پول دیجیتال چیست؟

به هر روش پرداختی که صرفاً به سبک الکترونیک باشد اطلاق می‌گردد. پول دیجیتال، مانند اسکناس دلار و یا سکه قابل لمس نیست. پول دیجیتال، تنها از طریق کامپیوترها انتقال پیدا می‌کند. موفق‌ترین و پُراستفاده‌ترین شکل پول دیجیتال، رمز ارز بیت کوین است. پول دیجیتال، با استفاده از فناوری‌هایی نظیر گوشی‌های هوشمند، کارت‌های اعتباری و مراکز مبادلهٔ ارز رمزنگاری شده مبادله می‌شود. در برخی موارد، پول دیجیتال می‌تواند به پول فیزیکی تبدیل شود. برای مثال، می‌توان از دستگاه‌های ATM برای دریافت مبلغ مدنظر استفاده کرد.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده‌اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بیت کوین ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بیت کوین چیست؟» را مطالعه نمایید.

نکات کلیدی:

  • پول دیجیتال ارزی است که تنها به‌شکل دیجیتال وجود دارد و یک دارایی قابل لمس مانند پول نقد و کالاهای دیگر مانند طلا یا نفت به‌شمار نمی‌آید.
  • پول دیجیتال می‌تواند شامل ارزهای رمزنگاری شده باشد، اما صرفاً محدود به آن‌ها نیست. بیشتر تملک پول دیجیتال در جهان، تحت تملک مؤسسات بانکداری قرار دارد.
  • بانک‌ها توانستند به لطف پول دیجیتال، هزینهٔ تجارت‌شان را پایین‌تر بیاورند. از آنجایی که دیگر مجبور به پرداخت هزینهٔ اجاره مکان‌های فیزیکی و پرداخت حقوق کارمندانی که نیازی به آنها نمی‌باشد، نیستند.

درک مفهوم پول دیجیتال

پول دیجیتال از آغاز عصر اینترنت، در حال متحول شدن بوده است. شرکت‌های پول دیجیتال (مرجع) زیادی در ابتدای دهه 90 میلادی تأسيس شدند. اولین و شناخته‌شده‌ترین آن‌ها، شرکت digi cash بود. با این حال، بیشتر پیشگامان این عرصه، شکست خوردند یا خیلی زود به‌دلیل یکپارچه نبودن اینترنت و تجارت الکترونیک، و تعدادِ کم معامله‌گرانی که حاضر به پذیرفتن ارزهای دیجیتال بودند، اعلام ورشکستگی کردند. ظهور (pay pal) موجب پیشبرد ایدهٔ تراکنش‌های مالی دیجیتال شد.

شرکت‌های ارائه‌دهندهٔ سرویس‌های مالی، انتقال پول دیجیتال را آسان کرده‌اند و تراکنش‌های آنلاین بین دو شخص کاملاً در فواصل دور را ممکن کرده‌اند. بدون پول دیجیتال، بسیاری از سایت‌های خرده‌فروشی با کاهش چشم‌گیری در بهینگی کار خود مواجه خواهند شد. همچنین پول دیجیتال، امکان انجام معاملات بانکی را به‌صورت آنلاین یا از طریق گوشی هوشمند با حذف نیاز به استفاده از پول نقد، یا رفتن به بانک ممکن می‌سازد.

پول دیجیتال چیست؟

بانک‌ها، تأثیر دسترسی آسان به پول دیجیتال را احساس کردند و در پاسخ، بسیاری از شعبه‌های خود را تعطیل کرده و بسیاری از کارمندان‌شان را اخراج کردند. می‌توان به این مسئله به‌عنوان یک تیغ دولبه نگاه کرد. از آنجایی که دیگر نیازی به کارمندان نیست، بانک می‌تواند ساختار هزینه‌های خود را اصلاح کرده و کاهش دهد تا در نهایت، هزینه کل خود را کاهش دهد. با این حال، بعد از این بانک‌ها دیگر توانایی فروش به مشتریانی که برای مسائلی مانند وام ماشین، خدمات برنامه‌ریزی مالی و موقعیت‌های فروش دیگر به آن‌ها مراجعه می‌کردند، نیستند.

مثال‌هایی از پول دیجیتال که تا به حال نمی‌دانستید؟

رایج‌ترین مثال مربوط به پول دیجیتال، پولی است که در اختیار مؤسسات بانکی قرار داشته و به‌صورت الکترونیکی نگهداری می‌شود، که یا با آن معامله‌گری شده و یا سرمایه‌گذاری می‌شود. بانک‌ها شرطی به نام شرط نقدینگی دارند که به این معناست که باید مقدار مشخصی از پول فیزیکی در محل وجود داشته باشد، ولی هیچ شرطی برای پول‌های دیجیتال وجود ندارد. بنابراین پول دیجیتال گردش بسیار بیشتری دارد. بسیاری از مؤسسات مالی، بخش‌هایی برای مدیریت مجموعه حساب‌ها، در مقادیر میلیونی و گاهی اوقات میلیاردی و بدون مشاهدهٔ هیچ پول نقد فیزیکی دارند.

مثال دیگر از پول دیجیتال، رمز ارز (crypto currency) است. رمز ارز نوعی از پول دیجیتال است که در شبکه بلاک چین، (شبکه‌ای که بسیاری آن را از آنجایی که هیچ نظارتی از سوی مقامات مالی وجود ندارد، امن‌تر از بقیه می‌دانند) وجود دارد.

رمز ارز چیست؟

رمز ارزهای استخراج، معامله یا خریداری شده و در کیف پولی دیجیتال (Digital wallet) تا زمانی که مالکان آماده به خرج یا نقد کردن آن باشند، نگهداری می‌شوند. انواع رایج رمز ارزها شامل بیت کوین (Bitcoin) اتریوم (Ethereum) لایت کوین (Litecoin) و ریپل (Ripple) هستند.

 

ابزارهای مالی (Financial Instruments) دارایی‌هایی هستند که قابلیت مبادله شدن دارند، و یا آن‌ها‌ را می‌توان به‌عنوان پکیجی از سرمایه‌ها که قابل مبادله هستند نیز مشاهده کرد. بیشتر انواع ابزارهای مالی، باعث ایجاد جریان بهینه پول و انتقال سرمایه به سرمایه‌گذاران تمامی دنیا می‌شود. این دارایی می‌توانند پول نقد، حق قراردادی برای دریافت و یا دیگر انواع ابزارهای مالی و یا مدارکی در مورد مالکیت بخش و یا کل یک شرکت حقوقی می‌باشد.

نکات کلیدی:

  • ابزار مالی، یک سند واقعی و یا مجازی است که نشان‌دهندهٔ توافق قانونی بین دو طرف در مورد هر نوعی از کالاها است که ارزش پولی دارند.
  • ابزارهای مالی ممکن است به دو شکل و دو دسته تقسیم‌بندی شوند: ابزارهای مالی پولی (Cash instruments) و ابزارهای مالی مشتقاتی (Derivative Instruments).
  • ابزارهای مالی، می‌توانند براساس کلاس دارایی‌شان به یکی از دو دسته ابزارهای مالی بر پایهٔ بدهی‌ها (Debt – based Instruments) و یا ابزارهای مالی بر پایهٔ دارایی‌ها (Equity – Based Instruments) تقسیم‌بندی شوند.
  • ابزارهای مبادلات خارجی (Foreign Exchange instruments) شامل یک نوع سوم و ویژه از ابزارهای مالی می‌باشند.

درک مفهوم ابزارهای مالی

ابزارهای مالی، می‌توانند اسناد واقعی و یا مجازی باشند که نشان‌دهندهٔ یک توافق بین دو طرف و هر چیزی که دارای ارزش پولی است می‌باشد. ابزارهای مالی‌ای که بر پایهٔ دارایی‌ها هستند نشان‌دهندهٔ مالکیت یک دارایی می‌باشند. ابزارهای مالی‌ای که بر پایهٔ بدهی‌ها می‌باشند نشان‌دهندهٔ وامی هستند که توسط سرمایه‌گذار به صاحب آن ابزار داده شده است. ابزارهای بازار فارکس نیز شامل نوع سوم و ویژه‌ای از ابزارهای مالی می‌باشند. زیر شاخه‌های متفاوتی از هر یک از ابزارهای مالی وجود دارند، مانند حق تقدم سهام (Preferred share equity) و همچنین حقوق صاحبان سهام مشترک (Common share equity).

بازار مبادلات ارزهای خارجی (فارکس) چیست؟

نکتهٔ مهم: استانداردهای بین‌المللی حسابداری (International Accounting standards – IAS) ابزارهای مالی را «هر نوع قراردادی که باعث به وجود آمدن یک دارایی مالی برای یک شخصیت حقوقی و یا یک بدهی مالی یا سرمایه‌ای مالی برای شخصیت حقوقی دیگری می‌شود» تعریف کرده است.

انواع دارایی‌های مالی

دارایی‌های مالی ممکن است به دو دسته تقسیم شوند: دارایی‌های مالی پولی (Cash instruments) و دارایی‌های مالی مشتق (Derivative instruments).

ابزار مالی  به چه معنی است؟

دارایی‌های مالی پولی (Cash Instruments):

  • دارایی‌های مالی پولی، ارزش‌شان به‌طور مستقیم تحت تأثیر بازارها می‌باشد و توسط اتفاقاتی که در بازارها رخ می‌دهد تعیین می‌گردد. از این دارایی‌ها می‌توان به‌عنوان سهامی‌ نام برد که به آسانی قابل معامله می‌باشند.
  • دارایی‌های مالی ممکن است همچنین سپرده‌ها و یا وام‌هایی باشند که دو طرف وام‌دهنده و وام‌پذیر بر آن توافق کرده‌اند.

دارایی‌های مالی مشتقه (Derivative Instruments)

  • ارزش و ویژگی دارایی‌های مالی مشتقه براساس اجزای ناقل پایه‌ای آن، مانند دارایی‌ها، نرخ بهره و یا شاخص‌ها تعیین می‌شود.
  • یک قرارداد اختیار معامله سرمایه‌ای برای مثال، یک دارایی مالی مشتقه محسوب می‌گردد زیرا ارزش از سهام پایه‌ای آن نشأت می‌گیرد. این قراردادهای اختیار معامله این حق – و نه اجبار – را می‌دهد تا سهام پس از یک دورهٔ زمانی معین با قیمت توافق شده و مشخص، خریده شده و یا فروخته شود. همان‌طور که قیمت‌ها رو به بالا حرکت می‌کنند و یا سقوط می‌کنند، ارزش این قراردادهای اختیار معامله نیز بالا رفته و یا پایین می‌آیند. البته لزوماً با نسبت درصدی یکسان این اتفاق نمی‌افتد.
  • دو نوع مشتقات قابل معامله وجود دارد، یک نوع از آن‌ها‌ مشتقات معامله شده در بازار فرابورس (Over – the – counter (OTC) traded derivatives) و نوع دیگر مشتقات معامله شده در بازارهای بورس می‌باشند. مشتقات معامله شده در بازار فرابورس خود یک محل مبادله و یا پروسه‌ای است که در آن سهام شرکت‌هایی که در بورس‌های رسمی ‌ثبت نشده‌اند قیمت‌گذاری شده و مورد معامله قرار می‌گیرند.

مشتقات قابل معامله در بازار بورس به چه معنایی می‌باشد؟

انواع کلاس‌های دارایی ابزارهای مالی (Asset classes of financial instruments)

ابزارهای مالی ممکن است توسط کلاس‌های دارایی‌شان از یکدیگر جدا شوند، که این کلاس‌های دارایی می‌توانند شامل ابزارهای مالی بر پایهٔ بدهی‌ها (Debt – based) و همچنین ابزارهای مالی بر پایهٔ سرمایه باشند (Equity – based).

ابزارهای مالی بر پایهٔ بدهی‌ها (Debt- based financial instruments)

ابزارهای مالی کوتاه‌مدت (short term) بر پایهٔ دارایی‌ها به مدت یک سال و یا کمتر اعتبار دارند. اوراق بهاداری از این قبیل به‌شکل برگه‌های تبلیغاتی و یا (T – bills) دیده می‌شوند. پول نقد در این روش می‌تواند به‌شکل سپرده و یا گواهی سپرده (Certificates of deposit – CDs) دیده شوند.

ابزارهای مالی بر پایهٔ بدهی‌ها که به‌صورت بلندمدت (long term) هستند بیش از یک سال اعتبار دارند. در اوراق بهادار، این‌ ابزارها شامل اوراق قرضه می‌باشند. معادل‌های پولی در این حالت برابر با وام‌ها هستند. مشتقات معامله شده در بازارهای بورس در این حالت اوراق قرضهٔ آتی هستند و همچنین شامل قراردادهای اختیار معامله بر اوراق قرضهٔ آتی می‌باشند. مشتقات معامله شده در بازارهای فرابورس شامل مشتقات نرخ بهره (Interest rate) مشتقاتی که در آنها نرخ بهره به سقف و کف می‌رسد (interest rate caps and floors) قراردادهای اختیار معامله نرخ‌های بهره (interest rate options) و همچنین مشتقات خارجی می‌باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اوراق قرضه آتی می‌توانید از مطلب آموزشی «اوراق قرضه آتی چیست؟» دیدن نمایید.

ابزارهای مالی بر پایهٔ سرمایه (Equity – based financial instruments)

اوراق بهادار موجود در دستهٔ ابزارهای مالی بر پایهٔ سرمایه شامل سهام می‌باشند. مشتقات معامله شده در بازار بورس در این دسته، شامل قراردادهای اختیار معامله سهامی‌ (Stock options) و همچنین قراردادهای آتی سرمایه‌ای (Equity futures) می‌باشند. مشتقات معامله شده در خارج از بازار بورس در این حالت شامل قراردادهای اختیار معامله سهام و همچنین مشتقات خارجی می‌باشند.

قراردادهای آتی چیست؟

موارد مهمی که باید در مورد ابزارهای مالی نظر داشته باشید

در بازار فارکس هیچ‌گونه اوراق بهاداری وجود ندارد. معادل‌های پول نقد در این روش به‌شکل ارز مبادله‌ای (Spot foreign exchange) دیده می‌شود که با نرخ متداول کنونی مبادله می‌گردند. مشتقات مبادله شده در بازارهای فارکس، معمولاً قراردادهای آتی ارزها می‌باشند. مشتقات معامله شده در بازارهای فرابورس (OTC) در بازار فارکس شامل قراردادهای اختیار معامله مبادلات در بازار فارکس (Foreign exchange options) معاملات پیش‌رو (outright forwards) و همچنین معاملات شامل بهره در بازار فارکس (Foreign exchange swaps) می‌شوند.

بهترین کیف پول‌­ های بیت ­‌کوین در سال 2020 کدامند؟

از زمان ظهور بیت کوین در سال 2009، این نخستین چیزی است که مردم هنگام شنیدن یا دیدن کلمه کریپتو یا بلاک چین به آن فکر می‌کنند. در حالی که رمز ارزهایی مانند بیت کوین بسیار بی‌ثبات هستند، به‌نظر نمی‌­رسد که از بین بروند. امروزه یک بیت کوین هزاران دلار ارزش دارد. از آنجایی که رمز ارزهایی مانند بیت کوین همچنان وجود دارند یا حتی باارزش دانسته می‌شوند، افرادی علاقه‌مند به داشتن مقداری از آن هستند، اما درک این موضوع که چگونه با خیال راحت بیت کوین را ذخیره کنند از اهمیت زیادی برخوردار است.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده‌اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بیت کوین ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بیت کوین چیست؟» را مطالعه نمایید.

برای کسانی که به دنبال سرمایه‌گذاری ایمن و مطمئن در بازار بیت کوین هستند، لیستی از بهترین کیف پول‌های بیت کوین (مرجع) و دستگاه‌های ذخیره‌سازی آن را جمع‌آوری کرده‌ایم. برخی از این کیف پول‌ها، ویژگی‌های بیشتری نسبت به سایرین دارند، که از جمله آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: امکان ذخیرهٔ ارزهایی به غیر از بیت کوین و گزینه‌های امنیتی بیشتر.

کیف پول بیت کوین

لیستی که در اینجا ارائه می‌شود ترتیب خاصی ندارد. ابتدا با کیف پول‌های گرم (hot wallets) شروع می‌کنیم البته این به این معنا نیست که این کیف پول‌ها بهتر می‌باشند. برای اطلاع از تفاوت انواع کیف پول‌های خاص، مانند کیف پول‌های گرم و سرد، می‌توانید لیست زیر را که با جزئیات تهیه شده است مطالعه کنید.

در حال حاضر، می‌توانید از کیف پول‌های گرم به‌عنوان روشی با ضریب ایمنی پایین برای انجام سریع معاملات و از کیف پول‌های سرد به‌عنوان روشی مطمئن‌تر برای ذخیره و نگهداری ارزها برای مدت طولانی‌تری استفاده کنید. اگر چه توصیه می‌کنیم قبل از انتخاب کیف پول، این مفاهیم را کاملاً درک کنید زیرا ذخیره‌سازی ایمن و مطمئن مسئله بسیار مهمی است.

چگونه بیت کوین خود را ذخیره کنیم؟

بهترین کیف پول‌های بیت کوین

  • اگزودوس-Exodus: بهترین کیف پول گرم برای مبتدیان
  • الکتروم-Electrum: بهترین کیف پول گرم برای کاربران پیشرفته
  • میسلیوم-Mycelium: بهترین کیف پول گرم برای کاربران تلفن همراه
  • لجر نانو ایکس-Ledger Nano X: بهترین کیف پول سخت‌افزاری (کیف پول سرد)
  • ترزور مدل تی-Tresor Model T: بهترین کیف پول سخت‌افزاری برای تعداد زیادی از رمز ارزها (کیف پول سرد)
  • لجر نانو اس-Ledger Nano S:کیف پولی که ارزشش را دارد  (کیف پول سرد)

اگزودوس: بهترین کیف پول برای مبتدیان

  • نوع کیف پول: کیف پول گرم
  • قیمت خرید: رایگان
  • سازگار با کیف پول سخت‌افزاری: ترزور
  • صرافی ثبت شده: بله

اگزودوس کیف پولیست که با پلتفرم کامپیوتر و تلفن همراه ارائه شده است و رابط کاربری بسیار ساده‌ای دارد و دارای صرافی داخلی است. یکی از محبوب‌ترین ویژگی‌­های اگزودوس، امکان جابه‌جایی بین تعداد زیادی از رمز ارزهاست. اگزودوس در حال حاضر امکان مبادله بین بیش از 100 رمز ارز مختلف را فراهم می‌کند.

