Skip to main content

الگوی سقف و کف سه‌قلو در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوهای قیمتی به‌شکل توالی مشخص از میله‌های یا کندل‌های قیمتی در نمودارها، دیده می‌شوند. این الگوها می‌توانند برای بررسی حرکات گذشته قیمت و یا پیش‌بینی حرکات آیندهٔ قیمت دارایی، مورد استفاده قرار گیرند. استفاده‌کنندگان از این اطلاعات باید از قبل با خطوط روند (trendlines) الگوهای ادامه‌دهندهٔ قیمتی (continuation price patterns) و الگوهای بازگشتی قیمتی (reversal price patterns) آشنایی داشته باشند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوهای نمودار می‌توانید از مطلب آموزشی «مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال» دیدن نمایید.

در این مقاله، ما به نحوهٔ تفسیر این الگوها پس از یافتن‌شان پرداخته و همچنین به بررسی الگوی کمیاب اما قدرتمند سقف سه‌قلو و کف سه‌قلو (Triple Top – Triple Bottom Ppattern) می‌پردازیم.

نکات کلیدی:

  • سقف سه‌قلو از طریق ایجاد سه قله قیمتی در یک محدودهٔ یکسان، تشکیل می‌شود. سه قله‌ای که در بین آن‌ها پولبک‌های قیمتی نیز انجام می‌شود. در حالی که الگوی کف سه‌قلو از طریق ایجاد سه کف قیمتی در یک محدودهٔ مشابه، ایجاد می‌شود. کف‌های قیمتی که در بین آن‌ها، رالی‌های قیمتی کوچکی نیز وجود دارند.
  • با توجه به این نکته که این الگو به‌طور مکرر در نمودار دیده نمی‌شود، می‌توانیم الگوهای سقف و کف سه‌قلو را الگوهایی متقاعدکننده در خصوص بازگشت روند بدانیم.
  • به‌علاوه شکل M بزرگ و یا W بزرگ ایجاد شده توسط این دو الگو، باید حجم معاملاتی را در نظر داشته باشیم تا بتوانیم قدرت سیگنال صادرشده را بسنجیم.

مدت زمان استمرار این الگو

مدت‌زمان استمرار یک الگوی قیمتی، یک موضوع مهم است که باید آن را در حین بررسی الگو، و پیش‌بینی کردن حرکات آیندهٔ قیمتی در نظر بگیرید. الگوهای قیمتی می‌توانند در هر بازهٔ زمانی در نمودارها، ظاهر شوند. از نمودارهای سریع (Fast 144-tick chart) گرفته تا نمودارهای 60 دقیقه‌ای، روزانه، هفتگی و یا حتی نمودارهای سالانه. اهمیت یک الگوی قیمتی، معمولاً به سایز و عمق آن بستگی دارد.

الگوی سقف و کف سه‌قلو در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوهایی که در طی زمان بیشتری ظهور می‌کنند معمولاً از اتکاپذیری بیشتری برخوردارند و هنگام شکست قیمتی، قیمت حرکات بزرگ‌تری را انجام خواهند داد. بنابراین، الگویی که در یک نمودار روزانه ایجاد می‌شود، حرکت قیمتی بزرگ‌تری از الگوی ایجادشده در نمودار میان روزانه، خواهد داشت. همچنین، الگویی که در یک نمودار ماهانه تشکیل می‌شود باعث ایجاد حرکات قیمتی اساسی‌تر نسبت به همان الگو در نمودار روزانه، می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شکست قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوهای قیمتی زمانی شکل می‌گیرند که سرمایه‌گذاران یا معامله‌گران به خرید یا فروش در سطوح خاصی بپردازند. به همین دلیل، قیمت در بین این سطوح نوسان می‌کند. با این نوسان قیمتی، الگوهایی مانند پرچم‌ها (Flags)، پرچم سه‌گوش (Pennants) و الگوهایی مشابه، ساخته می‌شوند. زمانی که قیمت در نهایت این الگوها را بشکند، می‌تواند نشان‌دهندهٔ تغییر قابل‌توجه در احساسات (Sentiment) بازار باشد. هرچه این مدت‌زمان طولانی‌تر باشد، هُل دادن قیمت به سطح بالای یک مقاومت برای خریداران سخت‌تر خواهد بود (و یا هُل دادن قیمت به سطحی پایین‌تر از حمایت، برای فروشندگان سخت‌تر خواهد بود). این موضوع خود شکست قیمتی در جهت‌های ذکرشده را سخت‌تر از گذشته می‌کند. شکل زیر یک نشان‌دهندهٔ الگوی پرچم است که در نمودار هفتگی شرکت گوگل (Alphabet Inc. – GOOG) تشکیل شده است. به لحظه‌ای که قیمت الگوی پرچم سه‌گوش را شکسته است توجه کنید، پس از این شکست قیمتی، شاهد حرکات قابل‌توجه قیمت به سمت بالا بوده‌ایم.

نوسان

به‌طور مشابه، می‌توان از میزان نوسان قیمت در یک الگوی قیمتی برای بررسی اعتبار آن الگو استفاده کرد. همچنین می‌توان از مورد ذکرشده برای پیش‌بینی اندازهٔ شکست قیمتی احتمالی بهره برد. نوسان، اندازه‌گیری‌ای از میزان تغییرات قیمت در طی زمان است. نوسانات بزرگ‌تر قیمت باعث افزایش میزان نوسان کلی در بازار می‌شوند، حالتی که آن را یک نبرد فعال بین خرس‌ها که سعی در کاهش قیمت دارند و گاوها که سعی در افزایش قیمت دارند می‌دانند. الگوهایی که دارای سطوح بالاتری از نوسان هستند، پس از شکست خود شاهد حرکات قابل‌توجه قیمتی خواهند بود.

حرکات بزرگ قیمت در یک الگو می‌تواند نشان‌دهندهٔ این حقیقت باشد که نیروی‌های متقابل – گاوها و خرس‌ها – در یک نبرد جدی با یکدیگر درگیر شده‌اند. هرچه میزان نوسان در طی یک الگوی قیمتی بیشتر باشد، میزان مشارکت در بازار نیز بیشتر خواهد شد که خود می‌تواند منجر به حرکات انفجاری قیمت، پس از شکست قیمتی از سطوح حمایت و یا مقاومت شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سطوح حمایت و مقاومت می‌توانید از مطلب آموزشی «سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

حجم

حجم معاملاتی یکی دیگر از مواردی است که باید در حین تفسیر الگوهای قیمتی به آن‌ها توجه کنیم. حجم معاملاتی نشان‌دهندهٔ تعداد ابزارهای مالی معامله‌شده در طی یک بازهٔ زمانی مشخص است. معمولاً حجم معاملاتی، یک ابزار را به شکل یک هیستوگرام (Histogram) یا یکسری از خطوط عمودی به نمایش می‌گذارند. خطوطی که در پایین نمودار نمایان می‌شوند. حجم معاملاتی، به هنگام مقایسه با اطلاعات گذشته قیمت، کاربرد بیشتری خواهند داشت. تغییرات در میزان خرید و یا فروش در بازار، می‌توانند مورد بررسی قرار بگیرند: هرگونه فعالیت حجمی که باعث فاصله گرفتن حجم معاملاتی آن دوره از میانگین حجم معاملاتی عادی شود، می‌تواند نشان‌دهندهٔ یک تغییر احتمالی در قیمت‌ها باشد.

اگر قیمت‌ها به سطوح بالایی یا پایینی یک مقاومت و یا حمایت حرکت کنند، باید به یاد داشته باشید که به علاقه و توجه معامله‌گران و سرمایه‌گذاران، حین این حرکت افزوده خواهد شد – علاقه‌ای که خود را به‌شکل افزایش حجم معاملاتی به نمایش می‌گذارد. افزایش حجم معاملاتی می‌تواند تأییدیهٔ یک شکست قیمتی باشد. یک شکست قیمتی بدون تغییر قابل‌توجه در حجم، نشان‌دهندهٔ عدم اشتیاق بازار برای ادامهٔ این حرکت قیمتی است، بنابراین شکست شکل‌گرفته کاذب می‌شود.

چگونه از حجم معاملاتی برای بهبود معامله گری خود استفاده کنید؟

رهنمودهایی برای تفسیر الگوها

سه گام کلی زیر، به معامله‌گران در تفسیر الگوهای قیمتی کمک می‌کنند:

شناسایی الگوهای قیمتی:

اولین گام در تفسیر صحیح الگوهای قیمتی، تشخیص به‌موقع الگوهای معتبر است. یافتن این الگوها با توجه به اطلاعات گذشته بازار کاری آسان است. کار چالش‌برانگیز این است که بتوانید آن‌ها را حین تشکیل‌شان شناسایی کنید. معامله‌گران و سرمایه‌گذاران می‌توانند با دقت در اطلاعات گذشتهٔ قیمت‌ها، به تشخیص الگوهای قیمتی بپردازند. البته آن‌ها باید به روشی که از آن جهت رسم خطوط روند استفاده می‌کنند، توجه زیادی داشته باشند. خطوط روند را می‌توانید با استفاده از نقاط قیمتی بسته شدن (Close) باز شدن (Open) بالاترین قیمت (High) یا پایین‌ترین قیمت (Low) رسم کنید.

1. ارزیابی الگوهای قیمتی:

پس از آنکه یک الگو را شناسایی کردید، حال باید به ارزیابی آن بپردازید. معامله‌گران و سرمایه‌گذاران باید مدت‌زمان تشکیل این الگو را در نظر داشته باشند، همچنین حجم و میزان نوسان نقاط بازگشتی قیمت را در محدودهٔ الگوی قیمتی بسنجند. ارزیابی این موارد می‌تواند یک تصویر بهتر از اعتبار الگوی قیمتی ارائه بدهد.

2. پیش‌بینی الگوی قیمتی:

پس از آنکه الگوهای قیمتی تشخیص داده‌شده و مورد ارزیابی قرار گرفتند، معامله‌گران و سرمایه‌گذاران باید از این اطلاعات برای پیش‌بینی جهت حرکت آیندهٔ قیمت‌ها استفاده کنند. باید در نظر داشته باشید که الگوهای قیمتی همواره آن‌طور که انتظار دارید عمل نمی‌کنند و یافتن آن‌ها لزوماً حرکت قیمت در جهتی خاص را تضمین نمی‌کند. شرکت‌کنندگان بازار، می‌توانند مراقب فعالیت‌های محتمل قیمتی باشند. این موضوع به آن‌ها اجازه خواهد داد تا در صورت ایجاد تغییرات در بازار، به‌سرعت واکنش نشان دهند.

الگوی سقف سه‌قلو و کف سه‌قلو

الگوهای سقف و کف سه‌قلو، ادامه‌ای از الگوهای سقف و کف دوقلو (Double top – Double Bottom) هستند. اگر الگوی سقف و کف دوقلو شکل حرف M و یا W را تداعی کنند، الگوی سقف و کف سه‌قلو، شکل یک M و یا W شکسته را تداعی خواهند کرد: سه حرکت قیمتی به سمت بالا یا سه حرکت قیمتی به سمت پایین.

الگوی سقف و کف دوقلو در تحلیل تکنیکال چیست؟

این الگوهای قیمتی نشان‌دهندهٔ تلاش چندباره و ناموفق قیمت برای شکست یک محدودهٔ حمایت و یا مقاومت می‌باشند. در یک الگوی سقف سه‌قلو، قیمت سه تلاش برای شکستن محدودهٔ مقاومتی انجام می‌دهد، ناکام مانده و دوباره به سطوح پایین‌تر بازمی‌گردد. در یک الگوی کف سه‌قلو، به‌طور عکس، قیمت سه بار سعی می‌کند تا محدودهٔ حمایتی را بشکند. ناکام می‌ماند و دوباره به سطوح بالاتر حرکت می‌کند.

الگوی سقف و کف سه‌قلو در تحلیل تکنیکال چیست؟

یک الگوی سقف سه‌قلو، یک الگوی قیمتی نزولی است، در انتهای یک روند صعودی شکل می‌گیرد و باعث تغییر جهت روند، به یک روند نزولی می‌گردد. نحوهٔ شکل‌گیری در ادامه آمده است:

  • قیمت‌ها به سطوح بالا و بالاتر حرکت می‌کنند تا اینکه در نهایت به سطح مقاومت می‌رسند، سطحی که در شکستن آن در بار اول ناکام مانده و به یک سطح حمایتی بازمی‌گردند.
  • قیمت‌ها سعی می‌کنند تا دوباره محدودهٔ مقاومتی را تست کنند، دوباره ناکام مانده و به محدودهٔ حمایتی برمی‌گردند.
  • قیمت‌ها یک بار دیگر برای شکستن سطح مقاومتی تلاش می‌کنند، دوباره ناکام می‌مانند، و این بار، محدودهٔ حمایتی خود را نیز می‌شکنند و به سطوح پایین‌تر سقوط می‌کنند.

این حرکات قیمت (Price Action) نشان‌دهندهٔ دوئل بین خریداران و فروشندگان است. خریداران سعی می‌کنند که قیمت‌ها را بالا ببرند، در حالی که فروشندگان سعی در پایین‌تر آوردن قیمت دارند. هر تلاشی که قیمت برای شکستن محدودهٔ مقاومتی انجام داده، معمولاً با حجم معاملاتی پایینی همراه بوده است. تا زمانی که قیمت دوباره به محدودهٔ حمایتی سقوط کرده و شرکت‌کنندگان بیشتری در بازار حاضر شده‌اند. پس از آنکه سه بار تلاش قیمت در گذر از سطح مقاومتی ناکام می‌ماند، عمدهٔ خریداران خسته شده، و فروشندگان کنترل قیمت‌ها و بازار را در دست می‌گیرند. اتفاقی که باعث ایجاد یک تغییر در روند می‌شود.

الگوی کف سه‌قلو، یک الگوی صعودی است زیرا که در انتهای یک روند نزولی شکل گرفته و باعث تغییر روند به یک روند صعودی می‌گردد. الگوی کف سه‌قلو، با سه بار تلاش ناموفق قیمت برای شکستن محدودهٔ حمایتی شناخته می‌شود. هر تلاش قیمتی، با کاهش در حجم معاملاتی همراه می‌شود، تا جایی که قیمت در آخرین تلاش برای حرکت به سطوح پایین‌تر از سطح حمایت ناکام مانده و به سمت بالا حرکت می‌کند. در این حرکت صعودی، قیمت محدودهٔ مقاومتی خود را می‌شکند. مانند الگوی کف سه‌قلو، این الگو نیز نشان‌دهندهٔ یک نبرد بین خریداران و فروشندگان است. در این حالت، این فروشندگان هستند که خسته شده و از بازار کنار می‌روند، کنار رفتن فروشندگان از بازار باعث استیلای خریداران بر قیمت‌ها شده و قیمت حرکت صعودی خود را آغاز می‌کند. شکل 2 یک الگوی کف سه‌قلو است که در نمودار روزانه سهام شرکت مک گرا هیل (McGraw Hill) تشکیل شده است.

یک الگوی سقف یا کف سه‌قلو بر تضعیف روند فعلی و قدرت گرفتن روند معکوس آن، دلالت می‌کند. هر دوی این الگوها نشان‌دهندهٔ یک انتقال در فشار بازار می‌باشند: در یک الگوی سقف سه‌قلو، انتقال قدرت بازار از خریداران به فروشندگان انجام می‌شود. در حالی که در یک الگوی کف سه‌قلو این انتقال قدرت از فروشندگان به خریداران انجام می‌شود. این الگوها یک نمایش بصری از تغییرات ذکرشده در بازار را نشان می‌دهند.

جمع‌بندی

الگوی‌های قیمتی در انواع نمودارها تشکیل می‌شوند، چه نمودارهایی از نوع (fast tick charts) باشد که توسط اسکالپرها (Scalpers) مورد استفاده قرار می‌گیرد، چه نمودارهای سالانه که معمولاً توسط سرمایه‌گذاران استفاده می‌شود. هر یک از این الگوها نشان‌دهندهٔ نبردی بین خریداران و فروشندگان می‌باشد که نهایتاً منجر به ادامهٔ روند کنونی و یا ایجاد یک بازگشت روندی در بازار می‌شود. تحلیل‌گران تکنیکال باید از الگوهای قیمتی برای ارزیابی فعالیت‌های گذشته و حال بازار استفاده کرده، به پیش‌بینی حرکات آیندهٔ قیمت پرداخته و تصمیم‌های معاملاتی بگیرند.

کانال قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

یک کانال قیمتی، زمانی شکل می‌گیرد که قیمت یک اوراق بهادار بین دو خط موازی حرکت کند. بسته به جهت حرکت روند، کانال قیمتی می‌تواند افقی (Horizontal Channel)، صعودی (Ascending Channel) و یا نزولی (Descending Channel) باشد. کانال‌های قیمتی توسط تحلیل‌گران تکنیکال استفاده می‌شوند. از کانال‌ها برای بررسی شتاب حرکتی قیمت و یا جهت حرکات قیمت کانال معاملاتی (Trading Channel) استفاده می‌شود.

نکات کلیدی:

  • یک کانال قیمتی زمانی شکل می‌گیرد که قیمت یک اوراق بهادار در بین دو خط موازی نوسان کند. این کانال‌ها می‌توانند افقی، صعودی و یا نزولی باشند.
  • کانال‌های قیمتی ابزارهایی کاربردی برای تشخیص شکست قیمتی می‌باشند. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که قیمت اوراق بهادار به سطحی بالاتر و یا پایین‌تر از کانال قیمتی حرکت کند.
  • معامله‌گران می‌توانند پس از رسیدن قیمت دارایی به سقف کانال، وارد موقعیت معاملاتی فروش شده و پس از رسیدن قیمت به کف کانال به معاملات خرید وارد شوند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شکست قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

درک مفهوم کانال قیمت

کانال قیمت زمانی شکل می‌گیرد که قیمت دارایی توسط نیروهای عرضه و تقاضا تحت فشار قرار گیرد و این کانال‌ها می‌توانند صعودی، نزولی یا افقی باشند. این نیروها بر روی قیمت اوراق بهادار اثر گذاشته و می‌توانند یک کانال قیمتی طولانی‌مدت تشکیل ‌دهند. غلبهٔ هر یک از نیروهای عرضه و تقاضا، خود را در جهت شکل‌گیری کانال قیمتی نشان می‌دهد. کانال‌های قیمتی می‌توانند در تایم فریم‌های مختلفی شکل بگیرند. همچنین می‌توان آن‌ها را در نمودار انواع ابزارهای معاملاتی، مانند قراردادهای آتی (Futures)، سهام (Stocks)، صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک (Mutual Funds) صندوق‌های قابل معامله در بورس (Exchange-Traded Funds, ETFs) و غیره مشاهده کرد.

کانال قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

معامله‌گران، به‌خصوص آن‌هایی که از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند، همواره به دنبال الگوهای قیمتی هستند که از آن‌ها در تصمیم‌گیری معاملاتی‌شان استفاده کنند. پس از حرکات قیمتی اوراق بهادار در بین محدوده‌ای از نقاط سقف و کف، یک الگوی قابل تشخیص شکل می‌گیرد که توسط دو خط موازی به یکدیگر متصل می‌شود. بدین ترتیب یک کانال قیمتی تشکیل می‌شود.

