هش چیست؟

هش (Hash) تابعی است که ورودی‌هایی از اعداد و حروف را پذیرفته و آن‌ها را به یک خروجی رمزگذاری شده با طولی یکسان تبدیل می‌کند. هش‌ها با استفاده از یک الگوریتم ساخته می‌شوند و برای مدیریت بلاک چین در یک رمز ارز ضروری می‌باشند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بلاک چین می‌توانید از مطلب آموزشی «بلاک چین چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • هش تابعی است که تقاضای رمزگذاری مورد نیاز برای محاسبات بلاک چین را برآورده می‌کند.
  • هش مانند یک راه‌حل یا جواب مسأله، پایه و اساس شبکه بلاک چین محسوب می‌گردد.
  • هش‌ها دارای اندازه مشخص و ثابتی می‌باشند و این مورد خود حدس زدن طول هش را برای کسب که قصد کرک کردن بلاک چین را دارد، غیرممکن می‌سازد.
  • هش، براساس اطلاعات موجود در سر تیتر هر بلاک (block header)، توسعه داده می‌شود.

هش چگونه کار می‌کند؟

بلاک چین، پایه و اساس دنیای رمز ارزها می‌باشد. بلاک چین یک دفترکل جهانی (global ledger) است که از طریق اتصال بلاک‌های منفردی که شامل اطلاعات تراکنشی هستند، ساخته شده است.

بلاک چین تنها اطلاعات معتبر و تأییدشدهٔ تراکنش‌ها را در خود ذخیره می‌کند، این خود از کلاهبرداری در تراکنش‌ها و همچنین خرج دوباره (Double Spending) ارز جلوگیری به‌عمل می‌آورد.

مقدار رمزنگاری شده‌ای که در نهایت حاصل می‌شود، یک سری از اعداد و حروف می‌باشند که شباهتی به اطلاعات اصلی ندارند.

این سری از اعداد و حروف، نام هش به خود می‌گیرند. فرآیند استخراج رمزارزها (cryptocurrency mining) شامل کار کردن با این هش‌ها می‌باشد.

استخراج بیت کوین

هش چیست؟

عملیات هشینگ (Hashing) نیازمند پردازش اطلاعات یک بلاک در یک سری از توابع ریاضی می‌باشد، که نتیجهٔ این توابع؛،‌ یک خروجی با طول مشخص و یکسان می‌باشد.

استفاده از خروجی‌هایی با طول یکسان باعث افزایش امنیت می‌شود زیرا در این صورت هرکسی که بخواهد که این هش‌ها را رمزگشایی کند، نمی‌تواند تنها با نگاه کردن به طول خروجی داده شده (هش)، اندازهٔ ورودی اصلی را شناسایی نماید.

حل کردن یک هش با استفاده از اطلاعات موجود در سر تیتر بلاک (block header) شروع می‌شود و لزوماً نیازمند حل مسائل پیچیدهٔ ریاضی می‌باشد.

هر سر تیتر بلاکی شامل یک شمارهٔ نسخه (version number)، یک زمان‌سنج (timestamp)، هش استفاده شده در بلاک قبلی، هش مِرکِل رووت (Merkel Root؛ این هش، هشی از تمامی هش‌های موجود از تمامی تراکنش‌های شبکه می‌باشد.)، نانس (nonce) (عددی که میانرها در پی یافتن آن هستند)، و هش هدف (target hash) می‌باشد.

ماینرها بر روی نانس (nonce)، که رشته‌ای از اعداد است تمرکز می‌کنند. این عدد به موارد هش شده در بلاک قبلی افزوده می‌شوند، سپس همه‌شان با یکدیگر هش می‌شوند.

اگر هش جدید کوتاه‌تر یا برابر با هش هدف باشد، به‌عنوان یک راه‌حل (solution) پذیرفته می‌شود. ماینر در این حالت جایزه‌اش را دریافت می‌کند، و بلاک به شبکهٔ بلاک چین اضافه می‌شود.

نکتهٔ مهم: پروسهٔ اعتبارسنجی تراکنش‌های موجود در بلاک چین بر اطلاعاتی که با استفاده از الگوریتم هش (hashing algorithmic) رمزنگاری می‌شوند اتکا دارد.

حل یک هش نیازمند تعیین رشته اعدادی که باید به‌عنوان نانس (nonce) استفاده شوند، می‌باشد؛ که خود این پروسه نیازمند انجام آزمون و خطاهای فراوانی می‌باشد. این بدین دلیل است که نانس یک رشتهٔ تصادفی از اعداد می‌باشد. احتمال اینکه ماینر در اولین تلاش خود بتواند نانس درست را به‌دست بیاورد، بسیار کم می‌باشد، و این بدین معنی است که ممکن است ماینر برای به‌دست آوردن نانس صحیح به تست تعداد زیادی از گرینه‌های نانس بپردازد.

هرچه سختی این کار بیشتر باشد – که اندازه‌ای از میزان سختی ساخت هش مطابق با نیازمندی‌های هش هدف (target hash) است – ماینر به‌مدت زمان بیشتری برای تولید این راه‌حل نیاز خواهد داشت.

مثالی از هش

هشی با ورودی کلمه (hello)، خروجی‌ای با طول برابر با هش جمله (I am going to store) خواهد ساخت. تابعی که به‌منظور ساخت هش از آن استفاده می‌شود یک تابع جبری (deterministic) می‌باشد، بدین معنی که با دادن ورودی یکسان در طول زمان، خروجی یکسانی را خواهد ساخت.

این تابع می‌تواند یک ورودی هش شده را به‌شکل کارآمدی تولید کند؛ همچنین این تابع، تعیین یا حدس ورودی داده شده را با دیدن خروجی سخت می‌کند (که خود منجر به استخراج – mining – می‌گردد)، به‌علاوه، ایجاد کوچک‌ترین تغییری در ورودی، باعث هشی کاملاً متفاوت با هش قبلی می‌شود.

پردازش توابع هشی که در رمزنگاری بلاک‌‌های جدید مورد استفاده قرار می‌گیرند نیازمند قدرت پردازشی زیادی می‌باشند. این قدرت پردازشی زیاد خود هزینه‌بَر می‌باشد. به‌منظور جلب توجه افراد و شرکت‌ها، که از آن‌ها تحت عنوان «ماینر» نام برده می‌شود، برای سرمایه‌گذاری در تکنولوژی مورد نیاز برای استخراج، شبکهٔ رمز ارز به آن‌ها توکن‌های رمز ارزی و همچنین هزینه‌های پردازش تراکنش‌ها را پرداخت می‌کند.

ماینر‌ها تنها در صورتی این پاداش را دریافت می‌کنند که اولین کسی باشند که توانسته‌اند هشی مطابق با موارد ذکرشده برای هش هدف تولید کند.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)

بازار مبادلات قراردادهای آتی چیست؟

بازار مبادلات قراردادهای آتی (Futures Market) یک بازار حراجی (Auction Market) می‌باشد که در آن شرکت‌کنندگان، کالاها و قراردادهای آتی را به‌منظور تحویل در یک تاریخ مشخص‌شده در آینده خریدوفروش می‌کنند. قراردادهای آتی و مشتقات قابل‌معامله در بازار بورس (Exchange Traded Derivatives) با قیمتی که در حال حاضر تعیین می‌شود طرفین را متعهد می‌کند که کالایی را در آینده مبادله کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قراردادهای آتی می‌توانید از مطلب آموزشی «قراردادهای آتی چیست؟» دیدن نمایید.

از مشهورترین بازارهای معاملات قراردادهای آتی، می‌توان به بازارهای بورس مبادلات بازرگانی نیویورک (New York Mercantile Exchange- NYMEX)، هیئت معاملاتی کانزاس (Kansas City board of trade)، بورس مبادلات بازرگانی شیکاگو (Chicago Mercantile Exchange – CME)، هیئت مبادلات شیکاگو (Chicago Board of Trade – CboT)، هیئت معاملات قراردادهای اختیار معامله شیکاگو (Chicago Board Options Exchange – CBOE) و بازار مبادلات غلات مینیاپولیس (Minneapolis Grain Exchange) اشاره کرد.

در اصل، چنین معاملاتی توسط یک حراج باز (open outcry) انجام می‌شد و این مبادلات در مکان‌هایی خاص، مانند مراکز مالی موجود در شهرهای نیویورک، شیکاگو و لندن انجام می‌شد. در طی قرن 21، مانند بسیاری از دیگر بازارها، بازارهای مبادلات قراردادهای آتی نیز به‌صورت کامل الکترونیکی ‌شده‌اند.

نکات کلیدی:

  • بازارهای مبادلات قراردادهای آتی یک بورس مبادلاتی می‌باشد که در آن قراردادهای آتی توسط شرکت‌کنندگانی که علاقه‌مند به خرید و یا فروش این مشتقات هستند، مبادله می‌شوند.
  • بازارهای معاملات آتی ایالات متحده آمریکا به‌طور گسترده توسط کمیسیون تهاتر کالاهای آتی (Commodities Futures Clearing Commission – CFTC) نظارت می‌شوند، و این قراردادها به‌صورت استاندارد شده به‌منظور مبادله شدن در این بورس‌ها عرضه می‌شوند.
  • امروزه، بیشتر معاملات انجام‌شده در بازارهای قراردادهای آتی به‌صورت الکترونیکی انجام می‌شوند، که مثال‌هایی از‌ آن‌ها می‌توان در بازارهای CME و ICE مشاهده کرد.
  • برخلاف بیشتر بازارهای سهام، بازارهای مبادلات قراردادهای آتی می‌توانند به‌مدت 24 ساعت در روز به فعالیت بپردازند.

مبانی بازارهای مبادلات قراردادهای آتی

به‌منظور درک کامل مفهوم بازارهای مبادلات قراردادهای آتی، مهم است که در ابتدا مفاهیم پایهٔ یک قرارداد آتی را درک کنیم، این قراردادها در واقع دارایی‌هایی هستند که در این بازارها مبادله می‌شوند.

قراردادهای آتی توسط تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان کالاها به‌منظور جلوگیری از تأثیر نوسانات قیمت بازار بر قیمت کالاها مورد استفاده قرار می‌گیرد. این تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان در مورد این قراردادها با سرمایه‌گذاری مذاکره می‌کنند که موافق به برعهده گرفتن ریسک و سود (Risk and Reward) یک بازار نوسانی (Volatile Market) باشند.

بازار مبادلات قراردادهای آتی چیست؟

بازارهای مبادلات قرارداد آتی (Future Markets) و یا بورس‌های مبادله‌ای قرارداد آتی (Future Exchange) بازارهایی هستند که در آنجا محصولات مالی خریدوفروش می‌شوند و با استناد به توافق انجام شده، در تاریخی از پیش تعیین‌شده در آینده و با مبلغی از پیش تعیین‌شده تحویل داده می‌شوند. بازارهای مبادلات قراردادهای آتی در حال حاضر بیش از یک بازار ساده به‌منظور بستن قراردادهای کشاورزی می‌باشند، و هم‌اکنون شامل خرید، فروش و استفاده از محصولات مالی (Financial Products) به‌منظور محافظت از قیمت دارایی‌ها در برابر نوسانات بازار (Hedging) و همچنین ارزش قراردادهای آتی در برابر نرخ بهره می‌باشند.

قراردادهای آتی را می‌توان بدون محدودیت ایجاد کرد و با ایجاد هر قرارداد آتی تعداد قراردادهای باز (Open Interest) افزایش می‌یابد. این رویه برخلاف بازار سهام می‌باشد که در آن معمولاً تعداد ‌باشد. اندازه بازارهای مبادلات قراردادهای آتی (که معمولاً در زمانی که چشم‌انداز بازارهای نامعلوم به‌نظر می‌رسد، افزایش می‌یابد) بزرگ‌تر از بازارهای مبادلات کالاها (Commodity Markets) می‌باشد، و یک بخش کلیدی در سیستم مالی هر کشور به شمار می‌آید.

