یورودلار چیست؟

واژه یورودلار اشاره به ارزهای تخصیص داده شدهٔ ایالات متحده آمریکا به بانک‌های کشورهای خارجی و یا شعبه‌های خارجی بانک‌های آمریکایی دارد. به دلیل نگهداری شدن این ارزها در خارج از ایالت متحده، یورودلارها مشمول قوانین هیأت بانک مرکزی آمریکا (Federal Reserve Board) نمی‌شوند، که این قوانین شامل قوانین تصویب‌شده توسط بانک مرکزی می‌باشد. دلارهای تخصیص داده شده‌ای که تحت قوانین بانک‌های آمریکایی نگهداری نمی‌شوند تقریباً به‌طور خاص در اروپا نگهداری می‌شوند، و به همین سبب به ‌آن‌ها نام یورودلار را داده‌اند. همچنین از این ارزها در شعبه‌هایی واقع در باهاما و جزایر کایمن نیز نگهداری می‌شود.

مبانی یورودلار

به‌علت رها بودن از هرگونه مقرراتی، سپرده‌های یورودلاری باید مقدار بهرهٔ بالاتری را بپردازند. مکان ذخیره شدن ‌آن‌ها نیز باعث می‌شود تا ‌آن‌ها در برابر ریسک‌های سیاسی و اقتصادی کشوری که ‌آن‌ها را نگهداری می‌کند آسیب‌پذیر باشند. با این وجود، بیشتر شعبه‌هایی که این وجوه در ‌آن‌ها نگهداری می‌شوند در مکان‌های بسیار امن و باثباتی قرار دارند.

تاریخچه یوردلار

یورودلار چیست؟

بازار یورو به بازهٔ زمانی بعد از جنگ جهانی دوم برمی‌گردد. بیشتر اروپا توسط جنگ نابود شده بود، و ایالات متحده مبالغی را تحت عنوان طرح مارشال (Marshall Plan) برای کمک به بازسازی دوباره به کشورها وام می‌داد. این خود باعث ایجاد چرخه‌ای بزرگ از دلارها در سرزمین‌های خارجی شد، و شاهد توسعه یک بازار جدا و با قوانین مقرراتی کمتری برای این ارزها بودیم. برخلاف وجوهی که در داخل ایالات متحده آمریکا نگهداری می‌شوند، این وجوه توسط قوانین بانک مرکزی آمریکا تحت تأثیر قرار نمی‌گیرند. همچنین این وجوه توسط شرکت بیمه وجوه فدرال (Federal Deposit Insurance Corporation – FIDC Insurance) ایمن نشده‌اند. این خود موجب به‌وجود آمدن نرخ بهرهٔ بالاتر برای یورودلارها می‌شود. بسیاری از بانک‌های آمریکایی در شعبه‌های خارجی خود، به‌خصوص در مناطق کارائیبی قرار دارند و یورودلارها را به‌عنوان پول قبول می‌کنند. بانک‌های اروپایی نیز در این بازار فعال هستند. این تراکنش‌ها برای شعبه‌های کاراییبی بانک‌های آمریکایی به‌طور کلی توسط معامله‌گرانی که در اتاق‌های معاملاتی ایالات متحده قرار دارند انجام می‌شود، و پول مدنظر به‌عنوان یک وام داخلی و یا برای انجام شدن عملیات‌های بین‌المللی قرض داده می‌شود.

بازارهای یورودلار

یورودلار چیست؟

بازارهای یورودلار یکی از بزرگترین بازارهای سرمایهٔ جهان می‌باشد. این بازارها نیاز به یک عرضهٔ مستمر از سوی سپرده‌دهندگان دارند. این سپرده‌دهندگان پول‌هایشان را در بانک‌های خارجی قرار داده‌اند. این بانک‌های یورودلاری ممکن است مشکلاتی را در خصوص نقد کردن وجوه در صورت کاهش سطوح عرضه سپرده‌ها داشته باشند.

قیمت‌گذاری یورودلارها و اندازهٔ ‌آن‌ها

سپرده‌ها به‌صورت شبانه تا به مدت یک هفته توسط نرخ تعیین شده بانک مرکزی ایالت متحده آمریکا ارزش‌گذاری می‌شوند. قیمت‌ها برای سپرده‌هایی با تاریخ سررسید بلندمدت‌تر برحسب نرخ پیشنهادی بین بانکی لندن (London interbank offered rate – LIBOR) تعیین می‌شوند. سپرده‌های یورودلار حجم‌های بالایی دارند، ‌آن‌ها توسط طرف قرارداد حرف‌ه­ای با حداقل مقدار صدهزار دلار و تا حداکثر مقدار پنج‌میلیون دلار تعیین می‌گردند. هر چند برای یک بانک، قبول کردن سپرده‌های 500 میلیون دلاری طی یک روز نیز موضوع غریبی نیست. مطالعه‌ای که توسط بانک مرکزی آمریکا در سال 2014 انجام شد نشان داد که حجم میانگین روزانهٔ این بازار در حدود 140 میلیارد دلار است.

سررسیدهای یورودلار

یورودلار چیست؟

بیشتر تراکنش‌های یورودلار به‌صورت شبانه انجام می‌شوند، این بدین معنی است که ‌آن‌ها در روز تجاری بعدی به تاریخ سررسید خود می‌رسند. با وجود روزهای تعطیل، یک تراکنش انجام شدهٔ شبانه ممکن است حتی تا چهار روز به‌طول بیانجامد. تراکنش‌ها معمولاً در همان روزی که اعمال می‌شوند شروع می‌گردند و پول نیز بین بانک‌های دوطرف توسط سیستم فد وایر (Fedwire) و سیستم چیپس (CHIPS system) انجام می‌شود. مبادلات یورو دلار با تاریخ‌های سررسید بیشتر از شش ماه معمولاً تحت عنوان سندهای رسمی ‌سپرده‌گذاری (Certificates of deposit – CD’s) انجام می‌شوند. که ‌آن‌ها خود دارای یک بازار ثانویه محدود می‌باشند.

نکات کلیدی:

  • یورودلار اشاره به حساب‌های دلاری تخصیص داده شده به بانک‌های خارجی و یا شعب خارجی بانک‌های آمریکایی می‌باشد.
  • بازار یورودلار از بزرگترین بازارهای سرمایهٔ جهان و شامل ابزارهای دقیق و پیچیدهٔ مالی می‌باشد.

اتریوم کلاسیک چیست؟

اتریوم کلاسیک به‌عنوان یک رمز ارز متن باز (Open Source) غیرمتمرکز و پایه‌ریزی شده براساس تکنولوژی بلاک چین (Blockchain Technology) شناخته می‌شود که قراردادهای هوشمند را اجرایی می‌کند. این رمز ارز براساس اصل (کد قانون است – Code is law) عمل می‌کند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قرارداد هوشمند می‌توانید از مطلب آموزشی «قرارداد هوشمند چیست؟» دیدن نمایید.

قراردادهای هوشمند (Smart Contracts) قراردادهای خودکاری هستند که به‌صورت خودکار اعمال می‌شوند و می‌توانند خود را به‌شکلی برنامه‌ریزی شده اجرایی نمایند. مثال‌هایی از این کاربردها را می‌توان در سیستم‌هایی یافت که عملکرد دستگاه‌هایی مانند دستگاه‌های اِی تی ام (Automatic teller machines – ATM) و سیستم بیت کوین (Bitcoin System) را مدیریت می‌کنند.

قراردادهای هوشمند اتریوم چگونه عمل می‌کند؟

جزئیات اتریوم کلاسیک

اتریوم کلاسیک قابلیت اجرا شدن قراردادهای هوشمند را از طریق مزیت استفاده از اداره غیرمتمرکز (Decentralized governance) پیشنهاد می‌کند. در این حالت هیچ لزوم و یا امکان دخالت خارجی، بررسی کردن، دست‌کاری کردن و یا سانسور کردن هیچ‌یک از بخش‌های این برنامه وجود نخواهد داشت.

اتریوم کلاسیک چیست؟

اتریوم کلاسیک به‌عنوان یک نسخهٔ جدا شده از بلاک چین اتریوم، شناخته می‌شود. این جدایی موجب هک‌شدن اتریوم در ماه ژوئن سال 2016 گردید. که باعث دزدیده‌شدن پنجاه میلیون دلار سرمایه از این شبکه شد.

این جدایی به منظور بازگرداندن اموال دزدیده شده به‌صاحبان اصلیشان انجام شد، این موضوع را اطلاعات ثبت شده پیش از وقوع این هک نشان می‌دهد. این اتفاق خود باعث شد که تراکنش‌های هکرها بی‌اثر و باطل شود، و اعمال فورک باعث تشکیل دو نسخه به‌صورت هم‌زمان شود. نسخه جدیدتر تحت عنوان اتریوم، و نسخه قدیمی تحت عنوان اتریوم کلاسیک نامگذاری شدند.

چرخه اقتصادی به چه معناست؟

یک چرخه اقتصادی (Economic Cycle) شامل اُفت‌وخیزهای یک بازار (حالت انبساط و یا رشد و حالت انقباض) می‌باشد. فاکتورهایی مانند تولید ناخالص داخلی (Gross Domestic Product – GDP) نرخ بهره (Interest Rate) اشتغال کل (Total Employment) و میزان مصرف در جامعه (Consumer Spending) همگی می‌توانند در تحلیل وضعیت کنونی اقتصاد مثمرثمر واقع شوند.

چرخه اقتصادی چگونه کار می‌کند؟

چهار مرحله از چرخه اقتصادی را به‌عنوان چرخه ‌‌کسب‌و‌کار (Business Cycle) نیز می‌نامند.‌‌‌ این چهار مرحله شامل مرحلهٔ گسترش (Expansion)، قله (Peak)، جمع‌شوندگی (Contraction)، و نقطهٔ قعر (Trough) می‌باشد. در دوران گسترش اقتصاد رشدی سریع را تجربه می‌نمایند، نرخ‌های بهره پایین می‌باشند، میزان تولید در جامعه بالا است و تورم خود به عاملی برای رشد تبدیل می‌شود. پس از گذر مدت زمانی، اقتصاد ما به مرحلهٔ قله (Peak) می‌رسد که رشد در آن در حداکثر خود قرار دارد. در قله شاهد عدم وجود تعادل در اقتصاد هستیم که‌‌‌ این باید تصحیح شود.‌‌‌ این اصلاح با ورود اقتصاد به دوره‌ای از انقباض رخ می‌دهد. در‌‌‌ این دوره رشد کند شده، نرخ بیکاری افزایش می‌یابد، و قیمت‌ها در بازار وارد فاز کسادی می‌گردند.

زمانی اقتصاد به قعر خود می‌رسد که تمامی‌ موارد ذکر شده به نقطه حداقلی رسیده و دوباره چرخه از اول تکرار شود، یعنی دوباره اقتصاد شروع به رشد کند و ویژگی‌های حالت رشد را نشان دهد.

نکات کلیدی چرخه اقتصادی:

  • چرخه اقتصادی اشاره به وضعیت کلی اقتصادی کشورها و یا صنایع دارد که شامل چهار مرحلهٔ دوره­‌ای می‌باشند.
  • چرخه‌های اقتصادی محل تمرکز اصلی تحقیقات اقتصادی و سیاست‌گذاری‌های اقتصادی می‌باشند، اما همواره در مورد موارد ‌‌ایجادکنندهٔ‌‌‌ این ‌‌چرخه‌ها بحث زیادی وجود دارد و هر یک از دانشکده‌های معتبر اقتصادی، نظری متفاوت دارند.
  • بررسی چرخه‌های اقتصادی می‌تواند برای ‌‌کسب‌و‌کارها و ‌‌سرمایه‌گذاران بسیار مفید باشند.

