بحران بزرگ اقتصادی سال 2007 چیست؟

بحران بزرگ اقتصادی عبارتی است که به کاهش شدید در فعالیت‌های اقتصادی در اواخر دههٔ 2000 میلادی گفته می‌شود. این دورهٔ زمانی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین روندهای نزولی در اقتصاد از زمان وقوع رکود بزرگ اقتصادی در دههٔ 30 میلادی محسوب می‌گردد. واژهٔ بحران بزرگ اقتصادی هم به بحران در اقتصاد ایالات متحده، که به‌طور رسمی از ماه دسامبر سال 2007 تا ماه ژوئن سال 2009 به طول انجامید گفته می‌شود، و هم‌ به بحران جهانی در اقتصاد که پس از آن در سال 2009 شروع شد، اطلاق می‌گردد. این رکود در اقتصاد، زمانی آغاز شد که بازار مسکن در ایالات متحده آمریکا از عرش به فرش رسید و حجم بزرگی از اوراق بهادار پشتیبانی شده توسط رهن (Mortgage-backed securities – MBS’s) و مشتقات موجود در بازار، بخش چشم‌گیری از ارزش خود را از دست دادند.

نکات کلیدی:

  • بحران بزرگ اقتصادی اشاره به روندی نزولی در اقتصاد از سال‌های 2007 تا سال 2009 میلادی پس از ترکیدن حباب مسکن در ایالات متحده آمریکا دارد و همچنین پس از آن، بحران مالی در جهان به وجود آمد.
  • بحران بزرگ اقتصادی، مهم‌ترین بحران اقتصادی روی‌داده در ایالات متحده آمریکا از زمان رکود بزرگ اقتصادی در دههٔ 30 میلادی می‌باشد.
  • در پاسخ به بحران بزرگ اقتصادی، سیاست‌های مالی، پولی و نظارتی بی‌سابقه‌ای توسط مقامات فدرال اجرایی شد که برخی از آن‌ها، (و نه همه‌شان) توانستند در بازیابی اقتصاد نقش مهمی داشته باشند.

درک کامل مفهوم بحران بزرگ اقتصادی

عبارت بحران بزرگ اقتصادی شبیه به‌عبارت رکود بزرگ اقتصادی می‌باشد. رکود بزرگ اقتصادی در طی دههٔ 30 میلادی رخ داد و در طی آن، تولید ناخالص داخلی تا بیش از 10 درصد، و نرخ بیکاری در نقطه‌ای به بیش از 25 درصد رسید. درحالی که هیچ‌گونه ضوابط و یا معیار مشخصی وجود ندارد که بتواند یک رکود را از یک بحران شدید مالی تشخیص دهد، توافق نظری بین اقتصاددانان موجود دارد که می‌گوید روند نزولی در اواخر دههٔ 2000، که در آن تولید ناخالص داخلی در ایالات متحده آمریکا به مقدار 0.3 درصد در سال 2008 و 2.8 درصد در سال 2009 اُفت کرد و نرخ بیکاری نیز تقریباً به 10 درصد رسید، نتوانست به حدی برسد که به آن عنوان رکود بزرگ اقتصادی (Great Depression) اطلاق شود. هرچند، بدون شک بحران بزرگ رخ‌ داده، بدترین واقعهٔ اقتصادی در طی سال‌های اخیر بوده است.

رکود بزرگ چیست؟

دلایل رخ دادن بحران بزرگ اقتصادی

با استناد به گزارش سال 2011 که توسط کمیسیون تحقیقات بحران مالی ارائه شد، بحران بزرگ اقتصادی قابل پیشگیری بود. افراد منصوب شده به‌‌منظور انجام این تحقیقات، که شامل 6 دموکرات و 4 جمهوری‌خواه بودند، به دلایل متعددی اشاره کردند. دلایلی که آن‌ها مدعی بودند منجر به وقوع این رکود بزرگ اقتصادی شده‌اند. 1. این گزارش توانست خطای دولت در ایجاد قوانین نظارتی برای نظارت در صنایع مالی را تشخیص دهد. عدم تنظیم مقررات کارآمد توسط فدرال رزرو باعث شد بانک مرکزی آمریکا نتواند وام‌های رهن خانه توسط مردم را کاهش دهد.

بحران بزرگ اقتصادی سال 2007 چیست؟

در ادامه، شاهد بودیم که مؤسسات مالی ریسک بسیار زیادی را متحمل می‌شدند. در سیستم بانکداری سایه‌ای (shadow banking system)، که شامل شرکت‌های سرمایه‌گذاری نیز می‌شود، به رقیبی برای سیستم بانکداری بر پایهٔ سپرده‌گذاری تبدیل شد، سیستمی که تحت قوانین موشکافانه مشابه قرار نداشت. زمانی که سیستم بانکداری سایه‌ای شکست خورد، بر روی میزان جریان اعتبارات (flow of credit) بین مصرف‌کنندگان و همچنین کسب‌وکارها تأثیر گذاشت.

دلیل دیگر وقوع این بحران اقتصادی، وام‌گیری بیش از اندازه توسط مصرف‌کنندگان، شرکت‌ها و همچنین قانون‌گذارهایی بود که قادر نبودند که متوجه درهم‌شکستگی سیستم مالی شوند.

ریشه‌های بحران بزرگ اقتصادی و پیامدهای آن

به‌منظور احیای اقتصاد از بحران مالی سال 2001، سالی که در آن سازمان تجارت جهانی در روز 11 سپتامبر مورد حمله قرارگرفته بود، بانک فدرال رزرو آمریکا نرخ بهره را به پایین‌ترین سطح تا آن زمان رساند و این اقدام را، به‌منظور حفظ ثبات ایالات متحده آمریکا انجام داد. فدرال رزرو این نرخ‌های بهرهٔ پائین را تا میانهٔ‌ سال 2004 نگه داشت. که این نرخ بهرهٔ پایین با سیاست‌های فدرال در مورد تشویق مردم به صاحب‌خانه شدن، همراه شد. این نرخ‌های بهرهٔ پائین یک کمک بزرگ برای بازار املاک (real estate markets) و بازارهای مالی (financial markets) بودند و در ادامه شاهد رشدی عظیم در حجم کل بدهی‌های رهنی (total mortgage debt) بودیم. ابداعات مالی جدیدی مانند وام‌های پُرریسک (subprime mortgages) و وام‌های قابل‌تنظیم (adjustable mortgages) به وام‌پذیران این امکان را داد، تا بتوانند از وام‌های سخاوتمندانه‌ای که اعطا می‌شد، با این انتظار که نرخ بهره همچنان در سطوح پایین باقی می‌ماند و قیمت خانه‌ها نیز قطعاً حرکتی صعودی دارد، استفاده کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازارهای مالی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازارهای مالی چیست؟» دیدن نمایید.

هرچند، از سال 2004 تا سال 2006 فدرال رزرو ایالات متحده آمریکا مقادیر نرخ بهره را با روندی ثابت بالا برد تا بتواند نرخ تورم (inflation rate) در اقتصاد کنترل کند. همان طور که نرخ بهره در بازارها در پاسخ به این حرکت افزایش یافت، جریان اعتباراتی که از طریق سیستم بانکداری سنتی و کانال‌های مربوط به آن به صنعت املاک وارد می‌شدند نیز تعدیل شدند. در ادامه به‌طور جدی‌تر، نرخ‌های موجود در وام‌های قابل‌تنظیم و وام‌های با استراحت (exotic loans)، دوباره تنظیم شدند و به سطح بسیار بالاتری رسیدند. سطحی بالاتر از آنچه بسیاری از وام‌پذیران انتظارش را می‌کشیدند. نتیجهٔ این عمل، ترکیدن حبابی بود که بعدها به‌طور عمومی به‌عنوان حباب مسکن (housing bubble) شناخته شد.

در طی دوران رونق مسکن در سال‌های میانهٔ دههٔ 2000 میلادی، بسیاری از مؤسسات مالی شروع به تبلیغات در مورد اوراق بهاداری کردند که توسط رهن پشتیبانی شده بودند، همچنین به توزیع محصولات مشتقه پیچیده‌ای در سطحی غیرقابل پیش‌بینی پرداختند. زمانی که بازار مسکن در سال 2007 در هم شکست، این اوراق بهادار با اُفت شدیدی در ارزش خود مواجه شدند. بازارهای اعتباری که این حباب مسکن را تأمین مالی کرده بودند، به‌نحوی اجتناب‌ناپذیر روند قیمتی خانه‌ها را دنبال کردند و وارد روند نزولی شدند که از آن تحت عنوان بحران اعتباری (credit crisis) ‌شناخته می‌شود که در سال 2007 آغاز شد. قدرت پرداخت دیون بانک‌هایی که از ضریب اهرمی بسیار بالا استفاده می‌کردند و همچنین مؤسسات مالی مشابه به نقطهٔ شکست خود در ماه مارس سال 2008 رسیدند.

اوضاع یک سال بعد، و با ورشکستگی شرکت برادران لِمن (Lehman Brothers) وخیم‌تر نیز شد. شرکت لِمن، چهارمین بانک سرمایه‌گذاری بزرگ در ایالات متحده آمریکا بود که در ماه سپتامبر سال 2008 ورشکست شد. این بحران به سرعت  به بخش‌های دیگر اقتصاد جهان، به‌خصوص در اروپا نیز سرایت کرد. درنتیجه بحران بزرگ اقتصادی، در ایالات متحده آمریکا به‌تنهایی بیش از 8.7 میلیون شغل از بین رفت. با استناد به آمار هیئت اداری کار در ایالات متحده آمریکا (U.S. Bureau of Labor Statistics)، این بحران باعث شد که نرخ بیکاری تا سطح دو برابر افزایش پیدا کند. در ادامه، خانوارهای آمریکایی بیش از 19 هزار میلیارد دلار ارزش خالص از دارایی‌هایشان را درنتیجه سقوط بازار سهام، با استناد به آمار ارائه‌شده توسط دپارتمان خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا (U.S. Department of the Treasury) از دست دادند. تاریخ به اتمام رسیدن بحران بزرگ اقتصادی به‌صورت رسمی، ماه ژوئن سال 2009 تعیین شد.

نکتهٔ مهم: پس از تصویب سند «Dodd-Frank Act of 2010» در سال 2010 توسط رئیس‌جمهور وقت، باراک اوباما؛ این کنترل به دولت داده شد تا بتواند مؤسسات مالی در حال شکست را تحت کنترل بگیرد و همچنین این توانایی را داشته باشد تا از مصرف‌کنندگان در برابر وام‌های مضر (Predatory lending) محافظت کند.

پاسخ‌ِ داده‌شده به بحران بزرگ اقتصادی

سیاست‌های پولی وضع شده توسط فدرال رزرو و همچنین دیگر بانک‌های مرکزی در واکنش به بحران بزرگ اقتصادی، باوجود اینکه به‌طور عمومی به‌منظور جلوگیری از وقوع ضررها و آسیب‌های شدیدتر به اقتصاد بین‌المللی مورد تأیید قرار می‌گیرد، امّا همچنان انتقادهایی از آنان نیز وجود دارد که خود این سیاست‌ها، باعث طولانی‌تر شدن زمانی که اقتصاد برای بازیابی خود به آن نیاز داشت، شد. همچنین این سیاست‌ها، زمینه‌ای را برای بحران‌های اقتصادی بعدی نیز فراهم ‌می‌کردند.

بحران بزرگ اقتصادی سال 2007 چیست؟

سیاست‌های پولی و سیاست‌های مالی

برای مثال، فدرال رزرو نرخ بهره را تا سطحی نزدیک به صفر به‌منظور بالا نگه‌داشتن میزان نقدینگی پایین آورد، و در یک حرکت بی‌سابقه، به بانک‌ها به میزان 7.7 هزار میلیارد دلار وام اضطراری داد که از آن تحت عنوان (quantitative easing) نام ‌برده می‌شود. این سیاست‌های مالی عظیم پولی، خود به‌ نوعی نشان‌دهندهٔ روند نزولی از زمان گسترش پول در اقتصاد در اوایل دههٔ 2000 را نشان می‌داد که خود آن منجر به ایجاد حباب مسکن شده بود.

علاوه بر افزایش شدید نقدینگی توسط فدرال رزرو، دولت فدرال ایالات متحده آمریکا برنامه وسیعی از سیاست‌های مالی را به‌منظور امتحان یک برنامه تحریک اقتصادی (economic stimulating) را با ایجاد مخارج دولتی به میزان 787 میلیارد دلار به‌منظور جبران کاهش مخارج بخش‌های دیگر تحت قانون (American Recovery and Reinvestment Act) و براساس ادارهٔ بودجه‌بندی کنگره (Congressional Budget Office) انجام داد. این سیاست‌های پولی و مالی در ابتدا در کاهش میزان ضرر و زیان به مؤسسات مالی بزرگ و شرکت‌های بزرگ مؤثر بودند، اما با جلوگیری از نقدینه شدن آن‌ها، این سیاست‌ها اقتصاد را در حالتی مشابه باحالتی که منجر به وقوع این بحران شده بود، نگه داشتند.

محرک های اقتصادی چه هستند؟

سند The Dodd-Frank Act

دولت نه ‌تنها یک پکیج تحریک اقتصادی را به سیستم مالی معرفی کرد، قوانین نظارتی جدیدی را نیز معرفی کرد که باید مورد اجرا قرار می‌گرفتند. با استناد به سخن برخی از اقتصاددانان، لغو سند «Glass-Steagall Act»، که به‌عنوان قوانین نظارتی در دههٔ نود میلادی به‌منظور جلوگیری از بحران مالی وزن شده بود، خود منجر به وقوع این بحران شد. لغو شدن این قوانین نظارتی به برخی از بانک‌های بزرگ ایالات متحده آمریکا این اجازه را داد تا با یکدیگر ترکیب شوند و مؤسسات بزرگ‌تری را نیز به وجود بیاورند. در سال 2010، رئیس‌جمهور وقت باراک اوباما سند «The Dodd-Frank Act» را امضاء کرد که به دولت، قدرت نظارتی زیادی را در حوزه مالی می‌داد.

نکتهٔ مهم: دولت فدرال ایالات متحده آمریکا مبلغ 787 میلیارد دلار را به‌منظور جبران کردن کمبود مخارج در اقتصاد در دوران بحران بزرگ اقتصادی تحت سند «American Recovery and Reinvestment act»، و با استناد به ادارهٔ بودجه‌بندی کنگره خرج کرد.

