌آسانی با افزایش حجم معاملاتی، شکسته شوند.

بهترین دوره های آموزش تحلیل تکنیکال کدامند؟

دوره های آنلاین یکی از بهترین روش‌ها برای یادگیری مباحث مختلف به‌شمار می‌روند، زیرا ترکیبی از آموزش‌های تخصصی در کنار راحتی کار با اینترنت را دارند. در مورد یادگیری تحلیل تکنیکال، تعداد فزاینده‌ای از دوره های آنلاین برای معامله‌گرانی با میزان تسلط مختلف بر این مباحث، وجود دارد. معامله‌گران می‌توانند با سرعت یادگیری خود در این دوره‌ها پیشروی کنند. این موضوع، یک مزیت نسبت به کلاس‌های حضوری یا دیگر انواع روش‌های آموزشی محسوب می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحلیل تکنیکال می‌توانید از مطلب آموزشی «تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟» دیدن نمایید.

در این مقاله، ما نگاهی به برترین دوره های آموزش تحلیل تکنیکال، مناسب برای معامله‌گران تازه‌کار و معامله‌گران حرفه‌ای (که قصد توسعه مهارت‌هایشان را دارند) می‌اندازیم.

نکات کلیدی:

  • بهترین روش یادگیری تحلیل تکنیکال برای تازه‌کاران، مواجه شدن با تئوری‌ها و تکنیک‌های موجود در این سبک تحلیلی است.
  • دوره های جامع آنلاین زیادی وجود دارند، که از آن‌ها می‌توان به آموزش‌های ارائه شده توسط اینوستوپدیا اشاره کرد، اما انواعی دیگر از این دوره‌ها نیز در بستر اینترنت موجودند.
  • بسیاری از کارگزاری‌ها، حساب‌هایی آزمایشی (Demo Accounts) برای تقویت مهارت‌های معامله‌گری، به شما پیشنهاد می‌دهند.

دورهٔ آموزشی سایت اینوستوپدیا

بهترین دوره های آموزش تحلیل تکنیکال کدامند؟

آکادمی اینوستوپدیا اخیراً از دورهٔ تحلیل تکنیکال خود رونمایی کرده است. این دوره توسط تکنیکالیست مشهور (JC Parets) تدریس شده است. این دوره، تمرکز زیادی بر روی بررسی نمودارها و بررسی اندیکاتورهای ضروری، که در استراتژی‌های معاملاتی استفاده می‌شوند، دارد. این دوره شامل 5 ساعت ویدئوی آموزشی، تمرین و مطالب تعاملی می‌باشد. در طی این آموزش‌ها، به بررسی دقیق نقاط ورود، نقاط خروج و نقشهٔ معاملاتی شما می‌پردازیم.

آموزش‌های سایت یودمی

یودمی (Udemy) به بزرگ‌ترین بازار یادگیری آنلاین در سراسر جهان تبدیل شده است و بیش از میلیون‌ها دانش‌آموز دارد، که در حال یادگیری بیش از 55 هزار دوره آموزشی، که توسط اساتید آن حوزه تدریس شده‌اند، می‌باشند.

بهترین دوره های آموزش تحلیل تکنیکال کدامند؟

انواع مختلفی از دوره های آموزش تحلیل تکنیکال در سایت یودمی وجود دارد، اما دوره‌ای که توانسته است امتیازات زیادی به‌دست آورد، دوره ‌(Master Technical Analysis and Chart Reading Skills) می‌باشد که شامل 3 ساعت محتوای آموزشی و بیش از 13 مقاله در زمینهٔ جنبه‌های مختلف تحلیل تکنیکال می‌باشد. این دوره توسط (Hari Swaminathan)، مؤسس شرکت (OptionTiger)، تدریس شده است. او تا به حال بیش از 30 هزار دانشجو را آموزش داده، و بیش از 30 دوره آموزشی با امتیاز میانگین 4.4 از 5 منتشر نموده است.

دوره های دیگری که روی زیر مجموعه‌های تحلیل تکنیکال تمرکز دارند عبارتند الگوهای بازگشتی کندلی (candlestick reversal pattern)، معامله‌گری براساس پوزیشن‌ها (position trading)، بررسی آماری با استفاده از زبان (R) و همچنین زبان‌های مورد نیاز برای برنامه‌نویسی در حوزهٔ توسعهٔ سیستم‌های معاملاتی، پرداخته‌اند. معامله‌گران باید به دنبال دوره هایی باشد که با کلاس دارایی مدنظر و سبک معامله‌گری‌شان سازگار باشد، باید به‌خاطر داشته باشیم که روش‌های متنوعی برای تحلیل تکنیکال بازار وجود دارد.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

دوره های آموزشی ارائه شده توسط کارگزاری‌ها

بسیاری از کارگزاری‌های آنلاین، دوره های آنلاین، وبینارها، و دیگر دوره های آموزشی را برای افرادی که مشتاق یادگیری تحلیل تکنیکال هستند، پیشنهاد می‌دهند. مزیت اصلی این دوره‌ها، رایگان بودن آن‌ها برای مشتریان این کارگزاری‌ها است. برخی از دیگر کارگزاری‌ها، به همهٔ افراد اجازهٔ دسترسی به دوره هایشان را می‌دهند. این دوره‌ها به گزینه‌ای جذاب برای افراد گوناگون، پیش از پرداخت هزینه برای یادگیری تحلیل تکنیکال، تبدیل شده‌اند.

بهترین دوره های آموزش تحلیل تکنیکال کدامند؟

برخی از دوره های محبوب کارگزاری‌ها به شرح زیر می‌باشند:

  • دورهٔ ملزومات تحلیل تکنیکال از کارگزاری (TD Ameritrade)، حوزه وسیعی از مفاهیم تحلیل تکنیکال شامل نحوهٔ خواندن نمودارها، تشخیص الگوهای قیمتی، اضافه کردن اندیکاتورها، تشخیص نقاط بازگشتی در بازار و غیره را پوشش می‌دهد. که آن ‌را به گزینه‌ای مناسب برای معامله‌گران تازه‌کار و حتی معامله‌گران حرفه‌ای، تبدیل کرده است.
  • (TradeStation University)، جلسات زندهٔ آنلاینی را برگزار می‌کند که معامله‌گران می‌توانند در آن‌ها ثبت‌نام کرده، و نحوهٔ عملکرد معامله‌گران حرفه‌ای در دنیای واقعی را تماشا کنند. این دوره‌ها همه‌چیز از نحوهٔ استفاده از پلتفورم، تا اندیکاتورهای کلیدی که برای پیدا کردن نقاط ورود و خروج از آن‌ها استفاده می‌شود را، پوشش می‌دهد.
  • دورهٔ دانشگاه معامله‌گران، که توسط کارگزاری (Interactive Brokers) ارائه می‌شود، وبینارهای زنده و ضبط‌شده‌ای از مفاهیم تحلیل تکنیکال را آماده کرده است. علاوه بر این دوره، دوره های متنوعی در حوزه‌های گوناگون بازار، مانند استراتژی‌های مورد استفاده در معامله‌گری قراردادهای اختیار معامله (options)، توسط این کارگزاری ارائه می‌شوند.

آکادمی آنلاین معامله‌گری

آکادمی آنلاین معامله‌گری (online trading academy)، یکی از مشهورترین دوره های آنلاین در زمینهٔ آموزش تحلیل تکنیکال و مفاهیم مرتبط با آن می‌باشد. با بیش از دو دهه سابقه، این شرکت کار خود را به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین بسترهای معاملاتی در ایالات‌متحده آمریکا آغاز کرد و توانست حوزهٔ آموزشی خود را به‌مرور زمان گسترش دهد. آن‌ها جامعه‌ای با بیش از 200 هزار سرمایه‌گذار ایجاد کرده‌اند، که هر یک از آن‌ها در طی زمان توانسته است نحوهٔ معامله‌گری را بیاموزند.

بهترین دوره های آموزش تحلیل تکنیکال کدامند؟

کلاس‌های این شرکت، حوزه وسیعی از آموزش‌ها را دربرمی‌گیرند، از این آموزش‌ها می‌توان به معامله‌گری کوتاه‌مدت (short-term trading)، معامله‌گری سویینگ (swing trading)، معامله‌گری با استفاده از پوزیشن‌ها (position trading)، معامله‌گری قراردادهای اختیار معامله (options trading)، معامله‌گری قراردادهای آتی (futures trading)، معامله‌گری در بازار فارکس (forex trading) و دیگر حوزه‌ها، می‌شود. این شرکت برخلاف دوره های آنلاین دیگر، دوره های حضوری نیز برگزار می‌کند. این دوره‌ها برای سرمایه‌گذارانی مناسب هستند که قصد استفاده از تکنیک‌هایی مشابه با موارد استفاده‌شده توسط معامله‌گران حرفه‌ای در بازار وال‌استریت را دارند، که شامل موارد بنیادی (fundamentals) و مدیریت ریسک (risk management) می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازار فارکس می‌توانید از مطلب آموزشی «بازار مبادلات ارزهای خارجی (فارکس) چیست؟» دیدن نمایید.

