میانگین حجم معاملات روزانه در تحلیل تکنیکال چیست؟

میانگین حجم معاملات روزانه (ADTV) عبارت است از میانگین تعداد سهام معامله شده در یک روزِ یک سهم مشخص. حجم روزانه برابر است با تعداد سهام معامله شده در یک روز، اما می‌توان با میانگین گرفتن از این حجم‌های روزانه در چند روز، میانگین حجم معاملات روزانه را به‌دست آورد. ADTV یک سنجهٔ مهم می‌باشد. چون حجم معاملات بالا و پایین، تریدرها و سرمایه‌گذاران متفاوتی را جذب می‌کند.

بیشتر معامله‌گران و سرمایه‌گذاران، مقدار بالای میانگین حجم روزانه را ترجیح می‌دهند، چون در بازاری با حجم بالای معاملات راحت‌تر می‌توان پوزیشن گرفت یا از پوزیشن خارج شد. در بازاری با حجم معاملات پایین، خریداران و فروشندگان کمی وجود دارند که ورود و خروج در یک قیمت مطلوب را سخت‌تر می‌کند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد تحلیل تکنیکال ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

نکات مهم:

  • حجم معاملات روزانه برابر است با تعداد سهم‌های معامله شده در یک روز. بنابراین میانگین حجم معاملات روزانه برابر می‌شود با میانگین گرفتن از این حجم‌های روزانه در بازه‌های 20 یا 30 روزه.
  • برای محاسبهٔ حجم روزانه میانگین، حجم‌های روزانه X روز را با هم جمع کنید و سپس تقسیم این حاصل جمع بر تعداد کل روزها یا به‌عبارتی همان X. به‌عنوان مثال برای محاسبه حجم روزانه میانگین 20 روزه (20-day ADTV) میانگین‌های روزانه 20 روز اخیر را با هم جمع می‌کنیم و سپس حاصل جمع را به 20 تقسیم می‌کنیم.
  • افزایش قابل‌توجه حجم معاملات نشان‌دهندهٔ این می‌باشد که تغییراتی در بازار است که باعث جذب سرمایه‌گذارارن بیشتر شده است. این ممکن است سیگنالی خرسی یا گاوی باشد که با توجه به جهت حرکت قیمت تعیین می‌شود.
  • کاهش حجم معاملات نشان‌دهندهٔ کاهش علاقهٔ سرمایه‌گذاران می‌باشد. اما حتی این کاهش حجم نیز کاربردی است. چون می‌توان متوجه شد که چه زمانی حجم افزایش می‌یابد که می‌تواند سیگنالی برای تغییرات بزرگ قیمت باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد حجم معاملات می‌توانید از مطلب آموزشی «حجم معاملات در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

میانگین حجم معاملات روزانه (ADTV) چه چیزی به شما می‌گوید؟

وقتی میانگین حجم معاملات روزانه (ADTV) به‌شدت افزایش یا کاهش می‌یابد، سیگنالی است مبنی بر اینکه نظر مردم نسبت به آن داراریی تغییر شدیدی کرده است. معمولاً ADTV بالاتر نشان‌دهندهٔ این می‌باشد که بازار دارایی مورد نظر رقابتی‌تر است، فاصلهٔ قیمتی و نوسانات کمتری دارد. سهم‌هایی که دارای میانگین حجم معاملات روزانهٔ بالاتری می‌باشند نوسان کمتری دارند، چون معاملات خیلی بیشتری نیاز است تا بر قیمت اثر بگذارد. این موضوع به این معنی نیست که سهمی با حجم معاملات بالا نمی‌تواند حرکات قیمتی روزانهٔ شدیدی را تجربه کند. در هر روز (یا در چند روز) هر سهمی می‌تواند شاهد حرکات قیمتی شدید باشد که در حجم‌های بالاتری از حجم میانگین روزانه اتفاق می‌افتد.

میانگین حجم معاملات روزانه یکی از مقادیریست که به‌طور معمول برای سهم‌های مختلف محاسبه می‌شود و نشان‌دهندهٔ نقدشوندگی کلی سهام می‌باشد. هر چه ADTV یک سهم بزرگتر باشد به این معنی است که در بازار آن سهم خریدار و فروشندگان بیشتری وجود دارند و معامله کردن راحت‌تر و سریع‌تر می‌باشد. بدون یک مقدار منطقی از نقدشوندگی در بازار، هزینهٔ معاملات، به‌علت اختلاف قیمت زیاد بین خریدار و فروشنده، بالا می‌باشد.

چگونه از حجم معاملاتی برای بهبود معامله گری خود استفاده کنید؟

میانگین حجم معاملات روزانه ابزاری کاربردی برای تحلیل پرایس اکشن هر دارایی با نقدشوندگی بالا می‌باشد. اگر قیمت یک دارایی مدتی در یک رنج مشخص حرکت کند و سپس با یک شکست از آن ناحیه خارج شود و این خروج با حجم بالا اتفاق بیافتد، نشان‌دهندهٔ این است چون معامله‌گرها به این شکست تمایل نشان داده‌اند، به احتمال زیاد قیمیت در جهت شکست حرکت خواهد کرد. اگر این شکست با حجم کم (نسبت به ADTV) رخ دهد، نشان‌دهندهٔ این است که احتمالاً این شکست یک شکست اشتباه است و قیمت‌ها باز به همان ناحیه بر خواهند گشت.

مقدار حجم  معاملات همچنین در تأیید حرکت قیمت به بالا و پایین کمک می‌کند. در یک حرکت قوی قیمت به بالا یا پایین، حجم هم باید افزایش یابد. اگر این‌گونه نباشد، ممکن است در بازار علاقهٔ کافی برای ادامهٔ روند قیمتی نباشد. اگر در بازار علاقهٔ کافی برای ادامهٔ روند قیمتی نباشد، ممکن است قیمت راه رفته را برگردد (پولبک کند).

در روندها، پولبک‌هایی با حجم کم نشان‌دهندهٔ این است که کلیت بازار مشتاق ادامهٔ روند قیمت در جهت روند می‌باشند و احتمالاً قیمت در جهت روند حرکت خود را ادامه خواهد داد. به‌عنوان مثال، در یک روند صعودی، وقتی قیمت به‌خوبی در حال افزایش است، حجم معاملات نیز افزایش می‌یابد. اگر قیمت با حجم کم پولبک کند، نشان‌دهندهٔ این است که علاقهٔ زیادی به فروش نیست. اگر قیمت دوباره با حجم بالا شروع به بالا رفتن کند، این می‌تواند نقطهٔ خوبی برای ورود باشد، چون قیمت و حجم هر دو روند صعودی را تأیید می‌کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد پولبک می‌توانید از مطلب آموزشی «پولبک در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

وقتی حجم معاملات خیلی بیشتر از مقدار حجم متوسط باشد، معمولاً نشان‌دهندهٔ یک قلهٔ قیمتی می‌باشد. مقدار زیادی سهم در یک رنج قیمت مشخص دست‌به‌دست می‌شود بدون اینکه خریدار جدیدی وارد شود و با تزریق سرمایه قیمت را بالاتر ببرد. حرکت‌های قیمتی شدید به‌همراه افزایش شدید در حجم معاملات اغلب می‌تواند نشان‌دهندهٔ معکوس شدن روند قریب‌الوقوع باشد.

نحوه استفاده از میانگین حجم معاملات روزانه (ADTV)

میانگین حجم معاملات روزانه
استفاده از میانگین حجم معاملات روزانه در معاملات (تریدینگ ویو)

در قسمت پایین شکل بالا بخش مربوط به حجم معاملات را مشاهده می‌کنید. ستون‌های سبز و قرمز به ترتیب نشان‌دهندهٔ حجم معاملات در کندل‌های صعودی و نزولی می‌باشند و خط مشکی هم نشان‌دهندهٔ میانگین 20 روزهٔ حجم معاملات می‌باشد. همان طور که می‌بینید حجم معاملات کمتر تحت تأثیر اتفاقات یک روزه می‌باشد و بنابراین سنجهٔ بهتری از این است که آیا حجم معاملات افزایش یافته یا کاهش.

اندیکاتور A/D در تحلیل تکنیکال چیست؟

در قسمت چپ نمودار قیمت یک ناحیهٔ مقاومتی را می‌بینید که با یک مستطیل نشان داده شده است. قیمت سهم با حجم سنگین وارد این ناحیه شده و آن را به بالا می‌شکند که تأییدیهٔ خوبی از ادامهٔ روند قیمت در جهت شکست می‌باشد. بعد از شکست، قیمت شروع به حرکت بدون روند با حجم کم می‌کند (قیمت زیاد تغییر نمی‌کند) و فقط یک روز با حجم بالا در این ناحیه ایجاد می‌شود. به‌طور کلی حجم میانگین در دورهٔ بدون ترند و نیز بعد از آن در پولبک قیمت، کاهشی است که نشان‌دهندهٔ فشار فروش کم می‌باشد. قیمت دوباره با حجم بالا از این ناحیه بدون روند به بالا حرکت می‌کند که تأییدیه دیگری بر ادامهٔ روند صعودی می‌باشد.

اگرچه در ادامه قیمت بالا می‌رود، اما حجم معاملات تغییر چندانی نشان نمی‌دهد. در همین زمان وقتی قیمت شروع به کاهش می‌کند، حجم معاملات افزایش می‌یابد. این نشان‌دهندهٔ این است که فشار فروش بالایی وجود دارد و اینکه قیمت احتمالاً روند کاهشی را ادامه خواهد داد.

تفاوت بین میانگین حجم معاملات روزانه (ADTV) و قراردادهای باز (Open Intereset)

معمولاً حجم معاملات با معاملات باز اشتباه گرفته می‌شود. میانگین حجم معاملات روزانه، تعداد میانگین سهم‌ها (در بازار سهام) یا قراردادها (در بازار فیوچرز و آپشنز) می‌باشد که در یک روز دست‌به‌دست شده‌اند. تعداد قراردادهای باز (Open Intereset)، اصطلاحی در بازارهای آتی (Futures) و اختیار معامله (Options) می‌باشد و نشان‌دهندهٔ تعداد قراردادهای باز می‌باشد که هنوز بسته نشده‌اند.

این دو مقدار، ADTV و Open Intereset مفاهمی کاملاً متفاوتی دارند. حجم معاملات نشان‌دهندهٔ تعداد قراردادهای معامله شده است در حالی که Open Interest نشان‌دهندهٔ دادوستدهای انجام شده برای بازکردن و بستن پوزیشن‌های معامله می‌باشد و بنابراین تعداد قراردادهای باز را نشان می‌دهد.

قراردادهای آتی چیست؟

محدودیت‌های استفاده از میانگین حجم معاملات روزانه (ADTV)

میانگین حجم معاملات روزانه (ADTV) یکی از سنجه‌های معمولی می‌باشد که توسط معامله‌گران استفاده می‌شود. ADTV یک میانگین است و معامله‌گران از آن برای تعیین اینکه حجم معامله یک روز بالاست یا پایین استفاده می‌کنند.

ADTV همچنین می‌تواند در طول زمان تغییر کند، بالا برود، پایین بیاید و نوسان کند. بنابراین، توصیه می‌شود میانگین حجم معاملات و خود حجم معاملات به‌طور منظم مانیتور شود تا در هر وضعیت از مطلوب بودن حجم معاملات با توجه به استراتژی معاملاتی خود آگاه باشید.

تغییرات شدید در حجم معاملات ممکن است نشانهٔ تغییراتی در دارایی باشد. این تغییرات می‌تواند برای روند موجود خوب یا بد باشد. حجم معاملات به تنهایی نمی‌تواند دقیقاً بگوید که اتفاق خوبی در راه است یا بد، اما این آگاهی را به شما می‌دهد که تغییر رخ داده و شما با تحقیق و بررسی بیشتر می‌توانید پاسخ این سؤال را بیابید.

بازار خرسی در تحلیل تکنیکال چیست؟

بازار خرسی (Bear Market) در تحلیل تکنیکال به بازاری اطلاق می‌شود که طی مدتی طولانی روند قیمت‌ها در آن نزولی باشد. این اصلاح شرایطی را بیان می‌کند که در آن قیمت سهام افت قیمتی‌ای حداقل 20 درصد یا بیشتر را نسبت به بالاترین قیمت اخیرش تجربه کرده باشد. این شرایط موجب ایجاد بدبینی و احساسات منفی در بین سرمایه‌گذاران بازار می‌شود.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد تحلیل تکنیکال ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

بازارهای خرسی معمولاً هم‌زمان با افت شاخص‌هایی نظیر شاخص مشهور S&P 500 (این شاخص فهرستی از 500 نماد برتر در بازار بورس نیویورک (وال استریت) و بازار Nasdaq است.)  همراه می‌شوند.

البته در هر بازاری و با هر مدت‌زمانی نمی‌توانیم به‌قطع بگوییم که با بازار خرسی مواجه هستیم. برای مثال در بازارهای کالا و سهام شرکت‌ها باید حتماً شاهد افت 20 درصدی یا بیشتر قیمت نسبت به آخرین قلهٔ قیمتی باشیم، اما با این تفاوت که باید مدت زمان بیشتری این افت ادامه‌دار باشد تا ما بتوانیم بازار را به‌عنوان یک بازار خرسی نام‌گذاری کنیم. این زمان معمولاً حداقل 2 ماه و یا بیشتر از آن می‌باشد.

