اندیکاتور وسعت بازار در تحلیل تکنیکال چیست؟

اندیکاتورهای وسعت بازار (Breadth Indicators) فرمول‌های ریاضی‌ای هستند که تعداد سهام‌های روبه‌بالا و روبه‌پایین و یا حجم آنها را محاسبه می‌کنند تا مشارکت در تغییرات قیمت شاخص سهام را محاسبه کنند. با ارزیابی اینکه چه تعداد سهام در حال افزایش یا کاهش قیمت هستند و اینکه چه میزان از این سهام‌ها معامله می‌شوند، اندیکاتورهای وسعت بازار به تأیید روند شاخص قیمت سهام کمک می‌کنند یا می‌توانند نسبت به بازگشت قریب‌الوقوع قیمت هشدار دهند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد تحلیل تکنیکال ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

نکته‌های مهم:

  • اندیکاتورهای وسعت بازار معمولاً به‌خودیِ خود سیگنال‌های معاملاتی ارائه نمی‌دهند، بلکه تصویر کلی از بهبود بر روی شاخص را ارائه می‌دهند.
  • معمولاً، وقتی اندیکاتور وسعت بازار و شاخص بورس در حال رشد هستند، نشان‌دهندهٔ این است که مشارکت جدی‌ای در افزایش قیمت وجود دارد. این بدان معنی است که احتمالاً افزایش قیمت ادامه خواهد داشت.
  • همین مفهوم در مورد اندیکاتور وسعت بازار در حال سقوط و شاخص سهام در حال افت اعمال می‌شود.
  • هنگامی که اندیکاتور وسعت بازار و شاخص سهام واگرایی نشان دهند، ممکن است اخطار بازگشت داده شود. سهم‌های کمتری در جهت رشد شاخص سهام حرکت می‌کنند. این بدان معناست که شاخص بورس می‌تواند در حال تغییر جهت باشد.

محاسبهٔ اندیکاتورهای وسعت بازار

تعدادی اندیکاتورهای وسعت بازار وجود دارد که هر کدام فرمول و روش محاسبه خود را دارند. برخی از اندیکاتورهای وسعت بازار تجمعی هستند و ارزش روزانه به مقدار قبلی اضافه می‌شود یا از آن کم می‌شود. برخی دیگر غیرتجمعی هستند و روزانه یا دوره‌ای امتیاز دادهٔ خود را ارائه می‌دهند.

اندیکاتور وسعت بازار در تحلیل تکنیکال چیست؟

یکی از ساده‌ترین اندیکاتورهای وسعت بازار، Advance/Decline Line (خط پیشرفت-پسرفت) است. این اندیکاتور یک اندیکاتور تجمعی است که در آن پیشرفت‌های خالص (تعداد سهام در حال پیشرفت – تعداد سهام رو به کاهش) از یا به مقدار قبلی کم یا اضافه می‌شود.

اندیکاتور وسعت بازار به شما چه می‌گوید؟

اندیکاتورهای وسعت بازار، معامله‌گران و سرمایه‌گذاران را با نمای کلی از بازار مجهز می‌کند. “بازار سهام” معمولاً با استفاده از شاخص‌های بورس بررسی می‌شود.

به‌عنوان مثال، خط پیشرفت -پسرفت (خط AD) شاخص S&P 500 یک راهنمای تجمعی برای این است که آیا سهام‌های بالاتر در حال افزایش یا کاهش در طول زمان هستند. این محاسبه تمایل کلی سرمایه‌گذار را در کلیه سهام‌های موجود در این شاخص نشان می‌دهد.

اندیکاتورهای وسعت بازار در درجه اول برای دو هدف استفاده می‌شوند:

  • تمایل بازار (رویکرد به بازار) – اندیکاتورهای وسعت بازار می‌توانند به تعیین اینکه احتمالاً بازار بالا می‌رود (رشد می‌کند) یا سقوط می‌کند، کمک کنند.
  • قدرت روند – اندیکاتورهای وسعت بازار می‌توانند به‌تعیین قدرت یک روند صعودی یا نزولی کمک کنند.

اندیکاتورهایِ وسعتِ بازارِ مختلفی وجود دارد که معامله‌گران و سرمایه‌گذاران می‌توانند در تحلیل خود از آنها استفاده کنند.

برخی از اندیکاتورهای وسعت بازار مشهور دیگر، جدا از خط پیشرفت -پسرفت (خط AD) شامل موارد زیر می‌باشند:

  • اندیکاتور حجم تعادلی (On Balance Volume) که با توجه به اینکه آیا سهام یا شاخص، بالاتر یا پایین‌تر از قیمتِ بسته شدن قبلی بسته شده است، مقدار حجم را به مقدار قبلی اندیکاتور اضافه یا از آن کم می‌کند.
  • شاخص McClellan Summation
  • شاخص (Arms Index (TRIN که نسبت سهم‌های افزایشی به کاهشی را در بازار نشان می‌دهد و از تقسیم سهم‌های افزایشی یه کاهشی در بازار به‌دست می‌آید.
  • نوسانگر چایکین (Chaikin Oscillator) که براساس تغییر حجم و قیمت نوسان می‌کند.
  • Up/Down Volume Ratio (نرخ حجم بالا/پایین) که برابر است با نسبت حجم سهم‌های افزایشی به حجم سهم‌های کاهشی.
  •  Up/Down Volume Spread (نرخ گسترش بالا/پایین) که برابر با حجم بالای معاملات منهای حجم پایین است.

اندیکاتور A/D در تحلیل تکنیکال چیست؟

اندیکاتورهای وسعت بازار دیگری نیز وجود دارند.

معامله‌گران و سرمایه‌گذاران ممکن است از اندیکاتورهای وسعت بازار مختلف برای اهداف مختلف استفاده کنند. به‌عنوان مثال، اندیکاتور حجم تعادلی (On Balance Volume) در بررسی فشار خرید و فروش، حجم را هم مدنظر قرار می‌دهد و فقط نشان‌دهندهٔ قیمت نمی‌باشد، در حالی که شاخص McClellan Summation شامل یک فرمول پیچیده‌‌تر است که باعث تولید سیگنال‌های خریدوفروش واقعی می‌شود.

برخی از اندیکاتورهای وسعت بازار، از جمله نوسان‌گر چایکین (Chaikin Oscillator) و اندیکاتور حجم تعادلی (On balance volume) می‌توانند برای تک سهم‌ها یا حتی دارایی‌های دیگر اعمال شوند. سایر اندیکاتورهای وسعت بازار (از جمله خطAD  یا (Arms Index  فقط براساس شاخص‌ها محاسبه می‌شوند.

معامله‌گران از اندیکاتورهای وسعت بازار در رابطه با دیگر روش‌های تحلیل تکنیکال مانند الگوهای نمودار و شاخص‌های تکنیکال استفاده می‌کنند تا شانس موفقیت را به حداکثر برسانند. به‌عنوان مثال، اگر خط AD کاهشی شود در حالی که S&P 500 همچنان در حال افزایش باشد، معامله‌گران شاخص S&P 500 را زیرنظر می‌گیرند تا روند صعودی آن متوقف شود و خط روند خود را بشکند. این امر، تأییدیهٔ خوبی برای شروع کاهشی شدن روند قیمت می‌باشد. بنابراین معامله‌گر می‌تواند از موقعیت خرید  (longs) خارج شود و یا موقعیت‌های فروش (Short) را آغاز کند.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

مثال از اندیکاتورهای وسعت بازار

نمودار زیر دو اندیکاتورهای وسعت بازار، حجم تعادلی (on balance volume) و شاخص تحمیلی بازار (Force Index)  را در نمودار SPDR S&P 500 ETF (SPY) نشان می‌دهد.

مثال از اندیکاتورهای وسعت بازار

شاخص تحمیلی (Force Index) (در پایین نمودار) در اوایل فوریه در طی افت بازار، روند نزولی سریعی را نشان می‌دهد و صعود نسبتاً ضعیفی در سرتاسر دوره دارد. On Balance Volume حجم صعودی در طی دورهٔ بهبودی فوریه و مارس و حجم متوسط در ماه‌های بعد را نشان می‌دهد. این اندیکاتورها نشان می‌دهند که بازار بین ماه آوریل و ژوئن نسبتاً خنثی است.

تفاوت بین اندیکاتورهای وسعت بازار و سایر اندیکاتورهای تکنیکال

اندیکاتورهایِ وسعتِ بازار، زیرمجموعه‌ای از حوزهٔ بزرگ‌ترِ اندیکاتورهای تکنیکال هستند. در حالی که اندیکاتورهای وسعت بازار تلاش می‌کنند میزان مشارکت و استحکام را در حرکات سهام یا شاخص نشان دهند، اندیکاتورهای تکنیکال اهداف وسیع‌تری دارند. اندیکاتورهای تکنیکال می‌توانند برای تحلیل حجم یا قیمت، تولید سیگنال‌های معاملاتی یا تعریف کردن محدودهٔ حمایت و مقاومت – support and resistance – استفاده شوند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سطوح حمایت و مقاومت می‌توانید از مطلب آموزشی «سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

محدودیت استفاده از اندیکاتورهای وسعت بازار

اندیکاتورهای وسعت بازار همیشه هشدار بازگشت نمی‌دهند. همچنین آنها همیشه حرکت قیمتی را تأیید نمی‌کنند، حتی اگر قیمت در همان جهت حرکت کند.

بیشتر اندیکاتورهای وسعت بازار مستعد ابتلا به برخی ناهنجاری‌های موقعیتی هستند. در حالی که معامله‌گران معمولاً با افزایش قیمت به دنبال افزایش حجم معاملات هستند، اما این اتفاق همیشه نمی‌افتد. روندهای بازار ممکن است مدت زیادی در حجم کاهشی یا حتی مشارکت کاهشی باقی بمانند، که منجر به واگرایی اندیکاتورهای وسعت بازار خواهد شد اما لزوماً منجر به بازگشت قیمت نمی‌شود.

برخی از اندیکاتورهای وسعت بازار نیز ممکن است به‌خاطر روش محاسبهٔ آنها، خوانش‌های عجیب ایجاد کنند. برای مثال، اندیکاتور حجم تعادلی – On Balance Volume، ممکن است در روزی با حجم (معاملاتی) بالا، پرش یا سقوط چشم‌گیری داشته باشد، اما قیمت فقط با اندک اختلافی از قیمت باز شدن بازار بسته شود. در این حالت قیمت به‌سختی جابه‌جا می‌شود، اما اندیکاتور حرکت بزرگی را نشان می‌دهد.

بیت کوین کش چیست؟

بیت کوین کش یک رمز ارز است که در آگوست 2017 با یک فورک از بیت کوین ایجاد شد. بیت کوین کش سایز بلوک‌ها را افزایش داد، که در نتیجهٔ آن تعداد بیشتری از تراکنش‌ها در هر یک از آنها انجام می‌شود.

این رمز ارز در نوامبر سال 2018 شاهد یک فورک دیگر بود و تبدیل به دو ارز Bitcoin Cash ABC و Bitcoin Cash SV (ساتوشی ویژن) شد. نام بیت کوین کش به این علت بر روی این ارز نهاده شده است که این رمز ارز از همان پردازش‌گر بیت کوین استفاده می‌کند.

درک کردن بیت کوین کش

بین بیت کوین و بیت کوین کش تفاوتی فلسفی وجود دارد.

خالق بیت کوین، ساتوشی ناکاموتو قصد داشت تا با ارائهٔ بیت کوین، یک رمز ارز Peer-to-Peer (پایاپای) را برای استفاده‌های روزمره ایجاد کند. اما در طی گذر سال‌ها، سرمایه‌گذاران زیادی وارد بازار بیت کوین شدند و باعث بالا رفتن شدید قیمت آن شدند.

برای درک کامل تفاوت بیت کوین و بیت کوین کش مقاله «تفاوت بیت کوین و بیت کوین کش چیست؟» را مطالعه نمایید.

بیت کوین نیز در این مدت بیشتر تبدیل به یک وسیله برای سرمایه‌گذاری شده تا اینکه نقش اصلی‌اش به‌عنوان یک رمز ارز برای استفاده‌های روزمره را ایفا کند. مشکلاتی اساسی در بلاک چین بیت کوین به وجود آمد زیرا که قادر نبود تا حجم روزافزون و فوق‌العاده بالای تراکنش‌های انجام‌شده را مدیریت کند.

هر چه تعداد تراکنش‌ها بیشتر می‌شود، زمان بیشتری برای تأیید کردن آن تراکنش مورد نیاز است، پس زمان تراکنش و میزان کارمزد هر تراکنش در بلاک چین بیت کوین روبه‌فزونی گذاشت.

بیشتر این مشکلات به دلیل محدودیت سایز 1 مگابایتی حجم هر یک از بلوک‌ها رخ دادند. در این حالت تراکنش‌ها در صف به ترتیب منتظر می‌ماندند تا پردازش دیگر تراکنش‌ها انجام شده و سپس نوبت به پردازش تراکنش مدنظر رسیده و مورد تأیید واقع شوند. به علت محدودیت حجمی ایجاد شده در ابتدای عرضه بیت کوین، بلوک‌ها توانایی رسیدگی به آن حجم عظیم معاملات را نداشتند.

طرح بیت کوین کش توضیحات کامل و جامع

طرح بیت کوین کش، اصلاح این شرایط با افزایش دادن سایز هر یک از بلوک‌ها به رقمی مابین 8 تا 32 مگابایت بود. در این حالت دیگر شاهد انباشت معاملات و تراکنش‌ها در بلوک‌ها نخواهیم بود و دیگر صف انتظاری برای پروسهٔ تأیید تراکنش‌ها تشکیل نخواهد شد.

تعداد متوسط معاملات در هر بلوک در بیت کوین عددی مابین 1000 و 1500 است. تعداد تراکنش‌های رسیدگی شده توسط بلاک چین بیت کوین کش به‌ازای هر بلوک در دوران شلوغی شبکه در تاریخ سپتامبر 2018، تعداد 25000 تراکنش به‌ازای هر بلوک بوده است.

