الگوی فنجان و دسته در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی فنجان و دسته (Cup and Handle Pattern)  یک الگوی نمودار در تحلیل تکنیکال است که در ظاهر به مانند فنجان و دستهٔ آن می‌باشد. فنجان در این الگو به شکل حرف U می‌باشد و دستهٔ آن بیانگر یک حرکت جزئی به سمت پایین می‌باشد. الگوی فنجان و دسته یک سیگنال صعودی (bullish) در نظر گرفته می‌شود. در نظر داشته باشید که معمولاً در سمت راست این الگو حجم معاملات کمتری را شاهد خواهیم بود. تشکیل این الگو ممکن است مدت کوتاهی مثل 7 هفته یا مدت طویلی مانند 65 هفته به طول بیانجامد.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد تحلیل تکنیکال ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

نکات مهم:

  • همان طور که گفته شد الگوی فنجان و دسته یک الگوی تکنیکال است که شکل یک فنجان و دستهٔ آن را تداعی می‌کند به‌طوری که فنجان به فرم حرف U بوده و دستهٔ آن دارای یک حرکت جزئی رو به پایین می‌باشد.
  • الگوی فنجان و دسته یک سیگنال صعودی (ادامه‌دهندهٔ روند صعودی) بوده و برای کشف فرصت‌هایی جهت ورود به معاملات خرید به کار می‌رود.
  • معامله‌گرانی که از این الگو استفاده می‌کنند باید دستور سفارش خرید stop buy order را اندکی بالاتر از خط روند فوقانی این الگو قرار دهند. این دستور، دستوری است که پس از رسیدن قیمت به قیمت تعیین‌شده برای استاپ (بسته شدن معامله) عمل می‌کند و به یک معاملهٔ خرید در همان نقطه وارد می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوهای ادامه‌دهنده روند می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی ادامه دهنده روند در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

 

الگوی فنجان و دسته چه چیزی به شما می‌گوید؟

ویلیام جی. اونیل (William J. O’Neil)، تکنسین آمریکایی، در کتاب خود با عنوان “چگونه می‌توانیم در بازار سهام سود به‌دست آوریم ” که در سال 1988 منتشر شد، الگوی فنجان و دسته را تعریف کرده و با افزودن الزاماتی تکنیکال برای این الگو در سری مقالات منتشر شده در investor’s business daily (که توسط وی در سال 1984 تأسیس شد)، الگوی فنجان و دسته ( C&H – Cup and Handle ) را تعریف کرد. وی اندازه‌گیری‌های زمانی‌ای را برای هر مؤلفه قرار داده است و همچنین دربارهٔ کفه‌های گرد این الگو (rounded lows) که شکل فنجانِ چای را به الگو می‌بخشد شرح مفصلی را ارائه می‌دهد.

هم‌زمان که نمودار قیمت یک سهم، این الگو را تشکیل می‌دهد و سقف‌های قدیمی قیمت را تست می‌کند، احتمال افزایش فشار فروش توسط سرمایه‌گذاران، قیمت را قبل از پیش‌روی به سوی بالا، با یک روند نزولی با بازهٔ زمانی 4 روز تا 4 هفته مواجه می‌کند. الگوی فنجان و دسته یک الگوی صعودی ادامه‌دار در نظر گرفته می‌شود و برای تشخیص فرصت‌های خرید مورد استفاده قرار می‌گیرد.

روند نزولی در تحلیل تکنیکال چیست؟

هنگام تشخیص الگوهای فنجان و دسته در نظر گرفتن موارد زیر حائز اهمیت هستند:

طول – length: در کل فنجان‌هایی طویل‌تر با کفه‌های گردتر سیگنال قوی‌تری ایجاد می‌کنند. از فنجان‌هایی با کفه‌های تیز به شکل V اجتناب کنید.

عمق – depth: فنجان (در حالت ایده‌آل خود) نباید خیلی عمیق باشد. از دسته‌های خیلی عمیق نیز پرهیز کنید، دسته باید در نیمهٔ بالایی الگوی فنجان شکل بگیرند.

حجم – volume: باید هم‌زمان با سقوط نمودار و باقی ماندن در نیمهٔ پایینی الگو از میزان حجم متوسط نیز کم شود و سپس با بالا رفتن سهام برای آزمودن سقف قیمت قبلی، حجم معاملات دوباره افزایش یابد.

تست مجدد – Retest: محدودهٔ مقاومتی سابق نیازی به لمس این ناحیه یا رسیدن به این ناحیه و نفوذ در آن ندارد. هرچند، هر چه بالای دسته از قله‌های قیمتی دورتر (پایین‌تر) باشد، نیاز به یک شکست (Breakout) قوی‌تر در بازار خواهیم داشت.

مثالی از نحوهٔ استفادهٔ الگوی فنجان و دسته:

تصویر زیر، یک الگوی فنجان و دستهٔ کلاسیک را نمایش می‌دهد. دستور سفارش خرید (stop buy order) اندکی بالاتر از قسمت فوقانی دسته قرار گرفته است. فقط زمانی که قیمت از حد مقاومتی الگو عبور کند امکان ورود به معامله را به ما می‌دهد. معامله‌گران ممکن است لغزش افراطی و ورود تهاجمی به یک شکست کاذب (False Breakout) را تجربه کرده باشند. از سویی، صبر کنید تا قیمت بالاتر از خط روند دسته الگو بسته شود. در ادامه، یک دستور محدودکننده (limit order) اندکی پایین‌تر از ناحیهٔ شکست الگو قرار دهید تا در صورت بازگشت  قیمت به‌صورت خودکار اجرا شود. همچنین در صورت ادامهٔ حرکت قیمت و عدم پولبک، احتمال از دست رفتن این موقعیت معاملاتی وجود دارد.

پولبک در تحلیل تکنیکال چیست؟

مثالی از نحوه ی استفاده ی الگو ی فنجان و دسته

با اندازه‌گیری فاصلهٔ بین کفه فنجان و سطح شکست الگوی فنجان و دسته و افزایش فاصله در جهتی بالاتر از سطح شکست، هدف سود (Profit Target) تعیین می‌شود. برای مثال اگر فاصلهٔ بین کفهٔ فنجان و سطح شکست دسته 20 واحد باشد هدف سود نیز 20 واحد بالاتر از دستهٔ الگو تعیین می‌شود. بنابراین بسته به تحمل ریسک معامله‌گر و نوسانات بازار دستور حد ضرر (stop loss order) در ناحیه‌ای پایین‌تر از دستهٔ الگو یا پایین‌تر از فنجان قرار می‌گیرد.

حال بیایید یک مثال تاریخی واقعی را بررسی کنیم. سهام تفریحگاه‌های وین (wynn) (با مسئولیت محدود) که در بازار سرمایه‌گذاری نَزدَک (Nasdaq) را در نظر بگیرید که با رقمی معادل 13$ در اکتبر 2002  وارد بورس شد و 5 سال بعد به 154$ صعود کرد. کاهش قیمتی پس از آن دو واحد بالاتر از حد قیمتی عرضهٔ عمومی اولیه (IPO – Initial Public Offering) به پایان رسید. این موج به بالاترین حد قیمتی در سال 2011 رسید، زمانی که تقریباً 10 سال (به‌عبارت دقیق‌تر 9 سال) از اولین عرضهٔ سهم این شرکت در بازار می‌گذشت. پس از شکل‌گیری دسته، قیمت حرکت بازگشتی (pulback) خود را طی کرد. در سطح 50 درصدی فیبوناچی مورد حمایت قرار گرفت و حرکت به سمت بالا را شروع کرده و دوباره حدود 14 ماه بعد، به بالاترین سطح قیمتی خود رسید. این سهم در اکتبر سال 2013 مقاومت بالایی خود را شکست و در طی 5 ماه بعدی 90 واحد رشد را تجربه نمود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد فیبوناچی می‌توانید از مطلب آموزشی «خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

مثالی از نحوه ی استفاده ی الگو ی فنجان و دسته2

محدودیت‌های الگوی فنجان و دسته

به‌مانند دیگر الگوهای نمودار در تکنیکال، قبل از هرگونه تصمیم‌گیری باید از این الگو به‌همراه دیگر سیگنال‌ها و اندیکاتورهای موجود در بازار استفاده کرد. به‌خصوص در مورد این الگو که متخصصان بازار محدودیت‌هایی را برای استفاده از آن وضع نموده‌اند. اول از همه باید این نکته را در نظر داشته باشید که این الگو به زمان زیادی برای تشکیل شدن نیاز دارد، که این مسئله خود می‌تواند منجر به دیرکرد در تصمیمات معاملاتی شود. بازهٔ زمانی معمول شکل‌گیری این الگو، از یک ماه تا یک سال می‌باشد.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

در بعضی مواقع نیز تشکیل این الگو می‌تواند تا 5 سال به‌طول بیانجامد و یا حتی در بازهٔ زمانی‌ای کمتر از یک سال تشکیل شود(طبیعتاً هر چه مدت زمان تشکیل این الگو بیشتر باشد اعتبار بیشتری نیز خواهد داشت). مسألهٔ دیگری که باید مورد توجه قرار بگیرد عمق بازار در منطقهٔ شکل‌گیری فنجان این الگو می‌باشد. در برخی مواقع (بسته به شرایط بازار) یک فنجان کم‌عمق و در بعضی مواقع نیز یک فنجان عمیق می‌تواند سیگنال‌هایی اشتباه را صادر نمایند. برخی اوقات نیز الگوی ما بدون دسته‌ای قابل تشخیص شکل می‌گیرد. در نهایت، محدودیتی که برای بسیاری از الگوهای تکنیکال بازار صادق است در این مورد نیز صدق می‌کند، تمامی این الگوها در بازارهایی با نقدینگی پایین، اعتبار کمتری خواهند داشت.

مشاور مالی کیست؟

مشاور مالی (Financial Advisor) کسی است که به مشتریان خود مشاوره‌های مالی و یا راهنمایی‌هایی در‌‌‌‌ این زمینه‌ ارائه می‌دهد.

یک مشاور مالی می‌تواند سرویس‌های گوناگونی را ارائه دهد؛ مانند مدیریت ‌‌سرمایه‌گذاری، برنامه‌ریزی مالیاتی و همچنین برنامه‌ریزی برای ارث و میراث. به‌علاوه، مشاوران مالی گستره وسیعی از سرویس‌ها، از مدیریت سبد سهام (Portfolio) تا ارائه محصولات بیمه‌‌ای را ارائه می‌دهند.

مشاوران مالی در ایالات متحده آمریکا باید اجازه‌نامه سری 65 (Series 65 License) را داشته باشند تا بتوانند با عموم مردم کار کنند، گسترهٔ وسیعی از‌‌‌‌ این اجازه‌نامه‌ها وجود دارد که یک مشاور مالی باید‌ آن‌ها را داشته باشد.

نکات مهم:

  • یک مشاور مالی، متخصصی است که تصمیمات تخصصی در مورد مسائل پولی (Money matters) مسائل مالی شخصی (Personal Finances) و همچنین ‌‌سرمایه‌گذاری‌ها ارائه می‌دهد.
  • مشاوران مالی ممکن است به‌صورت مستقل کار کرده و یا در یک شرکت مالی بزرگ‌تر استخدام شده باشند. مشاوران باید مدرک و اجازهٔ کار داشته باشند تا بتوانند با مشتریان همکاری کنند.
  • برخلاف کارگزاران سهام که به‌سادگی دستورات شما را در بازار اجرا می‌کنند، مشاوران مالی تصمیمات سنجیده‌‌ای می‌گیرند و به مشتریان خود راهنمایی‌های ارزنده‌ای ارائه می‌دهند.

درک مفهوم مشاور مالی

مشاور مالی، یک لغت کلی است که هیچ مفهوم دقیقی در صنعت ندارد، و بسیاری از متخصصان در صنایع مالی را می‌توان در ‌‌‌‌ این دسته‌بندی کلی قرار داد.

تحلیل مالی چیست؟

کارگزاران سهام (Stockbrokers)، مأموران بیمه (Insurance agents)، مأموران مالیاتی، مدیران ‌‌سرمایه‌گذاری (Investment managers) و همچنین برنامه‌ریزهای مالی همگی عضوی از اعضای ‌‌‌‌این گروه محسوب می‌شوند. همچنین کسانی که در زمینهٔ برنامه‌ریزی برای ارث و میراث مشاوره می‌دهند و بانکدارها نیز می‌توانند زیر چتر ‌‌‌‌ این گروه قرار بگیرند.