بازارهای خرسی همچنین با رخدادهای اقتصادی کلان مانند دوران رکود رخ می‌دهند. بازارهای خرسی در مقابل بازارهای روبه‌بالا یا به اصطلاح “گاوی” قرار می‌گیرند.

نکات کلیدی بازار خرسی:

  1. بازارهای خرسی زمانی رخ می‌دهند که قیمت‌ها نسبت به اوج پیشین خود بیش از 20 درصد افت کرده باشند و احساسات سرمایه‌گذاران در بازار نیز منفی شده باشد.
  2. بازارهای خرسی می‌تواند چرخه‌ای و یا طولانی‌مدت باشند. بازار خرسی چرخه‌ای می‌تواند برای دورهٔ زمانی چندهفته‌ای و یا چندماهی طول بکشد. اما بازار خرسی طولانی‌مدت می‌تواند سال‌ها و یا حتی در مواردی برای دهه‌ها ادامه‌دار باشد.
  3. معامله‌گران می‌توانند از طریق قراردادهای آتی فروش (در این حالت معامله‌گر پیش‌بینی می‌کند که افت قیمتی سهام تا چه محدوده‌ای رخ می‌دهد، و در صورت رسیدن قیمت تا آن محدوده سود دریافت می‌کند. به‌مانند زمانی که قیمت در حال صعود می‌باشد. نظیر آنچه در بازار فارکس رخ می‌دهد.) و صندوق‌های قابل معاملهٔ معکوس (Inverse ETF) در بازارهای خرسی و در حین سقوط قیمت نیز به سود دست پیدا کنند.

درک بازارهای خرسی

قیمت‌های سهام به‌طورکلی انتظارات سرمایه‌گذاران را در مورد جریان نقدینگی آن سهام و مقدار سود و زیان شرکت مدنظر نشان می‌دهند.

وقتی که چشم‌انداز رشد و توسعه و انتظارات پیشین سرمایه‌گذاران در بازار از بین می‌رود، سهام می‌توانند افت قیمتی را تجربه کنند. در این حالت شاهد رفتار گله‌ای (Herd Behavior، به‌حالتی اطلاق می‌شود که در آن تعداد کثیری از مردم دنباله‌روِ جمع می‌شوند و دلیلی جز انجام شدن آن کار توسط جمع برای خود پیدا نمی‌کنند.)، ترس، اضطراب و عجله در بازار برای نقد کردن سهام و جلوگیری از ضرر در بازار خرسی خواهیم بود.

در تعریفی از بازار خرسی می‌گویند “برای اینکه بازار خرسی را تشخیص دهیم، لازم است که منتظر افت قیمتی متوسط 20 درصدی باشیم.” اما باید مدنظر داشته باشید که این 20 درصد یک عدد تقریبی است.

همان طور که ما عدد 10 درصد را یک عدد تقریبی برای اصلاح می‌دانیم. (منظور از اصلاح قیمتی، بازه‌ای است که در آن بازار از ادامهٔ روندش خودداری کرده و مدتی را خلاف جهت روند طی می‌کند تا روند بتواند استراحت کرده و با قدرت بیشتری به ادامهٔ مسیر بپردازد. البته گاهی نیز بازار به‌کل تغییر کرده و اصلاح آنقدر طول می‌کشد تا زمانی که خودش به یک روند در بازار تبدیل می‌شود.)

یک تعریف دیگر برای بازارهای خرسی می‌گوید این بازارها زمانی هستند که سرمایه‌گذاران بیشتر “ریسک‌گریز” هستند تا اینکه به دنبال ریسک باشند. بازارهایی بدین شکل می‌توانند تا مدت‌ها ادامه داشته باشند، دست‌کم تا زمانی که سرمایه‌گذاران و فعالین دست از عقاید سابق خود کشیده و دیدگاهی جدید به بازار پیدا کنند.

اصلاح قیمت در تحلیل تکنیکال چیست؟

بازارهای خرسی می‌توانند علل زیادی داشته باشند، اما اَهَمِ این دلایل عبارتند از: 1- بازار کند و تنبل. 2- نشانه‌های تضعیف اقتصاد مانند افزایش نرخ بیکاری، کاهش درآمد اقشار، بهره‌وری اقتصادی پایین. 3- کاهش سود صنایع.

شایان ذکر است دخالت‌های دولتی در اقتصاد خود می‌توانند از دلایل بازار خرسی باشند. برای مثال، تغییرات نرخ مالیات و افزایش نرخ بهره می‌تواند موجب بازار خرسی شود. همچنین، افت در اطمینان سرمایه‌گذاران نسبت به سرمایه‌گذاری‌ای که انجام داده‌اند نیز نشانه‌ای بر آغاز بازار خرسی می‌باشد. سرمایه‌گذاران برای جلوگیری از ضرر احتمالی، پول‌های خود را از بازار خارج کرده و افت قیمتی و در نتیجهٔ آن، بازار خرسی را رقم می‌زنند.

بازارهای خرسی می‌توانند برای چندماه تا چند سال طول بکشند. یک بازار خرسی سکولار (بازار سکولار به بازای گفته می‌شود که تحت تأثیر نیروهای خارجی می‌تواند تا چندسال ادامه‌دار شده و قیمت‌ها در آن تحت تأثیر آن نیروها بالا و پایین بروند.) می‌تواند به مدت 10 یا حتی 20 سال طول بکشد.

تشخیص این بازار ها با نرخ بازگشت سرمایه‌شان که به‌مدت چندین سال در حد معینی باقی می‌ماند امکان‌پذیر است. ممکن است در بازار خرسی سکولار صعودهایی باشد که سهم‌ها و شاخص‌ها برای مدتی صعودی شوند، اما سودهای حاصل‌شده تداوم ندارند و قیمت‌ها دوباره به مقادیر قبلی بازمی‌گردند. یک بازار خرسی چرخه‌ای (دوره‌ای) می‌تواند از چند هفته تا چندین ماه به‌طول بیانجامد.

شاخص‌های اصلی بازار آمریکا در تاریخ 24 دسامبر 2018، شاهد یک سقوط قیمتی تا نزدیکی منطقهٔ خرسی بازار (افت 20 درصدی) بودیم.

در ماه‌های اخیر نیز شاهد افت شدید شاخص‌های S&P 500 و داو جونز (داو جونز یک میانگین صنعتی است که توسط وال استریت ژورنال تهیه و منتشر می‌شود. این شاخص در برگیرندهٔ 30 سهام برتر بازار بورس نیویورک و بازار بورس Nasdaq می‌باشد.) در محدودهٔ زمانی 11 تا 12 مارس 2020 بودیم.

از مثال‌های مهم‌تر بازارهای خرسی نیز می‌توانیم به بحران اقتصادی بین سال‌های 2007 تا 2009 ایالات متحده اشاره کنیم. این بحران 17 ماه به طول انجامید و شاخص S&P 500 پنجاه درصد ارزش کل خودش را طی این مدت از دست داد.

در مارس 2020، بازارهای جهانی سهام وارد یک بازار خرسی ناگهانی شدند. بازار خرسی‌ای که نشأت گرفته از تأثیرات شیوع سراسری ویروس کرونا بود. این بازار باعث افت شاخص مشهور داو جونز از 30,000 واحد (که رکورد تاریخی این شاخص بود) به زیر 19,000 واحد آن هم طی چند هفته شد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تئوری داو می‌توانید از مطلب آموزشی «تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

بازار خرسی
شکل 1: تاریخچه و طول مدت بازارهای خرسی

فازهای بازار خرسی

بازارهای خرسی به‌طور معمول 4 فاز (مرحله) را تجربه می‌کنند.

  1. اولین مرحله را می‌توان در زمان وجود قیمت‌های بالا در بازار و وجود احساسات مثبت و قوی در بین سهامداران اشاره کرد. در پایان این مرحله، سرمایه‌گذاران شروع به نقد کردن سرمایه‌شان و خروج از بازار می‌نمایند.
  2. در مرحلهٔ دوم، قیمت سهام‌ها شروع به افت شدید یا به اصطلاح “شارپ” می‌نماید. معاملات در بازار کمتر شده و سود اشخاص حقوقی شروع به افت می‌کند. برخی از سرمایه‌گذاران در این حالت دچار ترس و وحشت می‌شوند. این اتفاق درست زمانی رخ می‌دهد که “جو کلی بازار” رو به منفی شدن می‌رود. به این حالت در اصطلاح حالت “تسلیم‌شدگی” گفته می‌شود.
  3. مرحلهٔ سوم زمانی است که دلالان و سفته‌بازان شروع به ورود به بازار می‌کنند. فعالیت آنها به‌طور مکرر موجب افزایش قیمت و حجم معاملات در بازار می‌گردد.
  4. در مرحله چهارم و آخر، قیمت سهام به افت خود ادامه می‌دهند، هر چند که این افت با شتاب کمتری صورت می‌گیرد. از آنجایی که قیمت‌های پایین خبر خوبی را برای جذب سرمایه از سرمایه‌گذاران مخابره می‌کند، گاوها شروع به تحت کنترل گرفتن بازار می‌کنند و قیمت‌ها را دوباره به سمت بالا حرکت می‌دهند.

“خرس” و “گاو” در بازارهای مالی

پدیدهٔ بازار خرسی نام خودش را از نحوهٔ حملهٔ خرس به شکار خود گرفته است. خرس در این حین پنجه‌های خود را از “بالا به پایین” حرکت می‌دهد. به همین دلیل است که بازارهایی که از موقعیت بالای خود روبه‌پایین حرکت می‌کنند را بازارهای خرسی می‌نامند.

بازار خرسی در تحلیل تکنیکال چیست؟
پدیدهٔ بازار خرسی نام خودش را از نحوهٔ حملهٔ خرس به شکار خود گرفته است. خرس در این حین پنجه‌های خود را از “بالا به پایین” حرکت می‌دهد. به همین دلیل است که بازارهایی که از موقعیت بالای خود روبه‌پایین حرکت می‌کنند را بازارهای خرسی می‌نامند. بازار گاوی نیز نام خود را از نحوهٔ حمله گاوهای نر گرفته است. گاو نر حین حمله شاخ‌هایش را “به سمت بالا” حرکت می‌دهد. بازارهایی که به سمت بالا حرکت می‌کنند را نیز به همین دلیل بازار گاوی نامیده‌اند.

بازار گاوی نیز نام خود را از نحوهٔ حمله گاوهای نر گرفته است. گاو نر حین حمله شاخ‌هایش را “به سمت بالا” حرکت می‌دهد. بازارهایی که به سمت بالا حرکت می‌کنند را نیز به همین دلیل بازار گاوی نامیده‌اند.

استفاده از این دو حیوان و نحوهٔ حمله آنها به‌طور استعاری همچنین منتقل‌کنندهٔ این مفهوم است که بازارهای مالی بازاری خشن می‌باشد و باید خودتان را برای نبردی سخت آماده کنید.

بازارهای گاوی در مقابل اصلاحات بازار

بازارهای گاوی را نباید با اصلاحاتی که در بازار ایجاد می‌شوند اشتباه بگیریم. اصلاح معمولاً یک روند کوتاه مدت است که می‌تواند کمتر از یک ماه تا حدود دو ماه به‌طول بیانجامد.

اصلاحات بازار برای سرمایه‌گذاران فرصتی عالی برای پیدا کردن “نقطهٔ ورود” و وارد شدن به معاملات در قیمتی مناسب را می‌دهند، در صورتی که بازارهای گاوی چنین امکانی را به سرمایه‌گذاران نمی‌دهند. زیرا به‌سختی می‌توان برای بازارهای گاوی نقطهٔ پایانی را متصور شد که بتوان در آنجا به معامله ورود نمود.

بازار گاوی در تحلیل تکنیکال چیست؟

تلاش برای جبران ضررها در بازار خرسی یک نبرد دشوار است مگر این که سرمایه‌گذاران از قراردادهای آتی فروش یا دیگر استراتژی‌ها برای کسبِ درآمد از بازارهای در حال سقوط بهره ببرند.

بین سال‌های 1900 تا 2018، ما شاهد 33 بازار خرسی بوده‌ایم که هر کدام از این بازارها به‌طور میانگین حدود 3.5 سال به‌طول انجامیده است. یکی از آخرین نمونه‌های بازار خرسی که در اذهان نیز ماندگار شده، بازار خرسی‌ای است که مصادف با بحران اقتصادی بین اکتبر 2007 تا ماه مارس 2009 رخ داد. در طی این مدت 17 ماهه، شاخص صنعتی داو جونز (DJIA: Dow Jones Industrial Index) به میزان54% از ارزش کل خود را از دست داد.

فروش استقراضی Short Sell در بازارهای خرسی

SHORT SELL (فروش استقراضی) به‌نوعی از معاملات گفته می‌شود که در آن فرد در ابتدا پیش‌بینی می‌کند که قیمت نزولی خواهد بود، سپس دارایی‌ای را در قیمت (برای مثال 100 دلار) می‌فروشد و همان دارایی را دوباره در قیمت (برای مثال 70 دلار) می‌خرد.

او در زمانی که بازار در حال ریزش قیمتی بود، توانست 30 دلار به‌ازای هر سهم به‌دست آورد. در فروش استقراضی فرد باید دارایی مدنظر را در قیمت خاصی یا در (و یا قبل از) تاریخ خاصی به‌فروش برساند.