هرچند، نقدهایی بر سند «The Dodd-Frank act» وارد است که می‌گوید بخش مالی، بازیگران و مؤسسات آن به‌طور فعال از اعطای وام‌های سنگین و شیوه‌های استفاده‌شده در طی حباب‌های مالی و اقتصادی که به‌طور عمیقی شامل قانون جدیدی که توسط دولت وضع شده بود و همچنین دایرهای مدیریتی که توسط اوباما مورد استفاده قرار گرفته شده بودند، سود بردند.

بازیابی دوبارهٔ اقتصادی از دوران بحران بزرگ

به دنبال سیاست‌هایی که پیش‌تر در مورد آن‌ها صحبت کردیم، اقتصاد به نحوی تدریجی خود را بازیابی کرد. تولید ناخالص داخلی واقعی (Real Gross Domestic Product – real GDP) در دومین 3‌ماههٔ سال 2009 به پایین‌ترین سطح خود رسیده بود، توانست در دومین 3‌ماهه سال 2011، به قلهٔ خود پیش از شروع بحران مالی برسد. زمانی برابر با سه سال و نیم پس از آنکه این بحران به‌صورت رسمی آغاز شده بود. بازارهای مالی نیز پس از جریان یافتن سیلی از نقدینگی در وال‌استریت و سپس دیگر بازارها رونق دوباره پیدا کردند.

شاخص میانگین صنعتی داوجونز (Dow Jones Industrial Average – DJIA) که بیش از نصف ارزش خود را از قلّهٔ قیمتی ثبت شده در ماه اوت سال 2007 از دست داده بود، شروع به بازیابی خود در ماه مارس سال 2009 کرد و چهار سال پس از آن در ماه مارس سال 2013، توانست قلّهٔ قیمتی ایجاد شده در سال 2007 را بشکند. اما برای کارکنان و خانوارهای آمریکایی، تصویر ترسیم‌شده به این اندازه خوب نبود. نرخ بیکاری تا پایان سال 2007، در حدود 5 درصد، و در ماه اکتبر سال 2009 به سطحی برابر با 10 درصد رسید. نرخ بیکاری در بازگشت به‌سطح 5 درصدی ثبت شده در سال 2007، تا سال 2015 صبر کرد، که این فاصله زمانی نقریباً برابر با 8 سال پس از شروع بحران بزرگ اقتصادی می‌باشد. درآمد متوسط خانواده‌های آمریکایی نیز تا پیش از سال 2016، نتوانست به سطح پیش از دورهٔ بحران برسد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شاخص میانگین صنعتی داوجونز می‌توانید از مطلب آموزشی «شاخص میانگین صنعتی داوجونز چیست؟» دیدن نمایید.

منتقدان، در مورد سیاست‌های اتخاذ شده توسط دولت و نحوهٔ شکل‌دهی آن‌ها به بازیابی اقتصاد، استدلال می‌کنند که ورود موجی از نقدینگی و مخارج جبرانی تلاش بسیاری در جهت بالا نگهداشتن مؤسسات مالی‌ و شرکت‌های بزرگی کردند که از طریق سیاسی به دولت متصل بودند. تمامی این‌ موارد به ضرر مردم عادی تمام شد و بازیابی اقتصادی را با گره زدن منابع اقتصادی به صنایعی که در اصل باید ورشکسته می‌شدند تا اموال و منابع آن‌ها به دست صاحبان جدیدی بیفتد که با آن‌ها کسب‌و‌کارهای جدیدی را توسعه دهند، با تأخیر مواجه کردند.

کارمزد خرید رمز ارز در صرافی‌های مختلف چقدر است؟

کارمزد خریدوفروش بیت کوین چقدر است؟ سوای قیمت بیت کوین، هر صرافی رمز ارز هزینه‌ای بابت خریدوفروش از مشتریان دریافت می‌کند. این هزینه شامل کارمزدهای فروشنده و خریدار می‌شود. در برخی موارد، معامله‌گران رمز ارزها مانند فروشنده‌هایی که سفارشی در قسمت سفارشات‌شان وجود داشته باشد متحمل کارمزد می‌شوند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده‌اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بیت کوین ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بیت کوین چیست؟» را مطالعه نمایید.

صرافی‌های رمز ارز به‌طور عمده کارمزد را به دو روش محاسبه می‌کنند: یا کارمزد ثابتی به‌ازای هر معامله دریافت می‌کنند یا درصدی از حجم معاملات 30 روزه را برای یک حساب محاسبه می‌کنند. در هر دو حالت، صرافی‌ها از یک ساختار چندگانه که به مقدار معامله‌شده بستگی دارد استفاده کرده‌اند.

صرافی رمز ارز مناسب را چگونه انتخاب کنیم؟

نکات کلیدی:

– از زمانی که اولین بیت کوین در سال 2009 وارد عرصه شد، خریدوفروش رمز ارزها به‌شکل قابل‌توجهی محبوبیت یافت.

– در حاضر تعداد زیادی صرافی آنلاین جهت کمک به خریدوفروش رمز ارزها و همچنین مبادلات آن‌ها وجود دارد.

– هزینه‌های عمومی شامل کمیسیون صرافی‌ها، اختلاف قیمت خریدوفروش و کارمزد انتقال وجه به یا از حساب بانکی خودتان می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بهترین صرافی‌های رمز ارز می‌توانید از مطلب آموزشی «بهترین صرافی‌های رمز ارز کدامند؟» دیدن نمایید.

چهار نکته‌ای که باید هنگام معاملهٔ رمز ارزها در نظر بگیرید

کارمزد خرید رمز ارز در صرافی‌های مختلف چقدر است؟

معامله‌گران می‌بایست در هنگام خرید رمز ارزها به چهار نکتهٔ مهم توجه داشته باشند:

  • نخست، صرافی‌های رمز ارز در بسیار از حوزه‌های قانونی فاقد قوانین تصویب‌شده هستند. اکثر قانون‌گذاران در کشورهای مختلف جهان از روش بدون واسطه برای قوانین رمز ارزی در بزرگترین بازارهای خود استفاده کرده‌اند. به‌عنوان مثال، برای انجام مبادلات رمز ارزی، صرافی‌های موجود در ایالت متحده توسط مجموعه‌ای از قوانین هدایت و نظارت می‌شوند. معاملهٔ برخی رمز ارزها در کشور چین ممنوع شده است. این رمز ارزهای ممنوع شده تا اوایل سال 2017 میلادی حدود 90 درصد از کل مبادلات را به خود اختصاص داده بودند. با این وجود و از زمان سخت‌گیری دولت، بسیاری از صرافی‌های معروف چینی به کار خود ادامه داده و بخش اصلی مدیریت معاملاتی خود را به کشورهای سیشل و مالت انتقال داده‌اند.
  • دوم آنکه، کارمزدها در صرافی‌های رمز ارز به‌منظور تشویق سرمایه‌گذاران جهت انجام دائمی معاملات آن‌هم با مقادیر بالا به ارزش هزاران دلار طراحی شده‌اند. با افزایش مقدار و افزایش تعداد معاملات، اغلب هزینه‌ها کاهش می‌یابند. به این ترتیب، سفارش‌های کوچک و کم‌تعداد در صرافی‌های رمز ارز مقرون‌به‌صرفه نیستند. به‌عنوان مثال، برخی صرافی‌ها برای انجام مبادلات به مبلغ 10000 دلار یا بیشتر هزینه‌ای دریافت نمی‌کنند.
  • سوم، صرافی‌ها انجام مبادلات با رمز ارزها را پیشنهاد می‌کنند. بسته به‌حالت پرداخت، افرادی که ارزهای فیات در اختیار دارند بسته به نوع معامله، جهت انجام مبادلات متحمل هزینه‌های ذخیره و برداشت از حساب می‌شوند. اما اکثر اوقات خرید یک رمز ارز با ارزهای دیگر رایگان است. در برخی حالت‌ها، جهت تنظیم یک کیف پول برای رمز ارز مورد نظر می‌بایست هزینه‌ای پرداخت کرد.
  • و در نهایت، بیشتر صرافی‌های معروف و شناخته‌شده دسترسی به تمام ارزها را پیشنهاد نمی‌کنند. ولی در بسیاری از حالت‌ها، معامله‌گران می‌توانند وجوه خود را از یک کیف پول به کیف پول دیگر انتقال داده و با استفاده از ارزهای فیات یا رمز ارزها هزینهٔ معاملات خود را پرداخت کنند. به‌عنوان مثال، معامله‌گرانی که قصد خرید کاردانو (ADA) که طبق رتبه‌بندی مارکت کپ به‌عنوان یکی از 15 رمز ارز برتر شناخته می‌شود را دارند، اخیراً قادر به خرید مستقیم آن از صرافی معروف کوین بیس نشده‌اند. با این وجود، معامله‌گران می‌توانند با استفاده از ارز فیات اقدام به خرید بیت کوین از صرافی کوین بیس کنند. بایننس که از دیگر صرافی‌های مهم است، امکاناتی جهت وارد کردن ارزها از دیگر کیف پول‌ها به کاربران خود ارائه می‌دهد. زمانی که معامله‌گران در حساب بایننس خود دارای بیت کوین هستند، می‌توانند از آن برای خرید ADA لیست شده در صرافی استفاده کنند. انتقال بین چند کیف پول در صرافی‌های مختلف هزینه کمی را در انتهای هر عملیات در پی خواهد داشت.

انجام معاملات در صرافی بایننس چگونه است؟

در اینجا به مقایسهٔ اجمالی هزینهٔ مبادلات به‌ازای حجم مبادله در معروف‌ترین صرافی‌ها می‌پردازیم. این مقایسه، هزینه‌های مارجین و لوریج را در نظر نمی‌گیرد.

اچ کوین

از ژانویه 2020، اچ کوین (HCoin) کشور سیشل به‌عنوان یکی از جدید‌ترین صرافی‌های رمز ارز معرفی شد. این صرافی در آگوست 2018 میلادی تأسیس شد. اچ کوین به مشتریان اجازهٔ مبادله رمز ارزها و ارزهای فیات مختلف از جمله اتریوم، ریپل (XRP)، لایت کوین، بیت کوین کش، تتر آمریکا (USDT)، ایاس (EOS) و تتر هنگ‌کنگ (HKDT) را می‌دهد.

کارمزد اچ کوین به ارز پایه و حجم آن که در قالب یک لیست در وب‌سایت صرافی موجود است، وابسته است. به‌نظر نمی‌رسد که این شرکت هزینه‌ای جهت پرداخت وجه به یک حساب از طریق کیف پول فرد دریافت کند و همچنین مشخص نیست که آیا هزینه‌های تراکنش بسته به‌اندازهٔ هر مبادله تغییر خواهد کرد یا خیر.

کوینز‌بیت

پلتفرم استونیایی کوینزبیت (Coinsbit) بر روی امنیت صرافی تمرکز دارد و پیشنهادهای نوآورانه‌ای مانند اینوست‌باکس که یک روش کم‌هزینه و کم‌ریسک برای سرمایه‌گذاران آلت کوین‌های جدید است پیشنهاد می‌دهد. در خصوص کارمزدها باید بگوییم که کوینزبیت به‌ازای انجام هر مبادله 0.2 درصد کارمزد دریافت می‌کند. بسته به رمز ارز و همچنین کمترین مقادیر قابل معامله هر توکن، این صرافی همچنین کارمزدهایی برای ذخیره و برداشت از حساب نیز دریافت می‌کند. از ژانویهٔ 2020 میلادی کارمزد دریافت هر دلار  0.8 درصد و کارمزد برداشت آن 0.4 درصد تعیین شده است. برای ذخیرهٔ برخی از رمز ارزها (به‌عنوان مثال، ETH، ARK، ATB و سایر ارزها) و همچنین برداشت برخی از آن‌ها کارمزدیی دریافت نمی‌شود.

علاوه بر این، حساب‌های جدید در ابتدا حق برداشت ندارند. حساب‌های پایه دارای محدودیت برداشت بوده و در طی شبانه روز می‌توان 500 دلار یا معادل آن را برداشت کرد. این در حالی است که حساب‌های پیشرفته نیز دارای محدودیت برداشت بوده ولی میزان برداشت از آن در طول 24 ساعت 100000 دلار یا معادل آن است.

بیت‌فارکس

بیت‌فارکس (BitForex) سومین صرافی برتر از لحاظ حجم مبادلاتی است. ادارهٔ مرکزی این صرافی در سنگاپور و سیشل ثبت شده است. بیت فارکس گزینه‌های مبادلاتی زیادی شامل مبادلات نهایی، فرعی و غیره ارائه می‌دهد. این صرافی در مقایسه با سایر همتایان خود از برنامهٔ پرداخت هزینهٔ پیچیده‌تری برخوردار است.

در مبادلات اسپات (Spot)، بیت‌فارکس 0.1 درصد از هر دو طرف فروشنده و خریدار کارمزد دریافت می‌کند. در مبادلات مادام‌العمر، ‌بیت‌فارکس 0.04 درصد از فروشنده و 0.06 درصد از طرف خریدار کارمزد دریافت می‌کند. در پلتفرم این صرافی تخفیفاتی برای حساب‌های تخصصی بازار موجود است.دریافت ارز در بیت‌فارکس کارمزدی ندارد در حالی که برداشت از آن بسته به ارز کارمزد متفاوتی دارد. در این صرافی همچنین حداقل و حداکثر برداشت‌های 24 ساعته مرتبط با هر رمز ارز وجود دارد.

ال‌بانک

علاوه بر اینکه ال‌بانک (LBank) یک صرافی رمز ارزی معروف است، از طریق رویداد “لیست رأی‌گیری LBK “از نوآوری در فضای آلت کوین نیز حمایت می‌کند. این رویداد 8 پروژه جدید را در مقابل یکدیگر قرار داده تا برترین آن‌ها به‌صورت رایگان وارد لیست این بانک شوند.

به‌ازای هر مبادله، ال‌بانک 0.2 درصد از طرف خریدار و 0.05- درصد از طرف فروشنده کارمزد دریافت می‌کند. مبلغ 0.05- درصد بدین معناست که فروشنده به‌ازای هر تراکنش مبلغی از هزینهٔ مبادلهٔ ایجادشده را دریافت می‌کند. رمز ارزهای مختلف کارمزدهای متفاوتی دارند. به‌عنوان مثال، یک کاربر که بیت کوین را از ال‌بانک برداشت می‌کند می‌بایست کارمزد ثابت 0.0005 BTC را پرداخت کند. همچنین در هر رمز ارز حداقل برداشت‌ها به‌صورت مقادیر ثابت توکن تنظیم شده‌اند. نکتهٔ جذاب در خصوص این صرافی آن است که ال‌بانک حداکثر برداشت را در طی یک دوره 24 ساعته نشان نمی‌دهد.

