Skip to main content

آیا حجم بالای مبادلات رمزارزها یک کلاه‌برداری است؟

در مدت زمان نسبتاً کوتاهی که از به وجود آمدن صنعت رمزارزها می‌گذرد این صنعت به‌چنان حجم بالایی از مبادلات و تراکنش‌ها دست‌ یافته که توانسته حسادت بازارهای سهام معمولی را برانگیزد. بیت‌کوین را در نظر بگیرید، این رمزارز اولین بار در سال 2009 به جهانیان معرفی شد. در سه ماههٔ اخیر حجم روزانه مبادلات این رمزارز بین 3 تا 6 میلیارد دلار بوده است. در همین بازهٔ زمانی حجم مبادلات شرکت جنرال الکتریک (GE) که در سال 1962 در فهرست شرکت‌های ثبت شده قرار گرفت حدود یک میلیارد دلار بود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد رمز ارزها می‌توانید از مطلب آموزشی «رمز ارز چیست؟» دیدن نمایید.

چگونه صرافی‌های رمزارزی که به‌عنوان ذی‌نفع اصلی حجم بالای مبادلات شناخته می‌شوند (به دلیل دریافت هزینه‌های معاملاتی) چنین ارقام بالایی را ثبت می‌کنند؟ تحلیل‌گران و روزنامه‌نگاران به تحلیل‌وبررسی دفتر سفارش موجود در صرافی‌ها پرداخته و در حال اعلام جنگ (مخالفت) در خصوص این موضوع هستند.

علت عدم تطابق در مشوق‌ها و بازدیدهای وب‌سایت چیست؟

در مقاله‌ای که اخیراً در نشریه بلومبرگ به چاپ رسیده به اختلالات و بی‌قاعدگی موجود در حجم مبادلات صرافی رمزارز بیت‌فارکس در کشور سنگاپور اشاره شده است. در این صرافی یک برنامهٔ تشویقی وجود دارد که به هزینه‌های معاملاتی (تراکنش‌ها) که از طرف صرافی‌ها و برای کاربران پرداخت شده متصل شده‌ است. به ازای صرف یک دلار در هزینه‌های معاملاتی، برنامهٔ استخراج تراکنش به کاربران پیشنهاد پرداخت 1.20 دلار توکن را ارائه می‌کند. با توجه به این پیشنهاد، بسیاری از کاربران اقدام به ایجاد چندین حساب کاربری بر روی پلتفرم کرده و اغلب از برنامه‌های الگوریتمی که با نام ربات‌ها شناخته می‌شوند برای افزایش حجم مبادلات بین حساب‌های خودشان استفاده می‌کنند. با این کار، این افراد می‌توانند توکن‌های زیادی کسب کنند. اگر ارزش توکن‌های توزیع‌شده افزایش یابد، آن‌گاه این تراکنش‌ها به تراکنش‌هایی سودمند تبدیل خواهند شد. به چنین مبادلاتی مبادله (تجارت) شستشو می‌گویند.

آیا حجم بالای مبادلات رمزارزها یک کلاه‌برداری است؟

در حال حاضر وزارت دادگستری آمریکا تحقیقاتی را در خصوص صرافی‌های رمزارزی آغاز کرده است. کالوین چنگ که به عنوان کارآفرین در کشور سنگاپور فعالیت می‌کند به نشریهٔ بلومبرگ گفت بیشتر مبادلات انجام شده در صرافی‌های رمزارزی “جعلی” هستند. شرکت سرمایه‌گذاری اترنا یک شرکت سرمایه‌گذاری در زمینهٔ فناوری بلاک‌چین است. بنیان‌گذار این شرکت، آسیم احمد، گفت حتی بزرگ‌ترین صرافی‌های رمزارزی نیز در زمینهٔ اعلام حجم دقیق مبادلات قابل‌اعتماد نیستند. نشریهٔ بلوبرگ در زمینهٔ عدم‌همبستگی بین تعداد بازدیدهای یک وب‌سایت و حجم مبادلات نیز مخالفت خود را اعلام نموده است. صرافی‌های رمزارزی با تعداد کمی بازدید از وب‌سایت، مبادلاتی را گزارش می‌کنند که حجم آن‌ها به میلیاردها دلار می‌رسد. براساس گزارش نشریهٔ بلومبرگ، سایت کوین مارکت کپ تنها 40 درصد مبادلات انجام شده در 30 صرافی برتر را رتبه‌بندی می‌کند. این وب‌سایت در زمینهٔ جمع‌آوری قیمت رمزارز‌هایی که از 8 حوزه با بالاترین نسبت حجم مبادلات به دست می‌آیند فعالیت دارد. مجدداً، در بیت‌فارکس ارتباطی بین تعداد بازدیدهای گزارش‌شده از وب‌سایت و حجم تراکنش‌های آن وجود ندارد. Liquid، یک صرافی ژاپنی است که در نشریه بلومبرگ از آن به‌عنوان دیگر متهم موجود در زمینه عدم تطابق بین مشوق‌ها و تعداد بازدیدهای وب‌سایت یاد می‌شود. این نشریه بیان می‌کند که تعداد حجم‌های بالای مبادلاتی در بازار رمزارزها ممکن است ناشی از تریدرهای (معامله‌گران) خودکار باشد که به‌طور معمول به جای مراجعه به وب‌سایت، مبادلات خود را با استفاده از الگوریتم‌ها انجام می‌دهند.

چرا حجم بالای مبادلات مهم است؟

صرافی‌های رمزارزی با حجم‌های بالای مبادلاتی در راستای دستیابی به دو هدف به ما کمک می‌کنند. اول،‌ در یک فروش قابل‌توجه، این صرافی‌ها به جلوگیری از کاهش یا افزایش شدید قیمت‌ رمزارزها کمک می‌کنند. دوم، این صرافی‌ها گواهی مبنی بر قابل‌اعتماد بودن پلتفرم رمزارزی و شاخص اعتماد کاربر در یک صنعت مبتدی بوده که به محور اصلی رسوایی‌ها و کلاه‌برداری‌ها تبدیل شده است. حجم‌های مبادلاتی به‌عنوان شاخص‌های مهم در جابه‌جایی قیمت نیز شناخته می‌شوند: افزایش حجم مبادله عموماً به‌عنوان پیش‌اعلانِ یک حرکت قیمتی بزرگ تلقی می‌شود.

آیا حجم بالای مبادلات رمزارزها یک کلاه‌برداری است؟

این اولین بار نیست که صرافی‌های رمزارزی به جعل ارقام مربوط به حجم مبادلات متهم می‌شوند. در پستی که اوایل امسال منتشر شد، سیلواین رایبز دریافت زمانی که یک معامله رمزارز به ارزش 50,000 دلار انجام شد، OKEx یک خطای بزرگ را نشان داد. OKEx یک صرافی چینی است که در بین صرافی‌ها با بالاترین حجم‌های مبادلاتی قرار دارد. زمانی که وی حجم معامله را تا 20000 دلار کاهش داد، بازهم نتایج مشابه با حالت قبلی بود. رایبز به این نتیجه دست یافت که حدود 93 درصد از حجم معاملات OKEx جعلی است.

بررسی‌های انجام شده در سایر صرافی‌های رمزارزی نیز همین نتایج را نشان می‌دهند. در صرافی هوبی که یکی از دیگر از صرافی‌های بزرگ چین است، وی تخمین زد که 81.2 درصد حجم مبادلات این صرافی نیز جعلی است. بررسی‌های انجام شده بر روی HitBTC و بایننس که مسلماً به‌عنوان بزرگترین پلتفرم مبادلاتی شناخته می‌شود نیز همین مقدار خطا را نشان داد.

رمزنگاری چه نقشی در صنعت رمز ارزها ایفا می‌کند؟

به لطف داشتن ویژگی‌هایی چون ماهیت غیرمتمرکز، ایمن و ناشناس بودن، رمز ارزهایی مانند بیت کوین و اتریوم محبوبیت و شهرت زیادی کسب کرده‌اند. این ویژگی‌ها از معماری نظیربه‌نظیر پشتیبانی کرده و امکان انتقال وجوه و سایر دارایی‌ها دیجیتال بین دو فرد را بدون وجود سازمان مرکزی میسر می‌کند.

چگونه این سیستمِ خودکار و ناشناسِ رمز ارزی اطمینان کسب می‌کند که تمام تراکنش‌ها با اصالت و دقت کافی و بدون هیچ‌گونه مداخله‌ای پردازش شوند؟

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد رمز ارز می‌توانید از مطلب آموزشی «رمز ارز چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی رمز ارزها:

  • برای حفظ امنیت و صحت رمز ارزها، بیت کوین و سایر رمز ارزهایِ برمبنای بلاک چین، بر روش‌های رمزنگاری تکیه داشته و یک “رمز” بر روی نام این صنعت قرار می‌دهند.
  • رمزنگاری همان روش ریاضیاتی و محاسباتی رمزگذاری و رمزگشایی داده‌ها است.
  • بیت‌کوین از سه روش رمزنگاری مختلف استفاده می‌کند. یکی از این روش‌ها به تولید جفت‌ کلیدها عمومی-خصوصی اختصاص دارد. یکی از سه روش دیگر نیز برای “استخراج” رمز ارز استفاده می‌شود.

استخراج بیت کوین

“رمز” در رمزنگاری چه مفهومی دارد؟

واژه “رمز” از نظر ادبی به‌معنای پنهان کردن یا مخفی کردن است. در این بخش و به‌طور کلی در صنعت رمز ارز‌ها واژهٔ رمز به‌معنای ناشناس است. بسته به پیکربندی، فناوری رمزنگاری پیاده‌سازی شده از شبه‌ناشناس بودن و ناشناس بودن کاربران اطمینان کسب می‌کند. در اصل، رمزنگاری امنیت تراکنش‌ها و شرکت‌کنندگان را مستقل از عملیات‌هایی که از طرف سازمان مرکزی کنترل می‌شوند تضمین کرده و اجازه تحمیل شدن هزینه‌های اضافی به کاربران را نمی‌دهد.

رمزنگاری چه نقشی در صنعت رمز ارزها ایفا می‌کند؟

از فناوری رمزنگاری (مرجع) برای اهداف مختلفی استفاده می‌شود. از جملهٔ این اهداف می‌توان به ایمن‌سازی و تضمین تراکنش‌های موجود در شبکه، کنترل تولید واحدهای ارزی جدید و تأیید (اعتبارسنجی) انتقال دارایی‌های جدید و توکن‌ها اشاره کرد.

اکنون بیایید تراکنش‌های رمز ارزی را با تراکنش‌های موجود در جهان واقعی مانند امضای یک چک بانکی که به امضای شما نیاز دارد مقایسه کنیم. یک امضای ایمن و قابل اعتماد می‌بایست از ویژگی‌های زیر برخوردار باشد:

  • این امضا می‌بایست از طرف دیگران قابل تأیید بوده تا اثبات شود که این امضا به شما تعلق دارد.
  • این امضا می‌بایست غیرقابل جعل باشد به‌گونه‌ای که دیگران قادر به جعل آن نباشند.
  • این امضا می‌بایست از هرگونه امکان انکار و رد توسط امضاکننده مصون باشد. در این صورت تعهدنامه‌ای را که یک بار امضا کرده‌اید را نمی‌توانید نقض کنید.

با استفاده از تکنیک‌های رمزنگاری و کلیدهای رمزنگاری،‌ رمز ارزها از مفهوم امضاهای موجود در جهان تقلید و پیروی می‌کنند. روش‌های رمزنگاری از رمز(کد)های پیشرفته ریاضیاتی برای ذخیره و انتقال مقادیر داده در یک فرمت ایمن استفاده می‌کند. این فرمت ایمن از این موضوع که داده‌ها به چه کسی تعلق داشته و یا تراکنش‌ها با چه هدفی انجام می‌شوند اطمینان حاصل کرده و قادر به دریافت، خواندن و پردازش همین داده‌ها و تراکنش‌ها می‌باشند. مانند امضاهای موجود در جهان، این فرمت از اصالت و صحت تراکنش‌ها و شرکت‌کنندگان نیز اطمینان کسب می‌کنند.

فناوری رمزنگاری چگونه کار می‌کند؟

به دریافت سیگنال‌های رادیویی از طریق رادیوی اتومیبلتان که این امکان را به شما می‌دهد تا به برنامه‌های در حال پخش گوش کنید، فکر کنید. این برنامه در حال پخش یک اعلان عمومی است و در دسترس همگان قرار می‌گیرد. در مقابل، به ارتباطات سطح دفاعی مانند آنچه  بین سربازان در یک مأموریت رزمی برقرار می‌شود فکر کنید. این ارتباط رمزگذاری‌شده خواهد بود. پیام‌های ردوبدل شده در این ارتباط به جای اینکه در دسترس کل افراد جهان قرار گیرد، تنها توسط شرکت‌کنندگان هدف دریافت و شناسایی خواهد شد. رمزنگاری موجود در صنعت رمز ارزها نیز به همین طریق عمل می‌کند.

رمزنگاری چه نقشی در صنعت رمز ارزها ایفا می‌کند؟

اگر بخواهیم این موضوع را به ساده‌ترین شکل ممکن بیان کنیم باید بگوییم که رمزنگاری یک تکنیک برای ارسال ایمن پیام بین دو یا چند شرکت‌کننده است. فرستنده، یک پیام را با استفاده از یک نوع کلید و الگوریتم رمزگذاری پنهان کرده و این پیام رمزگذاری شده را به گیرنده ارسال می‌کند. پس از دریافت پیام، گیرندهٔ آن را رمزگشایی کرده تا بتواند پیام اصلی را تولید کند.

کلیدهای رمزگذاری به‌عنوان مهمترین جنبهٔ رمزنگاری شناخته می‌شوند. این کلیدها قادرند تا پیام، تراکنش یا مقدار داده را برای خواننده یا گیرنده غیرمجاز به‌صورت ناخوانا درآورند. این پیام‌ها تنها توسط گیرندهٔ هدف قابل خواندن و پردازش هستند. کلید‌ها، اطلاعات را به‌صورت رمز یا پنهان درمی‌آورند.

