Skip to main content

چگونه میتوان از GPU در استخراج رمز ارز بهره برداری کرد؟

GPU : قبل از سال 2009 میلادی چیزی به نام رمز ارز وجود نداشت. با پیشرفت تکنولوژی و جهت پاسخگویی به نیاز‌های روزافزونِ جامعهٔ بشری، بسیاری از افراد از کامپیوترهای خانگی خود برای استخراج رمز ارز استفاده می‌کنند. طی سالیان متمادی و به دلیل استفاده از سخت‌افزارهای بهتر و قوی‌تر، فرآیند استخراج رمز ارز و بازدهی این عملیات پیشرفت چشمگیری داشته است. طی چندین سال و به‌طریقی ساده، از واحدهای پردازش گرافیکی (GPU) برای فرآیند استخراج رمز ارز بهره‌برداری شده است، زیرا بازدهی این GPUها در مقایسه با بازدهی همتایان خود بسیار بیشتر است.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد استخراج بیت کوین می‌توانید از مطلب آموزشی «استخراج بیت کوین» دیدن نمایید.

نکات کلیدی GPU:

  • یک GPU یا واحد پردازش گرافیکی وظیفهٔ جان­‌بخشی (ایجاد تصویر حاوی مدل هندسی و استفاده از رنگ و سایه‌ها به منظور بخشیدن یک ظاهر واقعی به آن) دیجیتالی در یک کامپیوتر را برعهده دارد.
  • GPUها در مقایسه با CPUها از ویژگی‌ها برتری برخوردار هستند. از جملهٔ این برتری‌ها می‌توان به‌قدرت بالقوّهٔ بیشتر، سرعت بالاتر و بازدهی بیشتر GPUها اشاره کرد. همین ویژگی‌ها سبب شده تا GPUها در استخراج بلاک چین مفیدتر واقع شوند.
  • سرعت شگفت‌انگیز و حیرت‌آور پیشرفت تکنولوژی تعیین می‌کند که آیا GPUها به‌عنوان دستگاه‌­هایی که از استاندارد کافی برای استخراج به‌صرفه رمز ارز برخوردار هستند، باقی خواهند ماند یا نه.

GPUها چگونه به استخراج رمز ارزها کمک می‌کنند؟

در ابتدا عملیات استخراج رمز ارزها با استفاده از CPUها یا واحد پردازش مرکزی صورت می‌گرفت. با این وجود، سرعت پردازش محدود و مصرف برق زیاد، بازدهی این CPUها را با محدودیت مواجه می‌کرد. همین موضوع باعث می‌شد تا فرآیند استخراج رمز ارز با استفاده از CPUها یک فرآیند غیرکارآمد شناخته شود.

چگونه میتوان از GPU در استخراج رمز ارز بهره برداری کرد؟

فرآیند استخراج رمز ارزها با استفاده از GPUها در مقایسه با CPUها از مزایای بیشتری برخوردار بود. یک GPU استاندارد مانند Radeon HD 5970 از چنان سرعتی برخوردار است که در هر کلاک قادر به پردازش 3200 دستورالعمل 32 بیتی است. این سرعت 800 برابر سرعت پردازش یک CPU است که در هر کلاک قادر به پردازش تنها 4 دستورالعمل 32 بیتی می‌باشد.

در فرآیند استخراج رمز ارز به بازدهی بالایی در اجرای محاسبات تکراری نیاز داریم. GPUها با داشتن این ویژگی‌ به‌عنوان ابزاری مناسب و بهتر برای استخراج رمز ارزها شناخته می‌شوند. تنها با تغییر یک عدد در هر تلاش، ابزار استخراج رمز ارزها به‌طور پیوسته در تلاش برای رمزگشایی هَش‌های هدف می‌باشد.

هَش چیست؟

GPUها به تعداد زیادی واحد منطق حسابی (ALU) نیز مجهز شده‌اند. این واحد وظیفهٔ اجرای محاسبات ریاضی را برعهده دارد. در بیان ویژگی‌های مثبت ALUها باید بگوییم که این واحد قادر به اجرای محاسبات بیشتری است. همین ویژگی‌ باعث می‌شود تا خروجی (بازدهی) فرآیند استخراج رمز ارزها بهبود یابد.

نکتهٔ مهم: در فرآیند استخراج رمز ارزها، CPUها وظیفهٔ اجرای توابع چندوظیفه‌ای متنوع را برعهده دارند. اما GPUها به دلیل داشتن ویژگی‌های برتر در مقایسه با CPUها برای اجرای کارهای مشابه و تکراری اختصاص می‌یابند.

GPU در مقایسه با CPU

هر کامپیوتر استاندارد به یک واحد پردازش مرکزی (CPU) مجهز شده است. این واحد یک ابزار پردازشی است که به‌عنوان کارفرمای اصلی کل سیستم کامپیوتری عمل می‌کند. براساس منطق سیستم عامل و نرم‌افزار نصب‌شده بر روی کامپیوتر، CPUها توابع کنترل‌کننده را برای کل کامپیوتر اجرا می‌کنند. توابع معمولی مانند این فایل را به‌صورت MS WORD ذخیره کن، از این صفحه پرینت بگیر یا این ویدئو را در VLC مدیا پلیر اجرا کن، توسط CPU کنترل می‌شوند.

چگونه میتوان از GPU در استخراج رمز ارز بهره برداری کرد؟

GPU دیگر ابزار پردازشی موجود در کامپیوتر است که فقط برای اجرا و کنترل توابع صفحهٔ نمایش کاربرد دارد. این ابزار بخشی از کامپیوتر است که وظیفهٔ ارائهٔ ویدئوهای خود را برعهده دارد.

یک GPU به‌طور معمول وظیفهٔ اجرا و کنترل نمایش جلوه‌های بصری و گرافیک‌های سه‌بعدی را برعهده دارد. این در حالی است که CPU در جزئیات ظریف سرویس‌های نمایش ویدئو دخالت ندارد. در واقع این واحد مسئولیت مراقبت از کارهای فشردهٔ گرافیکی مانند تدوین ویدئو، اجرا و نمایش بازی، و رمزگشایی و نمایش ویدئوها و انیمیشن‌های سه‌بعدی را برعهده دارد.

برای مقایسهٔ کلی این دو واحد پردازنده باید بگوییم که کارفرمای اصلی (CPU) که به مدیریت کل سازمان (سیستم کامپیوتری) می‌پردازد، واحدی (GPU) را جهت مراقبت از دپارتمان تخصصی (توابع ارائه ویدئو) اختصاص داده است.

این پیکربندی این امکان را به CPU می‌دهد تا وظایف متنوع را جهت مدیریت کل کامپیوتر انجام دهد. این در حالی است که GPU به‌عنوان یک متخصص، مسئولیت اجرای توابع ویدئویی را برعهده دارد. CPU تابعی را اجرا می‌کند تا یک فایل ویدئویی باز شود. زمانی که این فایل ویدئویی باز شد، GPU مسئولیت پوشش اجرای مناسب آن ویدئو را برعهده می‌گیرد.

جمع­‌بندی GPU

اگرچه GPU سال‌هاست وجود دارد اما همواره در حال رقابت با ابزار‌ها ارتقایافته و جدید است. این ابزارهای جدید شامل FPGAs و ASICs  می­‌باشند و در اجرای محاسبات هَش، عملکردِ بهتری در مقایسه با CPUها و GPUها دارند. لازم به‌ذکر است که محاسبات هَش یک تابع ضروری در مدیریت بلاک چین رمز ارزها است.

چرا با وجود موفقیت اتریوم، ممکن است اتر دچار سقوط شود؟

در میانه‌های ژانویهٔ امسال، خریداران آلت کوین ERC20 برمبنای اتریوم، کمک کردند تا قیمتِ دومین رمز ارز بزرگ در جهان به‌رقم شگفت‌انگیز 1400 دلار به‌ازای هر توکن برسد. پس از علاقهٔ اولیهٔ مردم به خرید این رمز ارز، اکنون شاهد کاهش شدید قیمت آن می‌باشیم. این کاهش قیمت به‌قدری شدید بوده که اکنون قیمت اتریوم به 226 دلار کاهش پیدا کرده است. طی چندین ماه گذشته، سرمایه‌گذاران موفق به شناسایی و کشف رابطه بین قیمت اتر و روند رونق و ورشکستگی ICO شده‌اند. در این فرآیند، قیمت اتر نسبت به قیمت اولیهٔ آن با سقوط شدیدی مواجه بوده و سرمایه‌گذارانی که در گذشته مقادیر زیادی ETH خریداری نموده‌اند هنوز هم در حال ضرر و زیان هستند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد آلت کوین‌ها می‌توانید از مطلب آموزشی «آلت کوین چیست؟» دیدن نمایید.

براساس گزارشی که اخیراً و توسط کوین‌دسک ارائه شد، سرمایه‌گذاران در همهٔ جای جهان هنوز هم در حال جستجو برای یافتن روابط بین ارزش یک توکن دیجیتال و شبکهٔ بلاک چین آن هستند. اکنون و با گذشت زمان به‌نظر می‌رسد که همبستگی میان قیمت یک توکن مانند اتر و سودمندی و مطلوبیت آن به‌عنوان یک عامل محرک برای یک اکوسیستم بلاک چین، ممکن است خیلی قوی نباشد. حتی اگر اتر به‌عنوان یک توکن در مقایسه با قیمت‌های قبلی ارزش بالایی نداشته باشد، اما اتریوم  به‌عنوان یک زنجیرهٔ بلوکی هنوز هم یک رمز ارز قوی با شبکهٔ مهم محسوب می‌شود.

آیا اتریوم در خطر افت به 200 دلار قرار دارد؟

قضیه‌ پروتکل چربی (The Fat Protocol Thesis) چیست؟

در اوایل پیدایش رمز ارزها، شریک شرکت Union Square Ventures، آلبرت ونگر، اصطلاح “قضیه‌ی پروتکل چربی (The Fat Protocol Thesis)”را پیشنهاد کرد. این قضیه استدلال می‌کند که حتی اگر پروتکل اصلی و زیربنایی رایگان باشد، افزایش قیمت‌ها به‌منظور سود‌دهی و مطلوبیت توکن‌هایی مانند اتر باعث تقویت پلتفرم‌های نرم‌افزاری با دسترسی آزاد شده و منجر به افزایش ارزش کار می‌شوند. ایدهٔ این قضیه به ما می‌گوید که توسعه‌دهندگان‌ نرم‌­افزارهای موجود در زنجیره با ارائهٔ خدمات خود هزینه‌هایی را به کاربران تحمیل می‌کنند. این در حالی است که افرادی که بر روی پروتکل‌های با دسترسی آزاد مانند HTTP کار می‌کنند، به‌شرط رایگان بودن، سرویس‌های خود را واگذار می‌کنند.

در این لحظه، اگر سودمندی و مطلوبیت توکن‌ها برحسب کل قدرت پولی محدود شود، تحلیل‌گران شگفت‌زده خواهند شد، زیرا قیمت این پول با سودمندی و مطلوبیت آن ناسازگار است.

قانون گرشام چیست؟

براساس این گزارش، یکی از ملاحظات مربوط به قانون گرشام بیان می‌کند که “پول بد، پول خوب را بیرون می‌کند”. به‌عبارت دیگر، اگر یک توکن به‌عنوان عامل فعال تراکنش‌ها (معاملات) در شبکهٔ زنجیرهٔ بلوکی عمل کند، نباید به‌عنوان پس‌اندازِ ارزش یا یک سرمایه‌گذاری، جذابیت زیادی داشته باشد. اگر یک توکن به‌عنوان یک پس‌انداز ارزش خوب شناخته شود، آنگاه گاهاً به‌جای استفاده از آن می‌توانیم آن را نگه‌ داریم (پس‌انداز کنیم).