P2PB2B

این صرافی دارای یکی از گسترده‌ترین جفت‌های معاملاتی است. با داشتن بیش از 700 ترکیب مختلف، P2PB2B به‌صورت منظم مبادلاتی به حجم نزدیک به یک میلیارد دلار را به خود می‌بیند. مانند کوینز‌بیت، P2PB2B به‌ازای هر مبادله یک کارمزد 0.2 درصدی ثابت را دریافت می‌کند. در این صرافی کابران می‌توانند اکثر رمز ارزها از جمله بیت کوین و اتریوم را به‌صورت رایگان سپرده‌گذاری کنند. با این وجود، بسته به روش سپرده‌گذاری، برای سپرده‌گذاری دلار در یک حساب کاربران می‌بایست یک هزینه 4 الی 5 درصدی پرداخت کنند. در بسیاری از حالت‌ها P2PB2B یک سپرده‌گذاری و برداشت حداقلی را تنظیم کرده و بسته به رمز ارز کارمزد متغیری را نیز بابت برداشت دریافت می‌کند. مانند ال‌بانک، کارمزد برداشت بسته به نوع توکن متفاوت بوده ولی براساس مقادیر ثابت توکن‌ها محاسبه می‌شود.

قرارداد اختیار معامله طلا چیست؟

قرارداد اختیار معامله طلا (Gold Option)، قرارداد اختیار معامله‌ای است که در آن کالای طلا به‌عنوان دارایی پایه در نظر گرفته ‏شده است. یک قرارداد اختیار معامله طلا (gold call option) به دارندهٔ آن قرارداد این حق (و نه اجبار) را می‌دهد تا بتواند شمش‌های طلا را در تاریخ مشخص‌‌شده در آینده با یک قیمت از پیش تعیین‌شده بخرد، در حالی که این قرارداد اختیار معاملهٔ فروش (gold put option) این حق را برای دارندهٔ آن قرارداد محفوظ نگه می‌دارد تا بتواند آن طلاها را در تاریخ از پیش تعیین‌شده و با سطح قیمتی از پیش تعیین‌شده، به فروش ‌برساند. در این نوع از قرارداد اختیار معامله‌، قراردادهای آتی طلا به‌عنوان دارایی پایه حفاظت‌کننده از سرمایه‌گذاری استفاده می‌شوند. بندهای توافق قرارداد اختیار معامله، شامل تاریخ تحویل (delivery date)، مقدار (quantity) و قیمت ورودی (strike price)، که همگی از پیش تعیین‌شده‌اند، می‌باشند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قرارداد اختیار معامله خرید می‌توانید از مطلب آموزشی «قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • قراردادهای اختیار معامله طلا، قراردادهای اختیار معامله‎‌ای‌ هستند که از طلای فیزیکی و یا قراردادهای آتی طلا به‌عنوان ابزار پایه‌ (underlying instrument) استفاده می‌کنند.
  • قراردادهای اختیار معامله‌ی خرید طلا به نگهدارندهٔ این قرارداد این حق را می‌دهد تا بتواند طلا را با قیمتی از پیش تعیین‌شده، تا پیش از انقضاء قرارداد بخرد، و قرارداد اختیار معاملهٔ فروش نیز این حق را می‌دهد تا او بتواند با قیمتی از پیش تعیین‌شده، دارایی پایه را بفروشد.
  • قراردادهای اختیار معامله طلا که در ایالات متحده مورد معامله قرار می‌گیرند توسط «CME COMEX» لیست شده‌اند و از قراردادهای آتی طلا (gold futures) به‌عنوان دارایی پایه‌شان استفاده می‌کنند.

قراردادهای آتی چیست؟

درک مفهوم قرارداد اختیار معامله‌ طلا

یک قرارداد اختیار معامله طلا یک نوع از مشتقات مالی می‌باشد که از طلای فیزیکی و یا قراردادهای آتی طلا به‌عنوان دارایی‌ پایه‌اش (underlying asset) استفاده می‌کند. هم‌چنین، این احتمال وجود‌ دارد که ضررهای سنگینی را تجربه کنید.

قرارداد اختیار معامله‌ طلا چیست؟

قراردادهای اختیار معامله طلا، یک توافق بین دو طرف می‌باشد که معاملهٔ مقداری از طلا را آسان‌تر می‌کند. این قرارداد لیستی از قیمت از پیش تعیین‌شده، و هم‌چنین تاریخ انقضاء قرارداد دارد. ما در بازار شاهد 2 نوع از قراردادهای اختیار‌ معامله هستیم که شامل قراردادهای اختیار معاملهٔ‌ فروش (put options) و قراردادهای اختیار معاملهٔ‌ خرید (buy options) می‌شوند. هرچند، در بازار شاهد 4 شرکت‌کننده می‌باشیم زیرا که هر دو نوع قرارداد اختیار معاملهٔ‌ خرید و اختیار معاملهٔ‌ فروش نیز خود می‌تواند خریداری‌شده و یا به فروش برسند.

یک قرارداد اختیار معامله طلا مشابه با قرارداد آتی طلا می‌باشد. این تشابه بین این دو قرارداد در قیمت، تاریخ انقضاء و همچنین مقدار دلاری از پیش تعیین‌شده است. هرچند، در یک قرارداد آتی، هیچ‌گونه تعهدی نسبت به نگه‌داری توافق و هم‌چنین انجام خرید و یا فروش وجود‌‌ ندارد، به‌صورت عکس، سرمایه‌گذاری که صاحب یک قرارداد اختیار معاملهٔ طلا می‎باشد دارای این حق، و نه اجبار، می‌باشد که بتواند موارد ذکرشده در قرارداد را طلب کند، البته تمامی این‌ها به این موضوع بستگی دارد که آن‌ها قرارداد اختیار معاملهٔ خرید و یا قرارداد اختیار معاملهٔ فروش را تا تاریخ انقضایش نگه دارند.

قرارداد اختیار معاملهٔ خرید و قرارداد اختیار معاملهٔ فروش

  • قرارداد اختیار معامله طلا به صاحب آن‌ها این حق و نه اجبار را می‌دهد تا مقدار مشخّصی طلا با قیمت از پیش ‌تعیین‌شده تا پیش از تاریخ انقضاء را خریداری نمایند. یک قرارداد اختیار معاملهٔ خرید زمانی با ارزش‌تر می‌شود که قیمت طلا افزایش پیدا کند، زیرا که آن‌ها در قیمت خریدی پایین‌تر از قیمت کنونی قفل شده‌اند. زمانی که شما قرارداد اختیار معاملهٔ خرید را می‌خرید، شما این حق (و نه اجبار) را دارید تا طلاها را خریداری کنید. اگر شما قرارداد اختیار معاملهٔ خرید را بفروشید، شما دیگر انتخابی ندارید و باید طلا را با قیمتی از پیش تعیین‌شده و در زمانی که طرف مقابل درخواست تحویل داده شدن طلاها را می‌کند، بفروشید.
  • در یک قرارداد اختیار معاملهٔ فروش طلا، شاهد این هستیم که به صاحب آن قرارداد این حق (و نه اجبار)، داده شده ‌است که طلاها را با قیمتی از پیش تعیین‌شده تحت عنوان قیمت ورودی تا قبل از تاریخ انقضاء به فروش ‌برساند. یک قرارداد اختیار معاملهٔ فروش زمانی با ارزش‌تر می‌شود که قیمت طلا اُفت کند زیرا که قیمت فروش طلا نسبت به قیمت کنونی در سطحی بالاتر ثابت شده است. اگر شما این قرارداد اختیار معاملهٔ فروش را خریداری کنید، شما این حق و نه اجبار، را دارید که طلاها را بفروشید. زمانی‎که شما یک قرارداد اختیار معامله فروش را می‌فروشید، شما هیچ انتخابی دیگری ندارید و باید طلاها را با قیمتی از پیش تعیین‌شده از شخصی که در حال حاضر صاحب این قراردادها می‌باشد، خریداری نمایید.

اگر هیچ یک از طرفین در قراردادهای اختیار معاملهٔ خرید و یا قرارداد اختیار معاملهٔ فروش حقوق خود را اجرائی نکنند، این قرارداد به‌صورت بی‌ارزش (worthless) منقضی می‌گردد.

جزئیاتی در مورد قراردادهای اختیار معامله طلا

قراردادهای اختیار معامله طلا در بسیاری از بورس‌های تبادل مشتقات در سراسر جهان مبادله می‌شوند. در ایالات متحده آمریکا، سرمایه‌گذاران می‌توانند قراردادهای اختیار معامله طلا را که در بورس کامکس (COMEX Exchange) لیست شده است پیدا کنند.

بورس چیست؟

«COMEX» بازار اصلی قراردادهای آتی و قراردادهای اختیار معامله برای فلزات مانند: طلا، نقره، مس و همچنین آلومینیوم می‌باشد. کامکس که بیشتر تحت عنوان شرکت معاملات کالاهای اساس (.Commodity exchange Inc) شناخته می‌شد، با بورس بازرگانی نیویورک (New York Mercantile Exchange – NYMEX) در سال 1994 ادغام شد و تبدیل به بخش مسئول در زمینه مبادلات فلزات گشت. امروزه، COMEX (و NIMEX به‌صورت کلی‌تر) به‌عنوان بخشی از بورس بازرگانی شیکاگو (Chicago Mercantile Exchange – CME) فعالیت می‌کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بورس مبادلات بازرگانی شیکاگو می‌توانید از مطلب آموزشی «بورس مبادلات بازرگانی شیکاگو چیست؟» دیدن نمایید.

قرارداد اختیار معامله‌ طلا چیست؟

قراردادهای اختیار معامله طلا در COMEX از قراردادهای آتی طلا به‌عنوان دارایی پایه استفاده می‌کنند و به همین دلیل بر مبنای پول نقد می‌باشند. این قراردادهای آتی طلا، خود، دارای اندازهٔ قراردادی (contract size) برابر با 100 انس تروی (برابر 31.1034768 گرم) می‌باشند. و در صورت بسته نشدن، نیازمند تحویل فیزیکی باشند.

شرایط اعمال قراردادهای اختیار معاملهٔ طلا

به‌مانند دیگر قراردادهای اختیار معامله، یک سرمایه‌گذار تنها زمانی مایل به اعمال حقوق خود در قراردادهای اختیار معامله طلا می‌باشد که شرایط بازار در آن حالت برای او سودمند باشند. اگر در زمانی که خریدار می‌تواند قرارداد اختیار معامله‌اش را اجرا کند، طلا در قیمتی بسیار بالاتر از قیمت ورودی آن مبادله شود، سرمایه‌گذار در این حالت از اجرا کردن قرارداد اختیار معامله‌اش کسب سود خواهد کرد. در این حالت، سرمایه‌گذار می‌تواند پس از خریداری کردن این طلا‌ها به‌سرعت آن‌ها را در بازار آزاد به فروش رسانده و کسب سود کند. اگر طلا در قیمتی نزدیک و یا مساوی با قیمت ورودی معامله شود، سود و زیان معامله‌گر ممکن است سربه‌سر شود و یا حتی معامله‌گر مقداری زیان نیز تحمل کند، زمانی که هزینهٔ اولیه آن‌ها به‌منظور خرید این قراردادها را نیز در نظر بگیریم.

قراردادهای اختیار معامله پیچیده هستند و نیازمند به زمان می‌باشند تا بتوان آن‌ها را به‌صورت کامل درک کرد، پس ممکن است استفاده از این قراردادها به‌منظور انجام فعالیت‌های معاملاتی برای همهٔ سرمایه‌گذاران مناسب نباشند.

شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

شکاف قیمتی (Gap) به وجود یک ناپیوستگی در نمودار یک اوراق بهادار گفته می‌شود. زمانی که قیمت به سمت بالاتر و یا ‌پایین‌تر از قیمت بسته شدن روز قبلش، بدون رخ دادن ‌هیچ‌گونه معامله‌ای در بازهٔ زمانی بین این دو روز حرکت می‌کند. شکاف‌های قیمتی معمولاً زمانی که اخبار باعث تغییر موارد بنیادی (Fundamentals) در طی ساعاتی که بازار بسته می‌باشد می‌شود، رخ می‌دهند. مانند اعلام سودآوری یک شرکت در ساعات بسته بودن بازار.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال می‌توانید از مطلب آموزشی «تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • یک شکاف قیمتی در واقع یک فضای ناپیوسته در نمودار قیمتی یک دارایی و یا یک اوراق بهادار می‌باشد، که معمولاً بین ساعت‌های معاملاتی به وجود می‌آید.
  • چهار نوع از شکاف‌های قیمتی وجود دارد: شکاف‌های قیمتی معمولی (common gaps)، شکاف‌های قیمتی هجوم (breakaway gaps)، شکاف‌های قیمت فرار (runaway gaps)، و شکاف‌های خستگی (exhaustion gaps)، که هر یک از این شکاف‌ها مفهوم خاصی را به معامله‌گران می‌رساند.
  • شکاف‌ها به آسانی تشخیص داده می‌شوند، اما تشخیص دادن نوع این شکاف‌ها بسیار سخت می‌باشد.

یک شکاف قیمتی چه چیزی را به شما می‌گوید؟

شکاف‌های قیمتی معمولاً زمانی رخ می‌دهد که اخبار و یا یک رویداد باعث هجوم خریداران و یا فروشندگان به سمت یک اوراق بهادار خاص می‌شود. این خود باعث می‌شود که قیمت ‌باز شدن به‌نحو قابل‌توجهی بالاتر و یا ‌پایین‌تر از قیمت بسته شدن روز گذشته (Previous day close) باشد. بسته به نوع شکاف قیمتی رخ‌داده، این شکاف می‌تواند نشان‌دهندهٔ شروع یک روند جدید و یا معکوس شدن روند (reversal of the previous trend) باشد.

روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

شکاف‌های قیمتی زمانی رخ می‌دهند که قیمت یک اوراق بهادار و یا دارایی در سطحی بالاتر و یا ‌پایین‌تر از قیمت بسته شدن روز قبل باز شود، آن هم بدون اینکه ‌هیچ‌گونه فعالیت معامله‌گری در این بین رخ داده باشد. شکاف‌های قیمتی جزئی زمانی رخ می‌دهند که قیمت بازشدن (Opening Price) بالاتر و یا ‌پایین‌تر از قیمت بسته شدن روز قبل باشد اما در محدودهٔ قیمتی روز قبلش حرکت کند. شکاف قیمتی کامل زمانی رخ می‌دهد که قیمت ‌بازشدن به‌طور کامل در محدودهٔ خارج از محدودهٔ قیمت پیشین باز شود. ایجاد شکاف، به‌خصوص شکاف‌های کامل، نشان‌دهندهٔ یک تغییر قدرتمند در احساسات بازار در طی شب می‌باشد. برخی از معامله‌گران از استراتژی بازی با شکاف‌های قیمتی به‌منظور کسب سود استفاده می‌کنند.

تفاوت بین انواع شکاف‌های قیمتی

تفاوت‌های اساسی بین انواع شکاف‌های قیمتی وجود دارد: شکاف قیمتی عمومی (Common Gaps)، شکاف قیمتی هجوم (Breakaway gaps)، شکاف قیمتی فرار (Runaway gaps)، شکاف قیمتی خستگی (Exhaustion Gaps).

  • شکاف قیمتی معمولی (Common Gap): به‌طور کلی، هیچ اتفاق مهمی پیش از رخ دادن این نوع از شکاف‌های قیمتی رخ نمی‌دهد. شکاف‌های قیمتی معمولی به‌طور کلی سریع پُر می‌شوند. (این اتفاق معمولاً دو روز به‌طول می‌انجامد) شکاف‌های قیمتی معمول همچنین با عنوان شکاف‌های محدوده‌ای (Area gaps) و یا شکاف‌های معاملاتی (trading gaps) شناخته می‌شوند و معمولاً با حجمی در حد و اندازهٔ میانگین حجم معاملات روزانه (Normal average trading volume) همراه می‌شوند.
  • شکاف قیمتی هجوم (Breakway Gap): زمانی رخ می‌دهد که قیمت دارای شکافی در بالای محدودهٔ حمایت و یا مقاومت باشد، مانند شکاف‌های قیمتی که طی یک محدودهٔ معاملاتی تشکیل شده‌اند. زمانی که قیمت از یک محدوده تثبیت شده با یک شکاف قیمتی خارج می‌شود، به این نوع از خروج قیمتی، شکاف قیمتی گسستگی گفته می‌شود. این نوع از شکاف‌های قیمتی می‌تواند در انواعی از الگوهای نموداری مانند مثلث‌ها (Triangles)، الگوی فنجان و دسته (Cup and handle pattern)، الگوی گوِه (Wedge pattern)، الگوهای کف و یا سقف گرد (Rounded bottom or top)، و یا الگوی سر و شانه (Head and shoulders pattern) شکل بگیرند.
  • شکاف قیمتی فرار (Runaway Gap): زمانی رخ می‌دهد که فعالیت معامله‌گری در بازار از تعدادی از نقاط قیمتی متوالی رد می‌شود. که معمولاً این شکاف‌ها توسط میل شدید سرمایه‌گذاران ایجاد می‌شوند. به‌عبارت دیگر، هیچ معامله‌ای بین نقطهٔ قیمت که شکاف فراری در آن آغاز شد و در جایی که در آن به پایان رسید، وجود نداشته که به‌عنوان تبادل مالکیت در یک اوراق بهادار تعریف شود.
  • شکاف قیمتی خستگی (Exhaustion Gap): یک سیگنال تکنیکالی می‌باشد که با شکسته شدن یک سطح پایینی در قیمت‌ها (معمولاً براساس نمودار روزانه) نشان داده می‌شود که پس از افزایش سریع و پیاپی قیمت‌ها در طی چندین هفته رخ می‌دهد. این سیگنال نشان‌دهندهٔ تغییر قابل‌توجه از فعالیت‌های بازار از خریدن به فروش می‌باشد و معمولاً همراه با کاهش تقاضا برای سهام می‌باشد. معنی سیگنال داده شده توسط این شکاف قیمتی، این است که ممکن است روند صعودی به‌زودی به انتها برسد.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

هر یک از این شکاف‌های قیمتی می‌توانند عواقب متفاوتی برای معامله‌گران داشته باشند. برای مثال، بازگشت‌های قیمتی و یا شکاف‌های قیمتی هجوم معمولاً با یک افزایش شدید در حجم معاملات همراه می‌شوند، در حالی که شکاف قیمتی معمولی و شکاف قیمتی فرار این‌گونه نیستند. به‌علاوه، ‌بیشتر شکاف‌های قیمتی بسته به اخبار، و یا یک رویداد خاص مانند میزان درآمدها (earnings) و یا ارزیابی مثبت – و یا منفی یک تحلیلگر از سهم (analyst’s upgrade/downgrade) رخ می‌دهند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازگشت قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

شکاف‌های قیمتی معمولی در اغلب اوقات رخ می‌دهند و نیاز به دلیلی برای رخ دادن نیز ندارند. همچنین، شکاف‌های قیمتی معمولی به‌طور عمومی ‌پُر می‌شوند، در حالی که دو نوع دیگر از این شکاف‌های قیمتی می‌توانند سیگنال یک بازگشت روندی و یا ادامهٔ روند را به ما بدهند.

مثالی از یک شکاف قیمتی

در مثالی که در ادامه می‌بینید، سهام شرکت آمازون (Amazon.com Inc. – AMZN) در تاریخ 27 اکتبر سال 2017، دچار افزایش شدیدی نسبت به قیمت بسته شدنش در روز قبل، پس از ماه‌ها پیمودن روند افقی شد. این افزایش قیمت سهام همراه با افزایش بسیار زیاد در حجم معاملات رخ داد، که خود نشان‌دهندهٔ رخ‌دادنِ شکاف قیمتی هجوم می‌باشد. این خود شروع یک روند تازه و جدیدتر در سهام شرکت آمازون بود، که رالی قیمتی‌ای از 985 دلار تا 2050 دلار را تا ماه سپتامبر سال 2018 تجربه کرد.

عکس

نمودار سهام شرکت آمازون، منبع: Investopedia به نقل از Tradingview

در مثال بعدی، نمودار سهام شرکت آلفابت (Alphabet Inc – GOOGL) نشان‌دهندهٔ یک شکاف قیمتی فرار می‌باشد. سهام شرکت آلفابت، قبل‌تر و در ماه آوریل سال 2017 نیز روند روبه‌بالایی داشت و زمانی که شکاف قیمتی فرار رخ داد، به روند سابق خود ادامه داد.

عکس

نمودار سهام شرکت آلفابت، منبع: Investopedia به نقل از Tradingview

محدودیت‌های استفاده از شکاف‌های قیمتی

با وجود آسان بودن تشخیص این شکاف‌ها، محدودیت‌هایی در استفاده از آنها وجود دارد. نکتهٔ مهم این است که هر شخصی باید با توجه به توانایی‌های خود به تشخیص نوع شکاف قیمتی رخ داده بپردازد. اگر شکاف قیمتی به‌طور اشتباه تفسیر شود، می‌تواند منجر به یک اشتباه فاجعه‌آمیز شود که ممکن است در آن، فرصتی طلایی به‌منظور خریدن و یا فروش اوراق بهادار را از دست رود، که می‌تواند تأثیر سنگینی بر روی سودها و یا زیان‌های یک معامله‌گر داشته باشد.

نظریه بازی‌‌ چیست؟

نظریه بازی‌‌ (Game Theory) یک چهارچوب نظری برای تصور یک شرایط اجتماعی بین رقیبان می‌باشد. از یک منظر، نظریه بازی،‌‌ از علوم استراتژی محسوب می‌شود و یا حداقل باعث تصمیم‌گیری‌ها‌ی مناسب و مستقل در رقیبان در یک موقعیت استراتژیک (Strategic Setting) می‌شود. از پیشگامان کلیدی نظریه بازی‌ها‌‌ می‌توان به ریاضیدان جان فون نیومن (John Von Neumann) و اقتصاددان اسکار مورگن استرن (Oskar Morgenstern) در دهه چهل میلادی اشاره کرد. ریاضیدانی به نام جان نش (John Nash) نیز به‌عنوان مهم‌ترین ادامه‌دهندهٔ کار شروع شده توسط فون نیومن و مورگن استرن شناخته می‌شود.

نکات کلیدی:

  • نظریه بازی،‌‌ یک چهارچوب نظری به‌منظور درک شرایطی اجتماعی بین رقبا می‌باشد و به اتخاذ تصمیم بهینه این رقابت‌کنندگان در یک موقعیت استراتژیک منجر می‌شود.
  • با استفاده از نظریه بازی‌‌، سناریوهای دنیای واقعی برای شرایط شبیه‌سازی شده مانند رقابت در قیمت‌گذاری (Pricing competition) و یا عرضهٔ محصولات (و خیلی از موارد دیگر) می‌توانند در نظر گرفته شوند و نتیجه‌ هر یک از آن‌ها‌ نیز، پیش‌بینی شود.
  • این سناریوها شامل معمای زندانی‌ها (Prisoner’s Dilemma)، بازی دیکتاتور و بسیاری از دیگر موارد می‌باشند.

نکتهٔ مهم: این فرض در این مدل وجود دارد که بازیکنان در این بازی به‌شکلی منطقی عمل کرده و به دنبال حداکثر سازی سود و نتیجهٔ نهایی‌شان در این بازی می‌باشند.

مبانی نظریه بازی‌‌

تمرکز اصلی نظریه بازی بر روی خود بازی می‌باشد، که به‌عنوان مدلی از یک حالت قابل تعامل در بین بازیکنانی منطقی شناخته می‌شوند. کلید در نظریه بازی‌‌ این است که مقادیر نتایج نهایی یک بازیکن، مشروط به استراتژی‌ها‌ی در نظر گرفته شده توسط بازیکن دیگر می‌باشد. این بازی می‌تواند ترجیحات، خصوصیات، و همچنین استراتژی‌ها‌ی در دسترس و همچنین نحوهٔ اثر آن استراتژی بر نتیجهٔ نهایی را شناسایی کند. بسته به مدل، مقادیر زیادی از نیازمندی‌ها‌ و یا پیش‌فرض‌ها‌ ممکن است مورد نیاز باشند.

نظریه بازی‌‌‌ها دامنهٔ کاربرد وسیعی دارند، از روان‌شناسی گرفته تا زیست‌شناسی تکاملی، جنگ، علوم سیاسی، علوم اقتصادی و همچنین حوزهٔ کسب‌وکارها. با وجود پیشرفت زیاد این علم، نظریه بازی‌‌ هنوز هم یک علم جوان و در حال پیشرفت شناخته می‌شود.

نکتهٔ مهم: براساس نظریه بازی‌‌، اعمال و همچنین انتخابات هر یک از شرکت‌کنندگان بر روی نتایج هر یک از‌ آن‌ها‌ تأثیرگذار می‌باشند.

تعریف نظریه بازی‌‌

هر زمانی که ما با یک شرایط مواجه باشیم که در آن، دو یا چند بازیکن شرکت داده شده و همچنین نتایج نهایی و قابل اندازه‌گیری‌ای نیز وجود دارند، می‌توانیم از نظریه بازی‌‌ به‌منظور تعیین محتمل‌ترین نتایج نهایی استفاده کنیم. بیایید با یادگیری مفهوم برخی از عبارات مورد استفادهٔ عمومی ‌در نظریه بازی‌‌ شروع کنیم:

نظریه بازی‌‌ چیست؟

  • بازی (Game): دسته‌ای از موقعیت‌ها‌ و یا حالاتی که دارای نتایجی می‌باشند و این نتایج خود بسته به اعمال انجام شده توسط یک یا چند بازیکن می‌باشند.
  • بازیکنان (Players): یک تصمیم‌گیرندهٔ استراتژیک که در متن بازی وجود دارد.
  • استراتژی (Strategy): نقشه‌ای کامل از اعمالی که یک بازیکن می‌خواهد در مجموعه شرایطی که ممکن است در بازی پیش بیاید، انجام دهد.
  • نتیجهٔ نهایی (Payoff): نتیجه‌ای که از رخ دادن یک اتفاق خاص در بازی به‌دست می‌آورد. (این نتیجهٔ نهایی می‌تواند به‌شکلی قابل اندازه‌گیری باشد، از دلار گرفته تا ابزار آلات.)
  • مجموعه اطلاعات (Information Set): اطلاعاتی که در یک نقطهٔ به‌خصوص حین بازی، در دسترس بازیکنان می‌باشد. (واژه اطلاعات – information – معمولاً زمانی به‌کار می‌رود که بازی دارای اجزای متوالی می‌باشد.)
  • تعادل (Equilibrium): نقطه‌ای در بازی که دو بازیکن تصمیم‌ها‌ی خود را گرفته‌اند و نتایج نهایی نیز حاصل شده است.

تعادل نش (Nash Equilibrium)

تعادل نش یک نتیجهٔ نهایی است که رسیدن به آن، این معنی را می‌دهد که هیچ بازیکنی نمی‌تواند نتیجهٔ نهایی‌اش را با تغییر تصمیماتش به‌صورت یک‌جانبه افزایش دهد. می‌توان از این حالت به‌عنوان (حالت بدون پشیمانی – No regrets) نیز یاد کرد، از این واژه به این دلیل استفاده می‌شود که زمانی یک بازیکن تصمیمی ‌را می‌گیرد، دیگر نگرانی در مورد عواقب بعدی آن ندارد.

تعادل نش معمولاً در طی بازی‌ها‌ پس از گذر مدت‌زمانی به نتیجه می‌رسد. هر چند، زمانی که بازی به‌تعادل نش رسید، از آن منحرف نخواهد شد. پس از این که یاد گرفتیم که چگونه تعادل نش را پیدا کنیم، نگاهی به این موضوع بیاندازید که چگونه یک حرکت یک‌طرفه می‌تواند بر روی تغییر شرایط تأثیرگذار باشد. آیا این معنی خاصی دارد؟ نباید داشته باشد، و به همین دلیل است که از نقطهٔ تعادل نش به‌عنوان (نقطهٔ بدون پشیمانی) نام برده می‌شود. به‌طور کلی، ممکن است که بیش از یک نقطهٔ تعادلی در یک بازی وجود داشته باشد.

