Skip to main content

چگونه یک ماینر بیت کوین را راه‌اندازی کنیم؟

با مطالعهٔ این مقاله متوجه خواهید شد که دستگاه‌های ماینر بیت کوین چگونه کار کرده و معنی استخراج را خواهید آموخت. برای شناخت و درک این مباحث، ابتدا می‌بایست از مرحلهٔ تئوری عبور کرده و سپس به مرحلهٔ عمل رسید. چگونه می‌توانید یک ماینر ‌بیت کوین را راه‌اندازی کرده و شروع به استخراج رمز ارز کنید؟ به‌منظور این کار در ابتدا می‌بایست در خصوص انتخاب سخت‌افزار مناسب تصمیم‌گیری کنید.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد استخراج بیت کوین می‌توانید از مطلب آموزشی «استخراج بیت کوین» دیدن نمایید.

زمانی که قصد انتخاب این سخت‌افزار را دارید باید در مورد دو نکتهٔ مهم فکر کنید:

هش‌ریت (HashRate) یا قدرت هش، تعداد محاسباتی است که سخت‌افزار شما می‌تواند در هر ثانیه انجام دهد. منظور از انجام محاسبات همان تلاش برای حل مسئلهٔ ریاضیاتی است. هش‌ریت برحسب مگاهش، گیگاهش و تراهش بر ثانیه (MH/sec، GH/sec و TH/sec) اندازه‌گیری می‌شود. هرچه هش‌ریت شما بالاتر باشد، احتمال اینکه شما یک بلوک را حل کنید افزایش می‌یابد. در سایت بیت کوین ویکی می‌توانید به اطلاعات کافی در مورد هش‌ریت دستگاه‌های مختلف دست یابید.

هش چیست؟

زمانی که می‌خواهید یک سخت‌افزار را انتخاب کنید بهتر است نگاهی به میزان مصرف انرژی آن ابزار بیندازید. نیروی لازم برای انجام این محاسبات از الکتریسیته تأمین شده و مصرف الکتریسیته نیز هزینه‌بَر است. اگر تمام پول شما صرف الکتریسیته برای استخراج ارز شود در این صورت کار استخراج برای شما به‌صرفه‌ نخواهد بود.

برای محاسبهٔ این موضوع که به‌ازای هر وات انرژی مصرفی چند هش دریافت می‌کنید، مقدار هش را بر تعداد وات تقسیم کنید.

برای مثال، اگر شما یک ابزار 500 GH/sec با مصرف انرژی 400 وات در اختیار دارید، آنگاه به‌ازای هر وات شما 1.25 GH/sec هش دریافت می‌کنید. برای بررسی میزان هزینه‌های مصرفی می‌توانید قبض برق خود را چک کرده یا از ماشین‌حساب آنلاین محاسبهٔ قیمت برق استفاده کنید.

با این وجود، در اینجا به شما یک هشدار رسمی در خصوص استفاده از کامپیوتر برای ران ‌کردن سخت‌افزار استخراجی می‌دهیم. علاوه بر ماینر بیت کوین، کامپیوتر شما نیز از برق استفاده می‌کند و شما می‌بایست این فاکتور را در محاسبات خود اعمال کنید.

سه دسته سخت‌افزار برای ماینرهای بیت کوین وجود دارد: GPUها، FPGAها و ASICها. در بخش بعدی به بررسی جزئیات دقیق این موارد می‌پردازیم.

چگونه میتوان از GPU در استخراج رمز ارز بهره برداری کرد؟

استخراج بیت کوین با CPU/GPU

کم‌‌توان‌ترین سخت‌افزار استخراج بیت کوین، کامپیوتر شماست. از نظر تئوری، می‌توانید از CPU کامپیوتر برای استخراج بیت کوین استفاده کنید. اما در عمل، این روش در مقایسه با استانداردهای امروزی بسیار کُند بوده که آن ‌هم امتیاز خاصی برای آن محسوب نمی‌شود.

چگونه یک ماینر بیت کوین را راه‌اندازی کنیم؟

شما می‌توانید با افزودن سخت‌افزار گرافیکی به کامپیوتر رومیزی خودتان نرخ هش بیت کوین خود را افزایش دهید. کارت‌های گرافیکی، واحدهای پردازش گرافیکی (GPUها) را شکل می‌دهند. این واحدها برای رفع مسائل ریاضیاتی طراحی شد‌ه‌اند، در نتیجه می‌توانند تمام چندضلعی‌های پیچیدهٔ مورد نیاز در بازی‌های ویدئویی پیشرفته را محاسبه کنند.

یکی از نکات خوب در رابطه با GPUها این است که در این واحدها دست شما برای انتخاب گزینه‌های مختلف باز است. برخلاف سایر گزینه‌هایی که بعداً در خصوص آن‌ها بحث خواهیم کرد، علاوه بر پردازش بیت کوین، از این واحدها می‌توان در پردازش سایر رمز ارزها نیز استفاده کرد. به‌عنوان مثال، لایت کوین از یک الگوریتم کاری متفاوت با بیت کوین به نام اسکریپت (رمزنگاری) استفاده می‌کند. اسکرپیت به‌گونه‌ای بهینه‌سازی شده تا مورد پسند CPUها و GPUها باشند. همین امر باعث می‌شود تا ماینرهای GPU به یک گزینهٔ خوب برای کسانی که قصد سوییچ و اتصال بین ارزهای مختلف را دارند تبدیل شود.

این روزها روش استخراج با GPUها کنار گذاشته شده است. با رونمایی از دستگاه‌های ASIC سختی شبکه به‌شدت ارتقا یافته است. ارتقا سختی شبکه به‌حدی بوده که کارت‌های گرافیکی دیگر قابلیت رقابت با این روش را ندارند.

استخراج بیت کوین با FPGA

FPGA یک مدار یکپارچه است که به‌گونه‌ای طراحی شده تا پس از ساخت بتوان آن را پیکربندی و تنظیم کرد. این قابلیت، تولید‌کنندهٔ سخت‌افزار استخراجی را قادر می‌سازد تا تراشه‌ها را به‌صورت حجمی خریداری کرده و قبل از قراردادن آن بر روی تجهیزات خود، اقدام به سفارشی‌سازی آن‌ها کند. از آنجایی که این تراشه‌ها به‌منظور استخراج سفارشی‌سازی می‌شوند، باعث بهبود عملکرد CPUها و GPUها می‌شوند. مشاهده شده که FPGAهای تک‌تراشه‌ای در بالاترین توان خود با توان حدود 750 MH/sec به عملیات پرداخته‌اند. البته می‌توان بیش از یک تراشه در یک جعبه قرار داد.

ماینر بیت کوین ASIC

ماینرهای اسیک دستگاه‌هایی هستند که استخراج بیت کوین را با سرعت بالا انجام می‌دهند. ASICها به‌طور خاص تنها برای انجام یک کار طراحی شده‌اند: استخراج بیت کوین با سرعت سرسام‌آور و مصرف انرژی نسبتاً کم. از آنجایی که این تراشه‌ها به‌طور ویژه برای کار استخراج طراحی و ساخته شده‌اند، دستگاه‌های گرانی محسوب شده و زمان زیادی صرف ساخت آن‌ها می‌شود. با وجود گران بودن، سرعت پردازش این تراشه‌ها بسیار بالاست. اکنون که در حال نگارش این مقاله هستیم، واحدهایی با سرعت 5-500 GH/sec به‌فروش می‌رسند، البته باید بگوییم که ارسال و حمل این تراشه‌ها به یک مشکل تبدیل شده است. در حال حاضر فروشندگان، ابزارهای ASIC با توان بسیار بالاتری تولید کرده‌اند که قادرند با سرعت 2TH/sec به عملیات استخراج بپردازند.

چگونه یک ماینر بیت کوین را راه‌اندازی کنیم؟

قبل از اقدام به خرید، قابلیت سوددهی پیش‌بینی‌شدهٔ ماینرِ خود را محاسبه کنید. برای این کار می‌توانید از ماشین‌حساب‌های مخصوص محاسبهٔ سودآوری استخراج که به‌صورت آنلاین در دسترس هستند استفاده کنید. در انجام این محاسبه شما می‌توانید پارامترهایی نظیر هزینهٔ تجهیزات، نرخ هش، مصرف برق و قیمت فعلی بیت کوین را به‌عنوان پارامتر ورودی در نظر گرفته و از آن‌ها برای محاسبهٔ مدت‌زمان بازگشت سرمایهٔ خود استفاده کنید.

یکی از پارامترهای کلیدی در اینجا، سختی موجود در شبکه است. این متریک سطح سختی حل بلوک‌های تراکنش را تعیین کرده و بسته به هش‌ریت متفاوت است. اساساً به دلیل ورود ابزارهای ASIC به بازار، احتمالاً مبحث سختی شبکه نیز افزایش خواهد یافت. بنابراین بهتر است این متریک را به محاسبات خود افزوده تا ببینید وضعیت بازگشت سرمایهٔ شما در مقایسه با وضعیت بازگشت سرمایهٔ مورد پسند مردم چگونه است.

هنگامی که سخت‌افزار خود را انتخاب کردید، می‌بایست چندین کار دیگر نیز انجام دهید. بسته به اینکه کدام تجهیزات را انتخاب می‌کنید، برای استفاده از آن می‌بایست یک نرم‌افزار را ران کنید. عموماً هنگامی که از GPUها و FPGAها استفاده می‌کنید، به یک کامپیوتر میزبان جهت ران کردن دو چیز احتیاج خواهید داشت: بیت کوین کلاینت و نرم‌افزار استخراج‌.

بیت کوین کلاینت، نرم‌افزاری است که اطلاعات مربوط به شبکه و معاملات را ارائه می‌دهد. این نرم‌افزار کامپیوتر شما را به شبکه متصل کرده و آن را قادر به هدایت تراکنش‌ها و ردیابی بلاک چین می‌کند. از زمان شروع می‌بایست زمانی را جهت دانلود بلاک چین بیت کوین صرف کنید. این نرم‌افزار اطلاعات را بین دستگاه ماینر و شبکهٔ بیت کوین تنظیم و توزیع می‌کند. نرم‌افزار استخراج بیت کوین، سخت‌افزار را وادار به انجام کارهای دشوار می‌کند. در این کارهای دشوار، سخت‌افزار از بلوک‌های تراکنش عبور کرده تا مسائل را برای نرم‌افزار حل کند. بسته به سیستم عامل شما، انواع مختلفی از نرم‌افزار در دسترس هستند. این نرم‌افزارها برای سیستم عامل‌هایی نظیر ویندوز، Mac OS X و غیره در دسترس هستند.

ممکن است شما برای اسیک ماینر خود نیازمند نرم‌افزارهایی باشید، اگرچه برخی مدل‌های جدیدتر اسیک، تنظیمات پیش‌فرض شامل آدرس استخر بیت کوین را دارا هستند. پس در نتیجه تنها کافی است تا شما دو شاخه را به برق متصل کنید.

یک توسعه‌دهندهٔ فعال سیستم عاملی را تولید کرده که به‌منظور اجرا بر روی Raspberry Pi (یک رایانه تک برد) طراحی شده است. این سیستم یک سیستم عامل کامپیوتری لینوکس با ابعاد یک کارت اعتباری و با هزینهٔ کم است که به‌گونه‌ای طراحی شده تا برق بسیار کمی مصرف کند. از این سیستم عامل می‌توان برای برق‌رسانی به یک ماینر متصل به USB استفاده کرد.

ماینرهای USB بیت کوین چگونه کار می کند؟

اکنون شما یک ماینر را راه‌اندازی کرده‌اید. خوش بحالتان! اما اگر با سایر افراد کار نکنید شانس بسیار کمی برای موفقیت در استخراج بیت کوین خواهید داشت. به‌عنوان مثال، برای کار با سایر افراد می‌توانید به یک استخر استخراج محلق شوید.

این روزها صنعت استخراج بیت کوین به‌جای عمل در سطح فردی، بر روی سطح استخری کار می‌کند. برخی از بزرگترین استخرهای ماینرهای بیت کوین عبارتند از F2Pool، Poolin، Slush Pool و AntPool.

چه چیزهایی با بیت کوین می‌توان خرید؟

بازرگانان در بدو ورود بیت کوین علاقهٔ زیادی به این رمز ارز نشان داده و به‌سرعت آن را وارد خرده‌فروشی‌ها و فروشگاه‌های آنلاین خود کردند. اما پس از مدتی و به دلیل افزایش هزینه‌های تراکنش این رمز ارز، علاقهٔ بازرگانان به این صنعت تا حد زیادی از بین رفت و جذابیت آن به‌عنوان یک وسیلهٔ مبادلاتی کاهش یافت.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بیت کوین و کارایی آن می‌توانید از مطلب آموزشی «بیت کوین چیست» دیدن نمایید.

باید بگوییم که این موضوع بدین معنا نیست که هیچ بازاری برای خرج کردن بیت کوین وجود ندارد اما این موضوع خیلی هم بیراه نیست.