این کیف پول ساده، برای مبتدیان تازه‌وارد به‌فضای رمز ارزها عالی است. همچنین این کیف پول از پشتیبانی خوبی برخوردار است و این یک ویژگی اساسی برای مبتدیانی است که بازار را گیج‌کننده تصور می‌­کنند.

اگرچه این کیف پول برای مبتدیان عالی است اما برای کاربران پیشرفته‌تر و حرفه‌ای ممکن است فاقد برخی ویژگی­‌ها باشد. اول آنکه، اگزودوس یک کیف پول متن بسته است که این امر برخلاف مشخصه و ذات اصلی بیت کوین و بلاک چین است و می‌­تواند منجر به ایجاد نگرانی­‌های امنیتی شود زیرا کد آن برای دید عموم باز نیست. در عوض، کاربران به تیم اگزودوس اعتماد می­‌کنند تا مطمئن شوند که هیچ‌گونه روزنه‌ای در امنیت کیف پول آن­ها وجود ندارد.

اگزودوس همچنین گزینه‌­ای جهت تعیین هزینه­‌های تراکنش معاملات و سطح اولویت ارسال ندارد. اگزودوس این کار را به‌صورت خودکار انجام می‌­دهد و سطح اولویت را به‌طور پویا تغییر می‌­دهد تا هزینه‌های تراکنش معامله را تعیین کند.

نقاط قوت:

  • دارای انواع بسیار زیادی از رمز ارزهاست
  • دارای صرافی داخلی است
  • پشتیبانی خوب از کاربر

نقاط ضعف:

  • دارای نرم‌افزار متن بسته است
  • امکان تعیین هزینه تراکنش وجود ندارد

الکتروم: بهترین کیف پول برای کاربران پیشرفته‌تر که به بیت کوین علاقه­‌مند هستند

  • نوع کیف پول: کیف پول گرم
  • قیمت خرید: رایگان
  • سازگار با کیف پول سخت‌افزاری: ترزور و دستگاه‌های لجر
  • صرافی ثبت شده: خیر

الکتروم یکی از کیف پول­‌های اصلی بیت کوین است که از سال 2011 یعنی دو سال بعد از ایجاد بیت کوین ساخته شده که از آن زمان تغییر اندکی داشته است. اگرچه این کیف پول از نظر رابط کاربری و تعهد خود تنها به بیت کوین، کاملاً ساده است اما در عملکردهای اصلی برتری دارد. الکتروم به دلیل گزینه­‌های پیچیده‌ای که دارد، برای کاربران پیشرفته و حرفه­‌ای مناسب است.

الکتروم متن باز است و به کاربران خود این امکان را می­‌دهد که هزینه­‌های تراکنش را به دلخواه خود تعیین کنند و این گزینه را دارد که بین آدرس‌های لِگِسی (Legacy) و سگویت (SegWit) انتخاب کنند. همچنین الکتروم این امکان را به کاربران می‌دهد تا سطح امنیت مدنظر خود را برای استفاده تعیین کنند. به‌عنوان مثال، می‌توانید یک کیف پول استاندارد با یک احراز هویت دو مرحله‌ای یا کیف پول چند امضایی ایجاد کنید.

الکتروم برای دارندگان پیشرفته‌­تر بیت کوین که می­‌خواهند ویژگی‌های امنیتی با قابلیت تنظیم در یک طرح ساده داشته باشند، مناسب است.

نقاط قوت:

  • امکان شخصی‌سازی هزینه تراکنش‌ها
  • امنیت بالاتر نسبت به اغلب کیف پول‌های گرم
  • امکان سفارشی کردن و انتخاب عبارات امنیتی که به‌منظور بازیابی وجوه کیف پول استفاده می‌شود

نقاط ضعف:

  • رابط کاربری ساده
  • فقط با ارز بیت کوین کار می‌کند
  • بدون پشتیبانی برای کاربران

میسلیوم: بهترین کیف پول برای کاربران تلفن همراه

  • نوع کیف پول: کیف پول گرم
  • قیمت خرید: رایگان
  • سازگار با کیف پول سخت‌افزاری: ترزور و دستگاه‌های لجر
  • صرافی ثبت شده: بله

میسلیوم یک کیف پول متن باز است که تنها بر روی تلفن­‌های همراه کار می­‌کند. میسلیوم در حال حاضر تنها ارز بیت کوین را ساپورت می­‌کند. از برخی از جهات میسلیوم کاملاً شبیه به کیف پول الکتروم است که تنها تفاوت در آن‌ها این است که میسلیوم مختص تلفن همراه است و رابط کاربری بیشتری دارد و دارای صرافی داخلی است.

میسلیوم هم مانند کیف پول الکتروم یکی از کیف پول‌های ساخته شدهٔ اولیه است. مانند الکتروم می­‌توانید هزینهٔ تراکنش را تعیین کنید و همچنین می­‌توانید انتخاب کنید که چه مدت تمایل به انتظار اتمام معامله دارید.

کیف پول میسلیوم همچنین دارای مشخصه‌های جالب دیگری مثل پشتیبانی از کیف پول سخت‌افزاری است که به کاربران این اجازه را می‌­دهد تا بیتذکوین­‌های خود را در یک دستگاه به‌صورت آفلاین ذخیره کنند و از  کیف میسلیوم بتوانند پول ذخیره شدهٔ خود را ببینند.

نقاط قوت:

  • امکان تعیین هزینه تراکنش‌های معاملات
  • دارای نرم‌افزار متن باز

نقاط ضعف:

  • تنها برای تلفن‌های همراه کاربرد دارد
  • فقط با ارز بیت کوین کار می‌کند
  • استفاده از آن برای بار نخست می‌­تواند گیج‌کننده باشد

لجر نانو ایکس: بهترین کیف پول سخت‌افزاری

  • نوع کیف پول: کیف پول سرد
  • قیمت خرید: 119$
  • سازگار با کیف پول سخت‌افزاری: ترزور
  • صرافی ثبت شده: خیر

لجر نانو ایکس دومین نسل کیف پول­‌های سخت­‌افزاری است که یک شرکت فرانسوی که سال‌ها در زمینهٔ رمز ارزها فعالیت می­‌کند آن را ساخته است. اولین محصول شرکت لجر، لجر نانو اس نام داشت که یکی از اولین کیف پول‌های موجود در بازار بود که برای چندین سال بر بازار سلطه داشت.

لجر نانو ایکس شبیه USB است و از طریق درگاه USB و یا بلوتوث به دستگاه شما وصل می­‌شود. این بدین معناست که شما می­‌توانید کیف پول خود را به دستگاه IOS یا android وصل کنید و به کامپیوتر احتیاجی ندارید. این کیف پول بیش از 1500 رمز ارز را پشتیبانی می­‌کند. این لیست هر ساله با درخواست پشتیبانی از ارزهای مختلف بزرگتر و بیشتر می­‌شود.

در حالی که  این دستگاه یک کیف پول سخت‌افزاری سرد است، تیم لجر، نرم‌افزار ledger live را ایجاد کرده است که رابط کاربری را برای همهٔ کیف پول‌های شما فراهم آورده است. این امر، به کاربران این اجازه را می‌­دهد تا کیف پول جدید را برای رمز ارزهای مختلف به دستگاه خود اضافه کرده و آن را مدیریت کنند. از گذشته در این صنعت، کیف پول‌های سخت‌افزاری لجر از محبوب‌ترین کیف پول‌ها بوده و هستند. اگر قصد استفاده از بلوتوث را ندارید، لجرها دارای پورت USB تایپ سی هستند که می‌توانند به‌راحتی به کامپیوترهای رومیزی یا گوشی‌های هوشمند متصل شوند.

نقاط قوت:

  • نرم‌افزار لجر لایو رابط کاربری راحتی دارد
  • می­‌توان تا 100 برنامه مختلف را به‌طور همزمان ذخیره کرد
  • نرم‌افزار متن باز  با مزیت پشتیبانی از کاربر
  • راحتی اتصال با بلوتوث

نقاط ضعف:

  • تعدادی از افراد جامعه کریپتو معتقدند که استفاده از بلوتوث یک عامل بالقوه برای حملات است، اگرچه USB هم گزینه دیگری است
  • ویژگی بلوتوث راحتی را به لجر اضافه کرده، اگرچه به همان اندازه و به راحتی قابل استفاده نیست
  • دستگاه‌های لجر به شما این اجازه را می­‌دهد تا به‌طور همزمان تعداد معینی کیف پول را در آن ذخیره کنید

ترزور: بهترین کیف پول برای تعداد زیادی از رمز ارزها

  • نوع کیف پول: کیف پول سرد
  • قیمت خرید: 170$
  • صرافی ثبت شده: خیر

ترزور مانند لجر، نامی مترادف با کریپتو و کیف پول سرد است. مدل T آن دومین نسل از کیف پول‌های سخت‌افزاری است که شناخته شده است. ترزور مدل تی بسیار شبیه لجر است اما این امکان را برای کاربر فراهم می‌کند تا با صرافی ثالثی مانند changely, shapeshift مستقیماً از وب‌سایت خود دستگاه دسترسی پیدا کنند. اگرچه این امکان بسیار خوب است، اما به سختی قیمت گران 170 دلاری آن را توجیه می­‌کند.

ترزور مدل تی از یک صفحه لمسی بهره می­‌برد که استفاده از آن را برای مبتدیان بسیار راحت‌تر از مدل قبلی که با دکمه کار می‌­کرد، می­‌باشد. ترزور همچنین دارای پورت micro SD است که به شما این اجازه را می‌­دهد تا برای آن رمز گذاشته و از آن در مقابل حملات محافظت کنید.

مانند لجر نانو ایکس، ترزور مدل تی از پورت USB تایپ سی بهره می‌برد که به واسطهٔ آن می‌تواند هم به کامپیوترهای رومیزی و همچنین تلفن‌­های هوشمند متصل شود. در حال حاضر ترزور مدل تی از 1400 رمز ارز پشتیبانی می­‌کند. برخی معتقدند که ترزور مدل تی از لجر نانو ایکس به دلیل عدم اتصال به بلوتوث، مطمئن‌تر و امن‌تر است. گفته می­‌شود، کاربران لجر در صورت تمایل می­‌توانند از بلوتوث دستگاه استفاده نکنند.

نقاط قوت:

  • رابط کاربری مبتنی بر وب و دارای صرافی داخلی
  • پشتیبانی از لیست گسترده‌ای از انواع رمز ارزها
  • نرم‌افزار متن باز  با مزیت پشتیبانی از کاربر
  • محدودیتی در تعداد کیف پول‌هایی که می‌توانید هم‌زمان داشته باشید نیست

نقاط ضعف:

  • در حالی که این کیف پول سخت‌افزاری خارق‌العاده است، قیمت آن کمی بالا به‌نظر می‌رسد
  • صفحه کوچک لمسی می‌تواند تایپ کردن را سخت کند
  • در نخستین وهلهٔ کار با آن، ممکن است این کیف پول کمی گیج‌کننده باشد

لجر نانو اس: کیف پولی که ارزشش را دارد

  • نوع کیف پول: کیف پول سرد
  • قیمت خرید: 59$
  • صرافی ثبت شده: خیر

لجر نانو اس اولین نسل کیف پول سخت‌افزاری ساخته شده توسط شرکت لجر است. همچنین این لجر یکی از اولین کیف پول‌های سخت‌افزاری است که تاکنون ساخته شده است که به مدت کوتاهی بعد از نسل ترزور به بازار آمد. مانند جانشین خود، لجر نانو اس با هزاران رمزارز مختلف سازگار است. لجر نانو اس از درگاه USB تایپ سی برخورداز نیست بنابراین کاربرانی که تلفن همراه هوشمند دارند ممکن است در اتصال به دستگاه با مشکل مواجه شوند.

لجر نانو اس در اصل برابر با جانشین خود یعنی لجر نانو ایکس است زیرا همان لیست رمز ارزهایی که لجر ایکس پشتیبانی می­‌کرد را پشتیبانی می‌­کند با این تفاوت که لجر نانو اس ویژگی اتصال با بلوتوث را پشتیبانی نمی‌کند و تعداد کیف پول‌هایی که همزمان روی دستگاه فعال می­‌شود در آن متفاوت است. در لجر نانو ایکس، کاربر می‌تواند همزمان حداکثر تا 100 کیف پول را در آن ذخیره کند در صورتی که در لجر نانو اس این امکان تنها برای 18 کیف پول فراهم است.

لجر نانو اس تنها فضای کافی برای ساخت هم‌زمان چند کیف پول محدود را دارد. اگر شما مجبور باشید که کیف پولی را به‌منظور اضافه کردن کیف پول دیگر پاک کنید، پولی که در آن کیف پول بوده را از دست نخواهید داد. این بدین دلیل است که رمز ارزها به‌طور مستقیم در بلاک چین ذخیره می‌شوند.

کیف پول حذف شده و رمز ارزهای درون آن، در نرم‌افزار لجر لایو قابل مشاهده هستند اما کیف پول روی خود دستگاه لجر قابل مشاهده نیست.

گفته می‌شود که لجر نانو اس هنوز یکی از خار‌ق­‌العاده‌ترین کیف پول­‌های سخت‌افزاری برای کسانی است که به دنبال ذخیرهٔ امن رمز ارزها هستند. همچنین استفاده از لجرلایو بسیار آسان است که این امر آن را به یک محصول ایده‌آل برای ذخیرهٔ سادهٔ رمز ارزها برای مبتدیان تبدیل کرده است.

نقاط قوت:

  • نرم‌افزار لجر لایو دارای رابط کاربری راحتی است
  • فضایی امن و ارزان برای ذخیره رمز ارزها در مقایسه با سایر رقبا
  • نرم‌افزار متن باز با مزیت پشتیبانی از کاربر

نقاط ضعف:

  • فقط می‌توانید 18 کیف پول را به‌طور هم‌زمان ذخیره کنید
  • برخلاف جانشین خود، لجر نانو اس ویژگی بلوتوث را ندارد
  • در نخستین وهلهٔ کار با آن، ممکن است این کیف پول کمی گیج‌کننده باشد

شناخت انواع کیف پول بیت کوین

کیف پول‌های گرم

کیف پول­‌های آنلاین با عنوان کیف پول‌های گرم شناخته شده‌­اند. کیف پول‌­های گرم کیف پول­‌هایی هستند که در دستگاه‌های متصل به اینترنت مانند رایانه‌ها، تلفن‌ها و تبلت‌ها کار می‌­کنند. این ویژگی می­‌تواند آسیب‌پذیر بودن آن­ها را نشان دهد زیرا این کیف پول‌ها کلیدهای خصوصی دارایی‌های شما را هنگام اتصال به اینترنت ایجاد می­‌کنند. اگرچه کیف پول­‌های گرم از آن جهت که می‌توانید راحت و به‌سرعت به دارایی خود دسترسی داشته باشید و راحت معامله کنید، مناسب است، اما از امنیت مناسبی برخوردار نیستند.

ممکن است دور از ذهن به‌نظر برسد، اما کاربرانی که نکات ایمنی را هنگام استفاده از کیف پول‌هایشان رعایت نمی­‌کنند ممکن است دارایی خود را در معرض سرقت قرار دهند. این اتفاق، اتفاقی نادر نیست و می‌تواند به شیوه‌های مختلف روی دهد. به‌عنوان مثال صحبت کردن از مقدار بیت کوینی که ذخیره کرده‌اید در تالارهای گفت‌وگو ممکن است عاقلانه نباشد.

این کیف پول‌ها برای مقادیر کمی از رمز ارزها مورد استفاده قرار می­‌گیرند. می­‌توانید از کیف پول‌­های گرم برای چک کردن استفاده کنید. عقل اقتصادی می­‌گوید تنها پولی را که خرج می­‌کنید در آن قرار دهید در حالی که بخش عمدهٔ پول شما باید در حساب پس‌انداز یا سایر حساب‌های سرمایه‌گذاری باشد.

توجه به این نکته حائز اهمیت است که نگهداری رمز ارزها در کیف پول صرافی شبیه نگهداری آنها در کیف پول شخصی شما نیست. کیف پول‌های صرافی حساب‌هایی هستند که توسط صرافی‌ها ارائه می­‌شوند. دارندگان این‌گونه کیف پول‌ها، دارندهٔ کلید خصوصی رمز ارزهای نگهداری شده در این کیف‌ها نیستند.

اگر اتفاقی بیفتد که یک صرافی هک شود یا حساب شما به‌خطر بیفتد، پول شما از بین خواهد رفت. عبارت “نه کلیدهای شما، نه سکه‌های شما” یک مفهوم به‌شدت تکرارشده در تالارهای گفت‌وگوی رمز ارزها هستند. همان‌طور که قبلاً نیز اشاره شد، نگهداری مقدار زیادی رمزارز در هر کیف پول گرم، خصوصاً یک حساب صرافی کار عاقلانه‌­ای نیست. کیف پول‌های صرافی شامل صرافی‌های بایننس، جمینای، کوین‌بیس و خیلی دیگر از صرافی‌ها است.

بهترین صرافی‌های رمز ارز کدامند؟

در حالی ­که این کیف پول­‌ها به اینترنت متصل هستند و عامل بالقوه حملات به کیف پول‌ها است، اما همچنان برای انجام سریع معاملات یا خرید و فروش رمز ارزها بسیار مفید هستند.