مشاور مالی کیست؟
مشاور مالی (Financial Advisor) کسی است که به مشتریان خود مشاوره‌های مالی و یا راهنمایی‌هایی در‌‌‌‌ این زمینه‌ ارائه می‌دهد. یک مشاور مالی می‌تواند سرویس‌های گوناگونی را ارائه دهد؛ مانند مدیریت ‌‌سرمایه‌گذاری، برنامه‌ریزی مالیاتی و همچنین برنامه‌ریزی برای ارث و میراث. به‌علاوه، مشاوران مالی گستره وسیعی از سرویس‌ها، از مدیریت سبد سهام (Portfolio) تا ارائه محصولات بیمه‌‌ای را ارائه می‌دهند.

با‌‌‌‌ این وجود، برخی از افراد بین‌ آن‌ها و یک مشاور مالی، فرق می‌گذارند و‌‌‌‌ این ایجاد تفاوت نیز به علت انجام راهنمایی و توصیه توسط مشاوران مالی می‌باشد. بنابر‌‌این، یک مشاور مالی می‌تواند از یک کارگزار سهام که تنها دستورات مشتریانش را اجرا می‌کند و یا یک حسابدار مالیاتی که تنها برگه‌های مالیات را بدون راهنمای خاصی آماده می‌کند، متفاوت شمرده می‌شود.

مثال‌هایی از مشاوران مالی

ممکن است در نگاه اول یک مشاور مالی مثل یک فروشنده، یک کارگزار سهام و یا یک مأمور بیمهٔ عمر شناخته شود. اما یک مشاور مالی حقیقی در واقع یک فردِ تحصیل‌‌کردهٔ باتجربهٔ متخصص در زمینهٔ مالی و همچنین دارای اعتبار می‌باشد که برای منفعت مشتریان خود، و نه منافع مؤسسات مالی کار می‌کند.

مدیریت دارایی چیست؟

به‌طور کل، یک مشاور مالی یک شخص مستقل است که همواره به‌صورتی عمل می‌کند که ترجیح مشتریانش را مقدم بر ترجیح خود می‌بیند.

تنها، مشاورانِ مالیِ ثبت‌شده (Registered investment advisors – RIA) – که توسط قانون مشاوران ‌‌سرمایه‌گذاری در سال 1940 (Investment advisers act of 1940)  اداره می‌شوند – هستند که به سطح استاندارد و معتبری رسیده‌‌‌اند. همچنین تعدادی از افراد و کارگزاران نیز سعی می‌کنند تا به‌‌‌‌ این سطح از اعتماد برسند. با‌‌‌‌ این وجود، ساختار جبران خسارتی‌ آن‌ها به‌گونه‌‌ای است که‌ آن‌ها توسط شرکتی که برایش کار می‌کنند محدود شده‌‌‌اند.

تشخیص معتبر بودن

از زمان تصویب قانون مشاوران ‌‌سرمایه‌گذاری در سال 1940، دو رابطه در مورد واسطه‌های مالی و مشتریان‌ آن‌ها حاصل شده است. یکی از‌‌‌‌ این روابط، روابط Arm’s Length می‌باشند که نشان‌دهندهٔ مبادلات بین یک نماینده ثبت شده و مشتریان در فضای کارگزاری می‌باشد.

همچنین یک رابطه تحت عنوان رابطه معتبر بودن (Fiduciary relationship) نیز ثبت شده است که‌‌‌‌ این نوع از ضوابط نیازمند مشاوران ثبت‌شده با کمیسیون اوراق بهادار و سهام (Securities and Exchange Commission – SEC) می‌باشد که‌‌‌‌ این افراد را به‌عنوان مشاوران مالی ثبت شده برای انجام وظایف با رعایت وفاداری، توجه و اهمیت، و همچنین سخن گفتن بی‌پرده در روابط‌شان با مشتری الزام می‌کند.

صندوق‌های سرمایه گذاری چیست؟

در حالی که موارد ذکر شده در سطوح قبلی بر اصل Caveat Emptor (مشتری باید دقت کافی داشته باشد) پایه‌گذاری شده بودند که توسط قوانینی مانند مناسب بودن (suitability) و همچنین معقول بودن (reasonableness) در استراتژی ‌‌سرمایه‌گذاری پیشنهادی لحاظ شده‌‌‌اند، مورد اخیر توسط قوانین فدرال به‌عنوان بالاترین استانداردهای اخلاقی شناخته می‌شود.

در اصل، رابطهٔ اطمینان بین مشاور مالی و مشتری بر‌‌‌‌ این ضرورت استوار است که مشاور مالی باید دقیقاً با مشتری خود به نحوی رفتار کند که خود مشتری در صورت داشتن آن اطلاعات، و یا آن مهارت‌ها؛ همان انتخاب را انجام می‌داد.

برای انتخاب یک مشاور مالی یا یک شرکت مدیریت سرمایه حتما قبل از انتخاب با افراد با تجربه مشورت کنید تا بهترین شخص یا شرکت را انتخاب نمایید. مدیریت سرمایه همواره با ریسک همراه است پس بهتر است شخص یا شرکتی را انتخاب نمایید که از نظر سابقه و کارایی در بالاترین سطح ممکن قرار داشته باشد.

اگر در مورد مقاله «مشاور مالی کیست؟» نقطه نظر یا سوالی دارید حتما در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید.

تحلیل مالی چیست؟

تحلیل مالی (Financial Analysis) روند بررسی کسب‌وکارها، پروژه‌‌ها، بودجه‌‌ها و دیگر مبادلات مربوط به زمینهٔ مالی است که به منظور بررسی عملکرد و همچنین مناسب بودن‌‌ آن‌ها برای آن کسب‌وکار انجام‌‌ ‌‌می‌شود.

به‌طور معمول، تحلیل مالی، به‌منظور بررسی اینکه یک واحد تجاری ثبات دارد یا خیر، قادر به پرداخت بدهی‌‌هایش‌‌ می‌باشد، نقدینگی دارد، و یا به‌اندازهٔ کافی سود‌ده است تا بتواند یک ‌‌سرمایه‌گذاری مالی را گارانتی کند؛ استفاده ‌‌‌‌می‌شود.

نکات کلیدی:

  • اگر تحلیل مالی به‌صورت داخلی انجام شود،‌‌ ‌‌می‌تواند به مدیران یک کسب‌وکار کمک کند تا بتوانند تصمیمات آینده را راحت‌‌‌تر گرفته و یا بر روندهای موفقیت‌آمیز گذشته خود مروری داشته باشند.
  • اگر این تحلیل و بررسی به‌صورت خارجی انجام گیرد، به ‌‌سرمایه‌گذاران این اجازه را‌‌ ‌‌می‌دهد تا بتوانند بهترین فرصت‌‌های ‌‌سرمایه‌گذاری را انتخاب کنند و در‌‌ آن‌ها ‌‌سرمایه‌گذاری نمایند.
  • دو روش اصلی برای تحلیل وجود دارد: تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال
  • تحلیل بنیادی از نسبت‌‌ها و همچنین گزارشات مالی و اطلاعات‌‌ آن‌ها به‌منظور بدست آوردن ارزش ذاتی یک سهم استفاده‌‌ ‌‌می‌کند.
  • تحلیل تکنیکال این موضوع را در نظر‌‌ ‌‌می‌گیرد که تما‌‌می اطلاعات و ارزش یک سهم از قبل در قیمت آن لحاظ شده‌اند، و در این تحلیل به الگوهای نموداری و همچنین ارزش سهام تمرکز‌‌ ‌‌می‌کنیم.

درک مفهوم تحلیل مالی

تحلیل مالی ‌‌می‌تواند به‌منظور بررسی روندهای اقتصادی، تنظیم نمودن سیاست‌‌های مالی، ایجاد نقشه‌‌های بلندمدت برای فعالیت کسب‌وکارها و همچنین یافتن پروژه‌‌ها برای شرکت‌‌هایی به‌منظور ‌‌سرمایه‌گذاری مورد استفاده قرار گیرد.

تما‌‌می موارد فوق از ‌‌‌‌‌‌ ترکیب اطلاعات و ارقام مالی ناشی‌‌ ‌‌می‌شوند. یک تحلیل‌گر مالی به بررسی موبه‌موی گزارش‌‌های مالی شرکت‌‌ها – مانند صورت سود و زیان، ‌‌‌ترازنامه و همچنین گزارشات جریان نقدی ‌‌می‌پردازد. تحلیل مالی می‌تواند هم به‌صورت شرکتی و هم به‌منظور ‌‌سرمایه‌گذاری انجام شود.

تحلیل مالی چیست؟
تحلیل مالی (Financial Analysis) روند بررسی کسب‌وکارها، پروژه‌‌ها، بودجه‌‌ها و دیگر مبادلات مربوط به زمینهٔ مالی است که به منظور بررسی عملکرد و همچنین مناسب بودن‌‌ آن‌ها برای آن کسب‌وکار انجام‌‌ ‌‌می‌شود. به‌طور معمول، تحلیل مالی، به‌منظور بررسی اینکه یک واحد تجاری ثبات دارد یا خیر، قادر به پرداخت بدهی‌‌هایش‌‌ می‌باشد، نقدینگی دارد، و یا به‌اندازهٔ کافی سود‌ده است تا بتواند یک ‌‌سرمایه‌گذاری مالی را گارانتی کند؛ استفاده ‌‌‌‌می‌شود.

یکی از مرسوم‌‌‌ترین روش‌‌ها برای تحلیل اطلاعات مالی بدست آوردن و محاسبهٔ نسبت‌‌های موجود از اطلاعات این گزارشات مالی‌‌ ‌‌می‌باشد تا بتوان‌‌ آن‌ها را با شرکت‌‌های دیگر و حتی گذشتهٔ همین شرکت مقایسه کرد و عملکرد‌‌ آن‌ها را در برابر یکدیگر سنجید.

مشاور مالی کیست؟

برای مثال، بازده دارایی‌‌ها یک نسبت معمول است که به‌منظور بررسی‌‌ میزان استفادهٔ بهینهٔ شرکت از دارایی‌‌هایش به‌منظور کسب سود استفاده‌‌ ‌‌می‌شود. این نسبت‌‌ ‌‌می‌تواند برای چند کمپانی در یک زمینهٔ صنعتی یکسان مورد محاسبه قرار گیرد و با یکدیگر مقایسه شود تا‌‌ میزان عملکرد بهتر هر یک از این شرکت‌‌ها مشخص شوند.

چگونه از تحلیل مالی استفاده‌‌ ‌‌می‌شود؟

تحلیل مالی شرکت‌‌ها (Corporate financial analysis)

در تحلیل مالی شرکت‌‌ها، این تحلیل به‌صورت داخلی و توسط بخش حسابداری با مشارکت بخش مدیریت به‌منظور بهبود تصمیم‌گیری‌‌های کسب‌وکاری انجام‌‌ ‌‌می‌شود. این نوع از تحلیل داخلی ممکن است نسبت‌‌هایی مانند ارزش خالص فعلی (Net present value –NPV) و همچنین نرخ داخلی سوددهی (Internal rate of return – IRR) را بررسی کند تا بتوانند به‌کمک‌‌ آن‌ها پروژه‌‌هایی را پیدا کنند که ارزش اجرا شدن داشته باشند.

تحلیل مالی چیست؟
در تحلیل مالی شرکت‌‌ها، این تحلیل به‌صورت داخلی و توسط بخش حسابداری با مشارکت بخش مدیریت به‌منظور بهبود تصمیم‌گیری‌‌های کسب‌وکاری انجام‌‌ ‌‌می‌شود. این نوع از تحلیل داخلی ممکن است نسبت‌‌هایی مانند ارزش خالص فعلی (Net present value –NPV) و همچنین نرخ داخلی سوددهی (Internal rate of return – IRR) را بررسی کند تا بتوانند به‌کمک‌‌ آن‌ها پروژه‌‌هایی را پیدا کنند که ارزش اجرا شدن داشته باشند.

بسیاری از شرکت‌‌ها فروش قرضی را به مشتریان خود انجام‌‌ ‌‌می‌دهند. در نتیجه، پول دریافت شده به‌منظور این فروش‌‌ها ممکن است برای مدت زمانی با تأخیر به شرکت برسد.