معاملات فروش استقراضی بسیار پُرخطر بوده و بهتر است تنها افراد با تجربه، مسلط و آشنا به بازار به چنین معاملاتی دست بزنند زیرا در صورت شکست ضررهای بسیار سنگینی در انتظار شخص خواهد بود.

برای مثال اگر قیمت‌ها به‌جای اینکه نزولی شوند، صعودی گردند، شخص مجبور می‌شود تا همان دارایی‌ها را با قیمت روز (که گران‌تر از قیمت فروش است) خریداری نماید و این‌گونه دچار ضرر می‌شود.

چگونه در ریزش قیمت بیت کوین سود کنیم؟

سود یا ضرر کسی که فروش استقراضی می‌کند بستگی دارد به تفاوت قیمت سهم‌ها وقتی به‌صورت قرضی آنها را به فروش می‌رساند و همین قیمت وقتی دوباره برای پس دادن سهم‌ها خریداری می‌شوند که به این عمل کاور کردن (سهم‌های قرض گرفته شده) می‌گویند.

صندوق‌های قابل‌معاملهٔ معکوس (Inverse ETF) و قراردادهای آتی فروش در بازارهای خرسی

معاملات آتی فروش در بازارهایی نظیر فارکس، به شخص آزادی عمل می‌دهد اما برخلاف فروش استقراضی، شخص را دچار هیچ مسئولیتی نمی‌کنند. بدین ترتیب معامله‌گر برخلاف شرایط فروش استقراضی مجبور نیست تا دارایی مدنظر را در قیمت خاصی یا در تاریخ خاصی به فروش برساند.

قراردادهای آتی می‌توانند برای جبران ضررهای معاملات آتی خرید در بازارهایی نظیر فارکس مورد استفاده قرار بگیرند و باعث می‌شوند تا پورتفو (سبد سهام) شخص در طولانی‌مدت متعادل بماند. پس به یاد داشته باشید که قراردادهای آتی فروش (Put Options) به‌طور کلی بسیار امن‌تر از فروش استقراضی (Short Selling) هستند.

صندوق‌های قابل‌معاملهٔ معکوس (Inverse ETF’s) طراحی شده‌اند تا قیمت‌ها را در خلاف جهت شاخصی که دنبال می‌کنند تغییر دهند.

برای مثال، ارزش صندوق قابل‌معاملهٔ معکوس شاخص S&P 500، در صورت افت 1 درصدی این شاخص، به میزان 1 درصد افزایش می­‌یابد. تعداد زیادی از این نوع از صندوق‌های قابل‌معاملهٔ معکوس وجود دارند که خاصیت اهرمی داشته  و می‌توانند افت یک درصدی مثال قبلی را با سودهایی 2 یا 3 برابری جبران کنند. مانند قراردادهای آتی فروش، از صندوق‌های قابل معامله معکوس نیز می‌توان برای تخمین و پیش‌بینی بازار و محافظت از سبد سهام استفاده نمود.

مثال‌های واقعی از بازارهای خرسی

با افزایش عدم پرداخت وام خانه‌ها توسط وام‌گیرندگان در آمریکا به دنبال ترکیدن حباب قیمت خانه در 2006 اقتصاد این کشور وارد یک دورهٔ رکود شد که تا سال 2009 ادامه داشت.

ترکیدن حباب قیمت خانه که باعث کاهش شدید قیمت خانه و اینکه مقدار باقی‌مانده از وام خیلی بیشتر از قیمت خانه در آن زمان بود باعث می‌شد که وام‌گیرندگان هیچ رقبتی به پس دادن وام خانه‌ها نداشته باشند.

در ادامهٔ این روند صندوق‌هایی که این وام‌ها را داده بودند سرمایه‌گذاران عمده و بین‌المللی خود را از دست دهند و این شروع رکود بود. تا پیش از آن، شاخص S&P 500 که در تاریخ 9 اکتبر به بالاترین حد خود در سطح  1565.15 واحد رسیده بود با وسعت و اثراتی که عدم پرداخت وام‌گیرندگان داشت در تاریخ 5 مارس 2009 (در اواخر دوران این رکود) تا سطح 682.55 واحد سقوط کرده بود. در تاریخ 24 دسامبر 2018 نیز، شاخص‌های مطرح اقتصادی ایالات متحده در حدود 20 درصد (و تا نزدیکی منطقه بازار خرسی) سقوط نمودند.

تله خرس در تحلیل تکنیکال چیست؟

اخیراً نیز، شاخص صنعتی داو جونز در تاریخ 11 مارس 2020 و شاخص S&P500 در تاریخ 12 مارس 2020 وارد یک بازار خرسی شدند. این اتفاق درست در پی بزرگترین بازار گاوی این دو شاخص در تاریخ‌­شان رخ داد. بازار گاوی‌ای که از مارس سال 2009 آغاز شده بود و به مدت 11 سال ادامه یافته بود.

قیمت سهام، به‌علت اثرات ویروس کرونا و کاهش قیمت نفت که به دلیل اختلاف بین روسیه و عربستان سعودی بر سر کاهش تولید نفت بود، پایین آمد. در همین دوره نیز شاخص داو جونز سقوط آزادی را از 30,000 واحد به زیر 19,000 واحد تنها در طی چند هفته تجربه نمود.

برای یک مثال دیگر نیز می‌توانیم به رکود بزرگ سال 1929 اشاره کنیم. همچنین حباب دات کام در مارس سال 2000، که از عواقب آن می‌توان به حذف شدن 49 درصد از ارزش شاخص S&P500 اشاره نمود. این بازار خرسی نیز تا اکتبر 2002 به طول انجامید.

نمودار میله‌ای در تحلیل تکنیکال چیست؟

نمودار میله‌ای تعداد زیادی از میله‌های قیمتی را در طی زمان به نمایش می‌گذارد. هر میله نشان‌دهندهٔ نحوهٔ حرکات قیمت در دورهٔ خاصی از زمان می‌باشد. یک میلهٔ روزانه نشان‌دهندهٔ میزان حرکات قیمت طی یک روز می‌باشد. هر میله معمولاً چهار قیمتِ باز شدن، بسته شدن، بالاترین قیمت و پایین‌ترین قیمت را طی دورهٔ زمانی مدنظر نمایش می‌دهد (Open, High, Low, Close – OHLC). این نمودارها می‌توانند تنظیم شوند تا تنها قیمت‌های بسته شدن، بیشترین و کمترین قیمت روزانه را نمایش دهند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد نمودارهای قیمت بیت کوین ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «درک نمودارهای قیمت بیت ‌کوین» را مطالعه نمایید.

تحلیل‌گران تکنیکال از نمودارهای میله و یا انواع دیگر نمودارها مانند نمودارهای شمعی (Candlestick Charts) و یا نمودارهای خطی (Line Charts) برای رصدِ عملکرد قیمت یک دارایی بهره می‌برند که این به آن‌ها در اتخاذ تصمیم‌های مناسب کمک شایانی می‌کند. نمودارهای میله‌ای به معامله‌گران اجازه می‌دهند تا روندها را مورد بررسی خود قرار دهند، پتانسیل‌های موجود در بازار و تغییرات روندی مانند عکس شدن جهت حرکت قیمت‌ها را رصد کرده و نوسانات و حرکات قیمت را زیر نظر داشته باشند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نمودارهای شمعی می‌توانید از مطلب آموزشی «کندل استیک در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

نکات مهم:

  • یک نمودار میله‌ای چهار قیمتِ باز شدن، بسته شدن، بالاترین قیمت و پایین‌ترین قیمت را طی دورهٔ زمانی مدنظر نمایش می‌دهد.
  • خط عمودی روی قیمت نشان‌دهندهٔ بالاترین و پایین‌ترین قیمت سهم مدنظر در طی بازهٔ زمانی تنظیم‌شده (برای مثال بازهٔ زمانی روزانه) می‌باشد.
  • خطوط افقی سمت چپ و راست هر میله نمودار به ترتیب نشان‌دهندهٔ قیمت باز شدن و بسته شدن در آن میله می‌باشند.
  • نمودارهای میله‌ای می‌توانند رنگی شوند. اگر قیمت بسته شدن بیشتر از قیمت باز شدن باشد، می‌تواند به رنگ‌های سیاه یا سبز و اگر قیمت بسته‌شدن زیر قیمت باز شدن باشد، می‌تواند به رنگ قرمز به‌نمایش در بیاید.

نمودارهای میله‌ای چگونه کار می‌کنند؟

یک نمودار میله‌ای مجموعه‌ای از میله‌هایی است که نشان‌دهندهٔ تغییرات قیمتی در بازهٔ زمانی تنظیم شده می‌باشند. هر میله دارای یک خط عمودی است که این خط نشان‌دهندهٔ بالاترین قیمت در طی آن دورهٔ زمانی و همچنین پایین‌ترین قیمت در طی همان دوره می‌باشد. قیمت باز شدن در این دورهٔ زمانی با خط کوچک افقی‌ای در سمت چپ و قیمت بسته شدن در بازهٔ زمانی مدنظر با خط کوچک افقی در سمت راست خط افقی اصلی به نمایش گذاشته می‌شود.

اگر قیمت بسته شدن، بالاتر از قیمت باز شدن سهم/ارز باشد، این میله می‌تواند به رنگ‌های سیاه یا سبز نمایش داده شود. اگر قیمت بسته شدن زیر قیمت باز شدن باشد، میله به رنگ قرمز به‌نمایش در خواهد آمد. معامله‌گران می‌تواند براساس سلیقه و خوانایی هر چه بیشتر این کُدگذاری رنگی را تغییر دهند. تنظیمات کُدگذاری رنگی در بیشتر پلتفورم‌های معاملاتی وجود دارد.

معامله‌گران و سرمایه‌گذاران در مورد دورهٔ زمانی مدنظرشان جهت بررسی بازار تصمیم می‌گیرند. یک نمودار میله‌ای 1 دقیقه‌ای، که در هر دقیقه یک نمودار میله‌ای جدید را به‌نمایش می‌گذارد، برای یک معامله‌گر روزانه می‌تواند مفید باشد، اما قطعاً برای یک سرمایه‌گذار بلندمدت جذابیتی نخواهد داشت. یک نمودار میله‌ای هفتگی، که هر میله در آن نمایانگر قیمت باز شدن، بسته شدن، بالاترین و پایین‌ترین قیمت طی هفته می‌باشد برای سرمایه‌گذاران بلندمدت گزینه‌ای مطلوب محسوب می‌گردد اما کارایی کمتری برای معامله‌گران روزانه دارد.

تفسیرِ اطلاعات نمودارهای میله‌ای

از آنجایی که نمودارهای میله‌ای چهار قیمت باز شدن، بسته شدن، بالاترین و پایین‌ترین قیمت را نمایش می‌دهند، اطلاعات زیادی در این نمودارها وجود دارند که معامله‌گران و سرمایه‌گذاران می‌توانند از آن‌ها جهت استفاده در نمودارهای میله‌ای بهره ببرند.

میله‌های بلند نشان‌دهندهٔ اختلاف زیاد در بالاترین قیمت و پایین‌ترین قیمت در دورهٔ زمانی مدنظر ماست که خود بیانگر وجود نوسانات بالا در طی این میله بوده است. همچنین میله‌های کوچک نیز نشان از ثبات بازار طی آن دوره زمانی می‌دهد. دوره‌ای که در آن نوسانات کم یا بسیار کمی را شاهد بوده‌ایم.

نمودار میله ای در تحلیل تکنیکال چیست؟

اگر فاصلهٔ زیادی بین قیمت بسته شدن سهم و قیمت باز شدن سهم وجود داشته باشد، و قیمت بسته شدن نیز بالای قیمت باز شدن باشد، این خود نشان‌دهنده از فعالیت شدید خریداران بازار (بازار گاوی) بوده است و در این حالت ما شاهد یک حرکت چشم‌گیر و روبه‌بالای قیمتی هستیم که می‌تواند در آینده نیز ادامه‌دار باشد، اما اگر قیمت بسته شدن، فاصلهٔ چندانی با قیمت باز شدن نداشته باشد، شاهد حرکات خاصی در بازار نبوده‌ایم و نمی‌توان به‌روشنی دربارهٔ آینده سهم/ارز پیش‌بینی‌هایی را انجام داد.

بازار گاوی در تحلیل تکنیکال چیست؟

جایگاه قرارگیری قیمت بسته شدن نسبت به قیمت باز شدن نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر قیمت سهم حرکات روبه‌بالای قوی‌ای را تجربه کرده باشد (و در نتیجه یک میلهٔ بزرگ ساخته باشد) اما در نهایت قیمت بسته شدن فاصلهٔ چندانی با قیمت باز شدن نداشته باشد، این نشان می‌دهد که در اواخر دورهٔ زمانی این میله، فروشندگان وارد بازار شده‌اند و کنترل معاملات را به‌‌دست گرفته‌اند. چنین میله‌ای خاصیت گاوی ضعیف‌تری نسبت به میله سطر پیشین خواهد داشت.

