تفاوت بیت کوین با اتریوم چیست؟

اتر (ETH) رمز ارز شبکهٔ اتریوم، دومین توکن دیجیتال معروف بعد از بیت کوین (BTC) می‌باشد. مقایسهٔ این دو به علت اینکه براساس سهم بازار (market cap) هم بیت کوین اول و اتریوم دوم می‌باشد مقایسهٔ جالبی خواهد بود.

اتریوم و بیت کوین شباهت‌های زیادی دارند: هر دو رمز ارز در صرافی‌های آنلاین مختلف قابل‌معامله و در وَلِت‌های مختلفی قابل‌ذخیره می‌باشند. هر دوی این توکن‌ها غیرمتمرکز می‌باشند، به این معنی که توسط هیچ بانک یا ادارهٔ دیگری کنترل نمی‌شوند. هر دو از تکنولوژی دفتر کل عمومی با نام بلاک چین استفاده می‌کنند. اما سهم بازار این دو رمز ارز تفاوت زیادی با هم دارد. در ادامه شباهت‌ها و تفاوت‌های بیت کوین و اتریوم را با دقت بیشتری بررسی می‌کنیم.

نکات مهم:

  • بیت کوین ظهور نوع جدیدی از پول دیجیتال را نشان داد که خارج از کنترل دولت‌ها کار می‌کند.
  • با گذر زمان مردم دریافتند که می‌توان از بلاک چین، برای اهداف دیگری نیز استفاده کرد.
  • اتریوم، با هدف استفاده از تکنولوژی بلاک چین نه تنها برای ایجاد یک شبکهٔ پرداخت غیرمتمرکز بلکه یرای ذخیرهٔ کُدهای کامپیوتری که می‌توان از آنها برای قراردادها و نرم‌افزارهای مالی غیرمتمرکز و غیرقابل دست‌کاری استفاده کرد، ایجاد شد.
  • قراردادها و نرم‌افزارهای اتریوم با اِتِر، رمز ارز شبکهٔ اتریوم، می‌باشند.
  • هدف از ایجاد اِتِر، کامل کردن بیت کوین بوده است نه رقابت با آن، اما در صرافی‌های رمز ارزها از اتر به‌عنوان رقیب بیت کوین یاد می‌شود.

مفاهیم اولیهٔ بیت کوین

بیت کوین در ژانویه 2009 پا به عرصهٔ وجود گذاشت. بیت کوین ایدهٔ جدیدی را مطرح کرد که در نامهٔ سفید آن که توسط ساتوشی ناکاموتو بیان شده است. بیت کوین یک ارز مجازی را پیشنهاد می‌دهد که امنیت آن، بدون دخالت دولت‌ها، برقرار می‌شود. هیچ بیت کوین فیزیکی‌ای وجود ندارد و بیت کوین‌ها فقط در حساب‌هایی در یک دفتر عمومیِ (ledger) ایمنِ شده با رمز، وجود دارند. اگرچه بیت کوین اولین تلاش در زمینهٔ ارزهای مجازی و آنلاین از این نوع نبود، اما موفق‌ترینِ آن‌ها بوده است و از آن به‌عنوان جدِّ همه رمز ارزها ی اد می‌شود.

بیت کوین چیست؟

طی سالیان گذشته، مفهوم ارز مجازی غیرمتمرکز، با اقبال عمومی حتی بین دولت‌ها و سازمان‌های مختلف همراه بوده است. اگرچه در ابتدا، استفادهٔ گسترده از این رمز ارزها به‌عنوان یک سیستم پرداخت و یا نگهداری آنها برای کسب سود، دور از ذهن بود، اما امروزه این کاربردها به‌خوبی جاافتاده است.

نکتهٔ مهم:

در شروع اوج‌گیری بازار رمز ارزها در سال 2017، بیت کوین به‌تنهایی 87% کل ارزش رمز ارزها را به خود اختصاص داده بود.

مفاهیم اولیهٔ اتریوم

تفاوت بیت کوین با اتریوم چیست؟
اتریوم، قابلیت ایجاد و اجرای قراردادهای هوشمند و نرم‌افزارهای غیرمتمرکز (dapps) بدون زمان خاموشی، بدون تقلب و بدون کنترل و دخالت طرف ثالث را فراهم کرده است. اتریوم با زبانِ برنامه‌نویسی مربوط به خود که روی شبکهٔ بلاک چین اجرا می‌شود، توسعه‌دهندگان را قادر ساخت که نرم‌افزارهای توزیع‌شده را بسازند و اجرا کنند.

تکنولوژی بلاک چین در کاربردهای فراتر از رمز ارزها به‌کار گرفته شده است. اتریوم در جولای 2015 به بازار آمد و در حال حاضر بزرگ‌ترین و قوی‌ترین پلتفرم نرم‌افزاری غیرمتمرکز می‌باشد.

برای آشنایی بیشتر با شبکه بلاکچین و نحوه کارکرد آن می‌توانید از مقاله آموزشی «بلاک چین چیست؟» استفاده نمایید.

اتریوم، قابلیت ایجاد و اجرای قراردادهای هوشمند و نرم‌افزارهای غیرمتمرکز (dapps) بدون زمان خاموشی، بدون تقلب و بدون کنترل و دخالت طرف ثالث را فراهم کرده است. اتریوم با زبانِ برنامه‌نویسی مربوط به خود که روی شبکهٔ بلاک چین اجرا می‌شود، توسعه‌دهندگان را قادر ساخت که نرم‌افزارهای توزیع‌شده را بسازند و اجرا کنند.

اتریوم چیست؟

نرم‌افزارهای بالقوه‌ای که می‌توانند از محیط اتریوم استفاده کنند وسعت زیادی دارند و با توکن رمزنگاری شدهٔ این شبکه یعنی اتر (ETH) کار می‌کنند. در سال 2014 اتریوم، اتر را پیش‌فروش کرد که استقبال قابل‌توجهی از آن شد. برای اجرای دستورات در پلتفورم اتریوم، اتر مانند سوخت می‌باشد و توسعه‌دهندگان، از آن برای ساخت و اجرای نرم‌افزارها در این پلتفورم استفاده می‌کنند.

اتر اساساً برای دو هدف عمده استفاده می‌شود اولاً، مانند سایر رمز ارزها در صرافی‌ها معامله می‌شود و ثانیاً در شبکهٔ اتریوم برای اجرای نرم‌افزارها مورد استفاده قرار می‌گیرد. براساس شبکهٔ اتریوم، “مردم دنیا از ETH برای پرداخت‌ها، ذخیره به‌عنوان دارایی یا به‌عنوان ضمانت استفاده می‌شود.”

تفاوت‌های اصلی بیت کوین و اتریوم چیست؟

در حالی که بیت کوین و اتریوم  براساس شبکهٔ بلاک چین و رمزنگاری کار می‌کند، این دو رمز ارز، از نظر فنی، تفاوت‌های زیادی باهم دارند. به‌عنوان مثال تراکنش‌های روی شبکهٔ اتریوم ممکن است شامل کُدهای قابل‌اجرا باشند، در حالی که داده‌های مربوط به تراکنش‌ها در شبکه بیت کوین عموماً فقط برای ذخیره می‌باشد. تفاوت‌های دیگر عبارتند از زمان کامل شدن بلاک (block time) (که در مورد تراکنش‌های اتر در چند ثانیه تأیید می‌شوند، در حالی که در مورد بیت کوین زمان تأیید تراکنش‌ها و تکمیل بلاک چند دقیقه می‌باشد) و الگوریتمی که روی آن اجرا می‌شوند (اتریوم از الگوریتم ethash استفاده می‌کند، در حالی که بیت کوین از الگوریتم SHA-256 استفاده می‌کند).

قیمت بیت کوین

تفاوت مهمتر اینکه، هدف کلی شبکه‌های بیت کوین و اتریوم، متفاوت می‌باشند. در حالی که بیت کوین به‌عنوان جایگزینی برای پول‌های رایج ایجاد شد و کاربردهایی مانند ذخیره و تبادل ارزش دارد، هدف اصلی ایجاد اتریوم، خلق یک پلتفورم برای تسهیل ایجاد و اجرای قراردادهای هوشمند و نرم‌افزارهایی بود که با ارز خود این شبکه یعنی اتر کار کند.

BTC و ETH هر دو رمز ارز می‌باشند اما هدف اصلی اتر، ایجاد یک سیستم پولی جایگزین نیست، بلکه هدف اتریوم، تسهیل و پولی کردن قراردادهای هوشمند و نرم‌افزارهای غیرمتمرکز (dapp) پلتفورم اتریوم می‌باشد.

اتریوم، از کاربردهای دیگر شبکهٔ بلاک چینی می‌باشد که بیت کوین نیز از آن استفاده می‌کند و از نظر تئوری، نمی‌تواند با بیت کوین رقابت کند. اما شهرت اتر باعث شده این رمز ارز با همهٔ رمز ارزها رقابت کند، مخصوصاً از نظر معامله‌گرها.

قیمت اتریوم

در بیشتر تاریخچهٔ اتریوم از زمان پیدایش آن در اواسط 2015، اتر از نظر سهم بازار رمز ارزها، نزدیک‌ترین رمز ارز به بیت کوین بوده است. باید توجه کرد که اگرچه اتریوم از نظر سهم بازار در رتبهٔ دوم رمز ارزها قرار دارد، اما از این نظر فاصلهٔ زیادی با بیت کوین دارد. در ژانویهٔ 2020، سهم بازار اتریوم حدود 16 میلیارد دلار بود، درحالی که سهم بازار بیت کوین تقریباً ده برابر این مقدار و 147 میلیارد دلار بوده است.

به نظر شما چه تفاوت های دیگری بین بیت کوین و اتریوم وجود دارد؟ اگر مورد دیگری هست آن را با ما در میان بگذارید تا در داخل وب‎سایت به نام خودتان ثبت گردد.

خرید با مارجین چیست؟

خرید با مارجین (Buy on Margin) زمانی رخ می‌دهد که سرمایه‌گذار پول مورد نیاز برای خرید یک دارایی را با قرض گرفتن مبالغی از بانک یا کارگزار عامل خود به‌دست بیاورد.

خرید با مارجین اشاره به پرداخت اولیه‌ای دارد که به کارگزار جهت خرید دارایی انجام شده است. برای مثال، 10% از مبلغ پیش‌پرداخت شده و 90% هزینهٔ خرید نیز توسط کارگزار تأمین می‌گردد. سرمایه‌گذاران از سهم‌های مارجین‌پذیر در حساب کارگزاری‌شان به‌عنوان نوعی وثیقه استفاده می‌کنند.

قدرت خریدی که یک سرمایه‌گذار در حساب کارگزاری‌اش دارد بازتابی از مجموعه اندازهٔ پرداخت‌های دلاری‌ای است که او می‌تواند بدون هیچ ظرفیت مارجینی انجام دهد. معامله‌گرانی که بر روی کاهش قیمت سهم‌ها معامله می‌کنند (Short Sellers) از مارجین جهت انجام معاملات خود بهره می‌برند.