کیف پول های سرد

نوع بعدی کیف پول که در اینجا به آن پرداخته می­‌شود، کیف پول سرد است. ساده‌ترین توضیح کیف پول سرد، کیف پولی است که به اینترنت متصل نمی­‌شود و بنابراین احتمال به خطر افتادن کمتری دارد. همچنین می‌­توان از این کیف پول‌­ها به‌عنوان یک کیف پول آفلاین یا کیف پول سخت‌افزاری نام برد.

این کیف پول­­‌ها آدرس و کلید خصوصی کاربر را روی چیزی که به اینترنت متصل نیست، ذخیره می‌کنند و معمولاً با نرم‌افزاری همراه هستند که به‌موازات آن کار می­‌کند تا کاربر بتواند بدون اینکه کلید خصوصی خود را در معرض خطر قرار دهد، محتویات کیف پول خود را مشاهده کند.

بهترین کیف پول‌های بیت ­‌کوین

شاید مطمئن‌ترین راه برای ذخیره آفلاین رمز ارزها از طریق کیف پول کاغذی باشد. کیف پول کاغذی، کیف پولی است که می‌توانید از طریق وب‌سایت‌های خاصی آن را تولید کنید که سپس کلیدهای عمومی و خصوصی را تولید می‌­کند که شما باید آن را روی تکه‌ای از کاغذ چاپ کنید. دسترسی به رمز ارزها در این آدرس‌ها در صورتی امکان‌پذیر است که آن کاغذ را داشته باشید. بسیاری از افراد این کاغذ را تکه‌تکه می‌کنند و آن­ها را در صندوق‌های بانک یا گاوصندوق‌های منزل خود ذخیره می‌کنند. کیف پول­‌های کاغذی رابط کاربری مطلوبی، به‌جز یک تکه کاغذ بودن، ندارند. بنابراین در این مقاله بر روی روش‌های دیگر ذخیره‌سازی در کیف پول‌های سرد مانند کیف پول‌های سخت‌افزاری متمرکز شده‌ایم.

یک کیف پول سخت‌افزاری معمولاً یک دستگاه با درگاه USB است که کلیدهای خصوصی کاربر را به‌صورت ایمن ذخیره می‌کند. این مزیت بسیار خوبی نسبت به کیف پول‌های گرم است زیرا در برابر ویروس‌هایی که ممکن است در رایانه شخصی وجود داشته باشد بی­‌تأثیر است. این بدین دلیل است که کلیدهای خصوصی با رایانه متصل به اینترنت در تماس نیستند. این دستگاه‌ها معمولاً متن باز هستند و به کاربر این امکان را می‌­دهند تا ایمنی خود را حفظ کنند نه اینکه از طریق اعلام شرکت‌ها بنا بر بی‌­خطر بودن آن، از آن استفاده کنند.

کیف پول‌های سرد مطمئن‌ترین راه برای ذخیره بیت‌کوین یا سایر رمز ارزها هستند. در بیشتر مواقع، برای راه­‌اندازی آن­ها نیاز به کمی دانش بیشتری داریم. برای کسانی که علاقه‌مند به‌داشتن رمز ارزها باشند، کسب اطلاع از ایمنی محیط و مفاهیم کیف پول سرد و گرم حائز اهمیت است. کیف پول‌های ذکر شده در بالا، برخی از بهترین نوع خود در بازار هستند، در صورت آمادگی می‌­توانید از آنها بهره ببرید.

بازارهای مالی چیست؟

بازارهای مالی (Financial markets) به گستره وسیعی از بازارها اطلاق می‌شود که در آن‌ها اوراق بهادار مبادله می‌گردد.‌ این بازارها شامل بازار مبادله سهام، بازارهای اوراق قرضه، بازار فارکس (Forex Market – FX) و بازارهای مشتقات (Derivative Markets) و دیگر انواع بازارها می‌شوند. بازارهای مالی برای عملکرد صحیح و جذب سرمایه مورد نیاز اقتصاد حیاتی می‌باشند.

درک مفهوم بازارهای مالی

بازارهای مالی نقش مهمی‌ در فعالیت روان و همچنین جذب سرمایه برای اقتصاد ‌ایفا می‌کنند و‌ این کار را از طریق‌ ایجاد نقدینگی برای کسب‌وکارها و کارآفرینان (entrepreneurs) انجام می‌دهند.‌ این بازارها‌ این امکان را برای خریداران و فروشندگان فراهم می‌کنند تا بتوانند دارایی‌های مالی‌شان را با یکدیگر مبادله کنند. بازارهای مالی اوراق‌های بهادار ارائه می‌کنند و در قبال آن‌ به افرادی که در آن‌ها با مبلغ مازاد خود سرمایه‌گذاری می‌کنند، سودی را تخصیص می‌دهند و به‌طور هم‌زمان برای کسب و کارهایی که نیازمند پول هستند نیز سرمایه فراهم می‌کنند. بازار بورس تنها یکی از انواع بازارهای مالی می‌باشد. بازارهای مالی از طریق خریدوفروش تعداد زیادی از ابزارهای مالی شامل سهام، اوراق قرضه، ارزها و همچنین مشتقات تشکیل می‌شوند. بازارهای مالی همچنین اتکای زیادی بر شفافیت اطلاعات دارند تا قیمت‌ها و اطلاعات مورد نیاز تمامی‌ کاربران بازار به‌طور کامل و بدون دست‌کاری به آن‌ها برسد. قیمت‌های موجود در بازارها و قیمت‌های اوراق قرضه ممکن است نشان‌دهندهٔ ارزش ذاتی واقعی آن‌ها نباشد زیرا نیروی عوامل اقتصاد کلان، مانند مالیات‌ها (Taxes) می‌توانند بر قیمت‌ها اثر گذارند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اوراق قرضه می‌توانید از مطلب آموزشی «اوراق قرضه چیست؟» دیدن نمایید.

برخی از بازارهای مالی کوچک هستند و یا فعالیت کمی دارند و دیگر انواع آن‌ها، مانند بورس اوراق بهادار نیویورک (New York Stock Exchange – NYSE) روزانه بیش از میلیاردها دلار اوراق بهادار را مبادله می‌کند.‌ این دارایی‌ها (سهام در بازارهای سهامی) به سرمایه‌گذاران‌ این امکان را می‌دهد تا بتوانند سهم‌های شرکت‌هایی که به‌صورت عمومی‌ عرضه شده‌اند را خریدوفروش نمایند. بازار بورس اصلی جایی است که منتشرکنندگان تازه سهام، که به‌عنوان عرضه‌کنندگان اولیه نیز شناخته می‌شوند، سهام خود را در آنجا می‌فروشند. هرگونه مبادله‌ای پس از‌ این در بازارهای ثانویه اتفاق می‌افتد، جایی که معامله‌گران، اوراق بهاداری را که قبلاً خریداری کرده‌اند به فروش می‌رسانند و یا دیگر اوراق‌های بهادار را می‌خرند.

نکته مهم: قیمت اوراق‌های بهادار مبادله شده در بازارهای مالی (مرجع) لزوماً ارزش ذاتی (Intrinsic Value) آن‌ها را منعکس نمی‌کند.

انواع بازارهای مالی

بازارهای مالی چیست؟

-بازار مستقیم (Over – the – counter Markets, OTC)

یک بازار مستقیم به یک بازار غیرمتمرکز (Decentralized Market) گفته می‌شود، بدین معنی که هیچ‌گونه مرکز فیزیکی ندارد و تمامی‌ مبادلات به شکل الکترونیکی انجام می‌شوند و در‌ این بازارها دو طرف معاملات بدون حضور در هیچ کارگزاری به‌عنوان شخص سوم به‌صورت مستقیم با یکدیگر به مبادله می‌پردازند. یک بازار مستقیم، سهام‌هایی را مبادله می‌کند که به‌صورت عمومی ‌در بازار بورس نیویورک (NYSE)، نزدک (NASDAQ) و یا بازار بورس آمریکا (American Stock Exchange – ISE) به نمایش گذاشته نشده‌اند. به‌طور کلی شرکت‌هایی که در بازار مستقیم مبادله می‌شوند کوچک‌تر از شرکت‌هایی هستند که در بازارهای مالی اصلی مبادله می‌شوند و به همین دلیل بازارهای فرابورس نیازمند قوانین نظارت کمتری هستند و همچنین هزینه استفاده از آن‌ها نیز کمتر می‌باشد.

-بازارهای اوراق قرضه (Bond Markets)

اوراق قرضه، به اوراق بهاداری گفته می‌شوند که در طی آن‌ها سرمایه‌گذار مقداری پول را برای مدت زمان مشخص به‌عنوان وام، به وام‌گیرنده می‌دهد و طبق توافق انجام شده در قرارداد، میزان بهرهٔ مشخصی را دریافت می‌کند. شما ممکن است به اوراق قرضه به‌عنوان یک توافق بین وام‌دهنده و وام‌گیرنده نگاه کنید که در آن جزئیاتی در مورد وام و همچنین نحوهٔ پرداخت آن نوشته شده است. اوراق قرضه توسط شرکت‌ها و همچنین شهرداری‌ها (Municipalities)، دولت‌های محلی ایالتی (States) و دولت‌های مرکزی (Sovereign Governments) به‌منظور تأمین مالی پروژه‌ها و عملیات‌ها انتشار می‌یابند. بازارهای اوراق قرضه، اوراق بهادار را که شامل اوراق و لوایح صادر شده توسط خزانه‌داری ‌ایالات متحده آمریکا (Notes and bills issued by the United States Treasury) می‌شوند را به فروش می‌رسانند. بازارهای اوراق قرضه همچنین تحت عنوان بازارهای بر پایهٔ بدهی (Debt markets (Credit markets و یا بازارهای درآمد ثابت (Fixed – income markets) نیز شناخته می‌شود.

-بازارهای پولی (Money Markets)

معمولاً بازارهای پولی کالاهایی را مبادله می‌کنند که در طی کوتاه‌مدت (منظور از کوتاه مدت، تاریخ انقضای کم آن‌ها است) دارای نقدینگی بالایی می‌باشند و از مشخصه‌های آن‌ها می‌توان به درجهٔ بالای امنیت و همچنین نرخ سود از پیش تعیین‌شده‌شان اشاره کرد. در سطح عمومی ‌و عمده‌فروشی، بازارهای پولی شامل حجم‌های معاملاتی بالایی بین مؤسسات و معامله‌گران می‌باشند. در سطح خرده‌فروشی،‌ این بازارها شامل صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترکی (Mutual Funds) می‌باشند که توسط سرمایه‌گذاران منفرد و حساب‌های باز شده در‌ این بازارها توسط مشتریان بانکی خریداری می‌شوند. افراد ممکن است در بازارهای پولی به‌منظور خرید گواهی‌های سپرده کوتاه‌مدت (Certificate of deposit – CD’s) سرمایه‌گذاری کنند و یا برای خرید اوراق منتشرشده توسط شهرداری‌ها و یا اوراق منتشرشده توسط خزانه‌داری و غیره سرمایه‌گذاری نمایند.

-بازارهای مشتقات (Derivatives Market)

مشتقات قراردادی هستند که بین دو یا چند طرف معامله نوشته می‌شوند که در آن ارزش قرارداد بر پایهٔ یک دارایی مالی پایه (مانند یک اوراق قرضه) و یا یک دارایی خاص (مانند یک شاخص) تعیین می‌شود. مشتقات، اوراق بهادار ثانویه‌ای هستند که ارزش آن‌ها به تنهایی توسط ارزش دارایی پایه اصلی‌شان که به آن لینک شده‌اند تعیین می‌شود. به‌صورت تکی، یک قرارداد مشتقات قراردادی بی‌ارزش می‌باشد. برخلاف سهام‌هایی که به‌صورت مستقیم مبادله می‌شوند، در بازارهای مشتقات به‌صورت قراردادهای آتی و یا قراردادهای اختیار معامله خرید یا فروش و یا انواع دیگری از محصولات مالی (Financial Products) مبادله می‌گردند. این دارایی‌ها ارزش خود را از ابزارهای مالی مانند اوراق قرضه (Bonds)، کالاها (Commodities)، ارزها (Currencies)، نرخ‌های بهره (Interest rates)، شاخص‌های بازار (Market indexes) و همچنین سهام (Stocks) می‌گیرند.

-بازار فارکس

بازارهای مالی چیست؟

بازار فارکس (Foreign exchange market, FOREX, FX) بازار مالی‌ای است که در آن مشارکت‌کنندگان می‌توانند به خرید، فروش، مبادله و معامله‌گری بر روی ارزها بپردازند. شایان ذکر است که بازار فارکس نقدینه‌ترین بازار در تمامی‌جهان می‌باشد، زیرا که پول به‌عنوان نقد‌پذیر‌ترین نوع تمامی دارایی‌ها شناخته می‌شود. بازارهای ارزی بیش از 5,000 میلیارد دلار مبادله روزانه دارند که‌ این میزان از مجموع بازارهای قراردادهای آتی بازارهای سرمایه‌ای بیشتر می‌باشد.

بازار مبادلات ارزهای خارجی (فارکس) چیست؟

به‌همراه بازارهای مستقیم، بازار فارکس نیز نوعی بازار غیرمتمرکز شناخته می‌شود و از شبکه‌ای بین‌المللی‌ای از کامپیوترها و کارگزاری‌ها در سراسر جهان ساخته شده است. بازار فارکس از بانک‌ها (Banks)، شرکت‌های تجاری (Commercial Companies)، بانک‌های مرکزی (Central Banks)، شرکت‌های مدیریت سرمایه‌گذاری (Investment management firms)، صندوق‌های سرمایه‌گذاری (Hedge funds)، کارگزاری‌های خرد فارکس (Retail forex brokers) و همچنین سرمایه‌گذاران تشکیل شده است.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد صندوق‌های سرمایه گذاری می‌توانید از مطلب آموزشی «صندوق‌های سرمایه گذاری چیست؟» دیدن نمایید.

نکات کلیدی:

  • بازارهای مالی به‌طور گسترده به هر نوع بازاری گفته می‌شود که در آن عملیات مبادلات اوراق قرضه انجام می‌گیرند.
  • انواع بسیار زیادی از بازارهای مالی وجود دارند که شامل بازار فارکس، بازار پولی، بازار سهام و بازار اوراق قرضه می‌شود.
  • بازارهای مالی تمامی‌ انواع اوراق قرضه را معامله می‌کنند و برای عملیات روان‌تر و همچنین تأمین سرمایه جامعه بسیار مهم محسوب می‌گردند.

اوراق بهادار با درآمد ثابت چیست؟

‌اوراق بهادار با درآمد ثابت (Fixed income security) یک نوع ‌سرمایه‌گذاری است که در آن سود به‌شکل پرداختی‌هایی با نرخ بهرهٔ معین در طی بازهٔ زمانی می‌باشد که این پرداختی‌ها به‌صورت یکسان انجام می‌شوند و در نهایت در پایان دوره و پس از رسیدن سر رسید، اصل مبلغ نیز به ‌سرمایه‌گذار برگردانده می‌شود. برخلاف اوراق بهادار با درآمد متغیر، که در‌ آن‌ها میزان سودِ داده شده بسته به اندازه‌گیری‌های پایه، مانند نرخ بهره کوتاه‌مدت، تغییر می‌کند. پرداختی‌های اوراق بهادار درآمد ثابت از پیش تعیین ‌شده‌اند.

نکات کلیدی:

  • ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت جریانی از درآمد را برای ‌سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کنند و در نهایت نیز اصل مبلغ را در تاریخ سررسید به‌ آن‌ها برمی‌گردانند.
  • اوراق قرضه مشهورترین نوع ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت هستند، اما از دیگر ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت می‌توان به گواهی سپرده ‌(Certificate of Deposit – CD’s)، بازارهای پولی ‌( Money Markets) و همچنین سهام ممتاز ‌(Preferred shares) نیز نام برد.
  • همهٔ اوراق قرضه به‌شکل برابری ایجاد نشده‌اند. در واقع اوراق‌های قرضه متفاوت، بندهای متفاوتی را نیز دارند که بسته به اعتبار صادرکنندهٔ‌ آن‌ها و همچنین قدرت شرکت ناشر این اوراق بستگی دارند.
  • ‌خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا ‌(United States of America Treasury) ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت منتشر شده توسط دولت را تضمین می‌کند، که این منجر به ریسک بسیار کم این اوراق می‌شود، البته در این حالت سود کمی ‌نیز حاصل خواهد شد.

توضیحاتی در مورد ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت

‌اوراق بهادار با درآمد ثابت ابزارهایی بر پایهٔ بدهی هستند که به خریدارشان مقدار مشخصی سود را طبق نرخ از پیش تعیین‌شده می‌پردازند که به آن پرداختی‌های کوپنی نیز گفته می‌شوند ‌(Coupon Payments). این پرداخت سود معمولاً به‌شکل شش ماهه انجام می‌شود در حالی که اصل پول وام‌داده شده توسط ‌سرمایه‌گذار در تاریخ انقضا به او بازگردانده خواهد شد. اوراق قرضه مشهورترین نوع از ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت می‌باشند. شرکت‌ها از طریق صدور ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت برای ‌سرمایه‌گذاران جذب سرمایه می‌کنند.

اوراق قرضه چیست؟

یک اوراق قرضه، محصول ‌سرمایه‌گذاری است که توسط شرکت‌ها و یا دولت به‌منظور کسب سرمایه برای تأمین بودجه مورد نیاز پروژه‌ها و همچنین عملیات‌ها منتشر می‌شوند. اوراق قرضه معمولاً از اوراق مشارکت و اوراق منتشرشده دولتی ‌(Government bonds) تشکیل ‌شده‌اند و می‌توانند ارزش اسمی ‌و همچنین تاریخ‌های انقضای ‌(Maturity dates) متفاوتی داشته باشند. ارزش اسمی ‌(Face value)‌ مقدار پولی است که ‌سرمایه‌گذار در تاریخ منقضی شدن اوراق قرضه دریافت می‌کند. اوراق‌های دولتی و همچنین اوراق مشارکت در بازارهای بورس اصلی مورد معامله قرار می‌گیرند و معمولاً با ارزش ‌اسمی 1000 دلاری، که از آن تحت عنوان ‌(Par value) نیز نام برده می‌شوند، در این بورس‌ها لیست می‌گردند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اوراق قرضه دولتی می‌توانید از مطلب آموزشی «اوراق قرضه دولتی چیست؟» دیدن نمایید.