هیأت ملی تحقیقات اقتصادی (National Bureau of Economic Research – NBER) منبع اصلی تعیین‌کنندهٔ تاریخ‌های رسمی‌ در چرخه‌های اقتصادی ‌‌ایالات متحده آمریکا می‌باشد. هیأت ملی تحقیقات اقتصادی پول، چرخه‌های اقتصادی را از یک کف‌به‌کف دیگر (Trough to trough) و یا از یک سقفی به سقف دیگر (Peak to Peak) با در نظر گرفتن تغییرات در تولیدات ناخالص داخلی (Gross domestic product – GDP) اندازه‌گیری می‌نماید.

از دههٔ پنجاه میلادی تا به امروز، اقتصاد ‌‌ایالات متحده آمریکا شاهد چرخه‌های اقتصادی به‌مدت تقریبی 5/5 سال بوده است. هر چند، شاهد تنوع زیادی در طول چرخه اقتصادی هستیم.‌‌‌ این تنوع شامل چرخه‌های اقتصادی 18 ماهه در بین سال‌های 1981 تا 1982، و چرخهٔ بسیار طولانی‌مدّتِ رشد اقتصادی که از سال 2009 آغاز شده و تاکنون نیز ادامه دارد می‌گردد.‌‌‌ این گستردگی تنوع در چرخه‌های اقتصادی‌‌‌ این افسانه را که «چرخه‌های اقتصادی پس از گذر مدت‌زمان معین از بین می‌روند، و یا مانند یک ریتم طبیعی و یا موج‌های فیزیکی رفتار می‌کنند» از بین می‌برد. با‌‌‌ این وجود، بحث‌هایی در مورد تعیین طول‌‌‌ این ‌‌چرخه‌ها و همچنین عوامل ایجادکنندهٔ‌‌‌ این چرخه‌ها وجود دارند.

مثال‌هایی از یک چرخه اقتصادی

مدرسه اقتصادی مانِتاریست (Monetarist School of Economics) چرخه‌های اقتصادی را به میزان چرخه‌های اعتباری (Credit Cycle) مرتبط می‌داند. تغییر در نرخ بهره می‌تواند باعث کاهش یا افزایش فعالیت‌های اقتصادی گردد.‌‌‌ این تغییر در نرخ‌های بهره می‌تواند وام‌ها را برای کسب‌وکار با دولت و… ارزان‌تر یا گران‌تر کند.

 چرخه اقتصادی به چه معناست؟ برای‌‌‌ این که هرچه بیشتر به‌پیچیدگی محاسبهٔ چرخه‌های کسب‌وکاری بیفزاییم، می‌توانیم به نقطه‌نظر اقتصاددان مشهور و دانش‌آموختهٔ پیشینِ مدرسهٔ اقتصاد Monetarist، اروینگ فیشر (Irving Fisher) اشاره کنیم. نظر او در مورد چرخه‌های بازاری بدین شکل است: «‌‌چرخه‌ها وجود ندارند، بلکه بازار از حالتی تعادلی (Equilibrium) به حالت عدم تعادلی (Disequilibrium) می‌رسد و بین‌‌‌ این دو حالت همواره در حال نوسان می‌باشد، و در همین حین نیز تولیدکنندگان به‌طور مداوم بیش از حد انتظار یا کمتر از حد مورد نیاز ‌‌سرمایه‌گذاری می‌کنند و یا بیش از حد مورد نیاز و یا کمتر از حد مورد نیاز به تولید می‌پردازند و با‌‌‌ این معاملات نوسانی، سعی در برابری با مقدار تقاضای مصرف‌کنندگان خود دارند.»

نکتهٔ مهم چرخه اقتصادی

مهم است که ‌‌کسب‌و‌کارها و سرمایه‌گذاران بتوانند از اموال خود در برابر چرخه‌های مختلف اقتصادی محافظت نمایند، نه‌‌‌ اینکه با‌‌‌ این ‌‌چرخه‌ها مبارزه کنند، بلکه بتوانند از آنها جان سالم بدر برده و در صورت امکان از آنها کسب سود نمایند. نظریهٔ اقتصادی کینزی به ما می‌گوید تغییر در مقدار تقاضای کل، تحت تأثیر عدم ثبات ذاتی و نوسانی بودن مقدار تقاضا در بازار صورت می‌گیرد. بنابراین‌‌‌ این مسائل در شکل‌گیری چرخه‌های اقتصادی دخیل می‌باشد. زمانی که به هر دلیلی، احساسات سرمایه‌گذار نسبت به ‌‌کسب‌و‌کاری منفی شده و مقدار ‌‌سرمایه‌گذاری در آنها کم می‌شود، یک کساد در روند اقتصادی می‌تواند مشاهده شود.

تقاضا در بازارهای مالی به چه معناست؟

هرچه در جامعه خرج‌ها کمتر شود مقدار تقاضا نیز کمتر می‌گردد، که‌‌‌ این خود موجب می‌شود که ‌‌کسب‌و‌کارها کارگرانِ خود را از کار برکنار کرده و حتی تعدادی از خطوط تولید خود را از کار بیندازند. کارگران بیکار نیز بر جمعیت افرادی که تقاضای پایینی دارند می‌افزاید و بدین ترتیب کل اقتصاد به حالتی رکودی فرو می‌رود. در‌‌‌ این حالت شاهد خواهیم بود که هیچ ارگان دولتی نیز راه‌حلی برای تغییر در‌‌‌ این شرایط اقتصادی ندارد، و بنا بر نظریهٔ اقتصادی کینزی (Keynesian Theory) اقتصاد وارد حالت رکودی (Recession) می‌گردد.

اقتصاددانان اتریشی بر‌‌‌ این باور هستند که مقدار اعتبار و نرخ بهره توسط بانک‌ مرکزی می‌تواند موجب ‌‌ایجاد عدم ثبات و انحراف در ساختار ارتباطی بین صنایع و ‌‌کسب‌و‌کارها شود که تمامی‌‌ اینها باید در یک دورهٔ رکود اقتصادی اصلاح شوند. هر زمانی که بانک‌های مرکزی نرخ بهره را ‌‌پایین‌تر از سطح مورد انتظار جامعه بیاورند، ‌‌سرمایه‌گذاری‌­ها دوباره به سمت ‌‌کسب‌و‌کارها برمی‌گردند و نرخ تولید بالا می‌رود. در‌‌‌ این حالت، بسیاری از ‌‌کسب‌و‌کارها از‌‌‌ این نرخ بهرهٔ پایین استفاده خوبی می‌برند. در همین زمان نیز، مقداری نقدینگی ذخیره شده مورد نیاز است تا مبلغ پول مورد نیاز‌‌‌ این ‌‌سرمایه‌گذاری‌ها که با نرخ بهرهٔ پایین مصنوعی انجام شدند را تأمین نمایند. در نهایت، افزایش میزان ‌‌سرمایه‌گذاری‌های ناپایدار باعث وقوع تعدادی از شکست‌های ‌‌کسب‌و‌کاری می‌گردند در‌‌‌ این حالت قیمت کالاها پایین‌تر آمده و یک روند نزولی در اقتصاد شروع می‌شود.

روند نزولی در تحلیل تکنیکال چیست؟

موارد مهمی که باید آنها را مدنظر داشته باشیم

دولت‌ها و مراکز مالی اصلی و بزرگ از ابزارهای مختلفی برای بررسی اثرات تغییرات چرخه‌های اقتصادی استفاده می‌نمایند. یکی از‌‌‌ این ابزارها که در دست دولت می‌باشد، سیاست‌های مالی (Fiscal Policies) است. برای به پایان رساندن یک دورهٔ رکودی در یک کشور، دولت می‌تواند از سیاست‌های مالی انبساطی (expansionary fiscal policy) استفاده نماید.‌‌‌ این سیاست باعث ایجاد کسری بودجه در کشور می‌گردد. در حالت عکس، دولت‌ها می‌توانند از سیاست‌های مالی انقباضی (contractionary fiscal policy) جهت جلوگیری از رشد بیش‌ازحد و انفجاری بازار استفاده نمایند، در‌‌‌ این حالت نرخ مالیات بالا رفته و شاهد مازاد بودجه (Budget Surplus) خواهیم بود. همچنین شایان ذکر است که در‌‌‌ این حالت مقدار کل مخارج (Aggregate Spending) در بازار کاهش می‌یابند. بانک‌های مرکزی سعی در اعمال سیاست‌های کلی برای کمک به مدیریت و کنترل چرخ‌های اقتصادی دارند.

ابزار مالی به چه معنی است؟

زمانی که چرخه در حالت نزولی خود قرار می‌گیرد، بانک مرکزی می‌تواند نرخ‌های بهره را ‌‌پایین‌تر آورده و یا از سیاست‌های پولی انبساطی برای افزایش مخارج و ‌‌سرمایه‌گذاری‌ها در بازار استفاده نماید. در دوران صعودی و گسترش بازار، بانک‌های مرکزی می‌توانند از سیاست‌های مالی استفاده نمایند که نرخ‌های بهره را در طی آنها افزایش داده و باعث کاهش جریان نقدینگی در اقتصاد می‌گردند و بدین ترتیب فشار تورمی در بازار کاهش می‌یابد و حالت اصلاحی برای بازار به‌وجود می‌آید. در دوران رشد اقتصادی، ‌‌سرمایه‌گذاران به دنبال ‌‌سرمایه‌گذاری در شرکت‌های فعال در زمینه تکنولوژی، کالاهای اساسی و انرژی‌های پایه می‌باشند. در دوران رکودی بازار، ‌‌سرمایه‌گذاران به دنبال ‌‌سرمایه‌گذاری در شرکت‌هایی می‌باشند که در دوران رکودی رشد می‌یابند، مانند شرکت‌های تأمین‌کنندهٔ آب برق و گاز، شرکت‌های مالی و شرکت‌های فعال در حوزه سلامتی. ‌‌

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد اصلاح قیمت می‌توانید از مطلب آموزشی «اصلاح قیمت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

 رابط کسب‌وکار در چرخه اقتصادی

کسب‌و‌کارها می‌توانند رابط بین عملکردشان و چرخه‌های ‌‌کسب‌و‌کاری طی زمان را در نظر گرفته و استراتژی‌هایی برای محافظت از خود در دوران رکودی بازار، و قراردادن خود در حالت کسب حداکثر سود در دوران صعودی بازار قرار دهند. برای مثال، اگر ‌‌کسب‌و‌کار شما، چرخهٔ کسب‌و‌کاری به‌مانند چرخه اقتصادی کل را طی می‌کند، علامت‌های هشداردهنده یک رکود اقتصادی قریب‌الوقوع به‌شما‌‌‌ این سیگنال را می‌دهد که در حال حاضر، زمان مناسبی برای توسعهٔ کسب‌و‌کارتان نیست و بهتر است که در‌‌‌ این دوران به‌جای توسعهٔ کسب‌و‌کاری، یک ذخیره نقدی برای دورانِ سختِ پیشِ رویتان آماده سازید.

فرضیه بازارهای کارا چیست؟

فرضیهٔ بازارهای کارا (Efficient Market Hypothesis – EMH) که به‌عنوان تئوری بازارهای کارا (Efficient market theory) نیز شناخته می‌شود، این مطلب را بیان می‌دارد که قیمتِ سهم نشان‌دهندهٔ تمامی اطلاعات مورد نیاز می‌­باشد. با استناد به این فرضیه، قیمت سهام همواره در ارزش منصفانه (Fair Value) خود در بازارهای بورس معامله می‌شوند. این حالت، خرید سهامی‌ پایین‌تر از ارزشِ واقعی و یا سهام‌هایی که قیمت‌شان تورمی بوده و بیش از ارزش اصلی‌اش است را غیرممکن می‌سازد. بنابراین، داشتن عملکردی بهتر از بازار با انتخاب سهام و زمان‌بندی‌های بازاری (Market Timing) غیرممکن می‌باشد و تنها روشی که یک سرمایه‌­گذار می‌­تواند سودهای بیشتری به‌دست آورد، سرمایه‌گذاری‌­های پُرریسک‌­تر می‌­باشد.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده‌اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بورس ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بورس چیست؟» را مطالعه نمایید.