نکات مهم:

  • خرید با مارجین بدین معنی است که شما در حال سرمایه‌گذاری با پولی هستید که از بانک یا کارگزاری خود قرض گرفته‌اید.
  • خرید با مارجین در شدت بخشیدن به هر دو حالت سود و زیان معامله مؤثر می‌باشد.
  • اگر موجودی حساب شما به زیر سطح مارجین حسابتان برسد، کارگزار شما می‌تواند تمام یا بخشی از پورتفوی شما را بفروشد تا حساب شما را از ضرر خارج کند.

چگونه در ریزش قیمت بیت کوین سود کنیم؟

درک خرید با مارجین

هیئت مدیرهٔ بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا سطح مارجین سهام را تعیین می‌کند. تا سال 2019، هیئت مدیره فدرال رزرو تعیین کرده است تا سرمایه‌گذار حداقل 50 درصد از مبلغ مورد نیاز برای خرید سهم را باید خودش پرداخت کند. سرمایه‌گذار می‌تواند 50 درصد باقی‌مانده را از بانک یا کارگزار عامل خود قرض بگیرد.

با وجود این وام‌ها، سرمایه‌گذاران باید در نهایت پول دریافت‌شدهٔ خود را به‌علاوهٔ بهرهٔ توافق شده پرداخت کنند. نرخ بهرهٔ ذکرشده بسته به کارگزاری‌های مختلف و مقدار پول وام‌داده شده تغییر می‌کند. بهرهٔ ماهانه هر ماهه در حساب شما در کارگزاری لحاظ می‌شود.

اساساً خرید با مارجین اشاره به سرمایه‌گذاری با پول قرض گرفته شده دارد. هر چند در این روش مزایایی موجود دارد، این کار برای سرمایه‌گذارانی است با سرمایهٔ اندک که می‌تواند بسیار ریسکی باشد.

خرید با مارجین چگونه کار می‌کند؟

خرید با مارجین چیست؟
سرمایه‌گذاری را در نظر بگیرید که 100 سهم از کمپانی الف را با قیمت 100 دلار به‌ازای هر سهم خریداری می‌کند. سرمایه‌گذار نیمی از مبلغ سرمایه‌گذاری را از سرمایهٔ شخصی خودش تأمین می‌کند و نیمی دیگر از مبلغ مدنظر را با وام گرفتن (یا همان خرید با مارجین) تأمین می‌کند. بدین ترتیب سرمایه‌گذار با این شیوه می‌تواند 5000 دلار نیز برای سرمایه‌گذاری خود به‌دست آورد. یک سال بعد، قیمت هر سهم به مبلغ 200 دلار می‌رسد. سرمایه‌گذار سهام خود را با مبلغ کلی 20000 دلار می‌فروشد و 5000 دلار را به کارگزار عامل خود پس می‌دهد.

برای اینکه متوجه نحوهٔ خرید با مارجین بشویم، باید این روند را بدون در نظر گرفتن مقدار هزینه‌های بهرهٔ ماهانه بررسی کنیم. هرچند میزان بهره بر روی مقدار سود و زیان‌ها تأثیرگذار است، اما مقدار این بهره در مقابل مارجین تعیین‌شده بسیار اندک و ناچیز می‌باشد.

سرمایه‌گذاری را در نظر بگیرید که 100 سهم از کمپانی الف را با قیمت 100 دلار به‌ازای هر سهم خریداری می‌کند. سرمایه‌گذار نیمی از مبلغ سرمایه‌گذاری را از سرمایهٔ شخصی خودش تأمین می‌کند و نیمی دیگر از مبلغ مدنظر را با وام گرفتن (یا همان خرید با مارجین) تأمین می‌کند. بدین ترتیب سرمایه‌گذار با این شیوه می‌تواند 5000 دلار نیز برای سرمایه‌گذاری خود به‌دست آورد. یک سال بعد، قیمت هر سهم به مبلغ 200 دلار می‌رسد. سرمایه‌گذار سهام خود را با مبلغ کلی 20000 دلار می‌فروشد و 5000 دلار را به کارگزار عامل خود پس می‌دهد.

تحلیل تکنیکال چیست؟

در نهایت در این مثال سرمایه‌گذار سرمایهٔ خود را سه‌برابر می‌کند و با 5000 دلار سرمایه‌گذاری، 15000 دلار به‌دست می‌آورد. اگر معامله‌گر همان تعداد سهام را با پول خودش خریده بود، او تنها می‌توانست سرمایهٔ خود را از 5000 دلار به 10000 دلار برساند.

حال در نظر بگیرید که قیمت سهام به‌جای دو برابر شدن طی یک سال، به نصف خود و به مبلغ 50 دلار برسد. در این حالت سرمایه‌گذار تمام سهام خود را با مبلغی به‌اندازه 5000 دلار می‌فروشد. از آنجایی که او باید مبلغ 5000 دلار را به کارگزاری پس بدهد، پس او در این مدت 100 درصد ضرر کرده است. اگر او در این سرمایه‌گذاری از مارجین نیز استفاده نمی‌کرد، باز هم دچار ضرر می‌شد، اما فقط 50 درصد 5000 دلار، یعنی 2500 دلار از پولش را از دست می‌داد.

چگونه خرید با مارجین را انجام دهیم؟

کارگزار مبلغی تحت عنوان مارجین اولیه و مقداری نیز با عنوان “مارجین نگهداری – Maintenance margin” وضع می‌کند که این مبالغ باید در حساب معامله‌گر پیش از استفادهٔ او از مارجین وجود داشته باشند. (مارجین نگهداری حداقل مبلغی است که یک سرمایه‌گذار باید در حساب مارجین خود پس از خرید با مارجین داشته باشد. این مبلغ 25 درصد از ارزش کل دارایی‌های شخص است. این نرخ توسط بازار سهام نیویورک – NYSE و سازمان تنظیم مقررات صنعت مالی – FIRNA تعیین و تصویب می‌گردد.)
قرارداد اختیار معامله خرید (Call Option) چیست؟
این مقدار همچنین بستگی زیادی به میزان اعتبار شخص سرمایه‌گذار دارد. مارجین نگهداری برای کارگزاری لازم است، زیرا باید یک مبلغ حداقلی‌ای در حساب سرمایه‌گذار نزد کارگزار وجود داشته باشد.

در نظر بگیرید که سرمایه‌گذاری قصد دارد تا مبلغ 15000 دلار را برای سرمایه‌گذاری کردن بپردازد و مارجین نگهداری‌ای که توسط کاگزاری وضع شده است نیز 50 درصد از کل حساب این شخص است. اگر در طی زمان ارزش سهام شخص به زیر 7500 دلار برسد، شخص به اصطلاح “مارجین کال – Margin Call” شده و کارگزار می‌تواند دارایی‌های او را تا بازگشت اعتبار حسابش به 7500 دلار بفروشد. همچنین این امکان وجود دارد که خود سرمایه‌گذار دارایی‌های خودش را بفروشد و یا با پول نقد میزان کسری حساب را جبران نماید. اگر سرمایه‌گذار با تأمین مالی مورد نیاز جهت بازگشت حساب به‌سطح مارجینِ نگهداری موافقت نکند، کارگزار مجاز است تا دارایی‌های سرمایه‌گذار تا بازگشت به سطح مارجین نگهداری بفروشد.

چه کسانی باید از خرید با مارجین استفاده کنند؟

به‌طور کلی، افراد تازه‌کار در بازار به‌هیچ وجه نباید از خرید با مارجین استفاده کنند. زیرا این نوع خرید نیازمند سطح بالایی از تحمل ریسک دارد و باید هرگونه سرمایه‌گذاری به این شکل را به دقت رصد نمود. نگاه به افت ارزش سبد سهام (پورتفوی) برای بیشتر افراد به اندازه کافی استرس زا می‌باشد. علاوه بر این، پتانسیل بالای سقوط بازار و افت شدید قیمت‌ها همواره وجود دارد. این خود باعث افزایش هر چه بیشتر ریسک حتی برای سرمایه‌گذاران با تجربه می‌شود.

اصطلاح Call در بازارهای مالی به چه معناست؟

با این حال، مبلغ برخی از انواع معاملات مانند معاملات آتی کالا، همواره توسط خرید با مارجین تأمین می‌شود. اما در معاملات دیگر مانند قراردادهای اختیار معامله (Option Contracts)، باید تماماً به‌صورت نقد پرداخت شوند. برای اکثر سرمایه‌گذارانی که تمرکز اصلی‌شان را بر روی بازارهای سهام و اوراق قرضه معطوف کرده‌اند، خرید با مارجین تنها ایجاد ریسک غیرضروری برای آنها می‌کند.

تجربه یا نظر خود را در مورد خرید با مارجین به اشتراک بگذارید. آیا تا به حال کال مارجین شده اید؟

پیشنهاد خرید و پیشنهاد فروش چیست؟

اصطلاح پیشنهاد خرید و پیشنهاد فروش (Bid and Ask) اشاره دارد به قیمت‌گذاری دوطرفه‌ای است که سهام می‌تواند فروخته یا خریده شود. پیشنهاد خرید (bid price) نشان‌دهندهٔ ماکزیمم قیمتی است که یک خریدار مایل است برای خرید یک دارایی بپردازد. پیشنهاد فروش (ask price) نشان‌دهندهٔ مینیمم قیمتی است که یک فروشنده برای فروش همان دارایی بپذیرد. زمانی یک معامله انجام می‌شود که خریدار و فروشنده در قیمتی که بیشتر از پیشنهاد خرید و کمتر از پیشنهاد فروش نیست، توافق می‌کنند.

تفاوت پیشنهاد خرید و پیشنهاد فروش (Bid and Ask) در یک بازار یا اسپرد خرید-فروش (Bid and Ask Spread)، یک اندیکاتور کلیدی در تعیین میزان نقدشوندگی یک دارایی می‌باشد. در حالت کلی، هرچه تفاوت پیشنهاد خرید و پیشنهاد فروش (Bid and Ask Spread) کمتر باشد، نقدشوندگی دارایی بیشتر است.

درک پیشنهاد خرید و پیشنهاد فروش (Bid and Ask)

سرمایه‌گذاران متوسط معمولاً با اسپرد خرید-فروش (Bid and Ask Spread) مانند هزینهٔ ضمنی برای معامله برخورد می‌کنند. به‌عنوان مثال، اگر قیمت حال حاضر سهم A، 10.55/10.5 دلار باشد، سرمایه‌گذار X که می‌خواهد سهم A را به قیمت مارکت خریداری کند باید 10.55 دلار به‌ازای هر سهم بپردازد. در حالی که سرمایه‌گذار Y که می‌خواهد سهم A را به قیمت مارکت بفروشد، 10.55 دلار به‌ازای هر سهم خواهد گرفت.

نکات مهم:

  • قیمت پیشنهاد خرید (Bid Price) بالاترین قیمتی است که یک خریدار برای خرید یک سهم خواهد پرداخت.
  • قیمت پیشنهاد فروش (Ask Price) کمترین قیمتی است که یک فروشنده برای فروش یک سهم خواهد پذیرفت.
  • تفاوت این دو قیمت را شکاف قیمت (Spread) می‌گویند. هر چه شکاف قیمت کمتر باشد، نقدشوندگی دارایی بیشتر است.