براساس تحقیقی که در سال 2019 و توسط شرکت بیمه HSB انجام شد مشخص گردید که بیش از یک‌سوم کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط در آمریکا رمز ارزها را پذیرفته و 59 درصد از آن‌ها برای استفاده‌های شخصی اقدام به خرید بیت کوین می‌کنند.

یکی از مزایای اجرای کسب‌وکار با استفاده از رمز ارزها، سهولت در انجام تراکنش‌های فرامرزی و ناشناس بودن است، مگر آنکه شما خواستار پرداخت حضوری باشید.

با پذیرش بیت کوین، بازرگانان به یک بازار وسیع‌تر دسترسی یافته و به دلیل بازگشت‌ناپذیر بودن تراکنش‌های بیت کوین دیگر نگرانی زیادی بابت تراکنش اصلاحی نخواهند داشت.

آیا پرداخت با بیت کوین شبیه پرداخت با کارت‌های اعتباری می‌باشد؟

در سال 2019، شرکت AT&T به‌عنوان اولین شرکت مخابراتی در آمریکا پرداخت‌های رمز ارزی را از طریق بیت‌پی پذیرفت.

اگر می‌خواهید از بیت کوین برای خرید هدیه استفاده کنید، بهترین راه‌حل تهیهٔ کارت هدیه از طریق Gyft یا eGifter است. دریافت‌کنندهٔ این کارت هدیه می‌تواند این کارت هدیه را در یکی از فروشگاه‌های موجود خرج کند.

چه چیزهایی با بیت کوین می‌توان خرید؟

اگر بیت کوین دارید می‌توانید هزینهٔ بلیط هواپیماها و رزرو هتل‌ها را از طریق سایت‌های اکسپدیا (Expedia)، چیپ‌ایر (CheapAir) و سرف‌ایر (Surf Air) بپردازید. اگر بلندپرواز هستید، می‌توانید هزینهٔ مسافرت فضایی خود را از طریق ویرجین‌گالاکتیک (Virgin Galactic) بپردازید.

شرکت مایکروسافت در اپ‌استور خود که محلی برای دانلود فیلم، بازی و غیره است، بیت کوین قبول می‌کند. همچنین شما می‌توانید اشتراک شرکت twitch که یک شرکت آنلاین برای مشاهده و استریم بازی و ویدئو و غیره است را با بیت کوین پرداخت کنید.

برخی از نوازندگان (Bjork، Imogen، G-Eazy، Dolly Parton) در ازای دریافت رمز ارز اجازهٔ دانلود آهنگ‌های خود را به شما می‌دهند.

آیا می‌خواهید خانهٔ خود را تجهیز کنید یا اینکه می‌خواهید یک هدیهٔ خاص برای یک شخص خریداری کنید؟ در سال 2014، Overstock یکی از بزرگترین فروشگاه‌هایی بود که خرید با بیت کوین را پذیرفت. در سال 2014 پاتریک بایرن، overstock را تأسیس کرد. وی هنوز هم یکی از فعال‌ترین طرفداران تکنولوژی است.

آیا علاقه‌مند به داشتن مقداری طلا هستید؟ Pixley، APMEX و JM Bullion در ازای دریافت بیت کوین، به شما شمش طلا تحویل می‌دهند.

اگر گرسنه‌اید و ساکن آمریکا نیز هستید، PizzaforCoins در ازای دریافت بیت کوین، یک پیتزا را درب منزل – بسته به محلی که زندگی می‌کنید – به شما تحویل خواهد داد.

اگر تشنهٔ کسب علم و دانش هستید، بسیاری از دانشگاه‌های خصوصی و دولتی و همچنین تعدادی از مدارس پیش‌دبستانی در نیویورک، بیت کوین نیز قبول می‌کنند.

برخی از شرکت‌های قانونی و حسابداری در ازای دریافت رمز ارز خدمات خود را ارائه می‌دهند.

البته همواره می‌توانید کمک‌های مالی خود را به سایت‌های خیریه یا سرمایه‌گذاری جمعی مانند BitHope، BitGive یا Fidelity Chatitable به‌صورت بیت کوین پرداخت کنید.

برای دریافت لیست فروشگاه‌های آفلاینی که در نزدیکی شما هستند و بیت کوین قبول می‌کنند، سایت‌های Spendabit یا CoinMap را چک کنید.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

تراکنش های بیت کوین چگونه کار می‌کنند؟

اکنون که کیف پول بیت کوین خود را راه‌اندازی کرده و آمادهٔ انجام اولین تراکنش خود هستید، بیایید نگاهی به‌نحوهٔ کار تراکنش های بیت کوین بیندازیم. در تراکنش های بیت کوین سه متغیر کلیدی وجود دارد: مقدار، ورودی و خروجی. یک ورودی همان آدرسی است که پول از طرف آن ارسال شده است. خروجی، آدرسی است که وجوه را دریافت می‌کند. از آنجایی که یک کیف پول می‌تواند محتوی چندین آدرس ورودی باشد، شما می‌توانید پول را از یک یا چند ورودی به یک یا چند خروجی ارسال کنید. همچنین در تراکنش های بیت کوین یک بخش برای نگهداری از داده‌ها وجود داشته که اجازهٔ ثبت بدون تغییر داده‌ها را در بلاک چین می‌دهد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد کیف پول بیت کوین می‌توانید از مطلب آموزشی «کیف پول بیت کوین» دیدن نمایید.

ولی نکتهٔ منحصربه‌فرد در مورد تراکنش های بیت کوین این است که اگر شما یک تراکنش یا معامله را که ارزش آن کمتر از کل مقدار موجود در ورودی شما است آغاز کنید، باقیماندهٔ موجودی شما به خروجی اصلی شما بازگردانده نمی‌شود. در واقع، این باقیمانده از طریق یک آدرس ثالث جدید در اختیار شما قرار خواهد گرفت. این موضوع بدین معنا است که کیف پول شما عموماً محتوی چندین آدرس بوده و شما می‌توانید وجوه خود را از طریق این آدرس‌ها جابه‌جا کرده و از آن برای انجام معاملات خود استفاده کنید.

تراکنش های بیت کوین چگونه کار می‌کنند؟

تاکنون آموخته‌اید که چگونه بیت کوین بخرید و چگونه آن را ذخیره کنید. بنابراین می‌دانید که کلیدهای خصوصی و عمومی چه هستند و همچنین می‌دانید که برای انجام تراکنش های خود به آن‌ها نیاز دارید. برای انجام یک تراکنش، کلید خصوصی، مقدار بیت کوینی که قصد ارسال آن را دارید و آدرس خروجی را بر روی نرم‌افزار بیت کوین موجود در کامپیوتر یا گوشی هوشمند خود وارد کنید.

چگونه بیت کوین خود را ذخیره کنیم؟

در مرحلهٔ بعد، نرم‌افزار، امضای ایجاد شده از طرف کلید خصوصی شما را تولید کرده تا این تراکنش را جهت اعتبارسنجی و تأیید به شبکه اعلام کند. باید این موضوع برای شبکه اثبات شود که بیت کوین منتقل شده به شما تعلق داشته و تاکنون آن را خرج نکرده‌اید. برای اینکه این دو مورد اثبات شود، شبکه تمام تراکنش های قبلی را که به‌صورت عمومی بر روی شبکه قرار دارند بررسی می‌کند. زمانی که شبکهٔ بیت کوین صحت تناسب کلید خصوصی شما را با کلید عمومی ارائه شده اثبات کند – بدون دانستن اینکه کلید خصوصی شما چیست – تراکنش شما تأیید می‌شود.

اکنون این تراکنش در یک “بلاک” گنجانده شده و به بلاک قبلی ضمیمه می‌شود و در نهایت تراکنش به بلاک چین افزوده می‌شود. هر تراکنش به یک شناساگر منحصربه‌فرد به نام شناسه تراکنش (txid) متصل است. این شناساگر شبیه به یک رشته 64 کاراکتری از اعداد و حروف تصادفی است. شما می‌توانید با وارد کردن شناسهٔ تراکنش بر روی نوار جستجوی اکسپلورر بلاک چین به ردیابی و جستجوی یک تراکنش مشخص بپردازید.

تراکنش‌ها نمی‌توانند ناتمام بمانند و یا نمی‌توان در آن‌ها مداخله کرد، زیرا اگر چنین شود می‌بایست تمام بلوک‌های وارد شده به بلاک چین را مجدداً وارد شبکه کرد. فرآیند انجام تراکنش یک فرآیند آنی و فوری نیست. از آنجایی که بلاک چین بیت کوین یک شبکه نسبتاً بزرگ است و تراکنش های بسیار زیادی در آن در حال انجام است، زمان زیادی صرف پردازش یک تراکنش در شبکه بلاک چین می‌شود.

زمان لازم برای تأیید تراکنش های بیت کوین متفاوت بوده و بسته به ترافیک بلاک چین و اندازهٔ تراکنش شما بین چند دقیقه تا چند روز به طول می‌انجامد. ماینرها تمایل دارند تا تراکنش های بزرگ‌تر با هزینهٔ بیشتر را سریع‌تر از تراکنش های کوچک‌تر انجام دهند. زمانی که تراکنش شما تأیید شد، این تراکنش به‌طور تغییرناپذیر و برای همیشه ثبت می‌شود. اگر تمایل به مشاهدهٔ تراکنش های بیت کوین در شبکه دارید می‌توانید به سایت Blockchain.info مراجعه کنید.

رکود بزرگ چیست؟

رکود بزرگ (Great Depression) بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین رکود اقتصادی در تاریخ مدرن جهان است. این رکود بزرگ با درهم شکستن بزرگ بازار سهام در سال 1929 (Stock Market crash of 1929) آغاز شد و تا پایان سال 1946، یک سال پس از پایان جنگ جهانی دوم ادامه یافت. اقتصاددانان و تاریخ‌دانان، معمولاً این واقعه را به‌عنوان فاجعه‌آمیزترین رخداد اقتصادی در قرن 20 توصیف می‌کند.

درهم شکسته شدن بازار سهام

در دوران رکود کوتاه‌مدت که از سال 1920 تا 1921 به طول انجامید، (که به آن  رکود فراموش‌شده (forgotten depression) نیز گفته می‌شود)، بازار سهام ایالات متحده آمریکا نزدیک به 50 درصد سقوط کرد، و مجموع سود بازار تا سطح 90 درصد افت کرد. هرچند، اقتصاد ایالات متحده آمریکا در ادامهٔ دهه رونق گرفت و موفق بود. در دورانی تحت عنوان (roaring twenties) عموم مردم با بازار سهام آشنایی پیدا کردند و با سرعت به آن ورود کردند.

رکود بزرگ چیست؟

هیجان معامله‌گران، هم بر روی بازارهای املاک (Real State Markets) و هم بر روی بازار اوراق بهادار نیویورک (New York Stock Exchange – NYSE) تأثیر گذاشت. سست شدن میزان عرضهٔ پول و سطوح بالای معامله با مارجین توسط سرمایه‌گذاران باعث شدند تا رشد بیش از اندازه در قیمت دارایی‌ها همچنان افزایش پیدا کند. این رشد بی‌سابقه تا ماه اکتبر سال 1929 ادامه یافت تا جایی که قیمت‌ها به بالاترین سطح خود، که بیش از 30 برابر بیشترین مقدار بود، برسند؛ و شاخص میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones Industrial Average – DJIA) نیز به میزان 500 درصد در طی تنها 5 سال رشد نمود. مجموعهٔ تمامی این فاکتورها در نهایت باعث شدند که بازار سهام درهم بشکند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شاخص میانگین صنعتی داوجونز می‌توانید از مطلب آموزشی «شاخص میانگین صنعتی داوجونز چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • رکود بزرگ، بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین رکود اقتصادی در تاریخ مدرن جهان است.
  • در دههٔ 1920، جامعهٔ ایالات متحده آمریکا با هیجان به سرمایه‌گذاری و معامله‌گری در بازار سهام مشغول بود.
  • شکست بازار در سال 1929، بخش بزرگی از ارزش اسمی سرمایهٔ افراد و کسب‌وکارها را به کلی نابود کرد.
  • فاکتورهای دیگری شامل عدم فعالیتی که به دنبال فعالیت بیش از حد فدرال رزرو صورت گرفته بود نیز بر رکود بزرگ تأثیر داشتند.
  • هر دو رئیس‌جمهور آمریکا در این دوران، رئیس‌جمهور هووِر و روزولت سعی کردند تا با استفاده از سیاست‌های دولتی، تأثیر این رکود اقتصادی را به حداقل برسانند.
  • نمی‌توان هیچ‌یک از سیاست‌های دولت و یا شروع جنگ جهانی دوم را به‌طور خاص در پایان یافتن این رکود اقتصادی مؤثر بدانیم.
  • مسیرهای معاملاتی که در طی جنگ جهانی دوم باز شدند، پس از اتمام جنگ نیز باز نگه داشته شدند و به بازار کمک کردند تا بتواند خود را بازیابی کند.