نکات کلیدی:

  • فرضیه بازارهای کارا یا تئوری بازارهای کارا اشاره می‌کند که قیمت سهام، تمامی اطلاعات در مورد آن سهم را مشخص می‌نماید.
  • تئوری بازار کارا فرض می‌کند که قیمت سهام در ارزش منصفانه‌­شان در بازارهای بورس معامله می‌گردند.
  • طرفداران نظریهٔ بازار کارا ادعا دارند که ‌سرمایه‌گذاران می‌توانند از ‌سرمایه‌گذاری در سبدهای سهامی کم‌خرج و منفعل (low-cost, passive portfolio) کسب سود نمایند.
  • مخالفان نظریهٔ بازارهای کارا بر این باورند که امکان داشتن عملکرد بهتر نسبت به بازار وجود دارد زیرا قیمت سهام از ارزش منصفانه‌شان در بازار تفاوت‌های زیادی دارد.

درک مفهوم فرضیه بازارهای کارا

با وجود اینکه از این نظریه به‌عنوان یکی از نظریه‌های اساسی تئوری مالی یاد می‌شود فرضیهٔ بازارهای کارا بسیار بحث‌برانگیز می‌­باشد. طرفداران بر این باورند که جستجو به دنبال سهام‌هایی که کمتر از ارزش واقعی‌شان قیمت‌گذاری شدند بیهوده است و یا هرگونه سعی و تلاشی برای پیش‌بینی کردن روند بازارها چه از طریق تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis) و چه از طریق تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) کاری بیهوده می‌باشد. از لحاظ تئوریک، هیچ‌یک از تحلیل‌های تکنیکال و یا بنیادی نمی‌توانند بازده‌هایی بیشتر از ریسک انجام شده (آلفا) را به‌صورت مداوم به‌دست بیاورند، و تنها اطلاعات داخلی است که می‌تواند نتایجی بیش از ریسک متحمل شده را حاصل کند.

342,850 دلار

در روز ده ژانویه سال 2020 شاهد گران قیمت‌ترین سهام در تمامی دنیا بودیم. قیمت هر سهم از شرکت برک شایر (Berkshire Hathaway Inc. Class A – BRK.A.) برابر با 342,850 دلار بود.

با وجود این که بسیاری به وجود شواهد و حقایق زیاد در مورد صحیح بودن فرضیه بازارهای کارا سخن می‌گویند، به‌همان میزان نیز ما شاهد اختلاف‌های عقیده و نزاع در این مورد هستیم. برای مثال، ‌سرمایه‌گذارانی مانند وارن بافت (Warren Buffett) به‌طور مرتب بازار را در دوره‌های زمانی طولانی مدت شکست داده‌اند. موضوعی که رخ دادن آن توسط فرضیهٔ بازارهای کارا غیرممکن شمرده می‌شود. مخالفان فرضیهٔ بازارهای کارا همچنین به اتفاقاتی مانند سقوط بازار سهام در سال 1987 اشاره دارند، زمانی که شاخص میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones Industrial Average – DJIA) حدود 20٪ در یک روز افت کرد. این خود نشانه‌ای بود که قیمت‌های سهام می‌توانند به مقدار زیادی از ارزش منصفانه‌شان نوسان داشته باشند.

شاخص میانگین صنعتی داوجونز چیست؟

موارد خاصی که باید مدنظر داشته باشید

حامیان فرضیهٔ بازارهای کارا بر این باورند که به دلیل ماهیت بی‌­نظم بازار، ‌سرمایه‌گذارانی که در ‌سرمایه‌گذاری‌های کم‌هزینه و سبدهای سهام منفعل (Passive Portfolio’s) ‌سرمایه‌گذاری می‌کنند، نتیجهٔ بهتری می‌گیرند. اطلاعاتی که توسط شرکت مورنینگ استار (Morning Star Inc.) در ماه ژوئن سال 2019 در مورد درآمدهای فعال و منفعل انجام شده بود، از نظریهٔ بازارهای کارا حمایت می‌کند.

فرضیه بازارهای کارا چیست؟ شرکت مورنینگ استار میزان بازدهی مدیران فعال را در همهٔ زمینه‌ها در مقابل اطلاعاتی مرکب از شاخص‌های مرتبط و صندوق‌های قابل معامله در بازار بورس (Exchange – Traded Funds; ETFs) را مقایسه کردند. این مطالعات نشان داد که در طی دورهٔ ده‌ساله‌ای که از ماه ژوئن سال 2009 آغاز شده بود، تنها 23٪ از مدیران فعال توانسته بودند که از همتایان خود که به‌صورت منفعل کار می‌کردند بازدهی بیشتری داشته باشند. همچنین نرخ‌های موفقیت بیشتری در وجوه سرمایه‌های خارجی و سرمایه‌های اوراق قرضه دیده شد. همچنین شاهد نرخ‌های موفقیت پایین‌تر در ‌سرمایه‌گذاری‌هایی با حجم‌های بالا در ایالات متحده آمریکا بودیم.

اوراق قرضه چیست؟

به‌طور کلی، ‌سرمایه‌گذارانی که عملکرد بهتری در این دورهٔ زمانی داشتند، اکثراً در شاخص‌های سرمایه‌ای کم‌هزینه و یا صندوق‌های قابل معامله در بازارهای بورس، ‌سرمایه‌گذاری کرده بودند. در حالی که درصدی از مدیران فعال نیز توانسته بودند از همتایان منفعل خود در همین دورهٔ زمانی، عملکرد بهتری را انجام دهند. چالش برای ‌سرمایه‌گذاران در این است که بتوانند به‌خوبی متوجه شوند به‌کدام یک از دو روش در طولانی‌مدت بهتر جواب می‌دهد. کمتر از 25٪ مدیران رده بالا توانسته بودند به‌طور مداوم از همتایان منفعل خود در طول زمان عملکرد بهتری را ثبت کنند.

سود یا زیان اقتصادی چیست؟

سود یا زیان اقتصادی (Economic Profit or Loss) برابر با تفاوتِ بینِ درآمدهای به‌دست آمده از فروش و هزینه‌های انجام شده می‌باشد. همچنین باید در نظر داشته باشیم که هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته (Opportunity Costs) نیز جزو این دسته از هزینه‌ها به‌شمار می‌آید. در محاسبهٔ سود اقتصادی، هزینه‌های ‌فرصتِ از دست رفته و هزینه‌های آشکار (Explicit Costs) از کل درآمد کسب‌شده کسر می‌گردد. هزینه‌های ‌فرصتِ از دست رفته هزینه‌های ضمنی‌ای هستند که توسط مدیریت شناسایی شده و بسته به سناریوها و دیدگاه‌های متفاوت فرق می‌کند.

نکات کلیدی:

  • سود اقتصادی حاصل کسر هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته و هزینه‌های آشکار از درآمد کسب‌شده می‌باشد.
  • هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته به مقدار سودهایی گفته می‌شود که یک کسب‌وکار با انجام دیگر کارها از دست می‌دهد.
  • سود اقتصادی برای بررسی داخلی استفاده می‌شود و نیازی به افشای عمومی ‌‌آن‌ها وجود ندارد.

درک مفهوم سود یا زیان اقتصادی

سود اقتصادی معمولاً همراه با سود حسابداری مورد بررسی قرار می‌گیرد. سود حسابداری (Accounting Profit) برابر با مقدار سودی است که شرکت در صورت سود و زیان خود (Income Statement) نشان می‌دهد. سود حسابداری به بررسی میزان جریان نقدی ورودی به شرکت و مقایسهٔ آن با میزان جریان خروجی از شرکت می‌پردازد و یکی از بخش‌های مورد نیاز برای شفافیت مالی (Financial Transparency) شرکت‌ها می‌باشد. از سویی دیگر، سود اقتصادی در صورت‌های مالی شرکت‌ها ثبت نمی‌گردد و نیازی به بررسی شدن توسط نهادهای قانون‌گذار، سرمایه‌گذاران و یا مؤسسات مالی ندارد. سود اقتصادی یک نوع از تحلیل‌های (?What if   – چه می‌شد اگر؟) می‌باشد. شرکت‌ها ممکن است از سود اقتصادی در زمان مواجه شدن با چند انتخاب برای افزایش سطوح تولید و یا انجام دیگر تولیدات استفاده نمایند. سود اقتصادی می‌تواند یک معیار برای کسب سود در شرکت را به وجود بیاورد. محاسبهٔ میزان سود اقتصادی می‌تواند بسته به نوع شخصیت اقتصادی و سناریوی مدنظر متفاوت باشد. به‌طور کلی، می‌توان این سود را به‌شکل فرمولی که در ادامه آمده است محاسبه نمود:

Economic profit = revenues – explicit costs – opportunity costs

سود اقتصادی = درآمدها – هزینه‌های آشکار – هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته

سود یا زیان اقتصادی از دست رفته

در این معادله، با خارج کردن هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته می‌توانیم به سود حسابداری (Accounting Proft) دست پیدا کنیم. اما اگر هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته را نیز از کل کسر نماییم، می‌توانیم وضعیت فعلی را با وضعیت‌های دیگری که شرکت می‌توانست از ‌آن‌ها استفاده کند مقایسه نماییم. شرکت‌ها هزینه‌های آشکار خود را در صورت سود و زیان به نمایش می‌گذارند. سود حسابداری در آخرین خط از صورت سود و زیان، به‌صورت مجموع درآمد پس از کسر شدن از هزینه‌های مستقیم، غیرمستقیم و هزینه‌های مالی نوشته می‌شود. بهای تمام شدهٔ کالاهای فروش رفته (Cost of goods sold – COGS) نیز یکی از اساسی‌ترین هزینه‌های آشکار در بررسی هزینه‌های شرکت می‌باشد. بنابراین، این معادله می‌تواند به روشنی هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته شرکت را نشان داده و میزان سود به‌ازای هر واحد را به‌نمایش بگذارد. سود اقتصادی ممکن است برای انجام مقایسه بین درآمدهای احتمالی انتخاب هر یک از گزینه‌ها مورد استفاده قرار گیرد. اشخاصی که کسب‌وکارهای خودشان را راه‌اندازی می‌کنند ممکن است از سود اقتصادی به‌عنوان یک معیار برای بررسی سال اول کسب‌وکارشان استفاده نمایند. در شرکت‌های بزرگ، مدیران کسب‌وکار می‌توانند به سودهای ناخالص، سود عملیاتی و سود خالص به‌دست آمده در فازهای مختلف عملیات کسب‌وکاری شرکت نگاه بیاندازند.

سود ناخالص چیست؟

هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته (Opportunity Costs) چیست؟

هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته می‌توانند برای بررسی عمیق‌تر تصمیمات تجاری به‌کار گرفته شوند، به‌خصوص زمانی که موارد مورد انتخاب دیگری نیز برای شرکت وجود دارد. شرکت‌ها ممکن است به هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته در زمان‌هایی نگاه بیاندازند که در حال تولید چند محصول اما با مقادیر مختلف می‌باشند. هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته مطلق نمی‌باشند و می‌توان ‌آن‌ها را جزو هزینه‌های ضمنی (Implicit Costs) دسته‌بندی کرد. آنان می‌توانند بسته به تخمین‌های مدیریت و شرایط بازار متفاوت باشند. به‌طور کلی، هزینه‌های ‌فرصت از دست رفته برابر با مقدار سود حسابداری می‌باشند که در صورت انتخاب یک گزینه دیگر در شرکت به‌دست می‌آمد.