حامیان قانون گرشام اعتقاد دارند که در جامعهٔ رمز ارز‌ها یک نقطهٔ شیرین وجود دارد که در آن، قدرت‌بخشی به زنجیرهٔ بلوکی از طرف توکن کمی بد به‌نظر می‌رسد. این موضوع بدین معنا است که در این بازار می‌بایست اندکی انتظار استهلاک یا تورم را نیز داشته باشیم. همین امر می‌تواند محرک و انگیزهٔ خوبی برای کاربران باشد تا به جای نگه‌داری و پس‌انداز رمز ارزها، تراکنش‌ها (معاملات) خود را با استفاده از آن انجام دهند. منتقدان بیت ‌کوین پیشنهاد می‌کنند که این رمز ارز به اندازهٔ کافی از ویژگی‌های کیفی ذکر شده برخوردار نیست، زیرا این رمز ارز به دلیل کمیاب بودن و ناسازگاری، به‌جای اینکه از آن به‌عنوان ابزاری برای تراکنش‌ها استفاده شود بیشتر به‌عنوان یک پس‌انداز به آن نگاه می‌شود.

بیت کوین چیست؟

آینده اتر چگونه خواهد بود؟

زمانی که سخن از اتر به‌میان می‌آید، قراردادهای هوشمند به‌عنوان یک مؤلفهٔ مهم در این زمینه مطرح می‌شوند. به‌منظور خدمت به‌عنوان “گاز و سوخت” در شبکه اتریوم، اتر بر استفاده فردی و تراکنش با توکن‌ها تکیه دارد. این موضوع در تضاد با گرایش موجود در دورهٔ جنون‌آمیز ICO است.

اتر چیست؟

در این دوره کاربران اتر به نگه‌داری اتر اصرار داشتند تا در شلوغی و سیل پیشنهادات جدید حضور داشته باشند. اما اکنون چرخه تغییر یافته و ICOها از محبوبیت کمی برخوردار هستند. اغلب ترویج‌دهندگان اتر، توکن‌های خود را خارج می‌کنند تا پول نقد خود را آزاد کرده و از آن برای پروژه‌­های خود استفاده کنند. آیا باید این اتفاق رخ دهد؟ حتی اگر اتر از نظر عملی و کاربردی برای زنجیرهٔ بلوکی اتریوم  اهمیت داشته باشد، این موضوع قابل تصور است که قیمت اتر می‌تواند باز هم کاهش یابد.

پایداری اکوسیستم رمز ارزها: آیا مؤسسات سرمایه­‌گذاری در حال ورود به بازار رمز ارزها هستند؟

از گذشته تاکنون موضوع نوسانات رمز ارزها به‌عنوان یکی از بزرگترین موضوعات مورد بحث در این صنعت مطرح بوده است. برای این موضوع دلیل خوبی وجود دارد. از زمان به‌وجود آمدن رمز ارزها و متعاقب آن محبوبیت شدید آن در بازار، بیت کوین و بازار آن تحت‌الشعاع نوسانات غیرقابل پیش‌بینی و رونق قیمتی بوده است. همین نوسانات و شکوفایی بازار رمز ارزها منجر به سقوط عمدهٔ آن نیز می‌شود. با این وجود، سقوط شدید قیمت رمز ارزها که در سال 2018 شاهد آن بودیم منجر به پایداری نسبی و همچنین ظهور و بروز پتانسیل بالقوه رشد واقعی بخش رمز ارز بوده است.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده‌اید و هیچ اطلاعاتی در مورد رمز ارز ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «رمز ارز چیست؟» را مطالعه نمایید.

سرمایه‌گذاری سنگین مؤسسات سرمایه‌­گذاری

از سرمایه‌گذاری سنگین مؤسسات سرمایه‌­گذاری (حقوقی­‌ها) به‌عنوان یکی از بزرگترین عوامل مقبولیت عام و مشروعیت بخشیدن به رمز ارزها یاد می‌شود. اگرچه در حال حاضر نیز شاهد سرازیر شدن پول از طرف این منابع مالی به بازار رمز ارزها هستیم، اما هنوز هم تردیدهایی در خصوص موفقیت این بخش وجود دارد. بیشتر تردیدهای موجود در این عرصه ناشی از وجود عامل ریسک در این بازار است. امروزه برخی شرکت‌ها در قبال سرمایه‌گذاری در بازار رمز ارزها، تضمین‌هایی را جهت بازدهی (دریافت سود) به مشتریان خود اعطا می‌کنند. موضوع اصلی مورد بحث در این شرکت‌ها از دست دادن میلیون‌ها دلار سرمایهٔ مشتریان تنها در طی چند دقیقه است. با این وجود و با توجه به تلاش‌های واقعی انجام شده در داخل و خارج، بیت کوین طی چند ماه در یک بازه نسبتاً پایدار دادوستد شده است.

بیت کوین چیست؟

آیا بالاخره درهای ورود به بازار رمز ارزها باز خواهند شد؟

مؤسسات سرمایه­‌گذاری بنا به چندین دلیل مختلف در حاشیهٔ انقلاب ایجاد شده در بازار رمز ارزها باقی مانده‌اند. از جملهٔ این دلایل می‌توان به نبود مقررات، عامل ریسک و اعتبار نامطلوب این بازار اشاره کرد. این دلایل و سایر دلایل باعث شده‌اند تا شرکت‌ها (بنگاه‌های اقتصادی) نتوانند سرمایه‌گذاران خود را نسبت به سرمایه‌گذاری عظیم در این بازار متقاعد کنند. اگرچه این بخش با اضطراب در انتظار سرازیر شدن پول‌های مؤسسات سرمایه­‌گذاری است، اما شاهد نشانه‌هایی از علاقهٔ سرمایه‌گذاران و ورودِ آهستهٔ آن‌ها به این بازار هستیم.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نقش موسسات سرمایه‌گذاری در پایداری رمز ارزها می‌توانید از مطلب آموزشی «موسسات سرمایه‌گذاری چگونه به پایداری رمزارزها کمک خواهند کرد؟» دیدن نمایید.

پایداری اکوسیستم رمز ارزها

با این حال، روندِ فعلی قیمت بازار ممکن است نشانه‌ای مبنی بر بهبود وضعیت بازار بوده و درها را به روی سرمایه‌گذارن جهت ورود به این بازار باز کند. در سال جاری بازار به آرامی رو به ثبات رفته و هم‌گرایی عوامل در نهایت منجر به ایجاد آرامش در قیمت‌ها و صنعت رمز ارزها خواهد شد.

ورود مؤسسات سرمایه­‌گذاری به بازار رمز ارزها چه تأثیری خواهد داشت؟

ورود مؤسسات سرمایه­‌گذاری به این بازار می‌تواند اولین فشار واقعی جهت رها شدن از ننگ “غرب وحشی” باشد. این ننگ از روزهای پُررونق وب‌سایت پولشویی Silk Road که با بیت کوین به فعالیت‌­های خلاف مالی می­‌پرداخت، بر این صنعت سایه افکنده است. در داخل اکوسیستم رمز ارزها گروه‌هایی جهت تنظیم بازار تشکیل شده‌اند. انجمن کالاهای مجازی خودتنظیمِ دوقولوهایِ وینک‌لاوس نحوهٔ تبادلات در چندین صرافی رمز ارز مهم را مشخص می‌کند. این موضوع می‌تواند نشانه‌ای از نظارت داخلی و آینده‌نگری در این بازار باشد.

پایداری اکوسیستم رمز ارزها

جهت کمک به سرمایه‌گذاران و کاهش ترس آن‌ها، دولت‌ها شروع به تهیه و تدوین دستورالعمل‌هایی در زمینهٔ صنعت رمز ارزها کرده‌اند. شرکت Caspian در زمینه تهیه پلتفرم رمز ارز فعالیت دارد. به گفتهٔ مدیر ارشد عملیاتی این شرکت، دیوید ویلز، موضوع تنظیم مقررات به این دلیل حیاتی است که سرمایه‌گذاران به شفافیت و ثبات نیاز دارند. خوشبختانه تنظیم‌کنندگان مقررات در سرتاسر جهان موفق به ارائه چنین مقرراتی شده‌اند.

با ایجاد یک بستر کامل جهت مدیریت رمز ارزش‌ها، شرکت‌هایی مانند کاسپین به‌طور واضح در حال جذب سرمایه‌گذاران و نهادهای مالی به این بازار هستند. این شرکت با دسترسی به الگوریتم‌های معاملاتی در زمان واقعی، اقدام به پیوند تمام معاملات رمز ارزی مهم می‌کند. کوین‌بیس شاید مهم‌ترین پلتفرم موجود در این زمینه باشد. این پلتفرم بستری را برای نهاد‌های مالی ایجاد کرده است.

به گفتهٔ ویلز، این نوع رویکرد مشارکتی منجر به تسریع روند تنظیم مقررات در سایر حوزه‌های قضایی شده است. همین موضوع سبب شده تا راه‌هایی جهت کمک به ورود نهاد‌های مالی به این بازار باز شود. علی‌رغم وجود پیچیدگی در زمینهٔ ایجاد قوانین، کشور آمریکا به‌تدریج به سوی شفافیت کاری گام برمی‌دارد.

سرمایه‌گذار چه کار باید بکند؟

علاوه بر مواجهه با مقررات دست‌وپاگیر، سرمایه‌گذاران در زمینهٔ مسائل لجستیکی موجود در صنعت نیز با موانع محکمی روبه‌رو هستند. مسئلهٔ امانت (چگونگی ذخیره ایمن مقادیر زیاد پول یا رمز ارز) همواره در صنعت مالی مشکل‌‌آفرین بوده است. بسیاری از بانک‌های بزرگ و مؤسسات خدمات مالی توانایی کمک برای حل این مشکلات را نداشته و یا قصدی برای آن ندارند. این موضوع بدان معنا است که مؤسسات سرمایه‌گذاری می‌بایست به آن‌ها اعتماد کنند. این در حالی است که این بانک‌ها به‌عنوان شخص ثالث همواره از شفایت کاملی برخوردار نبوده و یا به‌اندازه کافی ایمن نیستند.

با در نظر گرفتن شکنندگی بازار که به‌طور مرتب با مسائل معاملاتی سروکار دارد، مسئلهٔ نقدینگی نیز به‌عنوان یک مسئله در وجوه سرمایه‌گذاری مطرح است. به‌طور سنتی، پول مؤسسات سرمایه­‌گذاری از طریق ایجاد نقدینگی منجر به پایداری بیشتر پایه و اساس کلاس‌ها و طبقات دارایی می‌شود. با این وجود، زیرساخت‌های متفاوت و عدم قانون در بازار رمز ارزها به‌معنای سخت شدن ورود نقدینگی است.

با این حال، بازار به‌طور پیوسته در حال جستجوی راه‌حل‌هایی است که ماهیت بدون ساختار بازار رمز ارز را از بین می‌برند. این کار از طریق ارائهٔ راه‌حل‌های کامل و جامع صورت می‌گیرد. این موضوع این اطمینان را حاصل می‌کند که با کاهش نقدینگی و اطمینان از اینکه مبادلات انجام شده با رمز ارزها مشابه با مبادلات سنتی دارایی‌ها است، مؤسسات سرمایه‌گذاری می‌توانند در یک مکان به مبادلات چندگانه دسترسی داشته باشند.

به‌طور کلی این فشار جهت مشروعیت‌بخشی و ایجاد ثبات، نشانهٔ رشد بازار رمز ارزها است. این روند نشان‌دهندهٔ کاهش نوسانات قیمت‌ها نیز می‌باشد. در حالی که کاهش نوسانات به‌عنوان کاهش حجم مبادلات تعبیر می‌شود، اما ویلز استدلال می‌کند که بخش اعظم این موضوع پیامد تأثیر ملایم نهادینه‌سازی رمز ارز در برخی از سازوکارهای مالی مانند قراردادهای آتی (futures) می‌­باشد.

قراردادهای آتی چیست؟

معنی این موضوع برای بازار چیست؟

پول نهادی احتمالاً مانند نیرویی تثبیت‌کننده برای رمز ارزها خواهد بود. اگرچه هجوم وجه نقد و توجهات احتمالاً قادر به کنترل و دور کردن نوسانات بازار نخواهد بود، اما فرصت‌هایی عالی برای وجوه نهادی هوشمند ایجاد خواهد کرد.