بسیاری از رمز ارزها مانند بیت‌کوین ممکن است در ارسال پیام‌های خود به‌صورت صریح از ارسال چنین رمزها یا همان پیام‌های رمزگذاری شده استفاده نکنند، زیرا بیشتر اطلاعاتی که در تراکنش‌های مربوط به بیت کوین نقش دارند تا حدی عمومی هستند. با این حال، انواع جدیدی از رمز ارزها مانند زدکش (Zcash) و مونرو (Monero) وجود دارند که از اَشکالِ مختلف رمزگذاری موجود در فناوری رمزنگاری استفاده می‌کنند. هدف این رمز ارزها از این کار، ایمن و ناشناس نگه‌داشتن جزئیات تراکنش‌ها در طول انتقال است.

تراکنش های بیت کوین چگونه کار می کنند؟

برخی از ابزارها که به‌عنوان بخشی از رمزنگاری توسعه و ارتقا یافته‌اند از اهمیت زیادی در عملیات‌های مربوط به رمز ارزها برخوردار هستند. حتی اگر بیت کوین به‌طور مستقیم از پیام‌های مخفی شده استفاده نکند، این ابزار که شامل توابع هش و امضاهای دیجیتال هستند بخش جدایی‌ناپذیر پردازش بیت‌کوین را شکل می‌دهند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد هش می‌توانید از مطلب آموزشی «هش چیست؟» دیدن نمایید.

در فناوریِ رمزنگاری، انواعِ روش‌هایِ رمزنگاریِ به‌کار رفته در روش‌هایِ چندگانهٔ رمز ارزها، جهتِ رمزگذاری وجود دارند.

رمزگذاری متقارن اولین روش به‌کاررفته در صنعت رمز ارزها می‌باشد. این روش از همان کلید پنهان برای رمزگذاری پیام خام در مبدأ، ارسال پیام رمزگذاری شده به‌گیرنده و سپس رمزگشایی پیام در مقصد استفاده می‌کند. بیان حروف الفبا به‌صورت رمزگذاری شده از مثال‌های ساده در این زمینه است. در این مثال A معادل عدد 1، B معادل عدد 2 و … است. یک پیام مانند HELLO (سلام) به صورت عدد 0805121215 رمزگذاری شده و به گیرنده‌(گان) ارسال می‌شود. زمانی که پیغام به دست گیرنده رسید، وی با استفاده از روش معکوس اقدام به رمزگشایی پیام می‌کند. رمزگشایی این پیام به این صورت خواهد بود: 08 همان حرف H، عدد 05 همان حرف E و … است. با این روش می‌توانیم به محتوای اصلی پیام دست یابیم. پیام “0805121215” تنها در صورتی برای معامله‌گر یا معامله‌گران غیرمجاز، مفید خواهد بود که نسبت به این روشِ رمزگذاری آگاهی و شناخت داشته باشند.

مثال فوق یکی از ساده‌ترین مثال‌های موجود در زمینهٔ رمزگذاری متقارن است. در همین خصوص باید بگوییم که روش‌های رمزگذاری پیچیدهٔ زیادی جهت افزایش امنیت وجود دارد. از مزایای این روش می‌توان به اجرای ساده و سربار عملیاتی کمینه اشاره کرد. به‌رغم داشتن این مزایا، این روش از معضل امنیت کلیدهای به‌اشتراک گذاشته‌شده و مسائل مقیاس‌پذیری رنج می‌برد.

رمزگذاری غیرمتقارن به‌عنوان روش دوم در رمزگذاری عملیات‌های مربوط به صنعت رمز ارز شناخته می‌شود. این روش از دو کلید متفاوت عمومی و خصوصی برای رمزگذاری و رمزگشایی داده‌ها استفاده می‌کند. کلید عمومی می‌تواند به‌صورت آشکار پخش شود، مانند آدرس گیرنده وجه. این در حالی است که کلید خصوصی تنها از طرف صاحب آن قابل شناسایی است. در این روش یک شخص با استفاده از کلید عمومی گیرنده می‌تواند یک پیام را رمزگذاری کند ولی کار رمزگشایی همین پیام تنها می‌تواند توسط کلید خصوصی گیرنده صورت بگیرد. این روش دستیابی به دو کارکرد مهم احراز هویت و رمزگذاری در تراکنش رمز ارز‌ها کمک می‌کند. تفاوت روش اول و دوم در این است که در روش اول نحوهٔ رمزگشایی پیام به این صورت است که کلید عمومی می‌تواند کلید خصوصی جفت شده برای فرستنده اصلی پیام را تأیید کند. این در حالی است که در روش دوم تنها دارندهٔ کلید خصوصی جفت شده می‌تواند پیام رمزگذاری شده را رمزگشایی کند.

secp256k1

به عدم تقارن به‌کار رفته در کلید‌های بیت کوین، رمزنگاری منحنی بیضوی می‌گویند. این روش خاص با نام secp256k1 نیز شناخته شده و ظاهراً اولین بار توسط شخصی به نام ساتوشی برگزیده و اجرا شده است. به جز اینکه در آن زمان روشی به جز این روش در دسترس نبود، دلیل خاص دیگری برای انتخاب این روش بیان نشده است.

روش سوم در رمزنگاری روش هشینگ است. از این روش به‌طور مؤثر جهت تأیید صحت داده‌های مربوط به تراکنش‌های موجود در شبکه استفاده می‌شود. این روش ساختار داده‌های بلاک چین یعنی همان رمزگذاری آدرس حساب‌های مردم را حفظ می‌کند. در خصوص ساختار داده‌های بلاک چین باید بگوییم که این ساختار به‌عنوان بخش جدایی‌ناپذیر فرآیند تراکنش‌های رمزگذاری شده که بین دو حساب رخ داده و امکان استخراج بلوکی را فراهم می‌کند، شناخته می‌شود. علاوه بر این، امضاهای دیجیتالی با فراهم کردن این امکان که شرکت‌کنندگان اصلی بتوانند هویت خود را به شبکه اثبات کنند، فرآیند روش‌های رمزنگاری مختلف را تکمیل می‌کنند.

حالت‌های مختلف روش‌های رمزنگاری فوق با سطح سفارشی‌سازی دلخواه را می‌توان در شبکه‌های رمزنگاری مختلف پیاده‌سازی کرد.

جمع‌بندی

ناشناس بودن و پنهان بودن به‌عنوان یک جنبهٔ کلیدی در صنعت رمز ارزها شناخته می‌شوند. روش‌های مختلف به‌کاررفته در تکنیک‌های رمزنگاری از پنهان ماندن فعالیت‌های انجام شده در شبکه توسط شرکت‌کنندگان در سطح دلخواه خودشان اطمینان کسب می‌کنند.

میانگین متحرک نمایی (EMA) در تحلیل تکنیکال چیست؟

یک میانگین متحرک نمایی (Exponential Moving Average – EMA) یک نوع از میانگین‌های متحرک (Moving averages – MA’s) می‌باشد که به اطلاعات اخیر بازار نسبت به اطلاعات قدیمی‌تر وزن و اهمیت بیشتری می‌دهد. میانگین متحرک نمایی همچنین به یک میانگین متحرک وزن‌دار نیز ‌اطلاق می‌گردد. یک میانگین متحرک وزن‌دار واکنش بیشتری نسبت به تغییرات اخیر قیمت نسبت به میانگین‌های متحرک ساده (Simple Moving Averages – SMA) نشان می‌دهد. میانگین‌های متحرک ساده، نسبت به تمامی ‌اطلاعات قیمت – چه اطلاعات اخیر و چه اطلاعات سابق قیمت – واکنش یکسانی نشان می‌دهد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد میانگین متحرک می‌توانید از مطلب آموزشی «میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • میانگین متحرک نمایی یک میانگین متحرک می‌باشد که وزن و اهمیت بیشتری نسبت به اطلاعات اخیر قیمتی نشان می‌دهد.
  • مانند تمامی میانگین‌های متحرک، این اندیکاتور تکنیکال به‌منظور تولید سیگنال‌های خرید یا فروش (Buy or sell signals) بر اساس تقاطع‌های پیش آمده، و همچنین واگرایی‌هایی در رابطه با میانگین‌های تاریخی قیمت را به ما می‌دهد.
  • معامله‌گران معمولاً از انواع متفاوتی از میانگین‌های متحرک نمایی استفاده می‌کنند، مانند میانگین‌های متحرک نمایی ده‌روزه، پنجاه‌روزه، و یا حتی میانگین‌های متحرک نمایی دویست‌روزه.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد واگرایی می‌توانید از مطلب آموزشی «واگرایی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

فرمول میانگین‌های متحرک نمایی

فرمول میانگین‌های متحرک نمایی
فرمول میانگین‌های متحرک نمایی

 

در حالی که انتخابات زیادی برای ضریب هموارسازی وجود دارد، اما معمولاً از ضریب هموارسازی 2 (Smoothing = 2) استفاده می‌شود. این ضریب هموارسازی به آخرین اطلاعات قیمتی وزن بیشتری می‌دهد. اگر ضریب هموارسازی افزایش یابد، باز هم وزن داده شده به اطلاعات اخیر قیمتی افزایش یافته و تأثیر آنها بر میانگین‌های متحرک نمایی بیشتر خواهد شد.

محاسبه میانگین‌های متحرک نمایی

محاسبه میانگین‌های متحرک نمایی (مرجع) نیاز به ملاحظات بیشتری نسبت محاسبه کردن میانگین‌های متحرک ساده دارد. در نظر بگیرید که شما می‌خواهید از اطلاعات قیمتی بیست‌روز برای محاسبه میانگین متحرک نمایی استفاده کنید. بنابراین، شما باید تا روز بیستم صبر کنید تا میانگین متحرک ساده‌تان را بدست آورید. در روز بیست‌ویکم، شما می‌توانید از میانگین متحرک ساده برای روز قبل به‌عنوان اولین میانگین متحرک نمایی روز قبل استفاده نمایید.

محاسبهٔ میانگین متحرک ساده آسان است. این محاسبات بدین شرح انجام می‌شوند: جمع قیمت‌های بسته شدن سهام در طی روزهای منتخب، تقسیم بر تعداد رصد‌های (observations) انجام شده در آن روز. برای مثال، یک میانگین متحرک ساده بیست‌روزه تنها برابر با جمع قیمت‌های پایانی بیست روز اخیر است که تقسیم بر بیست شده‌اند.

سپس، شما باید ضریب وزن‌دهندهٔ میانگینِ متحرک نمایی (Multiplier for smoothing – Weighting – the EMA) را محاسبه کنید، که معمولاً به‌شکلِ این فرمول محاسبه می‌گردد:

برای محاسبه یک میانگین متحرک نمایی بیست‌روزه، ضریب هموارسازی ما باید برابر با 0.0952 = [(20+1)/2] باشد. در نهایت، فرمولی که در ادامه آمده است برای محاسبهٔ میانگینِ متحرک نمایی به کار می‌رود:

(EMA = Closing price x multiplier + EMA (previous day) x (1-multiplier

میانگین متحرک نمایی = (قیمت بسته شدن × ضریب) + (میزان میانگین متحرک نمایی روز قبل × (1- ضریب))

میانگین متحرک نمایی به قیمت‌های اخیر وزن بیشتری می‌دهد، در حالی که میانگین متحرک ساده مقدار وزنی یکسان را برای همهٔ اطلاعات قیمتی در نظر می‌گیرد. این وزن‌دهی به قیمت‌های اخیر تأثیرات بیشتری را در میانگین‌های متحرک نمایی کوتاه مدت (Shorter – period EMA’s)، نسبت به میانگین‌های متحرک نمایی بلندمدت اعمال می‌کند. برای مثال، یک ضریب هموارسازی 18/18 درصدی به قیمت‌های اخیر یک میانگین متحرک نمایی ده‌روزه اعمال شده است، در حالی که این وزن تنها برابر 9/52 درصد یک میانگین متحرک نمایی بیست‌روزه می‌باشد.

میانگین های متحرک نمایی دوگانه در تحلیل تکنیکال چیست؟

به‌طور کلی، انواع متفاوت میانگین‌های متحرک که از قیمت‌های باز شدن، بسته شدن، بالاترین قیمت و یا قیمت میانی روز به‌جای قیمت پایانی روز استفاده می‌کنند، وجود دارد.

میانگین متحرک نمایی
میانگین متحرک نمایی، منبع: Investopedia

میانگین‌های متحرک نمایی چه چیزهایی را به ما می‌گویند؟

میانگین‌های متحرک نمایی دوازده‌روزه و بیست‌وشش‌روزه در تحلیل کوتاه‌مدت از پُرکاربردترین میانگین‌های متحرک می‌باشند. میانگین‌های متحرک دوازده و شانزده‌روزه برای استفاده در ساخت اندیکاتورهایی مانند «اندیکاتورهای همگرایی و واگرایی میانگین‌های متحرک -Moving average convergence divergence – MACD» و «اندیکاتور نوسان‌سنج درصد قیمتی – Percentage Price oscillator – PPO» استفاده ‌می‌شود. به‌طور کلی، اندیکاتورهای میانگین متحرک نمایی پنجاه‌روزه و دویست‌روزه به‌عنوان نشانگرهایی جهت شناسایی روندهای طولانی مدت استفاده می‌شوند. زمانی که قیمت میانگین متحرکی نمایی دویست‌روزه را رد می‌کند، یک سیگنال در مورد بازگشت روند (Trend Reversal) صادر می‌شود.

اندیکاتور همگرایی-واگرایی میانگین متحرک – مکدی – در تحلیل تکنیکال چیست؟

معامله‌گرانی که از تحلیل تکنیکال برای یافتن موقعیت‌های معاملاتی استفاده می‌کنند، استفاده از میانگین‌های متحرک را بسیار کاربردی می‌بینند؛ البته در صورتی که از آنها درست استفاده شود. با این وجود، آنها همچنین متوجه این موضوع می‌شوند که سیگنال‌های تولیدشده توسط این میانگین‌های متحرک ممکن است به‌صورت نادرستی تفسیر گردند. تمامی ‌میانگین‌های متحرک‌های استفاده شده در تحلیل تکنیکال، به‌مانند بسیاری از انواع اندیکاتورها؛ دچار تأخیر (Lagging) می‌باشند.

درنتیجه، استنتاج‌های انجام‌شده از اعمال کردن یک میانگین متحرک در یک نمودار خاص بازاری باید قادر باشد تا یک حرکت در قیمت را تأیید کرده و یا میزان قدرت آن را نشان دهد. زمان مناسب برای ورود به بازار معمولاً زودتر از موقعی رخ می‌دهد که میانگین‌های متحرک به‌شما تغییرات در بازار را نشان می‌دهند.