بیت کوین چیست؟

افرادی مانند راجر وِر – که از بزرگترین طرفداران بیت کوین است – در جواب دلیل افزایش حجم بلوک‌ها، آن را به چشم‌انداز اصلی ناکاموتو برای بیت کوین که استفاده از آن به‌عنوان یک سرویس پرداخت بود مربوط می‌کند. آنها می‌گویند افزایش حجم بلوک‌ها باعث می‌شود تا بیت کوین تبدیل به وسیله‌ای برای استفاده در تراکنش‌های روزمره گردد و از این طریق با شرکت‌های بین‌المللی کارت‌های اعتباری به رقابت بپردازد. شرکت‌هایی مانند ویزا که برای انجام تراکنش‌های مالی به خارج از کشور کارمزد سنگینی را دریافت می‌کنند.

بیت کوین کش از جهتی دیگر نیز با بیت کوین متفاوت است. بیت کوین کش از SegWit استفاده نمی‌کند. (Segregated Witness با معنی لُغَویِ “شاهد مجزا”، به پروسه‌ای گفته می‌شود که در آن سایز بلوک‌های یک بلاک چین از طریق پاک کردن امضای داده‌های تراکنش‌های بیت کوینی انجام شده افزایش می‌یابد.) و این راه‌حل دیگری برای جا دادن تراکنش‌های بیشتر در هر یک از بلوک‌ها پیشنهاد شده است. SegWit تنها اطلاعات و ابرداده‌های مرتبط با یک تراکنش را در ر بلوک ثبت می‌کند. معمولأ همهٔ جزئیات مربوط به یک تراکنش در یک بلوک ذخیره می‌گردند.

بیت کوین کش و بیت کوین جدای از مسائل ایدئولوژیکی و سایز بلوک‌ها، در بسیاری از موارد به یکدیگر شبیه‌اند. هر دوی آنها از از مکانیسم اجماعی اثبات کار (Proof of Work – PoW: اثبات کار به سیستمی اطلاق می‌گردد که نیازمند تلاش زیادی ندارد و به جهت بازداشتن کاربران از استفاده‌های بیهوده و مخرب از قدرت پردازشی کامپیوترها طراحی شده است. از این قبیل استفاده‌ها می‌توان به ارسال ایمیل‌های اسپم و یا ارسال تکذیبیه‌های جعلی در مورد حملات صورت گرفته به شبکه اشاره کرد. این ایده برای اولین بار توسط هال فینِی در سال 2004 ابداع شد و اولین رمز ارز استفاده‌کننده از آن نیز بیت کوین بود. شایان ذکر است که اولین دریافت‌کنندهٔ بیت کوین در اولین تراکنش صورت گرفته، خود شخص هال فینِی بوده است.) جهت استخراج کوین‌های جدید بهره می‌برند.

هر دوی آنها نیز از سرویس‌های Bitmain، بزرگ‌ترین استخراج‌کنندهٔ رمز ارز در دنیا استفاده می‌کنند. تعداد کل بیت کوین‌ها در عدد 21 میلیون ثابت است، در مورد بیت کوین کش نیز همین مورد صدق می‌کند. بیت کوین کش نیز از همان سطح سختی الگوریتم‌های استخراج بیت کوین بهره برد. از سیستمی به نام “تنظیم‌کنندهٔ سختی اضطراری – (Emergency Difficulty Adjustment (EDA ” نیز استفاده می‌شود که بر سختی محاسبات انجام‌شده به‌ازای هر 2016 بلوک (یا به‌صورت تقریبی هر دو هفته) می‌افزاید.

قیمت بیت کوین کش

ماینرها از این شباهت بین دو رمز ارز استفاده کرده و فعالیت‌های استخراجی‌شان را به‌صورت متناوب بین بیت کوین و بیت کوین کش انجام می‌دهند. این موضوع برای ماینرها سودمند بود، اما در عین حال افزایش عرضهٔ بیت کوین کش در بازارها به‌ضرر این رمز ارز انجامید. از این رو، بیت کوین کش در الگوریتم EDA خود تجدیدنظر نموده و آن را برای استخراج و تولید این رمز ارز ساده‌تر کرد.

تاریخچهٔ بیت کوین کش

بیت کوین کَش چیست؟

در سال 2010، حجم متوسط هر یک از بلوک‌های بلاک چین بیت کوین کمتر از 100 کیلوبایت بوده و به‌ازای هر تراکنش نیز کارمزدی در حد چند سِنت دریافت می‌شد. که این موارد، بلاک چین را در برابر حملات آسیب‌پذیر نمود، بلاک چین متشکل از تراکنش‌های ارزانی بود که می‌توانستند سیستم را به‌کلی فلج کنند.

برای پیش‌گیری از رخ دادن چنین شرایطی، سایز هر بلوک در بلاک چین بیت کوین به 1 مگابایت محدود شد. هر بلوک در هر 10 دقیقه تولید می‌شد، که این مورد باعث ایجاد فضا و زمان کافی به‌منظور انجام تراکنش‌های موفق می‌شد. محدودیت حجمی و زمانی مورد نیاز در ساخت هر بلوک یک لایهٔ حفاظتی دیگر را برای بلاک چین بیت کوین به ارمغان آورد.

این موارد امنیتی بعدها به‌عنوان مانع شناخته شدند. به‌خصوص در زمانی که جریانی از مصرف‌کنندگان پس از آگاهی از بیت کوین و پتانسیل پیشرفت آن وارد این شبکه شدند.

میانگین سایز هر بلوک در ژانویهٔ 2015 به 600 کیلوبایت افزایش یافت. به مرور و با افزایش تعداد تراکنش‌های بیت کوین، یک سری از تراکنش‌های تأییدنشده به‌وجود آمدند. میانگین زمانی رسیدگی و تأیید تراکنش‌ها نیز افزایش یافتند. متقابلاً نیز، کارمزد دریافتی به‌ازای هر تراکنش افزایش یافت. این موضوع باعث کاهش مباحث پیرامون بیت کوین به‌عنوان یک رقیب برای پروسه‌های گران‌قیمت شرکت‌های اعتباری شد. (کارمزد تراکنش‌های انجام‌شده در بلاک چین بیت کوین توسط کاربران مشخص می‌شود. ماینرها معمولاً تراکنش‌هایی که کارمزد بالاتری را پیشنهاد می‌دهند را در الویت قرار داده تا از این طریق بیشترین سود ممکن نصیب‌‌شان شود.)

راه‌حل برای توسعه‌دهندگان

دو راه‌حل برای توسعه‌دهندگان جهت حل این مشکل پیشنهاد شد. افزایش سایز هر بلوک و یا جلوگیری از ورود بخشی از اطلاعات هر تراکنش به داخل بلوک‌ها تا مانع تجمیع اطلاعات خیلی زیاد در هر بلوک شوند.

تیم هستهٔ بین کوین، که وظیفهٔ توسعه و نگهداری از الگوریتم‌های بیت کوین را برعهده دارد، پیشنهاد افزایش حجم هر بلوک را رد کردند. در همین حین، یک کوین جدید به نام بیت کوین آنلیمیتد (Bitcoin Unlimited – به معنای “بیت کوین نامحدود”) عرضه شد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بیت کوین آنلیمیتد مقاله «بیت‌ کوین ­آنلیمیتد چیست؟» را مطالعه نمایید.

این کوین جدید هک شد و نتوانست اقبال عمومی را به خود جلب کند. این هک شدن باعث ایجاد شک‌وتردیدهایی در مورد میزان کاربردی بودن یک رمز ارز برای انجام تراکنش‌های روزمره ایجاد نمود.

پیشنهاداتی که باعث واکنش شدید کاربران بیت کوین شد؟

پیشنهاد اول همچنین باعث ایجاد واکنش‌هایی تند و متنوع در جامعهٔ کاربران بیت کوین شد. غول ماینینگ ینی شرکت Bitmain در مورد حمایت از پیاده‌سازی SegWit در بلوک‌ها مردد بود زیرا که این موضوع در فروش دستگاه ماینر آنها به نام AsicBoost miner تأثیر می‌گذاشت.

این ماشین در درون خود یک تکنولوژی استخراج ثبت شده داشت که به ماینرها راه‌های میانبری برای تولید هَش از استخراج رمز ارز با مصرف انرژی کمتر ارائه می‌داد. (هَش نوعی رمزگذاری یک طرفه است که با داشتن رمز آن نمی‌توانید به اصل موضوع – یا همان پردازش ایجاد شده – برسید. هَش ریت “Hash Rate” نیز واحدی برای سنجش عملکرد دستگاه‌های ماینینگ به‌شمار می‌رود. هر چه پیچیدگی در یک شبکه بالاتر برود، سختی بیشتری نیز در استخراج از آن وجود دارد و به دستگاهی با هش ریت بیشتر نیاز خواهیم داشت.)  SegWit استخراج بیت کوین را به دلیل ایجاد دسته‌بندی‌های جدید در ترتیب تراکنش‌ها گران‌تر می‌کند.

هَش چیست؟

در میان این جنگ لفظی و ادعای مالکیت فکری ابداعات جدید بین ماینرها و سایر ذینفعان، بیت کوین کش در ماه جولای سال 2017 عرضه شد. هر یک از دارندگان بیت کوین (که به بیت کوین کش نقل مکان کردند) به اندازه‌ای معادل دارایی بیت کوینی‌شان، بیت کوین کش دریافت نمودند. این موضوع خود باعث رشد سریع تعداد کوین‌های موجود در این شبکه شد.

بیت کوین کش برای اولین بار در حالی که با قیمت چشم‌گیر 900 دلار معامله می‌شد وارد بازار شد. صرافی‌های مرجع رمز ارزها مانند Coinbase و Itbit، بیت کوین کش را تحریم نموده و آن را از لیست مبادلات خود حذف نمودند.

برای آشنایی بیشتر با صرافی کوین بیس مقاله «کوین ‌بیس چیست و چگونه می بایست از آن استفاده کرد؟» را مطالعه نمایید.

اما بیت کوین کش حمایتی حیاتی از جانب Bitmain، بزرگترین پلتفورم استخراج‌کنندهٔ رمز ارزها در دنیا دریافت نمود. این خود باعث تضمینِ عرضهٔ این کوین‌ها برای معامله شدن در صرافی‌های رمز ارزها بود. در زمان اوج جنون قیمت رمز ارزها، قیمت بیت کوین کش تا 4091 دلار در ماه دسامبر سال 2017 بالا رفت.

با دلایلی متناقص، بیت کوین کش خود حدود یک سال بعد از فورک شدنش از بیت کوین، وارد یک پروسه فورکینگ جدید شد. در نوامبر 2018، بیت کوین کش به دو ارز دیجیتال جدید با نام‌های Bitcoin Cash ABC و Bitcoin Cash SV (Satoushi Vision) تبدیل شد. این بار، عدم توافق در مورد پیشنهاد آپدیت پروتکل‌هایی که در آن، استفاده از قراردادهای هوشمند به‌سوی بلاک چین بیت کوین قرار داشت و افزایش حجم متوسط هر بلوک بود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نحوه هاردفورک شدن بیت کوین کش مقاله «هارد فورک بیت کوین کش چیست؟» را مطالعه نمایید.

Bitcoin Cash ABC از سیستم پردازش بیت کوین کش اصلی استفاده می‌کند هرچند که تفاوت‌هایی در بلاک چین خود گنجانیده است. تفاوت‌هایی نظیر مسیر ترتیب‌گذاری معاملات متعارف (Canonical Transaction ordering Route – CTOR) که باعث تجدید در ترتیب‌بندی معاملات در هر بلوک می‌شود.

بیت کوین کش SV توسط کریگ رایت رهبری می‌شود. او کسی است که ادعا می‌کند ساتوشی ناکاموتو است. او استفاده از قراردادهای هوشمند را که به‌منظور تراکنش‌های پرداختی ساخته شده بودند را رد کرد.

نمایشی که قبل از آخرین فورک ایجاد شد مشابه با اتفاقاتی بود که در حین فورک بیت کوین کش از بیت کوین در سال 2017 رخ داد. اما پایان این بار خوش بود زیرا منابع مالی بیشتری به داخل اکوسیستم این رمز ارز جریان یافت و طی این فورکینگ نیز تعداد کوین‌های موجود در شبکه افزایش یافت. از زمان معرفی شدن، هر دوی این رمز ارزها ارزش قابل‌توجهی را در معاملات ارزهای دیجیتال به‌دست آوردند.

نکات مهم در مورد بیت کوین کش چیست؟

  • بیت کوین کش یک انشعاب از بیت کوین است و در نتیجه هاردفورک انجام شده در آگوست 2017 به‌وجود آمده است. بیت کوین کش خود در نوامبر 2018 وارد یک پروسه فورکینگ دیگر شده و به دو رمز ارز Bitcoin Cash ABC و Bitcoin Cash  SATOUSHI VISION  تبدیل شد. هم‌اکنون به Bitcoin Cash ABC در مجامع گوناگون، نام بیت کوین کش نیز اطلاق می‌شود.
  • بیت کوین کش برنامه دارد تا سایز بلوک بیشتری نسبت به بیت کوین داشته باشد تا بتواند تعداد تراکنش‌های بیشتری را در یک بلوک جای دهد و همچنین این رمز ارز را به ابزاری مناسب برای تراکنش‌های روزانه تبدیل کند.
  • به غیر از تفاوت فلسفی این دو، بیت کوین کش و بیت کوین در موارد بسیاری به یکدیگر شبیه هستند. هر دوی آنها از مکانیسم توافق و رضایت عمومی استفاده می‌کنند و هر دویشان حداکثرتعداد سکه‌ها را در سقف 21 میلیون سکه قرار داده‌اند.

نگرانی‌هایی در مورد بیت کوین کش

بیت کوین کش چیست؟
مهم‌ترین مسئلهٔ مورد نگرانی، سایز هر بلوک است. میانگین سایز بلوک‌هایی که در بیت کوین کش استخراج می‌شود بسیار کوچک‌تر از حجم بلوک‌های استخراج شده در بلاک چین بیت کوین است. سایز کوچک‌تر بلوک‌های استخراج شده بدین معنی است که این رمز ارز هنوز تا برآورده کردن تِز خود یعنی “انجام معاملات بیشتر در بلوک‌های بزرگ‌تر” راه زیادی دارد و باید مسائل تکنیکی زیادی را در این زمینه تست کند.