اگر نمودار از کُدگذاری رنگی نیز بهره ببرد، با یک نگاه می‌توان نسبت به روند اخیر بازار آگاهی کافی یافت. در طی روندهای صعودی ما بیشتر شاهد میله‌هایی به رنگ سیاه یا سبز و در طی روندهای نزولی ما بیشتر شاهد میله‌هایی به رنگ سرخ هستیم.

نمودارهای میله‌ای در مقابل نمودارهای شمعی (Candlestick Charts)

نمودارهای میله‌ای بسیار شبیه به نمودارهای شمعی می‌باشند. این دو نمودار اطلاعات مشابه را به‌صورتی متفاوت به‌دست استفاده‌کنندگان می‌رسانند. یک نمودار میله‌ای از خطوط عمودی به همراه خطوط افقی کوچکی تشکیل شده است. این خطوط که در سمت چپ و راست هر میله قرار می‌گیرند به ترتیب نشان‌دهندهٔ قیمت باز و بسته شدن در طی آن بازه زمانی می‌باشند. نمودارهای شمعی نیز از یک خط افقی که بالاترین و پایین‌ترین قیمت را نمایش می‌دهد تشکیل شده‌اند، اما آنها قیمت باز و بسته شدن را به‌شکلی متفاوت و تحت عنوان بدنه اصلی – Real Body – نمایش می‌دهند. بدنه در حالتی که قیمت بسته شدن پایین‌تر از قیمت باز شدن است می‌تواند به رنگ‌های مشکی و یا قرمز به نمایش گذاشته شود، در صورتی که در حالت عکس، بدنه اصلی هر شمع به رنگ سفید یا سبز خواهد بود. پس نتیجه می‌گیریم با وجود این که هر دو نمودار یک دسته از اطلاعات را نمایش می‌دهند، اما هر یک به سبک خود این کار را انجام می‌دهد.

مثالی از نمودارهای میله‌ای

جدول زیر یک مثال از نمودار میله شاخص (SPDR S&P 500 ETF (SPY می‌باشد. در طی روند نزولی، میله‌ها معمولاً بلندتر بوده‌اند، که این خود نشان‌دهندهٔ وجود نوسانات بالا در بازار می‌باشد. همچنین در روند کاهشی قیمت شاهد میله‌های قرمز بیشتری نسبت به میله‌های سبز رنگ هستیم.

مثال نمودار میله ای
مثالی از نمودارهای میله‌ای

زمانی که قیمت روبه‌بالا حرکت کند، شاهد میله‌های سبز رنگ بیشتری خواهیم بود. با این کُدگذاری رنگی، می‌توانیم با نگاه کردن به نمودار به روند غالب در زمان کنونی بازار پی ببریم، اما باید به خاطر داشته باشیم که هم در طی روندهای نزولی و هم در طی روندهای صعودی، بسته به شرایط روند میله‌هایی از هر دو رنگ خواهیم دید، تعداد یک رنگ خاص بیشتر خواهد بود.

اگر قیمت بخواهد به سمت بالا حرکت کند، باید میله‌های سبز رنگ بیشتری را بسازد، و در حالت مقابل نیز اگر قیمت قصد حرکت به سمت پایین و نزول را داشته باشد، باید تعداد بیشتری از میله‌های سرخ رنگ را ایجاد نماید. در این حالت است که قیمت وارد فاز پولبَک (Pullback) و برگشت روند می‌شود.

تست استراتژی معاملاتی چیست؟

تست استراتژی معاملاتی (Backtesting) یک روش جامع برای بررسی این موضوع است که استراتژی یا مدل معاملاتی شما چه عملکردی را می‌توانسته در بازار داشته باشد.

تست استراتژی معاملاتی به شما این امکان را می‌دهد تا میزان اتکاپذیری استراتژی معاملاتی خود را با استفاده از اطلاعات قبلی بازار بسنجید. اگر این بررسی مؤثر واقع شود، می‌تواند این اعتماد را به معامله‌گران و تحلیل‌گران بدهد تا از این استراتژی در دنیای واقعی استفاده کنند.

نکتهٔ مهم: تست استراتژی معاملاتی می‌تواند گامی بسیار مهم در بهینه‌سازی استراتژی معاملاتی شما باشد.

مبانی تست استراتژی معاملاتی

تست استراتژی معاملاتی به یک معامله‌گر اجازه می‌دهد تا با شبیه‌سازی یک استراتژی معاملاتی با استفاده از اطلاعات گذشتهٔ بازار برای به‌دست آوردن نتایجی در مورد نحوه و درصد کارکرد صحیح استراتژی خود بپردازد. همچنین با این روش نسبت ریسک به سود استراتژی مدنظر نیز قابل‌تعیین می‌باشد. معامله‌گر می‌تواند تمام این آزمون و خطاها را بدون در خطر انداختن سرمایهٔ اصلی‌اش انجام دهد.

تستی که به‌درستی صورت گیرد و نتایج مناسبی تولید کند می‌تواند به معامله‌گر این اطمینان را بدهد که سیستمی است که از پایه درست می‌باشد و می‌تواند منجر به سودسازی در زمان اعمال در دنیای واقعی شود. اما اگر استراتژی معاملاتی‌ای در تست‌ها به‌خوبی عمل نکند باعث می‌شود تا معامله‌گر به‌سرعت نسبت به‌تغییر یا کنار گذاشتن آن استراتژی مبادرت ورزد.

استراتژی‌های معاملاتی نسبتاً پیچیده‌ای، مانند آن دسته از استراتژی‌هایی که توسط نرم‌افزارهای معاملاتی خودکار مورد استفاده قرار می‌گیرند، برای بررسی درستی نتایج خود بسیار  به این تست‌ها متکی هستند تا بتوانند ارزشمندی خود را اثبات کنند، زیرا که این نرم‌افزاری پیچیده بوده و درک آنها سخت می‌باشد.

استراتژی‌های تحلیل تکنیکال برای افراد تازه‌کار کدامند؟

وقتی یک ایدهٔ معاملاتی بتواند مورد اندازه‌گیری قرار گیرد، می‌توان آنرا تست کرد. بعضی از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران ممکن است به دنبال برنامه‌نویسان متخصص و ماهری باشند تا ایده‌های آنها را به‌حالتی قابل تست و بررسی تبدیل کنند. معمولاً این فرایند شامل تبدیل ایده به کُدهای برنامه‌نویسی شده و قابل‌اجرا بر روی یک پلتفورم معاملاتی می‌باشد. برنامه‌نویس می‌تواند موارد ورودی مدنظر معامله‌گر را نیز وارد برنامه ساخته شده کند و به معامله‌گر این اجازه را بدهد تا با ایجاد تغییراتی در متغیرهای ورودی در سیستم، تغییرات مدنظرش را اعمال کند.

برای مثال می‌توان به سیستم کراس‌اور میانگین متحرک ساده اشاره کرد. معامله‌گر در این سیستم می‌تواند طول بازهٔ زمانی محاسبهٔ میانگین متحرک ساده را تغییر دهند و مقادیر دلخواه خود را وارد نمایند. معامله‌گر می‌تواند با تست استراتژی معاملاتی خود با بازه‌های زمانی متفاوت سازندهٔ میانگین متحرک ساده، بهینه‌ترین استراتژی را با توجه به اطلاعات گذشته بازار پیدا کند.

برای اینکه بدانید چگونه با استفاده از میانگین های متحرک سهام بخرید می‌توانید مقاله آموزشی «چگونه از میانگین‌های متحرک برای خرید سهام استفاده کنیم؟» را مطالعه نمایید.

نکات مهم:

  • تست استراتژی معاملاتی، میزان اتکاپذیری هر یک از استراتژی‌های معاملاتی یا مدل‌های قیمتی را با استفاده از اطلاعات گذشته بازار مورد ارزیابی قرار می‌دهد.
  • اگر تست شیوهٔ معاملاتی جواب بدهد، معامله‌گر یا سرمایه‌گذار می‌تواند با اطمینان آن را در بازارهای واقعی اعمال کند.
  • تستی که به‌درستی انجام شده و نتایج مثبتی را تولید کرده، به معامله‌گر این اطمینان را می‌دهد که استراتژی‌اش به‌طور اساسی درست می‌باشد. همچنین اگر شیوه‌ای در این تست‌ها نتایج خوبی به‌دست نیاورد باعث می‌شود که معامله‌گر به سرعت دست به تغییر دادن و یا کنار گذاشتن آن استراتژی بزند.

سناریو ایده‌آل تست استراتژی معاملاتی

یک تست ایده‌آل، اطلاعات نمونهٔ خود را از یک زمان مرتبط و شرایطی انتخاب می‌کند که در آن، حالات مختلفی در بازار رخ داده باشد. با این روش، می‌توان قضاوت بهتری را در مورد شانسی بودن یا درست بودن نتایج داشت.

داده‌های تاریخی ما باید شامل نمونهٔ اطلاعاتی از انواع کمپانی‌ها باشد. کمپانی‌هایی که به‌مرور زمان ورشکسته شدند، کمپانی‌هایی که فروخته شده و یا به نقدینگی تبدیل شدند تا بدهی‌هایشان تصویه شود. در حالت دیگر، اگر فقط از داده‌های کمپانی‌هایی استفاده کنیم که امروزه نیز سرپا بوده و به فعالیت مشغول هستند، می‌توانیم شاهد نتایجی ساختگی و مصنوعی در تست خود باشیم.

تست استراتژی معاملاتی باید همهٔ هزینه‌های معامله‌گری را در نظر بگیرد، هرچند این هزینه‌ها جزئی و کم‌اهمیت باشند. زیرا تمامی این هزینه‌های جزئی و کم اهمیت می‌توانند در مرور زمان جمع‌شده و به‌شدت بر روی سوددهی سیستم معاملاتی ما تأثیرگذار باشند.

معامله‌گران باید مطمئن شوند که سیستم تست استراتژی معاملاتی‌شان تمامی این هزینه‌ها را در نظر می‌گیرد. تست واقعی این سیستم و استفاده از آن برای پیش‌بینی آینده نیز می‌تواند دقت این سیستم معاملاتی را مورد آزمایش قرار دهد.

وجود همگرایی خوب در بین نتایج سیستم تست استراتژی معاملاتی با داده‌های نمونه، داده‌هایی که در نمونه نیست و عملکرد واقعی استراتژی، می‌تواند برای سنجش اتکاپذیری سیستم معاملاتی بسیار مهم و حیاتی باشد.

تست استراتژی معاملاتی در مقابل تست عملکرد آینده

تست استراتژی معاملاتی چیست؟
تست عملکرد آینده یک شبیه‌سازی از معامله‌گری واقعی می‌باشد که شامل منطق سیستم در بازار زنده نیز می‌شود. این روش را همچنین Paper Trading می‌نامند زیرا تمامی این معاملات تنها بر روی کاغذ ثبت می‌شوند. نقاط ورود و خروج، محل قرارگیری استاپ و مدیریت آن در طول مدت باز بودن پوزیشن و تمامی سود و زیان‌های سیستم مدنظر ثبت می‌شوند، اما هیچ معاملهٔ واقعی‌ای در بازار صورت نمی‌گیرد.

تست عملکرد آینده که از آن با نام Paper Trading نیز نام می‌برند، داده‌هایی را مورد بررسی قرار می‌دهد که در داده‌های نمونه وجود ندارد و سنجهٔ دیگری را در اختیار معامله‌گران قرار می‌دهد تا با آن نسبت به بررسی سیستم معاملاتی خود مبادرت ورزند.

تست عملکرد آینده یک شبیه‌سازی از معامله‌گری واقعی می‌باشد که شامل منطق سیستم در بازار زنده نیز می‌شود. این روش را همچنین Paper Trading می‌نامند زیرا تمامی این معاملات تنها بر روی کاغذ ثبت می‌شوند. نقاط ورود و خروج، محل قرارگیری استاپ و مدیریت آن در طول مدت باز بودن پوزیشن و تمامی سود و زیان‌های سیستم مدنظر ثبت می‌شوند، اما هیچ معاملهٔ واقعی‌ای در بازار صورت نمی‌گیرد.

(Paper Trading یک روش شبیه‌سازی شده است که به سرمایه‌گذاران و معامله‌گران اجازه می‌دهد تا بدون به‌خطر انداختن سرمایهٔ خود به تمرین معامله‌گری در بازار بپردازند.)

یک جنبهٔ مهم از تست عملکرد آینده، آزمودن و دنبال کردن دقیق منطق سیستم معاملاتی می‌باشد. در غیر این صورت، بررسی صحیح این بخش از پروسهٔ تست بسیار مشکل می‌شود. معامله‌گران باید در مورد ورودی‌ها و خروجی‌های خود به بازار با خود صادق بوده و از رفتارهایی مانند معامله‌گری به‌شکل Cherry Picking بپرهیزند و نباید معامله‌ای را بر روی برگه با توضیح “من با توجه به این استراتژی معاملاتی، هیچ‌گاه نباید این معامله را انجام می‌دادم” داشته باشند. تنها اگر معامله‌ای با منطق سیستم و استراتژی شما انجام شد، باید آن را ثبت و مورد بررسی قرار دهید.

(معامله‌گری به‌شکل Cherry Picking، به خریدوفروش سهم براساس نظرات دیگر سرمایه‌گذاران و مؤسسات فعال در بازار گفته می‌شود. افراد و مؤسساتی که در طولانی مدت معتبر بوده‌اند.)