‌اعتبارسنجی ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت

همه اوراق قرضه مانند یکدیگر نیستند زیرا که‌ آن‌ها درجه‌های اعتباری گوناگونی نسبت به یکدیگر، بسته به عملکرد مالی ناشر آن اوراق دارند. اعتبارسنجی بخشی از روند اعتباردهی به سهام است که توسط شرکت‌های مربوط به این حوزه ‌(Credit rating agencies) انجام می‌شود. این شرکت‌های اعتبارسنجی میزان اعتبار شرکت و همچنین اوراق قرضه دولتی را می‌سنجند و همچنین به این موضوع توجه می‌کنند که شخصیت تجاری تا چه حدی قابلیت باز پرداخت بدهی‌هایش را دارد. اعتبارسنجی به ‌سرمایه‌گذاران کمک می‌کند زیرا به‌ آن‌ها مقدار ریسکی که در این ‌سرمایه‌گذاری وجود دارد را نشان می‌دهد.

اوراق قرضه به دو دسته اوراق قرضه با درجهٔ ‌سرمایه‌گذاری ‌(Investment grade) و اوراق قرضه بدون درجهٔ ‌سرمایه‌گذاری ‌(non – investment grade) تقسیم‌بندی می‌شوند. اوراق قرضه با درجهٔ ‌سرمایه‌گذاری توسط شرکت‌هایی باثبات بالا و همچنین ریسک سرمایه اصلی پایین عرضه می‌شوند و به همین سبب نیز، دارای بهره‌های ‌کمتری نسبت به اوراق قرضهٔ بدون درجه ‌سرمایه‌گذاری می‌باشند. اوراق قرضه بدون درجه ‌سرمایه‌گذاری، که همچنین تحت عنوان ‌(Junk bonds) و یا اوراق قرضه با بازدهی بالا ‌(High – yield bonds) شناخته می‌شوند، مقدار اعتبار پایین و یا بسیار پایینی دارند و به‌همین سبب احتمال پرداخت نشدن مبلغ اصلی توسط شرکت‌های صادرکننده این اوراق ‌(Defaulting on paying interests) وجود دارد.

در نتیجه سرمایه‌گذاران معمولاً در برابر این ریسک مقدار سود بالاتری را از شرکت‌های صادرکننده این نوع از اوراق طلب می‌کنند تا بتوانند با این سود بالا در صورت خسارت آن را جبران کنند.

انواع ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت

اوراق بهادار با درآمد ثابت چیست؟

با وجود این که انواع بسیاری از ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت وجود دارند ما در ادامه چند مورد از مهم‌ترین و معروف‌ترین‌ آن‌ها را به‌علاوه اوراق مشارکت ‌(Corporate bonds) آورده‌ایم:

-قبوض ‌خزانه‌داری ‌(Treasury Notes, T-notes)

این اوراق توسط ‌خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا صادر شده و جزو اوراق قرضهٔ میان‌مدت به‌شمار می‌آیند، در 2، 3، 5، و یا 10 سال منقضی می‌گردند. قبوض صادره توسط ‌خزانه‌داری معمولاً دارای ارزش ‌اسمی 1,000 دلاری بوده و بهره را به‌صورت 6 ماهه با نرخ کوپنی ثابت پرداخت می‌کند. پرداخت بهره و همچنین اصل وام توسط اعتبار دولت ایالات متحده آمریکا تضمین می‌شود. دولت این اوراق را صادر می‌کند تا بتواند بدهی‌هایش را بپردازد.

اوراق قرضه ضمانت شده چیست؟

نوع دیگر از ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت که توسط ‌خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا صادر می‌شود، اوراق قرضهٔ ‌خزانه‌داری ‌(Treasury bonds) می‌باشند که طی 30 سال منقضی می‌گردند. اوراق قرضه ‌خزانه‌داری معمولاً دارای ارزش اسمی ‌10,000 دلاری هستند و طی مزایده‌هایی به‌صورت مستقیم از ‌خزانه‌داری به‌فروش می‌رسند.

‌اوراق بهادار با درآمد ثابت کوتاه‌مدت ‌خزانه‌داری، اسناد قانونی ‌خزانه‌داری ‌(Treasury bills) نامیده می‌شوند. اسناد قانونی ‌خزانه‌داری در مدت زمانی یک ساله منقضی شده و صادرکنندهٔ آن نیز هیچ‌گونه بهره‌ای را به شما پرداخت نمی‌کند. بلکه، ‌سرمایه‌گذاران می‌توانند این سهام قرضهٔ دولتی را با قیمتی پایین‌تر از ارزش ‌اسمی‌شان خریداری نمایند، و یا حین خرید تخفیفاتی بگیرند. زمانی که این اسناد قانونی منقضی می‌شوند، مبلغ اسمی ‌به ‌سرمایه‌گذاران پرداخت می‌شود. سود به‌دست آمده از این ‌سرمایه‌گذاری حاصل تفاوت بین قیمت خرید و همچنین ارزش اسمی ‌این اسناد قانونی می‌باشد.

-اوراق قرضه شهرداری ‌(Municipal Bonds)

این اوراق نوعی از اوراق قرضهٔ دولتی است که توسط ایالت‌ها، شهرها، و همچنین شهرستان‌ها صادر می‌شود تا بتوانند به‌منظور انجام پروژه‌ها، سرمایه جذب کنند. از این پروژه‌ها می‌توان به ساختنِ جاده‌ها، مدارس و بیمارستان‌ها اشاره کرد. بهرهٔ دریافتی از این نوع از اوراق قرضه معاف از مالیات شناخته می‌شود. همچنین، بهرهٔ به‌دست آمده از اوراق قرضه شهرداری ممکن است از مالیات‌های اخذ شده توسط ایالت‌ها و یا شهرها نیز مستثنی باشد، البته اگر ‌سرمایه‌گذار در محلی که این اوراق در آنجا مشمول چنین قانونی ‌شده‌اند، سکونت داشته باشند. اوراق قرضه شهرداری می‌تواند تاریخ‌های منقضی شدن بسیاری داشته باشد که طی‌ آن‌ها بخشی از پول اصلی به‌صورت جداگانه واریز شده تا در نهایت کل مبلغ وام‌داده شده بازپرداخت شوند. اوراق قرضه شهرداری معمولاً با ارزش ‌اسمی 5,000 دلار واگذار می‌شوند.

-گواهی سپرده ‌(Certificate of deposit – CD)

یک بانک می‌تواند گواهی سپرده ‌(Certificate of deposit – CD) را منتشر کند. در قبال سپرده‌گذاری مبلغی پول در یک بانک با یک مدت مشخص شده از قبل، بانک به شما سود پرداخت می‌کند. گواهی‌های سپرده دارای تاریخ انقضای ‌کمتر از 5 سال می‌باشند و معمولاً دارای نرخ بهره‌ای ‌کمتر از اوراق قرضه می‌باشند، هر چند این مقدار سود از حساب‌های عادی پس‌انداز بانک ‌بیشتر می‌باشد. یک گواهی سپرده شامل بیمه شرکت بیمه سپرده‌های فدرال ‌(Federal Deposit Insurance Corporation – FDIC) تا مبلغ 250,000 دلار به ازای هر صاحب حساب می‌شود.

-سهام ممتاز ‌(Preferred stocks)

شرکت‌ها سهامی را‌ تحت عنوان سهام ممتاز ‌(Preferred stocks) صادر می‌کند که به ‌سرمایه‌گذاران سود سهامی ثابتی ‌(Fixed dividend) را اختصاص می‌دهد، که این سود سهام ثابت به‌عنوان مبلغی دلاری و یا درصدی از ارزش سهم در یک تاریخ از پیش تعیین‌شده می‌باشد. نرخ‌های بهره و همچنین تورم بر روی قیمت سهام ممتاز تأثیر می‌گذارند، و شایان ذکر است که این دسته از سهام دارای سود تولیدی ‌بیشتری نسبت به ‌بیشتر انواع اوراق قرضه در بلندمدت می‌باشند.

مزایای ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت

‌اوراق بهادار با درآمد ثابت جریانی از درآمد را در طی مدت زمان معتبر بودن این اوراق برای ‌سرمایه‌گذاران فراهم می‌کنند. ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت همچنین ریسک کلی سبدهای سهامی ‌‌سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهند و از‌ آن‌ها در برابر نوسانات و یا حرکات شدید قیمتی در بازار محافظت می‌کنند. سرمایه‌ها به‌طور کلی نوسان ‌بیشتری نسبت به اوراق قرضه دارند که این بدین معنی است که حرکات قیمتی‌ آن‌ها می‌تواند منجر به سودهای ‌بیشتر و همچنین ضررهای ‌بیشتری شوند. در نتیجه، بسیاری از ‌سرمایه‌گذاران بخشی از سبدهای سهامی‌شان به اوراق قرضه اختصاص می‌دهند تا ریسک نوسان ارزش دارایی‌شان را ‌پایین‌تر بیاورند. مهم است به‌خاطر داشته باشید که قیمت اوراق قرضه و همچنین ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت نیز می‌تواند افزایش و یا کاهش یابد. با وجود این که نرخ پرداخت سود در اوراق قرضه با درآمد همواره ثابت می‌ماند، هیچ تضمینی در مورد ثابت ماندن قیمت‌ آن‌ها در طی دوران معتبر بودن این اوراق قرضه وجود ندارد.

اوراق بهادار با درآمد ثابت چیست؟

برای مثال، اگر ‌سرمایه‌گذاری اوراق بهادارش را پیش از تاریخ انقضایش بفروشد، ممکن است او با توجه به قیمت فعلی این اوراق، سود کسب نماید و یا دچار زیان شود. ‌سرمایه‌گذاران در صورت نگهداری اوراق بهادار تا تاریخ انقضایشان، مبلغی برابر با ارزش ‌اسمی را دریافت می‌کنند. اما اگر‌ آن‌ها این اوراق را در تاریخی پیش از تاریخ انقضا بفروشند، قیمت فروش نسبت به قیمت ‌اسمی دارای تفاوت‌هایی خواهد بود.

هر چند، ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت معمولاً ثبات ‌بیشتر اصل پول را نسبت به دیگر انواع ‌سرمایه‌گذاری‌ها پیشنهاد می‌کند. اوراق مشارکت (Corporation bonds)، نسبت به انواع دیگر از ‌سرمایه‌گذاری‌های اشتراکی احتمال بالاتری در بازپرداخت مبالغ پول در صورت اعلام ورشکستگی شرکت دارند. برای مثال، اگر شرکتی با ورشکستگی روبرو شود و مجبور به نقد کردن دارایی‌های خود باشد، صاحبان اوراق قرضه نسبت به صاحبان سهام در اولویت بازپرداخت قرار دارند.

‌خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا پرداخت سود ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت را تضمین می‌کنند و به‌عنوان یک ‌سرمایه‌گذاری امن در زمان عدم ثبات اقتصادی در نظر گرفته می‌شود. از سویی دیگر، اعتبار اوراق مشارکت توسط اعتبار شرکت صادرکننده‌ آن‌ها تضمین می‌گردد. به‌صورت کوتاه، باید بدانید که اوراق مشارکت دارای ریسک عدم پرداخت ‌بیشتری ‌(Default) نسبت به اوراق قرضه دولتی می‌باشند، ریسک عدم پرداخت به ناتوانی صادرکننده اوراق در پرداخت بهره و یا مبلغ اصلی پول به ‌سرمایه‌گذاران و یا دارندگان اوراق قرضه ‌اطلاق می‌گردد.

‌اوراق بهادار با درآمد ثابت به آسانی توسط کارگزاری‌ها مبادله می‌گردند و همچنین در صندوق‌های ‌سرمایه‌گذاری مشترک ‌(Mutual Funds) و همچنین صندوق‌های معامله شده در بازار بورس ‌(Exchange traded funds- ETF’s) نیز موجود می‌باشند. صندوق‌های ‌سرمایه‌گذاری مشترک و صندوق‌های معامله شده در بازار بورس شامل انواعی از اوراق بهادار در سبدهای خود هستند که ‌سرمایه‌گذاران می‌توانند انواع‌ آن‌ها را خریداری نمایند.

صندوق‌های سرمایه گذاری چیست؟

مزایا:

  • ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت، مقدار درآمد ثابتی را برای ‌سرمایه‌گذاران در طی مدت زمان اعتبار اوراق فراهم می‌کنند.
  • ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت توسط شرکت‌هایی ‌اعتبارسنجی می‌شوند که به ‌سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهد تا بین‌ آن‌هایی که از لحاظ اقتصادی ثبات دارند، انتخاب کنند.
  • با وجود این که قیمت سهام می‌تواند در طی مدت زمان نوسانات شدیدی را تجربه کنند، ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت دارای ریسک نوسانات قیمتی ‌کمتری می‌باشد.
  • ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت که شامل اوراق صادره توسط ‌خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا می‌شود توسط دولت تضمین ‌شده‌اند و در نتیجه بازگشت سرمایه به ‌سرمایه‌گذاران تضمین شده می‌باشد.

معایب:

  • ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت دارای ریسک اعتباری می‌باشند بدین معنی که صادرکننده‌ آن‌ها ممکن است در پرداخت بدهی‌های خود دچار قصور شود و نتواند سود توافق شده و یا اصل مبلغ پول را به شما برگرداند.
  • ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت معمولاً نرخ بهره و سود ‌کمتری را نسبت به انواع دیگر ‌سرمایه‌گذاری‌ها تأمین می‌کند.
  • ریسک تورم ‌(Inflation risk) می‌تواند در صورت افزایش قیمت‌ها بیش از نرخ بهرهٔ پرداختی توسط اوراق قرضه با درآمد ثابت مشکل‌ساز باشند.
  • اگر نرخ بهره با سرعتی بالاتر نسبت به ارزش ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت افزایش یابد، ‌سرمایه‌گذاران از نگه داشتن اوراق بهاداری که سود ‌کمتری برایشان حاصل می‌کند خارج می‌شوند.

ریسک‌های ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت

با وجود این که مزیت‌های بسیاری در مورد ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت وجود دارد و معمولاً به‌عنوان یک ‌سرمایه‌گذاری امن و ثابت شناخته می‌شوند، همچنین باید در نظر داشته باشیم که ریسک‌هایی نیز در‌ آن‌ها وجود دارند. ‌سرمایه‌گذاران باید پیش از ‌سرمایه‌گذاری در ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت، با تمامی ‌مزایا و معایب‌ آن‌ها آشنا شده باشند.

اوراق بهادار با درآمد ثابت چیست؟

‌سرمایه‌گذاری در ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت معمولاً سود کمی‌ را نصیب شما می‌کند، ارزش‌ آن‌ها به کندی افزایش می‌یابد و یا قیمت‌شان به آرامی ‌زیاد می‌شوند. مبلغ کل ‌سرمایه‌گذاری شده ممکن است برای مدت زمانی طولانی در گرو باشد، که به‌خصوص این مورد در مورد اوراق قرضه‌ای با تاریخ‌های انقضای بیش از ده سال صدق می‌کند. در نتیجه، ‌سرمایه‌گذاران به مبلغ پول دسترسی نخواهند داشت و ممکن است جهت استفاده زود هنگام از این پول، دچار ضرر و زیان‌هایی شوند. همچنین، از آنجایی که محصولات درآمد ثابت معمولاً نرخ سود ‌کمتری را در مقایسه با دیگر انواع ‌سرمایه‌گذاری‌ها پیشنهاد می‌کنند، احتمالاً از دست رفتن فرصت‌های کسب درآمد نیز وجود دارد.

‌اوراق بهادار با درآمد ثابت همچنین دارای ریسک ‌کمتر بودن سود پرداختی می‌باشند بدین معنی که مقدار نرخ سود پرداختی ممکن است از نرخ سود پرداختی در کل بازار ‌کمتر باشد. برای مثال، یک ‌سرمایه‌گذار که اوراق قرضه‌ای با سود 2٪ سالانه را انتخاب کرده است ممکن است در صورتی که نرخ بهره در طی سال به 4٪ افزایش پیدا کند، دچار مشکل ریسک نرخ بهره شود. ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت، نرخ سود ثابتی را تضمین می‌کند که این نرخ سود ثابت بدون توجه به مقدار نرخ بهره در طی زمان اعتبار اوراق قرضه می‌باشد. اگر نرخ‌های بهره افزایش یابند، دارندگان اوراق قرضه ممکن است دچار ضرر شوند.

اوراق قرضه منتشرشده توسط شرکت‌هایی با ریسک بالا ممکن است بازپرداخت نشوند، که این به معنی از دست دادن سرمایهٔ اصلی و سودهای آن می‌باشد. تمامی ‌اوراق قرضه دارای ریسک اعتبار می‌باشند، و همچنین ریسک عدم پرداختی که البته بستگی به میزان اعتبار مالی صادرکننده‌ آن‌ها دارد. اگر یک شرکت و یا دولت از لحاظ مالی در مضیقه باشد، ‌سرمایه‌گذاران ممکن است در ریسک عدم بازپرداخت اوراق بهادارشان قرار گیرند. ‌سرمایه‌گذاری در اوراق‌های قرضه بین‌المللی (International Bonds) نیز می‌تواند ریسک عدم پرداخت را افزایش دهد به‌خصوص اگر کشور صادرکنندهٔ این اوراق خود از لحاظ اقتصادی و یا سیاسی ثبات نداشته باشد.