سود یا زیان اقتصادی چیست؟

مثال‌هایی از سود اقتصادی

یک شخص کسب‌وکار جدیدش را راه‌اندازی می‌کند و این کسب‌وکار جدید او حدود صدهزار دلار هزینه دربردارد. در طی سال اول عملیات، این کسب‌وکار مقدار درآمدی برابر با صدوبیست‌هزار دلار به‌دست می‌آورد. با یک حساب ساده می‌توان متوجه شد که سود حسابداری این شرکت در طی این سال برابر با بیست هزار دلار بوده است. هر چند، اگر شخص مورد نظر در کار قبلی خودش باقی می‌ماند، می‌توانست طی این سال حدود چهل و پنج هزار دلار درآمد داشته باشد. در این مثال، سود اقتصادی شخص مدنظر برابر با این تساوی می‌باشد:

$120,000 – $100,000 – $45,000 = -$25,000

این محاسبات تنها سال اول این کسب‌وکار را مدنظر گرفته‌اند. اگر بعد از سال اول، هزینه‌ها به رقمی ‌برابر 10.000 دلار کاهش یابد، می‌توان چشم‌انداز کسب سود بیشتری را در سال‌های آینده برای این کسب‌وکار در نظر داشت. اگر سود اقتصادی با عدد صفر برابر شود، این شرکت در وضعیت سود نرمال (Normal Profit) قرار خواهد گرفت. در هنگام استفاده از سود اقتصادی برای مقایسه سود ناخالص، یک شرکت ممکن است به سناریوهای متفاوتی نگاه بیاندازد. در این مورد، سود ناخالص موضوع اصلی مورد توجه شرکت است، و شرکت هزینهٔ ‌فرصت از دست رفته را به‌ازای هر واحد از آن کسر می‌کند.

Economic profit = revenue per unit – COGS per unit – unit opportunity cost

سود اقتصادی = درآمد به ازای هر واحد هزینه بهای تمام شده به ازای هر واحد فروش رفته هزینه ‌فرصت از دست رفته از دست رفته به ازای هر واحد

 مثال دیگر در مورد سود و زیان های اقتصادی

اگر یک شرکت ده دلار به‌ازای فروش هر تی‌شرت به‌دست بیاورد و به ازای فروش همان تی‌شرت‌ها، پنج دلار هزینه کند واحد سود ناخالصی برابر با پنج دلار خواهیم بود. با این وجود، اگر این شرکت شلوارها را با قیمت ده دلار و هزینهٔ دو دلار به‌ازای هر واحد تولید کند، در آن زمان هزینه ‌فرصت از دست رفته برابر با هشت دلار می‌گردد و ما شاهد سود اقتصادی‌ای به‌شرح زیر خواهیم بود:

$10 – $5 – $8 = -$3

با برابر در نظر گرفتن همهٔ شرایط، این شرکت می‌توانست سه دلار بیشتر به‌ازای هر واحد از فروش‌های خود را به‌دست بیاورد. اگر به‌جای تی‌شرت، شلوار تولید می‌کرد. بنابراین، مبلغ -3 دلار به‌عنوان ضرر اقتصادی (Economic Loss) در نظر می‌گیرند. شرکت‌ها می‌توانند از این نوع تحلیل برای تصمیم‌گیری در مورد سطوح تولیدی استفاده نمایند. بررسی سناریوهای پیچیده بیش‌تر خود می‌تواند منجر به هزینه‌های غیرمستقیم و یا ایجاد هزینه‌های ضمنی شود. البته تمامی آن‌ها بستگی به هزینه‌های انجام شده برای انجام این کسب‌وکارها به‌علاوه قرارگیری کسب‌وکار در هر یک از فازهای متفاوت چرخه کسب‌وکاری (Business Cycle) نیز دارد.

خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

اعداد فیبوناچی (Fibonacci numbers) به‌عنوان یک اندیکاتور تکنیکال به‌کار می‌روند. این توالی اعداد توسط ریاضی‌دان ایتالیایی به نام فیبوناچی در قرن سیزدهم میلادی ابداع شد. این توالی اعداد، که از صفر و یک شروع می‌شود، از طریق جمع شدن دو عدد قبلی به‌دست می‌آید. برای مثال، بخش ابتدایی این توالی به‌شکل زیر است. 0، 1، 1، 2، 3، 5، 8، 13، 21، 34، 55، 89، 144، 233، 377 و …

ضرایبی از این توالی به‌دست می‌آید که برخی معتقدند حرکت بازار را پیش‌بینی می‌کند.

توالی فیبوناچی به‌علت وجود نسبت طلایی (Golden ratio) که برابر با 1.618 می‌باشد، و یا معکوس آن که برابر 0.618 می‌باشد، مورد توجه است. در توالی فیبوناچی، هر عدد داده شده تقریباً 1.618 برابر عدد قبل از خود می‌باشد، البته در این حالت چند عدد اول را در نظر نمی‌گیریم. همچنین هر عدد برابر با 0.618 برابر عدد بعدی‌اش می‌باشد، باز هم چند عدد استفاده شده در ابتدای توالی را در این حالت نیز در نظر نمی‌گیریم. نسبت طلایی در همه‌جای طبیعت وجود دارد و همه‌چیز را از جهت‌گیری آوندها در یک برگ تا میزان رزونانس مغناطیسی در کریستال‌های کوبالت نیوبیت (Cobalt niobate crystals) را نشان می‌دهند.

خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟
فیبوناچی بازگشتی – Fibonacci retracements، منبع: Investopedia به نقل از Tradingview

نکات کلیدی:

  • اعداد و خطوط فیبوناچی با نسبت‌های معروف فیبوناچی ساخته شده‌اند.
  • اعداد پُرکاربرد فیبوناچی در بازارهای مالی شامل 0.236، 0.382، 0.618، 1.618، 2.618 و 4.236 هستند. این نسبت‌ها و یا درصدها می‌توانند از تقسیم اعداد مشخصی در این توالی به اعداد دیگر حاصل شوند.
  • با وجود اینکه این اعداد، اعداد فیبوناچی محسوب نمی‌شوند؛ بسیاری از ‌معامله‌گران از سطوح 0.5، 1 و 2 نیز استفاده می‌کنند.
  • این اعداد نشان می‌دهند که قیمت می‌تواند چه میزان حرکت را داشته باشد. برای مثال، اگر قیمت سهمی ‌از یک دلار به دو دلار برسد، می‌توان اعداد فیبوناچی را بر آن اعمال کرد. یک سقوط قیمتی به سطح 1.76 دلار برابر با 23.6 درصد بازگشت از حرکت قیمتی شروع شده از سطح یک دلار می‌باشد.
  • دو عدد از پُرکاربردترین ابزارهای فیبوناچی، فیبوناچی برگشتی و فیبوناچی گسترشی (Fibonacci extensions) می‌باشند. فیبوناچی برگشتی (Fibonacci retracements) مقدار بازگشت قیمتی را محاسبه می‌کند و می‌گوید که قیمت در بازگشت قیمتی تا چه سطوحی می‌تواند پیش برود. فیبوناچی گسترشی نیز میزان حرکت موج اصلی قیمت را بیان می‌دارد.

فرمول‌های اعداد فیبوناچی و سطوح فیبوناچی

اعداد فیبوناچی فرمول خاصی ندارند، بلکه اعدادی در یک توالی عددی هستند که با یکدیگر ارتباط دارند.

 چگونه سطوح فیبوناچی بازگشتی را محاسبه کنیم؟

توالی اعداد فیبوناچی می‌تواند به‌شکل‌های گوناگون به‌منظور محاسبهٔ سطوح فیبوناچی برگشتی و یا سطوح فیبوناچی گسترشی مورد استفاده قرار گیرد. در این بخش یاد می‌گیرید که چگونه این سطوح را پیدا کنید. نحوهٔ استفاده از این سطوح را نیز در قسمت بعدی خواهید دید.

سطوح بازگشتی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

فیبوناچی برگشتی به دو نقطهٔ قیمتی نیاز دارد که باید در نمودار قیمت انتخاب شوند. معمولاً برای فیبوناچی برگشتی از سطح سوئینگ‌های (بالاترین نقطه قیمتی) و سطح سوئینگ لو (پایین‌ترین سطح قیمتی) استفاده می‌کنند. زمانی که این دو نقطه را انتخاب کردید، خطوط فیبوناچی به‌همراه اعداد ‌آن‌ها در نمودار شما رسم می‌شوند. اگر قیمت یک سهم از پانزده دلار به بیست دلار برسد، در این حالت سطح 6.23 درصدی برابر با سطح قیمتی 18.82 دلاری می‌باشد. که آن را بدین شکل محاسبه می‌کنیم:

$18.82 = (0.236*$5) – $20

سطح قیمتی 50 درصد نیز برابر با 17.5 دلار خواهد بود که آن را نیز می‌توانیم بدین شکل محاسبه کنیم:

$17.50 = (0.5*$5) – $20

سطوح فیبوناچی گسترشی

سطوح فیبوناچی گسترشی نیز از توالی اعداد فیبوناچی به‌دست می‌آیند. هرچه در این توالی اعدادی به سمت جلو می‌رویم، می‌توانیم عدد را بر عدد قبلی آن تقسیم کنیم تا عددی برابر با1.618 را به‌دست بیاوریم. همچنین با تقسیم یک عدد بر عددی با دو فاصله قبل از آن به‌نسبت 2.618 می‌رسیم. با تقسیم یک عدد بر عددی با سه فاصله قبل از آن نیز می‌توانیم به‌نسبت 4.236 برسیم.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد فیبوناچی گسترشی یا انبساطی می‌توانید از مطلب آموزشی «فیبوناچی گسترشی یا انبساطی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

استفاده از فیبوناچی گسترشی (Fibonacci Extensions) نیازمند به سه نقطهٔ قیمتی می‌باشد. اولین نقطه، محل شروع حرکت، دومین نقطه محل انتهای حرکت، و نقطهٔ سوم نیز محلی در این میان است که این نقطه می‌تواند همان محلی باشد که پولبک قیمتی انجام گرفته است.

اگر قیمت از سی دلار به چهل دلار افزایش یابد، و این دو قیمت را به‌عنوان نقاط یک و دو در نظر بگیریم، سطح قیمتی 161.8 درصدی، 16.18 دلار بالاتر از قیمت انتخاب شده به‌عنوان نقطهٔ سوم قرار می‌گیرد. اگر نقطهٔ سوم سی‌وپنج دلار باشد، سطح 161.18 درصدی فیبوناچی گسترشی برابر با 51.18 دلار خواهد بود (35 + 16.18). سطوح صد درصد و دویست درصد اعداد رسمی‌ فیبوناچی محسوب نمی‌شوند، اما ‌آن‌ها سطوح کاربردی به‌شمار می‌آیند زیرا که حرکات مشابه را در بازار نشان می‌دهند.

اعداد و خطوط فیبوناچی چه چیزهایی به ما می‌گویند؟

برخی ‌معامله‌گران باور دارند که اعداد فیبوناچی نقشی مهم در بازارهای مالی ایفا می‌کنند. همان‌طور که بالاتر اشاره شد، توالی اعداد فیبوناچی می‌تواند به‌منظور ایجاد نسبت‌ها و یا درصدهایی که ‌معامله‌گران از ‌آن‌ها استفاده می‌کنند، استفاده شود.