تفاوت بین تست استراتژی معاملاتی و بررسی سناریو چیست؟

در حالی که تست استراتژی معاملاتی از اطلاعات واقعی گذشته برای بررسی کارایی استراتژی استفاده می‌کند، آنالیز سناریو از اطلاعات فرضی که حالات متغیر بازار را شامل می‌شود استفاده می‌کند. برای مثال، آنالیز سناریو، تغییراتی را که در اثر تغییر نرخ بهره بر سهام موجود در پورتفو رخ می‌دهد را شبیه‌سازی می‌کند. آنالیز سناریو یک روش مرسوم برای برآورد کردن ارزش پرتفوی در پاسخ به اتفاقات نامطلوب است، و می‌تواند برای بررسی بدترین حالات ممکن نیز به کار برود.

بعضی از مشکلات تست استراتژی معاملاتی

معامله‌گران برای اینکه بتوانند از تست استراتژی معاملاتی نتیجهٔ مناسبی به‌دست بیاورند، باید بر توسعهٔ سیستم خود تمرکز کرده و به آن ایمان داشته باشند، اما تا جای ممکن از تعصب و جانب‌داری دوری نمایند. زیرا این یعنی اینکه که استراتژی شما بدون هیچ اطلاعات گذشته‌ای ساخته شده است.

ساخت  و تست استراتژی معاملاتی از آنچه به‌نظر می‌رسد سخت‌تر می‌باشد. معامله‌گران عموماً استراتژی‌های خود را براساس اطلاعات گذشته بازار می‌سازند. آنها باید در تست استراتژی خود با داده‌های متفاوت از داده‌هایی که با آن استراتژی را ساخته‌اند، با سخت‌گیری اقدام نمایند. در غیر این صورت، تست شیوهٔ معاملاتی تنها نتایجی درخشان را به آنها نمایش خواهد داد. نتایجی که البته در دنیای واقعی کاربردی نخواهند داشت.

در همین حین، معامله‌گران نباید از اطلاعات بیش از حد استفاده نمایند. زیرا در این حالت آنها گستره‌ای وسیع از استراتژی‌های فرضی را بر اطلاعات پایه بازار آزمایش می‌کنند که در این حالت نیز نتایج مطلوبی به‌دست می‌آورند که در بازار واقعی کمک حال آنها نمی‌باشد. زیرا بسیاری از استراتژی‌هایی که در این حالت مورد بررسی قرار گرفته‌اند معتبر نیستند و یا امکان رخ دادن آن‌ها پایین می‌باشد.

یک راه برای اصلاح گرایش استفادهٔ بیش از حد از اطلاعات و یا انجام دادن رفتارهایی مانند Cherry Picking این است که از استراتژی‌ای استفاده کنید که با اطلاعات خودی (اطلاعاتی که این استراتژی برمبنای آنها توسعه یافته است.) به‌درستی کار کند و هم بتواند از داده‌های خارج از دیتاهای خودی نیز نتایج مناسبی را حاصل کند. اگر نتیجه‌های به‌دست آمده از هر دو حالت اطلاعات خودی و غیرخودی (In-Sample and Out-Sample Data’s) مشابه یکدیگر بودند، می‌توان گفت که این استراتژی نتایجی قابل اطمینان و معتبر تولید می‌کند.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

خرید با مارجین چیست؟

خرید با مارجین (Buy on Margin) زمانی رخ می‌دهد که سرمایه‌گذار پول مورد نیاز برای خرید یک دارایی را با قرض گرفتن مبالغی از بانک یا کارگزار عامل خود به‌دست بیاورد.

خرید با مارجین اشاره به پرداخت اولیه‌ای دارد که به کارگزار جهت خرید دارایی انجام شده است. برای مثال، 10% از مبلغ پیش‌پرداخت شده و 90% هزینهٔ خرید نیز توسط کارگزار تأمین می‌گردد. سرمایه‌گذاران از سهم‌های مارجین‌پذیر در حساب کارگزاری‌شان به‌عنوان نوعی وثیقه استفاده می‌کنند.

قدرت خریدی که یک سرمایه‌گذار در حساب کارگزاری‌اش دارد بازتابی از مجموعه اندازهٔ پرداخت‌های دلاری‌ای است که او می‌تواند بدون هیچ ظرفیت مارجینی انجام دهد. معامله‌گرانی که بر روی کاهش قیمت سهم‌ها معامله می‌کنند (Short Sellers) از مارجین جهت انجام معاملات خود بهره می‌برند.

نکات مهم:

  • خرید با مارجین بدین معنی است که شما در حال سرمایه‌گذاری با پولی هستید که از بانک یا کارگزاری خود قرض گرفته‌اید.
  • خرید با مارجین در شدت بخشیدن به هر دو حالت سود و زیان معامله مؤثر می‌باشد.
  • اگر موجودی حساب شما به زیر سطح مارجین حسابتان برسد، کارگزار شما می‌تواند تمام یا بخشی از پورتفوی شما را بفروشد تا حساب شما را از ضرر خارج کند.

چگونه در ریزش قیمت بیت کوین سود کنیم؟

درک خرید با مارجین

هیئت مدیرهٔ بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا سطح مارجین سهام را تعیین می‌کند. تا سال 2019، هیئت مدیره فدرال رزرو تعیین کرده است تا سرمایه‌گذار حداقل 50 درصد از مبلغ مورد نیاز برای خرید سهم را باید خودش پرداخت کند. سرمایه‌گذار می‌تواند 50 درصد باقی‌مانده را از بانک یا کارگزار عامل خود قرض بگیرد.

با وجود این وام‌ها، سرمایه‌گذاران باید در نهایت پول دریافت‌شدهٔ خود را به‌علاوهٔ بهرهٔ توافق شده پرداخت کنند. نرخ بهرهٔ ذکرشده بسته به کارگزاری‌های مختلف و مقدار پول وام‌داده شده تغییر می‌کند. بهرهٔ ماهانه هر ماهه در حساب شما در کارگزاری لحاظ می‌شود.

اساساً خرید با مارجین اشاره به سرمایه‌گذاری با پول قرض گرفته شده دارد. هر چند در این روش مزایایی موجود دارد، این کار برای سرمایه‌گذارانی است با سرمایهٔ اندک که می‌تواند بسیار ریسکی باشد.

خرید با مارجین چگونه کار می‌کند؟

خرید با مارجین چیست؟
سرمایه‌گذاری را در نظر بگیرید که 100 سهم از کمپانی الف را با قیمت 100 دلار به‌ازای هر سهم خریداری می‌کند. سرمایه‌گذار نیمی از مبلغ سرمایه‌گذاری را از سرمایهٔ شخصی خودش تأمین می‌کند و نیمی دیگر از مبلغ مدنظر را با وام گرفتن (یا همان خرید با مارجین) تأمین می‌کند. بدین ترتیب سرمایه‌گذار با این شیوه می‌تواند 5000 دلار نیز برای سرمایه‌گذاری خود به‌دست آورد. یک سال بعد، قیمت هر سهم به مبلغ 200 دلار می‌رسد. سرمایه‌گذار سهام خود را با مبلغ کلی 20000 دلار می‌فروشد و 5000 دلار را به کارگزار عامل خود پس می‌دهد.

برای اینکه متوجه نحوهٔ خرید با مارجین بشویم، باید این روند را بدون در نظر گرفتن مقدار هزینه‌های بهرهٔ ماهانه بررسی کنیم. هرچند میزان بهره بر روی مقدار سود و زیان‌ها تأثیرگذار است، اما مقدار این بهره در مقابل مارجین تعیین‌شده بسیار اندک و ناچیز می‌باشد.

سرمایه‌گذاری را در نظر بگیرید که 100 سهم از کمپانی الف را با قیمت 100 دلار به‌ازای هر سهم خریداری می‌کند. سرمایه‌گذار نیمی از مبلغ سرمایه‌گذاری را از سرمایهٔ شخصی خودش تأمین می‌کند و نیمی دیگر از مبلغ مدنظر را با وام گرفتن (یا همان خرید با مارجین) تأمین می‌کند. بدین ترتیب سرمایه‌گذار با این شیوه می‌تواند 5000 دلار نیز برای سرمایه‌گذاری خود به‌دست آورد. یک سال بعد، قیمت هر سهم به مبلغ 200 دلار می‌رسد. سرمایه‌گذار سهام خود را با مبلغ کلی 20000 دلار می‌فروشد و 5000 دلار را به کارگزار عامل خود پس می‌دهد.

تحلیل تکنیکال چیست؟

در نهایت در این مثال سرمایه‌گذار سرمایهٔ خود را سه‌برابر می‌کند و با 5000 دلار سرمایه‌گذاری، 15000 دلار به‌دست می‌آورد. اگر معامله‌گر همان تعداد سهام را با پول خودش خریده بود، او تنها می‌توانست سرمایهٔ خود را از 5000 دلار به 10000 دلار برساند.

حال در نظر بگیرید که قیمت سهام به‌جای دو برابر شدن طی یک سال، به نصف خود و به مبلغ 50 دلار برسد. در این حالت سرمایه‌گذار تمام سهام خود را با مبلغی به‌اندازه 5000 دلار می‌فروشد. از آنجایی که او باید مبلغ 5000 دلار را به کارگزاری پس بدهد، پس او در این مدت 100 درصد ضرر کرده است. اگر او در این سرمایه‌گذاری از مارجین نیز استفاده نمی‌کرد، باز هم دچار ضرر می‌شد، اما فقط 50 درصد 5000 دلار، یعنی 2500 دلار از پولش را از دست می‌داد.

چگونه خرید با مارجین را انجام دهیم؟

کارگزار مبلغی تحت عنوان مارجین اولیه و مقداری نیز با عنوان “مارجین نگهداری – Maintenance margin” وضع می‌کند که این مبالغ باید در حساب معامله‌گر پیش از استفادهٔ او از مارجین وجود داشته باشند. (مارجین نگهداری حداقل مبلغی است که یک سرمایه‌گذار باید در حساب مارجین خود پس از خرید با مارجین داشته باشد. این مبلغ 25 درصد از ارزش کل دارایی‌های شخص است. این نرخ توسط بازار سهام نیویورک – NYSE و سازمان تنظیم مقررات صنعت مالی – FIRNA تعیین و تصویب می‌گردد.)
قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) چیست؟
این مقدار همچنین بستگی زیادی به میزان اعتبار شخص سرمایه‌گذار دارد. مارجین نگهداری برای کارگزاری لازم است، زیرا باید یک مبلغ حداقلی‌ای در حساب سرمایه‌گذار نزد کارگزار وجود داشته باشد.

در نظر بگیرید که سرمایه‌گذاری قصد دارد تا مبلغ 15000 دلار را برای سرمایه‌گذاری کردن بپردازد و مارجین نگهداری‌ای که توسط کاگزاری وضع شده است نیز 50 درصد از کل حساب این شخص است. اگر در طی زمان ارزش سهام شخص به زیر 7500 دلار برسد، شخص به اصطلاح “مارجین کال – Margin Call” شده و کارگزار می‌تواند دارایی‌های او را تا بازگشت اعتبار حسابش به 7500 دلار بفروشد. همچنین این امکان وجود دارد که خود سرمایه‌گذار دارایی‌های خودش را بفروشد و یا با پول نقد میزان کسری حساب را جبران نماید. اگر سرمایه‌گذار با تأمین مالی مورد نیاز جهت بازگشت حساب به‌سطح مارجینِ نگهداری موافقت نکند، کارگزار مجاز است تا دارایی‌های سرمایه‌گذار تا بازگشت به سطح مارجین نگهداری بفروشد.

چه کسانی باید از خرید با مارجین استفاده کنند؟

به‌طور کلی، افراد تازه‌کار در بازار به‌هیچ وجه نباید از خرید با مارجین استفاده کنند. زیرا این نوع خرید نیازمند سطح بالایی از تحمل ریسک دارد و باید هرگونه سرمایه‌گذاری به این شکل را به دقت رصد نمود. نگاه به افت ارزش سبد سهام (پورتفوی) برای بیشتر افراد به اندازه کافی استرس زا می‌باشد. علاوه بر این، پتانسیل بالای سقوط بازار و افت شدید قیمت‌ها همواره وجود دارد. این خود باعث افزایش هر چه بیشتر ریسک حتی برای سرمایه‌گذاران با تجربه می‌شود.

اصطلاح Call در بازارهای مالی به چه معناست؟

با این حال، مبلغ برخی از انواع معاملات مانند معاملات آتی کالا، همواره توسط خرید با مارجین تأمین می‌شود. اما در معاملات دیگر مانند قراردادهای اختیار معامله (Option Contracts)، باید تماماً به‌صورت نقد پرداخت شوند. برای اکثر سرمایه‌گذارانی که تمرکز اصلی‌شان را بر روی بازارهای سهام و اوراق قرضه معطوف کرده‌اند، خرید با مارجین تنها ایجاد ریسک غیرضروری برای آنها می‌کند.