با گذر از مراحل ابتدایی، رمز ارز به دنبال نیرویی قانونی و مشروع در بازارهای مالی است. تکنولوژی‌های جدید و تحولات و پیشرفت‌ها حاصل شده نیز به این موضوع کمک می‌کنند. با رشد کلاس دارایی و افزایش حضور سرمایه‌گذاران، حرکت انقلابی رمز ارزها تسریع می‌یابد.

ویلز بیان کرد: “مشخص است که راه‌حل‌های امانت، نقدینگی و فناوری در اینجا وجود داشته و در حال اجرا بوده و محیط قانون‌گذاری به سمت شفافیت بیشتر حرکت می‌کند. به‌عنوان یک دارایی نوپا، رمز ارز فاقد راه‌حل برای متخصصان بود. ولی مؤسسات تنها به آموزش نیاز دارند تا بدانند که می‌توانند با رمز ارزها نیز دقیقاً مانند سایر دارایی‌های خود معامله کنند. رمز ارز بازاری است که بسیاری از مردم از طریق آن به کسب درآمد می‌پردازند، ولی بسیاری از شرکت‌ها به دور از این بازار مانده‌اند. اما اکنون این موضوع به گذشته تعلق دارد. اکنون حضور مؤسسات در بازار رمز ارزها در حال افزایش است.”

قرارداد اختیار معامله خرید اروپایی چیست؟

قرارداد اختیار معامله خرید اروپایی (European Option) یک نسخه از قراردادهای اختیار خرید می‌باشد که اجرا شدن آن محدود به تاریخ ‌سررسید ‌آن‌ها می‌باشد.

به‌بیانی دیگر، اگر دارایی پایهٔ این قرارداد مانند یک سهم به یک سطح قیمت خاص حرکت کند، ‌سرمایه‌گذار قادر نخواهد بود که این قرارداد اختیار معامله را زودتر از تاریخ ‌سررسیدش اعمال کند و نمی‌تواند که سهام را دریافت کرده و یا ‌آن‌ها را به فروش برساند. بلکه، قرارداد اختیار معامله خرید و یا فروش تنها در تاریخ ‌سررسیدشان قابل اعمال شدن هستند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) می‌توانید از مطلب آموزشی «قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) چیست؟» دیدن نمایید.

یک نسخهٔ دیگر از قراردادهای اختیار معامله، قراردادهای اختیار معامله آمریکایی (American Options) هستند، که این قراردادها را می‌توان در هر زمانی و با هر فاصله‌ای نسبت به تاریخ ‌سررسید اعمال کرد.

نام این دو نوع قرارداد اختیار معامله خرید نباید با موقعیت جغرافیایی ‌آن‌ها اشتباه گرفته شوند، زیرا که این نام‌ها تنها نشان‌دهندهٔ حقوق ذکر شده در هر یک از این قراردادها می‌باشند.

توضیحاتی در مورد قراردادهای اختیار معامله اروپایی

قراردادهای اختیار معامله اروپایی بازهٔ زمانی‌ای را تعیین می‌کند که در طی ‌آن نگه‌دارندهٔ قرارداد می‌تواند حقوق ذکر شده در قرارداد را اعمال کند.

حقوق ذکر شده در قرارداد اختیار معامله شامل خرید دارایی پایه و یا فروش دارایی‌های پایه با قیمتی از پیش تعیین‌شده – یا همان قیمت ورودی، Strike Price – می‌باشد.

در قراردادهای اختیار معامله اروپایی، دارندهٔ قرارداد تنها می‌تواند از حقوق قرارداد در تاریخ ‌سررسید و یا روز انقضای این قرارداد استفاده نماید.

به مانند دیگر انواع قراردادهای اختیار معامله، قراردادهای اختیار معاملهٔ اروپایی نیز شامل یک هزینهٔ پیشین – که با عنوان ‌هزینه کل، Premium – نیز شناخته می‌شوند، می‌باشند.

قرارداد اختیار معامله خرید اروپایی چیست؟

مهم است به یاد داشته باشید که ‌سرمایه‌گذاران معمولاً توانایی انتخاب بین خرید قرارداد اختیار معاملهٔ آمریکایی و یا قرارداد اختیار معاملهٔ اروپایی را ندارند.

سهام‌هایی مشخص و یا دارایی‌های معین تنها به شکل یکی از این دو نوع قرارداد اختیار معامله ارائه شده و به هر دو شکل ارائه نمی‌گردند. همچنین، بیشتر شاخص‌ها از قراردادهای اختیار معامله اروپایی استفاده می‌کنند. زیرا که مقدار عملیات حسابداری مورد نیاز برای محاسبات را در کارگزاری‌ها کاهش می‌دهد.

بسیاری از کارگزاری‌ها از مدل بلک شولز (Black Sholes Model -BSM) برای ارزش‌گذاری قراردادهای اختیار معامله اروپایی استفاده می‌کنند.

قراردادهای اختیار معاملهٔ شاخص اروپایی، معاملات را در روز پنجشنبه قبل از سومین جمعه ماه تاریخ ‌سررسید می‌بندند. این فاصله زمانی در معاملات این اجازه را به کارگزاری‌ها می‌دهد تا بتوانند دارایی‌های مستقل شاخص‌های پایه را ‌ارزش‌گذاری و ‌قیمت‌گذاری نمایند.

قیمت مورد توافق ناشی از این روند، در مواردی می‌تواند باعث سورپرایز شدن ما شود. سهام و دیگر اوراق ‌بهادار می‌توانند حرکات قابل‌توجهی را در فاصلهٔ زمانی بین قیمت بسته شدن روز پنجشنبه و بازشدن بازار در روز جمعه انجام دهند. همچنین، ممکن است انتشار قیمت توافق شده در بازار باز شده در روز جمعه، ساعت‌ها به طول بیانجامد.

قراردادهای اختیار معامله اروپایی به‌طور معمول ‌در خارج از بورس معامله می‌شوند (OTC – Over the counter) در حالی که قراردادهای اختیار معامله آمریکایی معمولاً به‌شکلی استاندارد و در بازارهای استاندارد شده معامله می‌گردند.

بورس چیست؟

نکات کلیدی:

  • قرارداد اختیار معاملهٔ اروپایی نسخه‌ای از قراردادهای اختیار معامله می‌باشد که تاریخ اعمال، حقوق ذکر شده در قرارداد را تنها به روز تاریخ ‌سررسید منتقل می‌کند.
  • با وجود اینکه قراردادهای اختیار معاملهٔ آمریکایی می‌توانند زودتر از ‌سررسید اعلام شده‌شان اعمال شوند. معمولاً شامل هزینه کل بیشتری نسبت به قراردادهای اختیار معاملهٔ اروپایی می‌باشند.
  • ‌سرمایه‌گذاران می‌توانند قراردادهای اختیار معاملهٔ اروپایی را به بازار برگردانده و به فروش برسانند. ‌آن‌ها می‌توانند این کار را در تاریخی قبل از تاریخ ‌سررسید انجام دهند و می‌توانند از ‌هزینه کل دریافتی‌شان و ‌هزینه کلی که در ابتدا پرداخت کرده‌اند، در صورت بیشتر بودن ‌هزینه کل دریافتی، کسب سود نمایند.

قراردادهای اختیار معامله خرید و فروش اروپایی

قرارداد اختیار معاملهٔ خرید اروپایی به صاحب آن این آزادی را می‌دهد تا بتواند دارایی‌های پایه (underlying security) ذکر شده در آن قرارداد را در تاریخ ‌سررسیدش به‌دست بیاورد.

خریدار قرارداد اختیار معاملهٔ خرید در مورد دارایی پایه‌ای خوش‌بین است و انتظار دارد که قیمت بازاری آن در سطحی بالاتر از قیمت ورودی قرارداد اختیار معامله در تاریخ اعمال (تاریخ ‌سررسید قرارداد) معامله شود.

قیمت ورودی قرارداد اختیار معامله قیمتی است که در آن، قرارداد تبدیل به سهامی‌ از دارایی‌های پایهٔ خود می‌شود. برای یک معامله‌گر، جهت کسب سود از قرارداد اختیار معامله خرید، قیمت سهام باید در تاریخ ‌سررسید به‌اندازهٔ کافی بالاتر از قیمت ورودی باشد تا بتواند علاوه بر جبران ‌هزینهٔ کل پرداخت شده در ابتدای امر، سود را نیز برای معامله‌گر به ارمغان بیاورد.

قرارداد اختیار معامله خرید اروپایی چیست؟

یک قرارداد اختیار معامله فروش اروپایی به دارندهٔ آن این اجازه را می‌دهد تا دارایی‌های پایه‌اش را در تاریخ ‌سررسید به‌فروش برساند. یک خریدار قرارداد اختیار معامله فروش در مورد قیمت دارایی‌های پایه بدبین بوده و انتظار دارد که قیمت بازار در سطحی پایین‌تر از قیمت ورودی قرارداد اختیار معامله در تاریخ ‌سررسید معامله شود.

در این حالت ‌سرمایه‌گذار برای کسب سود از قرارداد اختیار معامله فروش، باید امیدوار باشد تا قیمت سهم در تاریخ انقضای قرارداد، به‌اندازهٔ کافی پایین‌تر از قیمت ورودی معامله شود تا بتواند علاوه بر جبران ‌هزینه کل (Premium) پرداخت شده، سودی را نصیب او بکند.

تاریخ انقضای قراردادهای مشتقه چیست؟

بستن زودتر از موعد یک قرارداد اختیار معامله اروپایی

به‌طور معمول، اجرا کردن یک قرارداد اختیار معامله به معنی اعمال شدن حقوق ذکر شده در آن قرارداد اختیار معامله در قیمت ورودی می‌باشد.

هرچند، بسیاری از ‌سرمایه‌گذاران علاقه ندارند پایان تاریخ ‌سررسید قرارداد، قراردادهای اختیار معامله اروپایی‌شان را نگهداری کنند. به‌جای آن، ‌سرمایه‌گذاران می‌توانند قراردادهای اختیار معامله‌شان را پیش از تاریخ ‌سررسید در بازار به فروش برسانند.

قیمت‌های قرارداد اختیار معامله بسته به حرکت و نوسان قیمت دارایی‌های پایه و همچنین زمان باقیمانده تا تاریخ انقضایشان ‌قیمت‌گذاری می‌شوند. هرچه قیمت سهام دارایی بالا و پایین برود، ارزش قرارداد اختیار معامله نیز افزایش و کاهش می‌یابد.

‌سرمایه‌گذاران می‌توانند در صورت بیشتر شدن ‌هزینهٔ کل قرارداد کنونی‌شان نسبت به قرارداد قبلی که امضا کرده‌اند، از قرارداد اختیار معامله خود خارج شوند. ‌سرمایه‌گذار در این حالت از ما به التفاوت هزینه کل دریافتی و هزینه کل پرداختیش سود بدست می‌آورد.

بستن یک قرارداد اختیار معامله تا قبل از تاریخ ‌سررسیدش، نشان می‌دهد که ‌معامله‌گر توانسته است سود یا زیان را در قرارداد شناسایی کند.

یک قرارداد اختیار معامله خرید می‌تواند به‌سرعت و در صورت افزایش قیمت سهام به‌نحوی چشمگیر فروخته شود و یا یک قرارداد اختیار معامله فروش می‌تواند در صورت افت قیمت‌ها به فروش گذاشته شود.

بستن قراردادهای اختیار معامله اروپایی زودتر از موعد، بسته به‌حالت غالب بر بازار دارد، همچنین علاوه بر آن؛ بسته به ارزش ‌هزینه کل پرداختی – و یا ارزش ذاتی – و همچنین ارزش زمانی قرارداد اختیار معامله نیز دارد.

مقدار زمان باقیمانده تا پیش از رسیدن تاریخ ‌سررسید یک قرارداد اختیار معامله را ارزش زمانی (Time Value) آن می‌نامند. ارزش ذاتی، ارزش قیمتی فرضی‌ای می‌باشد که بر طبق آن تعیین می‌گردد چه زمانی قرارداد با قیمتی بیش از قیمت واقعی خود، کمتر از قیمت واقعی خود و یا در قیمت واقعی خود در حال معامله شدن است.