شکاف قیمتی در تحلیل تکنیکال چیست؟

چه کسی از شکاف قیمت خرید و فروش (Bid and Ask Spread) سود می‌برد؟

پیشنهاد خرید و پیشنهاد فروش چیست؟
شکاف قیمت خرید و فروش (Bid and Ask Spread) به‌نفع کسانی است که قدرت تعیین قیمت‌ها را در بازار دارند (Market Maker). برای توضیح بیشتر مثال بالا را در نظر بگیرید. یک مارکت مِیکر که قیمت 10.55/10.5 دلار را روی سهم A گذاشته است، نشان‌دهندهٔ این است که این مارکت مِیکر تمایل دارد سهم A را به قیمت 10.5 دلار (bid price) بخرد و در قیمت 10.55 دلار (ask price) بفروشد. شکاف قیمت (spread) نشان‌دهندهٔ سود مارکت مِیکر می‌باشد.

شکاف قیمت خرید و فروش (Bid and Ask Spread) به‌نفع کسانی است که قدرت تعیین قیمت‌ها را در بازار دارند (Market Maker). برای توضیح بیشتر مثال بالا را در نظر بگیرید. یک مارکت مِیکر که قیمت 10.55/10.5 دلار را روی سهم A گذاشته است، نشان‌دهندهٔ این است که این مارکت مِیکر تمایل دارد سهم A را به قیمت 10.5 دلار (bid price) بخرد و در قیمت 10.55 دلار (ask price) بفروشد. شکاف قیمت (spread) نشان‌دهندهٔ سود مارکت مِیکر می‌باشد.

شکاف قیمت خرید و فروش (Bid and Ask Spread) با توجه به بازار و سهم بسیار تغییر کند. شرکت‌های برجسته‌ای که میانگین صنعتی داو جونز را تشکیل داده‌اند ممکن است اسپرد خرید-فروش چند سنتی داشته باشند در حالی که شرکت‌هایی با سهم بازار کوچک که کمتر از 10.000 سهم در روز معامله می‌شوند، ممکن است اسپرد خرید-فروش 50 سنتی یا بالاتر داشته باشند.

اسپرد خرید-فروش ممکن است در زمان‌هایی که نقدشوندگی دارایی کم است و زمان‌های پُرتلاطم بازار به‌شدت افزایش یابد. چون در این شرایط ممکن است معامله‌گرها تمایلی به پرداخت بالاتر از یک حد معینی را برای یک دارایی نداشته باشند و ممکن است فروشنده‌ها قیمت‌های کمتر از سطح معینی را نپذیرند.

هیئت بازرگانی معاملات قراردادهای اختیار معامله شیکاگو چیست؟

هیئت بازرگانی معاملات قراردادهای اختیاری شیکاگو (Chicago Board Options Exchange – CBOE) در سال 1973 به‌عنوان بزرگ‌ترین بازار قراردادهای اختیار معامله با تمرکز بر دارایی‌ها، شاخص‌ها و نرخ‌های بهره افتتاح شد. در سال 2010، این شرکت به یک شرکت سهامی عام تبدیل شد و برند خود را به بازارهای جهانی CBOE (CBOE Global Markets) تغییر داد.

معامله‌گران این بازار را به اختصار CBOE‌ (با تلفظ “see-bo”) می‌نامند. هیئت بازرگانی معاملات قراردادهای اختیار معاملهٔ شیکاگو هم‌اکنون یک شرکت هولدینگی و یک بورس معاملات دارایی‌های اساسی می‌باشد. CBOE همچنین خاستگاه شاخص نوسان (Volatility Index – VIX) می‌باشد که امروزه کاربرد بسیار گسترده‌ای برای شناخت نوسانات بازار پیدا کرده است. (اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بورس ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بورس چیست؟» را مطالعه نمایید.)

نکات مهم:

  • به هیئت بازرگانی معاملات قراردادهای اختیار معاملهٔ شیکاگو (CBOE)، (the CBOE) و یا حتی برای ساده‌تر بودن «بورس قراردادهای اختیار معامله – Options Exchange» نیز اطلاق می‌گردد.
  • در سال 2010 شرکت برند (هیئت بازرگانی معاملات قراردادهای اختیار معامله شیکاگو) خود را به بازارهای جهانی CBOE تغییر داد.
  • CBOE هم‌اکنون یک کمپانی هولدینگی می‌باشد و بورس معاملات به‌عنوان یکی از دارایی‌هایش می‌باشد.
  • CBOE خاستگاه شاخص نوسان بازار (Volatility Index – VIX) و بسیاری از دیگر ابزارهای اندازه‌گیری نوسان بازار می‌باشد.

درک کامل هیئت بازرگانی معاملات قراردادهای اختیار معاملهٔ شیکاگو (CBOE)

هیئت بازرگانی معاملات قراردهای اختیار معامله شیکاگو چیست؟
CBOE امکان معامله کردن در دسته‌های وسیعی از دارایی‌ها و حالات مختلف، مانند قراردادهای اختیار معامله، آتی، سهام ایالات متحده آمریکا اروپا، محصولات معامله‌شده در بورس (Exchange – Traded products, ETPs)، فارکس (Global Foreign Exchange – FOREX – FX) و چندین دارایی تولیدی نوسان‌پذیر را فراهم کرده است.

CBOE امکان معامله کردن در دسته‌های وسیعی از دارایی‌ها و حالات مختلف، مانند قراردادهای اختیار معامله، آتی، سهام ایالات متحده آمریکا اروپا، محصولات معامله‌شده در بورس (Exchange – Traded products, ETPs)، فارکس (Global Foreign Exchange – FOREX – FX) و چندین دارایی تولیدی نوسان‌پذیر را فراهم کرده است. این بازار از لحاظ ارزش معاملات بزرگترین بازار بورس سهام اروپا و بزرگترین بازار معاملهٔ قراردادهای آتی در ایالات متحده آمریکا می‌باشد. همچنین این بازار در ردهٔ دوم بزرگ‌ترین گردانندهٔ بورسی ایالات متحده و بزرگترین بازار جهانی معاملات ETP قرار می‌گیرد.

این بورس دارای تاریخی غنی می‌باشد که شامل شکل‌گیری شرکت تهاتری CBOE که بعدها تبدیل به شرکت تهاتر قرارداد اختیار معامله (Options Clearing Corporation – OCC) شد، شرکتی که تمامی تهاترهای قراردادهای اختیار معامله را در آمریکا انجام می‌داد.

کسب‌وکار CBOE به‌سطحی فراتر از یک عامل معاملاتی گسترش یافت و در سال 1985 موفق به ایجاد بنیاد قراردادهای اختیار معامله شد که بازوی آموزشی CBOE می‌باشد و به‌عنوان مکانی برای آموزش سرمایه‌گذاران سراسر جهان در مورد بازارهای اختیار معامله افتتاح شد. به‌علاوه، این شرکت سمینارها، وبینارها (سمینار تحت وب) و کلاس‌های آنلاین را برگزار می‌کند که دوره‌هایی مانند «آموزش برای افراد حرفه‌ای» را ارائه می‌دهد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد فارکس (بازار مبادلات ارزهای خارجی) می‌توانید از مطلب آموزشی «بازار مبادلات ارزهای خارجی (فارکس) چیست؟» دیدن نمایید.

تولیدات CBOE

این بورس دسترسی به طیف وسیعی از محصولات را ارائه می‌دهد که البته شامل قراردادهای اختیار معاملهٔ خرید و فروش هزاران سهام عمومی مبادله شده می‌شود، البته در کنار این‌ها، اجازهٔ دسترسی به معاملهٔ صندوق‌های مبادله شده در  بورس (Exchange – Traded Funds, ETFs) و اسناد مبادله‌شده در بورس (Exchange – Traded notes, ETNs) را می‌دهد.

سرمایه‌گذاران معمولاْ از این محصولات برای تولید درآمد از طریق فروش قراردادهای اختیار معامله خرید (Covered Calls: به فرایندی گفته می‌شود که طی آن صاحبان قراردادهای اختیار معامله خرید آن‌ها را فروخته و معادل دارایی پایه پول به‌دست می‌آورند.) یا قراردادهای اختیار معاملهٔ فروش محافظت‌شده با پول نقد (Cash–Secured Puts: قراردادهایی هستند که در حین امضا شدن، به‌همان اندازه پول برای خرید سهام در اختیار طرف مقابل قرار می‌دهند) استفاده می‌کنند.

همچنین قراردادهای آتی‌ای برای سهام و شاخص بخش‌های مختلف، شامل Standard and Poor’s 500، S&P 100، شاخص میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones Industrial Average – DJI)، شاخص‌های راسِل (Russell Indexes)، شاخص‌های منتخب FTSE (Financial Times Stock Exchange Group)، شاخص‌های نَزدَک (NASDAQ)، شاخص‌های MSCI (Morgan Stanley Capital International) و شاخص بخش‌های مختلف صنعتی شامل 10 بخش لحاظ شده در شاخص S&P 500 می‌شود.

 امکانات بازار بورس تولیدات CBOE

امکانات بازار بورس تولیدات CBOE
این بازار بورس، شاخص‌های رسانه‌های اجتماعی را نیز با امکانات متعدد اختیار معامله ارائه می‌دهد،‌ امکاناتی از قبیل Put Writing, ‌Butterfly, Spread, Collar

این بازار بورس، شاخص‌های رسانه‌های اجتماعی را نیز با امکانات متعدد اختیار معامله ارائه می‌دهد،‌ امکاناتی از قبیل Put Writing (استراتژی است که در آن خریدار قبول می‌کند که در صورت افزایش قیمت، قرارداد اختیار معامله را با قیمت پایه خریداری نماید و از اختلاف بین قیمت فعلی افزایش یافته و قیمت پایه ذکر شده در قرارداد کسب درآمد نماید.)،‌ Butterfly Spread (استراتژی‌ای که طی آن نرخ اسپِرِدهای روبه‌بالا و پایین ترکیب می‌شوند و شامل 4 اختیار خرید و 4 اختیار فروش می‌باشند.) و Collar (به‌عنوان «مانع پوشه‌ای» شناخته می‌شود و استراتژی‌ای از استراتژی‌های اختیار معامله (options) به‌شمار می‌رود که هدف از آن جلوگیری از ضررهای بزرگ می‌باشد. این استراتژی با جلوگیری از ضررهای بزرگ، هم‌زمان مانع کسب سودهای بزرگ نیز می‌شود.)

قرارداد اختیار معامله خرید اروپایی چیست؟

در نهایت، شاخص نوسانات (Volatility Index – VIX) که به‌عنوان فشارسنج اصلی نوسانات بازار ایفای نقش می‌کند. این شاخص براساس قیمت‌های لحظه‌ای «قراردادهای اختیار معامله  Near the money» (Near the money؛ قراردادهایی که در آن‌ها قیمت ورودی قرارداد – Strike Price – نزدیک به قیمت کنونی بازار می‌باشد.) در شاخص S&P 500 – SPX اندازه‌گیری می‌شود و جهت ارائهٔ بازتابی از دید کلی مورد انتظار سرمایه‌گذاران از نوسانات 30 روز آینده بازار طراحی شده است.

معامله‌گران شاخص نوسانات (Volatility Index – VIX) را «درجه ترس» بازار می‌نامند زیرا زمانی که بازار بسیار نوسانی بوده و ثبات ندارد، این شاخص به سطوح بالای خود حرکت می‌نماید.