جمع‌بندی

دوره های آنلاین، روشی عالی برای یادگیری تحلیل تکنیکال به‌شمار می‌روند، زیرا آن‌ها آموزش‌های تخصصی اساتید را در کنار آسانی استفاده در هر زمان و هر مکان، به ارمغان می‌آورند. با رشد تعداد این دوره‌ها، معامله‌گران می‌توانند صدها دوره در تمامی زمینه‌های بازار، از موارد بنیادی گرفته تا تحلیل تکنیکال و نحوهٔ استفاده از آن‌ها در دنیای واقعی را پیدا کنند.

بهترین دوره های آموزش تحلیل تکنیکال کدامند؟

دوره هایی که به آنها اشاره شد تماماً به زبان انگلیسی می‌باشند. با توجه به اینکه بیشتر منابع اصلی تحلیل تکنیکال به زبان انگلیسی می‌باشند، هر دوره یا منبع دیگری باید به منابع اصلی مرتبط باشد. شرکت کردن در  هر دوره‌ای باید با آگاهی از منابع آن دوره انجام شود. با توجه به اهمیت آموزش در زمینهٔ بازارهای مالی و علی‌الخصوص تحلیل تکنیکال که با سرمایهٔ شما سر و کار دارد، همیشه در پی بهترین و اصیل‌ترین منابع در این زمینه باشید. برجسته‌ترین مؤسسه در زمینهٔ تحلیل تکنیکال، مؤسسهٔ CMT می‌باشد و بهترین منابع را می‌توانید در بخش تریدینگ انتشارات وایلی پیدا کنید.

الگوی تقاطع مرگ (Death cross) در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی تقاطع مرگ، یک الگوی نموداری تحلیل تکنیکال است که پتانسیل احتمالی عرضهٔ بالا، و کاهش قیمت‌‌ها در نتیجهٔ فروش یک‌جا را نشان می‌دهد. الگوی تقاطع مرگ هنگامی بر روی نمودار نمایان می‌شود که میانگین متحرک کوتاه‌مدت، با حرکت از پایین به بالا میانگین متحرک بلندمدت را قطع کند. عموماً، بیشترین میانگین‌های متحرک استفاده شده در این الگو، میانگین‌های متحرک 50 و 200 روزه هستند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی درمورد میانگین متحرک ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

نکات کلیدی

  • الگوی تقاطع مرگ، یک الگوی نموداری تحلیل تکنیکال است که نشان‌دهندهٔ پتانسیلی برای عرضهٔ بالا و کاهش قیمت‌ها است، و به‌عنوان یک عامل پیش‌بینی‌کننده قابل اعتماد در پیش‌بینی نزولی‌ترین بازارهای قرن گذشته، شامل سال‌های 1929، 1938، 1974، و 2008 شناخته شده است.
  • یک الگوی تقاطع مرگ، هنگامی بر روی نمودار نمایان می‌شود که میانگین متحرک کوتاه‌مدت یک سهم، معمولاً 50 روزه، میانگین متحرک بلندمدت، معمولاً 200 روزه، را قطع کند.
  • الگوی تقاطع مرگ، با تقاطع طلایی (Golden cross) که نشان‌دهندهٔ حرکت صعودی قیمت است، در تضاد می‌باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تقاطع می‌توانید از مطلب آموزشی «تقاطع در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

نشان‌گر الگوی تقاطع مرگ، به‌عنوان پیش‌بینی کننده‌ای قابل اعتماد برای پیش‌بینی بعضی از نزولی‌ترین بازارهای قرن گذشته، در سال‌های 1929، 1938، 1974 و 2008 به اثبات رسیده است. سرمایه‌گذارانی که در شروع این بازارهای نزولی، از بازار بورس خارج شدند، از ضررهای هنگفتی به بزرگی 90% در دهه 30 میلادی جلوگیری نموده‌اند. به‌علت اینکه الگوی تقاطع مرگ یک الگوی بلندمدت است، برخلاف بسیاری از الگوهای نموداری کوتاه‌مدت مانند الگوی کندلی دوجی، ارزش بیشتری برای سرمایه‌گذارانی که به دنبال برداشت سود خود پیش از آنکه یک بازار نزولی جدید به وقوع بپیوندد دارد. افزایش در حجم معاملات (Volume) معمولاً توأم با ظهور الگوی تقاطع مرگ است.

الگوی شمعی دوجی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی تقاطع مرگ (Death cross Pattern) به شما چه می‌گوید؟

الگوی تقاطع مرگ هنگامی به‌وجود می‌آید که میانگین کوتاه‌مدت متحرک، (معمولاً 50 روزه)، میانگین بلندمدت متحرک (200 روزه) را به سمت پایین قطع کند و در نهایت توسط تحلیل‌گران و معامله‌گران، به‌عنوان سیگنال یک روند نزولی قطعی در بازار تعبیر شود.

در اینجا مثالی از یک الگوی تقاطع مرگ بر روی شاخص S&P 500 در دسامبر 2018 را مشاهده می‌کنیم:

مثال_الگوی_تقاطع_مرگ
الگوی تقاطع مرگ (Death Cross) در نمودار شاخص S&P 500؛ منبع: Tradingview

نام الگوی تقاطع مرگ نشأت گرفته از شکل X  مانندی است که به‌هنگام سقوط میانگین متحرک کوتاه‌مدت، به زیر میانگین متحرک بلندمدت به‌وجود می‌آید. از دید تاریخی، ‌این الگو پیش از یک دورهٔ نزولی بلندمدت برای دو میانگین بلند و کوتاه‌مدت اتفاق می‌افتد.

الگوی تقاطع مرگ، سیگنالی است که نشان از مقدار حرکت کوتاه‌مدت در یک سهم یا شاخص یک سهم در حال کُند شدن می‌دهد. ولی این الگو، همیشه برای تشخیص اینکه یک بازار صعودی در حال پایان است، قابل اعتماد نیست. دفعات زیادی الگوی تقاطع مرگ، مانند تابستان سال 2016 بر روی نمودار نمایان شده و بعدتر به‌عنوان یک نشانگر غلط شناخته شده‌است.

آن دسته از افرادی که در طی تابستان سال 2016 از بازار خارج شدند، مقدار سود قابل ملاحظه‌ای را از بازار سهام که سرتاسر سال 2017 نیز ادامه داشت را از دست دادند. مثال ستارهٔ مرگ سال 2016، در حقیقت طی یک اصلاح تکنیکال تقریباً 10 درصدی اتفاق افتاد که در بعضی از مواقع به‌عنوان فرصت خرید شناخته شده و از آن به‌عنوان خرید در دره یاد می‌شود.

عقاید زیادی راجع به اینکه دقیقاً چه چیزی موجب تشکیل این تقاطع معنادار میانگین‌های متحرک می‌شود، وجود دارد. برخی از تحلیل‌گران آن را با تقاطع میانگین متحرک 100 روزه با میانگین متحرک 30 روزه تعریف می‌کنند، در حالی که برخی دیگر آن را با تقاطع میانگین متحرک 200 روزه، با میانگین متحرک 50 روزه تعریف می‌کنند. تحلیل‌گران همچنین تقاطع‌هایی که بر روی نمودارهای بازهٔ زمانی کمتر نیز اتفاق می‌افتد را به‌عنوان تأیید روند قوی و ادامه‌دار در نظر می‌گیرند. صرف‌نظر از تنوع و تعریف دقیق یا بازهٔ زمانی به‌کار گرفته شده، این عبارت همیشه به یک میانگین متحرک کوتاه‌مدت اشاره دارد که پیش از تقاطع به زیر یک میانگین متحرک بلندمدت، مقادیر بیشتری داشته است.

مثالی از الگوی تقاطع مرگ

عکس پایین، مثالی از دو الگوی تقاطع مرگ را در نمودار سهام فیس‌بوک (Facebook Inc) که در سال 2018 اتفاق افتاد را نشان می‌دهد. بعد از اولین تقاطع در آوریل، این سهام دچار تغییر مسیر شد و شروع به افزایش قیمت کرد. دومین تقاطع که در سپتامبر اتفاق افتاد، سیگنال یک روند نزولی بلندمدت را برای این سهم داد.

مثال_الگوی_تقاطع_مرگ2
نمودار سهام Facebook Inc. – منبع: Tradingview

با نگاهی به نزولی‌ترین بازارهای قرن گذشته، به‌نظر می‌رسد که الگوی تقاطع مرگ هنگامی که بازار حدود 20% از ارزش خود را از دست داده، قابل استنادتر می‌باشد. در آن مثال‌ها، سرمایه‌گذارانی که از بازار سهام خارج شدند ضرر خود را به پایین‌‌ترین حد ممکن رساندند. اما برای اصلاح قیمتی کمتر از 20% حضور موقتی الگوی تقاطع مرگ روی نمودار می‌تواند بازتابی از ضررهایی باشد که از پیش ثبت شده‌اند و بنابراین می‌تواند نشان‌دهندهٔ یک موقعیت خرید باشد.