این مقدار برابر با اختلاف قیمتیِ بین قیمت ورودی ذکر شده و قیمت بازاری دارایی پایه می‌باشد. اگر یک قرارداد اختیار معامله به تاریخ ‌سررسیدش نزدیک باشد، احتمال خریده شدن قرارداد از یک فروشنده در بازار پایین است، زیرا زمان کمی‌ تا اتمام زمان این قرارداد باقیمانده است. در این حالت، قرارداد اختیار معامله ارزشی برابر با ارزش ذاتیش خواهد داشت.

مقایسهٔ قراردادهای اختیار معامله اروپایی با قراردادهای اختیار معامله آمریکایی

با وجود اینکه قراردادهای اختیار معامله اروپایی می‌توانند تنها در تاریخ انقضایشان اعمال شوند، باید در نظر داشته باشیم که می‌توانیم قراردادهای اختیار معامله آمریکایی را در هر تاریخ مدنظری در بازهٔ زمانی بین خرید تا تاریخ ‌سررسید اعمال کنیم.

قراردادهای اختیار معامله آمریکایی به ‌سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهند تا بتوانند سود مورد نظرشان را به محض بالا رفتن قیمت سهام دارایی پایه و تا حد مورد انتظارشان کسب نمایند.

البته این بالارفتن قیمت، باید به‌اندازه‌ای باشد که برای ‌سرمایه‌گذار سودده باشد و این تنها زمانی رخ می‌دهد که قیمت سهام به قدری بالا رفته باشد که بتواند ‌هزینه کل پرداختی را نیز پوشش دهد.

‌سرمایه‌گذاران از قراردادهای اختیار معامله آمریکایی در سهامی که شرکت‌هایشان به صاحبان سهام سود می‌پردازند استفاده می‌کند. بدین طریق، ‌آن‌ها می‌توانند قراردادها را قبل از تاریخ بسته شدن سهام اعمال کنند.

تاریخ بسته شدن سهام (ex-dividend date) به مدت زمانی گفته می‌شود که تا آن موقع، یک سهامدار باید صاحب سهام آن شرکت می‌بوده تا بتواند سود سهام را دریافت نماید.

این سود سهام به‌صورت نقدی و یا اضافه‌سهام‌هایی به سهامداران پرداخت می‌شود. منعطف بودن قراردادهای اختیار معامله آمریکایی به ‌سرمایه‌گذاران این اجازه را می‌دهد تا بتوانند در زمانی صاحب سهام یک شرکت شوند که آن تاریخ، مشمول پرداخت سود سهام شود.

تفاوت بین ‌هزینه کل قراردادهای اختیار معامله آمریکایی و قراردادهای اختیار معامله اروپایی

انعطاف‌پذیری در استفاده از قراردادهای اختیار معامله آمریکایی هزینه‌هایی را نیز دربردارد. هزینهٔ بالاتر این قراردادهای اختیار معامله بدین معنی است که ‌سرمایه‌گذاران باید منتظر حرکت دارایی‌های پایه به سطحی فراتر از سطح قیمت ورودی باشد تا بتوانند سودی را کسب نمایند.

به جای استفاده از قراردادهای اختیار معامله آمریکایی برای ‌سرمایه‌گذارانی که قصد نگهداری از قرارداد اختیار معامله‌شان تا تاریخ ‌سررسید را دارند، این ‌سرمایه‌گذاران می‌توانند از قراردادهای اختیار معامله اروپایی استفاده نمایند و هزینه کمتری را نیز بپردازند.

مزایا و معایب قراردادهای اختیار معامله اروپایی

مزایا:

  • قراردادهای اختیار معامله اروپایی ‌هزینه کل کمتری دارند.
  • قراردادهای اختیار معامله اروپایی به ‌معامله‌گر اجازه معامله قراردادهای اختیار معامله شاخص‌های بازار را می‌دهد.
  • این قراردادها می‌توانند تا پیش از تاریخ ‌سررسیدشان دوباره فروخته شوند.

معایب:

  • قیمت‌های توافق شده با تأخیر اعلام می‌شود.
  • نمی‌توان این قراردادها را در مورد دارایی‌های پایه زودتر از تاریخ اعلام شده، اعمال کرد.

مثال‌های واقعی از قراردادهای اختیار معامله اروپایی

یک ‌معامله‌گر یک قرارداد اختیار معامله ماه جولای شرکت سیتی گروپ (Citigroup Inc) را با قیمت ورودی 50 دلار خریداری می‌کند. ‌هزینه کل به‌ازای هر قرارداد 5 دلار می‌باشد – در صورتی که 100 سهم داشته باشیم – ‌هزینه کل ما به مبلغ 500 دلار می‌رسد.

در تاریخ انقضا، سهام شرکت سیتی در سطح 75 دلاری معامله می‌شوند. در این حالت، صاحب قرارداد اختیار معامله خرید این حق را دارد تا سهام را با قیمت 50 دلار خریداری نماید و سپس با فروش ‌آن‌ها، به میزان 25 دلار به‌ازای هر سهم سود کند.

البته با در نظر گرفتن ‌هزینه کل ابتدای قرارداد به ازای هر قرارداد 5 دلار، سود خالص برابر با 20 دلار به‌ازای هر قرارداد و یا 2000 دلار به‌صورت کلی می‌شود.

حال بیایید سناریوی دومی ‌را در نظر بگیریم که در آن سهام شرکت سیتی‌گروپ افت قیمتی تا سطح 30 دلار را تجربه می‌کند. این افت قیمتی درست در زمان انقضای تاریخ قرارداد اختیار معامله خرید رخ می‌دهد.

از آنجایی که در حال حاضر این سهام در قیمتی زیر 50 دلار معامله می‌گردند، قرارداد اختیار معامله اعمال نشده و به‌صورت بی‌ارزش منقضی می‌گردند. همچنین ‌سرمایه‌گذار در این حالت ‌هزینه کل پرداختی‌اش (مبلغ 500 دلار) را از دست داده است.

‌سرمایه‌گذار می‌تواند تا تاریخ ‌سررسید صبر کند تا سوددهی معامله انجام شده‌شان را مشخص کنند. و یا تلاش کنند که قرارداد اختیار معامله خرید را در بازار به فروش برسانند.

حال اینکه ‌هزینه کل دریافت شده برای فروش این قراردادهای اختیار معامله خرید برابر با مقدار اولیه پنج دلاری پرداخت شده جهت خرید ‌آن‌ها باشد یا خیر، بستگی به بسیاری از شرایط شامل شرایط اقتصادی، درآمدهای کمپانی، زمان باقیمانده تا تاریخ انقضای قرارداد اختیار معامله، و همچنین قیمت نوسان سهام در تاریخ فروش دارد.

پس باید بدانید که هیچ تضمینی وجود ندارد که ‌هزینه کل دریافت شده از فروش قرارداد اختیار معامله خرید شما تا قبل از تاریخ ‌سررسید بتواند مقدار پنج دلاری پرداخت شده برای خرید همین قرارداد را جبران نماید.

یورودلار چیست؟

واژه یورودلار اشاره به ارزهای تخصیص داده شدهٔ ایالات متحده آمریکا به بانک‌های کشورهای خارجی و یا شعبه‌های خارجی بانک‌های آمریکایی دارد. به دلیل نگهداری شدن این ارزها در خارج از ایالت متحده، یورودلارها مشمول قوانین هیأت بانک مرکزی آمریکا (Federal Reserve Board) نمی‌شوند، که این قوانین شامل قوانین تصویب‌شده توسط بانک مرکزی می‌باشد. دلارهای تخصیص داده شده‌ای که تحت قوانین بانک‌های آمریکایی نگهداری نمی‌شوند تقریباً به‌طور خاص در اروپا نگهداری می‌شوند، و به همین سبب به ‌آن‌ها نام یورودلار را داده‌اند. همچنین از این ارزها در شعبه‌هایی واقع در باهاما و جزایر کایمن نیز نگهداری می‌شود.

مبانی یورودلار

به‌علت رها بودن از هرگونه مقرراتی، سپرده‌های یورودلاری باید مقدار بهرهٔ بالاتری را بپردازند. مکان ذخیره شدن ‌آن‌ها نیز باعث می‌شود تا ‌آن‌ها در برابر ریسک‌های سیاسی و اقتصادی کشوری که ‌آن‌ها را نگهداری می‌کند آسیب‌پذیر باشند. با این وجود، بیشتر شعبه‌هایی که این وجوه در ‌آن‌ها نگهداری می‌شوند در مکان‌های بسیار امن و باثباتی قرار دارند.

تاریخچه یوردلار

یورودلار چیست؟

بازار یورو به بازهٔ زمانی بعد از جنگ جهانی دوم برمی‌گردد. بیشتر اروپا توسط جنگ نابود شده بود، و ایالات متحده مبالغی را تحت عنوان طرح مارشال (Marshall Plan) برای کمک به بازسازی دوباره به کشورها وام می‌داد. این خود باعث ایجاد چرخه‌ای بزرگ از دلارها در سرزمین‌های خارجی شد، و شاهد توسعه یک بازار جدا و با قوانین مقرراتی کمتری برای این ارزها بودیم. برخلاف وجوهی که در داخل ایالات متحده آمریکا نگهداری می‌شوند، این وجوه توسط قوانین بانک مرکزی آمریکا تحت تأثیر قرار نمی‌گیرند. همچنین این وجوه توسط شرکت بیمه وجوه فدرال (Federal Deposit Insurance Corporation – FIDC Insurance) ایمن نشده‌اند. این خود موجب به‌وجود آمدن نرخ بهرهٔ بالاتر برای یورودلارها می‌شود. بسیاری از بانک‌های آمریکایی در شعبه‌های خارجی خود، به‌خصوص در مناطق کارائیبی قرار دارند و یورودلارها را به‌عنوان پول قبول می‌کنند. بانک‌های اروپایی نیز در این بازار فعال هستند. این تراکنش‌ها برای شعبه‌های کاراییبی بانک‌های آمریکایی به‌طور کلی توسط معامله‌گرانی که در اتاق‌های معاملاتی ایالات متحده قرار دارند انجام می‌شود، و پول مدنظر به‌عنوان یک وام داخلی و یا برای انجام شدن عملیات‌های بین‌المللی قرض داده می‌شود.

بازارهای یورودلار

یورودلار چیست؟

بازارهای یورودلار یکی از بزرگترین بازارهای سرمایهٔ جهان می‌باشد. این بازارها نیاز به یک عرضهٔ مستمر از سوی سپرده‌دهندگان دارند. این سپرده‌دهندگان پول‌هایشان را در بانک‌های خارجی قرار داده‌اند. این بانک‌های یورودلاری ممکن است مشکلاتی را در خصوص نقد کردن وجوه در صورت کاهش سطوح عرضه سپرده‌ها داشته باشند.

قیمت‌گذاری یورودلارها و اندازهٔ ‌آن‌ها

سپرده‌ها به‌صورت شبانه تا به مدت یک هفته توسط نرخ تعیین شده بانک مرکزی ایالت متحده آمریکا ارزش‌گذاری می‌شوند. قیمت‌ها برای سپرده‌هایی با تاریخ سررسید بلندمدت‌تر برحسب نرخ پیشنهادی بین بانکی لندن (London interbank offered rate – LIBOR) تعیین می‌شوند. سپرده‌های یورودلار حجم‌های بالایی دارند، ‌آن‌ها توسط طرف قرارداد حرف‌ه­ای با حداقل مقدار صدهزار دلار و تا حداکثر مقدار پنج‌میلیون دلار تعیین می‌گردند. هر چند برای یک بانک، قبول کردن سپرده‌های 500 میلیون دلاری طی یک روز نیز موضوع غریبی نیست. مطالعه‌ای که توسط بانک مرکزی آمریکا در سال 2014 انجام شد نشان داد که حجم میانگین روزانهٔ این بازار در حدود 140 میلیارد دلار است.