شاخص نوسانات (Volatility Index – VIX) همچنین به‌عنوان شاخص پرچم‌دار نوسانات فرنچایز بازارهای جهانی CBOE شناخته می‌شود. این شامل شاخص‌های نوسانی بر پایهٔ شاخص‌های سهامی، صندوق‌های قابل‌معامله (Exchange traded Funds – ETFs)، سهم‌های منفرد، کالاها و دیگر شاخص‌های اختصاصی می‌شود.

اگر در مورد مقاله هیئت بازرگانی معاملات قراردادهای اختیار معامله شیکاگو نقطه نظر یا سوالی دارید حتما در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید.

الگوی مثلث صعودی در تحلیل تکنیکال چیست؟

الگوی مثلث صعودی یک الگوی نمودار می‌باشد که در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می‌گیرد. این الگو با حرکت قیمتی ایجاد می‌شود که می‌توان یک خط افقی روی قله‌ها و یک خط روند صعودی زیر دره‌ها کشید. این دو خط یک مثلث را تشکیل می‌دهند.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد تحلیل تکنیکال ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

تریدرها معمولاً دنبال نقاط شکست از الگوهای مثلث (مرجع) می‌باشند. مثلث‌های صعودی به الگوهای ادامه‌دهندهٔ روند معروفند. چون قیمت معمولاً در جهت روند قبل از شکل‌گیری مثلث صعودی از مثلث خارج می‌شود. یک مثلث صعودی الگوی مناسبی برای ترید کردن می‌باشد چون نقطهٔ ورود مشخص، تارگت سود مشخص و سطح استاپ لاس مشخصی برای ما تعیین می‌کند.

الگوی مثلث صعودی در تحلیل تکنیکال چیست؟
الگوی مثلث صعودی در تحلیل تکنیکال چیست؟

مقدمه‌ای بر الگوهای نمودار در تحلیل تکنیکال

نکات مهم دربارهٔ مثلث صعودی در تحلیل تکنیکال:

  • خطوط روند یک الگوی مثلث باید حداقل دوبار در هر خط لمس شود. یعنی حداقل دو قله خط بالایی را تاچ کنند و دو دره خط پایینی را تاچ کنند.
  • مثلث‌های صعودی به الگوهای ادامه‌‌دهندهٔ روند معروفند. چون قیمت معمولاً در جهت روندِ قبل از شکل‌گیری مثلث صعودی از مثلث خارج می‌شود. توجه داشته باشید که این موضوع همیشه اتفاق نمی‌افتد. شکست الگوی مثلث از هر طرف ایجاد شود باید با دقت آن را زیر نظر داشت.
  • اگر قیمت خط بالایی را بشکند، می‌توان وارد پوزیشن لانگ شد.
  • اگر قیمت خط روند پایین مثلث را بشکند، می‌توان وارد پوزیشن شرت شد.
  • استاپ لاس معمولاً در جهت دیگر خطی که نشکسته قرار می‌گیرد.
  • حداقل تارگت سود به اندازهٔ پهن‌ترین بخش مثلث می‌باشد. یعنی اگر مثلث از بالا شکست قیمت حداقل تا فاصلهٔ پهن‌ترین قسمت مثلث بالا خواهد رفت. و اگر مثلث از پایین بشکند قیمت حداقل تا فاصلهٔ پهن‌ترین قسمت مثلث پایین خواهد رفت.

اندیکاتور شاخص میانگین جهت دار در تحلیل تکنیکال چیست؟

شاخص میانگین جهت‌دار (ADX)  یک اندیکاتور ابزار تحلیل تکنیکال می‌باشد که برای تعیین قدرت یک روند توسط تریدرها مورد استفاده قرار می‌گیرد. روند می‌تواند صعودی یا نزولی باشد و این موضوع توسط دو اندیکاتور جهت‌دار منفی (-DI) و اندیکاتور جهت‌دار مثبت (+DI) نشان داده می‌باشد. بنابراین ADX معمولاً سه خط را شامل می‌شود. این سه خط برای تعیین اینکه آیا باید وارد پوزیشن شرت شد یا لانگ و آیا اصلاً وارد پوزیشن شدن صحیح است یا نه.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد تحلیل تکنیکال ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «تحلیل تکنیکال چیست؟» را مطالعه نمایید.

ADX
ADX (تریدینگ ویو)

نکات مهم:

  • اندیکاتور ADX توسط وِلس وایلدر برای نمودار روزانه بازار کالاهای اساسی طراحی شده است اما در سایر بازارها و تایم فریم‌ها قابل‌استفاده می‌باشد.
  • وقتی خط +DI بالای خط –DI می‌باشد قیمت بالا می‌رود و وقتی خط –DI بالای +DI قرار دارد قیمت پایین می‌رود.
  • نقاط تلاقی خطوط +DI و –DI نقاطی می‌باشند که پتانسیل انجام معاملات بالاست، چون قدرت خرس‌ها یا گاوها بیشتر می‌شود و به‌عبارت‌دیگر قدرت جابه‌جا می‌شود.
  • وقتی ADX بالای 25 باشد، روند قوی می‌باشد و وقتی ADX کمتر از 20 می‌باشد، روند ضعیف است یا مارکت در وضعیت بدون روند قرار دارد.
  • وضعیت بدون روند به این معنی نیست که قیمت تغییر نمی‌کند. ممکن است این‌گونه باشد. اما همچنین ممکن است تغیر روندی در قیمت ایجاد شود یا نوسان قیمت خیلی بالا باشد که نتوان وجود روندی را تشخیص داد.

اندیکاتور شاخص حرکت جهت دار (DMI) در تحلیل تکنیکال چیست؟

فرمول محاسبه شاخص میانگین جهت‌دار (ADX)

محاسبه ADX با توجه به وجود چندین خط در آن نیازمند چندین محاسبه می‌باشد.

  1. مقادیر +DM و –DM را و   True Range برای هر دوره محاسبه کنید. معمولا 14 دوره استفاده می شود.
  2. +DM = Current High – Previous High
  3. -DM = Previous Low – Current Low
  4. وقت (Current High – Previous High)>( Previous Low – Current Low) می باشد از مقدار +DM استفاده کنید.

و وقتی ( Previous Low – Current Low)> (Current High – Previous High) می باشد از مقدار –DM استفاده کنید.

  1. مقدار TR بزرگترین مقدار بین مقادیر

Current High – Current Low

Current High – Previous Close

Current Low – Previous Close

  1. مقادیر +DM و –DM و TR را هموار کنید. فرمول محاسبه TR در زیر می باشد. مقادیر

–DM و +DM را نیز در فرمول قرار دهید تا مقادیر هموار آنها بدست آید.

  1. First 14TR = Sum of first 14 TR readings.
  2. – Next 14TR value = First 14TR – (Prior 14TR/14) + Current TR
  3. سپس، مقادیر هموار شده +DM را به TR هموار شده تقسیم کنید و مقدار +DI را حساب کنید. حاصل را در 100 ضرب کنید.
  4. مقادیر هموار شده -DM را به TR هموار شده تقسیم کنید و مقدار -DI را حساب کنید. حاصل را در 100 ضرب کنید.
  5. شاخص حرکت جهت‌دار (DX) برابر است با +DI منهای –DI تقسیم بر مجموع +DI  و –DI (همه مقادیر قدر مطلق می‌باشند). حاصل را در 100 ضرب کنید.
  6. برای محاسبه ADX مقادیر DX را حداقل برای 14 دوره حساب کنید. سپس، نتایج را برای محاسبه ADX هموار کنید.
  7. First ADX = sum 14 periods of DX / 14
  8. After that, ADX = ((Prior ADX * 13) + Current DX) /14

شاخص میانگین جهت‌دار (ADX) چه چیزی به شما می‌گوید؟

شاخص میانگین جهت‌دار (ADX) به همراه اندیکاتور منفی جهت‌دار (-DI)  و اندیکاتور مثبت جهت‌دار (+DI)  اندیکاتورهای ممنتم می‌باشند. ADX به سرمایه‌گذاران در تعیین قدرت روند و –DI و +DI در تعیین جهت روند کمک می‌کنند.

ADX بالای 25، نشان‌دهندهٔ یک روند قوی می‌باشد و وقتی ADX زیر 20 باشد، یعنی روند ضعیف است.

از تقاطع (Crossover) خطوط +DI و –DI می‌توان به‌عنوان سیگنال ترید استفاده کرد. به‌عنوان مثال، اگر خط +DI خط –DI را به بالا قطع کند و ADX بالای 20 باشد، یا بهتر، بالای 25 باشد، این شرایط سیگنالی برای خرید می‌باشد.

اگر خط –DI خط +DI  را به بالا قطع کند و ADX بالای 20 باشد، یا بهتر، بالای 25 باشد، شرایط برای گرفتن پوزیشن شرت مناسب است.

از کراس‌ها همچنین می‌توان برای خروج از پوزیشن نیز استفاده کرد. به‌عنوان مثال، اگر در پوزیشن لانگ قرار دارید وقتی خط –DI خط +DI را به بالا قطع کند، از پوزیشن لانگ خارج شوید.

وقتی ADX کمتر از 20 باشد نشان‌دهندهٔ این است که قیمت در وضعیت بدون ترند قرار دارد و بنابراین ممکن است برای یک ترید ایده‌آل مناسب نباشد.

اندیکاتور A/D در تحلیل تکنیکال چیست؟

تفاوت بین اندیکاتور ADX و اندیکاتور Aroon

اندیکاتور ADX از سه خط، اما اندیکاتور Aroon از دو خط تشکیل شده است. هر دو اندیکاتور از این لحاظ شبیه هم هستند که داراری خطوطی می‌باشند که نشانگر حرکت‌های مثبت و منفی می‌باشد. سطح اندیکاتور Aroon مانند ADX در تعیین قدرت روند به ما کمک می‌کند. محاسبات این دو اندیکاتور متفاوت است و کراس اورها در زمان‌های متفاوتی اتفاق می‌افتد.

محدودیت‌های استفاده از ADX

ممکن است کراس اورهای زیادی ایجاد شود. بعضی وقت‌ها این تقاطع‌ها به حدی زیاد است که باعث سردرگمی و احتمالاً ضرر می‌شود. به این موارد سیگنال‌های اشتباه می‌گویند. این موارد وقتی مقدار ADX زیر 25 است بیشتر ایجاد می‌شود. حتی ممکن است در مواردی مقدار ADX بالای 25 برود اما خیلی زود به مقادیر کمتر از 25 برگردد.

همانند هر اندیکاتور دیگری، ADX باید با تحلیل قیمت و اندیکاتورهای دیگر ترکیب شود تا بتوان سیگنال‌های اشتباه را فیلتر کرد و ریسک را کنترل کرد.

تفاوت بیت کوین و ریپل چیست؟

اگرچه از نظر سهم بازار و میزان استقبال عمومی، بیت کوین، بین رمز ارزها پیشرو می‌باشد، رقبای دیگر نیز به علت وفق‌پذیری بالا و کاربردهای متنوع، ایجاد می‌شوند. براساس سهم بازار، در میان ارزهای مجازی، ریپل بعد از بیت کوین، اتریوم و تِتِر، رتبهٔ چهارم را دارد. به ریپل، XRP نیز می‌گویند، اما توجه کنید که ریپل نام شرکت و شبکهٔ این رمز ارز می‌باشد و XRP نام خود رمز ارز.