بیت کوین کش قول‌های زیادی برای بهبود در مقایسه با رمز ارز پیشین خود (بیت کوین) داده است، اما هنوز راهی طولانی تا محقق کردن قول‌هایش پیش رو دارد.

مهم‌ترین مسئلهٔ مورد نگرانی، سایز هر بلوک است. میانگین سایز بلوک‌هایی که در بیت کوین کش استخراج می‌شود بسیار کوچک‌تر از حجم بلوک‌های استخراج شده در بلاک چین بیت کوین است. سایز کوچک‌تر بلوک‌های استخراج شده بدین معنی است که این رمز ارز هنوز تا برآورده کردن تِز خود یعنی “انجام معاملات بیشتر در بلوک‌های بزرگ‌تر” راه زیادی دارد و باید مسائل تکنیکی زیادی را در این زمینه تست کند.

کارمزد معاملات در بیت کوین افت چشم‌گیری نموده‌اند. این باعث شده است تا بیت کوین تبدیل به رقیبی جدی در مصارف روزانه برای بیت کوین کش شود.

قیمت بیت کوین

دیگر رمز ارزها مشتاق هستند تا به هدف جاه‌طلبانهٔ تبدیل شدن به ابزاری جهت انجام معاملات روزمره برسند. و این یک مشکل دیگر در مسیر جاه‌طلبانهٔ بیت کوین کش است. دیگر رمز ارزها مشغول به انجام پروژه‌هایی با همکاری سازمان‌ها و یا دولت‌ها هستند، چه در کشور مبدأ و چه در خارج از کشور.

برای مثال، لایت کوین (Litecoin) همکاری‌اش با هماهنگ‌کننده رویدادها و مؤسسات حرفه‌ای مانند دَش (Dash) را اعلام کرد. آنها ادعا می‌کنند که مناطقی با اقتصاد خراب مانند ونزوئلا، توانسته‌اند کاربران زیادی را جذب کنند.

در حالی که جدا شدن از بیت کوین برای بیت کوین کش یک موقعیت جذاب را ایجاد کرد، اما این ارز هنوز در خارج از دنیای رمز ارزها ناشناس باقی مانده است و هنوز نیاز به ایجاد آگهی و تبلیغات برای مقبولیت نزد مردم دارد. با توجه به سطوح معاملاتی در بلاک چین، بیت کوین هنوز بسیار از رقیب خود جلوتر است.

دومین فورک در بلاک چین بیت کوین کش موجب ایجاد مشکلاتی در مدیریت استخر (منظور مجموعه افراد است) توسعه‌دهندگان آن شد. گروهی از این افراد فکر می‌کردند که بیت کوین کش در حال دور شدن از چشم‌انداز اصلی خود است و آن را به مخاطره می‌اندازد زیرا که درها را برای ایجاد جدایی بیشتر در آینده باز گذاشته است.

قراردادهای هوشمند یک ویژگی ضروری برای رمز ارزها هستند. هرچند، باید منتظر بمانیم و ببینیم که آیا بیت کوین کش مسیرش را تغییر می‌دهد تا به‌عنوان یک پلتفورم برای گنجاندن قراردادهای هوشمند در معاملات باشد یا اینکه تنها در زمینهٔ سیستم‌های پرداختی فعالیت خواهد نمود.

بیت کوین کش همچنین پروتکل‌های تعریف‌شدهٔ واضحی در اداره کردن ندارد. در حالی که دیگر رمز ارزها مانند دَش (Dash) یا ویچِین (Vechain)، پروتکل‌های نوینی را ابداع و ترسیم نموده‌اند که به حق رأی اختصاص دارند، اما به‌نظر می‌رسد طراحی و توسعه بیت کوین کش متمرکز به گروه توسعه‌دهندهٔ آن می‌باشد. به همین دلیل، برای سرمایه‌گذارانی که منابع قابل‌توجهی از رمز ارزها را تحت مالکیت خود ندارند رمز ارز روشنی نیست. به‌خصوص اینکه وضعیت حق رأی‌ها هنوز روشن نشده است و سرمایه‌گذاران نمی‌توانند از جهت آیندهٔ این ارز با اطمینان سخن بگویند.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

اندیکاتور شاخص حرکت جهت دار (DMI) در تحلیل تکنیکال چیست؟

شاخص حرکت جهت دار (Directional Movement Index – DMI) اندیکاتوری توسعه‌یافته توسط جِي والدِر (J. Wilder) در سال 1978 می‌باشد که سمت‌وسوی حرکت قیمت یک دارایی را شناسایی می‌نماید. شاخص حرکت جهت دار این مهم را با مقایسهٔ قله‌ها و دره‌های سابق (Prior Highs and Lows) و رسم دو خط انجام می‌دهد. خط اول، به خط «حرکت جهت دار مثبت» (Positive Directional Movement) معروف است که آن را با نماد (DI +) نمایش می‌دهند. خط دیگر به خط «حرکت جهت دار منفی» (Negative Directional Movement) مشهور می‌باشد و با علامت (DI -) نشان داده می‌شود. یک خط سوم اختیاری  نیز تحت عنوان «حرکت جهت دار» (Directional Movement) موجود است که با اختصار (DX) به نمایش درمی‌آید. این خط تفاوت‌های میان دو خط DA + و DA – را به نمایش می‌گذارد. زمانی که خط DI + بالاتر از DI – قرار گرفته باشد، فشار روبه‌بالای (فشار خرید) بیشتری در قیمت نسبت به فشار روبه‌پایین (فشار فروش) وجود دارد.

الگوی هارامی صعودی در تحلیل تکنیکال
اندیکاتور شاخص حرکت جهت دار؛ منبع: Tradingview

اگر خط DI – بالاتر از خط DI + قرار گرفته باشد، شرایط بازار عکس حالت قبلی بوده و فشار روبه‌پایین (فشار فروش) در قیمت بیشتر از فشار روبه‌بالا (فشار خرید) خواهد بود. همچنین اندیکاتور شاخص حرکت جهت دار به معامله‌گران کمک می‌کند تا جهت حرکت روند قیمتی در بازار را تشخیص دهند. تقاطع‌های صورت گرفته بین خطوط این اندیکاتور – که در اصطلاحات معامله‌گری به این تقاطع‌ها Crossovers اطلاق می‌گردد – در برخی از مواقع به‌عنوان یک سیگنال معاملاتی برای خرید یا فروش استفاده می‌گردد.

نکات مهم:

  1. اندیکاتور شاخص حرکت جهت دار از دو خط و یک خط اختیاری تشکیل شده است. این خطوط نشان‌دهندهٔ فشار فروش بازار (DI -)، فشار خرید در بازار (DI +) و خط سوم نیز نشان‌دهندهٔ اختلاف بین دو خط مثبت و منفی فوق می‌باشد (DX).
  2. خط DI + که بالاتر از DI – قرار گرفته باشد، نشان‌دهندهٔ فشار روبه‌بالای (فشار خرید) بیشتر در قیمت نسبت به فشار رو به پایین (فشار فروش) می‌باشد.
  3. اگر خط DI – بالاتر از خط DI+ قرار گیرد، نشان‌دهندهٔ عکس حالت قبلی بوده و فشار رو به پایین (فشار فروش) در قیمت بیشتر از فشار روبه‌بالا (فشار خرید) خواهد بود.
  4. از تقاطع‌های خطوط مذکور (Crossovers) می‌توان برای به‌دست آوردن سیگنال روندهای در حال تشکیل (در حال ظهور) استفاده نمود. برای مثال، زمانی که خط DI + خط DI – را به سمت بالا قطع نماید (یا به اصطلاح کراس کند – Cross) ممکن است سیگنال شروع روند صعودی جدیدی را برای ما صادر نماید.
  5. هرچه فاصلهٔ بین دو خط DI + و DI – بیشتر باشد، حاکی از قدرتمندتر بودن روند قیمتی بازار خواهد بود. اگر خط DI + با فاصلهٔ زیادی بالاتر از خط DI – قرار گرفته باشد، روند قیمتی با قدرت به سمت بالا (Strong Uptrend) حرکت می‌نماید. اگر خط DI – با فاصلهٔ زیادی بالاتر از خط DI + قرار گرفته باشد، روند قیمتی موجود با قدرت به سمت پایین (Strong Downtrend) حرکت خواهد نمود.
  6. شاخص میانگین جهت دار  (Average Directional Movement Index – ADX) نیز اندیکاتور دیگری است که می‌تواند به اندیکاتور شاخص حرکت جهت دار اضافه شود. در کنار آن مورد استفاده قرار گیرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شاخص میانگین جهت دار می‌توانید از مطلب آموزشی «اندیکاتور شاخص میانگین جهت دار در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

فرمول‌های محاسبهٔ اندیکاتور شاخص حرکت جهت دار (DMI) شامل موارد زیر می‌باشند:

که در این معادلات:

حرکت جهت دار (DM +) = قله کنونی – قله سابق

PH = بالاترین سطح قیمتی قبلی

– DM = نقطه کف قبلی – نقطه کف کنونی

CDM = حرکت جهت دار کنونی

ATR = میانگین واقعی رنج (محدوده) حرکتی

نحوهٔ محاسبهٔ شاخص حرکت جهت دار (DMI)

  1. میزان DM +، DM -، و محدودهٔ واقعی (True range – TR) را برای هر دورهٔ زمانی محاسبه نمایید. معمولاً از دوره‌های زمانی (Periods) 14 روزه استفاده می‌شود.
  2. DM + برابرست با قلهٔ کنونی قیمت منهای قلهٔ پیشین قیمت
  3. DM – برابرست با کف قیمت کنونی منهای کف پیشین قیمت
  4. از DM + زمانی استفاده کنید که عدد حاصل شده از تفاضل قیمت قلهٔ کنونی و قلهٔ پیشین بیشتر از عدد حاصل شده از قیمت کف کنونی منهای کف پیشین قیمت می‌باشد. همچنین از DM – زمانی استفاده کنید که عدد حاصل از تفاضل قیمت کف کنونی و قیمت کف سابق بزرگتر از از عدد حاصل شده از تفاضل قیمت قلهٔ کنونی منهای قیمت قلهٔ پیشین باشد.
  5. محدودهٔ واقعی (True Range – TR) عددی بزرگ‌تر از قلهٔ کنونی، کف کنونی، بالاترین نقطهٔ بسته شدن (Current high – Previous Close) و یا پایین‌ترین نقطهٔ بسته شدن (Current low – Previous Close) می‌باشد.
  6. میانگین‌های 14 روزه DM +، DM – و TR را هموار (smooth) نمایید. در ادامهٔ فرمول محدودهٔ واقعی (TR) نیز آورده شده است. مقادیر DM + و DM – را نیز وارد آن‌ها کنید تا میانگین‌های هموار شدهٔ آن‌ها را نیز دست آورید.
  7. مقدار 14 روز اول محدودهٔ واقعی برابر است با جمع میزان محدوده‌های واقعی طی 14 روز اول.

First 14TR = Sum of first 14 TR readings.

  1. مقدار محدودهٔ واقعی طی 14 روز بعدی برابرست با فرمول زیر: (که در آن، مقدار 14 روز اول به‌دست آمده را از تقسیم مقدار 14 روز اولیه بر 14 کم کرده و سپس با مقدار کنونی محدودهٔ واقعی جمع می‌کنیم.)

Next 14TR value = First 14TR – (Prior 14TR/14) + Current TR

  1. سپس، مقدار هموار شدهٔ ارزش DM + به‌دست آمده را بر مقدار هموار شدهٔ محدودهٔ واقعی (Smoothed TR) تقسیم می‌کنیم تا مقداری DI + را به‌دست آوریم. سپس این عدد را در 100 ضرب می‌کنیم.
  2. عدد DM – هموار شده را بر مقدار TR تقسیم کرده تا مقدار عددی DI – را به‌دست آوریم. این عدد را نیز در 100 ضرب نمایید.
  3. شاخص انتخابی حرکت جهت دار (Optional Directional Movement Index – DX) برابر است با تفاضل DI + و DI -، تقسیم بر مجموع عددی DI + و DI – (البته همگی این اعداد باید به صورت قدر مطلقی – Absolute Value – نوشته شده باشند). عدد به‌دست آمده در این مرحله را نیز در 100 ضرب نمایید.

شاخص میانگین جهت دار (Average Directional Movement – ADX) به‌عنوان میانگینی هموار شده از شاخص DX شناخته می‌شود.

شاخص حرکت جهت دار (DMI) چه چیزهایی را به شما می‌گویند؟

استفادهٔ اصلی از اندیکاتور شاخص حرکت جهت دار، در یافتن جهت روند در بازار و ارائهٔ سیگنال‌های معاملاتی می‌باشد.

تقاطع‌ها (Crossovers) سیگنال‌های معاملاتی اصلی را صادر می‌نمایند. یک معاملهٔ خرید زمانی می‌تواند رخ دهد که خط DI + خط DI – را روبه‌بالا قطع کند. در این صورت می‌توان گفت که یک روند صعودی احتمالی در راه می‌باشد. سیگنال فروش نیز زمانی صادر می‌شود که خط  DI -، خط DI + را به سمت پایین قطع نماید. این می‌تواند نشان‌دهندهٔ یک روند نزولی محتمل و قریب‌الوقوع باشد.

با وجود این که این روش ممکن است در تولید سیگنال‌های مفید خوب عمل کند، اما این اندیکاتور سیگنال‌های بد و غلط نیز تولید می‌کند. زیرا که یک روند ممکن است به رشد خود ادامه ندهد و متوقف شود.

روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

از اندیکاتور شاخص حرکت جهت دار می‌توان به‌عنوان ابزاری جهت تأیید روند تشخیص داده شده و یا تأییدیهٔ معاملات استفاده نمود. اگر DI + با فاصلهٔ زیادی در بالای DI – قرار گرفته باشد، روند قدرت ادامه دادن مسیر روبه‌بالای خود را دارد و از این موضوع می‌توان به‌عنوان تأییدیه‌ای برای معاملات خرید کنونی و یا دریافت سیگنال ورود به موقعیت‌های معاملاتی خرید (Long) جدید استفاده کرد. اگر خط DI – با فاصلهٔ بالاتر از خط DI + قرار گرفته باشد؛ تأییدکنندهٔ روند قدرتمند نزولی در بازار خواهد بود که می‌توان از آن به‌عنوان تأییدیه‌ای برای ورود به پوزیشن فروش (شرت) استفاده کرد.

تفاوت بین شاخص حرکت جهت دار (DMI) و اندیکاتور آرون (Aaron Indicator) چیست؟

اندیکاتور شاخص حرکت جهت دار از دو خط اصلی و یک خط سوم اختیاری تشکیل شده است. اندیکاتور آرون نیز از دو خط تشکیل شده است. هر دو اندیکاتور نشان‌دهندهٔ حرکات مثبت و منفی در بازار می‌باشند، و به تشخیص جهت روند کمک می‌نمایند. اما فرمول محاسباتی این دو اندیکاتور با یکدیگر فرق دارند. بنابراین تقاطع‌های رخ داده در این دو اندیکاتور در یک زمان رخ نمی‌دهند و فاصلهٔ زمانی دارند.

محدودیت‌های استفاده از اندیکاتور حرکت جهت دار (DMI) چیست؟

شاخص حرکت جهت دار (DMI) بخشی از یک سیستم بزرگ‌تر تحت عنوان «شاخص میانگین جهت دار – Average Directional Movement Index – ADX) می‌باشد. تشخیص جهت روند این اندیکاتور در اندیکاتور ADX نیز گنجانده شده است. اعداد بالاتر از 20 در اندیکاتور شاخص میانگین جهت دار  (ADX) نشان‌دهندهٔ روند قدرتمند صعودی می‌باشند. چه از اندیکاتور ADX استفاده کنید و چه نکنید، نباید فراموش کنید که تمامی اندیکاتورها دارای خطا بوده و در مواقع خطا سیگنال‌های غلطی را تولید می‌نمایند

مقادیر DI + و DI – و تقاطع‌ها همگی بر پایهٔ قیمت‌ها و رخدادهای گذشتهٔ بازار می‌باشند و لزوماُ توانایی بازتاب احتمال رخدادهای آینده را ندارند. ممکن است یک تقاطع انجام شود، اما قیمت هیچ‌گونه واکنشی به آن نشان ندهد. اگر شخصی با این تقاطع وارد معامله شده بود، در بهترین حالت هیچ تغییری در سرمایهٔ خود نمی‌دید. ممکن است در بازه‌ای از زمان، خطوط چندین بار یکدیگر را قطع نمایند؛ که این تقاطع‌ها نیز به معنی سیگنال معاملاتی در بازار نخواهند بود. می‌توان با معامله کردن در روندهای بزرگ و طولانی مدت، و با بررسی بلندمدت چارت قیمتی در کنار استفاده از مقادیر ارائه شده در اندیکاتور ADX، روندهای خوب در بازار را تشخیص داده و از رخ دادن خطاهای مذکور تا حد زیادی پیشگیری کرد.

تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott) تئوری امواج الیوت را در دههٔ 30 میلادی توسعه داد. الیوت باور داشت که بازارهای سهام، که تصور می‌شد رفتاری بی‌نظم و آشفته دارند، در واقع دارای الگوهایِ تکراریِ منظمی ‌می‌باشند. در این مقاله، ما نگاهی به تاریخچهٔ موجود در پس تئوری امواج الیوت می‌اندازیم و خواهیم دید که چگونه از آن‌ برای معامله‌گری استفاده می‌شود.

امواج

الیوت پیشنهاد داد که روندهای شکل گرفته در قیمت‌های بازارهای مالی همگی از ذهنیت (روانشناسی) بازار نشأت می‌گیرند. او دریافت که تغییر در ذهنیت‌ بازار می‌تواند به‌صورت الگوهایی تحت عنوان موج‌ها (Waves) در بازارهای مالی دیده شوند.

تئوری الیوت به تئوری داو (Dow theory) شباهت دارد زیرا هر دوی آن‌ها حرکات قیمت سهام را به‌شکل حرکات موجی می‌بینند. از آنجایی که الیوت متوجه طبیعت تکرارپذیر بازارها شد، توانست آن‌ها را با دقتی بیشتر و با جزئیاتی بالاتر مورد بررسی قرار دهد. الگوهای تکرارپذیر (فرکتال‌ها – Fractals) ساختارهای ریاضی‌ هستند که حتی در مقیاس‌های کوچک‌تر نیز به‌عینه تکرار می‌شوند و تا بی‌نهایت این تکرارها ادامه می‌یابند. الیوت کشف کرد که قیمت‌های شاخص‌های سهام نیز به‌همین شکل ساختاردهی شده‌اند. بنابراین او شروع کرد تا این الگوهای تکرارشونده را بررسی کند و از آن‌ها به‌عنوان نشانگرهایی جهت پیش‌بینی حرکات آینده بازار استفاده کند.

پیش‌بینی بازار براساس الگوهای موجی

الیوت توانست با استفاده از ویژگی‌های قابل اتکایی که در الگوهای موجی یافته بود، پیش‌بینی‌هایی دقیق را در مورد بازار انجام دهد. یک موج انگیزشی (Impulse Wave) جهت حرکتی مشابه با جهت حرکتی روند بزرگتر (Larger Trend) دارد، و همواره به شکل یک الگوی پنج موجی (Five wave pattern) دیده می‌شود. یک موج اصلاحی (Corrective Wave) از سویی دیگر، حرکتی در خلاف جهت حرکت روند اصلی دارد. در مقیاس‌هایی کوچک‌تر، می‌توان در هر موج حرکتی، پنج موج کوچک‌تر تحت عنوان ریزموج را پیدا کرد.

روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

این الگوها خود را تا بی‌نهایت و تا کوچک‌ترین مقیاس‌ها نیز تکرار می‌کنند. الیوت این ساختار فرکتال را در بازارهای مالی و در دههٔ 30 میلادی کشف کرد، اما تنها در دهه‌های بعد بود که محققان توانستند فرکتال‌ها را بشناسند و آن‌ها را به‌شکلِ ریاضی نمایش دهند.

در یک بازار مالی، ما با این اصطلاح آشنا هستیم که «هر چه بالا می‌رود، باید پایین بیاید – what goes up, must come down» همچنان هنگامی که قیمت به سمت بالا حرکت می‌کند، همواره توسط یک حرکت در خلاف جهت خود به سمت پایین کشیده می‌شود. حرکات قیمتی (Price Action) به دو بخش روندها (Trends) و اصلاحات (Corrections) تقسیم‌بندی شده‌اند. روندها نشان‌دهندهٔ جهت اصلی حرکت قیمت‌ها می‌باشند، در حالی که اصلاحات، حرکتی در خلاف جهت روندها دارند.

اصلاح قیمت در تحلیل تکنیکال چیست؟

تفسیر تئوری امواج الیوت

امواج الیوت به‌شکل زیر تفسیر می‌شوند:

  • ما شاهد پنج موج در جهت حرکت روند اصلی می‌باشیم، که توسط یک الگوی سه‌موجیِ اصلاحی دنبال می‌شوند که مجموعاً 5-3 حرکت را دربرمی‌گیرند. این 5-3 حرکت بعدها خود تبدیل به زیرمجموعه حرکات بزرگتر امواج می‌شوند.
  • این الگوی 5-3 موجی همواره ثابت می‌ماند، حتی اگر بازهٔ زمانی هریک از موج‌ها با یکدیگر تفاوت داشته باشند.

حال بیایید نگاهی به نمودار زیر که از هشت موج تشکیل شده است، بیاندازیم، پنج موج رو به بالا و سه موج رو به پایین که به ترتیب با اعداد 1،2،3،4،5 برای موج‌های صعودی و حروف A – B – C برای موج‌های اصلاحی نام‌گذاری شدند.

تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟
تئوری امواج الیوت

در اینجا امواج 1، 2، 3، 4، 5 موج حرکتی را می‌سازند و امواج A – B – C امواج اصلاحی را تشکیل می‌دهند. الگوی پنج موجی حرکتی، موج شماره 1 را می‌سازند و سپس یک الگوی سه‌موجی اصلاحی، موج اصلاحی شماره 2 را تشکیل می‌دهند.

موج‌های اصلاحی معمولاً سه حرکت قیمتی قابل تشخیص دارند – که دو تا از آن‌ها هم‌جهت با حرکت اصلاحی اصلی بوده (امواج A و C) و یکی از آن‌ها در خلاف جهت آن می‌باشد (موج B). امواج 2 و 4 در شکل بالا به‌عنوان امواج اصلاحی شناخته می‌شوند. این امواج معمولاً ساختاری به‌شکل زیر دارند:

تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟؟؟
تئوری امواج الیوت در موج های اصلاحی

در نظر داشته باشید که در این تصویر، امواج A و C در جهت روند اصلی حرکت می‌کنند و بنابراین به‌عنوان موج‌های انگیزشی (Impulsive Waves) شناخته شده و از پنج ریز موج تشکیل شده‌اند. موج B، برخلاف امواج A و C؛ یک موج در خلاف جهت روند اصلی بوده و به‌عنوان روندی اصلاحی (Countertrends) شناخته می‌شود و از سه موج تشکیل شده است.

همان‌طور که می‌توانید از الگوهایی که در شکل فوق به نمایش گذاشته شده است ببینید، الگوی پنج‌موجی همیشه حرکت رو به بالا ندارد، و همچنین الگوی سه موجی نیز همواره به سمت پایین حرکت نمی‌کند. پس توجه داشته باشید که زمانی که روند اصلی قیمتی رو به پایین می‌باشد، امواج نزولی ما شامل پنج ریزموج و امواج صعودی (امواج اصلاحی) ما شامل سه ریزموج خواهند بود.

انواع درجه‌های امواج

الیوت نه درجه از امواج را تعریف نموده است. این امواج‌ها از بزرگترین آن‌ها تا کوچکترین‌شان به‌شرح زیر می‌باشند:

  1. Grand Supercycle
  2. Supercycle
  3. Cycle
  4. Primary
  5. Intermediate
  6. Minor
  7. Minute
  8. Minuette
  9. Sub – Minuette

از آنجایی که امواج الیوت ساختاری فرکتالی دارند، درجهٔ موج‌های شناخته شده می‌تواند بزرگتر و یا حتی کوچکتر از لیست فوق باشد.

برای استفاده از این تئوری در معامله‌گری روزانه، یک معامله‌گر باید بتواند روند صعودی و حرکت اصلی را مشخص نماید، وارد معاملهٔ خرید شده و پس از آن وارد یک معاملهٔ فروش، بسته به الگوهای ساخته شده توسط ریزموج‌های پنج‌گانه و بازگشت‌های قیمتی قریب‌الوقوع شود.

محبوبیت تئوری امواج الیوت

در دههٔ 70 میلادی، اصل امواج الیوت محبوبیت زیادی را طی فعالیت‌های فراست (A.J. Frost) و رابرت پریچر (Robert Prechter) کسب کرد. در کتاب افسانه‌ای آن‌ها تحت عنوان «اصول امواج الیوت: کلیدی به سوی شناخت رفتار بازار – Elliott Wave Principle: Key to Market Behavior» نویسندگان توانستند روند صعودی بازار را در دهه 80 میلادی پیش‌بینی کنند. پرچر بعدها و پیش از وقوع شکست بازار در سال 1987، توصیه به فروش سهام کرده بود.

جمع‌بندی

استفاده‌کنندگان امواج الیوت تأکید می‌کنند که با وجود این که بازارها ماهیتی فرکتال دارند، اما این پیش‌بینی بازارها را آسان‌تر نمی‌کند. محققان یک درخت را به‌عنوان یک ساختار فرکتال در نظر می‌گیرند، اما این بدین معنی نیست که هر شخصی می‌تواند جهت هر یک از شاخه‌های آن را تشخیص دهد. وقتی که به استفادهٔ کاربردی از این مفهوم می‌رسیم، امواج الیوت نیز به مانند بسیاری دیگر از روش‌های تحلیل بازار موافقان و مخالفان خود را دارد.

یکی از اصلی‌ترین ضعف‌هایی که وجود دارد، اشتباه کاربران این تئوری در شمردن درست موج‌های بازار می‌باشد. با رخ‌دادن این اشتباهات، امکان هرگونه تفسیر و پیش‌بینی از جهت حرکت موج آینده وجود خواهد داشت. در عین حال، معامله‌گرانی که در امر استفاده از تئوری امواج الیوت متبحر شده‌اند، با قدرت از این ایده دفاع می‌کنند.