سررسیدهای یورودلار

یورودلار چیست؟

بیشتر تراکنش‌های یورودلار به‌صورت شبانه انجام می‌شوند، این بدین معنی است که ‌آن‌ها در روز تجاری بعدی به تاریخ سررسید خود می‌رسند. با وجود روزهای تعطیل، یک تراکنش انجام شدهٔ شبانه ممکن است حتی تا چهار روز به‌طول بیانجامد. تراکنش‌ها معمولاً در همان روزی که اعمال می‌شوند شروع می‌گردند و پول نیز بین بانک‌های دوطرف توسط سیستم فد وایر (Fedwire) و سیستم چیپس (CHIPS system) انجام می‌شود. مبادلات یورو دلار با تاریخ‌های سررسید بیشتر از شش ماه معمولاً تحت عنوان سندهای رسمی ‌سپرده‌گذاری (Certificates of deposit – CD’s) انجام می‌شوند. که ‌آن‌ها خود دارای یک بازار ثانویه محدود می‌باشند.

نکات کلیدی:

  • یورودلار اشاره به حساب‌های دلاری تخصیص داده شده به بانک‌های خارجی و یا شعب خارجی بانک‌های آمریکایی می‌باشد.
  • بازار یورودلار از بزرگترین بازارهای سرمایهٔ جهان و شامل ابزارهای دقیق و پیچیدهٔ مالی می‌باشد.

اتریوم کلاسیک چیست؟

اتریوم کلاسیک به‌عنوان یک رمز ارز متن باز (Open Source) غیرمتمرکز و پایه‌ریزی شده براساس تکنولوژی بلاک چین (Blockchain Technology) شناخته می‌شود که قراردادهای هوشمند را اجرایی می‌کند. این رمز ارز براساس اصل (کد قانون است – Code is law) عمل می‌کند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قرارداد هوشمند می‌توانید از مطلب آموزشی «قرارداد هوشمند چیست؟» دیدن نمایید.

قراردادهای هوشمند (Smart Contracts) قراردادهای خودکاری هستند که به‌صورت خودکار اعمال می‌شوند و می‌توانند خود را به‌شکلی برنامه‌ریزی شده اجرایی نمایند. مثال‌هایی از این کاربردها را می‌توان در سیستم‌هایی یافت که عملکرد دستگاه‌هایی مانند دستگاه‌های اِی تی ام (Automatic teller machines – ATM) و سیستم بیت کوین (Bitcoin System) را مدیریت می‌کنند.

قراردادهای هوشمند اتریوم چگونه عمل می‌کند؟

جزئیات اتریوم کلاسیک

اتریوم کلاسیک قابلیت اجرا شدن قراردادهای هوشمند را از طریق مزیت استفاده از اداره غیرمتمرکز (Decentralized governance) پیشنهاد می‌کند. در این حالت هیچ لزوم و یا امکان دخالت خارجی، بررسی کردن، دست‌کاری کردن و یا سانسور کردن هیچ‌یک از بخش‌های این برنامه وجود نخواهد داشت.

اتریوم کلاسیک چیست؟

اتریوم کلاسیک به‌عنوان یک نسخهٔ جدا شده از بلاک چین اتریوم، شناخته می‌شود. این جدایی موجب هک‌شدن اتریوم در ماه ژوئن سال 2016 گردید. که باعث دزدیده‌شدن پنجاه میلیون دلار سرمایه از این شبکه شد.

این جدایی به منظور بازگرداندن اموال دزدیده شده به‌صاحبان اصلیشان انجام شد، این موضوع را اطلاعات ثبت شده پیش از وقوع این هک نشان می‌دهد. این اتفاق خود باعث شد که تراکنش‌های هکرها بی‌اثر و باطل شود، و اعمال فورک باعث تشکیل دو نسخه به‌صورت هم‌زمان شود. نسخه جدیدتر تحت عنوان اتریوم، و نسخه قدیمی تحت عنوان اتریوم کلاسیک نامگذاری شدند.

چرخه اقتصادی به چه معناست؟

یک چرخه اقتصادی (Economic Cycle) شامل اُفت‌وخیزهای یک بازار (حالت انبساط و یا رشد و حالت انقباض) می‌باشد. فاکتورهایی مانند تولید ناخالص داخلی (Gross Domestic Product – GDP) نرخ بهره (Interest Rate) اشتغال کل (Total Employment) و میزان مصرف در جامعه (Consumer Spending) همگی می‌توانند در تحلیل وضعیت کنونی اقتصاد مثمرثمر واقع شوند.

چرخه اقتصادی چگونه کار می‌کند؟

چهار مرحله از چرخه اقتصادی را به‌عنوان چرخه ‌‌کسب‌و‌کار (Business Cycle) نیز می‌نامند.‌‌‌ این چهار مرحله شامل مرحلهٔ گسترش (Expansion)، قله (Peak)، جمع‌شوندگی (Contraction)، و نقطهٔ قعر (Trough) می‌باشد. در دوران گسترش اقتصاد رشدی سریع را تجربه می‌نمایند، نرخ‌های بهره پایین می‌باشند، میزان تولید در جامعه بالا است و تورم خود به عاملی برای رشد تبدیل می‌شود. پس از گذر مدت زمانی، اقتصاد ما به مرحلهٔ قله (Peak) می‌رسد که رشد در آن در حداکثر خود قرار دارد. در قله شاهد عدم وجود تعادل در اقتصاد هستیم که‌‌‌ این باید تصحیح شود.‌‌‌ این اصلاح با ورود اقتصاد به دوره‌ای از انقباض رخ می‌دهد. در‌‌‌ این دوره رشد کند شده، نرخ بیکاری افزایش می‌یابد، و قیمت‌ها در بازار وارد فاز کسادی می‌گردند.

زمانی اقتصاد به قعر خود می‌رسد که تمامی‌ موارد ذکر شده به نقطه حداقلی رسیده و دوباره چرخه از اول تکرار شود، یعنی دوباره اقتصاد شروع به رشد کند و ویژگی‌های حالت رشد را نشان دهد.

نکات کلیدی چرخه اقتصادی:

  • چرخه اقتصادی اشاره به وضعیت کلی اقتصادی کشورها و یا صنایع دارد که شامل چهار مرحلهٔ دوره­‌ای می‌باشند.
  • چرخه‌های اقتصادی محل تمرکز اصلی تحقیقات اقتصادی و سیاست‌گذاری‌های اقتصادی می‌باشند، اما همواره در مورد موارد ‌‌ایجادکنندهٔ‌‌‌ این ‌‌چرخه‌ها بحث زیادی وجود دارد و هر یک از دانشکده‌های معتبر اقتصادی، نظری متفاوت دارند.
  • بررسی چرخه‌های اقتصادی می‌تواند برای ‌‌کسب‌و‌کارها و ‌‌سرمایه‌گذاران بسیار مفید باشند.

هیأت ملی تحقیقات اقتصادی (National Bureau of Economic Research – NBER) منبع اصلی تعیین‌کنندهٔ تاریخ‌های رسمی‌ در چرخه‌های اقتصادی ‌‌ایالات متحده آمریکا می‌باشد. هیأت ملی تحقیقات اقتصادی پول، چرخه‌های اقتصادی را از یک کف‌به‌کف دیگر (Trough to trough) و یا از یک سقفی به سقف دیگر (Peak to Peak) با در نظر گرفتن تغییرات در تولیدات ناخالص داخلی (Gross domestic product – GDP) اندازه‌گیری می‌نماید.

از دههٔ پنجاه میلادی تا به امروز، اقتصاد ‌‌ایالات متحده آمریکا شاهد چرخه‌های اقتصادی به‌مدت تقریبی 5/5 سال بوده است. هر چند، شاهد تنوع زیادی در طول چرخه اقتصادی هستیم.‌‌‌ این تنوع شامل چرخه‌های اقتصادی 18 ماهه در بین سال‌های 1981 تا 1982، و چرخهٔ بسیار طولانی‌مدّتِ رشد اقتصادی که از سال 2009 آغاز شده و تاکنون نیز ادامه دارد می‌گردد.‌‌‌ این گستردگی تنوع در چرخه‌های اقتصادی‌‌‌ این افسانه را که «چرخه‌های اقتصادی پس از گذر مدت‌زمان معین از بین می‌روند، و یا مانند یک ریتم طبیعی و یا موج‌های فیزیکی رفتار می‌کنند» از بین می‌برد. با‌‌‌ این وجود، بحث‌هایی در مورد تعیین طول‌‌‌ این ‌‌چرخه‌ها و همچنین عوامل ایجادکنندهٔ‌‌‌ این چرخه‌ها وجود دارند.

مثال‌هایی از یک چرخه اقتصادی

مدرسه اقتصادی مانِتاریست (Monetarist School of Economics) چرخه‌های اقتصادی را به میزان چرخه‌های اعتباری (Credit Cycle) مرتبط می‌داند. تغییر در نرخ بهره می‌تواند باعث کاهش یا افزایش فعالیت‌های اقتصادی گردد.‌‌‌ این تغییر در نرخ‌های بهره می‌تواند وام‌ها را برای کسب‌وکار با دولت و… ارزان‌تر یا گران‌تر کند.

 چرخه اقتصادی به چه معناست؟ برای‌‌‌ این که هرچه بیشتر به‌پیچیدگی محاسبهٔ چرخه‌های کسب‌وکاری بیفزاییم، می‌توانیم به نقطه‌نظر اقتصاددان مشهور و دانش‌آموختهٔ پیشینِ مدرسهٔ اقتصاد Monetarist، اروینگ فیشر (Irving Fisher) اشاره کنیم. نظر او در مورد چرخه‌های بازاری بدین شکل است: «‌‌چرخه‌ها وجود ندارند، بلکه بازار از حالتی تعادلی (Equilibrium) به حالت عدم تعادلی (Disequilibrium) می‌رسد و بین‌‌‌ این دو حالت همواره در حال نوسان می‌باشد، و در همین حین نیز تولیدکنندگان به‌طور مداوم بیش از حد انتظار یا کمتر از حد مورد نیاز ‌‌سرمایه‌گذاری می‌کنند و یا بیش از حد مورد نیاز و یا کمتر از حد مورد نیاز به تولید می‌پردازند و با‌‌‌ این معاملات نوسانی، سعی در برابری با مقدار تقاضای مصرف‌کنندگان خود دارند.»

نکتهٔ مهم چرخه اقتصادی

مهم است که ‌‌کسب‌و‌کارها و سرمایه‌گذاران بتوانند از اموال خود در برابر چرخه‌های مختلف اقتصادی محافظت نمایند، نه‌‌‌ اینکه با‌‌‌ این ‌‌چرخه‌ها مبارزه کنند، بلکه بتوانند از آنها جان سالم بدر برده و در صورت امکان از آنها کسب سود نمایند. نظریهٔ اقتصادی کینزی به ما می‌گوید تغییر در مقدار تقاضای کل، تحت تأثیر عدم ثبات ذاتی و نوسانی بودن مقدار تقاضا در بازار صورت می‌گیرد. بنابراین‌‌‌ این مسائل در شکل‌گیری چرخه‌های اقتصادی دخیل می‌باشد. زمانی که به هر دلیلی، احساسات سرمایه‌گذار نسبت به ‌‌کسب‌و‌کاری منفی شده و مقدار ‌‌سرمایه‌گذاری در آنها کم می‌شود، یک کساد در روند اقتصادی می‌تواند مشاهده شود.

تقاضا در بازارهای مالی به چه معناست؟

هرچه در جامعه خرج‌ها کمتر شود مقدار تقاضا نیز کمتر می‌گردد، که‌‌‌ این خود موجب می‌شود که ‌‌کسب‌و‌کارها کارگرانِ خود را از کار برکنار کرده و حتی تعدادی از خطوط تولید خود را از کار بیندازند. کارگران بیکار نیز بر جمعیت افرادی که تقاضای پایینی دارند می‌افزاید و بدین ترتیب کل اقتصاد به حالتی رکودی فرو می‌رود. در‌‌‌ این حالت شاهد خواهیم بود که هیچ ارگان دولتی نیز راه‌حلی برای تغییر در‌‌‌ این شرایط اقتصادی ندارد، و بنا بر نظریهٔ اقتصادی کینزی (Keynesian Theory) اقتصاد وارد حالت رکودی (Recession) می‌گردد.