اصلاح قیمت در تحلیل تکنیکال چیست؟

تفاوت‌های میان الگوی تقاطع مرگ و الگوی تقاطع طلایی

الگوی متضاد تقاطع مرگ، الگوی تقاطع طلایی (Golden cross) است. هنگامی که میانگین متحرک کوتاه‌مدت یک سهام یا شاخص، به سمت بالای میانگین متحرک بلندمدت حرکت می‌کند، بسیاری از سرمایه‌گذاران از این الگو به‌عنوان نشان‌گر بازار صعودی یاد می‌کنند. الگو تقاطع طلایی معمولاً هنگامی که مقدار حرکت یک سیر نزولی بلندمدت به پایان برسد ظهور می‌کند.
همانند الگوی تقاطع مرگ سرمایه‌گذاران باید برگشت روند بعد از چندین روز یا هفته حرکت قیمت در جهت جدید را تأیید کنند. بخش زیادی از سرمایه‌گذاری‌ها با استفاده از الگوها، پیش‌گویی کام‌بخشی است. زیرا حجم معاملات با توجه به ورود سرمایه‌گذاران بیشتر که با افزایش اخبارهای مالی در مورد یک سهم به‌خصوص، یا حرکت در یک شاخص وارد بازار می‌شوند، افزایش می‌یابد.

الگوی تقاطع طلایی در تحلیل تکنیکال چیست؟

محدودیت‌های استفاده از الگوی تقاطع مرگ

تمام نشانگرها دارای تأخیر می‌باشند و هیچ نشانگری نمی‌تواند آینده را به‌درستی پیش‌بینی کند. همان طور که در مثال فیس‌بوک در بالا دیدید، اولین الگوی تقاطع مرگ، سیگنالی غلط را ارائه داده بود و اگر یک معامله‌گر در آن زمان وارد معاملهٔ فروش می‌شد به‌سرعت در دردسر می‌افتاد. برخلاف قدرت آشکار در پیش‌گویی بازارهای نزولی گذشته، تقاطع‌های مرگ مرتباً سیگنال‌های غلط نیز تولید می‌کنند. بنابراین یک الگوی تقاطع مرگ، همیشه باید با در نظر گرفتن سیگنال و دیگر اندیکاتورها قبل از انجام معامله بررسی و تأیید شود.

حجم معاملات در تحلیل تکنیکال چیست؟

حجم (Volume)، مقدار اوراق بهادار و یا دارایی‌ای  است که در یک بازه زمانی (معمولاً روزانه) جابه‌جا می‌شود. برای مثال، حجم سهام، اشاره به تعداد سهام مبادله شده در بین بازه زمانی باز شدن، و بسته شدن بازار دارد. حجم، و تغییرات آن در طی زمان، اطلاعاتی مهم برای معامله‌گران تکنیکال به شمار می‌رود.
نکات کلیدی:

  • حجم، تعداد سهام یا دارایی مبادله شده در طی یک بازه زمانی است.
  • به‌طورکلی، اوراق بهاداری با حجم بالا، دارای نقدینگی بیشتری نسبت به اوراقی هستند که حجم معاملاتی پائینی دارند؛ زیرا آن‌ها «فعال‌تر» می‌باشند.
  • حجم، یک اندیکاتور مهم در تحلیل تکنیکال به شمار می‌رود، زیرا برای بررسی اهمیت حرکت قیمت در بازار مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  • هرچه حجم یک حرکت قیمتی بیشتر باشد، آن حرکت از اهمیت بیشتری برخوردار است و هرچه حجم در طی یک حرکت قیمتی کمتر باشد، آن حرکت از اهمیت پایین‌تری برخوردار است.

درک مفهوم حجم

هرگونه مبادله‌ای که بین خریدار و فروشنده یک سهم انجام می‌شود، در محاسبه حجم معاملاتی کلی آن سهم؛ در نظر گرفته می‌شود. معامله، زمانی صورت می‌گیرد که خریدار قبول کند تا مبلغ مورد نظر فروشنده را بپردازد. اگر تنها 5 سهم در یک روز معامله شوند، حجم معاملاتی آن سهم در آن روز، برابر با عدد 5 بوده است.

برای آشنایی با میانگین حجم معاملات روزانه مقاله آموزشی «میانگین حجم معاملات روزانه» را مطالعه نمایید.

تمامی بازارهای مبادلاتی، حجم‌های معاملات را ثبت کرده و آن‌ها را به شکل اطلاعات حجم معاملاتی (trading volume)، به‌صورت رایگان و یا با دریافت هزینه‌ای با کاربران خود به اشتراک می‌گذارد.

اعداد مربوط به حجم‌های معاملاتی، ساعتی یک‌بار طی روز معاملاتی بروز رسانی می‌شوند. البته در نظر داشته باشید که این گزارش‌های منتشرشده، تخمینی می‌باشند. هم‌چنین میزان کلی حجم معاملاتی که در پایان روز اعلام می‌شود نیز عددی تخمینی است.

اعداد واقعی و دقیق، در روز بعدی منتشر می‌شوند. هم‌چنین ممکن است سرمایه‌گذاران به دنبال حجم تیک (tick volume) یک سهم، و یا تغییرات در قیمت قراردادها (changes in contract’s price)، به‌عنوان جایگزینی برای حجم معاملاتی باشند. زیرا قیمت‌ها در حجم‌های معاملاتی بالا تمایل به تغییر بیشتری دارند.

حجم معاملاتی به سرمایه‌گذاران در مورد فعالیت بازار و میزان نقدینگی (liquidity) آن اطلاع‌رسانی می‌کند. میزان حجم معاملاتی بالاتر برای یک سهام به معنی نقدینگی بالا، اجرای بهتر دستورات معاملاتی و بازاری فعال برای متصل کردن خریداران و فروشندگان به یکدیگر، می‌باشد.

استفاده از حجم معاملاتی

زمانی که سرمایه‌گذاران در مورد جهت حرکت بازار مُردد هستند، حجم معاملاتی در قراردادهای آتی افزایش می‌یابد، که باعث می‌شود که قرارداد اختیار معامله (options) و قراردادهای آتی (futures) مربوط به این سهام، به‌صورت فعال‌تری مورد معامله قرار گیرند.

حجم‌های معاملاتی به‌صورت کلی حین باز شدن و بسته شدن بازارها، بالاتر می‌باشند. هم‌چنین میزان این حجم‌های معاملاتی در روزهای دوشنبه و جمعه بالاتر است. به یاد داشته باشید که حجم‌های معاملاتی در ظهر و هم‌چنین روزهای پیش از تعطیلات، کاهش پیدا می‌کنند.

حجم در تحلیل تکنیکال

برخی از سرمایه‌گذاران از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند، استراتژی که بر اساس قیمت سهام بنا شده و به‌منظور تصمیم‌گیری برای ورود به یک سهم از آن استفاده می‌شود.

تحلیل‌گران تکنیکال به دنبال پیدا کردن نقاط ورود و یا خروج هستند. سطوح حجم بازار نقشی مهم را در یافتن این نقاط بازی می‌کنند، و می‌تواند سرنخ‌هایی برای پیدا کردن بهترین نقاط ورود و یا خروج از بازار را به ما بدهند.

حجم معاملات در تحلیل تکنیکال چیست؟

حجم، یک اندیکاتور مهم در تحلیل تکنیکال به شمار می‌رود، زیرا برای بررسی میزان اهمیت حرکات بازار از آن استفاده می‌شود. اگر قیمت‌ها در بازار، حرکت بزرگی را در یک بازه زمانی داشته باشند، قدرت این حرکت به دو شکل تفسیر می‌شود:

  1. یا این قدرت حرکتی به روند ما اعتبار بیشتری می‌دهد
  2. ایجاد بدبینی در خصوص حجم معاملاتی در آن بازه زمانی، می‌کند.

هر چه حجم معاملاتی در یک حرکت قیمتی بالاتر باشد، آن حرکت از اهمیت بیشتری در تحلیل ما برخوردار خواهد بود. به‌طور عکس، اگر حجم معاملاتی در یک حرکت قیمتی پایین‌تر باشد، آن حرکت اهمیت پایین‌تری خواهد داشت.

حجم یکی از شاخصه‌های اصلی در اندازه‌گیری قدرت حرکت سهام، برای معامله‌گران و تحلیل‌گران تکنیکال می‌باشد. از دیدگاه مزایده‌ای (َauction perspective)، زمانی که خریداران و فروشندگان در یک قیمت خاص در بازار به فعالیت بیشتری می‌پردازند، حجم معاملاتی بالاتری را نیز در آن نقطه از بازار شاهد خواهیم بود.

تحلیل‌گران از نمودارهای میله‌ای ( bar charts) برای تشخیص سریع سطوح حجم استفاده می‌کنند. نمودارهای میله‌ای هم‌چنین تشخیص روند در حجم‌های معاملاتی را آسان‌تر می‌کنند. زمانی که میله‌ها در یک نمودار میله‌ای از میانگین بالاتر باشند، نشانه‌هایی از حجم معاملاتی بالا و یا قدرت بیشتر بازار، در یک قیمت خاص را شاهد هستیم.

با بررسی نمودارهای میله‌ای، تحلیل‌گران می‌توانند از حجم معاملاتی به‌عنوان یک تأییدیه حرکات قیمتی، استفاده کنند. اگر حجم در هنگام حرکات صعودی و یا نزولی قیمت افزایش پیدا کند، حرکت مد نظر یک حرکت قدرتمند خواهد بود.

اگر معامله‌گران قصد گرفتن تأییدیه بازگشت قیمتی در سطوح حمایتی را داشته باشند، به حجم خرید بالا (high buying volume) نگاه می‌کنند. به‌طور عکس، اگر معامله‌گران به دنبال تأییدیه شکست یک سطح حمایتی باشند به دنبال حجم معاملاتی پایین از خریداران، خواهند بود.