الگوی شمعی پوشش ابر سیاه در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی پوشش ابر سیاه (Dark Cloud Cover) یک الگوی کندلی (شمعی) معکوس‌کنندهٔ روند می‌باشد که می‌تواند اثراتی نزولی از خود در قیمت به‌جا بگذارد. در این الگو، کندل نزولی اول (در شکل زیر، که می‌تواند به رنگ‌های سیاه و یا قرمز نمایش داده شوند.) در سطح قیمتی‌ای بالاتر از کندل استیک مثبت روز قیل باز می‌شود، اما در پایان در محدودهٔ میانی کندل قبلی قیمت بسته می‌شود.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد کندل استیک ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «کندل استیک در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

این الگو، الگویی شایان توجه است زیرا یک تغییر روند را از روند صعودی به روند نزولی نمایش می‌دهد. این الگو توسط یک کندل صعودی و در پی آن یک کندل نزولی با مشخصات ذکر شده تشکیل می‌شود. پس از تشکیل این دو کندل، معامله‌گران منتظر افت قیمتی بیشتر در کندل سوم خواهند بود، کندلی که آن را کندل تأییدیه (Confirmation) نام‌گذاری کرده‌اند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد خطوط روند می‌توانید از مطلب آموزشی «روند در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

پوشش_ابر_سیاه
منبع:‌ Investopedia

نکات مهم:

  • الگوی پوشش ابر سیاه یک الگوی کندلی است که نشان‌دهندهٔ تغییر روند بازار از صعودی به روند نزولی می‌باشد.
  • این الگو شامل کندل نزولی‌ای می‌باشد که قیمت باز شدنش در سطحی بالاتر از کندل استیک صعودی قبلی بوده اما قیمت بسته شدن آن ناحیه‌ای در میانهٔ کندل قبلی می‌باشد‌.
  • هر دو کندل صعودی و نزولی این الگو باید نسبتاً بزرگ باشند تا نشان‌دهندهٔ فعالیت اعضای بازار طی تشکیل این کندل‌ها باشند. زمانی که این الگو با کندل‌های کوچک ساخته شود، از اعتبار و اهمیت کمتری برخوردار خواهد بود.
  • معامله‌گران معمولاً منتظر می‌مانند تا کندل بعدی نیز ادامهٔ روند نزولی قیمت را نشان دهد. به این کندل استیک، کندل استیک تأییدیه (Confirmation) می‌گویند.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

درکِ مفهوم الگوی پوشش ابر سیاه (Dark Cloud Cover)

الگوی پوشش ابر سیاه نشان‌دهندهٔ یک کندل نزولی می‌باشد که یک «ابر سیاه» را بر روی کندل صعودی پیش از خود ایجاد می‌نماید. به مانند الگوی پوشانندهٔ نزولی (Bearish Engulfing Pattern)، خریداران در ابتدا سعی می‌کنند که قیمت را روبه‌بالا هُل دهند، اما در ادامه، فشارِ فروشندگان بر خریداران غلبه کرده و قیمت سریعاً به‌سمت پایین حرکت می‌کند. این تغییر شتاب بازار از صعودی به نزولی نشان می‌دهد که احتمال تغییر روند و بازگشت قیمتی وجود دارد.

بیشتر معامله‌گران این الگو را تنها زمانی که پس از روند صعودی و حرکت کلی روبه‌بالای قیمت رخ دهد کاربردی می‌دانند. در هنگام افزایش قیمت، پتانسیل بیشتری برای ایجاد یک الگوی برگشتی و تغییر روند از صعودی به نزولی وجود دارد. اگر حرکات قیمت در حالتی ثابت و رِنج باشد (بازار جهت خاصی نداشته باشد) تشکیل این الگو از اهمیت کمتری برخوردار خواهد شد.

پنج شاخصهٔ اصلی تشکیل الگوی پوشش ابر سیاه شامل:

  1. روند صعودی پیشین
  2. وجود یک کندل صعودی در ادامهٔ روند صعودی ذکر شده
  3. وجود گپ (فاصلهٔ قیمتی) در روز آتی
  4. تبدیل شدن فاصلهٔ قیمتی ذکر شده به یک کندل نزولی
  5. بسته شدن کندل نزولی مذکور در محدودهٔ میانی کندل صعودی قبلی

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد گپ می‌توانید از مطلب آموزشی «شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوی پوشش ابر سیاه اغلب با کندل استیک‌های بزرگی که بدنه‌های سیاه و سفید داشته و سایه‌های کمی در بالا و پایین آنها قابل مشاهده است شناسایی می‌شوند. این ویژگی‌ها نشان می‌دهند که حرکت نزولی صورت گرفته در بازار حرکتی قابل‌توجه و قاطع بوده است. معامله‌گران ممکن است در ادامه منتظر تأییدیه‌ای به‌شکل یک کندل استیک نزولی دیگر باشند. انتظار می‌رود که قیمت پس از تشکیل این الگو حرکت روبه‌پایین داشته باشد. در غیر این صورت و صعود قیمت، الگوی ما نقض شده است و شاهد خطا (Fail) در این الگو می‌باشیم.

از قیمت بسته شدن کندل استیک نزولی می‌توان به‌عنوان نقطهٔ خروج از معاملات خرید (long) استفاده نمود. البته ممکن است معامله‌گران در کندل بعدی و در ادامهٔ افت قیمت (و تأیید شدن الگو) اقدام به خروج از موقعیت معاملاتی‌شان نمایند. اگر در محدودهٔ بسته شدن کندل نزولی وارد موقعیت معاملاتی فروش (short) می‌شوید، می‌توانید از استاپ محافظتی (stop – loss order) در قیمت باز شدن همان کندل بهره ببرید تا در صورت تغییر ناگهانی روند و خطا دادن این الگو، از ضرر بیشتر در امان بمانید. الگوی نزولی پوشش ابر سیاه هیچ‌گونه هدف قیمتی‌ای را به ما نشان نمی‌دهد. معامله‌گران از روش‌های دیگر در کنار این الگوهای کندلی برای پیدا کردن نقطهٔ خروج (Exit) از معاملهٔ فروش (short) خود استفاده می‌نمایند.

معامله‌گران می‌توانند از الگوی پوشش ابر سیاه در کنار دیگر فرم‌های تحلیل تکنیکال استفاده کنند. برای مثال، معامله‌گران ممکن است به‌دنبالِ سیگنالی از اندیکاتور شاخص قدرت نسبی (Strength Relative Index – RSI) باشند که عددی بالای 70 را نشان می‌دهد. این عدد به‌معنایِ خریدِ بیش از حد – اشباع خرید (Overbought) – در بازار می‌باشد و می‌تواند به‌عنوان تأییدیه‌ای برای ریزش قیمتی عمل نماید. یک معامله‌گر همچنین می‌تواند پس از ایجاد الگوی پوشش ابر سیاه، به دنبال یک شکست روبه‌پایین (Breakdown) از سطح یک حمایت کلیدی باشد تا به‌عنوانِ تأییدیه‌ای برای ریزش قیمت احتمالی پیش رو عمل کند.

شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

مثالی از یک الگوی پوشش ابر سیاه (Dark Cloud Cover Pattern)

نمودار روزانهٔ زیر مثالی از یک الگوی پوشش ابر سیاه در (VelocityShares 2X VIX کوتاه مدت ETN (TVIX می‌باشد:

پوشش_ابر_سیاه_مثال
الگوی پوشش ابر سیاه – منبع: Tradingview به نقل از Stockcharts.com

در این مثال، الگوی پوشش ابر سیاه، زمانی رخ می‌دهد که پس از سومین کندل صعودی (همان طور که در شکل مشخص شده است)، یک کندل نزولی قوی قرار گرفته است که قیمت باز شدن آن بالاتر از آخرین کندل صعودی می‌باشد و قیمت بسته شدنش نیز در محدوده‌ای پایین‌تر از میانهٔ کندل صعودی پیشین خود قرار دارد. الگوی تشکیل‌شده توانست با موفقیت شروع روند نزولی و افت قیمتی را پیش‌بینی کند و قیمت‌ها نیز افتی 7 درصدی را تجربه نمودند.

معامله‌گرانی که در موقعیت معاملاتی خرید (long Position) قرار داشتند می‌توانستند در نقطهٔ بسته شدنِ قیمتِ کندل نزولی و یا در روز بعد از آن (روز تأییدیه) از موقعیت معاملاتی خود برای جلوگیری از ضرر خارج شوند. همچنین معامله‌گران می‌توانند در همین نقاط ذکر شده برای ورود به موقعیت معاملاتی فروش (Sell Position) اقدام نمایند.

در صورت ورود به معاملهٔ فروش، استاپ حفاظتی اولیه (Initial Stop – Loss order) باید در بالای کندل نزولی قرار داده شود. پس از رخداد تأییدیه و ادامهٔ روند نزولی، این دستور حد ضرر می‌تواند تا محدودهٔ فوقانی کندل روز تأییدیه پایین آورده شود. معامله‌گران می‌توانند یک هدف قیمتی نزولی را برای خود جهت کسب سود انتخاب نمایند، و یا با ادامهٔ افت قیمت، دستور حد ضرر خود را نیز مرتباً به‌سمت پایین جابه‌جا کنند.

آیا نوسانات قیمت بیت کوین روند مشخصی را نشان می‌دهد؟

با اینکه بیش از یک دهه از ایجاد بیت کوین (BTC) می‌گذرد، سرمایه‌گذاران برجسته فقط چند سالی است که وارد این بازار شده‌اند. در چند سال گذشته، با توجه به محبوبیت روزافزون BTC، شهرت و تعداد رمز ارزها به‌طور کلی افزایش چشم‌گیری را تجربه کرده است.

در این چند سال به‌تدریج نظر سرمایه‌گذاران نسبت به بازار بیت کوین، از یک بازار پُرنوسان به یک بازار برای سرمایه‌گذاری بلندمدت تغییر کرده است. اگرچه صنعت رمز ارزها به‌نسبت جوان است و دائماً در حال تغییر می‌باشد، سرمایه‌گذاران بیشتر و بیشتری می‌توانند روندهای حاکم در بازار رمز ارزها را مشاهده کنند. در ابتدا یک سرمایه‌گذار ممکن است شک کند که روندهای موجود در بازار بیت کوین غیرعادی است و به‌طور کلی بازار رمز ارزها و ناشناخته‌های آن را کنار بگذارد. اما به‌نظر می‌رسد با گذر زمان، شاهد ویژگی‌های بادوام سیستم رمز ارزها می‌باشیم.

مؤسسات سرمایه‌گذاری چگونه به پایداری رمزارزها کمک خواهند کرد؟

مشکل ارزش‌گذاری بیت کوین

آیا نوسانات قیمت بیت کوین روند مشخصی را نشان می‌دهد؟

یکی از پیچیده‌ترین بخش‌های سرمایه‌گذاری در رمز ارزها، پروسهٔ قیمت‌گذاری آنها می‌باشد. در ابتدای شروع به‌کار صنعت رمز ارزها، سرمایه‌گذاران با مشکلات و ناشناخته‌های زیادی مواجه بودند که کار قیمت‌گذاری را بسیار دشوار می‌کرد. حتی در حال حاضر با اینکه تاریخچهٔ قیمتی زیادی برای مطالعه وجود دارد، واضح است که قیمت‌گذاری آسان‌تر نشده است. برای مشاهدهٔ این موضوع، هرکس می‌تواند افت‌وخیزهای شدید قیمت بیت کوین را ببیند. علاوه بر این، حتی کارشناسان خبره تحلیل بازارهای مالی نمی‌دانند چگونه تغییرات قیمت رمز ارزها را تحلیل کنند. به‌نظر می‌رسد که کارشناسان به دو دستهٔ کلی تقسیم شده‌اند. در یک دسته کارشناسانی قرار دارند که قیمت‌گذاری‌های بسیار بالا را می‌پسندند و دستهٔ دیگر، کارشناسانی می‌باشند که پیش‌بینی می‌کنند که رمز ارزها به‌کلی نابود خواهند شد. همهٔ این موارد به این معنی است که برای سرمایه‌گذاران معمولی، معاملهٔ رمزارازها چیزی مثل قمار می‌باشد.

آیا رمز ارزها برای همیشه نابود خواهند شد؟

نگرانی‌ها در مورد نقدشوندگی بیت کوین

آیا نوسانات قیمت بیت کوین روند مشخصی را نشان می‌دهد؟

به‌طور کلی، نقدشوندگی بیت کوین کم است. براساس گزارشی در Zycrypto، اگرچه تفاوت نرخ پیشنهاد خرید-فروش در بازار بیت کوین نسبت به سایر توکن‌های دیجیتال بزرگتر می‌باشد، اما دائماً در حال تغییر می‌باشد. علاوه بر این، این مقادیر بین صرافی‌های مختلف به‌شدت متغیر هستند. به‌طور کلی حق‌العمل تراکنش بیت کوین در چند سال گذشته کاهش یافته است. اما هنوز هم حق‌العمل و زمان مورد نیاز برای تأیید تراکنش‌ها در بازار بیت کوین به‌شدت متغیر است و این موارد نیز از جمله متغیرهایی می‌باشند که ممکن است بر سرمایه‌گذاران هنگام معامله اثر بگذارند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد صرافی‌ها می‌توانید از مطلب آموزشی «بهترین صرافی‌های رمز ارز کدامند؟» دیدن نمایید.

نوسان‌های شدید قیمت بیت کوین همچنان وجود دارد

آیا نوسانات قیمت بیت کوین روند مشخصی را نشان می‌دهد؟

در ابتدای شروع فعالیت رمز ارزها، ممکن بود نوسانات شدید قیمت در این بازار را به نوپا بودن آن نسبت داد. اما امروزه به‌راحتی نمی‌توان این استدلال را در مورد نوسان قیمت‌ها به‌کار برد. این نوسانات یکی از مسائل و مشکلات اصلی رمز ارزها می‌باشد. نوسانات تا 5% در نمودار ساعتی به‌وفور دیده می‌شوند. همچنین، واکنش سرمایه‌گذاران به اخبار مربوط به بازار رمز ارزها خیلی شدید می‌باشد که به افت‌وخیزهای شدید در قیمت رمز ارزها منجر می‌شود.

تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال چیست؟

این نوسانات می‌تواند یکی از مشکلات اساسی بر سر رایج شدن رمز ارزها در دنیای بیزینس‌های سنتی باشد. شرکت آمازون که یکی از بزرگترین فروشگاه‌های اینترنتی دنیا می‌باشد، بارها استفاده از بیت کوین به‌عنوان روشی برای پرداخت را به‌علت نوسانات شدید قیمت آن رد کرده است. با نوسانات دائمی قیمت رمز ارزها، برای مصرف‌کنندگان و خریداران فروشگاه‌ها خیلی دشوار خواهد بود که بدانند چه مقدار پرداخت می‌کنند. علاوه بر این هزینهٔ تراکنش متغیر هم به پیچیدگی موضوع می‌افزاید.

به‌طور کلی قیمت رمز ارزها پایدار نمی‌باشند. هر روزه شاهد تغییراتی در مقررات، نظر سرمایه‌گذاران و حتی توکن‌های موجود در این بازار هستیم. تا زمانی که وضعیت رمز ارزها اینچنین باشد، بعضی از جنبه‌های این صنعت ناشناخته خواهد ماند.