اقتصاددانان اتریشی بر‌‌‌ این باور هستند که مقدار اعتبار و نرخ بهره توسط بانک‌ مرکزی می‌تواند موجب ‌‌ایجاد عدم ثبات و انحراف در ساختار ارتباطی بین صنایع و ‌‌کسب‌و‌کارها شود که تمامی‌‌ اینها باید در یک دورهٔ رکود اقتصادی اصلاح شوند. هر زمانی که بانک‌های مرکزی نرخ بهره را ‌‌پایین‌تر از سطح مورد انتظار جامعه بیاورند، ‌‌سرمایه‌گذاری‌­ها دوباره به سمت ‌‌کسب‌و‌کارها برمی‌گردند و نرخ تولید بالا می‌رود. در‌‌‌ این حالت، بسیاری از ‌‌کسب‌و‌کارها از‌‌‌ این نرخ بهرهٔ پایین استفاده خوبی می‌برند. در همین زمان نیز، مقداری نقدینگی ذخیره شده مورد نیاز است تا مبلغ پول مورد نیاز‌‌‌ این ‌‌سرمایه‌گذاری‌ها که با نرخ بهرهٔ پایین مصنوعی انجام شدند را تأمین نمایند. در نهایت، افزایش میزان ‌‌سرمایه‌گذاری‌های ناپایدار باعث وقوع تعدادی از شکست‌های ‌‌کسب‌و‌کاری می‌گردند در‌‌‌ این حالت قیمت کالاها پایین‌تر آمده و یک روند نزولی در اقتصاد شروع می‌شود.

روند نزولی در تحلیل تکنیکال چیست؟

موارد مهمی که باید آنها را مدنظر داشته باشیم

دولت‌ها و مراکز مالی اصلی و بزرگ از ابزارهای مختلفی برای بررسی اثرات تغییرات چرخه‌های اقتصادی استفاده می‌نمایند. یکی از‌‌‌ این ابزارها که در دست دولت می‌باشد، سیاست‌های مالی (Fiscal Policies) است. برای به پایان رساندن یک دورهٔ رکودی در یک کشور، دولت می‌تواند از سیاست‌های مالی انبساطی (expansionary fiscal policy) استفاده نماید.‌‌‌ این سیاست باعث ایجاد کسری بودجه در کشور می‌گردد. در حالت عکس، دولت‌ها می‌توانند از سیاست‌های مالی انقباضی (contractionary fiscal policy) جهت جلوگیری از رشد بیش‌ازحد و انفجاری بازار استفاده نمایند، در‌‌‌ این حالت نرخ مالیات بالا رفته و شاهد مازاد بودجه (Budget Surplus) خواهیم بود. همچنین شایان ذکر است که در‌‌‌ این حالت مقدار کل مخارج (Aggregate Spending) در بازار کاهش می‌یابند. بانک‌های مرکزی سعی در اعمال سیاست‌های کلی برای کمک به مدیریت و کنترل چرخ‌های اقتصادی دارند.

ابزار مالی به چه معنی است؟

زمانی که چرخه در حالت نزولی خود قرار می‌گیرد، بانک مرکزی می‌تواند نرخ‌های بهره را ‌‌پایین‌تر آورده و یا از سیاست‌های پولی انبساطی برای افزایش مخارج و ‌‌سرمایه‌گذاری‌ها در بازار استفاده نماید. در دوران صعودی و گسترش بازار، بانک‌های مرکزی می‌توانند از سیاست‌های مالی استفاده نمایند که نرخ‌های بهره را در طی آنها افزایش داده و باعث کاهش جریان نقدینگی در اقتصاد می‌گردند و بدین ترتیب فشار تورمی در بازار کاهش می‌یابد و حالت اصلاحی برای بازار به‌وجود می‌آید. در دوران رشد اقتصادی، ‌‌سرمایه‌گذاران به دنبال ‌‌سرمایه‌گذاری در شرکت‌های فعال در زمینه تکنولوژی، کالاهای اساسی و انرژی‌های پایه می‌باشند. در دوران رکودی بازار، ‌‌سرمایه‌گذاران به دنبال ‌‌سرمایه‌گذاری در شرکت‌هایی می‌باشند که در دوران رکودی رشد می‌یابند، مانند شرکت‌های تأمین‌کنندهٔ آب برق و گاز، شرکت‌های مالی و شرکت‌های فعال در حوزه سلامتی. ‌‌

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اصلاح قیمت می‌توانید از مطلب آموزشی «اصلاح قیمت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

 رابط کسب‌وکار در چرخه اقتصادی

کسب‌و‌کارها می‌توانند رابط بین عملکردشان و چرخه‌های ‌‌کسب‌و‌کاری طی زمان را در نظر گرفته و استراتژی‌هایی برای محافظت از خود در دوران رکودی بازار، و قراردادن خود در حالت کسب حداکثر سود در دوران صعودی بازار قرار دهند. برای مثال، اگر ‌‌کسب‌و‌کار شما، چرخهٔ کسب‌و‌کاری به‌مانند چرخه اقتصادی کل را طی می‌کند، علامت‌های هشداردهنده یک رکود اقتصادی قریب‌الوقوع به‌شما‌‌‌ این سیگنال را می‌دهد که در حال حاضر، زمان مناسبی برای توسعهٔ کسب‌و‌کارتان نیست و بهتر است که در‌‌‌ این دوران به‌جای توسعهٔ کسب‌و‌کاری، یک ذخیره نقدی برای دورانِ سختِ پیشِ رویتان آماده سازید.

فرضیه بازارهای کارا چیست؟

فرضیهٔ بازارهای کارا (Efficient Market Hypothesis – EMH) که به‌عنوان تئوری بازارهای کارا (Efficient market theory) نیز شناخته می‌شود، این مطلب را بیان می‌دارد که قیمتِ سهم نشان‌دهندهٔ تمامی اطلاعات مورد نیاز می‌­باشد. با استناد به این فرضیه، قیمت سهام همواره در ارزش منصفانه (Fair Value) خود در بازارهای بورس معامله می‌شوند. این حالت، خرید سهامی‌ پایین‌تر از ارزشِ واقعی و یا سهام‌هایی که قیمت‌شان تورمی بوده و بیش از ارزش اصلی‌اش است را غیرممکن می‌سازد. بنابراین، داشتن عملکردی بهتر از بازار با انتخاب سهام و زمان‌بندی‌های بازاری (Market Timing) غیرممکن می‌باشد و تنها روشی که یک سرمایه‌­گذار می‌­تواند سودهای بیشتری به‌دست آورد، سرمایه‌گذاری‌­های پُرریسک‌­تر می‌­باشد.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده‌اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بورس ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بورس چیست؟» را مطالعه نمایید.

نکات کلیدی:

  • فرضیه بازارهای کارا یا تئوری بازارهای کارا اشاره می‌کند که قیمت سهام، تمامی اطلاعات در مورد آن سهم را مشخص می‌نماید.
  • تئوری بازار کارا فرض می‌کند که قیمت سهام در ارزش منصفانه‌­شان در بازارهای بورس معامله می‌گردند.
  • طرفداران نظریهٔ بازار کارا ادعا دارند که ‌سرمایه‌گذاران می‌توانند از ‌سرمایه‌گذاری در سبدهای سهامی کم‌خرج و منفعل (low-cost, passive portfolio) کسب سود نمایند.
  • مخالفان نظریهٔ بازارهای کارا بر این باورند که امکان داشتن عملکرد بهتر نسبت به بازار وجود دارد زیرا قیمت سهام از ارزش منصفانه‌شان در بازار تفاوت‌های زیادی دارد.

درک مفهوم فرضیه بازارهای کارا

با وجود اینکه از این نظریه به‌عنوان یکی از نظریه‌های اساسی تئوری مالی یاد می‌شود فرضیهٔ بازارهای کارا بسیار بحث‌برانگیز می‌­باشد. طرفداران بر این باورند که جستجو به دنبال سهام‌هایی که کمتر از ارزش واقعی‌شان قیمت‌گذاری شدند بیهوده است و یا هرگونه سعی و تلاشی برای پیش‌بینی کردن روند بازارها چه از طریق تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis) و چه از طریق تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) کاری بیهوده می‌باشد. از لحاظ تئوریک، هیچ‌یک از تحلیل‌های تکنیکال و یا بنیادی نمی‌توانند بازده‌هایی بیشتر از ریسک انجام شده (آلفا) را به‌صورت مداوم به‌دست بیاورند، و تنها اطلاعات داخلی است که می‌تواند نتایجی بیش از ریسک متحمل شده را حاصل کند.

342,850 دلار

در روز ده ژانویه سال 2020 شاهد گران قیمت‌ترین سهام در تمامی دنیا بودیم. قیمت هر سهم از شرکت برک شایر (Berkshire Hathaway Inc. Class A – BRK.A.) برابر با 342,850 دلار بود.

با وجود این که بسیاری به وجود شواهد و حقایق زیاد در مورد صحیح بودن فرضیه بازارهای کارا سخن می‌گویند، به‌همان میزان نیز ما شاهد اختلاف‌های عقیده و نزاع در این مورد هستیم. برای مثال، ‌سرمایه‌گذارانی مانند وارن بافت (Warren Buffett) به‌طور مرتب بازار را در دوره‌های زمانی طولانی مدت شکست داده‌اند. موضوعی که رخ دادن آن توسط فرضیهٔ بازارهای کارا غیرممکن شمرده می‌شود. مخالفان فرضیهٔ بازارهای کارا همچنین به اتفاقاتی مانند سقوط بازار سهام در سال 1987 اشاره دارند، زمانی که شاخص میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones Industrial Average – DJIA) حدود 20٪ در یک روز افت کرد. این خود نشانه‌ای بود که قیمت‌های سهام می‌توانند به مقدار زیادی از ارزش منصفانه‌شان نوسان داشته باشند.

شاخص میانگین صنعتی داوجونز چیست؟

موارد خاصی که باید مدنظر داشته باشید

حامیان فرضیهٔ بازارهای کارا بر این باورند که به دلیل ماهیت بی‌­نظم بازار، ‌سرمایه‌گذارانی که در ‌سرمایه‌گذاری‌های کم‌هزینه و سبدهای سهام منفعل (Passive Portfolio’s) ‌سرمایه‌گذاری می‌کنند، نتیجهٔ بهتری می‌گیرند. اطلاعاتی که توسط شرکت مورنینگ استار (Morning Star Inc.) در ماه ژوئن سال 2019 در مورد درآمدهای فعال و منفعل انجام شده بود، از نظریهٔ بازارهای کارا حمایت می‌کند.

فرضیه بازارهای کارا چیست؟ شرکت مورنینگ استار میزان بازدهی مدیران فعال را در همهٔ زمینه‌ها در مقابل اطلاعاتی مرکب از شاخص‌های مرتبط و صندوق‌های قابل معامله در بازار بورس (Exchange – Traded Funds; ETFs) را مقایسه کردند. این مطالعات نشان داد که در طی دورهٔ ده‌ساله‌ای که از ماه ژوئن سال 2009 آغاز شده بود، تنها 23٪ از مدیران فعال توانسته بودند که از همتایان خود که به‌صورت منفعل کار می‌کردند بازدهی بیشتری داشته باشند. همچنین نرخ‌های موفقیت بیشتری در وجوه سرمایه‌های خارجی و سرمایه‌های اوراق قرضه دیده شد. همچنین شاهد نرخ‌های موفقیت پایین‌تر در ‌سرمایه‌گذاری‌هایی با حجم‌های بالا در ایالات متحده آمریکا بودیم.

اوراق قرضه چیست؟

به‌طور کلی، ‌سرمایه‌گذارانی که عملکرد بهتری در این دورهٔ زمانی داشتند، اکثراً در شاخص‌های سرمایه‌ای کم‌هزینه و یا صندوق‌های قابل معامله در بازارهای بورس، ‌سرمایه‌گذاری کرده بودند. در حالی که درصدی از مدیران فعال نیز توانسته بودند از همتایان منفعل خود در همین دورهٔ زمانی، عملکرد بهتری را انجام دهند. چالش برای ‌سرمایه‌گذاران در این است که بتوانند به‌خوبی متوجه شوند به‌کدام یک از دو روش در طولانی‌مدت بهتر جواب می‌دهد. کمتر از 25٪ مدیران رده بالا توانسته بودند به‌طور مداوم از همتایان منفعل خود در طول زمان عملکرد بهتری را ثبت کنند.