در ادامه به بررسی تفاوت بیت کوین و ریپل و سایر توکن‌های دیچیتال برجسته می‌پردازیم.

نکات مهم:

  • ریپل (Ripple) شرکت توسعه‌دهندهٔ رمز ارز XRP می‌باشد.
  • تأیید تراکنش‌های بیت کوین ممکن است چندین دقیقه طول بکشد و هزینهٔ بالایی داشته باشد، اما تأیید تراکنش‌های XRP سریع و کم‌هزینه است.
  • شهرت تکنولوژی XRP بیشتر به‌خاطر شبکهٔ پرداخت دیجیتال و پروتکل آن می‌باشد.
  • خیلی از بانک‌های برجسته از سیستم پرداخت XRP استفاده می‌کنند.

بیت کوین چیست؟

مقایسهٔ بیت کوین و ریپل

بیت کوین روی دفتر عمومی (ledger) شبکه بلاک چین اجرا می‌شود و برای تسهیل پرداخت‌ها به کالا و خدمات استفاده می‌شود. شبکهٔ بیت کوین، بیشتر با رمز ارز بیت کوین شناخته می‌شود که به اختصار با BTC نشان داده می‌شود.

شبکهٔ بیت کوین براساس مفهوم بلاک چین، که یک دفتر عمومی برای تأیید و ذخیرهٔ تراکنش‌هاست، می‌باشد. ماینرها به‌طور پیوسته تراکنش‌ها را تأیید می‌کنند و این تراکنش‌های تأیید شده که در یک بلاک قرار می‌گیرند را به شبکهٔ بلاک چین بیت کوین که به‌عنوان یک دفتر عمومی برای ثبت تمام فعالیت‌های شبکه به‌حساب می‌آید، متصل می‌کنند. به‌ازای زمان و توان محاسباتی که این ماینرها برای تأیید تراکنش‌ها در شبکهٔ بلاک چین بیت کوین انجام می‌دهند، مقداری بیت کوین جایزه می‌گیرند.

اما XRP تکنولوژی است که بیشتر به‌خاطر شبکهٔ پرداخت دیجیتال آن شناخته می‌شود. شبکهٔ ریپل نیز بیشتر به‌عنوان محلی برای پرداخت، خریدوفروش سهام، و یک سیستم جابه‌جایی پولِ شبیه SWIFT (سرویسی برای نقل‌وانتقال بین‌المللی پول و دارایی‌های دیگر که توسط شبکه‌های بانکی و واسطه‌های اقتصادی) می‌باشد.
قیمت ریپل

تأیید تراکنش‌ها

تفاوت بیت کوین و ریپل چیست؟
به‌جای استفاده از مفهوم استخراج شبکهٔ بلاک چین، شبکهٔ ریپل، برای تأیید تراکنش‌ها، از مکانیزم اجماع (consensus mechanism) روی شبکهٔ سرورها استفاده می‌کند. با ایجاد یک نظرسنجی، سرورها و نودهای شبکه، روی صحت و اصیل بودن تراکنش به اجماع می‌رسند.

به‌جای استفاده از مفهوم استخراج شبکهٔ بلاک چین، شبکهٔ ریپل، برای تأیید تراکنش‌ها، از مکانیزم اجماع (consensus mechanism) روی شبکهٔ سرورها استفاده می‌کند. با ایجاد یک نظرسنجی، سرورها و نودهای شبکه، روی صحت و اصیل بودن تراکنش به اجماع می‌رسند. این مکانیزم امکان تأیید لحظه‌ای تراکنش‌ها را بدون یک سیستم مرکزی فراهم می‌کند که به غیرمتمرکز بودن XRP  کمک خواهد کرد. علاوه بر این، با استفاده از این مکانیزم، تراکنش‌ها در شبکهٔ ریپل سریع‌تر و با امنیت بالاتری از بیشتر رقبا انجام می‌شود.

درحالی که شبکهٔ بیت کوین به‌علت مصرف انرژی بالا در پروسه استخراج مورد نکوهش است، شبکه ریپل به‌علت نبود عملیات استخراج، انرژی بسیار کمی مصرف می‌کند.

زمان و هزینهٔ پردازش

در حالی که تأیید تراکنش‌ها در شبکهٔ بیت کوین ممکن است چندین دقیقه طول بکشد و هزینهٔ بالایی داشته باشد، تراکنش‌ها در شبکهٔ ریپل در چند ثانیه تأیید می‌شوند و هزینهٔ کمی دارند. تعداد کل بیت کوین‌های قابل استخراج 21 میلیون عدد می‌باشد، اما 100 میلیارد XRP وجود دارد که همهٔ آنها قبل از استخراج، عرضه شده‌اند (pre-mined cryptocoins).

استخراج و گردش رمز ارزها

استخراج و گردش رمز ارزها
شبکهٔ بیت کوین از یک سیستم اثبات کار (proof-of-work) و استخراج برای رهاسازی توکن‌های جدید BTC استفاده می‌کند که این به یک بخش اصلی در تأیید تراکنش‌ها تبدیل شده است، اما تمام توکن‌های XRP قبل از استخراج عرضه شده‌اند (pre-mined). بنابراین، استخراج XRP به شکلی که برای بیت کوین در حال اجراست وجود ندارد.

شبکهٔ بیت کوین از یک سیستم اثبات کار (proof-of-work) و استخراج برای رهاسازی توکن‌های جدید BTC استفاده می‌کند که این به یک بخش اصلی در تأیید تراکنش‌ها تبدیل شده است، اما تمام توکن‌های XRP قبل از استخراج عرضه شده‌اند (pre-mined). بنابراین، استخراج XRP به شکلی که برای بیت کوین در حال اجراست وجود ندارد.

مکانیزم رهاسازی BTC و XRP متفاوت است. در حالی که بیت کوین‌های جدید بعد از اینکه آزاد می‌شوند و به ماینرها داده می‌شوند، به شبکهٔ بلاک چین اضافه می‌شوند، یک قرارداد هوشمند (smart contract) رهاسازی XRP را کنترل می‌کند.

شبکهٔ ریپل برای آزادسازی ماهانه 1 میلیارد توکن XRP برنامه‌ریزی شده است که با یک قرارداد هوشمند داخلی کنترل می‌شود. تعداد توکن‌های XRP در گردش در حال حاضر بیش از 50 میلیارد عدد می‌باشد. هر مقداری از XRPهای عرضه‌شده در یک ماه که بلااستفاده باشد به یک حساب امانی سپرده می‌شود. این مکانیزم جلوی سوءِاستفاده از عرضهٔ اضافی توکن‌های XRP را می‌گیرد و بدین طریق، زمان زیادی برای عرضه همهٔ توکن‌های XRP لازم می‌باشد.

همانند شبکهٔ بیت کوین که باید برای تراکنش‌ها هزینه و حق‌العمل پرداخت شود، در شبکهٔ ریپل نیز تراکنش‌ها هزینه دارند. هرگاه تراکنشی در شبکهٔ ریپل انجام می‌شود، مقداری XRP به‌عنوان هزینهٔ تراکنش از حساب کاربر کسر می‌گردد. کاربرد اصلی XRP تسهیل انتقال سایر دارایی‌ها می‌باشد و تعداد زیادی از تجار XRP را مانند بیت کوین برای پرداخت‌ها قبول می‌کنند.

قرارداد هوشمند چیست؟

کاربردهای واقعی تفاوت بیت کوین و ریپل

در حالی که استفاده از بیت کوین به‌عنوان یک ارز مجازی بین افراد و مؤسسات در حال افزایش است، سیستم پرداخت ریپل بیشتر بین بانک‌ها مورد استفاده می‌باشد. ریپل نت (RippleNet) یک کنسرسیوم متشکل از 200 مؤسسهٔ اقتصادی در بیش از 40 کشور است که پرداخت‌های برون‌مرزی را بین این کشورها تسهیل می‌کند. استفاده از شبکهٔ ریپل بین مؤسسات مالی در حال گسترش می‌باشد و در این زمینه، ریپل از بیشتر رقبای خود جلوتر است.

نکتهٔ مهم: در مجموع، XRP از سرعت پردازش و تأیید سریع‌تر تراکنش‌ها و حق‌العمل کمتر تراکنش‌ها، بهتر از بیت کوین می‌باشد.

مثال‌هایی از مقایسه بیت کوین و ریپل

برای درک و مقایسهٔ بهتر این دو رمز ارز در دنیای واقعی، مثال‌های زیر را در نظر بگیرید.

پیتر که در آمریکا زندگی می‌کند، به فروشگاه والمارت می‌رود و خرید خود را با دلار آمریکا پرداخت می‌کند. او همچنین می‌تواند دلار خود را صرف خرید سایر ارزها مانند پوند انگلیس یا ینِ ژاپن کند و با فروش این ارزها در زمان دیگر سود یا ضرر کند. به عنوان مثال، بیت کوین را یک رمز ارز شبیه دلار در نظر بگیرید. پیتر می‌تواند خرید کند و هزینه را با بیت کوین پرداخت کند. او همچنین می‌تواند با این بیت کوین‌ها معامله یا سرمایه‌گذاری کند و ازین طریق کسب سود کند یا متضرر شود.

اگر پیتر بخواهد 100 دلار برای پائول در ایتالیا بفرستد، او می‌تواند از طریق بانک این کار را انجام دهد. بعد از کسر حق‌العمل، بانک آمریکایی پیتر، از طریق سیستم SWIFT فعلی، پول را به‌حساب پائول در یک بانک ایتالیایی منتقل می‌کند. این پروسه ممکن است هزینهٔ بالایی در دو طرف داشته باشد و چندین روز طول بکشد. برای این کار می‌توان از سیستم ریپل نیز استفاده کرد. سیستم ریپل از توکن‌های XRP برای نقل و انتقال دارایی‌ها در شبکهٔ ریپل استفاده می‌کند. پیتر می‌تواند به‌راحتی 100 دلار را به توکن‌های XRP معادلش تبدیل کند و این مقدار ریپل را به‌حساب پائول در شبکهٔ ریپل بفرستد.

پائول توکن‌های XRP را از طریق شبکهٔ غیرمتمرکز ریپل دریافت می‌کند. او می‌تواند این توکن‌ها را به هر ارزی که می‌خواهد مثل دلار و یورو تبدیل کند یا اینکه همین توکن‌ها را نگه دارد. پروسهٔ تأیید تراکنش در شبکهٔ ریپل سریع‌تر از شبکهٔ بیت کوین یا سیستم انتقال سنتی پول می‌باشد.
قیمت بیت کوین

جمع‌بندی

مثال بالا کارکرد شبکهٔ ریپل را به‌صورت ساده‌شده نشان داد، اما شبکهٔ ریپل کمی پیچیده‌تر از این می‌باشد. سیستم ریپل، در سرعت تأیید تراکنش‌ها و حق‌العمل کمتر تراکنش‌ها، از شبکه بیت کوین بهتر می‌باشد. اما بیت کوین شناخته شده‌تر از XRP می‌باشد که مزیت‌هایی به بیت کوین می‌دهد.