قبل از سرمایه گذاری در بازار رمز ارزها می بایست چه چیزهایی بدانید؟

آیا پرداخت با بیت کوین شبیه پرداخت با کارت‌های اعتباری می‌باشد؟

خیلی‌ها بیت کوین را “پول امن اینترنت” می‌نامند. با کمی دقت، هرکس می‌تواند بیت کوین خود را بدون اینکه اطلاعات حساسی از حساب یا والت بیت کوین خود فاش کند، انتقال دهد. تراکنش رمز ارزهای دیگر مانند لایت کوین و ریپل نیز به‌شدت افزایش یافته است. با سرعت گرفتن پذیرش بیت کوین و سایر رمز ارزها بین مردم، خیلی از کسب‌وکارها استفاده از سیستم‌های پرداخت با رمز ارزها را آغاز کرده‌اند. با سرویس‌های پرداخت بیت کوین، شما می‌توانید هزینهٔ قهوهٔ خود را با اسکن یک QR کد انجام دهید یا یک لپ‌تاپ جدید از کمپانی بزرگی مثل Dell را با بیت کوین خریداری کنید.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد کیف پول بیت کوین ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «کیف پول بیت کوین» را مطالعه نمایید.

در این مقاله به بررسی نحوهٔ کار سیستم‌های پرداخت با بیت کوین، مزیت‌های آنها، هزینهٔ این سیستم‌ها و اینکه آیا این سیستم‌ها خطری برای سیستم پرداخت با پول سنتی ایجاد می‌کند یا خیر، خواهیم پرداخت.

سرویس پرداخت با بیت کوین چیست؟

به‌طور خلاصه، سیستم پرداخت با بیت کوین، یا سیستم دادوستد بیت کوین، صاحبان کسب‌وکار را قادر می‌سازد هزینهٔ کالا و خدمات خود را با بیت کوین دریافت کنند. کارکرد این سیستم مانند سیستم‌های پرداخت کارت‌های اعتباری می‌باشد و تفاوت در برخی ویژگی‌های بیت کوین می‌باشد. به‌عنوان مثال، وقتی شما وارد یک فروشگاه می‌شوید، برای پرداخت، کارت اعتباری خود را در دستگاه کارت‌خوان می‌کشید و بعد از وارد کردن رمز به‌راحتی پرداخت را انجام می‌دهید. به‌طریقی مشابه، می‌توانید از فروشگاه‌های مختلف خرید آنلاین کنید و با اطلاعات همان کارت اعتباری پرداخت را انجام دهید.

چه چیزهایی با بیت کوین می‌توان خرید؟
آیا پرداخت با بیت کوین شبیه پرداخت با کارت‌های اعتباری می‌باشد؟

در هر دو حالت (پرداخت با دستگاه کارت‌خوان یا پرداخت آنلاین) یک سیستم سرویس پرداخت، اطلاعات کارت اعتباری شما را تأیید و تراکنش را پردازش می‌کند. سرویس پرداخت با امنیت بالا اطلاعات پرداخت را ذخیره می‌کند و انتقال می‌دهد، اطلاعات کارت شما را تأیید می‌کند، پول را از حساب شما به حساب فروشنده انتقال می‌دهد و تأییدیه‌ای از این انتقال را به تمام نهادهای درگیر می‌فرستد.

سرویس‌های پرداخت بیت کوین به روش مشابهی کار می‌کند. این سرویس‌ها به‌عنوانِ یک واسطه بین پرداخت‌کننده و گیرنده در پردازش پرداخت بیت کوین عمل می‌کنند که شامل ذخیرهٔ تراکنش‌ها روی دفتر عمومی‌ای به نام شبکه بلاک چین می‌باشد. این سرویس‌ها به صاحبان کسب‌وکار اجازه می‌دهند که پرداخت‌های بیت کوین را هم به‌صورت آنلاین و هم در فروشگاه به‌راحتی انجام دهند، بدون اینکه دربارهٔ فرآیند پیچیدهٔ این نوع تراکنش‌ها مطلع باشند.

بلاک چین چیست؟

سرویس پرداخت بیت کوین چگونه کار می‌کند؟

سرویس‌های پرداخت بیت کوین، محیط‌های متنوعی برای پذیرش پرداخت بیت کوین را در اختیار صاحبان کسب‌وکارها قرار می‌دهد. این سرویس‌ها راه‌حل‌های متنوعی، برای ارتباط با پلتفورم‌های پرداخت الکترونیکی مانند Shopify، PrestaShop و Magento؛ برای دستگاه‌ها کارت‌خوان داخل فروشگاه‌ها مانند Soft Touch و DC POS؛ و برای ارتباط با سیستم‌های پرداخت مستقیم قبض مانند Host Bill و Invoice Ninja، ارائه داده‌اند.

همچنین در این زمینه می‌توان سرویس‌هایی برای دریافت کمک‌های خیریه که به سرویس‌های پرداخت خیریه‌ای مانند NationBuilder و Targeted Victory متصل هستند، پیدا کرد. توسعه‌دهندگان اپلیکیشن نیز می‌توانند کُدها و توابع آماده‌ای برای سیستم عامل اندروید، iOS و در سایر زبان‌های برنامه‌نویسی مانند Java، Perl و PHP که برای پرداخت با بیت کوین طراحی شده است را در اپلیکیشن‌ها و درگاه‌های خود استفاده کنند.

به‌طور کلی، هر کسی برای سرویس‌های پرداخت بیت کوین ثبت نام کند می‌تواند پرداخت‌های بیت کوین از سراسر دنیا و با همه‌نوع محیط‌های تراکنش را دریافت کند. یک کودک با استعداد آفریقایی می‌تواند با استفاده از سرویس‌های پرداخت بیت کوین متصل به سیستم‌های اندروید یک اپ اندروید برای دریافت بیت کوین طراحی کند، یا یک رستوران معروف می‌تواند از طریق سیستم پرداخت بیت کوین که به دستگاه خودپرداز خود متصل کرده است، به‌راحتی از مشتری‌ها بیت کوین دریافت کند.

برای درک بیشتر، مراحلِ پرداختِ با بیت کوین را به‌صورت گام‌به‌گام شرح می‌دهیم:

وقتی مشتری تقاضا دارد هزینهٔ خود را با بیت کوین پرداخت کند، سرویس پرداخت بیت کوین، مقدار بیت کوین مورد نیاز را به سرعت به پول مورد نظر شما تبدیل می‌کند که پرداخت از نوسانات قیمت بیت کوین مصون بماند و بعد از این مرحله این پول به حساب شما در این سرویس‌ها واریز می‌شود. در نهایت با انتخاب شما، پول‌تان از حساب‌تان در این سرویس‌ها به‌حساب بانکی شما منتقل می‌شود. حتی ممکن است در صورت تمایل، یک فروشنده، پرداخت بیت کوین را به‌طور مستقیم در والت بیت کوین خود دریافت کند.

آیا پرداخت با بیت کوین شبیه پرداخت با کارت‌های اعتباری می‌باشد؟

سرویس‌های پرداخت بیت کوین همچنین اطلاعات مورد نیاز را به‌طور امن به شبکهٔ بلاک چین می‌فرستند که تراکنش‌ها تأیید و در دفتر عمومی ثبت شوند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تراکنش‌های بیت کوین می‌توانید از مطلب آموزشی «تراکنش های بیت کوین چگونه کار می کنند؟» دیدن نمایید.

در این پروسه، ماینرها که تراکنش‌ها را تأیید و آنها را به شبکهٔ بلاک چین اضافه می‌کنند، حق‌العمل خود را به‌صورت بیت کوین‌های استخراج‌شده دریافت می‌کنند. این حق‌العمل به سرویس‌هایِ پرداخت، داده نمی‌شود و به‌عنوان جایزه به ماینرها پرداخت می‌گردد.

براساس جزئیات ارائه شده در وب‌سایت BitPay که یک شرکت ارائه‌دهندهٔ سرویس پرداخت بیت کوین می‌باشد، “بیشتر والت‌های بیت کوین مطرح، در تراکنش‌های ارسال بیت کوین، شامل حق‌العمل برای ماینرها می‌باشند” و این حق‌العمل ممکن است “به‌علت شلوغ بودن شبکهٔ بیت کوین خیلی بالا باشد.”

استخراج بیت کوین

مزیت سیستم‌های پرداخت بیت کوین

در مقایسه با سیستم‌های پرداخت کارت‌های اعتباری استاندارد، ویژگی برجستهٔ سرویس‌های پرداخت با بیت کوین ارزان بودنِ نسبیِ حق‌العملِ تراکنش‌های آن می‌باشد. سرویس‌های پرداخت با بیت کوین مانند BitPay، حق‌العمل ثابت 1% از صاحب کسب‌وکار دریافت می‌کند. در حالی که مقدار حق‌العمل سرویس‌های پرداخت کارت‌های اعتباری 2% تا 3% می‌باشد.

آیا پرداخت با بیت کوین شبیه پرداخت با کارت‌های اعتباری می‌باشد؟

سرویس پرداخت با بیت کوین به کاربران اجازهٔ پرداختی بدون مرز در سراسر جهان را می‌دهد. کاربران می‌توانند با استفاده از موبایل یا کامپیوتر خود، از هر جای دنیا به‌حساب یک فروشنده در هر جای دنیا پرداخت داشته باشند.

سرویس‌های پرداخت با بیت کوین مدعی هستند که در نرخ تبدیل بیت کوین به پول‌های رایج دنیا شفافیت دارند.

با استفاده از این سرویس‌ها، صاحبان کسب‌وکار نه تنها به محیط‌های متنوع برای دریافت هزینهٔ مشتری‌ها دسترسی می‌یابند، بلکه در دنیای مجازی رمز ارزها نیز ورود پیدا می‌کنند. دنیای رمز ارزها ایمن‌تر، شفاف‌تر و قابل‌اطمینان‌تر برای پرداخت‌ها می‌باشد.

تصور کنید برای پرداخت یک کالا یا سرویس دو انتخاب دارید. انتخاب اول، پرداخت مستقیم به والت بیت کوین فروشنده  و انتخاب دوم، پرداخت از طریق یک سرویس پرداخت با بیت کوین می‌باشد. برای خیلی از افراد انتخاب دوم ایمن‌تر می‌باشد. این اطمینان بیشتر برای مشتری‌های ارزش افزوده‌ای است که یک کسب‌وکار از این سرویس‌های پرداخت با بیت کوین کسب می‌کند.

بازیگران اصلی پرداخت با بیت کوین

سرویس پرداخت با بیت کوین BitPay یکی از اولین و معروف‌ترین سرویس‌های پرداخت با بیت کوین در آمریکا از 2011 بوده است. صرافی رمز ارز کوین بیس نیز یک اپپلیکیشن برای سرویس‌های پرداخت با بیت کوین ارائه داده است. CoinGate، SpectroCoin و CoinsBank دیگر بازیگران اصلی در حوزهٔ سرویس‌های پرداخت با بیت کوین می‌باشند که هر کدام علاوه بر ارائهٔ سرویس پرداخت با بیت کوین، ویژگی‌های خاص خود را دارند که نیازهایی از کاربران را پاسخ می‌دهند.

انجام معاملات در صرافی کوین بیس چگونه است؟

آیا پرداخت با بیت کوین شبیه پرداخت با کارت‌های اعتباری می‌باشد؟

سرویس‌های مختلف T پول‌های سنتی متفاوتی را پشتیبانی می‌کنند. به‌عنوان مثال، شرکت BitPay پرداخت‌های مستقیم به ارزهای دلار آمریکا (USD)، یورو (EUR)، دلار استرالیا (AUD)، پوند انگلیس (GBP)، پزو مکزیک (MXN)، دلار نیوزیلند (NZD)، رَند آفریقای جنوبی (ZAR) و رمز ارز بیت کوین را پشتیبانی می‌کند. این شرکت همچنین پرداخت به‌حساب‌های بانکی در 38 کشور مختلف و پرداخت به والت‌های بیت کوین در سراسر دنیا را پشتیبانی می‌کند.

خطرهای پرداخت با سرویس‌های کارت‌های اعتباری چیست؟

بیت کوین و سایر رمز ارزها به‌تازگی مورد توجه نهادهای تنظیم‌کنندهٔ قانون و مقررات مالی در سراسر دنیا قرار گرفته‌اند. در حالی که خیلی از کشورها مثل ژاپن و آمریکا، اجازهٔ فعالیت به صرافی رمز ارزها و انجام تراکنش با این رمز ارزها را می‌دهند، چین قوانین سفت‌وسختی در این حوزه ایجاد کرده است. (برای اطلاعات بیشتر به مقاله: آیا بیت کوین در چین ممنوع است؟ مراجعه کنید.)

به هر حال، افزایش مقبولیت بیت کوین در سراسر جهان نشان‌دهندهٔ این است که کاربران بیشتری به تراکنش با بیت کوین تمایل دارند. توسعهٔ بیش از پیش سرویس‌های پرداختِ بدون مرز که خارج از کنترلِ بانک‌ها و نهادهای دولتی است، سیستم‌های مالی و سرویس‌های پرداخت سنتی را به خطر انداخته است.

مطمئناً پذیرش این تغییر ذائقهٔ کاربران برای پرداخت با رمز ارزها برای سرویس‌های پرداخت سنتی دشوار خواهد بود.

آیا بیت کوین قانونی است؟

نتیجه‌گیری دیجی کوینر  در تفاوت پرداخت با بیت کوین و کارت اعتباری

تکنولوژی در حال پیشرفت است و ظهور محصولات جدید به‌صورت پیوسته ادامه دارد. راه حل برد-برد شاید این باشد که سرویس‌های پرداخت سنتی خود را با تکنولوژی روز وفق دهنید و با اضافه کردن سرویس پرداخت بیت کوین با همان نام قبلی به فعالیت خود ادامه دهند. “وقتی نمی‌توانی کسی را شکست دهی، با او همراه شو!”