بازارهای بزرگ مبادلات قراردادهای آتی

بازارهای مبادلاتی قراردادهای آتی، مؤسسه تهاتری (Clearinghouse) خودشان را اداره می‌کنند، که با استفاده از آن‌ها، این بازارها می‌توانند از انجام معاملات در کنار پردازش دیگر معاملات کسب درآمد نمایند. برخی از بزرگ‌ترین بازارهای مبادلاتی قراردادهای آتی دارای مؤسسه تهاتری خود می‌باشند که این بازارها شامل بازار بورس بازرگانی شیکاگو Chicago Mercantile Exchange، بازار ICE و بازار Eurex می‌شود. بقیهٔ بازارها مانند CBOE و LIFFE دارای مؤسسات تهاتری خارجی به‌منظور تسویه‌حساب معاملات می‌باشند.

بیشتر بازارهای معاملات قراردادهای آتی در کمیسیون معاملات آتی کالاها (Commodity Futures Trading Commision – CFTC) ثبت ‌شده‌اند. این کمیسیون بدنه اصلی در ایالات متحده آمریکا به‌منظور اجرای قوانین نظارتی در بازارهای مبادله قراردادهای آتی می‌باشد. بازارهای بورس معمولاً توسط نهاد نظارتی که توسط دولت‌های کشورها تعیین گردیده است مورد نظارت قرار می‌گیرند.

نکتهٔ مهم: بازارهای مبادلات قراردادهای آتی می‌توانند هم از طریق انجام دادن مبادلات قراردادهای آتی و هم از طریق پردازش کردن دیگر مبادلات، در کنار دریافت هزینه از معامله‌گران و شرکت‌ها به‌عنوان حق عضویت و همچنین هزینهٔ دسترسی به‌منظور انجام کسب‌وکارها، کسب درآمد نمایند.

مثال‌هایی از بازارهای معاملات قراردادهای آتی

برای مثال، اگر یک مزرعهٔ قهوه تمام دانه‌های قهوهٔ سبز خود را به مبلغ 8 دلار به‌ازای هر کیلوگرم به یک شرکت روستر به فروش برساند، و این شرکت روستر نیز قهوه روست شده را به‌ازای هر کیلوگرم 20 دلار به فروش برساند، و هر دوی‌ آن‌ها نیز از این قیمت‌ها سود ببرند؛‌ آن‌ها تمایل خواهند داشت تا این قیمت‌ها را در نرخی ثابت نگه دارند. سرمایه‌گذار قبول می‌کند که اگر قیمت قهوه به‌سطحی زیر سطح این نرخ برسد، او مابه‌التفاوت را به کشاورز پرداخت خواهد کرد.

اگر قیمت قهوه به‌سطحی بالاتر از سطح قیمتی کنونی برسد، سرمایه‌گذار سودهایی که کسب کرده است را نگه می‌دارد. برای شرکت روستر، اگر قیمت دانه‌های قهوهٔ سبز در سطحی بالاتر از سطح توافق شده برود، سرمایه‌گذار مابه‌التفاوت را به شرکت روستر  می‌پردازد و این شرکت دانه‌های قهوه را با نرخ از پیش تعیین‌شده دریافت خواهد کرد. اگر قیمت دانه‌های سبز قهوه از آنچه پیش‌تر توافق شده بود پایین‌تر باشد، شرکت روستر مبلغ از پیش تعیین‌شده را به کشاورز خواهد پرداخت. سرمایه‌گذار در این حالت کسب سود می‌نماید.

قراردادهای آتی چیست؟

قراردادهای آتی (Futures Contract)، قراردادهای مالی می‌باشند که طرفین را به مبادلهٔ یک دارایی با قیمتی از پیش تعیین‌شده و در تاریخ از پیش تعیین‌شده ملزم می‌کند. در اینجا، خریدار باید پرداخت را انجام دهد و فروشنده نیز باید دارایی پایه (underlying asset) را با قیمت از پیش تعیین‌شده به فروش برساند، بدون توجه به این که قیمت کنونی کالا در بازار کنونی چه مقدار می‌باشد.

دارایی‌های پایه شامل کالاهای فیزیکی و یا دیگر ابزارهای مالی می‌باشند. قراردادهای آتی، اطلاعات جزیی‌ای در مورد دارایی پایه را ذکر کردند و به‌منظور تسهیل مبلادلات در بازارهای مبادلات قراردادهای آتی، استاندارد شده‌اند. از قراردادهای آتی می‌توان به‌منظور معامله‌گری و یا محافظت از ارزش دارایی پایه (hedging) استفاده نمود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازار مبادلات قراردادهای آتی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازار مبادلات قراردادهای آتی چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • قراردادهای آتی، قراردادهای مالی هستند که خریدار را به پرداخت مبلغی برای خریداری دارایی پایه، و فروشنده را به فروش آن دارایی و به قیمت از پیش تعیین‌شده ملزم می‌کند.
  • یک قرارداد آتی به ‌سرمایه‌گذار این امکان را می‌دهد تا بتواند در جهت حرکت قیمت یک اوراق ‌بهادار، یک کالا، و یا یک ابزار مالی به ‌معامله‌گری بپردازد.
  • قراردادهای آتی به‌منظور محافظت از حرکات قیمتی دارایی پایه و به‌منظور جلوگیری از ضررهای غیرمطلوب احتمالی در صورت رخ دادن تغییرات قیمتی، مورد استفاده قرار می‌گیرند.

درک قراردادهای آتی

قراردادهای آتی، به ‌معامله‌گران این امکان را می‌دهند تا قیمت یک دارایی و یا یک کالا را در سطح مشخصی ثابت نگهدارند (قفل کنند – Lock). این قراردادها شامل یک تاریخ به‌عنوان تاریخ انقضا (expiration date) و هزینه‌ای نقدی (up frot) می‌شوند. قراردادهای آتی توسط ماهی که در آن به انقضایشان می‌رسند، شناخته می‌شوند. برای مثال، یک قرارداد آتی طلا در دسامبر، در ماه دسامبر منقضی می‌شود.

قراردادهای آتی چیست؟

واژهٔ آتی (futures) تمایل به نمایش وضعیت کلی بازار دارد. هرچند، انواع بسیار زیادی از قراردادهای آتی وجود دارند که می‌توان‌ از آن‌ها برای معامله استفاده کرد. این قراردادهای آتی شامل:

  1. قراردادهای آتی کالاها (Commodity Futures) مانند قراردادهای آتی نفت خام، گاز طبیعی، ذرت و گندم.
  2. قراردادهای آتی شاخص‌های سهام (Stock Index Futures) مانند قراردادهای آتی شاخص S&P 500
  3. قراردادهای آتی ارزها (Currency Futures) که شامل قراردادهای یورو اتحادیه اروپا (EUR) و پوند بریتانیا (British Pound – GBP) می‌باشند.
  4. قراردادهای آتی فلزات گرانبها (Precious Metal Futures) مانند قرارداد‌های طلا و نقره.
  5. قراردادهای آتی وزارت ‌خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا (U.S. Treasury Futures) برای اوراق قرضه و دیگر محصولات.

مهم است که تفاوت بین قراردادهای اختیار معامله (Option Contracts) و قراردادهای آتی (Futures Market) را بدانید. قراردادهای اختیار معامله به دارندهٔ این قراردادها این اختیار (و نه اجبار) را می‌دهد تا دارایی پایه را در تاریخ انقضا خریداری کند و یا به فروش برساند، در حالی که خریدار قرارداد آتی مجبور است که تمامی بندها و موارد ذکر شده در قرارداد را عملی سازد.

اوراق قرضه آتی چیست؟

مزایا و معایب قراردادهای آتی

مزایا:

  • ‌سرمایه‌گذار می‌تواند از قراردادهای آتی به‌منظور ‌معامله‌گری در جهت حرکت قیمت‌ دارایی پایه استفاده کند.
  • شرکت‌ها می‌توانند از قیمت مواد اولیه‌شان با استفاده از این قراردادها، در برابر نوسانات قیمتی محافظت کنند.
  • قراردادهای آتی ممکن است نیازمند پرداخت شدن بخشی از مبلغ کل قرارداد در ابتدای کار باشند.

معایب:

  • ‌سرمایه‌گذاران، در قراردادهای آتی با ریسک ضرری بیش از حد مارجین اولیه مواجه هستند زیرا قراردادهای آتی از ضریب اهرمی‌ (leverage) استفاده می‌کنند.
  • ‌سرمایه‌گذاری در قراردادهای آتی ممکن است باعث شود که شرکتی که با استفاده از این قراردادها به دنبال محافظت از تغییرات شدید قیمت‌ها می‌باشد، حرکات قیمتی مطلوبش را از دست بدهد. یعنی در صورت افزایش قیمت‌ها، نتواند محصولاتش را به قیمت‌های روز در بازار به فروش برساند.
  • مارجین‌ها می‌توانند یک شمشیر دو لبه باشند بدین معنی که‌ آن‌ها می‌توانند هم میزان سود را چند برابر کنند و هم بر مقادیر زیان به‌شدت بیفزایند.

استفاده کردن از قرارداد‌های آتی

بازار قراردادهای آتی معمولاً از ضرایب اهرمی بالا، استفاده می‌کنند. ضریب اهرمی‌ بدین معنی است که یک ‌معامله‌گر نیازی ندارد که در ابتدای معامله خود به میزان 100 درصد مبلغ ذکر شده در قرارداد را به معامله وارد کند. بلکه، کارگزار مبلغی را به‌عنوان مارجین اولیه از ‌معامله‌گر دریافت می‌کند، که کسری از ارزش کل قرارداد می‌باشد. این مقدار که توسط کارگزاری ‌نگهداری می‌شود بسته به‌اندازهٔ قرارداد، میزان اعتبار ‌سرمایه‌گذار، و همچنین قوانین و شرایط ذکر شده در کارگزاری متفاوت می‌باشند.

معامله‌گران قراردادهای آتی در محل انجام معاملات، تعیین می‌کنند که تحویل این قرارداد را به‌صورت تحویل فیزیکی انجام دهند و یا آن قرارداد را‌ بر مبنای پول نقد (cash settled) ببندند. یک شرکت ممکن است به یک قرارداد با تحویل فیزیکی ورود کند تا بتواند هزینهٔ مواد اولیهٔ مورد نیازش برای تولید کالاها را در سطحی ثابت نگهدارد. با این وجود، بیشتر قراردادهای آتی توسط ‌معامله‌گرانی بسته می‌شوند که قصد ‌معامله‌گری با استفاده از این قراردادها را دارند. این قرارداد‌ها به زیر قیمت خود به فروش می‌رسند و یا پس از فروش، تفاوت بین قیمت خرید و قیمت بسته شدت‌شان برای شناخت سود/ضرر، مورد استفاده قرار می‌گیرد، و این قراردادها بر پایهٔ پول نقد (cash settled) می‌باشند.

‌معامله‌گری قراردادهای آتی

یک قرارداد آتی به ‌معامله‌گر این اجازه را می‌دهد تا بتواند در جهت حرکت قیمتی کالا در بازار، به معامله بپردازد.

اگر ‌معامله‌گر یک قرارداد آتی را خریداری کرد و قیمت کالا نیز افزایش پیدا کرد، و این افزایش قیمت (نسبت به قیمت اصلی) تا تاریخ انقضای آن قرارداد پابرجا ماند، ‌معامله‌گر می‌تواند کسب سود کند. قبل از فرا رسیدن تاریخ انقضای قرارداد، می‌توان معاملهٔ خرید (long position) را با یک معاملهٔ فروش (sell position) برای یک مقدار یکسان در قیمت کنونی، بست.  تفاوت بین قیمت‌های این دو قرارداد، برابر با مبلغ پولی است که در حساب ‌معامله‌گر نزد کارگزاری وجود دارد، و هیچ کالای فیزیکی‌ای در این حالت جابه‌جا نخواهد شد. هرچند، معامله‌گر می‌تواند در صورتی که قیمت کالا پایین‌تر از قیمت مشخص شده در قرارداد آتی باشد، دچار ضرر گردد.