این سطوح شامل این اعداد می‌باشند: 23.6 درصد، 38.2 درصد، 50 درصد، 61.8 درصد، 78.6 درصد، 100 درصد، 161.8 درصد، 261.8 درصد و 423.6 درصد. این درصدها با استفاده از تکنیک‌های مختلفی در نمودار اعمال می‌شوند:

  1. فیبوناچی بازگشتی (Fibonacci retracements): خط‌های افقی هستند که بر روی نمودار به نمایش درمی‌آیند و سطوح مقاومت و حمایت را نشان می‌دهند.
  2. فیبوناچی گسترشی (Fibonacci extensions): خط‌های افقی هستند که سطوحی که قیمت در یک روند صعودی می‌تواند به ‌آن‌ها برسد را مشخص می‌کند.
  3. قوس‌های فیبوناچی (Fibonacci Arcs): شکل‌های شبیه قطب‌نما هستند که ناشی از یک سطح قیمتی بالا و یا پایین می‌باشند و نشان‌دهندهٔ محدوده‌های مقاومت و حمایت هستند.خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟
  4. فن‌های فیبوناچی (Fibonacci Fans): فن‌های فیبوناچی، شکل‌هایی مورب هستند که توسط سطوح بالا و یا پایینی قیمت ساخته می‌شوند و نشان‌دهندهٔ محدوده‌های حمایت و مقاومت هستند.خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟
  5. مناطق زمانی فیبوناچی (Fibonacci Time zones): خطوطی عمودی هستند که به سمت آیندهٔ قیمت حرکت کردند و به‌منظور پیش‌بینی زمان رخ دادن یک حرکت قوی در قیمت طراحی شده‌اند.خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

فیبوناچی‌های برگشتی (Fibonacci Retracements)

فیبوناچی‌های برگشتی (Fibonacci Retracements) معمول‌ترین نوع توالی‌های فیبوناچی در تحلیل‌های تکنیکال به‌شمار می‌روند. در طی یک روند، فیبوناچی‌های برگشتی می‌توانند برای تشخیص میزان عمق پولبک قیمتی صورت گرفته استفاده شوند. موج‌های انگیزشی (Impulse waves)، موج‌های بزرگتر قیمت در جهت روند هستند در حالی که پولبک‌های قیمتی، موج‌های کوچک‌تری هستند که مابین ‌آن‌ها و برخلاف جهت روند اصلی رخ می‌دهند. از آنجایی که ‌آن‌ها موج‌های کوچک‌تر هستند، ‌به‌میزان درصدی از موج‌های بزرگ‌تر حرکت خواهند کرد. ‌معامله‌گران در زمان وقوع پولبک‌ها به‌سطوح فیبوناچی بین 23.6 درصد تا 78.6 درصد نگاه می‌کنند. اگر قیمت در نزدیک یکی از این سطوح متوقف شده و دوباره حرکت به سمت بالای خود را از سر بگیرد، یک ‌معامله‌گر ممکن است وارد معامله‌ای در جهت روند اصلی شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد پولبک می‌توانید از مطلب آموزشی «پولبک در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

سطوح فیبوناچی می‌توانند به‌عنوان راهنمایی برای یافتن محل ورود به معامله استفاده شوند. هرچند باید در نظر داشته باشید که حرکات قیمتی باید پیش از ورود به معامله براساس سطوح فیبوناچی مورد تأیید قرار بگیرد. هیچ ‌معامله‌گری تا پیش از واکنش قیمت، نمی‌داند که کدام سطح قیمتی فیبوناچی باعث توقف روند خواهد شد، بنابراین باید ‌صبر کرد و سطوح قیمتی را رصد کرد تا بتوانند در فرصتی مناسب وارد معامله شوند.

استراتژی‌هایی برای معامله با سطوح فیبوناچی اصلاحی

قوس‌ها، فن‌ها، فیبوناچی‌های گسترشی و فیبوناچی‌های منطقهٔ زمانی همگی یک موضوع واحد را نشان می‌دهند اما به‌صورت‌های مختلفی بر روی نمودارها اعمال می‌گردند. هر یک از این فیبوناچی‌ها نشان‌دهندهٔ نقاط احتمالی مقاومت و حمایت می‌باشد. که البته باید در نظر داشت که این نقاط مقاومت و حمایت از طریق اعمال اعداد فیبوناچی بر روی حرکت سابق قیمتی به‌دست آمده است. این نقاط مقاومت و حمایت می‌تواند سطوحی را به ما بدهد که قیمت ممکن است در آن متوقف شود و سپس در آینده به سمت بالا حرکت کند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سطوح حمایت و مقاومت می‌توانید از مطلب آموزشی «سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

تفاوت بین اعداد فیبوناچی (Fibonacci numbers) و اعداد گَن (Gann numbers)

گَن (W.D. Gann) یک ‌معامله‌گر مشهور بود که تعداد زیادی از ابزارها بر پایهٔ اعداد را برای ‌معامله‌گری طراحی نمود. اندیکاتورهایی که بر پایهٔ کار او توسعه یافتند شامل خطوط فن گَن (Gann Fan) و  مربع گَن (Gann Square) می‌باشند. اندیکاتور بادبزن گَن (Gann Fan) برای مثال، از زاویه‌های 45 درجه استفاده می‌کند، که گَن ‌آن‌ها را به‌عنوان زوایای مهم پیدا کرده بود. کارهای گَن به‌صورت کلی در حدود دایره‌ها و زوایا قرار دارد. اعداد فیبوناچی از سویی دیگر، بیشتر با نسبت‌های به‌دست آمده از توالی این اعداد نشأت می‌گیرند. گَن یک ‌معامله‌گر بود، بنابراین روش او برای استفاده در بازارهای مالی طراحی شده است. روش‌های فیبوناچی در اصل برای ‌معامله‌گری طراحی نشده است، اما توسط ‌معامله‌گران و تحلیل‌گران بازار به‌منظور استفاده در بازارهای مالی بهینه شده است.

محدودیت‌های استفاده از اعداد و سطوح فیبوناچی

استفاده از فیبوناچی‌ها مسئله‌ای ذهنی می‌باشد زیرا که ‌معامله‌گر باید مقادیر بالا یا پایین در نمودار را خودشان انتخاب کنند. مقادیر بالا (Highs) و پایین (Lowes) انتخاب شده توسط ‌معامله‌گر می‌تواند نتایجی که او به‌دست می‌آورد را تحت تأثیر قرار دهد.

اختلاف‌نظر دیگری که در مورد اعداد فیبوناچی و روش‌های ‌معامله‌گری با ‌آن‌ها وجود دارد این است که تعداد سطوح بسیار زیادی در آن وجود دارد که بازار می‌تواند در نزدیکی هر یک از ‌آن‌ها دچار بازگشت قیمتی شود، که موجب می‌شود این اندیکاتور به‌عنوان اندیکاتوری که می‌توان پس از رخ دادن حرکات قیمتی از آن استفاده کرد، در نظر گرفته شود. مشکل اصلی اینجا است که حدس زدن و پیدا کردن عددی که سطح قیمتی در آن در حال حاضر و یا در آیندهٔ بازار مهم خواهد بود، سخت می‌باشد.

نرخ تبدیل در صرافی ها چیست؟

نرخ تبدیل، به ارزشِ واحدِ پولیِ یک کشور در مقابلِ ارزشِ واحدِ پولیِ یک کشور دیگر و یا یک منطقهٔ اقتصادیِ دیگر (مثل منطقه اقتصادی یورو) گفته می‌شود.

برای مثال، با استفاده از نرخِ تبدیل می‌توانیم متوجه شویم که چه مقداری از دلار آمریکا مورد نیاز است تا بتوانیم با آن یک یورو را خریداری نماییم.

برای آشنایی کامل با صرافی می‌توانید قبل از مطالعه این مقاله از مطلب «صرافی چیست؟» دیدن نمایید.

در روز سیزدهم ماه دسامبر سال 2019، نرخ تبدیل دلار آمریکا به یورو اتحادیهٔ اروپا برابر با 1/18 بوده است. بدین معنی که به 1.18 دلار آمریکا نیاز داشتیم تا بتوانیم یک یورو را خریداری نماییم.

نکات کلیدی:

  • نرخ تبدیل برابر با ارزش واحد پولی یک کشور در مقابل ارزش پولی یک کشور دیگر و یا ارزش پول یک ناحیه اقتصادی می‌باشد.
  • بیشتر نرخ‌های تبدیل، شناور (Free-floating rates) می‌باشند و بسته به سطوح عرضه و تقاضا، بالا و پایین می‌شوند.
  • برخی از ارزها شناور نبوده (non free-floating) و دارای محدودیت‌هایی می‌باشد.

انواع نرخ‌های تبدیل

نرخ تبدیل شناور (Free floating)

یک نرخ تبدیل شناور بسته به سطوح عرضه و تقاضا در بازار فارکس، کم و زیاد می‌شوند.

ارزهای محدودشده (Restricted currencies)

برخی از کشورها از ارزهای محدودشده استفاده می‌کنند، و بدین طریق مبادلات ارز مورد نظرشان را در داخل مرزهای خود محدود می‌کنند. بنابراین، ارزش ارزهای محدود شده می‌تواند توسط دولت آن کشور تعیین شود.

نرخ تبدیل در صرافی ها چیست؟
انواع مختلفی از نرخ های تبدیل وجود دارند که به اختصار عبارتند از: نرخ تبدیل شناور (Free floating) و ارزهای محدودشده (Restricted currencies) و ارزهای قفل‌شده (Currency Peg).

ارزهای قفل‌شده (Currency Peg)

گاهی اوقات یک کشور ارزاَش را به واحد ارزی یک کشور دیگر قفل (peg) می‌کند. برای مثال، دلار هنگ کنگ به دلار آمریکا در محدوده‌ای با نوسان بین 7.75 و 7.85 قفل شده است. این بدین معنی است که ارزش دلار هنگ کنگ نسبت به ارزش دلار آمریکا در این محدوده می‌ماند و در صورت نوسان، در همین محدوده نوسان خواهد نمود.

ارزهای درون‌مرزی (onshore) در مقابل ارزهای برون‌مرزی (offshore)

نرخ تبدیل می‌تواند برای ارز یک کشور نیز متفاوت باشد. گاهی اوقات، ما با دو نرخ تبدیل داخلی و خارجی مواجه هستیم.

به‌صورت کلی، نرخ‌های تبدیل (مرجع) مطلوب‌تر می‌توانند در داخل مرزهای یک کشور یافت شوند و این نرخ‌ها نسبت به نرخ تبدیل در خارج از آن مرزها، کمتر خواهد بود.

کارمزد خرید رمز ارز در صرافی‌های مختلف چقدر است؟

از چین می‌توانیم به‌عنوان مثالی در این زمینه یاد کنیم. کشور چین و ارز آن (Chinese yuan) از این نرخ‌گذاری دو‌گانه استفاده می‌کند. به‌علاوه، یوآن چین  ارزی است که توسط دولت کنترل می‌شود. هر روزه، دولت چین یک نقطهٔ میانه‌ای را برای ارزش این ارز در نظر می‌گیرد (mid-point value) و این اجازه را به یوآن می‌دهد تا در محدوده نوسانی دو درصدی مورد معامله قرار بگیرد.

نرخ لحظه‌ای (Spot rate) در برابر نرخ سَلَف (Forward rate)

نرخ‌های تبدیل می‌توانند دارای نرخی به نام نرخ لحظه‌ای و یا ارزش نقدی نیز باشند که برابر با ارزش فعلی بازار می‌باشد. از سویی دیگر، نرخ تبدیل ممکن است ارزشی سَلَفی داشته باشد که بسته به انتظارات بازار از بالا یا پایین رفتن ارز نسبت به نرخ لحظه‌ایش در نظر گرفته می‌شوند.

ارزش نرخ سَلَف ممکن است طی تغییرات رخ داده در نرخ‌های بهرهٔ یک کشور، دچار نوسان شود. برای مثال، بیایید معامله‌گری را در نظر بگیریم که پیش‌بینی کرده است که محدودهٔ اقتصادی یورو، تصمیم به تعدیل سیاست‌های پولی در برابر ایالات متحدهٔ آمریکا گرفته است. در این حالت، معامله‌گر می‌تواند دلار را در برابر یورو خریداری نماید، که این خود باعث افت ارزش یورو می‌شود.