تورم می‌تواند مقدار سود تأمین‌شده توسط اوراق قرضه با نرخ ثابت را دچار فرسایش نماید. تورم، اندازه‌گیری کلی افزایش قیمت‌ها در یک اقتصاد می‌باشد. از آنجایی که سود پرداختی ‌بیشتر اوراق قرضه در طی مدت زمان اعتبار این اوراق ثابت می‌باشد، ریسک تورم ممکن است یک مشکل تلقی شود اگر قیمت‌ها با سرعتی بالاتر از افزایش سرعت نرخ سود این اوراق مواجه شوند. اگر یک اوراق قرضه مقدار سود 2٪ را بدهد و نرخ تورم 4٪ افزایش یابد، با در نظر گرفتن افزایش قیمت کالا در اقتصاد، دارنده این اوراق قرضه در حال از دست دادن پول خود می‌باشد. به‌طور ایده‌آل، ‌سرمایه‌گذاران به‌دنبال اوراق قرضه‌ای هستند که بهره‌اش به‌اندازه‌ای بالا باشد تا بتواند با تورم مقابله نماید.

مثال‌هایی واقعی از ‌اوراق بهادار با درآمد ثابت

همان‌طور که قبل‌تر به آن اشاره کردیم، اوراق قرضهٔ خزانه‌داری، اوراق قرضهٔ بلندمدت هستند که تاریخ انقضای‌ آن‌ها تا 30 سال می‌باشد. اوراق قرضهٔ خزانه‌داری سودشان را به‌صورت 6 ماهه پرداخت می‌کنند و معمولاً دارای ارزش ‌اسمی 10,000 دلاری می‌باشند. اوراق قرضه ‌خزانه‌داری که در تاریخ 15 مارس سال 2019 صادر شد، نرخ بهره‌ای 3 درصدی را پیشنهاد داده بود. به‌بیان دیگر، ‌سرمایه‌گذاران سالانه به مقدار 3٪ ‌(که برابر 30 دلار از 1000 دلار می‌باشد. دیجی کوینر) سود می‌گیرند و پس از 30 سال نیز اصل مبلغ‌ آن‌ها که برابر با 1000 دلار بود پرداخت می‌شود.

از سویی دیگر، قبوض ‌خزانه‌داری که در تاریخ 15 مارس سال 2019 صادر شده بودند، نرخ بهرهٔ 2.625 درصدی داشته‌اند. این نوع از اوراق قرضه نیز سودشان را به‌صورت 6 ماهه پرداخت می‌کنند و معمولاً دارای ارزش ‌اسمی 1,000 دلاری می‌باشند. هر یک از این اوراق قرضه مبلغ 26.25 دلار را به‌صورت سالانه تا تاریخ انقضا به ‌سرمایه‌گذار پرداخت می‌کنند.

همان‌طور که مشاهده می‌کنید اوراق قرضه با مدت زمانی کوتاه‌تر، نرخ بهرهٔ ‌پایین‌تری نسبت به اوراق قرضه با تاریخ انقضای طولانی‌تر دارند زیرا که ‌سرمایه‌گذاران مقدار سود ‌بیشتری را در قبال ماندن پول‌شان نزد صادرکننده به مدت ‌بیشتر طلب می‌کنند.

الگوی شمعی دوجی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی شمعی دوجی نام یک سری از الگوهای کندلی می‌باشد که قیمت باز و بسته شدن در آن‌ها تقریباً با یکدیگر برابر می‌باشد. این الگوها معمولاً در الگوهای کندلی زیادی یافت می‌شوند. الگوهای کندلی دوجی به‌شکل یک صلیب، صلیب برعکس و یا علامت جمع (+) دیده می‌شوند. الگوهای دوجی به‌تنهایی الگوهایی خنثی هستند که در بسیاری از الگوهای مهم نموداری یافت می‌شوند. الگوهای دوجی معمولاً زمانی شکل می‌گیرند که قیمت‌های باز و بسته شدن (سهام یک شرکت) تقریباً با هم برابر باشند. این الگو معمولاً نشان از برگشت روند می‌دهند و تحلیل‌گران تکنیکال می‌توانند از این الگو به‌عنوان هشداری جهت تغییر روند استفاده نمایند. در زبان ژاپنی، دوجی به معنی «اشتباه بزرگ» و یا «خطای بزرگ» می‌باشد، که این نشان‌دهندهٔ نادر بودنِ برابر شدنِ قیمت باز و بسته شدن (Open And Close) یک سهام در بازار می‌باشد.

با توجه به محل قرارگیری خط باز و بسته شدن قیمت (خط افقی)، کندل‌های دوجی به‌شکل سنگ قبر (Gravestone)، پادراز (Long-legged) و یا سنجاقکی (Dragonfly) دیده می‌شوند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی شمعی دوجی سنگ قبر می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی شمعی دوجی سنگ قبر در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوی شمعی دوجی در تحلیل تکنیکال چیست؟
انواع کندل های دوجی؛ منبع – Investopedia

نکات مهم:

  • الگوی شمعی دوجی به الگوهای کندلی‌ای اطلاق می‌گردد که قیمت باز و بسته شدن (سهام) در آن‌ها تقریباً با یکدیگر برابر بوده و معمولاً کندل‌های دوجی عضوی از الگوهای مهم نموداری می‌باشند.
  • الگوی شمعی دوجی به تنهایی، الگویی خنثی می‌باشد که در بسیاری از الگوهای مهم قیمتی نیز یافت می‌شود.
  • کندل‌های دوجی به سه شکل اصلی سنگ قبر (Gravestone)، پادراز (Long-Legged) و سنجاقکی (Dragonfly) دیده می‌شوند.

الگوی شمعی دوجی سنجاقکی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی شمعی دوجی چه چیزهایی را به شما می‌گویند؟

تحلیل‌گران تکنیکال می‌گویند که تمامی اطلاعات مورد نیازشان در مورد یک سهام را می‌توان از روی قیمت آن متوجه شد، به‌عبارتی تکنیکالیست‌ها بر این باورند که قیمت سهم، بازتابی از تمامی اطلاعات مورد نیازشان در مورد یک سهم می‌باشد، به‌همین دلیل به‌عقیدهٔ آن‌ها، قیمت برای بررسی کامل سهام کافی می‌‌باشد. همچنین، عملکرد گذشتهٔ قیمت هیچ تأثیری بر روی عملکرد آینده قیمت نمی‌گذارد، و قیمت واقعی سهم در حال حاضر هیچ ارتباطی با قیمت واقعی و یا ارزش ذاتی (Interistic Value) آن سهم ندارد. بنابراین، تحلیل‌گران تکنیکال از ابزارهایی جهت پیدا کردن بهترین فرصت‌های معاملاتی استفاده می‌نمایند.

یکی از این ابزارها توسط تاجر ژاپنی بنام هوما (Homa) که از اهالی شهر ساکاتا (Sakata) بود در قرن هفدهم ابداع شد. این ابزار توسط چارلز داو (Charles Dow) در سال 1900 معروف گشت. نام این ابزار، نمودار کندلی (Candlestick Chart) بود. هر الگوی شمعی به ما چهار دسته از اطلاعات را می‌رسانند. براساس شکلِ این کندل‌ها، تحلیل‌گران می‌توانند فرضیاتی را در مورد رفتار قیمت‌های سهم انجام دهند. هر کندل در نمودار چهار دسته از اطلاعات را به ما نمایش می‌دهد: قیمت باز شدن (Open Price)، قیمت بسته شدن (Close Price)، بالاترین قیمت ثبت شده (High) در طی روز، و پایین‌ترین قیمت ثبت شده (Low) در طی روز.

کندل استیک در تحلیل تکنیکال چیست؟

بازهٔ زمانی مدنظر در الگوی شمعی دوجی اهمیتی ندارد. بدنۀ تو خالی  و یا بدنه‌های توپر در کندل‌ها به نام «بدنه یا بدنه اصلی» شناخته می‌شوند. خط‌هایی که از سمت بالا و پایین این بدنه‌ها به بیرون حرکت کرده‌اند را به‌عنوان سایه (Shadow – Wick) می‌شناسند. سایه‌هایی که در بالای بدنهٔ اصلی قرار می‌گیرند، نشان‌دهندۀ حرکات قیمتی تا آن سطح می‌باشند. از روی سایه‌های کندل‌ها می‌توانیم اطلاعات زیادی را در مورد‌ ‌روانشناسی بازار به‌دست بیاوریم. در کندل‌هایی که قیمت بسته‌ شدن سهم از قیمت باز شدن آن بیشتر باشد، شاهد یک بدنهٔ تو‌‌خالی (Hollow-Body) یا سفیدرنگ خواهیم بود. اگر قیمت بسته شدن سهامی از قیمت باز شدن آن در طی روز پایین‌تر باشد، شاهد بدنه‌ای سیاه‌رنگ خواهیم بود که از آن به‌عنوان کندل خرسی (Bearish Candlestick) نام برده می‌شود. در کل، دوجی‌ها جزو مهم‌ترین الگوهای کندلی به‌شمار می‌آیند.

به کندلی نام دوجی اطلاق می‌شود که قیمت باز و بسته شدن آن (در هر بازهٔ زمانی‌ای) با یکدیگر برابر باشند. کندل‌های دوجی معمولاً به‌شکل یک صلیب، و یا یک علامت جمع (+) دیده می‌شوند، بدنه‌ای بسیار کوچک دارند و یا در بسیاری از مواقع هیچ بدنه‌ای ندارند. اگر از دید مزایده‌ای به‌موضوع نگاه کنیم، کندل دوجی نشان می‌دهد که در بازار قطعیتی برای خرید و یا فروش بین معامله‌گران وجود ندارد و هر دو در قیمت مدنظر‌شان ثابت مانده‌اند. به‌عبارتی، می‌توان گفت که بازار در این حالت و برای مدت زمانی محدود، جهت ندارد و فشار خرید (Buying Pressure) و فشار فروش (Selling Pressure) و یا مقدار خرید و فروش در بازار و قیمت آن‌ها با یکدیگر برابر می‌باشند. این خود نشانه‌ای از عدم وجود قطعیت در بازار و عدم جهت‌گیری قیمت به سمت بالا (صعودی) و یا پایین (نزولی) در سهم می‌باشد. در این حالت، معامله‌گران هوشمند و موفق، دست از معامله کشیده و تنها بر حرکات قیمتی بازار نظارت می‌کنند. برخی از تحلیل‌‎گران نیز وقوع این حالت در بازار را نشانه‌ای از یک بازگشت قیمتی (Price reversal) یا بازگشت روند (Trend Reversal) می‌دانند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازگشت قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

هر چند، از شکل‌گیری الگوی شمعی دوجی می‌توان به‌عنوان فرصتی برای جمع‌آوری نیرو توسط قیمت و حرکت به سطوح بالاتر یا پایین‌تر نیز اشاره کرد. کندل‌های دوجی، معمولاً در زمان تثبیت قیمتی دیده می‌شوند و به معامله‌گران و تحلیل‌گران بازار کمک می‌کنند تا بتوانند احتمال شکست قیمتی بازار را بررسی کرده و آن‌ها را به موقع تشخیص دهد.

شکست قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

مثال‌هایی برای استفاده از الگوی شمعی دوجی

نمودار زیر نشان‌دهنده یک الگوی شمعی دوجی از نوع دوجی سنگ قبر (Gravestone Doji) در نمودار سهام شرکت سیانوتک (Cyanotech Corp) می‌باشد. این جدول مربوط به فوریهٔ سال 2018 است. الگوی نام‌برده پس از یک حرکت قدرتمند و با حجم معاملاتی بالا در بازار تشکیل شده است. این الگو می‌تواند نشان از یک بازگشت روند نزولی (Downtrend Reversal) باشد و احتمال رخداد یک شکست (Breakout) در بازار بالا می‌رود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد حجم معاملات می‌توانید از مطلب آموزشی «حجم معاملات در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

الگوی شمعی دوجی در تحلیل تکنیکال چیست؟
مثال دوجی سنگ قبر

در این مثال، کندل دوجی سنگ قبر (Gravestone Doji) توانسته به‌خوبی یک شکست را در سطوح فعلی قیمت پیش‌بینی کند. این شکستِ پیش‌بینی شده، در محدودۀ قیمتی‌ای نزدیک به میانگین‌های متحرک 50 روز و 200 روزه (50 or 200 Day Moving Averages) در سطوح قیمتی 4.16 دلار و 4.08 دلار رخ داد. البته برای پیش‌بینی تنها نباید به الگوی شمعی اعتنا نمود.

میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟

معامله‌گران معمولاً برای شناخت یک شکست قیمتی (Breakout) در بازار، از دیگر ابزارهای تکنیکالی مانند اندیکاتورهای تکنیکالی (Technical Indicators) استفاده می‌کنند. از این اندیکاتورها می‌توان به شاخصِ قدرتِ نسبی (Relative Strength Index – RSI) و اندیکاتور واگرایی و همگرایی میانگین‌های متحرک Moving Averages convergence) (divergence – MACD اشاره کرد. معامله‌گران روزانه می‌توانند همچنین یک دستور استاپ حفاظتی را در بالای سایه (Wick) این کندل قرار دهند که در نمودار فوق محدوده‌ای در حدود 5.10 دلار می‌باشد. اما معامله‌گران میان‌مدت (Intermediate-term Traders) ممکن است دستور استاپ حفاظتی خود را در محدوده‌ای بالاتر قرار دهند تا با نوسانات قیمتی، معاملهٔ آن‌ها بسته نشود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اندیکاتورها می‌توانید از مطلب آموزشی «اندیکاتور همگرایی-واگرایی میانگین متحرک – مکدی – در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

تفاوت بین کندل‌های دوجی و الگوی شمعی اسپینینگ تاپ (Spinning Top)

نمودارهای کندلی می‌توانند مقداری از اطلاعات بازار مانند روند احساسات، شتاب در بازار و نوسانات قیمتی را نشان دهند. الگوهای شکل‌گرفته توسط این کندل‌ها در نمودارهای کندلی نشان‌دهندۀ سیگنال‌هایی از عمل و عکس‌العمل در بازار می‌باشند. الگوی دوجی و اسپینینگ تاپ (Spinning top) الگوهای کندلی می‌باشند که معمولاً به‌شکل اعضایی از الگوهای بزرگتر دیده می‌شوند. مانند الگوی ستاره (Star formation). به‌تنهایی، الگوی شمعی دوجی و الگوی شمعی اسپینینگ تاپ نشان‌دهندۀ تعادل در قیمت می‌باشند، همچنین این الگوها نشان می‌دهند که فشار خرید و فشار فروش با یکدیگر برابر بوده و هیچ‌کدام نتوانسته‌اند بر دیگری غالب شوند. همچنین اطلاعاتی توسط این الگوهای کندلی ارائه می‌شود که یک معامله‌گر تکنیکال باید یاد بگیرد تا آن‌ها را به‌خوبی تفسیر کند.

الگوی شمعی ستاره عصرگاهی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوهای کندلی اسپینینگ تاپ بسیار شبیه به الگوهای کندلی دوجی شکل می‌باشند، اما بدنۀ آنها از بدنۀ الگوهای کندلی دوجی بزرگتر بوده، و قیمت‌های باز و بسته شدن در آنها فاصله بیشتری نسبت به یکدیگر دارند. برای اینکه یک کندل در دستهٔ کندل‌های دوجی قرار بگیرد، بدنۀ کندل باید حدوداً 5 درصد از کل محدودهٔ اشغال‌شده توسط کندل و سایه‌های آن را دربر بگیرد.

هر مقداری بیش از 5٪، کندل مورد نظر را در دستهٔ کندل‌های اسپینینگ تاپ (Spinning top candles) قرار خواهد داد. کندل‌های اسپینینگ تاپ همچنین نشان‌دهندهٔ ضعف در قیمت و روند کنونی بازار می‌باشند، اما لزوماً نشان‌دهندۀ یک بازگشت قیمتی نمی‌باشند. اگر الگوهای کندلی مانند الگوی دوجی و یا الگوهای کندلی اسپینینگ تاپ را در نمودار مشاهده گردید، به دنبال نشانه‌هایی از اندیکاتورهای دیگر نیز بگردید. اندیکاتورهایی مانند باندهای بولینجر (Bollinger Bands)، تا بتوانید تشخیص درستی از بازار داشته باشید. استفاده از دیگر اندیکاتورها به ما این امکان را می‌دهد تا به خوبی متوجه شویم که الگوی دوجی و یا اسپینینگ تاپ شکل گرفته در بازار، نشان‌دهندۀ خنثی بودن بازار می‌باشد و یا اینکه نشان از بازگشت روند (Trend Reversal) و بازگشت قیمتی (Price reversal) دارند.

باند بولینجر در تحلیل تکنیکال چیست؟

محدودیت‌های الگوی شمعی دوجی چیست؟

به‌تنهایی، الگوهای کندلی دوجی نشانگرهایی خنثی هستند که اطلاعات کمی را دربارۀ بازار به ما می‌دهند. علاوه بر این دوجی‌ها الگوهایی معمول در بازار محسوب نمی‌شوند. به‌همین سبب، ابزاری قابل‌اعتنا برای تشخیص نکات مهم قیمتی مانند بازگشت‌های قیمتی محسوب نمی‌شوند. همواره نمی‌توان در زمان تشکیل این الگوها به آن‌ها اعتماد نمود. زیرا هیچ تضمینی در مورد بازگشت قیمتی و یا ادامهٔ قیمت در روند سابق خود به معامله‌گر نمی‌دهند. به‌همین سبب نباید به‌تنهایی به این الگوهای نموداری جهت بررسی و آنالیز بازار تکیه نمود.

اندازهٔ سایز سایه‌های کندل دوجی در کنار کندل‌های تأییدیه آن می‌تواند به‌عنوان یک نقطهٔ ورود به بازار در نظر گرفته شوند. این بدین معنی است که معامله‌گران نیاز به پیدا کردن مکانی دیگر برای قرار دادن دستور استاپ حفاظتی خود خواهند داشت، یا اینکه آنها نیاز به دست کشیدن از این معامله خواهند داشت زیرا که قرار دادن یک دستور استاپ حفاظتی بسیار بزرگ و یا بسیار کوچک ممکن است باعث ضرر دیدن آنها در معامله شود. البته امکان سود نیز وجود دارد.