معامله‌گران می‌توانند از موقعیت‌های معاملاتی فروش (short or sell position)، در صورت پیش‌بینی افت قیمتی دارایی پایه استفاده نمایند. اگر قیمت‌ها کاهش پیدا کند، معامله‌گر از یک معامله با همان مقدار و در جهت عکس (offset) به‌منظور بستن موقعیت استفاده می‌کند. تفاوت بین دو مبلغ نیز در تاریخ انقضای این قراردادها مشخص خواهد شد. معامله‌گر در صورت حرکت قیمت دارایی پایه به سطحی پایین‌تر از سطح ذکرشده در قرارداد، سود خواهد کرد‌ و در صورت حرکت قیمت به سطحی بالاتر از سطح قیمتی ذکرشده در قرارداد، زیان شناسایی خواهد نمود.

مهم است به یاد داشته باشید که معامله کردن با مارجین این اجازه را به ‌معامله‌گر می‌دهد تا بتواند وارد معاملات بسیار بزرگ‌تری نسبت به موجودی حسابش در ‌کارگزاری شود. در نتیجه، ‌سرمایه‌گذاری با استفاده از مارجین‌ها می‌تواند سود را به مانند زیان چند برابر کند. یک ‌معامله‌گر را در نظر بگیرید که در ‌کارگزاری یک حساب با موجودی 5,000 دلار دارد و می‌خواهد یک معامله به مبلغ 50,000 دلار در نفت خام انجام دهد. اگر قیمت نفت در جهتی برخلاف جهت معامله او حرکت کند، او دچار ضرر خواهد شد و به‌سرعت مبلغ 5,000 دلار مارجین اولیه‌اش از دست خواهد داد. در این حالت، کارگزاری حساب شما را مارجین کال (margin call) می‌نماید. این بدین معنی است که ‌معامله‌گر نیاز دارد تا مبالغ اضافه‌ای به‌حسابش در ‌کارگزاری واریز کند تا بتواند ضررهای ایجادشده را جبران نماید.

حفاظت از دارایی پایه با استفاده از قراردادهای آتی

از قراردادهای آتی می‌توان به‌منظور حفاظت از قیمت یک دارایی پایه در برابر حرکات قیمتی استفاده کرد. در اینجا، هدف جلوگیری از ضرر در صورت تغییرات قیمت غیرمطلوب و نه کسب سود از طریق ‌معامله‌گری مدنظر می‌باشد. بسیاری از شرکت‌هایی که وارد معاملات آتی می‌شوند، قصد دارند از ارزش دارایی پایه‌شان حفاظت کنند.

برای مثال، یک کشاورز ذرت ممکن است محصولاتش را با قیمتی تعیین شده از اکنون، در آینده با استفاده از قراردادهای آتی به فروش برساند. با انجام این کار،‌ آن‌ها ریسک کاهش قیمت را از بین برده‌اند و حداقل کسب درآمد به مبلغ ثابتی را برای خود ضمانت کرده‌اند. اگر قیمت ذرت کاهش یابد، این شرکت براساس مبلغ توافق‌شدهٔ قبلی خود، دریافتی خواهد داشت و این قرارداد، باعث پوشش داده شدن تأثیر کاهش قیمت ذرت در بازار شد. با توجه به اینکه این سود و زیان‌ها جبران‌کنندهٔ یکدیگر می‌باشند، استفاده کردن مناسب از آن‌ها می‌تواند قیمت کالا را در سطح قیمتی مناسبی در بازار ثابت نگهدارد.

مقررات نظارتی بر قراردادهای آتی

بازارهای مبادلات قراردادهای آتی توسط کمیسیون مبادلات قراردادهای آتی (Commodity futures trading commission – CFTC) نظارت می‌شوند. کمیسیون معاملات قراردادهای آتی یک نهاد فدرال می‌باشد که توسط کنگرهٔ ایالات متحده آمریکا در سال 1974 به‌منظور ایجاد یکپارچگی در قیمت‌گذاری‌های بازارهای آتی تأسیس شد. از وظایف این کمیسیون می‌توان به جلوگیری از معاملات سوءِاستفاده‌کننده (Abuse trading practices)، کلاهبرداری (fraud)، و همچنین قانون‌گذاری برای شرکت‌های ‌کارگزاری که در معاملات قراردادهای آتی درگیر می‌باشند، اشاره کرد.

انتخاب یک ‌کارگزاری قراردادهای آتی

‌سرمایه‌گذاری در قراردادهای آتی و یا هرگونه ابزار مالی دیگر نیازمند استفاده از یک ‌کارگزاری می‌باشد. کارگزارهای بورس دسترسی به بورس‌ها و بازارهای مبادلاتی را فراهم می‌کنند و با استفاده از‌ آن‌ها، امکان انجام ‌سرمایه‌گذاری وجود دارد. پیدا کردن یک کارگزاری مناسب و همچنین، یافتن سرمایه‌گذاری‌‌ای که هم‌خوان با نیاز‌های شما باشد می‌تواند پروسه‌ای پیچیده باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بورس می‌توانید از مطلب آموزشی «بورس چیست؟» دیدن نمایید.

مثال‌هایی واقعی از قراردادهای معاملات آتی

معامله‌گری را در نظر بگیرید که قصد دارد تا با ورود به قراردادهای آتی نفت در ماه می، با این انتظار که قیمت نفت در پایان سال در سطحی بالاتر از سطح این قرارداد معامله خواهد شد، به معامله‌گری بپردازد. قراردادهای آتی نفت خام در ماه دسامبر در سطح قیمتی 50 دلاری معامله می‌شوند و معامله‌گر قرارداد را در این سطح قیمتی قفل می‌کند.

از آن جایی که نفت در واحدهای 1,000 بشکه‌ای معامله می‌شود، ‌سرمایه‌گذار در حال حاضر یک موقعیتِ معاملاتی باارزش 50,000 دلار نفت خام (1000×50 = 50,000) دارد. با این حال، ‌معامله‌گر برای ورود به این معامله تنها نیاز به پرداخت کسری از این مبلغ را به‌عنوان سپرده نزد کارگزاری‌اش دارد.

از ماه می ‌تا دسامبر، قیمت نفت و به تبع آن قیمت قرارداد آتی نفت خام دچار نوساناتی می‌شود. اگر حرکات قیمتی نفت بسیار نوسانی باشد، ممکن است ‌کارگزاری طلب مقدار پول بیشتری را از ‌سرمایه‌گذار کند، هزینه‌ای که تحت عنوان هزینهٔ مارجین نگهداری (maintenance margin) شناخته می‌شود.

در ماه دسامبر، با نزدیک شدن قرارداد به تاریخ انقضایش (که به‌طور معمول سومین جمعهٔ ماه معین شده می‌باشد.)  قیمت نفت خام به سطح قیمتی 65 دلار رسیده است، و ‌معامله‌گر قراردادهای اصلی‌اش را می‌فروشد تا از موقعیت معاملاتی خارج شود. او تفاوت قیمتی به‌وجود آمده را به‌صورت پول نقد دریافت می‌کند، و می‌تواند مبلغ 15,000 دلار، بدون در نظر گرفتن هزینه‌ها و کمیسیون ‌کارگزاری به‌صورت خالص دریافت کند. (15,000$ = 1000 * 15$ , 15$ = 50$ – 65$)

‌هرچند، اگر قیمت نفت به‌سطح قیمتی 40 دلاری افت کند، ‌سرمایه‌گذار در این حالت 10,000 دلار زیان کرده است. (10,000$ – = 1000 * 10$ – , 10$ – = 50$ – 40$)

بازار مبادلات ارزهای خارجی (فارکس) چیست؟

بازار فارکس (Forex – FX) بازاری است که در آن یک ارز به‌ازای ارز دیگر مورد مبادله قرار می‌گیرد. برای مثال، شما می‌توانید دلار آمریکا را به یورو تبدیل کنید. مبادلات بازار مبادله ارز خارجی در بازاری با همین نام، که همچنین بازار فارکس نیز شناخته می‌شود انجام می‌گیرد.

بازار فارکس بزرگ‌ترین و نقدینه‌ترین بازار در سراسر جهان می‌باشد که روزانه معاملاتی برابر با هزاران میلیارد دلار دارد. این بازار هیچ‌گونه مرکزی ندارد و بیش‌تر یک شبکه از بانک‌ها، کارگزاری‌ها، مؤسسات، و همچنین معامله‌گران منفرد (که بیشترشان از طریق کارگزاری‌ها و یا بانک‌ها معامله می‌کنند) می‌شود.

نکات کلیدی:

  • بازار مبادلات ارز خارجی یا فارکس (Foreign Exchange – Forex) یک بازار بین‌المللی جهت تبدیل و مبادلهٔ ارزهای ملی کشورها به یکدیگر می‌باشند.
  • بازار مبادلات ارز خارجی به‌عنوان بزرگ‌ترین بازار اوراق بهادار با توجه به ارزشش شناخته می‌شود، که روزانه بیش از هزاران میلیارد دلار در آن مبادله می‌گردد.
  • بازار مبادلات ارز خارجی این ارزها را به‌صورت جفت ارز معامله می‌کند و قیمت آن‌ها در برابر یکدیگر می‌سنجد.
  • بازارهای آتی و سلف، راه دیگری برای مشارکت در بازار مبادلات ارز خارجی می‌باشند.

بازار مبادلات قراردادهای آتی چیست؟

بازار مبادلات ارز خارجی چگونه کار می‌کند؟

بازار فارکس، ارزش جفت‌ارزها را با نرخی تحت عنوان نرخ مبادله‌ای تعیین می‌کند، و این کار را برای بیش‌تر ارزها انجام می‌دهد. بازار مبادلات ارز خارجی می‌تواند به سادگیِ تبدیل کردن یک ارز به ارزی دیگر در یک بانک محلی عمل کند. این بازار می‌تواند همچنین شامل معامله‌گری ارزهای کشورها با یکدیگر در بازار مبادلات ارز خارجی باشد. برای مثال، یک معامله‌گر پیش‌بینی می‌کند که یک بانک مرکزی سیاست‌های پولی را آسان‌تر یا سخت‌تر خواهد نمود و در ‌نتیجه ‌این ارز در برابر ارزی دیگر قدرتمندتر یا ضعیف‌تر خواهد شد.

بازار مبادلات ارزهای خارجی (فارکس) چیست؟

در حین مبادله کردن ارزها، می‌بینید که آن‌ها به‌صورت جفت‌ارز لیست ‌شده‌اند. مانند دلار آمریکا به دلار کانادا (USD/CAD)، یورو به دلار آمریکا (EUR/USD)، و یا دلار آمریکا به ین ژاپن (USD/JPY). این علامت‌گذاری‌ها برای مثال، نشان می‌دهند که دلار آمریکا (USD) در برابر دلار کانادا (CAD) ارزشیابی می‌شود، و یا یورو (EUR) در برابر دلار آمریکا (USD) و همچنین دلار آمریکا (USD) در برابر ین ژاپن (JPY) قرار می‌گیرد.

یورودلار چیست؟

همچنین در کنار این جفت ارزها می‌توانیم نسبت قیمت آن‌ها را مشاهده کنیم، برای مثال 1.2569 را در نظر داشته باشید. اگر این قیمت در کنار نام جفت ارز دلار آمریکا به دلار کانادا قرار گرفته باشد بدین معنی است که به‌ازای هر یک دلار آمریکا نیازمند پرداخت 1.2569 دلار کانادایی می‌باشیم. اگر قیمت‌ها تا 1.3336 افزایش یابند، حال باید به‌ازای هر یک دلار آمریکا، 1.3336 دلار کانادا بپردازیم. زیرا در این حین، ارزش دلار آمریکا افزایش یافته و همچنین دلار کانادا افت ارزش داشته است و می‌توانیم این را از افزایش مقدار دلار کانادایی مورد نیاز برای خرید یک دلار آمریکا دریابیم.