خط روند پایینی، زمانی شکل می‌گیرد که قیمت، نقاط بازگشتی بالاتر (pivot higher) می‌سازد، در حالی که خط روند بالایی زمانی تشکیل می‌شود که قیمت، نقاط بازگشتی کف پایین‌تری (psivot lower) بسازد. میزان شیب موجود در خطوط روند ترسیمی، جهت روند کانال قیمت را به نمایش می‌گذارد. یک کانال قیمتی صعودی، توسط خطوط روندی با شیب مثبت تشکیل شده است و نشان می‌دهد که قیمت با هر بار تغییر، در سطوح بالاتری معامله می‌شود.

خط روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

(عکس)

به‌طور مشابه، یک کانال قیمتی نزولی زمانی شکل می‌گیرد که دو خط روند با شیب منفی در تشکیل آن نقش داشته باشند. این کانال نشان‌دهندهٔ کاهش قیمت، در هر بار تغییر قیمتی است. دو خط روندی که از آن‌ها برای ترسیم کانال قیمتی استفاده می‌شود، نشان‌دهندهٔ سطوح حمایت و مقاومت هستند. خطوط حمایت و مقاومت می‌توانند سیگنال‌هایی سوددِه برای معاملات صادر کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سطوح حمایت و مقاومت می‌توانید از مطلب آموزشی «سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

استفاده از کانال‌های قیمتی برای تشخیص شکست‌ها مناسب است. شکست زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت اوراق بهادار به سطح فوقانی یا زیرین یک خط روند، حرکت می‌کند. به‌علاوه، معامله‌گران می‌توانند با توجه به حرکات قیمتی داخل کانال، به معامله بپردازند – زمانی که قیمت به سقف کانال می‌رسد وارد موقعیت معاملاتی فروش شده و هنگامی که قیمت به کف کانال می‌رسد، وارد معاملات خرید شوند.

تحلیل کانال قیمت

به‌طور بالقوه، راه‌های اندکی برای سود بردن از کانال‌های قیمتی وجود دارد. سرمایه‌گذاران، که از موقعیت‌های معاملاتی خریدوفروش استفاده می‌کنند، بیشترین شانس برای بهره بردن از حرکات قیمتی سهامی که در یک کانال قیمتی حرکت می‌کند، را دارند.

بهینه‌سازی میزان سود در یک روند صعودی، به قرار دادن موقعیت‌های معاملاتی خرید در نقاط سودمند بازار بستگی دارد. زمانی که یک کانال قیمتی تشخیص داده می‌شود، سرمایه‌گذار می‌تواند انتظار بازگشت قیمتی از کف کانال و حرکت صعودی آن را داشته باشد. این موضوع به معامله‌گران کمک می‌کند تا در قیمتی مناسب، وارد موقعیت معاملاتی خرید شوند. در یک کانال صعودی، یک سرمایه‌گذار سرسخت ممکن است علاقه داشته باشد تا سهام خود را نگه داشته و منتظر یک شکست قیمتی احتمالی بماند. شکستی که باعث افزایش زیاد در قیمت‌ها خواهد شد. اگر قیمت، تمایل خود به ادامهٔ حرکت در کانال قیمتی را نشان دهد، فروش یا ورود به یک موقعیت معاملاتی فروش استقراضی (short position) در کانال صعودی و زمانی که قیمت سقف کانال را لمس می‌کند، می‌تواند سودآوری شما را به‌حداکثر برساند.

متقابلاً، یک کانال قیمتی نزولی نیز می‌تواند سوددِه باشد. در یک کانال قیمتی نزولی، سرمایه‌گذار علاقه دارد تا سهام را در سقف کانال شورت کرده و از حرکات قیمت به سطوح پایین‌تر – به‌خصوص پس از تأیید شکست قیمتی – بهره ببرد. آن‌ها همچنین وارد موقعیت‌های معاملاتی‌ای در خلاف جهت روند غالب شده و در سطوح پایین قیمتی، وارد موقعیت‌های معاملاتی خرید می‌شوند. با این فرض که قیمت در محدودهٔ کانال حرکت کرده و حتماً به سقف کانال خواهد رسید.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

در تحلیل تکنیکال، تغییر روند بازار از حالت صعودی به نزولی و یا بالعکس، توسط الگوهای قیمتی نشان داده می‌شوند. طبق تعریف، یک الگوی قیمتی، شکلی مشخص از حرکات قیمت است که از طریق یک سری از خطوط روند و یا منحنی‌های شکل‌گرفته، تشخیص داده می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحلیل تکنیکال می‌توانید از مطلب آموزشی «تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟» دیدن نمایید.

زمانی که یک الگوی قیمتی، سیگنالی در خصوص تغییر جهت روند صادر می‌کند، از آن الگو تحت عنوان یک الگوی برگشتی (reversal pattern) یاد می‌کنیم. درحالی‌که یک الگوی ادامه‌دهنده (continuation price pattern) زمانی رخ می‌دهد که روند در حین شکل‌گیری این الگو مدتی استراحت کرده، و سپس به حرکت در جهت قبلی خود بپردازد. تحلیل‌گران تکنیکال از الگوهای قیمتی برای بررسی حرکات کنونی قیمت و پیش‌بینی حرکات بازار در آینده استفاده می‌کنند.

الگوی ادامه دهنده روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

نکات کلیدی:

  • الگوهای قیمتی، اَشکالی قابل تشخیص هستند که توسط حرکات قیمتی در نمودار تشکیل می‌شوند. الگوهای قیمتی به‌عنوان پایه و اساس تحلیل تکنیکال شناخته می‌شوند.
  • یک الگو، توسط خطوطی تشخیص داده می‌شود که نقاط مرسوم قیمتی را به یکدیگر متصل می‌کنند، مانند قیمت‌های بسته شدن (close) و یا بالاترین – پایین‌ترین (high – low) قیمت طی روز، در طی بازهٔ زمانی انتخاب‌شده.
  • تحلیل‌گران تکنیکال یا چارتیست‌ها به دنبال یافتن الگوهایی هستند که با استفاده از آن‌ها، بتوانند جهت حرکت آینده و قیمت احتمالی سهام را پیش‌بینی کنند.
  • این الگوها می‌توانند مانند یک خط روند (trendline) ساده و یا به پیچیدگی یک الگوی سر و شانهٔ دوگانه (double head – and – shoulders) باشند.

خطوط روند در تحلیل تکنیکال

از آنجایی که الگوهای قیمتی با استفاده از یک سری از خطوط یا منحنی‌ها تشخیص داده می‌شوند، ضروری است که بیشتر در مورد خطوط روند و نحوهٔ رسم آن‌ها بدانیم. خطوط روند، به تحلیل‌گران تکنیکال در یافتن محدوده‌های حمایتی و مقاومتی در نمودار، کمک می‌کنند. خطوط روند، خط‌هایی مستقیم هستند که یک سری از قله‌های نزولی قیمت و یا کف‌های صعودی را به یکدیگر متصل می‌کنند. یک خط روند که دارای شیب مثبت است، که آن را با نام خط روند صعودی (ascending trendline) نیز می‌شناسند، زمانی شکل می‌گیرد که قیمت در حال تشکیل سقف‌ها و کف‌های بالاتر باشد. خط روند صعودی از اتصال کف‌های قیمتی تشکیل می‌شود. به‌طور عکس، خط روندی که دارای شیب منفی باشد که از آن تحت عنوان خط روند نزولی (descending Trendline) نیز یاد می‌شود، زمانی تشکیل می‌شود که قیمت‌ها در حال تشکیل کف و سقف پایین‌تر باشند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سطوح حمایت و مقاومت می‌توانید از مطلب آموزشی «سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

شکل خطوط روند، بسته به محل رسم آن‌ها، متفاوت است. در حالی که عقاید مختلفی در خصوص میله‌های قیمتی و نقاطی از آن‌ها که باید برای رسم خط روند مورد استفاده قرار بگیرند، وجود دارد؛ استفاده از بدنهٔ اصلی کندل – و نه سایه‌های باریک تشکیل‌شده در بالا و پایین آن – معمولاً به ما در تشخیص محدودهٔ اصلی حرکات قیمت کمک می‌کند. و نقاطی بهتر جهت ترسیم خط روند در اختیار ما قرار می‌دهد. به‌خصوص در نمودارهای میان روزی (intraday charts) که دورریزهای اطلاعاتی زیادی در آن وجود دارند.

کندل استیک در تحلیل تکنیکال چیست؟

در نمودارهای روزانه، تحلیل‌گران معمولاً از قیمت بسته شدن (close)، به‌جای بالاترین و یا پایین‌ترین قیمت روز استفاده می‌کنند. از آنجایی که قیمت بسته شدن، نشان می‌دهد که معامله‌گران و یا سرمایه‌گذاران تمایل به نگهداری موقعیت معاملاتی خود طی شب، آخر هفته و یا تعطیلات بازار دارند. خطوط روند با سه یا چند نقطه بیشتر، از اعتبار بالاتری نسبت به خطوط روندی که تنها از اتصال دو نقطه تشکیل شده است، برخوردارند.

  • روند صعودی زمانی رخ می‌دهد که قیمت‌ها در حال تشکیل سقف‌های بالاتر و کف‌های بالاتر هستند. خطوط روند صعودی حداقل دو کف قیمتی را به یکدیگر متصل می‌کنند، و نشان‌دهندهٔ یک محدودهٔ حمایتی در زیر قیمت می‌باشند.
  • روندهای نزولی، زمانی شکل می‌گیرند که قیمت در حال تشکیل سقف‌ها و کف‌های پایین‌تر باشد. خطوط روند نزولی از متصل شدن دو یا چند قله پایین‌رونده (lower highs) تشکیل می‌شود و نشان‌دهندهٔ یک محدودهٔ مقاومتی در بالای قیمت است.
  • بازار افقی (sideways market) زمانی شکل می‌گیرد که قیمت در حال نوسان بین یک محدودهٔ بالایی و پایینی باشد، که این محدوده معمولاً در بین دو خط روند افقی قرار دارد.

الگوهای ادامه‌دهندهٔ روند

الگوی قیمتی‌ای که نشان‌دهندهٔ یک توقف موقت در حرکت روند می‌باشد، تحت عنوان یک الگوی ادامه‌دهنده شناخته می‌شود. یک الگوی ادامه‌دهنده، می‌تواند به‌عنوان یک وقفهٔ کوتاه‌مدت در طی حرکت روند قالب بازار در نظر گرفته شود – زمانی که در آن نیروی صعودی بازار (گاوها) استراحت کرده و تجدید قوا می‌کنند، یا در طی روند نزولی، نیروی نزولی بازار (خرس‌ها) به استراحت جهت ادامه روند نزولی می‌پردازند. زمانی که یک الگوی قیمتی در حال شکل‌گیری است، هیچ راهی جهت تشخیص ادامه و یا بازگشت روندی وجود ندارد. به همین دلیل، باید هنگام رسم خطوط روند، دقت بالایی داشته باشیم. زیرا این خطوط روند هستند که به ما در خصوص شکسته شدن محدوده‌های حمایتی و مقاومتی، اطلاع‌رسانی خواهند کرد. تحلیل‌گران تکنیکال معمولاً توصیه می‌کنند که روند را ادامه‌دار بدانید، مگر اینکه بازگشت آن تأیید شود. به‌طور کلی، هر چه مدت‌زمانِ تشکیل الگوی قیمتی بیشتر باشد، حرکات قیمتی شکل‌گرفته در آن الگو نیز بیشتر خواهد بود، همچنین حرکات قیمت پس از شکست این الگو نیز قوی‌تر خواهد بود.

اگر قیمت به حرکت در جهت روند سابق ادامه دهد، این الگوی قیمتی تحت عنوان الگوی ادامه‌دهنده شناخته خواهد شد. الگوهای ادامه‌دهندهٔ معمول شامل موارد زیر می‌باشند:

  • پرچم‌های سه‌گوش (pennants) که از دو خط روند هم‌گرا تشکیل‌شده‌اند.
  • پرچم‌ها (flags) که از رسم دو خط روند موازی تشکیل‌شده‌اند.
  • گوه‌ها (wedges) که از دو خط روند هم‌گرا تشکیل شده‌اند، که هر دوی آن‌ها دارای شیب به سمت بالا و یا پایین می‌باشند.

الگوی پرچم سه‌گوش

پرچم‌های سه‌گوش با استفاده از دو خط روند هم‌گرا، رسم می‌شوند. ویژگی اصلی پرچم‌های سه‌گوش، این است که خطوط روند به حرکت در دو جهت مختلف می‌پردازند – یکی از آن‌ها خط روند نزولی بوده و دیگری یک خط روند صعودی می‌باشد. شکل زیر مثالی از یک الگوی پرچم سه‌گوش را نشان می‌دهد. به‌طور معمول، در حین تشکیل الگوی پرچم سه‌گوش، از حجم معاملاتی کاسته می‌شود. پس از شکست این الگو، بر میزان حجم معاملاتی افزوده خواهد شد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد حجم معاملات می‌توانید از مطلب آموزشی «حجم معاملات در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

الگوی پرچم

پرچم‌ها از رسم دو خط روند موازی تشکیل می‌شوند که می‌توانند صعودی، نزولی و یا افقی باشند. به‌طور کلی، الگوی پرچمی که دارای خطوط روند صعودی می‌باشند، به‌عنوان وقفه‌ای در بازار نزولی و الگوی پرچمی که دارای خطوط روند نزولی می‌باشد به‌عنوان وقفه‌ای در بازار صعودی شناخته می‌شود. معمولاً تشکیل الگوی پرچم با کاهش در میزان حجم معاملات همراه است، که پس از شکست این الگو، میزان حجم معاملات نیز به حالت عادی بازخواهد گشت.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

الگوی گوه

گوه‌ها مشابه با الگوی پرچم سه‌گوش می‌باشند، زیرا هر دوی آن‌ها با استفاده از خطوط روند هم‌گرا رسم می‌شوند. هر چند، باید در نظر داشته باشید که هر دو خطوط روند در الگوی گوه، در یک‌جهت (بالا یا پایین) حرکت می‌کنند. یک الگوی گوه که شیب نزولی دارد، نشان‌دهندهٔ توقف در یک روند صعودی می‌باشد. و یک الگوی گوه که شیب صعودی دارد، نشان‌دهندهٔ یک وقفهٔ موقت در بازار نزولی می‌باشد. به‌مانند الگوی پرچم سه‌گوش و پرچم، در اینجا نیز شاهد کاسته شدنِ حجم معاملاتی در حین شکل‌گیری الگو هستیم، تنها زمانی حجم معاملاتی به حد معمول خود باز می‌گردد که قیمت‌ها، این الگو را به سمت بالا یا پایین بشکند.

الگوی مثلث

مثلث‌ها (triangle pattern) در بین محبوب‌ترین الگوهای قیمتی در تحلیل تکنیکال قرار دارند، از آنجایی که به‌طور مداوم آن‌ها را با دیگر الگوها مقایسه می‌کنند. سه دسته از معمول‌ترین الگوهای مثلثی، مثلث متقارن (symmetrical triangle) مثلث صعودی (ascending triangle) و مثلث نزولی (descending triangle) می‌باشند. این الگوهای قیمتی می‌توانند از دو هفته تا چندین ماه ادامه داشته باشند.

مثلث‌های متقارن زمانی رخ می‌دهند که دو خط روند به یکدیگر نزدیک شده و نشان از احتمال یک شکست قیمتی بدهند – در نظر داشته باشید که الگوهای مثلثی متقارن، جهت شکست را نشان نخواهند داد. الگوهای مثلثی صعودی دارای یک خط روند فوقانی افقی، و یک خط روند زیرین صعودی می‌باشند. این الگو نشان‌دهندهٔ احتمال بالای یک شکست قیمتی است. در حالی که الگوی مثلث نزولی دارای خط روند زیرین افقی و خط روند فوقانی نزولی می‌باشد و نشان‌دهندهٔ احتمال یک شکست قیمتی است. میزان شکست قیمتی صورت گرفته از این الگوها، معمولاً به‌اندازهٔ ارتفاع مثلث (در سمت چپ آن) می‌باشد، همان طور که در شکل زیر نشان داده‌شده است.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

الگوی فنجان و دسته

الگوی فنجان و دسته (cup and handle pattern)، یک الگوی ادامه‌دهندهٔ صعودی می‌باشد که نشان‌دهندهٔ توقفی موقت، در یک روند صعودی است. بخش فنجان این الگو، شکل U را دارد و تداعی‌گر گِردی موجود در کف یک کاسه می‌باشد. بخش دستهٔ این الگو، که در سمت راست آن قرار دارد، نوعی از یک پولبک کوتاه‌مدت است که تداعی‌گر الگوی پرچم و یا پرچم سه‌گوش می‌باشد. زمانی که تشکیل دسته در این الگو تکمیل شد، قیمت این الگو را شکسته و شروع به حرکت به سقف‌های جدیدتر خواهند کرد. یک الگوی فنجان و دسته به‌شکل زیر نمایش داده می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی فنجان و دسته می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی فنجان و دسته در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

الگوهای برگشتی

الگوی قیمتی که نشان‌دهندهٔ بازگشت در روند باشد، تحت عنوان الگوی بازگشتی شناخته می‌شود. این الگوها نشان‌دهندهٔ اِتمام قدرت گاوها یا خرس‌ها در بازار دارند. بنابراین روند شکل‌گرفته دچار توقف شده و سپس انرژی خود را جهت حرکت به سمت دیگر خواهد گذاشت. برای مثال، یک روند صعودی که با اشتیاق خریداران بازار به حرکت خود ادامه می‌دهد می‌تواند متوقف شده، فشار وارده از سمت گاوها و خرس‌ها را نشان داده، و در نهایت به سمت پایین حرکت کند. این باعث تغییر روند صعودی به نزولی خواهد شد. از بازگشت‌های روندی که در قله‌های قیمتی اتفاق می‌افتند تحت عنوان الگوهای توزیعی (distribution patterns) یاد می‌شوند. الگوهایی که در آن‌ها دارایی پایه با اشتیاق بیشتری به فروش می‌رسد. بالعکس، بازگشت‌های روندی که در کف بازار تشکیل می‌شوند تحت عنوان الگوهای انباشتگی (accumulation patterns) یاد می‌شوند، که نشان‌دهندهٔ خرید بیشتر دارایی پایه می‌باشد. مانند الگوهای ادامه‌دهنده، هرچه مدت‌زمان تشکیل این الگوها بیشتر بوده و حرکات قیمتی درون آن‌ها طولانی‌تر باشد، حرکت قیمتی انجام‌شده پس از شکست این الگوها نیز قابل‌توجه‌تر خواهد بود.