نامگذاری‌ها (Quotation):

به‌طور معمول، نرخ‌های تبدیل با استفاده از حروف مخففی که نشان‌دهندهٔ نام ارزهای ملی کشورها است نام‌گذاری می‌شوند. برای مثال، حرف مخفف USD نشان‌دهندهٔ دلار ایالات متحده آمریکا می‌باشد. در حالی که حروف مخفف EUR نشان‌دهندهٔ ارز یورو می‌باشد.

برای نامگذاری جفت‌ارز یورو در برابر دلار ایالات متحده آمریکا، می‌توانیم از علامت اختصاری «EUR/USD» استفاده نماییم. در این حالت، این نامگذاری معنی یورو به دلار را می‌دهد، و به این شکل ترجمه می‌شود که یک یورو برابر با 1.13 دلار است، اگر که این تبادل در نرخ تبدیل 1.13 انجام شود.

بهترین صرافی‌های رمز ارز کدامند؟

برای ین ژاپن در برابر دلار آمریکا، می‌توان از «USD/JPY» استفاده کرد، که به شکل دلار به ین ژاپن خوانده می‌شود. نرخ تبدیل صد در اینجا بدین معنی است که هر یک دلار برابر با صد ین ژاپن است.

مثال‌هایی واقعی از نحوه کارکرد نرخ‌های تبدیل

فرض کنید که جان (John) قصد مسافرت از نیویورک به آلمان را دارد و می‌خواهد به مبلغ 200 دلار پول به‌همراه خود ببرد. او به یک صرافی محلی می‌رود و در آنجا نرخ تبدیل 1.2 را مشاهده می‌کند. این بدین معنی است که او در صورت پرداخت کردن دویست دلار آمریکا، 166.66 یورو در مقابل دریافت خواهد کرد. در این حالت، معادله تبدیل ارز بدین شکل است:

دلار ÷ نرخ تبدیل = یورو

و یا:

€166.66 = 1.20 ÷ $200

جان هم‌اکنون از سفر برگشته است، و او می‌خواهد یوروهایش را به دلار تبدیل کند. او در طی سفرش هرگز از 166.66 یوروی خود استفاده نکرد و حال می‌بیند که نرخ تبدیل به عدد 1.15 افت کرده است.

او 166.66 یورو را تبدیل می‌کند و در مقابل، 191.67 دلار به‌دست می‌آورد. علت اینکه او در طی سفر خود، بدون دست زدن به پول خود، مقدار دلار کمتری را نسبت به حالت اول دریافت کرد، افت ارزش دلار در مقابل یورو  بوده است و این افت ارزش در زمانی که او در سفر بوده است رخ داده است. در این حالت، معادله به‌صورت عکس می‌شود:

تعداد یوروها × نرخ تبدیل = دلار

$191.67 = 1.15 * €166.66

هر چند باید در نظر داشته باشیم که همهٔ ارزها بدین صورت کار نمی‌کنند. برای مثال، ین ژاپن به نحوه‌ای متفاوت محاسبه می‌گردد. در این حالت، دلار در برابر ین ژاپن قرار می‌گیرد. معادلهٔ تبدیل در این حالت بدین شکل می‌باشد:

دلار × نرخ تبدیل = ین

حال در نظر بگیرید که شخصی به ژاپن سفر کرده است و می‌خواهد صد دلار خود را به ین ژاپن تبدیل کند، و نرخ تبدیل نیز برابر با عدد 110 می‌باشد. مسافر ما در این حالت 11000 ین ژاپن به‌دست می‌آورد. برای تبدیل کردن ین به دلار، او نیاز دارد تا همین میزان را تقسیم بر نرخ تبدیل کند. پس داریم:

100 دلار × 110 = 11000 ین ژاپن؛

11000 ین ژاپن ÷ 110 = 100 دلار.

به انتهای مقاله آموزشی نرخ تبدیل در صرافی ها رسیده‌ایم. اگر سوال یا ابهامی درباره نحوه نرخ تبدیل ارز ها دارید می‌توانید در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

چگونه استلار به ششمین رمزارز بزرگ جهان تبدیل شد؟

در شبکه استلار، معاملات با رمزارز بومی این شبکه با نام لومنز (XLM) معامله می‌شود. براساس داده‌های وبسایت CoinMarketCap.com، استلار در هفتهٔ گذشته توانست جایگاه ششم رمزارزها را با توجه به سهم بازار کسب کند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد رمز ارزها ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «رمز ارز چیست؟» را مطالعه نمایید.

تعدادی از پیشرفت‌های اخیر در به‌دست آوردن این جایگاه به استلار کمک کرده‌اند. در ادامه به بررسی عواملی می‌پردازیم که به استلار در عبور از رمزارزهای محبوبی مثل لایت کوین، آیوتا و تتر کمک کردند می‌پردازیم.

ده رمز ارز برتر بعد از بیت کوین کدام‌اند؟

معامله استلار با شرکت TransferTo باعث افزایش قیمت این رمزارز شد

از معاملهٔ کلیدیی که در هفتهٔ گذشته و بین استلار و ترانسفرتو انجام شد به‌عنوان یک عامل تقویت‌کنندهٔ مهم در راستای ارتقای رمزارز استلار و تبدیل آن به ششمین رمزارز بزرگ جهان یاد می‌شود. ترانسفرتو یک پلتفرم انتقال بین‌المللی پول است. استلار به‌عنوان پلتفرم فناوری دفتر کل و حسابداری توزیع‌شده شناخته می‌شود که از سیستم پرداخت و انتقال فرامرزی و برای اتصال به مؤسسات مالی پشتیبانی می‌کند. به دلیل داشتن قابلیت‌هایی در تسویهٔ سریع پرداخت‌های فرامرزی و اجرای معاملات USP، استلار نقش عمده‌ای در کاهش هزینه‌های تراکنش‌ها و کاهش تأخیرهای زمانی دارد.

چگونه استلار به ششمین رمزارز بزرگ جهان تبدیل شد؟

به‌عنوان بخشی از توافق‌نامه، ترانسفرتو که به ادارهٔ یک شبکهٔ پرداخت (تلفن) همراه فرامرزی برای اقتصادهای نوظهور می‌پردازد، برای تقویت تسویه و انتقال پرداخت‌های بین‌المللی با استلار همکاری خواهد کرد. این همکاری باعث خواهد شد تا هزینه‌ها و زمان واقعی صرف شده کاهش یافته و کاربران شاهد یک انتقال ایمن باشند. هر دو سازمان از ویژگی‌هایی چون داشتن شبکه‌ قوی از شرکای وابسته، مؤسسات مالی، ارائه‌دهندگان خدمات مالی دیجیتال برخوردار هستند. در نتیجه همکاری این دو سازمان منجر به گسترش عملیات‌های انتقال پول به بیش از 70 نقطه در سراسر جهان خواهد شد.

دو هفته پیش، کوین بیس که به‌عنوان یکی از صرافی‌های پیشرو در صنعت رمز ارز شناخته می‌شود اعلام کرد که این شرکت در حال ایجاد امکاناتی جهت افزودن استلار به پلتفرم مبادلاتی خود است. این شرکت پیش از این ارزهایی چون کاردانو (ADA)، رمزارز 0x با نماد (ZRX)، بیسیک اتنشن توکن (BAT) و زدکش (ZEC) را در پلتفرم مبادلاتی خود وارد کرده است. انتظار می‌رود این اقدام موجب تقویت فعالیت بازار، افزایش شرکت‌کنندگان و افزایش نقدینگی استلار شود.

کوین ‌بیس چیست و چگونه می بایست از آن استفاده کرد؟

استلار چگونه گواهی رعایت و پیروی از شرع را به دست آورد؟

در 17ام جولای، استلار به دلیل توکنیزاسیون (امنیت داده‌ها) دارایی‌ها و پرداخت‌های رمزارزی به‌عنوان اولین پلتفرم DLT دریافت‌کنندهٔ گواهی رعایت شرع تبدیل شد. ادارهٔ بررسی شریعت (SRB) یک آژانس مشاوره بین‌المللی در زمینه شریعت است که تحت لیسانس بانک مرکزی بحرین فعالیت می‌کند. این آژانس به بررسی دارایی‌ها، مشخصات و ویژگی‌ها و کاربردهای استلار پرداخته و دستورالعمل‌های مورد نیاز جهت استفاده از برنامه‌های پیروی از شرع فناوری بلاک چین استلار در مؤسسات مالی اسلامی را ارائه می‌دهد. این گواهی به رمزارز لومنز نیز گسترش یافته است.

چگونه استلار به ششمین رمزارز بزرگ جهان تبدیل شد؟

این گواهی بازارهای جدیدی جهت گسترش استلار در نقاط مختلف جهان که در آن‌ها خدمات مالی منوط به پایبندی به اصول مالی اسلامی است باز خواهد کرد. به‌عنوان مثال، اکنون کشورهایی در خاورمیانه، نظیر بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات و کشورهایی در جنوب شرق آسیا نظیر اندونزی و مالزی می‌توانند از فناوری استلار در محصولات پیروی از شرع خود و ارائه خدمات بهره‌برداری کنند.

با این وجود، استلار اولین پلتفرم DLT نیست که موفق به‌کسب گواهی رعایت شرع می‌شود. در ماه مارس، نورکوین (NOORCOIN) موفق به کسب گواهی شریعت از طرف کمیته جهانی مشاوره شریعت شد و به اولین توکن در جهان تبدیل شد که موفق به کسب این گواهی می‌شود. به گزارش کوین تلگراف، براساس گزارشی که از مشاور داخلی شرع به‌دست شرکت سرمایه‌گذاری استارت آپی Blossom Finance رسید، در ماه آوریل، بیت کوین تحت قوانین شرع با عنوان “به‌طور کلی مجاز” به‌رسمیت شناخته شد.

توکن های رمزگذاری شده چه هستند؟

آیا IBM به پروژه استیبل‌کوین بر مبنای استلار بازمی‌گردد؟

در میانه‌های ماه جولای، شرکت IBM اعلام کرد که در حال بازگشت به پروژهٔ استیبل‌کوین “Stronghold USD” است. این پروژه برمبنای فناوری بلاک چین شبکه استلار احداث شده است. استیبل‌کوین توسط پلتفورم Stronghold طراحی ‌و راه‌اندازی شد. Stronghold یک پلتفرم مبادلاتی رمزارزی است که در استلار مستقر شده است. شرکت بیمه سپرده‌گذاری فدرال (FDIC) که با نام Stronghold USD شناخته می‌شود اعلام کرد استیبل‌کوین به‌صورت یک‌به‌یک یعنی یک دلار به ازای هر سکه پشتیبانی خواهد شد و سپرده‌ها و ذخایر توسط یک شرکت معتبر دولتی نگه‌داری خواهد شد. FDIC یک آژانس فدرالی است که بیمهٔ سپرده‌های مشتریان تا مبلغ 250,000 دلار را در بانک‌های تجاری و مؤسسات سپرده‌گذاری تضمین می‌کند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد استیبل کوین می‌توانید از مطلب آموزشی «استیبل کوین چیست؟» دیدن نمایید.

چگونه استلار به ششمین رمزارز بزرگ جهان تبدیل شد؟

در صورت همکاری با IBM، استرانگ‌هولد USD قادر به کشف کاربردهایی در شبکه‌های تجاری بلاک چین بر روی پلتفرم بلاک چین IBM خواهد شد.

به گفتهٔ معاون رئیس جهانی فناوری بلاک چین IBM، جسی لوند، با دیجیتالی کردن دارایی‌های موجود در جهان با استفاده از فناوری بلاک چین شاهد دگرگون شدن انواع مختلف تراکنش‌های انجام شده در سراسر جهان خواهیم بود. انواع ابزارهایی که با پول‌های سنتی پشتیبانی می‌شوند مانند توکن استرانگ‌هولد USD، می‌توانند بنیهٔ عملیات‌های بانکی بین‌المللی و پرداختی را بهبود بخشند. با این کار بانک‌ها به‌سادگی و بدون اعمال تغییرات چشمگیر در شیوهٔ بانکداری اصلی و زیرساخت‌های انطباقی خود می‌توانند با شبکه‌های بلاک چین عمومی تلفیق شوند.