تجربه یا نظر خود را در مورد خرید با مارجین به اشتراک بگذارید. آیا تا به حال کال مارجین شده اید؟

الگوی مثلث صعودی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی مثلث صعودی یک الگوی نمودار می‌باشد که در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می‌گیرد. این الگو با حرکت قیمتی ایجاد می‌شود که می‌توان یک خط افقی روی قله‌ها و یک خط روند صعودی زیر دره‌ها کشید. این دو خط یک مثلث را تشکیل می‌دهند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد تحلیل تکنیکال ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

تریدرها معمولاً دنبال نقاط شکست از الگوهای مثلث (مرجع) می‌باشند. مثلث‌های صعودی به الگوهای ادامه‌دهندهٔ روند معروفند. چون قیمت معمولاً در جهت روند قبل از شکل‌گیری مثلث صعودی از مثلث خارج می‌شود. یک مثلث صعودی الگوی مناسبی برای ترید کردن می‌باشد چون نقطهٔ ورود مشخص، تارگت سود مشخص و سطح استاپ لاس مشخصی برای ما تعیین می‌کند.

الگوی مثلث صعودی در تحلیل تکنیکال چیست؟
الگوی مثلث صعودی در تحلیل تکنیکال چیست؟

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

نکات مهم دربارهٔ مثلث صعودی در تحلیل تکنیکال:

  • خطوط روند یک الگوی مثلث باید حداقل دوبار در هر خط لمس شود. یعنی حداقل دو قله خط بالایی را تاچ کنند و دو دره خط پایینی را تاچ کنند.
  • مثلث‌های صعودی به الگوهای ادامه‌‌دهندهٔ روند معروفند. چون قیمت معمولاً در جهت روندِ قبل از شکل‌گیری مثلث صعودی از مثلث خارج می‌شود. توجه داشته باشید که این موضوع همیشه اتفاق نمی‌افتد. شکست الگوی مثلث از هر طرف ایجاد شود باید با دقت آن را زیر نظر داشت.
  • اگر قیمت خط بالایی را بشکند، می‌توان وارد پوزیشن لانگ شد.
  • اگر قیمت خط روند پایین مثلث را بشکند، می‌توان وارد پوزیشن شرت شد.
  • استاپ لاس معمولاً در جهت دیگر خطی که نشکسته قرار می‌گیرد.
  • حداقل تارگت سود به اندازهٔ پهن‌ترین بخش مثلث می‌باشد. یعنی اگر مثلث از بالا شکست قیمت حداقل تا فاصلهٔ پهن‌ترین قسمت مثلث بالا خواهد رفت. و اگر مثلث از پایین بشکند قیمت حداقل تا فاصلهٔ پهن‌ترین قسمت مثلث پایین خواهد رفت.

اندیکاتور شاخص میانگین جهت دار در تحلیل تکنیکال چیست؟

شاخص میانگین جهت‌دار (ADX)  یک اندیکاتور ابزار تحلیل تکنیکال می‌باشد که برای تعیین قدرت یک روند توسط تریدرها مورد استفاده قرار می‌گیرد. روند می‌تواند صعودی یا نزولی باشد و این موضوع توسط دو اندیکاتور جهت‌دار منفی (-DI) و اندیکاتور جهت‌دار مثبت (+DI) نشان داده می‌باشد. بنابراین ADX معمولاً سه خط را شامل می‌شود. این سه خط برای تعیین اینکه آیا باید وارد پوزیشن شرت شد یا لانگ و آیا اصلاً وارد پوزیشن شدن صحیح است یا نه.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد تحلیل تکنیکال ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

ADX
ADX (تریدینگ ویو)

نکات مهم:

  • اندیکاتور ADX توسط وِلس وایلدر برای نمودار روزانه بازار کالاهای اساسی طراحی شده است اما در سایر بازارها و تایم فریم‌ها قابل‌استفاده می‌باشد.
  • وقتی خط +DI بالای خط –DI می‌باشد قیمت بالا می‌رود و وقتی خط –DI بالای +DI قرار دارد قیمت پایین می‌رود.
  • نقاط تلاقی خطوط +DI و –DI نقاطی می‌باشند که پتانسیل انجام معاملات بالاست، چون قدرت خرس‌ها یا گاوها بیشتر می‌شود و به‌عبارت‌دیگر قدرت جابه‌جا می‌شود.
  • وقتی ADX بالای 25 باشد، روند قوی می‌باشد و وقتی ADX کمتر از 20 می‌باشد، روند ضعیف است یا مارکت در وضعیت بدون روند قرار دارد.
  • وضعیت بدون روند به این معنی نیست که قیمت تغییر نمی‌کند. ممکن است این‌گونه باشد. اما همچنین ممکن است تغیر روندی در قیمت ایجاد شود یا نوسان قیمت خیلی بالا باشد که نتوان وجود روندی را تشخیص داد.

اندیکاتور شاخص حرکت جهت دار (DMI) در تحلیل تکنیکال چیست؟

فرمول محاسبه شاخص میانگین جهت‌دار (ADX)

محاسبه ADX با توجه به وجود چندین خط در آن نیازمند چندین محاسبه می‌باشد.

  1. مقادیر +DM و –DM را و   True Range برای هر دوره محاسبه کنید. معمولا 14 دوره استفاده می شود.
  2. +DM = Current High – Previous High
  3. -DM = Previous Low – Current Low
  4. وقت (Current High – Previous High)>( Previous Low – Current Low) می باشد از مقدار +DM استفاده کنید.

و وقتی ( Previous Low – Current Low)> (Current High – Previous High) می باشد از مقدار –DM استفاده کنید.

  1. مقدار TR بزرگترین مقدار بین مقادیر

Current High – Current Low

Current High – Previous Close

Current Low – Previous Close

  1. مقادیر +DM و –DM و TR را هموار کنید. فرمول محاسبه TR در زیر می باشد. مقادیر

–DM و +DM را نیز در فرمول قرار دهید تا مقادیر هموار آنها بدست آید.

  1. First 14TR = Sum of first 14 TR readings.
  2. – Next 14TR value = First 14TR – (Prior 14TR/14) + Current TR
  3. سپس، مقادیر هموار شده +DM را به TR هموار شده تقسیم کنید و مقدار +DI را حساب کنید. حاصل را در 100 ضرب کنید.
  4. مقادیر هموار شده -DM را به TR هموار شده تقسیم کنید و مقدار -DI را حساب کنید. حاصل را در 100 ضرب کنید.
  5. شاخص حرکت جهت‌دار (DX) برابر است با +DI منهای –DI تقسیم بر مجموع +DI  و –DI (همه مقادیر قدر مطلق می‌باشند). حاصل را در 100 ضرب کنید.
  6. برای محاسبه ADX مقادیر DX را حداقل برای 14 دوره حساب کنید. سپس، نتایج را برای محاسبه ADX هموار کنید.
  7. First ADX = sum 14 periods of DX / 14
  8. After that, ADX = ((Prior ADX * 13) + Current DX) /14

شاخص میانگین جهت‌دار (ADX) چه چیزی به شما می‌گوید؟

شاخص میانگین جهت‌دار (ADX) به همراه اندیکاتور منفی جهت‌دار (-DI)  و اندیکاتور مثبت جهت‌دار (+DI)  اندیکاتورهای ممنتم می‌باشند. ADX به سرمایه‌گذاران در تعیین قدرت روند و –DI و +DI در تعیین جهت روند کمک می‌کنند.

ADX بالای 25، نشان‌دهندهٔ یک روند قوی می‌باشد و وقتی ADX زیر 20 باشد، یعنی روند ضعیف است.

از تقاطع (Crossover) خطوط +DI و –DI می‌توان به‌عنوان سیگنال ترید استفاده کرد. به‌عنوان مثال، اگر خط +DI خط –DI را به بالا قطع کند و ADX بالای 20 باشد، یا بهتر، بالای 25 باشد، این شرایط سیگنالی برای خرید می‌باشد.

اگر خط –DI خط +DI  را به بالا قطع کند و ADX بالای 20 باشد، یا بهتر، بالای 25 باشد، شرایط برای گرفتن پوزیشن شرت مناسب است.

از کراس‌ها همچنین می‌توان برای خروج از پوزیشن نیز استفاده کرد. به‌عنوان مثال، اگر در پوزیشن لانگ قرار دارید وقتی خط –DI خط +DI را به بالا قطع کند، از پوزیشن لانگ خارج شوید.

وقتی ADX کمتر از 20 باشد نشان‌دهندهٔ این است که قیمت در وضعیت بدون ترند قرار دارد و بنابراین ممکن است برای یک ترید ایده‌آل مناسب نباشد.

اندیکاتور A/D در تحلیل تکنیکال چیست؟

تفاوت بین اندیکاتور ADX و اندیکاتور Aroon

اندیکاتور ADX از سه خط، اما اندیکاتور Aroon از دو خط تشکیل شده است. هر دو اندیکاتور از این لحاظ شبیه هم هستند که داراری خطوطی می‌باشند که نشانگر حرکت‌های مثبت و منفی می‌باشد. سطح اندیکاتور Aroon مانند ADX در تعیین قدرت روند به ما کمک می‌کند. محاسبات این دو اندیکاتور متفاوت است و کراس اورها در زمان‌های متفاوتی اتفاق می‌افتد.

محدودیت‌های استفاده از ADX

ممکن است کراس اورهای زیادی ایجاد شود. بعضی وقت‌ها این تقاطع‌ها به حدی زیاد است که باعث سردرگمی و احتمالاً ضرر می‌شود. به این موارد سیگنال‌های اشتباه می‌گویند. این موارد وقتی مقدار ADX زیر 25 است بیشتر ایجاد می‌شود. حتی ممکن است در مواردی مقدار ADX بالای 25 برود اما خیلی زود به مقادیر کمتر از 25 برگردد.

همانند هر اندیکاتور دیگری، ADX باید با تحلیل قیمت و اندیکاتورهای دیگر ترکیب شود تا بتوان سیگنال‌های اشتباه را فیلتر کرد و ریسک را کنترل کرد.

اندیکاتور ATR یا محدودهٔ متوسط واقعی در تحلیل تکنیکال چیست؟

اندیکاتور ATR یک شاخصِ تحلیلِ تکنیکی است که نوساناتِ بازار را با تجزیهٔ کلِّ محدودهٔ قیمتیِ یک دارایی در دورهٔ زمانی‌اش، اندازه‌گیری می‌کند. به‌طور خاص، ATR معیاری از نوسانات است که توسط تکنسین بازار .J. Welles Wilder Jr  در کتاب “مفاهیم جدید در سیستم‌های معاملاتی تکنیکال” معرفی شده است.

شاخص محدودهٔ واقعی، بزرگترین مقدار از بین موارد زیر می‌باشد: بالاترین قیمت منهای پایین‌ترین قیمت حال حاضر، قدرمطلق بالاترین قیمت منهای قیمت بسته شدهٔ قبلی آن؛ و قدرمطلق پایین‌ترین قیمت منهای قیمت بسته شدهٔ قبلی آن. دامنهٔ متوسط واقعی در این صورت یک میانگین متحرک است که عموماً از دورهٔ 14 روزهٔ آن استفاده می‌کنند.

اندیکاتور atr
اندیکاتور ATR یک شاخصِ تحلیلِ تکنیکی است که نوساناتِ بازار را با تجزیهٔ کلِّ محدودهٔ قیمتیِ یک دارایی در دورهٔ زمانی‌اش، اندازه‌گیری می‌کند. به‌طور خاص، ATR معیاری از نوسانات است که توسط تکنسین بازار .J. Welles Wilder Jr  در کتاب “مفاهیم جدید در سیستم‌های معاملاتی تکنیکال” معرفی شده است.

نکات کلیدی:

  • اندیکاتور ATR یک شاخص تحلیل تکنیکی است که نوسانات بازار را اندازه‌گیری می‌کند.
  • به‌طور معمول یک سری از شاخص‌های دامنهٔ واقعی از یک میانگین متحرک 14 روزه مشتق می‌شوند.
  • اندیکاتور ATR در ابتدا برای استفاده در بازارهای کالا شکل گرفته بود اما از آن زمان تاکنون در انواع بازار های مالی قابل استفاده است.

فرمول محاسبه اندیکاتور ATR

اولین قدم برای محاسبهٔ اندیکاتور ATR، یافتن یک سری مقادیر دامنهٔ واقعی برای یک اوراق بهادار یا سهام است. دامنهٔ قیمتی یک سهام برای یک روز معاملاتی مشخص به‌سادگی قابل‌محاسبه است، بیشترین قیمت منهای کمترین قیمت. در ضمن، دامنهٔ واقعی فراگیرتر و به این شرح است:

نحوهٔ محاسبهٔ اندیکاتور ATR

معامله‌گران می‌توانند از دوره‌های کوتاه‌تر از 14 روز برای تولید سیگنال‌های تجاری بیشتری استفاده کنند، در حالی که در دوره‌های طولانی‌تر احتمال تولید سیگنال‌های تجاری کمتر است.

به‌عنوان مثال، فرض کنید یک معامله‌گر کوتاه‌مدت فقط مایل به تجزیه‌وتحلیل نوسانات سهام در طی یک دورهٔ 5 روزه معاملاتی است. بنابراین، معامله‌گر می‌تواند ATR پنج روزه را محاسبه کند.

اندیکاتور A/D در تحلیل تکنیکال چیست؟

فرض می‌کنیم که داده‌های قیمتی که قبلاً اتفاق افتاده‌اند به‌ترتیب معکوس مرتب شده‌اند، معامله‌گر قدرمطلق بیشترین قیمت فعلی را منهای کمترین قیمت فعلی را محاسبه می‌کند، قدرمطلق بیشترین قیمت فعلی منهای قیمت بسته شدهٔ قبلی آن را حساب می‌کند و قدرمطلق کمترین قیمت فعلی منهای قیمت بسته شدهٔ قبلی آن را نیز حساب می‌کند.