برای شرکت‌‌هایی که دارای حساب‌‌های دریافتنی بزرگی هستند، کاربردی است که از‌‌ میانگین دوره وصول مطالبات (Days sell outstanding – DSO) استفاده کنیم، که به شرکت کمک‌‌ ‌‌می‌کند تا بتواند متوجه مقدار زمانی که طول‌‌ ‌‌می‌کشد تا بتواند پول فروش‌‌هایش را پس بگیرد شود. متوسط دوره وصول مطالبات (Average collection period) همچنین یک دیدگاه مهم در چرخه تبدیل نقدینگی در شرکت‌‌ ‌‌می‌باشد.

یک ناحیه کلیدی در بررسی مالی شرکت‌‌ها، پیش‌بینی عملکرد آینده این شرکت از طریق بررسی عملکرد گذشته شرکت و مواردی مانند مقدار درآمد خالص (net earning) و یا حاشیه سود (profit margin)،‌‌ ‌‌می‌باشد. این نوع از بررسی روندهای گذشته سودمند است و‌‌ ‌‌می‌تواند منجر به پیدا کردن روندهای فصلی در شرکت شود.

برای مثال، خرده‌فروشان ممکن است مقدار قابل‌توجهی افزایش فروش را در ماه‌‌های باقیمانده به کریسمس پیدا کنند. این به کسب‌وکارها اجازه‌‌ ‌‌می‌دهد تا بتوانند بودجه‌ای را پیش‌بینی نمایند و تصمیماتی برای کسبِ سودِ بیشتر در آن زمان بگیرند. این تصمیمات شامل تعیین حداقل موجودی کالای مورد نیاز‌‌ آن‌ها‌‌ ‌‌می‌باشد که تما‌‌می این اطلاعات از اتفاقات گذشته بدست آمده‌اند.

تحلیل مالی به منظور ‌‌سرمایه‌گذاری (Investment financial analysis)

در تحلیل مالی به‌منظور ‌‌سرمایه‌گذاری، تحلیل‌گری که خارج از شرکت قرار دارد شرکت را به‌منظور انجام ‌‌سرمایه‌گذاری‌‌ها تحلیل‌‌ ‌‌می‌کند.

تحلیل‌گر‌‌ ‌‌می‌تواند یکی از روش‌‌های ‌‌سرمایه‌گذاری از بالا به پایین (Top – Down Investment) و یا ‌‌سرمایه‌گذاری از پایین به بالا (Bottom – up investment) را اجرا کند.

روش از بالا به پایین (Top – down approach) در نگاه اول به بررسی فرصت‌‌های اقتصاد کلان‌‌ ‌‌می‌پردازد، مانند بخش‌‌هایی از اقتصاد که عملکرد بهتری دارند؛ و سپس به‌سمت پایین حرکت‌‌ ‌‌می‌کند تا بتواند بهترین شرکت را  در آن بخش اقتصادی پیدا کند. از این نقطه به‌بعد،‌‌ آن‌ها بیشتر به بررسی سهام شرکت‌‌های خاص‌‌ ‌‌می‌پردازند تا بتوانند در آن‌ها ‌‌سرمایه‌گذاری موفقی داشته باشند و‌‌  این کار را با بررسی مقادیر بنیادی یک شرکت انجام‌‌ ‌‌می‌دهند.

در روش پایین به بالا (Bottom – top approach) تحلیل‌گر ابتدا به بررسی یک شرکت و به‌دست آوردن نسبت‌‌های مالی آن شرکت‌‌ ‌‌می‌پردازد. و سپس‌‌ آن‌ها را با عملکرد گذشتهٔ این شرکت و همچنین عملکرد شرکت‌‌هایی که با این شرکت در یک حوزه صنعتی قرار دارند، مقایسه‌‌ ‌‌می‌کند. ‌‌

سرمایه‌گذارانی که از این روش استفاده‌‌ ‌‌می‌کنند در ابتدا فاکتورهای اقتصاد خُرد را در نظر‌‌ ‌‌می‌گیرند و سپس به بررسی دیگر موارد‌‌ ‌‌می‌پردازند. این فاکتورها به‌طور کلی شامل وضعیت سلامت کلی مالی یک شرکت، بررسی گزارشات مالی، سرویس‌‌ها و محصولات تولید شده،‌‌ میزان عرضه و تقاضا، و دیگر اندیکاتورهای منفرد نشان‌دهندهٔ عملکرد یک شرکت در طول زمان‌‌ ‌‌می‌باشند.

انواع تحلیل‌‌های مالی

دو نوع تحلیل مالی وجود دارد:

  • تحلیل بنیادی (Fundamental analysis)
  • تحلیل تکنیکال (Technical Analysis)

تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis)

تحلیل بنیادی از نسبت‌‌های به‌دست آمده از اطلاعات موجود در گزارشات مالی، مانند مقدار درآمد شرکت به‌ازای هر سهم (Earnings per share – EPS) به‌منظور بدست آوردن ارزش کسب‌وکار استفاده‌‌ ‌‌می‌کند.

استفاده از تحلیل‌‌های نسبتی به‌علاوه نگاهی به اقتصاد و وضعیت مالی این شرکت، تحلیل‌گر را قادر‌‌ ‌‌می‌سازد تا بتواند ارزش ذاتی سهام (Intrinsic Value) را مشخص کند.

تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال چیست؟

هدف نهایی این است که ‌‌سرمایه‌گذار به عددی برسد که آن را بتواند با قیمت کنونی سهم مقایسه کند تا ببیند که ارزش سهم در حال حاضر بیش از اندازهٔ واقعی خود (Overvalued) یا کمتر از اندازهٔ واقعی خود (Undervalued) ‌‌می‌باشد.

تحلیل تکنیکال (Technical Analysis)

تحلیل تکنیکال از اطلاعات ثبت‌شده توسط فعالیت‌‌های ‌‌معامله‌گری، مانند اطلاعات ثبت‌شده در‌‌ میانگین‌‌های متحرک (Moving averages- MA’s) استفاده‌‌ ‌‌می‌کند.

لزوماً تحلیل‌گران تکنیکال بر این عقیده هستند که قیمتِ سهم از پیش، تما‌‌میِ ‌اطلاعاتِ موردِ نیاز و همچنین اطلاعات عمو‌‌می‌ منتشر شده در مورد قیمت یک سهم را در خود نمایش‌‌ ‌‌می‌دهد.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل‌گر تکنیکال تلاش‌‌ ‌‌می‌کند تا احساسات بازار در پس هر روند با نگاه کردن به الگوهای تشکیل شده در نمودار و همچنین بررسی دقیق ویژگی‌‌های بنیادی هر سهم تشخیص دهد.

مثال‌‌هایی از تحلیل‌‌های مالی

به‌عنوان مثالی از تحلیل بنیادی، در نظر بگیرید که شرکت سرویس‌‌های مالی دیسکاور (Discover financial services (مقدار سود به‌ازای هر سهم خود را در سه ماهه دوم سال 2019 برابر با 2.32 دلار اعلام نموده است. که این‌‌ میزان بیشتر از سود به‌ازای هر سهم اعلام شده در سه ماهه اول سال 2019 (که رقم 2.15 دلار بود)‌‌ ‌‌می‌شود.

یک تحلیل‌گر مالی که از روش تحلیل بنیادی به‌منظور بررسی بازار استفاده‌‌ ‌‌می‌کند این مورد را به‌عنوان یک نشانهٔ مثبت برای افزایش ارزش ذاتی سهم در نظر‌‌ ‌‌می‌گیرد.

پیش‌بینی eps

بنابراین، EPSهای پیش‌بینی شده برای آینده نیز افزایش‌‌ ‌‌می‌یابند. برای مثال، بر طبق اطلاعاتی که از سایت (Nasdaq.com) بدست آمده است، مقدار سود به ازای هر سهم پیش‌بینی شده این شرکت در سه ماههٔ سوم تا قیمت 2.29 دلار بالا‌‌ ‌‌می‌رود که بیشتر از مقدار پیش‌بینی شده در سه ماهه دوم سال 2019 و سطح قیمتی 2.11 دلار و همچنین بیشتر از مقدار پیش‌بینی شده در سه ماههٔ اول سال 2019 در سطح قیمتی 2 دلار‌‌ ‌‌می‌باشد.

همچنین در نظر بگیرید مقدار سود به‌ازای هر سهم (EPS) گزارش شده در دو ماههٔ اول سال 2019 از مقدار سود به‌ازای هر سهم پیش‌بینی شده برای آن تاریخ‌‌ها نیز بیشتر بوده است.

از سویی دیگر، تحلیل تکنیکالی که بر روی جفت ارز پوند بریتانیا  به دلار آمریکا (GBP/USD) پس از رأی به خروج این کشور از اتحادیه اروپا (Brexit) در ماه ژوئن سال 2016 انجام شد، نشان از افت شدید ارزش پوند بریتانیا داشت و این افت قیمتی به پایین‌‌‌ترین سطح خود در 31 سال اخیر رسید، که این خود در مقابل دلاری قرار‌‌ ‌‌می‌گیرد که پس از انجام این رأی روندی افزایشی را تجربه کرد.

برای یادگیری تحلیل مالی نیاز به تجربه و علم و ابزار مخصوص به آن است. اگر تاکنون هیج سابقه‌ای در زمینه بازارهای مالی و سرمایه‌گذاری ندارید بهتر است وارد این حوزه نشوید و یا برای شروع، مطالعات خود را از «درخت یادگیری» دیجی کوینر آغاز نمایید.

بازار گاوی در تحلیل تکنیکال چیست؟

بازار گاوی وضعیتی از یک بازار مالی است که در آن قیمت‌ها در حال افزایش هستند یا اینکه انتظار می‌رود افزایش یابند.

واژهٔ «بازار گاوی» اغلب اوقات در ارتباط به بازار بورس استفاده می‌شود ولی می‌توان دربارهٔ هرچیزی که معامله می‌شود مانند اوراق قرضه، مسکن، ارز ها و کامودیتی‌ها (مواد اولیه) به‌کار برد.

از آنجایی که قیمت‌های اوراق بهادار در معاملات اساساً به‌طور مداوم افت و خیز دارند، واژهٔ «بازار گاوی» معمولاً مختص بازه‌های طولانی است که قیمت بخش بزرگی از اوراق بهادار دارند افزایش می‌یابند. بازارهای گاوی تمایل دارند تا ماه‌ها و حتی سال‌ها ادامه یابند.

 

درک بازارهای گاوی

بازار گاوی با خوش‌بینی، اعتماد به نفس سرمایه‌گذار و انتظاراتی که باید برای مدت زمان طولانی با نتایج قوی ادامه یابند، توصیف می‌شود. پیش‌بینی مداوم اینکه روند بازار چه زمانی ممکن است تغییر کند، دشوار است. بخشی از این دشواری این است که تأثیرات روانی و حدس و سفته‌بازی‌ها ممکن است نقش مهمی را در بازار ایفا کنند.

بازار گاوی در تحلیل تکنیکال چیست؟
بازار گاوی وضعیتی از یک بازار مالی است که در آن قیمت‌ها در حال افزایش هستند یا اینکه انتظار می‌رود افزایش یابند. واژهٔ «بازار گاوی» اغلب اوقات در ارتباط به بازار بورس استفاده می‌شود ولی می‌توان دربارهٔ هرچیزی که معامله می‌شود مانند اوراق قرضه، مسکن، ارز ها و کامودیتی‌ها (مواد اولیه) به‌کار برد.

هیچ سنجه مشخصی و جهانی برای تشخیص بازار گاوی (مرجع) وجود ندارد. با این حال، شاید متداول‌ترین تعریف برای بازار گاوی وضعیتی هست که در آن ارزش سهام‌ها معمولاً بعد از افت 20 درصدی و قبل از یک افت 20 درصدی دیگر، 20% افزایش می‌یابند. چون پیش‌بینی کردن بازار گاوی کار سختی است، تحلیل‌گران معمولاً تنها بعد از آنکه این پدیده رخ داد، آن را تشخیص می‌دهند.

یک بازار گاوی جالب توجه در سال‌های اخیر بازهٔ بین 2003 تا 2007 بود. در این زمان، مارجین (حاشیه) شاخص S&P 500 بعد از یک افت، به‌طرز چشم‌گیری افزایش یافت، زمانی که بحران اقتصادی 2008 رخ داد، کاهش‌های بزرگی بعد از بازار گاوی، دوباره اتفاق افتاد.