زمانی که قیمت‌ها پس از یک توقف تغییر جهت می‌دهند، الگوی قیمتی ساخته‌شده با نام الگوی بازگشتی شناخته می‌شود. مثال‌هایی از معمول‌ترین الگوهای بازگشتی شامل موارد زیر می‌باشد:

  • الگوی سر و شانه (head and shoulders) که نشان‌دهندهٔ دو حرکت قیمتی کوچک‌تر در اطراف یک حرکت قیمتی بزرگ می‌باشند.
  • الگوی سقف دوقلو (double tops) که نشان‌دهندهٔ یک نقطهٔ برگشتی کوتاه‌مدت در سقف (short – term swing high) می‌باشد، که پس از آن یک تلاش ناموفق جهت شکستن سطح مقاومتی دیده می‌شود.
  • الگوی کف دوقلو (double bottom) که نشان‌دهندهٔ یک نقطهٔ برگشتی کوتاه‌مدت در کف (short – term swing low) می‌باشد، که پس از آن شاهد یک تلاش ناموفق برای شکست سطح حمایتی هستیم.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی سقف و کف دوقلو می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی سقف و کف دوقلو در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوی سر و شانه

الگوی سر و شانه می‌تواند در سقف یا کف بازار به‌شکل یک سری از حرکات قیمتی تشکیل شود، یک قله یا درهٔ ابتدایی، که توسط یک حرکت قیمتی بزرگ‌تر دنبال شده و در نهایت یک حرکت سوم که تقلیدی از حرکت اول می‌باشد. اگر الگوی سر و شانه در یک روند صعودی شکل بگیرد، احتمال بازگشت روندی وجود دارد، که باعث تبدیل روند صعودی به روند نزولی می‌شود. به‌طور عکس، در الگوی سر و شانه‌ای که در انتهای یک روند نزولی تشکیل شود (که از آن تحت عنوان سر و شانه معکوس – inverse Head and shoulders – نیز نام‌برده می‌شود) نیز احتمال وقوع یک بازگشت روندی – به یک روند صعودی – وجود دارد. با متصل کردن سقف‌ها و یا کف‌های تشکیل‌شده در این الگو، می‌توانیم خطوط روندی افقی را ببینیم، همان‌طور که در شکل زیر نشان داده شده است. حجم معاملاتی در زمان تشکیل این روند کاهش می‌یابد و پس از شکسته شدن این روند، افزایش خواهد یافت.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

الگوی سقف دوقلو

الگوهای سقف و کف دوقلو نشان‌دهندهٔ نواحی‌ای در بازار می‌باشند که تلاش‌های ناموفق برای شکسته شدن سطوحی حمایتی و مقاومتی در آنجا، انجام شده است. در مورد یک الگوی سقف دوقلو، که معمولاً به شکل M دیده می‌شود، تلاش برای شکستن سطح مقاومتی توسط یک تلاش ناکام دیگر دنبال می‌شود، که باعث تغییر جهت روند می‌گردد. یک الگوی کف دوقلو، به‌شکل حرف W بوده و زمانی که قیمت سعی در شکستن سطح حمایتی دارد، شکل می‌گیرد. پس از تلاش ناموفق قیمت در بار اول، در تلاش دوم نیز شاهد ناکامی بازار برای شکستن این سطح حمایتی هستیم و پس از آن جهت روند تغییر خواهد کرد. همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است.

الگوهای سقف و کف سه‌قلو (triple top / triple bottom) نیز الگوهایی بازگشتی می‌باشند اما به‌مانند الگوی سر و شانه یا سقف و کف دوقلو، متداول نیستند. اما آن‌ها نیز به شیوه‌ای مشابه عمل کرده و می‌توانند سیگنال‌های معاملاتی قدرتمندی را صادر کنند. این الگوها زمانی شکل می‌گیرند که قیمت سطح حمایتی یا مقاومتی را سه بار تست کند، و هر سه بار در شکستن آن‌ها ناکام بماند.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

شکاف‌های قیمتی

شکاف‌های قیمتی زمانی رخ می‌دهند که شاهد فضای خالی بین دو بازهٔ زمانی معاملاتی باشیم، شکاف‌هایی که از طریق افزایش یا کاهش چشم‌گیر در قیمت ایجاد شده‌اند. برای مثال، سهام ممکن است در قیمت 5 دلار بسته شده و تحت تأثیر اخبار مثبت، در قیمت 7 دلار باز شود. سه نوع اصلی از شکاف‌های قیمتی وجود دارند: شکاف شکست (breakaway gap)، شکاف فرار (runaway gap)، و شکاف خستگی (exhaustion gap). شکاف شکست در ابتدای شکل‌گیری یک روند تشکیل می‌شود، شکاف‌های فرار در میانهٔ یک روند و شکاف خستگی نیز در انتهای یک روند تشکیل می‌شوند.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

جمع‌بندی

الگوهای قیمتی معمولاً زمانی شکل می‌گیرند که قیمت قصد استراحت دارد و نشان‌دهندهٔ مناطقی از تثبیت قیمتی هستند که پس از آن‌ها، قیمت به جهت حرکت در روند خود ادامه داده و یا بازگشت روندی را تجربه خواهد کرد. خطوط روند برای تشخیص الگوهای قیمتی مانند پرچم‌ها، پرچم سه‌گوش‌ها و سقف دوقلو، از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشند. حجم معاملاتی نیز دارای نقش مهمی در حین تشکیل این الگوها می‌باشد و معمولاً شاهد کاهش حجم معاملاتی در زمان شکل‌گیری الگوها هستیم و پس از شکست این الگوها، معمولاً حجم معاملاتی افزایش می‌یابد. تحلیل‌گران تکنیکال به‌دنبال الگوهای قیمتی هستند تا با استفاده از آن‌ها به پیش‌بینی رفتار قیمت در آینده و بررسی احتمال ادامه یا بازگشت روند بپردازند.

پنج مورد از قوی‌ترین الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال کدامند؟

نمودارهای شمعی، ابزاری تکنیکال هستند که دیتاهای مختلف بازه‌های زمانی متفاوت را در یک کندل قیمتی (price candlestick) به نمایش می‌گذارند. این موارد باعث شده است که آن‌ها در برابر میله‌های ساده قیمتی (price bar)، از کاربرد بیشتری برخوردار باشند. کندل‌ها، الگوهایی می‌سازند که می‌توان با استفاده از آن‌ها، به پیش‌بینی جهت حرکت قیمت پرداخت. استفاده از کدهای رنگی مناسب، به کاربرد این ابزار تکنیکالی می‌افزاید. ابزاری که سابقهٔ استفاده از آن به قرن 18ام و معامله‌گران برنج ژاپنی، برمی‌گردد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد کندل استیک می‌توانید از مطلب آموزشی «کندل استیک در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

استیو نیسون (Steve Nison) با کتاب مشهور خود (Japanese Candlestick Charting Techniques) که در سال 1991 منتشر شد، الگوهای شمعی را به دنیای غرب معرفی کرد. بسیاری از معامله‌گران امروزه از این الگوها استفاده می‌کنند. الگوهایی که دارای اسامی جالبی مانند الگوی شمعی پوشش ابر سیاه نزولی (bearish dark cloud cover)، ستاره شبانگاهی (evening star) و یا الگوی شمعی سه کلاغ سیاه (three black crows) می‌باشند. به‌علاوه، الگوهای تک میله‌ای، مانند دوجی‌ها (doji candlestick) و چکش‌ها (hammer candlestick) می‌باشند، در بسیاری از استراتژی‌های معامله‌گری کوتاه‌مدت و یا بلندمدت استفاده می‌شوند.

الگوی شمعی پوشش ابر سیاه در تحلیل تکنیکال چیست؟

نکات کلیدی:

  • الگوهای شمعی که ابزارهای معاملاتی تکنیکالی می‌باشند، قرن‌ها برای پیش‌بینی جهت حرکت قیمت استفاده‌شده‌اند.
  • الگوهای شمعی متنوعی وجود دارد که از آن‌ها برای پیش‌بینی جهت حرکت قیمت و شتاب حرکتی قیمت استفاده می‌شوند، از این الگوها می‌توان به الگوی شمعی (three line stirke)، الگوی شمعی (two black gapping)، سه کلاغ سیاه، ستاره شبانگاهی و الگوی شمعی کودک رهاشده اشاره کرد.
  • هرچند، در نظر داشته باشید که سیگنال‌های تولیدشده توسط این الگوهای شمعی، ممکن است از اِتکاپذیری کافی در دنیای الکترونیکی امروز برخوردار نباشند.

اتکاپذیری الگوهای شمعی

تمامی الگوهای شمعی به‌خوبی کار نمی‌کنند. محبوبیت بالای آن‌ها، باعث کاهش اتکاپذیری آن‌ها شده است زیرا ساختار آن‌ها توسط صندوق‌های سرمایه‌گذاری بزرگ (Hedge Funds) و الگوریتم‌های استفاده‌شده توسط آن‌ها، شکسته می‌شود. بازیگرانی قدرتمند که بر سرعت بالای‌شان برای معامله در مقابل سرمایه‌گذاران خرد و مدیران مالی سنتی (traditional fund managers) استفاده می‌کنند.

به بیان دیگر، مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری بزرگ، از نرم‌افزارها جهت ایجاد یک تَله برای معامله‌گرانی که منتظر نتایج صعودی و یا نزولی هستند، استفاده می‌کنند. هرچند، الگوهای قابل اتکایی نیز در نمودار شکل می‌گیرند، که فرصت‌های معاملاتی را برای سود کوتاه‌مدت و یا بلندمدت فراهم می‌کنند.

در این مقاله ما به بررسی 5 الگوی شمعی شمعی پرداخته‌ایم که عملکرد بسیار خوبی در بازار از خود نشان داده‌اند. هر یک از این الگوها به کندل‌های اطراف خود بستگی دارند و در پیش‌بینی حرکات قیمت به‌سطوح بالاتر و یا پایین‌تر کاربرد دارند. این الگوها دارای دو محدودیت اصلی می‌باشند:

  1. آن‌ها تنها در محدودهٔ نموداری که دیده می‌شوند کار می‌کنند، نمودارهایی که می‌توانند میان روزی (intraday)، روزانه، هفتگی و یا ماهانه باشند.
  2. قدرت این الگوها پس از تشکیل کامل و ایجاد 3 تا 5 کندل دیگر،‌ کاهش می‌یابد.

عملکرد کندل استیک

این بررسی بر کتاب توماس بولکوفسکی (Thomas Bulkowski) – که سازندهٔ رده‌بندی الگوهای شمعی در کتاب خود (Encyclopedia of Candlestick Charts) می‌باشد – اتکا دارد. او دو حالت را برای نتایج احتمالی این الگوها پیشنهاد می‌دهد:

  1. بازگشت – الگوهای بازگشتی کندلی می‌توانند تغییر در جهت حرکت قیمتی را پیش‌بینی کنند.
  2. ادامه‌دهنده – الگوهایی که نشان‌دهندهٔ ادامه حرکت قیمت در جهت روند قالب، می‌باشند.

در مثال‌های زیر، کندل‌های توخالی سفید نشان‌دهندهٔ بالاتر بودن قیمت بسته شدن نسبت به قیمت باز شدن می‌باشد، در حالی که کندل‌های سیاه رنگ نشان‌دهندهٔ پایین‌تر قرار گرفتن قیمت بسته شدن نسبت به قیمت باز شدن، است.

الگوی شمعی سه خط حمله (three line strike)

پنج مورد از قوی‌ترین الگوهای کندلی در تحلیل تکنیکال کدامند؟

الگوی شمعی صعودی سه خط حمله (bullish three line strike)، یک الگوی شمعی برگشتی به‌حساب می‌آید که در طی یک روند نزولی شکل می‌گیرد. هر یک از کندل‌های تشکیل‌شده در این الگو، دارای کف پایین‌تر می‌باشند و در محدوده‌ای نزدیک به پایین کندل بسته می‌شوند. کندل چهارم در محدوده‌ای پایین‌تر از تمامی کندل‌ها باز شده اما حرکت صعودی قدرتمندی داشته و در محدوده‌ای بالاتر از کندل اول بسته می‌شود. براساس تحقیقات بولکوفسکی، این الگوی شمعی برگشتی در 83 درصد از مواقع، بازگشت قیمتی را به درستی پیش‌بینی می‌کند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازگشت قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوی شمعی گپ و دو کندل سیاه (two black gapping)

پنج مورد از قوی‌ترین الگوهای کندلی در تحلیل تکنیکال کدامند؟

الگوی شمعی گپ و دو کندل سیاه، یک الگوی شمعی ادامه‌دهنده است که پس از ایجاد یک سقف در روند صعودی – که توسط یک شکاف قیمتی دنبال شده و دو کندل سیاه نیز پس از آن تشکیل می‌شوند – شناسایی می‌شود. این الگو احتمال نزول قیمت به سطوحی پایین‌تر را پیش‌بینی خواهد کرد، که خود می‌تواند نشان‌دهندهٔ احتمال وقوع یک روند نزولی بزرگ‌تر باشد. براساس تحقیقات بولکوفسکی، این الگو کاهش قیمت‌ها را در حدود 68 درصد از مواقع، به‌درستی پیش‌بینی کرده است.

الگوی شمعی سه کلاغ سیاه (three black crows)

پنج مورد از قوی‌ترین الگوهای کندلی در تحلیل تکنیکال کدامند؟

الگوی شمعی نزولی سه کلاغ سیاه یک الگوی شمعی برگشتی است. الگوی شمعیی که در نزدیکی سقف یک روند صعودی شروع‌شده، سپس توسط سه کندل سیاه دنبال می‌شود. این الگو، نزول قیمت‌ها به سطوح پایین‌تر را پیش‌بینی می‌کند، حرکت نزولی‌ای که خود می‌تواند آغازگر روند نزولی در مقیاسی بزرگ‌تر شود. نزولی‌ترین نسخه از این الگو در قلهٔ یک روند صعودی شکل می‌گیرد زیرا توانسته است خریدارانی که با استفاده از شتاب قیمتی وارد شده‌اند را به تله بیاندازند. براساس تحقیقات بولکوفسکی، این الگو توانسته است کاهش قیمت‌ها را با موفقیت 78 درصدی پیش‌بینی کند.

الگوی شمعی ستاره عصرگاهی (evening star)

پنج مورد از قوی‌ترین الگوهای کندلی در تحلیل تکنیکال کدامند؟

الگوی شمعی نزولی ستارهٔ شبانگاهی، یک الگوی شمعی بازگشتی می‌باشد که با یک کندل سفید بلند شروع می‌شود. کندلی که روند صعودی را به قله‌های جدید می‌رساند. سپس شاهد ایجاد یک شکاف قیمتی در بازار خواهیم بود، شکافی که باعث بالاتر رفتن قیمت‌ها نیز می‌شود. اما خریداران تازه در بالا نگه داشتن قیمت‌ها شکست می‌خورند که باعث ایجاد یک کندل کوچک می‌شود. در ادامه یک شکاف قیمتی به سمت پایین شکل می‌گیرد، شکافی که در پی آن کندل سوم تشکیل شده و این الگو تکمیل می‌شود. این الگو، ادامهٔ حرکت نزولی را پیش‌بینی کرده و احتمال وقوع روند نزولی در مقیاس بزرگ‌تر را نیز نشان می‌دهد. براساس تحقیقات بولکوفسکی، این الگو توانسته است نزول قیمت‌ها با دقت 72 درصدی پیش‌بینی کند.

الگوی شمعی کودک رها شده (abandoned baby)

پنج مورد از قوی‌ترین الگوهای کندلی در تحلیل تکنیکال کدامند؟
الگوی شمعی بچه رهاشده صعودی (bullish abandoned baby)، یک الگوی شمعی برگشتی می‌باشد که در کف یک روند نزولی، پس از شکل‌گیری یک سری از کندل‌های سیاه، تشکیل می‌شود. در ابتدای شکل‌گیری این الگو، شاهد یک شکاف قیمتی به سمت پایین هستیم. اما فروشندگان تازه نمی‌توانند قیمت‌ها را پایین نگه دارند، که باعث شکل‌گیری یک کندل دوجی می‌شود. کندلی که قیمت (open) و (close) در آن، نزدیک به هم می‌باشند. در ادامه شاهد یک شکاف قیمتی صعودی هستیم که کندل صعودی تشکیل شده پس از آن، این الگو را تکمیل می‌کند. این الگو، ادامهٔ حرکت صعودی قیمت و تشکیل قله‌های بالاتر را پیش‌بینی می‌کند. همچنین احتمال شکل‌گیری یک روند صعودی در مقیاس بزرگ‌تر وجود دارد. براساس تحقیقات بولکوفسکی، این الگو توانسته است در 49.73 درصد از مواقع، صعودی بودن روند قیمت‌ها را به درستی پیش‌بینی کند.

جمع‌بندی

الگوهای شمعی توجه بسیاری از شرکت‌کنندگان بازار را به خود جلب کرده‌اند، اما بسیاری از الگوهای برگشتی یا ادامه‌دهنده در دنیای مدرن، از اتکاپذیری کافی برخوردار نیستند. خوشبختانه، آمار ارائه‌شده توسط توماس بولکوفسکی، نشان از اتکاپذیری دستهٔ کوچکی از الگوها را دارد، الگوهایی که می‌توانند سیگنال‌های خرید و یا فروش صادر می‌کنند.

چگونه از میانگین‌های متحرک برای خرید سهام استفاده کنیم؟

میانگین متحرک (Moving average – MA)، یک ابزار تکنیکالی ساده می‌باشد که اطلاعات قیمتی را با ساخت یک قیمت میانگین به‌روزرسانی شده (updated average price)، تعدیل (Smooth) می‌کند. این میانگین می‌تواند شامل یک دورهٔ زمانی مشخص، مانند 10 روزه، 20 دقیقه‌ای، 30 هفته‌ای و – یا هر تایم فریمی که معامله‌گر انتخاب کند – باشد. فواید زیادی در استفاده از میانگین‌های متحرک حین معامله وجود دارد، که از آن‌ها می‌توان به گزینه‌های موجود برای استفاده از میانگین‌های متحرک، اشاره کرد. استراتژی‌های میانگین متحرک بین معامله‌گران محبوب بوده و می‌توانند با هر تایم فریمی، متناسب‌سازی شود. در این حالت، این استراتژی هم برای سرمایه‌گذاران بلندمدت و هم برای معامله‌گران کوتاه‌مدت، مناسب خواهد بود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد میانگین متحرک می‌توانید از مطلب آموزشی «میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • میانگین متحرک (Moving Average)، یک اندیکاتور تکنیکالی است که به‌صورت گسترده استفاده می‌شود، استفاده از این اندیکاتور نویز حرکات قیمتی را گرفته و نوسانات قیمت را تعدیل می‌کند.
  • میانگین‌های متحرک را می‌توان با استفاده از چندین روش ساخت. و می‌توان آن‌ها را با تعداد روزهای متفاوت، تنظیم کرد.
  • مشهورترین مورد استفاده از میانگین‌های متحرک، یافتن جهت حرکت روند در بازار و پیدا کردن سطوح حمایتی و مقاومتی در نمودار می‌باشد.
  • زمانی که قیمت یک دارایی به بالای میانگین متحرک حرکت می‌کند، یک سیگنال معاملاتی برای معامله‌گران تکنیکال می‌سازد. علاوه بر استفاده از میانگین‌های متحرک به‌صورت منفرد، از آن‌ها در ساخت دیگر اندیکاتورهای تکنیکال مانند اندیکاتور مکدی (Moving average Convergence Divergence – MACD) استفاده شده است.