بیت کوین یک سیستم کاملاً عمومی می‌باشد که هیچ دولت یا نهادی مالک آن نیست. اما شبکه ریپل اگرچه غیرمتمرکز می‌باشد، در اختیار شرکتی به همین نام است که آن را اجرا می‌کند. علی‌رغم اینکه هر دو این شبکه‌ها رمز ارز اختصاصی خود را دارند، این دو سیستم مجازی معروف، کارایی‌های متفاوتی دارند.

به انتهای مقاله «تفاوت بیت کوین و ریپل» رسیدیم، برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تراکنش‌های بیت کوین می‌توانید از مطلب آموزشی «تراکنش‌های بیت کوین چگونه کار می‌کنند؟» دیدن نمایید.

بعد از استخراج تمام 21 میلیون بیت کوین چه خواهد شد؟

بیت کوین را می‌توان طلای دیجیتال نامید. مانند طلا، بیت کوین را نیز به‌صورت دلخواه و به‌اندازهٔ دلخواه تولید کرد و حتی برای استخراج مقادیر محدود آن نیز باید کار زیادی انجام دهیم. طلا باید از زمین استخراج شود و بیت کوین باید با قدرت محاسباتی کامپیوترها استخراج شود.

اگر به طور اتفاقی با دیجی کوینر آشنا شده اید و هیچ اطلاعاتی در مورد بیت کوین ندارید پیشنهاد می‌کنیم قبل از مطالعه ادامه مطلب، مقاله «بیت کوین چیست؟» را مطالعه نمایید.

در این ارتباط، براساس قاعده‌ای که در کُد منبع بیت کوین وجود دارد، مانند طلا که مقدار محدودی از آن موجود است، تعداد بیت کوین‌ها نیز محدود می‌باشد. در نهایت فقط 21 میلیون بیت کوین موجود خواهد بود و نرخ تعداد بیت کوین‌هایی که عرضه می‌شوند نیز، با توجه به پروسه هاوینگ (halving) در هر چهار سال نصف می‌شود.

هاوینگ بیت کوین (Bitcoin Halving) چیست؟

نکات مهم:

  • در نهایت فقط 21 میلیون بیت کوین وجود خواهد داشت.
  • وقتی ماینرها تمام بیت کوین‌ها را استخراج کردند، منبع تولید بیت کوین به اتمام خواهد رسید، مگر اینکه پروتکل بیت کوین تغییر کند و اجازهٔ استخراج بیت کوین‌ بیشتری را بدهد.
  • طرفداران بیت کوین بر این باورند که مانند طلا، مقدار مشخص و ثابت این رمزارز به این معنی می‌باشد که دسترسی سیستم بانکی محدود می‌باشد و نمی‌تواند مانند پول‌های رایج به‌مقدار دلخواه از آن را تولید کند.
  •  درست است که ماینرها دیگر جایزه‌ای برای تأیید تراکنش‌ها نمی‌گیرند، اما حق‌العملی که از کاربران، برای انجام تراکنش‌ها جمع‌آوری خواهند کرد، مشوق خوبی برای ادامهٔ فعالیت آنها خواهد بود.

منبع 21 میلیونی استخراج تمام 21 میلیون

فقط 21 میلیون بیت کوین قابل استخراج وجود دارد. وقتی ماینرها تمام بیت کوین‌ها را استخراج کردند، منبع تولید بیت کوین به اتمام خواهد رسید، مگر اینکه پروتکل بیت کوین تغییر کند و اجازهٔ استخراج بیت کوین‌های بیشتری را بدهد. طرفداران بیت کوین بر این باورند که مانند طلا، مقدار مشخص و ثابت این رمزارز به این معنی می‌باشد که دسترسی سیستم بانکی محدود می‌باشد و نمی‌تواند مانند پول‌های رایج به مقدار دلخواه از آن را تولید کند. بعد از اینکه منبع تولید بیت کوین به پایان رسید، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ بحث‌های بسیاری بر سر این موضوع بین علاقه‌مندان و دنبال‌کنندگان رمزارزها وجود دارد.

در دهه آینده چه اتفاقی برای بیت کوین خواهد افتاد؟

در حال حاضر حدود 18.5 میلیون بیت کوین استخراج شده وجود دارد و کمتر از 3 میلیون بیت کوین برای استخراج باقی مانده است. برای درک بهتر اینکه چه بر سر این بیت کوین‌های استخراج نشده خواهد آمد و  شبکه چطور آخرین بیت کوین را استخراج خواهد کرد، نیاز است که برخی جزئیات فرآیند استخراج را با هم بررسی کنیم.

نکتهٔ مهم:

در حالی که بیشترین بیت کوین‌ها 21 میلیون خواهند بود، چون ممکن است برخی از مردم کلیدهای خصوصی خود را گم کنند و یا قبل از واگذار کردن کلیدهای خصوصی خود به فرد دیگری، فوت کنند، تعداد واقعی بیت کوین‌های در گردش ممکن است میلیون‌ها عدد کمتر از 21 میلیون باشد.

جایزه استخراج بیت کوین

با استخراج 18.5 میلیون بیت کوین در مدت 10 سال از پیدایش بیت کوین و وجود کمتر از سه میلیون بیت کوین دیگر برای استخراج، به‌نظر می‌رسد در مراحل پایانی استخراج بیت کوین باشیم. این موضوع، تنها از یک جنبه صحیح می‌باشد. اگرچه بیشتر بیت کوین‌ها استخراج شده است، سیر پیش رو خیلی پیچیده‌تر از این می‌باشد.
در حال حاضر، پروسهٔ استخراج بیت کوین، به‌صورتی که در آن به ماینری که با موفقیت بلاک تراکنش‌ها را تأیید کرده و مقداری بیت کوین جایزه به‌دست می‌آورد، جا افتاده است. در ابتدای پیدایش بیت کوین، جایزه تأیید هر بلاک از تراکنش‌ها 50 بیت کوین بود. چند سال بعد در 2012 بعد از اولین هاوینگ این جایزه نصف شد و به 25 بیت کوین رسید. در سال 2016 و بعد از هاوینگ دوم، این جایزه به 12.5 بیت کوین رسید. در 11 می 2020 بعد از هاوینگ سوم، این جایزه نیز نصف شد و به 6.25 بیت کوین رسید. در حال حاضر، هر ماینر که با موفقیت یک بلاک تراکنش در شبکهٔ بلاک چین بیت کوین را تأیید کند، 6.25 بیت کوین جایزه می‌گیرد.

این روند نصف شدن جایزه، که به هاوینگ معروف است، تا زمان استخراج آخرین بیت کوین، هر چهارسال یک بار تکرار خواهد شد. یعنی جایزهٔ ماینرها با گذر زمان کمتر خواهد شد، بنابراین تا رسیدن به استخراج آخرین بیت کوین، زمان زیادی مانده است. در واقعیت، اگر پروتکل شبکهٔ بیت کوین تغییر نکند، بعید به‌نظر می‌رسد که آخرین بیت کوین تا قبل از سال 2140 استخراج شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد استخراج بیت کوین می‌توانید از مطلب آموزشی «استخراج بیت کوین» دیدن نمایید.

نکتهٔ مهم:

پروسهٔ استخراج بیت کوین به ماینرها جایزه می‌دهد، اما اندازهٔ این جایزه به‌طور دوره‌ای کاهش می‌یابد و این فرآیند، عرضهٔ بیت کوین‌های جدید را کنترل می‌کند.

بعد از استخراج تمام 21 میلیون بیت کوین چه خواهد شد؟

منبع محدود بیت کوین روی ماینرها چه اثری می‌گذارد؟

به‌نظر می‌رسد، گروهی که بیشتر از همه از محدود بودن منبع بیت کوین متأثر خواهد شد، ماینرهای بیت کوین خواهند بود. از یک طرف، منتقدان پروتکل شبکهٔ بیت کوین، بر این باورند که بعد از استخراج آخرین بیت کوین، چون دیگر جایزه‌ای برای تحویل به ماینرها وجود ندارد، ماینرها فعالیت خود را متوقف خواهند کرد.

بدون جایزه‌ای که شبکه به‌عنوانِ مشوق به ماینرها می‌دهد، ممکن است ماینرها تمایلی به ادامهٔ فعالیت دشوار و پُرهزینهٔ استخراج، نداشته باشند. تأثیر این موضوع بر شبکهٔ بیت کوین، نابودکننده خواهد بود. چون پروسهٔ استخراج بیت کوین فقط یک فرآیند برای ایجاد توکن‌های جدید نیست و موجودیت و ادامهٔ حیات شبکهٔ غیرمتمرکز بلاک چین به فعالیت ماینرها وابسته است، اگر ماینرها در شبکه کار نکنند، شبکه به سوی متمرکز شدن پیش خواهد رفت یا به کلی نابود خواهد شد.

به احتمال زیاد حتی بعد از استخراج آخرین بیت کوین، ماینرها همچنان با رقبت به فعالیت خود در تأیید تراکنش‌های جدید ادامه خواهند داد. دلیل این است که هر تراکنش در شبکهٔ بیت کوین یک حق‌العمل جزئی دارد. در حال حاضر با این قیمت بیت کوین، این حق‌العمل‌ها حدود چندصد دلار در هر بلاک می‌باشد، اما در آینده، با افزایش تراکنش‌ها در شبکه بلاک چین و همچنین قیمت بیت کوین، حق‌العمل این تراکنش‌ها افزایش خواهد رفت و مشوق خوبی برای ماینرها خواهد بود.

در نهایت، شبکهٔ بیت کوین مانند یک اقتصاد بسته خواهد شد که حق‌العمل تراکنش‌ها حکم مالیات را خواهند داشت.

بعد از استخراج تمام 21 میلیون بیت کوین چه خواهد شد؟1

موارد دیگری که باید به آنها توجه کنید

باید توجه کنید که بیش از صدسال تا زمان استخراج آخرین بیت کوین مانده است. در حقیقت، وقتی به سال 2140 نزدیک می‌شویم، ماینرها برای دریافت جایزه‌ای که مقدار کمی بیت کوین است، سال‌ها زمان صرف خواهند کرد. کاهش شدید جایزهٔ ماینرها، حتی ممکن است باعث توقف عملیات استخراج تا سال 2140 شود.

نکتهٔ مهم دیگر این است که شبکهٔ بیت کوین ممکن است گاهاً دچار تغییرات شدیدی شود. با توجه به اتفاقاتی که در یک دههٔ گذشته از پیدایش بیت کوین رخ داده است، هاردفورک (hard forks) پروتکل‌های جدید، روش جدید ذخیره و پردازش تراکنش‌ها و خیلی موارد دیگر که ممکن است در آینده رخ دهد، می‌تواند روی عملکرد ماینرها اثر بگذارد. حتی ممکن است قبل از سال 2140 علاقه به بیت کوین به‌کلی از بین برود و در نتیجه کلیهٔ بحث‌های مربوط به اینکه بعد از استخراج آخرین بیت کوین چه خواهد شد، بی‌اساس شود.