سطوح حمایت و مقاومت

اگر معامله‌گران بخواهند تا تأییدیه در خصوص بازگشت قیمتی در یک سطح مقاومتی (یا سقف قیمتی) را به دست آورند، آن‌ها به دنبال حجم فروش بالا در بازار خواهند بود. به‌طور عکس، اگر معامله‌گران به دنبال تأییدیه یک شکست در یک محدوده مقاومتی باشند، به دنبال حجم معاملاتی بالا از خریداران، خواهند بود.

دیگر ملاحظات

در دوران اخیر، معامله‌گرانی که با تناوب بالا به معامله می‌پردازند (High Frequency Traders – HFT) و صندوق‌های سرمایه‌گذاری در شاخص‌ها (Index Funds)، بخش مهمی از حجم‌های معاملاتی در بازارهای ایالات‌متحده آمریکا را تشکیل داده‌اند.

با استناد به تحلیل سال 2017 موسسه JP Morgan، سرمایه‌گذاران منفعل مانند صندوق‌های قابل معامله در بازار بورس (Exchange traded funds – ETFs)  که از الگوریتم‌های متناوب برای معامله‌گری استفاده می‌کنند، حدود 60 درصد از کل حجم معاملاتی در بازار را تشکیل داده‌اند.

در حالی‌که معامله‌گران بنیادی اختیاری (fundamental discretionary traders) – یا معامله‌گرانی که پیش از سرمایه‌گذاری، به بررسی عوامل بنیادی تأثیرگذار در قیمت سهام می‌پردازند – تنها 10 درصد از کل حجم معاملاتی در بازار را تشکیل داده‌اند.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

پولبک در تحلیل تکنیکال چیست؟

پولبک (Pullback) به یک توقف قیمتی – یا افت متوسط قیمت یک سهام یا یک دارایی – در نمودار آن گفته می‌شود. پولبک‌ها بسیار شبیه به بازگشت قیمتی (retracement) و یا تثبیت قیمتی (consolidation) هستند، و گاهی اوقات این کلمات را به‌جای یکدیگر به‌کار می‌برند.

از واژهٔ پولبک، معمولاً برای اشاره به افت قیمتی کوتاه‌مدت، اشاره می‌شود – برای مثال افت قیمتی در چند روز پیاپی – افتی که پس از آن، قیمت به حرکت صعودی خود ادامه می‌دهد.
نکات کلیدی:

  • پولبک، به یک بازگشت قیمتی موقت در قیمت یک دارایی یا اوراق بهادار گفته می‌شود.
  • پولبک‌ها معمولاً مدت‌زمان کوتاهی به طول می‌انجامند. توقف‌های طولانی‌تر در توقف‌های صعودی قیمت را می‌توان، تحت عنوان تثبیت قیمتی (consolidation) نام‌گذاری کرد.
  • پولبک‌ها می‌توانند برای معامله‌گران، یک نقطهٔ ورود مناسب به معامله را نشان دهند. البته اگر اطلاعات مخابره شده از سوی اندیکاتورهای تکنیکالی نیز بر ادامهٔ حرکت بازار در همان روند تأکید کنند.

پولبک چه چیزهایی را به شما می‌گوید؟

پولبک‌ها معمولاً پس از حرکات صعودی و بزرگ قیمتی شکل می‌گیرند و به‌عنوان فرصت‌هایی برای خرید سهم یا اوراق بهادار، در نظر گرفته می‌شوند. برای مثال، ممکن است قیمت سهام یک شرکت پس از اعلام سود سالانه مثبت (positive earnings announcement)، افزایش پیدا کند.

اوراق بهادار با درآمد ثابت چیست؟

پس از این روند افزایشی، شاهد افت قیمت (پولبک) خواهیم بود. دلیل این پولبک، تقسیم سود سهم به سهامدارانِ مشمول می‌باشد. با این وجود در نظر داشته باشید که گزارش سود سالانه مثبت، خود یک نشانهٔ بنیادی می‌باشد که سیگنال ادامهٔ روند صعودی را به ما می‌دهد.

بیشتر پولبک‌هایی که انجام می‌شوند، شامل حرکت قیمت یک سهم به محدودهٔ یک حمایت تکنیکالی، مانند میانگین‌های متحرک و یا نقاط پیوُت (pivot points)، پیش از ادامهٔ روند صعودی می‌باشند.

معامله‌گران باید به دقت این سطوح حمایت کلیدی را زیر نظر داشته باشند. زیرا هرگونه شکست به زیر سطح این حمایت‌ها، می‌توانند نشان‌دهندهٔ یک بازگشت قیمتی باشد.

مثال‌هایی از نحوهٔ استفاده از پولبک‌ها

دقت کنید که پولبک‌ها معمولاً بر روی عوامل بنیادی تأثیرگذار بر حرکت قیمت سهم، تغییری ایجاد نمی‌کنند. بلکه آن‌ها معمولاً به‌عنوان موقعیت‌هایی به‌منظور کسب سود در طی یک روند صعودی، در نظر گرفته می‌شوند. برای مثال، ممکن است یک شرکت گزارش سود سالانه‌ای عالی را منتشر کرده و شاهد رشد سهام خود تا 20 درصد باشد.

ممکن است قیمت سهام این شرکت در روز بعد، شاهد شکل‌گیری یک پولبک باشند. زیرا بسیاری از معامله‌گران کوتاه‌مدت می‌خواهند که با کسب سود، از بازار خارج شوند. با این وجود، گزارش سود سالانه‌ای که منتشرشده است، نشان می‌دهد که کمپانی مدنظر در حال انجام عملکردی عالی می‌باشد و به همین دلیل، قیمت سهام این شرکت به حرکت صعودی خود ادامه می‌دهد.

معامله‌گرانی که از استراتژی خرید و نگهداری (buy and hold) استفاده می‌کنند و سرمایه‌گذارانی که به شرکت‌هایی با گزارش‌های سود سالانه قوی علاقه‌مند هستند، در آن‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند، زیرا قیمت سهام آن‌ها در آینده افزایش خواهد یافت.

پولبک در تحلیل تکنیکال چیست؟
در این نمودار (SPDR S&P 500 ETF – SPY) را می‌بیند که در طی روند صعودی بلندمدت خود، شاهد 4 پولبک بوده است. این پولبک‌ها معمولاً حرکتی به سمت میانگین متحرک 50 روزه بوده‌اند، که نقش یک حمایت تکنیکالی را برای سهام بازی کرده است.

در نمودارهای موجود، شما می‌توانید پولبک‌هایی را در طی روند صعودی مشاهده نمایید. با وجود اینکه تشخیص این پولبک‌ها با نگاه به گذشتهٔ قیمت آسان می‌باشد، اما تشخیص و ارزیابی آن‌ها برای سرمایه‌گذارانی که در آن دوره سهام‌دار آن شرکت بوده‌اند، کاری دشوار بوده است.

در مثال فوق، نمودار (SPDR S&P 500 ETF – SPY) را می‌بیند که در طی روند صعودی بلندمدت خود، شاهد 4 پولبک بوده است. این پولبک‌ها معمولاً حرکتی به سمت میانگین متحرک 50 روزه بوده‌اند، که نقش یک حمایت تکنیکالی را برای سهام بازی کرده است.

چگونه با استفاده از الگوی سر و شانه معامله کنیم؟

قیمت پس از برخورد به این محدوده، دوباره به سمت بالا برگشته است. معامله‌گران باید در هنگام بررسی پولبک‌ها، از چند اندیکاتور تکنیکالی مختلف استفاده کنند تا بتوانند به‌درستی به ارزیابی پولبک‌ها بپردازند. در صورت عدم بررسی صحیح این پولبک‌ها،‌ احتمال تبدیل آن‌ها به یک بازگشت قیمتی در آینده، وجود خواهد داشت.

تفاوت بین بازگشت قیمتی و پولبک

پولبک‌ها و بازگشت قیمتی، هر دو حرکت قیمت به سمت پایین می‌باشند، اما پولبک‌ها موقت و کوتاه‌مدت بوده و بازگشت‌های قیمتی، مدت بیشتری به طول می‌انجامند.

سؤال اصلی که مطرح می‌شود این است که، معامله‌گران چگونه می‌توانند تفاوت بین این دو را تشخیص دهند؟ دقت کنید که بیشتر بازگشت‌های قیمتی، همراه با تغییر در موارد بنیادی یک سهم اتفاق می‌افتند، که باعث می‌شوند بازار در ارزیابی خود در مورد آن سهم، تجدیدنظر (reevaluate) کند.

برای مثال، یک شرکت ممکن است گزارش سود فاجعه‌آمیزی را منتشر کند، که باعث می‌شود که سرمایه‌گذاران به بررسی و محاسبهٔ دوبارهٔ ارزش خالص فعلی آن سهام (Net Present Value – NPV) بپردازند. همچنین، به وجود آمدن احساسات منفی در بازار، پیدا شدن یک رقیب جدید و یا مواردی از این قبیل، می‌توانند بر روی قیمت سهام شرکت تأثیرگذار باشند.