سود یا زیان اقتصادی چیست؟

سود یا زیان اقتصادی (Economic Profit or Loss) برابر با تفاوتِ بینِ درآمدهای به‌دست آمده از فروش و هزینه‌های انجام شده می‌باشد. همچنین باید در نظر داشته باشیم که هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته (Opportunity Costs) نیز جزو این دسته از هزینه‌ها به‌شمار می‌آید. در محاسبهٔ سود اقتصادی، هزینه‌های ‌فرصتِ از دست رفته و هزینه‌های آشکار (Explicit Costs) از کل درآمد کسب‌شده کسر می‌گردد. هزینه‌های ‌فرصتِ از دست رفته هزینه‌های ضمنی‌ای هستند که توسط مدیریت شناسایی شده و بسته به سناریوها و دیدگاه‌های متفاوت فرق می‌کند.

نکات کلیدی:

  • سود اقتصادی حاصل کسر هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته و هزینه‌های آشکار از درآمد کسب‌شده می‌باشد.
  • هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته به مقدار سودهایی گفته می‌شود که یک کسب‌وکار با انجام دیگر کارها از دست می‌دهد.
  • سود اقتصادی برای بررسی داخلی استفاده می‌شود و نیازی به افشای عمومی ‌‌آن‌ها وجود ندارد.

درک مفهوم سود یا زیان اقتصادی

سود اقتصادی معمولاً همراه با سود حسابداری مورد بررسی قرار می‌گیرد. سود حسابداری (Accounting Profit) برابر با مقدار سودی است که شرکت در صورت سود و زیان خود (Income Statement) نشان می‌دهد. سود حسابداری به بررسی میزان جریان نقدی ورودی به شرکت و مقایسهٔ آن با میزان جریان خروجی از شرکت می‌پردازد و یکی از بخش‌های مورد نیاز برای شفافیت مالی (Financial Transparency) شرکت‌ها می‌باشد. از سویی دیگر، سود اقتصادی در صورت‌های مالی شرکت‌ها ثبت نمی‌گردد و نیازی به بررسی شدن توسط نهادهای قانون‌گذار، سرمایه‌گذاران و یا مؤسسات مالی ندارد. سود اقتصادی یک نوع از تحلیل‌های (?What if   – چه می‌شد اگر؟) می‌باشد. شرکت‌ها ممکن است از سود اقتصادی در زمان مواجه شدن با چند انتخاب برای افزایش سطوح تولید و یا انجام دیگر تولیدات استفاده نمایند. سود اقتصادی می‌تواند یک معیار برای کسب سود در شرکت را به وجود بیاورد. محاسبهٔ میزان سود اقتصادی می‌تواند بسته به نوع شخصیت اقتصادی و سناریوی مدنظر متفاوت باشد. به‌طور کلی، می‌توان این سود را به‌شکل فرمولی که در ادامه آمده است محاسبه نمود:

Economic profit = revenues – explicit costs – opportunity costs

سود اقتصادی = درآمدها – هزینه‌های آشکار – هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته

سود یا زیان اقتصادی از دست رفته

در این معادله، با خارج کردن هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته می‌توانیم به سود حسابداری (Accounting Proft) دست پیدا کنیم. اما اگر هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته را نیز از کل کسر نماییم، می‌توانیم وضعیت فعلی را با وضعیت‌های دیگری که شرکت می‌توانست از ‌آن‌ها استفاده کند مقایسه نماییم. شرکت‌ها هزینه‌های آشکار خود را در صورت سود و زیان به نمایش می‌گذارند. سود حسابداری در آخرین خط از صورت سود و زیان، به‌صورت مجموع درآمد پس از کسر شدن از هزینه‌های مستقیم، غیرمستقیم و هزینه‌های مالی نوشته می‌شود. بهای تمام شدهٔ کالاهای فروش رفته (Cost of goods sold – COGS) نیز یکی از اساسی‌ترین هزینه‌های آشکار در بررسی هزینه‌های شرکت می‌باشد. بنابراین، این معادله می‌تواند به روشنی هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته شرکت را نشان داده و میزان سود به‌ازای هر واحد را به‌نمایش بگذارد. سود اقتصادی ممکن است برای انجام مقایسه بین درآمدهای احتمالی انتخاب هر یک از گزینه‌ها مورد استفاده قرار گیرد. اشخاصی که کسب‌وکارهای خودشان را راه‌اندازی می‌کنند ممکن است از سود اقتصادی به‌عنوان یک معیار برای بررسی سال اول کسب‌وکارشان استفاده نمایند. در شرکت‌های بزرگ، مدیران کسب‌وکار می‌توانند به سودهای ناخالص، سود عملیاتی و سود خالص به‌دست آمده در فازهای مختلف عملیات کسب‌وکاری شرکت نگاه بیاندازند.

سود ناخالص چیست؟

هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته (Opportunity Costs) چیست؟

هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته می‌توانند برای بررسی عمیق‌تر تصمیمات تجاری به‌کار گرفته شوند، به‌خصوص زمانی که موارد مورد انتخاب دیگری نیز برای شرکت وجود دارد. شرکت‌ها ممکن است به هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته در زمان‌هایی نگاه بیاندازند که در حال تولید چند محصول اما با مقادیر مختلف می‌باشند. هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته مطلق نمی‌باشند و می‌توان ‌آن‌ها را جزو هزینه‌های ضمنی (Implicit Costs) دسته‌بندی کرد. آنان می‌توانند بسته به تخمین‌های مدیریت و شرایط بازار متفاوت باشند. به‌طور کلی، هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته برابر با مقدار سود حسابداری می‌باشند که در صورت انتخاب یک گزینه دیگر در شرکت به‌دست می‌آمد.

سود یا زیان اقتصادی چیست؟

مثال‌هایی از سود اقتصادی

یک شخص کسب‌وکار جدیدش را راه‌اندازی می‌کند و این کسب‌وکار جدید او حدود صدهزار دلار هزینه دربردارد. در طی سال اول عملیات، این کسب‌وکار مقدار درآمدی برابر با صدوبیست‌هزار دلار به‌دست می‌آورد. با یک حساب ساده می‌توان متوجه شد که سود حسابداری این شرکت در طی این سال برابر با بیست هزار دلار بوده است. هر چند، اگر شخص مورد نظر در کار قبلی خودش باقی می‌ماند، می‌توانست طی این سال حدود چهل و پنج هزار دلار درآمد داشته باشد. در این مثال، سود اقتصادی شخص مدنظر برابر با این تساوی می‌باشد:

$120,000 – $100,000 – $45,000 = -$25,000

این محاسبات تنها سال اول این کسب‌وکار را مدنظر گرفته‌اند. اگر بعد از سال اول، هزینه‌ها به رقمی ‌برابر 10.000 دلار کاهش یابد، می‌توان چشم‌انداز کسب سود بیشتری را در سال‌های آینده برای این کسب‌وکار در نظر داشت. اگر سود اقتصادی با عدد صفر برابر شود، این شرکت در وضعیت سود نرمال (Normal Profit) قرار خواهد گرفت. در هنگام استفاده از سود اقتصادی برای مقایسه سود ناخالص، یک شرکت ممکن است به سناریوهای متفاوتی نگاه بیاندازد. در این مورد، سود ناخالص موضوع اصلی مورد توجه شرکت است، و شرکت هزینهٔ ‌فرصت از دست رفته را به‌ازای هر واحد از آن کسر می‌کند.

Economic profit = revenue per unit – COGS per unit – unit opportunity cost

سود اقتصادی = درآمد به ازای هر واحد هزینه بهای تمام شده به ازای هر واحد فروش رفته هزینه ‌فرصت از دست رفته از دست رفته به ازای هر واحد

 مثال دیگر در مورد سود و زیان های اقتصادی

اگر یک شرکت ده دلار به‌ازای فروش هر تی‌شرت به‌دست بیاورد و به ازای فروش همان تی‌شرت‌ها، پنج دلار هزینه کند واحد سود ناخالصی برابر با پنج دلار خواهیم بود. با این وجود، اگر این شرکت شلوارها را با قیمت ده دلار و هزینهٔ دو دلار به‌ازای هر واحد تولید کند، در آن زمان هزینه ‌فرصت از دست رفته برابر با هشت دلار می‌گردد و ما شاهد سود اقتصادی‌ای به‌شرح زیر خواهیم بود:

$10 – $5 – $8 = -$3

با برابر در نظر گرفتن همهٔ شرایط، این شرکت می‌توانست سه دلار بیشتر به‌ازای هر واحد از فروش‌های خود را به‌دست بیاورد. اگر به‌جای تی‌شرت، شلوار تولید می‌کرد. بنابراین، مبلغ -3 دلار به‌عنوان ضرر اقتصادی (Economic Loss) در نظر می‌گیرند. شرکت‌ها می‌توانند از این نوع تحلیل برای تصمیم‌گیری در مورد سطوح تولیدی استفاده نمایند. بررسی سناریوهای پیچیده بیش‌تر خود می‌تواند منجر به هزینه‌های غیرمستقیم و یا ایجاد هزینه‌های ضمنی شود. البته تمامی آن‌ها بستگی به هزینه‌های انجام شده برای انجام این کسب‌وکارها به‌علاوه قرارگیری کسب‌وکار در هر یک از فازهای متفاوت چرخه کسب‌وکاری (Business Cycle) نیز دارد.

خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

اعداد فیبوناچی (Fibonacci numbers) به‌عنوان یک اندیکاتور تکنیکال به‌کار می‌روند. این توالی اعداد توسط ریاضی‌دان ایتالیایی به نام فیبوناچی در قرن سیزدهم میلادی ابداع شد. این توالی اعداد، که از صفر و یک شروع می‌شود، از طریق جمع شدن دو عدد قبلی به‌دست می‌آید. برای مثال، بخش ابتدایی این توالی به‌شکل زیر است. 0، 1، 1، 2، 3، 5، 8، 13، 21، 34، 55، 89، 144، 233، 377 و …

ضرایبی از این توالی به‌دست می‌آید که برخی معتقدند حرکت بازار را پیش‌بینی می‌کند.

توالی فیبوناچی به‌علت وجود نسبت طلایی (Golden ratio) که برابر با 1.618 می‌باشد، و یا معکوس آن که برابر 0.618 می‌باشد، مورد توجه است. در توالی فیبوناچی، هر عدد داده شده تقریباً 1.618 برابر عدد قبل از خود می‌باشد، البته در این حالت چند عدد اول را در نظر نمی‌گیریم. همچنین هر عدد برابر با 0.618 برابر عدد بعدی‌اش می‌باشد، باز هم چند عدد استفاده شده در ابتدای توالی را در این حالت نیز در نظر نمی‌گیریم. نسبت طلایی در همه‌جای طبیعت وجود دارد و همه‌چیز را از جهت‌گیری آوندها در یک برگ تا میزان رزونانس مغناطیسی در کریستال‌های کوبالت نیوبیت (Cobalt niobate crystals) را نشان می‌دهند.

خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟
فیبوناچی بازگشتی – Fibonacci retracements، منبع: Investopedia به نقل از Tradingview

نکات کلیدی:

  • اعداد و خطوط فیبوناچی با نسبت‌های معروف فیبوناچی ساخته شده‌اند.
  • اعداد پُرکاربرد فیبوناچی در بازارهای مالی شامل 0.236، 0.382، 0.618، 1.618، 2.618 و 4.236 هستند. این نسبت‌ها و یا درصدها می‌توانند از تقسیم اعداد مشخصی در این توالی به اعداد دیگر حاصل شوند.
  • با وجود اینکه این اعداد، اعداد فیبوناچی محسوب نمی‌شوند؛ بسیاری از ‌معامله‌گران از سطوح 0.5، 1 و 2 نیز استفاده می‌کنند.
  • این اعداد نشان می‌دهند که قیمت می‌تواند چه میزان حرکت را داشته باشد. برای مثال، اگر قیمت سهمی ‌از یک دلار به دو دلار برسد، می‌توان اعداد فیبوناچی را بر آن اعمال کرد. یک سقوط قیمتی به سطح 1.76 دلار برابر با 23.6 درصد بازگشت از حرکت قیمتی شروع شده از سطح یک دلار می‌باشد.
  • دو عدد از پُرکاربردترین ابزارهای فیبوناچی، فیبوناچی برگشتی و فیبوناچی گسترشی (Fibonacci extensions) می‌باشند. فیبوناچی برگشتی (Fibonacci retracements) مقدار بازگشت قیمتی را محاسبه می‌کند و می‌گوید که قیمت در بازگشت قیمتی تا چه سطوحی می‌تواند پیش برود. فیبوناچی گسترشی نیز میزان حرکت موج اصلی قیمت را بیان می‌دارد.