در بازار فارکس ارزها به‌صورت لات (Lot) مبادله می‌شوند، که این لات‌ها شامل درجات مختلفی مانند میکرو لات (Micro Lot) برابر 1000 واحد ارز می‌باشد، مینی لات (Mini Lot) برابر 10,000 واحد ارز می‌باشد و لات استاندارد (Standard Lot) برابر 100,000 واحد ارز می‌باشد. (توضیح: یک لات استاندارد متشکل از 100,000 واحد از ارز می‌باشد. اگر در حال معامله با دلار آمریکا باشید، یک لات استاندارد برابر با 100,000 دلار می‌شود.) زمانی که در بازار فارکس مبادله می‌کنید، می‌توانید مبادلات‌تان را به‌صورت بلوک‌هایی از ارز انجام دهید و شما می‌توانید به هر تعدادی از این بلوک‌ها که می‌خواهید مبادله را انجام دهید. برای مثال، شما می‌توانید 7 میکرو لات (7,000) و یا 3 مینی لات (30,000) و یا 75 لات استاندارد (7,500,000) را معامله نمایید.

اندازهٔ بازار فارکس (foreign exchange size of market)

«بازار فارکس» به چند دلیل «بی‌همتا» می‌باشد، که دلیل اصلی آن نیز اندازهٔ بزرگ این بازار می‌باشد. حجم معاملات (Trading Volume) در بازار فارکس بسیار زیاد می‌باشد. برای مثال، براساس گزارشات BIS (بانک تبادلات بین‌المللی)، در ماه آوریل سال 2019، معامله در بازارهای فارکس به‌صورت روزانه حجمی ‌حدود 6.6 هزار میلیارد دلار داشته است.

بزرگ‌ترین مراکز معاملاتی در جهان شامل بازارهای لندن، نیویورک، سنگاپور و بازار توکیو می‌باشد.

معامله‌گری در بازار فارکس

این بازارها به‌صورت 24 ساعته، و به مدت 5 روز در هفته در تمامی ‌مراکز مالی مهم در سراسر دنیا فعال می‌باشند. این بدان معنی است که شما می‌توانید در هر زمانی از روز به خرید و فروش ارزها بپردازید.

بازار فارکس دقیقاً یک فروشگاه چندمنظوره (one – stop shop) نمی‌باشد. مکان‌های متفاوت و متنوعی وجود دارد که یک سرمایه‌گذار می‌تواند دستور معاملاتی‌اش را از طریق آن‌ها در بازارهای فارکس به اجرا بگذارد. شما می‌توانید از دلال‌ها و یا مراکز مالی مختلفی که خودشان از این شبکهٔ الکترونیکی میزبانی می‌کنند، استفاده کنید.

از دیدگاه تاریخی، بازارهای فارکس زمانی یک ایده برای دولت‌ها، شرکت‌های بزرگ و همچنین صندوق‌های سرمایه‌گذاری پوشش ریسک بوده است. اما در دنیای امروزی، معامله کردن ارزها به‌سادگیِ یک کلید ماوس، انجام می‌شود. بدین ترتیب، مشکل دسترسی از بین رفته است و بنابراین همهٔ افراد می‌توانند این کار را انجام دهند. در واقع، بسیاری از مؤسسات و شرکت‌های سرمایه‌گذاری به شما این امکان را می‌دهند تا حسابی در آنجا باز کنید و به معاملهٔ ارزهایتان به هر شکلی که می‌خواهید و در هر زمانی بپردازید.

زمانی که شما به معامله در بازار فارکس می‌پردازید، شما در واقع در حال خرید و یا فروش ارزهای یک کشور می‌باشید. اما در واقع هیچ تبادل فیزیکی پولی از شخصی به شخص دیگر وجود ندارد. این برخلاف چیزی است که در یک صرافی واقعی اتفاق می‌افتد. در نظر بگیرید که یک توریست در حال بازدید از میدان تایمز در شهر نیویورک می‌باشد. او از ژاپن آمده است و می‌خواهد ین خود را (که پولی فیزیکی می‌باشد) به دلار واقعی تبدیل کند. و او احتمالاً به‌خاطر این تبدیل مبلغی را به‌عنوان کمیسیون باید پرداخت کند و پس از آن، او می‌تواند این دلارها را در ادامه سفرش خرج کند.

اما در دنیای بازارهای الکترونیکی، معامله‌گران معمولاً وارد یک معامله در یک ارز خاص می‌شوند، به این امید که شاهد یک روند صعودی و قدرتمند در ارز باشند (و یا شاهد روند نزولی اگر که وارد معاملاتی فروش ‌شده‌اند) تا بتوانند به سودی دست یابند.

تفاوت‌ها در بازارهای فارکس

تفاوت‌های بنیادی بین بازار مبادلات ارز خارجی و دیگر بازارها وجود دارد. اول از همه، باید در نظر داشته باشیم که این بازارها قوانین کمتری نسبت به دیگر بازارها دارند، که این به سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهد تا در قید و بند قوانین نظارتی اعمال شده در بازارهای سهام، معاملات آتی و همچنین بازارهای قراردادهای اختیار معامله نباشند. این بدین معنی است که هیچ شرکت تهاتری (Clearinghouse) و هیچ نهادی قابلیت نظارت بر بازار فارکس را ندارد.

قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) چیست؟

دوم، از آنجایی که معامله‌گران دیگر در یک بورس سنتی معامله نمی‌کنند، شما کمیسیون‌هایی مشابه با بازارهای دیگر را در اینجا مشاهده نخواهید کرد. همچنین، هیچ‌گونه قطع جریانی بین زمانی که شما می‌توانید و زمانی که امکان معامله کردن را ندارید وجود ندارد. زیرا که بازار به صورت 24 ساعته در شبانه روز باز می‌باشد و شما می‌توانید در هر زمانی از روز معامله‌تان را انجام دهید. در نهایت، به دلیل نقدینه بودن بالای این بازار، شما می‌توانید در هر زمانی که می‌خواهید وارد یک معامله شوید و یا از آن‌ها خارج شوید.

بازار معاملات نقدی (the spot market)

نقد شدن بیش‌تر ارزها به مدت 2 روز تجاری زمان می‌برد و تنها مورد مستثنی، جفت‌ارز دلار آمریکا در برابر دلار کانادا می‌باشد (USD/CAD)، که تنها در یک روز معاملاتی نقد می‌شود. بقیه جفت‌ارزها در 2 روز معاملاتی نقد می‌شوند. همچنین در زمان‌هایی که چند تعطیلی پشت سر هم قرار دارند، مانند روز ایستر (Easter) و یا کریسمس، مبادلات نقدی می‌تواند تا 6 روز به‌طور بیانجامد. قیمت براساس تاریخ مبادله تعیین می‌شود، اما مقدار پولی که پرداخت می‌شود براساس ارزش روز خواهد بود.

دلار آمریکا فعال‌ترین ارز مبادله شده در این بازار می‌باشد. معمول‌ترین جفت ارزها نیز دلار آمریکا در برابر یوروی اتحادیه اروپا (EUR)، دلار آمریکا در برابر ین ژاپن (USD/JPY)، دلار آمریکا در برابر پوند بریتانیا (USD/GBP) و دلار آمریکا در برابر فرانک سوئیس (USD/CHF) می‌باشد. مبادلهٔ جفت‌ارزهایی که دلار آمریکا یک طرفشان قرار ندارد، به‌عنوان Crosses شناخته می‌شود. دو مورد از مشهورترین انواع این مبادلات، یورو در برابر پوند بریتانیا (EUR/GBP) و یورو در برابر ین ژاپن (EUR/JPY) می‌باشند.

بازارهای معاملات نقدی می‌توانند بسیار نوسانی باشند. حرکت قیمت‌ها در کوتاه‌مدت توسط معامله‌گری تکنیکال تعیین می‌شود، که بر روی جهت حرکت و سرعت حرکت روند قیمتی توجه دارد. بیش‌تر معامله‌گرانی که بر روی جنبهٔ تکنیکال توجه می‌کنند به‌عنوان چارتیست (Chartist) نیز شناخته می‌شوند. حرکات بلندمدت ارزها توسط عوامل بنیادی (فاندامنتالی) مانند تغییرات نرخ بهره و یا رشد اقتصادی انجام می‌گردد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال می‌توانید از مطلب آموزشی «تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال چیست؟» دیدن نمایید.

بازار معاملات سلفی (The Forward Market)

یک معاملهٔ سلفی (forward trade) به هرگونه معامله‌ای گفته می‌شود که در هر ‌لحظه‌ای جلوتر از حال قرار می‌گیرد. قیمت سلفی (forward Price) نیز ‌ترکیبی از قیمت حال حاضر (spot rate) به‌علاوه و یا منهای عددی می‌باشد که نشان‌دهندهٔ تغییرات در نرخ بهره بین دو ارز می‌باشد. بیش‌تر این مبادلات تاریخ انقضای کمتر از یک سال دارند و بیش‌تر از آن نیز ممکن نمی‌باشد. مانند معاملات نقدی، قیمت براساس تاریخ مبادله تعیین می‌شود، اما مبلغ پول در تاریخ انقضا معامله خواهد شد.

یک قرارداد سلفی (forward contract) نوعی از قرارداد به‌شمار می‌آید که در این قراردادها، نیازمند طرفین مقابل می‌باشیم. این قراردادها می‌توانند به هر میزانی و در هر تاریخی (به غیر از تعطیلات و یا روزهای آخر هفته در هر یک از این کشورها) بسته شوند.

بازار معاملات آتی (The Futures Market)

معاملات آتی شبیه به معاملات سلفی می‌باشند که در آن‌ها، تسویه در زمانی پس از انجام معاملهٔ کنونی انجام خواهد گرفت. اما این قراردادها با توجه به اندازهٔ استاندارد و همچنین تاریخ‌های تعیین‌شده در بازارهای مبادلات کالا انجام می‌شوند. در اینجا بازار مبادلاتی (بورس مربوطه) به‌عنوان طرف معامله، عمل می‌کند.

بورس چیست؟

مثال‌هایی از بازار فارکس

یک معامله‌گر بر این باور است که بانک مرکزی اروپایی (European Central Bank – CB) در پی آسان‌تر کردن سیاست‌های پولیش در طی ماه‌های آینده به دلیل افت رشد اقتصادی در محدودهٔ یورو می‌باشد. در نتیجه، این معامله‌گر پیش‌بینی می‌کند که ارزش یورو در برابر دلار آمریکا افت خواهد کرد و وارد معاملهٔ فروش 100,000 یورویی (برابر 1 لات استاندارد) با نرخ تبدیل 1.15 می‌شود. در طی هفته‌های بعدی بانک مرکزی اتحادیهٔ اروپا سیگنال‌هایی مبنی بر اعمال سهولت بیش‌تر در سیاست‌های پولیش را نشان می‌دهد. این خود باعث می‌شود که نرخ تبدیل برای یورو در برابر دلار به عدد 1.10 افت کند. که این خود موجب سود 5,000 دلاری برای معامله‌گر خواهد شد.

با ورود به موقعیت معاملاتی فروش 100,000 یورویی، این معامله‌گر توانست با یک فروش کوتاه‌مدت، 115,000 دلار کسب کند. زمانی که یورو سقوط کند، و معامله‌گر معاملهٔ فروشش را پوشش دهد، خرید دوبارهٔ این ارز برای معامله‌گر تنها 110,000 دلار هزینه دربر خواهد داشت. تفاوت بین پول دریافت‌شده در یک فروش کوتاه‌مدت و پول پرداخت شده به منظور خرید سود را می‌سازند. اما اگر یورو در برابر دلار آمریکا قدرت می‌گرفت، معاملهٔ ذکر شده ‌نتیجه‌ای جز ضرر نداشت.

پول بدون پشتوانه یا پول سنتی چیست؟

پول بدون پشتوانه یا پول دولتی یا پول تک نرخ یا پول سنتی و رایج (Fiat money) ارزی است که توسط دولت‌ها منتشر می‌شود و توسط هیچ دارایی فیزیکی پشتیبانی نمی‌گردد. از این دارایی‌های فیزیکی می‌توان به طلا و یا نقره اشاره کرد. بلکه این ارزها توسط دولتی که ‌آن‌ها را منتشر کرده است پشتیبانی می‌شود. ارزش پول سنتی از رابطهٔ بین عرضه و تقاضا و همچنین نرخ ثابت انتشار این پول توسط دولت، نسبت به ارزش دارایی‌هایی که از آن پشتیبانی می‌کنند تعیین می‌شود. اسکناس‌های مدرن همگی جزو پول‌های سنتی هستند، از این اسکناس‌ها می‌توان به دلار آمریکا، یوروی اتحادیهٔ اروپا و دیگر ارزهای معتبر جهانی اشاره کرد.