ویژگی‌های بازار گاوی

بازارهای گاوی معمولاً وقتی اقتصاد رو به رشد است یا وقتی که قبلاً تقویت شده، صورت می‌گیرد. بازار گاوی تمایل دارد که هم راستا با تولید ناخالص داخلی (GDP) قوی و افت نرخ بیکاری رخ دهد و غالباً با افزایش سود شرکت‌ها مصادف می‌شود.

اعتماد به‌نفس سرمایه‌گذار تمایل دارد که در زمان بازار گاوی بالا برود. تقاضای کلی برای خرید سهام همراه با حال‌وهوای بازار، مثبت خواهد بود. به‌اضافه اینکه در بازار گاوی رشد کلی در میزان فعالیت IPO وجود خواهد داشت.

بازار گاوی در تحلیل تکنیکال چیست؟
بازارهای گاوی معمولاً وقتی اقتصاد رو به رشد است یا وقتی که قبلاً تقویت شده، صورت می‌گیرد. بازار گاوی تمایل دارد که هم راستا با تولید ناخالص داخلی (GDP) قوی و افت نرخ بیکاری رخ دهد و غالباً با افزایش سود شرکت‌ها مصادف می‌شود.

شایان ذکر است که بعضی از عوامل بالا نسبت به بقیه راحت‌تر قابل سنجش هستند. مثلاً در حالی که سود شرکت‌ها و نرخ بیکاری قابل سنجش‌اند، اندازه گرفتن وضعیت روانی حاکم بر بازار ممکن است سخت‌تر باشد.

عرضه و تقاضا برای اوراق بهادار بالا و پایین خواهد شد: عرضه ضعیف خواهد بود در حالی که تقاضا قوی خواهد بود. سرمایه‌گذاران برای خرید اوراق بهادار مشتاق خواهند بود حال آنکه تعداد کمی تمایل به فروش دارند. در بازار گاوی، سرمایه‌گذاران برای سود بیشتر، بیشتر راغب هستند تا در بازار (سهام) شرکت داشته باشند.

بازار گاوی در مقابل بازار خرسی

برعکس بازار گاوی، بازار خرسی است که با ریزش قیمت‌ها توصیف می‌شود و معمولاً با بدبینی پوشیده شده است.

در مورد منشأ این اصطلاحات، اعتقاد رایج این است که استفاده از «خرس» و «گاو» برای توصیف بازار از شیوهٔ حملهٔ این حیوانات به حریفان خود نشأت می‌گیرد.

گاو وحشی شاخ‌هایش را به سمت هوا پرتاب می‌کند در حالی که خرس با پنجه‌هایش به سمت پایین ضربه می‌زند. این اعمال تشبیهی برای روند یک بازار هستند. اگر روند رو به افزایش است، بازار گاوی است. اگر روند رو به کاهش است، بازار خرسی است.

بازار خرسی در تحلیل تکنیکال چیست؟

بازارهای گاوی و خرسی غالباً با چرخهٔ اقتصادی هم راستا هستند که شامل 4 مرحله است: توسعه، قله، رکود و دره.

شروع بازار گاوی اغلب شاخص برجسته‌ای برای توسعه اقتصادی است. چون احساسات عمومی دربارهٔ وضعیت اقتصادی آینده باعث افزایش ارزش سهام می‌شود، بازار همواره رشد می‌کند؛ حتی قبل از اینکه معیارهای گسترده‌تر اقتصادی مانند تولید ناخالص داخلی (GDP) شروع به رشد کنند.

به همین ترتیب، بازار خرسی قبل از آغاز رکود اقتصادی، شروع می‌شود. نگاهی به یک رکود اقتصادی معمولی در ایالات متحده آمریکا، سقوط بازار سهام را چندین ماه پیش از کاهش تولید ناخالص داخلی (GDP) نشان می‌دهد.

چگونه می‌توان از بازار گاوی بهره برد

سرمایه‌گذارانی که می‌خواهند از بازار گاوی سود ببرند، باید زودتر سهام بخرند تا از افزایش قیمت‌ها منفعت کنند و زمانی که قیمت به نقطهٔ اوج رسید آن‌ها را بفروشند.

با اینکه سخت است تعیین کنیم نقطهٔ اوج و فرود چه زمانی است، بیشتر ضررها حداقلی و موقتی هستند. در زیر، ما چند مورد از برجسته‌ترین استراتژی‌هایی که سرمایه‌گذاران موقع بازار گاوی استفاده می‌کنند را بررسی می‌کنیم اما چون که ارزیابی وضعیت بازار همان طور که الان وجود دارد دشوار است، این استراتژی‌ها تا حد کمی ریسک هم دارند.

بازار گاوی در تحلیل تکنیکال چیست؟
سرمایه‌گذارانی که می‌خواهند از بازار گاوی سود ببرند، باید زودتر سهام بخرند تا از افزایش قیمت‌ها منفعت کنند و زمانی که قیمت به نقطهٔ اوج رسید آن‌ها را بفروشند.

اگر از آن دسته افراد هستید که به تازگی با استراتژی‌های بازارهای مالی آشنا شده‌اید پیشنهاد میکنیم مقاله «استراتژی‌های تحلیل تکنیکال برای افراد تازه‌کار کدامند؟» را حتما مطالعه نمایید.

خرید و نگهداری

یکی از اساسی‌ترین راهبردهای سرمایه‌گذاری، روند خرید یک اوراق خاص و نگه‌داشتن آن برای فروش احتمالی در یک زمان دیگر است. این استراتژی نیازمند اطمینان از سمت سرمایه‌گذار است: چرا یک اوراق بهاداری را نگه دارم مگر آنکه انتظار دارم ارزش آن در آینده افزایش یابد؟ به همین دلیل، خوش‌بینی‌ای که همراه بازار گاوی می‌آید، کمک می‌کند تا رویکرد خرید و نگهداری را تقویت کند.

خرید و نگهداری افزایش یافته

خرید و نگهداری افزایش یافته گونه‌ای از استراتژی سر راست خرید و نگهداری است و شامل ریسک مضاعفی می‌شود. فرضیهٔ پشت رویکرد خرید و نگهداری افزایش یافته است، این است که یک سرمایه‌گذار تا زمانی که به رشد ارزش خود ادامه می‌دهد به افزودن موجودی خود در اوراقی به‌خصوص، ادامه دهد.

یک روش متداول برای افزایش موجودی این است که یک سرمایه‌گذار به‌ازای میزان از پیش تعیین‌شده‌ای که قیمت سهام افزایش می‌یابد، مقدار ثابت اضافی‌ای از سهام را خریداری کند.

افزودن در زمان اصلاح

«اصلاح» بازهٔ زمانی کوتاهی است که روند معمول قیمت یک سهام وارونه می‌شود. حتی در زمان بازار گاوی، بعید است که قیمت سهام فقط افزایشی باشد. بلکه محتمل هست که مواقع کوتاهی از زمان وجود داشته باشد که در آن افت کوچکی نیز رخ دهد حتی با اینکه روند کلی روبه‌بالا است.

استراتژی‌هایی برای معامله با سطوح فیبوناچی اصلاحی

برخی سرمایه‌گذاران در بازار گاوی به دنبال زمان اصلاح هستند و در این موقع برای خریدن اقدام می‌کنند. تفکر پشت این استراتژی این است که به‌فرض ادامهٔ بازار گاوی قیمت سهام مورد نظر خیلی سریع دوباره بالا برود، که در واقع پیش از افزایش، قیمت خرید پایین‌تری را برای سرمایه‌گذار فراهم می‌کند.

معامله کردن نوسانی (سوئینگ ترید) کامل

شاید تهاجمی‌ترین روش برای سرمایه‌گذاری در بازار گاوی پروسه‌ای به نام معاملهٔ نوسانیِ (سوئینگ ترید) کامل است. سرمایه‌گذارانی که از این روش استفاده می‌کنند نقش بسیار فعالی را برعهده می‌گیرند و با فروش استقراضی (Short-Sell) یا تکنیک‌های دیگر تلاش می‌کنند با تغییراتی که در چارچوب بازار گاویِ بزرگتر اتفاق می‌افتد، حداکثر سود را بیرون بکشنند.
نکات کلیدی

  • بازار گاوی بازهٔ زمانی از بازارهای مالی است که در آن  قیمت دارایی‌ها یا اوراق بهادار به‌طور مداوم افزایش می‌یابد.
  • تعریف متداول پذیرفته شده از بازار گاوی زمانی است که پس از دو کاهش 20 درصدی قیمت سهام، قیمت سهام 20% افزایش یابد.
  • معامله‌گران برای سودآوری از بازارهای گاوی از استراتژی‌های مختلفی از جمله «خرید و نگهداری افزایش یافته» و «اصلاح» استفاده می‌کنند.

نمونه بازار گاوی

پُربارترین بازار گاوی در تاریخ مدرن آمریکا در اواخر دوران رکود تورمی سال 1982 آغاز شد و هنگام ترکیدن حباب دات کام در سال 2000 به پایان رسید.

در این بازار گاوی سکولار (طولانی) – این اصطلاح (سکولار) به معنی بازار گاوی است که برای سالیان زیادی دوام داشته است – میانگین صنعتی داو جونز (DJIA) به‌طور متوسط 16.8 درصد بازدهی سالانه داشته است.

ارزش شاخص نَزدَک (NASDAQ) که بورسی غالباً تکنولوژی محور است بین سال‌های 1995 تا 2000 پنج برابر، از 1000 تا 5000، افزایش داشت. به دنبال بازار گاوی 2000-1982، یک بازار خرسی طولانی مدت وجود داشت. از 2000 تا 2009، بازار برای ایجاد جای پا در حال تقلا بود و متوسط 6.2- درصد بازدهی سالانه داشت. اما سال 2009 شاهد شروع یک بازار گاوی 10 ساله بود.

تحلیل‌گران بر این باورند که آخرین بازار گاوی در 9 مارچ 2009 آغاز شد و عمدتاً با صعود سهام شرکت‌های تکنولوژی‌محور هدایت می‌شد.

برای آشنایی با استراتژی های تحلیل تکنیکال و یادگیری دیگر شاخه‌های مربوط به آن پیشنهاد می‌کنیم حتما از «درخت یادگیری» دیجی کوینر دیدن نمایید.

چه افسانه هایی درباره بیت کوین وجود دارد؟

مانند بسیاری از زمینه‌های جدید سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران بالقوه در زمینهٔ رمز ارزها نیز در برخورد با این اکوسیستم جدید، سؤال‌های زیادی مطرح کرده‌اند. در چند سال گذشته، رمز ارزها بسیار مشهور شده‌اند، اما شهرت رمز ارزها همواره با دروغ‌ها، افسانه‌ها و شایعات همراه بوده است. در ادامه به برخی از افسانه‌های مشهور دربارهٔ رمز ارزها می‌پردازیم و میزان صحت آنها را بررسی می‌کنیم.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بیت کوین ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بیت کوین چیست؟» را مطالعه نمایید.

1. رمز ارزها اساساً برای فعالیت‌های غیرقانونی می‌باشند!

چه افسانه هایی درباره بیت کوین وجود دارد؟

یکی از قدیمی‌ترین و معمول‌ترین افسانه‌ها دربارهٔ رمز ارزها این است که از این نوع ارزها بیشتر برای فعالیت‌های غیرقانونی استفاده می‌شود. اگرچه نمی‌توان استفاده از رمز ارزها را در فعالیت‌های مجرمانه انکار کرد، اما این مجرمان، پول‌های سنتی را نیز در راستای اهداف شوم خود استفاده می‌کنند و برای آنها فرقی نمی‌کند. یکی از دلایلی که به این افسانه دامن زده است، ناشناس بودن فعالیت‌ها در اکوسیستم رمز ارزها می‌باشد که جزء جدانشدنی دنیای رمز ارزها می‌باشد. بیت کوین به‌عنوان اولین رمز ارز، شهرت زیادی در بازارهای سیاه مانند وب‌سایت Silk Road به‌دست آورد. اگرچه ناشناس بودن فعالیت‌ها در دنیای رمز ارزها ممکن است برای تبهکاران جذاب باشد، باید توجه کرد که فقط این‌گونه نقل‌وانتقال‌ها هستند که غیرقانونی می‌باشند و نه خود رمز ارزها. خلافکارها برای انجام فعالیت‌های خود از پول‌های سنتی نیز استفاده می‌کنند اما کسی خود این پول‌های سنتی را عامل خلاف نمی‌داند.

2. رمز ارزها هیچ ارزشی ندارند!