اندیکاتور همگرایی-واگرایی میانگین متحرک – مکدی – در تحلیل تکنیکال چیست؟

چرا باید از میانگین‌های متحرک استفاده کنیم؟

استفاده از میانگین‌های متحرک، باعث کاهش میزان نویز (noise) در نمودار می‌شود. کافی است به جهت حرکت میانگین متحرک نگاه کرده تا بتوانید جهت روند در بازار را بیابید. اگر حرکت میانگین متحرک به سمت بالا بود، قیمت‌ها به‌طور کلی، حرکت صعودی دارند. اگر جهت حرکت میانگین‌های متحرک به سمت پایین بود، حرکات کلی قیمت‌ها، نزولی می‌باشد. در یک روند نزولی، میانگین متحرک ممکن است به‌عنوان یک مقاومت عمل کند. در روند صعودی، میانگین متحرک می‌تواند نقش یک حمایت و یا کف (floor) را ایفا کند. در روندهای نزولی، میانگین متحرک می‌تواند مانند سقفی باشد که قیمت به آن برخورد کرده و دوباره به حرکت خود به سمت پایین ادامه می‌دهد.

چگونه از میانگین‌های متحرک برای خرید سهام استفاده کنیم؟

شایان ذکر است که قیمت‌ها همواره این چنین به وجود میانگین متحرک، توجه نمی‌کنند. قیمت‌ها ممکن است از این خطوط گذر کرده و یا پس از رسیدن به آن‌ها توقفی داشته و سپس حرکتی در جهت عکس انجام دهند.

به‌عنوان یک راهنمایی کلی، اگر قیمت‌ها در بالای میانگین متحرک قرار داشتند، روند صعودی است. اگر قیمت‌ها در محدودهٔ زیرین میانگین‌های متحرک قرار داشته باشند، روند نزولی است. هرچند، میانگین‌های متحرک می‌توانند از طول متفاوتی برخوردار باشند (که در ادامه به این مبحث می‌رسیم). بنابراین یک میانگین متحرک ممکن است نشان‌دهندهٔ یک روند صعودی بوده در حالی که میانگین متحرکی با تنظیمات متفاوت، یک روند نزولی را به نمایش بگذارد.

انواع میانگین‌های متحرک

میانگین‌های متحرک می‌توانند به روش‌های مختلفی محاسبه شوند. یک میانگین متحرک سادهٔ 5 روزه (Simple Moving Average – SMA)، قیمت بسته شدن 5 روز اخیر در نمودار را جمع کرده و آن‌ها را بر عدد 5 تقسیم می‌کند و یک میانگین متحرک تازه برای هر روز می‌سازد. هر یک از این میانگین‌ها به میانگین بعدی متصل می‌شوند که در کنار یکدیگر یک خط شناور را می‌سازند.

یکی دیگر از انواع محبوب میانگین‌های متحرک، میانگین‌های متحرک نمایی (Exponential Moving Averages – EMA) است. محاسبات در این میانگین‌ها، پیچیده‌تر می‌باشند. زیرا در این میانگین‌ها، اطلاعات قیمتی اخیر دارای وزن بیشتری می‌باشند. اگر شما یک میانگین متحرک ساده 50 روزه و یک میانگین متحرک نمایی 50 روزه در نموداری یکسان اعمال کنید، متوجه خواهید شد که میانگین متحرک نمایی واکنش سریع‌تری در برابر تغییرات قیمتی، نسبت به میانگین متحرک ساده خواهد داشت. زیرا میانگین‌های متحرک نمایی، وزن بیشتری را به دیتاهای قیمتی اخیر می‌دهند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد میانگین متحرک نمایی می‌توانید از مطلب آموزشی «میانگین متحرک نمایی (EMA) در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

نرم‌افزارهای نموداری و پلتفرم‌های معاملاتی به‌صورت خودکار محاسبات لازم را انجام می‌دهند. بنابراین هیچ‌گونه نیازی به انجام محاسبات دستی برای به‌دست آوردن میانگین‌های متحرک، وجود نخواهد داشت.

چگونه از میانگین‌های متحرک برای خرید سهام استفاده کنیم؟

لازم به‌ذکر است که هیچ‌یک از میانگین‌های متحرک برتر از دیگری نیستند. ممکن است یک میانگین متحرک نمایی در بازار سهام و یا بازارهای مالی، برای مدت‌زمانی عملکرد بهتر داشته باشد، و در زمانی دیگر، یک میانگین متحرک ساده بیشتر به کار ما بیاید. تایم فریم انتخاب شده (بدون توجه به نوع آن میانگین متحرک) نیز نقشی اساسی در میزان تأثیرگذاری این ابزار، خواهد داشت.

طول میانگین متحرک

میانگین‌های متحرک معمول دارای طول 10، 20، 50، 100 و 200 می‌باشند. می‌توان این اعداد را به هر تایم فریم نموداری (یک دقیقه‌ای، روزانه، هفتگی و غیره) اعمال کنیم. این مورد بسته به افق زمانی معامله‌گر (traders time horizon) خواهد داشت. (اُفق زمانی یا (investment time horizon)، به مدت زمانی گفته می‌شود که یک سرمایه‌گذار، انتظار دارد تا سرمایه‌گذاری‌اش را نگهداری کند.)

تایم فریم یا طولی که شما برای میانگین متحرک انتخاب می‌کنید که از آن تحت عنوان (look back period) نیز یاد می‌شود، می‌توانند نقشی بزرگ در میزان کارایی میانگین متحرک داشته باشد.

یک میانگین متحرک با بازهٔ زمانی کوتاه، واکنشی بسیار سریع‌تر در مقابل تغییرات قیمتی، در مقایسه با میانگین متحرکی که دارای بازهٔ زمانی بلندمدت است، خواهد داشت. در نمودار زیر، یک میانگین متحرک 20 روزه را می‌بیند که حرکات قیمتی را نزدیک‌تر از یک میانگین متحرک 100 روزه دنبال می‌کند.

چگونه از میانگین‌های متحرک برای خرید سهام استفاده کنیم؟

میانگین متحرک 20 روزه در نمودار فوق، می‌تواند برای معامله‌گران کوتاه‌مدت از اثر بیشتری برخوردار باشد. زیرا این میانگین متحرک، حرکات قیمتی را نزدیک‌تر دنبال کرده و در نتیجه، تأخیر (lag) کمتری نسبت به میانگین متحرک بلندمدت ایجاد خواهد کرد. استفاده از میانگین متحرک 100 روزه، برای معامله‌گران بلندمدت سودمندتر خواهد بود.

تأخیر، زمان لازم برای یک میانگین متحرک،‌ برای صادر کردن سیگنال بازگشت قیمتی احتمالی می‌باشد. راهنمای کلی که پیش‌تر گفته شد را به‌خاطر آورید، زمانی که قیمت در بالای میانگین متحرک باشد، روند به‌صورت کلی صعودی می‌باشد. بنابراین زمانی که قیمت به محدودهٔ زیرین میانگین‌های متحرک حرکت کند، سیگنال یک بازگشت قیمتی احتمالی را می‌دهد. یک میانگین متحرک 20 روزه، سیگنال‌های بازگشتی بیشتری نسبت به میانگین متحرک 100 روزه، صادر خواهد کرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازگشت قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

میانگین‌های متحرک می‌توانند از هر بازهٔ زمانی برخوردار باشند: 15،28، 89 و غیره. تنظیم میانگین متحرک به‌گونه‌ای که سیگنال‌هایی دقیق‌تر، با توجه به تاریخچهٔ اطلاعات قیمت صادر کند، می‌تواند در یافتن سیگنال‌های آینده به معامله‌گر کمک شایانی کند.

چگونه از میانگین‌های متحرک برای خرید سهام استفاده کنیم؟

یک استراتژی دیگر که می‌توان از آن استفاده کرد، استفادهٔ هم‌زمان از دو میانگین متحرک در یک نمودار می‌باشد: یک میانگین متحرک با بازهٔ زمانی بلندمدت و دیگری با بازهٔ زمانی کوتاه‌مدت. زمانی که میانگین متحرک با بازهٔ زمانی کوتاه‌مدت، میانگین متحرک با بازهٔ زمانی بلندتر را به سمت بالا قطع کند، یک سیگنال خرید صادر شده است و نشان می‌دهد که روند حرکت خود به سمت بالا را آغاز کرده است. که از آن تحت عنوان تقاطع طلایی (Golden Cross) نام برده می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی تقاطع طلایی می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی تقاطع طلایی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

در همین حین، اگر میانگین متحرک با بازهٔ زمانی کوتاه‌مدت، میانگین متحرک با بازهٔ زمانی بلندمدت را به سمت پایین قطع کند، یک سیگنال فروش را می‌سازد. و نشان می‌دهد که روند نزولی شده است. از این تقاطع تحت عنوان تقاطع مرگ (Death/Dead Cross) نام‌برده می‌شود.

الگوی تقاطع مرگ (Death cross) در تحلیل تکنیکال چیست؟

چگونه از میانگین‌های متحرک برای خرید سهام استفاده کنیم؟

معایب استفاده از میانگین‌های متحرک

میانگین‌های متحرک براساس دیتاهای تاریخی قیمت محاسبه می‌شوند، و این محاسبات هیچ‌گونه قدرت پیش‌بینی به‌صورت ذاتی ندارند. از این رو، نتایج تولیدشده توسط این میانگین‌های متحرک، می‌تواند تصادفی و غیردقیق باشد. در برخی اوقات، بازار به محدوده‌های حمایت و مقاومت ساخته شده توسط میانگین‌های متحرک توجه می‌کند، و سیگنال‌های معاملاتی صادرشده درست می‌باشند. در برخی اوقات نیز، بازار به این اندیکاتور، توجهی نشان نمی‌دهد.

یک مشکل اساسی، زمانی رخ می‌دهد که حرکات قیمتی (Price Action) متلاطم شود (Choppy) – و قیمت دائماً به سمت بالا و پایین حرکت می‌کند – که باعث ساخته شدنِ چندین سیگنال بازگشت قیمتی اشتباه خواهد شد. زمانی که این اتفاق رخ می‌دهد، بهترین کار کنار گذاشتن این اندیکاتور، و استفاده از اندیکاتورهای دیگر برای تشخیص هرچه بهتر روند می‌باشد. اتفاق مشابه می‌تواند زمانی رخ دهد که تقاطع‌های میانگین‌های متحرک، برای مدت‌زمانی درهم پیچیده شود که می‌تواند سیگنال‌های معاملاتی اشتباهی را صادر کنند.

میانگین‌های متحرک، زمانی که بازار از روند قدرتمند برخوردار است به‌خوبی عمل می‌کنند، اما در حالات رِنج (range) و یا حرکات افقی بازار (sideways)، عملکردی ضعیف از خود نشان می‌دهند. دست‌کاری تنظیماتِ بازه‌های زمانی، می‌تواند برای مدتی کوتاه چارهٔ کار باشد، با این وجود در برخی نقاط، مشکلات ذکرشده بدون توجه تایم فریم انتخاب شده، پیش خواهد آمد.

جمع‌بندی

میانگین‌های متحرک، حرکات قیمتی را با ایجاد یک خط شناور، تعدیل می‌کنند. استفاده از این میانگین‌های متحرک باعث تسهیل تشخیص جهت روند می‌شود. میانگین‌های متحرک نمایی، واکنش سریع‌تری در برابر تغییرات قیمت، نسبت به میانگین‌های متحرک ساده خواهند داشت. در برخی از موارد، این موضوع سودمند بوده و در برخی دیگر باعث ایجاد سیگنال‌های اشتباه می‌شود. میانگین‌های متحرک با دورهٔ زمانی کوتاه‌تر (برای مثال 20 روزه)، نسبت به میانگین‌های متحرکی که دارای دورهٔ زمانی بلندمدت‌تر هستند (مانند 200 روزه)، واکنشی سریع‌تر نسبت به حرکات قیمتی نشان می‌دهند.

تقاطع‌های ایجادشده توسط میانگین‌های متحرک، یک استراتژی معاملاتی محبوب برای ورود و خروج از بازار به‌شمار می‌آیند. میانگین‌های متحرک می‌توانند مناطق احتمالی حمایت و مقاومت را نیز نشان دهند. با این وجود که به‌نظر می‌رسد میانگین‌های متحرک توانایی پیش‌بینی بازار را دارند، آن‌ها همواره براساس دیتاهای تاریخی قیمت محاسبه می‌شوند و تنها نشان‌دهندهٔ میانگینی از قیمت، در بازهٔ زمانی تعیین‌شده می‌باشند.

استراتژی های تحلیل تکنیکال برای افراد تازه کار کدامند؟

بسیاری از سرمایه‌گذاران، سهام را با استفاده از موارد بنیادی‌شان بررسی می‌کنند – این موارد شامل درآمد (revenue)، ارزش (valuation) و یا روندهای موجود در آن صنعت می‌باشد – اما باید بدانید که تمامی موارد بنیادی در قیمت بازاری سهام، لحاظ نشده‌اند. تحلیل تکنیکال به دنبال پیش‌بینی حرکات قیمت با استفاده از اطلاعات گذشته قیمت، مانند قیمت و حجم می‌باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحلیل تکنیکال می‌توانید از مطلب آموزشی «تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟» دیدن نمایید.

این اطلاعات به معامله‌گران و سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا متوجه فاصلهٔ موجود بین ارزش ذاتی (Intrinsic Value) و قیمت بازاری سهم شوند. آن‌ها این کار را با استفاده از تکنیک‌هایی مانند تحلیل آماری (Statistical Analysis) و بررسی اقتصاد رفتاری (Behavioral Economics)، انجام می‌دهند.

تحلیل تکنیکال به معامله‌گران کمک می‌کند تا احتمالات حرکت قیمتی را با توجه به اطلاعات منتشر شده بسنجند. بیشتر سرمایه‌گذاران از هر دو تحلیل بنیادی و تکنیکال در اتخاذ تصمیم‌های معاملاتی استفاده می‌کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال می‌توانید از مطلب آموزشی «تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • تحلیل تکنیکال – یا استفاده از نمودارها برای شناخت سیگنال‌های معاملاتی و الگوهای قیمتی – ممکن است در ابتدا کمی گیج‌کننده و یا ترسناک به‌نظر برسد.
  • افراد مبتدی، باید در ابتدا نحوهٔ کارکرد تحلیل تکنیکال را بیاموزند. تحلیل تکنیکال به‌مانند پنجره‌ای به روان‌شناسی بازار می‌ماند و به شناخت موقعیت‌های معاملاتی کمک می‌کند.
  • بر یک روش معاملاتی تمرکز کرده و سعی کنید که یک استراتژی منظم را توسعه دهید، استراتژی که شما می‌توانید از آن، بدون دخیل کردن احساسات و یا حدس‌های اضافه، استفاده کنید.
  • کارگزاری را پیدا کنید که به شما در اجرای معاملات‌تان کمک کند، مقرون‌به‌صرفه باشد و پلتفرم معاملاتی‌ای با ابزارهای مورد نیازتان را در اختیار شما قرار دهد.

بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال برای معامله‌گران کدامند؟

انتخاب رویکرد مناسب

به‌طور کلی، دو رویکرد متفاوت در تحلیل تکنیکال وجود دارد. یک رویکرد از بالا به پایین (top-down)، و رویکرد دیگر از پایین به بالا (bottom-up). در بیشتر مواقع، معامله‌گران کوتاه‌مدت از روش بالا به پایین، و سرمایه‌گذاران بلندمدت از روش پایین به بالا، استفاده می‌کنند. در ادامه پنج قدم اساسی برای شروع تحلیل تکنیکال را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

استراتژی‌های تحلیل تکنیکال برای افراد تازه‌کار کدامند؟

رویکرد از بالا به پایین

رویکرد از بالا به پایین (top-down)، تحلیل اقتصاد کلانی (macroeconomics analysis) می‌باشد که در آن پیش از بررسی سهام، به بررسی وضعیت کلی اقتصاد می‌پردازیم. در این روش معامله‌گر در ابتدا بر روی وضعیت اقتصادی، سپس بخش‌های صنعتی، سپس شرکت‌ها و در نهایت بر روی سهام، تمرکز می‌کند. معامله‌گرانی که از این روش استفاده می‌کنند بر روی کسب سود در کوتاه‌مدت تمرکز کرده‌اند. برای مثال، یک معامله‌گر ممکن است به سهمی که توانسته میانگین متحرک 50 روزه‌اش را رد کند، به‌عنوان یک فرصت خرید نگاه کند.

رویکرد از پایین به بالا

رویکرد از پایین به بالا (bottom-up)، بر روی تحلیل سهام تمرکز دارد. این رویکرد شامل بررسی سهامی که از لحاظ بنیادی قابل توجه‌اند، برای پیدا کردن نقاط احتمالی ورود و یا خروج می‌باشد. برای مثال، یک سرمایه‌گذار ممکن است سهامی با قیمت پایین‌تر از ارزش ذاتی‌اش را در یک روند پیدا کند. سپس از تحلیل تکنیکال برای یافتن نقاط ورود به سهم – زمانی که به کف قیمتی‌اش رسیده است – استفاده کند. این دسته از معامله‌گران، دید بلندمدتی نسبت به معاملات خود دارند.

علاوه بر این ملاحظات، انواع معامله‌گران ممکن است از روش‌های مختلفی از تحلیل تکنیکال استفاده کنند. معامله‌گران روزانه (day traders) ممکن است از خطوط روند ساده (simple trendlines) و اندیکاتورهای حجم (volume indicators) برای اتخاذ تصمیم‌های معاملاتی استفاده کنند، در حالی که معامله‌گران سویینگ (swing traders) و یا معامله‌گران پوزیشن (position traders)، ممکن است استفاده از الگوهای نموداری و اندیکاتورهای تکنیکالی را ترجیح دهند. معامله‌گرانی که از الگوریتم‌های خودکار استفاده می‌کنند، نیازمندی‌های متفاوتی دارند. آن‌ها از ترکیبی از اندیکاتورهای حجم و اندیکاتورهای تکنیکال برای تصمیم‌گیری استفاده می‌کنند.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

1- انتخاب یک استراتژی و یا توسعهٔ یک سیستم معاملاتی

اولین قدم، ایجاد یک استراتژی و یا توسعهٔ یک سیستم معاملاتی می‌باشد. برای مثال، یک معامله‌گر تازه‌کار ممکن است تصمیم بگیرد تا از استراتژی تقاطع میانگین‌های متحرک (moving average crossover strategy) بهره ببرد. او در این استراتژی، حرکت دو میانگین متحرک (50 روزه و 200 روزه) را در حرکات قیمتی یک سهم به‌خصوص، دنبال خواهد کرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد میانگین متحرک می‌توانید از مطلب آموزشی «میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

در این استراتژی، اگر میانگین متحرک کوتاه‌مدت 50 روزه، به بالای یک میانگین متحرک 200 روزه حرکت کند، نشان‌دهندهٔ احتمال آغاز یک روند صعودی بوده و سیگنال خرید صادر می‌کند. نقطهٔ مقابل این تقاطع، سیگنال فروش صادر می‌کند.