آیا بیت کوین بی فایده است؟

به‌طور معمول، دهمین سالگرد دلیلی برای جشن و تأمل است. اما از بیت کوینی که به‌زودی دهمین سالگرد معرفی آن به جهان را جشن می‌گیرد به‌سختی می‌توان تعریف و تمجید کرد. ساتوشی ناکاموتو، که نامهٔ سفید بیت کوین را نوشت، قرار بود رمز ارزی در پاسخ به بحران مالی سال 2008 ایجاد کرده باشد. وی با تمرکززدایی در اکوسیستم مالی، سعی داشت تقسیم قدرت را از یک گروه منتخب در مؤسسات مالی به عموم مردم تغییر دهد.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بیت کوین ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بیت کوین چیست؟» را مطالعه نمایید.

اما حرکت پُرحاشیه و نوسانات قیمتی بالای آن در طول ده سال بعد، اهداف او را در هاله‌ای از ابهام فرو برد. دهمین سال تولد بیت کوین بسیار دردناک بوده است. قیمت آن از ابتدای سال 2019 سقوط کرده و تقریباً 70٪ از ارزش خود را طی یک بازار نزولی طولانی مدت از دست داده است. بازارهای رمز ارزها که بیشتر پیرو بیت کوین هستند نیز دچار وضعیتی مشابه شده و در این مدت 73٪ کاهش یافته‌اند.

چرا بعضی کارشناسان بر این باورند که قیمت بیت کوین خیلی بالا نخواهد رفت؟

توانایی بیت کوبین در گرفتن محبوبیت از بازارها

آیا بیت کوین بی فایده است؟

بیت کوین حتی نتوانست محبوبیت اصلی خود به‌عنوان اصلی‌ترین رمز ارز به‌دست آورد. مردم برای خریدوفروش روزمره یا تجارت از بیت کوین استفاده نمی‌کنند. پس از اوج دسامبر 2018، حجم معاملات در شبکهٔ بلاک چین بیت کوین سقوط کرده است. در همین حال، رسوایی‌هایی که بیت کوین و رمز ارزها گرفتارش شده‌اند، همچنان ادامه دارد.

ارزیابی‌هایی استفاده بیت کوین، چه به‌عنوان ابزاری برای حفظ ارزش دارایی و یا محیطی برای تراکنش‌های روزانه، اکثراً منفی بوده است. Economist اخیراً در یک سرمقاله ویرانگر اظهار داشت که بیت کوین و سایر رمز ارزها بی فایده هستند. این مجله نوشت: “هیچ روش معقولی برای دستیابی به ارزیابی خاصی وجود ندارد” و به نقایص این اکوسیستم اشاره می‌کند. این موارد عبارتند از عدم شفافیت و امنیت در شبکه‌های بلاک چین و مشکلات در خرید یا معامله رمز ارزها.

Economist تنها نشریه منتقد بیت کوین نیست. سایر نشریات همچنین جداول زمانی را ثبت کرده‌اند و ارزیابی‌های آنها از ظهور بیت کوین در همین قیاس است. آیا این بدان معناست که بیت کوین در رسیدن به اهداف باشکوه ذکر شده خود ناکام بوده است؟

آیا رمز ارزها برای همیشه نابود خواهند شد؟

بیت کوین به‌عنوان نوآوری بی فایده

بحران هویت بیت کوین تا حد زیادی مقصر کاهش قیمت این رمز ارز می‌باشد. بیت کوین در ابتدا به‌عنوان یک ارز بین‌المللی و مکانیسمی بدون مرز برای تراکنش‌های روزانه طراحی شده بود. اما روال این‌گونه طی نشد.

با گذشت سال‌ها، گزارش‌های استفاده از آن در پولشویی و فعالیت‌های غیرقانونی اثبات شد و حتی پذیرش ظاهر ناخوشایند آن از طرف مشتریان کمکی به ماندگاری در آن ننمود. طرف دیگر این داستان ورود سرمایه‌گذاران بی‌باک خرده‌فروشی است که قیمت بیت کوین را به سطوح ناپایدار رساندند.

چه افسانه هایی درباره بیت کوین وجود دارد؟

نرخ گذاری‌های سر به فلک کشیده در بازار رمز ارزها، حرف و حدیث‌های غالب پیرامون بیت کوین را تغییر داده است. بیت کوین دیگر محیطی برای تراکنش‌های روزانه محسوب نمی‌شود. در عوض، رمز ارزها به‌عنوان یک دارایی با ارزش، یک سرمایه‌گذاری جایگزین شبیه به طلا شناخته می‌شود. ولی آن هم با دو مشکل اساسی روبه‌رو است.

مورد اول مربوط به حباب‌های قیمت بیت کوین است.

تا به امروز، سه حباب در بیت کوین شکل گرفته است. این حباب‌ها در سال‌های 2011، 2013 و 2017 رخ داده‌اند. هر بار، قیمت با یک منحنی سهموی با افزایش شدید صعود کرده و سپس با همان نسبت دچار افت شدید شده است. در طول هر یک از این حباب‌ها، ارزش بیت کوین با نرخ‌های سه رقمی افزایش یافت و سرمایهٔ خرده‌فروشی قابل‌توجهی را به خود جلب کرد. از بین رفتن حجم نقدینگی نقش عمده‌ای در افزایش قیمت بیت کوین در این حباب‌ها داشته است.

مورد دوم مربوط به این است که بیت کوین ویژگی‌های لازم برای یک دارایی با ارزش را ندارد.

کریستوفر اینتون، تحلیل‌گر شرکت خدمات سرمایه‌گذاری Morningstar، چارچوبی را برای بررسی اینکه آیا رمز ارزها می‌توانند جایگزینی برای طلا به‌عنوان ابزاری برای سرمایه‌گذاری باشند، ایجاد کرده است. آنها بر حجم نقدینگی، اهداف کاربردی، کمبود عرضه، اطمینان از تقاضای آینده و ماندگاری تمرکز کردند. به جز کمبود عرضه، بیت کوین مشخصه‌های دیگر را ندارد. جای تعجب نیست که تحلیل‌گران به این نتیجه رسیدند که رمز ارزها نمی‌توانند و نخواهند توانست جایگزین دارایی‌های با درجه safe-haven  شوند.

*safe-haven سرمایه‌گذاری است که انتظار می‌رود در زمان آشفتگی بازار، ارزش خود را حفظ یا افزایش دهد.

آیا آینده روشنی در پیش است؟

آیا بیت کوین بی فایده است؟

با وجود تمام موارد فوق، اوضاع بیت کوین آنقدرها هم بد نیست. علی‌رغم رکود قیمت‌ها، علاقه‌مندان به بیت کوین با اشاره به تحولات اخیر در اکوسیستم آن، نشان از دوباره به اوج بازگشتن آن می‌دهند.

پیشرفت‌های تکنولوژی امید به استفاده از رمز ارزها در تراکنش‌های روزمره را افزایش داده است. تعداد نودهای شبکهٔ صاعقه بیت کوین از ابتدای امسال چند برابر شده است. مبادلات زنجیره‌ای (Cross-chain) متقابل، تراکنش‌های یکپارچه با شبکه‌های بلاک چین دیگر رمز ارزها را امکان‌پذیر می‌کند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شبکه صاعقه بیت کوین می‌توانید از مطلب آموزشی «شبکه لایتنینگ بیت کوین» دیدن نمایید.

اکوسیستم بیت کوین همچنین با مجموعه‌ای از محصولاتی که موارد استفاده آن را گسترش می‌دهد، به رشد خود ادامه می‌دهد. علاوه بر تجارت با بیت کوین، می‌توانید از آن به‌عنوان وثیقه برای وام استفاده کنید و یا با آن جواهرات خریداری کنید. براساس برخی گزارش‌ها، مشاغل کوچک و متوسط نیز استفاده از شبکهٔ بلاک چین بیت کوین را برای انتقال الکترونیکی ارز آغاز کرده‌اند زیرا هزینهٔ کمتری دارد.

چه چیزهایی با بیت کوین می‌توان خرید؟

اما تنظیم مقررات در حوزهٔ رمز ارزها در سراسر جهان از طرف دولت‌ها و سازمان‌های مختلف می‌تواند به بزرگ‌ترین برگ برندهٔ بیت کوین تبدیل شود.

حتی بعد از اینکه معامله صندوق های قابل معامله بیت کوین (Bitcoin ETFs) توسط سازمان اوراق بهادار آمریکا (SEC) مورد پذیرش قرار نگرفت، موضع قانونگذاران نسبت به بیت کوین کمی نرمتر شده است. بیت بحث در مورد بیت کوین و سایر رمز ارزها، درکنفرانس های (Fintech (Financial Technology و در میان نمایندگان سازمان اوراق بهادار آمریکا (SEC)، به موضوعی داغ تبدیل شده است.

نظر نمایندگان سازمان اوراق بهادار آمریکا دربارهٔ رمز ارزها از حالت انتقاد به کل این اکوسیستم تقلیل‌یافته و به موضع شفافیت در مورد وضعیت برخی رمز ارزها تغییر کرده است. در حالی که سازمان اوراق بهادار آمریکا پرونده‌هایی از کلاهبرداری و دست‌کاری در رمز ارزها را کشف کرده است، این سازمان، همچنین در تلاش بوده است که بازیگران اکوسیستم رمزارزها را به استفاده صحیح از این تکنولوژی تشویق کند.

 نتیجه: فواید بیت کوین

نتیجه این است که بالاخره از درون هرج‌ومرج اکوسیستم بیت کوین، نظم و ترتیبی شروع به ظهور کرده است. تشکیل سازمان‌های خود نظارتی برای مبادلات رمز ارزها یک شروع خوب است. ورود غول‌های بیمه، مانند Lloyds of London، به این اکوسیستم توسعهٔ دیگری است که باعث می‌شود نگرانی‌های سرمایه‌گذاران -که در غیر این صورت محتاطانه سرمایه‌گذاری می‌کنند – برطرف شود. تعداد زیادی از محصولات سرمایه‌گذاری جدید، از صندوق‌های شاخص تا حساب‌های بازنشستگی، در حال ورود به اکوسیستم رمز ارزها می‌باشند.

پایداری اکوسیستم رمز ارزها

گفته می‌شود که مؤسسات سرمایه‌گذاری در حال ایده گرفتن از سرمایه‌گذاری در بیت کوین هستند. ورود وال استریت می‌تواند یک رویداد تعیین‌کننده از نقطه‌نظر نقدینگی در اکوسیستم رمز ارزها باشد زیرا برخلاف سرمایه‌گذاران خرده‌فروش و معامله‌گران کوتاه‌مدت، آنها برای بلندمدت سرمایه‌گذاری می‌کنند و می‌توانند نقش مهمی در تثبیت قیمت‌ها ایفا کنند.

به انتهای مقاله «آیا بیت کوین بی فایده است؟» رسیدیم، برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نقش وال‌استریت در پایداری رمزارزها می‌توانید از مطلب آموزشی «آیا وال‌استریت می‌تواند اکوسیستم رمزارزها را نابود کند؟» دیدن نمایید.

الگوی شمعی پوشاننده صعودی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی شمعی پوشاننده صعودی (Bullish Engulfing Pattern) یک الگوی بازگشتی با دو کندل است. کندل دوم بدون در نظر گرفتن طول سایه‌ها، بدنه (real body) کندل اول را به‌طور کامل پوشش می‌دهد. الگوی شمعی پوشاننده صعودی در انتهای روند نزولی ظاهر می‌شود و ترکیبی از یک کندل سیاه رنگ نزولی (Bearish Candle) است که به دنبال آن یک کندل سفید صعودی (Bullish – Hollow Candle) بزرگ‌تر می‌آید. در کندل دوم این الگو، قیمت پایین‌تر از سطح قبلی باز می‌شود، اما فشار خرید قیمت را به سطحی بالاتر از سطح قبلی سوق می‌دهد و خریداران بازار را در دست می‌گیرند. توصیه می‌شود وقتی قیمت بالاتر از حد بالای کندل پوشاننده دوم حرکت کرد، به پوزیشن خرید (long)‌ وارد شوید. این عمل را البته زمانی انجام دهید که بازگشت قیمت از روند نزولی تأیید شود.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد الگوهای نمودار ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال» را مطالعه نمایید.

یک الگوی پوشاننده صعودی زمانی می‌تواند شناسایی شود که یک کندل سیاه کوچک، در کندل بعد توسط یک کندل سفید پوشیده (engulf) شده و روند صعودی را نشان دهد، بدنهٔ آن‌ها به‌طور کامل با یکدیگر هم‌پوشانی داشته و بدنهٔ کندل روز قبل به‌طور کامل توسط کندل جدید پوشیده می‌شود.

مثال الگوی پوشاننده صعودی

نکات مهم:

  • الگوی شمعی پوشاننده صعودی یک الگوی کندلی می‌باشدکه وقتی کندل سیاه کوچک (نزولی) در روز بعد توسط یک کندل بزرگ سفید پوشیده می‌شود، شکل می‌گیرد. در این حالت بدنهٔ کندل مشکلی به‌طور کامل توسط کندل سفید صعودی پوشیده می‌شود.
  • الگوهای پوشاننده صعودی وقتی که بیش از چهار – یا بیشتر – کندل سیاه تشکیل شده باشند، می‌توانند برگشت قیمتی را با احتمال بالاتری نشان دهند.
  • سرمایه‌گذاران در حین سرمایه‌گذاری باید علاوه بر کندل‌های تشکیل‌دهندهٔ این الگو، کندل‌های قبلی را نیز مورد بررسی قرار دهند.

یک الگوی پوشاننده چه چیزهایی به شما می‌گوید؟

یک الگوی شمعی پوشاننده صعودی نباید صرفاً به‌عنوان یک کندل سفید که نشان‌دهندهٔ حرکت صعودی قیمت است، به دنبال یک کندل سیاه  که نمایانگر حرکت نزولی قیمت است تعبیر شود. برای شکل‌گیری الگوی شمعی پوشاننده صعودی، قیمت در کندل دوم باید در نقطه‌ای پایین‌تر از قیمت بسته‌شدهٔ کندل اول باز شود و اگر شکاف قیمتی‌ به سمت پایین (Gap Down) وجود نداشته باشد، بدنهٔ کندل سفید فرصتی برای درگیر کردن بدنهٔ کندل سیاه روز قبل نخواهد داشت.

شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

از آنجا که قیمت در کندل دوم، پایین‌تر از قیمت بسته‌شدهٔ کندل اول باز می‌شود و بالاتر از قیمت بازشدهٔ کندل اول بسته می‌شود، کندل سفید در یک الگوی شمعی پوشاننده صعودی (Bullish Engulfing Pattern) نشان‌گر روزی است که فروشندگان (bears) فقط در اول بازهٔ کندل قیمت سهام را کنترل می‌کنند، تا زمانی که خریداران (Bulls) کنترل قیمت را تا اتمام روز برعهده بگیرند.

کندل سفید این الگو، به‌طور معمول دارای یک سایهٔ بالاییِ کوچک است. این بدان معناست که قیمت سهام در بالاترین حد خود یا نزدیک آن بسته شده‌اند. این نشان می‌دهد که صعود قیمت تا زمان بسته شدن قیمت در بازار ادامه داشته است. عدم وجود سایهٔ فوقانی این احتمال را ایجاد می‌کند که روز بعد کندل سفید دیگری ایجاد شود که در محدوده‌ای بالاتر از الگوی شمعی پوشاننده صعودی بسته شود، اگرچه این احتمال نیز وجود دارد که روز بعد، کندل نزولی ایجاد شود. از آنجا که الگوهای پوشاننده صعودی تمایل به نشان دادن بازگشت قیمتی روند را دارند، تحلیل‌گران توجه ویژه‌ای به آنها نشان می‌دهند.

نمونه‌ای از الگوی پوشاننده صعودی

به‌عنوان نمونه، بیایید سهام شرکت فیلیپ موریس (NYSE: PM) را در نظر بگیریم. سهام این شرکت در سال 2011 در یک روند صعودی به حرکت خود ادامه می‌داد. اما در سال 2012، سهام در حال عقب‌نشینی از سقف‌های قیمتی سابق خود بود. در تاریخ 13 ژانویه 2012، یک الگوی شمعی پوشاننده صعودی رخ داد. قیمت سهم در طی آن روز از 76.22 دلار در شروع روز، به 77.32 دلار در پایان روز رسید. با این حال کمی بعدتر، که در عکس زیر نمایش داده شده است، یک کندل صعودی قوی (Bullish Candle) افت روزهای قبلی را جبران کرد و در آنجا قیمت سهام در سطحی بالاتر از روزهای قبلی خود بسته شدند. این نشان‌گر این موضوع بود که خریداران هنوز در بازار فعال بوده و ممکن است موج دیگری در روند صعودی رخ دهد.

مثال الگوی پوشاننده صعودی بر روی چارت

بازگشت‌ها در الگوی شمعی پوشاننده صعودی چگونه ایجاد می‌شوند؟

سرمایه‌گذاران باید علاوه بر توجه به دو کندلی که الگوی شمعی پوشاننده صعودی را تشکیل می‌دهند، به کندل‌های  قبلی نیز نگاه کنند. این باعث ایجاد تصویری بزرگ‌تر و واضح‌تر از اینکه آیا الگوی شمعی پوشاننده صعودی یک بازگشت روند واقعی را نشان می‌دهد یا خیر، ارائه می‌دهد.

الگوهای پوشاننده صعودی هنگام وقوع چهار کندل استیک سیاه یا بیشتر‌، یک اخطار بازگشت صادر می‌نماید. هر چه کندل استیک‌های نزولی قبلی بیشتر باشد، احتمال ایجاد یک بازگشت قیمتی در روند بیشتر می‌گردد، که این خود توسط یک کندل استیک سفید دوم که بالاتر از کندل پوشاننده صعودی بسته می‌شود، تأیید می‌شود.

بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

چگونه براساس الگوی شمعی پوشاننده صعودی عمل کنیم؟

معامله‌گران می‌خواهند بدانند که آیا الگوی شمعی پوشاننده صعودی نشان‌دهندهٔ تغییر تمایلات و احساسات بازار (Sentiment) است یا خیر. اگر حجم به همراه قیمت افزایش یابد، معامله‌گران ممکن است در زمانی نزدیک به بسته شدن کندل دوم الگوی شمعی پوشاننده صعودی، خرید خود را انجام داده و انتظار ادامهٔ حرکت روبه‌بالا را در کندل بعدی داشته باشند. معامله‌گران محافظه‌کار ممکن است تا روز بعد صبر کنند، و معاملات سودآوری را با اطمینان بیشتر از بازگشت روند در آغاز انجام دهند.

تفاوت بین یک الگوی شمعی پوشاننده صعودی و الگوی شمعی پوشاننده نزولی چیست؟

این دو الگو مخالف یکدیگرند. یک الگوی شمعی پوشاننده نزولی پس از یک روند صعودی قیمت رخ می‌دهد و حرکت قیمتی رو به پایین را نشان می‌دهد. در اینجا کندل اول، در الگوی دو کندلی، یک کندل روبه‌بالا است. کندل دوم کندل بزرگ‌تری است، با بدنهٔ واقعی که بدنهٔ کندل کوچک‌تر را کاملاً درگیر می‌کند.

محدودیت‌های استفاده از یک الگوی شمعی پوشاننده صعودی چیست؟

الگوی  پوشاننده صعودی می‌تواند یک سیگنال قدرتمند باشد، به‌خصوص هنگامی که با روند فعلی قیمت ترکیب شوند. با این وجود این الگوها بی‌اشتباه نیستند. الگوهای پوشاننده بیشتر در حرکت قیمت نزولی مفید هستند زیرا این الگو به‌وضوح تغییر حرکت به سمت بالا را نشان می‌دهد. اگر حرکات قیمتی (Price Action) متلاطم باشد، از صحت و اعتبار الگوی شمعی پوشاننده صعودی خواهد کاست.

کندل دوم یا کندل پوشاننده ممکن است دارای حجم معاملاتی بالا باشد. در صورت تمایل به معامله در این الگو، معامله‌گر می‌تواند از دستور حد ضرر استفاده کند. سود احتمالی این معامله ممکن است ریسک آن را توجیه نکند.

تعیین سود بالقوه با الگوهای پوشاننده می‌تواند مشکل باشد، زیرا کندل استیک‌ها هدف قیمتی را ارائه نمی‌دهند. در عوض، معامله‌گران برای انتخاب یک هدف قیمتی یا تعیین زمان خروج از یک معاملهٔ سودآور، باید از روش‌های دیگری مانند اندیکاتورها یا تحلیل‌های روندی استفاده کنند.

چرا ممکن است هک ها برای صنعت رمز ارز ها خوب باشند؟

علی‌رغم هک ها و سرقت‌های انجام شده در دنیای رمز ارزها، محبوبیت فضای رمز ارزها و سطح علاقه سرمایه‌گذاران دلایلی هستند که باعث شده شده‌اند تا دنیای توکن‌های دیجیتالی به طور کامل سقوط نکند.

حتی اکنون و پس از گذشت سال‌ها از به وجود آمدن فضای رمز ارزها و کسب محبوبیت وسیع در سطح جهان، متخصصان تخمین زده‌اند که روزانه میلیون‌ها سکه و توکن به سرقت می روند.

اغلب اوقات، عناوین خبرها به آخرین سرقت یا هک یک صرافی در مقیاس بزرگ یا یک کیف پول دیجیتال در دنیا اختصاص دارد. با این وجود و بدون توجه به عدم قطعیت‌هایی نظیر تهدیدهای امنیتی، هنوز هم سرمایه‌گذاران قصد ادامه سرمایه‌گذاری پول‌های خود در اکوسیستم رمز ارزها را دارند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اکوسیستم رمز ارزها مقاله آموزشی «پایداری اکوسیستم رمز ارزها» را مطالعه نمایید.

در حالی که ممکن است پس از این اتفاقات بازارها شاهد رکود باشند، اما به نظر می‌رسد که این رکودها کوتاه مدت و مقطعی باشند. گزارشی در Zycrypto  پیشنهاد می‌کند که ممکن است هک ها و سایر حملات انجام شده به فضای ارزهای دیجیتالی به طور کلی مفید باشند.

هک ها و پاداش‌ها

زمانی که هک های پر سر و صدا رخ می‌دهد، بسیاری از شرکت‌ها و توسعه‌دهندگان حاضر در دنیای رمز ارزها (که چه به صورت مستقیم با این رویداد درگیر باشند یا خیر) هیئتی جهت ارزیابی پیامدها و مسائل امنیتی تشکیل می‌دهند.

نمونه این اتفاق زمانی رخ داد که در ماه می 2018 میلادی شرکت سایبری-امنیتی Qihoo 360 یک ضعف جدی در پلتفرم EOS را شناسایی کرد.

بیت کوین چیست؟

در پاسخ به این مشکل، بنیانگذار رمزارز ترون، جاستین سان، فرصت ارزیابی مجدد عملیات‌های امنیتی شرکت را به دست آورد. پس از آن، ترون بیانیه‌ای در خصوص سیاست‌ها و اولویت‌های امنیتی خود ارائه کرده و باگ‌های موجود در امنیت برنامه خود را تقویت کرد. این شرکت همچنین جایزه‌ای را جهت شناسایی مسائل امنیتی موجود در پلتفرم اختصاص داد.

برای دیدن قیمت لحظه‌ای رمز ارز ترون از «قیمت ترون» دیدن نمایید.

حملات و تکامل

EOS و ترون دو رمزارزی هستند که یا خود مجبور به واکنش به تهدید‌های امنیتی شده یا از تجربیات دیگر شرکت در پاسخگویی به این گونه تهدیدها استفاده کرده‌اند.

وبسایت Zycrypto  استدلال می‌کند که صرف‌نظر از تکنولوژی موجود و از آنجایی که مسئله هک کردن همواره وجود خواهد داشت، چنین هک هایی الهام‌بخش توسعه تکامل در فضای رمز ارزها می‌شود.

در جهانی بر مبنای “بقای اصلح”، سکه‌ها،‌ صرافی‌ها و شرکت‌هایی که در مقابله با این تهدیدها به خوبی تجهیز نشده باشند یا مشتریان خود را از دست خواهند یا به طور کامل از فضای این بازار خارج خواهند شد.

در این فضای پر از تهدید، تنها ایمن‌ترین سکه‌ها، توکن‌ها و شرکت‌ها باقی خواهند ماند. همچنین در این فضا تنها بهترین اَپ‌ها و بلاک‌چین‌ها در نهایت به حیات خود ادامه خواهند داد و ناگزیر از رشد و پیچیده‌تر شدن هک ها به توسعه و ارتقای خود ادامه خواهند داد.

چرا ممکن است هک‌ها برای صنعت رمزارزها خوب باشند؟
علی‌رغم هک ها و سرقت‌های انجام شده در دنیای رمز ارزها، محبوبیت فضای رمز ارزها و سطح علاقه سرمایه‌گذاران دلایلی هستند که باعث شده شده‌اند تا دنیای توکن‌های دیجیتالی به طور کامل سقوط نکند. حتی اکنون و پس از گذشت سال‌ها از به وجود آمدن فضای رمز ارزها و کسب محبوبیت وسیع در سطح جهان، متخصصان تخمین زده‌اند که روزانه میلیون‌ها سکه و توکن به سرقت می روند. اغلب اوقات، عناوین خبرها به آخرین سرقت یا هک یک صرافی در مقیاس بزرگ یا یک کیف پول دیجیتالی در دنیا اختصاص دارد. با این وجود و بدون توجه به عدم قطعیت‌هایی نظیر تهدیدهای امنیتی، هنوز هم سرمایه‌گذاران قصد ادامه سرمایه‌گذاری پول‌های خود در اکوسیستم رمز ارزها را دارند.

رئیس و مدیر عامل BlockStar، کریستین فری، پیشنهاد می‌کند که هک های امروز به راه‌حل‌های امنیتی فردا تبدیل خواهد شد. “مانند هر فناوری، اگرچه هک شدن در کوتاه مدت دردناک خواهد بود اما نقش اصلی در تقویت اکوسیستم رمز ارزها را ایفا کرده و منجر به ایمن‌تر شدن آن می شود. همین ایمن‌تر شدن کلیدی برای اقبال عمومی خواهد بود”.

قیمت ایاس

مدیر عامل و بنیانگذار Sagewise، امی وان، با این موضوع موافق است. او خاطر نشان می‌کند که “علی‌رغم تمام هک ها، همواره انجمنی برای علاقمندان رمز ارزها وجود خواهد داشت. اما تا زمانی که فناوری بلاک چین و صنعت رمز ارزها موفق به حل این مسائل بنیادین و زیربنایی نشده و ایمنی و اطمینان کاربران از انجام تراکنش‌ها را فراهم نکنند وارد جریان اصلی تجارت نخواهند شد”.

ترون تنها رمزارزی نیست که برای کشف باگ‌های احتمالی و ضعف‌های امنیتی جایزه تعیین کرده است. روزانه به تعداد نهادهایی حاضر در فضای رمزارزی که از این استراتژی استفاده می‌کنند افزوده می‌شود.

در حالی که بعید است این فرآیند منجر به متوقف کردن تمام هک ها شود اما این روند از طریق کمک به ارتقای امنیت کل فضای رمز ارزها، به افزایش امنیت سکه‌های متعلق به افراد و شرکت‌ها نیز کمک خواهد کرد.

بدون وجود امنیت، بعید است رمز ارزها از پایداری و ثبات لازم جهت ورود به جریان اصلی تجارت برخوردار شوند. در میان مدت و با وقوع هک ها، رهبران نوظهور در جهان رمز ارزها برای ارائه ایمن‌ترین و امن‌ترین محصول ممکن تلاش خواهند کرد.

اگر سوال و یا نظری در مورد این مقاله دارید آن را در قسمت دیدگاه‌ها با ما به اشتراک بگذارید.