چه افسانه هایی درباره بیت کوین وجود دارد؟

دسته‌بندی رمز ارزها کار بسیار سختی است. در ایالات متحده آمریکا، سازمان دولتی IRS که وظیفهٔ خدمات درآمد حکومت فدرال ایالات متحده آمریکا را برعهده دارد، برای تعیین میزان مالیات رمز ارزها، چندین سال برای دسته‌بندی آنها وقت صرف کرده است. سرمایه‌گذاران به‌خوبی نمی‌دانند چگونه باید مالیات دارایی‌های خود را حساب و پرداخت کنند و یا از آنها در تراکنش‌های روزانه استفاده کنند. مطمئناً این موارد در شکل گرفتن این ذهنیت که رمز ارزها یک ایده و اختراع زودگذر هستند و به‌زودی نابود خواهند شد، مؤثر بوده است. اما در عمل، نه تنها شهرت رمز ارزها به‌طور کلی در حال افزایش بوده است، بلکه نحوهٔ عملکرد و سازماندهی آنها به‌صورتی است که وقوع این موارد را حداقل می‌کند. درست مانند سایر انواع پول‌ها، رمز ارزها در خرید کالا و خدمات به کار می‌روند و استفاده از آنها رو به افزایش می‌باشد. علاوه بر این، برخی هم از ویژگی دیگر این نوع ارزها استفاده می‌کنند و با خرید و نگه‌داشتِ رمز ارزها به‌دنبال حفظ ارزش دارایی و گاهاً کسب سود می‌باشند.

آیا رمز ارزها برای همیشه نابود خواهند شد؟

3. رمز ارزها امن نیستند!

چه افسانه هایی درباره بیت کوین وجود دارد؟

با افزایش شهرت و محبوبیت رمز ارزها، چندین کلاه‌برداری و دزدی در اکوسیستم رمز ارزها رخ داده است که در بین مردم این ذهنیت را ایجاد کرده که رمز ارزها ایمن نیستند. باید توجه داشت که در بسیاری از موارد، صرافی‌های رمز ارزها هدف اصلی حملات بوده‌اند و نه خود رمز ارزها. در دیگر موارد، هکرها از نقایص والت‌ها و سایر جنبه‌های اکوسیستم رمز ارزها برای پیشبرد اهداف شوم خود بهره برده‌اند. سرمایه‌گذارانی که دربارهٔ امنیت دارایی‌های دیجیتال نگران هستند، باید آگاه باشند که مانند بسیاری از دارایی‌های دیگر، خطراتی مانند هک، دزدی و کلاهبرداری در کمین داراریی‌های دیجیتال نیز می‌باشد اما با گذشت زمان، روش‌های متعددی برای افزایش امنیت دارایی‌های دیجیتال ایجاد شده است. علاوه بر این، بسیاری از دولت‌ها و سایر مؤسسات دولتی به تکنولوژی بلاک چین علاقه‌مند شده‌اند، یکی از دلایلی که این سازمان‌ها و نهادها به تکنولوژی بلاک چین روی آورده‌اند ایمنی بالا و پتانسیل‌های متعدد این تکنولوژی می‌باشد.

چگونه بیت کوین های خود را در برابر سرقت و هک حفاظت کنیم؟

4. رمز ارزها تأثیر مخربی روی محیط زیست می‌گذارند!

چه افسانه هایی درباره بیت کوین وجود دارد؟

نگرانی‌های محیط زیستی در استفاده از رمز ارزها شاید کمی عجیب به‌نظر برسد. با افزایش محبوبیت رمز ارزها، فعالیت ماینرها نیز در سراسر دنیا افزایش یافته است. هر حلقه استخراج بیت کوین، به توان محاسباتی بالایی نیاز دارد و تجهیزات استخراج با انرژی الکتریکی کار می‌کند. نکتهٔ مهم این است که اغلب، ارزش رمز ارزهای استخراج شده از هزینهٔ استخراج آنها بیشتر می‌باشد. به‌علاوه، بسیاری از رمزازها، مانند بیت کوین، تعداد کوین‌ها و توکن‌های قابل استخراج محدود می‌باشد. بعد از استخراج آخرین کوین یا توکن، ماینرها دیگر برای آنها رقابت نخواهند کرد و توان محاسباتی بالایی نیاز نمی‌باشد و در نتیجه انرژی مصرفی تجهیزات استخراج به‌شدت کاهش خواهد یافت.

بعد از استخراج تمام 21 میلیون بیت کوین چه خواهد شد؟

5. رمز ارزها یک کلاهبرداری می‌باشند!

چه افسانه هایی درباره بیت کوین وجود دارد؟

سرمایه‌گذاران در مورد کلاه‌برداری‌های احتمالی در اکوسیستم رمز ارزها باید بسیار با احتیاط عمل کنند. تعداد زیادی از عرضه اولیه کوین‌ها (ICO) با مقاصد کلاه‌برداری انجام شده‌اند اما سرمایه‌گذارارن هوشیار، در بازار رمز ارزها نیز مانند هر سرمایه‌گذاری دیگر با مقداری بدبینی و مقدار زیادی تحقیق و احتیاط عمل می‌کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد عرضه اولیه سکه می‌توانید از مطلب آموزشی «عرضه اولیه سکه (ICO) چیست؟» دیدن نمایید.

اگر سرمایه‌گذاران، وقت کافی برای تحقق و مطالعه دربارهٔ سرمایه‌گذاری خود صرف نکنند، ممکن است در دنیای اقتصاد سنتی هم گرفتار فعالیت‌های کلاه‌بردارانه و تقلب شوند. درست مانند اقتصاد سنتی، سرمایه‌گذاران در بازار رمز ارزها نیز باید به دقت موارد مشکوک را شناسایی و از آنها دوری کنند. اگرچه حذف کامل این فعالیت‌های تبهکارانه و تقلب‌ها غیرممکن است، اما می‌توان با تدابیری آنها را به‌شدت کاهش داد.

همبستگی در بورس و سایر بازارهای مالی چیست؟

همبستگی (Correlation) در صنایع مالی و سرمایه‌گذاری، یک مقدار آماری محسوب می‌گردد که میزان حرکت اوراق قرضه را نسبت به یکدیگر می‌سنجد. از همبستگی در سیستم‌های پیشرفته مدیریت سبد سهام (پورتفوی) استفاده می‌شود. همبستگی را با ضریبی به نام ضریب همبستگی می‌سنجند که عددی بین 1,0 ( همبستگی کامل) و 1,0- (همبستگی کاملاً عکس) می‌باشد.نکات مهم همبستگی در بورس:

  • همبستگی، مقداری آماری می‌باشد که درجهٔ حرکت دو متغیر را نسبت به یکدیگر می‌سنجد.
  • در امور مالی، همبستگی می‌تواند حرکت یک سهم را با شاخص معیار بازار بسنجد، مانند S&P500
  • همبستگی، میزان پیوستگی را می‌سنجد ولی نشان نمی‌دهد که X موجب رخ دادن وضعیت Y می‌شود یا بالعکس، و یا نشان نمی‌دهد که این شرایط توسط فاکتورهای شخص سومیِ غیرقابل مشاهده رخ می‌دهند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بازارهای مالی ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بازارهای مالی چیست؟» را مطالعه نمایید.

 

درکِ مفهوم همبستگی در بورس

همبستگی، میزان قدرت رابطه بین دو متغیر است و به‌صورت عددی، توسط ضریب همبستگی نشان داده می‌شود. مقادیر ضریب‌های همبستگی در بین محدوده 1.0 و 1.0- قرار دارند. یک ضریب همبستگی کامل دقیقاً 1 است. این به آن معناست که اگر ارزش اوراق قرضه حرکت کند، ارزش اوراق دیگر نیز به تبعیت از آن و در مسیر مشابه به سمت بالا یا پایین حرکت می‌کند.  اما یک همبستگی منفی (navigate correlation ) به آن معنا است که دو دارایی، در جهت‌های مخالف یکدیگر حرکت می‌کنند، هنگامی که عدد ضریب همبستگی 0 باشد، بر این موضوع دلالت دارد که هیچ‌گونه ارتباط خطی‌ای بین دو نمودار در کار نمی‌باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بورس می‌توانید از مطلب آموزشی «بورس چیست؟» دیدن نمایید.

همبستگی در بورس و سایر بازارهای مالی چیست؟

به‌عنوان مثال، صندوق سرمایه‌گذاری شرکت‌هایی که سهم‌شان سهم زیادی از بازار بورس را دارد و سرمایه‌شان در بازار بورس درصد و رقمی قابل‌توجه است، عموماً میزان همبستگی مثبت بالایی را با شاخص (S&P500) دارد. در این موارد ضریب همبستگی تقریباً یک می‌باشد.

سهام شرکت‌هایی که ارزش سهام آن‌ها در بازار زیاد نیست و سرمایهٔ قابل‌توجهی در بورس ندارند نیز همبستگی مثبتی نسبت به شاخص (S&P500) دارند ولی این میزان به‌طور تقریبی رقمی بالاتر از 0.8 نمی‌باشد.

با این حال، قیمت‌های قرارداد اختیار فروش و قیمت دارایی پایه آنها، تمایل به داشتن همبستگی منفی نسبت به هم دارند. برای مرور، قرارداد اختیار فروش این حق را به مالک می‌دهد تا مقداری مشخص از سهام پایه را به قیمتی از پیش تعیین‌شده و در یک چارچوب زمانی معین بفروشد. قراردادهای اختیار فروش (Put Options) به هنگامی که ارزش سهام پایه کاهش پیدا کند، به سوددهی می‌رسند. به‌عبارتی دیگر، از آنجایی که قیمت سهام افزایش می‌یابد قیمت قرارداد اختیار فروش کاهش پیدا می‌کند، که این نشان‌دهندهٔ یک همبستگی منفی قوی (Negative Correlation) می‌باشد.

فرمول همبستگی به شرح زیر است:

مثالی از همبستگی در بورس:

مدیران سرمایه‌گذاری، معامله‌گران و تحلیل‌گران، محاسبهٔ مقدار همبستگی را امری مهم می‌دانند. زیرا مزایای کاهش ریسک سبدهای سهام مختلف به این اعداد بستگی دارند.

فایل‌های اکسل مالی و نرم‌افزارها می‌توانند به‌سرعت مقدار همبستگی را محاسبه کنند.

به‌عنوان یک مثال فرضی، تصور کنید یک تحلیل‌گر نیاز به‌حساب همبستگی برای این دو مجموعه داده دارد:

(X: (41, 19, 23, 40, 55, 57,33

(Y: (94, 60, 74, 71, 82, 76, 61

‌ سه قدم برای پیدا کردن میزان همبستگی وجود دارد. اولین قدم، جمع تمام ارقام  X برای پیدا کردن مجموع (X)ها و بعد، جمع تمام ارقام Y برای گردآوری مجموع (Y) و ضرب ارقام X  در ارقام متناظر در مجموعه Y و در نهایت جمع کردن آنها با یکدیگر برای به‌دست آوردن مجموع (X, Y) می‌باشد.

SUM(X) = (41 + 19 + 23 + 40 + 55 + 57 + 33) = 268

SUM(Y) = (94 + 60 + 74 + 71 + 82 + 76 + 61) = 518

SUM(X,Y) = (41 x 94) + (19 x 60) + (23 x 74) + … (33 x 61) = 20,391

قدم بعدی این است که باید هر رقم X را به توانِ 2 برسانیم و مجموع این ارقام  را برای پیدا کردن مجموع X^2) ) با هم جمع کنیم. عمل مشابه باید برای ارقام مجموعه Y اجرا شود.

SUM(X^2) = (41^2) + (19^2) + (23^2) + … (33^2) = 11,534

SUM(Y^2) = (94^2) + (60^2) + (74^2) + … (61^2) = 39,174

با توجه به اینکه تعداد داده‌های ما 7 می‌باشد (n=7) ، از فرمول زیر می‌توان برای محاسبهٔ ضریب همبستگی (r) استفاده شود:

در این مثال میزان ضریب همبستگی برابر خواهد بود با:

r = (7 x 20,391 – (268 x 518) / [SquareRoot((7 x 11,534 – 268^2) x (7 x 39,174 – 518^2))] = 3,913 / 7,248.4 = 0.54

آربیتراژ بازار چیست؟

آربیتراژ بازار (Market Arbitrage) به خریدوفروش هم‌زمان سهام در بازارهای مختلف برای بهره بردن از قیمت‌های متفاوت بین دو بازار مجزا اشاره دارد.