(عکس)

2- شناسایی اوراق بهادار

تمامی سهام یا اوراق بهادار در استراتژی فوق به‌خوبی کار نمی‌کنند، بنابراین باید سهامی با نقدینگی و یا نوسان بالا را انتخاب کنیم. سهام و یا قراردادهای گوناگون، نیازمند توجه به پارامترهای متفاوت هستند. در این مورد، ما نیازمند استفاده از میانگین‌های متحرک متفاوتی مانند میانگین‌های متحرک 15 روزه و 50 روزه، هستیم.

3- یافتن کارگزاری مناسب

یک حساب معاملاتی مناسب افتتاح کنید که از اوراق بهادار مدنظر شما (مانند سهام، سهمی که نرخ آن‌ها عموماً کمتر از 5 دلار آمریکا می‌باشد (penny stock) قراردادهای آتی، قراردادهای اختیار معامله و غیره) پشتیبانی کند. این حساب باید در بررسی و مانیتور اندیکاتورهای متفاوت کارا باشد و هزینهٔ زیادی برایتان ایجاد نکند. برای استراتژی فوق، یک حساب پایه که از میانگین‌های متحرک و نمودار کندلی پشتیبانی کند، کافی می‌باشد.

کندل استیک در تحلیل تکنیکال چیست؟

4- نظارت و بررسی معاملات

معامله‌گران، نیازمند سطوح کارکردی متفاوتی، بسته به استراتژی مورد نظرشان دارند. برای مثال، معامله‌گران روزانه به حساب‌های مارجین (margin accounts)، که به آن‌ها دسترسی به (Level II Quotes) و رؤیت بازارساز بازار (market maker visibility) را می‌دهد، نیاز دارند. اما در مثال فوق، یک حساب ساده با هزینهٔ پایین، کفایت خواهد کرد.

5- استفاده از ابزارها و یا نرم‌افزارهای اضافه

ممکن است یک معامله‌گر برای حداکثرسازی عملکرد خود، به برخی ویژگی‌های دیگر نیاز داشته باشد. برخی از معامله‌گران نیازمند هشدارهای معاملاتی در موبایل خود می‌باشند، و یا می‌خواهند تا در حین حرکت، به سامانهٔ معاملاتی خود دسترسی داشته باشند. در حالی که دستهٔ دیگر از آن‌ها، نیازمند دسترسی به سیستم‌های معاملاتی خودکار شده اهرمی (automated trading systems)، می‌باشند. سیستم‌هایی که بتوانند به‌صورت خودکار، دستورهای معاملاتی را اعمال نمایند.

نکات و فاکتورهای ریسک

معامله‌گری می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، و این بدین معنی است که شما باید تمرین‌های زیادی را، مقدم بر موارد ذکرشده انجام دهید. برخی دیگر از مواردی که باید در نظر داشته باشید، شامل لیست زیر می‌باشد:

  • درک منطقی و عمیق مفاهیم پایه موجود در تحلیل تکنیکال.
  • آزمایش استراتژی معاملاتی‌تان (Backtesting)، به‌منظور بررسی نحوهٔ عملکرد آن در حرکات قیمتی گذشته بازار.
  • تمرین معامله‌گری با استفاده از حساب آزمایشی (Demo account)، پیش از ورود سرمایهٔ اصلی‌تان به بازار.
  • از محدودیت‌های تحلیل تکنیکال آگاهی داشته باشید، تا بتوانید از شکست‌های هزینه‌بَر پیش‌گیری کنید.
  • در مورد مقیاس‌پذیری و الزامات مورد نیاز آینده، آگاه و آماده باشید.
  • سعی کنید که با درخواست استفادهٔ رایگان از حساب حرفه‌ای، به بررسی کامل امکانات آن بپردازید.
  • کوچک شروع کنید و در ادامه مسیر، با کسب تجربه رشد کنید.

جمع‌بندی

بسیاری از سرمایه‌گذاران در اتخاذ تصمیم‌های سرمایه‌گذاری از هر دو تحلیل بنیادی و تکنیکال استفاده می‌کنند، زیرا هر دو آن‌ها اطلاعات مفیدی به آن‌ها می‌دهند. با به‌دست آوردن درکی کامل از تحلیل تکنیکال، معامله‌گران و سرمایه‌گذاران می‌توانند میزان سود به ریسک کنترل شده (risk-adjusted returns) خود را در بلندمدت تقویت نمایند. اما مهم است که پیش از وارد کردن سرمایه اصلی‌تان به بازار، به تمرین و بررسی این تکنیک‌ها بپردازید.

بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال برای معامله‌گران کدامند؟

بخش مهمی از موفقیت هر معامله‌گر – به‌خصوص آن‌هایی که به معاملات پی‌درپی می‌پردازند – توانایی آن‌ها در ارزیابی الگوهای موجود در اطلاعات معاملاتی می‌باشد. استفاده از تکنیک‌های تحلیل تکنیکال می‌تواند احساسات را حین تصمیم‌گیری‌های معاملاتی از بین ببرد. یک سیستم تحلیل تکنیکال می‌تواند اندیکاتورهای خریدوفروش ساخته و موقعیت‌های معاملاتی جدید را مشخص کند. با پیشرفت‌های صورت گرفته در سخت‌افزارها و دسترسی به هزاران مورد از اطلاعات در طی 15 سال گذشته، ابزارهای تحلیل تکنیکال به‌صورت آنلاین برای تمامی معامله‌گران، در دسترس می‌باشند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحلیل تکنیکال می‌توانید از مطلب آموزشی «تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟» دیدن نمایید.

بیشتر سایت‌هایی که ابزارهای تحلیل تکنیکال را برای تحلیل‌گران فراهم می‌کنند، راهنمایی‌هایی نیز برای معامله‌گران در جهت درک مفاهیم پایه، ارائه می‌کنند. برخی از این منابع رایگان بوده و یا در پلتفرم معاملاتی یک کارگزاری قرار دارند، اما برخی دیگر از آن‌ها نیازمند پرداخت هزینه می‌باشند. ما نگاهی به ابزارهای تحلیل تکنیکالی که توسط کارگزاری‌ها ارائه می‌شود – در کنار ابزارهای منتشر شده انفرادی – می‌اندازیم. لیست زیر به‌ترتیب حروف الفبای انگلیسی نوشته شده و هیچ‌گونه رده‌بندی خاصی بین موارد ذکرشده، وجود ندارد.

کارگزاری‌هایی که ابزارهای تحلیل تکنیکالی را ارائه می‌دهند.

بسیاری از کارگزاری‌های لیست شده از (Recognia)، یک تأمین‌کنندهٔ شخص ثالث استفاده می‌کنند. (Recognia) که توسط شرکت کانادایی (Trading Central) ارائه می‌شود، ابزارهای تحلیل تکنیکالی عالی‌ای را در اختیار بسیاری از کارگزاری‌ها گذاشته است، و آن‌ها نیز از این ابزار در پلتفرم‌های معاملاتی خود استفاده می‌کنند. ابزارهای (Recognia) به‌صورت خودکار به تحلیل حرکات قیمت (Price Action) پرداخته و به یافتن الگوهای نموداری کلاسیک در نمودار، می‌پردازند. اعلانات تکنیکالی ارائه شده به معامله‌گران، بینشی در خصوص قدرت و یا ضعف سهام مدنظرشان می‌دهد. امکان دسترسی به این ابزارها در خارج از فضای کارگزاری‌ها وجود ندارد، اما می‌توانید تکنولوژی مورد استفاده در ساخت آن‌ها را در تعداد اندکی از سایت‌های معامله‌گری، پیدا کنید.

اَلای اینوست (Ally Invest)

بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال برای معامله‌گران کدامند؟

پلتفرم کارگزاری (Ally Invest)، دارای یک نمایشگر سهام می‌باشد که از سیستم (Recognia) قدرت می‌گیرد.

چارلز شواب (Charles Schwab)

بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال برای معامله‌گران کدامند؟

پلتفرم معامله‌گر متناوب چارلز شواب، قابلیتی به نام (StreetSmart Edge) را پیشنهاد می‌کند، این قابلیت از اطلاعات اسکرین شده زنده استفاده کرده و به مشتریان این اجازه را می‌دهد تا براساس مؤلفه‌های تکنیکالی و بنیادی، دسته‌ای از سهام و صندوق‌های قابل‌معامله در بازار بورس را فیلتر کنند، که این شاخصه‌ها شامل سیگنال‌های تکنیکالی ایجادشده توسط (Recognia) نیز می‌شوند. معامله‌گران می‌توانند پارامترهایی که برایشان از بیشترین اهمیت برخوردار است را مشخص کرده و به بررسی نتایج حاصله بپردازند. امکان بررسی واچ لیست (Watchlist) از پیش تعریف‌شده نیز وجود دارد. نمودارهای قابل شخصی‌سازی (StreetSmart Edge)، از ابزارهای تشخیص الگوی (Recognia) استفاده می‌کنند. بررسی نمودارها بر روی دستگاه‌های تلفن همراه شامل اندیکاتورهایی تکنیکالی معدودی می‌باشد، اما هیچ ابزاری برای ترسیم خطوط در نسخه موبایل وجود ندارد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال می‌توانید از مطلب آموزشی «تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال چیست؟» دیدن نمایید.

ای‌ترید (E*TRADE)

بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال برای معامله‌گران کدامند؟

ای‌ترید توسط شرکت (On Power)، که یک پلتفرم معاملاتی فعال می‌باشد، ارائه شده است. این پلتفرم دارای بیش از 100 نمایش‌گر از پیش تعریف‌شده برای بررسی بازار به‌صورت زنده می‌باشد. این نمایشگرها به بررسی معیارهای تحلیلی براساس موارد تکنیکالی، بنیادی، میزان سود (Earnings)، میزان احساسات در بازار (Sentiment) و رویدادهای خبری، می‌پردازد. اسکن نوسانی (Oscillator scan) که در لایو اکشن این پلتفرم معاملاتی قرار دارد، به بررسی خرید افراطی (Overbought) و یا فروش افراطی (Oversold) در سهام می‌پردازد و به دنبال کشف موقعیت‌های معاملاتی در سبد سهامی مشتری می‌باشند. بسیاری از نمایشگرهای موجود در این پلتفرم، مختص ای‌ترید (E*TRADE) می‌باشند. اسکنر (Recognia) موجود در این پلتفرم، به شما در بررسی سهام براساس رویدادهای تکنیکالی و یا الگوها کمک می‌کند و هشداری را برای آگاه کردن شما از برقراری معیارهای مورد نظر، صادر می‌کند. شما می‌توانید از امکانات معامله‌گری تمرینی پلتفرم ای‌ترید (E*TRADE) استفاده کنید تا به بررسی سیستم معاملاتی خود بپردازید.

فیدلیتی اینوستمنتز (Fidelity Investments)

بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال برای معامله‌گران کدامند؟

برنامهٔ اکتیو تریدر پرو (Active Trader Pro)، رابط قابل دانلود شرکت فیدلیتی می‌باشد که امکانات بیشتری را نسبت به وب‌سایت این مجموعه ارائه می‌کند. برنامهٔ اکتیو تریدر پرو، عملکردهای نموداری قابل شخصی‌سازی و ابزارهای معاملاتی متنوعی را ارائه می‌کند. این نرم‌افزار می‌تواند در خصوص سیگنال‌های تکنیکالی مدنظرتان، به شما هشدار بدهد. و یا اعلانیه‌هایی برای موقعیت‌های معاملاتی باز (open positions) به شما ارسال کند. نسخهٔ تحت وب ارائه‌شده توسط شرکت فیدلیتی، دارای الگوهای تکنیکال و رویدادهایی که توسط (Recognia) ارائه شده است، می‌باشد. نمودارهای پیشرفته موجود در نسخهٔ تحت وب به شما امکان بررسی دیتاهای قیمتی 40 سال گذشته را می‌دهد، این دیتاهای قیمتی در معامله‌گری میان روزانه (intraday trading) به‌مدت 30 روز – به‌علاوه ساعات معاملاتی تمدیدشده – در اختیار شما هستند. همچنین بیش از 60 اندیکاتور تکنیکالی قابل شخصی‌سازی نیز در اختیار شما قرار دارند.

مرکز یادگیری آنلاین فیدلیتی دارای منابع آموزشی متنوعی از مقالات، ویدئوها، وبینارها، اینفوگرافی‌ها و وبینارهای ضبط‌شده – که بر روی تحلیل تکنیکال تمرکز دارند – می‌باشد. شرکت فیدلیتی در کنار تمامی موارد ذکرشده، جلسات کوچینگ آنلاین هفتگی نیز ارائه می‌کند، که در آن‌ها مشتریان با گروهی کوچکی از دیگر افراد (8 تا 10 شرکت‌کننده) به بحث و بررسی عمیق در حوزهٔ قراردادهای اختیار معامله (options) و تحلیل تکنیکال می‌پردازند.

اینتراکتیو بروکرز (Interactive Brokers)

بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال برای معامله‌گران کدامند؟

نمودارهای قابل شخصی‌سازی گسترده‌ای در کنار صدها اندیکاتور و دیتاهای اسکرین شده زنده، توسط پلتفرم معاملاتی اینتراکتیو بروکرز ارائه می‌شوند. کارگاه معامله‌گران (Traders Workstation – WS) که پلتفرم معاملاتی پرچم‌دار شرکت اینتراکتیو بروکرز می‌باشد، دارای ابزارهای تکنیکالی حرفه‌ای با بیش از 120 اندیکاتور و دیتاهای قیمتی بیش از 30 سال، می‌باشد. یک نسخهٔ آزمایشی از برنامهٔ کارگاه معامله‌گران (TWS) وجود دارد که به معامله‌گران امکان یادگیری نحوهٔ استفاده از این پلتفرم و بررسی سناریوهای معامله‌گری را می‌دهد. به‌علاوه، امکان اتصال یک پلتفرم تحلیلی شخص ثالث به حساب اینتراکتیو بروکرز شما نیز وجود دارد. لیست کامل فروشندگان، می‌تواند در بازار سرمایه‌گذاران (Investors Matketplace) یافت شود.

لایت اسپید (Lightspeed)

بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال برای معامله‌گران کدامند؟

پلتفرم لایت اسپید، برای معامله‌گرانی که مداوماً به معامله می‌پردازند، ساخته شده است و دارای یک برنامه قابل دانلود با نام لایت اسپید تریدر (Lightspeed Trader) می‌باشد، که دارای نمایش‌گر زنده بازار به نام لایت اسکن (LightScan) می‌باشد، و به شما کمک می‌کند تا به غربال موقعیت‌های معاملاتی بپردازید. لایت اسکن به بررسی تمامی نمادهای ثبت‌شده پرداخته و آن‌ها را براساس اولویت‌بندی شما، فیلتر می‌کند. بیش از 100 معیار برای جستجو وجود دارد، و شما می‌توانید از ترکیبی از آن‌ها استفاده کنید. این پلتفرم دارای امکانات نموداری قابل شخصی‌سازی، با دیتاهای قیمتی 20 سال گذشته می‌باشد. نسخهٔ آزمایشی از این پلتفرم نیز برای افرادی که قصد بررسی آن را دارند، وجود دارد.

تینک آور سوییم (تی‌دی آمری‌ترید) (Thinkorswim – TD Ameritrade)

بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال برای معامله‌گران کدامند؟

پلتفرم پیشرفته تی‌دی آمری‌ترید – که بر روی قراردادهای اختیار معامله تمرکز دارد – با نام (Thinkorswim)، به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا از ابزارهای مورد علاقهٔ خود در این پلتفرم استفاده کنند. با این که این پلتفرم در ابتدا برای معاملهٔ قراردادهای اختیار معامله ساخته شده بود، ابزارهای تحلیلی فراوانی نیز برای معامله‌گران دیگر انواع دارایی‌ها (Equity Traders) وجود دارد. (Thinkorswim) به معامله‌گران اجازه می‌دهند تا ابزارهای تحلیلی خودشان را بسازند، آن‌ها می‌توانند از زبان برنامه‌نویسی ساخته شده برای این پلتفرم، با نام (thinkScript) نیز استفاده کنند. نسخهٔ دسکتاپ برنامه (Thinkoeswim) قدرتمندترین نسخه موجود از این پلتفرم می‌باشد، اما شما می‌توانید از نسخهٔ تحت وب و یا اپلیکیشن موبایل نیز بهره ببرید. تمامی این نسخه‌ها، دیتاهای زنده را از بیش از 400 منبع تکنیکالی، نمایش می‌دهند.

چارلز شواب (Charles Schwab) که در پروسهٔ خرید شرکت تی‌دی آمری‌ترید (TD Ameritrade) بنیان‌گذار این برنامه می‌باشد، در تاریخ 5 اوت سال 2020 اعلام کرد که پلتفرم معاملاتی (Thinkorswim) با وجود ادغام دو شرکت، به حیات خود ادامه می‌دهد. انتقال مالکیت این شرکت تا سه ماهه چهارم سال 2020 به اتمام می‌رسد، و ادغام پلتفرم‌های معاملاتی نیز حدود 18 تا 36 ماه به طول خواهد انجامید.

ترید استیشن (TradeStation)

بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال برای معامله‌گران کدامند؟

تحلیل تکینکال و مدل‌سازی آماری از استراتژی‌های معاملاتی، از نقاط قوت کلیدی پلتفرم ترید استیشن (TradeStation) می‌باشند. کارگزاری صاحب این پلتفرم، کار خود را از یک شرکت توسعه ابزارهای تحلیل تکنیکالی شروع کرده است، بنابراین تحلیل تکنیکال در DNA این پلتفرم می‌باشد. نسخهٔ قابل دانلود پلتفرم ترید استیشن تحت عنوان ترید استیشن 10، ابزارهایی فوق‌العاده تحلیل نمودار براساس اطلاعات تیک (tick data) را می‌دهد. تحلیل تکنیکال خودکار نیز در پکیج نموداری گنجانده‌شده است، که به‌محض شکل‌گیری الگوهای نموداری آن‌ها را به‌نمایش می‌گذارد. قابلیت‌های نموداری موجود در نسخهٔ تحت وب، بسیار شبیه به نرم‌افزار این پلتفرم می‌باشد. نسخهٔ تحت وب نیز دارای یک نوار ابزار جدید، با امکان دسترسی به تایم فریم‌های مختلف معاملاتی، ابزارهای رسم (drawing tools)، نشست‌های مهم (sessions)، و استایل‌های متفاوت معامله‌گری (styles) می‌باشد. این نرم‌افزار یکی از بهترین ابزارهای نموداری موجود می‌باشد و به‌خوبی با سیستم مدیریت دستورهای معاملاتی ترید استیشن یکپارچه شده است.