یک میانگین متحرک نمایی به‌منظور کم کردن اثرات این تأخیر در برخی از شرایط مورد استفاده قرار می‌گیرد. از آنجایی که میانگین‌های متحرک نمایی در محاسبات خود به آخرین دیتاهای ورودی، وزن بیشتری می‌بخشد؛ باعث شدیدتر نشان داده شدن حرکات اخیر قیمت می‌شود و به‌همین دلیل میانگین‌های متحرک نمایی نسبت به اطلاعات آخر قیمت حساسیت بیشتری دارند. این موضوع مطلوبی به‌خصوص در هنگام استفاده از میانگین‌های متحرک نمایی برای پیدا کردن سیگنال ورودی به یک معامله می‌باشد.

به مانند دیگر اندیکاتورهای میانگین متحرک، میانگین‌های متحرک نمایی در بازارهای روند‌دار (Trending Markets) بسیار بهتر کار می‌کند. زمانی که بازار در یک روند صعودی و مداوم رو به بالا می‌باشد، میانگین متحرک نمایی نیز خطی رو به بالا است و یا در حالت عکس، میانگین متحرک نمایی در بازارهای نزولی خطی رو به پایین خواهد بود. یک معامله‌گر هوشیار به ارتباط بین جهت خط میانگین متحرک نمایی و نرخ تغییرات هر یک از کندل‌ها با کندل بعدی توجه می‌کند. برای مثال، در نظر بگیرید که حرکات قیمتی در یک روند صعودی شروع به تضعیف شدن می‌کند و بازگشت قیمتی رخ می‌دهد. از دیدگاه هزینه فرصت (Opportunity cost) ممکن است این زمان زمانِ مناسبی برای انجام سرمایه‌گذاری‌های بیشتر (More bullish investments) ‌باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازگشت قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

مثال‌هایی از نحوه استفاده میانگین‌های متحرک نمایی

میانگین‌های متحرک نمایی معمولاً به‌همراه دیگر اندیکاتورهای تکنیکال برای تأیید کردن حرکات مهم قیمتی در بازار و همچنین سنجیدن اعتبار آنها استفاده می‌شود. برای معامله‌گرانی که به صورت کوتاه‌مدت و روزانه کار کرده و در بازارهایی با حرکات سریع معامله می‌کنند، میانگین‌های متحرک نمایی کاربردهای بیشتری دارند. معمولاً معامله‌گران از میانگین‌های متحرک نمایی برای تأیید معامله خود استفاده می‌کنند. اگر یک میانگین متحرک نمایی در یک نمودار روزانه نشان از یک روند صعودی قدرتمند دهد، ممکن است استراتژی یک معامله روزانه، تنها معامله کردن در جهت خرید باشد.

تفاوت بین میانگین متحرک نمایی و میانگین متحرک ساده

تفاوت اصلی بین میانگین‌های متحرک نمایی و میانگین متحرک ساده در حساسیتی است که هر یک از آنها نسبت به اطلاعات به‌کار رفته در آنها نشان می‌دهند.

به‌طور دقیق‌تر، میانگین‌های متحرک نمایی وزن بیشتری به اطلاعات اخیر قیمتی می‌دهند، در حالی که میانگین‌های متحرک ساده وزن یکسانی را نسبت به تمامی اطلاعات ورودی می‌دهند. این دو میانگین شبیه به‌یکدیگر هستند زیرا که هر دوی آنها به شیوه یکسان تفسیر می‌شوند و هر دویشان نیز توسط معامله‌گران تکنیکال برای هموار کردن نوسانات قیمتی مورد استفاده قرار می‌گیرند. از آنجایی که میانگین‌های متحرک نمایی وزن بیشتری را بر اطلاعات اخیر قیمتی نسبت به اطلاعات قدیمی ‌آن قرار می‌دهند، نسبت به آخرین تغییرات قیمتی واکنش بیشتری را نشان می‌دهند. در حالی که چنین واکنش‌های سنگینی را از میانگین‌های متحرک ساده شاهد نخواهیم بود. این باعث به‌روزتر بودن میانگین‌های متحرک نمایی نسبت به میانگین‌های متحرک ساده می‌شود و به ما این توضیح را می‌دهد که چرا استفاده از این نوع میانگین‌های متحرک در بین بسیاری از معامله‌گران رایج‌تر است.

محدودیت‌های میانگین‌های متحرک نمایی

به‌طور واضح مشخص نیست که در چه زمانی باید تأکید بیشتری بر روی اطلاعات قیمتی روزهای اخیر در بازهٔ زمانی داده شده داشته باشیم. بسیاری از معامله‌گران باور دارند که اطلاعات جدید، وضعیت کنونی روند و یا سهم را بهتر از اطلاعات قدیمی‌ آن نشان می‌دهند. در همین حین، دیگر افراد این احساس را دارند که وزن‌دهی بیش از حد به اطلاعات اخیر، ممکن است نوعی تعصب را به‌وجود بیاورد که این خود منجر به ایجاد اخطارهای غلط می‌گردد.

به‌طور مشابه، میانگین متحرک نمایی به‌طور کامل بر روی اطلاعات تاریخی اتکا دارد. بسیاری از اقتصاددانان باور دارند که بازارها به‌صورت بهینه (Efficient market hypothesis) رفتار می‌کنند، این بدین معنی است که قیمت‌های کنونی بازار تمامی اطلاعات در دسترس و مورد نیاز را از قبل در خود بازتاب کرده‌اند. اگر بازارها نیز در واقع بهینه باشند، استفاده از اطلاعات تاریخی نمی‌تواند به ما چیزی را در مورد جهت حرکت آینده قیمت بگوید.

تاریخ انقضای قراردادهای مشتقه چیست؟

تاریخ انقضای قراردادهای مشتقه آخرین روزی است که قراردادهای مشتقه، مانند قراردادهای اختیار معامله و یا قراردادهای آتی، معتبر می‌باشد. در این روز یا روز قبل از آن، سرمایه‌گذاران باید تصمیم خود را در مورد این قراردادها گرفته باشند. قبل از منقضی شدن یک قرارداد اختیار معامله، صاحبان آن می‌توانند آن را اعمال کنند، معامله را ببندند و سود یا زیان را کسب نمایند؛ و یا اجازه بدهند تا قرارداد به‌شکلی بی‌ارزش منقضی شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قراردادهای آتی می‌توانید از مطلب آموزشی «قراردادهای آتی چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • تاریخ انقضای قراردادهای مشتقه برابر با روز آخری است که این قراردادها معتبر می‌باشند. پس از آن، این قراردادها منقضی می‌شوند.
  • بسته به‌نوع قراردادهای مشتقه، رسیدن به تاریخ انقضا می‌تواند پیامدهای متفاوتی داشته باشد.
  • صاحبان قراردادهای اختیار خرید می‌توانند از بین گزینه‌های الف- اعمال کردن این قراردادها و کسب سود یا زیان. ب- اجازه دادن به این قراردادها برای منقضی شدن بدون اعتبار، یکی را انتخاب کنند.
  • صاحبان قراردادهای آتی می‌توانند تصمیم‌گیری در مورد این قراردادها را به تاریخی در آینده موکول کرده و یا موقعیت معاملاتی‌شان را ببندند و تعداد دارایی‌ها و یا کالاهای توافق شده را بدست بیاورند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قرارداد اختیار معامله خرید می‌توانید از مطلب آموزشی «قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) چیست؟» دیدن نمایید.

مبانی تاریخ‌های انقضا

تاریخ‌های انقضا، همان‌طور که از نام‌شان برمی‌آید؛ بسته به‌نوع مشتقاتی که معامله می‌شوند متفاوت می‌باشند. تاریخ انقضا برای قراردادهای اختیار معامله (مرجع) در ایالات متحده آمریکا معمولاً سومین روز جمعهٔ ماهی می‌باشد که در آن این قرارداد اختیار خرید، منقضی می‌گردد. در ماه‌هایی که روز جمعه روزی تعطیل است، تاریخ انقضا به روز پنج‌ شنبه قبل از آن جمعه منتقل می‌شود. زمانی که یک قرارداد اختیار معامله (Option contract) و یا یک قرارداد آتی (Future contracts) از تاریخ انقضای خود گذر می‌کند، قرارداد بی‌ارزش و بی‌اعتبار می‌گردد. آخرین روزی که می‌توان این قرارداد اختیار معامله را مبادله نمود؛ روز جمعه و پیش از منقضی شدن آن قرارداد است. بنابراین، ‌معامله‌گران باید انتخاب کنند که می‌خواهند چه کاری با قرارداد اختیار معامله‌شان در آخرین روز معاملاتی انجام دهند.

تاریخ انقضای قراردادهای مشتقه چیست؟

برخی از قراردادهای اختیار معامله، بندی در مورد اعمال شدن خودکار (Automatically exercised) دارند. این قراردادهای اختیار معامله به‌صورت خودکار در صورت برابر بودن با قیمت توافق شده در تاریخ انقضا (In the money – OTM)، اجرایی می‌گردند. اگر یک ‌معامله‌گر نخواهد که این قراردادها اجرایی گردند، باید این معامله را بسته و از آن در آخرین روز معاملاتی خارج شوند. قراردادهای اختیار معامله شاخص‌ها همچنین در سومین جمعه ماهی که تاریخ انقضا در آن قرار دارد، منقضی می‌شوند. شایان ذکر است این روز، آخرین روز معاملاتی در معاملات قراردادهای اختیار معامله آمریکایی می‌باشد. در قراردادهای اختیار معامله اروپایی، آخرین معاملات، به‌طور معمول در روز قبل از روز انقضا انجام می‌شوند.

انقضای قراردادهای اختیار معامله و ارزش قراردادهای اختیار معامله

به‌طور کلی، هرچه سهامی ‌تاریخ بیشتری تا انقضایش باقی مانده باشد، زمان بیشتری برای رسیدن به قیمت ورودیش دارد و در نتیجه ارزش زمانی (Time value) آن بیشتر است.

دو نوع از قراردادهای اختیار معامله وجود دارند: قراردادهای اختیار معامله خرید (Call options) و قراردادهای اختیار معامله فروش (Put options). قراردادهای اختیار معامله خرید به نگهدارندهٔ آن‌ها این حق (و نه الزام) را می‌دهند تا سهام را در صورت رسیدن به قیمت خاصی، با قیمت ورودی (strike price) توافق شده خریداری نمایند. البته این شرط، باید قبل از تاریخ انقضای این قراردادها اعمال شود. قراردادهای اختیار معامله فروش به خریدار ‌آن‌ها این حق (و نه الزام را) می‌دهند تا سهام را در صورت رسیدن به حد مشخصی از قیمت پیش از تاریخ انقضا، با سطح قیمتی ورودی به فروش برسانند.

به‌همین دلیل است که تاریخ انقضا برای ‌معامله‌گران قراردادهای اختیار معامله بسیار مهم می‌باشد. در واقع مفهوم زمان است که به قراردادهای اختیار معامله ارزش می‌دهد. پس از منقضی شدن قراردادهای اختیار خرید و یا قراردادهای اختیار فروش، ارزش زمانی نیز دیگر وجود نخواهد داشت. به‌بیان دیگر، زمانی که یک مشتقات به تاریخ انقضای خود می‌رسد، دیگر سرمایه‌گذار هیچ حقی را نسبت به مالکیت این قرارداد اختیار خرید و یا اختیار فروش نخواهد داشت.

نکته مهم: تاریخ انقضای یک قرارداد اختیار معامله، تاریخ و زمانی است که آن قرارداد را کاملاً بی‌اثر می‌کند. این موضوع نباید با آخرین روزی که امکان معاملهٔ آن قرارداد اختیار معامله وجود دارد، اشتباه گرفته شود.

تاریخ انقضا و ارزش قراردادهای آتی (futures value)

قراردادهای آتی دارای تفاوت‌هایی با قراردادهای اختیار معامله می‌باشند. یکی از این تفاوت‌ها آن است که قراردادهای آتی که ارزش‌شان از ارزش تعیین‌شده نیز کمتر است، همچنان پس از تاریخ انقضا نیز دارای ارزش خود می‌باشد. برای مثال، یک قرارداد نفت نشان‌دهندهٔ تعداد بشکه‌های نفت می‌باشد. اگر یک ‌معامله‌گر این قرارداد آتی را تا تاریخ انقضای آن نگهداری کند، احتمالاً به این دلیل خواهد بود که او می‌خواهد خرید انجام دهد و یا اینکه مقدار نفتی که در این قراردادها ذکر شده است را بفروشد. بنابراین قراردادهای آتی به‌صورت بی‌ارزش منقضی نمی‌گردند، و طرفین قرارداد نسبت به‌یکدیگر و انجام تعهداتشان، متعهد می‌باشند. کسانی که نمی‌خواهند این تعهدات را انجام دهند، باید از معامله خارج شده و یا معامله را تا پیش از آخرین روز قابل معامله این قراردادها ببندند.

تاریخ انقضای قراردادهای مشتقه چیست؟

قراردادهای آتی که دارای تاریخ انقضا می‌باشند باید در روز انقضا و یا روز پیش از آن بسته شود، که معمولاً به آن (آخرین روز قابل معامله) نیز اطلاق می‌گردد. تا بتوان مقدار سود یا زیان را بدست آورد. از سویی دیگر، ‌آن‌ها می‌توانند این قراردادها را نگه دارند و از کارگزاری درخواست کنند تا دارایی‌های پایه ذکر شده در این قراردادها را طبق قرارداد بفروشند و یا بخرند. ‌معامله‌گران خُرد معمولاً این کار را انجام نمی‌دهند، اما بسیاری از این کسب‌وکارها به انجام این کار می‌پردازند. برای مثال، یک تولیدکنندهٔ نفت از قراردادهای آتی برای فروش نفت خود استفاده می‌کند. ‌معامله‌گران قراردادهای آتی همچنین می‌توانند از موقعیت معاملاتی خود خارج شوند (roll the position). این به‌معنی بستن معاملهٔ کنونی است، و در این حالت یک جایگزینی فوری در این معامله پیش از رسیدن به تاریخ انقضا رخ می‌دهد.