این اتفاقات، با وجود اینکه در نمودار رخ نداده‌اند، اما تأثیر خود را طی چند نشست معاملاتی می‌گذارند و در ابتدا شبیه به یک پولبک به‌نظر می‌رسند. به همین دلیل، معامله‌گران از میانگین متحرک (moving averages)، خطوط روند (trendlines) و باند‌های معاملاتی (brading bands) برای بررسی پولبک‌ها و احتمال تبدیل‌ آن‌ها به یک بازگشت قیمتی، استفاده می‌کنند.

محدودیت‌های معامله‌گری پولبک‌ها

بزرگ‌ترین محدودیتی که در معامله‌گری در پولبک‌ها وجود دارد، این احتمال است که ممکن است پولبک مدنظر، شروع یک بازگشت قیمتی باشد.

با توجه به اینکه پولبک‌ها و بازگشت‌های قیمتی در تایم‌فریم‌های مختلفی ایجاد می‌شوند، ممکن است چند پولبک پیاپی در بازهٔ زمانی روزانه یا هفتگی، برای یک معامله‌گر روزانه (تایم‍‌فریم‌های پایین) یک بازگشت قیمتی واقعی باشد.

استراتژی‌های تحلیل تکنیکال برای افراد تازه‌کار کدامند؟

اگر حرکات قیمتی، بتوانند خط روند را در تایم فریم معاملاتی شما بشکنند، آنگاه شما باید انتظار یک بازگشت قیمتی را داشته باشید. این حالت، زمان مناسبی برای ورود به معاملات خرید نیست.

البته در نظر داشته باشید که اضافه کردن اطلاعات دیگر با استفاده از اندیکاتورهای تکنیکالی و اطلاعات بنیادی موجود، باعث افزایش اطمینان یک معامله‌گر در تشخیص پولبک‌ها از بازگشت‌های قیمتی حقیقی می‌شود.

آیا از پولبک در تحلیل تکنیکال استفاده کرده‌اید؟ نظرات و سوالات خود را با ما در میان بگذارید.

الگوی گُوِه چیست؟

الگوی گُوِه (Wedge pattern) یک الگوی قیمتی است که با رسم دو خط روند هم‌گرا در نمودار مشخص می‌شود. از دو خط روند ذکر شده برای اتصال سقف‌ها و کف‌های قیمتی در یک بازهٔ 10 تا 50 کندلی استفاده می‌شود. این خطوط نشان‌دهندهٔ حرکت صعودی یا نزولی سقف‌ها و کف‌های قیمتی با نرخی متفاوت می‌باشند، که با رسیدن این دو خط به یکدیگر شکلی شبیه به گُوِه در نمودار تشکیل می‌شود. خطوط روند تشکیل‌دهندهٔ الگوی گُوِه به‌عنوان اندیکاتورهایی کاربردی جهت بررسی بازگشت احتمالی روند، توسط تحلیل‌گران تکنیکال مورد استفاده قرارمی‌گیرند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد تحلیل تکنیکال ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

نکات کلیدی:

  • الگوی گُوِه معمولاً با دو خط روند هم‌گرا که 10 تا 50 کندل را به یکدیگر متصل می‌کنند، شناخته می‌شوند.
  • بسته به جهت خطوط روند الگو، این الگو می‌تواند گُوِه صعودی (rising wedge) یا گُوِه نزولی (falling wedge) باشد.
  • این الگو سابقهٔ بسیار خوبی در پیش‌بینی بازگشت‌های قیمتی دارد.

بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

درک مفهوم الگوی گُوِه

الگوی گُوِه می‌تواند سیگنال تغییر روند به حالت صعودی یا نزولی را صادر کند. در هر دو حالت، این الگو سه ویژگی اصلی دارد. اول: دارای دو خط روند هم‌گرا می‌باشد. دوم: در طی حرکات قیمتی در این الگو شاهد کاهش حجم معاملاتی هستیم و سوم: یک شکست قیمتی از هر یک از دو خط روند می‌تواند رخ دهد. دو شکل اصلی از الگوی گُوِه، الگوی گُوِه صعودی (که نشان از یک بازگشت قیمت نزولی دارد) و الگوی گُوِه نزولی (که نشان از یک بازگشت قیمتی صعودی دارد) می‌باشند.

شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی گُوِه صعودی

این الگو معمولاً زمانی شکل می‌گیرد که مقدار قیمت یک سهم در طی زمان افزایش پیدا کرده است. اما می‌توانیم این الگو را در میانه‌های یک روند نزولی نیز مشاهده کنیم.

خطوط روندی که در بالا و پایین این الگو رسم می‌شوند، می‌توانند به معامله‌گر یا تحلیل‌گر در پیش‌بینی بازگشت قیمتی کمک کنند. در حالی که قیمت می‌تواند از هر دو سمت این الگو خارج شود، الگُوِهای گُوِه تمایل به شکست قیمتی در خلاف جهت روند پیشین را دارند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازگشت قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوی گُوِه چیست؟

بنابراین، یک الگوی گُوِه صعودی نشان‌دهندهٔ احتمال شکست قیمت می‌باشد. معامله‌گران می‌توانند وارد معاملات فروش – پس از شکست قیمت به سمت پایین – شوند. این معاملات می‌توانند در قراردادهای آتی (futures) و یا در قراردادهای اختیار معامله (options) – بسته به نموداری که مورد بررسی قرارگرفته است – انجام شوند. این معاملات به دنبال کسب سود از حرکات نزولی احتمالی قیمت، می‌باشند.

قراردادهای آتی چیست؟

الگوی گُوِه نزولی

زمانی‌که قیمت یک دارایی در طی یک مدت‌زمان حرکات نزولی داشته باشد، می‌تواند شاهد شکل‌گیری یک الگوی گُوِه نزولی در انتهای روند نزولی باشد. خطوط روندی که در بالا و پایین این حرکات قیمتی رسم شده‌اند، با کاهش شتاب حرکات قیمتی به یکدیگر نزدیک می‌شوند. پیش از اینکه دو خط به یکدیگر برسند قیمت می‌توانند یک شکست به سمت بالا انجام دهد.

چگونه بیت کوین را بفروشیم؟

زمانی‌که قیمت خط روند بالایی را بشکند و به سمت بالا حرکت کند، انتظار بازگشت قیمتی را خواهیم داشت. معامله‌گرانی که به دنبال سیگنال‌های بازگشت قیمتی به سمت بالا بودند، حال به دنبال معاملاتی هستند که بتوانند از آن‌ها – در جهت حرکات صعودی قیمت – سود ببرند.

مزایای معامله با استفاده از الگُوِهای گُوِه

به‌عنوان یک قانون کلی باید بدانید که استراتژی‌های الگویی در سیستم‌های معاملاتی، نمی‌توانند با استراتژی‌های خرید و نگهداری (buy-and-hold strategy) در طی زمان – از جهت میزان سود تولیدی – مقایسه شوند. اما برخی از این الگُوِها در پیش‌بینی جهت کلی روندهای قیمتی بسیار کاربردی می‌باشند. تحقیقات نشان می‌دهند که الگُوِهای گُوِه در بیش از دو سوم مواقع قیمت را در خلاف جهت روند قبلی (به سمت بالا برای یک گُوِه نزولی و به سمت پایین برای یک گُوِه صعودی) تغییر می‌دهند. همچنین شایان ذکر است که الگوی گُوِه نزولی اتکاپذیری بیشتری نسبت به الگوی گُوِه صعودی دارد.

از آنجایی که الگُوِهای گُوِه دارای یک کانال قیمتی کوچک می‌باشند، فاصلهٔ بین قیمت ورودی معاملات (price of entry) و محدودهٔ قیمتی دستور استاپ حفاظتی (stop-loss order) کوچک‌تر از شروع این الگو است. این بدین معنی است یک دستور استاپ حفاظتی، می‌تواند در نزدیکی محل شروع معامله قرار بگیرد. اگر معامله موفق شود، سود حاصل شده بسیار بزرگ‌تر از میزان سرمایهٔ ریسک‌شده می‌باشد.

الگوی ادامه دهنده روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی ادامه دهنده در تحلیل تکنیکال (Continuation Pattern) الگویی است که نشان‌دهندهٔ ادامهٔ حرکت قیمت در جهت روند غالب می‌باشد. تعداد زیادی از الگوهای ادامه‌دهنده وجود دارند که تحلیل‌گران تکنیکال از آن‌ها جهت دریافت سیگنال حرکتی روند استفاده می‌کنند. الگوهای ادامه‌دهنده شامل مثلث‌ها (Triangles)، پرچم‌ها (Flags)، پرچم سه‌گوش (Pennant) و مستطیل (Rectangle) می‌باشند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحلیل تکنیکال می‌توانید از مطلب آموزشی «تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • الگوی ادامه‌دهنده، الگویی است که نشان‌دهندهٔ تمایل حرکت قیمت در جهت روند غالب خود می‌باشد.
  • تمامی الگوهای ادامه‌دهنده لزوماً باعث ادامهٔ روند نمی‌شوند. در بسیاری از آن‌ها بازگشت روند شکل می‌گیرد. با صبر برای شکست قیمتی (Breakout)، معامله‌گران می‌توانند نتیجهٔ حاصل شده توسط این الگوها را بررسی کنند.
  • نحوهٔ ایده‌آلِ معامله با الگوهای ادامه‌دهنده، معامله در جهت حرکت روند قیمتی می‌باشد. اما باید معامله‌گران تا شکست قیمتی و مشخص شدن جهت حرکت قیمت صبر کنند.

شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

درک مفهوم الگوی ادامه‌دهنده

یک الگوی ادامه‌دهنده، نامش را از تمایل روند برای ادامهٔ مسیر در جهت سابق خود، پس از تکمیل الگو گرفته است. لزوماً تمامی الگوهای ادامه‌دهنده به ادامهٔ روند منجر نمی‌شوند. برای مثال، ممکن است قیمت‌ها پس از شکل‌گیری یک الگوی مثلث و یا پرچم سه‌گوش، باز هم بازگشت قیمتی را تجربه کنند.

بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوهای ادامه‌دهنده زمانی از اتکا بیشتری برخوردارند که روند حرکتی قیمت در این الگوها قدرتمند باشند. به یاد داشته باشید که الگوهای ادامه‌دهنده در مقایسه با موج‌های روندی (trending waves)، کوچک‌تر می‌باشند. برای مثال، قیمت‌ها با قدرت زیادی رشد کرده، یک مثلث کوچک را تشکیل داده، سطح فوقانی مثلث را شکسته و به حرکت در سطوح بالاتر ادامه می‌دهند.

اگر الگوی ادامه‌دهنده به اندازهٔ موج روندی‌ باشد که پیش از آن شکل‌گرفته است، این موضوع نشان‌دهندهٔ افزایش نوسان بازار (market volatility) و عدم قطعیت در جهت حرکت بازار و وجود حرکات بزرگ‌تر در خلاف جهت روند می‌باشد. همگی این نشانه‌ها، به‌عنوان یک هشدار در خصوص جهت حرکت روند در نظر گرفته می‌شوند.

مورد دیگری که باید در نظر داشته باشید، موج‌های روندی کوچکی است که یک الگوی ادامه‌دهنده، پس از آن‌ها تشکیل می‌شود. اگر قیمت‌ها یک حرکت بسیار آهسته به سطوح بالاتر داشته باشند، سپس یک الگوی ادامه‌دهنده تشکیل داده، و دوباره یک حرکت بسیار آهسته به سمت بالا انجام دهند و یک الگوی ادامه دهنده دیگر بسازند، این دسته از حرکات قیمت از اتکاپذیری پایینی برخوردار خواهد بود. به‌خصوص زمانی که آن‌ها را با الگوهای ادامه‌دهنده‌ای مقایسه می‌کنیم که پس از حرکات قوی قیمتی شکل گرفته‌اند.

الگوهای ادامه‌دهنده‌ای که پس از حرکات قدرتمند قیمت شکل می‌گیرند، نشان‌دهندهٔ قدرت بالای خریداران بازار می‌باشند. اما الگوهای ادامه‌دهنده‌ای که پس از حرکات آهسته قیمتی تشکیل می‌شوند، نشان‌دهندهٔ تردید خریداران برای بالا بردن قیمت‌ها است.

معمول‌ترین تکنیک معامله‌گری با استفاده از الگوهای ادامه‌دهنده، صبر برای تشکیل الگو، رسم خط روند در اطراف الگو، و سپس ورود به معامله پس از شکسته شدن این الگو – در جهت روند غالب – می‌باشد.

انواع الگوهای ادامه‌دهنده

الگوهای معمول ادامه‌دهنده شامل مثلث‌ها، پرچم سه‌گوش، پرچم و مستطیل می‌باشد. در ادامه، مشخصاتی از هر یک از الگوهای ادامه‌دهنده را بیان کرده‌ایم.

مثلث‌ها

الگوی ادامه دهنده روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

یک مثلث (Triangle) زمانی شکل می‌گیرد که حرکات قیمت در یک سهم، با گذشت زمان متراکم‌تر شود. سه نوع اصلی از مثلث‌ها وجود دارد: مثلث صعودی (Ascending Triangle)، مثلث نزولی (ِDescending Triangle)، و مثلث متقارن (Symmetrical Triangle).

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی مثلث می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی مثلث در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

یک الگوی مثلث صعودی زمانی شکل می‌گیرد که قیمت با تشکیل نقاط بازگشتی کف‌های بالاتر (rising swing lows)، یک خط روند صعودی تشکیل دهد. در چنین الگویی، نقاط بازگشتی سقف همگی در یک سطح مشابه قرار می‌گیرند، که باعث تشکیل یک خط روند افقی (horizontal trendline) می‌شود.

در یک الگوی مثلث نزولی، نقاط بازگشتی سقف‌های پایین‌تری (lower swing highs) تشکیل می‌شوند که یک خط روند با شیب منفی می‌سازد. نقاط بازگشتی کف همگی در یک سطح مشابه قرار دارند، که باعث تشکیل یک خط روند افقی می‌شود.

یک مثلث متقارن، دارای نقاط بازگشت قیمتی سقف پایین‌تر (lower swing highs) و نقاط بازگشت قیمتی کف بالاتر (higher swing lows) می‌باشد. بنابراین در چنین الگویی، شما هم‌زمان یک خط روند صعودی و یک خط روند نزولی را مشاهده می‌کنید.

برای رسم یک الگوی مثلث، شما حداقل نیاز به دو نقطهٔ برگشتی سقف و دو نقطهٔ برگشتی کف دارید. تشکیل نقطهٔ برگشتی سقف و یا کف سوم (و یا در برخی از مواقع چهارم)، پیش از وقوع شکست قیمتی معمول می‌باشد.

الگوی پرچم سه‌گوش

الگوی ادامه دهنده روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

پرچم‌های سه‌گوش (Pennants) یک فرم از الگوی مثلث می‌باشند، اما از اندازهٔ بسیار کوچک‌تری برخوردارند. در حالی که الگوی مثلث دارای نقاط بازگشتی سقف و کف بوده و قیمت‌ها بین این دو ناحیه نوسان می‌کنند، یک الگوی پرچم سه‌گوش معمولاً به شکل یک رِنج قیمتی کوچک (small price range) و یا تثبیت قیمتی کوچک‌ (consolidation) دیده می‌شود. الگوی پرچم سه‌گوش پیش از یک حرکت قدرتمند صعودی – نزولی در بازار تشکیل می‌شوند، و نشان‌دهندهٔ استراحت بازار پیش از شکست دوباره قیمت می‌باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی پرچم سه گوش می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی پرچم سه گوش در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوی پرچم

الگوی ادامه دهنده روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

پرچم‌ها (Flags) از شباهت زیادی نسبت به الگوی پرچم سه گوش برخوردارند. این الگو پس از حرکات قدرتمند صعودی یا نزولی قیمت، یک محدودهٔ معاملاتی باریک را تشکیل می‌دهد. تفاوت الگوی پرچم با الگوی پرچم سه‌گوش، در این است که در الگوی پرچم، قیمت در بین دو خط موازی حرکت می‌کند. دو خطی که می‌توانند صعودی، نزولی و یا افقی باشند. در حالی که در الگوی پرچم سه‌گوش، شاهد فرمی مثلثی شکل هستیم.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی پرچم می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی پرچم در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوی مستطیل

الگوی ادامه دهنده روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

مستطیل‌ها (Rectangles) یک الگوی ادامه‌دهنده معمول می‌باشند و نشان‌دهندهٔ توقفی کوتاه در جهت حرکت روند هستند. در چنین الگوهایی، حرکت قیمت در بین محدودهٔ حمایت و مقاومت تعیین‌شده انجام می‌شود.

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟

معامله‌گری با استفاده از الگوهای ادامه‌دهنده

نکات بسیاری در خصوص معامله‌گری با استفاده از الگوهای ادامه‌دهنده وجود دارد. اولین قدم، تشخیص صحیح روند پیشین است. برای مثال، باید در نظر بگیریم که قیمت‌ها پیش از تشکیل یک الگوی مثلث، حرکت صعودی داشته‌اند یا به سمت پایین حرکت می‌کرده‌اند؟

قدم بعدی، تشخیص الگوی ادامه‌دهنده و پیدا کردن نقطهٔ شکست می‌باشد. برخی از معامله‌گران تنها در صورتی وارد معامله می‌شوند که شکست قیمتی، در جهتی مشابه با روند پیشین باشد. هر چند دستهٔ دیگری از معامله‌گران، حتی اگر شکست قیمتی در خلاف جهت روند پیشین انجام شود نیز وارد معامله می‌شوند. این معامله‌گران با وجود اینکه وارد معاملاتی با احتمال موفقیت پایین‌تری شده‌اند، اما در صورت تغییر جهت روند از سود زیادی برخوردار خواهند شد.

زمانی که یک شکست قیمتی اتفاق می‌افتد، یک معامله در جهت شکست قیمتی انجام می‌شود. برای مثال، اگر یک شکست قیمتی در سطح فوقانی یک الگوی پرچم سه‌گوش انجام شود، می‌توان از یک دستور استاپ حفاظتی (stop loss order) در سطح زیرین این الگو، استفاده کرد.

یک دستور استاپ حفاظتی، در محدودهٔ خارج از الگو و در جهت مخالف با شکست قرار داده می‌شود.