کاربران ترید استیشن می‌توانند براساس رویدادهای تکنیکالی، به ساخت و آزمایش سیستم‌های معاملاتی بپردازند. شبیه‌ساز معاملاتی ترید استیشن تمامی ابزارهایی که شما به آن‌ها در ترید استیشن 10 دسترسی دارید را در اختیارتان می‌گذارد، همچنین دارای یک دیتابیس بزرگ برای آزمایش استراتژی‌ها می‌باشد.

تریدیر (Tradier)

بهترین نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال برای معامله‌گران کدامند؟

تریدیر ابزاری جالب می‌باشد. این سیستم مدیریت حساب کارگزاری‌تان را به شما پیشنهاد می‌دهد، یک موتور معامله‌گری است و اطلاعات برخی از بازارها را در اختیار شما قرار می‌دهد. تنظیمات حساب و اطلاعات بازارها در فضای ابری ذخیره می‌شوند، بنابراین کاربران می‌توانند به‌حساب کاربری خود از هر پلتفرمی که با تریدیر همکاری می‌کنند، وارد شوند و از این اطلاعات استفاده کنند. با استفاده از اپلیکیشن‌های رابط برنامه‌نویسی (Application programming interface – API’s)، طراحان فرانت‌اند (front end designers) می‌توانند پلتفرم‌های معاملاتی، اپلیکیشن‌های موبایل، سیستم‌های معامله‌گری الگوریتمی و یا ویژگی‌های شخصی‌سازی شده دیگری را برای مشتریانشان راه‌اندازی کنند. توانایی اتصال یک پلتفرم طرف ثالث به یک حساب کارگزاری آنلاین اتفاقی تازه نیست – و چند مورد از کارگزاری‌هایی را که در بالا اشاره کردیم، می‌توانند این کار را انجام دهند – اما تریدیر اولین کارگزاری است که این روش را در مرکز کسب‌وکاری خود قرار داده است. در بخش بعد، به بررسی چند وب‌سایت مستقل تحلیل تکنیکال می‌پردازیم که می‌توان از آن‌ها در پلتفرم مدیریتی کارگزاری تریدیر استفاده کرد، در این حالت شما می‌توانید در کنار استفاده از ابزارهای تحلیلی این وب‌سایت‌ها، به معامله نیز بپردازید.

وب‌سایت‌های تحلیل تکنیکال

ای سیگنال (eSignal)

ای سیگنال یکی از نام‌های قابل احترام در دنیای تحلیل تکنیکال به‌شمار می‌رود، این وب‌سایت در میانهٔ دههٔ 90 میلادی راه‌اندازی شد. نسخهٔ کنونی آن – ای سیگنال 12 – یک پکیج نرم‌افزاری بر پایهٔ ویندوز می‌باشد، که به شما امکاناتی مانند مطالعهٔ تحلیل‌های تکنیکال، تست استراتژی‌های معاملاتی، نمودارهای شخصی‌سازی شده، و دیتاهایی از بورس‌های بین‌المللی ارائه می‌دهد. با استفاده از API، کاربران می‌توانند با چندین کارگزاری – که شامل تریدیر و اینتراکتیو بروکرز می‌شود – به معامله بپردازند. اما استفاده از این نرم‌افزار هزینه‌بر است. نسخهٔ کنونی آن، که دیتاها را با 15 دقیقه تأخیر به‌نمایش گذاشته و تنها امکان مطالعهٔ 25 تحلیل تکنیکال را به شما می‌دهد، مبلغ 54 دلار در هر ماه هزینه دارد در حالی که که نسخه (Signature Version)، اطلاعات را به‌صورت زنده نمایش داده و امکان بررسی و مطالعهٔ صدها تحلیل تکنیکال را برای شما فراهم می‌کند. هزینهٔ استفاده از این نسخه، 176 دلار به‌ازای هر ماه می‌باشد. اگر شما هزینهٔ یک سال را پیش‌پرداخت کنید، می‌توانید از 10 درصد تخفیف برخوردار شوید.

بورس چیست؟

مارکت‌گیر (MarketGear) از (iVest+)

قابلیت‌های نموداری مارکت‌گیر به شما اجازه می‌دهد تا بتوانید از اندیکاتورهای قابل‌تغییر استفاده کرده، معاملاتتان را بررسی کنید، خطوط روند دائمی رسم کنید، معاملات گذشته خود را بررسی کرده، و هر یک از تایم فریم‌های مدنظرتان را انتخاب کنید. اسکنر این سایت به شما اجازه می‌دهد تا به جستجو در میان بیش از 100 اندیکاتور تکنیکالی تنظیم شده بپردازید، تا با استفاده از آن‌ها بتوانید موقعیت‌های معاملاتی را پیدا کنید. شما می‌توانید هر تعداد اسکن که بخواهید انجام دهید، و موارد مورد علاقه‌تان را برای دسترسی سریع‌تر، تنظیم کنید. مارکت‌گیر با استفاده از (API) به کارگزاری‌های تی‌دی آمری‌ترید (TD Ameritrade)، ای‌ترید (E*TRADE)، و اَالای اینوست (Ally Invest) متصل می‌شود. هزینهٔ اشتراک این وب‌سایت از 38 دلار در ماه شروع می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد خط روند می‌توانید از مطلب آموزشی «خط روند در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

متا استاک (MetaStock)

متا استاک یکی دیگر از بازیگران قدیمی حوزهٔ تحلیل تکنیکال می‌باشد، که در اواخر دههٔ 80 میلادی پایه‌گذاری شده است. نسخه‌های متعددی از این نرم‌افزار وجود دارد، اما کاربردی‌ترین نسخهٔ آن در بین معامله‌گران متا استاک آرتی (MetaStock R/T) می‌باشد که از اطلاعات زنده بازارها استفاده می‌کند. این برنامه شامل بیش از 150 اندیکاتور بوده و همچنین تفسیر اطلاعات نمایش داده‌شده اندیکاتورها را نیز در اختیار شما قرار می‌دهد. و به شما کمک می‌کند تا بتوانید با استفاده از آن‌ها به معامله بپردازید. این نرم‌افزار برای کاربران حرفه‌ای‌تر در بخش (Indicator Builder) اجازه می‌دهد تا بتوانند اندیکاتورهای مدنظرشان را بنویسند. شما می‌توانید استراتژی‌های معاملاتی‌تان را ساخته و آن‌ها را بررسی کنید، و یا از استراتژی‌هایی که در پکیج این نرم‌افزار گنجانده شده‌اند، استفاده کنید. متا استاک می‌تواند بیش از 30 الگوی کندلی را بر روی نمودار تشخیص دهد و به شما توصیه‌هایی در خصوص نحوهٔ تفسیر این کندل‌ها بدهد. هزینهٔ اشتراک برنامهٔ متا استاک آرتی از 100 دلار در ماه شروع می‌شود و هزینهٔ دیتا جداگانه محاسبه می‌شود. متا استاک با استفاده از (API) به کارگزاری اینتراکتیو بروکرز و دیگر کارگزاری‌های آنلاین، متصل می‌شود.

نینجا تریدر (NinjaTrader)

نینجا تریدر، یک محیط معامله‌گری را ارائه می‌دهد که شما می‌توانید از آن برای ساختن، تست و شبیه‌سازی یک سیستم معاملاتی در خصوص دارایی‌ها، بازار فارکس، و بازار آتی – پیش از استفاده از پول واقعی در بازار – استفاده کنید. کار با نینجا تریدر برای تست، بررسی حرفه‌ای نمودار و شبیه‌سازی معاملات رایگان می‌باشد، اما برخی از اندیکاتورها که توسط توسعه‌دهندگان شخص ثالث نوشته شده است، هزینه دارند. شما در پکیج پایهٔ این برنامه، بیش از 100 اندیکاتور تکنیکالی را پیدا می‌کنید. به‌علاوه، امکان یافتن موارد بنیادی، نموداری (Charting)، ژورنال معاملاتی، و ابزارهای تحقیقی را در پکیج پایه وجود دارد.  با استفاده از (API)، شما می‌توانید نینجا تریدر را به کارگزاری‌های تی‌دی آمری‌ترید، اینتراکتیو بروکرز، اواندا (OANDA)، اف ایکس سی ام (FXCM)، و دیگر کارگزاری‌ها متصل کنید، و یا با استفاده از کارگزاری سرویس نینجا تریدر، به معامله بپردازید.

سلوپ آف هوپ (Slope of Hope)

(Slope of Hope) در سال 2005 و پس از فروش سایت (prophet.net) به کارگزاری تی‌دی آمری‌ترید، توسط تیم نایت (Tim Knight) شکل گرفت. او این وب‌سایت را برای به اشتراک‌گذاری نمودارها و تجارب معاملاتی خود با تعدادی از طرفدارانش تأسیس کرد. این وب‌سایت هم‌اکنون مقصد محبوب تحلیل تکنیکال، ایده‌های معامله‌گری، نمودارها، و مباحثی از همه نوع، می‌باشد. بسیاری از ویژگی‌ها، شامل پکیج نموداری بسیار قدرتمند، رایگان هستند و به‌عنوان یک رقیب جدی برای وب‌سایت‌های گران‌قیمت محسوب می‌شود. یک ویژگی کلیدی (Slope of Hope)، (SlopeRules) می‌باشد که به شما اجازه می‌دهد تا سیستم معاملاتی‌تان را ساخته و به بررسی آن با استفاده از قوانین تکنیکالی بپردازید. تنها کافی است که قوانینی که مدنظر دارید را drag and drop کرده و آن‌ها را بر روی نمودار اعمال کنید، سپس یک هشدار تنظیم کرده تا برنامه به شما اطلاع‌رسانی کند. معامله‌گران قراردادهای اختیار معامله نیز ابزارهای تحلیلی فوق‌العاده‌ای را در این وب‌سایت پیدا خواهند کرد. عضویت ویژه این وب‌سایت (از 14.95 دلار تا 79.95 دلار به‌ازای هر ماه – با اشتراک سالانه، هزینه دو ماه رایگان خواهد بود.) دسترسی به دیتاهای اضافی، بررسی قدرتمند قراردادهای اختیار معامله و دسترسی به ایده‌های ویژهٔ معامله‌گری را ممکن می‌سازد.

قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) چیست؟

استاک چارتز (StockCharts)

استاک چارتز به شما اجازه می‌دهد تا بتوانید نمودارهای قیمتی میان روزی، روزانه، هفتگی، ماهانه، سه ماهه و سالانه بسازید. همچنین در این وب‌سایت می‌توانید از نمودارهای نقطه و خط (point and figure charts)، نمودارهای دوره‌ای (Seasonality Charts)، نمودارهای چرخش نسبی (relative rotation graphs) و غیره استفاده کنید. در این وب‌سایت بیش از 1000 اندیکاتور و شاخص تکنیکالی بازار وجود دارند. همچنین دیتاها به‌صورت زنده برای یکسری از رمزارزها شامل بیت کوین، اتریم، ریپل، لایت کوین (Lite Coin)، و بیت کوین کَش (Bitcoin Cash)، ارائه می‌شوند. امکان تحلیل تکنیکال رمز ارزها، یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد این وب‌سایت می‌باشد. شما می‌توانید از دسته‌ای از امکانات این وب‌سایت، به‌صورت رایگان استفاده کنید. با خرید حق اشتراک ماهانه می‌توانید از ابزارهای تکنیکالی و رِنج دیتاهای تاریخی استفاده کنید. محدودهٔ هزینهٔ اشتراک ماهانه این وب‌سایت از 14.95 دلار تا 39.95 دلار، می‌باشد.

بیت کوین چیست

تی سی 2000 (TC2000)

تی سی 2000 نیز نامی قابل احترام در دنیای تحلیل تکنیکال به‌شمار می‌رود، که پیش‌تر تحت عنوان وردنز تی سی 2000 (Worden’s TC 2000) شناخته می‌شد. نسخهٔ بیستم این نرم‌افزار دارای برنامه‌های ویندوز، مک، موبایل و پلتفرم تحت وب می‌باشد. همچنین شما می‌توانید به‌طور مستقیم به کارگزاری اینتراکتیو بروکرز متصل شوید تا معاملاتتان را از طریق کارگزاری تی سی 2000 انجام دهید. تی سی 2000 ترکیبی از نمایش‌گرهای نموداری، سهام و قراردادهای اختیار معامله و غیره می‌باشد. شما می‌توانید از نسخهٔ تمرینی (practice version) آن رایگان استفاده کنید. برای استفاده از اسکنرها، شما به عضویت طلایی و یا پلاتینومی (29.99 دلار تا 89.98 دلار به‌ازای هر ماه) نیاز دارید. اشتراک پلاتینومی به شما اجازه می‌دهد تا به اسکن بازار در هر تاریخی که دیتای آن موجود باشد، بپردازید. مشتریان کارگزاری، تخفیفی 300 دلاری سالانه، در اشتراک پلاتینومی دریافت می‌کنند. دیتاهای تأمین‌شده خود هزینه‌ای جداگانه دارند.

تیکرتاکر (TickerTocker)

تیکرتاکر که در سال 2018 معرفی شد، تنوع گسترده‌ای از سرویس‌های معامله‌گری را به شما ارائه می‌دهد. این سرویس‌ها شامل آموزش، تحقیق و منابع معامله‌گری خودکار می‌باشند. در این پلتفرم شما می‌توانید دیگر اعضایی که تحت عنوان لیدر (Leader) ثبت نام شده‌اند را دنبال کرده، و یا با استفاده از ابزارهای ساخت استراتژی، استراتژی معاملاتی خودتان را بسازید. شما می‌توانید به بررسی استراتژی معاملاتی خودتان با استفاده از دیتاهای گذشته بازار بپردازید و نحوهٔ عملکرد آن را بررسی کنید، سیستم نموداری که در این پلتفرم وجود دارد، به شما اجازه می‌دهد که نمودارهای قیمتی را در کنار اندیکاتورهای تکنیکالی بررسی کنید. این وب‌سایت همچنین شامل کانال تلویزیونی معامله‌گری تیکرتاکر می‌شود که نام آن (Ticker Tocker TV) می‌باشد. این پلتفرم با کارگزاری‌هایی مانند اینتراکتیو بروکرز، ای‌ترید، تی‌دی آمری‌ترید، تریدیر، فیدلیتی اینوستمنتز و ترید استیشن سازگار می‌باشد. شما می‌توانید به رایگان عضو این وب‌سایت شده و از امکانات آن استفاده کنید، اما برای استفاده از برخی از سرویس‌های اختصاصی و دسترسی به متخصصان این پلتفرم، باید حق اشتراک تهیه کنید.

درک نمودارهای قیمت بیت ‌کوین

ترید آیدیاز (TradeIdeas)

ترید آیدیاز در سال 2003 راه‌اندازی شد و از کاربران آن می‌توان به سرمایه‌گذاران، معامله‌گران و اشخاص حرفه‌ای در زمینهٔ بازارها در بیش از 65 کشور در سرتاسر جهان، اشاره کرد.

این سیستم دارای 311 هشدار و 243 فیلتر شامل فیلترهای موارد بنیادی، تکنیکالی، شبکه‌های اجتماعی، و یا دیگر سِت‌های دیتایی می‌باشد. همچنین این سیستم در تشخیص فرصت‌های معاملاتی سوئینگ (swing trading opportunity’s) و فرصت‌های معاملاتی کوتاه‌مدت، توانمند می‌باشد. مشترکان این وب‌سایت می‌توانند با استفاده از فرمول‌های خود، اندیکاتور ساخته، واچ لیست‌های آپدیت شده بسازند و از هشدارهای آنی استفاده کنند. همچنین امکان تست این سیستم‌های معاملاتی در محیط شبیه‌سازی شدهٔ معاملاتی وجود دارد. مشترکین ویژه‌ای که دارای حساب متصل به کارگزاری اینتراکتیو بروکرز می‌باشند، می‌توانند معاملاتشان را از طریق پلتفرم ترید آیدیاز نیز انجام دهند. پلتفرم ترید آیدیاز، به بیشتر پلتفرم‌های معاملاتی متصل می‌باشد. بیشتر کاربران ترید آیدیاز از قابلیت HOLLY AI که یک دستیار ترید هوش مصنوعی می‌باشد، بهره می‌برند. این قابلیت، معامله‌گران را در شناسایی معاملات بهینه‌شدهٔ لحظه‌ای یاری می‌کند. امکان دانلود ترید آیدیاز برای پلتفرم ویندوز وجود دارد، همچنین این پلتفرم دارای نسخهٔ تحت وب نیز می‌باشد، که می‌توانید از آن در هر دستگاهی استفاده کنید. هزینهٔ استاندارد اشتراک این وب‌سایت 118 دلار به‌ازای هر ماه (1068 دلار به‌ازای هرسال) می‌باشد، در حالی که سرویس‌های ویژهٔ ماهانه 228 دلار (2268 دلار به‌ازای هر سال) هزینه دارند.

تریدینگ ویو (TradingView)

تریدینگ ویو دارای بیش از 100 اندیکاتور بوده و از ابزارهای رسم هوشمند پشتیبانی می‌کند که می‌توان از آن‌ها در سهام بین‌المللی، ارزها و همچنین رمز ارزها استفاده کرد. زبان (Pine Script) که در این وب‌سایت به‌صورت اختصاصی استفاده شده است، به شما اجازه می‌دهد تا بتوانید اندیکاتورها را تغییر داده و یا خودتان یک اندیکاتور بسازید. کتابخانهٔ اسناد عمومی شامل هزاران سند منتشرشده توسط دیگر اعضای پلتفرم تریدینگ ویو می‌باشد. شما می‌توانید از یک سری از امکانات این وب‌سایت به‌صورت رایگان استفاده کنید، اما با پرداخت ماهانه 14.95 تا 59.95 دلار، می‌توانید از امکانات اضافه و دیتاهای موجود بهره‌مند شوید. یک سیستم تست معاملاتی نیز در این وب‌سایت وجود دارد، البته شما می‌توانید تریدینگ ویو را به‌حساب کارگزاری‌تان متصل کنید، از این کارگزاری‌ها می‌توان به ترید استیشن اشاره کرد.

ترید اسپایدر (TradeSpider)

ترید اسپایدر که در سال 2016 پایه‌گذاری شد، دارای دسته‌ای از ابزارهای تحلیل تکنیکال می‌باشد که به شما در پیدا کردن، برنامه‌ریزی، و زمان‌بندی معاملاتتان با دقت و کارایی بالاتر، کمک می‌کند. شما می‌توانید با استفاده از اسکنر بازار (market scanner)، واچ لیست‌های پویا (dynamic watchlists) تولید کنید که می‌توانند به جستجو در تایم فریم‌هایی بین یک دقیقه تا یک ماه، بپردازند. بیش از دو جین از اسکنرها به‌صورت ساخته‌شده در این پلتفرم وجود دارند، همچنین شما می‌توانید اسکنرهای خودتان را بسازید. دیتاهای زنده بازار و استفاده از 20 سال دیتای ثبت‌شده، نیازی به هزینهٔ اضافه ندارد. این پلتفرم تحت وب بوده و تنظیمات شما در فضای ابری ذخیره می‌شود. پکیج نموداری این پلتفرم دارای قابلیت تست استراتژی (برای کاربران ویژه) می‌باشد. هزینهٔ اشتراک این وب‌سایت از 33 دلار در ماه شروع شده و تا 97 دلار می‌رسد، البته با پرداخت هزینهٔ اشتراک سالانه می‌توانید از تخفیف‌هایی برخوردار شوید.