تمامی این موارد بستگی به ریسک‌پذیری معامله‌گر و میزان سود به زیان او خواهد داشت. پیش‌بینی میزان سود دریافتی و یا میزان پتانسیل سود در معاملاتی که بر پایهٔ الگوهای کندلی دوجی انجام می‌شود نیز سخت می‌باشد. زیرا این الگوهای کندلی به ما هیچ‌گونه هدف قیمتی (Target Price) را ارائه نمی‌دهند. بنابراین، استفاده از دیگر ابزارها و تکنیک‌ها مانند الگوهای کندلی دیگر، اندیکاتورها (Indicators) و یا دیگر استراتژی‌های معاملاتی برای در نظر گرفتن محل‌های ورود و خروج از معامله لازم و ضروری می‌باشد.

واگرایی در تحلیل تکنیکال چیست؟

واگرایی (Divergence) زمانی رخ می‌دهد که قیمت یک دارایی در مسیری متفاوت با یک اندیکاتور تکنیکالی حرکت کند. از این اندیکاتورها می‌توان به اندیکاتورهایی مانند اسیلاتورها (Oscillators) اشاره نمود. هرچند این واگرایی می‌تواند واگرایی حرکات قیمت با هر نوع دیگر اطلاعات موجود در بازار باشد. واگرایی به ما این هشدار را می‌دهد که احتمال تضعیف روند کنونی قیمت وجود دارد، و در برخی از موارد این واگرایی ممکن است به تغییر جهت قیمتی بیانجامد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اسیلاتور می‌توانید از مطلب آموزشی «اسیلاتور در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

دو نوع واگرایی وجود دارد، واگرایی مثبت (Positive Divergence) و واگرایی منفی (Negative divergence). واگرایی مثبت حرکات قیمت به سطوح بالاتر را پیش‌بینی می‌کند. واگرایی منفی نیز نشان از حرکت قیمت به‌سطوح پایین‌تر را می‌دهد.

واگرایی در تحلیل تکنیکال چیست؟
عکس از Investopedia، مبنع: Tradingview

نکات مهم:

  • واگرایی می‌تواند بین حرکات قیمت یک دارایی و تقریباً هر نوع اطلاعات تکنیکالی و یا بنیادی آن سهم باشد. با این وجود، واگرایی معمولاً توسط تحلیلگران تکنیکال هنگامی که قیمت‌ها در مسیری عکس مسیر اندیکاتور تکنیکال حرکت می‌کند مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  • واگرایی‌های مثبت نشان‌دهندهٔ امکان شروع حرکات قیمتی به سطوح بالاتر در آینده‌ای نزدیک می‌باشد. این واگرایی زمانی رخ می‌دهد که قیمت در حال حرکت به سطوح پایین‌تر باشد اما اندیکاتور تکنیکال مداوماً به سمت بالا حرکت نماید.
  • واگرایی منفی نشان از افت قیمت در آینده می‌­باشد. واگرایی منفی معمولاً در زمانی رخ می‌دهد که قیمت به سمت بالا حرکت کرده اما اندیکاتور تکنیکال دائماً در حال افت می‌باشند.
  • واگرایی موضوعی نیست که بتوان تنها به آن اتکاء نمود، و باید در نظر داشت که این واگرایی‌ها هیچ‌گونه سیگنال معاملاتی ایجاد نمی‌کنند. واگرایی‌ها می‌توانند برای مدت زیادی بدون رخ دادن هیچ‌گونه تغییر در روند قیمت رخ دهند.
  • واگرایی‌ها در همهٔ بازگشت‌های قیمتی بزرگ موجود نمی‌باشند، بلکه تنها در برخی از آنها اتفاق می‌افتند.

بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

واگرایی چه چیزهایی را به ما می‌گوید؟

واگرایی در تحلیل تکنیکال (مرجع) ممکن است به ما سیگنال یک حرکت بزرگ مثبت و یا یک حرکت بزرگ منفی را بدهد. یک واگرایی مثبت زمانی رخ می‌دهد که قیمت سهم در حال ثبت کف‌های جدید می‌باشد، اما اندیکاتور تکنیکال مورد استفاده، مانند اندیکاتور جریان پول (Money Flow Indicator) شروع به ثبت سقف‌های جدید می‌نماید. در حالت عکس نیز، در واگرایی منفی، قیمت سهم در حال ثبت قله‌های جدیدی می‌باشد در حالی که اندیکاتور تکنیکالی ما در حال ثبت کف‌های جدیدی می‌باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اندیکاتور شاخص جریان پول می‌توانید از مطلب آموزشی «اندیکاتور شاخص جریان پول در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

معامله‌گران می‌توانند از واگرایی‌ها جهت تخمین شتاب پایه‌ای قیمت یک دارایی استفاده نمایند. به‌دست آوردن شتاب پایه‌ای می‌تواند احتمال وقوع یک بازگشت قیمتی (Price Reversal) را نشان دهد. برای مثال، سرمایه‌گذاران می‌توانند با استفاده از اسیلاتورها (Oscillators) مانند  شاخص قدرت نسبی (Relative Strength Index – RSI) بر روی جدول خود استفاده نمایند. اگر قیمت سهام در حال صعود بوده و مرتباً قله‌های جدیدی را ثبت می‌کرد، در حالت عادی اندیکاتور شاخص قدرت نسبی نیز می‌بایست قله‌های جدیدی را ثبت می‌کرد. اما اگر قیمت سهام در حال ثبت قله‌های جدید باشد، ولی اندیکاتور شاخص قدرت نسبی شروع به ثبت کف‌های جدید کند، نشان‌دهندهٔ این است که امکان تضعیف روند صعودی ما وجود دارد. به این موضوع، واگرایی منفی می‌گوییم. معامله‌گران در این حالت می‌توانند در نظر بگیرند که قصد خروج از معامله را دارند و یا می‌خواهند با قرار دادن یک دستور استاپ حفاظتی (Stop – Loss Order) همچنان در معامله‌شان حضور داشته باشند.

اندیکاتور شاخص قدرت نسبی چیست؟

واگرایی مثبت در حالاتی عکس حالت فوق رخ می‌دهد. تصور کنید که قیمت یک سهم در حال تشکیل کف‌های جدید است اما اندیکاتور شاخص قدرت نسبی (RSI) در حال ثبت کف‌های جدیدی می‌باشد. در این حالت سرمایه‌گذاران ممکن است به این نتیجه برسند که روند نزولی در بازار در حال تضعیف و به اتمام رسیدن است، و به‌زودی یک بازگشت روندی (Trend Reversal) رخ خواهد داد.

واگرایی یکی از معمول‌ترین موارد مورد استفاده در تحلیل تکنیکال می‌باشد، و اندیکاتورهای بسیاری نیز آن را نشان می‌دهند، به‌خصوص اسیلاتورها.

تفاوت بین واگرایی و تأییدیه

واگرایی زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت و اندیکاتور تکنیکال به معامله‌گر اطلاعات متفاوتی می‌دهند. تأییدیه اما زمانی است که اندیکاتور تکنیکال و حرکات قیمت، و یا حتی چند اندیکاتور تکنیکال اطلاعاتی مشابه را به معامله‌گر در خصوص قیمت سهم و وضعیت بازار می‌دهند. در حالت ایده‌آل، معامله‌گران نیاز به تأییدیه برای ورود به معاملات خود دارند. اگر قیمت‌ها به سمت بالا حرکت کنند، آنها نیز انتظار دارند تا اندیکاتور مورد استفاده‌شان نیز این مطلب را به آنها نشان دهد که روند صعودی قیمت فعلاً ادامه‌دار خواهد بود.

محدودیت‌های استفاده از واگرایی‌ها

همان طور که در مورد تمامی تحلیل‌های تکنیکال صدق می‌کند، سرمایه‌گذاران باید از ترکیبی از اندیکاتورها و تکنیکال‌های تحلیل بازار برای گرفتن تأییدیه واگرایی (Divergence Confirmation) استفاده نمایند. واگرایی در همهٔ بازگشت‌های قیمتی رخ نخواهد داد، بنابراین دیگر روش‌های کنترل ریسک و یا تحیلی بازاری برای بررسی بازار و تخمین احتمال رخ دادن بازگشت قیمتی باید مورد استفاده قرار گیرند.

با این وجود، زمانی که واگرایی‌ها رخ می‌دهند، لزوماً بدین معنی نیستند که قیمت‌ها بازگشتی را به‌زودی تجربه خواهند کرد. واگرایی‌ها می‌توانند برای مدت‌زمانی طولانی ادامه‌دار باشند، بنابراین فقط اتکاء به آنها می‌تواند منجر به ضرر و زیان‌های گسترده شود، به‌خصوص زمانی که قیمت آن‌گونه که پیش‌بینی شده بود عمل نکند.

تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟

تئوری داو (Dow Theory) یک تئوری مالی است که بیان می‌دارد که بازاری در حالت صعودی می‌باشد که یکی از شاخص‌های میانگین آن (مانند شاخص صنعتی و یا شاخص حمل‌ونقل) به سطحی بالاتر از سطح قلهٔ مهم قبلی خود صعود کند. این صعود قیمتی باعث ‌می‌شود که دیگر میانگین‌ها و شاخص‌ها نیز به سمت بالا حرکت کنند. برای مثال، اگر شاخص میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones Industrial Average – DJIA) به سطحی بالاتر از سطح میانگین خود حرکت کند، شاخص میانگین حمل‌ونقل داو جونز (Dow Jones Transportation Average – DJTA) نیز با فاصلهٔ زمانی کوتاه این حرکت روبه‌بالا را انجام خواهد داد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شاخص میانگین صنعتی داوجونز می‌توانید از مطلب آموزشی «شاخص میانگین صنعتی داوجونز چیست؟» دیدن نمایید.

نکات مهم:

  • تئوری داو به‌مانند یک اسکلت تکنیکالی برای بازار است که پیش‌بینی ‌می‌نماید که هرگاه یکی از میانگین‌های بازار به سطحی بالاتر از بالاترین نقطهٔ مهم قبلی خود رسید، بازار به‌صورت کلی صعودی خواهد بود و دیگر شاخص‌ها و میانگین‌ها نیز همان مسیر را (هرچند با مدت زمانیِ متفاوت) طی خواهند کرد.
  • این تئوری بر این پایه و اساس استوار است که موضوعات و متغیرات دیگر در بازار ثابت بمانند، به این فرضیه، فرضیهٔ بازارهای بهینه (Efficient Market Hypothesis) گفته ‌می‌شود.
  • در چنین الگویی، شاخص‌های متفاوت بازار باید یکدیگر را از طریق حرکات قیمتی و الگوهای حجمی‌ تأیید نمایند تا زمانی که روند حال حاضر قطع شده و بازگشت روند (Trend Reversal) رخ دهد.

درک مفهوم تئوری داو

تئوری داو یک دیدگاه معاملاتی بود که توسط چارلز داو (Charles Dow) به همراه ادوارد جونز (Edward Jones) و چارلز برگ‌استرسر (Charles Bergstresser) توسعه یافت. این سه شخص با یکدیگر شرکت داو جونز و شرکاء (Dow Jones and Company, Inc.) را تأسیس نمودند و شاخص میانگین صنعتی داو جونز را در سال 1896 ارائه کردند. داو از تئوری خود در یک‌سری از مقالات در روزنامه معتبر وال‌استریت ژورنال (Wall Street Journal) رونمایی کرد، او این روزنامه را نیز به همراه دیگر همکارانش پایه‌گذاری کرده بود.

تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟

چارلز داو در 1902 از دنیا رفت و به دلیل مرگ خود نتوانست تئوری کامل‌اش را در مورد بازارها ارائه دهد. اما بسیاری از همراهان و همکاران او ادامهٔ کار را در دست گرفتند و با استفاده از نوشته‌های او، این تئوری را کامل کردند. برخی از مهم‌ترین کسانی که در توسعه تئوری داو شریک بودند شامل افراد زیر ‌می‌گردند:

  • ویلیام همیلتون (William P. Hamilton) در کتاب “The Stock Market Barometer” – 1922
  • رابرت رِآ (Robert Rhea) در کتاب “The Dow Theory” – 1932
  • جورج شِفِر ( George Schaefer) در کتاب “How I Helped More than 10000 Investors to Profit in Stocks” – 1960
  • ریچارد راسل (Richard Russell) در کتاب “The Dow Theory Today” – 1961

داو باور داشت که باید به بازار سهام به‌عنوان یک مقیاس معتبر از عملکرد کلی کسب‌وکارها و اقتصاد نگاه شود. و یک شخص ‌می‌تواند با تحلیل کلی بازار، به سنجه‌ای مناسب در مورد جهت حرکت بازار و وضعیت آن و جهت حرکت قیمتی هر یک از سهام منفرد (Individual Stocks) دست پیدا کند.

تئوری داو در طی تاریخچهٔ بیش از 100 سالهٔ خود مورد توسعه‌های بسیار زیادی قرار گرفته است، مانند توسعه‌هایی که ویلیام همیلتون (William Hamilton) در دههٔ 20 میلادی، رابرت رِآ (Robert Rhea) در دهه 30 میلادی، و جرج شِفِر (E. George Schaeffer) و ریچارد راسل (Richard Russel) در دهه 60 میلادی انجام دادند. در طی این مدت برخی از جنبه‌های این تئوری اهمیت و ماهیت خود را از دست دادند. برای مثال، تأکید بیش از اندازه تئوری اصلی داو بر روی بخش حمل‌ونقل (که شامل راه‌آهن‌ها در نسخه‌ٔ اصلی این تئوری بود) از نسخه‌های جدید حذف شده است، اما کلیت اصلی تئوری داو (مرجع) همچنان به‌عنوان یک ابراز مهم تحلیل تکنیکال مدرن در نظر گرفته ‌می‌شود.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تئوری داو چگونه کار ‌می‌کند؟

تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟

تئوری داو از شش جزء اصلی تشکیل شده است.

  1. تما‌می اطلاعات و مسائل مهم در قیمت‌های بازار لحاظ شده است.

تئوری داو براساس فرضیهٔ بازارهای بهینه (Efficient Market Hypothesis – EMH) عمل ‌می‌کند، این تئوری به این موضوع مهم اشاره ‌می‌کند که قیمت یک دارایی تمام اطلاعات مهم مورد نیاز ما در مورد آن دارایی را در خودش جای داده است. به‌بیان دیگر، این تئوری به‌عنوان یک آنتی تز (Anti – Thesis) در برابر اقتصاد رفتاری (Behavioral Economics) عرضه شد.

سودهای احتمالی، مزایای رقابتی، رقابت برای مدیریت شرکت‌ها و…. همگی فاکتورهایی هستند که در قیمت سهام یک شرکت در بازار لحاظ شده‌اند، حتی اگر کاربران و فعالان بازار نسبت به‌هیچ یک از این جزئیات اطلاعی نداشته باشند. با دقت بیشتر در این تئوری، ‌می‌توان متوجه شد که این تئوری آینده را نیز به شکلی ریسکی پیش‌بینی نموده است.

  1. سه روند اصلی در بازار وجود دارند.

بازارها سه روند اصلی را تجربه ‌می‌کنند که ممکن است یک سال و یا حتی بیشتر به طول بیانجامند، اصلی‌ترین این روندها، روندهای صعودی و یا روندهای نزولی ‌می‌باشند.

روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

در کنار این روندهای اصلی، روندهای ثانویه‌ای نیز در بازار تجربه ‌می‌شوند که معمولاً در جهتی خلاف جهت روند اصلی حرکت ‌می‌کنند. از این روندها ‌می‌توان به بازگشت‌های قیمتی (Price Reversals) اشاره کرد که در بازارهای روبه‌بالا (یا بازارهای گاوی – Bull Markets) به‌صورت یک روند روبه پایین (Pullback) و در بازارهای نزولی (یا بازارهای خرسی – Bear Markets) به‌صورت یک رالی قیمتی (Price Rally) به سمت بالا دیده ‌می‌شوند. این روندهای ثانویه قیمتی ‌می‌توانند از سه هفته تا سه ماه به طول بیانجامند. در نهایت، روندهای کوچکی نیز در بازار دیده ‌می‌شوند که کمتر از سه هفته به طول ‌می‌انجامند، که به این روندهای کوچک و کم‌اهمیت – البته در بازه‌های زمانی طولانی‌مدت – معمولاً نام نویز بازار (Noises) اطلاق ‌می‌گردد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازگشت قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

  1. روندهای اصلی شامل سه فاز ‌(Phase) می‌باشند

روندهای اصلی در بازار از سه فاز مهم عبور خواهند کرد. براساس تئوری داو، در یک بازار صعودی، شاهد سه فاز تجمیع (Accumulation Phase)، فاز مشارکت عمو‌می‌ و یا فاز حرکت بزرگ (Public Participation Phase)، و فاز افراط در بازار (Excess Phase) ‌می‌باشیم. در یک بازار نزولی، از این سه فاز به‌عنوان فازهای توزیع (Distribution Phase)، فاز مشارکت عمومی (Public Participation Phase)، و فاز ترس و وحشت (Panic or Despair  Phase) نام برده ‌می‌شود.

  1. شاخص‌ها باید یکدیگر را تأیید کنند

برای شکل‌گیری یک روند در بازار، داو اظهار داشت که میانگین‌های بازاری و شاخص‌ها باید یکدیگر را تأیید کنند. این بدین معنی است که در صورت دیده‌شدن یک سیگنال در یک شاخص، باید همین سیگنال‌ها در دیگر شاخص‌ها و یا میانگین‌های بازار نیز دیده شود. اگر یک شاخص، مانند شاخص میانگین صنعتی داو جونز (DJIA)، شروع یک روند اصلی جدید را تأیید کند اما یک شاخص دیگر در حالت روند نزولی خود باقی بماند، معامله‌گران هنوز نباید وقوع روند اصلی جدید را قطعی بدانند زیرا هنوز توسط شاخص‌های دیگر تأیید نشده است.