مشتقات قابل معامله در بازار بورس به چه معنایی می‌باشد؟

مشتقات قابل معامله در بازارهای بورس قراردادهای مالی می‌باشند که در بازارهای بورس تنظیم‌شده لیست ‌شده‌اند و بر روی ‌آن‌ها معاملاتی انجام می‌شود. به‌طور ساده، این مشتقات هستند که در بازارهای بورس و به‌شکلی تنظیم‌شده مورد تبادل و معامله قرار می‌گیرند. مشتقات قابل معامله در بازار بورس در بین ‌معامله‌گران بسیار محبوب ‌شده‌اند زیرا که مزیت‌های بیشتری نسبت به مشتقات قابل معامله در بازار فرابورس (Over the counter – OTC) را دارند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بورس می‌توانید از مطلب آموزشی «بورس چیست؟» دیدن نمایید.

از این مزیت‌ها می‌توان به استاندارد بودن (Standardization)، قابلیت نقدشوندگی بالا (Liquidity)، و حذف ریسک عدم پرداخت تعهدات (Default risk) اشاره کرد. قراردادهای آتی و قراردادهای اختیار معامله از محبوب‌ترین مشتقات قابل معامله در بازار بورس می‌باشند. مشتقات قابل معامله در بازارهای بورس می‌توانند به‌عنوان یک محافظ و یا برای ‌معامله‌گری در طیف وسیعی از دارایی‌های مالی مانند کالاها (Commodities)، دارایی‌ها (Equities)، ارزها (Currencies) و یا حتی نرخ‌های بهره (Interest rates) مورد استفاده قرار گیرند.

قراردادهای آتی چیست؟

نکات کلیدی:

  • مشتقات قابل معامله در بازار بورس قراردادهای استاندارد شده هستند که در بازارهای بورس مورد معامله قرار می‌گیرند که خود ‌آن‌ها نیز از مؤسسات تهاتری سرچشمه گرفته‌اند و ضمانت شده می‌باشند.
  • یک ویژگی اصلی از مشتقات قابل معامله در بازار بورس، که بسیاری از سرمایه‌گذاران را به سمت خود جذب می‌کند گارانتی شدن ‌آن‌ها توسط مؤسسات تهاتری می‌باشد. از این مؤسسات می‌توان به شرکت تهاتری قراردادهای اختیار معامله Options learing Corporation – OCC و یا CFTC اشاره کرد که باعث کاهش ریسک این قراردادها می‌شوند.
  • مشتقات قابل معامله در بازار بورس در بورس‌ها لیست ‌شده‌اند، مانند هیأت تبادل قراردادهای اختیار معامله شیکاگو (Chicago Board Options Exchange – CBOE) و یا بازار بورس بازرگانی نیویورک (New York Mercantile Exchange – NYMEX) که بر این بازارها توسط قانون‌گذارانی مانند کمیسیون‌های سهام و اوراق بهادار (Securities and Exchange commission) نظارت صورت می‌گیرد.

هیئت بازرگانی معاملات قراردادهای اختیار معامله شیکاگو چیست؟

توضیحاتی در مورد مشتقات قابل معامله در بازار بورس

مشتقات قابل معامله در بازار بورس می‌توانند قراردادهای اختیار معامله (option contracts) قراردادهای آتی (future contracts) و یا قراردادهای مالی باشند که در بازارهای بورس نظارت شده و لیست شده‌ای مانند بورس بازرگانی شیکاگو (Chicago Mercantile Exchange – CME)، بورس سهام بین‌الملل (International Securities exchange – ISE)، بورس بین قاره‌ای (Intercontinental Exchange – ICE)، و بورس (London international financial futures and options exchange – LIFFE) در لندن، معامله می‌شوند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بورس مبادلات بازرگانی شیکاگو می‌توانید از مطلب آموزشی «بورس مبادلات بازرگانی شیکاگو چیست؟» دیدن نمایید.

مشتقات قابل معامله در بازار بورس برخلاف انواع قابل معامله در خارج از این بازارها، مناسب سرمایه‌گذاران خُرد می‌باشند. گم شدن در پیچیدگی‌های لوازم استفاده شده و طبیعت پیچیده بازارهای خارج از بورس به‌آسانی امکان‌پذیر می‌باشد. با در نظر گرفتن این موارد، مشتقات قابل معامله در بازار بورس دارای دو مزیت بزرگ می‌باشند:

 استاندارد بودن

این بورس‌ها دارای مقررات و مشخصاتی استانداردشده برای قراردادهای مشتقه هستند، که این خود کارِ سرمایه‌گذار را برای در نظر گرفتن مقدار قراردادهایی که می‌تواند بخرد و یا بفروشد آسان‌تر می‌کند. هر قرارداد منفرد همچنین مبلغی متعادل دارد تا برای سرمایه‌گذاران کوچک نیز امکان استفاده از این قراردادها وجود داشته باشد.

 حذف ریسک عدم پرداخت تعهدات

بورس مشتقات به‌عنوان طرف مقابل، ایفای نقش می‌کند. بنابراین این بورس‌ها در هر معامله، که شامل معاملات مشتقات در بازار نیز می‌شوند؛ می‌تواند نقش خریدار را برای هر فروشنده یا نقش فروشنده را برای هر خریداری ایفا کند. این خود باعث از بین رفتن ریسک طرف مقابل می‌گردد و همچنین طرف فروشنده و یا خریدار، از این موضوع مطمئن است که خریدار یا فروشنده دیگر، تعهدات خود را به‌صورت کامل به انجام می‌رساند.

یک ویژگی تعیین‌کننده دیگر در مشتقات قابل معامله (مرجع) در بازارهای بورس، ویژگی Market to Market می‌باشد که در آن، میزان افزایش ارزش و یا کاهش ارزش هر قرارداد مشتقات به‌صورت روزانه محاسبه می‌گردد. اگر یک مشتری دچار زیان شد و این زیانِ او از حاشیهٔ مارجینی نیز بیشتر شد، او باید مقدار سرمایهٔ مورد نیاز برای حساب را دوباره تأمین نماید وگرنه با ریسک فروخته شدن قرارداد مشتقه‌اش توسط شرکت به‌منظور باز شدن دوبارهٔ حساب او و جبران زیان‌ها، مواجه خواهد بود.

 مشتقات قابل معامله در بازار بورس و مؤسسات سرمایه‌گذاری

مشتقات قابل معامله در بازارهای بورس مورد توجه بیشتر مؤسسات بزرگ سرمایه‌گذاری نیستند زیرا ‌آن‌ها دارای ویژگی‌های زیادی می‌باشند که ‌آن‌ها را برای سرمایه‌گذاران کوچک جذاب‌تر می‌کند. برای مثال، قراردادهای استاندارد شده برای مؤسساتی که حجم‌های معاملاتی بالایی دارند جذاب نمی‌باشد، زیرا مقدار ارزش فرضی (notional value) مشتقات قابل معامله در بازار بورس کم بوده و همچنین ‌آن‌ها از مقدار سفارشی‌سازی کمتری نیز برخوردارند. مشتقات قابل معامله در بازارهای بورس همچنین به‌صورت کامل شفاف می‌باشند، که این ممکن است برای مؤسسات بزرگی که به‌طور کلی علاقه دارند تا میزان سرمایه‌گذاری‌هایشان و همچنین قصد ‌آن‌ها از این سرمایه‌گذاری به‌طور عمومی‌ و یا برای رقبایشان فاش نشود، یک عامل بازدارنده بزرگ محسوب می‌شود. مؤسسات سرمایه‌گذاری علاقه دارند تا به‌طور مستقیم با صادرکنندگان و یا بانک‌های سرمایه‌گذاری به‌منظور انجام سرمایه‌گذاری‌هایی که برایشان مطلوب است و مقدار ریسک به سود (risk and reward profile) مدنظرشان را به‌همراه می‌آورد، همکاری کند.

چرا استیبل کوین ها در حال محبوب شدن هستند؟

– به امسال بگو سال استیبل کوین!
در حالی که بازارهای رمز ارزها مابین بی‌ثباتی و رسوایی‌ تلوتلو می‌خورند، اکوسیستم استیبل کوین ها به سرحد انفجار رسیده است. نام‌های سرشناس و استارت آپ‌ها به تشابه از پروژه‌های استیبل کوین خود پرده برمی‌دارند. به‌عنوان مثال، برادران وینکل‌فوس که هم‌اینک از پیشگامان سرمایه‌گذاری در رمز ارزها هستند، اخیراً از آغاز به‌کار دلار جمینای خبر دادند، استیبل کوینی که مخصوص پلتفرم تجاری آنها – جمینای – طراحی شده است. غول تکنولوژی، شرکت آی بی اِم  نیز از طریق شراکت با استِلار بلاک چین وارد این بازار شده است.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد استیبل کوین می‌توانید از مطلب آموزشی «استیبل کوین چیست؟» دیدن نمایید.

علت محبوبیت استیبل کوین ها چیست؟

در حالی که نوسانات قیمت رمز ارزها شیب‌های صعودی و نزولیِ تندی را می‌پیماید، استیبل کوین ها دوشادوشِ ارزهای تک‌نرخ [حُکمی]، مانند دلار آمریکا، داد و ستد می‌شوند. محبوبیت آنها در اکوسیستمِ فعلی ارزهای دیجیتال از دو عامل تبعیت می‌کند.

چرا استیبل کوین ها در حال محبوب شدن هستند؟

 مدل اول استیبل کوین ها

نخست، اینکه استیبل کوین ها اکوسیستم پرنوسانِ ارزهای دیجیتال را متعادل می‌سازند. استیبل کوین ها با رمز ارزهای عادی متفاوت‌اند، زیرا عرضهٔ محدود یا زمانبندی مقرر ندارند. در عوض، پرداخت آنها مبتنی بر شرایط و اوضاع اقتصادی بازار است؛ به‌علاوه، آنها با پشتوانه قرار دادن وثیقه، سرمایه‌گذاران را در برابر سقوط بازارها مصون نگاه می‌دارند. به‌عنوان مثال تِتِر ادعا می‌کند که به ازای تمام کوین های در گردشِ تتر، در یک حساب بانکی تصریح‌نشده دلار دارد. چنین رویکردی کمک می‌کند تا این ارز پابه‌پای ارزهای تک‌نرخی مبادله شود.

عدم نوسان در قیمت‌ها همچنین بدین معناست که استیبل کوین می‌تواند برای خرید آیتم‌ها، معاوضه با ارزهای تک‌نرخی و یا سایر رمز ارزها استفاده شود. کاربرد دوم، همین حالا نیز در صرافی‌هایی چون بیت‌فینکس که تتر در آنها برای سرمایه‌گذاران تازه‌کار به‌عنوان توکنِ تبادل رمز ارزها استفاده می‌شود، طرفدار دارد. نخستین قدم برای خرید رمز ارزها در این صرافی خریدن تتر است، که ارزشی برابر با هر دلار آمریکا دارد. سپس می‌توان از این ارز برای خرید سایر ارزهای دیجیتال استفاده کرد. برخی معتقدند، در صورتی که استیبل کوین به یک واحد محاسباتی و وسیله‌‌ای برای مبادلات روزانه تبدیل شود، می‌تواند وعده‌های اصیل رمز ارزها را تحقق ببخشد.

دیگر عامل مؤثر بر رشد اکوسیستم استیبل کوین، هجوم سرمایهٔ پولی پُرریسک به آن است. چنین پیشرفتی شاید عجیب به نظر برسد زیرا عدم نوسان در قیمت استیبل کوین ها ضرورتاً از شانس سرمایه‌گذاران برای کسب سود‌ از نوسان قیمت‌ها می‌کاهد. اما ظهور مدل‌های تجاری جدید در اکوسیستم آنها برای سرمایه‌گذاران عادی چشم‌انداز سود فراهم می‌کند.

مدل دوم استیبل کوین ها

تا به امروز، سه مدل استیبل کوین به‌وجود آمده است. نخستین مدل مشابه تتر است که در آن هر کوین توسط ذخایر ارز تک‌نرخی پشتیبانی می‌شود. مدل دوم، مدل اصلاحیِ بسط‌یافته‌ای از مدل اول است. در مدل دارایی‌هایِ تضمینیِ چندگانه، از چندین دارایی مختلف به‌عنوان پشتوانهٔ ارز دیجیتال استفاده می‌شود. حدود و انواعِ این دارایی‌ها طیف گسترده‌ای از طلا و ارزهای تک‌نرخ تا سایر ارزهای دیجیتال را شامل می‌شود.

استیبل کوینِ شرکت MakerDAO، با نام تجاری DAI، که بوسیلهٔ قرارداد هوشمند، به‌طور مداوم ذخیره‌ای از اِتِر (ارز دیجیتال اِتِریوم) را با نرخ ۳ به ۱ (یعنی ۳ اتر به ازای هر دلار) ثابت نگه می‌دارد، نمونه‌ای از این مدل است. به‌علاوه، توکن دیگری به نام MKR وجود دارد که با هدف کنترل و نظارت مورد استفاده قرار می‌گیرد. توکن DAI به گفتهٔ بنیانگذارانش، می‌تواند در بازارهای متعددی از جمله بازار پیش‌بینی و شرط‌بندی استفاده شود.

قرارداد هوشمند چیست؟

این موضوع موجب افزایش شتاب این توکن و ارزشمندتر شدن آن خواهد شد. سرمایه‌گذاری در استیبل کوینِ DAI به‌طور ضمنی به‌معنای سرمایه‌گذاری در دارایی‌های زیربنایی که قیمت این توکن را پایدار نگه می‌دارند نیز می‌باشد. متعاقباً این امر می‌تواند به‌معنی سوددهی باشد.

سومین مدل استیبل کوین، ارزی است که ثبات آن توسط اوضاع اقتصادی بازارهایِ اوراق قرضه (اوراق بهادار) تأمین می‌شود. بِیس کوین رمز ارزی که از سوی شرکت سرمایه‌­گذاری Andreessen Horowitz پشتیبانی می‌شود نمونه‌ای از این مدل است. پشتوانه این ارز دیجیتال توسط اوراق قرضه – که با نام بیس‌باند نیز شناخته می‌شوند – تأمین می‌گردد، و از این اوراق برای عقد قراردادها و بسط بازارِ عرضه استفاده می‌شود. این اوراق سود سهام را به‌صورت سهم توکن پرداخت می‌کنند، که طبق آن هر بِیس کوین = یک سهمِ توکن است. این سهام توکن در مواقعی که بلاک چینِ یک رمز ارز در پاسخ به وضع بازار کوین های بیشتری تولید می‌کند، امکان نقد شدن دارد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اوراق قرضه می‌توانید از مطلب آموزشی «اوراق قرضه چیست؟» دیدن نمایید.