موفق‌ترین ICOها در طول دوران مختلف‌ کدامند؟

در جهان مرسوم رمز ارزها، شاهد بالاترین سطح از شایعات و پیش‌بینی‌ها در خصوص عرضهٔ اولیهٔ سکه (ICO) هستیم. این ICOها همان فروش‌ سرمایهٔ جذب شده از چندین منبع هستند که در زمینهٔ راه‌اندازی توکن‌ها، سکه‌ها و خدمات جدید کاربرد دارند. یک سرمایه‌گذار همیشگی به ICOها به دید یک ریسک قابل‌توجه و بزرگ می‌نگرد. ICOها هم به‌شدت سوداگرانه هستند زیرا ICOهای کمی که اقدام به راه‌اندازی توکن کرده‌اند به موفقیت دست یافته‌اند و هم اینکه بسیاری از خود ICOها در واقع کلاهبرداری هستند. با این وجود، سرمایه‌گذاران از نزدیک فضای ICOها را رصد کرده تا بهترین فرصت‌ها را بیابند. شاید سرمایه‌گذارانی که به دنبال ICOهایی با طراحی مشابه ICOهای موفق بوده‌اند، کار درستی را انجام می‌دهند. در بخش بعد به اکتشاف بزرگترین رویدادهای ICO در تاریخ می‌پردازیم.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد عرضه اولیه سکه می‌توانید از مطلب آموزشی «عرضه اولیه سکه (ICO) چیست؟» دیدن نمایید.

  • NEO

موفق‌ترین ICOها در طول دوران مختلف‌ کدامند؟

نئو (NEO) یک پروژهٔ بلاک چین منبع باز است که در عمر کوتاه خود نام‌های مختلفی را به خود دیده است. “اتریوم چینی” یکی از متداول‌ترین نام‌هایی است که بر نئو نهاده‌اند. هر چند این نام، نام رسمی نئو نیست و نام مستعارش می‌باشد. NEO با بهره‌گیری از اپلیکیشن‌های قراردادهای هوشمند،‌ تجارت غیرمتمرکز، و غیره موفق شد تا خود را از دیگران متمایز کند. این شرکت تا حد زیادی موفقیت‌های خود را به لطف حمایت‌های دولت چین، شرکت مایکروسافت (MSFT) و سایر شرکت‌های بزرگ به‌دست آورده است. قیمت توکن‌های این شرکت که در ابتدا سه سنت بود پس از مدتی به بالاترین قیمت خود یعنی 180 دلار رسید. در نتیجه سرمایه‌گذاران NEO که سرمایه‌های خود را وارد این پروژه کرده‌ بودند به حجم پول غیرقابل‌باوری رسیدند.

پتانسیل های رمزارز نئو چیست؟

  • Ethereum

موفق‌ترین ICOها در طول دوران مختلف‌ کدامند؟

بنا بر آمار و ارقام موجود در سایت مارکت‌کپ، اتریوم (Ethereum) به‌عنوان دومین رمز ارز بزرگ در جهان شناخته می‌شود. در حالی که بیت کوین یک رمز ارز است، اتریوم هم یک رمز ارز و هم پایه و اساس اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز است که امکان استفاده از قراردادهای هوشمند را فراهم می‌کند. در ابتدا توکن‌های اتر با قیمت 0.31 دلار به فروش می‌رسیدند ولی اکنون هر توکن به 700 دلار رسیده است. این افزایش قیمت باعث شده که سرمایه‌گذارانی که این توکن‌ها را در طول راه‌اندازی ICOها خریداری کرده بودند به افرادی خوش‌شانس بدل شده و یک بازدهی 20,000 درصدی را کسب کنند.

اپلیکیشن غیرمتمرکز dapp چیست؟

  • Spectrecoin

موفق‌ترین ICOها در طول دوران مختلف‌ کدامند؟

اسپکترکوین (Spectrecoin) سومین ICO موفق در لیست ماست که نام آن همانند نئو یا اتریوم شناخته شده نیست. اسپکترکوین در نوامبر سال 2016 و با عنوان “رمز ارز با محوریت حفظ حریم خصوصی” راه‌اندازی شد. یکی از ویژگی‌های اسپکتر این است که می‌توان آن را به‌صورت ناشناس به‌نقاط مختلف جهان ارسال و یا دریافت کرد. اسپکترکوین در تلاش است دولت‌های جهان را مجاب به مجاز دانستن رمز ارزها کند اما تاکنون موفق نشد به جریان اصلی بازار وارد شود. با این وجود قیمت هر توکن اسپکترکوین که در ابتدا 0.001 دلار بود در اواخر سال 2016 حدود 0.60 دلار مبادله شد. افرادی که در این بازار سرمایه‌گذاری کرده بودند به سود قابل‌توجهی دست یافتند.

  • Stratis

موفق‌ترین ICOها در طول دوران مختلف‌ کدامند؟

استراتیس (Stratis) نیز دیگر رمز ارزی است که تاکنون شهرت زیادی در بین معروف‌ترین و بزرگ‌ترین رمز ارزهای جهان کسب نکرده است. این شرکت که در بریتانیا واقع شده است به داشتن پلتفرم سازگار با زبان‌های برنامه‌نویسی مختلف می‌بالد. این پلتفرم به کسب‌وکارها این توانایی را می‌دهد تا به‌سادگی به خلق و طراحی اپلیکیشن‌های سفارشی بپردازد. مایکروسافت حامی اصلی ICO استراتیس بوده که همین امر نیز موجب کسب موفقیت‌های زیادی شده است. ارزش این پروژه در طول یک دورهٔ 5 هفته‌ای نزدیک به 1000 BTC افزایش یافت و افرادی که تنها 0.01 دلار به‌ازای هر توکن می‌پرداختند به بازگشت سرمایهٔ بیش از 50,000 درصدی دست یافتند.

  • Ark

موفق‌ترین ICOها در طول دوران مختلف‌ کدامند؟

آرک (Ark) به‌گونه‌ای طراحی شده که تا حد امکان مؤثر و کارا باشد. پلتفرم رمز ارز آرک امکان تجمیع و یکپارچه‌سازی سریع رمز ارزها را در فناوری بلاک چین می‌دهد. با تمرکز جهانی و تعهد به غیرمتمرکزسازی، به‌نظر می‌رسد که آرک به موفقیت خواهد رسید. در طول راه‌اندازی ICO قیمت هر توکن آرک 0.04 دلار بود. هر توکن در بالاترین قیمت خود به حدود 11 دلار رسید و یک بازگشت سرمایه بیش از 35,000 درصدی را برای سرمایه‌گذاران خود رقم زد.

  • NXT

موفق‌ترین ICOها در طول دوران مختلف‌ کدامند؟

در سال 2013، یک توسعه‌دهنده که به‌دلیل اداره “BCNext” شناخته شده بود اقدام به راه‌اندازی اِن‌اکس‌تی (NXT) کرد. این ICO یکی از اولین و موفق‌ترین ICOهاست. NXT به‌عنوان بستر پلتفرم بلاک چین طراحی شد تا در بخش سرویس‌های مالی فعالیت کند. در ابتدا توکن‌های این شرکت با قیمت 0.0000168 دلار به فروش می‌رفت. سپس تیم توسعه NXT برنامه‌ریزی کرد تا در زمان عرضه این ICO  ارزشش به 16,800 دلار برسد. این پول صرف توسعهٔ ارزهای مرتبط با پلتفرم شد. توکن‌های NXT در بالاترین قیمت خود به 2.15 دلار رسید. سرمایه‌گذاران این بازار یک بازگشت سرمایه 1,477,000 درصدی را تجربه کردند.

یکی از قابل‌توجه‌ترین جنبه‌های ICOهای فوق این است که خود توکن‌ها امروزه به‌اندازهٔ کافی شناخته شده نیستند. به‌عنوان مثال، براساس آمار به‌دست آمده از سایت مارکت‌کپ، آرک اخیراً به‌عنوان شصت‌وچهارمین رمز ارز محبوب شناخته شده است. در همین رده‌بندی، ان‌اکس‌تی در رتبهٔ 90 قرار دارد. به دلیل رونق صنعت رمز ارزها و همچنین کاهش و افزایش شدید قیمت‌ها در اثر کوچک‌ترین تحریک اعمال شده به این بازار، به‌سختی می‌توان زمان فروش چنین توکن‌هایی را اعلام کرد. شاید حتی برای سرمایه‌گذاران رمز ارزها شناسایی پتانسیل ICOهای جدید که قابلیت سوددهی برابر با پروژه‌های فوق را داشته باشند بسیار دشوار باشد. برای درک بیشتر، قبل از سرمایه‌گذاری از در نظر گرفتن تمام مزایا و معایب هر ICO اطمینان حاصل کرده و به راهنمایی‌های ما در چگونگی انتخاب رمز ارزها جهت سرمایه‌گذاری توجه کنید.

 

قرارداد هوشمند چیست؟

قرارداد هوشمند یک قرارداد خوداجرا است که دارای شرایط و مفاد موافقت‌نامه بین خریدار و فروشنده بوده و به‌صورت چند خط کد نوشته می‌شود. کدها و موافقت‌نامه‌های موجود در قرارداد در یک شبکهٔ بلاک چین غیرمتمرکز وجود دارد. این کدها به کنترل اجرای مفاد و شرایط قراردادها می‌پردازد و تراکنش‌های انجام‌شده نیز قابل‌ردیابی و برگشت‌ناپذیر هستند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بلاک چین می‌توانید از مطلب آموزشی «بلاک چین چیست؟» دیدن نمایید.

قرارداد هوشمند امکان اجرای قراردادها و توافق‌نامه‌های معتبر و قابل اعتماد بین طرفین ناشناس و مختلف قرارداد را بدون نیاز به مراجع مرکزی، سیستم قانونی یا مکانیسم اجرای خارجی فراهم می‌کند.

در حالی که تصور می‌شود فناوری بلاک چین به‌عنوان پایه و اساس بیت کوین شناخته می‌شود، اما باید بگوییم که این فناوری بسیار فراتر از پشتیبانی و حمایت از ارزهای مجازی است.

بیت کوین چیست

آنچه که باید بدانید

  • یک قرارداد هوشمند یک قرارداد خوداجرا است که شامل مفاد موافقت‌نامهٔ خریدار و فروشنده بوده و به‌صورت چند خط کد نوشته می‌شود.
  • نیک زابو، از پیشگامان حوزهٔ کامپیوتر، در سال 1998 موفق به اختراع یک رمزارز به نام “بیت گولد” شد. به‌عقیدهٔ وی قرارداد هوشمند در واقع پروتکل‌های کامپیوتری برای تنظیم قراردادها هستند که در آن اجازه انجام تراکنش‌های معتبر را بدون دخالت شخص ثالث فراهم می‌کند.
  • قرارداد هوشمند باعث می‌شود تا تراکنش‌ها و معاملات قابل‌ردیابی، شفاف و برگشت‌ناپذیر باشند.

بیت کوین گُلد چیست؟

قرارداد هوشمند چگونه کار می‌کند؟

قرارداد هوشمند اولین بار در سال 1994 توسط نیک زابو ارائه شد. وی یکی از پیشگامان حوزه علوم کامپیوتری بود که در سال 1998 و ده سال قبل از اختراع بیت‌کوین موفق به اختراع “بیت‌گولد” شد. در واقع، این شایعه به وجود ‌آمد که زابو همان ساتوشی ناکاموتو واقعی است ولی خود زابو این مطلب را تاکنون رد کرده است. لازم به ذکر است که ساتوشی ناکاموتو مخترع بیت کوین است.

قرارداد هوشمند چیست؟

زابو قراردادهای هوشمند را به‌صورت پروتکل‌های تراکنش کامپیوتری که به اجرای مفاد و شرایط قرارداد می‌پردازد تعریف کرد. وی قصد داشت کاربری‌ها و عملکرد روش‌های معاملاتی الکترونیکی مانند POS (نقطه فروش) را به قلمرو دیجیتال گسترش دهد.

در این مقاله، زابو اجرای قرارداد برای دارایی‌های مصنوعی مانند اوراق مشتقه و اوراق قرضه پیشنهاداتی را ارائه داد. زابو نوشت: “این اوراق بهادار از طریق ترکیب اوراق بهادار (مانند اوراق قرضه) و مشتقات (معاملات آتی) به‌طرق مختلف تشکیل شده است. با تحلیل کامپیوتری این ساختارهای پیچیده، اکنون می‌توان ساختارهای پیچیدهٔ پرداخت را به قراردادهای استاندارد تبدیل و معاملات و تراکنش‌ها را با هزینه‌های کم انجام داد”. به‌عبارت ساده وی به خرید مشتقات با شرایط پیچیده اشاره داشت.

قراردادهای آتی چیست؟

در این مقاله بسیاری از پیش‌بینی‌های زابو در خصوص فناوری بلاک چین پیشین به واقعیت تبدیل شد. به‌عنوان مثال، مبادلات مشتقات که عمدتاً از طریق شبکه‌های کامپیوتری انجام می‌شود از ساختارهای پیچیده‌ای استفاده می‌کنند.

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟

بدون شک، مفهوم معامله با استفاده از سطوح حمایت و مقاومت (support and resistance levels) دو نمونه از مشهورترین موارد موجود در تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) محسوب می‌گردد.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد تحلیل تکنیکال ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

در بررسی الگوهای نموداری، معامله‌گران از سطوح مقاومتی و حمایتی برای اشاره به سطوحی از قیمت در نمودار که مانند مانعی در برابر حرکات قیمتی عمل می‌کنند، استفاده می‌کنند. این موانع، از هُل داده شدن قیمت به یک‌ جهت خاص، جلوگیری به عمل می‌آورد.

 

در ابتدای کار، توضیح ایدهٔ پشت این سطوح و نحوهٔ تشخیص آن‌ها ممکن است کاری آسان به‌نظر برسد، اما همان گونه که در ادامه خواهید دید، به این درک می‌رسید که تشخیص این سطوح آن‌قدر هم سهل و ساده نیست زیرا آن‌ها به اشکال متفاوتی در نمودار ظاهر می‌شوند.

نکات کلیدی:

  • تحلیل‌گران تکنیکال از سطوح حمایتی و مقاومتی، برای تشخیص نقاطی که در آن‌ها احتمال به وجود آمدن تأخیر در حرکت قیمت‌ها و یا معکوس شدن روند قیمتی وجود دارد، استفاده می‌کنند.
  • سطوح حمایتی زمانی ایجاد می‌شود که یک روند نزولی در طی حرکت خود به‌علت افزایش میزان تقاضا، متوقف شود.
  • سطوح مقاومتی زمانی ایجاد می‌شود که روند صعودی به‌علت افزایش در عرضه، با توقفی موقتی مواجه شود.
  • روانشناسی بازار، نقشی اساسی در شکل‌گیری سطوح حمایت و مقاومتی ایفا می‌کند. معامله‌گران و سرمایه‌گذاران گذشته بازار و واکنش قیمت نسبت به آن سطوح را به یاد داشته و از آن‌ها به‌منظور پیش‌بینی جهت حرکت قیمت در آینده استفاده می‌کنند.
  • با استفاده از خطوط روند (trendlines) و میانگین‌های متحرک (moving averages)، می‌توان سطوح حمایت و مقاومت را در نمودار تشخیص داد.

فیلم

توضیح مفهوم سطوح حمایت و مقاومت

حمایت، سطحی از قیمت است که انتظار می‌رود روند نزولی به علت افزایش میزان تقاضا و یا تمایل به خرید، در آن توقف کند.

پس از آنکه قیمت دارایی و یا اوراق بهادار با افت مواجه شد، تقاضا برای خرید آن‌ها افزایش پیدا می‌کند، که این مسئله باعث ایجاد یک خط حمایتی در نمودار می‌گردد. به‌همین منوال، سطوح مقاومتی نیز زمانی که میل به فروش در بازار افزایش پیدا می‌کند، تشکیل می‌شوند.

زمانی که یک محدودهٔ حمایتی و مقاومتی شناسایی شد، می‌توان از آن‌ها به‌عنوان نقاط احتمالی ورود به بازار و یا خروج از بازار استفاده کرد.

زمانی که قیمت به یک سطح حمایتی و یا مقاومتی می‌رسد یکی از این دو مورد را انجام می‌دهد. یا از آن نواحی برگشت کرده  و یا این سطوح قیمتی را شکسته و به حرکت خود در جهت قبلی ادامه می‌دهد تا زمانی که با یک سطح حمایتی و یا مقاومتی دیگر برخورد کند.
آیا تحلیل تکنیکال پیشگویی کامبخش است؟
برخی از معاملات، زمان‌بندی خود را با فرض عدم شکست این سطوح، انجام می‌دهند. چه حرکت قیمتی توسط سطوح حمایتی و مقاومتی متوقف شود و چه قیمت بتواند این سطوح را بشکند؛ معامله‌گران می‌توانند جهت حرکت آیندهٔ قیمت را پیش‌بینی کرده و براساس آن‌ها معامله کنند.

آن‌ها همچنین می‌توانند درستیِ پیش‌بینی خود را بررسی نمایند. اگر قیمت در جهتی مخالف با جهت پیش‌بینی‌شده حرکت کند، می‌توان از موقعیت معاملاتی با مقداری ضرر خارج شد. اما قیمت به حرکت خود در جهت پیش‌بینی‌شده ادامه دهد، حرکتی بسیار قابل‌توجه خواهد بود.

مبانی

بیشتر معامله‌گران با تجربه می‌توانند داستان‌هایی را با شما در خصوص جلوگیری از هُل داده شدن قیمت یک دارایی پایه در جهتی مشخص، به لطف سطوح حمایتی و مقاومتی با شما به اشتراک بگذارند. به‌عنوان مثال، فرض کنید جیم در یک موقعیت معاملاتی بین ماه‌های مارس تا نوامبر قرار داشته و انتظار داشت که قیمت سهام او، روندی صعودی را طی کند.

حال فرض کنید که سهام جیم، در این چند ماه با وجود اینکه چندین بار به قیمت 39 دلار نزدیک شده اما در عبور از آن ناکام بوده است. در این حالت، معامله‌گران محدودهٔ قیمتی نزدیک 39 دلار را تحت عنوان یک مقاومت شناسایی می‌کنند.

همان طور که می‌توانید در نمودار زیر ببینید، از سطوح مقاومتی تحت عنوان سقف قیمتی (ceiling) نیز نام‌برده می‌شود زیرا این سطوح قیمتی نشان از اتمام انرژی حرکت صعودی در بازار می‌دهند.