اندیکاتور ATR یا محدودهٔ متوسط واقعی در تحلیل تکنیکال چیست؟

اندیکاتور ATR یک شاخصِ تحلیلِ تکنیکی است که نوساناتِ بازار را با تجزیهٔ کلِّ محدودهٔ قیمتیِ یک دارایی در دورهٔ زمانی‌اش، اندازه‌گیری می‌کند. به‌طور خاص، ATR معیاری از نوسانات است که توسط تکنسین بازار .J. Welles Wilder Jr  در کتاب “مفاهیم جدید در سیستم‌های معاملاتی تکنیکال” معرفی شده است.

شاخص محدودهٔ واقعی، بزرگترین مقدار از بین موارد زیر می‌باشد: بالاترین قیمت منهای پایین‌ترین قیمت حال حاضر، قدرمطلق بالاترین قیمت منهای قیمت بسته شدهٔ قبلی آن؛ و قدرمطلق پایین‌ترین قیمت منهای قیمت بسته شدهٔ قبلی آن. دامنهٔ متوسط واقعی در این صورت یک میانگین متحرک است که عموماً از دورهٔ 14 روزهٔ آن استفاده می‌کنند.

اندیکاتور atr
اندیکاتور ATR یک شاخصِ تحلیلِ تکنیکی است که نوساناتِ بازار را با تجزیهٔ کلِّ محدودهٔ قیمتیِ یک دارایی در دورهٔ زمانی‌اش، اندازه‌گیری می‌کند. به‌طور خاص، ATR معیاری از نوسانات است که توسط تکنسین بازار .J. Welles Wilder Jr  در کتاب “مفاهیم جدید در سیستم‌های معاملاتی تکنیکال” معرفی شده است.

نکات کلیدی:

  • اندیکاتور ATR یک شاخص تحلیل تکنیکی است که نوسانات بازار را اندازه‌گیری می‌کند.
  • به‌طور معمول یک سری از شاخص‌های دامنهٔ واقعی از یک میانگین متحرک 14 روزه مشتق می‌شوند.
  • اندیکاتور ATR در ابتدا برای استفاده در بازارهای کالا شکل گرفته بود اما از آن زمان تاکنون در انواع بازار های مالی قابل استفاده است.

فرمول محاسبه اندیکاتور ATR

اولین قدم برای محاسبهٔ اندیکاتور ATR، یافتن یک سری مقادیر دامنهٔ واقعی برای یک اوراق بهادار یا سهام است. دامنهٔ قیمتی یک سهام برای یک روز معاملاتی مشخص به‌سادگی قابل‌محاسبه است، بیشترین قیمت منهای کمترین قیمت. در ضمن، دامنهٔ واقعی فراگیرتر و به این شرح است:

نحوهٔ محاسبهٔ اندیکاتور ATR

معامله‌گران می‌توانند از دوره‌های کوتاه‌تر از 14 روز برای تولید سیگنال‌های تجاری بیشتری استفاده کنند، در حالی که در دوره‌های طولانی‌تر احتمال تولید سیگنال‌های تجاری کمتر است.

به‌عنوان مثال، فرض کنید یک معامله‌گر کوتاه‌مدت فقط مایل به تجزیه‌وتحلیل نوسانات سهام در طی یک دورهٔ 5 روزه معاملاتی است. بنابراین، معامله‌گر می‌تواند ATR پنج روزه را محاسبه کند.

اندیکاتور A/D در تحلیل تکنیکال چیست؟

فرض می‌کنیم که داده‌های قیمتی که قبلاً اتفاق افتاده‌اند به‌ترتیب معکوس مرتب شده‌اند، معامله‌گر قدرمطلق بیشترین قیمت فعلی را منهای کمترین قیمت فعلی را محاسبه می‌کند، قدرمطلق بیشترین قیمت فعلی منهای قیمت بسته شدهٔ قبلی آن را حساب می‌کند و قدرمطلق کمترین قیمت فعلی منهای قیمت بسته شدهٔ قبلی آن را نیز حساب می‌کند.

این محاسبات از محدودهٔ واقعی برای پنج روز معاملاتی اخیر انجام شده است و سپس از آن میانگین گرفته می‌شود که در نتیجه اولین مقدار ATR پنج روزه به‌دست می‌آید.

اندیکاتور ATR به شما چه می‌گوید؟

این میانگین در ابتدا برای استفاده در بازارهای کالا شکل گرفته بود اما از آن زمان تاکنون در انواع بازارهای مالی قابل استفاده است. به‌عبارت ساده‌تر، یک سهام که سطح بالایی از نوسانات را تجربه می‌کند، ATR بالاتری دارد و سهامی با نوسانات پایین نیز ATR کمتری دارد.

ATR ممکن است توسط تکنسین‌های بازار برای ورود و خروج در معاملات مورد استفاده قرار گیرد و یک ابزار مفید برای افزودن به سیستم معاملاتی است. این ابزار ایجاد شده است تا معامله‌گران بتوانند دقیق‌تر نوسانات روزانهٔ یک دارایی یا سهام را با استفاده از محاسباتی ساده، اندازه‌گیری کنند.

تحلیل تکنیکال چیست؟

این شاخص، جهت و مسیر قیمت را نشان نمی‌دهد، از آن در درجهٔ اول برای اندازه‌گیری نوسانات ناشی از فواصل خالی یا اصطلاحاً gapها و محدود کردن فرازوفرودهای نمودار، استفاده می‌شود. محاسبهٔ ATR نسبتاً ساده است و فقط به داده‌های قیمتی که اتفاق افتاده‌اند نیاز دارد.

استفاده از ATR معمولاً به‌عنوان روشی برای خروج از بازار بدون توجه به نوع تصمیم‌گیری و یا استراتژی ورود به بازار مورد استفاده قرار می‌گیرد. یک تکنیک محبوب به‌عنوان ” chandelier exit” یا “خروج پله‌ای” شناخته شده است و توسط Chuck LeBeau ارائه شده است.

خروج پله‌ای در یک روند صعودی، یک نقطهٔ خروج یا stop زیر بالاترین قیمت ثبت‌شده از زمان ورود شما ثبت می‌کند. فاصلهٔ بین بالاترین قیمت ثبت‌شده و قیمتی که برای خروج سفارش گذاشته شده، محدوده‌ایست که با مضربی از عدد ATR تعریف می‌شود. برای مثال: از لحظهٔ ورود به بازار، ما می‌توانیم سه برابر عدد ATR را از بالاترین قیمت ثبت شده در یک روند صعودی، کم کنیم و آن نقطه را برای خروج در نظر بگیریم.

دامنهٔ واقعی متوسط همچنین می‌تواند یک علامت یا نشانه از حجم معاملات در بازارهای زیرمجموعه برای معامله‌گر باشد. می‌توان از رویکرد ATR برای دسته‌بندی موقعیت‌ها استفاده کرد که تمایل یک معامله‌گر را برای پذیرش ریسک و همچنین نوسانات زیربنایی بازار نشان می‌دهد.

مثالی از نحوه استفاده از  اندیکاتور ATR

به‌عنوان نمونه، فرض کنید مقدار اول یک ATR پنج روزه 1.41 محاسبه شده و روز ششم دارای دامنهٔ واقعی 1.09 است. مقدار ATR متوالی را می‌توان با ضرب مقدار قبلی ATR بر تعداد روزهای آن منهای یک، و سپس اضافه کردن دامنهٔ واقعی دورهٔ فعلی به آن حاصل ضرب، تخمین زد. در مرحلهٔ بعد، عدد به‌دست آمده را بر بازهٔ زمانی انتخاب شده تقسیم کنید. به‌عنوان مثال، مقدار دوم ATR  عدد 1.35 تخمین زده می‌شود، 5 / ((1.09) + (5-1 ) * 1.41). این فرمول می‌تواند در کل دورهٔ زمانی تکرار شود.

محدودیت‌های اندیکاتور ATR

در استفاده از اندیکاتور دامنهٔ متوسط واقعی دو محدودیت اصلی وجود دارد. اولین مورد این است که ATR یک معیار ذهنی است – به این معنی که تفسیر آن می‌تواند سلیقه‌ای باشد. هیچ مقداری از ATR وجود ندارد که با اطمینان به شما بگوید كه روند در حال برگشت است یا خیر. در عوض، خواندن ATR همیشه باید در مقایسه با اعداد خوانده شدهٔ قبلی باشد تا درک و احساس از قدرت یا ضعف یک روند را به‌دست آورید.

دوم، ATR همچنین فقط نوسانات را می‌سنجد و نه جهت حرکت قیمت‌ها. این ممکن است گاهی اوقات منجر به سیگنال‌های درهم آمیخته می‌شود، به‌ویژه هنگامی که بازارها چرخش را تجربه می‌کنند یا وقتی که روندها در نقاط عطف هستند.

به‌عنوان مثال، افزایش ناگهانی ATR در پی یک حرکت گسترده در روند موجود، ممکن است باعث شود که برخی از معامله‌گرها فکر کنند که ATR روند قدیمی را تأیید می‌کند، اما ممکن است واقعاً این‌گونه نباشد.

به نظر شما استفاده از اندیکاتور ATR در واقعیت قابل استفاده است؟ تجربه یا دیدگاه خود را در مورد مقاله «اندیکاتور ATR یا محدوده متوسط واقعی در تحلیل تکنیکال چیست؟» چیست با ما به اشتراک بگذارید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) مطالعهٔ اطلاعات تاریخی بازار شامل قیمت و حجم است. با استفاده از اطلاعاتی در زمینهٔ روان‌شناسی بازار (market psychology)، اقتصاد رفتاری (behavioral economics) و تحلیل مقداری (quantitative analysis) تحلیل‌گران تکنیکال از عملکرد گذشته قیمت‌ها برای پیش‌بینی رفتار آیندهٔ بازار استفاده می‌کنند.

دو روش از معمول‌ترین روش‌های تحلیل تکنیکال شامل بررسی الگوهای نموداری و استفاده از اندیکاتورهای تکنیکالی است.

نکات کلیدی:

  • تحلیل تکنیکال به دنبال پیش‌بینی حرکات آیندهٔ قیمتی است و سعی دارد تا اطلاعات مورد نیاز تحلیل‌گران برای رسیدن به سود را در اختیارشان قرار دهد.
  • معامله‌گران از تحلیل تکنیکال در نمودارها برای یافتن نقاط ورود و خروج استفاده می‌کنند.
  • تحلیل تکنیکال بر این فرض استوار است که قیمت موجود در نمودار تمامی اطلاعات در دسترس را بازتاب کرده است.

تحلیل تکنیکال چه چیزهایی را به شما می‌گوید؟

تحلیل تکنیکال یک عبارت کلی برای توصیف انواعی از استراتژی‌هایی است که بر تفسیر حرکات قیمت یک سهم بستگی دارند.

تحلیل تکنیکال بیشتر روی این موضوع تمرکز دارد که روند کنونی ادامه می‌یابد یا خیر؛ و یا در چه زمانی باز خواهد گشت. برخی از تحلیل‌گران تکنیکال از خطوط روند استفاده می‌کنند، برخی از اشکال کندلی و یکسری نیز از باندها و باکس‌هایی (boxes) که با استفاده از ریاضیات به تصویر کشیده شده‌اند، استفاده می‌کنند.