فرمول‌های اعداد فیبوناچی و سطوح فیبوناچی

اعداد فیبوناچی فرمول خاصی ندارند، بلکه اعدادی در یک توالی عددی هستند که با یکدیگر ارتباط دارند.

 چگونه سطوح فیبوناچی بازگشتی را محاسبه کنیم؟

توالی اعداد فیبوناچی می‌تواند به‌شکل‌های گوناگون به‌منظور محاسبهٔ سطوح فیبوناچی برگشتی و یا سطوح فیبوناچی گسترشی مورد استفاده قرار گیرد. در این بخش یاد می‌گیرید که چگونه این سطوح را پیدا کنید. نحوهٔ استفاده از این سطوح را نیز در قسمت بعدی خواهید دید.

سطوح بازگشتی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

فیبوناچی برگشتی به دو نقطهٔ قیمتی نیاز دارد که باید در نمودار قیمت انتخاب شوند. معمولاً برای فیبوناچی برگشتی از سطح سوئینگ‌های (بالاترین نقطه قیمتی) و سطح سوئینگ لو (پایین‌ترین سطح قیمتی) استفاده می‌کنند. زمانی که این دو نقطه را انتخاب کردید، خطوط فیبوناچی به‌همراه اعداد ‌آن‌ها در نمودار شما رسم می‌شوند. اگر قیمت یک سهم از پانزده دلار به بیست دلار برسد، در این حالت سطح 6.23 درصدی برابر با سطح قیمتی 18.82 دلاری می‌باشد. که آن را بدین شکل محاسبه می‌کنیم:

$18.82 = (0.236*$5) – $20

سطح قیمتی 50 درصد نیز برابر با 17.5 دلار خواهد بود که آن را نیز می‌توانیم بدین شکل محاسبه کنیم:

$17.50 = (0.5*$5) – $20

سطوح فیبوناچی گسترشی

سطوح فیبوناچی گسترشی نیز از توالی اعداد فیبوناچی به‌دست می‌آیند. هرچه در این توالی اعدادی به سمت جلو می‌رویم، می‌توانیم عدد را بر عدد قبلی آن تقسیم کنیم تا عددی برابر با1.618 را به‌دست بیاوریم. همچنین با تقسیم یک عدد بر عددی با دو فاصله قبل از آن به‌نسبت 2.618 می‌رسیم. با تقسیم یک عدد بر عددی با سه فاصله قبل از آن نیز می‌توانیم به‌نسبت 4.236 برسیم.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد فیبوناچی گسترشی یا انبساطی می‌توانید از مطلب آموزشی «فیبوناچی گسترشی یا انبساطی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

استفاده از فیبوناچی گسترشی (Fibonacci Extensions) نیازمند به سه نقطهٔ قیمتی می‌باشد. اولین نقطه، محل شروع حرکت، دومین نقطه محل انتهای حرکت، و نقطهٔ سوم نیز محلی در این میان است که این نقطه می‌تواند همان محلی باشد که پولبک قیمتی انجام گرفته است.

اگر قیمت از سی دلار به چهل دلار افزایش یابد، و این دو قیمت را به‌عنوان نقاط یک و دو در نظر بگیریم، سطح قیمتی 161.8 درصدی، 16.18 دلار بالاتر از قیمت انتخاب شده به‌عنوان نقطهٔ سوم قرار می‌گیرد. اگر نقطهٔ سوم سی‌وپنج دلار باشد، سطح 161.18 درصدی فیبوناچی گسترشی برابر با 51.18 دلار خواهد بود (35 + 16.18). سطوح صد درصد و دویست درصد اعداد رسمی‌ فیبوناچی محسوب نمی‌شوند، اما ‌آن‌ها سطوح کاربردی به‌شمار می‌آیند زیرا که حرکات مشابه را در بازار نشان می‌دهند.

اعداد و خطوط فیبوناچی چه چیزهایی به ما می‌گویند؟

برخی ‌معامله‌گران باور دارند که اعداد فیبوناچی نقشی مهم در بازارهای مالی ایفا می‌کنند. همان‌طور که بالاتر اشاره شد، توالی اعداد فیبوناچی می‌تواند به‌منظور ایجاد نسبت‌ها و یا درصدهایی که ‌معامله‌گران از ‌آن‌ها استفاده می‌کنند، استفاده شود.

این سطوح شامل این اعداد می‌باشند: 23.6 درصد، 38.2 درصد، 50 درصد، 61.8 درصد، 78.6 درصد، 100 درصد، 161.8 درصد، 261.8 درصد و 423.6 درصد. این درصدها با استفاده از تکنیک‌های مختلفی در نمودار اعمال می‌شوند:

  1. فیبوناچی بازگشتی (Fibonacci retracements): خط‌های افقی هستند که بر روی نمودار به نمایش درمی‌آیند و سطوح مقاومت و حمایت را نشان می‌دهند.
  2. فیبوناچی گسترشی (Fibonacci extensions): خط‌های افقی هستند که سطوحی که قیمت در یک روند صعودی می‌تواند به ‌آن‌ها برسد را مشخص می‌کند.
  3. قوس‌های فیبوناچی (Fibonacci Arcs): شکل‌های شبیه قطب‌نما هستند که ناشی از یک سطح قیمتی بالا و یا پایین می‌باشند و نشان‌دهندهٔ محدوده‌های مقاومت و حمایت هستند.خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟
  4. فن‌های فیبوناچی (Fibonacci Fans): فن‌های فیبوناچی، شکل‌هایی مورب هستند که توسط سطوح بالا و یا پایینی قیمت ساخته می‌شوند و نشان‌دهندهٔ محدوده‌های حمایت و مقاومت هستند.خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟
  5. مناطق زمانی فیبوناچی (Fibonacci Time zones): خطوطی عمودی هستند که به سمت آیندهٔ قیمت حرکت کردند و به‌منظور پیش‌بینی زمان رخ دادن یک حرکت قوی در قیمت طراحی شده‌اند.خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

فیبوناچی‌های برگشتی (Fibonacci Retracements)

فیبوناچی‌های برگشتی (Fibonacci Retracements) معمول‌ترین نوع توالی‌های فیبوناچی در تحلیل‌های تکنیکال به‌شمار می‌روند. در طی یک روند، فیبوناچی‌های برگشتی می‌توانند برای تشخیص میزان عمق پولبک قیمتی صورت گرفته استفاده شوند. موج‌های انگیزشی (Impulse waves)، موج‌های بزرگتر قیمت در جهت روند هستند در حالی که پولبک‌های قیمتی، موج‌های کوچک‌تری هستند که مابین ‌آن‌ها و برخلاف جهت روند اصلی رخ می‌دهند. از آنجایی که ‌آن‌ها موج‌های کوچک‌تر هستند، ‌به‌میزان درصدی از موج‌های بزرگ‌تر حرکت خواهند کرد. ‌معامله‌گران در زمان وقوع پولبک‌ها به‌سطوح فیبوناچی بین 23.6 درصد تا 78.6 درصد نگاه می‌کنند. اگر قیمت در نزدیک یکی از این سطوح متوقف شده و دوباره حرکت به سمت بالای خود را از سر بگیرد، یک ‌معامله‌گر ممکن است وارد معامله‌ای در جهت روند اصلی شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد پولبک می‌توانید از مطلب آموزشی «پولبک در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

سطوح فیبوناچی می‌توانند به‌عنوان راهنمایی برای یافتن محل ورود به معامله استفاده شوند. هرچند باید در نظر داشته باشید که حرکات قیمتی باید پیش از ورود به معامله براساس سطوح فیبوناچی مورد تأیید قرار بگیرد. هیچ ‌معامله‌گری تا پیش از واکنش قیمت، نمی‌داند که کدام سطح قیمتی فیبوناچی باعث توقف روند خواهد شد، بنابراین باید ‌صبر کرد و سطوح قیمتی را رصد کرد تا بتوانند در فرصتی مناسب وارد معامله شوند.

استراتژی‌هایی برای معامله با سطوح فیبوناچی اصلاحی

قوس‌ها، فن‌ها، فیبوناچی‌های گسترشی و فیبوناچی‌های منطقهٔ زمانی همگی یک موضوع واحد را نشان می‌دهند اما به‌صورت‌های مختلفی بر روی نمودارها اعمال می‌گردند. هر یک از این فیبوناچی‌ها نشان‌دهندهٔ نقاط احتمالی مقاومت و حمایت می‌باشد. که البته باید در نظر داشت که این نقاط مقاومت و حمایت از طریق اعمال اعداد فیبوناچی بر روی حرکت سابق قیمتی به‌دست آمده است. این نقاط مقاومت و حمایت می‌تواند سطوحی را به ما بدهد که قیمت ممکن است در آن متوقف شود و سپس در آینده به سمت بالا حرکت کند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سطوح حمایت و مقاومت می‌توانید از مطلب آموزشی «سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

تفاوت بین اعداد فیبوناچی (Fibonacci numbers) و اعداد گَن (Gann numbers)

گَن (W.D. Gann) یک ‌معامله‌گر مشهور بود که تعداد زیادی از ابزارها بر پایهٔ اعداد را برای ‌معامله‌گری طراحی نمود. اندیکاتورهایی که بر پایهٔ کار او توسعه یافتند شامل خطوط فن گَن (Gann Fan) و  مربع گَن (Gann Square) می‌باشند. اندیکاتور بادبزن گَن (Gann Fan) برای مثال، از زاویه‌های 45 درجه استفاده می‌کند، که گَن ‌آن‌ها را به‌عنوان زوایای مهم پیدا کرده بود. کارهای گَن به‌صورت کلی در حدود دایره‌ها و زوایا قرار دارد. اعداد فیبوناچی از سویی دیگر، بیشتر با نسبت‌های به‌دست آمده از توالی این اعداد نشأت می‌گیرند. گَن یک ‌معامله‌گر بود، بنابراین روش او برای استفاده در بازارهای مالی طراحی شده است. روش‌های فیبوناچی در اصل برای ‌معامله‌گری طراحی نشده است، اما توسط ‌معامله‌گران و تحلیل‌گران بازار به‌منظور استفاده در بازارهای مالی بهینه شده است.

محدودیت‌های استفاده از اعداد و سطوح فیبوناچی

استفاده از فیبوناچی‌ها مسئله‌ای ذهنی می‌باشد زیرا که ‌معامله‌گر باید مقادیر بالا یا پایین در نمودار را خودشان انتخاب کنند. مقادیر بالا (Highs) و پایین (Lowes) انتخاب شده توسط ‌معامله‌گر می‌تواند نتایجی که او به‌دست می‌آورد را تحت تأثیر قرار دهد.

اختلاف‌نظر دیگری که در مورد اعداد فیبوناچی و روش‌های ‌معامله‌گری با ‌آن‌ها وجود دارد این است که تعداد سطوح بسیار زیادی در آن وجود دارد که بازار می‌تواند در نزدیکی هر یک از ‌آن‌ها دچار بازگشت قیمتی شود، که موجب می‌شود این اندیکاتور به‌عنوان اندیکاتوری که می‌توان پس از رخ دادن حرکات قیمتی از آن استفاده کرد، در نظر گرفته شود. مشکل اصلی اینجا است که حدس زدن و پیدا کردن عددی که سطح قیمتی در آن در حال حاضر و یا در آیندهٔ بازار مهم خواهد بود، سخت می‌باشد.