نکات کلیدی:

  • پول سنتی نوعی ارز است که توسط دولت‌ها منتشر می‌شود و توسط هیچ نوع کالایی مانند طلا پشتیبانی نمی‌گردد.
  • پول سنتی به بانک‌های مرکزی کنترل بیشتری بر روی اقتصاد می‌دهد زیرا که ‌آن‌ها می‌توانند میزان پولی که چاپ شده است را کنترل نمایند.
  • بیشتر اسکناس‌های امروزی، مانند دلار آمریکا، از نوع پول‌های سنتی به‌شمار می‌آید.
  • یک خطر در مورد پول‌های سنتی این است که در صورت چاپ شدن بیش از اندازه ‌آن‌ها توسط دولت، امکان رخ دادن ابر تورم‌ها (Hyperinflation) وجود دارد.

پول‌های سنتی چگونه کار می‌کنند؟

پول‌های سنتی دارای ارزش می‌باشند زیرا که دولت‌ها ارزش ‌آن‌ها را حفظ می‌کنند، و یا به این دلیل که دو طرف قرارداد برای انجام یک معامله بر روی ارزش آن توافق دارند. به‌طور تاریخی، دولت‌ها سکه‌ها را از دارایی‌های با ارزش فیزیکی مانند طلا و یا نقره ضرب می‌کردند، و یا پول‌هایی را چاپ می‌کردند که به‌ازای ‌آن‌ها مقادیری از پشتوانهٔ کالاهای فیزیکی قرار داشت. پول‌های سنتی غیرقابل تبدیل بوده و قابلیت بازخرید نیز ندارند. کلمه (fiat) از واژه‌ای لاتین آمده و به معنی (اجازه دهید انجام شود – let it be done) می‌باشد.

پول بدون پشتوانه یا پول سنتی چیست؟

به دلیل اینکه پول‌های سنتی به‌هیچ منبع فیزیکی متصل نیستند – که از این منبع فیزیکی می‌توان به یک انبار ملی از طلا و یا نقره اشاره کرد – ریسک از دست رفتن ارزش ‌آن‌ها به دلیل تورم و یا حتی به دلیل رخ دادن اتفاقاتی مانند ابر تورم‌ها وجود دارد. اگر مردم اعتقاد خود را به ارز ملی کشورشان از دست دهند، این ارز دیگر دارای ارزشی نخواهد بود. این نقطه تفاوت آن با پول‌هایی است که توسط کالاهایی مانند طلا پشتیبانی می‌شوند. برای مثال، ارزش ذاتی طلا به علت تقاضای بالا برای آن در صنایع جواهرسازی، دکوراسیون، و همچنین کارخانه‌های تولید دستگاه‌های الکترونیکی، کامپیوترها و صنایع هوا فضا می‌باشد.

موارد مهمی که باید در مورد پول‌های سنتی در نظر داشته باشید

دلار آمریکا به‌عنوان یک پول سنتی و هم به‌عنوان یک پول قانونی، شناخته می‌شود که برای پرداخت خصوصی و عمومی مورد قبول واقع می‌شود. پول قانونی اساساً به هر ارزی گفته می‌شود که دولت آن را قانونی اعلام می‌کند. بسیاری از دولت‌ها ارزهای سنتی را صادر کرده، سپس ‌آن‌ها را به‌عنوان پول قانونی از طریق قرار دادن استانداردی برای بازپرداخت بدهی‌ها اعلام می‌دارند.

در تاریخ ایالات متحده آمریکا، ارز این کشور توسط طلا و در برخی از موارد نقره، پشتیبانی می‌شد. دولت فدرال مبادلهٔ دلار به‌ازای طلای دولت را در نتیجهٔ تصویب قانون فوری بانکداری در سال 1933 ممنوع کرد. استاندارد طلا (gold standard)، که ارز دولت آمریکا را با طلاهای فدرال پشتیبانی می‌کرد، به‌طور کامل در سال 1971 و در زمانی که دولت آمریکا صدور طلا به دولت‌های خارجی به‌ازای ارز دولتی را کنار گذاشت، کاملاً خاتمه یافت.

از آن زمان، دلار آمریکا توسط «ایمان کامل و اعتبار – full faith and credit» دولت ایالات متحده آمریکا به‌عنوان «پول قانونی جهت پرداخت تمامی‌بدهی‌ها، اعم از عمومی ‌و خصوصی» اما نه «قابل بازخرید توسط خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا و یا هیچ بانک مرکزی» پشتیبانی می‌شود. تمامی ‌اینها به‌صورت پرینت شده بر روی اسکناس‌های دلار وجود دارند. در این حالت، دلار در حال حاضر به‌عنوان یک «پول قانونی – legal tender» شناخته می‌شود، تا اینکه یک پول «مشروع – Legal tender» باشد که می‌تواند برای مبادله شدن با طلا، نقره و یا هر کالای دیگر مورد استفاده قرار گیرد.

مزایا و معایب پول‌های سنتی

مزایا:

  • پول سنتی می‌تواند به‌عنوان یک ارز خوب خدمت کند اگر قوانینی که یک کشور در مورد واحدهای پولیش در نظر گرفته است را رعایت کند. ارزش ذخیره‌سازی، و همچنین آسان کردن مبادلات از جمله این قوانین هستند. همچنین این پول‌ها دارای حق‌الضرب (seigniorage)‌ ویژه‌ای نیز هستند.
  • پول‌های سنتی در قرن بیستم امتیازهایی را به‌دست آوردند زیرا دولت‌ها و بانک‌های مرکزی می‌خواستند تا اقتصاد خود را از بدترین تأثیرات چرخه‌های کسب‌وکاری محفوظ نگه دارند. از آنجایی که پول‌های سنتی به‌مانند طلا یک منبع کمیاب با اندازهٔ مشخص نیستند، بانک‌های مرکزی می‌توانند کنترل بسیار بیشتری بر روی میزان عرضهٔ ‌آن‌ها داشته باشند که به ‌آن‌ها این قدرت را می‌دهد تا بتوانند متغیرهای اقتصادی مانند عرضهٔ پول را در کنار نقدینگی، نرخ‌های بهره و همچنین شتاب پولی کنترل کنند. برای مثال، فدرال رزرو ایالات متحده آمریکا حکمی ‌دوگانه در خصوص پایین نگه‌داشتنِ نرخ بیکاری و نرخ تورم دارد.

معایب:

  • بحران رهن سال 2007 (mortgage crisis of 2007) و همچنین سقوط مالی رخ داده پس از آن، این ایده را تغییر داد که بانک‌های مرکزی نمی‌توانند لزوماً از وقوع کسادی و رکود در بازار با نظارت بر میزان عرضهٔ پول جلوگیری کنند. برای مثال، ارزی که به طلا وابسته باشد معمولاً با ثبات‌تر از پول‌های سنتی می‌باشد زیرا مقدار عرضه طلا همواره محدود می‌باشد. در زمان استفاده از پول‌های سنتی به علت عرضه نامحدود ‌آن‌ها، امکان وقوع حباب‌های اقتصادی بیشتری وجود خواهد داشت.

مثال‌هایی از پول‌های سنتی

کشور آفریقایی زیمبابوه را می‌توان به‌عنوان بدترین مثال در این زمینه در اوایل دههٔ اول هزارهٔ جدید در نظر بگیریم. در پاسخ به مشکلات شدید اقتصادی، بانک مرکزی این کشور شروع به چاپ کردن با سرعتی بسیار بالا کرد. که این خود منجر به رخ دادن یک ابرتورم شد. ابرتورمی‌ که تا حدود 230 تا 500 میلیارد درصد در سال 2008 پیش رفت. قیمت‌ها به‌طور دائمی ‌رشد کرده و خریداران مجبور بودند تا کیسه‌های پول را برای خرید یک گیره کاغذ ساده با خود حمل کنند. در دوران اوج این بحران، یک هزار میلیارد دلار زیمبابوه‌ای تنها ارزشی برابر با چهل سنت از دلار آمریکا را داشت.

چاقوی در حال سقوط در تحلیل تکنیکال چیست؟

چاقوی در حال سقوط (Falling knife) یک اصطلاح محاوره‌ای است که برای سقوط شدید قیمت‌های یک سهم در بازار به‌کار می‌رود. این اصطلاح معمولاً در عباراتی مانند (تلاشی برای گرفتن چاقوی در حال سقوط نکن – don’t try to catch a falling knife) استفاده می‌شود که می‌تواند به‌معنی «تا رسیدن قیمت به انتهایش صبر کن و سپس وارد معاملهٔ خرید شو» باشد. یک چاقوی در حال سقوط می‌تواند به‌سرعت به‌حالت قبلی خود برگردد – که در این حالت اصطلاحاً به آن اَرّه گفته می‌شود (Whipsaw)- و یا قیمت سهم می‌تواند تمامی ارزش خود را از دست بدهد که در این حالت به آن ورشکستگی (Bankruptcy) گفته می‌شود.

نکات مهم:

  • چاقوی در حال سقوط اشاره به یک افت شدید با شیب تند در بازار دارد، که دارای هیچ ویژگی‌ای و یا مدت زمانی نمی‌باشد.
  • از اصطلاح چاقوی در حال سقوط معمولاً استفاده می‌شود تا به‌عنوان هشداری جهت عدم ورود به بازار در چنین شرایطی استفاده ‌شود.
  • ‌معامله‌گران می‌توانند در حین وقوع چاقوی‌های در حال سقوط نیز معامله کنند، اما معمولاً وارد معاملات فروش می‌شوند و از اندیکاتورهای تکنیکال برای زمان‌بندی معاملات‌شان استفاده می‌کنند.

چاقوی در حال سقوط چه چیزهایی را به شما می‌گوید؟

واژهٔ چاقوی در حال سقوط به ما می‌گوید که خرید در بازاری با شتاب نزولی شدید می‌تواند بسیار خطرناک باشد، به‌مانند آنکه سعی کنید چاقویی که در حال افتادن است را با دستان خود بگیرید. در عمل، امکان کسب سودهای زیادی از حالت چاقوی در حال سقوط در بازار وجود دارد. اگر زمان‌بندی‌ها به‌صورت عالی انجام شوند، یک ‌معامله‌گر که در انتهای این روند نزولی خرید را انجام دهد می‌تواند شاهد سود چشم‌گیری در حین ترمیم قیمت‌ها باشد. همچنین، ورود به یک موقعیت معاملاتی فروش در حین سقوط قیمت و خروج از آن پیش از ترمیم قیمتی می‌تواند حرکتی سودده باشد. علاوه بر این، حتی سرمایه‌گذارانی که از استراتژی خرید و نگهداری (Buy and hold Strategy) استفاده می‌کنند می‌توانند از حالت چاقوی سقوط کرده در بازار به‌عنوان یک موقعیت خرید استفاده کنند، به‌خصوص اگر آنها سهمی‌ را با دیدگاه بنیادی در نظر داشته‌اند.

با این وجود، ریسک بسیار زیادی در این حالت وجود دارد، به‌خصوص اگر زمان‌بندی‌های شما اشتباه باشد و یا بازار در جهت مدنظرتان ادامه نیابد. به‌جای تلاش برای گرفتن چاقوی در حال افتادن ‌معامله‌گران باید به دنبال تأییدیهٔ بازگشت روندی با استفاده از اندیکاتورهای تکنیکال و الگوهای نموداری باشند.

قرارداد هوشمند چیست؟

یک مثال از این تأییدیه‌ها می‌تواند به‌سادگی صبر کردن در مدت چند روز برای یک شتاب صعودی در روند باشد. در این حالت می‌توان از اندیکاتور شاخص قدرت نسبی (Relative strength Index – RSI) به‌عنوان نشان‌دهندهٔ روندهای قدرتمندتر پیش از خرید و ورود به روند جدید استفاده نمود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اندیکاتور شاخص قدرت نسبی می‌توانید از مطلب آموزشی «اندیکاتور شاخص قدرت نسبی چیست؟» دیدن نمایید.