بهترین روش‌های یادگیری تحلیل تکنیکال چیست؟

بیشتر تحلیل‌گران تکنیکال از یک سری از ابزارها برای یافتن نقاط احتمالی ورود و خروج در معاملات استفاده می‌کنند.

حرکات قیمت در نمودار می‌تواند نشان‌دهندهٔ یک نقطهٔ ورود برای یک فروشنده (short seller) باشد اما معامله‌گر به بررسی میانگین‌های متحرک در بازه‌های زمانی مختلف پرداخته تا بتواند احتمال این شکست قیمتی به سمت پایین را تأیید کند.

یک تاریخچهٔ مختصر از تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال سهام و روندها صدها سال است که مورد استفاده قرار می‌گیرد. در اروپا ژوزف دلاوگا (Joseph de la Vega) از تحلیل تکنیکال ابتدایی و تکنیک‌های آن برای پیش‌بینی بازارهای هلند در قرن هفدهم استفاده کرد.

تحلیل تکنیکال در فرم مدرن خود بسیار به افرادی مانند چارلز داو (Charles Daw)، ویلیام همیلتون (William P. Hamilton)، رابرت رئا (Robert Rhea)، ادسون گود (Edson Gould) و بسیاری دیگر از افراد مانند نیکلاس دارواس (Nicolas Darvas) مدیون است.

تحلیل تکنیکال چیست؟
تحلیل تکنیکال سهام و روندها صدها سال است که مورد استفاده قرار می‌گیرد. در اروپا ژوزف دلاوگا (Joseph de la Vega) از تحلیل تکنیکال ابتدایی و تکنیک‌های آن برای پیش‌بینی بازارهای هلند در قرن هفدهم استفاده کرد. تحلیل تکنیکال در فرم مدرن خود بسیار به افرادی مانند چارلز داو (Charles Daw)، ویلیام همیلتون (William P. Hamilton)، رابرت رئا (Robert Rhea)، ادسون گود (Edson Gould) و بسیاری دیگر از افراد مانند نیکلاس دارواس (Nicolas Darvas) مدیون است.

این افراد چشم‌انداز جدیدی در خصوص بازارها ارائه کرده‌اند. آنها به‌جای اینکه بازارها را با استفاده از خصوصیاتی که در مورد شرکت‌های مدنظر موجود است توصیف کنند، به‌شکل موجی به‌تصویر کشیده‌اند که دارای نقاط قله و کف (highs and lows) می‌باشند.

کلکسیون وسیعی از تئوری‌های تحلیل تکنیکال ابتدایی جمع‌آوری شده و در کتابی با نام «تحلیل تکنیکال روندهای بازار سهام» نوشته رابرت دی ادوارد و جان مگی (John Magee) منتشر شد.

پنج مورد از قوی‌ترین الگوهای شمعی در تحلیل تکنیکال کدامند؟

الگوهای کندلی به دوران تاجران ژاپنی برمی‌گردند که به دنبال الگوهای معاملاتی برای معامله برداشت‌های برنج خود بودند. مطالعه این الگوهای تاریخی در دهه 1990 و هم‌زمان با ابداع معامله‌گری روزانهٔ اینترنتی در آمریکا محبوب شد.

سرمایه‌گذاران اطلاعات تاریخی سهام را برای کشف الگوهای جدید برای استفاده در معاملات پیشنهاد شده جست‌وجو کردند.

الگوهای بازگشتی کندلی (candlestick reversal patterns) یکی از مهم‌ترین موارد برای سرمایه‌گذاران می‌باشند. همچنین الگوهای متعدد دیگری نیز در نمودار وجود دارند. الگوی دوجی (doji pattern) و الگوی پوشا (engulfing pattern) هر دو یک بازگشت قیمت نزولی قریب‌الوقوع را پیش‌بینی می‌کنند.

چگونه از تحلیل تکنیکال استفاده کنیم؟

اصل اساسی در تحلیل تکنیکال این است که قیمت بازار تمامی اطلاعات در دسترس که بازار را تحت تأثیر قرار می‌دهند را به‌نمایش می‌گذارد. به‌همین دلیل نیازی به بررسی اقتصاد، موارد بنیادی و یا توسعه‌های انجام‌شده نیست زیرا تمامی آن‌ها از پیش در قیمت سهم لحاظ شده‌اند.

به‌طور کل تحلیل‌گران تکنیکال باور دارند که قیمت‌ها در روندهایی مشخص حرکت می‌کنند و تاریخ نیز تمایل به تکرار دارد، به‌خصوص زمانی که به بحث روان‌شناسی کل بازار می‌رسیم. دو نوع اصلی از تحلیل تکنیکال شامل بررسی الگوهای نموداری و استفاده از اندیکاتورهای تکنیکالی است.

الگوهای نموداری اَشکالی ذهنی از تحلیل تکنیکال هستند که در آن تحلیل‌گران سعی می‌کنند تا با بررسی الگوهایی مشخص، مناطق حمایت و مقاومت در نمودار را شناسایی کنند.

استراتژی‌های تحلیل تکنیکال برای افراد تازه‌کار کدامند؟

این الگوها که زیربنایشان فاکتورهای روان‌شناسی است برای پیش‌بینی جهت حرکت قیمت‌ها پس از شکست این الگوها در قیمت و زمانی مشخص، طراحی شده‌اند. برای مثال، یک الگوی مثلث بالارونده (ascending triangle) که الگویی صعودی است نشان‌دهندهٔ نقاط کلیدی مقاومت در نمودار است. هرگونه شکست از این مقاومت می‌تواند منجر به حرکات چشم‌گیر با حجم معاملاتی بالا شود.

اندیکاتورهای تکنیکال، شکلی آماری از تحلیل تکنیکال به‌شمار می‌روند. این اندیکاتورها فرمول‌های ریاضی متعددی را بر اطلاعات قیمت و حجم معاملاتی اعمال می‌کنند.

معمول‌ترین اندیکاتورهای تکنیکال میانگین‌های متحرک (moving averages) هستند که اطلاعات قیمتی را برای تشخیص روندها تعدیل می‌کنند.

برای آشنایی با انواع اندیکاتورهای تکنیکال میانگین‌های متحرک می‌توانید مقالات «میانگین متحرک در تحلیل تکنیکال چیست؟» و «میانگین های متحرک نمایی دوگانه در تحلیل تکنیکال چیست؟» و «میانگین متحرک نمایی (EMA) در تحلیل تکنیکال چیست؟» و «اندیکاتور همگرایی-واگرایی میانگین متحرک – مکدی – در تحلیل تکنیکال چیست؟» مطالعه نمایید.

اندیکاتورهای تکنیکال پیچیده‌تر شامل اندیکاتور همگرایی و واگرایی میانگین‌های متحرک (Moving Averages Divergence Convergence – MACD) هستند که به‌شکلِ تعاملی از چندین میانگین متحرک به نمایش درمی‌آید. بسیاری از سیستم‌های معاملاتی براساس اندیکاتورهای تکنیکالی طراحی شده‌اند زیرا که آن‌ها می‌توانند به‌شکل مقداری مورد محاسبه قرار بگیرند.

تفاوت بین تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال دو جناح بزرگ در دنیای مالی به‌شمار می‌روند. با وجود این‌که تحلیل‌گران تکنیکال باور دارند که بهترین روش بررسی بازار تعقیب روند است، تحلیل‌گران بنیادی باور دارند که بازار به ارزش سهام اهمیت زیادی نشان نمی‌دهد.

تحلیل‌گران بنیادی بدون توجه به روندهای نمودار برای یافتن ارزش ذاتی سهم هر شرکت به بررسی ترازنامه و اطلاعات شرکت در بازار می‌پردازند.

تحلیل تکنیکال چیست؟
تحلیل‌گران بنیادی بدون توجه به روندهای نمودار برای یافتن ارزش ذاتی سهم هر شرکت به بررسی ترازنامه و اطلاعات شرکت در بازار می‌پردازند اما تحلیل گران تکنیکال باور دارند که بهترین روش بررسی بازار تعقیب روند است و مشاهده روند حرکت نمودارها و قیمت‌ها.

نمونه‌های بسیاری از سرمایه‌گذاران موفق وجود دارند که از تحلیل بنیادی و یا تحلیل تکنیکال برای معامله‌گری استفاده کرده‌اند، حتی دسته‌ای از آن‌ها وجود دارند از هر دو نوع این تحلیل بهره می‌برند.

تفاوت تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال چیست؟

هرچند به‌صورت کلی تحلیل تکنیکال سرعت سرمایه‌گذاری شما را بالاتر می‌برد، در حالی که تحلیل بنیادی معمولاً برای تصمیم‌گیری نیاز به زمان بیشتری داشته و باید برای بررسی‌های مورد نیاز کار بیشتری انجام شود.

محدودیت‌های تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال محدودیت‌هایی مشابه با هر استراتژی که بر تریدرهای خاص معاملاتی استوار است دارد. ممکن است نمودارها به غلط تحلیل شوند. ممکن است الگوها با حجم معاملاتی پایین تشکیل شوند. ممکن است بازهٔ زمانی میانگین‌های متحرک‌تان – بسته به نوع معامله‌ای که انجام می‌دهید – بیش از حد طولانی یا بیش از حد کوتاه باشد. به‌غیر از این موارد، تحلیل تکنیکال سهام و روندها محدودیت‌های به‌خصوصی دارد که مختص به‌خودش می‌باشند.

هرچه استراتژی‌های تحلیل تکنیکال، ابزارهایی تحلیل تکنیکال و تکنیک‌های مورد استفاده در آن بیشتر مورد استفاده عموم قرار می‌گیرند، تأثیر بیشتری بر روی حرکات قیمت در بازار می‌گذارند. برای مثال، آیا آن الگوی سه کلاغ سیاه (three black crows) براساس اطلاعاتی که یک بازگشت قیمتی را توجیه می‌کنند تشکیل شده یا اینکه معامله‌گران به‌طور کلی باور دارند که باید یک بازگشت قیمتی به سمت پایین، پس از شکل‌گیری این الگو انجام شود؟ باوری که می‌تواند آن‌ها را مجاب کند تا وارد یک موقعیت معاملاتی فروش (short position) شوند.

با وجود اینکه این یک سؤال مهمی است، یک تحلیل‌گر تکنیکال به این موارد تا زمانی که مدل معاملاتی‌اش به‌درستی کار می‌کند، اهمیتی نمی‌دهد.

اگر علاقه مند به یادگیری بیشتر در این حوزه هستید می‌توانید از نقشه راهنمای دیجی کوینر به نام «درخت یادگیری» دیدن نمایید که از نقطه ابتدایی تا انتهای مسیر را ریل گذاری کرده است.

شما با مطالعه درخت یادگیری تا حد مطلوبی دانش خود را افزایش داده‌اید اما برای حرفه ای شدن و انجام معاملات در این بازار نیاز به یک راهنمای مجرب و با تجربه دارید. مجموعه دیجی کوینر بر آن است که با برگزاری کلاس‌های آموزشی تجریبات چند ساله خود را در اختیار هم وطنان عزیز قرار دهد تا در این بحران اقتصادی بتوانند در آمد دلاری کسب نمایند. (تاریخ برگزاری کلاس‌ها متعاقبا از طریق وب‌سایت اعلام خواهد شد.)