هر چند، این معمولاً در بازی‌ها‌یی اتفاق می‌افتد که شامل بیش از دو عنصر پیچیده هستند و از بازی‌ای با دو انتخاب توسط دو بازیکن سخت‌تر می‌باشند. در بازی‌ها‌ی شبیه‌سازی شده‌ای که در طی زمان تکرار می‌شوند، یکی از این نقاط تعادل نام‌برده‌شده پس از چندین بار آزمون و خطا به‌دست می‌آید. این سناریو که شامل انجام تصمیمات متفاوت در طی زمان و پیش از رسیدن به نقطهٔ تعادل می‌باشد، معمولاً توسط کسب‌وکارهایی که در حال تعیین قیمت برای کالاهای تبادل‌پذیر، مانند بلیط‌ها‌ی هواپیما و یا نوشیدنی‌ها‌ی خنک استفاده می‌شوند، می‌باشد.

تأثیر نظریه بازی‌‌ بر اقتصاد و کسب و کارها

نظریه بازی‌‌ با نشان دادن مشکلات اساسی در مدل‌ها‌ی اقتصادی ریاضیاتی قبلی، باعث ایجاد یک انقلاب در دنیای اقتصاد شد. برای مثال، اقتصاد نئوکلاسیک (Neoclassical economics) در فهم میزان انتظارات کارآفرینان دچار مشکل شده بود و نمی‌توانست رقابت ناقص را برطرف کند. نظریهٔ بازی‌‌ توجه را از یک تعادل حالت ثابت (Steady – state equilibrium) به‌سوی یک روند بازاری (market process) برد. در کسب‌وکارها، نظریه بازی‌‌ برای مدل‌سازی رفتارهای رقابتی بین عوامل اقتصادی بسیار کارآمد و سودمند می‌باشد. کسب‌وکارها معمولاً چندین انتخاب استراتژیک را پیش‌روی خود می‌بینند که هر یک از‌ آن‌ها‌ می‌توانند بر مقدار درآمد کسب شده‌شان تأثیرگذار باشد. برای مثال، کسب‌وکارها ممکن است با معمای‌ها‌یی مانند مثالی که در ادامه آمده است مواجه شوند. در یک حالت، کسب‌وکار این معما را در پیش روی خود می‌بیند، این که محصولات کنونی را از خط تولید خارج کرده و شروع به توسعه و تولید محصولات جدیدی کند، و یا قیمت‌ها‌ی پایین‌تری را به‌منظور رقابت در بازار برای محصولات خود مشخص کرده، یا از استراتژی‌ها‌ی بازاریابی جدیدی استفاده کند. اقتصاددانان معمولاً از نظریه بازی به‌منظور فهم رفتار بنگاهی انحصار چندجانبه (oligopoly firm behavior: الیگوپولی یک ساختار بازاری با تعداد کمی بنگاه می‌باشد که هیچ کدام از آن‌ها نمی‌توانند دیگران را از داشتن تأثیر قابل‌توجه در بازار، باز دارند.) استفاده می‌کنند. این به ما کمک می‌کند تا احتمال رخداد نتایج نهایی را با درگیر کردن هر یک از کارخانه‌ها‌ در یک رفتار مشخص، مانند ثابت کردن قیمت‌ها‌ و یا سازش‌ آن‌ها‌ تخمین بزنیم.

نکتهٔ مهم: 20 نفر از بزرگ‌ترین نظریه‌پردازان‌ نظریه بازی‌ها،‌‌ جایزه نوبل اقتصاد را به‌منظور مشارکت در نظم‌دهی به این نظریه‌‌ دریافت کرده‌اند.

انواع نظریه بازی‌‌

با وجود این که انواع بسیاری از این نظریه‌ها‌ وجود دارند (متقارن، نامتقارن، هم‌زمان، متوالی، و غیره)، اما بازی‌ها‌ی تعاونی و بازی‌ها‌ی غیرتعاونی از مشهورترین انواع می‌باشند. نظریه بازی‌‌ تعاونی به بررسی چگونگیِ تعامل ائتلاف‌ها، یا گروه‌های ائتلافی هنگامی که نتایج نهایی معلوم می‌باشند، می‌پردازد. این یک بازی بین ائتلافی از بازیکنان است و نه بازی‌ای که به‌صورت منفرد و تکی بازی شود، و این بازی نحوهٔ شکل‌گیری گروه‌ها‌ و همچنین نحوهٔ اختصاص نتایج نهایی بین بازیکنان را به پرسش در می‌آورد.

نظریه بازی‌های غیرتعاونی به چگونگی برخورد عوامل اقتصادی عقلانی با یکدیگر برای رسیدن به اهداف خود می‌پردازد. معمول‌ترین نوع بازی غیرتعاونی، بازی استراتژیکی (Strategic Game) می‌باشد که در آن استراتژی‌ها‌ی موجود و همچنین نتایج به‌دست آمده که به صورت مجموعه‌ای از انتخاب‌ها‌ می‌باشند، لیست شده‌اند. یک مثال ساده از بازی غیرتعاونی در دنیای واقعی بازی سنگ کاغذ قیچی (Rock – Paper – Scissors) می‌باشد.

مثال‌ها‌یی از نظریه بازی‌‌

نظریه بازی به بررسی بازی‌های مختلفی می‌پردازد. در ادامه، ما تنها چند نوع از این بازی‌ها‌ را به‌صورت مختصری برایتان شرح می‌دهیم.

معمای زندانی‌ها‌ (Prisoners Dilemma)

بازی معمای زندانی‌ها‌ یکی از مشهورترین مثال‌ها‌ از نظریه بازی‌‌ می‌باشد. دو مجرم را که به‌منظور انجام دادن یک جرم دستگیر شده‌اند در نظر بگیرید. دادستان‌ها‌ هیچ دلیل محکمی ‌برای متهم کردن‌ آن‌ها‌ ندارند. هر چند، برای به‌دست آوردن اعتراف، مأموران، زندانیان را از سلول‌ها‌ی انفرادی‌شان خارج کرده و سؤالاتی را از هر یک از‌ آن‌ها‌ در اتاقی جداگانه می‌پرسند. هیچ یک از دو زندانی به‌هیچ طریقی نمی‌توانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند. مقامات در این حالات، چهار معامله را ارائه می‌کنند، که معمولاً به شکل یک جعبه 2 در 2 نمایش داده می‌شود.

  1. اگر هر دوی آن‌ها اعتراف کنند، هر یک از‌ آن‌ها‌ به مدت 5 سال به زندان انداخته خواهند شد.
  2. اگر زندانی شماره یک اعتراف کند، اما زندانی شماره دو اعتراف نکند؛ زندانی شماره یک 3 سال و زندانی شماره دو به مدت 9 سال زندانی خواهد شد.
  3. اگر زندانی شماره دو اعتراف کند، اما زندانی شماره یک اعترافی نکند؛ زندانی شماره یک به مدت 10 سال و زندانی شماره دو به مدت 2 سال به زندان خواهد رفت.
  4. اگر هیچ‌یک از‌ آن‌ها‌ اعتراف نکنند، هر دوی آن‌ها به مدت 2 سال در زندان خواهند ماند.

مطلوب‌ترین استراتژی این است که هیچ‌یک از‌ آن‌ها‌ اعتراف نکند. هر چند، باید به یاد داشته باشید که هیچ‌یک از‌ آن‌ها‌ از نقشهٔ دیگری خبر ندارد و با همین عدم قطعیت در مورد اعتراف و یا عدم اعتراف طرف دیگر، هر دوی آن‌ها به احتمال زیاد اعتراف خواهند کرد و به مدت 5 سال زندانی خواهند شد. تعادل نش در بازی معمای زندانی‌ها‌، به ما می‌گوید که هر یک از‌ آن‌ها‌ بهترین تصمیم را برای خود می‌گیرد در حالی که این تصمیم، بدترین تصمیم برای هر دوی‌ آن‌ها‌ محسوب می‌شود.

اصطلاح (Tit for tat) در بازی معمای زندانی‌ها‌ به‌عنوان بهترین استراتژی در نظر گرفته می‌شود. این استراتژی برای اولین بار توسط آناتول راپوپورت (Anatol Rapoport) معرفی شد، او این استراتژی را به‌نحوی توسعه داد که هر بازیکن در این بازی، مسیری با عمل سازگار با نوبت قبلی حریف خود را دنبال کند. برای مثال، اگر بازیکنی برانگیخته شد، او تلافی کند و اگر برانگیخته نشد، به همکاری بپردازد.

بازی دیکتاتور (Dictator game)

این یک بازی ساده است که در آن بازیکن الف باید تصمیم بگیرد که چگونه یک مبلغ جایزهٔ نقد را با بازیکن ب که هیچ تأثیری بر روی تصمیم بازیکن الف ندارد تقسیم کند. با این که این یک استراتژی بازی نظریه‌ها‌ نیست، اما می‌تواند بینش جالبی را در مورد نحوهٔ رفتار مردم نشان بدهد. آزمایش‌ها‌ نشان می‌دهد که تقریباً 50 درصد افراد این پول را برای خودشان نگه می‌دارند، 5 درصد نیز این پول را به‌طور مساوی تقسیم کرده، و 45 درصد دیگر به بازیکن دیگر بخش کمتری از پول را اعطا می‌کند.

بازی دیکتاتور بسیار به بازی اولتیماتوم (ultimatum game) نزدیک می‌باشد، که در آن بازیکن الف مقادیری پول دارد، که باید بخشی از آن را به بازیکن ب بدهد، که می‌تواند این مقدار پول پیشنهادی را رد کند و یا قبول کند. نکتهٔ مهم در این بازی این است که اگر بازیکن دوم مقدار پول پیشنهادشده را قبول نکند، هیچ‌یک از بازیکنان الف و ب پولی را دریافت نخواهند کرد. بازی دیکتاتور و بازی اولتیماتوم درس‌ها‌ی مهمی ‌را در مورد مسائلی مانند کارهای خیرخواهانه و بشردوستانه به ما می‌دهند.

معمای داوطلب (Volunteer’s Dilemma)

در بازی معمای داوطلب، یک شخص باید یک کار عادی و یا روزمره را برای نفع عمومی ‌برعهده بگیرد. بدترین نتیجهٔ نهایی حاصل شده‌، حالتی است که در آن هیچ‌یک از افراد برای انجام این کار داوطلب نشوند. برای مثال، شرکتی را در نظر بگیرید که در آن کلاهبرداری در واحد حسابداری عملی شایع می‌باشد، با وجود اینکه مدیران رده بالا از این اتفاق کاملاً بی‌خبر هستند. برخی از کارمندان تازه‌کار در دپارتمان حسابداری از این کلاهبرداری خبر دارند اما در مورد اطلاع دادن این موضوع به مدیران ارشد مردد هستند زیرا که ممکن است کارمندانی که در این کلاهبرداری‌ها‌ دخیل هستند اخراج شده و تحت پیگرد قانونی قرار گیرند. همچنین اگر‌ آن‌ها‌ به‌عنوان افشاگر (افشاگر – Whistleblower – در اصطلاح  به افرادی اطلاق می‌شود که یک فساد در یک سازمان را افشا می‌کنند. این افراد به‌صورت قانونی تحت حمایت قرار می‌گیرند.) شناخته شوند، این موضوع برای‌ آن‌ها‌ پیامدهایی را خواهد داشت. اما اگر هیچ کسی برای افشای این موضوع داوطلب نشود، یک کلاهبرداری در سطح بزرگ می‌تواند منجر به ورشکستگی نهایی این شرکت و از دست دادن شغل برای همهٔ افراد شاغل در آن‌جا شود.

بازی هزارپا (The centipede game)

یک بازی گسترده شده در نظریه بازی‌‌ می‌باشد که در آن دو بازیکن به‌صورت متناوب این شانس را دارند که بخش بزرگ‌تری از یک مبلغ پول، که به آرامی در حال رشد است را برای خود ذخیره کنند. این بازی به‌نحوی برنامه‌ریزی شده است که اگر یک بازیکن ذخیره خود را به رقیبش بدهد و رقیبش آن را دریافت کند، او مقدار کمتری را نسبت به‌حالتی که دیگ را در دست داشت دریافت می‌کند.

بازی هزارپا به محض اینکه یک بازیکن انبار را می‌گیرد، در حالی که یک بازیکن دارای سهم بیشتر و یک بازیکن سهم کمتر را به‌دست می‌آورد، به نتیجه می‌رسد. این بازی دارای تعداد گروه‌ها‌یی از پیش تعیین‌شده می‌باشد، که برای هر یک از بازیکنان از پیش شناخته‌شده می‌باشد.

محدودیت‌ها‌ی نظریه بازی‌‌

بزرگ‌ترین مشکل در نظریه بازی‌‌ این است که به‌مانند بسیاری از مدل‌ها‌ی اقتصادی، بر روی این فرض استوار است که مردم بازیگران عقلانی هستند که به خود علاقه‌مند بوده و به دنبال حداکثرسازی سودشان می‌باشند. البته، ما موجوداتی اجتماعی هستیم که با یکدیگر همکاری می‌کنیم و همچنین در مورد رفاه دیگران اهمیت می‌دهیم، که گاهی اوقات نیز به ضرر خودمان تمام می‌شود. نظریه بازی‌‌ نمی‌تواند دلیل منطقی به ما بدهد که چرا در برخی از شرایط ما ممکن است وارد یک تعادل نش شویم و در برخی دیگر از شرایط وارد این تعادل نشویم. این موضوع به زمینه‌ها‌ی اجتماعی و اینکه بازیکنان چه کسانی هستند، بستگی دارد.