این محاسبات از محدودهٔ واقعی برای پنج روز معاملاتی اخیر انجام شده است و سپس از آن میانگین گرفته می‌شود که در نتیجه اولین مقدار ATR پنج روزه به‌دست می‌آید.

اندیکاتور ATR به شما چه می‌گوید؟

این میانگین در ابتدا برای استفاده در بازارهای کالا شکل گرفته بود اما از آن زمان تاکنون در انواع بازارهای مالی قابل استفاده است. به‌عبارت ساده‌تر، یک سهام که سطح بالایی از نوسانات را تجربه می‌کند، ATR بالاتری دارد و سهامی با نوسانات پایین نیز ATR کمتری دارد.

ATR ممکن است توسط تکنسین‌های بازار برای ورود و خروج در معاملات مورد استفاده قرار گیرد و یک ابزار مفید برای افزودن به سیستم معاملاتی است. این ابزار ایجاد شده است تا معامله‌گران بتوانند دقیق‌تر نوسانات روزانهٔ یک دارایی یا سهام را با استفاده از محاسباتی ساده، اندازه‌گیری کنند.

تحلیل تکنیکال چیست؟

این شاخص، جهت و مسیر قیمت را نشان نمی‌دهد، از آن در درجهٔ اول برای اندازه‌گیری نوسانات ناشی از فواصل خالی یا اصطلاحاً gapها و محدود کردن فرازوفرودهای نمودار، استفاده می‌شود. محاسبهٔ ATR نسبتاً ساده است و فقط به داده‌های قیمتی که اتفاق افتاده‌اند نیاز دارد.

استفاده از ATR معمولاً به‌عنوان روشی برای خروج از بازار بدون توجه به نوع تصمیم‌گیری و یا استراتژی ورود به بازار مورد استفاده قرار می‌گیرد. یک تکنیک محبوب به‌عنوان ” chandelier exit” یا “خروج پله‌ای” شناخته شده است و توسط Chuck LeBeau ارائه شده است.

خروج پله‌ای در یک روند صعودی، یک نقطهٔ خروج یا stop زیر بالاترین قیمت ثبت‌شده از زمان ورود شما ثبت می‌کند. فاصلهٔ بین بالاترین قیمت ثبت‌شده و قیمتی که برای خروج سفارش گذاشته شده، محدوده‌ایست که با مضربی از عدد ATR تعریف می‌شود. برای مثال: از لحظهٔ ورود به بازار، ما می‌توانیم سه برابر عدد ATR را از بالاترین قیمت ثبت شده در یک روند صعودی، کم کنیم و آن نقطه را برای خروج در نظر بگیریم.

دامنهٔ واقعی متوسط همچنین می‌تواند یک علامت یا نشانه از حجم معاملات در بازارهای زیرمجموعه برای معامله‌گر باشد. می‌توان از رویکرد ATR برای دسته‌بندی موقعیت‌ها استفاده کرد که تمایل یک معامله‌گر را برای پذیرش ریسک و همچنین نوسانات زیربنایی بازار نشان می‌دهد.

مثالی از نحوه استفاده از  اندیکاتور ATR

به‌عنوان نمونه، فرض کنید مقدار اول یک ATR پنج روزه 1.41 محاسبه شده و روز ششم دارای دامنهٔ واقعی 1.09 است. مقدار ATR متوالی را می‌توان با ضرب مقدار قبلی ATR بر تعداد روزهای آن منهای یک، و سپس اضافه کردن دامنهٔ واقعی دورهٔ فعلی به آن حاصل ضرب، تخمین زد. در مرحلهٔ بعد، عدد به‌دست آمده را بر بازهٔ زمانی انتخاب شده تقسیم کنید. به‌عنوان مثال، مقدار دوم ATR  عدد 1.35 تخمین زده می‌شود، 5 / ((1.09) + (5-1 ) * 1.41). این فرمول می‌تواند در کل دورهٔ زمانی تکرار شود.

محدودیت‌های اندیکاتور ATR

در استفاده از اندیکاتور دامنهٔ متوسط واقعی دو محدودیت اصلی وجود دارد. اولین مورد این است که ATR یک معیار ذهنی است – به این معنی که تفسیر آن می‌تواند سلیقه‌ای باشد. هیچ مقداری از ATR وجود ندارد که با اطمینان به شما بگوید كه روند در حال برگشت است یا خیر. در عوض، خواندن ATR همیشه باید در مقایسه با اعداد خوانده شدهٔ قبلی باشد تا درک و احساس از قدرت یا ضعف یک روند را به‌دست آورید.

دوم، ATR همچنین فقط نوسانات را می‌سنجد و نه جهت حرکت قیمت‌ها. این ممکن است گاهی اوقات منجر به سیگنال‌های درهم آمیخته می‌شود، به‌ویژه هنگامی که بازارها چرخش را تجربه می‌کنند یا وقتی که روندها در نقاط عطف هستند.

به‌عنوان مثال، افزایش ناگهانی ATR در پی یک حرکت گسترده در روند موجود، ممکن است باعث شود که برخی از معامله‌گرها فکر کنند که ATR روند قدیمی را تأیید می‌کند، اما ممکن است واقعاً این‌گونه نباشد.

به نظر شما استفاده از اندیکاتور ATR در واقعیت قابل استفاده است؟ تجربه یا دیدگاه خود را در مورد مقاله «اندیکاتور ATR یا محدوده متوسط واقعی در تحلیل تکنیکال چیست؟» چیست با ما به اشتراک بگذارید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) مطالعهٔ اطلاعات تاریخی بازار شامل قیمت و حجم است. با استفاده از اطلاعاتی در زمینهٔ روان‌شناسی بازار (market psychology)، اقتصاد رفتاری (behavioral economics) و تحلیل مقداری (quantitative analysis) تحلیل‌گران تکنیکال از عملکرد گذشته قیمت‌ها برای پیش‌بینی رفتار آیندهٔ بازار استفاده می‌کنند.

دو روش از معمول‌ترین روش‌های تحلیل تکنیکال شامل بررسی الگوهای نموداری و استفاده از اندیکاتورهای تکنیکالی است.

نکات کلیدی:

  • تحلیل تکنیکال به دنبال پیش‌بینی حرکات آیندهٔ قیمتی است و سعی دارد تا اطلاعات مورد نیاز تحلیل‌گران برای رسیدن به سود را در اختیارشان قرار دهد.
  • معامله‌گران از تحلیل تکنیکال در نمودارها برای یافتن نقاط ورود و خروج استفاده می‌کنند.
  • تحلیل تکنیکال بر این فرض استوار است که قیمت موجود در نمودار تمامی اطلاعات در دسترس را بازتاب کرده است.

تحلیل تکنیکال چه چیزهایی را به شما می‌گوید؟

تحلیل تکنیکال یک عبارت کلی برای توصیف انواعی از استراتژی‌هایی است که بر تفسیر حرکات قیمت یک سهم بستگی دارند.

تحلیل تکنیکال بیشتر روی این موضوع تمرکز دارد که روند کنونی ادامه می‌یابد یا خیر؛ و یا در چه زمانی باز خواهد گشت. برخی از تحلیل‌گران تکنیکال از خطوط روند استفاده می‌کنند، برخی از اشکال کندلی و یکسری نیز از باندها و باکس‌هایی (boxes) که با استفاده از ریاضیات به تصویر کشیده شده‌اند، استفاده می‌کنند.

بهترین روش‌های یادگیری تحلیل تکنیکال چیست؟

بیشتر تحلیل‌گران تکنیکال از یک سری از ابزارها برای یافتن نقاط احتمالی ورود و خروج در معاملات استفاده می‌کنند.

حرکات قیمت در نمودار می‌تواند نشان‌دهندهٔ یک نقطهٔ ورود برای یک فروشنده (short seller) باشد اما معامله‌گر به بررسی میانگین‌های متحرک در بازه‌های زمانی مختلف پرداخته تا بتواند احتمال این شکست قیمتی به سمت پایین را تأیید کند.

یک تاریخچهٔ مختصر از تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال سهام و روندها صدها سال است که مورد استفاده قرار می‌گیرد. در اروپا ژوزف دلاوگا (Joseph de la Vega) از تحلیل تکنیکال ابتدایی و تکنیک‌های آن برای پیش‌بینی بازارهای هلند در قرن هفدهم استفاده کرد.

تحلیل تکنیکال در فرم مدرن خود بسیار به افرادی مانند چارلز داو (Charles Daw)، ویلیام همیلتون (William P. Hamilton)، رابرت رئا (Robert Rhea)، ادسون گود (Edson Gould) و بسیاری دیگر از افراد مانند نیکلاس دارواس (Nicolas Darvas) مدیون است.

تحلیل تکنیکال چیست؟
تحلیل تکنیکال سهام و روندها صدها سال است که مورد استفاده قرار می‌گیرد. در اروپا ژوزف دلاوگا (Joseph de la Vega) از تحلیل تکنیکال ابتدایی و تکنیک‌های آن برای پیش‌بینی بازارهای هلند در قرن هفدهم استفاده کرد. تحلیل تکنیکال در فرم مدرن خود بسیار به افرادی مانند چارلز داو (Charles Daw)، ویلیام همیلتون (William P. Hamilton)، رابرت رئا (Robert Rhea)، ادسون گود (Edson Gould) و بسیاری دیگر از افراد مانند نیکلاس دارواس (Nicolas Darvas) مدیون است.

این افراد چشم‌انداز جدیدی در خصوص بازارها ارائه کرده‌اند. آنها به‌جای اینکه بازارها را با استفاده از خصوصیاتی که در مورد شرکت‌های مدنظر موجود است توصیف کنند، به‌شکل موجی به‌تصویر کشیده‌اند که دارای نقاط قله و کف (highs and lows) می‌باشند.

کلکسیون وسیعی از تئوری‌های تحلیل تکنیکال ابتدایی جمع‌آوری شده و در کتابی با نام «تحلیل تکنیکال روندهای بازار سهام» نوشته رابرت دی ادوارد و جان مگی (John Magee) منتشر شد.

پنج مورد از قوی‌ترین الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال کدامند؟

الگوهای کندلی به دوران تاجران ژاپنی برمی‌گردند که به دنبال الگوهای معاملاتی برای معامله برداشت‌های برنج خود بودند. مطالعه این الگوهای تاریخی در دهه 1990 و هم‌زمان با ابداع معامله‌گری روزانهٔ اینترنتی در آمریکا محبوب شد.

سرمایه‌گذاران اطلاعات تاریخی سهام را برای کشف الگوهای جدید برای استفاده در معاملات پیشنهاد شده جست‌وجو کردند.

الگوهای بازگشتی کندلی (candlestick reversal patterns) یکی از مهم‌ترین موارد برای سرمایه‌گذاران می‌باشند. همچنین الگوهای متعدد دیگری نیز در نمودار وجود دارند. الگوی دوجی (doji pattern) و الگوی پوشا (engulfing pattern) هر دو یک بازگشت قیمت نزولی قریب‌الوقوع را پیش‌بینی می‌کنند.

چگونه از تحلیل تکنیکال استفاده کنیم؟

اصل اساسی در تحلیل تکنیکال این است که قیمت بازار تمامی اطلاعات در دسترس که بازار را تحت تأثیر قرار می‌دهند را به‌نمایش می‌گذارد. به‌همین دلیل نیازی به بررسی اقتصاد، موارد بنیادی و یا توسعه‌های انجام‌شده نیست زیرا تمامی آن‌ها از پیش در قیمت سهم لحاظ شده‌اند.

به‌طور کل تحلیل‌گران تکنیکال باور دارند که قیمت‌ها در روندهایی مشخص حرکت می‌کنند و تاریخ نیز تمایل به تکرار دارد، به‌خصوص زمانی که به بحث روان‌شناسی کل بازار می‌رسیم. دو نوع اصلی از تحلیل تکنیکال شامل بررسی الگوهای نموداری و استفاده از اندیکاتورهای تکنیکالی است.

الگوهای نموداری اَشکالی ذهنی از تحلیل تکنیکال هستند که در آن تحلیل‌گران سعی می‌کنند تا با بررسی الگوهایی مشخص، مناطق حمایت و مقاومت در نمودار را شناسایی کنند.

استراتژی‌های تحلیل تکنیکال برای افراد تازه‌کار کدامند؟

این الگوها که زیربنایشان فاکتورهای روان‌شناسی است برای پیش‌بینی جهت حرکت قیمت‌ها پس از شکست این الگوها در قیمت و زمانی مشخص، طراحی شده‌اند. برای مثال، یک الگوی مثلث بالارونده (ascending triangle) که الگویی صعودی است نشان‌دهندهٔ نقاط کلیدی مقاومت در نمودار است. هرگونه شکست از این مقاومت می‌تواند منجر به حرکات چشم‌گیر با حجم معاملاتی بالا شود.

اندیکاتورهای تکنیکال، شکلی آماری از تحلیل تکنیکال به‌شمار می‌روند. این اندیکاتورها فرمول‌های ریاضی متعددی را بر اطلاعات قیمت و حجم معاملاتی اعمال می‌کنند.