فیبوناچی گسترشی یا انبساطی در تحلیل تکنیکال چیست؟

فیبوناچی‌ گسترشی یا انبساطی (Fibonacci Extensions) ابزارهایی هستند که ‌معامله‌گران می‌توانند از ‌آن‌ها برای مشخص کردن اهداف قیمتی و یا تخمین میزان حرکت قیمت پس از یک بازگشت و یا ‌‌‌پولبک قیمتی استفاده کنند. سطوح فیبوناچی گسترشی حتی می‌توانند مناطقی را که در ‌آن‌ها امکان بازگشت قیمتی وجود دارند را نیز نشان دهند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازگشت قیمتی می‌توانید از مطلب آموزشی «بازگشت قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

فیبوناچی‌های گسترشی بر روی نمودارها کشیده می‌شوند و سطوح قیمتی مهم را مشخص می‌سازند.‌‌‌ این سطوح قیمتی براساس نسبت‌های فیبوناچی (با درصد) بیان می‌شوند و سایز حرکتی قیمت در منطقه‌‌‌ای که اندیکاتور را بر آن اعمال کرده‌‌ایم نیز بر قرارگیری ‌‌‌این سطوح مؤثر هستند.

استراتژی‌هایی برای معامله با سطوح فیبوناچی اصلاحی

فیبوناچی گسترشی یا انبساطی چیست؟
منبع: Investopedia به نقل از Tradingview

نکات کلیدی:

  • سطوح معمول فیبوناچی گسترشی برابر با 61.8 درصد، 100 درصد، 161.8 درصد، 200 درصد و 261.8 درصد می‌باشند.
  • فیبوناچی گسترشی به ما نشان می‌دهد که موج قیمت بعدی (که پس از ‌‌‌پولبک قیمتی حاصل شده است) تا کجا حرکت خواهد کرد.
  • نسبت‌های فیبوناچی در زندگی روزمره ما کاربرد دارد. ‌‌‌این نسبت‌ها در اشکال فضایی، مهندسی، و همچنین رشد برخی از گیاهان وجود دارند. بنابراین، برخی از ‌معامله‌گران باور دارند که همین نسبت‌ها نیز در بازارهای مالی نیز از اهمیت خاصی برخوردار هستند.
  • فیبوناچی‌های گسترشی به ما مناطق احتمالی مهم را گزارش می‌کند، اما برای تحلیل نباید تنها بر ‌آن‌ها اتکا نماییم.

فرمول محاسبه فیبوناچی گسترشی

فیبوناچی‌های گسترشی فرمولی ندارند. زمانی که این اندیکاتور بر روی نمودار اعمال می‌شود ‌معامله‌گر باید سه نقطه را انتخاب کند. زمانی که‌‌‌ این سه نقطه انتخاب شدند، خطوط به‌عنوان درصدی از حرکت انتخاب شده در نمودار رسم می‌شوند. اولین نقطهٔ انتخاب شده به‌عنوان نقطه شروع حرکت، دومین نقطه انتخاب شده به‌عنوان نقطهٔ پایان حرکت، و نقطهٔ سوم انتخاب شده به‌عنوان پایان حرکت برگشتی که در خلاف جهت روند اصلی رخ داده است انتخاب می‌گردد. سپس، با مشخص کردن ‌‌‌این سه نقطه، فیبوناچی گسترشی می‌تواند به ما محدوده‌های احتمالی که قیمت می‌تواند تا ‌آن‌ها پیش برود را نشان دهد.

چگونه سطوح فیبوناچی گسترشی را محاسبه کنیم؟

  1. تفاوت موجود بین نقطهٔ یک یا دو را با هر نسبت مد نظر ضرب کنید (مانند نسبت 1.618 و یا 0.618). عدد به‌دست آمده به شما مقدار دلاری را خواهد داد.
  2. اگر قیمت به‌سطوح بالاتر حرکت کند، مقدار دلاری که در نقطهٔ سه به‌دست آوردید را با آن جمع کنید. اگر قیمت به‌سمت پایین‌تر حرکت کند، مقدار دلاری که در مرحلهٔ اول به‌دست آوردید را از مقدار قیمت در نقطهٔ سه کم کنید.

برای مثال، اگر قیمت از سطح ده دلار به بیست دلار برسد و سپس به پانزده دلار برگردد، سطح ده دلار می‌تواند به‌عنوان نقطهٔ اول، سطح بیست دلار به‌عنوان نقطهٔ دوم و سطح پانزده دلار به عنوان نقطهٔ سوم انتخاب شود. سپس سطوح فیبوناچی، سطوحی قیمتی بالای پانزده دلار را نشان می‌دهند و نشان‌دهندهٔ سطح‌های قیمتی بالاتری هستند که قیمت می‌تواند تا آنجا حرکت کند. اما اگر قیمت افت کند ‌‌‌این اندیکاتور نیاز دارد تا دوباره رسم شود تا بتواند با حرکت قیمتی به‌سمت پایین در نقطهٔ سه خود را تطبیق دهد.

اگر قیمت از سطح ده دلار به بیست دلار برسد، و سپس از‌‌‌ این دو نقطه به‌عنوان نقاط یک و دو در اندیکاتور استفاده شود سطح 61.8 درصدی ما، 6.18 دلار بالاتر از سطح قیمتی در نقطه انتخاب شده شمارهٔ سه خواهد بود. در این حالت، نقطهٔ شمارهٔ سه برابر پانزده است، بنابراین سطح گسترشی 61.8 درصدی از آن برابر با 21.18 دلار خواهد بود. پس سطح صددرصدی گسترشی از نقطه ده دلاری برابر با بیست‌وپنج دلار خواهد بود. شایان توجه است که این نسبت‌ها خود برحسب نسبتی به نام نسبت طلایی (Golden ratio) پایه‌گذاری شده‌اند. برای یادگیری این نسبت، یک توالی از اعداد را با صفر و یک شروع کنید، و سپس دو عدد قبلی را برای دست آوردن اعداد جدید جمع کنید و با همین روند به‌جلو حرکت کنید. شما باید توالی مانند توالی زیر را به‌دست آورید: 0، 1، 1، 2، 3، 5، 8، 13، 21، 34، 55، 89، 144، 233، 377، 610، 987، …

خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

سطوح فیبوناچی گسترشی از ‌‌‌این رشته اعداد به‌دست می‌آیند. البته از چند رقم اول ‌‌‌این توالی صرف نظر شده است. پس از صرف نظر از اعداد ابتدایی، اگر شما یک عدد را بر عدد قبلی خود تقسیم کنید، نسبتی نزدیک به 1.618 را به‌دست خواهید آورد. مثلاً اگر عدد 233 را بر 144 تقسیم کنید رقمی برابر با 1.61805 را به‌دست می‌آورید. عدد را بر عدد دوم قبل از خود تقسیم کنید تا به نسبت 2.618 برسید و می‌توانید عدد را بر عدد سوم قبل از خود تقسیم کنید تا به نسبت 4.236 برسید.

سطوح صددرصد و دویست درصد سطوح رسمی ‌در اعداد فیبوناچی محسوب نمی‌شوند، اما ‌آن‌ها سطوحی کاربردی هستند زیرا که حرکاتی مشابه را در نمودارهای قیمتی نمایش می‌دهند.

فیبوناچی‌ گسترشی چه چیزهایی را به شما می‌گوید؟

فیبوناچی‌ گسترشی یک روش به‌منظور تعیین اهداف قیمتی و یا پیدا کردن مناطق حمایتی و مقاومتی قیمت، زمانی که قیمت به‌محدوده‌‌‌ای حرکت کرده است که استفاده از روش‌های دیگر برای یافتن نقاط حمایت و مقاومتی فایده‌‌‌ای ندارد، کاربردی خواهند بود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سطوح حمایت و مقاومت می‌توانید از مطلب آموزشی «سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

فیبوناچی گسترشی یا انبساطی در تحلیل تکنیکال چیست؟

اگر قیمت از یک سطح گسترشی عبور کند، ممکن است که به حرکت رو به بالای خود به‌سمت سطح دیگر ادامه دهد. به یاد داشته باشید که سطوح فیبوناچی گسترشی سطوحی هستند که احتمالی می‌باشند، و قیمت ممکن است در ‌آن‌ها متوقف شده و یا بازگشت قیمتی را انجام دهد و یا ‌‌‌اینکه از ‌آن‌ها گذر کند. اما محدودهٔ ‌آن‌ها محدوده‌‌‌ای شایان توجه می‌باشد. برای مثال، قیمت ممکن است اندکی از سطح 1.618 عبور کند و پس از آن، روند حرکتی خود را تغییر دهد.

پوزیشن لانگ معامله‌گر

اگر یک ‌معامله‌گر در پوزیشن لانگ (خرید) در یک سهم باشد و قیمت نیز در حال تشکیل قله‌های جدید باشد، ‌معامله‌گر می‌تواند از سطوح فیبوناچی‌های گسترشی برای حدس زدن محدوده‌های احتمالی که قیمت تا ‌آن‌ها به حرکت ادامه خواهد داد استفاده کند. همین حالت برای ‌معامله‌گری که وارد پوزیشن معاملاتی شورت (فروش) شده نیز صدق می‌کند. سطوح فیبوناچی‌ گسترشی می‌توانند به ‌معامله‌گران‌‌‌ ایده‌هایی در مورد قرار دادن اهداف قیمتی بدهند. یک ‌معامله‌گر سپس تصمیم خواهد گرفت که در کدام یک از آن سط‌وح معامله خود را انجام دهد و یا از معامله خارج شود.

فیبوناچی‌های گسترشی می‌توانند در هر بازهٔ زمانی‌ و در هر بازاری استفاده شوند. به‌طور معمول، دسته‌های سطوح فیبوناچی مناطق قیمتی که برای سهم مهم خواهد بود را نشان خواهد داد، و همچنین باید در نظر داشت که ‌‌‌این مناطق قیمتی برای ‌معامله‌گران جهت تصمیم‌گیری نیز مناطق مهمی ‌می‌باشند. از آنجایی که سطوح گسترشی می‌تواند بر موج‌های قیمتی متفاوت در طی زمان رسم شوند، زمانی که بسیاری از این سطح‌ها با موج‌های قیمتی مختلف با سطح قیمتی خاصی همگرایی داشته باشند، می‌توان از آن به‌عنوان یک سطح بسیار مهم یاد کرد.

تفاوت بین فیبوناچی گسترشی (Fibonacci Extensions) و فیبوناچی برگشتی (Fibonacci Retracements)

در حالی که فیبوناچی گسترشی مناطقی که احتمال دارد قیمت تا ‌آن‌ها پس از یک برگشت قیمتی حرکت کند را نشان می‌دهد، فیبوناچی برگشتی سطوحی را نشان می‌دهد که امکان حرکت یک بازگشت قیمتی تا ‌آن‌ها وجود دارد. به‌بیان دیگر، فیبوناچی‌های برگشتی میزان ‌‌‌پولبکی که در یک روند ممکن است رخ دهد را اندازه می‌گیرند، در حالی که فیبوناچی‌های گسترشی مقدار حرکت موج‌های اصلی در جهت روند را اندازه خواهند گرفت.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سطوح بازگشتی فیبوناچی می‌توانید از مطلب آموزشی «سطوح بازگشتی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

فیبوناچی گسترشی یا انبساطی در تحلیل تکنیکال چیست؟

محدودیت‌های استفاده از فیبوناچی‌های گسترشی

فیبوناچی‌های گسترشی نمی‌توانند به‌عنوان تنها عامل و تعیین‌کننده برای خرید و یا فروش سهام مورد استفاده قرار گیرند. به ‌‌‌سرمایه‌گذاران توصیه می‌شود تا از فیبوناچی‌های گسترشی در کنار دیگر اندیکاتورها و یا الگوهای نموداری به‌هنگام تعیین اهداف قیمتی مختلف استفاده شود. الگوهای کندلی و همچنین حرکات قیمتی می‌توانند اطلاعات بسیار خوبی از نقاط احتمالی ‌‌‌بازگشت در قیمت هدف به ما بدهند.