چگونه با شکست های قیمتی در تحلیل تکنیکال معامله کنیم؟

معامله‌گری شکست های قیمتی، روشی است که توسط سرمایه‌گذاران فعال برای قرارگیری در یک موقعیت معاملاتی مناسب، در مراحل ابتدایی یک روند استفاده می‌شود. به‌طورکلی، این استراتژی می‌تواند یک نقطهٔ شروع برای حرکات قیمتی اصلی و  افزایش‌های شدید در نوسانات قیمتی بوده، و در صورت مدیریت مناسب، دارای ریسک ذاتی کم می‌باشد. در طی این مقاله، با یکدیگر به بررسی آناتومی این روش معامله‌گری می‌پردازیم و پیشنهاداتی در خصوص مدیریت بهتر سبک معامله‌گری مطرح می‌کنیم.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد روند می‌توانید از مطلب آموزشی «روند در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • یک شکست قیمتی، یک موقعیت معاملاتی احتمالی می‌باشد که زمانی رخ می‌دهد که قیمت، به‌سطوح فوقانی یک سطح مقاومتی و یا سطوح زیرین یک سطح حمایتی – با حجم معاملاتی بالا – حرکت کند.
  • اولین قدم در معامله‌گری شکست های قیمتی، پیدا کردن الگوهای قیمتی حال حاضر در کنار یافتن سطوح حمایتی و مقاومتی مهم می‌باشد. که با استفاده از آن‌ها بتوانید نقاط ورود و خروج خود را برنامه‌ریزی کنید.
  • پس از معامله با استفاده از استراتژی شکست قیمتی، حتماً در نظر داشته باشید که در کجا ضرر خود را قطع کرده، و در کجا باید به بررسی دوبارهٔ شکست قیمتی بپردازید.
  • به‌مانند هر استراتژی تحلیل تکنیکال دیگری، اجازه ندهید که احساسات بر شما مسلط شود. طبق نقشهٔ خود عمل کنید و بدانید که چه زمانی به بازار ورود کرده و چه زمانی از آن خارج شوید.

شکست قیمتی چیست؟

یک شکست قیمتی، حرکت قیمت به‌سطح زیرینِ یک محدودهٔ حمایتی و یا سطح فوقانی یک محدودهٔ مقاومتی – با حجم معاملاتی بالا – به‌شمار می‌رود. یک معامله‌گر شکست های قیمتی (Breakout trader)، پس از حرکت قیمت به سطوح فوقانی یک مقاومت وارد موقعیت معاملاتی خرید (long position) شده و پس از حرکت قیمت به‌سطح زیرین حمایت، وارد موقعیت معاملاتی فروش (short position) می‌شود. پس از این ‌که سهام در سطوح قیمتی بالاتر از این موانع معامله شده‌اند، میزان نوسان در بازار افزایش می‌یابد و قیمت‌ها نیز معمولاً در جهت شکست، حرکت می‌کنند. دلیل اهمیت بالای استراتژی شکست قیمتی، این است که این ستاپ قیمتی (Setup) نقطهٔ شروع افزایش میزان نوسان در آینده، «نقاط بازگشت قیمتی بزرگ و در بسیاری از مواقع، آغاز روندهای اصلی قیمتی، می‌باشند.»

شکست های قیمتی در محیط تمامی بازارها، رخ می‌دهد. به‌طور معمول انفجاری‌ترین حرکات قیمتی، نتایج شکست های قیمتی از کانال‌ها و الگوهای نموداری مانند مثلث‌ها (Triangles)، پرچم‌ها (Flags) و الگوی سر و شانه (Head and shoulders pattern) می‌باشند. از آنجایی که در طی تشکیل این الگوها میزان نوسان در بازار تجمیع (Contract) می‌شود، معمولاً پس از حرکات قیمت به‌سطوحی بالاتر و یا پایین‌تر، تمامی این نوسانات تجمیع شده در سطح بازار گسترش می‌یابند.

چگونه با شکست‌های قیمتی در تحلیل تکنیکال معامله کنیم؟

بدون توجه به تایم فریم مورد استفاده، استراتژی معامله‌گری شکست های قیمتی یک استراتژی عالی می‌باشد. مهم نیست که شما به‌صورت میان روزانه (Intraday)، روزانه و یا هفتگی به معامله می‌پردازید، مفاهیم استفاده شده در این استراتژی فراگیر می‌باشند. شما می‌توانید از این استراتژی در معامله‌گری روزانه (Day trading)، معامله‌گری نقاط برگشتی قیمت‌ها (Swing trading) و یا هر سبک از معامله‌گری استفاده کنید.

یافتن یک کاندیدای مناسب

در حین معامله‌گری شکست های قیمتی، مهم است که سطوح حمایتی و مقاومتی سهام را در نظر بگیرید. هرچه قیمت سهم در طول زمان تماس بیشتری با این سطوح حمایتی و یا مقاومتی داشته باشد، این سطوح از اهمیت بیشتری برخوردار خواهند بود. در عین حال، هرچه این سطوح مقاومتی و یا حمایتی مدت‌زمان بیشتری دوام آورده باشند، شکست قیمتی آن‌ها از نتیجه‌ای بهتر برخوردار خواهد شد.

چگونه با شکست‌های قیمتی در تحلیل تکنیکال معامله کنیم؟

زمانی که قیمت‌ها تثبیت می‌شوند (Consolidation)، الگوهای قیمتی متفاوتی می‌توانند در نمودار شکل بگیرند. امکان شکل‌گیری کانال‌ها (Channels)، مثلث‌ها و پرچم‌ها در نمودار سهام وجود خواهد داشت. در کنار این الگوها، میزان تداوم و مدت‌زمانی که قیمت در بین این سطوح حمایتی و یا مقاومتی باقی‌مانده است، فاکتورهای مهمی در یافتن یک کاندیدای مناسب معامله‌گری، به‌شمار می‌روند.

کانال قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

نقاط ورود

پس از یافتن یک گزینهٔ مناسب برای معامله، حال زمان آن است که نقشهٔ معاملهٔ خود را طراحی کنید و ساده‌ترین موردی که باید در نظر بگیرید، نقطهٔ ورود (Entry point) می‌باشد. نقاط ورود در زمان یک شکست قیمت، کاملاً غیرقابل اطمینان می‌باشند. زمانی که قیمت‌ها در سطحی بالاتر از محدودهٔ مقاومت بسته شوند، سرمایه‌گذار وارد یک موقعیت معاملاتی خرید خواهد شد. زمانی که قیمت‌ها در سطحی پایین‌تر از سطح حمایتی بسته شوند، سرمایه‌گذار وارد یک موقعیت معاملاتی فروش خواهد شد.

برای تشخیص تفاوت بین یک شکست واقعی و یک شکست کاذب (fakeout)، باید منتظر تأییدیه (Confirmation) بمانیم. برای مثال، شکست های کاذب معمولاً زمانی رخ می‌دهند که قیمت در سطح بالایی و یا پائینی مقاومت و یا حمایت باز شوند، اما تا پایان روز معاملاتی، به‌محدودهٔ معاملاتی سابق خود برگردند. اگر یک سرمایه‌گذار بدون دریافت تأییدیه، عجله کند و وارد معاملات شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که قیمت به حرکت خود در محدودهٔ جدید ادامه دهد. بسیاری از سرمایه‌گذاران به دنبال حجم معاملاتی بالاتر از میانگین – به‌عنوان یک تأییدیه – هستند و یا صبر می‌کنند تا قیمت در محدودهٔ بالایی مقاومت و یا محدودهٔ زیرین حمایت، بسته شود و سپس خود را در آن سطوح نگه دارد.

برنامه‌ریزی برای خروج

خروج‌های از پیش در نظر گرفته‌شده (Predetermined exits)، عناصری ضروری برای یک معامله‌گری موفق می‌باشند. در حین معامله‌گری شکست های قیمتی، سه روش برای تعیین نقاط خروج وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها، پیش از ورود به یک موقعیت معاملاتی استفاده کنید.

1. در کجا با سود خارج شویم؟

در حین برنامه‌ریزی برای اهداف قیمتی، به رفتارهای گذشته قیمت جهت تعیین اهداف معقول، نگاه کنید. زمانی که به معامله با استفاده از الگوهای قیمتی (Price patterns) می‌پردازید، استفاده از اطلاعات گذشته قیمت برای تعیین یک هدف قیمتی (Target price)، ساده می‌باشد. برای مثال، اگر محدودهٔ حرکت قیمت در کانال خود شش واحد قیمتی بوده است، می‌توان همین میزان را به‌عنوان هدف قیمتی سهم – در صورت خروج از کانال – در نظر گرفت (به نمودار زیر توجه کنید).

چگونه با شکست‌های قیمتی در تحلیل تکنیکال معامله کنیم؟

یک ایدهٔ دیگر، محاسبهٔ قیمت‌های نقاط بازگشتی اخیر و به‌دست آوردنِ میانگینی از آن‌ها می‌باشد، که می‌توانیم از آن به‌عنوان هدف قیمتی استفاده کنیم. اگر سهام در طی چند نقطهٔ برگشتی اخیر خود، چهار واحد حرکت کرده است، می‌توانیم آن ‌را یک هدف معقول قیمتی در نظر بگیریم.

موارد ذکرشده، تنها چند ایده در مورد نحوهٔ تعیین هدف‌های قیمتی می‌باشند. هدف شما از معامله‌گری نیز باید همین باشد. پس از رسیدن قیمت به‌هدفِ تعیین‌شده، سرمایه‌گذار باید از موقعیتِ معاملاتی خود خارج شود و یا از بخشی از موقعیت خارج‌شده و به باقی‌ماندهٔ آن اجازه بدهد تا با روند پیش برود. همچنین معامله‌گر می‌تواند دستور استاپ حفاظتی خود را برای تضمین سود خود (lock-in profits) جابه‌جا کند.

2. در کجا با ضرر از معامله خارج شویم؟

این نکته، مسئلهٔ مهمی است که باید آن را در صورت ناموفق بودن معاملات خود در نظر بگیرید. معامله‌گری شکست های قیمتی، این بینش را به‌صورتی شفاف در اختیار شما قرار می‌دهند. پس از وقوع یک شکست، سطوح قدیمی مقاومتی باید به‌عنوان سطوح جدید حمایتی و سطوح قدیم حمایتی، باید به‌عنوان سطوح مقاومتی جدید ایفای نقش کنند. این یک نکتهٔ مهم است که باید در نظر داشته باشید، زیرا یک راه ساده برای تعیین کردن موفقیت و یا عدم موفقیت یک شکست قیمتی می‌باشد. و به شما کمک می‌کند تا محل قرارگیری دستور استاپ حفاظتی خود را تعیین کنید. پس از ورود به یک موقعیت معاملاتی، از محدودهٔ حمایتی قدیم و یا محدودهٔ مقاومتی قدیمی، به‌عنوان منطقهٔ قرارگیری دستور استاپ حفاظتی استفاده کنید. به‌عنوان مثال، به‌نمودار PCZ نگاه کنید.

چگونه با شکست‌های قیمتی در تحلیل تکنیکال معامله کنیم؟

اگر این معامله ناموفق شود، مهم است که سریع از موقعیت معامله خروج کنیم. هرگز به‌ضررهای خود، فضای اضافه ندهید. (اجازه ندهید که ضررهای شما زیاد شوند.). اگر مراقب نباشید، تمامی این ضررها با یکدیگر جمع می‌شوند.

3. دستورهای استاپ را در کجا قرار دهیم؟

زمانی که در نظر دارید تا از یک موقعیت معاملاتی با ضرر خارج شوید، از محدودهٔ حمایتی و یا مقاومتی پیشین استفاده کنید. قرار دادن یک دستور استاپ با رعایت پارامترهای ذکرشده، یک روش امن برای حفاظت از موقعیت معاملاتی شما بدون ایجاد ریسک زیاد در سرمایه می‌باشد. قرار دادن یک دستور استاپ در محدوده‌ای بالاتر، احتمال فعال شدن آن را افزایش می‌دهد. این موضوع زمانی از اهمیت زیادی برخوردار است که بدانید قیمت، معمولاً به سطوح شکسته شده و آن‌ها را دوباره تست می‌کند (Retest).

با نگاه به‌نمودار بالا، شما می‌توانید تثبیت اولیهٔ قیمت، شکست قیمتی، تست مجدد، و هدف قیمتی را مشاهده کنید. این پروسه تقریباً مکانیکی است. در حین در نظر گرفتن نقاطی که می‌خواهید دستور استاپ حفاظتی را در آن‌ها قرار دهید، به‌یاد داشته باشید که در صورت قرار دادن این دستور در بالای محدودهٔ مقاومتی، احتمال فعال شدن این دستورها در حین تست مجدد سطوح شکسته شده، وجود دارد. این باعث می‌شود که معامله‌گر زودتر از موعد از معامله خارج شود و حرکات احتمالی قیمت را از دست بدهد. قرار دادن این دستورها در پایین محدودهٔ مقاومتی سابق، به شما کمک می‌کند که در صورت بازگشت دوبارهٔ قیمت و حرکت آن به سمت بالا، از معامله خارج نشوید و در صورت کاذب بودن شکست قیمتی، جلوی ضرر خود را بگیرید.

خلاصه

به‌طور خلاصه، مراحل زیر را در حین معامله‌گری شکست های قیمتی، رعایت کنید:

1. گزینهٔ معاملاتی‌تان را شناسایی کنید:

سهامی را پیدا کنید که دارای محدوده‌های حمایتی و مقاومتی قوی می‌باشند، و آن‌ها را زیر نظر بگیرید. به یاد داشته باشید که هرچه حمایت و یا مقاومت قوی‌تر باشد، نتیجهٔ حاصل‌شده بهتر خواهد بود. مطمئن باشید که پیش از خرید سهم، به درک کاملی از این مسئله رسیده باشید.

2. منتظر شکست بمانید:

پیدا کردن یک گزینهٔ معاملاتی مناسب بدین معنی نیست که معامله‌گر باید فوراً وارد معامله شود. صبر کنید تا قیمت حرکات خود را انجام دهد. برای اطمینان از واقعی بودن شکست انجام‌شده، تا پایان روز معاملاتی صبر کنید و سپس حرکت خود را انجام دهید.

3. هدف قیمتی معقول تعیین کنید:

اگر شما می‌خواهید وارد یک معامله شوید، باید یک محدودهٔ مورد انتظار تعیین کنید. اگر این کار را انجام ندهید، شما نمی‌دانید که در چه نقطه‌ای باید از معامله خارج شوید. می‌توانید این کار را با محاسبهٔ حرکت میانگین سهام، و یا با اندازه‌گیری فاصله بین محدوده‌های حمایتی و مقاومتی (به‌خصوص در الگوهای قیمتی) انجام دهید.

4. به قیمت سهام اجازه دهید تا دوباره سطوح حمایتی و یا مقاومتی شکسته شده را بررسی کند (retest):

این مرحله یکی از مهم‌ترین قدم‌ها می‌باشد. زمانی که قیمت سهام یک سطح مقاومتی را می‌شکند، مقاومت قدیم تبدیل به حمایت جدید می‌شود. و زمانی که قیمت سطوح حمایتی قدیمی را می‌شکند، آن سطوح تبدیل به مناطق مقاومتی جدید می‌شوند. در بخش اعظمی از معاملات شما، قیمت به بررسی دوبارهٔ سطوح شکسته شده در روزهای اولیه می‌پردازد. برای این اتفاق آماده باشید.