چگونه از حالت چاقوی در حال افتادن در بازار استفاده کنیم؟

همان طور که اشاره شد، راه‌هایی برای کسب سود از حالت چاقوی در حال سقوط در بازار وجود دارد. بسیاری از تلاش‌های ‌معامله‌گری در این حالت به فاکتور زمان حساس بوده و نیازمند ابزارهای بیشتری نسبت به شناسایی یک افت شدید ساده در بازار می‌باشد. هر چند، دلایل بنیادی نیز می‌تواند در پس این افت شدید قیمتی وجود داشته باشند.

دلایل احتمالی زیادی برای رخ دادن حالت چاقوی در حال سقوط وجود دارد، که این دلایل شامل:

گزارش درآمدها – Earning report: شرکت‌هایی که گزارش درآمد خود را منتشر می‌کنند معمولاً با یک نقطه سوئینگ نوسانی (Volatile Swings) مواجه می‌شوند. اگر این نتایج مالی پایین‌تر از حد انتظار باشند، قیمت سهام می‌تواند دچار یک حالت چاقوی در حال سقوط شود تا زمانی که بازار به یک حالت تعادل در آن سهم برسد.

گزارشات اقتصاد – Economic reports: شاخص‌های مهم بازار معمولاً توسط گزارشات اقتصادی مانند، نرخ بیکاری یا ملاقات‌های کمیته بازارهای باز فدرال تحت تأثیر قرار می‌گیرند. اگر نتیجهٔ این گزارشات منفی باشد، قیمت سهام‌ها می‌تواند در پاسخ حرکتی شدید و روبه‌پایین داشته باشند.

شکست‌های تکنیکالی – Technical Breakdown: برخی از این چاقوهای در حال سقوط در نتیجهٔ رفتارهای نموداری تکنیکالی، بیشتر از رفتارهای فاندامنتالی رخ می‌دهند. اگر قیمت یک سهم به سطحی پایین‌تر سطوح حمایتی کلیدی خود برسد، در این حالت قیمت می‌تواند با سرعت به سمت پایین حرکت کرده و به دنبال یافتن یک سطح حمایتی جدید باشد.

زوال بنیادی – Fundamental Deterioration: این در حالتی رخ می‌دهد که شرکت‌هایی که سهام آنها عرضه شده است یکی از معیارهای عملکرد کلیدی خود مانند میزان فروش، میزان درآمد و نظایر آن را از دست می‌دهد. این موضوع همچنین زمانی رخ می‌دهد که این شرکت‌ها عملکردی حیله‌گرانه و جعلی داشته باشند و یا در حال نقد شدن در رسانه‌ها باشند.

اگر حالاتی که باعث ورود نمودار سهم به حالت چاقوی در حال سقوط شدن، موقتی باشند و یا میزان استفادهٔ سرمایه‌گذاران از استراتژی خرید و نگهداری را برای سرمایه‌گذاری تغییری ندهند، می‌توانیم به این حالت چاقوی در حال سقوط به‌عنوان یک فرصت خرید نگاه کنیم. برای ‌معامله‌گران و کسانی که در تایم فریم‌های پایین‌تر کار می‌کنند، زمان‌بندی جهت پیدا کردن معاملات صعودی به‌شیوهٔ صحیح، کاری سخت می‌باشد.

مثال‌هایی از یک چاقوی در حال سقوط

نمودار زیر نشان‌دهندهٔ مثالی از چاقوی در حال سقوط است و همچنین خطر تلاش برای پیش‌بینی کردن کف قیمتی را به ما نشان می‌دهد.

چاقوی در حال سقوط در بازار
چاقوی در حال سقوط در بازار، منبع: Investopedia

قیمت سهام پس از عبور از حد میانگین متحرک پنجاه روزه خود دچار الگوی چاقوی در حال سقوط شده‌اند. ‌معامله‌گران سعی کردند که چاقوی در حال سقوط را در هوا بگیرند، در سطح 8.5 دلاری خریدند، زمانی که بهبود اندکی از فشار فروش رخ داده بود، اما آنها پول خود را با حرکت قیمت سهم به سطحی در حدود شش دلار از دست دادند. ‌معامله‌گرانی که منتظر تأییدیه ماندند توانستند از حرکت قیمتی سهم بین 6 تا 10 دلار در ماه آینده سود کسب کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد میانگین متحرک می‌توانید از مطلب آموزشی «میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

تفاوت بین یک چاقوی در حال سقوط (Falling knife) و یک انفجار (Spike) در بازار

یک چاقوی در حال سقوط به یک افت قیمتی شدید اتلاق می‌شود. همچنین همین نوع حرکت شدید را در روندهای صعودی داریم که به آن یک انفجار (Spike) گفته می‌شود. انفجار اشاره به حرکت شدید و تیز قیمت به سمت بالا دارد. در عمل، انفجارهای قیمتی معمولاً با یک حرکت به سمت بالا همراه بوده‌اند.

محدودیت‌های چاقوی در حال سقوط

همان طور که گفته شد، در بسیاری از مواقع این افت شدید قیمتی یک فرصت تلقی می‌شود. از دیدگاه ‌معامله‌گری بسیاری از این افت‌های قیمتی نیازمند یک شکل از تأییدیه می‌باشند. تأییدیه‌هایی که از اندیکاتورهایی مانند اندیکاتور هم‌گرایی و واگرایی میانگین‌های متحرک (MACD) می‌توانست حاصل شود. به‌شرطی که این اندیکاتور واگرایی مثبت را گزارش کند. بنابراین چاقوی در حال سقوط مهم‌ترین بخش یک ترید نیست و نمی‌تواند جای شکست نواحی حمایت و مقاومت را بگیرد.

الگوی کف دوقلو در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی کف دوقلو (double bottom) یک الگوی تکنیکالی در نمودار سهام و یا شاخص‌ها می‌­باشد که بیان‌گر تغییر در روند و یا تغییر در شتاب روند می‌­باشد و همچنین می‌­تواند بازگشت قیمتی و یا ایجاد بازگشت و تغییر در شتاب روند را به ما نشان دهد. همچنین این الگو می‌تواند نشان از افت قیمت یک سهم و یا شاخص، بازگشت دوبارهٔ آن به سمت بالا، یک افت دیگر تا سطوحی نزدیک به سطوح افت قبلی و در نهایت یک بازگشت قیمتی دیگر به سمت بالا را نشان می‌­دهد. الگوی کف دوقلو در نمودار به شکل حرف W دیده می‌شود. دو سطح پایینی این الگو به‌عنوان محدودهٔ حمایتی کف دوقلو در نظر گرفته می‌شوند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازگشت قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • الگوی کف دوقلو به شکل حرف w در نمودار دیده می‌شود. الگوی کف دوقلو دارای دو ناحیهٔ پایینی می‌باشد که آن محدوده را به‌عنوان محدودهٔ حمایتی الگوی کف دو قلو در نظر می‌­گیریم.
  • میزان پیش‌روی روندِ نزولی در این الگو باید در حدود 10 تا 20 درصد از بالاترین سطحِ قیمتِ قبلی باشد سپس افت دوم قیمتی باید در محدوده 3 یا 4 درصدی بالاتر و یا پایین‌تر از افت قیمتی قبلی قرار گیرد. شایان توجه است که حجم معاملات برای آخرین حرکت صعودی قیمت در این الگو افزایش خواهد یافت.
  • الگوی کف دوقلو همیشه توسط یک روند نزولی بزرگ و یا کوچک در نمودار سهام دنبال می‌­شود و نشانه­‌ای از بازگشت قیمتی و یا رخ دادن یک روند صعودی می‌باشد.

الگوی کف دوقلو چه چیزهایی را به شما می‌گوید؟

بیشتر تحلیل‌­گران تکنیکال باور دارند که میزان پیشروی اولین روند نزولی در الگوی کف دوقلو باید در حدود 10 تا 20 درصد از قیمت قبلی خود باشد. میزان پیشروی روند نزولی دوم در این الگو باید در محدودهٔ 3 تا 4 درصدی بالاتر و یا پایین‌تر از روند نزولی قبلی ثبت شود، باید در نظر داشته باشیم که پس از روند نزولی شاهد یک روند پُرقدرت خواهیم بود، روند صعودی که متعاقباً حجم معاملاتی بالایی خواهد داشت.

مانند بسیاری از الگوهای نموداری، الگوی کف دوقلو نیز برای بررسی میان‌مدت و یا طولانی‌مدت بازار بهترین نتایج را می‌­دهد. به‌طور کلی، هرچه فاصلهٔ زمانی بین دو کف ایجاد شده دراین الگو طولانی‌­تر باشد، احتمال صحیح بودن الگو و ایجاد یک بازگشت قیمتی از روند کلی نزولی به روند کلی صعودی محتمل‌­تر خواهد بود. یک فاصلهٔ زمانی حداقل سه ماهه برای هرچه معتبرتر شمردن الگوی کف دوقلو در نظر گرفته شده است، این فاصله زمانی سه ماهه، احتمال موفقیت این الگو را افزایش خواهد داد. بنابراین، بهتر است که از نمودارهایی با بازهٔ زمانی روزانه و یا هفتگی استفاده کرده تا بتوانید بازار را به‌درستی تحلیل کرده و این الگوها را در این بازه‌های زمانی پیدا کنید زیرا که این الگوها در چنین بازه‌های زمانی از اعتبار بالاتری برخوردار هستند چون از نوسانات قیمتی کوتاه‌مدت به دور بوده­‌اند. با وجود اینکه امکان تشکیل الگو در چارت‌های میان روزی نیز وجود دارد، اعتماد به اعتبار این الگوها در چنین بازه‌های زمانی کوتاه‌مدتی سخت می‌باشد زیرا همان طور که گفته شد، از نوسانات بازار در طی آن روز تأثیرات زیادی پذیرفته است.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

الگوی کف دوقلو همواره بعد از یک روند نزولی بزرگ یا کوچک در قیمت سهام و یا شاخص‌ها دنبال می‌­شود، و نشان‌دهندهٔ تغییر در روند موجود در قیمت سهم برای شروع یک روند صعودی قوی می­‌باشد. در ادامه، این الگو باید توسط اطلاعات بنیادی بازار برای سهم مورد نظر، همچنین اطلاعات در مورد صنعتی که آن سهم به آن تعلق دارد، و همچنین تأثیرات آن در بازار، به‌صورت کلی بررسی شده تا بتوانند الگوی تشکیل شده را تأیید کند. اطلاعات بنیادی باید تغییراتی مهم را به ما گزارش کنند تا با استفاده از آنها ما منتظر ایجاد یک برگشت قیمتی در بازار باشیم همچنین حجم قیمت نیز در زمان تشکیل این الگو باید به دقت مورد نظر قرار گیرد جهش‌های حجمی معمولاً زمانی رخ می‌دهند که دو روند صعودی در این الگو تشکیل می‌شوند. این جهش‌های حجمی نشان‌دهندهٔ قوی‌ای از فشار خرید در بازار می‌باشند و به همین دلیل می‌­توان آنها را به‌عنوان تأییدکنندهٔ الگو در نظر گرفت زیرا نشان می­‌دهند که تمایل بازار برای افزایش قیمت این سهم زیاد می­‌باشد و بنابراین الگوی ما تأیید شده و موثق‌تر می‌شود.

زمانی که بازگشت قیمتی در بار دوم به محدودهٔ بازگشت قیمتی اول می‌رسد، شاهد یک انفجار در مقدار حجم معاملاتی خواهیم بود که این افزایش زیاد در مقدار حجم به علاؤه اخبارهای بنیادی بازار همگی نشان‌دهندهٔ وقوع یک بازگشت روند می‌باشند. در چنین مواردی معامله­‌گر باید بازگشت قیمتی را به‌خوبی تشخیص داده و با قرار گرفتن در موقعیت معاملاتی خرید بتواند از رالی قیمتی در بازار سود کسب نماید. همچنین معامله‌گر در حین قرار گرفتن در چنین موقعیتی، باید دستور استاپ حفاظتی خود را در محلی قرار دهد که به‌عنوان ناحیهٔ حمایتی الگوی کف دوقلو شناخته می‌شود. همچنین هدف سود این الگو برابر با دو برابر فاصلهٔ قیمتی میان قیمت ورودی و محل قرارگیری دستور استاپ حفاظتی می‌باشد.