روند نزولی در تحلیل تکنیکال چیست؟

داو از دو شاخص اصلی‌ای که خود و همکارانش ابداع کردند برای بررسی سلامت و وضعیت کسب‌وکارها استفاده کرد. این دو شاخص شامل شاخص میانگین صنعتی داو جونز (DJIA) و شاخص میانگین حمل‌ونقل داو جونز (DJTA) بودند. در این حالت اگر شاخص میانگین صنعتی داو جونز، به سمت بالا حرکت ‌می‌کرد، باید منتظر حرکت شاخص میانگین حمل‌ونقل داو جونز نیز به سمت بالا ‌می‌بودیم. اما اگر قیمت دارایی‌ها در حال افزایش بوده باشد، اما قیمت ریل‌گذاری‌ها و راه‌آهن افزایشی را تجربه نکرده باشند و یا حتی کاهشی بوده باشند، احتمال عدم ثبات در این روند وجود داشت. حالت عکس این قضیه نیز کاملاً محتمل و شدنی بود، در این حالت صنایع ریلی و راه‌آهن‌ها سودهای کلانی را تجربه ‌می‌کردند اما بازار از سویی دیگر، می‌توانست در یک حالت نزولی به سر ‌ببرد و در این حالت نیز هیچ روند مشخصی را نمی‌توانستیم در بازار پیش‌بینی کنیم.

  1. حجم باید روند را تأیید کند

در صورت حرکت قیمت در جهت روند اصلی، حجم باید افزایش یافته و در صورت حرکت آن در خلاف جهت روند اصلی حجم باید کاهش پیدا کند. حجم پایین نشان از ضعف در روند ‌می‌دهد. برای مثال، در یک بازار صعودی، حجم باید در صورت افزایش قیمت‌ها روندی صعودی، و در صورت رخ دادن روندهای ثانویه (بازگشت‌های قیمتی – Price Reversals) باید روندی نزولی پیش گیرد. اگر در این مثال، حجم در زمان رخ دادن یک بازگشت قیمتی افزایش پیدا کند، ‌می‌تواند نشان از یک بازگشت روند و آمادگی بازار برای ورود به حالت نزولی داشته باشد.

حجم معاملات در تحلیل تکنیکال چیست؟

  1. روندها تا زمان رخ دادن یک بازگشت قدرتمند باقی ‌می‌مانند.

ایجاد بازگشت (Reversals) در روندهای اصلی هرگز نباید با رخ دادن روندهای ثانویه اشتباه گرفته شود. تشخیص اینکه یک حرکت صعودی در یک بازار نزولی و یا یک بازگشت قیمتی در یک بازار صعودی باعث تغییر روند ‌می‌شود، و یا همین که روند کنونی به مسیر حرکت خود ادامه ‌می‌دهد سخت ‌می‌باشد. در این حالت تئوری داو به ‌معامله‌گران هشدار ‌می‌دهد و بر این موضوع اصرار دارد که این بازگشت احتمالی قیمتی باید ابتدا تأیید شود.

موارد مهمی که باید در مورد تئوری داو مدنظر داشته باشید

در اینجا به برخی از نکات در مورد تئوری داو ‌می‌پردازیم.

قیمت‌های بسته شدن (Closing Prices) و حرکات قیمتی بدون جهت (Line Ranges)

چارلز داو تنها بر روی قیمت‌های پایانی روز (قیمت بسته شدن) اتکاء داشت و به حرکات میان روزانه شاخص‌ اهمیتی نمی‌داد. برای تأیید یک روند، قیمت بسته شدن باید نشان‌دهندهٔ رخ دادن آن روند باشد، نه حرکات میان روزی قیمت (Intraday Price Movement).

یک ویژگی دیگر از تئوری داو ایدهٔ حرکات بدون جهت قیمت (بازار بی‌جهت) است، که در دیگر نقاط تحلیل تکنیکال به آن عنوان (بازارهای بی‌جهت – Trading Ranges) داده‌اند. در این بازه‌های زمانی که حرکات قیمتی به‌صورت افقی بوده و بازار جهت مشخصی (روبه بالا و یا روبه پایین) ندارد، ‌معامله‌گران ‌می‌توانند منتظر یک حرکت قیمتی بمانند تا خط روند (Trend line) را شکسته و آماده تصمیم‌گیری در مورد جهت حرکت‌اش در بازار شوند. برای مثال، اگر قیمت به محدودهٔ بالاتر از سطح خط روند خود صعود کند، به احتمال زیاد روند آیندهٔ بازار روندی صعودی خواهد بود. البته باید در نظر گرفت که این شکست خط روند، حتماً با تثبیت قیمتی‌ای در آن سطح اتفاق بیافتد و یک خطا (Fail Break-Out) نباشد.

خط روند در تحلیل تکنیکال چیست؟

سیگنال‌ها و تشخیص روندهای بازار

یکی از سختی‌هایی که در اعمال تئوری داو وجود دارد، تشخیص صحیح روندهای بازار و بازگشت‌های روندی است. به یاد داشته باشید، شخصی که با استفاده از تئوری داو به معامله‌گری در بازار ‌می‌پردازد، از روند عمده و اصلی بازار استفاده ‌کرده و در جهت آن معامله ‌می‌کند، بنابراین بسیار حیاتی است که این شخص نقاطی که در آنها احتمال بازگشت روندی در بازار وجود دارند را شناسایی کنند.

تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟

یکی از اصلی‌ترین تکنیک‌های استفاده شده برای شناسایی نقاط بازگشت روند در بازار تحت عنوان بررسی قله‌ها و کف‌ها (Peak and Trough Analysis) شناخته ‌می‌شود. یک قله به‌عنوان بالاترین سطح قیمتی که بازار تا آن نقطه حرکت کرده است در نظر گرفته ‌می‌شود. در حالی که یک کف به‌عنوان پایین‌ترین قیمتی که بازار تا آن نقطه حرکت داشته است، شناخته ‌می‌شود. در نظر داشته باشید که تئوری داو در این حالت، فرض را بر این گذاشته است که بازار در یک خط افقی حرکت نمی‌کند بلکه روندی مشخص و به سمت بالا (صعودی) و یا به سمت پایین (نزولی) را دارد. تنها در این دو حالت است که بازار قله‌های جدید (Peaks) و یا کف‌های جدید (Troughs) را ‌می‌سازد.

یک روند روبه بالا در تئوری داو به‌صورت یک‌سری از قله‌هایی تعریف ‌می‌شود که به‌صورت متوالی تشکیل شده‌اند و هریک از این قله‌ها از دیگری بالاتر ‌می‌باشد. یک روند نزولی نیز در تئوری داو به‌شکل یک‌سری از کف‌ها که به دنبال یکدیگر تشکیل شده‌اند، تعریف شده‌اند که هریک از این کف‌ها در سطح قیمتی‌ای پایین از کف‌های قبلی قرار گرفته است.

اصل ششم تئوری داو عنوان ‌می‌دارد که روند در حالت خود باقی ‌می‌ماند تا زمانی که یک نشانه واضح از بازگشت روند (Trend Reversal) در آن دیده شود. این موضوع به قانون اول نیوتون در مورد حرکت شباهت زیادی دارد، در این قانون به این موضوع اشاره شده است که یک جسم تمایل به حرکت در جهت قبلی خود را دارد تا زمانی که یک نیرو خارجی جدید بر آن اعمال شود. در حالتی مشابه، روند بازار نیز به همین صورت عمل ‌می‌کند و تمایل به حرکت در جهت پیشین خود دارد، یعنی برای مثال، در صورت صعودی بودن تمایل به ادامه روند صعودی و در صورت نزولی بودن تمایل به افت قیمتی و ادامهٔ روند نزولی خود را خواهد داشت. مگر اینکه یک نیروی قوی مانند تغییر نگرش ‌معامله‌گران، اخبار تأثیرگذار اقتصادی و بنیادی و …. بازار را تحت تأثیر قرار دهند تا این روندها به اتمام رسیده و بازگشت روند رخ دهد.

بازگشت‌های روند (Trend Reversals)

بازگشت‌های روند در روندهای اصلی بدین صورت تعریف ‌می‌گردند: در بازگشت‌های روند، در صورت وجود روند صعودی، روند اصلی دیگر نمی‌تواند قله‌های جدیدی را ثبت نماید. و اگر روند نزولی باشد، روند از ثبت کف‌های قیمتی جدید عاجز ‌می‌ماند. در چنین شرایطی، بازار از حالت تشکیل سقف‌ها و کف‌های متوالی خارج ‌می‌شود، و در صورت تشخیص درست بازگشت روندی، ‌می‌توان به این نتیجه رسید که روند اصلی سابق در بازار به پایان خود رسیده است.

بازگشت روند همان طور که گفته شد، زمانی صورت ‌می‌گیرد که قیمت‌ها در بازار دیگر نتواند سقف‌ها و یا کف‌های جدیدی برای خود بسازد و به جای آنها، شروع به ساختن کف‌ها و یا سقف‌های قیمتی جدیدی نماید. البته این اتفاق به آرا‌می ‌رخ ‌می‌دهد و در صورت تثبیت شدن، ‌می‌توان منتظر شکل‌گیری یک روند جدید و به اتمام رسیدن روند قبلی بود.

الگوی شمعی دوجی سنجاقکی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی شمعی دوجی سنجاقکی (Dragonfly Doji Candlestick) یک نوع از الگوهای کندلی می‌باشد که سیگنال تغییر روند قیمتی را به ما می‌دهد. اما این تغییر روند قیمتی به حرکات قیمت قبل از آن نیز بستگی دارد. این الگو زمانی شکل می‌گیرد که بالاترین قیمت روز، قیمت باز شدن و قیمت بسته شدن سهم همگی با یکدیگر برابر باشند. سایهٔ طولانی پایینی این الگو به ما نشان می‌دهد که در طی آن روز، فشار فروش (Selling Pressure) زیادی در بازار وجود داشته است، اما همزمان به ما اعلام می‌کند که خریداران توانسته‌اند این فشار را کنترل کنند و از سقوط بیش از حد قیمت جلوگیری کنند و در نهایت قیمت را در محدوده‌ای برابر با قیمت باز شدن آن‌روز ببندند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی شمعی دوجی می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی شمعی دوجی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

در پی یک روند نزولی، الگوی شمعی دوجی سنجاقکی (Dragonfly Doji Candlestick) نشان از یک افزایش قیمت احتمالی می‌دهد. پس از یک روند صعودی نیز، شکل‌گیری این کندل به ما نشان از افت احتمالی قیمت می‌دهد. در هر دو حالت، کندلی که پس از کندل دوجی شکل تشکیل می‌شود باید برای بررسی جهت آیندهٔ روند بازار مورد آنالیز قرار گیرد.

نکات کلیدی:

  • یک الگوی شمعی دوجی سنجاقکی معمولاً پس از افزایش و یا پس از کاهش قیمت‌ها رخ می‌دهد.
  • قیمت باز شدن، بالاترین قیمت طی روز و قیمت بسته شدن همگی باید با یکدیگر برابر باشند، و پایین‌ترین قیمت طی روز نیز به حدی پایین بوده باشد که باعث شکل‌گیری یک خط صاف طولانی (سایه زیرین طویل) شود. می‌توانیم شکل این کندل را به یک حرف تی بزرگ انگلیسی (T) نیز تشبیه کنیم.
  • شکل‌گیری یک الگوی شمعی دوجی پس از افزایش قیمت‌ها می‌تواند هشداری در جهت کاهش احتمالی قیمت‌ها باشد. در این حالت شکل‌گیری و بسته شدن یک کندل منفی پس از کندل دوجی این نظر را تأیید می‌کند.
  • شکل‌گیری یک کندل دوجی سنجاقکی پس از کاهش قیمت‌ها می‌تواند به ما هشدار افزایش قیمت‌ها را بدهد. به‌خصوص اگر کندل بعدی، کندلی صعودی (Bullish Candle) باشد.
  • معامله‌گرانی که با استفاده از کندل‌ها معامله می‌کنند، معمولاً منتظر ایجاد کندل تأییدیه می‌مانند و سپس وارد معامله می‌شوند.

الگوی شمعی دوجی سنجاقکی (Dragonfly Doji Candlestick) چه چیزهایی را به شما می‌گوید؟

الگوی شمعی دوجی سنجاقکی الگویی نیست که به‌صورت معمول رخ دهد، اما زمانی که رخ می‌دهد معمولاً به‌عنوان یک نشان خطر و یا هشداری در جهت تغییر روند قیمتی در نظر گرفته می‌شود. اگر این کندل پس از افزایش قیمت‌ها شکل گیرد، نشان می‌دهد که فروشندگان توانسته‌اند در بازهٔ زمانی‌ای طی روز، کنترل بازار را در دست بگیرند و قیمت‌ها را تا جایی که سایهٔ کندل نشان می‌دهد پایین بیاورند. با وجود اینکه خریداران توانسته‌­اند قیمت‌ها را بالا نگه دارند، اما این فشار فروش ثبت شده می‌تواند به‌عنوان هشداری برای تضعیف روند و احتمال شکل‌گیری یک روند نزولی جدید باشد.

کندلی که پس از یک کندل نزولی دوجی سنجاقکی تشکیل می‌شود باید این بازگشت قیمتی را تأیید کند. قیمت در این کندل‌ها باید در سطحی زیر سطح کندل دوجی سنجاقکی بسته شود. اگر قیمت‌ها افزایش یافتند و در سطحی بالاتر بسته‌ شدند، الگوی کندل دوجی سنجاقک شکل ما بی‌اعتبار می‌شود و نمی‌توان از آن به‌عنوان هشداری برای بازگشت روند قیمتی استفاده نمود.

بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

اما اگر کندل دوجی سنجاقکی پس از کاهش قیمت‌ها شکل گیرد، نشان می‌دهد که خریداران در بازهٔ زمانی از روز توانسته‌اند کنترل بازار را در دست بگیرند. هر چند فروشندگان، در نهایت توانستند قیمت را در سطح باز شدن آن روز ببندند. با این وجود، این سایهٔ طویل شکل گرفته می‌تواند به‌عنوان یک هشدار تغییر روند تعبیر شود. البته همهٔ اینها بستگی به کندل تأییدیه‌­ای دارد که پس از کندل دوجی سنجاقکی شکل می‌گیرد.

در این حالت، سیگنال زمانی تأیید می‌شود که کندل بعدی در سطحی بالاتر از کندل دوجی سنجاقکی بسته شود. هر چه رالی قیمتی انجام شده در این کندل قوی‌تر باشد بر شدت روند صعودی جدید می‌افزاید و آن را قابل اتکاتر و معتبرتر می‌کند.

معامله‌گران معمولاً در طی مدت زمان کوتاهی پس از تأییدیه‌های کندلی، به معاملات‌ وارد می‌شوند. اگر معامله‌گری قصد وارد شدن به موقعیت معاملاتی خرید را پس از رخ دادن یک بازگشت قیمتی صعودی داشته باشد، می‌تواند از دستور استاپ حفاظتی (Stop – Loss Order) که در سطحی زیر سطح کندل دوجی سنجاقکی قرار گرفته است استفاده نماید. اگر معامله‌گر قصد ورود به معامله فروش را پس از شکل‌گیری یک بازگشت روند نزولی دارد، می‌تواند دستور استاپ حفاظتی را در سطحی بالاتر از سطح کندل دوجی سنجاقکی قرار دهد.

لازم به‌ذکر است که استفاده از دیگر اندیکاتورهای تکنیکال و دیگر روش‌های آنالیز بازار در کنار استفاده از اطلاعات کندل دوجی سنجاقکی مورد نیاز می‌باشند. به‌خصوص در چنین مواقعی که کندل شکل گرفته، نشان‌دهندهٔ عدم قطعیت در بازار می‌باشد و احتمال بازگشت قیمتی و همچنین احتمال عدم بازگشت قیمتی وجود دارد. به‌علاوه، یک کندل دوجی سنجاقکی با حجم معاملاتی بالا به‌طور کلی، بسیار قابل اتکاتر و معتبرتر از یک کندل دوجی سنجاقکی با حجم معاملاتی پایین می‌باشد. به صورت ایده‌آل، بهترین تأییدیه برای این کندل‌ها زمانی رخ می‌دهد که کندل تأییدیه، قیمت حرکتی قوی‌ای به سمت بالا و یا پایین داشته باشد و هم‌زمان حجم معاملاتی بالایی نیز داشته باشد.

حجم معاملات در تحلیل تکنیکال چیست؟

به‌علاوه، باید این نکته را در نظر داشته باشید که کندل دوجی سنجاقکی می‌تواند به‌عنوان بخشی از الگوهای بزرگ نموداری نمایان شود، مانند انتهای الگوی سر و شانه (Head and Shoulders Pattern). پس بهتر است که در هنگام معاملات، به‌صورت کلی به نمودار نگاه کنید و تنها بر روی یک کندل خاص تمرکز نکنید.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد الگوی سر و شانه می‌توانید از مطلب آموزشی «الگوی سر و شانه در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

مثال‌هایی از نحوهٔ استفاده از الگوی شمعی دوجی سنجاقکی

الگوی شمعی دوجی سنجاقکی در تحلیل تکنیکال چیست؟
مثالی از کندل دوجی سنجاقکی، منبع: Investopedia

کندل‌های دوجی سنجاقکی بسیار کمیاب می‌باشند، زیرا که برای تشکیل این کندل‌ها باید قیمت‌های باز شدن (Open)، بالاترین قیمت روزانه (High) و قیمت بسته‌شدن (Close) همگی دقیقاً با یکدیگر برابر باشند. هر چند معمولاً مقدار اندکی تفاوت بین مقادیر قیمتی ذکر شده وجود دارد.

این مثال، نشان‌دهندهٔ شکل‌گیری یک الگوی شمعی دوجی سنجاقکی (مرجع) در طی یک اصلاح افقی یک روند صعودی می‌باشد. کندل دوجی سنجاقکی به سطحی پایین‌تر از پایینِ کف ثبت‌شده رسیده و دوباره به سمت بالا توسط خریداران هل داده شده است.