عیوب استیبل کوین‌­ها چیست؟

اما با این حال هنوز در مورد استیبل کوین ها سؤالات بی‌پاسخی وجود دارد. مهم‌ترین‌اش مربوط به تأثیرگذاری در جنبه‌های اقتصادی است. به استثنای تتر، به‌سختی می‌توان از استیبل کوینی نام برد که در شرایط دنیای واقعی محک خورده باشد. از همین رو علامت سؤالی پیرامون کاربرد عملی این ارزها وجود دارد. بَری آیکن‌گرین‌، اقتصاددانِ دانشگاه یو سی برکلی، اخیراً در مطلبی در گاردین، به ایرادات بیشتری در زمینهٔ طراحی استیبل کوین ها اشاره می‌کند.

چرا استیبل کوین ها در حال محبوب شدن هستند؟

نخستین ایراد، احتمال بروز هجوم بانکی در اوراق کم‌بها است. اگر شبکهٔ بیس کوین به رشد کافی دست پیدا نکند، آنگاه قیمت اوراق قرضهٔ آن سقوط خواهد کرد. در امتداد سراشیبی سقوط، ممکن است اوراق قرضهٔ بیس کوین درنهایت خریداران کافی پیدا نکند و بی‌ارزش شود.

دومین ایراد مربوط به ارزهایی با پشتوانهٔ دارایی‌های تضمینی چندگانه است. این ارزها ممکن است با هدف ثابت نگه داشتن نرخ خود، بالاجبار سقوط ارزش یکی از دارایی‌های خود – مثلاً کاهش قیمت اتر – را از طریق بالابردن ارزش دیگر دارایی‌های اندوخته جبران کنند. اثر تسلسلی چنین راهبردی می‌تواند درنهایت منجر به بروز هجوم بانکی شود، وضعیتی که در آن سرمایه‌گذاران از دارایی‌هایی که ارزش آنها در حال سقوط است فرار کنند.

بورس چیست؟

بورس به بازاری ‌اطلاق می‌شود که در آن سهام، کالاها، مشتقات و دیگر ‌ابزارالات مالی در آن معامله می‌گردند. هدف اصلی فعالیت بورس تضمین معامله‌ٔ منصفانه و بر اساس ترتیب و همچنین انتشار اطلاعات قیمتی به‌صورت بهینه بین فعالان در بازار می‌باشد.

بورس به شرکت‌ها‌، دولت‌ها‌ و دیگر افراد، پلتفورمی می‌دهد که می‌توانند به وسیلهٔ آن سهام‌ها‌یشان را به فروش رسانیده و یا سهام شرکت‌ها‌ی دیگر را خریداری نمایند.

نکات کلیدی بورس:

  • بورس به‌عنوان یک بازاری شناخته می‌شود که در آن سهام، کالاها، مشتقات و دیگر ‌ابزارالات مالی مورد معامله قرار می‌گیرند.
  • شرکت‌ها ممکن است از بورس به‌عنوان منبعی برای کسب سرمایه استفاده کنند.
  • یک شرکت باید حداقل چهار میلیون دلار سهم را بین سهامداران پخش کرده باشد تا بتواند وارد لیست بازار بورس نیویورک شود.
  • بیش از 80 درصد معاملات انجام شده در بازار بورس نیویورک به‌صورت کاملاً الکترونیکی انجام می‌شوند.
  • بازار بورس نیویورک (New York Stock Exchange – NYSE) از سال 1792 به فعالیت مشغول است.

توضیحاتی در مورد بورس

بورس چیست؟
بورس به بازاری ‌اطلاق می‌شود که در آن سهام، کالاها، مشتقات و دیگر ‌ابزارالات مالی در آن معامله می‌گردند. هدف اصلی فعالیت بورس تضمین معامله‌ٔ منصفانه و بر اساس ترتیب و همچنین انتشار اطلاعات قیمتی به‌صورت بهینه بین فعالان در بازار می‌باشد. بورس به شرکت‌ها‌، دولت‌ها‌ و دیگر افراد، پلتفورمی می‌دهد که می‌توانند به وسیلهٔ آن سهام‌ها‌یشان را به فروش رسانیده و یا سهام شرکت‌ها‌ی دیگر را خریداری نمایند.

یک بازار بورس ممکن است یک مکان فیزیکی باشد که در آن معامله‌گران یکدیگر را به‌منظور انجام معاملات ملاقات می‌کنند و یا می‌تواند یک پلتفورم الکترونیکی باشد.

می‌توان به بورس نام‌ها‌یی مانند محلِ دادوستد اوراق بهادار (Share Exchange) را نیز داد. بورس‌ها‌ در بیشتر کشورهای جهان وجود دارند.

اوراق قرضه دولتی چیست؟

از بورس‌ها‌ی برجستهٔ دنیا می‌توان به بورس نیویورک (New York Stock Exchange – NYSE)، بورس نزدک (NASDAQ)، بورس لندن (London Stock Exchange – LSE)، و همچنین بورس توکیو (Tokyo Stock Exchange – TSE) نیز اشاره کرد.

بورس‌ها‌ی الکترونیکی

در دههٔ اخیر، معاملات به‌صورتی کاملاً الکترونیکی انجام شده‌اند. الگوریتمِ دقیقِ پیدا کردنِ جفت‌قیمت‌ها‌یِ برابر خریدوفروش به کاربران این اطمینان را می‌دهد که معاملات به‌صورت کاملاً منصفانه انجام می‌شوند و به همین دلیل، نیازی به حضور کاربران در یک مرکز معاملات بورسی وجود ندارد. که از این مرکز تحت عنوان (Trading floor) نیز نام برده می‌شود.

بورس چیست؟
در دههٔ اخیر، معاملات به‌صورتی کاملاً الکترونیکی انجام شده‌اند. الگوریتمِ دقیقِ پیدا کردنِ جفت‌قیمت‌ها‌یِ برابر خریدوفروش به کاربران این اطمینان را می‌دهد که معاملات به‌صورت کاملاً منصفانه انجام می‌شوند و به همین دلیل، نیازی به حضور کاربران در یک مرکز معاملات بورسی وجود ندارد.

اهمیت این دستاورد تکنولوژیکی به‌خصوص در دورانِ همه‌گیری ویروس کووید 19 بر همگان ثابت شد و این اجازه را به فعالان داد تا بتوانند در بازار بورس نیویورک و همهٔ بورس‌ها‌ی مهم دیگر در جهان به فعالیت بپردازند.

عملیات‌ مورد نیاز این بازار‌ها توسط پرسنل این سازمان‌ها‌ و از طریق کار آن‌ها به‌طور کامل از خانه انجام شد. عملیات‌ روزانه معمولاً بر روی چندین شبکه بورسی انجام می‌شود.

بروکر چیست؟

با وجود اینکه برخی از دستورهای معاملاتی ممکن است در یک فضای فیزیکی مانند بازار بورس نیویورک پردازش شوند، اما اکثریت معاملات به‌طور کامل به‌صورت الکترونیکی انجام می‌شوند و به همین دلیل نیازی به‌هیچ مکان فیزیکی ندارند.

این روند خود باعث شکل‌گیری برنامه‌ها‌ی معامله‌گری (trading programs) شده است که از الگوریتم‌ها‌ی پیچیده برای معامله در بازارهای بورس استفاده می‌کنند.

موارد مورد نیاز کمپانی‌ها‌ جهت قرار گرفتن در لیست بازارهای بورس

هر بازار بورس شامل لیست به‌خصوص خود می‌باشد که هر شرکتی که مایل به ورود به آن بورس است، باید واجد آن شرایط باشد تا بتواند سهام خود را برای معامله شدن در بازار ارائه نماید.

برخی از بازارهای بورس نسبت به بازارهای دیگر در این موارد سخت‌گیرتر عمل می‌کنند، اما بیشتر نیازمندی‌ها‌ی درخواست‌شده از شرکت‌ها در بورس‌های مختلف‌ با یکدیگر مشابه می‌باشند که شامل گزارش‌ها‌ی مداوم مالی، گزارش‌ها‌ی درآمد حسابرسی‌شده، و همچنین مقدار حداقلی‌ای از سرمایه است.

برای مثال، بازار بورس نیویورک لیست نیازمندی‌ها‌ی کلیدی و پایه‌ای دارد که تصریح می‌کند، یک شرکت باید حداقل چهار میلیون دلار سرمایه در دست سهامداران خود داشته باشد (Shareholders’ equity) تا بتواند وارد لیست این بازار شود.

بازارهای بورس امکان دسترسی به سرمایه را فراهم می‌کنند

یک بازار بورس می‌تواند به‌عنوان محلی برای کسب سرمایه برای شرکت‌ها‌یی که به دنبال رشد و گسترش فعالیت‌ها‌یشان هستند مورد استفاده قرار گیرند.

اولین فروش سهام یک شرکت خصوصی به عموم تحت عنوان عرضه اولیه عمومی (Initial Public offering – IPO) ‌شناخته می‌شود.

شرکت‌ها‌یی که در لیست بازار بورس قرار گرفته‌اند معمولاً دارای مشخصات قابل توجه‌تری نسبت به شرکت‌ها‌ی همتای خود می‌باشند.

مشاور مالی کیست؟

این شرکت‌ها‌ برای جذب مشتریان جدید، بیشتر در دید عموم قرار دارند و همچنین می‌توانند کارمندانی با استعدادتر، و همچنین تأمین‌کنندگان مواد اولیه‌ای که قصد همکاری با یکی از رهبران این حوزه صنعتی را دارند به‌همکاری با خود جذب نمایند.

شرکت‌ها‌ی خصوصی معمولاً بر سرمایه‌گذاری‌ها‌ی ریسکی اتکا می‌کنند، و این معمولاً باعث می‌شود که آن‌ها کنترل فعالیت‌ها‌ی عملیاتی خود را از دست بدهند.

برای مثال، یک شرکت سرمایه‌گذاری (Seed Funding) ممکن است برای انجام سرمایه‌گذاری درخواست‌شده، درخواست حضور یک نماینده به‌صورت دائم در هیأت مدیره را داشته باشد. از سویی دیگر، شرکت‌ها‌یی که در لیست بازارهای بورس ثبت شده‌اند کنترل و خودرأیی بیشتری به دلیل وجود سرمایه‌گذارانی که سهام آن‌ها را با حقوق محدود خریده‌اند دارند.

مثال‌ها‌ی واقعی از بازار‌های بورس

بازار بورس نیویورک، که تحت عنوان بازار وال استریت نیز شناخته می‌شود؛ به‌عنوان مشهورترین بورس دنیا که در خیابان وال استریت در منطقه منهتن شهر نیویورک قرار دارد، شناخته می‌شود.

این بازار سابقهٔ فعالیت از سال 1792 میلادی را دارد. بورس نیویورک انجام معاملات سهام به شکل مزایده (Auction format) را انجام می‌دهد و از روزهای دوشنبه تا جمعه از ساعت 9:30 صبح تا 04:00 بعدازظهر به‌وقت نیویورک فعالیت می‌کند.

به‌طور تاریخی، کارگزاری‌ها از طریق اعضای بازارهای بورس نیویورک استخدام شدند تا معاملات را با انجام مزایده‌های سهامی، ‌آسان‌تر کنند.

این روند شروعی بر پیدایش پروسه‌ها‌ی خودکار در دهه 90 میلادی شد و تا سال 2007، تقریباً تمام سهام‌ها‌یی که در بازار بورس نیویورک موجود بودند به‌صورت الکترونیکی مبادله می‌شدند. تنها برخی از سهام‌ها‌ وجود دارند که در این مورد استثناء محسوب می‌شوند و شایان ذکر است که این سهام‌ها‌، قیمت‌ها‌ی بسیار بالایی دارند.

تا سال 2005، تنها افراد دارای جایگاه در بازار بورس نیوروک می‌توانستند که به‌صورت مستقیم به معامله در بورس بپردازند. این جایگاه‌ها امروزه به‌صورت یک ساله اجاره داده می‌شوند.

بعد از درک بورس بهتر است در مورد تحلیل تکنیکال و تحلیل مالی نیز اطلاعاتی کسب نمایید. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحلیل تکنیکال مقاله آموزشی «تحلیل تکنیکال چیست؟» و «تحلیل مالی چیست؟» را مطالعه بفرمایید.

الگوی شمعی ستاره عصرگاهی در تحلیل تکنیکال چیست؟

یک الگوی شمعی ستاره عصرگاهی، الگویی نموداری می‌باشد که ‌تحلیل‌گران تکنیکال از آن به‌منظور تشخیص زمان برگشت روند (Trend Reversal) استفاده می‌کنند. این الگو یک الگوی کندلی نزولی بوده و شامل سه کندل می‌باشد: یک کندل بزرگ صعودی سفید یا سبز، یک کندل با بدنه کوچک (Small bodied candlestick) و در نهایت یک کندل نزولی مشکی یا قرمز.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوهای نموداری می‌توانید از مطلب آموزشی «مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال» دیدن نمایید.

الگوی شمعی ستاره عصرگاهی معمولاً در بالای یک روند صعودی قیمتی دیده می‌شوند، که نشان از تغییر جهت روند صعودی و رسیدن آن به پایان احتمالی خود دارد. نقطهٔ عکس الگوی شمعی ستاره عصرگاهی، الگوی شمعی ستاره صبحگاهی می‌باشد (Morning Star) که به‌عنوان یک نشانگر صعودی در بازار شناخته می‌شود.

نکات کلیدی:

  • یک الگوی شمعی ستاره عصرگاهی، توسط ‌تحلیل‌گران تکنیکال برای پیش‌بینی آیندهٔ قیمتی و افتِ قیمت‌ها استفاده می‌شود.
  • با وجود این که این الگوها کمیاب می‌باشند، اما اندیکاتور تکنیکالی قابل اتکایی به‌شمار می‌روند.
  • الگوی شمعی ستاره عصرگاهی در مقابل الگوی شمعی ستاره صبحگاهی قرار می‌گیرد. یکی از این دو الگو (ستاره عصرگاهی) الگوی نزولی بوده و دیگری یک اندیکاتور صعودی محسوب می‌شود.

الگوهای ستاره عصرگاهی چگونه کار می‌کنند؟

یک الگوی کندلی، روشی فشرده می‌باشد که اطلاعات را در مورد قیمت سهام به‌نمایش می‌گذارد. به‌خصوص، این الگوها قیمت‌های باز شدن (opening price) بالاترین قیمت طی روز (high) پایین‌ترین قیمت طی روز (low) و قیمت بسته‌شدن سهم (closing price) را در دورهٔ زمانی مد نظر نمایش می‌دهند.