معمول‌ترین اندیکاتورهای تکنیکال میانگین‌های متحرک (moving averages) هستند که اطلاعات قیمتی را برای تشخیص روندها تعدیل می‌کنند.

برای آشنایی با انواع اندیکاتورهای تکنیکال میانگین‌های متحرک می‌توانید مقالات «میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟» و «میانگین های متحرک نمایی دوگانه در تحلیل تکنیکال چیست؟» و «میانگین متحرک نمایی (EMA) در تحلیل تکنیکال چیست؟» و «اندیکاتور همگرایی-واگرایی میانگین متحرک – مکدی – در تحلیل تکنیکال چیست؟» مطالعه نمایید.

اندیکاتورهای تکنیکال پیچیده‌تر شامل اندیکاتور همگرایی و واگرایی میانگین‌های متحرک (Moving Averages Divergence Convergence – MACD) هستند که به‌شکلِ تعاملی از چندین میانگین متحرک به نمایش درمی‌آید. بسیاری از سیستم‌های معاملاتی براساس اندیکاتورهای تکنیکالی طراحی شده‌اند زیرا که آن‌ها می‌توانند به‌شکل مقداری مورد محاسبه قرار بگیرند.

تفاوت بین تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال دو جناح بزرگ در دنیای مالی به‌شمار می‌روند. با وجود این‌که تحلیل‌گران تکنیکال باور دارند که بهترین روش بررسی بازار تعقیب روند است، تحلیل‌گران بنیادی باور دارند که بازار به ارزش سهام اهمیت زیادی نشان نمی‌دهد.

تحلیل‌گران بنیادی بدون توجه به روندهای نمودار برای یافتن ارزش ذاتی سهم هر شرکت به بررسی ترازنامه و اطلاعات شرکت در بازار می‌پردازند.

تحلیل تکنیکال چیست؟
تحلیل‌گران بنیادی بدون توجه به روندهای نمودار برای یافتن ارزش ذاتی سهم هر شرکت به بررسی ترازنامه و اطلاعات شرکت در بازار می‌پردازند اما تحلیل گران تکنیکال باور دارند که بهترین روش بررسی بازار تعقیب روند است و مشاهده روند حرکت نمودارها و قیمت‌ها.

نمونه‌های بسیاری از سرمایه‌گذاران موفق وجود دارند که از تحلیل بنیادی و یا تحلیل تکنیکال برای معامله‌گری استفاده کرده‌اند، حتی دسته‌ای از آن‌ها وجود دارند از هر دو نوع این تحلیل بهره می‌برند.

تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال چیست؟

هرچند به‌صورت کلی تحلیل تکنیکال سرعت سرمایه‌گذاری شما را بالاتر می‌برد، در حالی که تحلیل بنیادی معمولاً برای تصمیم‌گیری نیاز به زمان بیشتری داشته و باید برای بررسی‌های مورد نیاز کار بیشتری انجام شود.

محدودیت‌های تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال محدودیت‌هایی مشابه با هر استراتژی که بر تریدرهای خاص معاملاتی استوار است دارد. ممکن است نمودارها به غلط تحلیل شوند. ممکن است الگوها با حجم معاملاتی پایین تشکیل شوند. ممکن است بازهٔ زمانی میانگین‌های متحرک‌تان – بسته به نوع معامله‌ای که انجام می‌دهید – بیش از حد طولانی یا بیش از حد کوتاه باشد. به‌غیر از این موارد، تحلیل تکنیکال سهام و روندها محدودیت‌های به‌خصوصی دارد که مختص به‌خودش می‌باشند.

هرچه استراتژی‌های تحلیل تکنیکال، ابزارهایی تحلیل تکنیکال و تکنیک‌های مورد استفاده در آن بیشتر مورد استفاده عموم قرار می‌گیرند، تأثیر بیشتری بر روی حرکات قیمت در بازار می‌گذارند. برای مثال، آیا آن الگوی سه کلاغ سیاه (three black crows) براساس اطلاعاتی که یک بازگشت قیمتی را توجیه می‌کنند تشکیل شده یا اینکه معامله‌گران به‌طور کلی باور دارند که باید یک بازگشت قیمتی به سمت پایین، پس از شکل‌گیری این الگو انجام شود؟ باوری که می‌تواند آن‌ها را مجاب کند تا وارد یک موقعیت معاملاتی فروش (short position) شوند.

با وجود اینکه این یک سؤال مهمی است، یک تحلیل‌گر تکنیکال به این موارد تا زمانی که مدل معاملاتی‌اش به‌درستی کار می‌کند، اهمیتی نمی‌دهد.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

باند بولینجر در تحلیل تکنیکال چیست؟

باند بولینجر (Bollinger Bands) یک ابزار تحلیل تکنیکالی است که از دو خط روند با انحراف معیارهای (مثبت و منفی) در کنار یک میانگین متحرک ساده (Simple Moving Average – SMA) از حرکات قیمتی یک سهم تشکیل شده است، مقادیر خطوط ذکر شده می‌توانند بسته به خواسته‌های کاربر مورد تغییر قرار گیرند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد تحلیل تکنیکال ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

باند بولینجر توسط تحلیل‌گر تکنیکال مشهور جان بولینجر (John Bollinger) طراحی و توسعه یافتند و تمام حقوق تجاری و کپی رایتی نیز برای او محفوظ می‌باشد. این ابزار طراحی شد تا به سرمایه‌گذارن در شناسایی صحیح موقعیت‌هایی که در آن یک دارایی در محدودهٔ خرید یا فروش افراطی فرو می‌رود کمک کند.

نکات مهم:

  • باندهای بولینجر ابزاری تکنیکالی هستند که توسط جان بولینجر (John Bollinger) طراحی و توسعه یافتند تا سیگنال‌هایی در مورد خرید افراطی یا فروش افراطی یک دارایی صادر کند.
  • باند بولینجر شامل سه خط می‌شود، یک میانگین متحرکی ساده (که خط وسطی بوده) و دو خط در بالا و پایین آن که محدوده‌ای را برای بازار تعیین می‌نماید.
  • باندهای بالایی و پایینی هر یک معمولاً دارای 2 درجه انحراف معیار مثبت و منفی می‌باشند. البته این انحراف معیار نسبت به حرکات میانگین متحرک ساده 20 روزه تعیین می‌شود. تمامی این مقادیر قابل‌تغییر می‌باشند.

اولین گام برای محاسبهٔ باند بولینجر محاسبه کردن میانگین متحرک ساده سهم می‌باشد، که معمولاً این میانگین متحرک ساده از نوع 20 روزه (20-Day SMA) می‌باشد.

یک میانگین متحرک 20 روزه از قیمت‌های پایانی 20 روز گذشته میانگینی را تهیه می‌کند. نقطهٔ ورودی دیتای بعدی باعث خارج شدن روز اول میانگین متحرک 20 روزهٔ قبلی از میانگین‌گیری جدید می‌شود. سپس، باید انحراف معیار استاندارد سهم را به‌دست آورد.

میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟

انحراف معیار یک اندازه‌گیری ریاضیاتی از میانگین واریانس است و کاربردهای زیادی در علوم آمار، اقتصاد، حسابداری و مالی دارد.

با توجه به اطلاعات داده شده، انحراف معیار، اندازه می‌گیرد که به چه میزانی باید از مقدار میانگین متحرک جدا شود. انحراف معیار همچنین می‌تواند با رادیکال گرفتن از واریانس محاسبه شود، که خود یک میانگین از تفاضل اعدادی میانگین‌گیری شده خواهد بود.

سپس، باید این انحراف معیار را در 2 ضرب کرده و آن را از مقدار هر نقطه از میانگین متحرک ساده کم/اضافه کنید. بدین ترتیب می‌توانید خطوط بالایی و پایینی باندهای بولینجر را به‌دست بیاورید.

فرمول باند بولینجر به شرح زیر است:


[​BOLU = MA(TP,n)+m∗σ[TP,n

[BOLD = MA(TP,n)−m∗σ[TP,n

:where

BOLU = Upper Bollinger Band

BOLD = Lower Bollinger Band

MA = Moving average

TP (typical price) = (High+Low+Close)÷3

(n = Number of days in smoothing period (typically 20

(m = Number of standard deviations (typically 2

σ[TP,n] = Standard Deviation over last n periods of TP​

باندهای بولینجر چه چیزهایی به شما می‌گویند؟

باندهای بولینجر تکنیک معاملاتی بسیار مشهوری می‌باشند. بسیاری از معامله‌گران باور دارند هر چه قیمت به سمت بالای محدودهٔ باند بولینجر حرکت کند، بازار بیشتر به وضعیت “خرید افراطی – Overbuy” نزدیک شده و هرچه قیمت به سمت پایین محدودهٔ این باندها حرکت نماید، بازار بیشتر وارد محدودهٔ “فروش افراطی – Oversold” خواهد شد.

جان بولینجر 22 قانون را برای معامله‌گرانی که از این سیستم جهت معامله بهره می‌برند را وضع نموده است.

در جدول زیر، باندهای بولینجر میانگین متحرک ساده 20 روزه سهم را به‌شکل دو باند بالایی و پایینی به‌همراه حرکات قیمتی سهم دربرگرفته‌اند. به دلیل اینکه انحراف معیار نوسانات را اندازه می‌گیرد، زمانی که بازار نوسانات زیادی را تجربه می‌کند باندها از یکدیگر باز می‌شوند، و در زمانی که بازار دوره‌های کم‌نوسانی را تجربه  کند، باندها به یکدیگر نزدیک می‌شوند.

جمع شدن (فشردگی)

جمع شدن (the squeeze) مفهوم اصلی باند بولینجر است. وقتی که باندها به یکدیگر نزدیک می‌شوند، دامنهٔ حرکتی میانگین متحرک ساده 20 روزه را محدود می‌سازند.

این جمع شدن باندها سیگنالی مبنی بر دورهٔ کم‌نوسان بازار صادر کرده و به معامله‌گران احتمال وقوع یک حرکت بزرگ و ایجاد نوسان در آینده و به وجود آمدن فرصت‌های معاملاتی مناسبی را نشان می‌دهد.

بالعکس، هرچه باندها از یکدیگر بازتر می‌شوند، شانس کاهش نوسانات در بازار و احتمال خروج از معاملات وجود دارد. با این وجود، این شرایط یک سیگنال برای انجام معاملات محسوب نمی‌شوند. باندها به‌هیچ‌وجه نمی‌توانند جهت قیمت و زمان رخ دادن تغییرات در بازار را پیش‌بینی نمایند.

شکست‌ها (Breakouts)

تقریباً 90 درصد از حرکات قیمتی بازار بین دو باند انجام می‌شود. هرگونه شکست به بالا یا پایینِ این باندها یک رخداد مهم تلقی می‌گردد. این شکست‌ها نیز سیگنال معاملاتی محسوب نمی‌گردند.

اشتباهی که بیشتر افراد مرتکب می‌شوند این است که شکست قیمت به سمت بالای باندها یا پایین‌شان را به‌عنوان یک سیگنال خریدوفروش تفسیر می‌کنند. شکست‌ها هیچ دلیلی برای پیش‌بینی حرکات آیندهٔ قیمت ارائه نمی‌دهند.

محدودیت‌های باندهای بولینجر

باندهای بولینجر یک سیستم معاملاتی مستقل به‌شمار نمی‌آیند. آنها تنها یک اندیکاتور می‌باشند که به معامله‌گران بازار وضعیت فعلی بازار (میزان نوسانات) را نمایش می‌دهند.

جان بولنینگر پیشنهاد می‌کند که از باند بولینجر به‌همراه دو یا سه اندیکاتور غیرهمگرای دیگر استفاده کنید تا بتوانید سیگنال‌های معاملاتی معتبرتری دریافت کنید.

اندیکاتور همگرایی-واگرایی میانگین متحرک – مکدی – در تحلیل تکنیکال چیست؟

او معتقد است که بسیار مهم است که از اندیکاتورهایی با منابع اطلاعاتی مختلف بهره ببریم. برخی از تکنیک‌های مورد علاقهٔ او استفاده از اندیکاتور همگرایی/واگرایی میانگین‌های متحرک (MACD)، حجم موجودی بازار (On – Balance Volume) و شاخص قدرت نسبی (RSI) می‌باشند.

به این دلیل که آنها از میانگین متحرک ساده محاسبه شده‌اند، وزن اطلاعات روزهای اول با روز آخر یکسان می‌باشد، و این خود می‌تواند باعث دخیل شدن اطلاعاتی با اهمیت کمتر در تحلیل وضعیت کنونی بازار شود.

همچنین، استفاده از یک میانگین متحرک 20 روزه و دو انحراف معیار مثبت و منفی اجباری بوده و ممکن است در هر شرایطی برای هر معامله‌گری کارایی لازم را نداشته باشد. معامله‌گران باید پیش‌فرض‌های میانگین متحرک ساده و دو خط انحراف معیار را با توجه به نیازهای خود تنظیم کرده و آن‌ها را به دقت زیر نظر بگیرند.

اگر سوال و یا پیشنهادی در مورد مقاله «باند بولینجر در تحلیل تکنیکال چیست؟» دارید در قسمت دیدگا‌ه‌ها با ما به اشتراک بگذارید.