5. بدانید که معامله/الگوی شما در چه زمانی شکست‌خورده است:

زمانی که قیمت تصمیم می‌گیرد تا سطوح حمایتی و یا مقاومتی قدیمی را دوباره تست کرده و در حین انجام این اتفاق از آن‌ها گذر کند، زمانی است که الگو و یا شکست قیمتی، شکست‌خورده است. ضروری است که در این نقطه، ضرر را بپذیرید و از معامله خارج شوید. بر روی ضررهای خود قمار نکنید.

6. در صورت نزدیک بودن به تایم بسته شدن بازارها، از معامله خارج شوید:

شما نمی‌توانید در حین باز شدن بازار، این انتظار را داشته باشید که قیمت‌ها خود را در یک محدودهٔ خاص حفظ کنند. به همین دلیل است که شما باید تا پیش از بسته شدن بازار برای خروج از یک موقعیت معاملاتی زیان‌دِه، صبر کنید. اگر قیمت‌ها تا پیش از بسته شدن بازار، در محدودهٔ خارج از حمایت و یا مقاومت تعیین‌شده باقی بمانند، باید از این موقعیت معاملاتی خارج‌شده و سراغ دیگری بروید.

7. صبور باشید:

این استراتژی نیازمند صبر زیادی است. با دنبال کردن قدم‌های ذکرشده، شما احساسات خود را کم کرده و دید بهتری نسبت به یک معامله خواهید داشت.

8. در هدف قیمتی تعیین‌شده، از معاملات خارج شوید:

اگر شما با ضرر از موقعیت خود خارج نمی‌شوید، بنابراین شما همچنان در معامله هستید. شما باید آن‌قدر در معامله باقی بمانید که قیمت سهم، به هدف تعیین‌شده برسد و یا شما به هدف زمانی تعیین‌شده خود برسید، حتی اگر قیمت به هدف شما نرسیده باشد.

جمع‌بندی

معاملهٔ شکست های قیمتی، از نوسانات بالا در بازار استقبال می‌کند. نوسانات تجربه‌شده پس از شکست های قیمتی، باعث ایجاد احساسات در بین معامله‌گران می‌شود. زیرا این نوسانات باعث حرکات سریع قیمت می‌شوند. با استفاده از قدم‌های ذکرشده در این مقاله، شما می‌توانید یک نقشهٔ معاملاتی طراحی کنید. که در صورت اجرای درست آن، با ریسکی مدیریت‌شده می‌توانید به‌سود خوبی دست پیدا کنید.

بیت کوین آنلیمیتد چیست؟

بیت کوین آنلیمیتد (Bitcoin Unlimited) نسخهٔ به‌روزشدهٔ Bitcoin Core است که بلاک­‌های بزرگ‌تر را فراهم می­‌کند. بیت کوین آنلیمیتد به‌منظور بهبود سرعت تراکنش­‌ها در مقیاس بزرگ طراحی شده است.

نکتهٔ مهم: یکی از اهداف بیت کوین آنلیمیتد دموکراتیزه کردن فرآیند توسعهٔ نرم‌افزاری می‌باشد.

توضیح بیت کوین آنلیمیتد

توسعهٔ بیت کوین توسط ساتوشی ناکاموتو آغاز شد. او در سال 2008  مقاله‌­ای با عنوان “بیت­ کوین: سیستم پولی الکترونیکی پایاپای” منتشر کرد. او در این مقاله از شبکهٔ پایاپای به‌عنوان راه‌حلی برای مشکل دوبار خرج کردن (double spending) نام برده است.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بیت کوین می‌توانید از مطلب آموزشی «بیت کوین چیست؟» دیدن نمایید.

بیت‌ کوین ­آنلیمیتد چیست؟

مشکل استفاده از یک رمز ارز یا توکن در بیش از یک تراکنش، در ارزهای فیزیکی مشاهده نمی­‌شود. یک سکه یا یک اسکناس، طبق ماهیت خود تنها در یک مکان و زمان واحد وجود دارد. اما رمز ارز ماهیت فیزیکی ندارد و استفاده از آن در معاملات، آن را از تملک شخص خارج نمی­‌کند.

رمز ارز چیست؟

به استانداردهای نرم‌افزار بیت کوین که توسط ناکاموتو ساخته ­شده، بیت کوین یاBitcoin Core گفته می‌­شود که در زمان راه‌اندازی آن تعدادی اصلاحات در نرم‌­افزار ایجاد شده است. این اصلاحات غالباً بر روی افزایش تعداد تراکنش­‌ها، سرعت انجام آن و یا افزایش سایز بلاک بیت کوین متمرکز است.

نکات کلیدی:

  • بیت کوین آنلیمیتد به‌منظور بهبود سرعت معاملات در مقیاس بزرگ طراحی شده­ است.
  • پیشنهاد این طرح آن است که اندازهٔ بلاک­‌ها افزایش پیدا کرده و استخراج­‌کنندگان نیز ظرفیت خود را افزایش دهند.
  • نگرانی در مورد فورک شدن یکی از دلایلی است که چرا بیت کوین آنلیمیتد به یک استاندارد جدید تبدیل نشده است.

هارد فورک چیست؟

مثال واقعی بیت کوین آنلیمیتد

بلاک‌­ها، فایل­‌هایی هستند که داده­‌های شبکهٔ بیت کوین دائماً در آن ضبط می­‌شوند. یک بلاک تراکنش‌­های اخیر بیت­ کوین را مانند کتاب‌­های ثبت اسناد ضبط می­‌کند. هر بار که بلاکی کامل می‌­شود، جای خود را به بلاک بعدی در بلاک­ چین می‌­دهد. بلاک‌­ها در Bitcoin Core محدود به 1 مگا بایت هستند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بلاک چین می‌توانید از مطلب آموزشی «بلاک چین چیست؟» دیدن نمایید.

بیت کوین آنلیمیتد این نظریه را مطرح می‌­کند که ظرفیت بلاک­‌ها باید افزایش پیدا کند و استخراج­‌کنندگان نیز برای افزایش ظرفیت­‌ها اقدام کنند.

از آنجایی که بیت کوین توسط یک نهاد واحد کنترل نمی­‌شود تصمیم­‌گیری در مورد به‌روزرسانی آن با توافق عمومی صورت می‌گیرد. یکی از دلایل اصلی این رویکرد آن است که اگر سازمانی با تغییر و تحولاتی روبه‌رو شود که سایرین با آن موافقت نکرده­ باشند منجر به فورک شدن بیت کوین می­‌شود. با این وجود، رویکرد مبتنی بر توافق عمومی موضوعاتی که با تصویب بیت کوین روبه‌روست را سخت‌تر می­‌کند.

نگرانی‌­های بیت کوین آنلیمیتد

نگرانی در مورد فورک شدن یکی از دلایلی است که چرا بیت کوین آنلیمیتد به یک استاندارد جدید تبدیل نشده است. نگرانی‌های دیگری که در مورد بیت کوین آنلیمیتد وجود دارد آن است که استخراج­‌کنندگانی که قدرت پردازش بالایی دارند به سود هنگفتی برسند و استخراج­‌کنندگان با منابع محدودتر از چرخه بیرون رانده شوند.

اگر ظرفیت استخراج به دست تعداد کمی از استخراج­‌کنندگان باشد می­‌تواند منجر به افزایش هزینه‌­ها شود. طرفداران بیت کوین آنلیمیتد معتقدند که با کنار گذاشتن محدودیت اندازهٔ بلاک، استخراج­‌کنندگان می­‌توانند انتخاب کنند که چه مقدار از بلاک را می‌خواهند، که این امر سیستم را عمومی­‌تر می­‌کند.

قرارداد هَش با محدودیت زمانی چیست؟

قرارداد هَش با محدودیت زمانی (Hashed Timelock Contract – HTLC) نوعی از قرارداد‌های هوشمند است که در کانال‌‌های رمز ارزی به‌منظور حذف ریسک وجود طرف مقابل می‌شود. این قرارداد‌ها امکان پیاده‌سازی تراکنش‌های مقید به زمان را به ما می‌دهند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قرارداد هوشمند می‌توانید از مطلب آموزشی «قرارداد هوشمند چیست؟» دیدن نمایید.

در حالت کاربردی، این بدین معنی است که دریافت‌کنندهٔ یک تراکنش باید انجام پرداخت را از طریق تولید یک  مدرک رمزنگاری شده در بازهٔ زمانی‌ای مشخص اذعان کند. در غیر این صورت، این تراکنش انجام نخواهد شد.

ریز معاملات انجام‌شده بین زنجیره‌های (atomic cross-chain trading) موجود در رمزارزها با استفاده از قرارداد هَش با محدودیت زمانی (HTLC) پیاده‌سازی می‌شوند. شبکه لایتنینگ بیت کوین (bitcoin lightning network، یک پروتکل لایهٔ دوم است که در بالای سطح رمز ارزی با مبنای بلاک چینی کار می‌کند. lightning networkها انواعی دارند که یکی از آن‌ها، بیت کوین لایتنینگ نتورک می‌باشد.) نیز از این قراردادهای قفل زمانی استفاده می‌کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شبکه لایتنینگ بیت کوین می‌توانید از مطلب آموزشی «شبکه لایتنینگ بیت کوین» دیدن نمایید.

جزئیات قرارداد هَش با محدودیت زمانی

یک قرارداد هَش با محدودیت زمانی، از عناصر متعددی که از تراکنش‌های رمز ارزی صورت گرفته به‌جا مانده است، استفاده می‌کند. برای مثال، تراکنش‌هایی که با استفاده از یک قرارداد هَش با محدودیت زمانی انجام می‌شوند از امضاهای دیجیتالی زیادی استفاده می‌کنند، که شامل نسخه‌ای خصوصی از کلید عمومی می‌باشد، که از آن به‌منظور تأیید اعتبار تراکنش‌ها استفاده می‌شود. اما دو مورد وجود دارند که باعث متمایز شدن یک قرارداد هَش با محدودیت زمانی نسبت به تراکنش‌های رمز ارزی استاندارد می‌شوند.

قرارداد هَش با محدودیت زمانی چیست؟

مورد اول، قفل هَش (hash lock) است. یک قفل هَش، نسخه‌ای درهم‌آمیخته از کلید‌های رمزنگاری‌شدهٔ تولیدشده توسط انجام‌دهندهٔ تراکنش می‌باشد. از ‌آن به‌منظور شکستن قفل هَش اصلی استفاده می‌شود. در یک قرارداد هَش با محدودیت زمانی، طرف اقدام‌کننده (originator) کلید را می‌سازد و آن را هَش می‌کند. این هَش در یک تصویر (pre-image) ذخیره می‌شود و پس از انجام شدن تراکنش نهایی، به نمایش درخواهد آمد.

دومین عنصر مهم در یک قرارداد هَش با محدودیت زمانی، مبحث قفل زمانی (timelock) می‌باشد. دو قفل زمانی متفاوت به منظور ایجاد محدودیت بر روی قراردادهای تولید شده توسط (HTLC) مورد استفاده قرار می‌گیرند. قفل اول، قفل CheckLockTimeVerify – CLTV می‌باشد. این قفل از پایه زمانی برای قفل و آزاد کردن بیت کوین‌ها استفاده می‌کند. این بدین معنی است که محدودیت‌های زمانی با دقت بالا کُدنویسی شده‌اند و کوین‌ها تنها در زمان و یا تاریخ مشخص و یا بعد از رسیدن حجم بلاک به‌اندازه‌ای خاص، آزاد می‌شوند.

دومین قفل، CheckSequenceVerify – CSV نام دارد. این قفل وابسته به زمان نمی‌باشد. بلکه، از تعداد بلاک‌های ساخته‌شده به‌عنوان یک سنجه به‌منظور ردیابی زمانی که تراکنش نهایی می‌شود، استفاده می‌کند.

برای هدایت یک تراکنش با استفاده از قرارداد هَش با محدودیت زمانی (HTLC)، طرفین علاقه‌مند نیاز دارند که کانال‌هایی با یکدیگر بسازند.

قرارداد هَش با محدودیت زمانی چگونه پیاده‌سازی می‌شوند؟

فرض کنید آلیس قصد دارد تا بیت کوین‌هایش را در مقابل لایت کوین‌های باب معاوضه کند. یک تراکنش معمول با استفاده از قرارداد هَش با محدودیت زمانی (HTLC) بین آن‌ها به‌صورت زیر رخ خواهد داد:

  1. آلیس یک هَش از کلید خصوصی (private key) خود را ساخته و آن‌ را برای باب در بلاک چین لایت کوین می‌فرستد. او همچنین یک pre-image از آن هَش را با ایجاد یک تراکنش صوری (nominal transaction) تولید می‌کند. این pre-image به او در آینده در روند تأیید اعتبار و نهایی کردن تراکنش‌اش کمک خواهد کرد.
  2. باب نیز یک هَش از کلید خود ساخته و آن را برای آلیس ارسال می‌کند. به‌علاوه، او از طریق انجام یک تراکنش صوری با آلیس، یک pre-image می‌سازد.
  3. زمانی که آلیس تراکنش لایت کوینی باب را دریافت کند، آن را با استفاده از کلید اصلی‌ای (original key) که از قبل در pre-image او موجود بود، امضا می‌کند. باب نیز همین کار را در انتها انجام می‌دهد، اما او از کلید شخصی (private key) خود به‌منظور باز کردن قفل تراکنش انجام‌شده توسط آلیس استفاده می‌کند.

هش چیست؟

هش (Hash) تابعی است که ورودی‌هایی از اعداد و حروف را پذیرفته و آن‌ها را به یک خروجی رمزگذاری شده با طولی یکسان تبدیل می‌کند. هش‌ها با استفاده از یک الگوریتم ساخته می‌شوند و برای مدیریت بلاک چین در یک رمز ارز ضروری می‌باشند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بلاک چین می‌توانید از مطلب آموزشی «بلاک چین چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • هش تابعی است که تقاضای رمزگذاری مورد نیاز برای محاسبات بلاک چین را برآورده می‌کند.
  • هش مانند یک راه‌حل یا جواب مسأله، پایه و اساس شبکه بلاک چین محسوب می‌گردد.
  • هش‌ها دارای اندازه مشخص و ثابتی می‌باشند و این مورد خود حدس زدن طول هش را برای کسب که قصد کرک کردن بلاک چین را دارد، غیرممکن می‌سازد.
  • هش، براساس اطلاعات موجود در سر تیتر هر بلاک (block header)، توسعه داده می‌شود.