مثال‌هایی از یک الگوی کف دوقلو

بیایید به یک مثال تاریخی از الگوی کف دوقلو در چارت قیمتی شرکت ودافون گروپ (Vodafone Group Inc) نگاه کنیم. در این چارت شاهد این هستیم که پس از بیانیهٔ کمپانی در مورد به‌دست‌آوردنِ نتایجِ اقتصادیِ بهتر از حد انتظار، قیمت سهم افزایشی در حدود 9 درصد را تجربه نموده است. مهمتر از آن، تأثیری بود که سخنان مدیرعامل جدید بر این کمپانی گذاشت. مدیرعامل جدید، اعلام کرد که سود سهام ودافون به‌خوبی توزیع خواهد شد، علی‌رغم اینکه این شرکت بدهی 22 میلیارد دلاری در طی به‌دست‌آوردنِ مالکیت کمپانی لیبرتی گلوبال (Liberty Global Inc) و یک سری از  کسب‌وکارها در اروپای شرقی به ثبت رسانده بود.

الگوی کف دوقلو در تحلیل تکنیکال چیست؟
منبع: Investopedia

از دیدگاه تحلیل تکنیکال سهام شرکت ودافون یک الگوی کف دوقلو (Double Bottom) را در بازهٔ زمانی کوتاه‌مدت به ثبت رسانده بود و هدف قیمتی روند روبه‌بالای آن در حدود 5/21 دلار بود. دیگر اندیکاتورهای تکنیکالی نیز این الگو را تأیید کرده‌­اند. اندیکاتور شاخص قدرت نسبی (Relative Strength Index – RSI) در سطح سابق خود در محدودهٔ 55 باقی ماند، اما اندیکاتور هم‌گرایی و واگرایی میانگین‌های متحرک (Moving Averages Divergence Convergence – MACD) همچنان فرم تقاطع روبه‌بالای خود (Up Cross) که از اول این ماه شکل گرفته بود را حفظ کرده بود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اندیکاتور همگرایی – واگرایی میانگین متحرک می‌توانید از مطلب آموزشی «اندیکاتور همگرایی-واگرایی میانگین متحرک – مکدی – در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

تفاوت بین یک الگوی کف دوقلو و یک الگوی سقف دوقلو

الگوهای کف دوقلو درست در مقابل الگوهای سقف دوقلو قرار می‌گیرند. یک الگوی سقف دوقلو، زمانی تشکیل می‌شود که در طی آن، قیمت دو بار سعی می‌کند تا از محدوده‌ای تحت عنوان محدودهٔ مقاومتی الگوی سقف دوقلو گذر کند. با ناتوانی قیمت در گذر از این محدوده، فشار فروش در بازار بیشتر شده و فروشندگان بر خریداران بازار غلبه پیدا می‌کنند. این باعث افتی چشم‌گیر در قیمت می‌شود. بدین ترتیب، الگوی سقف دوقلو معمولاً به‌عنوان سیگنال بازگشت روند و بازگشت قیمتی در نظر گرفته می‌شود و این الگوها معمولاً پس از یک رالی طولانی مدت قیمتی رخ می‌دهند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی سقف دوقلو می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی سقف دوقلو در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوهای سقف دوقلو معمولاً به یکدیگر شباهت دارند و در آنها روند قیمتی روبه‌بالا در بار دوم در سطح قیمتی کمتر از بار اول بسته می‌شود و پس از آن شاهد افت قیمت شدیدی خواهیم بود. این پایین‌تر بسته شدن در روند دوم نشان از قوی بودن محدودهٔ مقاومتی در بالای الگوی سقف دوقلو دارد الگوهای قیمتی سقف دوقلو، معمولاً در شرایطی رخ می‌دهند که معامله‌گران قصد دارند تا تمام سود ممکن را از روند روبه‌بالای قیمتی که هم‌اکنون در حال پایان یافتن است، به‌دست بیاورند. معمولاً الگوهای سقف دوقلو نشان از بازگشت قیمتی می‌دهند و معامله‌گران باید پس از رخ دادن این الگو و تأیید شدن آن رو به معاملات فروش بیاورند زیرا معاملات خرید در زمانی که روند بازار نزولی می‌باشد ضررده است.

محدودیت‌های الگوی کف دوقلو

الگوهای کف دوقلو، می‌توانند در صورت تشخیص درست بسیار مفید واقع شوند. هرچند، در صورت عدم تشخیص صحیح این الگوها می‌توانند الگوهای بسیار ضررده باشند زیرا ما دقیقاً در جهت عکس بازار وارد معامله خواهیم شد. بنابراین، یکی از مهمترین کار این است که این الگوها را درست تشخیص دهیم و سپس وارد معامله شویم.

تفاوت رمز ارز های وابسته به طلا با رمز ارزهای وابسته به دلار آمریکا چیست؟

در دنیای دائماً در حال تغییر رمز ارزها، پیش‌بینی این موضوع که کدام توکن‌ها یا سکه‌ها قرار است در آینده گرم‌ترین ماه‌ها، هفته‌ها یا حتی روزها را سپری کنند کار دشواری است. در واقع، از آنجایی که سکه‌ها همواره در حال راه‌اندازی و ورود به بازار هستند، پیش‌بینی این موضوع که کدام رمز ارزها در آینده وجود خواهند داشت نیز کار دشواری است.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده‌اید و هیچ اطلاعاتی در مورد رمز ارز ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «رمز ارز چیست؟» را مطالعه نمایید.

همراه با این ماهیت غیرقابل پیش‌بینی بودن کلی، سرمایه‌گذارانی که در فضای رمز ارز وارد شده و سرمایه‌گذاری کرده‌اند همواره گرفتار نوسانات شدید این بازار بوده‌اند. با نگاهی گذرا به تاریخچهٔ قیمت بیت کوین می‌توانیم به این موضوع پی ببریم. در اواخر سال 2017 میلادی، قیمت بیت کوین به بالاترین میزان خود رسید. این افزایش قیمت به‌گونه‌ای بود که هر بیت کوین به زوج اونس طلا تبدیل شد و با قیمت نزدیک به 20,000 دلار دادوستد شد. در همین زمان و با مشاهدهٔ چنین قیمت‌هایی، سرمایه‌گذارانی که در برابر ورود به این بازار مقاومت می‌کردند، توجه خود را به سمت این بازار معطوف کردند. اگرچه از آن زمان و تا زمان نگارش این مقاله قیمت بیت کوین کاهش یافته و به دو سوم قیمت آن زمان رسیده، اما هنوز هم علاقه به رمز ارزها وجود داشته به‌گونه‌ای که در برخی حالت‌ها این ارزها می‌توانند به نوعی با طلا در ارتباط باشند. در نتیجه، با افزایش علاقهٔ عموم به بازار رمز ارزها، توسعه‌دهندگان بیشتری شروع به برنامه‌ریزی و ورود به بازارهای رمز ارزی که به فلزات با ارزش، دلار یا سایر ارزها وابسته هستند کرده‌اند. این کار باعث افزایش پایداری بازار رمز ارزها می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بیت کوین می‌توانید از مطلب آموزشی «بیت کوین چیست؟» دیدن نمایید.

در بخش بعدی به بررسی رمز ارزهای وابسته پرداخته و مقایسه‌ای بین رمز ارز‌های وابسته به طلا یا وابسته به USD انجام خواهیم داد.

رمز ارز وابسته چیست؟

رمز ارزهای وابسته ارزهایی هستند که به ارزش ویژهٔ ارز یا سایر کالاهای صادر شده از طرف بانک متصل شده‌اند. تتر یکی از نمونه‌های معروف رمز ارزها است که به دلار آمریکا وابسته است. هر توکن USDT همواره یک دلار ارزش دارد. قبل از اینکه یک سرمایه‌گذار بخواهد دلارهای خود را به توکن‌های رمز ارزی تبدیل کند، باید حتماً به‌خاطر داشته باشد که این وابستگی چگونه عمل می‌کند.

توسعه‌دهندگانی که آرزوی وابسته کردن توکن‌های خود به ارزهای سنتی مانند دلار را دارند می‌بایست با نگه‌داری همیشگی آن ارز بتوانند از ادعای خود پشتیبانی کنند. فکر کنید که اگر بازار رمز ارزها بنا به دلایلی سقوط کند (مثلاً به دلیل خطای بلاک چین، کلاهبرداری، یا سایر مسائل). آنگاه، در صورتی توکن‌های رمز ارزی که سرمایه‌گذاران در اختیار دارند یک دلار ارزش خواهد داشت که سرمایه‌گذاران بتوانند ادعای خود در مورد سهم ارز سنتی که به توکن تبدیل کرده و از آن نگهداری می‌کنند را ثابت کنند.

بلاک چین چیست؟

نگهداری مقادیر زیادی ارز سنتی در ذخایر، اغلب به‌عنوان یک چالش برای رمز ارزهای وابسته شناخته می‌شود. در این شرایط و برای برگرداندن توکن‌های دیجیتالی، توسعه‌دهندگان می‌بایست بر سرمایه‌گذاران، تلاش برای جذب سرمایه و سایر روش‌های ایجاد ذخیره ارزی تکیه کنند. چالش دیگر این است که چون توسعه‌دهندگان ارزش پول‌های سنتی را خواهند داشت، شانسی برای کسب سود چه در خرید و چه در فروش توکن‌های دیجیتالی وجود نخواهد داشت.

رمز ارز وابسته به طلا چیست؟

از نخستین روزهای به وجود آمدن صنعت رمز ارزها، توسعه‌دهندگان به ایجاد یک رمز ارز با پشتوانهٔ طلا علاقه داشتند. رمز ارزهای با پشتوانه طلا، یک توکن یا سکه را به مقدار مشخصی از طلا مرتبط و متصل می‌کنند. به‌عنوان مثال، یک توکن برابر با یک گرم طلا است. طلا مانند دلار یا سایر ارزهای سنتی می‌بایست به‌صورت یک ذخیره و توسط شخص ثالث نگهداری شود. یکی از مزایای رمز ارزهای وابسته به طلا این است که خط پایه یا ارزش کمینه توکن همواره برابر با مقدار ثابتی طلا خواهد بود. اگر رمز ارز محبوب شود، قیمت آن می‌تواند از این مقدار فراتر رود. در این حالت، رمز ارزهای وابسته به طلا پیشنهاد محافظت در برابر افت ارزش رمز ارزها را می‌دهند.

تفاوت رمز ارزهای وابسته به طلا با رمز ارزهای وابسته به دلار آمریکا چیست؟

به‌عبارت‌دیگر، رمز ارزهای وابسته به طلا نیز دارای ریسک‌هایی هستند. با استفاده از فناوری بلاک چین می‌توان تراکنش‌ها را با امنیت بالا انجام داد. با این حال، این توکن‌ها نگرانی‌هایی در خصوص ذخیرهٔ مقادیر زیادی طلا را ایجاد می‌کنند. از این رو، سرمایه‌گذاران می‌بایست در زمینهٔ ارزیابی این موضوع که چه کسی طلا را برای یک رمز ارز به‌خصوص ذخیره و نگهداری کرده و همان طلا قبل از سرمایه‌گذاری در کجا وجود داشته دقت کنند. اگر طلا به هر دلیلی ناپدید شود، ارزش توکن نیز از بین خواهد رفت. مسائلی چون شفافیت بین توسعه‌دهندگان رمز ارزها، دارندگان شخص ثالث طلا و سرمایه‌گذاران و همچنین ارزش توکن‌های دیجیتالی برای کسب اعتماد سرمایه‌گذاران بسیار مهم هستند.