نکات مهم آربیتراژ بازار:

  • آربیتراژ مارکت، به خریدوفروش هم‌زمان سهام در بازارهای مختلف برای بهره بردن از قیمت‌های متفاوت بین دو بازار مجزا اشاره دارد.
  • فرصت آربیتراژ بازار معمولاً به‌علت ناهماهنگی اطلاعات بین خریدارها و فروشنده‌ها افزایش می‌یابد.
  • آربیتراژ بازار، از لحاظ نظری، فعالیت بدون ریسکی می‌باشد، چون معامله‌گرها معمولاً مقدار برابری از یک سهم مشخص را هم‌زمان در یک بازار می‌خرند و در بازار دیگر می‌فروشند.

درک آربیتراژ بازار

آربیتراژ، بنا به تعریف، عبارت است از سوءِاستفاده از تفاوت قیمت یک دارایی در بازارهای مختلف برای کسب سود بدون ریسک. این موضوع فقط زمانی امکان‌پذیر است که بازارها، برخلاف اعتقاد عمومی، کارآمد نیستند. در یک معاملهٔ آربیتراژ بازار، معامله‌گر آربیتراژ، سهمی را در یک بازار با قیمت بالاتر می‌فروشد، در حالی که همان مقدار سهم را در بازاری با قیمت کمتر می‌خرد. سود حاصله برابر است با تفاوت قیمت در این دو بازار.

آربیتراژ بازار فقط زمانی می‌تواند عملی باشد که دارایی‌ای که به‌صورت جهانی قابل معامله می‌باشد در بازارهای مختلف قیمت متفاوت داشته باشد. از لحاظ نظری، قیمت یک دارایی باید در تمام بازارهای معامله یکنواخت باشد، اما در عمل همیشه این‌طور نیست. این فقدان یکنواختی فرصت آربیتراژ بازار را فراهم می‌کند.

ربات‌ها چه نقشی در مبادلات رمزارزها دارند؟

به‌عنوان مثال، اگر قیمت سهام شرک ABC در بورس نیویورک 25 دلار باشد و قیمت همین سهم در بورس لندن 25.15 دلار باشد، معامله‌گر آربیتراژ می‌تواند با توجه به اختلاف قیمت (0.15 دلار به ازای هر سهم) در این دو بورس، سود کسب کند.

از لحاظ نظری، مارکت آربیتراژ، فعالیت بدون ریسکی می‌باشد چون تریدر مقدار معنی از سهم مشخص را هم‌زمان در یک بازار می‌خرد و در بازار دیگر می‌فروشد. اگرچه ایدهٔ سود بی‌ریسک در مارکت آربیتراژ معمولاً صحیح است، معامله‌گر آربیتراژ معمولاً ریسک نوسان قیمت در بازار را در نظر می‌گیرد. قیمت سهام ممکن است به‌طور غیرمنتظره در بازار خرید افزایش یابد و معامله‌گر آربیتراژ ضرر کند.

انجام معامله آربیتراژ

فرصت‌های مارکت آربیتراژ زیاد پیش نمی‌آید و در صورت ایجاد عمر محدودی دارد، چون طبق نیروهای عرضه و تقاضا، قیمت‌ها به سرعت یکنواخت می‌گردند. ذاتاً انجام مارکت آربیتراژ به‌خودی خود، به‌سرعت باعث از بین رفتن فرصت آربیتراژ می‌شود.

آربیتراژ بازار چیست؟
سود بردن از فرصت‌های مارکت آربیتراژ نیازمند سرمایه‌های کلان می‌باشد و به‌همین دلیل است که شرکت‌های سرمایه‌گذاری بزرگ (حقوقی‌ها و hedge funds) هستند که قابلیت سود بردن از این فرصت‌ها را دارند. تفاوت قیمت معمولاً چند سِنت می‌باشد. فرصت مارکت آربیتراژ معمولاً به‌علت اطلاعات ناهماهنگ بین خریداران و فروشندگان ایجاد می‌شود. اگرچه نظریهٔ بازارهای کارآمد در عمل کار می‌کند، بازارها همیشه به‌صورت 100% کارآمد نیستند.

سود بردن از فرصت‌های مارکت آربیتراژ نیازمند سرمایه‌های کلان می‌باشد و به‌همین دلیل است که شرکت‌های سرمایه‌گذاری بزرگ (حقوقی‌ها و hedge funds) هستند که قابلیت سود بردن از این فرصت‌ها را دارند. تفاوت قیمت معمولاً چند سِنت می‌باشد.

فرصت مارکت آربیتراژ معمولاً به‌علت اطلاعات ناهماهنگ بین خریداران و فروشندگان ایجاد می‌شود. اگرچه نظریهٔ بازارهای کارآمد در عمل کار می‌کند، بازارها همیشه به‌صورت 100% کارآمد نیستند.

یکی از مواقعی که بازار ناکارآمد است، زمانی است که قیمت پیشنهادی یک فروشنده کمتر از قیمت پیشنهادی خریدار است. به این حالت “تفاوت منفی (negative spread)” می‌گویند. به‌عنوان مثال این حالت ممکن است زمانی رخ دهد که یک بانک قیمتی روی یک ارز بگذارد، در حالی که بانکی دیگر همان ارز را با قیمتی متفاوت عرضه کند. وقتی چنین شرایطی پیش می‌آید فرصت مارکت آربیتراژ ایجاد می‌شود؛ که کشف این فرصت‌ها تجربهٔ بالایی می‌خواهد.

آیا از آربیتراژ در عمل استفاده کرده‌اید؟ سوالات و نظرات خود را در مورد مقاله «آربیتراژ بازار چیست؟» با ما به اشتراک بگذارید.

چگونه از حجم معاملاتی برای بهبود معامله گری خود استفاده کنید؟

حجم معاملاتی (trading volume)، اندازه‌گیری‌ای از میزان معامله یک دارایی مالی (financial asset)، در یک بازهٔ زمانی مشخص می‌باشد. در خصوص سهام، حجم معاملاتی از طریق تعداد سهام مبادله شده، و در مورد قراردادهای آتی و یا قراردادهای اختیار خرید، حجم معاملاتی براساس تعداد قراردادهایی که در آن‌ها تغییر مالکیت رخ‌داده است، محاسبه می‌شود. اعداد و دیگر اندیکاتورهایی که از اطلاعات حجمی استفاده می‌کنند، توسط نمودارهای آنلاین تأمین شده‌اند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد حجم معاملات می‌توانید از مطلب آموزشی «حجم معاملات در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

نگاه به حجم‌های معاملاتی و الگوهای حجمی در طی زمان، می‌تواند میزان قدرت هر یک از حرکات صعودی و یا نزولی قیمت را نمایش دهد. این مورد در خصوص معامله‌گران قراردادهای اختیار معامله (options) نیز صدق می‌کند. در این نوع از قراردادها، حجم معاملاتی به‌عنوان اندیکاتوری از میزان علاقه‌مندی بازار به قرارداد، محسوب می‌شود. در واقع، حجم معاملاتی نقشی مهم در تحلیل تکنیکال ایفا می‌کند و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اندیکاتورهای تکینکال، شناخته می‌شود.

نکات کلیدی:

  • حجم معاملاتی، اندازه‌گیری‌ای از میزان سهام مبادله شده در بازار، قراردادهای معامله‌شده در بازار، قراردادهای معاملات آتی (futures)، و قراردادهای اختیار معامله (options) می‌باشد.
  • حجم می‌تواند اندیکاتوری از میزان قدرت بازار باشد. بازارهایی که روند صعودی داشته و میزان حجم در آن‌ها نیز در حال افزایش است، به‌طور معمول به‌عنوان بازارهایی سالم و قدرتمند شناخته می‌شوند.
  • زمانی که قیمت با حجم معاملاتی بالا، به سمت پایین حرکت می‌کند، روند در حال جمع‌آوری قدرت برای آغاز حرکت نزولی خود می‌باشد.
  • زمانی که قیمت با کاهش حجم، به قله‌های قیمتی جدیدی می‌رسد، باید توجه مضاعفی داشته باشیم. زیرا ممکن است یک بازگشت قیمتی در این ناحیه شکل بگیرد.
  • حجم در تعادل (On Balance Volume)، و اندیکاتور کلینگر (Klinger Indicator)، مثال‌هایی از ابزارهای استفاده‌کننده از اطلاعات حجم می‌باشند.

بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

راهنمایی‌هایی در خصوص استفاده از حجم معاملاتی برای بهبود معامله گری

راهنمایی‌هایی در خصوص استفاده از حجم معاملاتی

زمانی که به بررسی حجم معاملاتی می‌پردازید، رهنمودهایی برای تشخیص میزان قدرت و یا ضعف یک حرکت قیمتی وجود دارند. به‌عنوان معامله‌گر، ما علاقه‌مند هستیم که به حرکات قیمتی قدرتمند وارد شویم و زمانی که ضعف در روند دیده می‌شود، در بازار شرکت نکنیم – و یا حتی منتظر یک نقطهٔ ورود مناسب، برای ورود به جهتی مخالف با حرکت ضعیف قیمت، باشیم. این نکات در تمامی موارد و شرایط، درست نمی‌باشند، اما می‌توانند راهنمایی‌هایی کلی برای اتخاذ تصمیم‌های معاملاتی به‌شمار روند.

1 . تأییدیه روند

یک بازار صعودی باید شاهد افزایش حجم معاملاتی باشد. خریداران برای افزایش قیمت‌ها، باید شاهد افزایش میزان اشتیاق خرید بازار باشند. افزایش قیمت در عین کاهش حجم معاملاتی، می‌تواند نشان‌دهندهٔ کاهش میزان علاقهٔ مردم به آن دارایی باشد. و این، یک نشانه از بازگشت روند احتمالی می‌باشد. ممکن است هضم این موضوع برای شما در ابتدا مشکل باشد، اما حقیقت این است که افزایش و یا کاهش قیمت‌ها با حجم معاملاتی پایین، سیگنالی قوی به‌شمار نمی‌رود. کاهش و یا افزایش قیمت‌ها با حجم معاملاتی بالا، سیگنالی قوی‌تر بوده و نشان‌دهندهٔ یک تغییر در موارد بنیادی سهم می‌باشد.

2. حرکات بدون انرژی در بازارها و حجم معاملاتی

در یک بازار صعودی و یا نزولی، شما می‌توانید حرکات فرسودگی/خستگی (Exhaustion Moves) را مشاهده کنید. این حرکات، حرکات تیز قیمتی‌ای هستند که با یک افزایش شدید در حجم معاملاتی همراه می‌شوند که نشان‌دهندهٔ احتمال پایان روند موجود می‌باشند. در این حالت، شرکت‌کنندگان بازار صبر کرده و می‌ترسند که حرکات صعودی بیشتری از قیمت از دست بدهند، موضوعی که خود باعث خستگی خریداران می‌شود.

در کف یک بازار، قیمت‌های در حال سقوط باعث خروج دسته‌ای بزرگ از معامله‌گران می‌شود. که خود باعث ایجاد نوسان در بازار و افزایش حجم معاملاتی می‌گردد. معمولاً پس از رخ دادن این اتفاق، شاهد کاهش حجم معاملاتی هستیم. اما نحوهٔ ایفای نقش حجم معاملاتی در روزهای آتی، هفته‌ها و ماه‌های آینده است که باید مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.

3. نشانه‌های صعودی

حجم می‌تواند در یافتن نشانه‌های صعودی (bullish signs) بسیار کاربردی باشد. برای مثال، در نظر بگیرید که میزان حجم معاملاتی پس از حرکت نزولی قیمت، افزایش پیدا کرده است. قیمت در ادامه به سمت بالا حرکت کرده، و سپس حرکتی به سمت پایین خواهد داشت. اگر حرکت نزولی قیمت نتواند به کف قبلی برسد و حجم معاملاتی در طی حرکت نزولی دوم کم شده باشد، می‌توان این موارد را جزو نشانه‌های صعودی تفسیر کرد.

4. حجم و بازگشت‌های قیمتی

پس از یک حرکت صعودی – نزولی طولانی‌مدت، ممکن است قیمت شروع به حرکت در یک محدودهٔ مشخص (رِنج) کند. رِنجی که در آن میزان حرکات قیمتی کم بوده، و حجم معاملاتی سنگین می‌باشد. این می‌تواند نشان‌دهندهٔ یک بازگشت قیمت احتمالی باشد، و در صورت رخ دادن این بازگشت قیمتی، جهت حرکت قیمت تغییر خواهد کرد.