حباب بازار بورس نیویورک در روز 24 ماه اکتبر سال 1929 به نحوی شدید ترکید، روزی که از آن به‌عنوان پنجشنبه سیاه (Black Thursday) نام برده می‌شود. یک رالی قیمتی کوتاه در روز 25 اکتبر، روز جمعه صورت گرفت که این رالی کوتاه تا نیمه‌های روز شنبه 24 اکتبر نیز ادامه داشت. هرچند، در هفتهٔ بعد شاهد وقوع دوشنبه سیاه (Black Monday) در روز 28 اکتبر و سه‌شنبه سیاه (Black Tuesday) در تاریخ 29 اکتبر سال 1929 بودیم. شاخص میانگین صنعتی داو جونز (DJIA) تنها در طی دو روز بیش از 20 درصد افت کرد و بازار نیز در نهایت تقریباً 90 درصد از بالاترین نقطه‌ای که در سال 1929 به آن رسیده بود، سقوط کرد.

امواج این شکست اقتصادی در تمامی اقیانوس آتلانتیک تا اروپا ادامه داشت و باعث ایجاد بحران‌های مالی مانند ورشکستگی بانک «Boden – Kredit Anstalt»، مهم‌ترین بانک اتریش در آن زمان شد. در سال 1931، فاجعهٔ اقتصادی پیش‌آمده، اقتصاد هر دو قاره را درهم کوبید.

سقوط بازار ایالات متحده آمریکا

سقوط بازار سهام در سال 1929 باعث از بین رفتن بخش عظیمی از ثروت اسمی (Nominal Wealth) شد، چه ثروت اسمی شرکت‌ها و چه ثروت اسمی‌ای که افراد صاحب آن بودند، که این مسئله خود اقتصاد ایالات متحده آمریکا را رو به ‌زوال برد. در ابتدای سال 1929، نرخ بیکاری در ایالات متحده آمریکا برابر با رقم 3.2 درصد بود، و در سال 1933، این رقم تا عدد 24.9 بالا رفته بود. با وجود اقدامات بی‌سابقه دولت و دخالت‌های آن در بخش اقتصادی که توسط هر دو رئیس‌جمهور هربرت هوور (Herbert Hoover) و فرانکلین دلانو روزولت (Franklin Delano Roosevelt) انجام شد، نرخ بیکاری همچنان در بالای سطح 18.9 درصد در سال 1938 باقی مانده بود. میزان تولید ناخالص داخلی سرانه (Per Capita Gross Domestic Product – GDP) نیز همچنان در سطحی پایین‌تر از سطح سال 1929 باقی مانده بود. تا زمانی که ژاپنی‌ها بندر پرل هاربر (Pearl Harbor) را در اواخر سال 1941 میلادی بمباران کردند.

رکود بزرگ چیست؟

در حالی که این درهم شکستگی اقتصادی منجر به نزول اقتصاد به طول 1 دهه شد، بیشتر تاریخ‌دانان و اقتصاددانان با یکدیگر هم‌نظرند که این شکست اقتصادی به تنهایی موجب وقوع رکود بزرگ نشد. آن‌ها نیز نمی‌توانند توضیحی بدهند که چرا این سقوط این‌قدر عمیق بود و چرا ماندگاری بسیار طولانی‌ای داشت. انواعی از وقایع خاص و سیاست‌هایی که در طی دوران رکود بزرگ اتخاذ شده بودند باعث شدند تا این واقعه در تمامی دههٔ 1930 گریبان‌گیر اقتصاد آمریکا باشد.

اشتباهاتی که توسط فدرال رزرو جوان انجام شد

فدرال رزرو جوان (New Federal Reserve – the Fed) نتوانست به‌درستی میزان عرضهٔ پول و اعتبارات را، چه پیش و چه پس از شکست بازار در سال 1929 کنترل کند. این سخنان توسط افرادی از مکتب پول‌گرایی (Monetarist) مانند میلتون فریدمن (Milton Freidman) عنوان شدند و توسط رئیس سابق فدرال رزرو، بن برنانکه (Ben Bernanke) نیز مورد تصدیق قرار گرفتند.

با وجود تأسیس فدرال رزرو ایالات متحدهٔ آمریکا در سال 1913، در طی 8 سال اولیه به وجود آمدنش فعالیتی نکرد. پس از آنکه اقتصاد توانست خود را از رکود رخ‌داده در سال‌های 1920 تا 1921 رها کند، فدرال رزرو اجازهٔ اجرای سیاست‌های گسترشی پول را (سیاست‌های انبساطی – Monetary Expansion) را صادر کرد. سطح عرضهٔ پول تا 28 میلیارد دلار بالا رفت. این اتفاق در طی سال‌های 1921 تا 1928 رخ داد، باعث افزایش 61.8 درصدی در عرضهٔ پول شد. سپرده‌های بانک‌ها تا سطح 51.1 درصدیِ ذخایر رسید و مقادیر وام داده‌شده تا سطح 224.3 درصد افزایش پیدا کرد؛ و طبق سیاست‌های جدید، ذخایر بیمه‌های عمر نیز تا سطح 113.8 درصدی نیز جهش داشتند. تمامی این‌ها زمانی رخ دادند که فدرال رزرو مقادیر ذخیره‌شدهٔ مورد نیاز (required reserves) را به سطح 3 درصدی در سال 1917 کاهش داد. این اتفاقات در حالی بود که ذخایر طلا‌یی که توسط خزانه‌داری و فدرال رزرو اداره می‌شدند در آن زمان تنها برابر 1.16 میلیارد دلار بود.

با افزایش میزان عرضهٔ پول و همچنین پائین نگه‌داشتن نرخ بهره در طی این دهه، فدرال رزرو باعث تحریک رشد بسیار سریع و گسترش اقتصادی شد که خود پیش درآمدی برای فروپاشی اقتصادی شد. بسیاری از پول‌های مازاد عرضه‌شده باعث رشد تورم در بازار سهام و همچنین ایجاد حباب‌هایی در بازار مسکن شدند. پس از ترکیدن این حباب‌ها و شکست در بازار سهام، فدرال رزرو مسیری عکس را انتخاب کرد و میزان عرضه پول را تا سطح 1/3 پائین آورد. این کاهش شدید منجر به رخ دادن مشکلات نقدینگی زیادی برای بسیاری از بانک‌های کوچک شد و همچنین باعث از بین رفتن امیدها به‌منظور یک بهبود سریع در بازار گشت.

فدرال رزرو خسیس در دهه 30 میلادی

همان طور که نوشته‌های برنانکه در ماه نوامبر سال 2002 نشان می‌دهد، پیش از  وجود فدرال رزرو ، هراس‌های بانکی به وجود آمده در جامعه در طی چند هفته برطرف می‌شدند. مؤسسات بزرگ مالی خصوصی نیز مقادیری پول به قدرتمندترین شرکت‌ها و مؤسسات کوچک به‌منظور حفظ تمامیت سیستم وام می‌دادند. چنین سناریویی در 2 دههٔ قبل، در دوران وحشت سال 1907 (Panic of 1907) نیز رخ داده بودند.

پس از فروش‌های دیوانه‌وار صورت گرفته در طی روند نزولی بازار بورس نیویورک، بسیاری از بانک‌ها فاقد نقدینگی شدند، که این خود باعث شد بانکدار سرمایه‌گذار جِی ‌پی مورگان (J.P. Morgan) وارد بحران وال استریت شده و مقادیر مشخصی از سرمایه‌ را به بانک‌هایی که فاقد هیچ‌گونه پولی بودند انتقال دهند. نکتهٔ کنایه‌آمیز آن‌جاست که ترس از این سرمایه‌گذاران بود که باعث شده بود دولت به دنبال تشکیل فدرال رزرو برود، تا بتواند اِتکای خود را بر سرمایه‌گذاران منفرد مانند جِی ‌پی مورگان را از بین ببرد.

پس از وقوع پنجشنبه سیاه، مدیران و رؤسای بسیاری از بانک‌ها در نیویورک تلاش کردند تا با خرید بلوک‌های بزرگی از سهام شرکت‌های برجسته (Blue-chip stocks: به سهام انواعی از ابرشرکت‌ها در بازار بورس نیویورک اطلاق می‌شود، که از نظر کیفیت، اطمینان و توانایی سودآوری از شهرتی ملی برخوردارند.) آرامش را به بازار اِلقا کنند. آن‌ها این سهم‌ها را با قیمت‌هایی بالاتر از قیمت‌های بازار خریداری می‌کردند. در حالی که این اَعمال باعث وقوع یک رالی قیمتی کوتاه در روز جمعه شدند، فروش‌های وحشت‌زده مردم تا روز دوشنبه ادامه یافت. در طی دهه‌هایی که پس از سال 1907، بازار سهام به بالاتر از سطحی رسیده بود که چنین افرادی بتوانند با اتخاذ این سیاست‌ها، آن را کنترل کنند. حال، تنها فدرال رزرو آن‌قدر بزرگ بود که بتواند سیستم مالی ایالت متحده آمریکا را سرپا نگه دارد.

هر چند، فدرال رزرو در انجام این کار با تزریق پول نقد (Cash Injection) به بازار در طی سال‌های 1929 تا 1932 شکست خورد. به جای آن، فدرال رزرو تماشا کرد که مقدار عرضهٔ پول درهم شکسته شده و هزاران بانک از ادامهٔ فعالیت بازماندند. در آن زمان، قوانین بانکداری این موضوع را برای مؤسسات بسیار سخت کرده بودند تا رشد کرده و به‌اندازه‌ای گسترش یابند تا بتوانند از چنین بحران‌هایی به سلامت خارج شوند.

واکنش تند فدرال رزرو، در حالی که درک آن سخت می‌باشد، ممکن است به این خاطر رخ‌داده باشد تا کمک‌های انجام‌شده بیش از حدّ بانک‌ها برای جلوگیری از فروپاشی‌شان، در آینده منجر به عدم پذیرش مسئولیت مالی نشود. برخی تاریخ‌دانان باور دارند که فدرال رزرو در اصل موجب ایجاد شرایطی شد که باعث برافروختگی بیش از حدّ اقتصاد گردید و شرایط وخیم اقتصادی را بیش از پیش بدترکرد.

هووِر، رئیس‌جمهوری که قیمت‌ها را بالا نگه داشت

با وجود اینکه معمولاً از هربرت هوور به‌عنوان رئیس‌جمهوری که هیچ‌کاری انجام نمی‌دهد یاد می‌شود، او اقداماتی را پس از وقوع شکست در بازار انجام داد. در بین سال‌های 1930 تا 1932، او مخارج فدرال (Federal Spending) را تا 42 درصد افزایش داد و عموم را در برنامه‌هایی مانند «همکاری به‌منظور ساخت دوباره اقتصاد مالی» (Reconstruction Finance Corporation) درگیر کرد و مالیات‌ها را نیز به‌منظور تحقق این مهم، افزایش داد. همچنین رئیس‌جمهور از برنامهٔ جذب مهاجران در سال 1930 جلوگیری به عمل آورد تا بتواند از سرازیر شدن کارگرانی با مهارت پایین به بازار کار جلوگیری کند. متأسفانه، بسیاری از مداخلات او و کنگره پس از وقوع شکست اقتصادی در زمینه‌های دستمزدها، نیروی کار، تجارت و همچنین کنترل قیمت‌ها به بازار و توانایی آن به‌منظور تنظیم و جابه‌جا کردن منابعش آسیب رساند.

یکی از موضوعات اصلی مدنظر هوور این بود که دستمزد کارگران باید در دوران رکود اقتصادی قطع شود. تا از پرداخت چک‌های حقوقی در تمامی صنایع اطمینان حاصل شود، او دلیل آورد که بدین سبب، قیمت‌ها باید همچنان بالا بمانند. برای بالا نگه داشتن قیمت‌ها، مصرف‌کنندگان مجبورند تا مقدار بیشتری پول بپردازند. از آنجایی که اموال بیشتر مردم در طی این رکود آسیب شدیدی دیده بود، بسیاری از افراد آن حجم از دسترسی به منابع مالی را نداشتند تا بتوانند آن را خرج کالاها و خدمات‌ کنند. همچنین شرکت‌ها نیز نمی‌توانستند بر روی معاملات بین‌المللی خود حساب کنند، زیرا کشورهای خارجی علاقه‌ای نداشتند تا کالاهای بیش از حد قیمت‌گذاری شدهٔ آمریکایی را خریداری کنند و خود آمریکایی‌ها نیز تمایلی به انجام این کار نداشتند.

سیستم حمایت از تولیدات داخلی درایالات متحده آمریکا (U.S. Protectionism)

این واقعیت ناراحت‌کننده باعث شد تا هوور دست به تصویب قانونی بزند که در آن، به‌منظور بالا نگه داشتن قیمت‌ها و همچنین دست‌مزدها، رقیبان ارزان‌تر خارجی باید از بازار خارج می‌شدند. به دنبال انجام این کار، و با وجود اعتراضات بیش از هزاران اقتصاددان در سراسر کشور، هوور این قانون را در «Smoot-Hawley Tariff Act of 1930» تصویب نمود. این قانون ابتدا به‌منظور حفاظت از صنایع کشاورزی بود، اما به‌سرعت به صنایع مختلف وارد شد و تعرفه‌های گمرکی سنگینی بر 880 نوع از کالاهای خارجی اعمال شد. نزدیک به 36 کشور نیز این اقدام را تلافی کردند و مقدار واردات از 7 میلیارد دلار در سال 1929 به تنها 2.5 میلیارد دلار در سال 1932 رسید. تا سال 1934، سطح معاملات بین‌المللی ایالات متحده تا 66 درصد کاهش داشت. جای تعجبی هم نیست که با این اتفاقات، اقتصاد بین‌المللی در سرتاسر جهان روبه‌ زوال گذاشت.