الگوی شمعی ستاره عصرگاهی در تحلیل تکنیکال چیست؟

هر کندل شامل یک بدنه و دو سایه (فتیله – Wick) می‌باشد. طول کلی کندل‌ها بستگی به‌محدودهٔ بالاترین و پایین‌ترین قیمت در طی روز دارد. یک کندل با بدنهٔ بلند نشان‌دهنده یک تغییر بزرگ در قیمت می‌باشد، در حالی که کندلی با بدنهٔ کوچک نشان‌دهندهٔ تغییرات کوچکی در قیمت می‌باشد. به‌بیان دیگر، کندل‌های بلند نشان‌دهندهٔ شدت فشار خرید (Buying Pressure) یا فشار فروش (Selling Pressure) در بازار هستند، که البته بستگی به‌جهت روند نیز دارند. در همین حین، کندل‌هایی با بدنهٔ کوچک نشان‌دهندهٔ حرکات کوچک و کوتاه قیمتی می‌باشند.

روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی شمعی ستارهٔ عصرگاهی به‌عنوان یک اندیکاتور قدرتمند در مورد افت قیمت‌ها در آینده شناخته می‌شود. این الگو طی سه‌روز شکل می‌گیرد، که در روز اول شاهد یک کندل با بدنهٔ سفید بزرگ هستیم که این کندل به ما ادامهٔ صعود قیمت را نشان می‌دهد. در روز دوم یک کندل کوچک‌تر را می‌بینیم که در این روز شاهد افزایش کمتری در قیمت هستیم. در روز سوم، یک کندل با بدنهٔ بزرگ مشکی (و یا قرمز – بسته به تنظیمات نمودار) می‌بینیم که در این کندل، قیمت در سطحی پایین‌تر از سطح دیروز باز شده و در سطح قیمتی در حدود میانهٔ کندل روز اول بسته شده است.

الگوی شمعی ستاره عصرگاهی به‌عنوان یک اندیکاتور معتبر که به‌خوبی روند نزولی را پیش‌بینی می‌کند شناخته می‌شود. هر چند، امکان تشخیص آن به دلیل وجود نویز در اطلاعات قیمت سهام ممکن است سخت باشد. برای کمک به تشخیص میزان اعتبار این الگو، ‌معامله‌گران معمولاً از نوسانگرهای قیمتی (Price Oscillators) و خطوط روند (Trend lines) به‌عنوان تأییدیه‌ای برای بررسی وقوع  الگوی شمعی ستاره عصرگاهی استفاده می‌کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد خطوط روند می‌توانید از مطلب آموزشی «خط روند در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

با وجود محبوبیت بسیار زیاد این الگو در بین ‌معامله‌گران، الگوی شمعی ستاره عصرگاهی تنها الگوی نشان‌دهنده روند نزولی نمی‌باشد. دیگر الگوهای کندلی نشان‌دهنده روند نزولی شامل الگوی هارامی نزولی (Bearish Harami) الگوی ابر تیرهٔ پوشاننده (Dark cloud cover) الگوی شمعی ستارهٔ دنباله‌دار (Shooting star) و همچنین الگوی پوشانندهٔ نزولی (Bearish engulfing pattern) می‌باشند. ‌معامله‌گران برحسب نیازهایشان الگوهای مدنظر خود را انتخاب می‌کنند و منتظر رصد آن‌ها برای بررسی تغییر روند می‌مانند.

پنج مورد از قوی‌ترین الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال کدامند؟

نکتهٔ مهم: در بررسی بازار سهام، ما شاهد دو روش اصلی تحلیل بازار هستیم: 1. تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis) و 2. تحلیل تکنیکال (Technical Analysis). روش بنیادی بر عملکرد کمپانی‌ها، مانند میزان فروش آن‌ها و یا درآمد خالص‌شان و همچنین دیدگاه‌ها در مورد آیندهٔ شرکت بستگی دارد. تحلیل تکنیکال اما بر الگوهای قیمتی وابسته‌اند که نشان‌دهندهٔ آینده قیمت سهم می‌باشند.

مثال‌های واقعی از الگوی شمعی ستاره عصرگاهی

نمودار زیر نشان‌دهندهٔ مثالی از الگوی شمعی ستاره عصرگاهی می‌باشد:

مثال‌های واقعی از الگوی شمعی ستاره عصرگاهی
مثال‌های واقعی از الگوی شمعی ستاره عصرگاهی

منبع: Investopedia

همان‌طور که می‌بینید، در سه‌روزِ مشخص‌شده در نمودار، شاهد یک کندل با بدنهٔ سفید بزرگ هستیم که بیانگر حرکت قابل توجه قیمت به بالا و همچنین فشار خرید در بازار می‌باشد. در روز دوم همچنین شاهد افزایش در قیمت‌ها بوده‌ایم، اما این افزایش قیمتی به‌طور واضح از روز قبلی کمتر می‌باشد. و در پایان، شاهد کندلی در روز سوم هستیم که دارای بدنهٔ قرمز کشیده‌ای بوده و نشان‌دهندهٔ فشار فروش در بازار است. قیمت بسته شدن آن، محدوده‌ای در حدود میانه‌ای کندل روز اول می‌باشد.

همهٔ نشانه‌های فوق این تأییدیه را به ما می‌دهند که یک الگوی شمعی ستاره عصرگاهی رخ داده است. ‌تحلیل‌گران تکنیکالی که سهم فوق را معامله می‌کردند باید به‌خروج از معامله و یا ورود به معاملات فروش در روزهای آینده بیاندیشند.

تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال چیست؟

تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis – FA) یک روش اندازه گیری ارزش ذاتی (Intrinsic Value) اوراق بهادار با بررسی فاکتورهای مهم مالی و اقتصادی می‌باشد.

تحلیل بنیادی هر چیزی را که بر روی قیمت یک اوراق بهادار اثر می‌گذارند را مطالعه می‌کند، از عوامل اقتصاد کلانی مانند وضعیت اقتصادی یک کشور تا وضعیت صنایع و همچنین عوامل اقتصاد خرد مانند تأثیرات مدیریت شرکت‌ها. هدف نهایی تحلیل بنیادی، رسیدن به رقمی ‌است که ‌سرمایه‌گذار بتواند آن را با قیمت کنونی سهم در بازار مقایسه کند و ارزیابی کند که قیمت سهم بیش از ارزش ذاتیش قیمت گذاری شده و یا این که کمتر از ارزش ذاتیش قیمت دارد.

این روش از تحلیل سهام در مقابل روش تحلیل تکنیکال قرار می‌گیرد، تحلیلی که در آن تحلیل‌گران از حرکات و اطلاعات سابق قیمت در بازار به پیش بینی جهت حرکت آینده سهم می‌پردازند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحلیل تکنیکال می‌توانید از مطلب آموزشی «تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  1. تحلیل بنیادی روشی برای بررسی قیمت واقعی و یا قیمت منصفانه سهم می‌باشد.
  2. تحلیل‌گران بنیادی به دنبال قیمت سهامی‌ می‌گردند که در حال حاضر بالاتر و یا پایین‌تر از ارزش ذاتی خود مبادله می‌شوند.
  3. اگر ارزش بازاری یک سهم بالاتر از قیمت بازاری آن باشد، آن سهم کمتر از قیمت واقعی خود ارزش دارد و توصیه به خرید آن سهم می‌شود.
  4. در مقابل، تحلیل‌گران تکنیکال عوامل فاندامنتالی را در مطالعه خود نادیده می‌گیرند و تنها به بررسی کردن حرکات سابق قیمت در سهام می‌پردازند.

درک مفهوم تحلیل بنیادی

همه تحلیل‌گران سهام به دنبال این هستند که متوجه این موضوع مهم شوند که آیا قیمت یک اوراق بهادار در بازار به درستی تعیین شده است یا خیر.

تحلیل بنیادی معمولاً از دیدگاه ماکرو به میکرو (macro to micro perspective) انجام می‌شود تا بتوان سهام‌هایی را پیدا کرد که به درستی توسط بازار قیمت گذاری نشده اند.

تحلیل‌گران به طور معمول و به ترتیب، موارد زیر را بررسی می‌کنند: اول از همه، ‌آن‌ها وضعیت کلی اقتصاد و سپس قدرت یک صنعت خاص را می‌سنجند و پس از سنجیدن این موارد است که به دنبال بررسی عملکرد یک شرکت می‌روند تا با بدست آوردن قیمت سهم ‌آن‌ها، بررسی کنند که آیا این سهم بیش از ارزش خود قیمت گذاری شده است و یا این که ارزشی کمتر از ارزش خود در بازار را دارد.

تحلیل بنیادی از اطلاعات عمومی ‌به منظور بررسی قیمت سهام و یا هر نوع دیگر از اوراق بهادار استفاده می‌کند. برای مثال، یک ‌سرمایه‌گذار می‌تواند تحلیل بنیادی را بر روی ارزش یک اوراق قرضه با بررسی فاکتورهای اقتصادی مانند نرخ بهره و همچنین وضعیت کلی اقتصاد و بررسی اطلاعاتی در مورد صادر کننده اوراق قرضه، مانند تغییرات در میزان اعتبار ‌آن‌ها اجرا کند.

برای سهام، تحلیل بنیادی از اطلاعاتی مانند درآمدها، سود کسب شده، رشد در آینده، و همچنین مقدار بازگشت سرمایه (return on equity)، حاشیه سود و اطلاعات دیگری به منظور سنجش ارزش پایه شرکت و پتانسیل رشد آن در آینده استفاده می‌کند. همه این اطلاعات در صورت‌های مالی صادر شده توسط شرکت‌ها موجود می‌باشند.

نکته مهم: تحلیل بنیادی به طور معمول برای سهام استفاده می‌شود، اما همچنین به منظور بررسی هر گونه اوراق بهادار دیگری، مانند اوراق قرضه و یا مشتقات مالی می‌توان از آن استفاده نمود. اگر شما عوامل بنیادی مانند اقتصاد کلان و یا جزئیات شرکت را در نظر می‌گیرید، شما در حال انجام تحلیل بنیادی می‌باشید.

‌سرمایه‌گذاری و تحلیل بنیادی

یک تحلیل‌گر به دنبال ساختن مدلی به منظور ارزیابی و تخمین ارزش قیمت سهام یک شرکت بر اساس اطلاعات منتشر شده عمومی ‌می‌باشد.

ارزش یاد شده تنها یک تخمین می‌باشد و عقیده آن تحلیل‌گر است. که قیمت این سهم می‌تواند در مقایسه با قیمت کنونی‌اش در بازار بیشتر و یا کمتر شود.

برخی از تحلیل‌گران ممکن است به قیمت تخمین زده شده‌شان به عنوان ارزش ذاتی شرکت نیز اشاره کنند.

اگر یک تحلیل‌گر با محاسباتش متوجه شد که قیمت سهام باید بسیار بالاتر از قیمت کنونی‌اش در بازار باشد، او ممکن است پیشنهاد خرید برای این سهام را منتشر کند. و افرادی که این تحلیل‌گر را دنبال می‌کنند، ممکن است بر اساس پیشنهاد او عمل کنند. اما یک تحلیل‌گر با بررسی ارزش ذاتی سهم متوجه شود که ارزش آن کمتر از قیمت فعلی آن در بازار می‌باشد، او پیشنهاد فروش (sell or underweight) خواهد داد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد پیشنهاد خرید و فروش مقاله آموزشی «پیشنهاد خرید و پیشنهاد فروش چیست؟» را مطالعه نمایید.

افرادی که این توصیه‌ها دنبال می‌کنند، انتظار خرید سهام را دارند که در آینده، قیمت آن سهم رشد کند. همچنین سهامی که آینده خوبی ندارد، احتمال سقوط قیمتی بیشتری در آینده خواهد داشت.

این سهام، از کاندیداهای حذف شدن از سبد سهام و یا اضافه شدن به موقعیت‌های معاملاتی فروش می‌باشد. روش تحلیل بنیادی معمولاً مقابل روش تحلیل تکنیکال قرار می‌گیرد، روشی که در آن قیمت و حرکات آینده آن بر اساس اطلاعات پیشین بازار و همچنین اطلاعاتی مانند قیمت و حجم معاملات تعیین می‌شود.

تحلیل بنیادی کمی‌ و تحلیل بنیادی کیفی (Quantitative and Qualitative Fundamental Analysis)

یک مشکل در معنی واژه فاندامنتال این است که این کلمه ممکن است تمام مسائل مربوط به وضعیت مناسب اقتصادی یک شرکت را در بر گیرد.

این تحلیل شامل اعدادی مانند درآمد و سود می‌باشد، اما  می‌تواند شامل هر چیز دیگری از سهام‌های شرکت در بازار تا کیفیت مدیریت آن را در برگیرد.

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال چیست؟
فاکتورهای متعدد فاندامنتال می‌توانند به دو دسته کلی تقسی‌بندی شوند. فاکتورهای کمی‌ (Quantitative) و فاکتورهای کیفی (Qualitative). معنی این دو واژه در دنیای اطلاعات مالی چندان از مفهوم استاندارد ‌آن‌ها دور نیست. در این جا معنی ‌آن‌ها را که از دیکشنری استخراج شده است می‌بینید: 1. کمی (Quantitative): امکان اندازه گیری آن و بیان آن به صورت عددی وجود دارد. 2. کیفی (Qualitative): مرتبط و یا وابسته به کیفیت و یا ویژگی‌های یک شیء، که معمولاً در مقابل اندازه و مقادیر کمی ‌آن قرار می‌گیرد.

فاکتورهای متعدد فاندامنتال می‌توانند به دو دسته کلی تقسی‌بندی شوند. فاکتورهای کمی‌ (Quantitative) و فاکتورهای کیفی (Qualitative). معنی این دو واژه در دنیای اطلاعات مالی چندان از مفهوم استاندارد ‌آن‌ها دور نیست. در این جا معنی ‌آن‌ها را که از دیکشنری استخراج شده است می‌بینید:

  1. کمی (Quantitative): امکان اندازه گیری آن و بیان آن به صورت عددی وجود دارد.
  2. کیفی (Qualitative): مرتبط و یا وابسته به کیفیت و یا ویژگی‌های یک شیء، که معمولاً در مقابل اندازه و مقادیر کمی ‌آن قرار می‌گیرد.