5. حجم و شکست‌های قیمتی در برابر شکست‌های قیمتی کاذب

در ابتدای یک شکست از محدودهٔ رِنج در نمودار، افزایش حجم معاملاتی می‌تواند نشان‌دهندهٔ قدرت حرکت قیمت باشد. تغییری کوچک در حجم معاملاتی و یا کاهش حجم معاملاتی در یک شکست قیمتی، می‌تواند نشان از عدم تمایل شرکت‌کنندگان و احتمال کاذب بودن شکست قیمتی را بدهد.

6. تاریخچهٔ حجم معاملاتی

باید حجم‌های معاملاتی را نسبت به اطلاعات ثبت شده تاریخی آن، بررسی کنیم. بررسی حجم معاملاتی امروز و حجم معاملاتی 50 سال پیش، کمکی به ما نمی‌کند، زیرا اطلاعات 50 سال گذشته امروزه دیتاهایی غیرمرتبط محسوب می‌شوند. هر چه دیتاهای حجمی استفاده شده نزدیک‌تر به زمان حال باشد، ارتباط بیشتری با وضعیت فعلی خواهد داشت و کاربردی‌تر خواهد بود.

نکتهٔ مهم: حجم معاملات، معمولاً به‌عنوان یک اندیکاتور نقدینگی بازار (indicator of liquidity) در نظر گرفته می‌شود. زیرا سهام یا بازارهایی که بیشترین حجم معاملاتی را دارند، دارای بیشترین میزان نقدینگی نیز هستند و بهترین گزینه برای معامله گری کوتاه‌مدت (short-term trading) به‌شمار می‌آیند، زیرا که بسیاری از خریداران و فروشندگان آمادهٔ معامله در قیمت‌های مشخص می‌باشند.

سه اندیکاتور حجم معاملاتی

سه اندیکاتور حجم معاملاتی

اندیکاتورهای حجم، فرمول‌های ریاضی هستند که به‌صورت بصری در پلتفرم‌های نموداری، به نمایش گذاشته می‌شوند. هر اندیکاتور از فرمولی متفاوت استفاده می‌کند، و معامله‌گران باید اندیکاتوری ر ا پیدا کنند که بتوانند بیشترین بهره را از آن ببرند. اندیکاتورها ضروری نیستند، اما می‌توانند کمک شایانی در پروسهٔ تصمیم‌گیری به شما کنند. بسیاری از اندیکاتورهای حجم وجود دارد که می‌توانید از بین آن‌ها انتخاب کنید. در ادامه با چند مورد از آن‌ها آشنا خواهید شد.

1 . اندیکاتور حجم تعادلی

چگونه از حجم معاملاتی برای بهبود معامله‌گری خود استفاده کنید؟

اندیکاتور حجم تعادلی (On Balance Volume – OBV)، یک اندیکاتور ساده اما مؤثر می‌باشد. به‌صورت قراردادی، در صورت بسته شدن بازار در سطوحی بالاتر، به حجم اضافه‌شده و در صورت بسته شدن بازار در سطوحی پایین‌تر، از میزان حجم کاسته می‌شود. این اندیکاتور مجموعه‌ای از کل حجم بازار را به شما ارائه کرده و میزان انباشتگی در هر یک از سهام را نشان می‌دهد. این اندیکاتور می‌تواند واگرایی‌ها (divergences) را نیز به نمایش بگذارد. مانند زمانی که قیمت در حال افزایش بوده، اما حجم معاملاتی یا با سرعت کمتری رشد کرده – یا شروع به سقوط کرده است.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد واگرایی می‌توانید از مطلب آموزشی «واگرایی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

2. اندیکاتور جریان پول چایکین (Chaikin Money Flow)

چگونه از حجم معاملاتی برای بهبود معامله‌گری خود استفاده کنید؟

افزایش قیمت‌ها باید با افزایش میزان حجم همراه شوند. به‌همین دلیل اندیکاتور جریان نقدی چایکین، بر روی افزایش حجم – به هنگام افزایش قیمت‌ها – توجه می‌کند و یا بر روی بخش انتهایی رنج معاملاتی روزانه تمرکز کرده و به بررسی قدرت حرکت مربوط می‌پردازد. زمانی که قیمت بسته شدن در محدودهٔ بالایی رنج روزانه قرار گیرد و حجم معاملاتی نیز در حال افزایش باشد؛ ارزش سهم در حال افزایش می‌باشد. زمانی که قیمت بسته شدن در بخش پایین رنج روزانه باشد، ارزش در سهم، منفی خواهد بود. اندیکاتور جریان پول چایکین می‌تواند به‌عنوان یک اندیکاتور کوتاه‌مدت استفاده شود، زیرا این اندیکاتور نوسانی بوده و بیشتر برای بررسی واگرایی‌ها به‌کار می‌رود.

3. نوسان سنج کلینگر (Klinger Oscillator)

چگونه از حجم معاملاتی برای بهبود معامله‌گری خود استفاده کنید؟

نوسانات انجام‌شده در سطوح بالایی و پایینی خط صفر، می‌تواند به‌عنوان کمکی جهت دریافت سیگنال‌های معاملاتی استفاده شود. اسیلاتور کلینگر میزان جمع‌شدگی (خرید – Accumulation) و میزان پخش‌شدگی (فروش – Distribution) و حجم آن‌ها را، در طی بازهٔ زمانی داده شده می‌سنجد.

جمع‌بندی

حجم معاملاتی یک ابزار کاربردی برای بررسی روندها می‌باشد و همان طور که در این مقاله مشاهده کردید؛ راه‌های زیادی برای استفاده از آن وجود دارد. می‌توان از دستورالعمل‌های ساده‌ای برای بررسی میزان قدرت و یا ضعف حرکات بازار، استفاده کرد. همچنین می‌توان از این دستورالعمل‌ها برای بررسی این موضوع که آیا حجم، در حال تأیید یک حرکت قیمتی می‌باشد و یا سیگنال از یک بازگشت قیمتی می‌دهد نیز، به کار رود.

اندیکاتورهایی که براساس حجم معاملاتی ساخته شده‌اند، در برخی از مواقع می‌توانند در پروسهٔ تصمیم‌گیری به شما کمک کنند. به‌طور خلاصه، با وجود اینکه حجم معاملاتی یک ابزار دقیق نیست، سیگنال‌های ورود و خروج به بازار می‌توانند از طریق بررسی حرکات قیمت (price action)، حجم معاملاتی و اندیکاتورهای حجمی، به‌دست آیند.

به انتهای مقاله چگونه از حجم معاملاتی برای بهبود معامله گری خود استفاده کنید؟ رسیدیم، اگر شما هم تجربه ای در خصوص استفاده از حجم معاملاتی در معامله دارید لطفا با دیجی کوینر به اشتراک بگذارید.

الگوی جهش گربه مرده در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی جهش گربه مرده (Dead Cat Bounce) یک بهبود موقتی در قیمت دارایی‌هایی می‌باشد که مدتی طولانی را در نزول قیمتی به سر برده‌اند و یا بازارهای خرسیای (نزولی) که توسط یک روند نزولی ادامه یافته است. الگوی جهش گربه مرده یک بهبود کوتاه و موقتی در قیمت در حال کاهش یک دارایی مانند سهام می‌باشد.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بازار خرسی ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بازار خرسی در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

روندهای نزولی به‌طور متناوب توسط دوره‌های بهبودی کوتاهی – رالی‌های کوچک و کوتاه‌مدت قیمتی – مختل می‌شوند. در این مدت قیمت به‌مرور افزایش می‌یابد. نام «جهش گربه مرده» از این موضوع نشأت می‌گیرد که حتی یک گربه مرده هم پس از پرتاب‌شدن از ارتفاع کافی و با سرعت کافی پس از برخورد با زمین خواهد جهید.

نکات مهم:

  • الگوی جهش گربه مرده یک بهبود موقت طی یک افت قیمتی طولانی‌مدت و یا طی یک بازار نزولی است که توسط یک روند نزولی ادامه پیدا کرده است.
  • این الگو به‌عنوان یک الگوی ادامه‌دهنده (Continuation Pattern) محسوب می‌گردد. در ابتدای امر ممکن است این الگو به‌شکل یک بازگشت قیمتی از روند غالب دیده شود. اما در واقع این الگو ادامه‌ای بر روند نزولی سابق خود خواهد بود.
  • الگو های جهش گربه مرده معمولاً پس از تکمیل‌شان مشخص می‌شوند.

الگوی ادامه دهنده روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی جهش گربه مرده چه چیزهایی را به شما می‌گوید؟

الگوی جهش گربه مرده (مرجع) یک الگوی قیمتی در تحلیل تکنیکال می‌باشد که توسط تحلیل‌گران تکنیکال مورد استفاده قرار می‌گیرد. این الگو در دستهٔ الگوهای ادامه‌دهنده قرار می‌گیرد. حرکت جهشی این الگو ممکن است در ابتدا این تصور را به‌وجود بیاورد که بازگشت قیمتی و تغییر روند قیمتی در راه است؛ اما این جهش به‌سرعت توسط ادامهٔ روند نزولی غالب به‌سمت پایین حرکت خواهد نمود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد روند می‌توانید از مطلب آموزشی «روند در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

پس از این که قیمت ناحیه‌ای پایین‌تر از کف سابق خود رسید، الگوی جهش گربه مرده ما به‌طور کامل تشکیل شده و قابل مشاهده می‌باشد. معامله‌گرانِ کوتاه‌مدتی (Short term Traders) می‌توانند از این رالی کوچک قیمتی برای کسب سود استفاده نمایند. همچنین سرمایه‌گذاران و دیگر معامله‌گران می‌توانند از این رالی کوچک به‌عنوان یک نقطهٔ ورودی مناسب برای ورود به معاملات فروش (Sell) استفاده نمایند.

نمودار الگوی جهش گربه مرده
نمودار الگوی جهش گربه مرده

روندهای نزولی مرتباً توسط رالی‌های کوچک و حرکات کوتاه‌مدت قیمت به سمت بالا منقطع می‌گردند. این می‌تواند نتیجهٔ بسته شدن معاملات فروش توسط معامله‌گران و باز کردن معاملات خرید با این فرض که روند نزولی پایان یافته است (و این نقطه، نقطهٔ کف – Bottom – نمودار است) باشد.

الگوی جهش گربه مرده یک الگوی قیمتی است که معمولاً پس از شکل‌گیری کامل شناخته می‌شود. تحلیل‌گران بازار ممکن است از برخی از ابزار های تحلیل تکنیکال و فاندامنتال (بنیادی) جهت پیش‌بینی موقتی بودن این الگو استفاده نمایند. یک الگوی جهش گربه مرده می‌تواند در سطوح گستردهٔ اقتصادی، مانند اعماق یک دورهٔ رکودی، و یا در قیمت یک سهم و یا گروهی از سهام مشاهده شود.

تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال چیست؟

به‌مانند تشخیص قله یا قعر بازار (Markets Peak or Trough) تشخیص یک الگوی جهش گربه مرده زودتر از رخ دادن کامل آن، حتی برای سرمایه‌گذاران با تجربهٔ مملو از دشواری می‌باشد. برای مثال در ماه مارس سال 2009، نوریِل روبینی (Nouriel Roubini) از دانشگاه نیویورک مراحل ابتدایی بهبود بازار (پس از بحران سال 2008) را یک الگوی جهش گربه مرده نامید و بیان داشت که سقوط قیمتی به سمت پایین ادامه خواهد داشت. در واقعیت اما، ماه مارس سال 2009 آغاز یک روند ممتد و طولانی مدت صعودی بود که در نهایت، از بالاترین قلهٔ ثبت‌شدهٔ سابق بازار نیز گذر نمود.

مثالی از یک الگوی جهش گربه مرده

بیایید یک مثال تاریخی را در نظر بگیریم. قیمت سهام شرکت سیسکو سیستمز (Cisco Systems Inc. – NASDAQ: CSCO) تا قلهٔ 82 دلاری به‌ازای هر سهم تا قبل از سقوط تا سطح 15.81 دلاری به‌ازای هر سهم در ماه مارس سال 2001 (که نتیجهٔ ترکیدن حباب دات کام بود) صعود نموده بود. در این زمان قیمت سهام سیسکو شاهد رخ دادن تعداد زیادی الگوی جهش گربه مرده بود.