هش چگونه کار می‌کند؟

بلاک چین، پایه و اساس دنیای رمز ارزها می‌باشد. بلاک چین یک دفترکل جهانی (global ledger) است که از طریق اتصال بلاک‌های منفردی که شامل اطلاعات تراکنشی هستند، ساخته شده است.

بلاک چین تنها اطلاعات معتبر و تأییدشدهٔ تراکنش‌ها را در خود ذخیره می‌کند، این خود از کلاهبرداری در تراکنش‌ها و همچنین خرج دوباره (Double Spending) ارز جلوگیری به‌عمل می‌آورد.

مقدار رمزنگاری شده‌ای که در نهایت حاصل می‌شود، یک سری از اعداد و حروف می‌باشند که شباهتی به اطلاعات اصلی ندارند.

این سری از اعداد و حروف، نام هش به خود می‌گیرند. فرآیند استخراج رمزارزها (cryptocurrency mining) شامل کار کردن با این هش‌ها می‌باشد.

استخراج بیت کوین

هش چیست؟

عملیات هشینگ (Hashing) نیازمند پردازش اطلاعات یک بلاک در یک سری از توابع ریاضی می‌باشد، که نتیجهٔ این توابع؛،‌ یک خروجی با طول مشخص و یکسان می‌باشد.

استفاده از خروجی‌هایی با طول یکسان باعث افزایش امنیت می‌شود زیرا در این صورت هرکسی که بخواهد که این هش‌ها را رمزگشایی کند، نمی‌تواند تنها با نگاه کردن به طول خروجی داده شده (هش)، اندازهٔ ورودی اصلی را شناسایی نماید.

حل کردن یک هش با استفاده از اطلاعات موجود در سر تیتر بلاک (block header) شروع می‌شود و لزوماً نیازمند حل مسائل پیچیدهٔ ریاضی می‌باشد.

هر سر تیتر بلاکی شامل یک شمارهٔ نسخه (version number)، یک زمان‌سنج (timestamp)، هش استفاده شده در بلاک قبلی، هش مِرکِل رووت (Merkel Root؛ این هش، هشی از تمامی هش‌های موجود از تمامی تراکنش‌های شبکه می‌باشد.)، نانس (nonce) (عددی که میانرها در پی یافتن آن هستند)، و هش هدف (target hash) می‌باشد.

ماینرها بر روی نانس (nonce)، که رشته‌ای از اعداد است تمرکز می‌کنند. این عدد به موارد هش شده در بلاک قبلی افزوده می‌شوند، سپس همه‌شان با یکدیگر هش می‌شوند.

اگر هش جدید کوتاه‌تر یا برابر با هش هدف باشد، به‌عنوان یک راه‌حل (solution) پذیرفته می‌شود. ماینر در این حالت جایزه‌اش را دریافت می‌کند، و بلاک به شبکهٔ بلاک چین اضافه می‌شود.

نکتهٔ مهم: پروسهٔ اعتبارسنجی تراکنش‌های موجود در بلاک چین بر اطلاعاتی که با استفاده از الگوریتم هش (hashing algorithmic) رمزنگاری می‌شوند اتکا دارد.

حل یک هش نیازمند تعیین رشته اعدادی که باید به‌عنوان نانس (nonce) استفاده شوند، می‌باشد؛ که خود این پروسه نیازمند انجام آزمون و خطاهای فراوانی می‌باشد. این بدین دلیل است که نانس یک رشتهٔ تصادفی از اعداد می‌باشد. احتمال اینکه ماینر در اولین تلاش خود بتواند نانس درست را به‌دست بیاورد، بسیار کم می‌باشد، و این بدین معنی است که ممکن است ماینر برای به‌دست آوردن نانس صحیح به تست تعداد زیادی از گرینه‌های نانس بپردازد.

هرچه سختی این کار بیشتر باشد – که اندازه‌ای از میزان سختی ساخت هش مطابق با نیازمندی‌های هش هدف (target hash) است – ماینر به‌مدت زمان بیشتری برای تولید این راه‌حل نیاز خواهد داشت.

مثالی از هش

هشی با ورودی کلمه (hello)، خروجی‌ای با طول برابر با هش جمله (I am going to store) خواهد ساخت. تابعی که به‌منظور ساخت هش از آن استفاده می‌شود یک تابع جبری (deterministic) می‌باشد، بدین معنی که با دادن ورودی یکسان در طول زمان، خروجی یکسانی را خواهد ساخت.

این تابع می‌تواند یک ورودی هش شده را به‌شکل کارآمدی تولید کند؛ همچنین این تابع، تعیین یا حدس ورودی داده شده را با دیدن خروجی سخت می‌کند (که خود منجر به استخراج – mining – می‌گردد)، به‌علاوه، ایجاد کوچک‌ترین تغییری در ورودی، باعث هشی کاملاً متفاوت با هش قبلی می‌شود.

پردازش توابع هشی که در رمزنگاری بلاک‌‌های جدید مورد استفاده قرار می‌گیرند نیازمند قدرت پردازشی زیادی می‌باشند. این قدرت پردازشی زیاد خود هزینه‌بَر می‌باشد. به‌منظور جلب توجه افراد و شرکت‌ها، که از آن‌ها تحت عنوان «ماینر» نام برده می‌شود، برای سرمایه‌گذاری در تکنولوژی مورد نیاز برای استخراج، شبکهٔ رمز ارز به آن‌ها توکن‌های رمز ارزی و همچنین هزینه‌های پردازش تراکنش‌ها را پرداخت می‌کند.

ماینر‌ها تنها در صورتی این پاداش را دریافت می‌کنند که اولین کسی باشند که توانسته‌اند هشی مطابق با موارد ذکرشده برای هش هدف تولید کند.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

بازار مبادلات قراردادهای آتی چیست؟

بازار مبادلات قراردادهای آتی (Futures Market) یک بازار حراجی (Auction Market) می‌باشد که در آن شرکت‌کنندگان، کالاها و قراردادهای آتی را به‌منظور تحویل در یک تاریخ مشخص‌شده در آینده خریدوفروش می‌کنند. قراردادهای آتی و مشتقات قابل‌معامله در بازار بورس (Exchange Traded Derivatives) با قیمتی که در حال حاضر تعیین می‌شود طرفین را متعهد می‌کند که کالایی را در آینده مبادله کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قراردادهای آتی می‌توانید از مطلب آموزشی «قراردادهای آتی چیست؟» دیدن نمایید.

از مشهورترین بازارهای معاملات قراردادهای آتی، می‌توان به بازارهای بورس مبادلات بازرگانی نیویورک (New York Mercantile Exchange- NYMEX)، هیئت معاملاتی کانزاس (Kansas City board of trade)، بورس مبادلات بازرگانی شیکاگو (Chicago Mercantile Exchange – CME)، هیئت مبادلات شیکاگو (Chicago Board of Trade – CboT)، هیئت معاملات قراردادهای اختیار معامله شیکاگو (Chicago Board Options Exchange – CBOE) و بازار مبادلات غلات مینیاپولیس (Minneapolis Grain Exchange) اشاره کرد.

در اصل، چنین معاملاتی توسط یک حراج باز (open outcry) انجام می‌شد و این مبادلات در مکان‌هایی خاص، مانند مراکز مالی موجود در شهرهای نیویورک، شیکاگو و لندن انجام می‌شد. در طی قرن 21، مانند بسیاری از دیگر بازارها، بازارهای مبادلات قراردادهای آتی نیز به‌صورت کامل الکترونیکی ‌شده‌اند.

نکات کلیدی:

  • بازارهای مبادلات قراردادهای آتی یک بورس مبادلاتی می‌باشد که در آن قراردادهای آتی توسط شرکت‌کنندگانی که علاقه‌مند به خرید و یا فروش این مشتقات هستند، مبادله می‌شوند.
  • بازارهای معاملات آتی ایالات متحده آمریکا به‌طور گسترده توسط کمیسیون تهاتر کالاهای آتی (Commodities Futures Clearing Commission – CFTC) نظارت می‌شوند، و این قراردادها به‌صورت استاندارد شده به‌منظور مبادله شدن در این بورس‌ها عرضه می‌شوند.
  • امروزه، بیشتر معاملات انجام‌شده در بازارهای قراردادهای آتی به‌صورت الکترونیکی انجام می‌شوند، که مثال‌هایی از‌ آن‌ها می‌توان در بازارهای CME و ICE مشاهده کرد.
  • برخلاف بیشتر بازارهای سهام، بازارهای مبادلات قراردادهای آتی می‌توانند به‌مدت 24 ساعت در روز به فعالیت بپردازند.

مبانی بازارهای مبادلات قراردادهای آتی

به‌منظور درک کامل مفهوم بازارهای مبادلات قراردادهای آتی، مهم است که در ابتدا مفاهیم پایهٔ یک قرارداد آتی را درک کنیم، این قراردادها در واقع دارایی‌هایی هستند که در این بازارها مبادله می‌شوند.

قراردادهای آتی توسط تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان کالاها به‌منظور جلوگیری از تأثیر نوسانات قیمت بازار بر قیمت کالاها مورد استفاده قرار می‌گیرد. این تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان در مورد این قراردادها با سرمایه‌گذاری مذاکره می‌کنند که موافق به برعهده گرفتن ریسک و سود (Risk and Reward) یک بازار نوسانی (Volatile Market) باشند.

بازار مبادلات قراردادهای آتی چیست؟

بازارهای مبادلات قرارداد آتی (Future Markets) و یا بورس‌های مبادله‌ای قرارداد آتی (Future Exchange) بازارهایی هستند که در آنجا محصولات مالی خریدوفروش می‌شوند و با استناد به توافق انجام شده، در تاریخی از پیش تعیین‌شده در آینده و با مبلغی از پیش تعیین‌شده تحویل داده می‌شوند. بازارهای مبادلات قراردادهای آتی در حال حاضر بیش از یک بازار ساده به‌منظور بستن قراردادهای کشاورزی می‌باشند، و هم‌اکنون شامل خرید، فروش و استفاده از محصولات مالی (Financial Products) به‌منظور محافظت از قیمت دارایی‌ها در برابر نوسانات بازار (Hedging) و همچنین ارزش قراردادهای آتی در برابر نرخ بهره می‌باشند.

قراردادهای آتی را می‌توان بدون محدودیت ایجاد کرد و با ایجاد هر قرارداد آتی تعداد قراردادهای باز (Open Interest) افزایش می‌یابد. این رویه برخلاف بازار سهام می‌باشد که در آن معمولاً تعداد ‌باشد. اندازه بازارهای مبادلات قراردادهای آتی (که معمولاً در زمانی که چشم‌انداز بازارهای نامعلوم به‌نظر می‌رسد، افزایش می‌یابد) بزرگ‌تر از بازارهای مبادلات کالاها (Commodity Markets) می‌باشد، و یک بخش کلیدی در سیستم مالی هر کشور به شمار می‌آید.

بازارهای بزرگ مبادلات قراردادهای آتی

بازارهای مبادلاتی قراردادهای آتی، مؤسسه تهاتری (Clearinghouse) خودشان را اداره می‌کنند، که با استفاده از آن‌ها، این بازارها می‌توانند از انجام معاملات در کنار پردازش دیگر معاملات کسب درآمد نمایند. برخی از بزرگ‌ترین بازارهای مبادلاتی قراردادهای آتی دارای مؤسسه تهاتری خود می‌باشند که این بازارها شامل بازار بورس بازرگانی شیکاگو Chicago Mercantile Exchange، بازار ICE و بازار Eurex می‌شود. بقیهٔ بازارها مانند CBOE و LIFFE دارای مؤسسات تهاتری خارجی به‌منظور تسویه‌حساب معاملات می‌باشند.

بیشتر بازارهای معاملات قراردادهای آتی در کمیسیون معاملات آتی کالاها (Commodity Futures Trading Commision – CFTC) ثبت ‌شده‌اند. این کمیسیون بدنه اصلی در ایالات متحده آمریکا به‌منظور اجرای قوانین نظارتی در بازارهای مبادله قراردادهای آتی می‌باشد. بازارهای بورس معمولاً توسط نهاد نظارتی که توسط دولت‌های کشورها تعیین گردیده است مورد نظارت قرار می‌گیرند.

نکتهٔ مهم: بازارهای مبادلات قراردادهای آتی می‌توانند هم از طریق انجام دادن مبادلات قراردادهای آتی و هم از طریق پردازش کردن دیگر مبادلات، در کنار دریافت هزینه از معامله‌گران و شرکت‌ها به‌عنوان حق عضویت و همچنین هزینهٔ دسترسی به‌منظور انجام کسب‌وکارها، کسب درآمد نمایند.

مثال‌هایی از بازارهای معاملات قراردادهای آتی

برای مثال، اگر یک مزرعهٔ قهوه تمام دانه‌های قهوهٔ سبز خود را به مبلغ 8 دلار به‌ازای هر کیلوگرم به یک شرکت روستر به فروش برساند، و این شرکت روستر نیز قهوه روست شده را به‌ازای هر کیلوگرم 20 دلار به فروش برساند، و هر دوی‌ آن‌ها نیز از این قیمت‌ها سود ببرند؛‌ آن‌ها تمایل خواهند داشت تا این قیمت‌ها را در نرخی ثابت نگه دارند. سرمایه‌گذار قبول می‌کند که اگر قیمت قهوه به‌سطحی زیر سطح این نرخ برسد، او مابه‌التفاوت را به کشاورز پرداخت خواهد کرد.

اگر قیمت قهوه به‌سطحی بالاتر از سطح قیمتی کنونی برسد، سرمایه‌گذار سودهایی که کسب کرده است را نگه می‌دارد. برای شرکت روستر، اگر قیمت دانه‌های قهوهٔ سبز در سطحی بالاتر از سطح توافق شده برود، سرمایه‌گذار مابه‌التفاوت را به شرکت روستر  می‌پردازد و این شرکت دانه‌های قهوه را با نرخ از پیش تعیین‌شده دریافت خواهد کرد. اگر قیمت دانه‌های سبز قهوه از آنچه پیش‌تر توافق شده بود پایین‌تر باشد، شرکت روستر مبلغ از پیش تعیین‌شده را به کشاورز خواهد پرداخت. سرمایه‌گذار در این حالت کسب سود می‌نماید.