در این مقایسه، عوامل بنیادی کمی، برابر با اعداد هستند. ‌آن‌ها ویژگی‌های قابل اندازه گیری یک کسب و کار می‌باشند. بزرگ ترین منبع اطلاعات کمی، صورت‌های مالی صادره توسط شرکت‌ها می‌باشد. درآمد (revenue)، سود (profit)، دارایی‌ها (assets) و بسیاری دیگر از موارد می‌تواند به شکل کمی ‌و با دقتی بالا اندازه گیری شود.

بورس چیست؟

عوامل بنیادی کیفی کمتر ملموس می‌باشند. ‌آن‌ها ممکن است شامل کیفیت مدیران اجرایی یک شرکت، ارزش و نام برند آن شرکت، دارایی‌ها و حقوق ثبت شده توسط آن شرکت و همچنین تکنولوژی‌های در اختیار آن شرکت  باشند.

هیچ یک از عوامل بنیادی کمی ‌و یا عوامل بنیادی کیفی به طور ذاتی از دیگری بهتر نیستند. بسیاری از تحلیل‌گران هر دو مورد را در کنار هم بررسی می‌کنند.

موارد کیفی تحلیل بنیادی که باید در نظر داشته باشیم

چهار نکته کلیدی در بررسی یک شرکت وجود دارد. این موارد بیشتر کیفی هستند تا کمی. ‌آن‌ها شامل موارد زیر می‌باشند:

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال چیست؟
چهار نکته کلیدی در بررسی یک شرکت وجود دارد. این موارد بیشتر کیفی هستند تا کمی. ‌آن‌ها شامل موارد زیر می‌باشند: مدل کسب و کار (the business model), مزیت‌های رقابتی (competitive advantage), مدیریت (management), اختیارداری در شرکت (corporate governance).
  • مدل کسب و کار (the business model): یک شرکت دقیقاً چه کاری را انجام می‌دهد؟ پاسخ این سؤال، به همان سادگی که به نظر می‌آید نیست. اگر مدل کسب و کاری یک شرکت، فروش مرغ سوخاری می‌باشد؛ آیا این شرکت از این راه پول بدست می‌آورد؟ و یا این که درآمدها و صداقت خود را با این مدل زیر سؤال برده است؟
  • مزیت‌های رقابتی (competitive advantage): موفقیت یک شرکت در طولانی مدت بسته به داشتن مزیت رقابتی نسبت به رقبایش می‌باشد و همچنین این شرکت باید این مزیت‌ها را حفظ کند. مزیت‌های قدرتمند رقابتی مانند نام برند کوکاکولا و یا تسلط مایکرو سافت بر روی بازار سیستم عامل‌های کامپیوترهای شخصی، یک خندق را به دور کسب و کار این شرکت‌ها ایجاد می‌کند و رقبایشان را از این صنایع دور نگه می‌دارد و ‌آن‌ها را از بدست آوردن رشد و سود در این بازارها محروم می‌سازد. زمانی که یک شرکت بتواند به یک مزیت رقابتی دست یابد، سهامداران ‌آن‌ها نیز می‌توانند سودهای زیادی را به مدت دهه‌های متوالی کسب نمایند.
  • مدیریت (management): برخی باور دارند که فاکتور مدیریت مهم ترین عامل برای سنجش یک شرکت می‌باشد. این موضوع البته منطقی می‌باشد. حتی بهترین مدل‌های کسب و کار نیز توسط رهبرانی با عملکرد ضعیف در اجرایی کردن این مدل‌ها شکست می‌خورند. با وجود این که بررسی و ملاقات مدیران به منظور سنجش واقعی ‌آن‌ها برای ‌سرمایه‌گذاران خرد مشکل می‌باشد، شما می‌توانید در وب سایت شرکت نگاهی انداخته و رزومه مدیران ارشد و اعضای هیأت مدیره را بررسی نمایید. ‌آن‌ها در کارهای قبلی خود چگونه عملکردی داشته‌اند؟ آیا ‌آن‌ها در چند وقت گذشته، مقدار زیادی از سهامشان را فروخته‌اند؟
  • اختیارداری در شرکت (corporate governance): اختیارداری در شرکت، سیاست‌هایی را تشریح می‌کند که روابط و مسئولیت‌های بین مدیریت، اعضای هیأت مدیره و همچنین گروگذاران (stakeholders) را مشخص می‌کند. این سیاست‌ها در نمودار سازمانی  و آیین نامه و مقررات داخلی آن ذکر شده اند؛ به همراه قوانین شرکت و قوانین نظارتی بر آن. شما می‌خواهید با شرکتی به تجارت بپردازید که به صورت اخلاقی، منصفانه، شفاف و مؤثر به کار می‌پردازد. همچنین این نکته را در نظر داشته باشید و میزان احترام مدیریت به حقوق سهامداران و همچنین پرداخت حقوق سهامداران را بسنجیم. مطمئن شوید که ارتباطات بین سهامداران و مدیریت شفاف، واضح و قابل فهم می‌باشد. اگر شما متوجه این موضوع نشده اید، احتمالاً به این دلیل است که ‌آن‌ها نمی‌خواهند به شما این اجازه را بدهند.

مهم است که صنعتی که شرکت در آن فعالیت می‌کند را در نظر بگیرید: پایگاه مشتریان، سهم شرکت از بازار، رشد صنعت، رقابت، قوانین نظارتی و چرخه‌های کسب و کاری همگی باید مد نظر قرار گیرند. یادگیری در مورد نحوه کارکرد این صنعت می‌تواند به ‌سرمایه‌گذار درک عمیق تری از سلامت مالی یک شرکت را بدهد.

صورت‌های مالی: مواردی که باید در تحلیل بنیادی کمی‌ در نظر داشته باشیم

صورت‌های مالی ابزارهایی هستند که توسط ‌آن‌ها، یک شرکت اطلاعاتی در مورد عملکرد مالیش را افشا می‌کند. دنبال کنندگان تحلیل بنیادی از اطلاعات کمی‌ای ‌که از صورت‌های مالی مختلف بدست می‌آیند به منظور گرفتن تصمیمات ‌سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند.

تحلیل مالی چیست؟

سه مورد از مهم ترین صورت‌های مالی، صورت درآمد (income statements)، تراز نامه (balance sheet) و صورت جریان وجوه نقد (cash flow statements) می‌باشند.

تراز نامه (the balance sheet):

تراز نامه نشان دهنده ثبت‌هایی از دارایی‌های یک شرکت، بدهی‌ها و سرمایه آن شرکت در یک نقطه زمانی مشخص می‌باشد. تراز نامه که نام انگلیسی آن (balance sheet) می‌باشد در حقیقت نام خود را از معادله زیر بدست آورده است که در آن باید دو طرف تساوی با یکدیگر برابر و یا به قولی (تراز) باشند:

Assets = Liabilities + Shareholders’ Equity

دارایی‌ها = بدهی‌ها + حقوق صاحبان سهم

دارایی‌ها نشان دهنده منابعی می‌باشند که یک کسب و کار در اختیار و یا کنترل خود دارد. این دارایی‌ها شامل پول نقد، موجودی انبار، ابزارآلات و ساختمان‌ها می‌شود.

سمت دیگر معامله نشان دهنده مجموعه ارزش تأمین مالی موارد ذکر شده در دارایی‌ها می‌باشد. این تأمین مالی از حاصل جمع بدهی‌ها + حقوق صاحبان سهام بدست می‌آید.

بدهی‌ها نشان دهنده مقادیر بدهی شرکت (که باید باز گردانده شود) هستند، در حالی که سرمایه نشان دهنده ارزش کل پولی است که صاحبان این شرکت به این کسب و کار اعانه داده اند. که شامل درآمدهای تقسیم نشده (retained earnings) نیز می‌باشد، که از حاصل سودهای سال‌های قبل بدست آمده است.

صورت حساب درآمد (the income statement):

در حالی که تراز نامه به مانند یک عکس از وضعیت شرکت در یک زمان می‌باشد، صورت حساب درآمد اندازه گیری عملکرد یک شرکت در طی یک بازه زمانی مشخص می‌باشد.

از نظر فنی، شما می‌توانید تراز نامه را برای یک ماه و یا حتی یک روز تهیه کنید، اما شما گزارش‌های عمومی‌منتشر شده شرکت‌ها را به صورت سه ماهه و یا سالانه خواهید دید.

مشاور مالی کیست؟

صورت حساب درآمد نمایانگر اطلاعاتی در مورد درآمدها، هزینه‌ها و همچنین سود کسب شده در نتیجه فعالیت‌های آن کسب و کار در یک دوره زمانی مشخص می‌باشد.

صورت جریان وجوه نقد (statement of cash flow):

صورت جریان وجوه نقد نشان دهنده سوابق جریان وجوه نقد در یک شرکت به داخل و یا به خارج از شرکت در یک دوره زمانی مشخص می‌باشد. صورت جریان وجوه نقد به طور معمول بر روی فعالیت‌های مرتبط با وجوه نقد تمرکز می‌کند:

  1. وجوه نقد حاصل شده از ‌سرمایه‌گذاری (cash from investing – CFI): وجوه نقدی هستند که به منظور ‌سرمایه‌گذاری در دارایی‌ها، در کنار درآمد حاصله از فروش دیگر کسب و کارها، تجهیزات و یا دارایی‌های بلند مدت بدست آمده است.
  2. وجوه نقد بدست آمده از تأمین مالی (cash from financing – CFF): پولی که پرداخت شده و یا از طریق صدور اوراق قرضه دریافت شده است.
  3. وجوه نقد عملیاتی (operating cash flow – OCF): مقدار پولی که از طریق عملیات روزانه شرکت بدست آمده است.

صورت جریان وجوه نقد، یک صورت مالی بسیار مهم می‌باشد. زیرا که دستکاری ‌آن‌ها برای شرکت‌ها بسیار دشوار می‌باشد.

با وجود این که بسیاری از حسابداران وجود دارند که می‌توانند مقدار درآمدهای شرکت را دستکاری کنند، اما دستکاری کردن مقادیر نقد در بانک‌ها بسیار مشکل می‌باشد. به همین دلیل، برخی از ‌سرمایه‌گذاران از صورت جریان وجوه نقد به عنوان روشی محافظه کارانه برای بررسی عملکرد شرکت استفاده می‌کنند.

نکته مهم: تحلیل بنیادی، بر استفاده از نسبت‌های مالی که از اطلاعات صورت‌های مالی شرکت‌ها بدست آمده است به منظور بررسی چشم اندازها و ارزش شرکت اتکا دارد.

مفهوم ارزش ذاتی (‌Intrinsic Value) در تحلیل بنیادی

یکی از مهم ترین فرضیات در تحلیل بنیادی این است که قیمت کنونی سهم در بازار به طور کامل نشان دهنده ارزش شرکت با توجه به اطلاعات منتشر شده عمومی ‌نمی‌باشد.

فرضیه دوم این است که ارزش منعکس شده توسط اطلاعات بنیادی یک شرکت نزدیک تر به واقعیت است تا ارزشی که در بازار سهام نشان داده شده است.

تحلیل‌گران معمولاً برای این ارزش فرضی از نام ارزش ذاتی استفاده می‌کنند. هر چند، باید توجه داشت که استفاده از واژه ارزش ذاتی در سهام، معنی متفاوتی با سایر ابزار مالی مانند قراردادهای اختیار معامله دارد.

قیمت گذاری قراردادهای اختیار معامله توسط یک روش محاسباتی استاندارد به منظور حساب کردن ارزش ذاتی ‌آن‌ها انجام می‌شود. اما تحلیل‌گران از روش‌های پیچیده و متنوعی برای رسیدن به ارزش ذاتی یک سهم استفاده می‌کنند. باید در نظر داشته باشید که هیچ روش ساده، و تأیید شده وجود ندارد که بتوان با آن ارزش ذاتی یک سهم را حساب کرد.

برای مثال، سهام شرکتی را در نظر بگیرید که در سطح قیمتی 20 دلار مبادله می‌شود، و پس از انجام تحقیقاتی وسیع و گسترده بر روی شرکت توسط تحلیل‌گر، او در می‌یابد که ارزش قیمت سهام این شرکت باید حدود 24 دلار باشد. یک تحلیل‌گر دیگر ممکن است با انجام همین تحلیل‌ها به این نتیجه برسد که قیمت واقعی این سهم در واقع 26 دلار است.

بسیاری از ‌سرمایه‌گذاران حد وسطی از این دو پیش بینی را در نظر می‌گیرند و فرض می‌کنند که ارزش ذاتی این سهم در حدود 25 دلار می‌باشد. معمولاً ‌سرمایه‌گذاران این تخمین‌ها را در نظر می‌گیرند و ‌آن‌ها را بسیار مرتبط با اطلاعات می‌دانند زیرا ‌آن‌ها به دنبال خرید سهامی‌هستند که در حال حاضر قیمتش کمتر از قیمت بدست آمده آن می‌باشد.

این خود منجر به ایجاد سومین فرض در تحلیل بنیادی می‌شود: در طولانی مدت، بازار سهام واکنش خود را نسبت به عوامل بنیادی نشان خواهد داد. مشکل اصلی این است که، هیچ کسی نمی‌تواند بگوید دقیقاً چه مدت زمانی این موضوع به طول خواهد انجامید. این می‌تواند شامل چند روز و یا حتی چند سال شود.

این تمام چیزی است که تحلیل بنیادی می‌گوید. تمرکز کردن بر روی یک کسب و کار خاص این امکان را به ‌سرمایه‌گذار می‌دهد تا بتواند ارزش ذاتی یک شرکت را پیش‌بینی کند و همچنین بتواند فرصت‌هایی به منظور خرید با تخفیف را بدست آورد. ‌سرمایه‌گذاری ‌آن‌ها زمانی نتیجه خواهد داد که بازار نسبت به عوامل بنیادی (فاندامنتالی) واکنش نشان دهد.

نکته مهم: یکی از مشهورترین و موفق ترین تحلیل‌گران بنیادی که به او (جادوگر اوماها – Oracle of Omaha) نیز اتلاق می‌کنند، وارن بافت می‌باشد. او قهرمانی در زمینه انتخاب و ‌سرمایه‌گذاری در سهم‌ها می‌باشد.