قیمت سهام تا سطح 20.44 دلاری تا ماه نوامبر سال 2001 صعود نمود، سپس دوباره تا سطح 10.48 دلاری تا ماه سپتامبر سال 2002 سقوط نمود. تا ماه ژوئن سال 2016، سهام سیسکو با قیمت 28.47 دلار به‌ازای هر سهم مبادله می‌شد؛ که این میزان تقریباً برابر با 1/3 قله قیمتی دوران حباب تکنولوژیکی اوایل هزاره (سال 2000) بود. در سال 2019 اما، قیمت سهام سیسکو قلهٔ جدیدی را در سطح 47.50 دلاری ثبت نمود.

محدودیت‌های الگوی جهش گربه مرده

همان طور که بالاتر اشاره شد، در بیشتر اوقات، الگوی جهش گربه مرده تنها پس از تشکیل شدن کامل آن دیده می‌شود. این بدین معنی است که معامله‌گران ممکن است ادامهٔ شیب نزولی پس از این جهش را دیده و جهش قیمتی رخ داده را الگوی جهش گربه مرده تشخیص دهند. در حالی که در واقعیت، جهش قیمتی ثبت شده و نزول قیمتی اندک پس از آن، نشان از برگشت روندی در بازار (Trend Reversal) بوده است و نه یک جهش قیمتی کوتاه مدت. در چنین حالتی معامله‌گران ممکن است سیگنال یک روند صعودی بلندمدت و قدرتمند را با یک الگوی جهش گربه مرده اشتباه بگیرند.

چگونه معامله‌گران می‌توانند تفاوت بین یک تغییر روند در بازار و یک الگوی جهش گربه مرده را تشخیص دهند؟ اگر می‌توانستیم به این سؤال به‌سادگی پاسخ دهیم، می‌توانستیم سودهای زیادی را به‌دست بیاوریم. در واقع هیچ روش ساده‌ای برای یافتن نقطهٔ کف بازار و تشخیص دادن دو مورد فوق از یکدیگر وجود ندارد.

اندیکاتور وسعت بازار در تحلیل تکنیکال چیست؟

اندیکاتورهای وسعت بازار (Breadth Indicators) فرمول‌های ریاضی‌ای هستند که تعداد سهام‌های روبه‌بالا و روبه‌پایین و یا حجم آنها را محاسبه می‌کنند تا مشارکت در تغییرات قیمت شاخص سهام را محاسبه کنند. با ارزیابی اینکه چه تعداد سهام در حال افزایش یا کاهش قیمت هستند و اینکه چه میزان از این سهام‌ها معامله می‌شوند، اندیکاتورهای وسعت بازار به تأیید روند شاخص قیمت سهام کمک می‌کنند یا می‌توانند نسبت به بازگشت قریب‌الوقوع قیمت هشدار دهند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد تحلیل تکنیکال ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

نکته‌های مهم:

  • اندیکاتورهای وسعت بازار معمولاً به‌خودیِ خود سیگنال‌های معاملاتی ارائه نمی‌دهند، بلکه تصویر کلی از بهبود بر روی شاخص را ارائه می‌دهند.
  • معمولاً، وقتی اندیکاتور وسعت بازار و شاخص بورس در حال رشد هستند، نشان‌دهندهٔ این است که مشارکت جدی‌ای در افزایش قیمت وجود دارد. این بدان معنی است که احتمالاً افزایش قیمت ادامه خواهد داشت.
  • همین مفهوم در مورد اندیکاتور وسعت بازار در حال سقوط و شاخص سهام در حال افت اعمال می‌شود.
  • هنگامی که اندیکاتور وسعت بازار و شاخص سهام واگرایی نشان دهند، ممکن است اخطار بازگشت داده شود. سهم‌های کمتری در جهت رشد شاخص سهام حرکت می‌کنند. این بدان معناست که شاخص بورس می‌تواند در حال تغییر جهت باشد.

محاسبهٔ اندیکاتورهای وسعت بازار

تعدادی اندیکاتورهای وسعت بازار وجود دارد که هر کدام فرمول و روش محاسبه خود را دارند. برخی از اندیکاتورهای وسعت بازار تجمعی هستند و ارزش روزانه به مقدار قبلی اضافه می‌شود یا از آن کم می‌شود. برخی دیگر غیرتجمعی هستند و روزانه یا دوره‌ای امتیاز دادهٔ خود را ارائه می‌دهند.

اندیکاتور وسعت بازار در تحلیل تکنیکال چیست؟

یکی از ساده‌ترین اندیکاتورهای وسعت بازار، Advance/Decline Line (خط پیشرفت-پسرفت) است. این اندیکاتور یک اندیکاتور تجمعی است که در آن پیشرفت‌های خالص (تعداد سهام در حال پیشرفت – تعداد سهام رو به کاهش) از یا به مقدار قبلی کم یا اضافه می‌شود.

اندیکاتور وسعت بازار به شما چه می‌گوید؟

اندیکاتورهای وسعت بازار، معامله‌گران و سرمایه‌گذاران را با نمای کلی از بازار مجهز می‌کند. “بازار سهام” معمولاً با استفاده از شاخص‌های بورس بررسی می‌شود.

به‌عنوان مثال، خط پیشرفت -پسرفت (خط AD) شاخص S&P 500 یک راهنمای تجمعی برای این است که آیا سهام‌های بالاتر در حال افزایش یا کاهش در طول زمان هستند. این محاسبه تمایل کلی سرمایه‌گذار را در کلیه سهام‌های موجود در این شاخص نشان می‌دهد.

اندیکاتورهای وسعت بازار در درجه اول برای دو هدف استفاده می‌شوند:

  • تمایل بازار (رویکرد به بازار) – اندیکاتورهای وسعت بازار می‌توانند به تعیین اینکه احتمالاً بازار بالا می‌رود (رشد می‌کند) یا سقوط می‌کند، کمک کنند.
  • قدرت روند – اندیکاتورهای وسعت بازار می‌توانند به‌تعیین قدرت یک روند صعودی یا نزولی کمک کنند.

اندیکاتورهایِ وسعتِ بازارِ مختلفی وجود دارد که معامله‌گران و سرمایه‌گذاران می‌توانند در تحلیل خود از آنها استفاده کنند.

برخی از اندیکاتورهای وسعت بازار مشهور دیگر، جدا از خط پیشرفت -پسرفت (خط AD) شامل موارد زیر می‌باشند:

  • اندیکاتور حجم تعادلی (On Balance Volume) که با توجه به اینکه آیا سهام یا شاخص، بالاتر یا پایین‌تر از قیمتِ بسته شدن قبلی بسته شده است، مقدار حجم را به مقدار قبلی اندیکاتور اضافه یا از آن کم می‌کند.
  • شاخص McClellan Summation
  • شاخص (Arms Index (TRIN که نسبت سهم‌های افزایشی به کاهشی را در بازار نشان می‌دهد و از تقسیم سهم‌های افزایشی یه کاهشی در بازار به‌دست می‌آید.
  • نوسانگر چایکین (Chaikin Oscillator) که براساس تغییر حجم و قیمت نوسان می‌کند.
  • Up/Down Volume Ratio (نرخ حجم بالا/پایین) که برابر است با نسبت حجم سهم‌های افزایشی به حجم سهم‌های کاهشی.
  •  Up/Down Volume Spread (نرخ گسترش بالا/پایین) که برابر با حجم بالای معاملات منهای حجم پایین است.

اندیکاتور A/D در تحلیل تکنیکال چیست؟

اندیکاتورهای وسعت بازار دیگری نیز وجود دارند.

معامله‌گران و سرمایه‌گذاران ممکن است از اندیکاتورهای وسعت بازار مختلف برای اهداف مختلف استفاده کنند. به‌عنوان مثال، اندیکاتور حجم تعادلی (On Balance Volume) در بررسی فشار خرید و فروش، حجم را هم مدنظر قرار می‌دهد و فقط نشان‌دهندهٔ قیمت نمی‌باشد، در حالی که شاخص McClellan Summation شامل یک فرمول پیچیده‌‌تر است که باعث تولید سیگنال‌های خریدوفروش واقعی می‌شود.

برخی از اندیکاتورهای وسعت بازار، از جمله نوسان‌گر چایکین (Chaikin Oscillator) و اندیکاتور حجم تعادلی (On balance volume) می‌توانند برای تک سهم‌ها یا حتی دارایی‌های دیگر اعمال شوند. سایر اندیکاتورهای وسعت بازار (از جمله خطAD  یا (Arms Index  فقط براساس شاخص‌ها محاسبه می‌شوند.

معامله‌گران از اندیکاتورهای وسعت بازار در رابطه با دیگر روش‌های تحلیل تکنیکال مانند الگوهای نمودار و شاخص‌های تکنیکال استفاده می‌کنند تا شانس موفقیت را به حداکثر برسانند. به‌عنوان مثال، اگر خط AD کاهشی شود در حالی که S&P 500 همچنان در حال افزایش باشد، معامله‌گران شاخص S&P 500 را زیرنظر می‌گیرند تا روند صعودی آن متوقف شود و خط روند خود را بشکند. این امر، تأییدیهٔ خوبی برای شروع کاهشی شدن روند قیمت می‌باشد. بنابراین معامله‌گر می‌تواند از موقعیت خرید  (longs) خارج شود و یا موقعیت‌های فروش (Short) را آغاز کند.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

مثال از اندیکاتورهای وسعت بازار

نمودار زیر دو اندیکاتورهای وسعت بازار، حجم تعادلی (on balance volume) و شاخص تحمیلی بازار (Force Index)  را در نمودار SPDR S&P 500 ETF (SPY) نشان می‌دهد.

مثال از اندیکاتورهای وسعت بازار

شاخص تحمیلی (Force Index) (در پایین نمودار) در اوایل فوریه در طی افت بازار، روند نزولی سریعی را نشان می‌دهد و صعود نسبتاً ضعیفی در سرتاسر دوره دارد. On Balance Volume حجم صعودی در طی دورهٔ بهبودی فوریه و مارس و حجم متوسط در ماه‌های بعد را نشان می‌دهد. این اندیکاتورها نشان می‌دهند که بازار بین ماه آوریل و ژوئن نسبتاً خنثی است.

تفاوت بین اندیکاتورهای وسعت بازار و سایر اندیکاتورهای تکنیکال

اندیکاتورهایِ وسعتِ بازار، زیرمجموعه‌ای از حوزهٔ بزرگ‌ترِ اندیکاتورهای تکنیکال هستند. در حالی که اندیکاتورهای وسعت بازار تلاش می‌کنند میزان مشارکت و استحکام را در حرکات سهام یا شاخص نشان دهند، اندیکاتورهای تکنیکال اهداف وسیع‌تری دارند. اندیکاتورهای تکنیکال می‌توانند برای تحلیل حجم یا قیمت، تولید سیگنال‌های معاملاتی یا تعریف کردن محدودهٔ حمایت و مقاومت – support and resistance – استفاده شوند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سطوح حمایت و مقاومت می‌توانید از مطلب آموزشی «سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

محدودیت استفاده از اندیکاتورهای وسعت بازار

اندیکاتورهای وسعت بازار همیشه هشدار بازگشت نمی‌دهند. همچنین آنها همیشه حرکت قیمتی را تأیید نمی‌کنند، حتی اگر قیمت در همان جهت حرکت کند.

بیشتر اندیکاتورهای وسعت بازار مستعد ابتلا به برخی ناهنجاری‌های موقعیتی هستند. در حالی که معامله‌گران معمولاً با افزایش قیمت به دنبال افزایش حجم معاملات هستند، اما این اتفاق همیشه نمی‌افتد. روندهای بازار ممکن است مدت زیادی در حجم کاهشی یا حتی مشارکت کاهشی باقی بمانند، که منجر به واگرایی اندیکاتورهای وسعت بازار خواهد شد اما لزوماً منجر به بازگشت قیمت نمی‌شود.

برخی از اندیکاتورهای وسعت بازار نیز ممکن است به‌خاطر روش محاسبهٔ آنها، خوانش‌های عجیب ایجاد کنند. برای مثال، اندیکاتور حجم تعادلی – On Balance Volume، ممکن است در روزی با حجم (معاملاتی) بالا، پرش یا سقوط چشم‌گیری داشته باشد، اما قیمت فقط با اندک اختلافی از قیمت باز شدن بازار بسته شود. در این حالت قیمت به‌سختی جابه‌جا می‌شود، اما اندیکاتور حرکت بزرگی را نشان می‌دهد.