میل هوور در نگه‌داشتن شغل‌ها و همچنین سطوح درآمدی اشخاص و شرکت‌ها قابل درک بود. هر چند، او کسب‌وکارها را تشویق کرد تا دستمزدها را بالاتر برده، از اخراج کارگران و تعدیل نیرو خودداری کنند، و قیمت‌ها را در زمانی که قاعدتاً باید سقوط می‌کردند، همچنان بالا نگه دارند. با وقوع چرخهٔ پیشین رکود در بازار، ایالات متحده آمریکا 1 تا 3 سال از دستمزد کم و بیکاری رنج کشید تا زمانی که کاهش قیمت‌ها منجر به بهبودی اوضاع شد. نگهداری از چنین سطوح مصنوعی‌ای (Artificial Levels) سخت بود، و ایالات متحده آمریکا نتوانست از این سطوح حمایت کند، تمامی این موارد در کنار تأثیرات قطع شدن مبادلات بین‌المللی، باعث شد تا وضعیت اقتصاد ایالات متحده آمریکا از حالت کسادی، وارد فاز رکودی شود.

قرارداد جدید بحث‌برانگیز

در سال 1933، رئیس‌جمهور فرانکین روزولت پس از انتخاب به این سِمت، قول تغییرات عظیمی را داد. قرارداد جدید او، شامل یک سری از اعمال نوآورانه و بی‌سابقه به‌منظور تقویت اقتصاد ایالات متحده آمریکا، کاهش نرخ بیکاری و همچنین محافظت از جامعه بود.

این مفاهیم با وجود اینکه ارتباط زیادی به اقتصاد کِینِزی (Keynesian Economics) نداشتند، بر آن بودند که دولت باید به تحریک اقتصادی (Economic Stimulating) بپردازد. توافق جدید اهداف والایی را برای ساختن و حفظ زیرساخت‌های ملی (National Infrastructure)، ایجاد مشاغل برای همهٔ افراد (Full Employment)، و ایجاد دستمزدهای سالم (healthy wages) تعیین کرد. دولت به دنبال دستیابی به این اهداف با استفاده از قیمت‌ها، دستمزدها و همچنین کنترل سطوح تولیدی بود.

برخی از اقتصاددانان ادعا می‌کنند که روزولت، دخالت‌های هوور را در مقیاسی بزرگ‌تر ادامه داد. او همچنان تمرکزی شدید بر روی حمایت از قیمت‌ها داشت و دستمزدها را تا حدّ ممکن پایین آورد و همچنین استانداردهای طلا (Gold Standard) را از قوانین کشوری حذف کرد، این خود منجر شد تا افراد نتوانند به احتکار سکه‌های طلا و یا شمش‌های طلا (Gold Bullion) بپردازند. او قوانین انحصارطلبانه (Monopolistic) و رقابتیِ کسب‌وکارها را منع نمود، و ده‌ها برنامهٔ کار عمومی جدید (Public Works) و آژانس‌های ایجاد شغل (Job-creation Agencies) را تأسیس کرد.

در دوران دولت روزولت، او به کشاورزان و دامداران مبالغی پرداخت کرد تا از تولید اضافه‌تر جلوگیری کند. یکی از دردناک‌ترین واقعه‌های روی‌داده در این دوران، از بین بردن محصولات کشاورزی اضافه بود، در حالی که بسیاری از مردم (بالغ بر هزاران نفر) در آمریکا دسترسی به غذای مورد نیازشان را نداشتند.

مالیات‌های فدرال (Federal Taxes) در بین سال‌های 1933 تا 1940 به‌منظور تأمین هزینه‌های مالی انجام این کارها، 3 برابر افزایش یافتند و در کنار آن‌ها، برنامه‌های جدیدی مانند برنامه تأمین اجتماعی (Social Security) نیز کلید خوردند. این افزایش‌ها شامل افزایش مالیات بر مصرف، مالیات اعمال‌شده به درآمدهای شخصی، مالیات‌ ارث، مالیات‌ به درآمدهای شرکت‌ها و همچنین مالیات‌ سود مازاد بودند.

موفقیت‌ها و شکست‌های قرارداد جدید

توافق جدید باعث تثبیت دوبارهٔ اعتماد عمومی شد، و همچنین نتایج قابل لمسی را نیز تولید کرد، که شامل بازیابی و ثبات دوبارهٔ سیستم مالی می‌شدند. روزولت اعلام کرد که بانک‌ها به مدت یک هفته در ماه مارس سال 1933 برای جلوگیری از هرگونه فروپاشی سازمانی به علت برداشت‌های وحشت‌زدهٔ مردم (panicked withdrawals) تعطیل می‌شوند. همچنین برنامه‌هایی به‌منظور ساخت شبکه‌ای از سدها، پل‌ها، تونل‌ها و جاده‌ها ادامه یافته‌اند. این پروژه‌ها خود منجر به ایجاد شوق برای هزاران نفر از طریق برنامه‌های کار فدرال شدند.

با وجود اینکه اقتصاد تا حدی بازیابی شد، اما این بازیابی ضعیف‌تر از آن بود که سیاست‌های قرارداد جدید را به‌صورت بی‌پرده، در بیرون کشیدن آمریکا از دوران رکود بزرگ موفق بدانیم.

تاریخ‌دانان و اقتصاددانان در مورد دلیل اختلاف‌نظر دارند. معتقدان به نظریهٔ کِینِزی، عدم وجود مخارج فدرال در این حالت را سرزنش می‌کنند که روزولت در نقشه‌های بازیابی‌اش که به‌صورت دولتی انجام شده بود، به اندازهٔ کافی جلو نرفت. بالعکس، دیگران ادعا می‌کنند که تلاش او به‌منظور ایجاد جرقه‌ای برای بازیابی سریع اقتصاد، به‌جای اینکه اجازه دهند تا اقتصاد و یا چرخه‌های کسب‌وکاری روند اصلی خود را طی کنند و طی دو سال به نقطه کف رسیده (hitting bottom) و دوباره شروع به بهبود پیدا کنند، روزولت نیز مانند هووِر، باعث شد این رکود اقتصادی مدت طولانی‌تری ادامه پیدا کند.

چرخه اقتصادی به چه معناست؟

مطالعاتی که توسط دو اقتصاددان در دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس در سال 2004 در ژورنال «Journal of Political Economics» منتشر شد، تخمین زد که قرارداد جدید روزولت، باعث شد تا رکود بزرگ دست‌کم 7 سال بیشتر ادامه پیدا کند. هر چند، این احتمال نیز وجود دارد که بازیابی سریع – مشخصه‌هایی از دیگر بازیابی‌های سریع اقتصادی – امکان وقوع پیدا کردن در سال‌های پس از سال 1929 نداشته‌اند، و این اتفاق نیز به این دلیل بود که در آن زمان، اولین باری بود که عموم مردم، و نه تنها افراد حاضر در وال‌استریت، مقادیر زیادی از پول را در بازار سهام از دست می‌دادند.

رابِرت هیگز (Robert Higgs)، یک اقتصاددان و تاریخ‌شناس آمریکایی، استدلال کرد که قوانین جدید و قوانین نظارتی روزولت بسیار سریع انجام شده و بسیار هم نوآورانه بودند که باعث شدند که کسب‌وکارها از استخدام و یا سرمایه‌گذاری هراس داشته باشند. فیلیپ هاروی (Philip Harvey)، پروفسور قانون و اقتصاد در دانشگاه راتگرز (Rutgers University) می‌گوید که روزولت، بیشتر به دنبال نشان دادن رفاه اجتماعی (Social Welfare) بود تا اینکه بخواهد یک پکیج تحریک اقتصاد کلان به سبک اقتصاد کِینِزی (Keynesian – style macroeconomic stimulus package) را معرفی کند.

بحران بزرگ اقتصادی سال 2007 چیست؟

تأثیرات جنگ جهانی دوم

با استناد به مدارک ثبت‌شده در مورد تولید ناخالص داخلی (Gross domestic product – GDP) و آمار اشتغال، شاهد هستیم که رکود بزرگ در سال‌های 1941 تا 1942، دقیقاً سال‌هایی که ایالات متحده آمریکا وارد جنگ شده بود به نحوی ناگهانی پایان یافت. نرخ بیکاری از 8 میلیون نفر در سال 1940 زیر 1 میلیون نفر در سال 1943 رسید. هرچند، بیش از 16.2 میلیون آمریکایی مشمول شده‌اند تا در نیروهای مسلح به نبرد بپردازند. در بخش خصوصی، نرخ واقعیِ بیکاری در طی جنگ افزایش داشت.

طبق کمبودهای ایجادشده در دوران جنگ که به دلیل جیره‌بندی ایجادشده بودند، استاندارد سطح زندگی کاهش پیدا کرد، و میزان مالیات‌ها نیز برای تأمین مخارج جنگی به مقدار زیادی افزایش پیدا کرده بودند. سرمایه‌گذاری‌های خصوصی تا سطح 17.9 میلیارد دلار در سال 1940 به سطح 5.7 میلیارد دلار در سال 1943 رسیده، و میزان کل تولیدات بخش داخلی تا بیش از 50 درصد اُفت نمودند.

با این ‌وجود، این تصور که جنگ موجب پایان یافتن دوران رکود بزرگ شد یک مغلطه و broken window fallacy (این جمله،‌ مثالی است که می‌گوید در برخی شرایط گفته می‌شود که ورود به یک جنگ، برای مردم آن کشور مفید می‌باشد. در حالی که این اتفاق می‌تواند دارای پیامدهای به‌شدت منفی برای اقتصاد داشته باشد) می‌باشد، هرچند که این درگیری‌ها منجر به قرارگیریِ ایالات متحده آمریکا در مسیر بازیابی اقتصادی شدند. زیرا جنگ باعث باز شدن کانال‌های معاملاتی بین‌المللی شد و باعث کاهش قیمت‌ها و کاهش میزان کنترل بر روی دستمزدها گردید. در نهایت، نیاز دولت به تولیدات غیر گران‌قیمت بود که حجم بزرگی از تقاضا را پدید آورد که خود باعث ایجاد یک تحریک مالی عظیم در بازار شد.

زمانی که جنگ پایان یافت، مسیرهای معاملاتی بین‌المللی همچنان بازماندند. در طی 12 ماه پس از اتمام جنگ، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی از 10.6 میلیارد دلار به 30.6 میلیارد دلار رسیدند. همچنین بازار سهام نیز وارد یک حرکت قوی روبه‌بالا که چند سال به طول انجامید، شد.

جمع‌بندی

رکود بزرگ نتیجهٔ ترکیب چند عامل بود، یک فدرال رزرو ناکارآمد، ایجاد تعرفه‌های ورودی به‌منظور حمایت از صنایع داخلی (protectionist tariffs)، و دخالت‌های متناقضی که دولت در اقتصاد انجام می‌داد. در صورت عدم رخ‌دادن هر یک از موارد ذکر شده، این دوره رکودی می‌توانست کوتاه‌تر باشد و یا هرگز رخ ندهد.

در حالی که بحث در مورد اینکه آیا دخالت‌های انجام‌شده به‌جا بودند یا خیر تا به امروز ادامه‌ دارند، بسیاری از اصلاحاتی که قرارداد جدید انجام داد، مانند تأمین اجتماعی (social security)، بیمه بیکاری (unemployment insurance) و همچنین پرداخت یارانه‌های کشاورزی (agricultural subsides)، تا به امروز ادامه ‌دارند. این فرض که دولت فدرال باید در زمان‌های بحران‌های اقتصادی دخالت نماید امروزه به نحوی جدی حمایت می‌شود. این میراث به‌جامانده خود یکی از دلایلی است که  رکود بزرگ، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اتفاقات در تاریخ مدرن آمریکا تلقی شود.

قراردادهای هوشمند اتریوم چگونه عمل می‌کند؟

مانند بسیاری از ایده‌های موجود در صنعت بلاک ‌چین، عبارت “قراردادهای هوشمند” برای عموم نامفهوم است. ارائهٔ قراردادهای هوشمند با استفادهٔ بلاک ‌چین‌های عمومی میسر شده است. فهم و درک این نوع قراردادها دشوار است، زیرا این اصطلاحات تا حدودی با عمل انجام شده در هستهٔ آن در تعارض هستند. در حالی که در یک قرارداد استاندارد به شرایط یک رابطه اشاره می‌شود، قرارداد هوشمند، یک رابطه با استفاده از کدهای‌ رمزنگاری شده برقرار می‌کند. یکی از وجوه تمایز قراردادهای هوشمند و قرادادهای استاندارد آن است که قراردادهای هوشمند برنامه‌هایی هستند که به‌صورت دقیق تنظیمات سازندگانش را اعمال می‌کند. در سال 1993 این ایده توسط خبرهٔ کامپیوتر، نیک سابو (Nick Szabo) به‌عنوان نوعی دستگاه فروش خودکار ارائه شد. با این مثال معروف، وی به تشریح نحوهٔ وارد کردن داده‌ها یا مقادیر جهت دریافت اقلام مختلف از دستگاه پرداخت، به‌عنوان مثال این آیتم در دنیای واقعی می‌تواند اسنک یا نوشیدنی باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قراردادهای هوشمند می‌توانید از مطلب آموزشی «قرارداد هوشمند چیست؟» دیدن نمایید.