نقدهای وارده بر تحلیل بنیادی

بزرگ ترین نقدهای وارده بر تحلیل بنیادی از سوی دو گروه تحلیل‌گران تکنیکال و همچنین معتقدان به نظریه بازارهای بهینه (Efficient market hypothesis – EMH) انجام می‌شود.

تحلیل تکنیکال:

تحلیل تکنیکال یک روش اصلی دیگر به منظور بررسی اوراق بهادار می‌باشد.

یک تحلیل‌گر تکنیکال، ‌سرمایه‌گذاری (یا به عبارتی دقیق تر، معاملاتش) را تنها بر اساس حرکات قیمت و حجم در سهام انجام می‌دهد. با استفاده از نمودارها و دیگر ابزار، ‌آن‌ها با روند بازار به معامله می‌پردازند و به عوامل بنیادی توجه چندانی نمی‌کنند.

برای درک کامل تفاوت‌های تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی مقاله آموزشی «تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

یکی از مهم ترین اصول مورد استفاده در تحلیل تکنیکال این است که بازار همه چیز را در قیمت لحاظ می‌کند. همه اخبار توسط بازار قبلاً در قیمت لحاظ شده اند. در نتیجه، حرکات قیمت سهم دید بیشتری از موارد بنیادی و خود کسب و کار به ما می‌دهد.

نظریه بازارهای بهینه:

معتقدان به نظریه بازارهای بهینه (EMH)، معمولاً هم با تحلیل بنیادی و هم با تحلیل تکنیکال مخالف هستند.

در فرضیه بازارهای بهینه شاهد این هستیم که امکان پیشی گرفتن و شکست بازار چه به روش بنیادی و چه به روش تحلیل تکنیکال وجود ندارد.

طبق این نظریه، از آن جایی که قیمت‌های بازار به صورت بهینه و پیوسته تعیین می‌شوند، هر گونه فرصتی برای کسب سود بیشتر از بازار، توسط شرکت کنندگان این بازارها از بین می‌روند؛ و امکان کسب سود بیشتر را برای شرکت کنندگان بازار نسبت به خود بازار در طولانی مدت از بین می‌برد.

مثال‌هایی از تحلیل بنیادی

شرکت کوکا کولا را به عنوان مثالی در نظر بگیرید. زمانی که قیمت سهام این شرکت را بررسی می‌کنیم، یک تحلیل‌گر باید به سود تقسیمی ‌سالانه سهام، مقدار سود به ازای هر سهم، نسبت سود به ازای هر سهم (earning per share – EPS)، و همچنین مقادیر کمی‌دیگر نگاه بیاندازد. هر چند، هیچ تحلیلی از شرکت کوکاکولا بدون در نظر گرفتن شناخت و ارزش برند آن در سرتاسر جهان کامل نمی‌شود.

هر کسی می‌تواند شرکتی راه بیاندازد که در آن مخلوطی از شکر و آب را به فروش برساند، اما کمپانی‌های کمتری هستند که توسط میلیاردها نفر شناخته شده باشند. بسیار سخت است که بتوانیم بر روی برند کوکاکولا ارزش خاصی را وضع کنیم، اما شما می‌توانید مطمئن باشید که این برند، تأثیری بسیاری مهم در موفقیت‌های آتی این شرکت خواهد گذاشت.

حتی می‌توان بازار را به صورت کلی توسط تحلیل فاندامنتال مورد ارزیابی قرار داد. برای مثال، تحلیل‌گران به اندیکاتورهای فاندامنتالی شاخص S&P 500 از تاریخ 4 تا 8 جولای سال 2016 نگاه کردند.

در طی این زمان، این شاخص به سطح 2129.9 پس از انتشار گزارش مثبت مبنی بر مشاغل در ایالات متحده آمریکا رسید. در واقع، بازار نزدیک به ثبت یک رکورد قیمتی جدید بود، که در ماه می‌سال 2015 به سطح 2130.82 رسیده بود. سورپرایز اقتصادی در آن موقع، اضافه شدن 287,000 شغل در ماه ژوئن بود که توانست ارزش قیمت سهام را در بازار در تاریخ 8 جولای سال 2016 افزایش دهد.

با این وجود، نگاه‌های متفاوتی نسبت به ارزش واقعی در بازار وجود دارد. برخی از تحلیل‌گران باور دارند که بازار به حرکت نزولی خود ادامه داده و تبدیل به یک بازار خرسی (bear market) خواهد شد، در حالی که برخی دیگر از تحلیل‌گران باور دارند که بازار به حرکت صعودی خود ادامه داده و تبدیل به یک بازار گاوی (bull market) خواهد شد.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

بازار آزاد چیست؟

بازار آزاد (Free Market) یک سیستم اقتصادی مبنی بر عرضه و تقاضا می‌باشد که در آن کنترل کم دولت و یا عدم کنترل دولت را شاهد هستیم.‌ بازار آزاد شرحی خلاصه شده از تمامی ‌مبادلات داوطلبانه‌ای است که در یک محیط اقتصادی انجام می‌گیرند. بازار آزاد توسط دستورات لحظه‌ای و غیرمتمرکز آن‌ها و همچنین ترتیباتی که افراد مختلف تصمیمات اقتصادی می‌گیرند شناخته می‌شود. بر اساس قوانین سیاسی و همچنین قانونی آن، بازار آزاد یک کشور ممکن است بسیار بزرگ باشد و یا به طور کل، یک بازار سیاه (Black Market) محسوب شود.

بازار آزاد چیست؟؟
بازار آزاد چیست؟؟

نکات کلیدی:

  • یک بازار آزاد به بازاری اطلاق می‌گردد که سطوح عرضه و تقاضا پایه و اساس سیستم اقتصادی را تأمین می‌کند، و در‌ این حالت دخالت دولتی صورت نمی‌پذیرد.
  • یک ویژگی کلیدی از بازارهای آزاد، عدم وجود مبادلات اجباری و یا ‌ایجاد شرط‌ها بر روی معاملات می‌باشد.
  • در حالی که هیچ بازار آزاد واقعی به معنی کلمه وجود ندارد، و همه بازارها به نحوی محدود شده تلقی می‌شوند؛ اقتصاد دانانی که مقدار‌ این آزادی را در بازارها‌ اندازه گیری می‌کنند یک رابطه مستقیم بین مقدار آزاد بودن بازارها و همچنین مقدار مساعد بودن شرایط اقتصادی پیدا کرده‌اند.

درک مفهوم بازارهای آزاد

واژه بازارهای آزاد در بعضی مواقع به عنوان یک کلمه هم معنی برای ‌سرمایه‌داری آزاد (laissez – faire capitalism) استفاده می‌شود. زمانی که ‌بیشتر مردم از واژه بازار آزاد استفاده می‌کنند، منظور‌ آن‌ها یک بازا،بدون هیچ گونه مانع برای رقابت می‌باشد و در‌ این بازارها تنها مبادلات به صورت مخفی بین خریداران و فروشندگان انجام می‌شود. هر چند، یک تعریف کامل تر از‌ این بازارها باید شامل‌ این موارد باشد: هر گونه فعالیت اقتصادی داوطلبانه تا زمانی که توسط دولت و یا حکومت مرکزی کنترل و یا اجبار نشده باشد.

با استفاده از‌ این تعریف، ‌سرمایه‌داری آزاد و همچنین سوسیالیزم داوطلبانه (voluntary socialism) هم مثال‌هایی از بازارهای آزاد به شمار می‌آیند، هر چند که دومی شامل مالکیت عمومی ابزارهای تولیدی می‌شود. ویژگی اساسی در‌ این بازارها، عدم حضور هیچ گونه اجبار و یا تحمیل اقتصادی و یا‌ ایجاد محدودیت‌هایی برای فعالیت‌های اقتصادی می‌باشد. البته شایان ذکر است که اجبار می‌تواند در بازارهای آزاد از طریق توافق‌های متقابل در یک قرارداد داوطلبانه صورت گیرد، مانند قراردادهای درمانی که توسط قانون اجباری شده‌اند.

ارتباط بازارهای آزاد با ‌سرمایه‌داری و آزادی‌های فردی

هیچ کشور مدرنی یک بازار آزاد کاملاً مطمئن ندارد. علت‌ این گفته،‌ این است که ‌بیشتر بازارهای آزاد تمایل دارند تا با ارزش‌های دارایی‌های خصوصی یک کشور، ‌سرمایه‌داری و همچنین حقوق افراد به صورت همزمان رخ دهند.‌ این موضوع، موضوعی منطقی است زیرا سیستم‌های سیاسی که دست به پرداخت یارانه‌ها می‌زنند، باعث تغییر رفتارهای افراد می‌شوند و احتمال معاملات به صورت داوطلبانه در اقتصاد پایین تر می‌آید. بعلاوه، بازارهای آزاد معمولاً ‌بیشتر در سیستم‌هایی رشد می‌کنند که در‌ آن‌ها حقوق دارایی‌ها به صورت خوبی محافظت شده می‌باشد و همچنین ‌سرمایه‌داران نیز مشوقی برای کسب دارند.

بازارهای آزاد و بازارهای مالی (free markets and financial markets)

در بازارهای آزاد، یک بازار مالی می‌تواند به عنوان یک تسهیل کننده مالی تشکیل شود، به خصوص برای افراد و یا شرکت‌هایی که نمی‌توانند و یا نمی‌خواهند تا خودشان سرمایه کار را تأمین کنند. برای مثال، برخی از اشخاص و یا کسب و کارها در جمع آوری ثروت متخصص هستند و‌ این کار را از طریق مصرف نکردن تمامی‌ثروت کنونیشان انجام می‌دهند. برخی دیگر از شرکت‌ها نیز در‌ایجاد ذخیره‌های مالی به منظور انجام فعالیت‌های کسب و کاری، مانند شروع و گسترش یک بیزینس متخصص می‌باشند.‌ این فعالان می‌توانند از معامله اوراق بهادار مالی مانند سهام‌ها و یا اوراق قرضه کسب سود نمایند.

اوراق قرضه چیست؟

برای مثال، پس‌انداز کنندگان می‌توانند اوراق‌ قرضه را خریداری کرده و مقدار پس‌انداز فعلی خود را با کارآفرینان و با گرفتن قول بازگشت‌ این پول بعلاوه سود و پاداش آن به اشتراک بگذارند. با استفاده از سهام، پس‌انداز کنندگان توانسته‌اند ادعای مالکیت همه محدودیت‌ها در بازارهای آزاد از فشارهای غیر صریح و یا صریح استفاده می‌کند. مثال‌های معمول از‌ این محدودیت‌ها شامل ممنوعیت انجام معاملاتی خاص، مالیات، قوانین نظارتی، دادن تعهد برای قوانین خاصی که در یک مبادله وضع شده است،

نیازمندی‌های اجازه نامه‌ای، نرخ‌های مبادله‌ای ثابت، رقابت در سرویس‌های ارائه شده به صورت عمومی، کنترل کردن قیمت‌ها، سهمیه بندی کالاها، خرید کالاها و خدمات و یا استخدام کارآموزان به عنوان کارمندان، می‌باشند. توجیهات معمول در زمینه محدودیت‌های اعمال شده توسط دولت در بازارهای آزاد شامل امنیت مصرف کنندگان، عدالت بین گروه‌های ثروتمند و فقیر در جامعه و همچنین تدارک کالاهای عمومی ‌می‌باشند.‌ این توجیهات به هر صورتی که باشند، شرکت‌ها، کسب و کارها و دیگر گروه‌ها در یک جامعه معمولاً شکل‌ این محدودیت‌ها را به شکل مورد نظر خود تحت پدیده‌ای با عنوان rent-seeking تغییر می‌دهند. زمانی که رفتار بازار آزاد مورد نظارت است، محدوده بازار آزاد هر چند مقداری محدود می‌شود اما به طور کامل حذف نمی‌گردد، و تبادلات داوطلبانه همچنان در چارچوب نظارتی دولت صورت می‌گیرد.

برخی از تبادلات ممکن است بر خلاف قوانین دولت و یا قوانین نظارتی انجام شود که به‌ این تبادلات، بازار سیاه (black market) اطلاق می‌گردد، که از آن به عنوان بازار آزاد زیر زمینی (underground versions of free markets) نیز یاد می‌کنند. هر چند، تبادلات‌ این بازارهای زیرزمینی به شدت محدود شده می‌باشد زیرا در بازارهای سیاه، رقابت معمولاً شکلی تند و خشن به خود می‌گیرد و باعث ‌ایجاد نزاع‌هایی بین گروه‌های رقیب و تولید کنندگان و مصرف کنندگان بازار می‌شود. در نتیجه، در یک بازار سیاه؛ مزیت‌های رقابتی ‌بیشتر به سمت گروه‌هایی هستند که قدرت ‌بیشتری در اعمال زور دارند، بنابراین رفتارهای انحصار طلبانه (monopolistic) و یا رفتارهای با تأثیر زیاد (oligopolistic) معمولاً به عنوان سدی برای ورود رقبای ضعیف تر به‌ این بازارها‌ ایجاد می‌کنند و یا رقبای ضعیف را از‌ این بازارها خارج می‌کنند.

اندازه گیری میزان آزادی در یک اقتصاد

به منظور بررسی اثرات بازارهای آزاد در یک اقتصاد، اقتصاددانان شاخص‌هایی را تحت عنوان شاخص‌های آزادی اقتصاد (indexes of economic freedom) ابداع نموده‌اند.‌ این شاخص‌ها شامل شاخص آزادی اقتصادی است که توسط بنیاد Heritage Foundation و The Economic freedom of North America indexes منتشر می‌شود و همچنین شاخص آزادی اقتصاد در آمریکای شمالی که توسط انستیتو فریزر (Fraser Institute) منتشر می‌شود، که میزان آزادی اقتصادی را ‌اندازه گیری می‌کند.‌

این شاخص‌ها شامل مواردی مانند امنیت حقوق مالکیت (Security of property rights)، مقدار نظارت اعمال شده (The burden of regulation)، دسترسی بازارهای مالی (openness of financial markets) و بسیاری از دیگر ‌آیتم‌ها را شامل می‌شوند. تحلیل‌های تجربی (Empirical Analysis) این شاخص‌ها را با‌ اندازه گیری متفاوتی مانند رشد اقتصادی (Economic Growth)، توسعه اقتصادی و همچنین استانداردهای زندگی مقایسه کرده است که نشان دهنده شواهدی غافلگیر کننده مبنی بر ارتباط بین بازارهای آزاد و تندرستی مردم در کشورها می‌باشد.