هدف سود (Profit Target) می‌تواند براساس ارتفاع (Height) الگوی ادامه‌دهنده تعیین شود. برای مثال، اگر یک الگوی مستطیل با ارتفاع قیمتی 2 دلار (فاصلهٔ بین سطح مقاومت و سطح حمایت) تشکیل شود، آن‌گاه پس از شکست قیمتی به سمت پایین، هدف قیمتی تخمین زده شده، «2 دلار – سطح حمایتی قیمت» می‌باشد. اگر قیمت شکست به سمت بالا انجام دهد، شما می‌توانید هدف قیمتی را با اضافه کردن 2 دلار به قیمت سطح مقاومت، به دست آورید. همین مفهوم در خصوص الگوی مثلث نیز صدق می‌کند. ارتفاع مثلث را به سطح قیمتی شکست (Breakout) اضافه کنید تا بتوانید هدف قیمتی را به دست آورید. یا در صورت شکست قیمتی در خلاف جهت روند غالب، آن را از نقطهٔ شکست کم کنید تا بتوانید هدف قیمتی روند نزولی را به‌دست آورید.

برای الگوی پرچم سه‌گوش و پرچم، به اندازه‌گیری دستهٔ پرچم (Flagpole) بپردازید. اگر شکست قیمتی به سمت بالا انجام شد، مقدار اندازه‌گیری شده را به کف الگوی پرچم/پرچم سه‌گوش اضافه کنید تا بتوانید هدف قیمتی بالا را به‌دست آورید. اگر قیمت‌ها به سمت پایین شکسته شد، میزان اندازه‌گیری شده را از سقف پرچم/پرچم سه‌گوش کم کرده تا بتوانید هدف قیمتی را در این حالت را به‌دست آورید.

اِشکال اساسی معامله‌گری با استفاده از الگوهای ادامه‌دهنده و یا کل الگوهای نموداری، شکست‌های کاذب (False Breakout) می‌باشد. یک شکست کاذب زمانی رخ می‌دهد که قیمت به محدوده‌ای خارج از الگو حرکت کند اما پس از مدت‌کوتاهی به محدودهٔ الگو بازگردد. به همین دلیل است که ما از دستورهای استاپ حفاظتی برای کنترل میزان ریسک استفاده می‌کنیم.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

در حین معامله‌گری با استفاده از الگوهای ادامه‌دهنده، قدرت حرکت پیشین را در نظر بگیرید. الگوهایی که پس از حرکات قدرتمند قیمتی تشکیل می‌شوند، نسبت به الگوهایی که پس از حرکات ضعیف و یا متلاطم قیمتی تشکیل می‌شوند، از اعتبار و اتکاپذیری بالاتری برخوردار خواهند بود. الگوی ادامه‌دهنده باید نسبت به موج روندی پیشین خود، از اندازه‌ای کوچک برخوردار باشد. هرچه اندازهٔ الگو نسبت به موج روندی پیشین بزرگ‌تر باشد، از اتکاپذیری آن الگو می‌کاهد. ممکن است که الگوی ادامه‌دهنده تشکیل شده، همچنان به مانند الگوهای عادی رفتار کند اما نوسان و حرکات افزایش‌یافته در خلاف جهت روند یک هشدار برای معامله‌گران می‌باشد.

بسیاری از معامله‌گران در حین شکست قیمتی، به دنبال افزایش حجم معاملات می‌گردند. اگر حجم معاملات در حین شکست کم باشد، احتمال کاذب بودن شکست قیمتی بالاتر می‌رود.

حجم معاملات در تحلیل تکنیکال چیست؟

مثال‌هایی از الگوی ادامه‌دهنده در بازار سهام

نمودار زیر، نمودار شرکت آمازون (Amazon Inc. – AMZN) می‌باشد که نشان‌دهندهٔ سه الگوی پرچم/پرچم سه‌گوش می‌باشد. اولین الگو یک پرچم سه‌گوش است و دو الگوی بعدی الگوی پرچم می‌باشند.

دو الگوی اول، تکنیک اندازه‌گیری برای تشخیص هدف سود را به نمایش می‌گذارند. هدف سود، یک سطح تخمینی می‌باشد و بدین معنی نیست که قیمت حتماً به آن سطح قیمتی می‌رسد، و یا لزوماً به این معنی نخواهد بود که قیمت پس از رسیدن به آن سطح، دیگر به حرکت خود ادامه نخواهد داد.

الگوی ادامه دهنده روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

مثال سوم یک نقطهٔ شکست را نشان می‌دهد، که یک سیگنال خرید می‌باشد. سیگنال خرید صادرشده، خود را با روند صعودی پیشین هم‌جهت کرده است.

یک دستور استاپ حفاظتی در زیر الگوی شکل‌گرفته قرار داده شده، زیرا که شکست قیمتی به سمت بالا انجام شده است.

ارتفاع حرکت موج قیمتی موجود پیش از تشکیل الگو، اندازه‌گیری شده و سپس به سطح قیمتی کف الگو اضافه می‌شود. تا بتوانیم با استفاده از آن هدف سود را مشخص کنیم. هدف سود مشخص شده تخمینی می‌باشد، و برای تنظیم میزان ریسک به سود احتمالی (Potential Risk / Reward) یک معامله، کاربردی است. ممکن است در برخی از معاملات، از دستور استاپ دنبال‌کننده (trailing stop) پس از شکست قیمتی استفاده شود.

میانگین متحرک چیست؟

در آمار، میانگین متحرک، محاسباتی است که برای بررسی نقاط اطلاعاتی، با استفاده از میانگین‌های تولیدشده از زیرمجموعه‌های کل داده‌های قیمتی، انجام می‌شود.

در علوم مالی میانگین متحرک (Moving Average – MA) یک اندیکاتور سهام است که معمولاً در تحلیل تکنیکال به‌کار می‌رود.

دلیل محاسبهٔ میانگین متحرک یک سهم، تعدیل اطلاعات قیمتی ایجادشده از طریق محاسبه یک قیمت میانگین هست.

قبل از مطالعه ادامه مطلب پیشنهاد می‌کنیم مقاله «تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

با محاسبهٔ میانگین متحرک، اثرات ایجادشده توسط نوسانات کوتاه‌مدت در قیمت بازار حذف می‌شوند.
نکات کلیدی:

  • میانگین متحرک، یک اندیکاتور سهام است که معمولاً در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  • دلیل محاسبهٔ میانگین متحرک سهام، تعدیل اطلاعات قیمتی ثبت‌شده در یک بازهٔ زمانی مشخص است. تعدیل این اطلاعات با محاسبهٔ یک قیمت میانگین که دائماً به‌روزرسانی می‌شود، صورت می‌پذیرد.
  • یک میانگین متحرک ساده (Simple Moving Average – SMA) میانگینی حسابی از یک سری داده‌های قیمتی به‌خصوص در روزهای گذشته می‌باشد. برای مثال‌ 15، 30، 100 و یا 200 روز گذشته.
  • میانگین متحرک نمایی (Exponential Moving Average – EMA) یک میانگین وزن‌دار است که اهمیت (وزن) بیشتری به اطلاعات روزهای اخیر قیمت می‌دهد. موردی که این اندیکاتور را نسبت به اطلاعات جدید قیمتی حساس‌تر کرده است.

درک مفهوم میانگین متحرک

میانگین‌های متحرک ابزارهای تکنیکالی ساده‌ای هستند. میانگین‌های متحرک معمولاً برای تعیین جهت حرکت روند در سهم و یافتن محدوده‌های حمایتی و مقاومتی آن محاسبه می‌شوند. این اندیکاتور، از جمله اندیکاتورهای دنبال‌کنندهٔ روند است – که تأخیر دارند (lagging) – زیرا براساس اطلاعات گذشتهٔ قیمتی عمل می‌کنند.

هرچه بازهٔ زمانی انتخاب‌شده برای میانگین‌های متحرک طولانی‌تر باشد این اندیکاتورها تأخیر بیشتری از خود نشان خواهند داد. بنابراین، یک میانگین متحرک 200 روزه دارای تأخیر بسیار بیشتری نسبت به یک میانگین متحرک 20 روزه است، زیرا که مورد اول اطلاعات قیمتی 200 روز گذشته را شامل شده است.

اندیکاتور A/D در تحلیل تکنیکال چیست؟

از میانگین‌های متحرک 50 و 200 روزه در سهام استفاده زیادی می‌شود و بسیاری از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران از آن برای دریافت سیگنال‌های مهم معاملاتی استفاده می‌کنند.

میانگین‌های متحرک یک اندیکاتور قابل‌تنظیم به‌شمار می‌روند. بدین معنی که سرمایه‌گذار می‌تواند هر تایم فریمی را برای محاسبات میانگین مدنظر انتخاب کند. یک سری از بازه‌های زمانی در میانگین‌های متحرک از اهمیت زیادی برخوردارند. این بازه‌ها شامل 15، 20، 30، 50، 100 و 200 روز می‌شوند.

هرچه بازهٔ زمانی میانگین متحرک کوتاه‌مدت‌تر باشد، حساسیت آن نسبت به تغییرات قیمت افزایش خواهد یافت. هرچه بازهٔ زمانی میانگین متحرک طولانی مدت‌تر باشد، حساسیت آن میانگین متحرک نسبت به حرکات قیمتی کاهش پیدا خواهد کرد.

سرمایه‌گذاران ممکن است بازه‌های زمانی متفاوتی را با توجه به اهداف معاملاتی خود انتخاب کنند. میانگین‌های متحرک کوتاه‌مدت معمولاً برای معامله‌گری کوتاه‌مدت (short-term trading) استفاده می‌شوند. در حالی که میانگین‌های متحرک بلندمدت معمولاً توسط سرمایه‌گذاران بلندمدت (long-term investors) مورد استفاده قرار می‌گیرند.