در یک مثال ساده، کاربران اتریوم می‌توانند با استفاده از یک قرارداد هوشمند، تعدادی اتر را در یک تاریخ مشخص به یکی از دوستان خود ارسال کنند. در این شرایط ممکن است کاربر به ایجاد یک قرارداد پرداخته و داده‌ها را به‌گونه‌ای وارد کند که قرارداد، دستور مورد نظر را اجرا کند. اتریوم پلتفرمی است که به‌طور خاص برای ایجاد و خلق قراردادهای هوشمند ساخته شده است. این ابزارهای جدید به این منظور ساخته نشده‌اند که به‌صورت جداگانه و به تنهایی مورد استفاده قرار بگیرند. این باور وجود دارد که این ابزارها قادر به تشکیل بلوک‌هایی برای اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز و حتی شرکت‌های مستقل غیرمتمرکز هستند.

قراردادهای هوشمند چگونه عمل می‌کنند؟

قراردادهای هوشمند اتریوم چگونه عمل می‌کند؟

بیت کوین اولین رمز ارزی است که از قراردادهای هوشمند پشتیبانی کرد. این امر بدین معناست که می‌توانست مقادیری را از فردی به فرد دیگر انتقال دهد اما شبکهٔ گره‌ها، تنها در شرایط خاصی تراکنش‌ها را تأیید می‌کند. این امر سبب می‌شود که بیت کوین تنها به موارد استفادهٔ ارزی محدود شود. در مقابل، اتریوم زبان برنامه‌نویسی بیت کوین را با زبان دیگری جایگزین کرد. این زبان به توسعه‌دهندگان این اجازه را می‌دهد تا برنامه‌ها‌ی خود را بنویسند. اتریوم به توسعه‌دهندگان این اجازه را می‌دهد تا قراردادهای هوشمند خود را برنامه‌ریزی کنند. این زبان یک زبان تورینگ کامل است. این موضوع بدین معناست که این زبان از مجموعهٔ وسیعی از دستورالعمل‌های محاسباتی پشتیبانی می‌کند.

بیت کوین چیست

قراردادهای هوشمند می‌توانند:

  • مانند حساب‌های چندامضایی عمل کند، بنابراین تنها در صورتی می‌توان وجوه را خرج کرد که درصد مشخصی از افراد با آن موافق باشند.
  • موافقنامه‌های بین کاربران را مدیریت کنند.
  • به سایر قراردادها خدمات ارائه دهند.
  • به ذخیره‌سازی اطلاعات مربوط به یک اپلیکیشن بپردازند.

قدرت اعداد

به‌عنوان آخرین نکته باید بگوییم که به‌نظر می‌رسد قراردادهای هوشمند ممکن است به کمک سایر قراردادهای هوشمند نیاز داشته باشند. هنگامی که شخصی شرط‌بندی ساده‌ای بر روی دمای هوا در یک روز گرم تابستانی انجام می‌دهد، ممکن است به بررسی زیروبم توالی قراردادها بپردازد. یک قرارداد ممکن است از داده‌های بیرونی برای پیش‌بینی آب‌وهوا استفاده کند و قرارداد دیگری ممکن است براساس اطلاعات قرارداد اول در هنگام محقق شدن آن شرط‌بندی را انجام دهد.

اجرای هر قرارداد نیازمند پرداخت هزینهٔ تبادل اتر است که میزان آن به مقدار نیروی محاسباتی مورد نیاز تراکنش بستگی دارد. همان طور که در مقالهٔ “اتریوم چگونه کار می‌کند؟” تشریح کردیم، اتریوم در صورتی کدهای قراردادهای هوشمند را اجرا می‌کند که یک کاربر یا قرارداد دیگر پیام مربوط به هزینه‌های تراکنش را برای آن ارسال کند. در مرحلهٔ بعدی ماشین مجازی اتریوم، قراردادهای هوشمند را در بایت‌کد یا مجموعه‌ای از صفر و یک‌هایی که توسط شبکه قابل خواندن و تفسیر باشند اجرا می‌کند.

الگوی مثلث در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی مثلث یک الگوی نموداری می‌باشد که از طریق رسم دو خط روند هم‌گرا  – که یک محدودهٔ قیمتی را نشان می‌دهد – مشخص می‌شود. این الگو نشان‌دهندهٔ یک وقفه در روند قیمتی غالب می‌باشد. تحلیل‌گران تکنیکال الگوهای مثلث را در دستهٔ الگوهای ادامه‌دهنده (Continuation Patterns) قرار می‌دهند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی ادامه دهنده روند می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی ادامه دهنده روند در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • در تحلیل تکنیکال، الگوی مثلث یک الگوی ادامه‌دهنده است که در نمودار به‌شکل یک مثلث به‌نمایش درمی‌آید.
  • الگوهای مثلث شبیه به الگوی گُوِه (Wedge) و الگوی پرچم سه گوش (Pennant) می‌باشد و می‌تواند در صورت تأیید شدن، یک الگوی ادامه‌دهنده و یا یک الگوی برگشتی قدرتمند به‌شمار بروند.
  • سه نوع از الگوهای مثلث، بسته به‌نحوهٔ حرکات قیمتی شکل می‌گیرند که عبارتند از الگوی مثلث صعودی (Ascending Triangle)، الگوی مثلث نزولی (Descending Triangle) و الگوی مثلث متقارن (Symmetrical Triangle).

درک مفهوم الگوی مثلث

الگوی مثلث نام خود را از خطوط روندی گرفته است که در سمت راست این الگو، در یک رأس (Apex) به یکدیگر رسیده و یک گوشه (Corner) را تشکیل می‌دهند. با اتصال ابتدای خط روند فوقانی به نقطهٔ شروع خط روند زیرین، شاهد شکل‌گیری یک مثلث کامل خواهیم بود. خط روند فوقانی با اتصال قله‌های قیمتی و خط روند زیرین با اتصال کف‌های قیمتی شکل می‌گیرند.

الگوی مثلث در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوهای مثلثی شبیه به الگوهای گوه (Wedges) و الگوی پرچم سه گوش (Pennant) می‌باشند که آن‌ها نیز جزء الگوهای ادامه‌دهندهٔ محسوب می‌شوند – البته اگر تأیید شوند. در صورت عدم تأیید، این الگوها می‌توانند به‌عنوان الگوهای قدرتمند بازگشتی عمل کنند. سه نوع معمول از الگوی مثلث – بسته به حرکات قیمتی در نمودار دیده می‌شود – که از آن‌ها می‌توان به الگوی مثلث صعودی، الگوی مثلث نزولی و الگوی مثلث متقارن اشاره کرد. تحلیل‌گران تکنیکال با استفاده از الگوهای مثلث به بررسی شکست‌های قیمتی (Breakouts) یا شکست‌های کاذب (Fail Breakouts) می‌پردازند. اگر این شکست‌ها با حجم معاملاتی بالا رخ دهند، می‌توانند نشانه‌هایی از ادامهٔ حرکت روند صعودی و یا نزولی داشته باشند. البته شکست در خلاف جهت روند قبلی، با حجم معاملاتی بالا، می‌تواند نشان‌دهندهٔ یک بازگشت قیمتی باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شکست قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

انواع الگوی مثلث

  1. الگوی مثلث صعودی: الگوی مثلث صعودی، یک الگوی شکستی است که زمانی تشکیل می‌شود که قیمت به سطح فوقانی خط روند بالایی، با حجم معاملاتی بالا شکست کند. این الگو یک الگوی صعودی است. خط روند فوقانی در این الگو باید افقی باشد، که نشان‌دهندهٔ سقف‌های قیمتی در سطحی مشابه می‌باشد. سطحی که به‌عنوان یک سطح مقاومتی عمل می‌کند. خط روند زیرین باید شیب صعودی داشته باشد، و کف‌های بالارونده (Higher Lows) را به یکدیگر متصل کند. سرانجام خریداران بازار صبر خود را ازدست‌داده و به سهم در منطقهٔ مقاومتی هجوم می‌آورند که افزایش میزان خرید ناشی از آن باعث ادامهٔ روند صعودی می‌شود. خط روند فوقانی که پیش‌تر به‌عنوان یک محدودهٔ مقاومتی عمل می‌کرد هم‌اکنون به حمایت جدید تبدیل شده است.
  2. الگوی مثلث نزولی: یک مثلث نزولی، نسخهٔ معکوسی از الگوی مثلث صعودی به‌شمار می‌آید و به‌عنوان یک الگوی شکست به پایین (Breakdown) شناخته می‌شود. در این الگو خط روند زیرین افقی می‌باشد و نشان‌دهندهٔ کف‌های قیمتی در سطحی مشابه می‌باشد. خط روند فوقانی باید شیب نزولی داشته باشد و سقف‌های قیمتی پایین‌رونده (Lower Highs) را به یکدیگر متصل کند. شکست به پایین زمانی رخ می‌دهد که قیمت‌ها به سطحی پایین‌تر از سطح خط روند افقی زیرین، که به‌عنوان یک حمایت عمل ‌کرده، حرکت کنند. در این حالت روند نزولی ادامه پیدا می‌کند. خط روند زیرین، که پیش‌تر به‌عنوان یک محدودهٔ حمایتی عمل می‌کرد هم‌اکنون به یک مقاومت جدید تبدیل‌شده است.
  3. الگوی مثلث متقارن: الگوی مثلث متقارن از دو خط روند صعودی و نزولی تشکیل شده است. همچنان که قیمت به سمت رأس این الگو حرکت می‌کند می‌تواند شکست به سمت بالا – و ادامهٔ روند صعودی – یا شکست به سمت پایین – ایجاد یک روند نزولی – انجام دهد.

معامله‌گران باید در هنگام شکست قیمتی به افزایش حجم معاملاتی و حداقل بسته شدن دو کندل در خارج از محدودهٔ الگو توجه کرده تا درگیر شکست کاذب در بازار نشوند. الگوهای مثلث متقارن معمولاً به‌عنوان الگوهای ادامه‌دهنده عمل می‌کنند، یعنی قیمت تمایل دارد تا این الگو را در جهت روند غالب بشکند. برای مثال، اگر الگوی مثلث متقارن پس از یک روند صعودی شکل بگیرد، معامله‌گران انتظار خواهند داشت تا قیمت این الگو را به سمت بالا بشکند.

الگوی پرچم سه گوش در تحلیل تکنیکال چیست؟

در تحلیل تکنیکال، الگوی پرچم سه گوش (Pennant) یک الگوی ادامه‌دهنده (Continuation Pattern) است که پس از حرکات بزرگ در قیمت یک سهم، که از آن تحت عنوان میله پرچم (Flagpole) نیز یاد می‌شود، شکل گرفته و به‌شکل یک تثبیت قیمت (Consolidation) در بین دو خط روند هم‌گرا – یا همان پرچم سه گوش – دیده می‌شود. پس از شکل‌گیری این الگو، یک شکست قیمتی می‌تواند در جهت روند غالب شکل بگیرد، که نمایانگر نیمهٔ دوم میله پرچم می‌باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی ادامه دهنده روند می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی ادامه دهنده روند در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • الگوی پرچم سه گوش، الگوی ادامه‌دهنده‌ای است که به‌شکل تثبیت قیمتی و یک شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال، دیده می‌شود.
  • مهم است که در زمان شکل‌گیری الگوی پرچم سه گوش، به حجم معاملاتی توجه کنید – در دورهٔ تثبیت قیمت شاهد کاهش حجم معاملاتی هستیم اما پس از شکست قیمتی، حجم معاملاتی افزایش می‌یابد.
  • بیشتر معامله‌گران از الگوی پرچم سه گوش در کنار دیگر روش‌های تحلیل تکنیکال برای به‌دست آوردن تأییدیه استفاده می‌کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شکست قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

توضیحاتی در مورد الگوی پرچم سه گوش

پرچم‌های سه گوش، که در ساختار خود شبیه به الگوی پرچم (Flag) می‌باشند، دارای دو خط روند هم‌گرا (converging trendlines) می‌باشند که محدودهٔ تثبیت قیمتی را مشخص می‌کنند. این تثبیت قیمت می‌تواند از یک تا سه هفته به طول بیانجامد. حجم معاملاتی در هر یک از بازه‌های این الگو نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. حرکت اولیهٔ قیمت باید از حجم معاملاتی بالایی برخوردار باشد. هرچند در الگوی پرچم سه گوش، حجم معاملاتی کاهش می‌یابد. پس از شکست قیمتی ما دوباره شاهد افزایش حجم معاملاتی خواهیم بود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی پرچم می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی پرچم در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

شکل زیر، نشان می‌دهد که یک الگوی پرچم سه گوش به چه شکلی است:

الگوی پرچم سه گوش در تحلیل تکنیکال چیست؟

در شکل فوق، میلهٔ پرچم نمایانگر قلهٔ روند پیشین، دورهٔ تثبیت قیمتی نشان‌دهندهٔ الگوی پرچم سه گوش، و خط آبی نشان‌دهندهٔ انتظار معامله‌گر برای شکست قیمتی از سطح فوقانی مثلث متقارن (Symmetrical Triangle) می‌باشد.