پس از کندل دوجی سنجاقکی، قیمت به سمت بالا حرکت کرده و کندل‌های تولید شده بعدی این تأییدیه را به وجود آوردند که قیمت دوباره به روند صعودی خود بازگشته است. معامله‌گران می‌توانند در حین ثبت کندل تأییدیه و یا اندکی پس از ثبت شدن کامل آن وارد معامله شوند. یک دستور استاپ حفاظتی (Stop – Loss Order) می‌تواند در سطحی پایین‌تر از پایین‌ترین نقطهٔ کندل دوجی سنجاقکی قرار بگیرد.

این مثال نشان‌دهندهٔ میزان انعطاف‌پذیری‌ای است که کندل‌ها تأمین می‌کنند. قیمت تا قبل از شکل‌گیری کندل دوجی سنجاقکی هیچ‌گونه کاهش شدیدی را تجربه نکرده بود، اما پس از تجربهٔ این کاهش دوباره به بالا کشیده شده و روند سابق خودش (به سمت بالا) را ادامه داد. اگر بخواهیم به‌طور جزیی‌تری نگاه کنیم، در اینجا کندل دوجی سنجاقکی و کندل تأییدیه آن نشان‌دهنده ایجاد و تکمیل یک اصلاح کوتاه‌مدت در روند صعودی بودند.

اصلاح قیمت در تحلیل تکنیکال چیست؟

تفاوت بین کندل دوجی سنجاقکی (Dragonfly Doji Candlestick) و کندل دوجی سنگ قبر (Gravestone Doji Candlestick)

کندل دوجی سنگ قبر (Gravestone Doji Candlestick) زمانی رخ می‌دهد که قیمت بسته‌شدن، قیمت بازشدن و پایین‌ترین قیمت طی روز با یکدیگر برابر باشند. این کندل دارای یک سایهٔ بالایی طویل می‌باشد. کندل دوجی سنگ قبر شبیه به یک حرف تی بزرگ انگلیسی برعکس می‌باشد. هر دو کندل‌های دوجی سنجاقکی و دوجی سنگ قبر نشان‌دهندهٔ ایجاد بازگشت احتمالی در روند می‌باشد، که البته باید منتظر تأیید شدن آن‌ها در کندل‌های بعدی بود.

الگوی شمعی دوجی سنگ قبر در تحلیل تکنیکال چیست؟

محدودیت‌های استفاده از الگوی شمعی دوجی سنجاقکی

کندل دوجی سنجاقکی به‌ندرت رخ می‌دهد، بنابراین نمی‌توان به عنوان یک ابزار قابل اتکا برای تشخیص بازگشت‌های روندی (Trend Reversals) استفاده کرد. حتی در زمانی که این کندل‌ها شکل می‌گیرند، باز هم الگوهای قابل اتکایی نمی‌باشند. بنابراین هیچ‌گونه تضمینی از بازگشت قیمت و تغییر جهت روند را نمی‌توانیم از این کندل‌ها به‌دست آوریم.

همچنین باید به اندازهٔ کندل دوجی سنجاقکی در کنار کندل تأییدیه‌­اش توجه کرد زیرا در برخی مواقع، اندازهٔ دوجی به معنی قرار گرفتن دستور استاپ حفاظتی با فاصله‌ای بسیار زیاد از محل ورود به معامله می‌باشد. این بدین معنی است که معامله‌گر نیاز دارد تا محدودهٔ دیگری را به‌عنوان محل قرارگیری دستور استاپ حفاظتی (Stop Loss Order) انتخاب نماید، و یا ممکن است این معامله‌گر نیاز داشته باشد تا این موقعیت معاملاتی را رها کند. زیرا که قرار دادن دستور حفاظتی با فاصلهٔ زیاد از نقطه ورود به معامله ممکن است با میزان ریسک به سود (Risk to reward) مدنظر او نباشد.

تخمین میزان سود به‌دست آمده با کندل دوجی سنجاقکی نیز می‌تواند مشکل باشد زیرا که الگوهای کندلی به‌طور کلی اهداف قیمتی (Price Tragets) را تعیین نمی‌کند. می‌توان از روش‌های دیگر، مانند استفاده از دیگر الگوهای کندلی، اندیکاتورها (Technical Indicators) و یا استراتژی‌هایی که زمان و موقعیت خروج از معاملات با سود را فراهم می‌کنند، استفاده نمود.

روند نزولی در تحلیل تکنیکال چیست؟

روند نزولی (Downtrend) به حرکات قیمتی یک سهم اشاره دارد که با نوسانات قیمتی طی زمان رو به پایین حرکت می‌کند. در حالی که قیمت به‌صورت متناوب به سمت بالا و یا پایین حرکت می‌کند، در روندهای نزولی شاهد وقوع کف‌های پایین‌تر و قله‌های پایین‌تر هستیم. تحلیل‌گران تکنیکال به روندهای نزولی توجه می‌کنند زیرا ‌آن‌ها چیزی بیش از یک افت قیمتی را نشان می‌دهند. سهم‌هایی که در روند قیمت‌های نزولی قرار دارند به حرکت نزولی خود ادامه می‌دهند تا زمانی که یک خبر مهم و یا اتفاق خاص بازار را تغییر دهد. این بدین معنی است که با ادامه یافتن روندهای نزولی، اوضاع بازار رو به زوال می‌گذارد. روند نزولی در مقابل روند صعودی قرار می‌گیرد.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد روند ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «روند در تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

نکات کلیدی:

  • روندهای نزولی از طریق تشکیل قله‌های پایین‌تر و کف‌های پایین‌تر شناخته می‌شوند. همچنین روند نزولی باعث ایجاد تغییراتی بنیادی در سرمایه‌گذاران می‌گردد.
  • تغییر در یک روند زمانی رخ می‌دهد که میزان عرضه و تقاضا در بازار تغییر کند. به‌عبارتی، برای یک روند نزولی، میزان عرضه باید توسط فروشندگان زیاد شود تا قیمت‌ها رو به کاهش بگذارند.
  • روندهای نزولی هم‌زمان با تغییرات فاکتورهای مهم در قیمت سهم مانند شرایط اقتصاد‌ کلان، و یا مدل کسب‌وکاری شرکت‌ها تغییر می‌یابند.

یک روند نزولی چگونه کار می‌کند؟

تغییر روند یک سهم از یک روند صعودی به یک روند نزولی (مرجع) به‌صورت یک‌باره و ناگهانی بسیار کمیاب است و شیوهٔ معمولی برای تغییر روند در بازار نمی‌باشد. بلکه، حرکات قیمتی در یک روند صعودی و در انتهای آن به مرور ضعف قیمتی را نشان می‌دهد و یک روند نزولی نیز به‌صورت پله‌ای و کم‌کم آغاز می‌گردد. هر دو روند صعودی و نزولی توسط قله‌ها و کف‌های تشکیل شده در ‌آن‌ها شناخته می‌شوند، همچنین مسیر کلی که این روندها طی می‌کنند در شیوه شناخت ‌آن‌ها بسیار مهم و کاربردی می‌باشند. شکل زیر نشان‌دهندهٔ یک سری از قله و دره‌ها می‌باشد. قله‌ها با اعداد زوج و دره‌ها با اعداد فرد نام‌گذاری شده‌اند.

روند نزولی در تحلیل تکنیکال چیست؟
شروع روند نزولی – منبع: Investopedia

شکلی که در بالا به نمایش گذاشته شد، مشابه با طبیعت تمامی ‌تغییرات روند از یک روند صعودی به یک روند نزولی می‌باشند. با وجود اینکه ممکن است در حالاتی با یکدیگر متفاوت باشند، اما سه ویژگی زیر در این تغییرات روند در بین همه ‌آن‌ها مشترک است:

  1. قیمت به سطحی پایین‌تر از کف قبلی خود می‌رسد که در نقاط 1 و 3 به نمایش گذاشته شده است.
  2. قلهٔ بعدی در رسیدن به سطح قلهٔ قبلی ناکام می‌ماند که در نقاط 2 و 4 نمایش داده شده‌اند.
  3. احتمال پدید آمدن یک روند نزولی با توجه به این تصویر بالاست، به‌خصوص در نقاط 5 و 7 که ادامهٔ ساخته شدنِ کف‌های پایین‌تر در قیمت دیده می‌شوند.

اولین مشخصه یک روند نزولی این است که میزان عرضه (Supply) از تقاضا (Demand) سبقت می‌گیرد. در این حالتِ بازار، تعداد فروشندگان موجود و همچنین مقدار سهامی که ‌آن‌ها می‌خواهند بفروشند بیشتر از تعداد خریداران آماده خرید و حجم خریداری شده توسط ‌آن‌ها می‌باشد. در این حالت، بازار به یک درک و نتیجه‌گیری کلی می‌رسد که قیمت سهم مدنظر نباید بیش از چیزی که در حال حاضر است ارزش پیدا کند. این خود سبب جلوگیری از بالا رفتن بیشتر قیمت سهم می‌گردد.

دومین مشخصهٔ روندهای نزولی، این است که تعداد مشارکت‌کنندگان در بازار افزایش می‌یابد. با وجود اینکه بخشی از این مشارکت‌کنندگان در روزها و یا ساعات قبل تصمیم قطعی خود را نگرفته بودند، اما اکنون می‌خواهند که وارد موقعیت معاملاتی فروش (Sell Position) شوند و دیگر صاحب سهم خود نمانند. ‌آن‌ها در این حالت یا تمامی سهام خود را به فروش رسانده و یا می‌خواهند که بخشی از آن را بفروشند. به‌صورت هم‌زمان، با افزایش تعداد فروشندگان بازار شاهد کاهش تعداد خریداران در بازار خواهیم بود.

سومین مشخصهٔ اصلی در روندهای نزولی، منتشر شدن اخبار و یا اطلاعات جدیدی می‌باشد که به شک افرادی که می‌خواهند از بازار خارج شوند، مهر تأیید می‌زند. در این حالت اکثر افراد تصمیم به فروش گرفته، و یا از ورود چنین معامله‌ای خودداری می‌نمایند. در این حالت نیز، تعداد خریداران بازار کمتر شده و تعداد فروشندگان بیشتر می‌شود زیرا ‌آن‌ها می‌خواهند از کمترین سود قابل کسب نیز استفاده کنند.

معامله‌گری با روندهای نزولی

بیشتر معامله‌گران به دنبال جلوگیری از معامله در روندهای نزولی می‌باشند زیرا ‌آن‌ها به‌طور ذاتی بر روی روندهای صعودی و معاملات خرید تمرکز کرده‌اند. روندهای نزولی می‌توانند در تمامی‌ بازه‌های زمانی معاملاتی دیده شوند. این بازه‌های زمانی معاملاتی شامل بازهٔ دقیقه‌ای، روزانه، هفتگی، ماهانه و یا حتی سالانه می‌گردد. معامله‌گران نیز به دنبال راه‌هایی برای شناخت یک روند نزولی می‌گردند، زیرا هرچه ‌آن‌ها زودتر این روندها را بشناسند می‌توانند از ‌آن‌ها بهرهٔ بهتری ببرند، و یا از ضررهای احتمالی جلوگیری کنند.

برخی از معامله‌گران ترجیح می‌دهند که هم معاملات خرید و هم معاملات فروش را انجام دهند، بنابراین برای ‌آن‌ها تشخیص به‌موقعِ یک روندِ نزولی می‌تواند به‌معنای پیدا کردن فرصت‌های جدید معاملاتی باشد.

‌معامله‌گران می‌توانند تثبیت یک روند نزولی را در بازه زمانی مدنظرشان پیدا کنند، اما در این حالت ‌آن‌ها باید بسیار مراقب باشند و به اشتباه وارد موقعیت معاملاتی خرید (Buy position) نشوند زیرا ورود افراد به موقعیت‌های معاملاتی خرید در یک روند نزولی، باعث تشدید روند نزولی می‌گردد زیرا در این حالت تقاضا کاهش می‌یابد. و باید در نظر داشته باشیم که هرچه تقاضا بیشتر کاهش یابد، بر شدت و قدرت روند نزولی اضافه می‌شود. ‌معامله‌گران خرید و یا فروش در این حالت تغییر را تشخیص می‌دهند و از آن به‌عنوان فرصتی برای کسب سود در روند نزولی استفاده می‌کنند.

از آنجائی که ‌معامله‌گران فروش به دنبال کسب سود از روندهای نزولی هستند می‌توانند از روش معروف قرض گرفتن سهام استفاده نموده و طبق قراردادی قیمت توافقی را در آینده به صاحب آن سهام بپردازند و خود مالک جدید سهام گردند. به این روش قرار‌گیری در موقعیت معاملاتی فروش یا (Short Selling) اطلاق می‌گردد.

اگر قیمت دارایی همچنان رو به کاهش باشد، معامله‌گر از طریق تفاوت قیمتی ایجاد شده بین مبلغ حال حاضر و مبلغ پرداختی‌اش در آینده – که کمتر از مقدار مبلغیِ امروز است – کسب سود می‌نماید. از آنجائی که ‌آن‌ها با ورود به موقعیت معاملاتی فروش، باعث تشدید روند نزولی می‌گردند، احتمال کسب سود برای ‌آن‌ها وجود دارد. این دسته از ‌معامله‌گران به دنبال کسب سود از «حداقل» یک نوسان قیمتی در بازار می‌باشند. البته ممکن است این ‌معامله‌گران به سود بیشتری نیز دست یابند، اگر ‌آن‌ها صبر پیشه کنند و منتظر حرکت قیمت به کف‌هایی پایین‌تر بمانند.

در بیشتر مواقع، ‌معامله‌گران از اندیکاتورهای تکنیکال (Technical Indicators) و الگوهای نموداری برای تشخیص و تأیید روندهای نزولی استفاده می‌کنند.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

میانگین‌های متحرک (Moving Averages) برای مثال، می‌توانند برای تشخیص روند کلی در بازار مورد استفاده قرار گیرند. اگر قیمت در سطحی ‌پایین‌تر از میانگین‌های متحرک قرار گیرد، قیمت سهم به احتمال زیاد در یک روند نزولی قرار گرفته است. و اگر قیمت سهم در ناحیه‌ای بالاتر از میانگین متحرک قرار گرفته باشد، به احتمال بسیار بالا قیمت در یک روند صعودی قرار دارد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد میانگین متحرک می‌توانید از مطلب آموزشی «میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

اندیکاتورهای تکنیکالی‌ای مانند شاخص میانگین قدرت نسبی (Relative Strength Index – RSI) و یا شاخص میانگین جهت‌دار (Average Directional Index – ADX) می‌توانند به‌عنوان اندیکاتورهای نشان‌دهندهٔ قدرت و شدت یک روند نزولی در زمان‌های مشخص شده مورد استفاده قرار گیرد. ‌معامله‌گران می‌توانند از این اندیکاتورها جهت تصمیم‌گیری برای ورود و یا عدم ورود به موقعیت‌های معاملاتی جدید استفاده کنند.

اندیکاتور شاخص میانگین جهت دار در تحلیل تکنیکال چیست؟

مثال‌هایی از یک روند نزولی طولانی مدت

به‌عنوان مثالی برای روند نزولی طولانی مدت، می‌توان به نمودار سهام شرکت جنرال الکتریک (General Electric Co. – GE) اشاره کرد. با نگاهی به نمودار زیر، می‌توانید متوجه شوید که حرکات قیمتی هم‌زمان با افزایش آگاهی سهامداران در مورد مشکلات عمیق کمپانی هماهنگ بوده و به سمت پایین حرکت نموده است – یعنی افکار منفی پیرامون این سهم افزایش یافته است – زیرا در آن‌زمان بسیاری از نیروگاه‌های شرکت بسته شده و بخش‌هایی از شرکت از آن جدا شده‌اند. به‌علاوه کنسل شدن بخشی از تولیدات شرکت نیز سیگنال از یک تغییر بزرگ در شرایط اقتصادی را می‌دادند. تغییراتی که شرکت جنرال الکتریک برای ‌آن‌ها آماده نبود.

روند نزولی در نمودار سهام شرکت General Electric
روند نزولی در نمودار سهام شرکت General Electric، منبع: Investopedia

در این جدول، قیمت سهام آخرین قله‌اش را تشکیل می‌دهد و توسط یک کف دنبال می‌شود و کف‌های بعدی نیز در سطوحی ‌پایین‌تر از کف‌های قبلی شکل می‌گیرد. شکل‌گیری این کف‌های ‌پایین‌تر هم‌زمان با زمانی در بازار انجام می‌گیرد که میزان عرضه افزایش یافته و سرمایه‌گذاران تصمیم به فروش دارایی‌هایشان می‌گیرند، در حالی که فعلاً مقداری تقاضا برای دارایی‌های ‌آن‌ها در سطح قیمت کنونی وجود دارد.

این‌ها اولین نشانه‌های ضعف در روند و قیمت سهم هستند – همان ویژگی شماره یک که پیش‌تر در مورد آن صحبت کرده بودیم – البته باید در نظر داشته باشیم که این اتفاق هم‌زمان با اخبار پخش شده و مشکلات شرکت رخ نداده بود، با این وجود سرمایه­‌گذاران به این نتیجه رسیده بودند که آیندهٔ شرکت در حال حاضر روشن نمی‌باشد و نسبت به آن خوشبین نبودند.

کف‌های نزولی شکل گرفته باعث تشکیل یک روند نزولی طولانی‌مدت به‌مدت بیش از دو سال شدند. این روند نزولی زمانی شکل گرفت که کلیت بازار حرکتی رو به بالا داشتند. ‌معامله‌گرانی که پس از شکست قیمتی (Price Break-out) وارد معاملات فروش شده بودند، می‌توانستند بسیاری از فرصت‌های فروش با معاملاتی سود‌ده را برای خود پیدا کنند. اما، ‌معامله‌گرانی که وارد معامله خرید شدند، در هنگام بازگشت قیمتی (Price Reversal) در سهم و در ابتدای روند نزولی (Beginning of the downtrend) آن سهم وارد معاملات خرید شده (Long Positions) و در نتیجه این ورود بدموقع ضررهای سنگینی را متحمل شدند.