هیچ تایم فریمی صحیحی برای تنظیم میانگین‌های متحرک وجود ندارد. بهترین راه آزمایش و بررسی این اندیکاتور، استفاده از بازه‌های زمانی متفاوت می‌باشد. تا زمانی که بتوانید اعدادی که مناسب استراتژی معاملاتی شما می‌باشد را پیدا کنید.

پیش‌بینی روندها در بازار سهام پروسه‌ای ساده نیست. با وجود اینکه پیش‌بینی حرکات آیندهٔ قیمت یک سهام تقریباً ناممکن می‌باشد، استفاده از تحلیل تکنیکال و بررسی در خصوص سهم می‌تواند به شما در پیش‌بینی صحیح‌تر احتمالات، کمک کند.

میانگین‌های متحرک صعودی نشان می‌دهند که قیمت سهم در یک روند صعودی قرار دارند، در حالی که میانگین‌های متحرک نزولی نشان‌دهندهٔ روند نزولی قیمت سهم هستند. به‌طور مشابه، حرکات صعودی قیمت با یک تقاطع صعودی میانگین متحرک (bullish crossover) تأیید می‌شوند.

تقاطعی که در آن میانگین متحرک کوتاه‌مدت، میانگین متحرک بلندمدت را به سمت بالا قطع می‌کند. به‌طور عکس، حرکت نزولی قیمت با یک تقاطع نزولی (bearish crossover) تأیید می‌شود. تقاطعی که در آن میانگین متحرک کوتاه‌مدت، میانگین متحرک بلندمدت را به سمت پایین قطع می‌کند.

چگونه از میانگین‌های متحرک برای خرید سهام استفاده کنیم؟

با وجود اینکه محاسبات میانگین متحرک به خودی خود کارآمد می‌باشند، اما می‌توان از این محاسبات به‌عنوان پایه‌ای‌ برای ساخت دیگر اندیکاتورهای تکنیکال مانند اندیکاتور مکدی (Moving Averages Convergence Divergence – MACD) استفاده کرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اندیکاتور مکدی مقاله آموزشی «اندیکاتور همگرایی-واگرایی میانگین متحرک – مکدی – در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

اندیکاتور مکدی برای بررسی رابطه بین دو میانگین متحرک، توسط معامله‌گران استفاده می‌شود. این اندیکاتور معمولاً با کسر یک میانگین متحرک نمایی 26 روزه، از یک میانگین متحرک نمایی 12 روزه، محاسبه می‌شود.

زمانی که اندیکاتور مکدی در حالت مثبت باشد میانگین متحرک کوتاه‌مدت بالاتر از میانگین متحرک بلندمدت قرارگرفته است که نشان از یک حرکت صعودی قیمت می‌دهد.

زمانی که میانگین متحرک کوتاه‌مدت در سطح زیرین میانگین متحرک بلندمدت قرار داشته باشد، نشانه‌هایی از حرکات نزولی قیمت مشاهده می‌شود. بسیاری از معامله‌گران حرکات قیمت به سمت بالا یا پایین خط صفر (zero line) را زیر نظر دارند. حرکت این اندیکاتور به بالای خط صفر، یک سیگنال خرید و حرکت آن به زیر این خط یک سیگنال فروش می‌باشد.

انواع میانگین‌های متحرک

میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟
ساده‌ترین نوع میانگین‌های متحرک که با نام میانگین متحرک ساده شناخته می‌شود، از طریق محاسبهٔ میانگین حسابی اطلاعات داده‌شده به‌دست می‌آید. میانگین‌های متحرک نمایی نوعی از میانگین‌های متحرک می‌باشند که به اطلاعات اخیر قیمتی وزن بیشتری داده و نسبت به این اطلاعات واکنش بیشتری از خود نشان می‌دهند.

میانگین متحرک ساده
ساده‌ترین نوع میانگین‌های متحرک که با نام میانگین متحرک ساده (Simple Moving Average – SMA) شناخته می‌شود، از طریق محاسبهٔ میانگین حسابی (arithmetic mean) اطلاعات داده‌شده به‌دست می‌آید. به بیانی دیگر، یکسری از اعداد – و یا قیمت‌ها در بازارهای مالی – با یکدیگر جمع شده و بر تعدادشان تقسیم می‌شوند. فرمول محاسبه میانگین متحرک ساده یک اوراق بهادار به شرح زیر است:

SMA=(A1+A2+…+An)/n
A=میانگین دوره n
n= تعداد دوره‌های زمانی

میانگین متحرک نمایی
میانگین‌های متحرک نمایی (Exponential Moving Averages – EMA) نوعی از میانگین‌های متحرک می‌باشند که به اطلاعات اخیر قیمتی وزن بیشتری داده و نسبت به این اطلاعات واکنش بیشتری از خود نشان می‌دهند.

برای محاسبهٔ یک میانگین متحرک نمایی، شما ابتدا باید یک میانگین متحرک ساده را در بازهٔ زمانی مدنظر محاسبه کنید. سپس، ضریب وزن‌دهندهٔ (multiplier for weighting) میانگین متحرک نمایی – که آن را تحت عنوان فاکتور تعدیل‌کننده (smoothing factor) نیز می‌شناسند – محاسبه کنید. ضریبی که با این فرمول محاسبه می‌شود:

 [2 ÷ (selected time period + 1)]

بنابراین، در یک میانگین متحرک 20 روزه فاکتور تعدیل‌کننده برابر با 0.0952 = ( (1+ 20) ÷ 2) خواهد بود. سپس باید از فاکتور تعدیل‌کننده در کنار میانگین متحرک نمایی قبلی استفاده کرده تا به مقدار کنونی برسید. بدین ترتیب میانگین‌های متحرک نمایی وزن بیشتری به اطلاعات اخیر قیمتی می‌دهند. درحالی که میانگین‌های متحرک ساده وزنی یکسان بر تمامی اطلاعات قیمتی اعمال می‌کنند.

میانگین متحرک ساده در برابر میانگین متحرک نمایی

محاسبات میانگین متحرک نمایی تأکید بیشتری بر اطلاعات اخیر قیمتی دارد. به همین جهت، میانگین متحرک نمایی یک میانگین وزن‌دار تلقی می‌شود.

در شکل زیر، بازهٔ زمانی استفاده‌شده در هر یک از میانگین‌های متحرک با یکدیگر برابر هستند – و برابر با عدد 15 هستند – اما میانگین متحرک نمایی واکنش سریع‌تری نسبت به تغییرات قیمتی، در مقایسه با میانگین متحرک ساده دارد.

شما همچنین می‌توانید ببینید که میانگین متحرک نمایی در زمان صعود قیمت‌ها حرکت بیشتری نسبت به میانگین متحرک ساده از خود نشان خواهد داد و یا با نزول قیمت، سریع‌تر از میانگین متحرک ساده به سمت پایین حرکت خواهد کرد.

این پاسخ‌گویی سریع به تغییرات قیمتی، دلیل اصلی‌ است که برخی از معامله‌گران میانگین متحرک نمایی را به میانگین متحرک ساده ترجیح می‌دهند.

مثال‌هایی از میانگین متحرک

میانگین‌های متحرک بسته به نوع خود، به نحوی متفاوت محاسبه می‌شوند: میانگین متحرک ساده و یا میانگین متحرک نمایی. در زیر، ما نگاهی به میانگین متحرک یک سهم با استفاده از میانگین متحرک ساده می‌اندازیم. در ادامه قیمت‌های بسته شدن سهم (close) طی 15 روز اخیر را می‌بینیم:

هفته اول (5 روز): 20، 22، 24، 25، 23

هفته دوم (5 روز): 26، 28، 26، 29، 27

هفته سوم (5 روز): 28، 30، 27، 29، 28

یک میانگین متحرک 10 روزه به محاسبهٔ میانگینِ قیمتی 10 روز اول می‌پردازد. اطلاعات قیمتی بعدی که به این سری وارد شود باعث حذف اولین سری از اطلاعات قیمتی خواهد شد. بدین ترتیب اطلاعات قیمتی روز یازدهم به میانگین اضافه شده و اطلاعات روز اول از آن حذف می‌شوند.

مثال‌هایی از یک اندیکاتور میانگین متحرک

اندیکاتور تکنیکال باند بولینگر (Bollinger band) دارای باندهایی است که با انحراف معیار (standard deviation) 2 ، در بالا و پایین قیمت قرار گرفته‌اند. به‌طور کلی حرکت قیمت به سمت باند بالایی نشان‌دهندهٔ خرید افراطی (overbought) در سهم است، در حالی که حرکت قیمت به سمت باند پایین نشان‌دهندهٔ فروش افراطی (oversold) می‌باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اندیکاتور تکنیکال باند بولینگر مقاله آموزشی «باند بولینجر در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

از آنجایی که انحراف معیار به‌عنوان یک اندازه‌گیری آماری از نوسانات به‌کار می‌رود، این اندیکاتور خود را با شرایط بازار سازگار می‌کند.

اگر سوال یا تجربه‌ای در مورد میانگین‌های متحرک در تحلیل تکنیکال دارید در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.