معامله‌گری با استفاده از الگوی پرچم سه گوش

بسیاری از معامله‌گران به دنبال ورود به موقعیت‌های معاملاتی خرید یا فروش (Long or Short Positions) پس از یک شکست قیمتی از سطح الگوی پرچم سه گوش هستند. برای مثال، یک معامله‌گر ممکن است یک الگوی پرچم صعودی را ببیند و یک دستور حد خرید (limit buy order) را در سطح فوقانی پرچم قرار دهد. زمانی که قیمت این سطح را می‌شکند، معامله‌گر ابتدا به بررسی حجم معاملاتی پرداخته و سپس موقعیت معاملاتی‌اش را تا زمان رسیدن به قیمت هدف (Price Action) حفظ خواهد کرد.

قیمت هدف در الگوی پرچم سه گوش، معمولاً با اضافه کردن اندازهٔ میلهٔ پرچم به نقطه‌ای که شکست قیمتی در آن شکل می‌گیرد، تعیین می‌شود. برای مثال، اگر قیمت یک سهم در یک رالی قیمتی از 5 به 10 دلار برسد، با تثبیت قیمتی تا قیمت 8.5 دلار اُفت کرده و سپس با شکست قیمتی به 9 دلار برسد، معامله‌گر هدف قیمتی را سطح 14 دلار تعیین خواهد کرد. 14 دلاری که از (5+9 دلار) به‌دست آمده است. محدودهٔ قرارگیری دستور استاپ حفاظتی (stop-loss order) پایین‌ترین نقطه در الگوی پرچم سه گوش می‌باشد، زیرا هرگونه شکست از این سطح، نشان‌دهندهٔ عدم اعتبار الگو و احتمال شروع یک بازگشت قیمتی طولانی‌مدت می‌باشد.

بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

بیشتر معامله‌گران از الگوی پرچم سه گوش در کنار دیگر الگوهای نموداری و یا دیگر اندیکاتورهای تکنیکالی به‌عنوانِ تأییدیه (Confirmation) استفاده می‌کنند. برای مثال، معامله‌گران ممکن است به سطوح اندیکاتور شاخص قدرت نسبی (Relative Strength Index – RSI) در هنگام تثبیت قیمت نگاه کنند. اگر سطح این اندیکاتور به منطقهٔ فروش افراطی (Oversold) برسد، احتمال حرکت صعودی قیمت را خواهد داد. تثبیت قیمتی می‌تواند در سطحی نزدیک به یک سطح مقاومتی رخ دهد که شکست از این سطح می‌تواند یک سطح حمایتی جدید را بسازد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شاخص قدرت نسبی می‌توانید از مطلب آموزشی «اندیکاتور شاخص قدرت نسبی چیست؟» دیدن نمایید.

مثال‌هایی واقعی از الگوی پرچم سه گوش

بیایید نگاهی به یک مثال واقعی از الگوی پرچم سه گوش بیندازیم:

الگوی پرچم سه گوش در تحلیل تکنیکال چیست؟

در مثال فوق، قیمت سهم توانسته است یک الگوی پرچم سه گوش را ساخته، دوره‌ای از تثبیت قیمتی را تجربه کرده، و سپس شکست قیمتی به سمت بالا داشته باشد. خط روند فوقانی با قله‌های واکنشی قیمت، مطابقت دارد. معامله‌گران به دنبال یک شکست از این سطوح بودند تا بتوانند از آن‌ها به‌عنوان یک فرصت خرید استفاده کرده و از شکست قیمتی انجام‌شده، سود ببرند.

الگوی پرچم در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی پرچم یک الگوی قیمتی است که در بازهٔ زمانی کوتاه‌مدت در خلاف جهت روند غالب تایم فریم بلندمدت حرکت می‌کند. این الگو به دلیل شباهت به یک پرچم آویخته شده بر میله، این‌گونه نام‌گذاری شده است.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد روند می‌توانید از مطلب آموزشی «روند در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

از الگوی پرچم در تشخیص احتمال ادامهٔ روند قبلی – از نقطه‌ای که قیمت حرکتی در خلاف جهت آن ‌را انجام داده است – استفاده می‌شود. اگر روند ادامه پیدا کند، افزایش قیمت‌ها سریع‌تر اتفاق افتاده و با تشخیص صحیح الگوی پرچم، می‌توان یک معاملهٔ سودمند را تجربه کرد.

الگوی ادامه دهنده روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

نکات کلیدی:

  • الگوی پرچم در تحلیل تکنیکال، یک الگوی قیمتی تند و تیز در خلاف جهت روند می‌باشد، که پس از یک روند کوتاه‌مدت (دسته پرچم) شکل‌گرفته است.
  • الگوهای پرچم به همراه اندیکاتورهای حجم و حرکات قیمتی مورد استفاده قرار می‌گیرند.
  • الگوهای پرچم نشان‌دهندهٔ بازگشت روند (Trend Reversal) یا شکست‌های قیمتی (Breakouts) پس از تثبیت قیمت‌ها می‌باشند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شکست قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوی پرچم چگونه کار می‌کند؟

پرچم‌ها، نواحی از تثبیت قیمتی به‌شمار رفته و نشان‌دهندهٔ حرکتی در خلاف جهت روند می‌باشد. الگویی که پس از یک حرکت تند و تیز قیمت شکل‌گرفته است. این الگو معمولاً از 5 تا 20 میله یا کندل قیمتی تشکیل شده است. الگوهای پرچم می‌توانند صعودی بوده (Bullish Flag) و یا نزولی باشند (Bearish Flag). کف الگوی پرچم نباید از محدودهٔ میانی دستهٔ پرچم (Flagpole) گذر کند. الگوهای پرچم دارای پنج شاخصهٔ اصلی می‌باشند:

  1. یک روند قیمتی پیش از خود، داشته باشند
  2. یک کانال تثبیت قیمتی
  3. الگوی حجمی
  4. یک شکست قیمتی
  5. یک تأییدیه در محلی که قیمت، با شکست (Breakouts) به حرکت در جهت روند اصلی بازار ادامه می‌دهد.

الگوهای صعودی و نزولی ساختارهای مشابهی دارند، اما جهت روند در آن‌ها متفاوت بوده و تفاوت‌های اندکی در الگوهای حجمی (Volume Pattern) دارند. الگوی حجمی صعودی در روند پیشین افزایشی بوده و در حین تثبیت قیمتی، کاهش پیدا می‌کند. برعکس، الگوی حجمی نزولی در ابتدا (طی روند پیشین) افزایش پیدا کرده و سپس تمایل به حفظ خود در همان سطوح را نشان می‌دهد. زیرا روندهای نزولی تمایل به افزایش حجم معاملات را با گذر زمان دارند.

یک الگوی پرچم می‌تواند با رسم دو نشانگر موازی در محدودهٔ تثبیت قیمتی نیز تشخیص داده شود. اگر خطوط هم‌گرا باشند، به این الگوها نام گوه (Wedge) و یا پرچم سه‌گوش (Pennants) می‌دهند. این الگوها در بین معتبرترین الگوهای ادامه‌دهنده (Continuation Patterns) می‌باشند و معامله‌گران از آن‌ها برای تولید ستاپ‌های معاملاتی (Setups) جهت ورود یا خروج از روند استفاده می‌کنند. این الگوها همگی شبیه به یکدیگر بوده و تمایل دارند که در شرایطی مشابه تشکیل شوند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی گُوِه می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی گُوِه چیست؟» دیدن نمایید.

این الگوها همچنین، الگوهای شکست قیمتی (Breakout Patterns) و حجمی (Volume Patterns) مشابهی نیز دارند. این الگوها از طریق کاهش حجم معاملاتی پس از یک افزایش اولیه، شناخته می‌شوند. این موضوع بیانگر این حقیقت است که معامله‌گرانی که قیمت‌ها را – در روند غالب – حرکت می‌دادند، فوریت کمتری برای خرید یا فروش در حین دوره تثبیت قیمتی احساس می‌کنند، بنابراین این احتمال وجود دارد که معامله‌گران و سرمایه‌گذاران جدید با اشتیاق به روند واردشده و قیمت‌ها را به سطوحی بالاتر – و با سرعتی بیشتر – حرکت دهند.

مثال‌هایی از الگوی پرچم

در این مثال، یک الگوی پرچم صعودی را می‌بینم. حرکات قیمتی در حین فاز اولیهٔ روندِ صعودی است و سپس با رسیدن به محدودهٔ تثبیت قیمتی (Consolidation)، نزولی می‌شود. شکست قیمتی همواره با افزایش زیاد در حجم معاملات همراه نمی‌شود اما تحلیل‌گران و معامله‌گران ترجیح می‌دهند که آن‌ها را نیز در نظر داشته باشند زیرا آن‌ها نشان می‌دهند که سرمایه‌گذاران و دیگر معامله‌گران با موج جدیدی از اشتیاق به سهم واردشده‌اند.

الگوی پرچم در تحلیل تکنیکال چیست؟

در یک الگوی پرچم نزولی حجم معاملات در حین تثبیت قیمتی همواره کاهشی نیست. دلیل این موضوع این است که روندهای نزولی (خرسی) و حرکات قیمتی در آن‌ها معمولاً توسط سرمایه‌گذاران مضطرب انجام می‌شوند. هر قدر قیمت‌ها بیشتر سقوط می‌کند، احساس فوریت در بین سرمایه‌گذاران باقی‌مانده بیشتر می‌شود.

الگوی پرچم در تحلیل تکنیکال چیست؟

بنابراین این حرکات قیمتی با حجم معاملاتی بالاتر انجام می‌شوند. زمانی که حرکات نزولی قیمت‌ها متوقف می‌شوند ممکن است حجم معاملات در حال افزایش، کاهش پیدا نکند. اما آن‌ها خود را در یک محدوده نگه می‌دارند و دلالت بر یک توقف در سطوح اضطراب (Anxiety Levels) دارند. از آنجایی که حجم معاملاتی در روندهای نزولی بالا می‌باشد، یک شکست قیمتی به سمت پایین ممکن است مانند یک شکست قیمتی به سمت بالا محسوس نباشد.

چگونه با استفاده از الگوی پرچم معامله کنیم؟

با استفاده از ویژگی‌های الگوی پرچم، یک معامله‌گر می‌تواند یک استراتژی برای معامله با استفاده از این الگو پیاده‌سازی کند. او در این استراتژی نیازمند سه نقطهٔ کلیدی خواهد بود: نقطهٔ ورود (entry point)، دستور استاپ حفاظتی (stop-loss order) و هدف سود (profit target).

 

  1. نقطهٔ ورود: با وجود اینکه الگوهای پرچم نشان‌دهندهٔ ادامهٔ روندِ کنونی می‌باشند، روش محتاطانه‌تر این است که برای یک شکست قیمت اولیه صبر کنیم. تا از عمل براساس سیگنال ریسکی، پیشگیری کرده باشیم. معامله‌گران معمولاً منتظر می‌مانند تا پس از شکست قیمتی و بسته شدن قیمت در بالای خط روند موازی به معامله وارد شوند. در یک الگوی نزولی، این معامله‌گران در روز دوم – پس از بسته شدن قیمت در پایین خط روند موازی – وارد معاملات می‌شوند.
  2. دستور استاپ حفاظتی: معامله‌گران معمولاً انتظار دارند تا از جهت مخالف الگوی پرچم به‌عنوان نقطهٔ قراردهی دستور استاپ حفاظتی استفاده کنند. برای مثال، اگر خط روند بالایی در سطح قیمتی 55 دلار و خط روند پایینی در سطح قیمتی 51 دلار به‌ازای هر سهم قرار داشته باشد، بنابراین قرار دادن دستور استاپ حفاظتی در سطحی اندکی پایین‌تر از 51 دلار می‌تواند کاری منطقی باشد. البته زمانی این دستور را در ناحیهٔ زیر 51 دلار قرار می‌دهند که قصد ورود به موقعیت معاملاتی خرید (long positions) را داشته باشیم.
  3. هدف سود: معامله‌گران محافظه‌کار ممکن است بخواهند تا از تفاوت قیمتی بین خطوط موازی پرچم برای تعیین هدف سود استفاده کنند. به‌عنوان مثال، اگر یک فاصلهٔ قیمتی 4 دلاری بین این دو خط روند موجود بوده و سطح شکست قیمتی نیز در قیمت 55 دلار باشد، معامله‌گر هدف سود خود را در قیمت 59 دلار خواهد گذاشت. یک روش خوش‌بینانه‌تر، محاسبهٔ فاصله بین نقاط بالا و پایین دستهٔ پرچم برای تعیین هدف سود قیمتی می‌باشد. برای مثال، اگر پایین‌ترین نقطهٔ قیمتی در دسته پرچم (Flagpole)، سطح قیمتی 40 دلار باشد و بالاترین نقطه در دسته پرچم نیز در 65 دلار باشد، شاهد یک تفاوت قیمتی 25 دلاری هستیم. اگر سطح شکست قیمتی در این مثال در قیمت 55 دلار باشد، بنابراین معامله‌گر هدف سود خود را می‌تواند در قیمت 80 دلار (25 + 55) قرار دهد.