رمز ارزهای وابسته به دلار (USD) چیست؟

مانند ارزهای دیجیتالی با پشتوانهٔ طلا، رمز ارزهای وابسته به USD نیز با ریسک نیاز به ذخیره‌سازی مقادیر زیادی اسکناس دلار مواجه هستند. در کنار این موضوع، قانون‌گذاران دولتی نگاه مهربانانه‌ای نسبت به شرکت‌هایی که در حال تلاش برای تولید یک محصول جدید که به ارزش ارز بانکی متصل شده‌اند ندارند. رمز ارزهای وابسته به USD عموماً دارای مجوز بوده تا بتوانند این خدمت را ارائه دهند و خود شرکت‌ها نیز می‌بایست سوابق عمومی مربوط به دارایی‌های خود را حفظ کنند.

تفاوت رمز ارزهای وابسته به طلا با رمز ارزهای وابسته به دلار آمریکا چیست؟

تقاضای مشتری به‌عنوان مهمترین عامل برای رمز ارز با پشتوانهٔ USD شناخته می‌شود. توسعه‌دهندگان می‌بایست قادر به ارائهٔ دلایل خوب به مشتریان بوده تا آن‌ها به‌جای ارز سنتی، دارایی‌های خود را به شکل توکن دیجیتالی ذخیره کنند. البته این واقعیت که ارز سنتیو توکن دیجیتالی دارای ارزش برابری هستند، انجام این کار را دشوار نموده است. در کنار این، حتی برخی از موفق‌ترین رمز ارزهای وابسته به USD نیز با مشکلاتی در رابطه با پیشی گرفتن عرضه از تقاضا که سرانجام منجر به از بین رفتن توکن‌های دیجیتالی می‌شود دچار شده‌اند. با این وجود، این موضوع به‌عنوان مبحثی مورد علاقه برای بسیاری از علاقه‌مندان رمز ارز باقی مانده و با رشد صنعت، شاهد توسعهٔ این بخش خواهیم بود.

کیف پول دیجیتال چیست؟

یک کیف پول دیجیتال یا (e wallet)، یک سیستم نرم‌افزار محور می باشد که به صورت ایمن، اطلاعات پرداخت و رمز عبور را برای انواع روش های پرداخت و وب سایت ها ذخیره می‌کند. با استفاده از کیف پول دیجیتال، کاربران می توانند با کمک فناوری ارتباط از نزدیک (Near-Field Communications, NFC)، خریدهای خود را به سرعت و آسانی تکمیل  کنند. همچنین کاربران می‌توانند رمز عبور های قویتری، بدون نگرانی در صورت فراموشی آن‌ها، ایجاد کنند.

کیف پول‌های دیجیتال می توانند به سیستم های پرداخت از طریق تلفن همراه متصل شوند؛ که این اجازه را به مشتریان می‌دهد تا هزینه‌های خریدهای خود را از طریق گوشی‌های هوشمند پرداخت کنند. یک کیف پول دیجیتال، همچنین می تواند برای ذخیره اطلاعات کارت وفاداری و کوپون های دیجیتال (Digital Coupons)، مورد استفاده قرار گیرد.

نکات کلیدی:

  • کیف پول‌های دیجیتال، حساب‌های مالی هستند که این اجازه را به کاربران می‌دهند، تا سرمایه خود را ذخیره کرده، تراکنش انجام دهند و سوابق پرداختی خود را با کامپیوتر پیگیری کنند.
  • این نرم افزارها، ممکن است در یک برنامه موبایل بانک، یا در یک بستـر پرداخـتی مانند PayPal یا Alipay باشند.
  • همچنین کیف‌ پول‌های دیجیتال، واسـطه اصلی برای استفاده از رمز ارزها از جمله بیت کوین می‌باشند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بیت کوین می‌توانید از مطلب آموزشی «بیت کوین چیست؟» دیدن نمایید.

توضیحاتی در مورد کیف پول دیجیتال

کیف پول دیجیتال چیست؟

کیف پول‌های دیجیتال، نیاز به حمل کیف پول فیزیکی را با طبقه بندی اطلاعات پرداخت مصرف کنندگان به صورت امن و فشرده شده، از بین می برند. همچنین کیف پول‌های دیجیتال، به عنوان یک مزیت برای شرکت‌هایی که اطلاعات مصرف‌کنندگان را گردآوری می کنند به حساب می آید. شرکت ها هر چه بیشتر در مورد عادات خرید مشتریان بدانند، می‌توانند به صورت موثرتری برايشان بازاریابی کنند. بخش منفی این قضیه برای مصرف کنندگان، نقض حریم خصوصی می باشد. کیف پول های دیجیتال، به بسیاری از مردم کشورهای در حال توسعه این اجازه را می دهند تا بیشتر در سیستم های مالی جهانی مشارکت داشته باشند. کیف پول‌های دیجیتال، این امکان را به استفاده کنندگان می دهند تا در ازای خدمات ارائه شده، دریافتی های خود را بپذیرند. به علاوه، دریافت پول یا حواله از طرف دوستان و خانواده در کشورهای دیگر نیز ممکن می شود. کیف پول‌های دیجیتال، نیازی به حساب های بانکی با یک شرکت یا شعبه فیزیکی ندارند؛ البته در مناطق حاشیه شهری، این امکان برای ارتباط راحت تر وجود دارد. ارز های رمزنگاری شده (crypto currency)، برای حفظ حسابها و انجام تراکنش های خود، تنها بر روی کیف پول دیجیتال حساب باز می‌کنند؛ برای مثال، با بیت‌کوین یا رمزارزهای دیگر.

مثالی از استفاده از کیف پول دیجیتال

در حالی که که تعدادی از بهترین شرکت های کیف پول دیجیتال در سال ۲۰۱۶ شامل شرکت های Due، Accelitec، WalletBuilder، Adyel، Airtel Money، AlliedWallet، Alipay،American Express، Android Pay، Bank of Americ و Boost mobile می شدند، در حال حاضر سه شرکت اول، شرکت های Google ، Amazon و PayPal می باشند. به عنوان مثال، سرویس کیف پول گوگل، این اجازه را به کاربران می دهد تا بر روی گوشی خود پول «ذخیره» کنند. مشتریان می توانند این پول را هم در مغازه و هم به صورت آنلاین (در صورتی که آن کسب و کار ها پرداخت از طریق سرویس پرداخت گوگل را بپذیرند) خرج کنند. همانطور که بالاتر گفته شد، این خدمت توسط فناوری ارتباط از نزدیک (Near-Field Communication, NFC) حمایت می‌شوند. اگر یک کسب و کار در حال حاضر، پرداخت با سیستم پرداخت گوگل را نمی پذیرد، گوگل اخیراً برای این مورد هم یک کیف فیزیکی در قالب یک کارت را توسعه داده است. این کارت فیزیکی در اصل یک کارت اعتباری است که به بانک گوگل متصل می باشد. در ژانویه سال 2018، گوگل اعلام کرد که قصد ترکیب دو سیستم پرداخت خود، Android pay, Google wallet را در یک سرویس واحد تحت عنوان (Google pay) دارد. با این سرویس، کاربران امکان ذخیره اطلاعات پرداخت خود در حساب گوگل و امکان انجام خرید در هر جایی که خرید محصولات گوگل موجود است (Chrome Android, YouTube)، به کاربران می دهد.

اپلیکیشن غیرمتمرکز dapp چیست؟

کاربران اینترنت به‌تنهایی داده‌هایی که در وب‌سایت‌های امروزی به‌اشتراک می‌گذارند را کنترل نمی‌کنند. اتریوم از این حیث منحصربه‌فرد است زیرا تلاش می‌کند تا از طریق بلاک ‌چین مشکلات اینترنت را رفع کرده و اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز را به وجود بیاورد. اتریوم مانند یک اپ استور غیرمتمرکز ‌عمل می‌کند زیرا هر شخص با استفاده از آن می‌تواند اپ‌های خود را منتشر کند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده‌اید و هیچ اطلاعاتی در مورد اتریوم ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «اتریوم چیست؟» را مطالعه نمایید.

برخلاف اپ‌های امروزی مانند جی‌میل یا اوبر، اتریوم به‌هیچ واسطه‌ای برای مدیریت اطلاعات کاربران نیاز ندارد و آن‌ها را مستقیماً به یکدیگر متصل می‌کند. به‌عنوان مثال، با استفاده از این طرح می‌توان توییتر غیرمتمرکزی را ایجاد کرد که در برابر سانسور مقاوم باشد. هنگامی که پیامی را در بلاک‌ چین منتشر می‌کنید، نه شما و نه حتی شرکتی که این سیستم میکروبلاگینگ را طراحی کرده، نمی‌تواند آن را پاک کند. از آنجایی که dapp مفهوم جدیدی در حوزه فناوریست، تعریف خاصی برای آن وجود ندارد. دو مورد از ویژگی‌های dapps آن است که این اپ‌ها متن‌ باز‌ بوده و دارای نقطه ضعفی نیست.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بلاک چین می‌توانید از مطلب آموزشی «بلاک چین چیست؟» دیدن نمایید.

انواع اپلیکیشن غیرمتمرکز

با استفاده از این فناوری، ممکن است طرفداران اتریوم فکر کنند که قابلیت غیرمتمرکز کردن همه چیز را دارند. اما اپلیکیشن‌هایی که کاربران می‌توانند با استفاده از پلتفرم محاسباتی ایجاد کنند کمتر از چیزیی است که دیگران فکرش را می‌کنند. براساس اوراق سفید اتریوم، برنامه‌های غیرمتمرکز به سه دستهٔ کلی تقسیم می‌شود: اپ‌هایی که پول را مدیریت می‌کند، اپ‌هایی که در آن‌ها پول دخیل است اما پول تنها معیار آن نیست و اپ‌هایی که شامل سیستم رأی‌گیری و حاکمیتی است.

اپلیکیشن غیرمتمرکز dapp چیست؟

در اپ‌های نوع اول کاربر ممکن است برای انجام معاملات اتر دریافت یا ارسال کند و همچنین از آن به‌عنوان روشی برای عقد قرارداد با کاربر دیگر استفاده ‌کند. این کار با استفاده از گره‌های کامپیوتری شبکهٔ اتریوم انجام می‌شود.

قراردادهای هوشمند اتریوم چگونه عمل می‌کند؟

نوع دوم این اپ‌ها، پول را با اطلاعات خارج از بلاک‌ چین ترکیب می‌کند. به‌عنوان مثال، یک اپلیکیشنِ بیمهٔ محصولاتِ کشاورزی را در نظر بگیرید که نیازمند دریافت اطلاعات آب‌وهوای بیرون است. اگر کشاورز این بیمه را خریداری کند و طی این مدت خشک‌سالی رخ دهد، خسارت این کار به‌صورت خودکار به او پرداخت خواهد شد. برای اجرای این برنامه، قراردادهای هوشمند باید به اوراکل اتکا کنند. اوراکل‌ چیزی است که اطلاعات به‌روزرسانی شده را به برنامه می‌دهد. با این تفاسیر باید بگوییم که برخی توسعه‌دهندگان نسبت به اجرای این موارد با استفاده از روش غیرمتمرکز بدبین هستند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قرارداد هوشمند می‌توانید از مطلب آموزشی «قرارداد هوشمند چیست؟» دیدن نمایید.

اپلیکیشن غیرمتمرکز dapp چیست؟

اگر بیت ‌کوین توانسته از دست مقامات مالی خلاص شود، آیا می‌توان همین کار را برای شرکت‌ها و سایر سازمان‌ها نیز انجام داد؟ سازمان‌های خودگردان غیرمتمرکز (DAO) یکی از اهداف محبوب هستند. هدف این کار ایجاد یک شرکت بدون رهبر است و در ابتدای کار اختیارات هر شخص توسط برنامه مشخص می‌شود و سپس اعضا به قوانین حاکم رأی می‌دهند.

به انتهای مقاله «اپلیکیشن غیرمتمرکز dapp چیست؟» رسیدیم، برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد DAO می‌توانید از مطلب آموزشی «DAO چیست؟» دیدن نمایید.