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

هیچ قیمتی وجود ندارد که بتوانیم آن را به‌عنوان یک قیمت هدف و یا یک سطح برگشتی قیمتی در فیبوناچی‌های گسترشی انتخاب کنیم. حتی اگر چنین سطحی وجود داشته باشد، دلیل کافی برای معامله کردن و ورود به معامله نمی‌باشد. قیمت می‌تواند از بسیاری از این سطوح عبور کند و یا به‌هیچ یک از ‌آن‌ها نرسد.

سطوح بازگشتی فیبوناچی (Fibonacci Retracement levels) خط‌های افقی هستند که نشان‌دهندهٔ مناطقِ احتمالی حمایت و مقاومت می‌باشند. این سطوح براساس اعداد فیبوناچی ایجاد شده‌اند. هر سطر با یک درصد، مشخص شده است. این درصد نیز از میزان بازگشت قیمتی نسبت به‌حرکت اصلی قبلی حاصل می‌شود. سطوح فیبوناچی برگشتی شامل 23.6، 38.2، 61.8 و 78.6 درصد می‌باشند. با وجود این که سطح 50 درصد جزو سطوح رسمی ‌فیبوناچی به‌شمار نمی‌آید، اما بسیاری از ‌معامله‌گران از این سطح نیز در معاملات خود استفاده می‌کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سطوح حمایت و مقاومت می‌توانید از مطلب آموزشی «سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

این اندیکاتور، اندیکاتور کاربردی می‌باشد زیرا می‌تواند بین دو نقطه قیمتی مهم (که معمولاً بالاترین و پایین‌ترین نقاط هستند) رسم شوند. سپس اندیکاتور فیبوناچی بازگشتی سطوح یاد شده را در بین این دو نقطه ایجاد می‌کند.

 

در نظر بگیرید که قیمت سهام 10 دلار رشد می‌کند و سپس به‌میزان 2.36 دلار افت می‌کند. در این حالت، قیمت این سهم حدود 23.6 درصد برگشت داشته است، که این برابر با یک سطح فیبوناچی می‌باشد. اعداد فیبوناچی در طبیعت نیز یافت می‌شوند. بنابراین، بسیاری از ‌معامله‌گران باور دارند که می‌توان از این اعداد در بازارهای مالی نیز استفاده نمود.

خطوط و اعداد فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

سطوح بازگشتی فیبوناچی. منبع اینوستوپدیا به نقل از تریدینگ ویو
سطوح بازگشتی فیبوناچی. منبع اینوستوپدیا به نقل از تریدینگ ویو

نکات کلیدی:

  • سطوح بازگشتی فیبوناچی می‌توانند هر دو نقطه‌ای که ‌معامله‌گر ‌آن‌ها را با یکدیگر مرتبط می‌داند – که معمولاً بالاترین و پایین ترین نقاط یک حرکت قیمتی هستند – را به یکدیگر مرتبط سازند.
  • سطوح درصدی نشان‌دهندهٔ مناطق قیمتی هستند که قیمت در آنجا می‌تواند مدتی توقف داشته و یا بازگشت قیمتی انجام دهد.
  • بیشتر نسبت‌های استفاده شده برابر با 23.6 درصد، 38.2 درصد، 50 درصد، 61.8 درصد و 78.6 درصد می‌باشند.
  • از این سطوح نباید به‌تنهایی برای معامله کردن استفاده کرد، زیرا امکان بازگشت قیمتی پس از لمس شدن سطح خاصی از این نوع فیبوناچی وجود دارد.

فرمول محاسبه سطوح بازگشتی فیبوناچی

سطوح بازگشتی فیبوناچی فرمول خاصی ندارند. زمانی که این اندیکاتورها بر روی یک نمودار اعمال می‌شوند، ‌معامله‌گر دو نقطه را انتخاب می‌کند. زمانی که این دو نقطه انتخاب شدند، خط‌هایی به‌علاوه درصد میزان حرکت ‌آن‌ها رسم می‌شود.

فرض کنید که قیمت سهمی‌از 10 دلار تا 15 دلار افزایش می‌یابد، و ما از این دو سطح قیمتی جهت اعمال اندیکاتور فیبوناچی بازگشتی استفاده می‌کنیم. در این حالت، سطح 23.6 درصدی در سطح قیمتی 13.82 دلار و سطح بازگشتی 50 درصدی در سطح 12.5 دلار خواهد بود.

استراتژی‌هایی برای معامله با سطوح فیبوناچی اصلاحی

چگونه سطوح مختلف فیبوناچی بازگشتی را محاسبه کنیم؟

همان‌طور که بالاتر به آن اشاره شد، فرمول خاصی برای محاسبه شدن در سطوح بازگشتی فیبوناچی وجود ندارد. ‌آن‌ها تنها درصدهای ‌‌ساده‌ای هستند که پس از اعمال شدن این اندیکاتور در محدودهٔ خاصی از نمودار به ما نشان داده می‌شوند.

با این وجود، اعداد فیبوناچی اعدادی محسورکننده می‌باشند. ‌آن‌ها براساس نسبتی به نام نسبت طلایی (Golden ratio) پایه‌گذاری ‌‌شده‌اند. شروع این توالی قیمتی با اعداد 0 و 1 می‌باشد. پس از آن، شما باید دو عدد قبلی را با یکدیگر جمع کنید تا رشتهٔ اعدادی به‌شکل زیر بسازید:

0, 1, 1, 2, 3, 5, 8, 13, 21, 34, 55, 89, 144, 233, 377, 610, 987…

سطوح بازگشتی فیبوناچی  از اعداد این رشته حاصل ‌‌شده‌اند. همان‌طور که در این توالی قیمتی به‌جلو می‌رویم با تقسیم یک عدد به عدد بعدی‌اش به‌نسبت 0.618 (و یا 61.8 درصد) می‌رسیم. با تقسیم عددی بر دو عدد بعد از خود، به نسبت 0.382 یا 38.2 درصد خواهیم رسید. تمامی‌نسبت‌ها، به‌غیر از نسبت 50 درصد، براساس محاسبات ریاضی حاصل ‌‌شده‌اند که در توالی اعداد فیبوناچی وجود دارند.

جالب است بدانید که نسبت طلایی 1.618 و یا عکس آن 0.618 در رشد دانه‌های آفتابگردان، شکل‌گیری کهکشان‌ها، صدف‌ها، مصنوعات تاریخی و همچنین معماری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

سطوح بازگشتی فیبوناچی چه چیزهایی به شما می‌گوید؟

سطوح بازگشتی فیبوناچی می‌توانند به‌عنوان مناطقی جهت قرار دادن دستورات ‌‌معامله‌ای انتخاب شوند، همچنین از ‌آن‌ها برای قرار دادن دستور استاپ حفاظتی (Stop loss order) و یا تعیین اهداف قیمتی استفاده کرد. برای مثال، یک ‌معامله‌گر ممکن است حرکت قیمت یک سهم را به‌سمت بالاتر ببیند. پس از یک حرکت به سمت بالا، این قیمت تا سطح 61.8 درصدی افت می‌کند (بازگشت قیمتی انجام می‌دهد). سپس، سهم دوباره شروع حرکت به سمت بالا می‌کند. از آنجایی که این بازگشت قیمتی در یک روند کلی رو به بالا و در یکی از سطوح فیبوناچی رخ داده است، ‌معامله‌گر تصمیم می‌گیرد تا به معاملهٔ خرید وارد شود. ‌معامله‌گر ممکن است یک دستور استاپ حفاظتی را در سطح 61.8 درصدی قرار دهد، زیرا ادامهٔ حرکت قیمتی به زیر این سطح ممکن است نشانهٔ این باشد که رالی قیمتی پایان یافته است و ماندن در پوزیشن لانگ منطقی نیست.

سطوح بازگشتی فیبوناچی در تحلیل تکنیکال چیست؟

سطوح فیبوناچی همچنین در قسمت‌های دیگر تحلیل تکنیکال نیز دیده می‌شوند. برای مثال، می‌توانیم این سطوح را در الگوهای گارتلی (Gartley Patterns) و تئوری امواج الیوت (Elliott wave theory) نیز ببینیم. پس از یک حرکت قابل توجه قیمتی به سمت بالا یا پایین، این نوع از تحلیل‌های تکنیکال نشان می‌دهند که امکان بازگشت قیمتی در کدام یک از سطوح بازگشتی فیبوناچی بیشتر است.

تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

سطوح فیبوناچی برگشتی برخلاف میانگین‌های متحرک، قیمت‌هایی ثابت هستند که تغییر نمی‌کنند. طبیعت ثابت این سطوح قیمتی به ما این اجازه را می‌دهد تا بتوانیم سریع و به آسانی ‌آن‌ها را شناسایی نماییم. این ویژگی به ‌معامله‌گران و ‌سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا بتوانند عمل ‌‌پیش‌بینی و واکنش به حرکات قیمت را عاقلانه انجام دهند، زیرا ممکن است حرکت قیمتی در جهت مدنظر ادامه یابد و یا اینکه یک بازگشت قیمتی یا یک شکست (Break) رخ دهد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد میانگین متحرک می‌توانید از مطلب آموزشی «میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

تفاوت بین فیبوناچی برگشتی و فیبوناچی گسترشی (Fibonacci Retracement and Fibonacci Extensions)

در حالی که فیبوناچی برگشتی میزان درصدهای حرکت احتمالی قیمت در یک بازگشت قیمتی را به ما نشان می‌دهد، فیبوناچی‌های گسترشی درصدهایی را به ما نشان می‌دهند که امکان حرکت قیمت تا آن سطح‌ها در یک روند اصلی وجود دارد. برای مثال، قیمت یک سهم از 5 دلار به 10 دلار می‌رسد و سپس به سطح 7.5 دلاری باز می‌گردد. حرکت قیمت از 10 دلار تا 7.5 دلار را بازگشت می‌نامند. اگر قیمت دوباره به سمت بالا حرکت کند و به سطح 16 دلاری برسد، در اینجا شاهد عمل گسترشی خواهیم بود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد فیبوناچی گسترشی یا انبساطی می‌توانید از مطلب آموزشی «فیبوناچی گسترشی یا انبساطی در تحلیل تکنیکال چیست؟» دیدن نمایید.

محدودیت‌های استفاده از سطوح فیبوناچی بازگشتی

در حالی که سطوح بازگشتی به ما نشان می‌دهند که قیمت در کدام یک از سطوح ممکن است با مقاومت و یا حمایت روبرو شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که قیمت در آن نقطه‌ها متوقف شود. به همین دلیل است که معمولاً ‌معامله‌گران از سیگنال‌های تأیید دیگری نیز استفاده می‌کنند، مانند قیمتی که از این سطوح شروع به بازگشت نموده است.

ایراد دیگری که به سطوح بازگشتی فیبوناچی وارد است این است که تعداد زیادی از این سطوح وجود دارند، و قیمت ممکن است در نزدیکی هر یک از ‌آن‌ها برگشت نماید. مشکل اینجا است که ‌معامله‌گران نیاز به تلاش و تقلای زیادی دارند تا بتوانند متوجه شوند که کدام سطح در چه زمانی مثمرثمر واقع می‌شود. زیرا زمانی که یکی از این سطوح کار نکند، می‌توان همیشه این ایراد را به ‌معامله‌گر وارد کرد که او می‌بایست به سطوح بازگشتی دیگری نیز نگاهی می‌کرد.