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟
یشتر معامله‌گران با تجربه می‌توانند داستان‌هایی را با شما در خصوص جلوگیری از هُل داده شدن قیمت یک دارایی پایه در جهتی مشخص، به لطف سطوح حمایتی و مقاومتی با شما به اشتراک بگذارند.

سطوح حمایتی روی دیگر سکه هستند. حمایت به سطوحی از قیمت اطلاق می‌شود که از هل داده شدن قیمت دارایی به سمت پایین جلوگیری می‌کنند.

همان طور که نمودار پایین نشان می‌دهد، توانایی پیدا کردن و تشخیص نواحی حمایتی می‌تواند مصادف با یافتن فرصت‌های مناسب خرید و ورود به بازار باشد. زیرا این محدوده به‌طور کلی، محدوده‌ای است که افراد حاضر در بازار به ارزش دارایی پی‌برده و شروع به خرید و هل دادن قیمت‌ها به سمت بالا می‌کنند.

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟
توانایی پیدا کردن و تشخیص نواحی حمایتی می‌تواند مصادف با یافتن فرصت‌های مناسب خرید و ورود به بازار باشد. زیرا این محدوده به‌طور کلی، محدوده‌ای است که افراد حاضر در بازار به ارزش دارایی پی‌برده و شروع به خرید و هل دادن قیمت‌ها به سمت بالا می‌کنند.

خطوط روند

مثال فوق نشان‌دهندهٔ سطوحی ثابت است که از حرکت قیمت به سمت بالا و یا پایین جلوگیری می‌کنند. این سد ثابت یکی از محبوب‌ترین انواع حمایت‌ها و مقاومت‌ها محسوب می‌گردد، اما باید بدانید که قیمت دارایی‌های مالی به‌طور کلی روندی صعودی و یا نزولی دارند، بنابراین تغییر این سطوح ثابت در طول زمان اجتناب‌ناپذیر می‌باشد. به‌همین دلیل است که مفاهیم روندها و خطوط روند در حین یادگیری سطوح حمایت و مقاومت از اهمیت زیادی برخوردارند.

زمانی که بازار در حال طی کردن روندی صعودی می‌باشد، سطوح مقاومتی با آهسته شدن رشد قیمت و برگشت قیمت به خط روند حاصل می‌شود.

خط روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

این سطح حاصل برداشت سود فعالان بازار و یا وجود عدم قطعیتی کوتاه‌مدت در یک محدودهٔ خاص می‌باشد. به دلیل همین حرکت قیمت (price action) حاصل شده قیمت سهم کمی درجا می‌زند و یا ممکن است قیمت افت جزئی را تجربه کند که باعث ایجاد نقاط قلهٔ قیمتی کوتاه‌مدتی می‌شود.

بسیاری از معامله‌گران، توجه زیادی به شکسته شدن یک خط روند بلندمدت (چه به‌عنوان حمایت و چه به‌عنوان مقاومت) می‌کنند. زیرا این خط چندین بار از افت قیمت و حرکت آن به سطوحی پایین‌تر از خود، جلوگیری کرده است.

به‌عنوان مثال، به نمودار زیر دقت کنید. این نمودار نشان‌دهندهٔ ارزش قیمت سهام شرکت (Newmont Mining Corp – NEM) می‌باشد. در اینجا شاهد یک خط روند هستیم که به مدت چند سال نقشی حمایتی در برابر حرکات قیمت داشته است. در این مثال، توجه کنید که خط روند مذکور چگونه قیمت سهام این شرکت را در طی این چند سال به سمت بالا هدایت کرده است.

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟
این نمودار نشان‌دهندهٔ ارزش قیمت سهام شرکت (Newmont Mining Corp – NEM) می‌باشد. در اینجا شاهد یک خط روند هستیم که به مدت چند سال نقشی حمایتی در برابر حرکات قیمت داشته است. در این مثال، توجه کنید که خط روند مذکور چگونه قیمت سهام این شرکت را در طی این چند سال به سمت بالا هدایت کرده است.

از سویی دیگر، زمانی که بازارها روندی نزولی دارند، یکسری از قله‌ها با ارتفاع کمتر شکل می‌گیرند و معامله‌گران نیز سعی خواهند کرد تا این قله‌ها را با استفاده از یک خط روند،‌ به یکدیگر متصل نمایند. زمانی که قیمت به این خط روند نزدیک می‌شود، بیشتر معامله‌گران در انتظار رویارویی با فشار فروش و ورود به یک موقعیت معاملاتی فروش (short position) خواهند بود. زیرا این ناحیه، محدوده‌ای است که در مدت اخیر قیمت را به سمت پایین هدایت کرده است.

هرچه قیمت، تعداد دفعات بیشتری را برای عبور از یک سطح حمایتی-مقاومتی تست کرده باشد، باعث بالاتر رفتن اعتبار و قدرت این سطح خواهد شد. می‌توان این سطوح را با استفاده از خطوط روند و یا روش‌های دیگر شناسایی کرد.

بسیاری از معامله‌گران تکنیکالی از سطوح حمایت و مقاومتی خودشان برای انتخاب استراتژی ورود – خروج‌شان استفاده می‌کنند، زیرا این حمایت‌ها و مقاومت‌ها نشان‌دهندهٔ سطوحی تأثیرگذار در جهت حرکتی قیمت می‌باشند.

بیشتر معامله‌گران به این سطوح اطمینان دارند، و به همین دلیل معمولاً حجم معاملات در این نواحی بالاتر از حد معمول می‌شود. این خود به‌عنوان مانعی در برابر هل داده شدن قیمت به سمت بالا و یا پایین می‌باشد.

نکتهٔ مهم:

برخلاف بازیگران اقتصادی منطقی‌ای که در مدل‌های مالی به نمایش گذاشته می‌شوند، معامله‌گران واقعی و سرمایه‌گذاران ‌همگی دارای احساسات می‌باشند، خطاهای شناختی (cognitive errors) انجام می‌دهند و به میانبرها و کشفیات خود اطمینان می‌کنند. اگر مردم رفتاری عقلانی و منطقی داشتند، سطوح حمایت و مقاومتی دیگر کاربردی نداشتند!

اعداد رند

ویژگی معمول دیگری که به‌عنوان یکی از شاخصه‌های سطوح حمایت و مقاومتی از آن یاد می‌شود، دشواری حرکت قیمت به سطح قیمتی‌ای فراتر از یک عدد رند می‌باشد. اعدادی مانند 50 دلار و یا 100 دلار به‌ازای هر سهم.

بیشتر معامله‌گران بی‌تجربه و تازه‌کار تمایل به خرید و یا فروش دارایی‌ها در اعداد رند دارند، زیرا آن‌ها باور دارند که قیمت دارایی‌ها در این حالت به‌صورتی منصفانه ارزش‌گذاری شده است. بیشتر اهداف قیمتی  و یا دستورات استاپ که توسط سرمایه‌گذاران خرد و یا بانک‌های سرمایه‌گذاری بزرگ در نظر گرفته می‌شوند، در سطوح رند و نه سطوحی مانند 50.06 دلار قرار داده می‌شوند.

اگر تمامی مشتریان یک بانک سرمایه‌گذاری، دستور فروش خود را در قیمتی پیشنهادی – مانند 55 دلار – قرار دهند، باید برای جمع کردن این عرضه‌های سنگین، خریدهای زیادی انجام شود و در نتیجه، یک سطح مقاومتی جدید شکل خواهد گرفت.

میانگین‌های متحرک

بیشتر معامله‌گران تکنیکال از قدرت اندیکاتورهای متنوع تکنیکالی، مانند میانگین‌های متحرک (Moving Averages – MA’s) برای کمک هر چه بیشتر در پیش‌بینی شتاب حرکتی قیمت در آینده نزدیک استفاده می‌کنند، اما این معامله‌گران هرگز به‌صورت کامل به توانایی این ابزار در یافتن سطوح حمایت و مقاومت پی نبرده‌اند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد میانگین متحرک می‌توانید از مطلب آموزشی «میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

همان طور که در نمودار زیر می‌بینید، میانگین متحرک خطی است که به‌صورت دائم تغییر کرده و حرکات قیمتی گذشته را در خود تعدیل می‌کند و به‌طور هم‌زمان این امکان را به معامله‌گر می‌دهد تا متوجه سطوح حمایتی و مقاومتی در نمودار بشود.

به نقش حمایتی ایفا شده توسط این میانگین متحرک در روند صعودی توجه کنید، میانگین متحرک همین نقش را نیز در طی روند نزولی اما به‌عنوان یک مقاومت برعهده خواهد داشت.

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟
میانگین متحرک خطی است که به‌صورت دائم تغییر کرده و حرکات قیمتی گذشته را در خود تعدیل می‌کند و به‌طور هم‌زمان این امکان را به معامله‌گر می‌دهد تا متوجه سطوح حمایتی و مقاومتی در نمودار بشود.

معامله‌گران می‌توانند از میانگین‌های متحرک به انواع گوناگونی مانند پیش‌بینی حرکت قیمت به سمت بالا، زمانی که یک تقاطع قیمتی مهم بین قیمت و یک میانگین متحرک کلیدی شکل می‌گیرد، و یا برای خروج از معاملات، زمانی که قیمت به سطح زیرین این میانگین‌های متحرک حرکت کرد، استفاده کنند.

بدون توجه به نحوهٔ استفاده از این میانگین‌های متحرک، باید بدانیم که این اندیکاتور به‌صورت اتوماتیک، سطوح حمایتی یا مقاومتی را نمایش می‌دهد. بیشتر معامله‌گران این اندیکاتور را با بازه‌های زمانی متنوع مورد آزمایش قرار می‌دهند تا بتوانند بهترین انتخاب را داشته باشند.

اندیکاتورهای دیگر

اندیکاتورهای بسیاری به‌منظور یافتن موانع در حرکات آینده قیمت ساخته شده‌اند. این اندیکاتورها در ابتدا پیچیده به نظر می‌رسند، و نیاز به تجربه و تمرین برای استفاده از آن‌ها به‌نحوی مؤثر وجود دارد.

بدون توجه به میزان پیچیدگی اندیکاتورها، نحوهٔ تفسیر آن‌ها از حمایت‌ها و مقاومت‌های موجود، باید با نتایجی که از متد‌های ساده‌تر به‌دست آمده‌اند هماهنگی داشته باشد.

1.62

از این عدد تحت عنوان «نسبت طلایی – Golden Ratio» در سلسله اعداد فیبوناچی نام برده می‌شود. همچنین می‌توان حضور این عدد در بسیاری از ساختارهای طبیعی و اجتماعی را نیز مشاهده کرد.

برای مثال، ابزار فیبوناچی برگشتی (Fibonacci Retracement) در بین معامله‌گران کوتاه‌مدت از محبوبیت زیادی برخوردار است زیرا به روشنی، سطوح احتمالی‌ای که در آن‌ها احتمال وجود مقاومت‌ها و حمایت‌ها می‌باشد را به نمایش می‌گذارد.

سطوح بازگشتی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

منطقی که در پس محاسبات سطوح حمایتی و مقاومتی این اندیکاتور وجود دارد، از بحث این مقاله خارج است، اما به نمودار 5 و سطوح مشخص شده (خطوط نقطه‌چین) که به‌عنوان حمایت و مقاومت عمل کرده‌اند، توجه کنید.

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟
عدد 1.62: از این عدد تحت عنوان «نسبت طلایی – Golden Ratio» در سلسله اعداد فیبوناچی نام برده می‌شود. همچنین می‌توان حضور این عدد در بسیاری از ساختارهای طبیعی و اجتماعی را نیز مشاهده کرد. برای مثال، ابزار فیبوناچی برگشتی (Fibonacci Retracement) در بین معامله‌گران کوتاه‌مدت از محبوبیت زیادی برخوردار است زیرا به روشنی، سطوح احتمالی‌ای که در آن‌ها احتمال وجود مقاومت‌ها و حمایت‌ها می‌باشد را به نمایش می‌گذارد.

اندازه‌گیری میزان اهمیت این نواحی

به یاد دارید که ما از واژهٔ کف (Floor) برای حمایت و سقف (Ceiling) برای مقاومت استفاده کرده بودیم. با همین دید، می‌توانیم سهم را مانند توپی پلاستیکی در نظر بگیریم که در خانه‌ای قرار داشته و دائماً به کف (حمایت) خورده و سپس به سمت سقف (مقاومت) حرکت می‌کند و دوباره از آن سطح، به سمت پایین حرکت می‌کند. این توپ که به حرکت خود، بین سقف و کف خانه ادامه می‌دهد؛ مانند ابزار معاملاتی‌ای است که بین نواحی حمایتی و مقاومتی، تثبیت می‌شود.

حال فرض کنید که توپ مذکور، در میانهٔ مسیرش ناگهان به یک توپ بولینگ تبدیل شود. این نیروی اضافه شده – اگر به سمت بالا باشد – باعث شکسته شدن سطح مقاومت می‌شود؛ و اگر به سمت پایین اعمال شود، باعث شکسته شدن کف (محدوده حمایتی) می‌شود. در هر دو حالت، این نیروی اضافه – اشتیاقی که از طرف خریداران یا فروشندگان در بازار وجود دارد – برای شکسته شدن این سطوح حمایتی یا مقاومتی مورد نیاز هستند.

در برخی اوقات، یک سطح حمایت قدیمی می‌تواند در حرکت دوباره قیمت به سمت بالا، نقش یک مقاومت را ایفا کرده و از حرکت قیمت به سمت بالا جلوگیری کند. همچنین یک سطح مقاومتی سابق می‌تواند از حرکت روبه‌پایین قیمت جلوگیری کرده و نقش یک سطح حمایتی را ایفا کند.

نمودارهای قیمتی به معامله‌گران و سرمایه‌گذاران این امکان را می‌دهند تا سطوح حمایت و مقاومت را به‌شکل بصری تشخیص دهند، آن‌ها نیز با توجه به مواردی که در ادامه گفته شده، به بررسی میزان اهمیت این سطوح می‌پردازند. آن‌ها به موارد زیر توجه می‌کنند:

تعداد دفعاتی که قیمت، این سطوح را لمس کرده است.

هر چه تعداد دفعاتی که قیمت، یک سطح حمایتی یا مقاومتی را لمس کرده است، بیشتر باشد؛ بر میزان اهمیت این سطوح افزوده خواهد شد. هر چه قیمت، به این سطوح واکنش بیشتری نشان دهد، معامله‌گران بیشتری از وجود آن‌ها آگاهی یافته و تصمیمات معاملاتی‌شان را براساس آن‌ها تنظیم خواهند نمود.

حرکات سابق قیمت

مقاومت‌ها و حمایت‌هایی که پس از یک حرکت قیمتی با شیب تند به وجود آمده‌اند، از قدرت بیشتری برخوردار هستند. برای مثال، یک روند سریع و قدرتمند صعودی در طی مسیر خود، با رقابت و اشتیاق بیشتری مواجه می‌شود و برای متوقف شدن به یک سطح مهم مقاومتی نیاز دارد، در حالی که یک حرکت صعودی آرام یک مقاومت نه‌چندان قوی نیز می‌تواند باعث توقف حرکت صعودی شود.

یک حرکت صعودی آرام توجه کمتری را به خود جلب می‌کند. این مثال خوبی از نحوهٔ تأثیر روان‌شناسی بازار بر اندیکاتورهای تکنیکالی است.

میزان حجم معاملات در سطوح قیمتی به‌خصوص

هرچه میزان خریدوفروش در یک سطح قیمتی خاص بیشتر باشد، آن محدودهٔ حمایتی یا مقاومتی محدوده‌ای قوی تلقی خواهد شد. این بدین دلیل است که معامله‌گران و سرمایه‌گذاران این سطوح قیمتی را به‌خاطر داشته و آن‌ها را مناطقی مستعد تغییرات می‌دانند.

زمانی که فعالیت زیادی با حجم بالا، حین افت قیمتی رخ می‌دهد، احتمال کلید خوردن فروش‌های زیادی به هنگام رسیدن دوباره قیمت به آن سطح وجود خواهد داشت. علت این است که بسیاری از مردم علاقه بیشتری به بستن معاملات در نقطهٔ سربه‌سر (breakeven point) دارند، تا اینکه از معامله خود با ضرر خارج شوند.

حجم معاملات در تحلیل تکنیکال چیست؟

زمان

مناطق حمایتی و مقاومتی زمانی از اهمیت بیشتری برخوردار می‌شوند که در طول زمان به‌طور مداوم توسط قیمت آزمایش شده باشند.

جمع‌بندی

سطوح حمایتی و مقاومتی یکی از اصلی‌ترین مفاهیم مورد استفاده توسط تحلیل‌گران تکنیکال می‌باشند و به‌عنوان پایه و اساس دستهٔ وسیعی از ابزارهای تحلیل تکنیکال محسوب می‌شوند.

پایه و اساس حمایت‌ها و مقاومت‌ها شامل یک سطح حمایتی یا «کف»، و یک سطح مقاومتی یا «سقف» می‌شود. قیمت‌ها سقوط کرده و سطح حمایتی را تست می‌کنند، سپس یا در آن سطح باقی‌مانده و قیمت دوباره به سمت بالا برمی‌گردد،‌ و یا این سطح قیمتی را شکسته و به حرکت نزولی خود ادامه می‌دهد.

چه افسانه هایی درباره تحلیل تکنیکال وجود دارد؟

مشخص کردن مناطق حمایتی آینده می‌تواند میزان سود کسب‌شده در استراتژی‌های سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت را افزایش دهد، زیرا تصویری دقیق از سطوح قیمتی‌ای که قیمت‌ها در یک اصلاح می‌توانند در مسیر حرکت قیمت سهم (در طی یک اصلاح) را نشان می‌دهند.

به‌طور عکس، پیش‌بینی سطوح مقاومتی نیز می‌تواند دارای مزیت‌هایی باشد، زیرا این سطوح قیمتی می‌توانند به‌عنوان مانعی در مسیر حرکت صعودی قیمت عمل کنند و منطقه‌ای را مشخص کنند که در آن سرمایه‌گذاران تمایل زیادی به فروش دارایی و خروج از بازار دارند.

همان‌طور که بالاتر اشاره شد، متدهای متفاوت زیادی به این تشخیص سطوح حمایتی-مقاومتی وجود دارد، اما بدون توجه به روش مورد استفاده، نحوهٔ تفسیر اطلاعات به‌دست آمده یکسان می‌باشد. این سطوح از حرکت قیمت دارایی پایه در جهتی خاص جلوگیری به عمل می‌آورند.

نکتهٔ مهم:

باوجود اینکه مشخص کردن سطوح حمایت و مقاومت در نمودار، کاری نسبتاً آسان است، برخی از سرمایه‌گذاران به‌کل این سطوح را نادیده می‌گیرند زیرا آن‌ها براساس اطلاعات قیمتی گذشته بازار شکل گرفته‌اند، و به‌نظر این دسته از سرمایه‌گذاران سطوح مذکور هیچ‌گونه اطلاعات واقعی‌ای را در خصوص احتمالات حرکات قیمت در آینده به ما گزارش نمی‌کنند.