به‌علاوه این سه نقطهٔ کلیدی، معامله‌گران باید در انتخاب اندازهٔ موقعیت‌های معاملاتی و بررسی روندهای کلی بازار حداکثر توجه را به خرج دهند تا بتوانند با استفاده از الگوهای پرچم به حداکثر موفقیت برسند.

چگونه با استفاده از الگوی سر و شانه معامله کنیم؟

الگوی نموداری سر و شانه (Head and Shoulders Pattern) یک الگوی محبوب تکنیکالی می‌باشد که تشخیصِ آن در نمودار آسان است. این الگو از یک خط پایه به‌علاوه سه قلهٔ قیمتی تشکیل شده است، که قلهٔ میانی بلندترینِ این قله‌ها به‌شمار می‌رود. الگوی سر و شانه نشان‌دهندهٔ تغییر روند از حالت صعودی به نزولی بوده و به ما می‌گوید که یک روند صعودی در انتهای خود قرار دارد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی سر و شانه می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی سر و شانه در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

این الگو در تمامی تایم فریم‌ها مشاهده می‌شود و بنابراین می‌تواند توسط انواع معامله‌گران و سرمایه‌گذاران مورد استفاده قرار بگیرد. سطوح ورود (entry levels) سطوح خروج (exit levels) و اهداف قیمتی (price targets) به کار بردن این الگو را آسان‌تر می‌کنند. از آنجایی که این الگوی نموداری، سطوحی مهم و قابل تشخیص ارائه می‌کند.

نکات کلیدی:

  • الگوی سر و شانه، یک الگوی نموداری است که به‌شکل یک خط کف به همراه سه قلهٔ قیمتی دیده می‌شود. قله‌های قیمتی چپ و راست ارتفاعی نزدیک به هم داشته و قلهٔ میانی از همهٔ آن‌ها بلندتر است.
  • در تحلیل تکنیکال، یک الگوی سر و شانه بیانگر تغییر روند از حالت صعودی به نزولی می‌باشد، در حالی که یک الگوی سر و شانه معکوس (Inverse Head and Shoulders) نشان‌دهندهٔ حالت عکس آن می‌باشد.
  • الگوی سر و شانه به‌عنوان یکی از اتکاپذیرترین الگوها شناخته می‌شود، اما این الگو نیز دارای محدودیت‌های خاص خود می‌باشد.

الگوی سر و شانه چه شکلی به‌نظر می‌رسد؟

در ابتدا، به‌نحوهٔ شکل‌گیری الگوی سر و شانه پرداخته و سپس به شکل‌گیری الگوی سر و شانهٔ معکوس می‌پردازیم. نحوهٔ شکل‌گیری این الگو (که در قلهٔ بازار دیده می‌شود):

چگونه با استفاده از الگوی سر و شانه معامله کنیم؟

  • شانهٔ سمت چپ: قیمت‌ها پس از افزایش به یک قله رسیده، سپس کاهش قیمتی تجربه می‌شود.
  • سر: قیمت‌ها دوباره رشد کرده و یک قله بالاتر می‌سازند.
  • شانهٔ سمت راست: یک حرکت نزولی قیمتی دوباره اتفاق می‌افتد، پس از این حرکت، شاهد یک حرکت صعودی هستیم که شانهٔ سوم را می‌سازد. ارتفاع شانهٔ سوم از قلهٔ قیمتی میانی کمتر است.

به‌طور معمول، این الگو به‌صورت کامل و بی‌نقص شکل نمی‌گیرد، این بدین معنی است که بین شانه‌ها و سر در این الگو، نویز قیمتی (Noise) وجود دارد.

الگوی سر و شانه معکوس

شکل‌گیری الگوی سر و شانهٔ معکوس (که در کف‌ بازار دیده می‌شود) به شرح زیر است:

چگونه با استفاده از الگوی سر و شانه معامله کنیم؟

  • شانهٔ سمت چپ: حرکت نزولی قیمت‌ها، باعث رسیدن به کف قیمتی می‌شود، سپس شاهد حرکت صعودی موقت در بازار خواهیم بود.
  • سر: قیمت‌ها دوباره کاهش پیدا می‌کنند و به یک کف جدیدتر می‌رسند.
  • شانهٔ سمت راست: قیمت‌ها یک‌بار دیگر افزایش پیدا می‌کنند، اما دوباره کاهش پیدا کرده و یک کف در سمت راست می‌سازند.

دوباره، باید بدانید که این الگو معمولاً به‌شکلِ کامل تشکیل نمی‌شود و ممکن است مقداری نویز قیمتی بین شانه‌ها و سر این الگو، دیده شود.

قرار دهی خط گردن

خط گردن (Neckline) سطح حمایتی یا مقاومتی‌ای است که معامله‌گران از آن‌ها برای یافتن محدوده‌های استراتژیک برای قرار دادن دستورهای معاملاتی، استفاده می‌کنند. برای قرار دهی یک خط گردن، اولین قدم یافتن شانهٔ سمت چپ است، سپس باید سر و شانهٔ سمت راست را در الگو مشخص کنید. در یک الگوی سر و شانهٔ استاندارد (که در قلهٔ بازار شکل می‌گیرد) ما درهٔ شکل گرفته پس از تکمیل شانهٔ سمت چپ را به درهٔ شکل‌گرفته پس از تکمیلِ بخشِ سر در این الگو، به یکدیگر متصل می‌کنیم. اتصال این دو نقطه باعث تشکیل خط گردن می‌شود. در ادامه راجع به اهمیت خط گردن صحبت خواهیم کرد. در یک الگوی سر و شانهٔ معکوس، ما بالاترین قیمت (High) پس از تکمیل شانهٔ سمت چپ را به بالاترین قیمت (High) پس از تکمیل بخش سر، متصل می‌کنیم. اتصال این دو نقطه به یکدیگر، باعث ایجاد یک خط گردن در الگوی ما می‌شود.

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟

چگونه از این الگو برای معامله استفاده کنیم؟

مهم است که معامله‌گران، تا تکمیل این الگو صبر کنند. زیرا ممکن است این الگو به‌طور کامل تشکیل نشود و یا بخشی از آنکه تشکیل‌شده، در آینده تکمیل نشود. الگوهایی که بخشی از آن‌ها تشکیل‌شده و یا تقریباً در شُرفِ تکمیل قرار گرفتند را باید زیر نظر داشته باشیم، اما نباید هیچ معامله‌ای را براساس آن‌ها انجام دهیم، تا زمانی که قیمت خط گردن رسم شده را بشکند.

چگونه با استفاده از الگوی سر و شانه معامله کنیم؟

در الگوی سر و شانه، ما منتظریم تا قیمت به سطوح پایین‌تر از خط گردن حرکت کند. در یک الگوی سر و شانهٔ معکوس، ما صبر می‌کنیم تا حرکات قیمت خط گردن را شکسته و به سطوح بالاتر حرکت کنند.

پس از تکمیل الگو، می‌توانیم یک معامله را آغاز کنیم. معامله‌تان را از پیش برنامه‌ریزی کنید، و نقطهٔ ورود (entry) نقاط استاپ (stops) اهداف سود (profit target) و هر موردی که می‌تواند منجر به اهداف سود و یا استاپ شما شود را یادداشت کنید.

معمول‌ترین نقطهٔ ورود زمانی است که قیمت خط گردن را می‌شکند. معمولاً پس از این شکست است که بسیاری از معامله‌گران وارد معاملات می‌شوند. نقاط ورود دیگر نیازمند صبر بیشتری هستند و این احتمال نیز وجود دارد که حرکت قیمت از دست برود. در این روش، شما باید صبر کنید تا قیمت ابتدا یک پولبک به خط گردن شکسته شده انجام دهد. این روش محافظه‌کارانه‌تر بوده و باید در نظر داشته باشید که اگر قیمت، برای پولبک توقف نکند و به حرکت در جهت شکست قیمتی ادامه دهد، احتمال از دست رفتن معامله به‌طور کامل وجود دارد. هر دو روش در شکل زیر نمایش داده شده‌اند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شکست قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

قرار دادن استاپ‌ها

در الگوی سنتی سر و شانه، دستورهای استاپ حفاظتی (stop-loss orders) باید اندکی بالاتر از شانهٔ سمت راست، پس از نفوذ قیمت در خط گردن قرار داده شوند. همچنین می‌توان از محدودهٔ سرِ این الگو، به‌عنوان محل قرارگیری استاپ حفاظتی استفاده کرد، اما این روش ریسک بیشتری دارد و بنابراین میزان سود به ریسک را (reward to risk ratio) کاهش می‌دهد. دوباره، باید ذکر کنیم که دستور استاپ حفاظتی می‌تواند در سر این الگو قرار گیرد، اما این مورد معامله‌گر را در معرض ریسک بزرگ‌تری قرار می‌دهد. در نمودار بالا، یک استاپ حفاظتی می‌تواند در محدودهٔ 104 دلار (اندکی پایین‌تر از شانهٔ سمت راست قرار گیرد).

تنظیم اهداف سود

اهداف سود (profit targets) در این الگو، برابر با تفاوت قیمتی بین سقف و نقاط کف هر یک از دو شانه می‌باشد. این فاصلهٔ قیمتی باید از سطح شکست خط گردن (در قلهٔ بازار) کسر شده تا هدف قیمتی نزولی را به ما نمایش دهد. در کف بازار، این فاصلهٔ قیمتی باید به سطح شکست خط گردن افزوده شود تا بتواند هدف قیمتی روند صعودی را مشخص کند.

از آنجایی که SPY یک صندوق قابل معامله در بازار بورس با تعداد معاملات بالا بوده – و نشان‌دهندهٔ یک دید کلی از بازار است – هدف سود تعیین‌شده، برای یک الگوی سر و شانهٔ معکوس برابر با محاسبات زیر خواهد بود:

$12.07 = (دره سر الگو) 101.13$ –  (قله بعد از شانه چپ) 113.20$

مقدار به‌دست آمده (12.01$) باید به‌قیمتِ سطح شکست اضافه شود و یا در صورت استاندارد بودن الگوی سر و شانه، از آن کم شود. سطح شکست قیمتی در محدودهٔ 113.25 دلار قرار دارد، بنابراین به ما یک هدف قیمتی برابر با 125.32 دلار می‌دهد (113.25 + 12.01 = 125.32).

در برخی مواقع، سرمایه‌گذاران باید مدت‌زمانی زیاد – حتی چندین ماه – را برای رسیدن قیمت به هدف قیمتی تشخیص‌داده‌شده، صبر کنند. بررسی دقیق معاملاتتان در زمان حال، می‌تواند به شما در پیش‌بینی نتایج آن معاملات، کمک کند.

چرا الگوی سر و شانه به‌خوبی کار می‌کند؟

هیچ الگویی عالی نیست و همواره به‌درستی کار نخواهد کرد. اما دلایل زیادی وجود دارد که با استفاده از آن‌ها می‌توان عملکرد یک الگوی نموداری را به‌صورت تئوریک توجیه کرد. از نقاط سقف بازار برای این نتیجه‌گیری استفاده شده است، اما این نتیجه‌گیری به هر دو حالت صدق می‌کند:

  • زمانی که قیمت‌ها از قلهٔ بازار (سر الگو) پایین می‌آیند، فروشندگان شروع به ورود به بازار می‌کنند و بنابراین خرید کمتری در بازار شکل می‌گیرد.
  • زمانی که قیمت به خط گردن می‌رسد، بسیاری از کسانی که قیمت را در آخرین موج صعودی یا آخرین حرکت صعودی قیمت در شانهٔ راست خریداری کرده بودند، حال متوجه اشتباه خود شده و با ضرری بزرگ مواجه شدند – این دسته از معامله‌گران هستند که با خروج از موقعیت‌های معاملاتی خود، قیمت را به سمت اهداف قیمتی پایینی حرکت می‌دهند.
  • قرار دهی یک دستور استاپ حفاظتی در بالای شانهٔ سمت راست منطقی است، زیرا روند ما به حالت نزولی تغییر پیدا کرده است – و نقطهٔ قلهٔ شانهٔ سمتِ راست نیز از سر الگو پایین‌تر است – بنابراین احتمال کمی در شکست قلهٔ شانهٔ سمتِ راست وجود دارد، مگر اینکه روند به حرکت صعودی خود ادامه دهد.
  • هدف سود فرض می‌کند کسانی که دارایی را در زمان نامناسبی خریداری کرده‌اند، مجبور می‌شوند که از موقعیت معاملاتی خود خارج شوند. بنابراین آن‌ها بازگشت قیمتی‌ای با اندازه‌ای مشابه با الگوی شکل گرفته را می‌سازند.
  • خط گردن نقطه‌ای است که در آن بسیاری از معامله‌گران در ضرر بوده و مجبور به خروج از موقعیت‌های معاملاتی خود می‌شوند، بنابراین آن‌ها قیمت‌ها را به سمت اهداف خود هُل می‌دهند. حجم معاملاتی نیز می‌تواند در نظر گرفته شود. در طی شکل‌گیری یک الگوی سر و شانهٔ معکوس (کف بازار)، ما طبیعتاً انتظار داریم که پس از شکست قیمتی، شاهد افزایش میزان حجم معاملاتی باشیم. این نشان‌دهندهٔ تمایل به خرید در بازار و حرکت صعودی قیمت به سمت اهداف خود می‌باشد. کاهش حجم معاملاتی نشان‌دهندهٔ عدم تمایل خریداران به شکست قیمتی بوده و باعث ایجاد شک و تردید در بازار است.

بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

دشواری‌های معامله با استفاده از الگوی سر و شانه

همان طور که اشاره شد، این الگوها به‌صورت کامل و عالی شکل نمی‌گیرند. در ادامه برخی از مشکلات احتمالی که در معامله با استفاده الگوی سر و شانه با آن‌ها مواجه می‌شوید را یادداشت کرده‌ایم:

  • شما باید الگو را پیدا کرده و کامل شدن آن‌ را زیر نظر بگیرید، اما شما نباید تا زمان تکمیل الگو، از آن‌ برای معامله استفاده کنید. بنابراین باید زمانی طولانی صبور باشید.
  • ممکن است این الگو همواره کار نکند. سطوح استاپ حفاظتی ممکن است فعال شوند.
  • قیمت همواره به هدف سود تعیین‌شده نمی‌رسد، بنابراین ممکن است معامله‌گران به دنبال ایجاد تغییراتی کوچک در استراتژی خود باشند و اثر متغیرهای بازار بر نحوهٔ خروج آن‌ها از سهم را در نظر بگیرند.
  • نمی‌توان همواره از این الگو برای معامله استفاده کرد. برای مثال، اگر در سمت یکی از شانه‌های شکل‌گرفته شاهد افت قیمتی بزرگی باشیم که تحت تأثیر یک اتفاق غیرقابل پیش‌بینی شکل‌گرفته است – باید بدانیم که احتمالاً قیمت به اهداف تعیین‌شده خود نخواهد رسید.
  • این الگوها انتزاعی هستند. یک معامله‌گر ممکن است یک شانه را تشخیص دهد، در حالی که دیگری هیچ شانه‌ای در نمودار نبیند. در حین معامله با استفاده از الگوها، از قبل برای خود، مواردی که یک الگو را برای شما شکل می‌دهند را تعریف کنید – می‌توانید این کار را با استفاده از راهنمایی‌های کلی انجام‌شده در این مقاله انجام دهید.

جمع‌بندی

الگوهای سر و شانه در تمامی تایم فریم‌های معاملاتی شکل می‌گیرند و می‌توان آن‌ها را به‌صورت بصری مشاهده کرد. در حالی که در برخی از مواقع این الگوها انتزاعی می‌باشند، الگوی تکمیل‌شده به شما سطوح ورود، سطوح استاپ حفاظتی و اهداف سود را نشان می‌دهد، بنابراین می‌توانید از این الگوها برای اِعمال یک استراتژی معاملاتی استفاده کنید. این الگو از یک شانهٔ سمت چپ، سر و یک شانهٔ سمت راست تشکیل شده است. معمول‌ترین نقطهٔ ورود، خط گردن شکسته شده می‌باشد، که یک دستور استاپ حفاظتی در بالای شانه سمت راست (در الگوی سر و شانهٔ استاندارد) و یا در پایین شانهٔ سمت راست (در الگوی سر و شانهٔ معکوس)، قرار می‌گیرد. هدف سود نیز فاصله بین نقطهٔ سر و خط گردن در این الگو می‌باشد. این هدف سود در نهایت در الگوی سر و شانهٔ استاندارد از نقطهٔ شکست خط گردن کسر شده و در الگوی سر و شانهٔ معکوس، به سطح شکست خط گردن اضافه می‌شود و هدف قیمتی را برای ما مشخص می‌کند. این سیستم عالی نیست، اما روشی برای معامله‌گری در بازارها با استفاده از حرکات منطقی قیمت را فراهم می‌کند.

الگوی سر و شانه در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی سر و شانه (Head and Shoulders Pattern) یک الگوی نموداری است که به‌شکل یک خط کف به‌همراه سه قلهٔ قیمتی دیده می‌شود که دو قله سمت چپ و راست ارتفاعی مشابه داشته و قلهٔ میانی از آن‌ها بلندتر است. در تحلیل تکینکال، یک الگوی سر و شانه بیانگر تغییر روند بازار از حالت صعودی به نزولی می‌باشد. الگوی سر و شانه، به‌عنوان یکی از معتبرترین الگوی‌های بازگشت روندی شناخته می‌شود. این الگو یکی از چند الگوی برتر در صدور سیگنال‌های معاملاتی می‌باشد – که البته سطح دقت آن‌ها با یکدیگر متفاوت است – که شکل‌گیری‌اش نشان‌دهندهٔ پایان روند صعودی می‌باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوهای نمودار می‌توانید از مطلب آموزشی «مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • الگوی سر و شانه، یک اندیکاتور تکنیکالی است که به‌شکل سه قلهٔ قیمتی – که دو قلهٔ سمت راست و چپ ارتفاع مشابه دارند و قلهٔ میانی از آن‌ها بلندتر است – دیده می‌شود.
  • یک الگوی سر و شانه، به‌شکل خاصی از حرکات قیمت در بازار اشاره دارد و نشان‌دهندهٔ احتمال تغییر روند صعودی به روند نزولی می‌باشد.
  • الگوهای سر و شانه یکی از معتبرترین الگوها در خصوص بازگشت روندی به‌شمار می‌روند.

درک کامل مفهوم الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه زمانی شکل می‌گیرد که قیمت سهم به یک قلهٔ جدید رسیده و سپس به‌محدودهٔ پایین حرکت صعودی پیشین خود برگردد. سپس قیمت دوباره به سطحی بالاتر از قلهٔ قبلی قیمت صعود کرده و بخش سر (Head) این الگو را می‌سازد و دوباره به خط کف برگشته در نهایت، قیمت‌ها دوباره افزایش پیدا می‌کنند، اما در این حرکت صعودی، قیمت در بهترین حالت می‌توانند به‌سطح قلهٔ قیمتی اولیه برسند. پس از رسیدن به چنین سطحی، قیمت‌ها حرکت نزولی خود را آغاز کرده و به سمت خط گردن (Neckline) این الگو حرکت می‌کنند.

الگوی سر و شانه در تحلیل تکنیکال چیست؟

یک الگوی سر و شانه چه چیزهایی را به شما می‌گوید؟

یک الگوی سر و شانه از سه بخش زیر تشکیل شده است:

  1. پس از یک روند صعودی طولانی‌مدت، قیمت‌ها به یک قلهٔ جدید رسیده و سپس حرکت نزولی کوچکی برای ایجاد یک دره (Trough) انجام می‌دهند.
  2. قیمت‌ها دوباره حرکت صعودی خود را آغاز کرده و یک سقف قیمتی جدید می‌سازند، سپس دوباره نزول می‌کنند.
  3. قیمت‌ها برای بار سوم حرکت صعودی انجام می‌دهند، اما نهایتاً می‌توانند به سطح قلهٔ اولیه برسند، پیش از آنکه دوباره حرکت نزولی را آغاز کنند.

قلهٔ شماره 1 و 3، شانه‌های این الگو هستند و قلهٔ شماره 2 (قلهٔ وسط)، بخش سر در این الگو را تشکیل می‌دهد. خطی که دره‌های شماره 1 و 2 را به یکدیگر متصل می‌کند، تحت عنوان خط گردن (Neckline) شناخته می‌شود.

الگوی سر و شانه معکوس (inverse head and shoulders pattern) نیز یک الگوی قابل اتکا می‌باشد که نشان از پایان روند نزولی و تغییر آن به یک روند صعودی می‌دهد. در این مورد، قیمت سهام به سه کف قیمتی متوالی می‌رسند، سه کف قیمتی‌ای که با رالی‌های موقت از یکدیگر جدا شده‌اند. در بین کف‌های قیمتی ذکرشده، کف دوم از همه پایین‌تر بوده (و سر را در این الگو تشکیل ‌می‌دهند) و کف‌های شماره 1 و 3 اندکی بالاتر قرار می‌گیرند (و شانه‌ها را تشکیل ‌می‌دهند). رالی قیمتی شکل‌گرفته پس از تشکیل شانهٔ سمت راست، نشان‌دهندهٔ تغییر روند نزولی به روند صعودی می‌باشد. پس از آن قیمت‌ها حرکت صعودی خود را ادامه می‌دهند.

بازی طناب‌کشی

قیمت سهام، نتیجه‌ای از یک بازی ادامه‌دار طناب‌کشی می‌باشد، چه قیمت به سمت بالا حرکت کند و چه به سمت پایین، می‌توانیم این حرکات را نتیجهٔ تعداد افرادی بدانیم که در هر یک از دو گروه (گاوها=خریداران) یا (خرس‌ها=فروشنده‌ها) قرار می‌گیرند.

افرادی که باور دارند که قیمت‌ها باید به سمت بالا حرکت کنند، گاوها (Bulls) نامیده می‌شوند، و آن‌هایی که باور دارند که قیمت‌ها باید به سطوح پایین‌تر حرکت کنند، تحت عنوان خرس‌ها (Bears) شناخته می‌شود. اگر بخش بیشتر سهامداران یک سهم خرس‌ها باشند، بنابراین قیمت آن سهم به سطوح پایین‌تر حرکت خواهد کرد و معامله‌گران سهام خود را برای جلوگیری از ضرر می‌فروشند. اگر بیشتر شرکت‌کنندگان در گروه گاوها باشند، قیمت سهام به سطوح بالاتر حرکت کرده و سرمایه‌گذاران برای استفاده از این فرصت معاملاتی مناسب، به خرید سهام می‌پردازند.

الگوی سر و شانه معکوس

نقطهٔ مقابل الگوی سر و شانه، الگوی سر و شانهٔ معکوس است، که آن را با نام الگوی سر و شانهٔ کف (Head and Shoulders Bottom) نیز می‌شناسند. این الگو، پیش‌بینی تغییر روند نزولی به روند صعودی را انجام می‌دهد. این الگو زمانی تشخیص داده می‌شود که حرکات قیمتی یک سهم، مشخصه‌هایی که در ادامه آمده است را از خود به نمایش بگذارد:

قیمت به یک دره حرکت کرده و سپس حرکت صعودی انجام می‌دهد، قیمت دوباره به سطحی پایین‌تر از درهٔ قبلی حرکت کرده و دوباره حرکت صعودی انجام می‌دهد و در نهایت، قیمت دوباره یک حرکت نزولی – تا سطح درهٔ اول – انجام می‌دهد. پس از انجام این حرکات، قیمت‌ حرکت صعودی را دوباره در پیش گرفته، و به سمت سطح مقاومتی که در قله‌های پیشین تشکیل شده است، حرکت می‌کنند.

حرکات موجود در پَس یک الگوی سر و شانه

به‌مانند تمامی الگوها، نقاط بالا و پایین در الگوی سر و شانه نشان‌دهندهٔ یک نبرد بین نیروی خرسی و گاوی در بازار می‌باشد.

قلهٔ اولیه و نزول قیمتی شکل‌گرفته پس از آن، بیانگر کاهشِ قدرتِ روندِ صعودی می‌باشد. از آنجایی که گاوها می‌خواهند تا نیروی حرکت صعودی بازار همچنان حفظ شود، قیمت را به سطحی بالاتر از قلهٔ اولیه هل می‌دهند و باعث ایجاد یک قلهٔ قیمتی جدید (بخش سر در الگو) می‌شوند. در این نقطه، همچنان این امکان وجود دارد که گاوها بتوانند بر بازار غلبه پیدا کرده و باعث ادامهٔ روندِ صعودی شوند.

هر چند، پس از آنکه قیمت‌ها برای بار دوم نزول کرده و به سطحی پایین‌تر از قلهٔ اولیه می‌رسند، می‌توان به‌طور واضح متوجه کاهش قدرت گاوها در بازار شد. در عین حال، خرس‌ها در بازار در حال قدرت گرفتن می‌باشند. گاوها در بازار یک بار دیگر تلاش می‌کنند تا قیمت‌ها را به سطوح بالاتر حرکت دهند اما تنها می‌توانند قیمت‌ها را تا سطحی نزدیک به قلهٔ اولیه قیمتی بالا ببرند. ناکامی در گذر از بالاترین سقف قیمتی ایجاد شده، سیگنالی از باخت گاوها صادر کرده و پس از آن است که خرس‌ها قدرت را در بازار به‌دست می‌گیرند. قیمت را به سمت پایین حرکت داده و باعث تکمیل بازگشت قیمتی می‌شوند.